:: سال 88،سال اصلاح الگوي مصرف ::


  • به پايگاه خبري اصلاح الگوي مصرف خوش امديد
  • 1) در صورتي که به دنبال موضوع خاصي هستيد از منوي موضوعات عنوان مورد نظر را بيابيد.
  • 2) به کاربران عزيز توصيه مي گردد به منظور مشاهده با سرعت بالا پايگاه از مرورگر Firefox استفاده نمايند.چون در طراحي اين سايت از CSS 3 استفاده شده و با مرورگر Internet Explorer سازگاري ندارد.
  • 3) با عنايت به اينکه نظرات و پيشنهادات شما کاربران گرامي در بهبود پايگاه تاثير موثري ايفا مي کند لذا خواهشمند است ما را از نطرات ارزنده ي خود محروم نفرماييد .
  • با تشکر-وحيد صباغي(مدير وبلاگ)
     
  • English / العربية / French  
  •           اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
     
     


    موضوعات
    الگوهای موفق مصرف
    الگوی مصرف از دیدگاه امام
    الگوی مصرف از دیدگاه رهبر
    الگوی‌مصرف ازدیدگاه بزرگان
    ضرب‌المثلها در الگوی مصرف
    پایگاهها
    احادیث
    اسراف
    گالری عکس
    مقالات
    درباره ما
     
    آرشيو
    اردیبهشت 1389
    اسفند 1389
    بهمن 1388
    اسفند 1388
     
    لينکستان
    اگر مايل به تبادل لينک با وبلاگ ما هستيد لوگوي ما را از سمت راست وبلاگ در سايت ياوبلاگ خود قرار دهيدو از طريق نظرات وبلاگ به ما خبر دهيد تا ما هم اينک شما را در وبلاگ قرار دهيم.
    مشاهده سريع تماس با ما
     
    آمار وبلاگ


     کل بازديد>>103975

     تعداد کل پست ها>>640

     تعداد کل نظرات>>40

     آخرين بروز رساني
    >>پنج شنبه 24 شهریور 1390 

     ايجاد بلاگ>>دوشنبه 5 بهمن 1388 

     
    نظرسنجي

     
    لغت نامه انگليسي به فارسي

     
    نگاهى گذرا به فلسفه تحريم اسراف و تبذير
    موضوع

    گرايش به تجمل، و تفنن در مصرف كه غالبا همراه با ولخرجيها و غفلت از مسؤوليتهاى مالى و اجتماعى همچون انفاق و زكات پديد مى‏آيد، آدمى را به انحراف از اخلاق انسانى رهنمون مى‏شود.

    بى گمان آموزه‏هاى زندگى ساز اسلام ـ كه پاره‏اى از آن در احكام فقهى به چشم مى‏خورد ـ ناظر به روند حيات فرد و جامعه بشرى بوده و مصلحتهاى همگانى را در بر دارد. به سخنى ديگر حلال و حرام در شرع مقدس اسلام بر پايه فلسفه‏ها و حكمتهايى استوار گشته است كه هر كدام، از خيرگرايى و رهنمونى انسانها به رستگارى دنيا و آخرت حكايت دارد.

    برخى حكمها و قانونهاى اسلام، در مكتب امامان معصوم ـ عليهم‏السلام ـ همراه با فلسفه آن به دست داده شده و يا در گفتار و سيره نبوى و نيز در آيات قرآن كريم بدان اشاره رفته است. برخى ديگر را مى‏توان از رهگذر خردورزى و تأمل در چند و چونى احكام و حدود الهى به دست آورد. به هر حال هيچ حكم و قانونى در اسلام، در بوته ابهام و تاريكى نبوده و به سهولت مى‏توان مقصود از انجام يا ترك و پرهيز از آن را فراچنگ آورد.

    ناگفته نماند كه مقوله فلسفه احكام يا رازگشايى از چرايى اوامر و نواهى خداوند ـ در حد توان و استخراج از منابع فقهى ـ از ديرباز در ميان فقيهان مورد نظر و اهتمام بوده است.

    در اين مجال، نگاهى گذرا به فلسفه حكم تحريم اسراف و تبذير خواهيم داشت. البته باكوشش بيش‏تر مى‏توان به شمار فزون‏ترى از علل تحريم اسراف و نيز نكوهش و كيفر دنيوى و اخروى اسراف پيشگان دست يافت.

    1ـ اسراف، سبب ساز فقر

    در ميان عوامل تباهى و عقب ماندگى انسانها و جوامع بشرى نمى‏توان فاجعه آفرين‏تر از فقر عاملى را سراغ گرفت. از اين روست كه اسلام در آموزه‏هاى الهى‏اش همواره به كار سفارش نموده و مسلمانان را به تكاپوى مستمر براى كسب روزى در زمين فرا خوانده و تن آسايى و بى كارى را نكوهش كرده است:

    «فاذا قضيت الصلوة فانتشروا فى الارض و ابتغوا من فضل الله و اذكروا الله كثيرا لعلكم تفلحون»(1)

    «و چون نماز گزارده شد، در [روى] زمين پراكنده گرديد و فضل خدا را جويا شويد و خدا را بسيار ياد كنيد، باشد كه رستگار گرديد.»

    فقر ستيزى اسلام از اين حقيقت حكايت دارد كه آيينى زندگى‏بخش بوده و عزت و سرافرازى مسلمانان را در دنيا و آخرت مى‏طلبد. چنين مكتبى نمى‏تواند از فقر و ناتوانى پيروان خويش خرسند بوده و آنان را به ترك كار و فعاليت اقتصادى سوق دهد.

    در ميان عوامل تباهى و عقب ماندگى انسانها و جوامع بشرى نمى‏توان فاجعه آفرين‏تر از فقر عاملى را سراغ گرفت. از اين روست كه اسلام در آموزه‏هاى الهى‏اش همواره به كار سفارش نموده و مسلمانان را به تكاپوى مستمر براى كسب روزى در زمين فرا خوانده و تن‏آسايى و بى كارى را نكوهش كرده است.

    بندگى حقيقى در اسلام در بى‏نيازى مسلمان از غير حق تجلى مى‏كند. اما مفهوم تعالى و تقرب به حق، اين نيست كه بر اثر معنويت‏گرايى، ماديات و نصيب خويش از دنيا را از ياد ببرد و دريوزگى پيشه نمايد. گرايشهاى دنياگريزانه و صوفيانه ـ كه پس از هجوم مغول به سرزمينهاى جهان اسلام و فروپاشى تمدن مسلمانان نيرو گرفت ـ سبب‏ساز پندار نارواى برخى شرق‏شناسان گشت تا اسلام را به جانب‏دارى از فقر و نكوهش دنيا متهم كنند.

    پيامبر اسلام ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ فقر را همسايه كفر تلفى مى‏كند و مسلمانان را از افتادن در ورطه بى دينى هشدار مى‏دهد:

    «كاد الفقر ان يكون كفرا»(2)

    «نزديك است كه فقر آدمى را به كفر كشاند.»

    در جاى ديگر فقر عامل كاهش دين و ايمان و همچنين پريشان فكرى و بدخواهى انسانها نسبت به يكديگر خوانده شده است:

    «اِنَّ الفقرَ مَنْقَصَةٌ للدّين، مُدْهِشَةٌ لِلْعَقْلِ، داعِيَةٌ لِلْمَقْتِ.»(3)

    «قطعا فقر سبب كاستن از دين و پريشانى خرد و نيز دعوت‏گر به دشمنى است.»

    چنان كه از اين حديثها بر مى‏آيد، فقر از يك سو به ايمان و دين‏دارى انسان آسيب مى‏رساند و مؤمن را از تعالى و نيل به درجات ايمان باز مى‏دارد، و از ديگر سو عقل او را دستخوش پريشانى و نابسامانى در تشخيص خير و شر مى‏سازد. شكى نيست كه اين همه بسترساز كژروى از فطرت الهى و دشمنى انسانها نسبت به يكديگر مى‏شود و در نهايت گمراهى و پراكندگى نيروهاى انسانى را پديد مى‏آورد.

    تبه‏كاريها و بزه‏كاريهاى اجتماعى ـ كه در جوامع رشد يافته يا عقب مانده و توسعه نيافته به گونه‏اى فزاينده به چشم مى‏خورد ـ ريشه در فقر معنوى يا فقر مادى دارد.

    عوامل درونى و برونى فقر

    در تحليل و ريشه يابى هر پديده‏اى ناگزير از واقع‏گرايى و واكاوى عوامل گوناگونى خواهيم بود كه بسترساز پيدايش و استمرار آن گشته است. بى ترديد فقر به عنوان يك پديده منفى و نكبت‏خيز، عوامل پديد آورنده‏اى دارد و نمى‏توان در نگرش فقرشناسانه به يك عامل بسنده كرد.

    با توجه به ابعاد فردى و اجتماعى فقر، مى‏بايد عواملِ درونى و برونى ايجاد كننده فقر را سراغ گرفت. پاره‏اى از اين عوامل در پيوند با منش و روش افراد شكل مى‏گيرد كه از بى بهرگىِ آنان از عقل و تدبير و فعاليت مادى حكايت دارد.

    در اين جا مى‏توان مواردى مانند خو گرفتن به زندگىِ انگلى، تنبلى و ريخت و پاشهاى مالى و گرايش به نيازهاى كاذب در خريد را نام برد كه هر كدام سهمى در فقر شهروندان دارد و به روشنى حاكى از فقدان مديريت و خردورزى در زندگى شخصى است.

    دير يا زود مصايب اين بى تدبيريها گريبان‏گير آنان شده و در برخى شرايط جدايى همسران و از هم پاشيدگى كانونهاى خانوادگى را سبب مى‏گردد كه فاجعه سازى آن براى جامعه در خور نگرانى است.

    چنان كه پيامبر اسلام ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ درباره تبذير چنين فرموده است:

    «مَنْ بَذَّرَ اَفْقَرَهُ اللّهُ»(4)

    «كسى كه ريخت و پاش كند، خداوند او را تنگ‏دست مى‏كند.»

    حضرت امير ـ عليه السلام ـ از اسراف به عنوان عامل فقر ياد مى‏كند:

    «سببُ الفقرِ الاسرافُ»(5)

    «زياده روى در خرج مايه تنگ دستى است.»

    بدين سان، آنان كه بر اثر اسراف و تبذير در اموال‏شان فقير مى‏شوند، مى‏بايد خود را ملامت كنند. فرا افكنيهايى كه اينان به هنگام شكوه و شكايت از زمانه و سرنوشت و بخت بر زبان مى‏آورند، دلالت بر كوتاهيها و نابخرديهاى خودشان دارد؛ زيرا در صورت رعايت تعادل در امور مالى و پرهيز از ولخرجيها و ريخت و پاشها وسعى در پس‏انداز و تأمين آتيه مى‏توانستند بيش و كم پاسخ‏گوى نيازهاى مادى خود باشند.

    اندازه نگاه داشتن در هزينه‏هاى مالى از اصول مديريت و سرپرستى هر خانواده بوده و نمودار عقل اقتصادى به شمار مى‏آيد. امام صادق ـ عليه‏السلام ـ در سخنى پيشرفت و سرافرازى مردان و زنان ميانه‏رو در امر معاش را خود تضمين كرده است:

    «ضَمَّنْتُ لِمَنْ اقْتَصَدَ اَنْ لايَفْتَقِرَ.»(6)

    «براى كسى كه در خرج كردن ميانه‏روى دارد ضمانت مى‏كنم كه هيچ گاه تنگدست نگردد.»

