شعر طنز

شعـر طنـز

ادبیات شیرین


مدیر وبلاگ: علیرضا حیدری

:: تعداد مطالب : 43
:: تعداد کل بازدید : 27253
:: تعداد کل نظرات : 0
:: آخرین بروز رسانی : جمعه 17 آبان 1392 
:: تاریخ ایجاد وبلاگ : سه شنبه 26 شهریور 1392 

كد موسيقي براي وبلاگ

با کليک بر روي +1 ما را در گوگل محبوب کنيد

کد هدایت به بالا

تماس با ما
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جست و جوی گوگل


مشدی حسن

 

قربون گرمابه و عشق و حالش

قربون دلاكه و مشت و مالش

اوستا بيا، اخم و اداتو عشقه

كيسه و ليف و سنگ ‌پاتو عشقه

اوستاي دلاكي و مردكاري

يه چيز مي‌گم، مي‌خوام كه «نه» نياري

كيسه به دست و پاي عالم بكش

يه‌ريزه سفت و سخت و محكم بكش

كيسه بكش تموم سينه‌ها رو

ببر با كيسه، بغض‌و كينه‌ها رو

مرزا نشون خوف و ترس و لرزه

كيسه بكش روهرچي خط و مرزه

چرا سياهه رنگ بي‌گناها؟

يه كاري كن سفيد بشن سياها

حرمت ناخدا پرستا بره

پينه پيشوني و دستا بره

عالمو از تلخي دردا بشور

غصه رو از چهره مردا بشور

دشمني و نفرت و جنگو پاك كن

اسلحه و توپ و تفنگو پاك‌كن

از رو زمين تا آسمون هفتم

كيسه بكش رو دود آه مردم

وفا نكرده دست بي‌وفامون

يه عمره جز خطا، نرفته پامون

كيسه به دست بي‌وفامون بكش

يه خورده سنگ ‌پا به پامون بكش

كيسه بكش به حال واحوال‌مون

به صفحه نامه اعمال مون

اگر كه راست كارته، چاكريم

وگرنه اصلاً ول‌مون كن بريم

****

قصه ما، قصهُ سوز و سازه

عزيزم اين رشته سرش درازه

خوب، مث پر يا پوچ يا طاق و جفت

اين جوريام نيست كه بشه جلدي گفت

بس كه زياده شرح جزئياتش

يه ماه ميشه صرف مقدماتش

دوست اياغي واسه‌مون نمونده

دل و دماغي واسه‌مون نمونده

وگرنه نقلش كه ملالي نبود

بابت «چيز» شم خيالي نبود

شكرخدا، خرجي نداره گفتن

چي بهتر از گفتن و گل شنفتن

يه نوبت اين ورا صفا بيارين

قدم رو تخم چشم ما بذارين

دوساعت اين جا بمونين چي مي‌شه؟

يه شب رو بد بگذرونين، چي‌مي‌شه؟

بد كه مركب نمي‌شه، عزيزم

يه‌شب كه صدشب نمي‌شه، عزيزم

نم نداره شهري كه شط نداره

ديكته ننوشته غلط نداره

كنايه زيرلبي نباشه

خدمت‌تون بي‌ادبي نباشه

خداگواهه نقل دريوزه نيست

نقل تعارفات هر روزه نيست

تو دل ما، اگرچه تنگنا هست

براي هركي توش بشينه، جا هست

تو هم بيا تو قلب ما صفا كن

برا خودت يه گوشه دست و پاكن

خداكنه حاجت تون رواشه

دست به خاكستر مي‌زنين، طلا شه

****

دنيا عجيب و بي‌دروپيكره

بپا كه شصت پات‌تو چشمت نره

عروسكا عاشق پولت مي‌‌شن

دولا بشي سوار كولت مي‌شن

طالب عشق موندگاري عزيز

يه عمره بي‌خود سركاري عزيز

تو صحبت و حرف و كلوم عاشقن

اينا فقط تا لب بوم عاشقن

حتي اگر يه روزي پاش بيفته

اين قدشم جون تو حرف مفته

تب كني اينا كه بهت ور مي‌رن

هركدوم از يك‌طرفي درمي‌رن

الان عزيز جون و نور چشمي

دو روز ديگه، چه كشكي و چه پشمي؟

يخت نگيره، باطلت مي‌كنن

اينا كه چسبيدن، ولت مي‌كنن

جون تو هيچ چي بارشون نيست عمو

وفا مفا توكارشون نيست عمو

اگر بيفتي توي چاله چوله

اينا مي‌رن اتل متل‌توتوله

تا عسلي اينام برات زنبورن

به فوت مي‌آن به باد مي‌رن اينجورن

