موضوع : تولید ملی و اقتصاد اسلامی
تعيين اهداف و تبيين روشهاى لازم، به عنوان دو مرحله از شكل گيرى يك نظام اقتصادى مطرح مىباشد. سومين مرحله، پرداختن به ابزارهايى جهت تحقق روشهاى مزبور و نيل به آن اهداف است.
نظام اقتصاد اسلامى با توجه به اهميتسومين مرحله، به معرفى ابزارهاى متناسب با اهداف و روشهاى كلى خود نيز پرداخته است. «قرضالحسنه» يكى از ابزارهاى مناسبى است كه جهت تحقق روش كلى «حرمت ربا» معرفى گرديده است. بديهى به نظر مىرسد كه تحليل و بررسى اين رفتار در غنىتر كردن ادبيات اقتصاد اسلامى مؤثر باشد.
مقدمه
ادبيات اقتصاد اسلامى كه سابقه آن به بيش از چند دهه اخير نمىرسد، نياز به تقويت از طريق تلاشهاى مستمر دارد. ارائه روشهاى مختلف جهت گسترش مباحث نوين، كمك شايانى در اين راستا مىنمايد. قرضالحسنه به عنوان يك رفتار اقتصادى كه از انگيزههاى معنوى و اخروى نشات مىگيرد، در چند دهه گذشته مورد تجربه قرار گرفته است. به همين خاطر مىتواند به عنوان موضوعى در نظر گرفته شود كه زمينه استفاده از روش تجربى را در تبيين علم اقتصاد اسلامى مهياتر نمايد. اين در حالى است كه تلاشهاى گذشته در اين زمينه غالبا يا به مباحث فقهى - اقتصادى پرداخته و يا به تحليل مباحث اقتصاد اسلامى با استفاده از روش قياس اكتفا كردهاند.
اين نوشتار سعى دارد نخستبا استفاده از منابع فقهى، روايى و تفسيرى كه از منابع شناخت وحيانى هستند، ماهيت قرضالحسنه را مورد توجه قرار دهد. اين مرحله زمينه ساز استفاده از تئورىهاى اقتصادى از طريق روش قياس براى پيشبينى آثار احتمالى قرضالحسنه مىباشد. با مشخص شدن ماهيت قرضالحسنه و آثار احتمالى آن مىتوان شاخصهايى را تعيين نمود كه با آن بتوان تجارب كنونى مرتبط با قرضالحسنه را مورد بررسى قرار داد و در صورت امكان طرحى جهتبهبود آنها ارائه كرد. از ثمرات به دست آمده مىتوان به اثرات مثبت قرضالحسنه در تامين اجتماعى، كاهش فاصله طبقاتى، مصرف، پس انداز و توزيع درآمد اشاره نمود. (3)
لينک مطلب