    پرهيز از افراط و اسراف در عرصه اقتصادى نه فقط از فقر و قرض و گرفتاريهاى ديگر مى‏رهاند، بلكه عامل بركت و فزونى دارايى انسان نيز خواهد گشت. امام على ـ عليه السلام ـ ميانه روى و زياده روى در امور مالى را در تقابل با هم قرار داده و همگان را به رعايت عدالت در دخل و خرج دعوت كرده است:

    «اَلْقَصْدُ مِثْراةٌ وَ السَّرْفُ مَثْواةٌ»(7)

    «ميانه‏روى فزونى ثروت را به همراه دارد، و زياده‏روى تباهى آن را.»

    2ـ اسراف، زمينه‏ساز فساد اخلاقى

    اقتصاد و اخلاق در ابعاد فردى و جمعى ارتباط تنگاتنگى با هم داشته و هر يك در ديگرى تأثير مثبت يا منفى خواهد داشت. حاكميت ارزشهاى اخلاقى بر روشها و انگيزه‏هاى اقتصادى سبب جهت‏گيرى آن به سمت خير و عزت فرد و جامعه خواهد بود.

    تبه‏كاريها و بزه‏كاريهاى اجتماعى ـ كه در جوامع رشد يافته يا عقب مانده و توسعه نيافته به گونه‏اى فزاينده به چشم مى‏خورد ـ ريشه در فقر معنوى يا فقر مادى دارد.

    انبيا كه بشر را به توحيد و اقامه قسط و عدل در روابط و مناسبات خود فرا مى‏خواندند، به لزوم معنويت و مكارم اخلاق انسانى نظر داشتند. آنان در هر زمان و مكانى دست پروردگان خود را به كوشش خداپسندانه در دنيا رهنمون مى‏ساختند؛ به گونه‏اى كه برخورداريهاى مادى آنان را از رشد انديشه و ايمان و خصلتهاى ستوده باز ندارد.

     

    چنان كه در متون دينى ما آمده است، نفس و دنيا پيوسته همراهى در طريق ظلم و طغيان داشته و انسان را از رهگذر تعلقات نفسانى و دنيوى به زيان كارى مى‏كشانند.

    حُبّ دنيا نفس آلوده به معصيت و تجاوزگر از حدود الهى را به اسارت مى‏كشد و او را به تكذيب قيامت و حساب و جزاى خداوند برمى‏انگيزد. بدين گونه است كه راه تبه‏كارى به روى غافلان از حق و آخرت گشوده مى‏شود و حقايق مكتب هدايت‏گر وحى از ديده و دل‏شان پنهان مى‏ماند:

    «كَلاّ بل تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ تَذَرُونَ الاْآخِرةَ»(8)

    «ولى نه! [شما دنيايى] زودگذر را دوست داريد و آخرت را وا مى‏گذاريد.»

    اسراف‏گرايى در زندگى مترفين و خوش گذرانان ـ كه نسبت به مردم از لحاظ اقتصادى و بهره مندى از دنيا و لذات آن در موقعيت نظرگيرى قرار گرفته‏اند ـ آنان را بيگانه از كششهاى معنوى مى‏سازد. سستى عقيده و باور داشتهاى دينى، خواه ناخواه در پى مصرف گراييهاى طبقه مرفه شكل مى‏گيرد و زشتى گناه و فساد اخلاقى را در چشم‏شان ناچيز مى‏سازد.

    چنين كسانى كه درآمدهاى هنگفت دارند و به سهولت در دست‏يابى به خواسته‏هاى فسادانگيزشان كامياب مى‏شوند، كم‏تر مجال تهذيب نفس و پيراستگى روان را خواهند يافت. ترديدى نيست كه اسراف گرايان سعى در جذب نيروهاى انسانى جامعه داشته و آنان را به فساد و فحشا سوق مى‏دهند تا از دنيا كامروايى فزون‏ترى داشته باشند. زنان و جوانان بيش از ديگر گروه‏هاى اجتماعى در شمار قربانيان افراد و قدرتهاى اسراف‏گرند.

    از اين روست كه قرآن كريم مردم را از اسراف گرايى بر حذر داشته و اسراف گرايان را بى نصيب از محبت و لطف پروردگار متعال مى‏شمارد:

    «يا بنى آدم خذوا زينتكم عند كل مسجد و كلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين»(9)

    «اى فرزندان آدم! جامه خود را در هر نمازى برگيريد، و بخوريد و بياشاميد و[لى[ زياده روى مكنيد كه او اسراف كاران را دوست نمى‏دارد.»

    اسلام هرگز رهبانيت و ترك دنيا و لذّت را سفارش نكرده و انسان را از بهره‏هاى مادى دنيا و زندگى محروم نساخته است. چنان كه آيه بعدى صراحت دارد، انسانها رخصت استفاده از زيباييهاى زندگى دنيا را دارند و خداوند اين همه را براى آنان پديد آورده است:

    «قُلْ من حرّم زينة الله التى اخرج لعباده و الطيبات من الرزق قل هى للذين آمنوا فى الحياة الدنيا خالصةً يوم القيامةِ»(10)

    «[اى پيامبر] بگو: زيورهايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورده و [نيز [روزيهاى پاكيزه را چه كسى حرام گردانيده؟ بگو: اين [نعمتها] در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آورده‏اند و روز قيامت [نيز] خاص آنان مى‏باشد.»

    آن چه در ارتباط با دنيا و موقعيتهاى تعيين كننده اقتصادى و مالى مى‏بايد مورد نظر قرار گيرد، همان بهره بردارى عادلانه و بهينه از نعمتها و زيباييهاى حيات و خلقت است.

    قرآن كريم مردم را از اسراف گرايى بر حذر داشته و اسراف گرايان را بى نصيب از محبت و لطف پروردگار متعال مى‏شمارد.

    گرايش به تجمل، و تفنن در مصرف كه غالبا همراه با ولخرجيها و غفلت از مسؤوليتهاى مالى و اجتماعى همچون انفاق و زكات پديد مى‏آيد، آدمى را به انحراف از اخلاق انسانى رهنمون مى‏شود. خودخواهيهاى مهار گسيخته و فزاينده اسراف گرايان انگيزه‏هاى نوع دوستى و خيرگرايى و فضيلت جويى را در باطن مى‏ميراند و آنان را تبهكار و سزاوار غضب آفريدگار مى‏سازد.

    امام صادق ـ عليه السلام ـ در حديثى به اين مقوله اشاره فرموده است:

    «اِنَّ السَّرْفَ اَمْرٌ يُبْغِضُهُ اللّهُ.»(11)

    «قطعا اسراف چيزى است كه خداوند آن را دشمن دارد.»

    بدين سان اسراف‏كاران خود را از قلمرو محبت الهى بيرون رانده و خداوند آنان را به حال خويش رها مى‏كند تا در فساد و خسران فرو روند.

    مفاسد اقتصادى جامعه از جمله رشوه خوارى و رباخوارى را بايد حاصل نگرش و روش اسراف گرايانه مسرفان به شمار آورد. تمركز قدرت و ثروت در طبقه مترفين و مسرفين، واقعيت تلخ و فراگيرى است كه در جهان امروز به چشم مى‏خورد و سياستهاى استبدادى و استعمارى را جهت مى‏بخشد.

    در حقيقت، اين قطبهاى اقتصادى دنيا هستند كه مهره‏هاى سياسى را پرورش مى‏دهند و استضعاف سياسى و اقتصادى را در كشورهاى محروم از توسعه سبب مى‏گردند. سلطه صهيونيستها بر مراكز تصميم سازى و راهبردى سياست امريكا و اروپا را مى‏توان مصداقى بارز از فساد اسراف‏گرايان در دنيا دانست.

    تهاجم فرهنگى غرب به سرزمينهاى اسلامى و شكار جوانان مسلمان از رهگذر برنامه‏ها و ايده‏ها و سرگرميهاى مبتذل هنرى و سينمايى را بايد در روند فساد مترفين نگريست كه به منظور تداوم اسراف‏گرايى خود مى‏كوشند.

    جنگ افروزيهاى استكبار بين‏المللى و همچنين تهاجم نظامى به افغانستان و عراق و اشغال سرزمينهاى قبله را مى‏بايد نمود ديگرى از سياست ظالمانه اسراف پيشگان در ابعاد فرا منطقه‏اى دانست.

    چهره منافقانه اسراف‏كاران در عرصه قدرت آشكارتر از آن است كه بتوان زير نقاب صلح خواهى و نظم نوين جهانى پوشيده داشت!

    قرآن كريم اسراف را منشاء فساد در قدرت و حاكميت مى‏شمارد و مردم را از فرمان برى اسراف گرايانِ سلطه گر باز مى‏دارد. آنان در منظر خداوند، تبهكارانى اند كه خود را در گفتارهاى تبليغى‏شان اصلاح‏گر مى‏شناسانند؛ زيرا از هر موقعيتى به منظور تباهى نسلها بهره مى‏جويند و زمين و زمان را جولان‏گاه اهداف حق ستيزانه‏شان ساخته‏اند:

    «و لا تطيعوا امر المسرفين الذين يفسدون فى الارض و لا يصلحون»(12)

    «و فرمان اسراف‏كاران را پيروى مكنيد؛ آنان كه در زمين فساد مى‏كنند و اصلاح نمى‏كنند.»

    اساسا اسراف با اصلاح ناسازگار است؛ چرا كه اسراف‏گران پيوسته در تصاحب قدرت و ثروت جامعه بوده و ناگزير از تضعيف و تحقير مردم مى‏باشند. تفاخر و تكاثر در عرصه‏هاى سياسى و تبليغاتى و اقتصادى ـ كه قرآن از شاخصه‏هاى دشمنان دين و پيامبر تلقى كرده است ـ در واقع نمايانگر اسراف در ابعاد روانى و اجتماعى آن مى‏باشد. به سخنى ديگر ذهنيت مسرفين در جهت ستم و جفا شكل گرفته و آنان معيارهاى جاهلى را جايگزين ملاكهاى انسانى و خدا پسندانه ساخته‏اند. بدين سان فزون خواهيهاى اسراف‏گران در قدرت و ثروت را مى‏بايد در ارتباط با تمايلات جاهلانه آنان توجيه كرد.

    تبذير و فساد

    امام صادق ـ عليه السلام ـ تبذير را مصداقى از فساد تلقى نموده و آن را سبب محروميت از محبت خداوند خوانده است. بشر بن مروان روايت مى‏كند كه با گروهى خدمت آن حضرت رسيدند. خرما آوردند و كسى هسته خرمايى را دور انداخت. حضرت دست او را گرفت و فرمود:

    «لاتَفْعَلْ اِنَّ هذا مِنَ التَّبْذيرِ اِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ الْفَسادَ»(13)

    «اين كار را نكن، زيرا دور انداختن هسته‏اى كه مى‏توان آن را مورد استفاده قرار داد، تبذير است و خداوند فساد را دوست ندارد.»

    شايد در نگاه برخى كسان اين نوع برخورد، شگفت‏انگيز باشد. حقيقت اين است كه كوتاهى در موارد جزيى اسراف و تبذير، اندك‏اندك شخص را به بى‏اعتنايى در موارد ديگر مى‏كشاند تا آن جا كه زياده‏روى و ريخت و پاش در نعمتهاى خداوند به صورت يك عادت و روش در مى‏آيد.

