توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:13 AM
اطلاعات وبلاگ
کل بازدید : 263142
تعداد کل پست ها : 3601
تعداد کل نظرات : 0
تاریخ آخرین بروز رسانی : جمعه 3 آذر 1396
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 11 خرداد 1396
نویسنده وبلاگ : مهدی گلشنی
پیوندهای مفید
قرآن آنلاین
- تفسیر آیات33-34 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 214 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 10-18 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 212 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 19-25 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 213 نهج البلاغه
- شرح و تفسير حکمت 209 نهج البلاغه
- تفسیرآیات285-286 سوره بقره
- شرح و تفسير حکمت 208 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 1-6 سوره آل عمران
جدید ترین مطالب
مترجم وبلاگ
ساعت
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:13 AM
پرسش :
معنای جمله انتهایی آیه 11 سوره نساء که می فرماید: "شما نمىدانید پدران و فرزندانتان، کدامیک براى شما سودمندترند"، چیست؟
پاسخ :
شرح پرسش:
آیه مبارکه در سوره نساء می فرماید: "آباؤُکمْ وَ أَبْناؤُکمْ، لا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکمْ نَفْعاً"، لطفاً معنای آن را توضیح دهید؟
پاسخ :
ترجمه آیه مورد سؤال چنین است:
"خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش مىکند که سهم (میراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد و اگر فرزندان شما، دو دختر و بیش از آن باشند، دو سوم میراث از آن آنهاست و اگر یکى باشد، نیمى (از میراث،) از آن اوست. و براى هر یک از پدر و مادر او، یک ششم میراث است، اگر (میت) فرزندى داشته باشد و اگر فرزندى نداشته باشد، و (تنها) پدر و مادر از او ارث برند، براى مادر او یک سوم است (و بقیه از آن پدر است) و اگر او برادرانى داشته باشد، مادرش یک ششم مىبرد (و پنج ششم باقیمانده، براى پدر است). (همه اینها،) بعد از انجام وصیتى است که او کرده، و بعد از اداى دین است- شما نمىدانید پدران و مادران و فرزندانتان، کدامیک براى شما سودمندترند!- این فریضه الهى است و خداوند، دانا و حکیم".[1]
قبل از بیان معنا و منظور جمله انتهایی آیه که مورد نظر پرسشگر است، از باب مقدمه، بیان مسئله ارث در این آیه به صورت گذرا ضروری به نظر می رسد.
این آیه شریفه در بیان سهام طبقه اول از طبقات ارث است، و طبقه اول عبارت اند از: اولاد و پدر و مادر در همه فرض هایش؛ چرا که سهم آنان به طور واضح در قرآن آمده است؛ مانند:
1. سهم پدر و مادر با وجود اولاد که هر یک (یک ششم) مىبرند.
2. سهم پدر و مادر با نبود اولاد که پدر یک ششم می برد و مادر یک سوم، اگر میت برادر نداشته باشد، و گرنه او هم یک ششم مىبرد.
3. سهم یک دختر نصف مال است.
4. سهم چند دختر در صورتى که وارث دیگرى نباشد، که دو سوم مىبرند.
5. سهم پسران و دختران در صورتى که هر دو بوده باشند، که پسران دو برابر دختران مىبرند.
6. ملحق به این قسم است ارث دو دختر که دو سوم است و در فرض چهارم بیان شد.
حال با توجه به این مطلب یعنی مسئله تقسیم ارث و فلسفه تقسیم این گونه، در معنای جمله انتهایی این آیه؛(شما نمىدانید پدران و مادران و فرزندانتان، کدامیک براى شما سودمندترند)، مفسران احتمالاتی را بیان کرده اند:
الف. شما نمىدانید کدامیک از پدر و مادر و اولاد در دنیا براى شما نافعترند تا مطابق استحقاقش به او ارث دهید، ولى خداوند بر طبق حکمت خود سهم آنها را تعیین مىکند.
ب. شما نمىدانید کدامیک از ایشان در سعادت دنیا و دین شما مؤثرترند، ولى خداوند مىداند و مال را بر طبق مصلحت خود میان ایشان قسمت مىکند.
