علی علیه السلام نسبت به ظهور داعش هشدار داده بود

 

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به نقل از پایگاه خبری المحیط، علی جمعه، مفتی سابق مصر گفت: ظهور داعش، پدیده غیر منتظره‌ای نیست و اوصاف این گروهک تروریستی پیش از این در منابع و کتب اسلامی و از زبان امام علی (ع) ذکر شده است.

مفتی اعظم مصر (2003-2013) با استناد به حدیثی از امام علی (ع) که نعیم بن حماد در کتاب "الماتع الفتن" آورده است، گفت: امام علی که دَرِب علم پیامبر بود ظهور داعش را در این حدیث پیش‌بینی کرده بود «حدثنا نعیم عن الولید بن مسلم ورشید بن ابی قتیل عن ابی مروان عن علی بن ابی طالب علیه السلام قال اذا رایتم الرایات السود فالزموا الارض ولا تحرکوا ایدیکم ولا ارجلکم ثم یظهر قوم صغار لا یوبه لهم قلوبهم کزبر الحدید اصحاب الدوله لا یفون بعهد ولا میثاق یدعوا الی الحق ولیسوا من اهله اسمائهم الکنی ونسبهم الغری حتی یختلفوا فیما بینهم ثم یوتی الله الحق من یشا.»

« زمانی که پرچم‌های سیاه را دیدید از جای خود حرکت نکنید (به آن‌ها نپیوندید) و دستان و پاهایتان را تکان ندهید (با آن‌ها بیعت نکنید و به آن‌ها نپیوندید) سپس قومی ضعیف ظاهر می‌شود که قلب‌هایشان مانند براده‌های آهن سخت است. آن‌ها حکومت دارند اما به هیچ عهد و میثاقی پایبند نیستند به حق دعوت می‌کنند اما هرگز از عمل کنندگان به آن نیستند. اسم‌هایشان، کُنیه و نسب‌هایشان از نام شهرها گرفته شده است. تا اینکه میان خود اختلاف نظر پیدا می‌کنند سپس خداوند حق را آنگونه که می‌خواهد ظاهر می‌سازد»

علی جمعه در یادداشتی که در سایت "یوتیوب" به منتشر کرده، نوشت: علی (ع) این گروهک تروریستی را با ظرافت توصیف کرده است؛ قلب‌هایشان چون براده‌های آهن سخت است، آن‌ها صاحب دولت هستند، همانگونه که می‌بینیم داعش تشکیلات خود را خلافت اسلامی نامیده است و هیچ یک از خوارج پیش از این چنین ادعایی نداشته است، نام هایشان کنیه است و نسبت‌هایشان از شهرها گرفته شده ما نام‌هایی چون ابوبکر، ابویاسین، البغدادی، البصری، اللیبی و المصری را در میان اعضای این گروه می‌یابیم.

این عالم مصری گفت: مشکل فرقه داعش این است که اسلام را درست درک نکرده‌ و تصویری غلط از دین اسلام در ذهن دارد. این افراد به دست روحانیون و علمای دینی آموزش ندیده‌اند بلکه معلومات خود را از کتاب‌های مختلف و به صورت پراکنده جمع آوری کرده‌اند و هرگز نتونسته‌اند به درک درستی از اسلام دست یابند. آن‌ها تنها اطلاعاتی پراکنده از اسلام دارند اما به درک عمیقی دست نیافته‌اند. سپس این اطلاعات پراکنده را آنگونه که خود مایل‌اند، شکل بخشیده‌اند و مردم را به اسم دین به قتل می‌رسانند در حالی که اسلام از اینگونه رفتارها دور است.

علی جمعه ادامه داد: رسول اکرم (ص) دین اسلام را به شکل چراغی روش برای ما به یادگار گذاشت، کسی از دین منحرف نمی‌شود مگر کسانی که مقرر شده که هلاک خواهند شد در حالی که پایه دین اسلام بر رحمت و مهربانی استوار شده است. رسول خدا (ص) می‌فرماید: «خداوند بخشنده مهربان رحمت و بخشش خود را بر مهربانان دریغ نمی‌کند.» این اولین حدیثی است که هر دانشجویی می‌آموزد و بقیه آموزش‌های دینی‌اش بر پایه آن استوار می‌شود.

وی ادامه داد: اگر این پایه درست بنا نهاده شود، ساختمان هم درست شکل می‌گیرد اما اگر این پایه خراب و سست باشد این ساختمان فرو می‌ریزد و این وضعیت فعلی داعش است. این گروهک و گروه‌های شبیه آن خوارج این عصر هستند.

