عشق به حسين
 
بيابان هم كه باشي ....حسين (ع) آبادت ميكند ....درست مثل كربلا
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

دریافت کد بارش برف

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

جلوگیری از تفسیر قرآن

مدرسه الامام امیر المومنین (ع)

محو ظاهرى الفاظ قرآن در جامعه اسلامى براى معاویه ممکن نبود، ولى از آن جا که وجود قرآن با تفسیر صحیح و فهم درست آیات آن، مانع خودکامگى هاى او بود، از دانشمندان امّت اسلامى مى خواهد از تفسیر و تأویل صحیح آن بپرهیزند. ماجراى گفتگوى معاویه با ابن عبّاس در این زمینه شنیدنى است:

در سفرى که معاویه درایّام خلافت خویش به مدینه داشت، به ابن عبّاس برخورد کرد، وقتى که او را دید، گفت: اى ابن عبّاس! ما به همه سرزمین اسلامى نامه نوشتیم که کسى حق ندارد از مناقب على و خاندانش چیزى را نقل کند پس تو نیز زبانت را نگه دار و چیزى مگو!

ابن عبّاس گفت: آیا ما را از خواندن قرآن نهى مى کنى؟

معاویه گفت: هرگز!

ابن عبّاس گفت: پس ما را از تفسیر و تأویل آن باز مى دارى؟

معاویه گفت: آرى!

ابن عبّاس: بنابراین ما فقط باید قرآن بخوانیم، ولى از مقصود آن چیزى نپرسیم!

آنگاه ادامه داد: کدام یک بر ما واجب تر است، خواندن قرآن، یا عمل کردن به آن؟

معاویه: عمل به قرآن!

ابن عبّاس: چگونه به قرآن عمل کنیم در حالى که نمى دانیم خدا چه امرى را قصد کرده است (بنابراین، بدون فهم آیات نمى شود به آن عمل کرد).

معاویه: اشکالى ندارد، شما تأویل و تفسیر آیات را از کسانى بپرسید که مطابق تفسیر و تأویل تو و اهل بیت تو تفسیر نمى کنند!

ابن عبّاس: قرآن بر اهل بیت ما (رسول خدا و خاندان پاکش(علیهم السلام)) نازل شده است، آنگاه تفسیر آن را از آل ابوسفیان بپرسیم؟!...

معاویه که پاسخى نداشت با نهایت گستاخى به ابن عبّاس گفت:

قرآن بخوانید و تفسیرش کنید; ولى آنچه را که از آیات قرآن درباره شما (اهل بیت رسول خدا(علیهم السلام)) نازل شده است را روایت نکنید; و غیر آن را براى مردم نقل کنید...

آنگاه افزود: اگر ناچار از نقل چنین آیاتى مى باشى، آن را پنهانى نقل کن که کسى آن را آشکارا از شما نشنود.(1)

معاویه نمى خواهد مردم از حقایق قرآن مخصوصاً آنچه مربوط به اهل بیت(علیهم السلام)بود، آگاه شوند; وى به دنبال تفسیر قرآن و بیان مصادیق و شأن نزول آیات مطابق «تفسیر اموى» است! و حتّى بیان آن را از مردى همانند ابن عبّاس که آشناى به تفسیر و تأویل آیات است، بر نمى تابد; چرا که آگاهى از حقایق قرآن، بزرگترین مانع خودکامگى هاى او و حکومت اموى است و بهترین راه براى چنین هدفى، در جهل نگه داشتن مردم است; همان گونه که سال ها مردم شام را در بى خبرى از حقیقت قرآن و اسلام نگه داشت و حدّاکثر استفاده را از ناآگاهى آنان در پیشبرد مقاصد خویش برد.


1. احتجاج طبرسى، ج 2، ص 16 و بحارالانوار، ج 44، ص 124.




 
نوشته شده در تاریخ یک شنبه 24 آبان 1394  توسط ( علی علیاری )

فریب خوردن برخى از فرماندهان لشکر امام حسن(علیه السلام) توسّط معاویه

مدرسه الامام امیر المومنین (ع)

امام حسن(علیه السلام) پس از شهادت پدر بزرگوارش خطبه اى خواند و مردم را براى جنگ بر ضدّ یاغیان شامى بسیج کرد. آن حضرت «عبیداللّه بن عبّاس» را به فرماندهى بخشى از لشکر خود منصوب ساخت و او را روانه جبهه نبرد کرد.