ج. شما نمىدانید که نفع پدران و مادران که به تربیت شما همت گماشتهاند، براى شما بیشتر است یا نفع شما براى پدران و مادران که خدمت گزارى آنها مىکنید، بیشتر است.
د. مقصود این است: پدران و مادران و فرزندانى که در برابر خداوند مطیعتر باشند، در روز قیامت درجه ایشان والاتر است و از آن جا که خداوند مقام برخى از مؤمنان را به وسیله برخى دیگر بالا مىبرد، هر گاه مقام پدر بالاتر باشد. مقام فرزند را هم به خاطر او بالا مىبرد تا چشم او را روشن سازد و هر گاه مقام فرزند بالاتر باشد، مقام پدر و مادر را به خاطر او بالا مىبرد تا چشم ایشان را روشن سازد.
هـ. شما نمىدانید کدامیک از شما مىمیرید تا دیگرى از آن که مرده است ارث ببرد. بنابر این در آرزوى مرگ دیگرى نباشید و مرگ او را درخواست نکنید.[2]
علامه طباطبائی می گوید خطاب در این دو جمله: "آباؤُکمْ وَ أَبْناؤُکمْ، لا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکمْ نَفْعاً"، به ورثه است که در حقیقت شامل عموم مسلمانان است که از اموات خود ارث مىبرند، و این کلامى است که در مقام اشاره به حکمت و فلسفه اختلاف سهام در وراثت پدران و فرزندان القا شده و نوعى تعلیم براى مسلمانان است که با بیان (شما نمىدانید) آمده است. وی می گوید: از این هم که بگذریم، اساساً نمىشود خطاب، به غیر ورثه یعنى به مردم باشد و بخواهد بگوید شما مردم که دیر یا زود مىمیرید و مال خود را به ارث براى پدر و مادر و فرزندان به جاى مىگذارید، نمىدانید کدام یک از این سه طایفه نفعشان براى شما نزدیکتر است؛ زیرا اگر این طور باشد دیگر وجهى براى جمله "کدام یک نفعشان نزدیکتر است"، باقى نمىماند؛ چراکه ظاهر عبارت این است که مراد از "نفع" بهرهمندى از مال میت است نه بهرهمندى میت از ورثه، پس مىخواهد به ورثه بگوید شما چه مىدانید که کدام یک از بستگانتان زودتر مىمیرند و نفع کدام یک از آنها زودتر به شما مى رسد.
بنابر این، مسئله ارث و اختلاف سهام در آن، طبق آثار نسب ها و اختلاف درجهاى که عواطف انسانى نسبت به ارحام دارد، تنظیم شده است، و آیه مورد بحث که مىفرماید: "آباؤُکمْ وَ أَبْناؤُکمْ لا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکمْ نَفْعاً" خود یکى از شواهد بر این معنا است که خداى تعالى حکم ارث را مانند تمامى احکام دیگر اسلام، بر طبق احکام تکوینى و خارجى تشریع نموده است.[3]
خلاصه این که خداوند در این جمله مىفرماید قانون ارث براساس مصالح واقعى بشر استوار شده، و تشخیص این مصالح به دست خدا است؛ زیرا انسان آنچه را مربوط به خیر و صلاح او است، در همه جا نمىتواند تشخیص دهد، ممکن است بعضى گمان کنند پدران و مادران بیشتر به نیازمندىهاى او پاسخ مىگویند، بنابر این باید در ارث بر فرزندان مقدم باشند، و ممکن است جمعى عکس این را فکر کنند و اگر قانون ارث به دست مردم مىبود نزاع و اختلاف در آن واقع می شد، اما خدا که حقایق امور را آن چنان که هست مىداند قانون ارث را بر نظام ثابتى که خیر بشر در آن است قرار داده: "این قانونى است که از طرف خدا فرض و واجب شده و او دانا و حکیم است"، این جمله براى تأکید مطالب گذشته است، تا جاى هیچ گونه چانه زدن براى مردم در باره قوانین مربوط به سهام ارث باقى نماند.[4]
در پایان قابل توجه است که در روایتی از امام صادق(ع)، به این فراز از آیه استدلال شده تا برتر نبودن فرزندان پسر بر فرزندان دختر از آن نتیجه گرفته شود؛ چون در نهایت این خدا است که فایده و منفعت مادی و معنوی بشر را می داند.[5] بر اساس این روایت، می توان استنباط کرد که مراد اصلی از آیه مورد نظر آن است که شما نباید تنها یک منفعت ظاهری مادی؛ نظیر میزان ارث را برجسته کرده و امیدتان تنها به آن باشد، بلکه باید آگاه باشید که منفعت واقعی چه در دنیا و چه در آخرت در اختیار پروردگار است که شاید از راه دیگری که گمان آن را نمی برید در اختیارتان قرار گیرد.
