:: سال 88،سال اصلاح الگوي مصرف ::


  • به پايگاه خبري اصلاح الگوي مصرف خوش امديد
  • 1) در صورتي که به دنبال موضوع خاصي هستيد از منوي موضوعات عنوان مورد نظر را بيابيد.
  • 2) به کاربران عزيز توصيه مي گردد به منظور مشاهده با سرعت بالا پايگاه از مرورگر Firefox استفاده نمايند.چون در طراحي اين سايت از CSS 3 استفاده شده و با مرورگر Internet Explorer سازگاري ندارد.
  • 3) با عنايت به اينکه نظرات و پيشنهادات شما کاربران گرامي در بهبود پايگاه تاثير موثري ايفا مي کند لذا خواهشمند است ما را از نطرات ارزنده ي خود محروم نفرماييد .
  • با تشکر-وحيد صباغي(مدير وبلاگ)
     
  • English / العربية / French  
  •           اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
     
     


    موضوعات
    الگوهای موفق مصرف
    الگوی مصرف از دیدگاه امام
    الگوی مصرف از دیدگاه رهبر
    الگوی‌مصرف ازدیدگاه بزرگان
    ضرب‌المثلها در الگوی مصرف
    پایگاهها
    احادیث
    اسراف
    گالری عکس
    مقالات
    درباره ما
     
    آرشيو
    اردیبهشت 1389
    اسفند 1389
    بهمن 1388
    اسفند 1388
     
    لينکستان
    اگر مايل به تبادل لينک با وبلاگ ما هستيد لوگوي ما را از سمت راست وبلاگ در سايت ياوبلاگ خود قرار دهيدو از طريق نظرات وبلاگ به ما خبر دهيد تا ما هم اينک شما را در وبلاگ قرار دهيم.
    مشاهده سريع تماس با ما
     
    آمار وبلاگ


     کل بازديد>>103941

     تعداد کل پست ها>>640

     تعداد کل نظرات>>40

     آخرين بروز رساني
    >>پنج شنبه 24 شهریور 1390 

     ايجاد بلاگ>>دوشنبه 5 بهمن 1388 

     
    نظرسنجي

     
    لغت نامه انگليسي به فارسي

     
    بهره‌وري، تبلور اصلاح الگوي مصرف
    موضوع


    خبرگزاري فارس:منابع كشور محدود به منابع انرژي و منابع طبيعي نمي‌شوند. اصلاح الگوي مصرف به معني استفاده صحيح از منابع و امكانات موجود است، به طوري كه سبب ارتقاي شاخص‌هاي بهره‌وري و شاخص‌هاي زندگي شده و موجب بالا رفتن رفاه اجتماعي گردد.

    سال جديد توسط رهبر معظم انقلاب، سال اصلاح الگوي مصرف نام‌گذاري شد. اولين مصداق‌هايي كه از اين مسئله به ذهن متبادر مي‌شود، مصرف سوخت، حامل‌هاي انرژي، نان،آب و مواردي از اين دست مي‌باشد، اما بايد به اين مهم توجه داشته باشيم كه منابع كشور محدود به منابع انرژي و منابع طبيعي نمي‌شوند. اصلاح الگوي مصرف به معني استفاده صحيح از منابع و امكانات موجود است، به طوري كه سبب ارتقاي شاخص‌هاي بهره‌وري و شاخص‌هاي زندگي شده و موجب بالا رفتن رفاه اجتماعي گردد. مصرف بهينه منابع موجب توزيع درست منابع و بالا رفتن كارايي تخصيص منابع مي‌شود.