عبیدالله بن عبّاس کسى بود که دو فرزند خردسالش در زمان على(علیه السلام) توسّط «بسر بن ارطاة» فرمانده خونریز معاویه به شهادت رسیدند.(1)

معاویه که از ماجرا مطّلع شد، نامه اى خطاب به عبیداللّه بن عبّاس نوشت و از او خواست تا دست از امام(علیه السلام) بردارد و به او ملحق شود و در مقابل این کار، یک میلیون درهم بگیرد و نصف آن را هم نقداً پرداخت کرد; عبیدالله نیز فریب خورد و با جمعى از لشکریانش شبانه به معاویه پیوست و صبح گاهان لشکریان دیدند، بى فرمانده شده اند.(2)

 


1. رجوع کنید به: شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 2، ص 14; کامل ابن اثیر، ج 3، ص 383 و پیام امام امیرالمؤمنین، ج 2، ص 89.
2. ارشاد مفید، ص 353; مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 38; تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 214 و مقاتل الطالبیین، ص 42.
 




 
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 آبان 1394  توسط ( علی علیاری )

امیرمؤمنان(علیه السلام) نیز به خوبى مى دانست، قریش که جمعى از آنان به ظاهر اسلام آورده بودند، همواره منتظر فرصتى براى انتقام بودند; امّا با وجود شخص على(علیه السلام)زمینه کافى براى اجراى همه مقاصد خویش نمى یافتند; ولى در

علی (ع) نیز نگران حسن و حسین (علیهم السلام ) بود

مدرسه الامام امیر المومنین (ع)

کمین نشسته بودند که با تسلّط کامل بر اوضاع، انتقام شکست هاى زمان اسلام را از آنان بگیرند.

در سخنى که «ابن ابى الحدید» از آن حضرت نقل مى کند، این نگرانى به خوبى نمایان است. او مى نویسد: امیرمؤمنان(علیه السلام)به خداوند عرضه مى دارد:

«اَللّهُمَّ إِنِّی اَسْتَعْدِیکَ عَلى قُرَیْش; فَإِنَّهُمْ أَضْمَرُوا لِرَسُولِکَ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ ضُرُوباً مِنَ الشَّرِّ وَالْغَدْرِ، فَعَجَزُوا عَنْها; وَ حُلْتَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَها; فَکانَتِ الْوَجْبَةُ بِی، وَ الدّائِرَةُ عَلَىَّ. اَللّهُمَّ احْفَظْ حَسَنَاً وَ حُسَیْناً، وَ لا تُمَکِّنْ فَجَرَةَ قُرَیْش مِنْهُما ما دُمْتُ حَیّاً، فَإِذا تَوَفَّیْتَنِی فَأَنْتَ الرَّقِیبُ عَلَیْهِمْ، وَ أَنْتَ عَلى کُلُّ شَىْء شَهِیدٌ; خداوندا! من از تو براى پیروزى بر قریش کمک مى جویم; چرا که آنان کسانى بودند که انواع توطئه ها و نیرنگ ها را درباره پیامبرت در نظر داشتند، ولى از اجراى آن ناتوان ماندند و تو مانع اجراى مقاصد آنها شدى; سپس همه هیاهوها متوجّه من شد و توطئه ها بر ضدّ من بسیج گردید. پروردگارا! حسن و حسین را حفظ فرما و تا زمانى که من زنده ام امکان دستیابى و توطئه فاجران قریش را نسبت به آنان فراهم مساز و هنگامى که مرا از میان آنان برگرفتى، تو خود مراقب آنانى و تو بر هر چیز گواهى».(1)

 


1 . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 20، ص 298، نکته 413. در خود نهج البلاغه، خطبه 172 نیز بخشى از این جملات آمده است.

 

 





 
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 آبان 1394  توسط ( علی علیاری )

خود سازی و تربی تدینی ( الگو پذیری)

مدرسه الامام امیر المومنین (ع)

مجالس عزاى امام حسین(علیه السلام) مجالس تحوّل روحى و مرکز تربیت و تزکیه نفس است. در این مجالس مردمى که با گریه بر مظلومیّت امام حسین(علیه السلام) آن حضرت را الگو قرار مى دهند، در واقع زمینه تطبیق اعمال و کردار خویش و همرنگى و سنخیّت خود را با سیره عملى آن حضرت فراهم مى سازند.

