:: سال 88،سال اصلاح الگوي مصرف ::


  • به پايگاه خبري اصلاح الگوي مصرف خوش امديد
  • 1) در صورتي که به دنبال موضوع خاصي هستيد از منوي موضوعات عنوان مورد نظر را بيابيد.
  • 2) به کاربران عزيز توصيه مي گردد به منظور مشاهده با سرعت بالا پايگاه از مرورگر Firefox استفاده نمايند.چون در طراحي اين سايت از CSS 3 استفاده شده و با مرورگر Internet Explorer سازگاري ندارد.
  • 3) با عنايت به اينکه نظرات و پيشنهادات شما کاربران گرامي در بهبود پايگاه تاثير موثري ايفا مي کند لذا خواهشمند است ما را از نطرات ارزنده ي خود محروم نفرماييد .
  • با تشکر-وحيد صباغي(مدير وبلاگ)
     
  • English / العربية / French  
  •           اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
     
     


    موضوعات
    الگوهای موفق مصرف
    الگوی مصرف از دیدگاه امام
    الگوی مصرف از دیدگاه رهبر
    الگوی‌مصرف ازدیدگاه بزرگان
    ضرب‌المثلها در الگوی مصرف
    پایگاهها
    احادیث
    اسراف
    گالری عکس
    مقالات
    درباره ما
     
    آرشيو
    اردیبهشت 1389
    اسفند 1389
    بهمن 1388
    اسفند 1388
     
    لينکستان
    اگر مايل به تبادل لينک با وبلاگ ما هستيد لوگوي ما را از سمت راست وبلاگ در سايت ياوبلاگ خود قرار دهيدو از طريق نظرات وبلاگ به ما خبر دهيد تا ما هم اينک شما را در وبلاگ قرار دهيم.
    مشاهده سريع تماس با ما
     
    آمار وبلاگ


     کل بازديد>>103957

     تعداد کل پست ها>>640

     تعداد کل نظرات>>40

     آخرين بروز رساني
    >>پنج شنبه 24 شهریور 1390 

     ايجاد بلاگ>>دوشنبه 5 بهمن 1388 

     
    نظرسنجي

     
    لغت نامه انگليسي به فارسي

     
    پژوهشى در اسراف
    موضوع


    خبرگزاري فارس: در نظام اقتصادي اسلام، براي پركردن شكاف بين زندگي فقير و غني و نيز از بين بردن محروميت و فقر از جامعه، راه حل هايي وجود دارد كه در صورت به كار بستن آن به طور قطع و يقين، در كوتاه ترين مدّت، جهان شاهد نابودي اين پديده شوم حيات بشري خواهد بود. و تحريم اسراف يكي از آن راه هاست.

    پيشگفتار
    سپاس بي نهايت خداوند بزرگ را و درود فراوان نبىّ گرامي(صلّي الله عليه و آله و سلّم) و اهل بيت پاكش ه را كه واسطه فيض الهي و مبلّغان احكام حيات بخش او هستند، و رحمت و رضوان خداوند بر خميني كبير، ابرمردي كه اسلام را كه از زندگي جدا و از جامعه منزوي گشته و از متن اجتماع به حاشيه و از عمل به حرف كشيده شده بود و از ميدان حاكميت و اداره مردم رانده شده و زينت بخش صفحه هاي كتب گرديده بود، دوباره به صحنه هاي مختلف زندگي انسان متمدّن امروز وارد كرد.
    او با اراده خداوند و دَمِ مسيحايي اش، جهان را به شگفتي واداشت، و آنچه در ديدگاه عده اي محال مي نمود، ممكن ساخت. و بار ديگر، اسلام، با صلابت او و انقلاب پرشورش، چون خورشيد كه از پس ابر برآيد، درخشيدن گرفت و جهان را غرق نور كرد.
    از آن پس،جهان بشري - كه از تشنگي معارف اسلامي جانش به لب رسيده بود - به خطاي تأسف بار و طولاني خويش پي برد و پرده غفلت را از ديدگان خود زدود و با شتابي وصف ناپذير، به سوي بازنگري در اين دين نجات بخش قدم برداشت.
    اكنون درجهان معاصر، مكتب هاي فلسفي مدّعي نجات بشر، كمرنگ و بي اثر شده اند و تنها اسلام است كه روزنه اميد تمامي ملت هاست و اصول اسلامي در همه ابعاد آن مطرح شد، و به راه حلّ هايي كه اسلام در زمينه هاي مختلف نشان مي دهد، توجّه مي شود؛ به عنوان نمونه، از مشكلات اساسي دنياي امروز، كه ساليان متمادي جهان را در دو قطب متضاد قرارداده بود، سيري عدّه اي و گرسنگي افراد بي شماري از انسان هاي محروم است. آيا اين مشكل قابل حلّ است اگر هست راه حلّ كدام است كمونيسم، كاپيتاليسم و يا هيچ كدام.
    تجربه دهه هاي اخير نشان داد كه هيچ يك از اين مرام ها قادر به حلّ اين مشكل بزرگ و امثال آن نيستند؛ بلكه خود، عامل و مولّد اين گونه مشكلاتند، و راهي براي انسان، به جز بازگشت كامل و همه جانبه به اسلام و قوانين حيات بخش آن باقي نمانده است.
    در نظام اقتصادي اسلام، براي پركردن شكاف بين زندگي فقير و غني و نيز از بين بردن محروميت و فقر از جامعه، راه حل هايي وجود دارد كه در صورت به كار بستن آن به طور قطع و يقين، در كوتاه ترين مدّت، جهان شاهد نابودي اين پديده شوم حيات بشري خواهد بود. و تحريم اسراف يكي از آن راه هاست كه در اين نوشتار تا حدودي در مورد آن به بحث و گفت و گو خواهيم پرداخت.

    اسراف و روزي.


    ممكن است بپرسيد: خداوند متكفّل روزي بندگان خويش است، كه در اين صورت اسراف و عدم آن، چه تأثيري در گرسنگي و يا سيري انسانها خواهد داشت.
    در پاسخ مي گوييم: خداوند عهده دار تأمين نيازمندي هاي موجودات روزي خوار خود، از جمله انسان گرديده است، بدين سبب طبيعت و زمين را مخزن تأمين موادّ غذايي و امكانات زندگي قرار داده و راه هاي استفاده و بهره وري از آن را به مخلوقات خويش آموخته، از اين طريق هر موجودي را به سوي تأمين نيازمندي هاي خويش رهبري مي كند؛ امّا در خصوص انسان اين تعهّد را در مجموعه نظام تكوين و تشريع به انجام مي رساند.
    به عبارت ديگر، خداوند متعهد شده تا روزي رسان تمامي افراد بشر باشد و آن را ازطريق سه اصل اساسي تضمين فرموده است:.
    1. با به وديعت گذاردن منابع بي شمار مواد حياتي در دل طبيعت و قابليت بخشيدن تسخير و بهره وري از آن.
    2. دادن نيروي فكري و جسمي و قوّه اراده به انسان براي تسخير و استفاده از اين منابع.
    3. با ملزم نمودن او براي ايجاد جامعه اي سالم با روابط اجتماعى، اخلاقي و اقتصادي عادلانه به گونه اي كه از ضايع شدن حق انساني به دست انساني ديگر جلوگيري به عمل آيد تا نعمت هاي خدادادي به وسيله گروهي به زيان گروهي ديگر نابود نشود.
    پس در حقيقت مالي كه به دست جامعه و يا انسان اسراف پيشه به نابودي كشيده مي شود، حقّ انسان هاي گرسنه و درمانده اي است كه به گروهي ناپرهيزگار آن را پايمال مي كنند.