    بحث اصلاح الگوي مصرف از دو ديدگاه قابل بررسي است. ديدگاه اول ناظر به وظايف دولت در قبال اصلاح الگوي مصرف است كه خود به دو دسته تقسيم مي‌شود. يكي وظيفه دولت در حوزه توليد و ديگري وظيفه دولت به عنوان مصرف‌كننده است. ديدگاه دوم معطوف به نقش مردم مي‌باشد كه كاركردي صرفاً مصرفي دارند.
    دولت
    الف) حوزه توليد
    اولين تصميمي كه دولت بايد بگيرد، اين است كه چه كالايي توليد كند. تخصيص منابع به صورت كارا در اقتصاد، در گرو اين تصميم مهم دولت است، دولت با اتخاذ اين تصميم، مشخص مي‌كند كه ثروت يك كشور درچه جايي صرف شود و اصطلاحاً بودجه‌بندي مي‌كند. بودجه‌بندي، تخصيص بهينه منابع محدود است به نيازهاي نامحدود جامعه.
    رشد اقتصادي كشور منوط به تخصيص بهينه منابع و به عبارت ديگر مصرف صحيح منابع مالي است. تخصيص منابع مالي از مجراي بازارهاي مالي و با دخالت واسطه‌هاي مالي صورت مي‌گيرد. مهمترين كاركرد بازارهاي مالي در اقتصاد ملي، تجهيز منابع مالي و هدايت آنها به سوي فعاليت‌هاي مولد اقتصادي است. واسطه‌هاي مالي نيز نوعاً به منظور تحقق اين كاركردها طراحي و ايجاد شده‌اند، به طوري كه از جمله مهمترين كاركردهاي اين نهادها جمع‌آوري پس‌اندازهاي جزئي، عرضه خدمات تخصصي، كاهش ريسك با تنوع بخشي و كاهش هزينه (صرفه‌جويي به مقياس) مي‌باشد.
    كاركرد بازارهاي مالي در خدمت تجهيز و تخصيص بهينه منابع مالي كشور و به عبارت ديگر مصرف صحيح اين منابع است. بنابراين، اصلاح الگوي مصرف در زمينه منابع مالي كشور، تابع اصلاح ساختار بازار سرمايه كشور است.
    وظيفه دولت در اين زمينه حركت كردن به سوي كوچك‌سازي حجم دولت و واگذاري برخي از فعاليت‌هاي خود در زمينه توليد و تأمين منابع مالي به بخش خصوصي است. كمترين منفعتي كه از اين راه براي كشور حاصل مي‌شود، اين است كه سرمايه‌هاي انباشته شده و بلااستفاده در جامعه به طرف توليد و سرمايه‌گذاري‌هاي مولد اقتصادي روانه مي‌شود.
    در حال حاضر بازارهاي سرمايه كشور سهم كوچكي را در تخصيص منابع مالي دارند، به طوري كه كل ارزش بازار، حدود پنجاه هزار ميليارد تومان (يعني كمتر از يك پنجم توليد ناخالص داخلي كشور) است كه نسبت كوچكي را در مقايسه با كل منابع مالي كشور تشكيل مي‌دهد. اين موضوع عمدتاً ناشي از ساختار دولتي اقتصاد كشور و عدم توسعه بازار سرمايه است كه با ابلاغ سياست‌هاي كلي اصل 44 قانون اساسي و تأكيد بر واگذاري سهام شركت‌هاي دولتي در بورس، راه براي اصلاحات ساختاري در اين زمينه باز شده است. وظيفه ديگري كه در حوزه توليد متوجه دولت است، استفاده صحيح از منابع در دست براي توليد است. براي اين كار دولت بايد با به كارگيري روش‌ها و تكنولوژي‌هاي به روز دنيا كمترين اتلاف منابع را در حين توليد داشته باشد. به طور مثال اگر به آمار راندمان توليد انرژي در نيروگاه‌هاي كشور توجه كنيم، متوجه اهميت اين مسئله مي‌شويم. طبق آمار، راندمان نيروگاه‌هاي گازي كه برق توليد مي‌كنند، در جهان 50 درصد و در كشور ما 35 درصد است. اگر همين را به ساير بخش‌هاي توليدي تعميم دهيم، ملاحظه مي‌كنيم كه چه راهي در پيش داريم. يكي ديگر از راه‌هاي جلوگيري از اتلاف منابع به كارگيري روش‌هاي صحيح و امكانات مناسب براي انتقال سوخت و حامل‌هاي انرژي است. طبق آمار بيش از 25 درصد انرژي برق توليد شده در مسير انتقال از مبادي توليد به مبادي مصرف تلف مي‌شود، در صورتي كه با به كارگيري روش هاي درست يا واگذاري آن به بخش‌ خصوصي، از ميزان تلفات بسيار كاسته مي‌شود. يكي ديگر از وظايف مهم دولت در زمينه اصلاح الگوي مصرف، اتخاذ سياست‌هاي پولي، مالي و گمركي مناسب است.

    يكي ديگر از راه‌هاي جلوگيري از اتلاف منابع به كارگيري روش‌هاي صحيح و امكانات مناسب براي انتقال سوخت و حامل‌هاي انرژي است. طبق آمار بيش از 25 درصد انرژي برق توليد شده در مسير انتقال از مبادي توليد به مبادي مصرف تلف مي‌شود.

    ارزان بودن انرژي و پرداخت يارانه‌هاي سنگين از سوي دولت موجب شكل‌گيري الگوي نادرستي از مصرف اين فرآورده‌ها در كشور شده است. عرضه بنزين با قيمتي پنج شش برابر كمتر از مقدار جهاني آن، طبيعي است كه سبب شكل‌گيري روند نادرست در مصرف اين منبع ارزشمند شود. خانواده‌هاي ايراني از اتومبيل كم‌مصرف استفاده نمي‌كنند،چون لزومي ندارد براي خريد خودروي كم‌مصرف مبلغ بيشتري خرج كنند يا اصلاً كم‌مصرف بودن خودرو شخصي را يكي از ملاك‌هاي خريد آن قرار دهند، چون سهم هزينه بنزين از سبد كالاي مصرفي خانواده ايراني سهم بسيار ناچيزي است كه تقريباً مي‌توان از آن صرف‌نظر كرد. همين مسئله در مورد خودروسازهاي داخلي نيز صدق مي‌كند. خودروسازها براي توليد خودروهاي كم‌مصرف هيچ تلاشي نمي‌كنند و هچ هزينه‌ تحقيق و توسعه‌اي براي اين كار صرف نمي‌كنند، چون اصلاً معقول نيست در زمينه‌اي سرمايه‌گذاري كنند كه اهميتي براي مشتريانش ندارد و مطلوبيتي براي آنها ايجاد نمي‌كند. به همين دليل سرانه مصرف بنزين در ايران چندين برابر كشورهاي توسعه يافته است.