مراجعه:

1- معرفی شیخ علی جمعه در سایت ویکیپدیا

2- متن خبر در سایت خبرگزاری ایسنا

3- کلیپ سخنرانی شیخ علی جمعه


ادامه مطلب


[ دوشنبه 24 فروردین 1394  ] [ 1:16 AM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

کتاب پیشگویی های امام علی (ع)

یکى از دلائل آشکار نبوت و یا امامت ، خبرهاى است غیبى که از جانب خداوند متعال در اختیار ایشان قرار مى گیرد.اینگونه اخبار در قرآن مجید و سخنان پیامبر بزرگوار اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) و پیشوایان معصومین علیه السلام بطور گسترده ذکر شده است .یادآورى و مطالعه اینگونه روایات علاوه بر اینکه سبب شناخت بهتر پیشوایان دین مى گردد و این خود در مکتب اهل البیت علیه السلام و هر مکتبى یک اصل مهم به شمار مى آید، زیرا طبیعت هر انسانى با شناخت کمالات رهبران خود به طرف آنها جذب مى شود، علاقه او بیشتر شده و این علاقه معنایش اطاعت و هماهنگى با رهبران دینى است که پایه هر موفقیتى به شمار مى رود.گذشته از این امر، پیشگوئیهاى رهبران دینى در حد یک معجزه سبب تقویت ایمان و باور قلبى مردم به حقانیت دین و رهبرى آن مى گردد.از این نظر بر آن شدیم تا پاره اى از این اخبار را از پیشتاز این میدان و خداوند علم و تدبیر یعنى امیرالمؤمنین علیه السلام ذکر کنیم تا هر چه بیشتر در ترویج دین و مکتب اهل البیت و شناختن معصومین ، به ویژه امیرالمؤمنین علیه السلام توفیق یابیم .مولف این کتاب با ارزش آقای سید محمد نجفی یزدی می باشد.

زبان: فارسی
http://dll.irandll.net/image/FileType.gifنوع فایل: PDF
http://dll.irandll.net/image/Pages.gifحجم: ۱٫۱۵ MB
http://dll.irandll.net/image/Author.gif منبع: دانلود سرای ایران دانلود
http://dll.irandll.net/image/Publisher.gif پسورد: www.irandll.net

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 28 اسفند 1393  ] [ 2:27 AM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

خداوند متعال امیرالمؤمنین علیه السلام را بر محضر حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم وارد می کند

 

سد ابواب همۀ خانه ها به غیر از خانه امیرالمؤمنین علیه السلام

اخبرنا محمد بن بشار قال حدثنا محمد بن جعفر قال حدثنا عوف بن میمون ابی عبدالله عن زید بن ارقم قال:

کان لنفر من اصحاب رسول الله ابواب شارعة لمسجد فقال رسول الله سدّوا هذه الابواب إلا باب علیّ

فتکلم فی ذلک اناس فقام رسول الله فحمد الله و اثنی علیه ثم قال: اما بعد فإنی امرت بسد هذه الابواب غیر باب علیّ فقال فقه قائلکم والله ما سددته و لا فتحته و لکنّی أمرت بشئ فاتّبعه

زید بن ارقم می گوید: درهای خانۀ گروهی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به مسجد گشوده می شد پس رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «تمام این درها جز در خانه علی علیه السلام را ببندید.»

برخی از مردم در این باره به بحث و جدال پرداختند، پس رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلّم به پاخواست و حمد و ستایش خدا را به جای آورد و سپس فرمود:

«اما بعد، من دستور دارم تمام این درها جز در خانه علی علیه السلام را ببندم. برخی از شما زبان اعتراض گشوده اند، به خدا سوگند من از پیش خود دری را نبستم و نگشودم. بلکه از ناحیۀ خدا دستور گرفتم و پیروی کردم.»

(مسند احمد حنبل، ج3، ص41، ح19287؛ مستدرک حاکم، ج3، ص125؛ مناقب خوارزمی، ص327، ح328؛ القول المسدد، ص28)

 

خدای متعال، امیرالمؤمنین علیه السلام را بر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وارد و از نزد ایشان خارج می کند

قرأت علی محمد بن سلیمان لوین عن ابن عتیبه عن عمرو بن دینار عن ابی جعفر محمد بن علی عن ابراهیم بن سعد بن ابی وقاص عن ابیه و لم یقل مرّة عن ابیه قال:

کنا عند النبی و عنده قوم جلوس فدخل علی فلما دخل خرجوا فلما خرجوا تلاوموا فقالوا: والله ما أخرجنا و أدخله فرجعوا فدخلوا فقال:

والله ما أنا أدخلته و أخرجتکم بل الله أدخله و أخرجکم

سعد بن ابی وقاص می گوید: نزد پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلّم با گروهی نشسته بودیم چون امیرالمؤمنین علیه السلام وارد شد دیگران بیرون رفتند (یا حضرت رسول به دیگران فرمود بیرون شوید) چون بیرون آمدند یکدیگر را سرزنش کردند و گفتند به خدا قسم روا نیست ما را بیرون کند و وی را بپذیرد. پس برگشتند و داخل شدند. پس رسول خدا فرمودند:

به خدا سوگند من از پیش خود، او را وارد و شما را بیرون نکردم، بلکه خدا او را وارد و شما را بیرون کرد.