تأثیر عمیق این مجالس به قدرى است که افراد زیادى در این مجالس، دگرگونى عمیقى یافته و تصمیم بر ترک گناه و معصیت مى گیرند، و چه بسا اشخاص گمراهى که با شرکت در این مجالس تنبّه حاصل کرده و راه نجات را پیدا مى کنند.

این مجالس به آدمى درس عزّت، آزادگى، ایثار، فداکارى و درس تقوى و اخلاق مى آموزد. این مجالس مهد پرورش انسان هاى حق طلب و عدالت گستر و شجاع است.

اضافه بر این، در طول تاریخ این جلسات به مثابه کلاس هاى درس براى توده هاى مردم بوده است و آنان را با معارف و حقایق دینى، تاریخ، رجال، احکام و موضوعات گوناگون دیگر آشنا مى کرده است، و یکى از مؤثّرترین پایگاه هاى خودسازى و تهذیب نفوس و تربیت اخلاق بوده است.

ماربین آلمانى در این زمینه مى گوید:

«مادامى که این روش و خصلت (برپایى مجالس سوگوارى) در میان مسلمانان وجود دارد هرگز تن به خوارى نمى دهند و تحت اسارت کسى نمى روند... شیعیان در حقیقت از این راه به همدیگر درس جوانمردى و شجاعت تعلیم مى دهند».(1)

ائمّه اطهار(علیهم السلام) با گشودن این باب، و تشویق مردم به شرکت در این محافل در واقع همه را به تحصیل و تربیت در این دانشگاه حسینى دعوت کردند.



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 21 آبان 1394  توسط ( علی علیاری )

مدرسه الامام امیر المومنین (ع)

پس از آن که کاروان اسیران را به کوفه و شام بردند، با خطبه هاى افشاگرانه امام زین العابدین(علیه السلام) و زینب کبرى(علیها السلام)، اوضاع شهر شام برگشت و با جوّ ایجاد شده بر ضدّ دستگاه خلافت اموى، یزید چاره اى جز اظهار ندامت و فرافکنى نداشت. در چنان شرایطى، زنان حرم حسینى در «شام» مراسم عزا و ماتم برپا کردند، تا آنجا که حتّى زنان خاندان اموى نیز در آن شرکت نمودند و این برنامه تا سه روز ادامه داشت.(1)

 

 

 


 

1. ... فَخَرَجْنَ حَتّى دَخَلْنَ دارَ یَزِیدَ فَلَمْ تَبْقَ مِنْ آلِ مُعاوِیَةَ امْرَأَةً إِلاَّ اسْتَقْبَلَهُنَّ تَبْکِی وَ تَنُوحُ عَلَى الْحُسَیْنِ(علیه السلام) فَأَقامُوا عَلَیْهِ الْمَناحَةَ ثَلاثاً. (تاریخ طبرى، ج 4، ص 353) همین مطلب در بحارالانوار، ج 45، ص 142 نیز به گونه اى مشروحتر آمده است.
 





 
نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 21 آبان 1394  توسط ( علی علیاری )

 

حتی دشمن بر او گریست

مدرسه الامام امیر المومنین (ع)

هنگامى که زنان حرم نبوى(صلى الله علیه وآله) چشم شان بر شهدا افتاد، فریاد و ضجّه سردادند و آنگاه زینب شروع به ندبه و ناله کرد و با صداى محزونى صدا زد:

«وا مُحَمَّداه صَلّى عَلَیْکَ مَلِیکُ السَّماءِ، هذا حُسَیْنٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ، مُقَطَّعُالاَْعْضاءِ وَ بَناتُکَ سَبایا; اى محمد! درود خداوند بر تو باد. این حسین (توست که) به خون آغشته است و پیکرش قطعه قطعه شده و (این هم) دخترانت هستند که اسیر شده اند».

زینب کبرى(علیها السلام) همچنان در مصیبت برادرش و دیگر شهدا، سخن گفت و ندبه سر داد تا آنجا که نقل شده است:

«فَأَبْکَتْ وَاللهِ کُلَّ عَدُوٍّ وَ صَدِیق; به خدا سوگند! دوست و دشمن را به گریه آورد».(1)


1. بحارالانوار، ج 45، ص 58 - 59. (با تلخیص). در کامل ابن اثیر، ج 4، ص 81 نیز همین تعبیرات با تفاوت هایى آمده است.