    حوزه مصرف
    دولت بزرگترين مصرف‌كننده در تمام زمينه‌ها از جمله انرژي است. با توجه به سهم 80 درصدي دولت در اقتصاد ايران، در صورت اصلاح مصرف منابعي مانند آب، نان و انرژي، دولت مي‌تواند گام مؤثري در جهت اصلاح الگوي مصرف بردارد.
    اگر قرار باشد تغييري در الگوي مصرف صورت گيرد، قطعاً دولت بايد در هر وزارتخانه و دستگاه مرتبط پيشگام شده و بازنگري‌هاي لازم را حتي در قوانين و مقررات و فرآيندهاي اداري حاكم صورت دهد. هم‌اكنون برخي از قوانين و مقررات حاكم در دستگاه‌هاي دولتي و برخي محدوديت‌هاي آن براي ارباب رجوع يك ضدارزش و به نوعي اسراف به شمار مي‌آيد كه بايد در آنها بازنگري عملياتي صورت گيرد.
    اگر مقايسه‌اي ميان تعداد كاركنان دولت در بخش‌هاي عمومي در ايران و ساير كشورها صورت گيرد، مي‌توان ميزان اتلاف منابع در ادارات دولتي را ملاحظه كرد.
    براساس مطالعات انجام شده كار مفيد يك وزارتخانه، تنها 2 هفته در سال است. از سوي ديگر، اين مطالعات نشان مي‌دهد كه براي دريافت يك مجوز بايد 70 مرحله را پشت سر گذاشت كه در نهايت به صرف وقت، هزينه و نارضايتي ارباب رجوع منتهي مي‌شود.

    مردم
    سهم بالايي از توليد ناخالص ملي كشور مصرف مي‌شود، در حالي كه اقتصاد در حال توسعه ايران نياز دارد سهم بالايي از توليد ناخالص صرف سرمايه‌گذاري براي رشد گردد. در اغلب كشورهاي در حال توسعه، مصرف‌گرايي مانعي در مقابل توسعه پايدار است، زيرا اين موضوع مانع سرمايه‌گذاري در پروژه‌هاي زيربنايي و اجراي زيرساخت‌هاي توسعه‌اي مي‌شود و از طرفي هر چه تبليغات ناسالم و غيررقابتي از كالاها و خدمت در سطح بالا و همچنين سطح فرهنگ عمومي مصرف در جامعه در حد پايين باشد، به همان اندازه روحيه رفاه‌طلبي و تجمل‌گرايي بيشتر خواهد شد و اين سبب گرايش افراد به سمت مصرف‌گرايي نامطلبوب مي‌شود. مطابق آمار در شرايط كنوني، ايران با جمعيت حدود 70 ميليون نفر معادل بيش از يك ميليارد نفر انرژي مصرف مي‌كند. بيشترين ميزان اتلاف انرژي مربوط به بخش ساختمان است و به عبارتي مي‌توان گفت كه هزينه مصرف انرژي در كشور معادل دو برابر بودجه كل سالانه آن است.
    با اصلاح فرهنگ عمومي و آموزش همگاني مي‌توان روش درست استفاده از منابع را در جامعه نهادينه كرد. مصاديق زيادي براي اصلاح الگوي مصرف نزد مردم وجود دارد.....



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی یک شنبه 11 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    زنان ، صرفه جويي و محيط زيست
    موضوع