    ارتباط سه اصل.

    نكته اي كه در اين مورد لازم به توضيح است، به هم پيوستگي و ارتباط موجود بين اين سه اصل است؛ زيرا نبود هر يك از آنها كافي است، تا جريان روزي را دچار اختلال سازد؛ حتّي فساد هر كدام ممكن است در ديگري هم تأثير بگذارد و آن را نيز از اثر انداخته، يا كم اثر نمايد؛ به عنوان مثال در جامعه اي كه تقوا و عدالت از آن رخت بر بندد، و اسراف و حق كشي در آن رايج شود، طبيعت نيز از دادن امكانات كامل خويش به فرمان الهي دريغ خواهد كرد.
    بر طبق روايات رسيده از حضرات معصومين يكي از مهمترين عوامل كمبود بركات زمين، نپرداختن حقّ زكات يعني در واقع همان روزي فقرا و تهيدستان است كه خداوند آن را در اموال صاحبان ثروت قرار داده است.
    در حديث معتبري حضرت امام باقر(عليه السّلام)فرمودند: در كتاب علي(عليه السّلام)يافتيم كه رسول اكرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرموده است:.
    هرگاه از دادن زكات خودداري شود، زمين نيز بركات خويش را دريغ مي نمايد.(1).
    به گفته سعدى:.
    زكات مال به در كن كه فضله رزرا(2) چو باغبان بزند بيشتر دهد انگور.
    البته جريان اين قانون درصورتي است كه احكام شرعي ابلاغ شده باشد و مانعي هم براي انجام دادن آن، بر سر راه نباشد و جهاتي نيز از قبيل استدراج و تنعّم تدريجي سبب هلاكت ناگهاني و دادن مهلت براي امتحان بيشتر در ميان نباشد.
    از سوي ديگر، در جامعه اي كه در آن عدالت و تقوا و نظامي مبتني بر رعايت حقوق ضعفا حاكم باشد، طبيعت نيز به فرمان خدا سفره نعمتش را مي گسترد و با آن جامعه، همسويي خواهد كرد.در اين باره قرآن مجيد مي فرمايد:.
    وَلَوْ أنَّ أهْلَ الْقُري امَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنِا عَلَيْهِمْ بَرَكِاتٍ مِنَ السَّمِاءِ وَاهَرْضِ وَلِكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنِاهُمْ بِمِا كانُوا يَكْسِبُونَ؛(3).
    اگر مردم آن قريه ها - كه به هلاكت ابدي دچار گرديدند - اهل ايمان و تقوا بودند، بركات آسمان و زمين را بر آنان مي گشوديم؛ ولي آنها پيام رسولان را تكذيب نمودند و ما نيز آنها را به دليل كردار زشتشان، گرفتار عذاب خويش ساختيم.
    در اين خصوص، آيات ديگري هم وجود دارد كه در آنها تقوا و عمل به دستورهاي الهى، وسيله فراگير شدن روزي و افزايش نعمت ها شمرده شده، كه در اين جا مجالي براي ذكر آنها نيست.(4).
    بر اين اساس، اسراف از اين جهت كه عملي برخلاف تقوا و ناشي از ستم پيشگي انسان است، گذشته از اين كه موجب نابودي امكانات زندگي و استمرار محروميت نيازمندان  .......



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی دوشنبه 12 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    نگاهي گذرا به فلسفه تحريم اسراف و تبذير
    موضوع

    خبرگزاري فارس: در اين مجال، نگاهي گذرا به فلسفه حكم تحريم اسراف و تبذير خواهيم داشت. البته باكوشش بيش‏تر مي‏توان به شمار فزون‏تري از علل تحريم اسراف و نيز نكوهش و كيفر دنيوي و اخروي اسراف پيشگان دست يافت.

    بي گمان آموزه‏هاي زندگي ساز اسلام ـ كه پاره‏اي از آن در احكام فقهي به چشم مي‏خورد ـ ناظر به روند حيات فرد و جامعه بشري بوده و مصلحتهاي همگاني را در بر دارد. به سخني ديگر حلال و حرام در شرع مقدس اسلام بر پايه فلسفه‏ها و حكمتهايي استوار گشته است كه هر كدام، از خيرگرايي و رهنموني انسانها به رستگاري دنيا و آخرت حكايت دارد.
    برخي حكمها و قانونهاي اسلام، در مكتب امامان معصوم ـ عليهم‏السلام ـ همراه با فلسفه آن به دست داده شده و يا در گفتار و سيره نبوي و نيز در آيات قرآن كريم بدان اشاره رفته است. برخي ديگر را مي‏توان از رهگذر خردورزي و تأمل در چند و چوني احكام و حدود الهي به دست آورد. به هر حال هيچ حكم و قانوني در اسلام، در بوته ابهام و تاريكي نبوده و به سهولت مي‏توان مقصود از انجام يا ترك و پرهيز از آن را فراچنگ آورد.ناگفته نماند كه مقوله فلسفه احكام يا رازگشايي از چرايي اوامر و نواهي خداوند ـ در حد توان و استخراج از منابع فقهي ـ از ديرباز در ميان فقيهان مورد نظر و اهتمام بوده است.
    در اين مجال، نگاهي گذرا به فلسفه حكم تحريم اسراف و تبذير خواهيم داشت. البته باكوشش بيش‏تر مي‏توان به شمار فزون‏تري از علل تحريم اسراف و نيز نكوهش و كيفر دنيوي و اخروي اسراف پيشگان دست يافت.

