تولید انرژی سبز در Word Power The Green Revolution v3.0

Word Power The Green Revolution نام بازی ای می باشد که شما در آن با استفاده از منابع تولیدی مختلف اقدام به ایجاد انرژی های مختلف برای استفاده در امور گوناگون می کنید. در این بازی که در دسته بازی های فکری نیز قرار می گیرد شما می بایست با توجه به نیازهایتان و منابعی که در اختیار دارید اقدام به تولید انرژی های مختلف کنید.
برخی از ویژگی های بازی GameHouse Word Power The Green Revolution v3.0  :
• پول و ایجاد درآمد 18 منابع مختلف انرژی سبز.
• دیدار با بیش از ده ها شخصیت های منحصر به فرد و تبدیل به سرمایه دار خیلی مهم انرژی سبز.
• به اشتراک گذاشتن تمام تجربه یادگیری با تمام خانواده.

 

دریافت فایل برنامه (14.82 مگابایت ) (44بار دانلود شده )
http://www.rasekhoon.net/software/download-7465.aspx
 

[چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ]  [11:52 PM]  [صادق قشنگ]

 

کتاب بانک جامع حضرت زهرا (س)

در آستانه ولادت حضرت فاطمه (س) مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان کتاب جامع حضرت زهرا سلام الله علیها را که برگرفته از  30 کتاب می باشد ؛ تولید و تقدیم به همه دوستان حضرت نمود.این کتاب دارای بیش از 2088 صفحه است.
امیدواریم از این کتاب استفاده لازم را ببرید.
در این کتاب سعی بر این بوده که مطالبی درباره حضرت زهرا جمع آوری شود که سر تیتر آن ها را برایتان عرض می کنم
دانستنی های فاطمی
حدیث اشک
شرح فراز هایی از خطبه ی حضرت زهرا (س)
فاطمه زهرا (ع)
آئینه ایزد نما حضرت زهرا (س)
فاطمه (س) الگویه حیات زندگی
یورش به خانه وحی!
فاطمه گلواژه آفرینش
سیره فاطمی
معجزات فاطمه زهرا بعد از شهادت بضمیمه سوگنامه فاطمه زهرا(س)
الگوی برتر
بر خانه حضرت فاطمه چه گذشت
نگاهی به مقام حضرت فاطمه
خطبه حضرت زهرا
مام فضیلت ها
پژوهشگونه ای درباره مصحف فاطمه (س)
بانوی نمونه اسلام
جامی از زلال کوثر
در مکتب فاطمه
فدک ، از غضب تا تخریب
آموزه های زندگانی حضرت زهرا
بحار الانوار
متن حدیث الکساء

در این کتاب از کتاب های زیر استفاده شده است:
بضعة الرّسول، مظلومه تاريخ    پدید آورنده: آية اللَّه حاج سيّد حسن فقيه امامى‌قدس سره    
فاطمه (سلام الله عليها) احياگر شخصيت زن    پدید آورنده: فريده مصطفوي
زهرا(عليها السلام) برترين بانوي جهان   پدید آورنده: مكارم شيرازي    
زندگاني حضرت زهرا (س)  پدید آورنده: رضا شيرازي
در مكتب فاطمه سلام الله عليها  پدید آورنده: علي قائمي
حضرت زهرا (سلام الله عليها) بانوي بانوان   پدید آورنده: ابوالفضل موسوي‌ گرمارودي
جامي از زلال كوثر پدید آورنده: محمد‌تقي مصباح‌يزدي    
بانوي نمونه اسلام فاطمه زهرا سلام الله علیها   پدید آورنده: ابراهيم اميني
الگوهاي ناب در نگاه دخت آفتاب  پدید آورنده: احمد لقماني    
الگوهاي رفتاري حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام )    پدید آورنده: حليمه صفري
عفت فاطمي، الگوي فاطمي   پدید آورنده: نرگس قديري    
بانك جامع اشعار مداحان جلد 2    پدید آورنده: مهدي سروري
پژوهشگونه‌اى درباره مصحف فاطمه عليها السلام    پدید آورنده: محمدعلي مهدوي‌راد    
نگاهي به مقام حضرت فاطمه سلام الله علیها   پدید آورنده: استاد حسين انصاريان
چهل داستان و چهل حديث از حضرت فاطمه زهرا عليها السلام  پدید آورنده: عبداللّه صالحى
فاطمة الزهرا عليهاالسلام پدید آورنده: علامه امينى
دانستنی های فاطمی پدید آورنده: علی غزالی اصفهانی    
زندگانى حضرت زهرا عليها السلام(نجفی)   پدید آورنده: محمد جواد نجفي‏
زندگانى حضرت زهرا عليها السلام   پدید آورنده: محمد روحانى على آبادى‏    
شرح فراز هایی از خطبه حضرت زهرا (س)  پدید آورنده: آیت الله سید حسن فقیه امامی
حضرت فاطمه سلام الله علیها مام فضيلت‏ها  پدید آورنده: عباس اسماعيلى يزدى
الگوى برتر  پدید آورنده: على اصغر رضوانى
بر خانه حضرت فاطمه (س)چه گذشت؟  پدید آورنده: سيد ابوالحسن حسينى    
سيره فاطمى  پدید آورنده: خانم فلاح
فاطمه (س) گلواژه آفرينش پدید آورنده: دفتر تبليغات اسلامى (واحد خواهران)    
یورش به خانه وحی  پدید آورنده: آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی
حدیث اشک  پدید آورنده: جمعی از نویسندگان    
نماز و عبادت فاطمه زهرا سلام الله علیها  پدید آورنده: عباس عزیزی
فاطمه علیها سلام ،الگوی حیات زیبا پدید آورنده: محمد جواد مروجی طبسی    
آینه ایزد نما حضرت فاطمه زهرا (س)  پدید آورنده: آیت الله محمد رضا ربانی

نکات رفع خطاهای خارج شدن فایل از حالت فشرده:
- پسورد را به صورت دستی وارد نمایید.
- در صورت برخورد با خطای طولانی بودن کاراکتر ، اسم فایل را عوض کنید.
- در صورت برخورد با خطای CRC Faild ، فایل ها را با Winrar باز کرده و Alt+R زده تا فایل ها Repair شوند.همه فایل ها 5% ریکاوری دارند.
- برخلاف بسیاری از سایت ها شما می توانید با سرعت بالا چند فایل را به صورت همزمان دانلود کنید.
- پسورد فايل فشرده :
www.rasekhoon.net

دریافت فایل برنامه (25.95 مگابایت ) (70بار دانلود شده )
http://www.rasekhoon.net/software/download-7449.aspx

[دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 ]  [6:57 AM]  [صادق قشنگ]

 

فونت مولا و نبی و ایرانیان سانس

حسین زاهدی طراح فونت نبی: طراحی این قلم حدود یک سال طول کشیده و تمام اعراب و کشیدگی ها را داراست که با Shift+J این کشیدگی ها قبل از هر حرف قابل اعمال است. این فونت در همه برنامه ها که فونت فارسی را پشتیبانی می کنند، عمل می کند و یک فونت قرآنی است.
حسین زاهدی طراح فونت مولا: هدف از ساخت این قلم احیاء خط کوفی نزدیک به خطی است که در نوشتن قرآن‌های قدیمی از آن استفاده می‌شده است. این قلم شامل همه اعراب تکی و ترکیبی می‌شود و دارای حروف ترکیبی است و اعراب در محل خود روی حروف قرار می‌گیرد. طراحی این فونت شش ماه زمان برده است، این فونت در تمام برنامه‌هایی که فونت استاندارد را ساپورت می‌کنند و از نظر قرار دادن اعراب و حروف ترکیبی مشکل ندارند، عمل می‌کند و هماهنگ است.
قلم زیبای Iranian Sans یکی از زیباترین قلم‌های فارسی برای مرور صفحات وب و همچنین برای استفاده در دسکتاپ است. این قلم از سری قلم‌های با مجوز آزاد است که توسط آقای هومن مهر در قالب یکی از پروژه‌های قدیمی فونت آزاد فارسی توسعه داده شده است. این قلم زیبا می تواند جایگزینی مناسب برای قلم رایج تاهوما که برای زبان فارسی چندان مناسب و زیبا نیست باشد.
خوانایی بالا، فاصله‌های استاندارد بین سطرها، زیبایی و سازگاری با لاتین از مزایای این فونت به شمار میاد.

 قصد ما کمک به شما برای پرهیز از دوباره کاری و صرفه جویی در وقت برای پیدا کردن فونت خوب و زیبا فارسی می باشد.
این مجموعه مورد تایید گرافیست های راسخون نیز می باشد.
راسخون به نیاز کاربران خود فکر می کند.
طريقه فعالسازي :

بعد از باز كردن فايل زيپ فونت ها را انتخاب کرده و در مسیر  C:\WINDOWS\Fonts  كپي كرده .حالا فونت ها نصب شد و مي توانيد در تمامي برنامه ها از اين فونت استفاده كنيد.

