عزت در بدست آوردن دنیا نیست ؛
در از دست دادن و فدا کردن همه ی دنیاست ،
برای او و برای رضای او ...
آری حماسه ی حسین(ع) ثابت کرد:
عزت در بدست آوردن دنیا نیست ...

ادامه مطلب
|
درباره وبلاگ ![]()
سلام بر کسانی که دعا دارند ادعا ندارند، نیایش دارند نمایش ندارند، حیا دارند ریا ندارند، رسم دارند اسم ندارند
دستهای خالی من دخیل دل پاکتان مرا نیز در این شبهای محرم نه به بهای لیاقت بلکه به بهای رفاقت از گوشه اشکتان و دعای خیرتان بهره مند گردانید.
برای دومین سال پیاپی با وبلاگ سیب معطر در خدمت دوستاران حسینی هستم. سعی میکنم دلنوشته های عاشورایی را در این وبلاگ جمع آوری نمایم.
این وبلاگ با افتخار عضو باشگاه راسخون بلاگ می باشد:) آمار وبلاگ کل بازدید : 210287
تعداد کل پست ها : 449
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 30 دی 1394
امکانات وبلاگ
|
|
عزت در بدست آوردن دنیا نیست ؛ در از دست دادن و فدا کردن همه ی دنیاست ، برای او و برای رضای او ... آری حماسه ی حسین(ع) ثابت کرد: عزت در بدست آوردن دنیا نیست ...
ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : شنبه 25 مهر 1394
دو دســت بــــریده اش کــــافیست . . . بــــرای گــــــرفتن دســـت تمــــام عـــــالمیــــــان . . . ألسَــــلاَمُ عَلَیکَــــــــ یَــــــا أبـــوُالفَضل ِ اَلعَبّــــــاس
ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : شنبه 25 مهر 1394
تاریخ ارسال مطلب : شنبه 25 مهر 1394
دیدم پیرزنی داره آش درست میکنه سوال کردم :مادر...آش چی می پزی؟ گفت:آش پشت پا ... گفتم :کسی قصد سفر داره؟ گفت:حسین (ع) امشب از مکه به سمت کربلا راه می افته😔 گفتم:چرا تو؟ گفت: آخه حسین (ع) مادر نداره...
السلامُ عَلَیکَ یا اباعَبْدِاللّه وَ عًلی الاَرواح الّتی حَلَت بِفنائک عَلَیکَ مّنی سلامُ اللّه ابداً" ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : شنبه 25 مهر 1394
تاریخ ارسال مطلب : شنبه 25 مهر 1394
حسین فریاد می زند: "هل من ناصر ینصرنی" و من درحالی که نمازم قضا شده است می گویم: لبیک یاحسین! لبیک... حسین نگاه می کند لبخندی می زند و به سمت دشمن تاخت می کند... و من باز می گویم: لبیک یاحسین!لبیک... حسین شمشیر می خورد من سر مادرم داد می زنم و می گویم: لبیک یا حسین!لبیک... حسین سنگ می خورد، من در مجلس غیبت می گویم: لبیک یا حسین! لبیک... حسین از اسب به زمین می افتد عرش به لرزه در می آید و من در پس نگاه های حرامم فریاد میزنم لبیک یا حسین ! لبیک... حسین رمق ندارد باز فریاد میزند: هل من ناصر ینصرنی؟ من محتاطانه دروغ میگویم و باز فریاد می زنم: لبیک یا حسین لبیک... حسین سینه اش سنگین شده است، کسی روی سینه ی اوست، حسین به من نگاه می کند می گوید: تنهایم یاریم کن... من گناه می کنم و باز فریاد می زنم: لبیک... خورشید غروب کرده است... من لبخندی می زنم و می گویم: اللهم عجل لولیک الفرج... به چشمان مهدی (عج) خیره می شوم و می گویم: "دوستت دارم تنهایت نمی گذارم..." مهدی به محراب می رود و برای گناهان من طلب مغفرت می کند. مهدی تنهاست...حسین تنهاست.. من این را میدانم اما... ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : شنبه 25 مهر 1394
تاریخ ارسال مطلب : جمعه 24 مهر 1394
تاریخ ارسال مطلب : جمعه 24 مهر 1394
در مدرسه ی کربلا کودکان به چشمان خود دیدند که بابا دو بخش است: بخشی در صحرا,بخشی روی نیزه... اما این که عمو چند بخش است را فقط بابا میداند.. دلم به فدای دو دست ابوالفضل...
ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : جمعه 24 مهر 1394
اي تـير، خـطا كـن! هـدفــت قــلب ربـاب اسـت يـا حـنـجره سـوخـتـه تـشنـه آب ؟ كـوتـاه بـيا تـير سـه شـعـبه، كـمي آرام . . ای قـوم ظـالم حـداقـل کـم کـنـید هـلـهـله هـا را. . کـشـتن شـش مـاهـه کـه هـوار نـدارد
ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : جمعه 24 مهر 1394
|
| موضوعات پیوند دوستان نویسندگان
|