 

 





 
نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 21 آبان 1394  توسط ( علی علیاری )

تاثیر سخنان امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) در شام

مدرسه الامام امیر المومنین (ع)

پرسش : سخنان امام سجاد(عليه السلام) و حضرت زینب(سلام الله علیها) در شام چه تاثیری داشت؟

پاسخ اجمالی:


پاسخ تفصیلی: سخنان و روشنگری های امام سجاد(عليه السلام) و حضرت زینب(سلام الله علیها) در شام چنان تاثیری در مردم گذاشت که يزيد براى كم كردن فشار افكار عمومى هنگام غذا خوردن امام سجّاد(عليه السلام) را بر سر سفره خود مى نشاند! (1) و به زينب و زنان بنى هاشمى اجازه داد كه براى امام حسين(عليه السلام) عزادارى نمايند و زينب كبرى(عليها السلام) نيز به مدت هفت روز براى آن حضرت مراسم عزا برپا كرد و زنان شامى در آن مجلس حاضر شدند، تا آنجا كه نزديك بود مردم به قصر يزيد بريزند و او را بكشند كه دستور داد آن مراسم را تعطيل نمايند (2) و از آن پس يزيد سعى مى كرد گناه را بر عهده پسر مرجانه (ابن زياد) بيندازد و او را متّهم اصلىِ چنين جنايتى معرّفى كند!



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 21 آبان 1394  توسط ( علی علیاری )

خطبه تاریخی حضرت زینب(س) در شام

مدرسه الامام امیر المومنین (ع)

پرسش : خطبه تاریخی و مهم حضرت زینب(سلام الله علیها) در دربار یزید چه بود؟

پاسخ اجمالی:


پاسخ تفصیلی: در مجلس یزید، هنگامى كه چشم زينب كبرى(عليها السلام) به سر خونين برادرش امام حسين(عليه السلام) افتاد، با صداى محزونى كه دل ها را به وحشت مى انداخت فرياد زد: «يا حُسَيْناهُ! يا حَبيبَ رَسُولِ اللهِ! يَابْنَ مَكَّةَ وَ مِنى، يَابْنَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَيِّدَةَ النِّساءِ، يَابْنَ بِنْتِ الْمُصْطَفى»؛ (اى حسين اى محبوب رسول خدا، اى پسر مكه و منا، اى پسر فاطمه زهرا، بانوى همه زنان جهان، اى پسر دختر (محمد) مصطفى).
راوى اين ماجرا نقل مى كند: به خدا سوگند با اين نداى زينب(عليها السلام)، تمام كسانى كه در مجلس بودند گريستند و در آن حال يزيد ساكت بود...!!
يزيد دستور داد چوب خيزرانش را آوردند و با آن به لب و دندان امام حسين(عليه السلام) مى زد. ابو برزه اسلمى (كه از صحابه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بود و در آن مجلس حضور داشت) خطاب به يزيد گفت: اى يزيد! آيا با چوبدستى ات به دندان حسين فرزند فاطمه مى زنى؟! من به چشم خود ديدم كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)، لب و دندان حسين(عليه السلام) و برادرش حسن(عليه السلام) را مى بوسيد و مى فرمود: «أَنْتُما سَيِّدا شَبابِ أهْلِ الْجَنَّةِ، فَقَتَلَ اللهُ قاتِلَكُما وَلَعَنَهُ، وَأَعَدَّلَهُ جَهَنَّمَ َوساءَتْ مَصيراً»؛ (شما دو نفر، سرور جوانان اهل بهشتيد، خداوند كشنده شما را بكشد و مورد لعن قرار دهد و براى او جهنم را فراهم ساخته و بد جايگاهى است).
يزيد خشمگين شد و دستور داد او را از مجلس بيرون كردند.
يزيد كه سرمست از باده غرور بود و گمان مى كرد در كربلا پيروز شده، اين اشعار را كه سند زنده ديگرى بر عدم ايمان او و آل اميه، نسبت به مبانى اسلام بود، با صداى بلند خواند: (1)
«لَيْتَ أَشْياخي بِبَدْر شَهِدُوا *** جَزِعَ الْخَزْرَجُ مِنْ وَقْعِ الاَْسَلْ
فَأَهَلُّوا وَ اسْتَهَلُّوا فَرَحاً *** ثُمَّ قالُوا يايَزيدُ لاتَشَلْ
لَسْتُ مِنْ خِنْدَفَ إِنْ لَمْ أَنْتَقِمْ *** مِنْ بَني أَحْمَدَ، ما كـانَ فَعَلْ»
(كاش بزرگان من كه در جنگ بدر، كشته شده بودند، امروز مى ديدند كه قبيله خزرج چگونه از ضربات نيزه به زارى آمده است.
در آن حال، از شادى فرياد مى زدند و مى گفتند: اى يزيد! دستت درد نكند!
من از فرزندان «خندف» (2) نيستم، اگر از فرزندان احمد [رسول خدا(صلى الله عليه وآله)] انتقام نگيرم).