 

دریافت فایل برنامه (0.44 مگابایت ) (180بار دانلود شده )
http://www.rasekhoon.net/software/download-7442.aspx

[دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 ]  [6:56 AM]  [صادق قشنگ]
گفت‌و‌گو با «محمدجواد جعفرپور» بازيگر نوجوان فيلم «نارنجي‌پوش»

پسر نارنجی‌پور

کودکان > رسانه - گلرنگ رنجبر: محمد جواد جعفرپور بازیگر نوجوان فیلم «نارنجی‌پوش» است. با همه‌ی کم‌سن و سالی‌اش بازیگر خیلی خوبی است و در فیلم‌هایی مثل «به همین سادگی»، «12 روز»، «فقط بیست» و سریال «امروز، فردا» بازی کرده است.

 

او در روز جهانی کودک (16‌ مهر) به دنیا آمده و تا حالا توانسته دوبار در بیست‌و‌سومین و بیست‌و‌چهارمین دوره‌ی‌ جشنواره‌ی فیلم کودک و نوجوان همدان، پروانه‌ی زرین بهترین بازیگر پسر را به دست بیاورد. با محمدجواد درباره‌ی تجربه‌ی بازی کردن در فیلم «نارنجی‌پوش» و این‌که کار‌کردن با «داریوش مهرجویی» چه‌طور بوده و چه خاطراتی از بازی در این فیلم دارد، گفت‌و‌گو می‌کنیم.

 

فکر می‌کنی «نارنجی‌پوش» با پیام‌های زیست‌محیطی‌اش بتواند تأثیر اجتماعی داشته باشد؟ نوجوان‌ها به پیام‌های فیلم توجه می‌کنند؟

به نظر من این فیلم به تنهایی نمی‌تواند روی جامعه‌ به‌صورت کلی تأثیر بگذارد. باید فیلم‌های زیادی ساخته شوند و کسانی مثل آقای مهرجویی هم زحمت بکشند و تلاش کنند فیلم‌های دیگری در این مورد بسازند. البته اگر قرار است این نوع فیلم‌ها برای نوجوان‌ها ساخته شود، باید مناسب سنشان باشد تا آن‌ها به پیام‌های فیلم توجه کنند.

 

پایان قبلی فیلم را که همه‌ی مردم شهر از جمله شهردار شهر، جارو به دست می‌گیرند تا شهر را تمیز کنند دوست داشتی یا این پایانی که به خاطر مشکلات فنی و خوب نشدن سکانس پایانی اتفاق افتاده؟

 

پایان قبلی را بیش‌تر دوست داشتم.

 

چرا؟

 

چون به هر حال پایان اصلی فیلم بود و در فیلم‌نامه، فیلم آن‌شکلی تمام می‌شد.

 

کارکردن با کارگردانی با تجربه مثل «داریوش مهرجویی» چه حس و حالی دارد؟

 

آقای مهرجویی یکی از بهترین کارگردان‌های ایران هستند و هر ثانیه کارکردن با ایشان به من کلی نکته یاد می‌داد. امیدوارم باز هم فرصتی پیش بیاید تا در فیلم‌های آقای مهرجویی بازی کنم.

 

تجربه‌ی بازی در مقابل «حامد بهداد» چه‌شکلی بود؟

 

آقای بهداد یکی از استادان خوب بازیگری هستند و طرفدارهای زیادی هم دارند. قبلاً قرار بود در یک فیلم دیگر هم با ایشان هم‌بازی بشوم که متأسفانه نشد.

حامد بهداد خیلی به من کمک می‌کرد. در یکی از سکانس‌ها که قرار بود با هم آواز بخوانیم، ترانه‌ای را که من گفته بودم اصلاح کرد و با هم آن را خواندیم.

 

یعنی خودت ترانه گفتی بودی؟

 

نه، در واقع ترانه‌ی یکی از خواننده‌ها بود و من تغییرش دادم که آن را دو نفری با آقای بهداد اجرا کنیم. بعد هم حامد بهداد آهنگ من را اصلاح کرد.

 

چه خاطره‌ی خوبی از فیلم «نارنجی‌پوش» برایت باقی مانده؟

 

این‌که با حامد بهداد زمین را جارو می‌کردیم، خیلی بامزه بود.

 

اگر یک روز پدر خودت هم مثل شخصیت «حامد آبان» تصمیم بگیرد که رفتگر شود و شهر را تمیز کند، کمکش می‌کنی؟

 

بله، صد در صد! حتی اگر پدرم هم این تصمیم را نگیرد، شاید خودم چنین کاری بکنم و بچه‌هایم را هم با خودم همراه کنم! به نظرم خیلی خوب است که ما نه تنها خیابان‌های شهرمان که روح و روان زندگی خودمان را هم تمیز کنیم.

 

خیلی از هم‌سن و سال‌های تو دوست دارند الان جای تو باشند؟ با تجربه‌ای که تو داری، به نظرت آن‌ها باید چه کار کنند؟

 

کسانی که سینما را دوست دارند باید تلاش کنند. نه‌تنها سینما، بلکه برای هر هدف بزرگ دیگری هم باید تلاش کنند تا به آرزوهایشان برسند.

 

 


[سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ]  [9:08 AM]  [صادق قشنگ]

رنگارنگ‌های زشت

کودکان > اجتماع - زهرا عزیز‌محمدی:
درست جای حساس سریال وقتی شخصیت اصلی تصمیم گرفته واقعیت را بگوید و تو منتظری واکنش اطرافیانش را ببینی، آرم پیام‌های بازرگانی ظاهر می‌شود و مجبوری آگهی‌ها را نگاه کنی.

یا وقتی دی‌وی‌دی فیلمی را از سوپرمارکت می‌خری، توی دستگاه می‌گذاری و دکمه‌ی پلی را می‌زنی باید صبر ایوب داشته باشی تا فیلم شروع شود چون به‌خاطر یک توفیق اجباری باید به تماشای تبلیغات قبل از آن بنشینی. در این مواقع همه‌ی دکمه‌های کنترل روی دستگاه بی‌اثر می‌شوند.

کلاس‌ا‌ت تمام شده، به خانه می‌رسی، کلید را توی قفل می‌اندازی، تا جایی که یادت هست در خانه‌ی شما سفید بوده یا سبز یا ... اما حالا مستطیل‌های کوچک فسفری و صورتی و زرد و نارنجی به‌شکل عمودی یا افقی حتی به حاشیه‌های خالی آن هم رحم نکرده‌اند. روی آجرها و سنگ‌های کنار در، روی زنگ و لوله‌ی‌ گاز، آن‌ها همه جا هستند. این می‌تواند ورودی در خانه‌ی شما باشد حتی اگر با هیچ‌کدام از شماره تلفن‌های روی درتان کاری نداشته باشید! کلید را توی قفل می‌چرخانی و تق که صدا داد، بروشور یک پیتزافروشی همراه با قبض برق می‌افتد جلوی پایت. مهربانی پیتزافروش را تحسین می‌کنی که لااقل به تو حق انتخاب داده است: تبلیغش را نگه داری یا دور بیندازی.

***

بستگی دارد خانه‌ی‌ شما جایی دنج باشد یا در معرض رفت‌وآمد برچسب زنندگان! در آپارتمان زندگی کنید یا خانه‌ای که فقط به شما تعلق دارد.

خانه‌ی بهزاد ۱۷ ساله نزدیک میدان هفت تیر است. می‌گوید:« تقریباً همه‌ی‌درها در کوچه‌ی‌ آن‌ها هفت‌رنگ(!) شده و اغلب همسایه‌ها از خیر کندن این برچسب‌ها گذشته‌اند.» مادر بهزاد اما برای خانه‌تکانی قبل از عید او را مسئول کندن برچسب‌ها و تمیز کردن در خانه کرده بود. بهزاد دلش پر است:
«خیلی خسته کننده بود! حتی کندنشان در را زشت‌تر و کثیف‌تر می‌کرد چون جای چسب‌ها به این راحتی نمی‌رفت! مامان من هم بالأخره به بودنشان روی در رضایت داد.»

***

با عجله توی پیاده‌رو راه می‌رفتم که دست یک تراکت پخش‌کن جلویم دراز شد و سرعتم را گرفت. راهم را کج کردم و رفتم. اما یک‌دفعه فکری به ذهنم رسید، برگشتم و از او پرسیدم:« شده روی درها هم برچسب تبلیغاتی بچسبانی؟» می‌گوید:«قبلاً بله، اما حالا دیگر حاضر نیستم. چند بار وقت چسباندنشان با برخورد تند صاحب خانه‌ها مواجه شدم!»