(مسند بزار، ج4، ص34، ح1195؛ علل دار قطنی، ج4، ص263، ح629؛ طبقات محدثین، ج2، ص145ح165؛ تاریخ ابونعیم، ج2، ص147ح1328؛ تاریخ بغداد، ج5، ص293و294؛ سنن کبری نسائی، ج5، ص46؛ تاریخ مدینۀ دمشق، ج2، ص312 ح823و824)


ادامه مطلب


[ شنبه 9 اسفند 1393  ] [ 3:51 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

جانشینی امیرالمؤمنین علیه السلام در اولین دعوت علنی پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم

 

امیرالمؤمنین علیه السلام جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم در اولین دعوت علنی

هنگامی که آیۀ «و انذر  عشیرتک الاقربین» نازل شد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دستور یافت تا اولین دعوت علنی خود را از خویشان شروع فرماید. حضرت در آن مجلس فرمودند: ای فرزندان عبدالمطلب سوگند به خداوند من جوانی در عرب سراغ ندارم که چیزی برای قوم خود آورده باشد، بهتر از آنچه من برای شما به ارمغان آورده ام. من برای شما خیر دنیا و آخرت را آورده ام. خداوند تعالی به من امر فرموده است که شما را به سوی او دعوت کنم. سپس فرمودند:

فأیکم یؤازرنی هذا الامر و أن یکون أخی و وصیی و خلیفتی فیکم

کدام یک از شما شریک رنج های من و کمک کار در ادای رسالت من می شود تا او برادر و وصیّ و خلیفۀ من در میان شما باشد.

همه سکوت کردند و تنها امیرالمؤمنین علیه السلام که کم سن تر از همه آنها بود ایستاده و فرمودند: أنا یا نبی الله أکون وزیرک علیه؛ من ای پیامبر خدا! وزیر و مددکار تو می شوم در تحمل بار رسالت. پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، امیرالمؤمنین علیه السلام را گرفت و فرمود:

إن هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم فاسمعوا له و اطیعوا

این برادر و وصی و خلیفۀ من در میان شماست از او فرمان برید و به گفته و دستورش گوش دهید.

پیرمردان بنی هاشم و بزرگان قوم از جای برخاستند در حالی که از سر تمسخر و استهزاء می خندیدند؛ به ابوطالب گفتند: این برادرزاده ات امر می کند که از کودک خردسالت فرمان بری! (با این که تو شیخ و رئیس قریش هستی)

(تاریخ الرسل و الملوک طبری، ج2، ص319-321؛ تفسیر طبری، ج19، ص74-75؛ الکامل فی التاریخ ابن اثیر، ج2، ص41-42)


ادامه مطلب


[ شنبه 9 اسفند 1393  ] [ 3:43 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

روایتی از حضرت علی ع و فاطمه س

حضرت فاطمه (س) : در يكي از روزها ، صبحگاهان امام علي (ع ) فرمود : فاطمه جان آيا غذايي داري تا از گرسنگي بيرون آيم ؟ پاسخ دادند : نه ، به خدايي كه پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزيد سوگند ، دو روز است كه در منزل غذاي كافي نداريم و در اين مدت شما را بر خود و فرزندانم در طعام ترجيح دادم . امام (ع ) با تأسف فرمودند : فاطمه جان چرا به من اطلاع ندادي تا به دنبال تهيه غذا بروم ؟ حضرت زهرا (ع ) فرمودند : اي اباالحسن ، من از پروردگار خود حيا مي كنم كه چيزي را كه تو بر آن توان و قدرت نداري ، درخواست نمايم .
أصبح علي بن أبيطالب (ع ) ذات يوم ساغبا ، فقال : يا فاطمة هل عندك شيء تغذينيه ؟ قالت (ع ) : لا والذي أكرم أبي بالنبوة و أكرمك بالوصية ما أصبح الغداة عندي شيء ، و ما كان شيء أطعمناه مذ يومين إلا شيء كنت أؤثرك به علي نفسي و علي ابني هذين الحسن و الحسين . فقال علي (ع ) : يا فاطمة ألا كنت أعلمتيني فأبغيكم شيئا ؟ فقالت (ع ) : يا أباالحسن إني لأستحيي من إلهي أن أكلف نفسك ما لا تقدر عليه .
بحار الانوار ، ج 43 ، ص 59

ادامه مطلب


[ سه شنبه 5 اسفند 1393  ] [ 4:00 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

کتابت قرآن توسط علی ع

الإمامُ عليٌّ عليه السلام : ما نَزلَتْ عليهِ [علَى النّبيِّ صلى الله عليه و آله ]آيةٌ في ليلٍ و لا نهارٍ و لا سماءٍ و لا أرضٍ و لا دُنيا و لا آخِرَةٍ ... إلاّ أقرَأَنِيها و أمْلاها علَيَّ ، فكَتَبْتُها بيدِي ، و علَّمَني تأويلَها و تفسيرَها ، و ناسِخَها و مَنسوخَها ، و مُحكَمَها و مُتَشابِهَها ، و خاصَّها و عامَّها ، و أينَ نَزلَتْ ، و فيمَ نَزلَتْ إلى يومِ القيامةِ .

