زندگی

[ یک شنبه 8 آذر 1394  ] [ 10:10 AM ] [ حسین رضایی ]
[ نظرات0 ]

یک واقعیت...

[ یک شنبه 8 آذر 1394  ] [ 10:10 AM ] [ حسین رضایی ]
[ نظرات0 ]

خلاقیت با قیچی

[ یک شنبه 8 آذر 1394  ] [ 10:10 AM ] [ حسین رضایی ]
[ نظرات0 ]

یاد خدا

[ یک شنبه 8 آذر 1394  ] [ 10:10 AM ] [ حسین رضایی ]
[ نظرات0 ]

نامه یک پسر شیطون به پدرش

نامه ای به پدر


پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :

پدر عزيزم،
با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.
با عشق،
پسرت،
John

پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.


ادامه مطلب
[ یک شنبه 8 آذر 1394  ] [ 10:10 AM ] [ حسین رضایی ]
[ نظرات0 ]

قلمت را بردار ،

قلمت را بردار ،
بنویس از همه خوبیها ، زندگی , عشق ، امید 
و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا است
گل مریم ، گل رز
بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال
از تمنا بنویس
از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود
از غروبی بنویس که چون یاقوت و شقایق سرخ است
بنویس از لبخند
از نگاهی بنویس که پر از عشق به هر سوی جهان می نگرد
قلمت را بردار ، روی کاغذ بنویس :
زندگی با همه تلخی ها شیرین است


ادامه مطلب
[ یک شنبه 8 آذر 1394  ] [ 10:10 AM ] [ حسین رضایی ]
[ نظرات0 ]

محبت و حمایت

اگر همسر شما در اثر فشار کار،سخنان دلسرد کننده ای می گوید 
معنی اش آن نیست که به آخر خط رسیده اید.معنی اش آن است 
که همسر مورد علاقه شما به محبت و حمایت بیشتری نیاز دارد. 

آنـتــونــی رابــیـنــز


ادامه مطلب
[ یک شنبه 8 آذر 1394  ] [ 10:10 AM ] [ حسین رضایی ]
[ نظرات0 ]

مرسی که هستی

مرسی که هستی
و هستی را رنگ می‌‌آمیزی
هیچ چیز از تو نمی‌خواهم
فقط باش
فقط بخند
فقط راه برو...
نه،
راه نرو
می‌ترسم پلک بزنم
دیگر نباشی.

عبــاس مــعـــروفــی


ادامه مطلب
[ یک شنبه 8 آذر 1394  ] [ 10:10 AM ] [ حسین رضایی ]
[ نظرات0 ]

بهانه های کودکی ...

پدر بزرگ رو به نوه:
بدو برو قایم شو امروز مدرسه رو پیچوندی معلمت اومده دنبالت
نوه: نـــــــه، شما باید قایم شی، ... من بش گفتم نمیام چون شما فوت کردین!!!


ادامه مطلب
[ یک شنبه 8 آذر 1394  ] [ 10:08 AM ] [ حسین رضایی ]
[ نظرات0 ]

کودکی ها...

ما سه چیز را در دوران کودکی جا گذاشتیم : 
   شادمانی بی دلیل، 
دوست داشتن بی دریغ،
کنجکاوی بی انتها...


ادامه مطلب
[ یک شنبه 8 آذر 1394  ] [ 10:08 AM ] [ حسین رضایی ]
[ نظرات0 ]