****

دوباره كار طنزمون به غم خورد

يه دفعه حالم از خودم به هم خورد

چقدر آه و ناله و دريغا

چقدر بدنوشتن از رفيقا

گلايه مثل آدماي ابله

اونم به اين تلخي و بي‌خودي... اه

بساطمون عين برنج شفته است

يكي دو روزه حالمون گرفته است

يكي يه چيزي گفت و مام گرفتيم

رومون سيا، حال شمام گرفتيم

جسارتاً شعرم اگه غمين بود

به قول خواجه خاطرم حزين بود

دعا كنين كه حالمون خوب بشه

تا شعرمون يه ريزه مرغوب بشه

                                                                                                                                                                                                                                                                         ابوالفضل زرویی

 




ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا حیدری در سه شنبه 26 شهریور 1392 

نظرات (0)

رباعیات سینمایی

 

بازیگر محبوب دل تو بودم

یادآور «رابرت دنیرو»بودم

خود خالق سبک و شیوه‌ای نو بودم

هرچند فقط«رهگذر 2»
 (۱) بودم!!

*

مامانی گفت یک سوپر استارم!

بابایی گفت آکتری قهّارم!

کی چشم به سیمرغ بلورین دارم

امسال پی جایزه‌ی
  اسکارم!

*

فانوس خیال بنده را نفت آمد

شد کوچه ی ذهن من پر از رفت-آمد!

این موکب استاد "فری فینچر"(!) ماست

ره باز کنید دوستان! "هفت" (
۲) آمد!

*

 

دارد روی سن  حال و هوایی ویژه

بازیگر ما، ناز و ادایی ویژه

این گونه و بینی و لب اینگونه نبود

دست تو درست، جلوه های ویژه!

سعید سلیمان پور ارومی

............................

(۱):اشاره به نقشهای فرعی و گذری در فیلمنامه  ها!


(۲)فیلم معروف "دیوید فینچر" که نامش را از برنامه"فریدون جیرانی" اقتباس نموده است!

 

 




ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا حیدری در سه شنبه 26 شهریور 1392 

نظرات (0)

دویست و شش

 

رستم پی تو به راه رفته/ خان‌ها همه اشتباه رفته
بیژن! عقبت به چاه رفته/ با تو گاگارین به ماه رفته
رویای تو در دل پریشم /محبوب دلم دویست و شیشم

 

آکنده ز منطق ارسطو/ تودوزی تو پر پرستو
ای ظاهر تو چراغ جادو/ چون که دمِ در بده، بیا تو
امروز که بنده در آفیشم/ محبوب دلم دویست و شیشم

 

ای رفته به قله‌ی دماوند!/ ای بر تو نگاه کوه الوند!
ای داده ژکوند بر تو لبخند!/ من می‌خرمت فقط بگو چند؟
ای وای که با تو من چی می‌شم/ محبوب دلم دویست و شیشم

 

ای ناز چراغ و پاک شیشه!/ از دوری تو دلم پریشه
بهتر ز تو در جهان نمی‌شه/ ای عمر گارانتییت همیشه!
یک عمر تو بسته‌ای به ریشم/ محبوب دلم دویست و شیشم

 

ای کشته‌ی تو خود اوناسیس!/ از هجر تو دیده‌ها همه خیس
گر قافیه شد غلط بگو «هیس»/ چون نمره‌ی تو دهد دلم بیس
من تا به ابد تو را سریشم/ محبوب دلم دویست و شیشم

 

ای جان پسر! شنو تو این را/ این در فن خودرو آخرین را
تیک آف مزن تو این چنین را/ ویراژ مده تو نازنین را
از کار تو سخت دل پریشم/ محبوب دلم دویست وشیشم

 

قربان قد و قر و غمیشت/ جانم به فدای قوم و خویشت
مُردم ز نگاه پر ز نیشت/ هر روز من آمدم به پیشت
امروز خودت بیا به پیشم/ محبوب دلم دویست و شیشم