امام على عليه السلام : هيچ آيه اى، نه در شب و نه در روز، نه در آسمان و نه زمين ، نه درباره دنيا و نه درباره آخرت ... بر آن حضرت (پيامبر صلى الله عليه و آله ) نازل نشد، مگر اين كه آن را براى من خواند و به من املا كرد و من آن را به دست خود نوشتم و تأويل و تفسير و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاص و عام آن [آيه] را و اين كه در كجا و درباره چه چيز تا روز قيامت نازل شده، همه را به من آموخت. تحف العقول : ۱۹۶ ، میزان الحکمة جلد 1 صفحه 284 


ادامه مطلب


[ سه شنبه 28 بهمن 1393  ] [ 4:39 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

علم امام علی ع

الإمامُ عليٌّ عليه السلام : و اللّه ِ، ما نَزلَتْ آيةٌ إلاّ و قَد علِمْتُ فِيمَ نَزَلت ، و أينَ نَزلَتْ ، و على مَن نَزلَتْ . إنّ ربّي وَهبَ لي قَلبا عَقولاً، و لسانا طَلْقا سَؤولاً .

امام على عليه السلام : به خدا قسم، هيچ آيه اى نازل نشد مگر آن كه من دانستم درباره چه چيز و در كجا و درباره چه كسى نازل شده است. پروردگارم به من دلى خردمند و زبانى گشاده و پرسشگر بخشيد. كنز العمّال : ۳۶۴۰۴ ،  میزان الحکمة جلد 1 صفحه 284


ادامه مطلب


[ سه شنبه 28 بهمن 1393  ] [ 4:38 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

آیا امام علی از دستور پیامبر سرپیچی کرد؟!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم 

یکی از مواردی که همواره مخالفین شیعه بدان استناد می کنند ماجرای صلح حدیبیه هست، برای اینکه بگویند امیرالمومنین از دستور پیامبر سرپیچی کرده و با این کار قصد محکوم کردن حضرت را دارند که خدایشان نیامرزد که چنین قصدی را دارند و عمل حضرت امیر علیه السلام را اینطور تاویل می کنند. هدف از نوشتن این مطلب دفاع از نفس و جان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و بعد حمله ای حیدری به طراحان این شبهه است.

اصل روایتی که مورد استناد این افراد بیمار دل هست، به قرار زیر است:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ، حَدَّثَنَا غُنْدَرٌ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ، قَالَ: سَمِعْتُ الْبَرَاءَ بْنَ عَازِبٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: "لَمَّا صَالَحَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَهْلَ الْحُدَیْبِیَةِ کَتَبَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ بَیْنَهُمْ کِتَابًا، فَکَتَبَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، فَقَالَ الْمُشْرِکُونَ: لَا تَکْتُبْ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، لَوْ کُنْتَ رَسُولًا لَمْ نُقَاتِلْکَ، فَقَالَ لِعَلِیٍّ: امْحُهُ، فَقَالَ عَلِیٌّ: مَا أَنَابِالَّذِی أَمْحَاهُ، فَمَحَاهُ رَسُولُ اللَّهِ (ص) بِیَدِهِ، وَصَالَحَهُمْ عَلَى أَنْ یَدْخُلَ هُوَ وَأَصْحَابُهُ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ، وَلَا یَدْخُلُوهَا إِلَّا بِجُلُبَّانِ السِّلَاحِ، فَسَأَلُوهُ مَا جُلُبَّانُ السِّلَاحِ، فَقَالَ: الْقِرَابُ بِمَا فِیهِ

براء بن عازب گفت: زمانى که رسول خدا با اهل حدیبیه صلح کرد، على بن أبى طالب (ع) نویسنده صلح نامه بود؛ پس نوشت: «محمد رسول الله». مشرکان گفتند: ننویس «محمد رسول الله» اگر تو رسول خدا بودی، ما با تو نمى‌جنگیدیم. پس آن حضرت به على (علیه السلام) فرمود: آن را پاک کن. على (علیه السلام) فرمود: من کسى نیستم که آن را پاک کنم؛ پس رسول خدا با دست خود آن را پاک کرد ......