    كسى كه در خريد و مصرف نيازهاى زندگى اعتدال و اقتصاد را رعايت نكند، بى‏گمان نمى‏تواند به توصيه‏هاى اخلاقى در پرهيز از ولخرجى و هدر دادن فرصتها و نعمتها پايبندى داشته باشد.امام صادق ـ عليه السلام ـ اصحاب خويش رااين گونه تعليم داده و تربيت مى‏كرد تا آنان را از زياده رويها و ريخت و پاشهاى بزرگ و فسادآميز باز دارد.

    3ـ اسراف، عامل وابستگى اقتصادى و سياسى

    استقلال اقتصادى هر كشورى پيش از هر عرصه‏اى در عرصه فرهنگى، اعتقادى و اخلاقى مردم شكل مى‏گيرد و روابط اقتصادى جامعه بر پايه منش و روش انسانها، جهت‏گيرى تكاملى يا انحطاطى خواهد يافت. ملتى كه به خودباورى دست يافته و سعى در خود اتكايى و كسب استقلال همه جانبه دارد، زندگى فردى و جمعى خود را به دور از هر گونه اسراف و تبذير سامان مى‏بخشد؛ زيرا تجربه تلخ دوران وابستگى اقتصادى و سياسى را كه به تحقير فرهنگى و ملى‏اش انجاميده است، هنوز از ياد نبرده است.

    بدون ترديد، غرب‏زدگى و مصرف‏گرايى و گريز از انديشه و كوشش براى توليد، به تدريج روحيه ستم‏پذيرى و وابستگى به قطبهاى اقتصادى و سياسى جهان صنعتى و استعمارگر را پديد مى‏آورد و رقابت در مصرف كالاهاى گوناگون ـ كه اقلام قابل توجهى از آن مورد نياز خانواده‏ها نيست ـ جايگزين رقابت در عرصه ابتكار و خلاقيت و توليد مى‏گردد.

    زمينه‏ساز اصلىِ وابستگى اقتصادى به بازار و سرمايه و سلطه غرب، همان اسراف و تبذير است كه بسا زشتى و زيانمندى آن بسادگى به چشم نمى‏آيد. هر كس قدرت خريد و مصرفش را نشانه خوشبختى و مديريت دريافتن راههاى درآمد سرشار دانسته و آن همه را به حساب عقل و تدبير اقتصادى‏اش مى‏گذارد. اما در نگاهى فراتر از محاسبه‏هاى فردى كه در آن، مصالح كلان جامعه و كشور مطرح مى‏شود، به روشنى مى‏توان اسراف و مصرف گرايىِ بى‏حدّ را بستر سلطه‏پذيرى و وابستگى اقتصادى نگريست.

    اسلام و اسراف‏ستيزى

    مكتب اسلام كه بر پايه فطرت و عدالت استوار است و آموزه‏هاى فردى و اجتماعى آن ناظر به ابعاد شخصيتى و رفتارى انسان است، همواره او را به نظم و تعقل در معاش و معاد فرا خوانده است. برنامه‏ريزى به منظور سامان بخشى زندگى مادى و مالى در منظر هر مسلمان يك تكليف اجتناب‏ناپذير است؛ زيرا ايمان و تقواى او در گرو كاربرد درست نعمتهاى الهى بوده و اين بدون تنظيم امور معيشت روزانه ميسر نخواهد شد. بى‏توجهى به معاش و چگونگى تأمين و بهره بردارى از ماديات، بى‏گمان بر



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی یک شنبه 18 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    الگوي مصرف از نگاه قرآن و حديث
    موضوع

    قفسه باز ؛ الگوي مصرف از نگاه قرآن و حديث

    محمد محمدي ري شهري
    قم: دارالحديث، 1388 ، رقعي، 236 ص.
    يكي از پايه هاي اصلي توسعه اقتصادي «اصطلاح الگوي مصرف» است. موضوع اصلاح الگوي مصرف در نظام اسلامي، از اهميت ويژه اي برخوردار است.نام گذاري سال جاري توسط رهبر فرزانه انقلاب اسلامي، آية ا... خامنه اي، به نام «سال اصلاح الگوي مصرف» اهميت بررسي اين موضوع را دو چندان نموده است.اصلاح الگوي مصرف، فقط يك مسأله اقتصادي نيست. بلكه ابعاد فرهنگي و اجتماعي نيز دارد.
    اصلاح الگوي مصرف، مي تواند به خودسازي انسان و مهار تمايلات غريزي او مانند: خودخواهي، حرص، طمع و تجمل گرايي كمك كند و با رياضت اختياري، موجب شكوفايي معنوي انسان گردد.از اين رو همه پيروان قرآن و علاقه مندان به پيشرفت و بالندگي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي ملت ايران، بايد همه توان خود را به كار گيرند تا حركت مباركي كه با نام گذاري سال جاري آغاز شده، هر چه بيشتر تقويت شود.نخستين گام در جهت تقويت اين حركت و پاسخگويي مثبت به اين دعوت سرنوشت ساز، آشنايي دقيق با الگوي مصرف از نگاه قرآن و احاديث اسلامي است.
    در قرآن و احاديث اسلامي، چيزي تحت عنوان «الگوي مصرف»، به طور مستقل، مطرح نشده است، اما با ملاحظه و جمع بندي آيات و رواياتي كه درباره انفاق، نفقه، قصد، اقتصاد، قناعت، تقدير در معيشت، اسراف، تبذير، اتراف و همانند آنها آمده، مي توان ديدگاه اسلام را درباره الگوي مصرف استنباط كرد.كتاب الگوي مصرف از نگاه قرآن و حديث، براي نخستين بار و با نظمي نوين، آيات و رواياتي را كه با تأمل در آنها رهنمودهاي اسلامي درباره الگوي مصرف قابل ارائه اند، بررسي كرده است. تأمل در اين آيات و احاديث، نشان مي هد كه رهنمودهاي اسلام درباره الگوي مصرف، در واقع، همان راه كارهاي عقل و منطق براي توسعه پايدار اقتصادي و ساماندهي زندگي سالم، همراه با رفاه و آسايش جامعه انساني است.كتاب «الگوي مصرف از نگاه قرآن و حديث» در شش فصل سامان يافته است: مباني اصلاح الگوي مصرف، الگوي تخصيص درآمد، بايدهاي الگوي مصرف از امكانات شخصي و ملي، راه كارهاي اصلاح الگوي مصرف از امكانات ملي، سيره علمي پيشوايان ديني در مصرف، رهنمودهاي قرآن و احاديث اسلامي در ذيل فصل



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی یک شنبه 18 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    نگاهي به نظام الگوي مصرف براساس تعاليم اسلامي -قسمت اول
    موضوع

    نگاهي به نظام الگوي مصرف براساس تعاليم اسلامي -قسمت اول

    نعيم حميدي
    توجه به نظام الگوي مصرف براساس معيارهاي ديني، يكي از عوامل مهم رونق گرفتن زندگي شخصي افراد جامعه و نيز باعث توسعه و رشد در ابعاد مختلف زندگي اجتماعي است.
    درمطلب حاضر، نويسنده كوشيده است با نگاهي اجمالي به آيات و روايات، نظام مذكور را مورد مطالعه و بررسي قرار داده و در ضمن آفات آنرا نيز بيان نمايد.
    اينك با هم مطلب را ازنظر مي گذرانيم.
    مهمترين عناصر تشكيل دهنده نظام الگوي مصرف درجامعه اسلامي عبارتند از:
    ¤ زمان
    زمان و زمان شناسي الفباي برنامه ريزي براي رسيدن به هر هدفي مي باشد. اساس مديريت زمان بر اثربخشي اوقات بنا نهاده شده است.
    آيا انديشيده ايد كه:
    -چرا بعضي كارها درپاره اي از اوقات بهتر صورت مي پذيرد؟
    -چرا بعضي فعاليت ها در زمان هاي ويژه بهتر نتيجه مي دهد؟
    - چرا برخي از موقعيت هاي زماني در پيشرفت و جهش تمدني ملت ها موثرترند؟