پی نوشت:
[1] نساء، 11.
[2] ر. ک: طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه، ذیل آیه 11، سوره نساء، ج 5، ص 50، فراهانی، تهران، چاپ اول، 1360ش.
[3] ر. ک: طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان، ترجمه، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج 4، ص 333، دفتر انتشارات اسلامی، قم. چاپ پنجم، 1374ش.
[4] ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 3، ص 295، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش.
[5] ر. ک: کلینی، کافی، ج 6، ص 5، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش، بَابُ فَضْلِ الْبَنَاتِ، "... مردی از شیعیان می گوید در مدینه ازدواج کردم، بعد از مدتی خدمت امام صادق (ع) رسیدم، از من درباره همسرم پرسید، به حضرت عرض کردم هر خیری که در دیگران است، همسر من دارد، مگر این که در امری خیانت کرده است! حضرت سؤال کرد آن چیست؟ گفتم دختر برای من آورده است. حضرت فرمود: شاید خوشایند تو نیست! سپس این آیه را تلاوت نمود: "شما نمىدانید پدران و مادران و فرزندانتان، کدامیک براى شما سودمندترند". و در روایت دیگر امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) فرمود: دختران، چه فرزندان خوبى هستند: مهربان، با جهاز، اهل انس و الفت، با برکت و با نظافت.
منبع:islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:13 AM
پرسش :
معنای جمله انتهایی آیه 11 سوره نساء که می فرماید: "شما نمىدانید پدران و فرزندانتان، کدامیک براى شما سودمندترند"، چیست؟
پاسخ :
شرح پرسش:
آیه مبارکه در سوره نساء می فرماید: "آباؤُکمْ وَ أَبْناؤُکمْ، لا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکمْ نَفْعاً"، لطفاً معنای آن را توضیح دهید؟
پاسخ :
ترجمه آیه مورد سؤال چنین است:
"خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش مىکند که سهم (میراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد و اگر فرزندان شما، دو دختر و بیش از آن باشند، دو سوم میراث از آن آنهاست و اگر یکى باشد، نیمى (از میراث،) از آن اوست. و براى هر یک از پدر و مادر او، یک ششم میراث است، اگر (میت) فرزندى داشته باشد و اگر فرزندى نداشته باشد، و (تنها) پدر و مادر از او ارث برند، براى مادر او یک سوم است (و بقیه از آن پدر است) و اگر او برادرانى داشته باشد، مادرش یک ششم مىبرد (و پنج ششم باقیمانده، براى پدر است). (همه اینها،) بعد از انجام وصیتى است که او کرده، و بعد از اداى دین است- شما نمىدانید پدران و مادران و فرزندانتان، کدامیک براى شما سودمندترند!- این فریضه الهى است و خداوند، دانا و حکیم".[1]
قبل از بیان معنا و منظور جمله انتهایی آیه که مورد نظر پرسشگر است، از باب مقدمه، بیان مسئله ارث در این آیه به صورت گذرا ضروری به نظر می رسد.
این آیه شریفه در بیان سهام طبقه اول از طبقات ارث است، و طبقه اول عبارت اند از: اولاد و پدر و مادر در همه فرض هایش؛ چرا که سهم آنان به طور واضح در قرآن آمده است؛ مانند:
1. سهم پدر و مادر با وجود اولاد که هر یک (یک ششم) مىبرند.
2. سهم پدر و مادر با نبود اولاد که پدر یک ششم می برد و مادر یک سوم، اگر میت برادر نداشته باشد، و گرنه او هم یک ششم مىبرد.
3. سهم یک دختر نصف مال است.