***

«آلودگی بصری» هم مانند آلودگی صوتی روی روان شهروندان تأثیر می‌گذارد. در شهری که ترافیک و خیلی مسائل دیگر وجود دارد که حداقل آسیب آن‌ها همین آلودگی‌های بصری است، دیگر نگاه کردن به در و دیوار نباید باعث عصبی‌تر شدن شهروندان شود. شهرداری سالیانه هزینه‌ی زیادی را صرف پاکسازی شهر از این آلودگی‌های بصری می‌کند.

این را مهندس عطارد، کارشناس مسائل شهری می‌گوید. از او می‌پرسم که چه‌طور می‌‌توانیم از چسبانده ‌شدن تبلیغاتی که بدون اراده‌ی خودمان شکل درمان را عوض می‌کند جلوگیری کنیم؟ می‌گوید:« شورای شهر مصوبه‌ای دارد که بسته به وسعت چنین آسیب‌هایی، به‌صورت منطقه‌ای یا محله‌ای خسارت‌ها را جبران می‌کند. صاحب‌خانه هم این حق را دارد که از این شرکت‌ها شکایت کند. ضمن این‌که در بعضی از مناطق تابلوهایی رایگان برای تبلیغات در نظر گرفته شده که قرار است تعداد این تابلو‌ها در شهر بیش‌تر شود.»

 

 


[سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ]  [9:07 AM]  [صادق قشنگ]
گفت‌وگو با مانلي منوچهري، تصويرساز و گرافيست

در جست‌وجوی آرامش روی دیوار

کودکان > اجتماع - اصغر بادپر: یک روز صبح بیدار شدیم و دیدیم ساختمان‌ سرکوچه‌مان را نقاشی کرده‌اند. چند تا کوچه پایین‌تر هم همین اتفاق افتاده بود و در خیلی از محله‌های شهر هم.

سال‌های قبل هم این کار شده بود. اما آن نقاشی‌ دیواری‌ها آن‌قدر آفتاب ‌خوردند که رنگشان ‌پرید!

نه؛ مال امروز و دیروز نیست. نقاشی دیواری مال سال‌ها قبل است. به اجداد غارنشین‌مان برمی‌گردد کشیدن نقاشی روی دیوار! اما قرار نیست به شیوه‌ی همان‌ها نقاشی کنیم دیوارها را.

در دنیا نقاشی‌های دیواری مرتب به‌روز می‌شوند. نقاشی‌ دیواری‌های چند بعدی، هر روز شهروندان این سرزمین‌ها را شگفت‌زده می‌کند. حتی کار به سطح خیابان‌ها هم کشیده و در یکی از این نقاشی‌ها، کوسه‌ای از وسط اتوبان بیرون زده بود، طرحی غیر واقعی که نباید باورش کرد؛ پس چرا خیلی‌ها از دیدن آن شگفت‌زده شده بودند؟

***

رهگذرانی که هر روز از بزرگراه بسیج می‌گذرند با آمدن بهار طرحی را روی این دیوارها دیدند که کاری بود از مانلی منوچهری. او گرافیک و تصویر سازی خوانده و نقاشی‌اش با شعر همراه است. او یکی از هنرمندانی است که دیوارهای شهر را تابلوی نقاشی کرده‌اند.

***

رنگ هایش فرق دارد، قلم‌موهایش فرق دارد، همه چیز بزرگ‌تر می‌شود. باید از نردبان بالا بروی روی داربست بایستی. برای کار کردن باید حتماً زیر آسمان بایستی و کار که تمام شد، آن‌سوی خیابان بایستی و تماشایش کنی...

اما منوچهری این تصویر ذهنم را به‌هم می‌زند و می‌گوید:« طراح فقط طرح می‌دهد و نظاره‌گر اجرای طرح است.»

و تو به دانشجویان نقاشی و نقاشان ساده‌ای که طرح‌ها را اجرا می‌کنند فکر می‌کنی و به نقاشی روی داربست و زیر آسمان...

پرسش‌های دیگری هم با منوچهری در میان می‌گذاریم و پاسخ می‌گیریم. پرسش‌ها و پاسخ‌هایی که حاصل پیش‌روی شماست.

 

مهم‌ترین ویژگی نقاشی دیواری چیست؟

 

نقاشی دیواری باید در ارتباط با آن فضای شهری و پس‌زمینه‌اش باشد و این که در چه محله‌ای و چه فضایی قرار است نقاشی کار شود و با کدام مصالح؟

گاهی نقاشی در یک بزرگراه کار می‌شود که دیوارش بتن است یا ممکن است ساختمانی باشد که مشرف به یک بزرگراه است. در کل نقاشی دیواری ارتباطی ایجاد می‌کند با آن فضا، هم به لحاظ فرم و هم به لحاظ رنگ. چون نقاشی می‌شود بخشی از همان فضایی که در آن کار می‌شود.

 

مراحل کار چه‌طور پیش می‌رود؟

 

نقاشی دیواری چند مرحله دارد. وقتی دیوار را می‌دهند برای نقاشی یکی از مهم‌ترین مسایل آن زیرسازی کار است.

مثلاً اگر دیواری آجری قدیمی باشد (البته آجرهای قرمز و ایرانی نه. چون این نماها آن‌قدر زیباست که بهتر است روی آن طرحی کار نشود.) آن آجرهای ارزان قیمتی را می‌گویم که باید روی آن سیمان بکشند و نمی‌کشند. روی این دیوارها، اول گچ‌های احتمالی چسبیده به دیوار را می‌کَنند و بعد روی آن را سیمان سخت می‌کشند و پس از آن سیمان نرم و بعد از زیرسازی اولیه رنگی می‌زنند به کل دیوار و بعد کار نقاشی آغاز می‌شود.

 

شما خودتان هم دست به رنگ می‌شوید؟

 

طراح فقط نظارت می‌کند و گروهی هستند که در زمینه‌ی اجرای نقاشی دیواری کار می‌کنند. بعضی از آن‌ها نقاش معمولی هستند که زمینه‌های ساده‌ی بدون طرح را رنگ می‌زنند بعضی‌ها هم فارغ‌التحصیلان رشته‌ی نقاشی هستند که طرح را پیاده می‌کنند.

 

چه‌طور اجرا می‌شود؟

 

چون ابعاد کوچک باید در اندازه‌ی بزرگ اجرا شود، از روش شطرنجی استفاده می‌کنند. طرح کوچک را شطرنجی می‌کنند و بعد هرکدام از خانه‌های شطرنج را به ابعاد بزرگ می‌برند.

البته دستگاهی هم هست به نام «اُپَک» که تصویر را روی دیوار پروجکت می‌کند. البته اگر از روی زمین و پایین، تصویر را بیندازند روی دیوار، تصویر دفرمه می‌شود پس باید دستگاه بالابری باشد که اُپَک را تا روبه‌روی دیوار بالا ببرد. برق هم داشته باشیم در آن فضا و البته حتماً باید این کار شب انجام شود و با توجه به این مسایل، معمولاً از همان روش شطرنجی که ساده و ابتدایی است، استفاده می‌کنند.

 

چه سبک‌های نقاشی‌ای، برای دیوارهای شهر مناسب‌تر است؟

 

این نظر شخصی من است چون باید آمار بگیرند. اما در تصویرگری کتاب‌ها هم ممکن است دو تا بچه‌ی هم‌نسل با یک کتاب، دو جور ارتباط برقرار کنند.

در تهران با این همه مناطق متفاوت، تحصیلات، سبک و سطح زندگی متفاوت، حتماً سلایق مختلفی هست.

اما به طور کلی مثلاً در بزرگراه‌ها، که ماشین‌ها به سرعت رد می‌شوند کارها می‌تواند گرافیکی‌تر باشد و رنگ‌ها تخت باشد و پیچیده نباشد. چون فرصت مکث و فکر کردن نیست. و همین تقسیم‌بندی در رابطه با منطقه‌ای که در آن قرار است نقاشی کار شود، وجود دارد.

کلاً نقاشی دیواری باید با اطراف هماهنگ باشد. البته بعضی وقت‌ها از تضاد هم استفاده می‌شود. مثلا ًگاهی در فضاهای صنعتی از کنتراست با تضاد بالا استفاده می‌شود. مثلا ً جایی که مردم از ترافیک عصبانی و کلافه‌اند، نقاشی‌هایی با فضاهایی شاعرانه که در آن نشانه‌هایی از طبیعت استفاده شده، تأثیرگذار است.

 

چه فرقی دارد که نقاشی آدم روی دیوار شهر باشد یا روی بوم نقاشی؟

 

نقاشی دیواری خیلی جالب است. همه چیز چند برابر بزرگ می‌شود. جزییات بزرگ نمایی می‌شوند، می‌توانی بروی آن سوی خیابان نگاهش کنی و از چند جهت دیده می‌شود.