    نبايد فراموش كرد زمان درگذر است و موقعيت ها باستناد سخن سرشار از حكمت مولا علي(ع) چون ابر مي گذرد:
    الفرصه تمر مر السحاب فانتهزوا فرص الخير
    موقعيت ها چون ابر مي گذرند پس فرصت هاي نيك را غنيمت شماريد. 3
    ژان ژاك روسو در كتاب قرارداد اجتماعي مي نويسد:«انسان آزاد آفريده شده ولي همه جا در رنجير بسر مي برد.» اين زنجيرها تا حدود زيادي توسط ما انسان ها به دليل عدم بهره گيري درست از زمان بافته شده است. انسان به جهت واپسگرايي، تنبلي، ترس، بي برنامه گي، راضي بودن به وضع موجود و عدم جست وجوي موقعيت مطلوب جهت رسيدن به وضع موعود يا آرماني اين زنجير را برگردن خويش مي افكند تحمل مي كند و عمر پربهاي خويش را نابود مي سازد.
    ما ايراني ها به دليل پاره اي سنت ها، عرف ها و باورها در كشتن زمان مهارت فوق العاده داريم و شايد هرگز برايمان قابل تصور نيست كه مي توان از زمان موجود حتي تا دوبرابر ظرفيت واقعي اش استفاده كرد. نخستين گام بهره وري از زمان صحيح نگاه نسبت به آن است. سهراب سپهري گفته است:«جور ديگر بايد ديد چشم ها را بايد شست.» يا به قول آندره ژيد:«سعي كن عظمت درنگاه تو باشد نه در آنچه كه مي نگري»4
    الف) ما درچه زمانه اي زندگي مي كنيم؟
    ب) آيا زمان مرده قابل احيا است؟
    ج) در حداقل مقدار زمان مفيد تا چه حدودي قادر به بهره گيري از امكانات و فرصت ها و منابع و ثروت هاي مادي و معنوي مي باشيم؟
    د) آيا زمان مفيد براي هر فرد در طول عمر محدود يا بي نهايت مي باشد؟
    عنصر زمان و استفاده از آن مي تواند بعنوان نخستين گام بسوي دست يابي به نقشه جامع الگوي مصرف صحيح و بهره گيري از منابع و ثروت ها باشد. همچنين برنامه در قالب زمان طرح و اجرا مي گردد. پس براي تهيه برنامه اجرايي الگوي مصرف درنگ نكنيم و هر فرصتي را غنيمت بشماريم.
    ¤ منابع و ثروت ها و سرمايه ها
    1) منابع انساني
    تربيت مديران باورمند به نظام اقتصادي و مصرفي برخاسته از متون ديني در ابعاد علمي و اخلاقي از جمله سرمايه هاي مهم در راستاي تلاش و فعاليت براي رسيدن به نظام مصرف مطلوب مي باشد. اين مديريت با انباشت تجربه در سطوح گوناگون اجرايي و همچنين با درك اهداف بلند و آرماني جامعه ضمن سياست گذاري و تصميم سازي مبتني بر عقلانيت و دورانديشي مي تواند در راهنمايي جامعه و ساماندهي الگوي مصرف و بهره وري صحيح از منابع مادي نقش آفريني كند. نبايد به دلايل سياسي حزبي و باندي دورنماي جامعه را ناديده انگاشت و مديران باتجربه كشور را كنار نهاد. چون نمونه بارز الگوي مصرف غيرمتوازن همان نفي عناصر باتجربه و اتلاف هزينه هاي صرف شده براي تجربه اندوزي مديران و در مقابل بكار گماشتن عناصر و نيروهاي فاقد تجربه در سطوح مديريت كشور مي باشد.
    2) منابع مادي
    وجود منابع متنوع و متكثر اقتصادي در هر كشور سبب تعدد منابع درآمدي يك جامعه و توانمندسازي آن در برابر بحران ها و چالش هاي اقتصادي مي گردد از سوي ديگر گستره گونه هاي منابع افق بهتري را در فراروي ملت ها خواهد گشود تا به تنوع توليد متناسب با نيازهاي اساسي و نيز استغنا از كمك ديگران و استقلال واقعي اقتصادي رهنمون شوند. كشور ما به لحاظ موقعيت جغرافيايي و عنايت خداوند متعال از جمله كشورهاي غني و برخوردار از منابع سرشار اقتصادي در ابعاد گوناگون مي باشد كه بايد آنها را در جهت ادامه حيات جامعه و بناي تمدن اسلامي در قالب نظام مصرفي برتر و مطلوب بكار گرفت.
    3) منابع معنوي
    عناصر معنوي در كنار سرمايه هاي مختلف سبب شكل گيري نيروي فرامادي در كنترل زياده خواهي و خودبيني در عرصه توليد و مصرف اقتصادي مي گردد. وقتي فرد دچار خودبيني مي شود به ديگران بويژه نسل هاي آينده و ساير همنوعان توجهي نمي كند پس در مصرف منابع و كالاها دچار زياده روي مي گردد. از طرفي زياده خواهي در قالب اسراف و تبذير به عنوان يك عامل هنجارشكن، نظام الگوي مصرف را دچار آفت و آسيب مي نمايد. اخلاق و فقه سرمايه هاي اساسي مسلمانان در ميدان فعاليت هاي اقتصادي و مصرفي هستند. بطوريكه در سالهاي گذشته تجار و حجره داران بازار در شهرهاي بزرگ همچون تهران، نجف اشرف، قم، اصفهان، حله و... خود را موظف به گذراندن يك دوره رسائل شيخ مرتضي انصاري (اعلي الله مقامه) در حوزه هاي علميه مي دانستند تا در دام شبهات و تخلفات اقتصادي نيافتند.
    4) منابع علمي
    در اين مؤلفه مي توان به عوامل مهمي به عنوان سرمايه ها و منابع علمي اشاره كرد نخست؛ قدرت توليد علم كه خود تضمين كننده نوآوري و خلق تكنولوژي برتر و عصري در راستاي يافتن شيوه ها و روش هاي درست بهره برداري از منابع و ثروت هاي مادي و معنوي مي باشند. ثانياً طبقه نخبگان و دانش پژوهان ثالثاً عقبه و پيشينه علمي يك جامعه بلحاظ تاريخي و داشتن سابقه تمدني، جامعه مسلمانان ايراني براي رسيدن به الگوي مصرف مناسب و متوازن در شرايط همسان با قافله كشورهاي توسعه يافته از تمامي اين امتيازات برخوردار است و بهانه اي براي عقب ماندن از ديگران در اين عرصه وجود ندارد. اما سياست دولت ها براي بكارگيري نيروهاي مجرب و دانش پژوه و دوري آنها از تنگ نظري و برخوردهاي حذفي مي تواند به اين فرايند سرعت بيشتري ببخشد.
    ¤ نيل به هدف
    هر جامعه اي براي حفظ بقاي خود و نيز دست يابي به زندگي متعادل و متناسب با شرايط زمانه نيازمند «هدف گذاري» در ابعاد كلان و خرد مي باشد. انقلاب اسلامي با محتواي ايدئولوژيك و انساني خود اهداف جديدي را در فراروي ملت ايران نهاد كه اين اهداف تاثير عميقي بر باورها گرايش ها و رفتارهاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي آنان نهاد كه بخشي از آن شامل موارد ذيل است:
    1) پايه گذاري تمدن جديد براساس مباني ديني و نگاه توحيدي
    2) رسيدن به رفاه نسبي و حياتي همراه با آسايش براي شهروندان
    3) توجه به آخرت و ترسيم دنيايي پرطراوت و معنوي مرتبط با آخرتي سبز
    اين اهداف مي تواند چشم انداز روشني در راستاي بهره وري درست از امكانات و ثروت ها براي شهروندان ترسيم نمايد. هر كدام از ما با داشتن تصوير دقيق از آينده و ظرفيت ها و فهم غايت زندگي، نظام مصرف فردي و اجتماعي خود را اصلاح و در چهارچوب اهداف كلان قرار دهيم.
    ¤ راهكارهاي رسيدن به جامعه متعادل در رفتار مصرفي (مقتصد)
    1) فرهنگ سازي
    فرهنگ سازي يعني تبديل شيوه هاي مصرف به تناسب نياز جامعه و ميزان منابع اقتصادي كشور و همچنين بهره گيري از منابع و كالاها و خدمات براساس سنت و عرف غالب در رفتار، گرايش و باور مردم جامعه و تبلور آنها بمثابه هنجارهاي مثبت اجتماعي و اقتصادي در عملكرد اقتصادي و رفتار مصرفي افراد جامعه مي باشد.
    2) تغيير نظام مصرف
    نظام مصرف هر جامعه بايد متناسب با فرهنگ بومي و محلي باشد و همانند گرانيگاه تعادل ميان منابع توليد و نيازهاي جامعه را ايفاي نقش بكند. بسياري از شيوه ها و روش هاي مصرفي، كالاها و خدمات به دليل بازدهي نامناسب و عدم تناسب با ميزان و حجم سرمايه ها و همچنين نياز واقعي شهروندان بايد در چهارچوب فرآيند نوآوري اصلاح و يا آلترناتيوهاي صحيح جايگزين آنها شود.
    3) ايجاد ساختارهاي جديد و مبتني بر نظام الگوي مصرف با هدف صرفه جويي
    تغيير و اصلاح الگوي مصرف بدون تحول در مراحل توليد و بسترهاي اقتصاد كلان اصولا امكان پذير نخواهد بود. بسياري از كارخانه ها و صنايع توليدي ما يا دچار فرسودگي و فقر فن آوري شده يا محصولات و كيفيت آنها متناسب با نياز جامعه و دانش امروزي در حوزه صنعت نيست. لذا بايد ضمن توجه به مقوله استاندارد (نظام ايزو) در فرآيند توليد، مي توان از فن آوري هاي جايگزين و نسل جديد خطوط توليد استفاده كرد. مثلا توليد انرژي بادي و خورشيدي جايگزين نيروگاههاي آبي و حرارتي بويژه سدها شود. (چون سدهاي برق- آبي آسيب هاي جبران ناپذير به كشاورزي و اكوسيستم طبيعي و زيستگاه جانوران وارد مي سازد بطوريكه هم اكنون نهادهاي جهاني به دنبال مبارزه با پديده سدسازي هستند و در اين راستا سازمان هاي
    NGO هاي زيادي در حال فعاليت مي باشند.)
    4) جهت گيري صحيح نظام اجرايي و سياست گذاري
    رسيدن به نظام الگوي مصرف كارآمد بدون قوانين و نظام حقوقي شفاف و نشاط آفرين ممكن نيست. دستورالعملها و مقررات بايد در دو حوزه ذيل براي تهيه نظام الگوي مصرف كشور تدوين و تصويب گردد.
    الف) در بخش سياست گذاري كلان (در قالب سياست هاي كلي و چشم اندازهاي بلندمدت با تعاريفي روشن و بدور از ابهام)
    ب) تدوين قوانين و مقررات عيني و ميداني در راستاي روان سازي و انعطاف نظام اقتصادي در برابر نوآوري ها و تحولات اساسي و تقويت عنصر تلاش و وجدان كاري و انضباط اجتماعي در ميان عناصر فعال در حوزه توليد و ارائه خدمات
    ¤ نقش دولت در تهيه نقشه جامع نظام الگوي مصرف
    1) تهيه نقشه نظام جامع رشد و الگوي مصرف با بهره گيري از ظرفيت دانشگاه ها و حوزه هاي توليد علم و دانش
    اين مهم بدون بهره گيري از تجربه انباشته شده مديران كشور به ويژه مديران سال هاي پس از انقلاب اسلامي و همچنين توان علمي مجامع دانشگاهي و حوزوي در عرصه هاي علوم انساني و پايه امكان پذير نخواهد بود. نگاه جناحي، تنگ نظري و تحجر، دشمن تراشي، توطئه پنداري و خط كشي هاي سياسي بي دليل از جمله موانع دستيابي به نقشه علمي مي باشد.
    2) كاهش حجم دولت با هدف ايجاد الگوي ساختاري متناسب با مصرف جامعه
    كوچك سازي حجم دولت و كاهش نقش آن در تصدي مستقيم امور اقتصادي از جمله عوامل موثر رشد و توسعه كشورها است. رهآورد مهم كوچك سازي بدنه دولت صرفه جويي در هزينه هاي گزاف و مخارج سنگين است. از محل صرفه جويي در بودجه جاري دولت مي توان عوايد مالي زيادي را به دست آورد و آنها را در مسير اصلاح الگوي مصرف و افزايش كيفيت كالاها و خدمات بكار گرفت. متاسفانه در عرصه سياسي ايران همواره باوري وجود دارد كه به هيچ وجه حاضر به كاهش حجم بدنه دولت نبوده و نيست و اين عمل را خلع سلاح قوه مجريه در برابر نهادهاي مدني- صنفي و مخالفين سياسي تلقي مي كنند. در حالي كه تصويب سياست هاي مربوط به اصل 44 قانون اساسي در مجمع تشخيص مصلحت نظام و ابلاغ آن از سوي مقام معظم رهبري به قواي سه گانه حجت را بر همگان تمام كرده و راهي براي بهانه تراشي و شانه خالي كردن از زيربار مسئوليت مديران كشور نگذاشته است.
    3)تغيير شكل نظام خدمات دهي
    نابساماني در رفتار مصرفي جامعه معلول ساختار بيمار نظام خدمات دهي نهادها و مراجع اداري و اجرايي كشور است. بوركراسي حاكم بر سيستم اداري به ويژه در بخش هاي متصدي امور توليد و حوزه فعاليت صاحبان صنايع و كارگاه هاي توليدي و بنگاههاي اقتصادي كشور (بخش خصوصي) همواره به عنوان يك مانع در برابر تحول ساختاري سيستم خدمات رساني عمل كرده است.
    4)تهيه الگوي صحيح توزيع كالا
    «رشد» اصطلاحي است كه در مجامع، محافل و نوشته هاي گوناگون به تنهايي يا به همراه اصطلاحات ديگر و البته با بار مثبت به كار برده مي شود. از قبيل توسعه شهرنشيني، توسعه صنعتي، توسعه اقتصادي و توسعه فرهنگي، علماي اجتماعي هر كدام به تناسب ديدگاه فكري و مكتبي خود تعريفي از توسعه ارائه داده اند ولي همه در اين امر توافق دارند كه توسعه تنها به معني ازدياد حجم ثروت در جامعه نيست بلكه تغيير كيفي در نظام اجتماعي و فرهنگي جامعه را در برمي گيرد. البته هدف در اين مقاله بحث درباره مفهوم و تعاريف اصطلاح توسعه نيست. بنابراين فقط به بيان يك كوتاه تعريف از آن بسنده مي كنيم. ديويد لمن نوشته است: «توسعه علاوه بر بهبود ميزان توليد و درآمد شامل دگرگوني اساسي در ساخت ها و نهادهاي اجتماعي- اداري و همچنين ديدگاه مردم است و در بسياري از موارد حتي عادات و رسوم و عقايد مردم را نيز شامل مي شود.»
    عوامل موثر در رشد
    در فرآيند توسعه چند عامل مؤثر و دخيل مي باشند كه بطور خلاصه مي توان در چهار مقوله زير به آنها اشاره كرد:
    1- عوامل اقتصادي
    2- عوامل سياسي
    3- عوامل اجتماعي
    4- عوامل فرهنگي
    در اين مقاله ضمن اشاره مختصر به نقش عوامل اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي در توسعه به بررسي موانع فرهنگي موجود جامعه در برابر پروسه رشد و توسعه بويژه اصلاح نظام الگوي مصرف كشور نيز خواهيم پرداخت.
    1) عوامل اقتصادي
    عده اي معتقدند «توسعه» موقعي تحقق مي پذيرد كه تركيب و ميزان معيني از پس انداز و سرمايه گذاري وجود داشته باشد. اين نظريه پردازان اغلب توسعه را به عنوان يك پديده اقتصادي مورد نظر قرار داده اند. بنا بر اين ادعا، كشورهاي جهان سوم از اين جهت نتوانستند توسعه يابند زيرا آنقدر فقيرند كه ثروت لازم براي سرمايه گذاري بنيادي مورد نياز توسعه اقتصادي را ندارند. البته اين امر در مورد كشور ما نمي تواند صادق باشد چرا كه كشور ايران هم از لحاظ موقعيت و ويژگيهاي جغرافيايي از قبيل آب و هوا، خاك، منابع آبي، معادن و منابع زيرزميني و همچنين از لحاظ نيروي انساني هم از نظر كمي و كيفي در موقعيت مناسب قرار دارد و نمي توان ايران را يك كشور فقير به حساب آورد.
    2- عوامل سياسي
    عوامل سياسي و تأثير نخبگان و رهبران سياسي بويژه احزاب در رشد و توسعه اقتصادي و تحول اجتماعي از اهميت بسزايي برخوردار است، بطوريكه برخي جامعه شناسان از جمله باتامور نظرياتي ابراز داشته و بر نقش رهبران ميهن پرست، برخوردار از تحليل و آگاهي نسبت به تحولات جوامع بشري و نظام هاي سياسي و همچنين رهبران ديني تأكيد نموده و آنها را از عوامل عمده دگرگوني و پيشرفت مي شمارد. از اين لحاظ هم ما مشكلي نداريم چرا كه پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره) و اهداف متعالي اين انقلاب از جمله قطع وابستگي و نفي سلطه بيگانگان بر مقدرات كشور راه را براي گام نهادن در مسير توسعه فراهم ساخته است.
    3) عوامل اجتماعي
    عوامل اجتماعي مؤثر در توسعه كه جامعه را به صورت روشمند و خوداتكا درمي آورد و به كار و حركت و تلاش ترغيب كند مانند: نظام آموزش و پرورش، نظام بهداشت و درمان و چگونگي تأمين فرايند رفاه اجتماعي با هدف دست يابي به معدل خوب اميد به زندگي اشاره مي كنند. بطور مثال فزوني آستانه تخصص و مهارت از رهگذر تعليم و تربيت مبتني بر فطرت انسان و تعاليم بلند اسلام و قرآن و نيز رهايي افراد از بيماري و رنجوري به قدرت توليد آنها مي افزايد و آسايش خاطري كه از بيمه و ديگر تلاشهايي كه منجر به برقراري امنيت جامعه مي شود شوق و انگيزه تلاش را قوام مي دهد و با توان بخشي به فرد معلول (اعم از معلول جسمي و رواني) قدرت كار از دست رفته را به نحوي باز مي گرداند.
    الف) نظام ايلاتي، قبائلي و بافت اجتماعي خاندان سالار با اتكاء به سنن اجتماعي
    ب) وجود آداب و رسوم و عرف هاي محلي و منطقه اي و احياي آنها بدليل وجود گرايش طبيعي در ميان افراد هرقوميت براي حفظ هويت پاره فرهنگ ها
    4) عوامل فرهنگي و تاريخي
    جامعه ما از جهت تاريخي و فرهنگي برخوردار از مختصات و ويژگي هايي است كه مي توانند ضمن تغيير ذائقه مصرف جامعه، مردم را به آفرينش روش هاي كم هزينه و زودبازده همراه با تلاش و كار مضاعف تشويق و ترغيب نمايد.
    الف - باورهاي عميق ديني