4. سهم چند دختر در صورتى که وارث دیگرى نباشد، که دو سوم مىبرند.
5. سهم پسران و دختران در صورتى که هر دو بوده باشند، که پسران دو برابر دختران مىبرند.
6. ملحق به این قسم است ارث دو دختر که دو سوم است و در فرض چهارم بیان شد.
حال با توجه به این مطلب یعنی مسئله تقسیم ارث و فلسفه تقسیم این گونه، در معنای جمله انتهایی این آیه؛(شما نمىدانید پدران و مادران و فرزندانتان، کدامیک براى شما سودمندترند)، مفسران احتمالاتی را بیان کرده اند:
الف. شما نمىدانید کدامیک از پدر و مادر و اولاد در دنیا براى شما نافعترند تا مطابق استحقاقش به او ارث دهید، ولى خداوند بر طبق حکمت خود سهم آنها را تعیین مىکند.
ب. شما نمىدانید کدامیک از ایشان در سعادت دنیا و دین شما مؤثرترند، ولى خداوند مىداند و مال را بر طبق مصلحت خود میان ایشان قسمت مىکند.
ج. شما نمىدانید که نفع پدران و مادران که به تربیت شما همت گماشتهاند، براى شما بیشتر است یا نفع شما براى پدران و مادران که خدمت گزارى آنها مىکنید، بیشتر است.
د. مقصود این است: پدران و مادران و فرزندانى که در برابر خداوند مطیعتر باشند، در روز قیامت درجه ایشان والاتر است و از آن جا که خداوند مقام برخى از مؤمنان را به وسیله برخى دیگر بالا مىبرد، هر گاه مقام پدر بالاتر باشد. مقام فرزند را هم به خاطر او بالا مىبرد تا چشم او را روشن سازد و هر گاه مقام فرزند بالاتر باشد، مقام پدر و مادر را به خاطر او بالا مىبرد تا چشم ایشان را روشن سازد.
هـ. شما نمىدانید کدامیک از شما مىمیرید تا دیگرى از آن که مرده است ارث ببرد. بنابر این در آرزوى مرگ دیگرى نباشید و مرگ او را درخواست نکنید.[2]
علامه طباطبائی می گوید خطاب در این دو جمله: "آباؤُکمْ وَ أَبْناؤُکمْ، لا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکمْ نَفْعاً"، به ورثه است که در حقیقت شامل عموم مسلمانان است که از اموات خود ارث مىبرند، و این کلامى است که در مقام اشاره به حکمت و فلسفه اختلاف سهام در وراثت پدران و فرزندان القا شده و نوعى تعلیم براى مسلمانان است که با بیان (شما نمىدانید) آمده است. وی می گوید: از این هم که بگذریم، اساساً نمىشود خطاب، به غیر ورثه یعنى به مردم باشد و بخواهد بگوید شما مردم که دیر یا زود مىمیرید و مال خود را به ارث براى پدر و مادر و فرزندان به جاى مىگذارید، نمىدانید کدام یک از این سه طایفه نفعشان براى شما نزدیکتر است؛ زیرا اگر این طور باشد دیگر وجهى براى جمله "کدام یک نفعشان نزدیکتر است"، باقى نمىماند؛ چراکه ظاهر عبارت این است که مراد از "نفع" بهرهمندى از مال میت است نه بهرهمندى میت از ورثه، پس مىخواهد به ورثه بگوید شما چه مىدانید که کدام یک از بستگانتان زودتر مىمیرند و نفع کدام یک از آنها زودتر به شما مى رسد.