    1ـ اسراف، سبب ساز فقر

    در ميان عوامل تباهي و عقب ماندگي انسانها و جوامع بشري نمي‏توان فاجعه آفرين‏تر از فقر عاملي را سراغ گرفت. از اين روست كه اسلام در آموزه‏هاي الهي‏اش همواره به كار سفارش نموده و مسلمانان را به تكاپوي مستمر براي كسب روزي در زمين فرا خوانده و تن آسايي و بي كاري را نكوهش كرده است:
    «فاذا قضيت الصلوة فانتشروا في الارض و ابتغوا من فضل الله و اذكروا الله كثيرا لعلكم تفلحون»(1)
    «و چون نماز گزارده شد، در [روي] زمين پراكنده گرديد و فضل خدا را جويا شويد و خدا را بسيار ياد كنيد، باشد كه رستگار گرديد.»
    فقر ستيزي اسلام از اين حقيقت حكايت دارد كه آييني زندگي‏بخش بوده و عزت و سرافرازي مسلمانان را در دنيا و آخرت مي‏طلبد. چنين مكتبي نمي‏تواند از فقر و ناتواني پيروان خويش خرسند بوده و آنان را به ترك كار و فعاليت اقتصادي سوق دهد.در ميان عوامل تباهي و عقب ماندگي انسانها و جوامع بشري نمي‏توان فاجعه آفرين‏تر ازفقر عاملي را سراغ گرفت. از اين روست كه اسلام در آموزه‏هاي الهي‏اش همواره به كار سفارش نموده و مسلمانان را به تكاپوي مستمر براي كسب روزي در زمين فرا خوانده و تن‏آسايي و بي كاري را نكوهش كرده است.
    بندگي حقيقي در اسلام در بي‏نيازي مسلمان از غير حق تجلي مي‏كند. اما مفهوم تعالي و تقرب به حق، اين نيست كه بر اثر معنويت‏گرايي، ماديات و نصيب خويش از دنيا را از ياد ببرد و دريوزگي پيشه نمايد. گرايشهاي دنياگريزانه و صوفيانه ـ كه پس از هجوم مغول به سرزمينهاي جهان اسلام و فروپاشي تمدن مسلمانان نيرو گرفت ـ سبب‏ساز پندار نارواي برخي شرق‏شناسان گشت تا اسلام را به جانب‏داري از فقر و نكوهش دنيا متهم كنند.
    پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فقر را همسايه كفر تلفي مي‏كند و مسلمانان را از افتادن در ورطه بي ديني هشدار مي‏دهد:
    «كاد الفقر ان يكون كفرا»(2)
    «نزديك است كه فقر آدمي را به كفر كشاند.»
    در جاي ديگر فقر عامل كاهش دين و ايمان و همچنين پريشان فكري و بدخواهي انسانها نسبت به يكديگر خوانده شده است:
    «اِنَّ الفقرَ مَنْقَصَةٌ للدّين، مُدْهِشَةٌ لِلْعَقْلِ، داعِيَةٌ لِلْمَقْتِ.»(3)
    «قطعا فقر سبب كاستن از دين و پريشاني خرد و نيز دعوت‏گر به دشمني است.»
    چنان كه از اين حديثها بر مي‏آيد، فقر از يك سو به ايمان و دين‏داري انسان آسيب مي‏رساند و مؤمن را از تعالي و نيل به درجات ايمان باز مي‏دارد، و از ديگر سو عقل او را دستخوش پريشاني و نابساماني در تشخيص خير و شر مي‏سازد. شكي نيست كه اين همه بسترساز كژروي از فطرت الهي و دشمني انسانها نسبت به يكديگر مي‏شود و در نهايت گمراهي و پراكندگي نيروهاي انساني را پديد مي‏آورد.
    تبه‏كاريها و بزه‏كاريهاي اجتماعي ـ كه در جوامع رشد يافته يا عقب مانده و توسعه نيافته به گونه‏اي فزاينده به چشم مي‏خورد ـ ريشه در فقر معنوي يا فقر مادي دارد.
    عوامل دروني و بروني فقر
    در تحليل و ريشه يابي هر پديده‏اي ناگزير از واقع‏گرايي و واكاوي عوامل گوناگوني خواهيم بود كه بسترساز پيدايش و استمرار آن گشته است. بي ترديد فقر به عنوان يك پديده منفي و نكبت‏خيز، عوامل پديد آورنده‏اي دارد و نمي‏توان در نگرش فقرشناسانه به يك عامل بسنده كرد.با توجه به ابعاد فردي و اجتماعي فقر، مي‏بايد عواملِ دروني و بروني ايجاد كننده فقر را سراغ گرفت. پاره‏اي از اين عوامل در پيوند با منش و روش افراد شكل مي‏گيرد كه از بي بهرگيِ آنان از عقل و تدبير و فعاليت مادي حكايت دارد.
    در اين جا مي‏توان مواردي مانند خو گرفتن به زندگيِ انگلي، تنبلي و ريخت و پاشهاي مالي و گرايش به نيازهاي كاذب در خريد را نام برد كه هر كدام سهمي در فقر شهروندان دارد و به روشني حاكي از فقدان مديريت و خردورزي در زندگي شخصي است.دير يا زود مصايب اين بي تدبيريها گريبان‏گير آنان شده و در برخي شرايط جدايي همسران و از هم پاشيدگي كانونهاي خانوادگي را سبب مي‏گردد كه فاجعه سازي آن براي جامعه در خور نگراني است.
    چنان كه پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ درباره تبذير چنين فرموده است:
    «مَنْ بَذَّرَ اَفْقَرَهُ اللّهُ»(4)
    «كسي كه ريخت و پاش كند، خداوند او را تنگ‏دست مي‏كند.»
    حضرت امير ـ عليه السلام ـ از اسراف به عنوان عامل فقر ياد مي‏كند:
    «سببُ الفقرِ الاسرافُ»(5)
    «زياده روي در خرج مايه تنگ دستي است.»
    بدين سان، آنان كه بر اثر اسراف و تبذير در اموال‏شان فقير مي‏شوند، مي‏بايد خود را ملامت كنند. فرا افكنيهايي كه اينان به هنگام شكوه و شكايت از زمانه و سرنوشت و بخت بر زبان مي‏آورند، دلالت بر كوتاهيها و نابخرديهاي خودشان دارد؛ زيرا در صورت رعايت تعادل در امور مالي و پرهيز از ولخرجيها و ريخت و پاشها وسعي در پس‏انداز و تأمين آتيه مي‏توانستند بيش و كم پاسخ‏گوي نيازهاي مادي خود باشند.
    اندازه نگاه داشتن در هزينه‏هاي مالي از اصول مديريت و سرپرستي هر خانواده بوده و نمودار عقل اقتصادي به شمار مي‏آيد. امام صادق ـ عليه‏السلام ـ در سخني پيشرفت و سرافرازي مردان و زنان ميانه‏رو در امر معاش را خود تضمين كرده است:
    «ضَمَّنْتُ لِمَنْ اقْتَصَدَ اَنْ لايَفْتَقِرَ.»(6)
    «براي كسي كه در خرج كردن ميانه‏روي دارد ضمانت مي‏كنم كه هيچ گاه تنگدست نگردد.»
    پرهيز از افراط و اسراف در عرصه اقتصادي نه فقط از فقر و قرض و گرفتاريهاي ديگر مي‏رهاند، بلكه عامل بركت و فزوني دارايي انسان نيز خواهد گشت. امام علي ـ عليه السلام ـ ميانه روي و زياده روي در امور مالي را در تقابل با هم قرار داده و همگان را به رعايت عدالت در دخل و خرج دعوت كرده است:
    «اَلْقَصْدُ مِثْراةٌ وَ السَّرْفُ مَثْواةٌ»(7)
    «ميانه‏روي فزوني ثروت را به همراه دارد، و زياده‏روي تباهي آن را.»