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی یک شنبه 18 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    واكاوي‌انديشه اصلاح الگوي مصرف
    موضوع

    واكاوي‌انديشه اصلاح الگوي مصرف

    ● نويسنده: محمد علي - خزاعي

    ● منبع: روزنامه - رسالت- به نقل از باشگاه اندیشه

    با نامگذاري سال 1388 تحت عنوان سال اصلاح الگوي مصرف از سوي مقام معظم رهبري، گام تازه‌اي در مسير توسعه پايدار برداشته شد. آنچه كه بعد از گذشتن چند ماه از اين نامگذاري رخ مي‌نمايد، تلاش وسعي فراوان براي نهادينه نمودن اين هدف سترگ در تمامي اركان جامعه مي‌باشد. زير هدف‌گذاري صحيح سمينارها، همايش‌ها، انتشار كتاب‌ها و مقالات و اقداماتي از اين قبيل، بدون واكاوي اين‌انديشه راهبردي امري عبث و بيهوده مي‌نمايد.

    اهميت اصلاح الگوي مصرف

    نظر به جايگاه ممتاز جمهوري اسلامي ايران در معادلات جهاني به عنوان يگانه حكومتي كه بر پايه مردمسالاري ديني بنا شده است و نيز وجود مواردي همچون: بحران عظيم اقتصادي جهان، تداوم تحريم‌ها، سند چشم‌انداز 20 سال كشور (ايران 1404)، تصويب لايحه برنامه پنجم و تداوم نوآوري و شكوفايي و... شرايطي را حاكم نموده كه نخبگان و‌انديشمندان حوزه و دانشگاه بيانات رهبر گرانقدر انقلاب را فصل الخطاب خود قرار دهند و با ارائه راهكارهاي مستند و علمي، علاوه بر تاكيد بر اهميت اين‌ايده مهم و ارزشمند، سهم شايان توجهي را در تحقق افق‌هاي بي بديل آن بر عهده گيرند.

    شناخت مولفه‌هاي اصلاح الگوي مصرف

    با نگاهي به‌انديشه اصلاح الگوي مصرف، سه مولفه عمده را در آن مي‌يابيم كه از مجموع آنها، اصلاح الگوي مصرف حاصل مي‌شود. اولين مولفه، بي گمان «مصرف» مي‌باشد. كه به زعم كارشناسان، به معناي بهره برداري و استفاده از امكانات موجود به قصد برطرف كردن نيازهاست.

    مولفه دوم، «الگو» است. الگو به عنوان استاندارد و نرم تعريف شده بر اساس معيارها و شاخص‌ها تبيين گرديده، اما مهمترين مولفه، «اصلاح» مي‌باشد، كه معاني‌اي از جمله: تصحيح، بازنگري، پالايش، زدودن معايب و افزودن راهكارهاي جديد را در بر مي‌گيرد.

    لذا با بررسي اين مولفه‌ها، در مي‌يابيم كه مواردي همچون: عدم مصرف، كم مصرف كردن و مصرف مطابق الگوهاي ناكارآمد، هرگز در آن جايي ندارد. بلكه مصرف صحيح و مطابق الگوهاي خردمندانه بر پايه پشتوانه‌هاي ديني، علمي، عرفي و كارآمد، هدف نهايي و غايت تعريف شده اين راهبرد استراتژيك مي‌باشند.

    اصلاح الگوي مصرف از منظر تعاليم دين اسلام

    معارف غني اسلامي مي‌توانند به عنوان پشتوانه‌اي محكم در تبيين‌ايده‌هاي سازنده تلقي گردند. از نگاه جامع تعاليم دين اسلام، نه تنها مصرف كردن امري مذموم و ناپسند تلقي نمي‌گردد، بلكه تشويق هم مي‌گردد. منتها با رعايت اقتضائاتي همانند:

    -1 شكرگزاري

    يا ايها الذين امنو كلوا من طيبت ما رزقناكم و اشكروالله ان كنتم اياه تعبدون؛

    «اي كساني كه‌ايمان آورده‌ايد! از روزي‌هاي پاكيزه كه به شما داده شده است بخوريد و خداوند را شكرگزار باشيد، اگر او را عبادت مي‌كنيد.»(1)

    -2 اطعام مستمندان

    فكلوا منها و اطعموا البائس الفقير؛

    «پس بخوريد از آن و به مستمندان و فقيران طعام دهيد.»(2)

    -3 عدم اسراف

    ... و كلوا و اشربوا و الاتسرفوا...؛

    «و بخوريد و بياشاميد و اسراف مكنيد.»(3)

    -4 ميانه روي

    امام علي(ع) مي‌فرمايد: «هر كس در زندگي ميانه رو باشد، پيوسته بي نياز خواهد بود و ميانه‌روي كمبودهايش را جبران مي‌كند.»(4)

    -5 عدم تبذير

    امام حسن عسكري(ع) مي‌فرمايد: «ميانه روي‌اندازه‌اي دارد كه اگر از آن بگذرد، خسيسي و بخيلي است.»(5)

    پس با عطف توجه به اقتضائات مطرح شده در دين مبين اسلام، در مي‌يابيم كه تعيين الگوي مصرفي كه در آن ميانه روي فارغ از اسراف و تبذير لحاظ شده باشد، تائيد و سفارش مي‌گردد. چنان كه يكي از اطرافيان حضرت امام خميني(ره) در اين خصوص مي‌گويد: «بارها ديدم كه ايشان از اتاقشان به طرف‌اندروني رفتند ولي چند لحظه بعد از ميان راه برگشته لامپ مهتابي را خاموش كرده و دوباره به طرف‌اندروني رفتند، با آنكه درآن موارد معمولا بيش از چند دقيقه در‌اندروني نمي‌ماندند و دوباره به همين اتاق بر مي‌گشتند.»(6)

    محورهاي عمده محقق كننده اصلاح الگوي مصرف

    به طور كلي پنج محور عمده محقق كننده اصلاح الگوي مصرف عبارتند از:

    -1 سياسي:

    در بعد سياست داخلي، دنبال كردن بحث اصلاح الگوي مصرف در قالب طرح، قانون و كميسيون ويژه، بازنگري و اصلاح قوانين، ساختارها، رفتارها و نگرش‌هاي ناكارآمد ترويج دهنده مصرف بي رويه در مجلس شوراي اسلامي، امري اجتناب ناپذير مي‌باشد. دولت هم با گنجاندن دستورالعمل جامع اصلاح الگوي مصرف در لايحه برنامه پنجم (با نگاهي به سند چشم‌انداز 20 ساله كشور ايران 1404) و اجراي اصلاح الگوي مصرف از درون خود، مي‌تواند سهم قابل توجهي را در اجرايي نمودن اين امر خطير به خود اختصاص دهد.