بنابر این، مسئله ارث و اختلاف سهام در آن، طبق آثار نسب ها و اختلاف درجهاى که عواطف انسانى نسبت به ارحام دارد، تنظیم شده است، و آیه مورد بحث که مىفرماید: "آباؤُکمْ وَ أَبْناؤُکمْ لا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکمْ نَفْعاً" خود یکى از شواهد بر این معنا است که خداى تعالى حکم ارث را مانند تمامى احکام دیگر اسلام، بر طبق احکام تکوینى و خارجى تشریع نموده است.[3]
خلاصه این که خداوند در این جمله مىفرماید قانون ارث براساس مصالح واقعى بشر استوار شده، و تشخیص این مصالح به دست خدا است؛ زیرا انسان آنچه را مربوط به خیر و صلاح او است، در همه جا نمىتواند تشخیص دهد، ممکن است بعضى گمان کنند پدران و مادران بیشتر به نیازمندىهاى او پاسخ مىگویند، بنابر این باید در ارث بر فرزندان مقدم باشند، و ممکن است جمعى عکس این را فکر کنند و اگر قانون ارث به دست مردم مىبود نزاع و اختلاف در آن واقع می شد، اما خدا که حقایق امور را آن چنان که هست مىداند قانون ارث را بر نظام ثابتى که خیر بشر در آن است قرار داده: "این قانونى است که از طرف خدا فرض و واجب شده و او دانا و حکیم است"، این جمله براى تأکید مطالب گذشته است، تا جاى هیچ گونه چانه زدن براى مردم در باره قوانین مربوط به سهام ارث باقى نماند.[4]
در پایان قابل توجه است که در روایتی از امام صادق(ع)، به این فراز از آیه استدلال شده تا برتر نبودن فرزندان پسر بر فرزندان دختر از آن نتیجه گرفته شود؛ چون در نهایت این خدا است که فایده و منفعت مادی و معنوی بشر را می داند.[5] بر اساس این روایت، می توان استنباط کرد که مراد اصلی از آیه مورد نظر آن است که شما نباید تنها یک منفعت ظاهری مادی؛ نظیر میزان ارث را برجسته کرده و امیدتان تنها به آن باشد، بلکه باید آگاه باشید که منفعت واقعی چه در دنیا و چه در آخرت در اختیار پروردگار است که شاید از راه دیگری که گمان آن را نمی برید در اختیارتان قرار گیرد.
پی نوشت:
[1] نساء، 11.
[2] ر. ک: طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه، ذیل آیه 11، سوره نساء، ج 5، ص 50، فراهانی، تهران، چاپ اول، 1360ش.
[3] ر. ک: طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان، ترجمه، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج 4، ص 333، دفتر انتشارات اسلامی، قم. چاپ پنجم، 1374ش.
[4] ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 3، ص 295، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش.
[5] ر. ک: کلینی، کافی، ج 6، ص 5، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش، بَابُ فَضْلِ الْبَنَاتِ، "... مردی از شیعیان می گوید در مدینه ازدواج کردم، بعد از مدتی خدمت امام صادق (ع) رسیدم، از من درباره همسرم پرسید، به حضرت عرض کردم هر خیری که در دیگران است، همسر من دارد، مگر این که در امری خیانت کرده است! حضرت سؤال کرد آن چیست؟ گفتم دختر برای من آورده است. حضرت فرمود: شاید خوشایند تو نیست! سپس این آیه را تلاوت نمود: "شما نمىدانید پدران و مادران و فرزندانتان، کدامیک براى شما سودمندترند". و در روایت دیگر امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) فرمود: دختران، چه فرزندان خوبى هستند: مهربان، با جهاز، اهل انس و الفت، با برکت و با نظافت.
منبع:islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:13 AM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:12 AM
پرسش :
فرق میان «مودّت» و «محبّت» خصوصاً در آیاتی؛ مانند «قل لا اسألکم علیه اجراً الاّ المودّة فی القربی» و «یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ» چیست؟
پاسخ :
شرح پرسش:
فرق بین «مودّت» و «محبّت» چیست، خصوصاً در آیه «قل لا اسألکم علیه اجراً الاّ المودّة فی القربی»؟ و همچنین در سایر آیات قرآن به چه معنا است، مثل: «یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ» و «أَ یَوَدُّ أَحَدُکُمْ أَنْ تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخیلٍ» و «یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدی مِنْ عَذابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنیهِ»؟
پاسخ :
1. درباره فرق میان «مودّت» و «محبّت» به نمایه http://islamquest.net/fa/archive/question/16521 مراجعه شود.
2. معنای مودّت در آیات شریفه ای که در پرسش آورده شده، به شرح زیر است:
أ. «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى»، [1] معنای مودّت از جهت استعمال قرآنی، همان دوستی و علاقه به اهل بیت پیامبر (ص) است و اگر بحث هایی در ذیل آیه شریفه و مودّت در تفاسیر قرآن کریم وجود دارد، از جهت زوایای مصداقی و چگونگی مودّت و محبت است.
