چکیده:
آنچه که با تار و پود زندگی ملت افغانستان گره خورده است و ریشه های ترقی، رفاه و پیشرفت این ملت را خشکانیده، همانا نا امنی است و جنگ. آنچه بعنوان فرضیه در این نوشته دنبال میگردد، تثبیت نقش فرهنگ بعنوان اساسی ترین عامل تجدید، تشدید و تداوم بحران امنیت در افغانستان می باشد. محور اول بحث واکای پدیده فرهنگ و ابعاد آن است. فرهنگ از منظر شماری زیادی از صاحب نظران مورد تعریف قرار خواهد گرفت. سپس بالای چیستی فرهنگ عمومی و انواع آن، فرهنگ سیاسی و انواع آن، فرهنگ حاکم بر جامعه افغانی و عناصر آن و بالاخره بالای اصلاحات فرهنگی در افغانستان، مخالفین و طرفداران این دیدگاه بحث خواهد شد. محوریت دوم این مبحث را پدیده امنیت، تعریف آن و نگرش های مربوط به این مهم به خود اختصاص داده است و در محوریت سوم، رابطه فرهنگ با پدیده امنیت ملی ارزیابی گردیده. و سرانجام چگونگی نقش فرهنگ حاکم بر جامعه افغانی در راستای تجدید، تشدید و تداوم بحران امنیت در افغانستان حلاجی شده است.
ادامه مطلب
[ سه شنبه 13 خرداد 1393 ] [ 4:45 PM ] -
[ نظرات0 ]
مقوله امنیت مهمترین وحیاتی ترین نیاز جوامع انسانی در طول تاریخ بشر بوده است؛ زیرا حفظ حیات و صیانت نفس از اساسی ترین خواسته های انسان ها است و متعلق به جوهر هستی انسان است. صیانت و حفاظت از سایر خواسته های انسان، همگان الزاما در رده ای بعد از امنیت قرار میگیرند. زیرا بحث امنیت بحث حفظ حیات فردی و اجتماعی است، و منطق انسانها چنین حکم میکند که انسان زنده باشد تا سایر غرایز وجود داشته باشند و از آنها حفاظت صورت گیرد. در صورت عدم موجودیت حیات فردی و یا حیات اجتماعی، دیگر هر گونه تلاش برای هراست و تقویت سایر نیازها نه معنی دارد و نه امکان.
ادامه مطلب