 

تا آخر عمر یار من باش/ هر روز فقط کنار من باش
براقی روی تار من باش/ خواهی تو بیا سوار من باش
با دست خودت بزن پولیشم / محبوب دلم دویست و شیشم

 

ای شاخه نبات شعر حافظ!/ سربی و بژ و سیاه و قرمز!
در قلب تمام خلق نافذ! / در آخر کار در پرانتز!
با تو؛ نه به فکر جان خویشم(محبوب دلم دویست و شیشم)

 

نادر ختایی

 




ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا حیدری در سه شنبه 26 شهریور 1392 

نظرات (0)

دو کاج

 


در کنار حریم یک اتوبان

 

توی تهران دو کاج روئیدند

 

مردم البته از گرفتاری

 

کاج‌ها را به کُل نمی‌دیدند

 

 

 

روزی از روزهای پاییزی

 

حکم تعریض آمد از بالا

 

راه افتاد شخص پیمانکار

 

شب که بودند خلق در لالا!

 

 

 

یکی از کاج‌ها به ایشان گفت:

 

لطف خود را به بنده شامل کن

 

چند تا سَرو آنطرف تر هست

 

ما دو را جون مادرت ول کن!

 

 

 

گفت با طعنه مجری پرو‍ژه

 

کاج بی ریشه از تو بیزارم

 

از منابعْ طبیعی استان

 

بنده شخصا" مجوزم دارم

 

 

 

سرو چون این شنید گفت: این کاج

 

به سبیل باباش خندیده‌ست

 

بنده فامیل حاجی‌ام، ضمنا"

 

ریشه هایم پر از مونوکسید است!

 

 

 

مجری طرح دید اینطوری

 

کار تعریض جاده ممکن نیست

 

گشت عازم مهندس ناظر

 

تا ببیند که عیب کار از چیست

 

 

 

شهریاران شبانه با سرعت

 

راه تکرار بر خطر بستند

 

سرو و کاج و چنار را یکجا

 

با لودِر تکه تکه بشکستند

 

عباس احمدی

 

 

 

 

 

 




ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا حیدری در سه شنبه 26 شهریور 1392 

نظرات (0)

پاسخ آن تشکرات این بود

 

پنج روزی گذشت و دولت تو

هیچ‌کاری نکرد، روحانی!

آبی از دولت تو گرم نشد

شد دلم از تو سرد، روحانی!

*

فکر و تدبیر تو گرانی را

همه دیدیم که مهار نکرد!

طیّ این  چند سال هم نکند-

آنکه در چند روز کار نکرد!

*

مشکل اشتغال حل نشده‌ست

وعده‌هایت چه شد؟ چه می‌گویی؟

نکند اوفتاده از جیبت

گم شده  آن کلید جادویی!

*

آنهمه وعده شد فراموشت

چون که از رای ما شدی پیروز؟

حل نشد مشکلات کشور،هیچ-

رمضان هم که تازه شد سی‌روز!

*

با دو تا بُردِ ورزشی، یا شیخ!

آنزمان خلق شد نمک‌گیرت!

حال تحریم‌ها اضافه شده‌ست

خوش‌قدم، مرحبا به تاثیرت!

*

تازه سطحِ توقّعاتِ همه

از تو بالا نبود،پایین بود!

تبِ «مُچّکریم» یادت هست؟

پاسخ آن تشکّرات این بود؟!

*

اعتدالت عجب وزیرانی

برگزید و  معرفی فرمود!

برو ای‌شیخ، بچّه گول نزن!

مثلاً این فراجناحی بود؟!

*

خب اگر بود، نام بنده چه شد؟

من مگر معتدل نمی‌باشم؟

غیرِ ده ماه در تمامی سال

شاعری مستقل نمی‌باشم؟!

*

دل من پنج روزه خون شد و  سوخت

بهر این سوخته پُماد کجاست؟

آه...سرخورده گشته‌ام یا رب!

دولت احمدی‌نژاد کجاست؟!

سعید  سلیمان پور

 

 




ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا حیدری در سه شنبه 26 شهریور 1392 

نظرات (0)

مطالب پیشین

( تعداد کل صفحات: 3 )

1 2 3


Powered By Rasekhoon.Net Copyright © 2011
Design By : wWw.Rasekhoon.Net