 

و آخر...

 

مهم‌تر از نقاشی دیواری این است که آدم در شهر احساس آشفتگی نکند. الان در یک کوچه که وارد می‌شوید از نظر بناهای ساختمان‌ها احساس آشفتگی می‌کنید. در حالی که فکرش را بکنید اگر تمام ساختمان‌های یک کوچه آجری یا سنگ باشد چه‌قدر فضا زیباتر می‌شود یا حداقل این‌که نظارتی شود که در کنار این آجر، چه نمای سنگی کار شود که با هم ترکیب زیبایی داشته باشند. درباره‌ی نقاشی‌ها هم اگر اشتراکاتی بین نقاشی دیوارهای یک محل باشد بهتر است. چون خود این نقاشی‌ها گاهی در یک محله پراکندگی دارند و هر کدام یک مدل‌اند.

 

 


[سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ]  [9:07 AM]  [صادق قشنگ]
گفت‌وگو با يك معلم

بچه‌هایی که دوستشان دارم

کودکان > اجتماع - نفیسه مجیدی‌زاده:
این یک متن حسی نیست. خودم تا می‌توانستم در مدرسه شیطنت کردم. خیلی‌ها از دستم کلافه بودند اما خیلی از معلم‌ها هم دوستم داشتند.

با این همه، یک جای کار ایراد دارد معلم‌ها این روزها خیلی خسته‌اند. وقتی برای روز معلم با آن‌ها صحبت می‌کنیم، متوجه این نکته می‌شویم. پس از برقراری تماس تلفنی و میان سروصدای مدرسه، بالاخره صدای دبیر ریاضی را می‌شنوم و از خستگی صدایش جا می‌خورم.برای همین سریع از «زهراسادات نیارئیس» که 20 سال دبیر ریاضی بوده می‌پرسم: معلمی شغل سختی است؟و همان صدا،انگار لبخند تلخی می‌زند و می‌گوید:« فکر کنم بله. جوان‌تر که بودم بیش‌تر دوست داشتم، اما الان نه.»پس سخت نیست، ما دانش‌آموزان می‌توانیم سختش کنیم... ادامه‌ی این گفت‌و‌گو را بخوانید:

  • شما با علاقه معلم شدید یا شغلی بود که پیش آمد؟

با علاقه و انتخاب وارد شدم، اما خیلی اذیت شدم. مخصوصاً در سال‌های اخیر.

  • چرا؟

بچه‌ها مثل قدیم نیستند. رفتارشان عوض شده! احترام معلم خیلی پایین آمده. نه که ما به احترامشان نیاز داشته باشیم، اما وقتی برای درس دادن، کلاس نیاز به سکوت دارد از آن‌ها می‌خواهیم ساکت باشند، هیچ اهمیتی نمی‌دهند، کار خودشان را ادامه می‌دهند و ریاضی هم درس آموختنی است، حفظی نیست، برای همین دبیرهای ریاضی بیش‌تر اذیت می‌شوند. مخصوصاً سال اول دبیرستان که همه‌ی رشته‌ها با هم هستند، درس برای آن‌ها که قرار است به رشته‌های غیر ریاضی بروند سنگین است و نیاز به آرامش و توجه بیش‌تری هست.

  • خوب، معلم می‌تواند درسش را بدهد و برود، هرکسی خواست یاد بگیرد، هر کس هم نخواست یاد نمی‌گیرد! بعضی معلم‌ها این‌طور نیستند؟

نه، نمی‌شود. معلم مثل مادر است. مادر که نمی‌تواند بچه‌اش را رها کند. معلم هم نمی‌تواند دانش‌آموز را رها کند. دانش‌آموز باید یاد بگیرد. نمی‌شود بی‌خیال بود. اکثر معلم ها این‌طور هستند. خود من گاهی خواسته‌ام بی‌تفاوت بشوم، اما در عمل نتوانسته‌ام.

  • حالا که نسل جدید این‌طوری است چه کار باید کرد؟

خانواده می‌تواند اثر بگذارد. بچه‌ها را که نگاه می‌کنم هر مشکلی در رفتارشان دارند، خانواده‌شان هم همان مسئله را دارند. بچه‌هایی که احترام می‌گذارند خانواده‌هایی با همان ویژگی دارند
و... برنامه‌های تلویزیون هم اثر گذار است. بچه‌ها خیلی وقت‌ها رفتارهای سریال‌های شبانه و تکیه‌کلام‌ها را به مدرسه می‌آورند.

  • پس معلم‌ها بچه‌های شیطان را دوست ندارند؟

تا حدی چرا. اگر آخر کلاس باشد یا بعضی وقت‌ها، خنده در کلاس بد نیست. اما وقتی دائمی می‌شود، مخصوصاً زمان درس دادن، ما اذیت می‌شویم و البته حق بچه‌هایی که می‌خواهند درس را گوش بدهند هم ضایع می‌شود.

  • معلم‌ها بین بچه‌ها فرق می‌گذارند؟

نه؛ موقع نمره دادن اصلاً هیچ چیز را در نظر نمی‌گیریم. من دانش‌آموزی داشتم که خانواده‌اش برایم مشکلی ایجاد کرده بودند، اما در کلاس به او بیش‌تر احترام می‌گذاشتم.

  • دانش‌آموزی بوده که هنوز به یاد او باشید یا با شما تماس داشته باشد؟

بله؛ بچه‌های روستا را خیلی دوست داشتم. سال‌های اول کارم در روستای «نهوج» اردستان، ریاضی درس می‌دادم و رابطه‌ام با آن بچه‌ها خیلی خوب بود. آن‌ها هم مرا دوست داشتند و هنوز به من زنگ می‌زنند.

 

 


[سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ]  [9:06 AM]  [صادق قشنگ]
گفت‌و‌گو با «استيون اسپيلبرگ» و «پيتر جكسون»

تن‌تن در سرزمین جادوی دیجیتال

کودکان > رسانه - ترجمه‌ی شیرین موسوی: «استیون اسپیلبرگ» و «پیتر جکسون» هر دو از فیلم‌سازهای پرطرفداری هستند که در همکاری اخیرشان، انیمیشن بلند «ماجراهای تن‌تن؛ راز اسب شاخدار» سنگ تمام گذاشتند و انیمیشنی ساختند که پیش از این هرگز با این کیفیت ساخته نشده بود.

با این‌که پیتر جکسون تنها تهیه‌کننده‌ی این فیلم بود، اما حضور او و تکنیک‌های دیجیتالی کمپانی‌اش، کاملاً در فیلم احساس می‌شود. این فیلم برنده‌ی جایزه‌ی بهترین انیمیشن «گُلدن گِلوب» هم شده و نسخه‌ی دوبله‌ی فارسی آن این روزها در بیش‌تر فروشگاه‌های محصولات فرهنگی و سوپرمارکت‌های کشور وجود دارد. به همین بهانه ترجمه‌ی گفت‌و‌گویی از این دو فیلم‌ساز را برای شما می‌آوریم.

  • لطفاً کمی درباره‌ی استفاده از فناوری «ضبط حرکت»1 (موشن کَپچِر) در ماجراهای تن‌تن توضیح بدهید؟

پیتر جکسون:

خوب در واقع«ضبط حرکت» دقیقاً همان چیزی است که ما می‌خواستیم انجام بدهیم. ضبط حرکت یک ژانر نیست؛ یک «وسترن اسپاگتی»2 هم نیست! ضبط حرکت، یک ابزار تکنیکی است و ما سعی می‌کنیم ضبط حرکت و انیمیشن سنتی را در یک سیستم پیاده کنیم.

من و «استیون» مهارتمان در ساختن فیلم بلند است. منظورم این است که ما از کامپیوتر استفاده نمی‌کنیم. حتی برای کارهای خودمان! من حتی به سختی ای‌میل می‌فرستم! اما می‌خواستیم دنیای مجازی تن‌تن را با شخصیت‌ها و مکان‌هایش با کامپیوتر خلق کنیم؛ پیوندی بین دوربین مجازی و نمای فیلم بلند در جهان حقیقی.

این شیوه‌ی فیلم‌برداری از جهان ‌حقیقی نیست که اهمیت دارد، بلکه روش فیلم‌برداری فیلم در درون آن جهانی ‌است که به آن فکر می‌کنیم.

  • چرا در این فیلم «پروفسور تورنسل»3 (کالکولوس) حضور ندارد؟

جکسون:

در این نسخه‌ی سینمایی قرار نبود حضور داشته باشد، چون پروفسور تورنسل از کتاب «گنج‌های راکهام سرخ‌پوش» به داستان‌های تن‌تن وارد می‌شود. اما اگر قرار باشد فیلم دیگری بسازیم، پروفسور تورنسل در بیش‌تر داستان‌ها نقش دارد.

