موضوع : ظرفیتهای سرمایه و ثروت در ایران اسلامی
مسوول شناختن جریان غالب و رایج تفکر اقتصادی حاکم در غرب در بحران عظیم اقتصادی اخیر جهان ناروا نیست، لیکن نسبت دادن این بحران به سرمایه داری جای تامل دارد.نظام اقتصادی حاکم در غرب، گر چه به صفت سرمایه داری شناخته می شود، لیکن به هیچ وجه یک سرمایه داری واقعی، اصیل و کلاسیک نیست. سرمایه داری کلاسیک و اصیلی که تا پیش از قرن بیستم در غرب تجربه شده بود، به هیچ وجه مداخله دولت در سازوکار خرد و کلان اقتصادی جوامع را روا نمی داشت. در نظر یک کاپیتالیست کلاسیک وظیفه دولت، در کنار محافظت از جان و آزادی افراد در برابر تعرض دیگران، در حوزه اقتصاد محدود است به صیانت از حق مالکیت خصوصی افراد، تضمین اجرای قراردادهای خصوصی و حداکثر تولید کالاهای عمومی ای نظیر ساخت خیابان های شهر و تامین روشنایی آنها. سرمایه سالار اصیل دولت را مجاز نمی داند که پس انداز شهروندان خود را به آسانی در قبال انتشار یک ورقه قرضه تصاحب و مصرف نماید (سیاست گذاری مالی) یا با انتشار پول کاغذی و مبادله آن با اوراق قرضه پیشتر انتشار یافته خود (سیاست گذاری پولی با اجرای عملیات بازار باز)، از قدرت خرید شهروندان خود بکاهد (تورم) و ارزش پس اندازها و دارایی های آنها را تعیین نماید (تعیین نرخ بهره). آنگونه که یک سرمایه سالار اصیل می فهمد این اعمال دولت هم نقض کارایی و نظم خودجوش بازار است و هم سوء استفاده دولت از انحصارش در خلق پول به پشتوانه انحصارش در اعمال زور.
لينک مطلب