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 21 آبان 1394  توسط ( علی علیاری )

حضرت زینب(س) و بیداری وجدان کوفیان

مدرسه الامام امیر المومنین (ع)

پرسش : حضرت زینب(سلام الله علیها) چگونه کوفیان را متوجه اعمال زشتشان کرد؟

پاسخ اجمالی:


پاسخ تفصیلی: براستى، در تاريخ بشر كدام زنى را مى توان يافت كه شش يا هفت برادر او را كشته باشند، پسرى از وى به شهادت رسيده باشد، ده نفر از برادر زادگان و عمو زادگان او را از دم تيغ گذرانده باشند و سپس او را با همه خواهران و برادر زادگانش اسير كرده باشند، آنگاه بخواهد در حال اسيرى و گرفتارى از حق خود و شهيدان خود دفاع كند، آنهم در شهرى كه مركز حكومت و خلافت پدرش بوده و در دارالحكومه اى كه پدرش در حدود چهار سال از دوران خلافت خود را همانجا ساكن بوده است، و با اين وضع و با اين همه موجبات ناراحتى و افسردگى، نه تنها از آنچه بر سر وى آمده است گله مند نباشد، بلكه با كمال صراحت بگويد كه ما چيزى بر خلاف ميل و رغبت خويش نديده ايم، اگر مردان ما به شهادت رسيده اند براى همى كار آمده بودند و اگر جز اين باشد جاى نگرانى و اضطراب خاطر است، اكنون كه آنان وظيفه خدايى خويش را به خوبى انجام داده اند و افتخار شهادت را به دست آورده اند، جز اينكه خدا را بر اين توفيق شكر و سپاس گوييم چه كارى از ما شايسته است؟(1)
اينجا كوفه است، كوفه با دمشق خيلى فرق دارد، كوفه شهرى است كه تا بيست سال پيش مركز حكومت على(عليه السلام) بود. اينجا مركز شيعيان بود. مردم اينجا - كه بخشى از عراقيانند - طالب حكومت عدل اسلامى و خواهان آزادى از چنگ ستمگران و هواخواه اهل بيتند، اما حاضر نيستند بهاى(دستيابى به) چنين نعمتى را بپردازند! اينان، هم زندگى مادى و ثروت و رياست مى خواهند و هم آزادى از يوغ ستمگران، اما اگر فشارى بر آنان وارد شود، يا منافعشان را در خطر ببينند، دست از همه آرمان هاى خود مى كشند! اينان شخصيتى دو گونه دارند، گرفتار نوعى تضاد درونى هستند، از يك سو پسر پيغمبر را با شور و حرارت دعوت مى كنند و از سوى ديگر چون فشار بر آنان وارد مى شود نه تنها وعده خود را فراموش مى كنند، بلكه كمر به قتل او مى بندند، پس بايد اينان را بيدار كرد، بايد متوجه خطاهايشان ساخت، بايد گفت كه با قتل حسين بن على(عليه السلام) چه جنايت بزرگى مرتكب شده اند.
اين وظيفه بيدار سازى، از ميان زنان بيشتر به عهده زينب(سلام الله علیها) است، زيرا زنانى كه در كوفه سن آنان از سى سال تجاوز مى كرد، زينب را بيست سال پيش در دوران حكومت على(عليه السلام) در اين شهر ديده بودند و حرمت او را در ديده على و حشمت وى را در چشم پدران و شوهران خويش مشاهده كرده بودند، زينب براى آنان چهره اى آشنا بود، اينك ديدن صحنه رقتبار اسيرى زينب در خيل اسيران، خاطرات گذشته را زنده مى كرد. زينب از اين فرصت استفاده نمود، شروع كرد به صحبت كردن، مردم صداى آشنايى شنيدند، گويى على(عليه السلام) صحبت مى كرد، حنجره، حنجره على(عليه السلام) و صدا، صداى على بود. راستى اين على است كه حرف مى زند يا دختر على است؟ آرى او زينب كبرى بود كه سخن مى گفت.
احمد بن ابى طاهر معروف به«ابن طيفور»(204 - 280) در كتاب«بلاغات النسأ» كه مجموعه اى از سخنان بليغ بانوان عرب و اسلام ويكى از قديمى ترين منابع است، مى نويسد:
«خديم اسدى»(2) مى گويد: در سال شصت و يك كه سال قتل حسين - عليه السلام - وارد كوفه شدم. ديدم زنان كوفه گريبان چاك زده گريه مى كنند، و على بن الحسين(عليه السلام) را ديدم كه بيمارى او را ضعيف و ناتوان ساخت بود. على بن الحسين سر بلند كرد و گفت: اى اهل كوفه بر(مظلوميت و مصيبت) ما گريه مى كنيد؟! پس چه كسى جز شما ما را كشت؟!