    2ـ اسراف، زمينه‏ساز فساد اخلاقي


    اقتصاد و اخلاق در ابعاد فردي و جمعي ارتباط تنگاتنگي با هم داشته و هر يك در ديگري تأثير مثبت يا منفي خواهد داشت. حاكميت ارزشهاي اخلاقي بر روشها و انگيزه‏هاي اقتصادي سبب جهت‏گيري آن به سمت خير و عزت فرد و جامعه خواهد بود.
    تبه‏كاريها و بزه‏كاريهاي اجتماعي ـ كه در جوامع رشد يافته يا عقب مانده و توسعه نيافته به گونه‏اي فزاينده به چشم مي‏خورد ـ ريشه در فقر معنوي يا فقر مادي دارد.
    انبيا كه بشر را به توحيد و اقامه قسط و عدل در روابط و مناسبات خود فرا مي‏خواندند، به لزوم معنويت و مكارم اخلاق انساني نظر داشتند. آنان در هر زمان و مكاني دست پروردگان خود را به كوشش خداپسندانه در دنيا رهنمون مي‏ساختند؛ به گونه‏اي كه برخورداريهاي مادي آنان را از رشد انديشه و ايمان و خصلتهاي ستوده باز ندارد.
    چنان كه در متون ديني ما آمده است، نفس و دنيا پيوسته همراهي در طريق ظلم و طغيان داشته و انسان را از رهگذر تعلقات نفساني و دنيوي به زيان كاري مي‏كشانند.
    حُبّ دنيا نفس آلوده به معصيت و تجاوزگر از حدود الهي را به اسارت مي‏كشد و او را به تكذيب قيامت و حساب و جزاي خداوند برمي‏انگيزد. بدين گونه است كه راه تبه‏كاري به روي غافلان از حق و آخرت گشوده مي‏شود و حقايق مكتب هدايت‏گر وحي از ديده و دل‏شان پنهان مي‏ماند: «كَلاّ بل تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ تَذَرُونَ الاْآخِرةَ»(8)
    «ولي نه! [شما دنيايي] زودگذر را دوست داريد و آخرت را وا مي‏گذاريد.»
    اسراف‏گرايي در زندگي مترفين و خوش گذرانان ـ كه نسبت به مردم از لحاظ اقتصادي و بهره مندي از دنيا و لذات آن در موقعيت نظرگيري قرار گرفته‏اند ـ آنان را بيگانه از كششهاي معنوي مي‏سازد. سستي عقيده و باور داشتهاي ديني، خواه ناخواه در پي مصرف گراييهاي طبقه مرفه شكل مي‏گيرد و زشتي گناه و فساد اخلاقي را در چشم‏شان ناچيز مي‏سازد.
    چنين كساني كه درآمدهاي هنگفت دارند و به سهولت در دست‏يابي به خواسته‏هاي فسادانگيزشان كامياب مي‏شوند، كم‏تر مجال تهذيب نفس و پيراستگي روان را خواهند يافت. ترديدي نيست كه اسراف گرايان سعي در جذب نيروهاي انساني جامعه داشته و آنان را به فساد و فحشا سوق مي‏دهند تا از دنيا كامروايي فزون‏تري داشته باشند. زنان و جوانان بيش از ديگر گروه‏هاي اجتماعي در شمار قربانيان افراد و قدرتهاي اسراف‏گرند.
    از اين روست كه قرآن كريم مردم را از اسراف گرايي بر حذر داشته و اسراف گرايان را بي نصيب از محبت و لطف پروردگار متعال مي‏شمارد:
    «يا بني آدم خذوا زينتكم عند كل مسجد و كلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين»(9)
    «اي فرزندان آدم! جامه خود را در هر نمازي برگيريد، و بخوريد و بياشاميد و[لي[ زياده روي مكنيد كه او اسراف كاران را دوست نمي‏دارد.»
    اسلام هرگز رهبانيت و ترك دنيا و لذّت را سفارش نكرده و انسان را از بهره‏هاي مادي دنيا و زندگي محروم نساخته است. چنان كه آيه بعدي صراحت دارد، انسانها رخصت استفاده از زيباييهاي زندگي دنيا را دارند و خداوند اين همه را براي آنان پديد آورده است:
    «قُلْ من حرّم زينة الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق قل هي للذين آمنوا في الحياة الدنيا خالصةً يوم القيامةِ»(10)
    «[اي پيامبر] بگو: زيورهايي را كه خدا براي بندگانش پديد آورده و [نيز [روزيهاي پاكيزه را چه كسي حرام گردانيده؟ بگو: اين [نعمتها] در زندگي دنيا براي كساني است كه ايمان آورده‏اند و روز قيامت [نيز] خاص آنان مي‏باشد.»
    آن چه در ارتباط با دنيا و موقعيتهاي تعيين كننده اقتصادي و مالي مي‏بايد مورد نظر قرار گيرد، همان بهره برداري عادلانه و بهينه از نعمتها و زيباييهاي حيات و خلقت است.قرآن كريم مردم را از اسراف گرايي بر حذر داشته و اسراف گرايان را بي نصيب ازمحبت و لطف پروردگار متعال مي‏شمارد. گرايش به تجمل، و تفنن در مصرف كه غالبا همراه با ولخرجيها و غفلت از مسؤوليتهاي مالي و اجتماعي همچون انفاق و زكات پديد مي‏آيد، آدمي را به انحراف از اخلاق انساني رهنمون مي‏شود. خودخواهيهاي مهار گسيخته و فزاينده اسراف گرايان انگيزه‏هاي نوع دوستي و خيرگرايي و فضيلت جويي را در باطن مي‏ميراند و آنان را تبهكار و سزاوار غضب آفريدگار مي‏سازد.امام صادق ـ عليه السلام ـ در حديثي به اين مقوله اشاره فرموده است:
    «اِنَّ السَّرْفَ اَمْرٌ يُبْغِضُهُ اللّهُ.»(11)
    «قطعا اسراف چيزي است كه خداوند آن را دشمن دارد.»
    بدين سان اسراف‏كاران خود را از قلمرو محبت الهي بيرون رانده و خداوند آنان را به حال خويش رها مي‏كند تا در فساد و خسران فرو روند.مفاسد اقتصادي جامعه از جمله رشوه......



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی دوشنبه 12 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    قرآن مجيد و اصلاح الگوى مصرف
    موضوع

    خبرگزاري فارس: قرآن كريم پيروان خود را به شدت از افراط و تفريط نهي مي كند و برحذر مي دارد. اگر به اين دستور قرآن عمل مي شد نتايج درخشان بدست مي امد.

    طرح بسيار مهم و ضروري كه درسال 1388 بر زبان مبارك رهبر عزيز انقلاب جاري گرديد سوژه اي شد براي خيلي از موارد كه با گفتار و كردار پيگيري شود تا شاهد نتايج درخشان مادي و معنوي آن باشيم. مثلي معروف داريم كه ذره ذره خيلي شود و قطره قطره سيلي. راستي اگر دقت كنيم حقيقت را درك خواهيم كرد. خداوند متعال نعمت هاي فراوان و بيشماري در اختيار انسان قرار داده است و دستور كيفيت استفاده از آن نعمتها را صريحا در قرآن كريم براي همه بيان فرموده است. مثلاً درمورد خوراكيها آيه اي بسيار صريح داريم كه كلو او اشربو او لاتسرفوا. بخوريد و بياشاميد ولي اسراف و زياده روي ننمائيد (سوره اعراف آيه 31). شاعر نيز ميگويد نه چندان بخور كز دهانت برآيد نه چندان كز ضعف جانت برآيد. بايد به مسئله اعتدال و ميانه روي توجه كرد كه آيات بسيار صريحي درقرآن داريم حتي درمورد انفاق و بخشش كه آنهمه تأكيد شده ولي درعين امر به اعتدال گرديد در سوره فرقان آيه 67 ميفرمايد:
    و الذين اذا انفقوالم يسرفواولم يقتروا وكان بين ذلك قواما- بندگان خوب خداوند كساني هستند كه در بخشش زياده روي وكوتاهي نمي كنند و اعتدال را رعايت مينمايند. در سوره اسري آيه 26 تا 30 صريحاً واكيداً از اسراف نهي ميفرمايد و اسراف كنندگان را برادران شيطان ميداند بهرحال قرآن كريم پيروان خود را به شدت از افراط و تفريط نهي ميكند و برحذر ميدارد. اگر به اين دستور قرآن عمل مي شد نتايج درخشان بدست ميامد البته بايد از مرحله حرف و گفتگو و نوشتن و مصاحبه به مرحله عمل قدم گذاشت امسال از نظر حرف و غيره بسيار اقدام مي شود كه اميدوارم از خود و خانواده خود و اداره و بازار و شركتها و مهمان خانه ها و پادگانها شروع شود و از آنهمه ريخت وپاش و اسرافهاي كذايي جلوگيري شود و طوري شود كه اضافه آوردن غذا و نان ممنوع گردد و جرم حساب شود و يك نوع استانداردي براي مصرف تهيه شود كه اضافه نيايد اگر شما سري به بعضي جاها بزنيد و كار تن هاي نان خشك و اضافي غذا را ببينيد و دقت كنيد متوجه مي شويد كه چقدر نعمت خداوند به هدر ميرود و هيچكس احساس مسئوليت نميكند و اصلا هيچگونه امر و نهي دراين مورد صورت نميگيرد چه بسا تعدادي نان سالم و مقدار زيادي برنج و خورشت اضافي موجود است. شما را بخدا بيائيد يك فكر اساسي كنيد و براي هميشه اين معضل را برطرف كنيد.
    آن همه آيات و روايات چرا بايد بدست فراموشي سپرده شود؟ كي مي خواهيم به آيات عمل كنيم؟ چرا بي تفاوت هستيم چرا نهي از اسراف نمي كنيم چرا آن همه مشاهدات را ناديده ميگيريم كافي است شما سري به سطلهاي زباله ميهمانسراها، ادارات و پادگان ها بزنيد تا از نزديك اسرافهاي فراوان را مشاهده كنيد .مسئولين جواب خدا را چه مي دهند مسئولين خدمات آشپزها تقسيم كنندگان غذا و خورندگان غذاهاي آماده همه و همه مسئول اين اسرافها هستند و بايد به درگاه خداوند پاسخ گو باشند. آن همه آرد و برنج و حبوبات و گوشت را چه كسي در اختيار آشپزخانه ها قرار مي دهد؟ چرا نسنجيده عمل مي كنند. براي نمونه در يك پادگان كه 600 نفر غذا مي خوردند براي هر نفر دو عدد نان در هر وعده يعني صبح و ظهر و شب در نظرگرفته بودند كه پيش از نصف آن به هدر مي رفت و مصرف نمي شد شما حساب كنيد روزانه 600عدد نان به هدر برود چه ضرري وارد مي شود. چه مي شود اگر سهميه را كسر كنند و بر مزايا و امتيازات ديگر بيفزايند و چيزهايي كه ضرورت دارد و جذب مي شود تهيه نمايند و بهرحال صرفه جويي كنند تا به مشكل اقتصادي گرفتار نشويم چرا ما بايد مصرف كننده كشورهاي خارج باشيم درحاليكه با رعايت و اصلاح الگوي مصرف ميتوانيم به خودكفائي برسيم و از كشورهاي بيگانه بي نياز شويم و هزينه اي كه به آنان مي پردازيم در راه عمران و آبادي و درراه فرهنگ سازي و گسترش اسلام و قرآن به كار.....