استیون اسپیلبرگ:

[با خنده] خیلی خوشحالم که شما پروفسور تورنسل را می‌شناسید!

  • لطفاً از روش ضبط حرکت چشم و اهمیتش در فیلم برایمان توضیح بدهید.

جکسون:

خوب، «چشم» مهم‌ترین عضو صورت هر بازیگری است. منظورم این است که هر بازیگر بزرگی خوب می‌داند که چه‌جوری از چشم‌هایش استفاده کند.

وقتی که داشتیم «ارباب‌ حلقه‌ها» را می‌ساختیم و شخصیت «گالوم» را در کامپیوتر خلق می‌کردیم، به نیوزلند رفتیم و چشم‌هایی ساختیم که شخصیت‌هایمان قرار بود به نحوی کاملاً علمی از آن‌ها استفاده کنند.

هفته‌نامه‌ی همشهری دوچرخه شماره‌ی 647

برای این‌کار، روی چشم‌های واقعی مطالعه می‌کنی. مطالعه می‌کنی که چه‌جوری نور در داخلشان منعکس می‌شود، پشت چشم‌ها را مطالعه می‌کنی، این‌که عنبیه چه‌جوری احساسات را بازتاب می‌دهد. حسابی درگیر جزئیاتی علمی می‌شوی. این موضوع سر «گالوم» حیاتی بود و بعدش هم «کینگ‌کُنگ» که شخصیت دیگری بود که با صورتش کار زیادی انجام نمی‌داد، بلکه چشم‌هایش به شما می‌گفتند که دارد به چه فکر می‌کند.

در «آواتار» هم چشم‌ها خیلی حیاتی بودند. این‌جوری است که کمپانی ما واقعاً در تحقیق و مطالعه درباره‌ی چشم‌ها سنگ تمام گذاشته است. با شما موافقم که درباره‌ی تن‌تن هم درست مثل هر فیلم دیگری مجبور بودیم یک گروه بازیگر جمع‌ کنیم و آن‌ها هم باید با چشم‌هایشان مثل فیلم‌های زنده، خیلی چیزها می‌گفتند.

  • این‌که فیلم را در عصر فیلم‌سازی دیجتال ساختید، چه‌طور بود؟

اسپیلبرگ:

خوب ممکن است تحت تأثیر شرایط مسلم عصر فیلم‌های دیجیتال باشد، اما عصر آنالوگ است که هم‌چنان دارد قصه می‌گوید. این است که خیلی مهم است. چیزی مهم‌تر از قصه وجود ندارد.

  • چه ویژگی‌هایی در این فیلم هست که طرفدارهای فیلم‌های اسپیلبرگ، را دلبسته‌ی آن کند؟ جدای از این آیا به عنوان یک طرفدار تن‌تن، از دیدن فیلم تن‌تن به کارگردانی پیتر جکسون هیجان‌زده می‌شوید؟

اسپیلبرگ:

بگذارید اول جواب سؤال دومتان را بدهم! پیتر را به عنوان کارگردانی که بخواهد قسمت دوم ماجراهای تن‌تن را با حضور پروفسور تورنسل بسازد، به شدت امیدوارکننده و موفق می‌بینم.

اما درباره‌ی سؤال اول، این فیلم را برای همه‌ی شما ساختم. منظورم این است که بعضی از فیلم‌هایم را برای خودم می‌سازم و دل‌مشغولی خودم هستند. این کار را زمانی می‌کنم که موضوعی شخصی و خیلی حساس برایم پیش می‌آید و نمی‌توانم تصور کنم که من یک تماشاگرم .

ژانرهای مختلفی هست که احتیاج دارم برای تماشاگرهایم بسازم، تا کنار من بنشینند و فیلمی را که ساخته‌ام ببینند. تن‌تن هم یکی از همان‌هاست.

  • برای خودتان تن‌تن چه جذابیتی داشت که تصمیم گرفتید او را به تصویر بکشید؟

اسپیلبرگ:

راستش تن‌تن هیچی هم که نباشد، روایت‌گر شخصیت خودم است. او یک خبرنگار شجاع و سرسخت است که باید برای روزنامه‌ها گزارش تهیه کند. آن‌چه من از تن‌تن دیدم این است که هیچ‌وقت جواب منفی برای سؤال‌هایش ندارد و این داستان زندگی من است.

جکسون:

تمام ماجرا سر اراده‌اش است. او هیچ‌وقت، هیچ‌وقت، کاری را که شروع کرده، ول نمی‌کند. وقتی به دنبال چیزی می‌افتد، هیچ‌وقت توقف نمی‌کند و وقتی شروع می‌کند به ساختن یک فیلم هم قضیه به همین‌شکل پیش می‌رود.

***

 

1. «موشن کَپچِر» یا «ضبط حرکت» نوعی فناوری دیجیتال در سینماست که در آن یک بازیگر حالت‌های بدن شخصیت فیلم را جلوی دوربین اجرا می‌کند و آن حالت‌ها در کامپیوتر شبیه‌سازی می‌شوند.

2. «وسترن اسپاگتی» به فیلم‌های وسترنی گفته می‌شد که در اروپا و بیش‌تر توسط کارگردان‌های ایتالیایی ساخته می‌شده است.

3. «پروفسور تورنسل» که به این نام در ایران معروف است، نام فرانسوی این شخصیت است که در ترجمه‌ی انگلیسی نامش به «پروفسور کالکولوس» تغییر کرده است.

 

 

 


[سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ]  [9:04 AM]  [صادق قشنگ]

کتاب تو، رؤیای من است!

کودکان > خانه فیروزه‌ای - لیلی شیرازی:
گاهی خسته می‌شوم، نه این‌که کاری کرده‌ باشم و خسته شوم، نه این‌که مثل آوار روی سرم مشکل و مسئله و ماجرا ریخته باشد و خسته باشم، از این‌که دایم فکر کنم این مشکل را که حل کنم، آن مسئله و مانع را که بردارم، از روی آن پل که بپرم، دیگر آسوده می‌شوم، نه!

خستگی من از این‌ها نیست، گاهی خسته می‌شوم از این‌که این همه می‌بینم، این همه می‌شنوم، این همه فکر می‌کنم و بعد همه‌ی این‌ها آرام آرام من را رد می‌کنند، می‌روند و توی یک کنج، یک کنج خاموش و نم‌گرفته‌‌ی ذهنم، توی هزارتوی فراموشی‌، گم می‌شوند.

نیمه‌های اردیبهشت، همین روزها، خیلی حالم این‌جور می‌شود. احساس می‌کنم سطر سطر و صفحه صفحه، حرف و فکر و منظره و تصویر است که می‌آید و می‌رود. فکر می‌کنم، اگر یک روز همه‌ی هزارتوی فراموشی‌ام پر شود، اگر پر شود از حرف‌های نگفته، از صفحاتی که فرصت نکرده‌ام آن‌ها را روی یک طاقچه‌، پای یک پنجره، کنار یک ‌در، در آستانه‌ی یک ایوان ذهنم بکارم، فرصت نکرده‌ام حواسم به آفتاب و آبشان باشد و روز ‌به‌ روز رشدشان را نگاه کنم و نفسی از سر آسودگی بکشم، اگر چنین روزی بیاید، چه‌کار کنم با این همه حرف‌هایی که حقشان را ادا نکرده‌ام؟ چه‌طور سر بلند کنم و چشم در چشم تو، خیره بگویم: «ببخشید... فرصت نداشتم همه‌اش را بنویسم، فرصت نداشتم همه‌اش را بگویم.»

و بعد، انگار کسی، زمزمه‌وار، توی گوشم، رود حرف‌هایت را جاری می‌کند که: «سوگند به قلم و آن‌چه می‌نویسند* [که] تو به لطف پروردگارت مجنون نیستی* و بی‌گمان تو را پاداشی بی‌منت خواهد بود»1 آن‌وقت است که دلم آرام می‌گیرد.

دلم آرام می‌گیرد و نفسم که انگار توی سینه‌ حبس شده بود و بیرون نمی‌آمد، چنان راحت و آرام بیرون می‌آید که انگار آماده‌ی پرواز کردن هستم. انگار اردیبهشت، شکوفه‌ی همه‌ی بهارنارنج‌هایش را از همه‌ی شیراز‌های این همه سال، سبد سبد می‌آورد و پیش رویم، عطرشان را آن‌قدر خوب در آسمان پراکنده می‌کند که اردیبهشت را نه فقط می‌بینم، که بو می‌کشم و ذره ذره تنفس می‌کنم.