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 آبان 1394  توسط ( علی علیاری )

نقش حضرت زینب(س) در رسوائی یزید

مدرسه الامام امیر المومنین (ع)

پرسش : حضرت زینب(س) چگونه یزید را در شام رسوا و خار نمود؟

پاسخ اجمالی:

پاسخ تفصیلی: يزيد دستور داد اسيران را همراه سرهاى شهيدان به شام بفرستند. قافله اسيران به سمت شام حركت كرد. مأموران ابن زياد بسيار تند خو و خشن بودند. دربار شام به انتظار رسيدن اين قافله، كه پيك فتح و پيروزى محسوب مى شد، دقيقه شمارى مى كرد. به گفته مورخان، كاروان اسيران از دروازه ساعات در ميان هزاران تماشاچى وارد شهر گرديد. به گفته مورخان، كاروان اسيران از دروازه ساعات در ميان هزاران تماشاچى وارد شهر گرديد. آن روز شهر دمشق، غرق شادى و سرور، پيروزى يزيد را جشن گرفته بود! قافله اسيران در ميان انبوه جمعيت، كوچه ها و خيابانها را پشت سر گذاشت و تا كاخ بلند حكومت يزيد بدرقه شد.
درباريان در جايگاه مخصوص نشسته و يزيد بر فراز تخت با غرور و نخوت تمام آماده ديدار اسيران بود. در مجلس يزيد، بر خلاف مجلس عبيدالله، همه كس راه نداشت، بلكه تنها بزرگان كشور و سران قبايل و برخى از نمايندگان خارجى حضور داشتند و از اين جهت مجلس فوق العاده مهم و حساس بود.
اسيران وارد كاخ شدند و در گوشه اى كه در نظر گرفته شده بود، قرار گرفتند. چون چشم يزيد به اسيران خاندان پيامبر افتاد، و آنان را پيش روى خود ايستاده ديد، دستور داد تا سر امام حسين - عليه السلام - را در ميان طشتى نهادند. لحظه اى بعد او با چوبى كه در دست داشت، به دندانهاى امام مى زد و اشعارى را كه«عبدالله بن زبعرى سهمى» در زمان كافر بودن خود گفته بود و ياد آور كينه هاى جاهلى بود، مى خواند و چنين مى گفت:
«كاش بزرگان من كه در بدر حاضر بودند و گزند تيرهاى قبيله خزرج را ديدند، امروز در اين مجلس حاضر بودند و شادمانى مى كردند و مى گفتند يزيد دست مريزاد! به آل على كيفر روز بدر را چشانديم و انتقام خود را از آنان گرفتيم...».

 



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 آبان 1394  توسط ( علی علیاری )

لوگوی دوستان
جملات زیبا و قصار امام خامنه ای
بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای عشق به حسين محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.