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی دوشنبه 12 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    فرهنگ مصرف گرايي نوين و لزوم برنامه ريزي براي آن
    موضوع

    خبرگزاري فارس: مطالعه مصرف گرايي در جوامع جديد از اهميت ويژه اي برخوردار است زيرا مصرف‌گرائي نه تنها مسئله مصرف گرايان است بلكه توليد كنندگان و توزيع‌كنندگان كالاها و خدمات نياز به درك خصوصيات و ويژگي هاي آن دارند.

    مصرف‌گرايي يعني استفاده از كالاها به منظور رفع نيازها و اميال. اين عمل نه تنها شامل خريد كالاهاي مادي، بلكه در برگيرنده خدمات نيز است. در جوامع نوين مصرف گرايي به يك فعاليت اجتماعي اصلي تبديل شده است. براي مصرف گرايي مقدار زيادي وقت، انرژي، پول، خلاقيت و نوآوري تكنولوژيكي مصرف مي شود. مطالعه مصرف گرايي در جوامع جديد از اهميت ويژه اي برخوردار است زيرا مصرف‌گرائي نه تنها مسئله مصرف گرايان است بلكه توليد كنندگان و توزيع‌كنندگان كالاها و خدمات نياز به درك خصوصيات و ويژگي هاي آن دارند. به همين لحاظ است كه در علوم اجتماعي، جامعه شناسان، اقتصاد دانان و روان شناسان معاصر به تحليل هاي همه جانبه آن مي پردازند و هر انديشمندي از يك زاويه خاص به آن توجه دارد.
    مصرف گرايي نوين به شكل بي رويه يك آسيب اجتماعي است كه مستلزم شناخت علمي و سپس درمان اساسي، يا به عبارت ديگر برنامه ريزي است. مصرف گرايي بي رويه پديده اي بين المللي است و چارة آن بايد در دو بعد خرد و كلان صورت گيرد. بايد مصرف گرايي در هر جامعه را در يك زمينه وسيع تر اجتماعي در نظر گرفت زيرا امروزه توليد و توزيع از مرزهاي يك كشور گذر كرده و دورافتاده ترين نقاط يك جامعه به مركزي ترين مراكز توليد و سيستم توزيع جهاني متصل است.
    هدف مقاله حاضر بررسي چهار نكته اساسي در رابطه با مصرف گرايي نوين است. نخست ظهور مصرف گرايي نوين و پيدايش فرهنگ خاص آن بايد واكاوي گردد. دوم، مي بايستي يك تجزيه و تحليل از الگوهاي مصرف‌گرايي نوين در قرن بيستم در جوامع توسعه يافته و چگونگي اشاعه و نفوذ آن بعنوان بخشي از فرهنگ جوامع در حال توسعه ارائه گردد. سوم، تعيين تفاوتهاي مصرف گرايي در بين اقشار و گروههاي اجتماعي مختلف از ديگر نكته هاي اصلي است. چهارم، مقاله به لزوم برنامه ريزي براي الگوهاي مصرف گرايي نوين خواهد پرداخت. مقاله لزوم انجام پژوهشهاي جامع در اين زمينه را بحث خواهد كرد. به نظر مي رسد هرچه مي گذرد لزوم انجام تحقيقات در اين زمينه بيشتر احساس مي گردد.

    ظهور مصرف گرايي نوين و پيدايش فرهنگ خاص آن
    مصرف گرايي نوين در اثر گسترش سرمايه داري در اروپا بوجود آمد. يك ديدگاه در مورد توسعه سرمايه داري در اروپا بر اساس نوشته هاي جامعه شناس بزرگ ماكس وبر بر اين باور است كه در اروپا در اثر اشاعه تفكرات لوتر و كالوين بر اين باور است كه در اروپا در اثر اشاعه تفكرات لوتر و كالوين مبني بر سخت كاركردن، صرفه جويي، سرمايه گذاري و ايجاد مؤسسه هاي اقتصادي بود كه روحيه سرمايه داري بوجود آمد و به تدريج به يك نظام اجتماعي تبديل شد. از لحاظ نظري، در اين جا يك تضاد بين تبيين پيدايش سرمايه داري و توسعه مصرف گرايي بوجود مي‌آيد. اما واقعيت امر اين است كه سرمايه‌داري از همان ابتداي پيدايش داراي يك هدف اصلي به نام (سودسازي) بوده است. براي چنين هدفي، توليد بيشتر، فروش بيشتر، سرمايه گذاري بيشتر و مجدداً توليد بيشتر مد نظر است. به عبارت ديگر در يك چرخه، هدف فروش كالاهاي بيشتر و در نتيجه سود بيشتر است.
    ابتدا فكر مي كردند كه طبقات بالا و اشراف خريداران اصلي كالاهاي سرمايه داري بايد باشند. اما به تدريج متوجه شدند كه سرمايه داري با توليد انبوه نياز به مصرف‌كنندگان انبوده دارد. از آنجا كه طبقات بالا از كميت كافي برخوردار نبودند، پس بنابراين نياز به مصرف كنندگان انبوه به زودي نمايان شد.
    در توليدهاي اوليه، نخست رفع نيازهاي بيولوژيك را مدنظر داشتند. اما از آنجا كه نيازهاي بيولوژيك انسان محدود است، لذا بايد نيازهاي غيربيولوژيك در جوامع براي مصرف كالاها بوجود آيد. نياز غيربيولوژيك هم در جايي محدود مي شد. اما توليد كنندگان مي بايستي خصلت توليد انبوه خود را بعنوان يكي از اهداف، از دست نمي دادند. به همين منظور بود كه در جوامع سرمايه داري نيازهاي كاذب بوجود آمد تا كالاهاي انبوه سريعاً مصرف شوند. مصرف انبوه بر پايه كالاهاي بي‌دوام امكان پذير بود.
    در غرب، گسترش زندگي شهري و شهرنشيني با جنبه هاي رواني و اجتماعي خاص خود زمينه را براي مصرف گرايي به عنوان سبكي خاص از زندگي بوجود آمد. نخست در ابتداي قرن بيستم، اين سبك خاص با الگوهاي فرهنگي جديد در ميان افراد طبقه بالا و متوسط شهري رواج پيدا كرد. در شهرها فروشگاههاي بزرگ تأسيس شدند و فرهنگ مصرف گرايي را القاء كردند. در اين فرهنگ ويژه يك شعار اصلي رواج پيدا كرد و آن اينكه تا مي‌تواني بخر و هر چه بيشتر مصرف كن. بر پايه همين شعار بود كه رقابت در خريد و مصرف به عنصر اصلي اين فرهنگ تبديل شد. افراد در خريد بيشتر و مصرف بيشتر از يكديگر سبقت مي گرفتند و تقريباً مصرف گرايي به نوعي وجهه اجتماعي تبديل گرديد.