صحیح البخاری، ج 3، ص 167، ح2698، کتاب الصلح، ب 6، باب کَیْفَ یُکْتَبُ هَذَا مَا صَالَحَ فُلاَنُ بْنُ فُلاَن وَفُلاَنُ بْنُ فُلاَن وَإِنْ لَمْ یَنْسُبْهُ إِلَى قَبِیلَتهِ، أَوْ نَسَبِهِ

برای روشن شدن حقیقت توجه به نکاتی ضروری هست :

نکته ی اول این که طبق روایتی که جناب نسائی از علمای اهل سنت در کتاب خصائص امیرالمومنین و سنن الکبری خود نقل کرده، در خواست حذف لفظ رسول الله از کنار نام مبارک پیامبر، نه تنها از سوی پیامبر نبوده بلکه از سوی یکی از مشرکان حدیبیه به نام سهیل بن عمرو بوده است و امیرالمومنین در پاسخ به سهیل بن عمرو مشرک فرمودند هرگز لفظ رسول الله را حذف نخواهم کرد.

أَخْبَرَنِی مُعَاوِیَةُ بْنُ صَالِحٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ صَالِحٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ هَاشِمٍ
الْجَنْبِیُّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ کَعْبٍ الْقُرَظِیِّ، عَنْ عَلْقَمَةَ بْنَ قَیْسٍ، قَالَ: قُلْتُ لِعَلِیٍّ: "تَجْعَلُ بَیْنَکَ وَبَیْنَ ابْنِ أُکْلَةَ الأَکْبَادَ حَکَمًا؟ قَالَ: إِنِّی کُنْتُ کَاتِبَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) یَوْمَ الْحُدَیْبِیَةِ، فَکَتَبَ: هَذَا مَا صَالَحَ عَلَیْهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، وَسُهَیْلُ بْنُ عَمْرٍو، فَقَالَ سُهَیْلٌ: لَوْ عَلِمْنَا أَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ مَا قَاتَلْنَاهُ، امْحُهَا، فَقُلْتُ: هُوَ وَاللَّهِ رَسُولُ اللَّهِ، وَإِنْ رَغِمَ أَنْفُکَ، لا وَاللَّهِ، لا أَمْحُهَا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَرِنِی مَکَانَهَا، فَأَرَیْتُهُ فَمَحَاهَا.

از علقمة بن قیس نقل شده است که به على (علیه السلام) گفتم: آیا بین خود و بین فرزند جگر خوار، حَکَم (داور) قرار مى‌دهی؟ فرمود: من در روز حدیبیه کاتب رسول خدا صلى الله علیه وآله بودم پس نوشت (م): این صلح‌نامه‌اى است بین محمد رسول الله و سهیل بن عمرو. پس سهیل گفت: اگر ما مى‌دانستیم که او رسول خدا است، با او نمى‌جنگیدیم، آن را پاک کن. من گفتم: به خدا سوگند که او رسول خدا است، اگر چه بر خلاف میل تو باشد، به خدا سوگند آن را پاک نمى‌کنم. پس رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: جاى آن را به من نشان بده، پس نشان دادم و آن حضرت آن را محو کرد.

خصائص امیرمؤمنان علی بن أبی طالب، ج 1، ص201، ح191 ـ 192،

السنن الکبرى، ج 5، ص167، ح8576،

نه تنها نسائی، بلکه ابن حجر عسقلانی هم همین روایت را در کتاب فتح الباری آورده است وللنسائی من طریق علقمة بن قیس عن علی قال کنت کاتب النبی صلى الله علیه و اله و سلم یوم الحدیبیة فکتبت هذا ما صالح علیه محمد رسول الله فقال سهیل لو علمنا أنه رسول الله ما قاتلناه امحها فقلت هو والله رسول الله صلى
الله علیه و اله و سلم وإن رغم أنفک لا والله لا أمحوها.

فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج 7،ص503،

آنچه که محرز و مبرهن هست طبق این روایت ، امیرالمومنین دربرابر پیامبر مخالفت نکردند بلکه در برابر نماینده ی مشرکان سهیل بن عمرو مخالفت فرمودند.

نکته ی دوم که قابل توجه هست این است که بر طبق روایت اول که پیامبر خطاب به امیرالمومنین فرمودند پاک کن، ، فَقَالَ لِعَلِیٍّ: امْحُهُ، قَالَ عَلِیٌّ: مَا أَنَا بِالَّذِی أَمْحَاهُ. امیرالمومنین عرضه داشتند من کسی نیستم که آن را پاک کنم. در اینجا دستور پیامبر دستور وجوبی و لازم الاجرا نبوده است چرا که اگر وجوبی می بود امیرالمومنین قطعا انجام می داد و مولا به خوبی می دانستند که سرپیچی از دستور وجوبی پیامبر چه عواقبی را دارد.