    زنان برابر اراده پروردگار،حيات بخش و پرورش دهنده انسان هستند و به خاطر همين قدرت نهفته در وجودشان اگر آگاهانه قدم بردارند، مي توانند نقش موثري در الگوي مصرف جامعه داشته و سرمشق فرزندان و ديگر افراد محيط اطراف خود باشند. اگر مي خواهيم فردايي سالم و دنيايي قابل سكونت براي فرزندانمان و نسلهاي آينده داشته باشيم، بايد در روش مصرف خود تجديد نظر كنيم. در قرآن كريم خداوند مي فرمايند: ” ما هر چيز را به اندازه خلق كرديم“ پس هر چيز مقدار و حدودي دارد و بايستي به طور صحيح و درست بهره برداري شود تا نابهنگام و منهدم نگردد.
    متاسفانه در جامعه ما، فرهنگ غلطي در مورد مصرف جا افتاده است.به اين صورتك كه هر چه بيشتر يعني بدون حساب و كتاب و در هر مورد مصرف كنيم نشانه تمول بيشتر، بلندي طبع و بي اهميتي به ماديات تلقي مي شود. به يقين هر جامعه اي بايد پيامدهاي خود را بپذيرد و اين باور براي جامعه ما، اسراف را به دنبال دارد. آيا هنگام آن نرسيده است كه پرونده باورهاي خود را دوباره ارزيابي كنيم؟
    حتماً اصطلاح بهره وري را شنيده ايد و مي دانيد كه در كشور ما نيز مانند بسياري از كشورهاي جهان سازمان ملي بهره وري به وجود آمده است كه كار آن تلاش در جهت گسترش فرهنگ بهره وري به معناي استفاده حداكثر از امكانات موجود مي باشد. اين امكانات مي تواند امكانات ملي، نيروي انساني، امكانات طبيعي و غيره باشد. به عبارت ديگر كشورهاي پيشرفته تري توسعه يافته تر است كه قادر باشد از كليه منابع موجود خود به بهترين شكل و براي رفاه حال همه مردم خود استفاده كند.
    آمار بعضي از كشورهاي صنعتي نشان مي دهند مردمي كه در دهه 90 زندگي مي كنند، چهار و نيم برابر از اجداد خود در شروع اين قرن ثروتمند ترند.ولي آيا چهارونيم برابرنيز خوشحال ترند؟ شواهد روانشناختي نشان مي دهد كه رابطه بين مصرف و خشنودي يك رابطه ضعيف است.بدتر از آن اين است كه ظاهراً در جريان هجوم به سمت دو چشمه اصلي رضايت خاطر بشر يعني روابط اجتماعي و اوقات فراغت مي خشكد يا راكد مي ماند.بنابراين بسياري از ما، در جوامع مصرفي چنين احساس مي كنيم كه دنياي پرنعمت ما به گونه اي خالي است و ما فريفته فرهنگ مصرفي بيهوده سعي مي كنيم كه با ماديات براي خود خشنودي فراهم كنيم.
    نگراني تمام والدين، زندگي بهتر براي فرزندان است.اما زندگي بهتر به ازاي داشتن اتومبيل، وسايل لوكس، غذاي يخ زده بيشتر و مراكز خريد بزرگتر نيست. فرزندان ما بايد وارث دنيايي باشند كه نياز همگان به غذا، آموزش، كار، سرپناه و بهداشت مناسب را برآورد. اين مهم فقط زماني امكان پذير است كه مردم جوامع مصرفي در شيوه زندگي خود تجديد نظر كنند، زيرا كره زمينه ديگر توان پاسخگويي به اين مصرف روزافزون را ندارد.
    رشد بي رويه جمعيت تغييرات فن آوري و مصرف گرايي سه آفت عمده حفظ سلامت كره زمين براي نسلهاي آينده است ولي مصرف گرايي هميشه كمتر مورد توجه قرار گرفته است.براي مردم جوامع مصرفي هر روز روشن تر مي شود كه مصرف بيش از حد متعادل به معني موفقيت و خوشبختي بيشتر نيست. خشنودي واقعي را بايد در چهار عامل: زندگي خانوادگي(ازدواج)، رضايت از كار، داشتن اوقات فراغت به منظور پيشبرد استعدادها و روابط دوستي جستجو نمود. حال بهتر است با هم پيشنهادهايي را در مورد تغيير روش مصرف بررسي كنيم.