    الگوهاي مصرف‌گرايي نوين
    توسعه انواع فروشگاههاي بزرگ (مواد غذايي، اسباب منزل، پوشاك، وسايل الكتريكي و...) در زير يك سقف، مردم را به مصرف گرايي انبوه عادت داد. افراد در محيطي قرار مي گرفتند كه كالاهاي متنوع را در يك جا جلوي چشمان خود مي‌ديدند. هم زمان، مدگرايي بوجود آمد كه بر اساس آن كالاها براي دوره هاي معيني (يا محدودي) تبليغ و استفاده مي شدند. مردم به اين سمت هدايت مي شدند كه كالاها را در زمان محدودي استفاده كنند.
    مصرف گرايي مي بايستي سهل و آسان گردد. پس ابزار مصرف گرايي بايد مهيا مي شد. در اين جوامع وسايل ارتباط جمعي به مهمترين ابزار مدگرايي و تبليغ براي كالاها تبديل شدند. دو نوع ابزار مصرف گرايي در جوامع رواج پيدا كرد: نخست حراج هاي پي در پي كالاها و ديگري اشاعه كارتهاي اعتباري. در كشورهاي توسعه يافته، در طول يك سال به بهانه هاي متعدد حراج كالاها وجود دارد. در حراج كالاها، از يك روان شناسي استفاده مي شود و آن ايجاد احساس نياز كاذب است. مشتري جنسي را كه در حراج مي بيند، فكر مي كند كه نياز دارد، در حالي كه اگر حراج نبود چنين احساسي به او دست نمي داد. از سوي ديگر، فرد در بازار بايد احساس كند كه همه وقت، پول براي خريد دارد. در اينجا مسئله از طريق مكانيزم كارت هاي اعتباري حل مي شود. به عبارت ديگر هرگاه احساس نياز كردي، حتي اگر پول نقد هم نداشته باشي، با داشتن كارت اعتباري، در واقع پول به همراه خود داري. بنابراين نياز هست (اما از نوع كاذب) توانايي خريد هم هست (به شكل مصنوعي).
    در جوامع توسعه يافته، همه كالاهاي خريداري شده مصرف نمي شوند زيرا نياز واقعي نبوده اند. در نتيجه سه راه براي كالاها باقي مي ماند: نخست فروش مجدد آنها با قيمت بسيار ارزان، دوم به دو ريختن آنها، و سوم بخشيدن آنها با افراد يا مؤسسه‌هاي خيريه. افراد نمي توانند اينگونه كالاها را نزد خود نگهدارند زيرا تحرك جغرافيايي افراد بسيار بالاست. بنابراين، مجدداً خريد و در چرخه باطل در غلطيدن است.
    مي دانيم كه سرمايه داري به عنوان يك بسته با محتواي حداقل، اقتصادي، فرهنگي، تكنولوژيكي، اجتماعي و رواني در يك فرايند تاريخي وارد كشورهاي به اصطلاح غير سرمايه داري شده است. هدف سرمايه داري در اين كشورها نيز همان سودسازي مضاعف است. براي رسيدن به اين منظور نيز بايد فرهنگ مصرف گرايي را در اين كشورها رواج دهد. براي رواج مصرف گرايي در اين كشورها، سرمايه داري چند نوع عامل دارد. عوامل در زمينه هاي مختلفي فعاليت مي كنند. مهمترين عوامل عبارتند از : 1- تجار بزرگ، 2- خرده فروشان، 3- صاحبان تبليغات، 4- دست اندركاران وسايل ارتباط جمعي 5- توليد كنندگان كالاها و خدمات، 5- بانكها و 6- بسياري از افراد و ديگر مؤسسات.
    در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرف‌گرايي به شكل هاي زير نمايان مي‌شود:
    1- الگوهاي مصرفي كشورهاي توسعه يافته عيناً نعل به نعل به كشورهاي در حال توسعه منتقل مي شوند.
    2- وسايل ارتباط جمعي، مسافران و ديگر عومل شديداً به اين انتقال كمك مي‌كنند.
    3- افراد براي نشان دادن اينكه از وجهه بالائي برخوردارند، در مصرف‌گرايي، افراطي‌تر از خارجيان عمل مي‌كنند.
    4- به تدريج مصرف گرايي افراطي جزئي از فرهنگ جهان سومي مي شود.
    معمولاً در كشورهاي در حال توسعه، مصرف گرايي با عدم امنيت اقتصادي توأم مي‌شود. در نتيجه، عدم امنيت اقتصادي، مصرف گرايي را تشديد مي كند. نگراني از كمبودها باعث انبار كردن اجناس مي گردد. انبار كردن اجناس به مصرف گرايي بي رويه تبديل مي شود. نهايتاً همان رفع نيازهاي غيرواقعي بوجود آمده است. البته يك مسئله در اين كشورها به انبار كردن كالاها كمك مي كند و آن تبديل كالاهاي مصرفي به كالاهاي سرمايه‌اي است. همين امر باعث مي گردد كه افراد با زمينه هاي اجتماعي متفاوت به پنهان كردن برخي از كالاها بپردازند تا اينكه در آينده از طريق افزايش قيمت، منفعتي داشته باشند. به عبارت ديگر مصرف‌گرايي به نوعي فعاليت اقتصادي تبديل مي‌شود.

    مصرف‌گرايي در بين اقشار مختلف
    معمولاً جامعه شناسان افراد را در جامعه بر پايه سه معيار ثروت، قدرت و وجهه (پرستيژ) به سه طبقه بالا، متوسط و پايين تقسيم مي كنند. اين سه معيار، الگوهاي متفاوتي از مصرف گرايي را براي سه طبقه به بار مي آورند. هر سه طبقه، مصرف گرايي بي رويه دارند اما به شكل هاي متفاوت. افراد طبقه بالا با داشتن ثروت، از طريق مصرف كالاهاي لوكس به دنبال پرستيژ بالا هستند. اينان خدماتي را كه فكر.......



