توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:15 AM
اطلاعات وبلاگ
کل بازدید : 263154
تعداد کل پست ها : 3601
تعداد کل نظرات : 0
تاریخ آخرین بروز رسانی : جمعه 3 آذر 1396
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 11 خرداد 1396
نویسنده وبلاگ : مهدی گلشنی
پیوندهای مفید
قرآن آنلاین
- تفسیر آیات33-34 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 214 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 10-18 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 212 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 19-25 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 213 نهج البلاغه
- شرح و تفسير حکمت 209 نهج البلاغه
- تفسیرآیات285-286 سوره بقره
- شرح و تفسير حکمت 208 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 1-6 سوره آل عمران
جدید ترین مطالب
مترجم وبلاگ
ساعت
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:15 AM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:15 AM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:15 AM
پرسش :
در آیه: "وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ"، معنای حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ چیست؟
پاسخ :
شرح پرسش:
در آیه: "وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ"(حجر، 99) معنای حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ چیست؟
پاسخ :
اکثر مفسران قرآن بر آنند که منظور از "یقین" در این جا: "وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ"؛ و پروردگارت را عبادت کن تا یقین تو فرا رسد! مرگ است؛ به این دلیل از واژه یقین به جای مرگ استفاده شده که مرگ از امور مسلم و قطعی است؛ چرا که انسان در هر چیزی شک کند، در مرگ نمى تواند تردید به خود راه دهد. و یا استفاده از این کلمه، بدان جهت است که هنگام مرگ پردهها کنار مىرود و حقایق در برابر چشم انسان آشکار مىشود، و حالت یقین براى او پیدا مى شود.
این معنا در سوره مدثر آیه 46 و 47 از قول دوزخیان آمده است: "وَ کُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ* حَتَّى أَتانَا الْیَقِینُ"؛ ما همواره روز رستاخیز را تکذیب مىکردیم تا این که یقین (مرگ ما) فرا رسید.[1]
بنابر این، معنا و مقصود آیه این است که تا زمانی که زنده هستی، لحظه ای عبادت خدا را ترک نکن و دست از پرستش او بر ندار: "وَ أَوْصانِی بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَیًّا"؛[2] و تا زمانى که زندهام، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است.
در روایت آمده است که چون این آیه بر رسول (ص) نازل شد، فرمود: "مَا أُوحِیَ إِلَیَّ أَنِ اجْمَعِ الْمَالَ وَ کُنْ مِنَ التَّاجِرِینَ وَ لَکِنْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنْ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ کُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ"؛[3] به من وحى نرسید که مال جمع کن و از بازرگانان باش، بلکه به من وحى شد که به ستایش پروردگار خود تسبیح گوى، و از سجدهکنندگان باش، تا به یقین برسى.
همچنین در روایتی امام صادق (ع) فرمود: "لَمْ یَخْلُقِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَقِیناً لَا شَکَّ فِیهِ أَشْبَهَ بِشَکٍّ لَا یَقِینَ فِیهِ مِنَ الْمَوْتِ"؛[4] خداوند هیچ یقینى را که شکى در آن نیست، شبیه تر از مرگ نیافرید.
پی نوشت:
[1] برای آگاهی بیشتر در باره این موضوع ر.ک: تفاسیر ذیل آیه 99 سوره حجر؛ مانند تفسیر نمونه، ج11، ص 143؛ ترجمه المیزان، ج12، ص 289و... .
[2] مریم، 31.
[3] مجلسی، بحار الانوار، ج 69، ص 47، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1409ق.
[4] شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 194، جامعه مدرسین، قم، 1413ق.