یک کتاب! یک کتاب و همه‌ی حرف‌هایی که باید به ما گفته می‌شد. یک کتاب و همه‌ی حرف‌هایی که نشنیدنشان، ظلمت محض است. یک کتاب و همه‌ی آن‌چه دیدنشان، شنیدنشان، خواندنشان لازم است. این می‌تواند همه‌ی دلخوشی‌های یک ذهن خسته، یک ذهن نگران، یک ذهن پر از حرف و ایده و فکر، در نیمه‌ی اردیبهشت باشد. ذهن‌ خسته‌ای که می‌تواند ذهن خسته‌ی من، یا ذهن تشنه و کنجکاو هر کدام از ما باشد. می‌تواند لبخند بزند، وقتی کتاب را باز می‌کند و می‌بیند که در آن، تو، کسی که کتاب حرف‌های تو را توی دلش جای داده، به قلم و هر آن‌چه می‌نویسند سوگند خورده‌ای، انگار که قلم را دوباره، با این سوگند خود، به ما هدیه داده‌ای.

و این‌طوری است که شب‌های اردیبهشتی من، با قلم می‌گذرد. فکرهای اردیبهشتی‌ای که یک‌وقتی نگران فراموش ‌شدنشان بودم، نگران بودم نتوانم آن‌قدر که باید آب و آفتاب تقدیمشان کنم که بی‌ترس و دغدغه، شاهد رشدشان باشم، حالا دیگر می‌دانم به کی و کجا بسپارم، بی‌این‌که نگران باشم نم‌ بخورند، بپوسند، گم‌شوند یا بمیرند. و البته بی‌این‌که نگران باشم آن‌چه می‌نویسم، آن‌چه که باید، نباشد. بی‌این‌که فکر کنم نکند، نوشتن زودرس این‌ها، بیش‌تر به ضرر فکرهایم تمام شوند، یا به ضرر خودم، نه! قلم، نه به من، که به هیچ‌کس خیانت نمی‌کند. قلم، همانی است که تو، به آن قسم خورده‌ای. و این یعنی من می‌توانم به قلم، به قلم خودم، اعتماد کنم.

فکرهای اردیبهشتی، سفر می‌کنند. با باد تاب می‌خورند و به من می‌رسند و من آن‌ها را به قلمم می‌سپارم و همه‌ی آن‌چه قلمم به من نشان می‌دهد، بوی بهارنارنج می‌دهد... با قلمم درباره‌ی قلم می‌نویسم و بوی بهارنارنج از آن‌چه نوشته‌ام بلند می‌شود. درباره‌ی کتاب می‌نویسم، کتابِ تو، قرآنِ تو، که حالا روی هر طاقچه‌ای، نزدیک هرکدام از ما، دست‌کم یک نسخه‌اش هست و بوی بهارنارنج توی سرم می‌پیچد. از بهار نارنج می‌نویسم و از نیمه‌ی اردیبهشت، که همیشه مرا یاد تو و قلم و کتاب می‌‌اندازد، و این بار این من، این خود من، این فکرهای خودم است که بوی بهارنارنجشان مستم می‌کند.

و باز کسی توی گوشم زمزمه‌ می‌کند حرف‌هایت را: «سوگند به قلم و آن‌چه می‌نویسند، که تو به لطف پروردگارت مجنون نیستی و بی‌گمان تو را پاداشی بی‌منت خواهد بود.»

1. سوره‌ی قلم، آیات 1 تا 3

 

 


[سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ]  [9:03 AM]  [صادق قشنگ]
گفت‌وگو با مدير ورزش‌هاي همگاني شهرداري

مراقب خودت و دستگاه باش!

کودکان > اجتماع - همین چند روز قبل بود، قبل‌تر از تهیه‌ی این گزارش؛ روی صندلی پارک نشستم و به وسایل ورزشی خیره شدم.بچه‌های خیلی کوچک از سر و کول آن بالا می‌رفتند. پیرمردها نم نم و آهسته کار می‌کردند و بعضی‌ها دسته جمعی می‌آمدند و روی آن‌ها می‌رفتند.

جذاب‌ترین بخش، آویزان شدن از بارفیکس بود که نفر اول دستش را به میله می‌گرفت و نفر دوم پای او را... .

نه که فقط این‌ها باشند؛ مدتی که من آن‌جا بودم، خانم‌ها و مردهای میانسالی آمده‌بودند که جدی و درست ورزش می‌کردند و خیلی‌ها هم بودند که همه‌ی حرکت‌ها را غلط انجام می‌دادند؛ خنده‌ام می‌گرفت. نوجوانانی را هم دیدم که با علاقه ورزش می‌کردند.وقتی برمی‌گشتم خواستم از یکی از دستگاه‌ها استفاده کنم. از پایه در آمده بود و حتماً این اتفاق در اثر برخوردهای امروز نیفتاده بود. ماجرا به روزهای قبل و تکرار این برخوردها برمی‌گشت.

«محمد مشهدی یاری» مدیر ورزش همگانی شهرداری تهران، به پرسش‌های ما دراین باره پاسخ می‌دهد:

  • این دستگاه‌ها محدودیت سنی و وزنی ندارد؟ خیلی وقت‌ها دیده شده بچه‌های خیلی کوچک یا افراد سنگین وزن از آن‌ها استفاده می‌کنند؟

دستگاه‌های عمومی با وزن بدن کار می‌کنند، نیروی مقاومتی آن‌ها وزن بدن آدم است. دستگاه‌های ورزشی وقتی عمومی می‌شود، سن یا وزن خاصی ندارد، برای همه است.

  • شهروندان چه‌طور استفاده کنند که این دستگاه‌ها کم‌تر آسیب ببیند و خراب نشوند؟

خرابی‌اش آن‌قدر مهم نیست! نحوه‌ی استفاده‌ی صحیح از آن‌ها مهم است که به اندام‌ها آسیب نزند. در مرحله‌ی اول این که روی همه‌ی این دستگاه‌ها باید توضیح‌هایی باشد درباره‌ی این دستگاه‌ها.

دوم این‌که در ایستگاه‌های تندرستی ما در اکثر پارک‌ها، مربی‌های تندرستی هستند که وقتی کسی اشتباهی انجام می‌دهد توضیح می‌دهند. اما خب تعدادی از شهروندان هستند که نه می‌پرسند و نه دوست دارند کمک‌شان کنی. ما تا جایی که بتوانیم اطلاع‌رسانی می‌کنیم.

  • اما در خیلی از پارک‌ها این دستگاه‌ها از پایه درآمده‌اند یا لق شده‌اند؟

البته این‌ها احتیاج به تعمیر دارد و رسیدگی می‌خواهد. بالأخره این دستگاه‌ها خراب هم می‌شوند و هر وقت شهروندان مشاهده کردند دستگاهی خراب شده است برای تعمیرش با شماره تلفن 1818 تماس بگیرند.

  • قبلاً روی این دستگاه‌ها روش استفاده از آن نوشته شده بود؟

ممکن است دستگاه‌های جدیدی که نصب شده توضیح نداشته باشد.

ما نامه‌ای نوشته‌ایم به مناطق، که ملزمشان کرده‌ایم این تابلوهای راهنما یا کنار و یا روی دستگاه باید باشد و 90 درصد این را اجرا کرده‌اند. یک کلیپ آموزشی هم در باره‌ی نحوه‌ی استفاده از این دستگاه‌ها ساخته شده که قرار است به‌زودی از تلویزیون پخش شود.

  • چه تعداد ست ورزشی در تهران داریم؟

الان در 1400 پارک این دستگاه‌ها نصب شده‌اند و در بعضی از پارک‌ها چند سری دستگاه داریم.

 
در همین زمینه:

 


[سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ]  [8:58 AM]  [صادق قشنگ]

 

در ۱۷, فروردین ۱۳۹۱ توسط مدیر

تعداد بازدید این نوشته :۱۴۳۰


بهترین های مدل لباس کودکان سال ۲۰۱۲ را برای دختر خام ها و آقا پسرهای کوچولو در این نوشته ببینید:

 

مدل لباس کودک
مدل لباس کودک
مدل لباس کودکان
مدل لباس کودکان
مدل لباس کودکان
مدل لباس کودکان
مدل لباس کودک
مدل لباس کودک
مدل لباس کودکان
مدل لباس کودکان
مدل لباس کودک
مدل لباس کودک
مدل لباس کودک
مدل لباس کودک
مدل لباس کودک
مدل لباس کودک
مدل لباس کودک
مدل لباس کودک
مدل لباس کودکان
مدل لباس کودکان

تالیف : وب سایت کودک سیتی ،  منبع تصاویر سایت : www.zulily.com

هر گونه کپی برداری بدون ذکر نام  و لینک سایت کودک سیتی ممنوع است.


[جمعه 8 اردیبهشت 1391 ]  [3:42 PM]  [صادق قشنگ]

 

در دوران معاصر، ایران زمین شاهد طلوع و افول بزرگمردان بسیاری بوده است که در جنبه های مختلف یادگارهای شگفتی از خود برجای گذارده و نام خود را در تاریخ جاودانه کرده اند، اما در این میان کمتر کسی است که در هر عرصه که وارد شده، یادگاری خطیر از خود برجای نهاده باشد.