علمای اهل سنت در این مورد تعابیری را دارند که نقشه طراحان این شبهه را نقشه بر آب میکند: از جمله:

اقای بدر الدین عینی در کتاب عمده القاری می نویسد: وقول علی، رضی الله تعالى عنه : ما أنا بالذی أمحاه، لیس بمخالفة لأمر رسول الله، صلى الله علیه وسلم لأنه علم بالقرینة أن الأمر لیس للإیجاب.

این گفته على (علیه السلام) که «من کسى نیستم که آن را محو کنم» مخالفت با دستور رسول خدا صلى الله علیه وآله نیست؛ چرا که آن حضرت با قرینه مى‌دانست که این دستور ایجابى نیست.

عمدة القاری شرح صحیح البخاری، ج 13،ص275،

آقای قسطلانی هم در شرح این مورد می نویسد: (ما أنا بالذی امحاه) لیس بمخالفة لأمره علیه الصلاة والسلام بل علم بالقرینة أن الأمر لیس للإیجاب.

این گفته على (علیه السلام) «من کسى نیستم که آن را محو کنم» مخالفت با دستور رسول خدا که سلام و صلوات خدا بر او باد، نیست؛ بلکه با قرینه مى‌دانست که این دستور ایجابى نیست.

ارشاد الساری، ج4، ص340، کتاب الصلح، باب کَیْفَ یُکْتَبُ هَذَا مَا صَالَحَ فُلاَنُ بْنُ فُلاَن

ابن بطال قرطبی هم تعبیری دارد که در شرح صحیح بخاری در این مورد می گوید:

وإباءة علىّ من محو (رسول الله- صلى الله علیه وسلم-) أدب منه وإیمان ولیس بعصیان فیما أمره به، والعصیان هاهنا أبر من الطاعة له وأجمل فى التأدب والإکرام

خوددارى على (علیه السلام) از محو جمله «رسول الله» نشانه ادب و ایمان او است، نه این که عصیان و سرپیچى از دستور رسول خدا صلى الله علیه وآله باشد. سرپیچى در این جا، بهتر از اطاعت، و از جهت ادب و احترام، زیباتر بوده است.

شرح صحیح البخاری، ج 8، ص88،

جناب نووی، و صالحی شامی و ملا علی هروی همین را گفته اند.

اگر کسی خرده بگیرد که امیرالمومنین باید پاک میکرد کما اینکه وهابی ها همین خرده را میگیرند، من یک سوال میکنم از اونها ، اگر پیامبر خدا به یکی از شماهایی که به امیرالمومنین جان پیامبر خرده میگیرید، بفرمایند که با سیلی محکم به من بزن، آیا اطاعت می کنید یا سرپیچی؟ کدام؟! جواب شما کاملا معلوم هست و سرپیچی میکنید. پس چرا به امیرالمومنین خرده میگیرید؟ در حالیکه علمای خود شما تصریح کردند بر این که عمل امام علی علیه السلام مخالفت با دستور پیامبر نبوده است. در ثانی دستور پیامبر هم ایجابی نبوده است و عمل امام دفاع تمام قد از رسول الله در برابر مشرکان حدیبیه بوده که تقاضای حذف لفظ رسول الله را داشتند.

مطلب بعدی که باید مورد توجه قرار بگیرد این هست امیرالمومنین در حدیبیه تمام قد از رسول الله دفاع نمودند، این در حالیست که در همان حدیبیه عمر می گوید: هیچ روزی مانند روز حدیبیه در نبوت پیامبر شک نکردم!یاللعجب! به جای اینکه به عمر خرده بگیرید ، به امیرالمومنین خرده می گیرید! گرچه تقصیر ندارید لا یحبه الا مومن و لا یغبضه الا منافق.

نکته ی سوم  که نیازمند تامل هست، طبق روایت اول وقتی که پیامبر فرمودند امحه، امام علی در نهایت احترام و ادب عرض کردند ما انا بالذی امحاه. یا طبق نقل ابن ابی الحدید فرمودند: یا رسول الله، لا تشجعنی نفسی على محو اسمک من النبوة، قال: فقضى علیه، فمحاه بیده.

ای پیامبر خدا، مرا براى حذف نام خودت وادار مساز، (مرا معذور بدار)، رسول خدا صلى الله علیه وآله نیز عذر على را پذیرفت و خود به دست مبارکش آن را حذف نمود.

شرح نهج البلاغة، ج 2، ص161،

اما در جریان حدیث قرطاس چه گذشت؟؟ وقتی پیامبر قلم و دوات درخواست کرد چه اتفاقی افتاد؟ آیا صحابه در حضور پیامبر به نزاع نپرداختند؟در همان جا بود که عمر گفت: ان الرجل لیهجر. که جناب عزالی ، بخاری و عکبری بغدادی اعتراف کردند که جمله ان الرجل لیهجر را عمر گفته است. ایا این کلام عمر، مخالفت صریح با کلام الهی و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحا نیست؟ که در مورد پیامبر نازل شده در ایات ابتدایی سوره نجم. سوای مخالفت با کلام الهی، بی ادبی و گستاخی نابخشودنی نسبت به پیامبر کرده که پیامبر غضبناک شدند و فرمودند قوموا عنی. اما عملکرد امیرالمومنین چیزی جز احترام و ادب و دفاع از پیامبر نبود.