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی دوشنبه 12 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    چگونه الگوي مصرف نان را اصلاح كنيم.
    موضوع

    خبرگزاري فارس: نان به دليل اينكه قوت غالب مردم كشورمان به شمار مي رود و 70درصد انرژي مورد نياز روزانه خود را از اين ناحيه تامين مي سازند، از اهميت- حساسيت و جايگاه والايي برخوردار است. به طوري كه هر اروپايي در سال حدود 70كيلوگرم نان مصرف مي نمايد درحالي كه هر ايراني در سال 210 كيلوگرم نان مصرف مي كند يعني 3 برابر.

    نان به دليل اينكه قوت غالب مردم كشورمان به شمار مي رود و 70درصد انرژي مورد نياز روزانه خود را از اين ناحيه تامين مي سازند، از اهميت- حساسيت و جايگاه والايي برخوردار است. به طوري كه هر اروپايي در سال حدود 70كيلوگرم نان مصرف مي نمايد درحالي كه هر ايراني در سال 210 كيلوگرم نان مصرف مي كند يعني 3 برابر؟! لذا شايسته است نان هاي توليدي نيز از كيفيت و ارزش غذايي بالايي برخوردار باشند ولي آيا چنين است؟ 65درصد نان هاي توليدي در كشور از نوع مسطح (40درصد لواش و 25درصد تافتون) مي باشند كه به دليل نامرغوبي آرد، نواقص فرآيند پخت، نارضايتي نانوايان و تصميمات نادرست و سليقه اي برخي دست اندركاران عمدتا با افت كيفيت مواجه است. 60درصد نان هاي توليدي در كشور را سنگك تشكيل مي دهد كه هر چند تخمير چند ساعته را طي مي كنند ولي به دليل استفاده از آردهاي سبوس گيري شده (حدود 12درصد) و عدم استفاده از مخمر در تركيب خمير فاقد پوكي، ماندگاري و ارزش غذايي لازم است. 29% باقيمانده نيز 25درصد مربوط به بربري و 4درصد متعلق به نان هاي فانتزي يا حجيم مي باشد كه آنها نيز علي رغم رعايت تخمير كامل به دليل استفاده از آرد سفيد (حدود 18درصد سبوس گيري شده اند) و حذف فيبر و بخش زيادي از املاح (آهن- كلسيم- روي- منيزيم- فسفر و...) حياتي گندم در جريان آسياباني ارزش چنداني ندارد. كه براساس تحقيقات به عمل آمده مصرف مداوم آن در ابتلابه بيماري هاي غيرواگير به ويژه ديابت- چاقي- چربي خون و بيماري هاي قلبي- عروقي سهم به سزايي دارند. با توجه به آمار بالاي ضايعات نان هاي مسطح (لواش- تافتون- ماشيني) و افت كيفي نان هاي نيمه حجيم (بربري- سنگك) و استقبال كم از نان حجيم (فانتزي- باگت- فرانسوي و...)، طرحي ارائه نموديم كه تلفيقي است از الگوي نان هاي مسطح با حجيم و تركيبي است از آميزه هاي سنتي (تنورهاي گلي) با دستاوردهاي صنعتي (ماشين هاي صنعتي) و نه تنها با ذائقه و سليقه ملي همخواني دارد بلكه از دستاوردهاي علمي روز نيز جهت ارتقاء كيفي خود بهره گرفته است.
    هدف اصلي طرح فوق بهينه سازي و اصلاح كيفي نان هاي سنتي مسطح مي باشد كه در حال حاضر 65درصد نان هاي سنتي را در بر مي گيرد. بيشترين توليد را دارد و كمترين كيفيت را. و روز به روز نيز سير قهقرائي دارد. به طوري كه رئيس پژوهشكده غله كشور مي گويد: مردم هر چه نان نخورند سالم ترند.
    هدف اصلاح اين گروه از نان ها مي باشد كه شامل تافتون تنوري و ماشيني و لواش تنوري و ماشيني است و مهمترين معايبشان از نظر پژوهشكده غله عبارت است از:
    كوتاهي زمان تخمير- كوتاهي زمان پخت- استفاده از جوش شيرين- ضعف بهداشتي- مصرف آرد سبوس گيري شده و... است و ما بايد راهي پيدا كنيم كه اين معايب برطرف شود و نظرات مقام معظم رهبري تامين گردد. و لذا پس از مطالعات ميداني و كتابخانه اي وسيع و تشخيص علل انحرافات، اقدامات لازم براي ايجاد اصلاحات را آغاز كرديم. كه ماحصل آن طرحي جامع- كاربردي- ساده- كم هزينه و قابل تعميم به همه كشور است.
    اين طرح ابتدا به صورت آزمايشي در يكي از نانوايي هاي اصفهان به اجرا درآمد و پس از موفقيت و مواجهه با استقبال عمومي به صورت فراگير به اجرا گذاشته شد و در حال حاضر نيز توانسته الگوي پخت نان 300 واحد از نانوايي هاي استان اصفهان را اصلاح سازد. آغاز اين طرح با تجهيز يكي از نانوايي هاي سطح شهر شروع شد سپس پرسنل لازم براي اجراي آن گزينش و با شركت در يك دوره كلاس هاي فشرده آموزشي (حدود يك ماه) اطلاعات لازم جهت رعايت استانداردهاي علمي را فراگرفتند و با اصول و فنون نانوايي و چگونگي پخت نان با آرد سبوس دار آشنا شدند... و توانستند با حضور خود در ساير نانوائي هااهداف طرح را تحقق بخشند. به تدريج هريك از اين افراد به عنوان يك مربي اقدام به آموزش ديگران نمودند بطوريكه ظرف يك سال به كمك 10نفر نيروي خبره بيش از 100نفر جوان علاقه مند آموزش ديده و در سطح نانوائي هاي اصفهان تقسيم شدند كه روزبه روز در حال افزايش است و زمينه ساز تحقق تحول در حوزه نان استان را فراهم ساختند كه تسري آن به ساير شهرهاي كشورمان افق هاي روشني را در زمينه بهينه سازي نان هاي سنتي و پيشگيري از بيماري هاي غيرواگيري چون چاقي و ديابت فراهم مي سازد.


    مزاياي نان هاي سبوس دار:
    1-فيبر (سبوس) نان سبوس دار 3برابر نان سفيد است.
    2-ارزش غذايي و املاح نان سبوس دار 2برابر نان سفيد است.
    3-گلوكز بعد از غذا يا قند نان سبوس دار 50 ولي نان سفيد حدود 100است.
    ساير مزاياي نان سبوس دار
    1-كاهش قند و چربي خون 2-پيشگيري از سوءتغذيه 3-رسوب گيري از جداره هاي روده و معده 4-خنثي سازي مواد سرطان زا 5-جلوگيري از جذب اسيدهاي صفراوي 6-جلوگيري از يبوست
    7-پيشگيري از ديابت 8-پيشگيري از پوكي استخوان 9-پيشگيري از كم خوني 10-پيشگيري از چاقي
    براساس اعلان سازمان بهداشت جهاني: نياز روزانه انسان به فيبرحدود 30گرم است كه 15گرم آن بايستي از طريق مصرف حبوبات، سبزيجات و ميوه جات و 15گرم مابقي با مصرف نان هاي سبوس دار تامين گردد. لذا اگر هر ايراني روزانه 3 قرص نان سبوس دار مصرف نمايد (يعني 450گرم نان) ضمن تامين فيبر موردنياز بدنش سلامتي خود را نيز بيمه مي سازد و ديگر نيازي به دكتر و دارو و درمان نخواهيم داشت.