    خريد وسايل منزل
    هنگام خريد لوازم منزل به جاست كه بهترين و محكم ترين نوع را خريداري كنيم. هر چند كه هزينه بيشتري بايد بپردازيم ولي در دراز مدت استحكام و دوام آن جبران قيمت بالاتر را خواهد كرد.
    يك ضرب المثل انگليسي مي گويد: ” من هنوز آنقدر ثروتمند نشده ام كه جنس ارزان بخرم“ . در اين زمينه لازم است با كمك دولت، صنايع و كارخانجات ضمن استفاده از تكنولوژي جديد مواردي را مورد استفاده قرار دهند كه محصولات حاصل از آنها عمر طولاني تري داشته باشندو مجدداً قابل استفاده باشنديا بتوان آنها را مرمت، بازسازي و تعمير نمود.در اين مورد شهروندان با ترغيب به خريد اجناس با دوام مي توانند نقش مهمي داشته باشند.
    هر وسيله اي كه براي منزل خريده مي شود يك دفترچه راهنما و يا برچسب روش استفاده از آن را در راهنما به همراه دارد.مسلماً سازنده هر وسيله يا ماده اي، بهترين روش استفاده از آن را در راهنما توضيح داده است. پس ابتدا راهنما را مطالعه نموده و از آن پيروي مي كنيم. چه بسا شنيده شده در اثر استفاده نادرست از يك وسيله، جان افراد خانواده به خطر افتاده است.
    در 40 سال گذشته تبليغات يكي از سريع الرشدترين صنايع جهان بوده است. ما در مدت شبانه روز دائماً با تبليغات فريبنده مبتني بر روانشناسي و جامعه شناسي رو به رو هستيم. اين تبليغات مي تواند افراد سطحي و ظاهربين را به خريدهاي نامناسب ترغيب كند. براي خنثي كردن اثر تبليغ مي توان خانواده را قانع كرد كه جنس خوب نياز به تبليغ ندارد. پس براي اين تبليغ و هزينه اي كه براي پخش آن صرف مي كنند، منظوري گمراه كننده وجود دارد.
    ما ايراني ها مهماني رفتن و مهماني دادن را دوست داريم. اما اگر قرار باشد در منزل هر كدام از ما وسايل پذيرايي براي حداقل 30 نفر مهمان وجود داشته باشد، چه سرمايه بزرگي براي موارد خاص كنار گذاشته مي شود. يك راه حل اين مساله اين است كه خانواده هاي نزديك به هم در فاميل سرويسهاي ظروف پذيرايي يكسان تهيه كنند و در مهماني هاي بزرگ از ظروف يك شكل استفاده نمايند و البته براي سالم ماندن آنها،اجازه شستن ظرفها را به مهمانها ندهند تا مبادا ظروف چيني لب پر شوند!

    نظافت منزل
    مديريت امور منزل با زنان است. با توضيحات قانع كننده مي توان افراد خانواده را به رعايت نظم و نظافت و صرفه جويي تشويق نمود كه در اين صورت از نظر مالي و صرفه جويي در وقت بسيار كارساز است. مانند هر كار ديگر كه ” پيشگيري بهتر از درمان است“ وضع مقرراتي براي برقراري نظم و نظافت كه در آن تمام اعضاي خانواده نقش فعال داشته باشند بسيار موثر است. پس تميز كردن مهم است ولي تميز نگهداشتن مهم تر. به خصوص در اين مورد روشهايي اتخاذ شود كه كمترين مقدار مواد پاك كننده و كمترين مدت زمان را لازم داشته باشد. توجه داريم كه مواد پاك كننده اغلب آلوده كننده آبها هستند. ما مي خواهيم خانه اي تميز داشته باشيم اما نه به بهاي از دست رفتن سلامتي خانم خانه. همانگونه كه در بعضي افراد اين افراط در كار ديده مي شود.

    خريد مواد غذايي
    چون بيشترين درآمد خانواده معمولاً صرف تهيه مواد غذايي مي شود، توجه به نكاتي چند ضروري است: كيفيت غذاهاي تازه اي كه از مواد خام اوليه به صورت بهداشتي در منزل تهيه مي شود بهتر از غذاهاي آماده و نيمه آماده بيرون است و هزينه كمتري دربردارد. آگاهي ما از مواد نگهدارنده كه به مواد غذايي به اصطلاح با دوام افزوده مي شود و اثر شيميايي اين مواد بر بدن مي تواند در نوع غذايي كه مصرف مي كنيم تعيين كننده باشد. متخصصين مي گويند تا آنجا كه مي توانيد فاصله ميز غذاي خود را تا مزرعه كوتاهتر كنيد.هنگام خريد تا آنجا كه ممكن است هميشه بزرگترين اندازه مواد مورد نياز را تهيه كنيم چون در اين صورت هزينه بسته بندي كمتر و مقدار بيشتري دريافت مي كنيم. آگاهانه توصيه مي كنند هنگامي كه گرسنه هستيد، براي خريد مواد غذايي اقدام نكنيد زيرا موادي را خواهيد خريد كه لازم نداريد. بهتر است تا آنجا كه مي توانيم از ظروف يكبار مصرف استفاده نكنيم زيرا هم هزينه اضافه بر خانواده تحميل مي شود و هم اين زباله ها باعث آلودگي محيط زيست مي شوند.
    براي آنكه نشان دهيم انسانهايي موقعيت شناس و حساس نسبت به مسائل جهان خود هستيم، روشي در زندگي اتخاذ كنيم تا به محيط زندگي خود آسيبي نرسانيم. به عنوان مثال:
    1- 1- با مصرف كمتر، زباله خانگي را تا آنجا كه مقدور است كاهش دهيم.
    2- 2- زباله هاي خشك مانند كاغذ و مقوا ،شيشه، پلاستيك و فلزات را جداگانه جمع آوري و به مراكز بازيافت تحويل دهيم.
    3- 3- از دستمالهاي پارچه اي به جاي كلينكس و از كيسه هاي پارچه اي براي خريد استفاده كنيم و كيسه نايلوني كمتر به منزل بياوريم.
    4- 4- در صورت امكان ياد بگيريم از مواد غذايي زائد، كمپوست يا كود گياهي تهيه نموده و در باغچه گلدان يا ظرفهاي يكبار مصرف سبزيكاري كنيم.
    5- 5- قبل از آنكه هر چيزي دور انداخته شود، فكر كنيم چگونه مي توان آن را به يك شي قابل استفاده تبديل نمود.مثل تهيه كاور لباس از ملحفه هاي كهنه، استفاده از شيشه هاي دهانه گشاد براي نگهداري شكر، برنج، آرد و ...
    6- 6- اگر براي تغذيه كودكان در مدرسه به جاي استفاده از كيسه نايلوني از كيسه هاي پارچه اي كه خود تهيه كرده ايم استفاده كنيم روزانه فقط در تهران 4 ميليون كيسه فريزر كمتر مصرف خواهد شد.