    اما در بعد سياست خارجي، با تبيين درست و اصولي اصلاح الگوي مصرف مي‌توان مواضع خردمندانه‌تري را در قبال ساير ملل و نهادهاي بين المللي اتخاذ نمود. براي مثال؛ از سفرهاي موازي و ايجاد دفاتر ديپلماتيك در مناطقي كه توجيه استراژيك ندارند، جلوگيري نمود و با مد نظر قرار دادن روشهاي نوين در ديپلماسي خارجي و استفاده از تجربيات مفيد ساير دولت‌ها گام مهمي را در تحقق اين‌انديشه راهبردي برداشت.

    -2 دفاعي:

    تدوين دستور العمل جامع اصلاح الگوي مصرف خاص نيروهاي نظامي، طراحي و ساخت ادوات نظامي مدرن داراي بازده بالا و مصرف بهينه توسط نيروهاي مبتكر و خلاق داخلي، بازنگري در شيوه آموزش و اصلاح ساختار تربيت نيروهاي نظامي و امنيتي با محوريت اصلاح الگوي مصرف، پرهيز از شيوه‌ها و راهكارهاي پر مصرف در حراست از امنيت مرزهاي كشور، از جمله موارد تامين كننده اصلاح الگوي مصرف قلمداد مي‌گردند.

    -3 اقتصادي:

    هدفمند كردن يارانه‌ها، اصلاح قيمت حامل‌هاي انرژي، پرهيز از هدر دادن سرمايه‌ها، اسراف ننمودن در شيوه توليد، استفاده از حداكثر ظرفيت توليد، به كارگيري سيستم‌هاي كارآمد در توزيع، بالا بردن بهره وري نيروي انساني و ماشين آلات صنعتي، اصلاح الگوي مصرف در سرفصل‌هايي همچون، آب، برق، گاز، نفت و... حمايت منطقي از طرح‌هاي زودبازده اقتصادي، استفاده از‌انديشه‌ها و افكار بزرگان علم اقتصاد خصوصا جوانان، توجه هر چه بيشتر به استانداردها به عنوان راهكاري در جهت اصلاح الگوي مصرف، حمايت از مكانيزه نمودن پروژه‌هاي اقتصادي با دادن وام‌هاي بلند مدت به منظور بالا بردن ظرفيت توليد و كم كردن ضايعات، گسترش دولت الكترونيك به عنوان عاملي در جهت زدودن بوروكراسي هزينه بر اداري، تنها بخشي از موارد محقق كننده اصلاح الگوي مصرف محسوب مي‌شوند.

    -4 علمي:

    توليد علم بر محوريت اصلاح الگوي مصرف خصوصا در مورد انرژي‌هاي تجديد نشدني، تشكيل اتاق‌هاي فكر و بانك‌هاي



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی یک شنبه 18 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ضرورت بازگشت به الگوهاي مصرف اسلامي
    موضوع

    ضرورت بازگشت به الگوهاي مصرف اسلامي

    نقد مصرف گرايي در كشور با الگوهاي مصرف اسلامي

     ● نويسنده: محمد حسين - طارمى

    ● منبع: هفته نامه - پگاه حوزه - 1388 - شماره 257، خرداد- به نقل از باشگاه اندیشه

     استفاده صحيح از نعمتهاي الاهي از بزرگترين دغدغه هاي پيشوايان دين بوده است. از اين رو ست كه سيره مصرفي اهل بيت(ع) مشاهده ميشود كه ايشان «دوري از اسراف» و «قناعت در مصرف» از اصول مورد تاكيد ايشان بوده است. اين در حالي است كه پيروان ايشان در كشوري اسلامي چون ايران امروزه گرفتار اسراف و تبذير و مصرف گرايي شده اند. ما را چه شده است كه امروزه ايران و ايرانيان را در شمار مصرف گرا ترين مردمان محسوب مي كنند؟!

    با نگاهي به آمار مقايسه اي مصرف ايران با ديگر كشورها؛ به ويژه كشورهاي پيرو مكاتب مادي گرا و دنيا طلبيچون فرانسه،چين، ژاپن و آمريكا و...؛ ضرورت بازگشت به اصول مصرفي اسلام و پيروي از الگوهاي مصرف اسلامي رخ مينمايد.

    بر اساس گزارش موسسه «ماركت اوراكل»، ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين كشور و از نظر ميزان يارانه پرداختيبه اين كالا نخستين كشور در ميان كشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد كل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف گرديده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است، در حالي كه متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3، در فرانسه 9/1، در كانادا 5/6 و در كشور آمريكا 3/7 ليتر در روز است. هر 10 سال يك بار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر ميشود اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يك بار 2 برابر ميشود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5 برابر بيشتر سوخت مصرف ميكند. هم اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و توسط تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف ميشود. و هر ساله بيش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مييابد. در حالي كه در صورت مصرف استاندارد، ايران ميتواند يكي از صادر كنندگان بنزين باشد.

    سرانه مصرف نان در ايران به گفته معاون وزير بازرگاني، حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه كه 56 كيلوگرم و در آلمان 70 كيلوگرم در سال است، بيش از 2 تا 3 برابر است. به اذعان رئيس كميسيون برنامه و بودجه مجلس يارانه نان طي پنج سال اخير به طور متوسط سالانه بيش از 30 درصد رشد داشته است و در سال جاري اين رقم بالغ بر 26 هزار ميليارد ريال است و ادامه اين روند طي 10 سال آينده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزايش يارانه قيمت نان، ميزان يارانه پرداختي به 600 هزار ميليارد ريال خواهد رسيد.

    براساس گزارش صندوق بين المللي پول، ايران دومين كشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 37 ميليارد دلار ميباشد. مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225 ميليون نفر جمعيت، 2 برابر چين با يك ميليارد و 300 ميليون نفر جمعيت و 4 برابر كشور هند با يك ميليارد و 122 ميليون نفر جمعيت است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژي در ايران با بسياري از كشورهاي جهان، شاهد وضعيت ناهنجار بهره برداري انرژي هستيم.

    در بخش ساختمان و مسكن ايران براساس آمار و ارقام منتشره، متوسط مصرف انرژي به ازاي هر مترمربع در ايران 6/2 برابر متوسط مصرف در كشورهاي صنعتي است كه در بعضي از شهرهاي كشورمان، اين رقم به حدود 4 برابر مي رسد.

    تبريزي مديرعامل سابق شركت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي در خصوص ميزان مصرف گاز ايران گفته است: ايران بعد از كشورهاي امريكا و روسيه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ ميزان مصرف گاز طبيعي در ايران از 68 ميليارد متر مكعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 ميليارد متر مكعب در سال 2008 رسيده و پيش بيني ميشود در سال 2012 ميلادي ميزان مصرف به 277 ميليارد متر مكعب برسد. و با ادامه اين روند در سالهاي آينده ايران به يك مصرف كننده بزرگ گاز طبيعي در جهان تبديل خواهد شد.اين در حالي است كه دولت در سال گذشته 134هزار ميليارد ريال يارانه گاز به مشتركان بخش خانگي تعلق داده است.

    الگوي مصرف آب آشاميدني بر اساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك متر مكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر، 100 متر مكعب در سال است. بر اين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف ميشود! از نظر مصرف برق هم، ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست، و دولت ساليانه يارانه 4 هزار ميليارد توماني براي برق در نظر ميگيرد. دكتر داوودي معاون اول رئيسجمهور در همايش ملي نگاه قدسي به آب گفته است كه سرانه مصرف آب ايرانيها پنج برابر سرانه مصرف جهان است.

    سرانه مصرف شكر در ايران 29 كيلو گرم است در حالي كه ميانگين مصرف شكر در جهان 22 كيلو گرم ميباشد، و نيز تحقيقات كارشناسان نشان مي دهد ايرانيها 30 درصد بيشتر از ميانگين جهاني روغن مصرف ميكنند، و همچنين مصرف ميوه در ايران 4 برابر استاندارد جهاني است.

    همانطور كه مشاهده ميكنيم مقايسه ميزان مصرف در بخشهاي مختلف با ساير كشورها، نشان دهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف در همه زمينه ها است. و جالب تر اينجاست كه ساليانه نزديك به 12/2 هزار ميليارد تومان يارانه واقعي و 78 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان پرداخت ميكنيم. كه در مجموع مبلغ كل يارانه آشكار و پنهان دولت چيزي در حدود 90 هزار ميليارد تومان است.

    گذشته از آمارهاي فوق، فقدان مديريت صحيح زمان و صرف بي رويه عمر در صفها، ترافيكها،مسافرتهاي غير ضروري، و گذراندن عمر در برنامه هاي غير مفيد براي دنيا و آخرت؛ از ديگر مواردي است كه در مقايسه با ديگر ملتها و كشورها، مصرفي بي رويه داريم. چنان كه مشهور است، كار مفيد كار گران و كارمندان ايراني نسبت به برخي كشورها بسيار كم تر است.

    در حقيقت صرفه جويي در استفاده از نعمتهاي خداوندي، امري است كه در مكتب اسلام بدان اهتمام بسيار است. اين در حالي است كه پيروان مكاتب ماديگرا و دنياپرستي چون مكاتب ليبراليسم و كمونيسم در كشورهاي چين و فرانسه و آمريكا و....؛ بيش از پيروان مكتب اسلام به الگوهاي مصرفي اسلام پايبند هستند. از اين رو ست كه بايد به الگوهاي مصرفي اسلامي بازگرديم و پرونده مصرف گرايي خود را مورد تجديدنظر قرار دهيم. تحقق واقعيفرمايشات مقام معظم رهبري (دام ظله العالي)، تنها با ورود همه جانبه مردم، دولت و مجلس امكان پذير است و ورود به اين پيكار امروز يك تكليف شرعي و ملي محسوب ميگردد. لذا بايد گامهاي عملي در اصلاح الگوهاي مصرفي خود برداريم، تا خود را به الگوهاي مصرفي اسلامي نزديك تر كنيم. بدين سان نبايد خودمان را با برگزاري چند سمينار وكنگره در اين خصوص، سرگرم كرده؛ از اصل پيام مقام معظم رهبري غافل شويم.

    مصرف بي رويه چيست؟

    مصرف به معناي استفاده از آن چه در اختيار انسان است، بوده و مصرف بي رويه را ميتوان استفاده نا به جا و نامناسب تعريف كرد. تعبير مصرف بي رويه در برابر تعبير مصرف بهينه است. معيار مناسب و بهينه بودن مصرف را مي توان بر اساس اصول مصرفي اسلام و شرايط زماني و مكاني تبيين نمود. گفتني است، الگوي مصرف در كشورهايمختلف بسته به فرهنگها و سنتهاي مردمان آن زادبوم، متفاوت است. الگوي مصرف در جامعه ما از ديرباز مترادف با اصول مصرفي اسلامي چون قناعت، خودداري از اسراف بوده است. بدون ترديد اصلاح الگوي مصرف در كشور ما به معناي ترويج و جامعه پذيري الگوي مصرف ايراني-اسلامي است.