    مزاياي طرح بهينه سازي نان هاي سنتي كشور:
    1-حذف كامل جوش شيرين
    2-حذف كامل ضايعات نان
    3-تغيير الگوي پخت نان از مسطح (تافتون و لواش) به نيمه حجيم (ناني هم وزن تافتون ولي كوچكتر و ضخيم تر)
    4-افزايش صخامت نان از 4 به حدود 9 ميليمتر با (وزن چانه 200گرم)
    5-طولاني سازي زمان تخمير از 20 دقيقه به حدود 2ساعت
    6-طولاني سازي زمان پخت از 25 ثانيه به 2.5 دقيقه (با كاهش شعله آتش و افزايش ارتفاع آن با سنگ)
    7-حذف وردنه به منظور جلوگيري از خروج زودهنگام گازهاي توليدي در فرآيند تخمير
    8-كاهش مشكلات پخت آردهاي ضعيف و پخت نان روي سطح سنگ نه سقف تنور
    9-انطباق و سازگاري نان توليدي با ذائقه وسليقه ملي
    10-استفاده بهينه از ماشين هاي دوار با افزايش ارتفاع مشعل از سطح سنگ، و كاهش شعله آتش و استفاده از دم كبابي
    11-افزايش مرغوبيت- پوكي- ماندگاري و لقمه پذيري نان هاي توليدي
    12-كاهشPH خمير، تخريب اسيد فيتيگ و نهايتاً آزادي املاح حياتي موجود در گندم
    13-استفاده از آرد سبوس دار به جاي آرد سفيد و تامين املاح- ويتامين ها و از همه مهمتر فيبر موردنياز روزانه مردم
    14-ايمن سازي مردم از ابتلابه بيماري هاي غيرواگير (ديابت- چاقي- چربي خون) با توليد نان سبوس دار
    15-ايمن سازي نانوايان از ابتلابه عوارض جسمي- چشمي و پوستي كار با تنورهاي سنتي
    16-پيشگيري از بيماري هاي گوارشي- كم خوني و پوكي استخوان، با توليد نان بدون جوش و تخمير شده.
    17-افزايش اشتغال در نانوايي هاي كشور از 3 به 7نفر با بهره گيري از پرسنل آموزش ديده
    18-استفاده از مخمر به جاي جوش شيرين به منظور زمان تخمير- زيباسازي- پوك سازي وغني سازي نان
    19-استفاده از آرد تعادلي و كمك به حذف تدريجي سوبسيد نان با رضايت دولت، ملت و نانوايان.


    ويژگي طرح بهينه سازي نان هاي سنتي1. حذف كامل ضايعات و اصلاح كيفي نان در كشور
    به نظر مي رسد كاربردي ترين طرح كشوري اصلاح كيفي نان و مناسب ترين الگوي پخت نان باتوجه به جغرافياي انساني وعوامل تغذيه اي و ملي طرحي است كه در حال حاضر در اصفهان اجرا مي گردد. اجراي آزمايشي طرح مزبور در 200 واحد نانوايي شهر اصفهان نشان مي دهد كه موفقيت آن در اين خصوص صددرصد و امكانات و منابع لازم براي رسيدن به اهداف فوق در دسترس همگاني و ارزان قيمت مي باشد نانهاي توليدي نيز ذره اي ضايعات نداشته و همه قسمتهاي آن برشته- مغزپخت و قابل مصرف است. نرخ نان نيز در حدي است كه همه طبقات جامعه قادر به خريد آن هستند (هر قرص نان 200گرمي با آرد كيلوئي 45تومان 30تومان)


    2- حذف كامل جوش شيرين از تركيب خمير و استفاده از مخمر به جاي آن
    بزرگترين مانع موجود بر سر راه حذف جوش شيرين در كشور رقم بالاي آمار توليدكنندگان نانهاي مسطح (لواش و تافتون) مي باشد كه 65درصد نانهاي توليدي در كشور را به خود اختصاص داده و از آن جائي كه پخت خمير ور آمده و حذف جوش شيرين براي نانهاي مسطح زحمت آفرين است لذا اجراء طرح مزبور مشكل فوق را حل ساخته و به دليل اينكه قطر آن بين 5تا 8 ميليمتر است و در طبقه نانهاي نيمه حجيم جاي مي گيرد مي توان جوش شيرين را حذف كرد بدون اينكه باعث داغ زدگي سطح نان گردد. به شرطي كه حتماً از مخمر (خمير مايه) بعنوان جايگزين جوش شيرين استفاده نمايند در غير اينصورت نانهاي توليدي فاقد پوكي- زيبايي و مرغوبيت مي باشد و اثري از تاولهاي زيبا روي سطح نان مشاهده نمي شود. بنابراين ترويج نانهاي نيمه حجيم، بربري، سنگك و نان قپي يا محلي كه مورد نظر ماست بهترين راه ممكن براي تحقق هدف مزبور مي باشد كه به تدريج باعث خواهد شد آمار توليد نانهاي مسطح كاهش يابد و آمار توليد نانهاي نيمه حجيم افزايش.


    3- طولاني سازي زمان تخمير
    يكي از مهمترين اهداف ما از اجراء اين پروژه افزايش زمان استراحت خمير، كاهش PHآن، فعال سازي آنزيم فيتاز، تخريب اسيد فيتيك و آزادي املاح موجود در آرد گندم است. كه متاسفانه امروزه به دليل پائين بودن نرخ نان نسبت به قيمت تمام شده كمتر رعايت مي شود. و باعث شده نانهاي توليدي هيچ ارزش تغذيه اي نداشته باشد و فاقد آهن، كلسيم، روي، فسفر و ساير املاح موردنياز بدن باشد. در صورتيكه استراحت خمير بنوعي باعث غني سازي نان و تقويت ارزش غذايي آن نيز مي گردد و مردم و مسئولين نبايد سلامتي  ......



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی دوشنبه 12 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    صفحات وبلاگ
    • تعداد صفحات :62
    •    
    •   
    • 50  
    • 51  
    • 52  
    • 53  
    • 54  
    • 55  
    • 56  
    • 57  
    • 58  
    • 59  
    • >  
     

    آخرين ارسال ها
    سایت "ایـــران کتــــاب" گشایش یافت
    -------------------------------- سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف ------------------------------
    اختتامیه مسابقه فرهنگی و هنری پیمانه برگزار شد
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (3)
    ◄ مكتب اعتدال و امت معتدل
    بخش هاي صنعتي
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (4)
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (1)
    وضعيت مصرف انرژي در صنعت آجر ايران و مقايسه با ساير کشورهای دنيا
    راهکارهاي کاهش تقاضاي سفر
     
    درباره وبلاگ
    از آنجا که سال 1388 با نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه‌اي سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف خوانده مي‌شود ، این وبلاگ نیز در این راستا و ارائه الگوهای مصرف موفق ایجاد گردیده است.
    سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف RSS

    نويسندگان :
     وحید صباغی
    MrSabbaghi@Gmail.com
     
    ساعت
     
    تبادل بنر
    پايگاه فناوري اطلاعات

    بانک پرسش و پاسخ

    بانک صوت و فيلم مذهبي

    همراه افزار


    مکان لوگوي شما

    شما مي توانيد لوگو سايت يا وبلاگ خود را بعد از قرار دادن لوگوي ما در وب خود در اين مکان قرار دهيد
    .......RASEKH........

     
    لوگوي ما

    دريافت کد:
    وحيد صباغي MrSabbaghi@Gmail.Com
    Rasekh.RasekhBlog.Com
     
    چت روم وبلاگ
     
    تصوير تصادفي
     
    تبليغات
     
     
     
     

    Copyright Rasekh.Rasekhblog.com 2009-2010
    (Adminstration by Vahid Sabbaghi)
    POWERED BY RASEKHOON.NET
    --------------------------------------------------------