    صرفه جويي در برق
    استفاده از لامپهاي كم مصرف كه به تازگي از طريق رسانه ها به مردم شناسانده مي شود كمك زيادي به صرفه جويي در برق مي كند.
    لامپهاي اضافي را بايد خاموش كرد. البته در مدارس و ادارات بايد تابلوهايي در كنار پريز برق باشد تا افراد هنگام خروج چراغها را خاموش كنند.
    لامپهاي روشنايي بايد مرتباً گردگيري شوند.لامپهاي غبار گرفته روشنايي كمتري دارند و باعث اتلاف انرژي مي شوند.
    اگر نياز بيشتري به نور هست استفاده از يك لامپ بزرگتر با صرفه تر است.مثلاً يك لامپ 100 واتي بيشتر از 2 لامپ 60 واتي نور مي دهد.


    صرفه جويي در آب
    در سيارات ديگر شايد آب وجود داشته باشد ولي بسيار كم است. كره زمين را در واقع بايد كره آب ناميد. زيرا قسمت بيشتر آن را آب تشكيل مي دهد.البته در اين كرده 29 درصد آب به صورت بخار در اتمسفر و 71 درصد آب اقيانوسها، درياها، درياچه ها، منابع زيرزميني و يخ و برف قطبها هستند. آبي كه ما مصرف مي كنيم آب شيرين است كه فقط 1-1 درصد آبها را تشكيل مي دهد .ايران كشوري نيمه خشك و كم........



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی یک شنبه 11 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    اصلاح الگوي مصرف در بيان مقام معظم رهبري
    موضوع

    خبرگزاري فارس: بايد خودمان را اصلاح كنيم. بايد الگوي مصرف جامعه و كشور اصلاح شود. ما الگوي مصرف مان غلط است. چه جوري بخوريم؟ چه بخوريم؟ چه بپوشيم؟ تلفن همراه توي جيب مان گذاشته ايم؛ به مجرد اينكه يك مدل بالاتر وارد بازار مي شود، اين را كأنّهُ دور مي اندازيم و آن مدل جديد را بايد بخريم؛ چرا؟ اين چه هوس بازي اي است كه ما به آن دچار هستيم.