منبع:islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:15 AM
پرسش :
معنای لغوی روح چیست؟
پاسخ :
ریشهٔ «ر-و-ح» یکی از پرمعنا ترین و قابل تأمل ترین ریشه های لغت عربی است که در سه معنای عمده به کار رفته که این هرسه معنا در ارتباط نزدیکی با هم اند، به طوری که گاه تشخیص این سه معنا از همدیگر مشکل است. بنابراین، در اصل خود به معمای واحدی می تواند اشاره داشته باشد که در سه مرتبه یا سه نمود به کار رفته است. این سه معنای عمده عبارت اند از:
1. هوا، باد و بوی خوش،[1]
2. راحتی،[2]
3. نفس[3] (روان)،
در فارسی هم واژهٔ روان، روانی و باد، دارای قرابت معنایی هستند که شباهت به واژه روح دارد. روح در قرآن کریم از ریشه «ر- و- ح» در هر سه معنا به کار رفته است.
1. «وَ هُوَ الَّذی یُرْسِلُ الرِّیاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ».[4] و «إِنِّی لَأَجِدُ ریحَ یُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ».[5]
2. «فَرَوْحٌ وَ رَیْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعیمٍ».[6] و «وَ لَکُمْ فیها جَمالٌ حینَ تُریحُونَ وَ حینَ تَسْرَحُونَ».[7]
3. «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوح».[8]
ریحان به معنای گل نیز از همین ریشه است که به دلیل بوی خوش به این نام نامیده شده است.
پی نوشت:
[1] «الرِّیحُ: نَسِیم الهواء، و کذلک نَسیم کل شیء، و هی مؤنثة؛ و فی التنزیل: کَمَثَلِ رِیحٍ فیها صِرٌّ أَصابت حَرْثَ قوم» و «و الرائحة: ریحٌ طیبة تجدها فی النسیم؛ تقول لهذه البقلة رائحة طیبة» ،لسان العرب، ج2، ص 455.
[2] «اسْتراحَالرجلُ، من الراحة»، لسان العرب، ج 2، ص 461.
[3]«روح: الروح: النفس التی یحیا بها البدن. یقال: خرجت روحه، أی: نفسه، و یقال: خرج فیذکر، و الجمیع أرواح. و الروحانی من الخلق نحو الملائکة، و خلق روحا بلا جسم. و الروح: جبرئیل علیه السلام» کتاب العین، ج 3، ص 291.
[4]الاعراف، 57.
[5] یوسف،94 .
[6]الواقعه، 89.
[7]النحل، 6.
[8]القدر، 4.
منبع:islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:15 AM
پرسش :
فرق (بلاد) با کلمه (بلدان) که هر دو جمع بلد هستند چیست؟
پاسخ :
واژه "بلد" که جمع آن "بلاد" است، در قرآن استعمال شده است، اما بلدان که جمع دیگر آن است،[1] استعمال قرآنی ندارد. این دو کلمه با هم مترادف اند، و «بلدة» و «بلاد» به هر مکانی از زمین – خواه آباد باشد و خواه غیر آباد - اطلاق می شود.[2] از همین قسم است (مکان غیر آباد) در کلام خدای متعال: "فَتُثِیرُ سَحاباً فَسُقْناهُ إِلى بَلَدٍ مَیِّت"،[3] که بلد به سر زمین بی آب و علف اطلاق شده است.
در روایات این دو کلمه (بلاد و بلدان) در یک متن مورد استفاده قرار گرفته اند.[4]
پی نوشت:
[1] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج 3، ص 94، دار صادر، بیروت، 1414 ق.
[2] همان.
[3] طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین ج 3، ص 17، کتابفروشى مرتضوى،تهران، 1375 ش.
[4] ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 7، ص 131، ح 1، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365 ش.