 

علی اکبر دهخدا یکی از این مردان است. مردی که او را غالبا با لغت نامه اش می شناسیم و بسیار شگفت زده خواهیم شد آن هنگام که بدانیم لغت نامه یکی از آخرین کارهای خطیر دهخدا بوده و نوشتن آن را زمانی آغاز کرد که از فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و حرفه روزنامه نگاری محروم شد و در نوعی تبعید به سر می برد.

و باز بیشتر تعجب می کنیم آن زمان که آگاه شویم این مرد که ما او را یک ادیب و محقق ادبی می دانیم در دو دوره حساس از تاریخ این سرزمین که می رفت پادشاهی جای خود را به نظام جمهوری بسپارد، به عنوان تنها کاندیدای ریاست جمهوری ایران مطرح شده و فقط در اثر اینکه جمهوری در آن دوره ها مجال تحقق نیافت، نام دهخدا به عنوان اولین رئیس جمهور ایران ثبت نشد.

علی اکبر دهخدا در سال ۱۲۵۷ ه.ش در تهران به دنیا آمد ولی اصلیت او قزوینی است. در اوان جوانی که مدرسه سیاسی تازه گشایش یافته بود، دهخدا در آن مدرسه مشغول تحصیل شد و زبان فرانسوی را به خوبی فرا گرفت. در سال ۱۲۸۱ ه.ش به عنوان منشی سفارت ایران در بالکان به وین رفت و در سال ۱۲۸۴ه.ش به ایران بازگشت.

در اوائل نهضت مشروطه، میرزا جهانگیرخان شیرازی که تازه روزنامه صور اسرافیل را بنیان نهاده بود از دهخدا برای نویسندگی آن روزنامه دعوت کرد و خیلی زود او به عنوان مهمترین نویسنده "صور اسرافیل" شناخته شد. در آن دوره دهخدا یک مقاله جدی سیاسی یا اجتماعی را در ابتدای روزنامه و یک مطلب طنز تحت عنوان "چرند و پرند" در انتهای روزنامه و با یک نام مستعار منتشر می کرد که در اغلب موارد نام مستعار او "دخو" بود.

شیوه نگارش چرند و پرند را می توان شیوه جدیدی در روزنامه نگاری به شمار آورد که بعد از دهخدا نیز توسط روزنامه نگاران بسیاری به کار گرفته شد.

مقالات چرند و پرند چنان نیشدار و پرطرفدار بودند که به شکایات بسیاری علیه "دخو" منجر شد که اتفاقا شاکیان نیز همه از رجال سیاسی و غالبا نمایندگان مجلس بودند تا آنجا که دهخدا را به منظور ارائه توضیحات به مجلس ملی فرا خواندند و او به دفاع از خود برخاست.

با شروع استبداد محمدعلی شاه، دهخدا و چند نفر دیگر از جمله تقی زاده در سفارت انگلیس تحصن کردند و بعد از این واقعه از ایران تبعید شدند.

دهخدا، "صور اسرافیل" را در پاریس و بعدها در سوئیس منتشر کرد و شعر معروف "یاد آر ز شمع مرده یاد آر" را که در سوگ میرزا جهانگیرخان شیرازی، موسس صور اسرافیل، سروده بود در آخرین شماره از این سری به چاپ رساند.

پس از آن او و گروهی از دوستانش به استانبول رفتند و دهخدا سردبیری نشریه "سروش" را بر عهده گرفت. با فتح تهران و سقوط محمد علی شاه، انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی برگزار شد و دهخدا بدون اینکه در انتخابات شرکت کند از طرف مردم کرمان به عنوان نماینده انتخاب شد و به مجلس رفت.

با آغاز جنگ نخست جهانی و اشغال ایران از شمال توسط روسیه و از جنوب توسط انگلستان و سقوط دولت، او با عده ای دیگر از سیاستمداران ابتدا به قم و سپس به کرمانشاه رفتند و دولتی تحت عنوان "دولت در مهاجرت" تشکیل دادند که زود منحل شد.

بعد از آن در دوره ضعف احمدشاه و مباحثی که در خصوص تبدیل سلطنت به جمهوری مطرح شده بود، دهخدا به عنوان تنها نامزد نخستین ریاست جمهوری ایران شناخته شد که این طرح با استقرار دیکتاتوری رضاخانی، به عمل در نیامد.

پس از آن حکومت رضا شاه او را منزوی ساخت و دهخدا نیز از فعالیتهای سیاسی دست کشید و به فعالیتهای علمی و ادبی پرداخت. کار لغتنامه نیز زمانی شروع شد که دهخدا به مدت دو سال و نیم در میان ایل بختیاری به سر می برد و در واقع او فیش برداریهای خود را در این دوره شروع کرد.

با تاسیس دانشگاه تهران، دهخدا به عنوان رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی مشغول به کار شد و در جریانات سیاسی بین ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۱۳۳۲ قرار بود او رئیس شورای سلطنت شود و با استقرار حکومت جمهوری، رئیس جمهور ایران شود که با جریان کودتای ۲۸ مرداد، این بار نیز طرح جمهوری شکست خورد و ماموران کودتا به خانه دهخدا ریختند و او را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

 

دهخدا پس از آن تا زمان مرگ فقط به کار لغتنامه پرداخت تا اینکه در روز دوشنبه هفتم اسفندماه ۱۳۳۴ه.ش. در خانه خود در تهران درگذشت و پیکر او را در گورستان ابن بابویه در شهر ری به خاک سپردند. روحش شاد و نامش جاودان باد.

کوروش پرویز - سه نسل


[جمعه 8 اردیبهشت 1391 ]  [3:41 PM]  [صادق قشنگ]
برنامه‌هاي هفته زمين پاك
بیایید زخم‌های زمین را ببندیم!
کودکان  > رسانه  - 2 اردیبهشت، روز زمین پاک است و از این روز تا 8 اردیبهشت، هفته‌ی زمین پاک.

آهای زمین زیبا که آدم‌ها تا توانستند به تنت زخم زدند... آهای، زمین زیبا که درختانت را از دست داده‌ای و به جای بسیاری ازآن‌ها کارخانه‌ها و ماشین‌های دود‌زا صورتت را دود آلود کرده‌اند. کاش می‌شد تو را شست و ترمیم کرد و آسمان آبی را به تو بر گرداند!

محسن گلی، دبیر کار گروه محیط زیست و ستاد ساماندهی سمن‌های شهر تهران و مدیر پروژه‌ی ناحیه‌ی سبز منطقه یک می‌گوید:« موضوع فرسایش خاک، موضوع بسیار مهمی است. آموزش‌هایی در مدرسه‌ها به دانش‌آموزان داده شده است که با فرسایش خاک و هم‌چنین نحوه‌ی نگهداری و رسیدگی به درختان آشنا شوند!»

او می‌گوید:«امسال مراسم روز زمین پاک در چند فرهنگ‌سرای تهران برگزار می‌شود و دانش‌آموزان هم در این فرهنگ‌سرا‌ها حضور خواهند داشت.»

گلی می‌گوید:«در منطقه یک تهران شش مدرسه‌ی سبز که شرایط زیست محیطی و فضای سبز مناسب دارند، انتخاب خواهند شد.»

مدیر پروژه‌ی ناحیه‌ی سبز منطقه یک می‌گوید:«آموزش کودکان با موضوع زیست محیطی و ناحیه‌ی سبز از دیگر کارهای هفته‌ی آینده خواهد بود.»

گلی می‌گوید:«به مناسبت روز زمین پاک، یک مسابقه‌ی انشا‌نویسی با موضوع «ناحیه‌ی سبز -ناحیه‌ی برتر زیست محیطی» برای دانش‌آموزان راهنمایی و دبستان منطقه یک برگزار می‌شود.

هم اکنون برگه‌های این مسابقه در بین دانش‌آموزان توزیع شده است. آن‌ها تا 15 اردیبهشت فرصت دارند که انشاهای خود را تحویل دهند. به 10 نفر از دانش‌آموزان جایزه تعلق می‌گیرد.»

اما از دیگر برنامه‌های روز زمین پاک، کاشت درخت در موزه‌ی هفت چنار است.

به گزارش دوچرخه و به نقل از ستاد محیط زیست شهرداری تهران،‌ با حضور مدیران شهرداری و نماینده‌ای از سازمان ملل، روز 5 اردیبهشت در موزه‌ی
هفت چنار درخت کاشته می‌شود.