    ...امسال اولين سال دهه ي چهارم انقلاب است كه به نام «دهه ي پيشرفت و عدالت»ناميده شده است.به اين مناسب عرايضي عرض مي كنم؛ هم در زمينه ي برخي از مهم ترين مسائل كشورمان در داخل و هم چنين اشاره اي به بعضي از مسائل مهم بين المللي و خارجي. اين دهه را ده سال پيشرفت و عدالت كشور و نظام جمهوري اسلامي ناميديم؛ درحالي كه از آغاز انقلاب، ملت ايران با حركت عظيم خود و با ايجاد و استقرار نظام جمهوري اسلامي، به سمت پيشرفت وعدالت حركت كرده است.ده سال آينده چه خصوصيتي دارد كه آن را به عنوان دهه ي پيشرفت و عدالت نام گذاري كرده ايم؟ به نظر ما تمايز ده سال آينده با سه دهه ي گذشته، در آمادگي هاي بسيار وسيع و عظيمي است كه دركشور عزيزمان براي پيشرفت و عدالت به وجود آمده است؛ اين آمادگي ها به ملت بزرگ و مصمم ما اجازه مي دهد كه در اين زمينه يك جهش و يك گام بلند نشان بدهد.ملت، آماده ي يك حركت پرشتاب و بزرگي به سمت پيشرفت و عدالت است؛ چيزي كه در دهه هاي قبل، اين امكان با اين گستردگي براي ملت فراهم نبود.
    ...يك جمله ي كوتاه در مورد مفهوم پيشرفت، يك جمله ي كوتاه هم در مورد مفهوم عدالت عرض مي كنم؛ تفصيل اين اجمال را بايستي مسئولان، گويندگان، كساني كه با افكار مردم سر و كار دارند، باز كنند؛ هم تحقيق كنند، هم به مردم اطلاع رساني كنند. مقصود ما از پيشرفت، پيشرفت همه جانبه است. پيشرفت درتوليد ثروت ملي، پيشرفت در دانش و فناوري، پيشرفت در اقتدار ملي و عزت بين المللي، پيشرفت در اخلاق و در معنويت، پيشرفت در امنيت كشورـ هم امنيت اجتماعي، هم امنيت اخلاقي براي مردم ـ پيشرفت در ارتقاي بهره وري.ارتقاي بهره وري معنايش اين است كه ما بتوانيم از آن چه كه داريم، بهترين استفاده را بكنيم. از نفت موجود، از گاز موجود، از كارخانه ي موجود، از راه موجود و از آن چه كه در اختيار هست، بيشترين و بهترين استفاده را بكنيم.
    هم چنين پيشرفت در قانون گرايي و انضباط اجتماعي؛ كه اگر ملتي دچار بي قانوني بشود، قانون شكني بر ذهن و عمل مردم حاكم بشود، هيچ پيشرفت معقول و درستي نصيب آن ملت و كشور نخواهد شد. پيشرفت در وحدت و انسجام ملي؛ چيزي كه دشمنان از اول انقلاب سعي كرده اند آن را به هم بزنند؛ اما خوشبختانه ملت ما اتحاد و انسجام خود را با همه ي زمينه هايي كه ممكن بود براي تفرقه مورد سوءاستفاده قرار بگيرد، حفظ كرده است؛ اين را بايد هر چه بيشتر كنيم و ارتقاء ببخشيم.پيشرفت در رفاه عمومي؛ همه ي طبقات بتوانند از رفاه برخوردار شوند.پيشرفت در رشد سياسي؛ كه درك سياسي، رشد سياسي، قدرت تحليل سياسي براي جمعيت عظيمي مانند جمعيت ملت ما، مثل يك حصار پولادين در مقابل بدخواهي هاي دشمنان است؛ لذا ما بايد رشد سياسي خود را بالا ببريم. مردم ما از لحاظ رشد سياسي، امروز هم از بسياري از ملت ها جلويند؛ اما باز در اين جهت هم بايد پيشرفت كنيم. مسئوليت پذيري، عزم و اراده ي ملي؛ در همه ي اين زمينه ها بايد پيشرفت بشود.البته باحرف نمي شود، با الفاظ نمي توان كاري انجام داد، نوشتن اين چيزها روي كاغذ اثري ندارد؛ تحرك و برنامه ريزي لازم دارد، كه بعد اشاره اي عرض خواهم كرد.
    اماعدالت.پيشرفت اگر با عدالت همراه نباشد، پيشرفت مورد نظر اسلام نيست.اين كه ما توليد ناخالص ملي را، درآمد عمومي كشور را به يك رقم بالايي برسانيم، اما در داخل كشور تبعيض باشد، نابرابري باشد، عده اي آلاف و الوف براي خودشان داشته باشد، عده اي در فقر و محروميت زندگي كنند، اين آن چيزي نيست كه اسلام مي خواهد؛ اين آن پيشرفتي نيست كه مورد نظر اسلام باشد.بايد عدالت تأمين بشود. عدالت هم يك واژه ي بسيار عميق و وسيعي است كه بايستي خطوط اصلي آن را جستجو و پيدا كرد.به نظر ما عدالت، كاهش فاصله هاي طبقاتي است، كاهش فاصله هاي جغرافيايي است. اين جور نباشد كه اگر يك مركزي، يك استاني، يك شهري، يك كوره دهي از مركز دور است، در يك نقطه ي دور جغرافيايي كشور قرار گرفته است، دچار محروميت باشد؛ اما آن جايي كه نزديك است، برخوردار باشد؛ اين عدالت نيست.هم فاصله هاي طبقاتي بايد برداشته شود، فاصله هاي جغرافيايي بايد برداشته شود، هم برابري در استفاده ي از امكانات و فرصت ها بايد به وجود بيايد. همه ي آحاد كشور، آن كساني كه استعداد دارند، آن كساني كه امكان دارند، بتوانند از امكانات عمومي كشور استفاده كنند. اين جور نباشد كه نورچشمي ها مقدم باشند و افراد متقلب و خدعه گر جلو بيفتند. كاري كنيم كه افراد گوناگون كشور، همه بتوانند در برابر امكانات كشور، از فرصت برابر استفاده كنند.البته اين ها آرزوهاي بزرگي است، ليكن دست يافتني است؛ دست نيافتني نيست.اگر تلاش كنيم و كار كنيم، مي توانيم به آن برسيم.سخت است، اما شدني است.