منبع:islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:15 AM
پرسش :
در آیه مبارک و {َجَاء رَبُّکَ وَالْمَلَکُ صَفّاً صَفّاً } معنای "صف" چیست؟
پاسخ :
این واژه و مشتقات آن در آیات دیگر قرآن، نیز استعمال شده است.[1] معنای "صف" قرار دادن اشیاء در خط مستقیم است؛ مانند صفوف مردم و درختان.[2]
"صفا" در آیه مبارکه از نظر ادبی حال است برای ملائکه، و از نظر معنا مفسران قرآن احتمالاتی داده اند که به عنوان نمونه برخی از آنها را بیان می کنیم:
1. مراد این است که ملائکه در صفوف مختلف می آیند و این صف بندی بر اساس مراتب و درجات آنان است.[3]
2. مقصود نزول ملائکه هر آسمان است، پس به ترتیب به صف می ایستند، در حالی که جن و انس را احاطه کرده اند.[4]
3. برخی تشبیه به صفوف نماز جماعت کرده اند که ملائکه پشت سر هم از صف اول، سپس دوم و... حاضر می شوند.[5]
پی نوشت:
[1] کهف، 48؛ طه 64؛ حج، 36 و... .
[2] راغب اصفهانى، المفردات فی غریب القرآن، ص 486، دارالعلم الدار الشامیة، دمشق - بیروت، 1412 ق.
[3] بیضاوى، عبدالله بن عمر، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج 5، ص 311، دار احیاء التراث العربى، بیروت، 1418 ق.
[4] زمخشرى، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج 4، ص 751، دار الکتاب العربی، بیروت، 1407 ق.
[5] طوسى، محمد بن حسن، التبیان فى تفسیر القرآن، ج 10، ص 347، دار احیاء التراث العربى، بیروت، بی جا، بی تا.
منبع:islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:15 AM
پرسش :
چرا در بعضی از آیات قرآن کلمه آیه به صورت جمع و در بعضی دیگر به صورت مفرد آمده است؟
پاسخ :
معنای کلمه "آیه" در کتاب های لغوی این گونه آمده است: «آیه به معنای نشانه و عبرت است. چنان که خداوند می گوید: در داستان یوسف و برادرانش آیاتی وجود دارد؛ یعنی نشانه ها و عبرت های مختلفی وجود دارد».[1]
در قرآن کریم و ادبیات عرب آن جا که یک نشانه وجود داشته باشد، از کلمه آیه استفاده می کنند که مفرد است، و هرگاه که دو یا چند نشانه وجود داشته باشد، از کلمه "آیات" که جمع است استفاده می کنند. حال با ذکر چند مورد از قرآن کریم این استفاده را بیان می داریم.
1. «وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ ... »؛[2] پیغمبرشان گفت که نشان پادشاهى او این است... .
2. «قالَ رَبِّ اجْعَلْ لی آیَةً ... »؛[3] گفت: اى پروردگار من، براى من نشانهاى پدیدار کن.
3. «وَ ما تَأْتیهِمْ مِنْ آیَةٍ مِنْ آیاتِ رَبِّهِم ...»؛[4] و هیچ آیهاى از آیات پروردگارشان بر ایشان نازل نشد.
4. «تِلْکَ آیاتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَیْکَ بِالْحَق ...»؛[5] این نشانههاى خدا است که پى در پى میخوانیم بر تو بحق ... .
همان طور که این آیات نشان می دهد، برای رساندن معنای مفرد کلمه آیه بکار رفته و برای رساندن معنای جمع از کلمه آیات استفاده شده است.
پی نوشت:
[1]. ابن منظور، لسان العرب، ج 14، ص 61.
[2]. بقره، 248.
[3]. آل عمران، 41.
[4]. انعام، 3.
[5]. بقره، 252.