ب. « وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى حَیاةٍ وَ مِنَ الَّذینَ أَشْرَکُوا یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ». [2] در این جا نیز مودّت به معنای دوستی و علاقه قلبی نسبت به چیزی یا کسی است؛ اما حُسن و قبح مودّت به اعتبار متعلّق [3] آن است؛ لذا چون یهودیان در اندوختن مال و ثروت حریص بودند، هر یک از آنها دوست دارد هزار سال عمر کند. [4] البته در دوستی های این چنینی که یک امر دست نیافتنی بوده، مشتقات «ودّ» (مانند یودّ) به معنای دوستی به همراه آرزو نیز می آید. [5]
ج. «أَ یَوَدُّ أَحَدُکُمْ أَنْ تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخیل وَ أَعْناب...». [6] در این جا نیز «یودّ» از «ودّ» به معنای حبّ و دوست داشتن است. مخاطب آیه شریفه، کسی است که به مسائل زراعی مشغول بوده، ولی به دیگران از روی ریا و منّت و آزار انفاق می کند. [7]
د. «یُبَصَّرُونَهُمْ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدی مِنْ عَذابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنیهِ»، [8] که شخص مُجرم دوست دارد و آرزو می کند با فدا کردن نزدیکان خویش از عذاب الاهی نجات پیدا کند. [9]
پی نوشت:
[1] . «بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمىکنم جز دوستداشتن نزدیکانم [اهل بیتم]» (شوری، 23).
[2] . «و آنها [یهودیان] را حریص ترین مردم- حتى حریص تر از مشرکان- بر زندگى (این دنیا، و اندوختن ثروت) خواهى یافت (تا آنجا) که هر یک از آنها آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود» (بقره، 96).
[3] . یعنی، آن چه که به آن محبت و دوستی ورزیده می شود.
[4] . مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 1، ص 356،دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش؛ حسینى همدانى، سید محمد حسین، انوار درخشان،تحقیق: بهبودى، محمد باقر، ج 1، ص 262،کتابفروشى لطفى، تهران، چاپ اول، 1404ق.
[5] . طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 10، ص 534، انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، 1372ش؛ طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 20، ص 9 و 10، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ پنجم، 1417ق.
[6] . «آیا فردى از شما دوست مىدارد که باغى از درختان خرما و انگور داشته باشد؟» (بقره، 266).
[7] . ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص 392؛ تفسیر نمونه، ج 2، ص 329 و 330.
[8] . «آنها را نشانشان مىدهند (ولى هر کس گرفتار کار خویشتن است)، چنان است که شخص مُجرم دوست مىدارد فرزندان خود را در برابر عذاب آن روز فدا کند» (معارج، 11).
[9] . انوار درخشان، ج 17، ص 73 و 74؛ تفسیر نمونه، ج 23، ص 26.
منبع:islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:10 AM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:10 AM
پرسش :
در تفسیر آیات الاحکام چه نکات و قواعدی باید مورد توجه قرار گیرد؟
پاسخ :
تسلط بر دانش فقه و مبنای آن و نیز دانش تفسیر، از ابتدایی ترین مقدمات تفسیر آیات الأحکام است. لذا فردی صلاحیت ابراز نظر در این مورد را دارد که روش های استنباط احکام از ادله را رعایت کند.
تفسیر آیات الأحکام، به عنوان شاخه ای از علم تفسیر، همزمان با نزول قرآن، مورد توجه پیامبر (ص)، صحابه و دیگر مفسران قرار گرفت. به گونه ای که می توان گفت، تاریخ تألیف در موضوع تفسیر آیات الاحکام، به قرن دوم بر می گردد. تفسیر آیات الاحکام؛ همانند علم تفسیر، دارای روش و مبانی تفسیری است. با بررسی روش های تفسیری مشخص می شود که روش تفسیری آیات الاحکام، "اجتهادی" است که مفسر، با تلاش علمی خود و نیز با تکیه بر معیار عقل و همچنین با شناخت و رعایت مؤلفه ها و قواعد تفسیری و فقهی به تفسیر آیات الاحکام می پردازد. بدون تردید، هر مفسری، با پذیرش مبانی فقهی و تفسیری خاصی، به تفسیر روی می آورد. در این جهت، مبانی تفسیر آیات الأحکام را، می توان چنین بر شمرد: پذیرش حجیت ظواهر، رعایت قواعد فقهی ـ تفسیری و نیز جواز فهم و تفسیر قرآن و… .[1]
برای اطلاع بیشتر در این زمینه، به کتاب منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی[2] مراجعه نمایید.