و اما حمله حیدری این نوکر دست چندم امیرالمومنین به طراحان این شبهه؛

1.پیامبر صلی الله علیه واله وسلم جمله ی جهزوا الجیش اسامه لعن الله من تخلف عنه را در مورد چه کسی فرمود؟ در مورد خلیفه های شما یا در مورد امام ما؟

2.قوموا عنی جریان قرطاس کجا، تبسم الی حدیبیه کجا.

3.این جمله عمر در حدیبیه کجا (ما شککت فی نبوت محمد کشکی فی یومی هذا ) و (هُوَ وَاللَّهِ رَسُولُ اللَّهِ، وَإِنْ رَغِمَ أَنْفُکَ، لا وَاللَّهِ، لا أَمْحُهَا) که مولا علی در حدیبیه خطاب به سهیل بن عمرو فرمود کجا؟

4.انت الذی تزعم انک رسول الله عایشه خطاب به پیامبر کجا، و جمله
حضرت امیر خطاب به سهیل بن عمرو در حدیبیه کجا؟ هو والله رسول الله و ان رغم انفک.

5.جمله ی نسبت دادن هذیان به وجود با عظمت رسول الله توسط عمر کجا و این جمله مولا علی کجا؟ (یا رسول الله، لا تشجعنی نفسی على محو اسمک من النبوة.)

جان عالم به فدایت یا مولا جان، مظلومیتت تمامی ندارد. الا لعنة الله علی اعدائک.

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی

 


ادامه مطلب


[ شنبه 25 بهمن 1393  ] [ 11:59 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

امیرالمؤمنین علیه السلام و شیعیان او، رستگاران در قیامت

امیرالمؤمنین علیه السلام و شیعیان او، رستگاران در قیامت

وأخرج ابن عساکر عن جابر بن عبد الله قال کنا عند النبی صلى الله علیه وسلم فأقبل علی فقال النبی صلى الله علیه وسلم: والذی نفسی بیده إن هذا وشیعته لهم الفائزون یوم القیامة ونزلت «إن الذین آمنوا وعملوا الصالحات أولئک هم خیر البریة» فکان أصحاب النبی صلى الله علیه وسلم إذا أقبل علی قالوا: جاء خیر البریة

ابن عساکر از جابر بن عبد الله روایت کرده است که گفت: ما نزد پیامبر صلى الله علیه وآله و سلم بودیم که على از راه رسید، پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: سوگند به آن که جانم به دست او است ، این و شیعیان اویند که در روز قیامت رستگارند . و این آیه نازل شد : «ان الذین آمنوا...» و یاران رسول خدا هر گاه امیرالمؤمنین از راه مى رسید مى گفتند: بهترین آفریدگان آمد.

(الدر المنثور ، ج 8، ص 589) همچنین این روایت و مضمون آن در  (تاریخ مدینة دمشق، ج 42،ص 371؛ تفسیر آلوسی، ج 30، ص 207؛ شواهد التنزیل حاكم الحسكانی، ج2، ص 460 ـ 461 و ص 271 ـ272 ؛ فتح القدیر شوكانی، ج 5، ص477؛ كنز العمال متقی الهندی، ج 13، ص 156ـ157؛ نظم درر السمطین الزرندی الحنفی، ص 92)

اهل لغت مخالفین نیز  در ذیل توضیحاتشان در مورد کلمه «شیعه» همین شان نزول را در کتاب هایشان ذکر نموده اند. (لسان العرب، ابن منظور، ج 2 ، ص566؛ تاج العروس زبیدی، ج 4، ص 176)

 

دوستدار امیرالمؤمنین علیه السلام سعادتمندترین مردم و دشمن او شقی ترین مردم است

از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نقل شده است که فرمودند: در شام عرفه پدرم رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نزد ما بیرون آمد و فرمودند:

ان الله عزوجل باهی بکم الملائکة عامّة و غفر لکم عامة و لعلیّ خاصّة و انی رسول الله غیر محابّ لقرابتی ان السعید کل السعید من احب علیّاً فی حیاته و بعد موته و ان الشقی من ابغش علیّا فی حیاته و بعد مماته

خدای عزوجل مباهات می کند به شماها بر ملائکه عموما و شما را آمرزیده عموماً و امیرالمؤمنین علیه السلام را خصوصا و من که رسول خدایم ببدون اینکه نظر محبت و دوستی به خویشانم داشته باشم به درستی که سعید با تمام سعادت کسی است که دوست بدارد علی علیه السلام را در حیات و بعد از وفاتش و شقی با تمام شقاوت کسی است که دشمن بدارد علی علیه السلام را در حیات و بعد از وفاتش.