منبع:islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:15 AM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:15 AM
پرسش :
کدام سوره بیانگر این مطلب است که دانش ما از یک قطره از آب اقیانوس هم کوچک تر و کمتر است؟
پاسخ :
آیاتی در قرآن موجود است که تا حدی به مطلب اشاره شده در پرسش، مرتبط است، مانند: "قُلْ لَوْ کانَ الْبَحْرُ مِداداً لِکَلِماتِ رَبِّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ کَلِماتُ رَبِّی وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً "؛ بگو: «اگر دریاها براى (نوشتن) کلمات پروردگارم مرکّب شود، دریاها پایان مىگیرد. پیش از آن که کلمات پروردگارم پایان یابد، هر چند همانند آن (دریاها) را کمک آن قرار دهیم![1] و آیه: "وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیم"؛ و اگر همه درختان روى زمین قلم شود، و دریا براى آن مرکّب گردد، و هفت دریاچه به آن افزوده شود، اینها همه تمام مىشود، ولى کلمات خدا پایان نمى گیرد، خداوند عزیز و حکیم است.[2]
در باره این آیه (لقمان 27) در تفسیر قمی چنین آمده است: عده ای از یهودیان از حضرت رسول (ص) راجع به روح سؤال کردند؟ حضرت فرمود: "الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا"؛ روح از جانب خدا است و آنچه از علم به شما داده شده است نا چیز است.[3] گفتند آیا مقصود علم ما یهودان اندک است یا دانش همه مردم؟ رسول خدا (ص) در پاسخ فرمود: علم تمام مردم! گفتند: چطور چنین چیزی ممکن است؛ یا محمد(ص)! شما مدعى هستى که بهره ای که از دانش داری کم است و حال آن که قرآن را خداوند به شما عطا کرده، همان گونه که تورات را به ما ارزانی داشته است و در قرآن چنین آمده است که "وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ ً"؛ هر که به او حکمت دهند،[4] (یعنى تورات) "فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیرا"؛ نعمت زیادى به او ارزانى شده است.[5]
خداوند در پاسخ یهودیان این آیه را نازل نمود: "وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْض..."، خداوند می فرماید: علم خدا بزرگ تر از اینها است. آنچه به شما داده شده در نظر شما زیاد است، ولى نزد خدا کم است.[6]
البته در روایتی امام باقر (ع) در تفسیر این آیه "وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا" فرمود: معنای باطنی آیه این است که علم داده نشده، مگر به اندکى از مردم، و بعد از کلمه "قلیلا" منکم در تقدیر است؛ یعنى علم داده نشده، مگر به اندکى از شما.[7] (یعنی بسیاری از مردم از علم بهره ای ندارند)
گفتنی است، مطلبی که در پرسش مطرح شده است -دانش ما از یک قطره از آب اقیانوس هم کوچک تر و کمتر است- در کلمات معصومان (ع) چنین تعبیری یافت نشد، اما از ابن عباس شبیه آن موجود است: "مردی از خوارج پرسشی از ابن عباس کرد، ابن عباس قبل از پاسخ دادن به او پرسید: دانش من بیشتر است یا علی (ع)؟ گفت: اگر على (ع) را از تو داناتر مى دانستم از تو پرسش نمى کردم! ابن عبّاس به شدت خشمگین شد و گفت: مادر به عزایت، علی (ع) به من علم آموخته است، علم او از جانب علم رسول خدا (ص) است، و رسول اللَّه (ص) را خداوند از بالاى عرش خود آموزش داده است، بنابر این علم پیامبر (ص) از خدا، و علم امام علی (ع) از علم پیامبر (ص)، و علم من از ناحیه على (ع) است، و علم تمام یاران محمّد (ص) در برابر علم على (ع) همچون قطرهاى است در برابر هفت دریا".[8]
پی نوشت:
[1] الکهف، 109.
[2] لقمان، 27.
[3] اسراء، 85
[4] بقرة، 269
[5] همان.
[6] قمی، علی بن ابراهیم بن هاشم تفسیر قمی، ج 2، ص 166، مؤسسة دار الکتاب، قم، 1404 ق.
[7] عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، ج 2، ص 317، چاپخانه علمیه، تهران، 1380 ق.
[8] شیخ مفید، الأمالی، ص 235، کنگره شیخ مفید، قم، 1413ق
منبع:islamquest.net
پندهای امام علی (ع)
صفحات سایت
20212223242526272829>
کپی رایت وب
تمام حقوق این وب اعم از مطالب و عکس و فیلم ها متعلق به این وب می باشد و کپی برداری از مطالب فقط با ذکر منبع بلامانع است .
همسایه های ما
چاپ محتویات صفحه