    از سوي ديگر، كشور ما امروز نيازمند توليد ثروت است و تحقق اين مهم در گام اول مستلزم اصلاح الگوي مصرف در كشور است. خط كش مدرج توسعه يافتگي واقعي، نشان مي دهد كه بين مصرف گرايي و توليد ثروت در يك جامعه رابطه عكس وجود دارد. اگر امروز بازارهاي جهاني در چنبره مصنوعات چيني و ژاپني قرار دارد، به خاطر مصرف گرا نبودن مردمان اين كشورهاست. پرهيز از مصرف گرايي در كشورهايي مثل چين، ژاپن و برخي از كشورهايبزرگ اروپايي كه اقتصادهاي بزرگي دارند كاملا مشهود است. انقلاب اسلامي به مردم ما ياد داد كه با فرهنگ صرفه جويي و قناعت ميتوان بر تمام مشكلات فائق آمد. اما مع الاسف، به واسطه سياستهاي غلط اقتصادي و فرهنگي سالهاي پس از جنگ تحميلي و به تبع آن تغيير ذائقه مردم؛ و همچنين رويكردهاي جديد دشمن در مقابله نرم افزاري با انقلاب اسلامي به يك باره تمام دستاوردهاي ده سال اول انقلاب فراموش شد و بار ديگر تجمل گرايي، مصرف گرايي و اسراف در كشور ترويج شد. اين در حالي است كه عمده پيشرفتهاي كشورهايي مثل ژاپن، كره جنوبي و... بر شالوده تجربيات جنگ و فرهنگ قناعت مردم جنگ ديده صورت گرفت. در واقع بايد اذعان كنيم ما پس از جنگ به دليل سياستهاي غلط يك فرصت تاريخي را از دست داديم. اما امروز به واسطه عزم جدي مسئولان كشور و يك صدايي دولتمردان در ضرورت تحول اقتصادي در تمام زمينه ها؛ بار ديگر اين فرصت احيا شده است كه، فرهنگ صرفه جويي و قناعت ترويج و ترميم گردد. رمز توليد ثروت در يك كشور پرهيز از مصرف گرايي است و كشورهايي به دام تجمل و اسراف مي افتند كه توليد در فرهنگ عمومي آنها جايگاهي ندارد. امروز به ضرس قاطع بايد تاكيد كرد راه پيشرفت كشور همان گونه كه مقام معظم رهبري فرمودند، پرهيز از اسراف و ترويج الگوي مصرف بومي و اسلامي است.

    در حقيقت مصرف بي رويه خود مانع بزرگي در برابر رسيدن به اهداف چشم انداز جمهوري اسلامي است. دست يابي به پيشرفت، صرفا با ساخت صنايع بيشتر و امكانات، امكان پذير نيست. در حال حاضر وضع به گونه اي است كه، گويا قرار است ايران با رسيدن به درجات بالاي پيشرفت، به درجه اول مصرف گرايي نيز برسد. در واقع، به لحاظ فرهنگي نيز، نياز به توسعه آموزه هاي فرهنگ اسلامي در ميان نيروي انساني پيشرفت ساز است. در حقيقت بايست آموزه ها و اصول مصرفي اسلام را بازخواني كرده، بار ديگر مردم را بدان توجه داد. از اين رو به بررسي اصول مصرفي از ديدگاه اسلامي ميپردازيم.

    نگاهي به اصول مصرفي اسلام

    1. پرهيز از اسراف

    اسراف چيست؟

    اسراف در لغت به معناي ولخرجي، بي اعتدالي و تجاوز از حد است 1. و در اصطلاح عملي است خارج از حدود و موازين مشروع و معقول باشد. از اين رو مصرف زمان و عمر، مال و... در مسير نادرست اسراف ناميده ميشود. امام علي (ع) در روايتي بد ترين نوع مصرف را اسراف مي دانند 2 و در روايت ديگري ميفرمايند: «واي بر اسرافكار، كه( با اسراف) خود چقدر از صلاح خويش دور شد» 3 ميتوان مصاديق اسراف را چنين بر شمرد:

    1. استفاده نامناسب از اموال شخصي

    استفاده نامناسب از اموال را ميتوان در چندين صورت اسراف تلقي كرد.

    الف- ضايع كردن مال و بيهوده تلف كردن آن، اگر چه كم باشد از بارزترين مصاديق اسراف است مانند بيرون ريختن آب باقيمانده در ليوان، پوشيدن لباس قيمتي مخصوص مهماني در محيط كار، دور ريختن غذا و ميوه به بهانه استفاده از آن. نقل شده است كه امام صادق (ع) روزي نگاهش به ميوه اي كه بطور كامل خورده نشده، و از خانه آن حضرت به بيرون پرتاب شده بود، افتاد. ايشان با ديدن ميوه نيم خورده خشمگين شده و (با عتاب) فرمودند: اين چيست؟ اگر شما سير شده ايد، بسياري از مردم سير نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به كسي بدهيد كه نيازمند آن است. 4

    چرا غذا را بيش از نياز پخت ميكنيم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جويي نمي كنيم؟ چرا در استفاده از كاغذ، لوازم التحرير، دستمال كاغذي زياده روي ميكنيم؟ چرا از ميوه ها درست استفاده نمي كنيم؟ چرا در پخت نان و شيوه نگهداري آن اصول لازم را به كار نميبنديم؟ چرا عده اي مرفه و بي درد ثروت عمومي جامعه را ولو با درآمدهاي خود با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضايع ميكنند؟ چرا الگوهايي كه در برخي رسانه هاي جمعي و نيز عملكرد بعضي مديران مشهود است جامعه را به سوي يك زندگي تجملي و اسراف گرايانه ميكشد؟ و ده ها چراي ديگر كه همه روزه با آن برخورد داريم. امام صادق(ع) ميفرمايد: «ميانه روي در زندگي چيزي است كه خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد، حتي اگر اين اسراف با بيرون انداختن هسته خرمايي باشد، چرا كه آن هسته به كار مي آيد. يا با بيرون ريختن آب باقيمانده (در ليوان) باشد». 5

    در روايتي امام موسي كاظم (ع) در پاسخ به اين سئوال كه» آيا اگر كسي ده پيراهن داشته باشد اسراف كرده است ؟»، پاسخ منفي داده ميفرمايند: «لا، و لكن ابقي لثيابه و لكن السرف ان تلبس ثوب صونك في المكان القذر» 6؛ اسراف آن است كه لباس فاخر خود را در مكان آلوده و كثيف بپوشي. آري ! استفاده نا بجا از امكانات زندگي مانند لباس، غذا و... نيز اسراف است.

    يكي از ويژگيهاي عالي فرهنگ اسلام اين است كه در مصرف و استفاده از بعضي امكانات «شان و موقعيت» افراد را مد نظر قرار داده؛ ملاك اسراف و عدم اسراف را با اوضاع و احوال زماني و موقعيت اقتصادي و اجتماعي فرد گره زده است. به عنوان مثال در مسئله نفقه همسر، منزل و لباس و زيور آلات را در شان و جايگاه همسر منوط كرده است. البته بايد توجه داشت كه وسعت و سادگي چيزي است، و تجمل پرستي چيز ديگر. از ديدگاه اسلام اولي ممدوح و دومي مذموم است. مسئله اي كه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه بهرهبرداري از نعمتهاي الهي، چنان چه از حد طبيعي فرد منزلت اجتماعي او بگذرد، اسراف است. استفاده از امكانات در حد اعتدال پسنديده است و چه بسا كمتر از اين حد در مورد بعضي افراد، مصداق بخل باشد. حضرت علي (عليه السلام) درباره نشانه مسرف مي فرمايد: «للمسرف ثلاث علامات: ياكل ماليس له و يلبس ماليس له و يشتري ماليس له»؛ اسرافكار سه ويژگي دارد: مافوق شان خود مي خورد، بيش از شان خود ميپوشد و بيش از منزلت خود خريدكند.

    در اين بحث نبايد غافل بود كه برخي براي توجيه ولخرجيها و چشم و هم چشميهاي خويش، شان و منزلتي ساختگي براي خويش ميسازند. لذا بايد از تقليد كور كورانه از ديگران پرهيز نمود. در تعابير اسلامي حدي را كه براي مسكن معين كرده اند اين است كه به اندازه «كفايت» و «كفاف» آدمي باشد و اين مقدار نسبت به افراد، خانواده ها، زمانها و مناطق متفاوت است. در عين حال اين امر بايد به گونه اي باشد كه از حد اعتدال زمان و منطقه آن فرد تجاوز نكند. حضرت علي(عليه السلام) در بيان حد لباس انسانهاي باتقوا ميفرمايد: «ملبسهم الاقتصاد» لباس پوشيدن متقين در حد اعتدال و ميانه روي است. نه لباسهاي قيمتي ميپوشند و نه لباسهاي ژوليده و پست. بلكه در پرتو لباس معمولي، ظاهري آراسته، پاكيزه و متين دارند. 7

    ب- صرف مال در آنچه به بدن ضرر مي رساند. مثل خوردن پس از سيري، در صورتي كه مضر باشد.

    امام صادق (عليه السلام)مي فرمايد: «انما الاسراف فيما اتلف المال و اضر بالبدن» 8 اسراف در چيزي است كه موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود. استفاده از اموال خود در جهت آسيب رساندن به بدن را ميتوان در مواردي چون استعمال دخانيات، نوشيدنيها و تنقلات مضر، جراحيهايي مانند جراحيهاي زيبايي و مانند آن صادق دانست.

    البته مواردي مانند جايي كه درمان بيماري و سلامتي آدمي به هزينه زياد نياز دارد، بايد هزينه كرد و به يقين اسراف نخواهد بود.

    ج- صرف مال در مصارفي كه شرعا حرام است. مانند خريد شراب و ابزار و ادوات حرام.

    استفاده اموال در مسير حرام ناسپاسي بزرگي است كه نعمت پرروده اي چون انسان به نعمت رساني چون رازق هستي، دارد. «لئن كفرتم ان عذابي لشديد» 9. بزرگترين اسراف نعمت استفاده از آن در حرام است.

    2. استفاده نا مناسب از زمان و عمر

    نوع ديگري از اسراف، اتلاف بيهوده عمر است. امروزه عمر بسياري از مردم به سبب دور شدن فاصله ها، به ويژه فاصله محل كار تا محل سكونت، موجب شده است كه عمر بسياري از مردم در طي اين فاصله ها به هدر رود. در اين ميان ترافيك، نيز عمر بسياري از مردم را به خود اختصاص مي دهد. برخي از شهروندان تهراني 3 الي 4 ساعت از وقت خود را در خيابانها ميگذرانند.

    3. استفاده نا مناسب از امكانات اجتماعي

    امكانات اجتماعي، اعم از آب،برق، گاز، بنزين، تلفن، نان ارزان و... از نعمتهاي بزرگي است كه در كشور اسلامي ما مورد استفاده همگان است. اما متاسفانه با استفاده نامناسب از آنها اغلب مردم گرفتار اسراف در اين زمينه ها هستند. چنان كه در آمار ذكر شد، بسياري از كشورهاي غير مسلمان در صرفه جويي و خودداري از اسراف در آنها، بيش از مردم مسلمان ما موفق بوده اند. در حديثي از رسول اكرم(ص) آمده است كه «لا خير في السرف» خيري در اسراف نيست. امام موسي كاظم(ع) ميفرمايند: «هر آن كس كه مال دارد، از نابود كردن آن برحذر باشد. به درستي كه مصرف مال در راه نا مناسب تبذير و اسراف است» 10 امام صادق عليه السلام ميفرمايد: «ان مع الاسراف قله البركه» 11 بدرستي كه اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است.

