غریب مدینه....
بر سر در حسینیه ی قلب سینه زن
با خط "فاطمه (س)" شده تأیید این سخن
ما نوکر "حسین (ع)"شدیم از همان ازل
با دستهای با کرمت، یا امام "حسن (ع)"

ادامه مطلب
|
درباره وبلاگ ![]()
سلام بر کسانی که دعا دارند ادعا ندارند، نیایش دارند نمایش ندارند، حیا دارند ریا ندارند، رسم دارند اسم ندارند
دستهای خالی من دخیل دل پاکتان مرا نیز در این شبهای محرم نه به بهای لیاقت بلکه به بهای رفاقت از گوشه اشکتان و دعای خیرتان بهره مند گردانید.
برای دومین سال پیاپی با وبلاگ سیب معطر در خدمت دوستاران حسینی هستم. سعی میکنم دلنوشته های عاشورایی را در این وبلاگ جمع آوری نمایم.
این وبلاگ با افتخار عضو باشگاه راسخون بلاگ می باشد:) آمار وبلاگ کل بازدید : 210349
تعداد کل پست ها : 449
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 30 دی 1394
امکانات وبلاگ
|
|
غریب مدینه....
ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه 28 آبان 1394
هفتم ماه صفر:
ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه 28 آبان 1394
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 27 آبان 1394
"السلام على الحسين وعلى علي ابن الحسين وعلى اولاد الحسين وعلى اصحاب الحسين وعلى اخته الحوراء زينب وعلى اخيه اباالفضل العباس عليهم السلام"
ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 27 آبان 1394
مژده ای دل که شب میلاد کاظم آمده
ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 27 آبان 1394
"لبیک یا حسین علیه السلام"
ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 27 آبان 1394
یا حسیـــــن (ع)
ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه 26 آبان 1394
"السلام علیکِ یا رقیه بنت الحسین (ع)"
توی دنیا بی بابا زنده بودن جا نداره الهی نباشه دختری كه بابا نداره بر پیشانی و لبهای پدر بوسه زد و آه و ناله اش بلند تر شد، گفت: پدر جان چه کسی صورت شما را به خونت رنگین کرد؟ پدر جان چه کسی رگهای گردنت را بریده؟ پدر جان چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد؟ پدر جان یتیم به چه کسی پناه ببرد تا بزرگ بشود؟ دختر خردسال حسین(ع) آن قدر شیرین زبانی کرد و با سر پدر ناله نمود تا خاموش شد. همه خیال کردند به خواب رفته. وقتی به سراغ او آمدند، از دنیا رفته بود. شبانه غساله آوردند، او را غسل دادند و در همان خرابه مدفون نمودند . یا رب امشب چه شبی است. در و دیوار فرو ریخته این خرابه غزل کدامین خداحافظی را می سرایند؟ زینب، این بانوی نور و نافله های نیمه شب، دستی به آسمان دارد و دستی بر سر رقیه؛ بخواب عزیز برادرم! باز هم رقیه علیهاالسلام و گریه های شبانه، باز هم بهانه بابا و بی قراری هایش، و این بار شامیان چه خوب پاسخ بی قراریِ رقیه علیهاالسلام را می دهند و سر حسین علیه السلام را نزد او می آورند. آن شب، هیچ کس توان جدا کردن رقیه علیهاالسلام را از سرِ بابا نداشت. تو با سرِ بابا چه گفتی؟ چشم های پدر، کدامین سرود رفتن را برایت خواند که مانند فرشته ای کوچک، از گوشه خرابه تا عرش اعلا پر کشیدی و غربتِ خرابه را برای عمه به جای نهادی. "شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها تسلیت باد" "اللهم عجل لولیک الفرج" ![]() ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه 26 آبان 1394
تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه 26 آبان 1394
تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه 26 آبان 1394
|
| موضوعات پیوند دوستان نویسندگان
|