(المعجم الکبیر طبرانی، ج2، ص415؛ مطالب السؤال، 83-95؛ مسند احمد، ج4، ص107؛ فضائل احمد، ج2، ص658؛ مودة القربی میر سید علی همدانی، ص28؛ مناقب خوارزمی، ص79؛ شرح نهج البلاغه، ج9، ص154؛ فصول المهمه ابن صباغ، ج1، ص585؛ معالم العترة النبویة، ص53)

 

نور خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام چهارده هزار سال قبل از آفرینش آدم

کنت انا و علی بن ابی طالب نورا بین یدی الله من قبل ان یخلق آدم باربعة عشر الف عام فلمّا خلق الله تعالی آدم رکب ذلک النور فی صلبه فلم یزل فی نور واحد حتی افترقنا فی صلب عبدالمطلب ففیّ النبوة و فی علیّ الخلافة

من و امیرالمؤمنین علیه السلام نوری بودیم در اختیار قدرت خدای تعالی، چهارده هزار سال قبل از این که خدا آدم را خلق کند. پس وقتی آدم را خلق فرمود خدای متعال ما را که آن نور بودیم در صلب آدم قرار داد و از صلب او پیوشته با هم بودیم تا در صلب عبدالمطلب از هم جدا شدیم پس در من نبوت و در امیرالمؤمنین خلافت را ظاهر ساخت.

(فضائل احمد حنبل، ج2، ص662؛ مودة القربی، ص26؛ مناقب ابن مغازلی، ص91؛ مطالب السؤال، ص320)

و همچنین در همین مضمون  در کتب ذیل روایت شده است:

(شرح نهج البلاغه، ج9، ص117؛ ینابیع المودة ج1، ص307؛ مناقب ابن مغازلی، ص91؛ فردوس الاخبار، ج2، ص191؛ فرائد السمطین، ج1، ص43؛ مناقب خوارزمی، ص144، ح168)


ادامه مطلب


[ سه شنبه 21 بهمن 1393  ] [ 11:56 AM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

امیرالمؤمنین علیه السلام معیار ایمان و نفاق

 

محبت امیرالمؤمنین علیه السلام معیار سنجش نفاق و ایمان

أخبرنا (ابوکریب) محمد بن العلاء (الکوفی) قال: حدثنا ابومعاویة عن الاعمش عن عدّی بن ثابت عن زر بن حبیش عن امیرالمؤمنین علیه السلام:

والذی فلق الحبة و برأ النسمة لعهد النبی الأمی إلیّ أن لا یحبنی إلا مؤمن و لا یبغضنی إلا المنافق

سوگند به خدایی که دانه را می شکافد و هستی را می آفریند، پیامبر صلی الله علیه وآله وسلمبا من چنین در میان گذاشت و سفارش فرمود: جز مؤمن من را دوست ندارد و جز منافق به من کینه نمی ورزد.

(مصنف ابن ابی شیبة،ج6، ص368 ح32055؛ صحیح مسلم، ج1، ص86 ح131؛ سنن ابن ماجه، ج1، ص114؛ کتاب السنة، ص548، ح1325؛ سنن کبری نسائی، ج5، ص47 ح8153؛ صحیح ابن حبان، ج15، ص376ح6924؛ مناقب کوفی، ج2، ص479 ح978؛ ترجمة الامام علی من تاریخ دمشق، ج2، ص195ح689و690)

مانند آن در:

مسند احمد حنبل، ج2، ص136؛ فضائل احمد، ص45،ح71؛ کنزالفوائد، ج2، ص83؛ مناقب ابن مغازلی، ص193ح228 و ص195،ح231.

 

امیرالمؤمنین علیه السلام برگزیده و امین حضرت رسول صلی الله علیه وآله و سلّم

اخبرنی عن زکریا بن یحیی قال حدثنا محمد بن یحیی بن ابی عمر و ابومروان محمد بن عثمان بن خالد قالا حدثنا عبدالعزیز بن محمد الدارودی عن یزید بن عبدالله بن اسامة بن الهاد عن محمد بن نافع بن عجیر عن ابیه عن امیرالمؤمنین علیه السلام قال:

قال رسول الله صلی الله علیه واله وسلم: أما أنت یا علی فصفیّی و أمینی

پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: اما تو ای علی، برگزیده و امین من هستی.

(تاریخ کبیر بخاری، ج1، ص249؛ سنن ابن ابی داوود، ج2، ص284؛ کتاب السنة، ص585ح1330؛ مناقب ابن کوفی، ج1، ص497ح413؛ سنن کبری بیهقی، ج8، ص6؛ مشکل الآثار، ج4، ص120،ح3354)


ادامه مطلب


[ سه شنبه 21 بهمن 1393  ] [ 11:55 AM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]