    در يك بررسي كوتاه ميتوان به كارهاي اسراف گونه بسياري از مردم در جامعه ايراني پي برد. گفته ميشود از هر ده ميليون قرص نان توليد شده روزانه در تهران، حدود3 ميليون «دور ريز» ميشود. اگر وزن متوسط انواع نانهاي سنگين و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنيم، در اين صورت در تهران با فرض ده ميليون نان توليد شده در روز، در حدود چهارصد وپنجاه تن نان خواهيم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج ميگردد و به عنوان ضايعات، صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طيور مي رسد،(كه آن هم براي دام بدون اشكال بهداشتي نيست). با اين مبالغ هنگفت ميتوان سالانه هزاران مدرسه ساخت، هزاران درمانگاه تجهيز نمود و بيماران بسياري را درمان كرد. و يا گرسنگان بسياري را در سطح جهان سير كرد.

    اين روند در مصرف آب، برق، گاز، بنزين و ديگر امكانات اجتماعي جاري است. آيا اين قدر استفاده بي رويه و مصرف نادرست امكانات اسراف نيست؟

    2. صرفه جويي و ميانه روي

    از ديگر اصول مصرفي در اسلام صرفه جويي و اعتدال در مصرف است. اين اصل در برابر اسراف و مصرف بي رويه قرار دارد. امام كاظم عليه السلام ميفرمايد:» من اقتصد و قنع بقيت عليه النعمه و من بذر و اسرف زالت عنه النعمه» (هركس كه در زندگي اعتدال و قناعت را پيشه كند، نعمت بر او باقي ميماند و هر كس كه تبذير و اسراف كند، نعمت از او گرفته ميشود (و فقير ميگردد). آن گاه كه نعمتها كاهش يابند و روحيه خودكفايي و قناعت و صرفه جويي از جامعه رخت بر بندد، فقر به آدمي روي آورد. به ناچار براي رفع نيازمنديهاي خود به ديگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصيت خويش را از دست خواهد داد. در حديثي از پيامبر اكرم(ص) آمده است: «كسي كه اقتصاد و اعتدال داشته باشد فقير نميشود» 12 بايد برحذر بود از روزي كه اسراف و مصرف بي رويه امكانات زندگيموجب نيازمندي مردم مسلمان ايران به كفار گردد كه آن گاه به تعبير روايت دعاي ما مستجاب نخواهد شد. امام صادق (عليه السلام) ميفرمايند: «چهار گروه هستند كه دعاي آنها مستجاب نميشود... 3. كسي كه داراي ثروتي باشد و آن را تباه نمايد و بگويد خدايا بمن رزق و روزي بده كه خداوندمي فرمايد: مگر من به تو دستور ندادم كه در زندگي اقتصاد و اعتدال و شايستگي داشته باشي؟ سپس حضرت اين آيه 67 را قرائت فرمودند كه خداوند متعال در سوره فرقان فرمايد: «وَ الَذِينَ إِذا اَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً». بندگان خدا كساني هستند كه به هنگام انفاق نه اسراف ميكنند و نه كم روي و ميان اين دو حالتي متوسط و معتدل دارند» 13.

    بنابراين از مهمترين اصول مصرفي دين مبين اسلام ميانه روي در مصرف و رعايت اعتدال است. بر اين اساس لازم است كه مصرف معتدل و مناسب ترين الگوهاي مصرف در هر چيزي معرفي گردد و مردم به رعايت اين الگوهايترغيب و تشويق شوند. ضمن اين كه از اسراف كاران و كساني كه بيش از الگوي مصرف، مصرف ميكنند؛ نبايد حمايت نمود. از اين رو حذف يا كاهش يارانه اسراف كاران راه حلي منطقي به نظر مي رسد.

    3. قناعت محوري

    قناعت اصل ديگري است كه همواره در منابع اسلامي مورد تاكيد ويژه قرار گرفته است. قناعت به معناي قانع بودن به داشته ها و چشم طمع بستن به روي نداشته ها است. در ارشاد القلوب آمده است در تفسيرآيه «فَلَنُحْيِيَنَهُ حَياهً طَيِبَهً» (او را به زندگي خوش و گوارا زنده ميگردانيم) مراد از اين زندگي، قناعت است كه باو مي دهيم. قناعت چنان نعمت حيات بخشي است كه سليمان نبي آن گاه كه از خدواند ملك عالميان را خواست، و فرمود:» رَبِ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِاَحَدٍ مِنْ بَعْدِي «بنا به گفته تفاسير از خداوند قناعت خواست. سليمان با فقيران مينشست و ميگفت فقيري در جرگهي فقيران نشسته.آري ! قناعت قدرت و ملك آدمي را افزون ميكند. از اين روست كه در روايتي از امام صادق (ع) قناعت به گنجي تمام نشدني تشبيه شده است. در حقيقت قناعت مانع از مصرف بي رويه و بي حساب شده موجب استفاده بهينه از داراييهاي آدمي است.

    اگر مردم كشور اسلامي ما با قناعت خو گرفتند و از تجمل پرستي و زياده خواهي فاصله گرفتند، روند فزاينده مصرف اصلاح خواهد شد و به جاي استفاده بي رويه از امكانات و نعمتهاي خدا دادي، از آنها براي پيشرفت اقتصادي بيشتر مدد ميگيرد. براي درك ظرفيت بالاي اصل قناعت در ميان اصول مصرفي اسلام توجه به اين خبر جالب به جاست. بنا به گزارش واحد مركزي خبر، در چين به دليل قناعت بسيار مردم و به ويژه هفتصد ميليون روستايي، مصرف كالاهاي چيني در خود چين بسيار اندك است. از اين رو، دولت چين براي فروش كالاهاي خود به شهروندان خود، طرحي را در پيش گرفته است كه مصرف گرايي را در اين كشور افزايش دهد تا كالاهايش روي دست توليد كنندگان نماند. جالب اين است كه دولت با تخفيفهاي ويژه سعي دارد كه پس اندازهاي ده ها ميليون چيني را با وسوسه ايشان به خريد محصولات، به جيب سرمايه داران و توليد كنندگان بريزد. تا جايي كه متقاعد كردن اين جمعيت انبوه به خرج كردن پس اندازهايشان به عنوان طرحي سرنوشت ساز براي اقتصاد اين كشور شده است. 14

    نكته جالب توجه در اين خبر آن است كه در اين كشور بر خلاف ايران مردم آن قدر، قانع و كم مصرف هستند كه سرمايه داران سعي در تبليغ مصرف گرايي براي از بين بردن الگوهاي مصرف دارند. اين در حالي است كه در حقيقت يكي از عوامل پيشرفت كشوري پرجمعيت مانند چين پرهيز از مصرف گرايي و رعايت الگوي مصرف صحيح با تكيه بر قناعت است. سعدي به جا گفته است كه:

    قناعت توانگر كند مرد را

    خبر كن حريص جهانگرد را

    قناعت كن اي نفس بر اندكي

    كه سلطان و درويش بيني يكي

    چو سيراب خواهي شدن ز آب جوي

    چرا ريزي از بهر برف آبروي

    نمونه هايي از الگوهاي مصرفي در روايات

    در منابع روايي شيعه در مورد مصرف برخي امكانات توصيه هاي خاصي وارد شده است كه نشان از اهتمام اسلام به مصرف صحيح دارد. به نمونه هايي از اين موراد اشاره ميشود:

    1.مصرف صحيح آب

    در مورد سيره مصرفي رسول اكرم (ص) آمده است كه ايشان با يك «مد» آب (تقريبا ده سير) وضو ميگرفت و با يك «صاع» (تقريبا سه كيلوگرم) از آب غسل ميكرد. 15

    «راوي ميگويد: به ابو جعفر باقر(ع) و يا ابو عبد الله صادق(ع) گفتم: براي غسل جنابت چند پارچ آب كافي است، آن حضرت گفت: رسول خدا و همسرش با يك طشت آب، غسل ميكردند كه پنج پارچ آب ظرفيت داشت. شرح: رسول خدا صلوات الله و سلامه عليه پارچ آبي داشت كه بيش از يك كيلوگرم ظرفيت داشت. آن پارچ را پر آب ميكرد و وضو ميگرفت و مقدار كمي از باقيمانده آن را مينوشيد. طشت آبي داشت كه پنج پارچ ظرفيت آن بود، آن طشت را پر آب ميكردند و با همسرش دو نفري غسل ميكردند. موقعي كه رسول خدا به تنهائي غسل ميكرد، فقط چهار پارچ آب در طشت مي ريخت و با آن آب غسل مينمود». 16

    با توجه به اين كه وضو و غسل از مهم ترين اعمال عبادي مسلمانان است، محدوده مصرفي آب بسيار ناچيز توصيه شده است. اين در حالي است كه، متاسفانه، برخي مسلمانان براي مصرف آب بسيار غير مهم تر آب بسياري مصرف مي كنند.

    2. مصرف صحيح مواد غذايي ونان

    مواد غذايي، اعم از نان، غذا، ميوه و سبزيجات است كه اسلام نسبت به هر كدام توصيه هاي تغذيه اي



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی یک شنبه 18 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    صفحات وبلاگ
    • تعداد صفحات :62
    •    
    •   
    • 30  
    • 31  
    • 32  
    • 33  
    • 34  
    • 35  
    • 36  
    • 37  
    • 38  
    • 39  
    • >  
     

    آخرين ارسال ها
    سایت "ایـــران کتــــاب" گشایش یافت
    -------------------------------- سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف ------------------------------
    اختتامیه مسابقه فرهنگی و هنری پیمانه برگزار شد
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (3)
    ◄ مكتب اعتدال و امت معتدل
    بخش هاي صنعتي
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (4)
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (1)
    وضعيت مصرف انرژي در صنعت آجر ايران و مقايسه با ساير کشورهای دنيا
    راهکارهاي کاهش تقاضاي سفر
     
    درباره وبلاگ
    از آنجا که سال 1388 با نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه‌اي سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف خوانده مي‌شود ، این وبلاگ نیز در این راستا و ارائه الگوهای مصرف موفق ایجاد گردیده است.
    سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف RSS

    نويسندگان :
     وحید صباغی
    MrSabbaghi@Gmail.com
     
    ساعت
     
    تبادل بنر
    پايگاه فناوري اطلاعات

    بانک پرسش و پاسخ

    بانک صوت و فيلم مذهبي

    همراه افزار


    مکان لوگوي شما

    شما مي توانيد لوگو سايت يا وبلاگ خود را بعد از قرار دادن لوگوي ما در وب خود در اين مکان قرار دهيد
    .......RASEKH........

     
    لوگوي ما

    دريافت کد:
    وحيد صباغي MrSabbaghi@Gmail.Com
    Rasekh.RasekhBlog.Com
     
    چت روم وبلاگ
     
    تصوير تصادفي
     
    تبليغات
     
     
     
     

    Copyright Rasekh.Rasekhblog.com 2009-2010
    (Adminstration by Vahid Sabbaghi)
    POWERED BY RASEKHOON.NET
    --------------------------------------------------------