پی نوشت:
[1] فصلنامه بینات، فصلنامه قرآن پژوهی، سال هفدهم، شماره 3 ( پیاپی 67)، پاییز 1389.
[2] جناتی شاهرودی، محمد ابراهیم، منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، بی تا، بی جا.
منبع:islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:10 AM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:10 AM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : شنبه 24 تیر 1396 ساعت: 11:10 AM
پرسش :
چرا در قرآن عبارت «فبشّرهم بعذاب الیم» آمده، در حالی که بشارت معنای مثبت دارد؟
پاسخ :
در قرآن و لغت، واژه «بشارت» در خبر مسرّت بخش (مژده) و اندوه بخش هر دو به کار می رود،[1] اما طبق قرائن یکی از این دو معنا مشخّص می شود.
واژه «بشارت» (بشارة) در قرآن نیامده، اما مشتقّات آن ذکر شده است؛ مانند «بشرى»: «وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرى لَکُمْ»؛[2] خدا آن را (یاری فرشتگان) براى شما بشارت و خبر شادى بخش قرار داد. کلمه «بُشرى» در این آیات و مانند آن به معناى خبر مسرّت بخش و مژده به کار رفته است.
اما واژه «بشِّر» در قرآن کریم، به هر دو معنای بشارت آمده است؛ مانند: «بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهار»؛[3] به کسانى که ایمان آورده، و کارهاى شایسته انجام دادهاند، بشارت ده که باغ هایى از بهشت براى آنهاست که نهرها از زیر درختانش جاریست. کلمه «بشّر» در این آیه، به معنای مژده و خبر شادمانی آمده است.
«بَشِّرِ الْمُنافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِیماً»؛[4] به منافقان بشارت ده که مجازات دردناکى در انتظار آنها است. و «فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیم».[5] در این آیات، کلمه «بشّر» به معنای خبر اندوه بخش بوده که استعمال این کلمه، یک نوع استعاره و یا تحکّم است؛ یعنی، غیر از عذاب هیچ چیز دیگری برای آنان نیست؛[6] زیرا چون موعظه و پند و نصیحت در دل هاى کفار و بت پرستان هیچ گونه اثرى نمی گذارد، خداوند خطاب به پیامبر (ص) فرموده که به آنان عذاب دردناک و عقوبت را اعلام نماید، و نوعی طعن و سرزنش است.[7]
پی نوشت:
[1]. قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج1، ص 194، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش؛ طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، تحقیق: حسینى، سید احمد، ج 3، ص 221، کتابفروشى مرتضوى، تهران، چاپ سوم، 1375ش.
[2]. آل عمران، 126.
[3]. بقره، 25.
[4]. نساء، 138.
[5]. انشقاق، 24.
[6]. قاموس قرآن، ج1، ص 194؛ مجمع البحرین، ج 3، ص 221.
[7]. حسینى همدانى، سید محمد حسین، انوار درخشان، تحقیق: بهبودى، محمد باقر، ج 18، ص 62 و 63، کتابفروشى لطفى، تهران، چاپ اول، 1404ق؛ مکارم شیرازی، ناصر،تفسیر نمونه، ج 26، ص 319، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش.
منبع:islamquest.net
پندهای امام علی (ع)
صفحات سایت
20212223242526272829>
کپی رایت وب
تمام حقوق این وب اعم از مطالب و عکس و فیلم ها متعلق به این وب می باشد و کپی برداری از مطالب فقط با ذکر منبع بلامانع است .
همسایه های ما
چاپ محتویات صفحه