اما خبر دیگر این‌که، علی محمد شاعری، قائم مقام سازمان حفاظت محیط زیست می‌گوید:«برای نخستین بار پلاستیک‌های‌ سازگار با محیط زیست در کشور تولید می‌شود و در هفته‌ی زمین پاک(دوم تا هشتم اردیبهشت) از نخستین کارخانه‌ی تولید کننده‌ی این پلاستیک‌ها رونمایی‌ می‌شود.»

او می‌گوید:« پلاستیک‌های معمولی با محیط زیست سازگار نبودند و نیاز بود تا هر کدام از پلاستیک‌ها، 200 تا 300 سال در طبیعت تجزیه شوند که این عامل موجب آلودگی آب و خاک و به خطر افتادن منابع زیستی می‌شد. اما پلاستیک‌های سازگار با محیط زیست، طی حدود دو تا سه سال در خاک قابل تجزیه هستند.»

روز سوم اردیبهشت هم، باشگاه هنر و طبیعت در خانه هنرمندان مراسمی با حضور طبیعت دوستان برگزار می‌کند. فخرالسادات غنی یکی از فعالان محیط زیست به خبرنگار دوچرخه می‌گوید:«در مراسم این روز محمد علی اینانلو، یکی از فعالان محیط زیست درباره‌ی طبیعت و زمین پاک سخنرانی می‌کند.»

او می‌گوید:« دوستداران طبیعت یک‌شنبه‌ی اول هر ماه در خانه‌ی هنرمندان گرد‌هم می‌آیند.»


[دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 ]  [9:32 AM]  [صادق قشنگ]

 

 مجموعه کتاب های جلال آل احمد

جلال آل‌احمد نویسنده و مترجم ایرانی بود. وی در دورهٔ ادبیات متعهد زندگی می‌کرده و هنر نویسندگی اش، هنری متعهد بوده و این موضوع در کتاب‌هایش آشکار است.جلال آل احمد با استفاده از دو عامل نثر کهن فارسی و نثر نویسندگان پیشرو فرانسوی به نثر خاص خود دست یافته است و کوشیده تا در نثر خود تا آنجا که امکان داشته فعل، حروف اضافه، مضاف‌الیه ها، دنباله ضرب‌المثل‌ها و خلاصه هر آنچه که ممکن بوده است را حذف کند.
لیست کتاب های این مجموعه:
- مجموعه داستان کوتاه سه تار
- آفتاب لب بام
- الگمارک و المکوس
- دفترچه بیمه
- دید و بازدید عید
- دزد دزده
- اختلاف حساب
- غرب زدگی
- گلدسته و فلک
- گناه
- جا پا
- جشن فرخنده
- لاک صورتی
- مدیر مدرسه
- نزدیک مرزون آباد
- نفرین زمین
- نون و القلم
- اورازان
- پیرمرد چشم ما بود
- سفر به ولایت
- سنگی بر گور
- وسواس
- وداع
- داستانهای زنان
- زن زیادی
- زندگی که گریخت

-پسورد فايل فشرده : www.rasekhoon.net

دریافت فایل برنامه (6.22 مگابایت ) (228بار دانلود شده )

[شنبه 27 اسفند 1390 ]  [7:51 AM]  [صادق قشنگ]
 
    آفتاب رى – قسمت اول       آفتاب رى – قسمت دوم و پایانی

آفتاب رى – قسمت اول شخصيتهاى بزرگ به گونه‏اى هستند كه هر چه به آنان نزديك‏تر شوى و ژرف‏تر بنگرى، بيشتر به آنان ارادت مى‏ورزى و ارزشمندى و ارجمندى آنان بيشتر متجلّى مى‏گردد، تا آنجا كه سرسپرده آنان، مى‏شوى و عشق به آنان همه وجودت را فرا مى‏گيرد.

 

آفتاب رى – قسمت دوم و پایانیمجموعه روايات حضرت عبدالعظيم حسنى و مسند ارزشمند وى نشان از والايى اين شخصيت بزرگ دارد؛ چنان كه گويا همه ارزشها، بينشها و منشهاى اين راوى بزرگ در اين مجموعه تجلى كرده است.

    اسوه تقوا – قسمت اول       اسوه تقوا – قسمت دوم و پایانی ...

اسوه تقوا – قسمت اول از اساسى‏ترين توصيه‏هاى قرآن كريم، سفارش به تقوا و تهذيب بوده، و آيات فراوانى در اين باره نازل شده است؛ گاه يك آيه، دو بار بر تقوا تأكيد دارد.(1) مكتب انسان‏ساز انبيا(ع) اين امتياز را دارد كه به كلى‏گويى نمى‏پردازد،

 

اسوه تقوا – قسمت دوم و پایانی حضرت رضا(علیه السلام) خطاب به عبدالعظيم حسنی می فرمایند: سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو: أن لا يجعَلوا للشيطان على أنفسهم سبيلاً، و مُرهُمْ بالصدق في الحديث و أداء الأمانة، و مُرْهُم

    کرامات حضرت عبد العظیم حسنی( ع)       زندگینامه حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)

کرامات حضرت عبد العظیم حسنی( ع) «سرطان ! سرطان روده از نوع پيشرفته ، سه چهارم روده ها از بين رفته است ، متأسّفم !» آنچه كه آقاي صالحيان مي شنيد اين كلمات نبود ، پژواك يك فرياد ، يك ضجه از درون بود كه كه در مغزش مي پيچيد .

 

زندگینامه حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)حضرت عبدالعظيم حسنى (عليه‌السلام)در چهارم ربيع الثانى سال 172 هجرى در شهر مدينه چشم به جهان گشود. ايشان فرزند عبدالله بن علي،‌از نوادگان امام حسن مجتبى ...

    گفتار علما درباره حضرت عبد العظیم حسنی       سکان دار تشیع

گفتار علما درباره حضرت عبد العظیم حسنی (رحمت الله علیه)نجاشي در رجال خود حضرت عبدالعظيم عليه السّلام را پس از ذکر شجره اش صاحبخطب امير المؤمنين عليه السّلام ذکر نموده است . مرحوم ميرزا حسين نوري محدّث

 

سکان دار تشیعزيارت امامان و امامزادگان، اعلام وابستگی فکری و عاطفی به ايشان است. زيارت پاکان، در زندگی و پس از مرگ، فرياد محبت و ولايت است و آثار تربيتی، اجتماعی و معنوی فراوانی را برای زائران

    كنكاشى درباره حضرت عبدالعظيم ...       عرض عقايد به امام هادي علیه السّلام

كنكاشى درباره حضرت عبدالعظيم حسنی(ع)و...در ميان راويان اخبار و ناقلان آثار اهل بيت گرامى رسول اكرم(ص)، شمار محدّثانى كه چندين تن از امامان معصوم(ع) را درك كرده‏اند، اندك نيست. اين امر علاوه بر اهميتى كه براى شخص محدّث داشته

 

عرض عقايد به امام هادي علیه السّلامشيخ صدوق و ديگران از جانب عبدالعظيم حسني روايت كرده اند كه فرمود : به خدمت امام هادي علیه السّلام مشرف شدم و چون آن حضرت مرا ديد فرمود : آفرين بر تو اي ابوالقاسم تو دوست ما هسي ...

    دل نوشته هايي درباره ي تولد حضرت ...       زندگینامه حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)

دل نوشته هايي درباره ي تولد حضرت عبد العظيم حسني عليه السلامعجيب نيست از اين سلسله، لاله اي به وسعت قرون روييدن، و از اين تبار، مردي به بي کرانگي حضرت عبد العظيم، زيستن! عجيب نيست؛ وقتي تاريخ، تنفس حيات علي عليه السلام و زهرا عليهاالسلام

 

زندگینامه حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)حضرت عبدالعظيم بن عبداللّه بن على بن حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى‏طالب(ع) -كه به عبدالعظيم حسنى شهرت يافته از جمله عالمان و راويان بزرگ حديث شمرده مى شود ...

    بررسى كلى روايات حضرت عبدالعظيم ...       فضاى اجتماعى شيعيان در عصر ...

بررسى كلى روايات حضرت عبدالعظيم حسنى(ع) – (2)حضرت عبدالعظيم حسنی با سند از امام صادق(ع) نقل مى‏كند كه روزى ام سلمه، همسر پيامبر، از خواب برخاست، در حالى كه مى‏گريست. از وى سبب گريه را پرسيدند،

 

فضاى اجتماعى شيعيان در عصر حضرت عبدالعظيم حسنى(ع)اختلاف فكرى عميق و گسترده موجود در عصر عباسى،و بويژه دوران مصادف با حيات علمى - سياسى حضرت عبدالعظيم حسنى، اخلاق و رفتار اجتماعى پيروان گرايشهاى مختلف مذهبى را به شدت تحت تأثير قرار داده بود....

 

    لينک هاي ديگر

[یک شنبه 7 اسفند 1390 ]  [2:39 PM]  [صادق قشنگ]
تعداد کل صفحات : 10 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10