موضوع : جایگاه کار و تلاش در آموزه های دینی
ب. صنعت و تجارت: جامعه از طبقات مختلفی تشكیل شده است كه عبارتند از: نظامیان، كشاورزان، قضات، كاتبان خاص و عام (هیئت وزرا و معاونان) كارمندان، بازرگانان، صاحبان صنعت و محرومان و ناتوانان. بی شك سرنوشت این طبقات در عینیت جامعه و حیات اجتماعی به یكدیگر وابسته است. منشأ این وابستگی در عبارات زیر به طور فشرده بیان شده است: و كار این جمله (سپاهیان، كشاورزان، قضات، عاملان و نویسندگان) استوار نشود جز با بازرگانان و صنعتگران كه فراهم می شوند و با سودی كه به دست می آرند، بازارها را برپا می دارند، و كار مردم را كفایت می كنند، در آنچه كه دیگران مانند آن نتوانند.(۳۷) اثر وجودی صنعتگران این است كه كفایت می كنند كار مردم را زیرا با كمك گرفتن از فكر و بازوی خود، مصنوعاتی از كالاهای سرمایه ای و مصرفی می سازند كه دیگران توان ساخت آن را ندارند و فلسفه وجودی بازرگانان این است كه این مصنوعات را به بازارهای مصرف می رسانند و درنتیجه چرخه تولید را به گردش در می آورند. اگر مصنوعات صاحبان صنعت از رهگذر تجارت به بازارهای مصرف روانه نگردد، ادامه تولید و رونق صنایع دچار مشكل می شود و در نتیجه طبقاتی مانند كشاورزان، نظامیان، قضات و كارمندان به این نوع كالاهای ابزاری و مصرفی دست پیدا نمی كنند. بر همین اساس فرمود قوام و استواری دیگر طبقات به دو طبقه بازرگان و صنعتگر است. به دیگر سخن، در هر دوره از تاریخ حیات اجتماعی انسان، طبقه كشاورز نیازمند به صنایع و ابزارآلات كشت؛ نظامیان و سپاهیان نیازمند ساز و برگ نظامی، قضات و دیگر كارگزاران دولت وابسته به درآمد مالیات (خراج)اند كه اگر صاحبان صنعت نیازهای آنان را فراهم و تولید نكنند و بازرگانان آنها را به بازارهای مصرف نرسانند، بی شك روابط اجتماعی دچار اختلال می گردد. همچنان كه صاحبان صنعت و كشاورزان، برای برخورداری از امنیت، وفاق، نظم اجتماعی، زمینه سازی قراردادها، و اجرای آنها به نظامیان، قضات و كارگزاران دولتی نیازمندند.
لينک مطلب