    يكي از مصداق هاي عدالت، مبارزه ي با فساد مالي و اقتصادي است كه بايستي جدي گرفته شود.من سال ها پيش هم اين را گفته ام، بارها هم تأكيد كرده ام، تلاش هاي خوبي هم انجام گرفته است و دارد انجام مي گيرد؛ اما مبارزه ي با فساد، كار دشواري است؛ كاري است كه انسان، مخالف پيدا مي كند. شايعه درست مي كنند، دروغ مي گويند و آن كسي كه در اين ميدان جلوتر از ديگران حركت كند، بيشتر از همه مورد تهاجم قرار مي گيرد. اين مبارزه هم لازم است و بايد انجام بگيرد.خب، كساني كه بخواهند اين كارهاي بزرگ را چه در زمينه ي پيشرفت، چه در زمينه ي عدالت انجام دهند، بايد مديراني باشند كه به اين چيزها معتقد باشند،حقيقتاً عقيده داشته باشند كه بايد عدالت برقرار شود، بايد با فساد مبارزه شود.مديران معتقد و مؤمن به اين مباني كه داراي شجاعت باشند، داراي اخلاص باشند، داراي تدبير و عزم راسخ باشند، قطعاً مي تواند اين مقاصد و اين اغراض عالي الهي را تحقق ببخشند.اين مطلب اولي كه لازم بود عرض كنم.
    يك اقدام اساسي در زمينه ي همين پيشرفت و عدالت، آن مسئله اي است كه من در پيام نوروزي خطاب به ملت عزيز ايران عرض كردم؛ و آن مسئله ي مبارزه ي با اسراف، حركت در سمت اصلاح الگوي مصرف، جلوگيري از ولخرجي ها و تضييع اموال جامعه است؛ اين بسيار مسئله مهمي است. البته بار اولي نيست كه ما اين مطلب را مطرح مي كنيم. من در همين ديدار اول سال، در نوبت هاي متعددي در همين جا خطاب به مردم عزيزمان درباره ي اسراف، در باره ي ولخرجي و تضييع اموال و لزوم صرفه جويي مطالبي را عرض كردم؛ اما اين مسئله تمام نشده است؛ اين مقصود، آن چنان كه بايد و شايد برآورده نشده است.لازم است به عنوان يك سياست، ما مسئله ي صرفه جويي را در خطوط اساسي برنامه ريزي هايمان در سطوح مختلف اعمال كنيم. مردم عزيزمان توجه داشته باشند كه صرفه جويي به معناي مصرف نكردن نيست؛ صرفه جويي به معناي درست مصرف كردن، به جا مصرف كردن، ضايع نكردن مال، مصرف را كارآمد و ثمربخش كردن است. اسراف در اموال و در اقتصاد اين است كه انسان مال را مصرف كند، بدون اين كه اين مصرف اثر و كارايي داشته باشد. مصرف بيهوده و مصرف هرز، در حقيقت هدر دادن مال است. جامعه ي ما بايد اين مطلب را به عنوان يك شعار هميشگي در مقابل داشته باشد؛ چون وضع جامعه ي ما از لحاظ مصرف، وضع خوبي نيست.اين را من عرض مي كنم؛ ما بايد اعتراف كنيم به اين مسئله.عادت ها يمان، سنت هاي ما؛ روش هاي غلطي كه از اين و آن ياد گرفته ايم، ما را سوق داده است به زياده روي در مصرف به نحو اسراف.يك نسبتي بايد در جامعه ميان توليد و مصرف وجود داشته باشد؛ يك نسبت شايسته اي به سود توليد؛ يعني توليد جامعه هميشه بايد بر مصرف جامعه افزايش داشته باشد.جامعه از توليد موجود دركشور استفاده كند؛ آن چه كه زيادي هست، صرف اعتلاي كشور شود.امروز در كشور ما اين جوري نيست. مصرف ما به نسبت، از توليدمان بيشتر است؛ اين، كشور را به عقب مي رساند؛ اين، ضررهاي مهم اقتصادي بر ما وارد مي كند؛ جامعه دچار مشكلات اقتصادي مي شود. در آيات شريفه ي قرآن بارها راجع به پرهيز از اسراف در امور اقتصادي تأكيد شده؛ اين به خاطر همين است.اسراف، هم لطمه ي اقتصادي مي زند، هم لطمه ي فرهنگي مي زند. وقتي جامعه اي دچار بيماري اسراف شده، از لحاظ فرهنگي هم بر روي او تأثيرهاي منفي مي گذارد. بنابراين مسئله صرفه جويي و اجتناب از اسراف، فقط يك مسئله اقتصادي نيست؛ هم اقتصادي است، هم اجتماعي است، هم فرهنگي است؛ آينده ي كشور را تهديد مي كند.
    ...در مصارف گوناگون شخصي و خانوادگي، اسراف فردي صورت مي گيرد.تجمل گرايي ها، چشم و هم چشمي ها، هوسراني افراد خانواده، مرد خانواده، زن خانواده، جوان خانواده، چيزهاي غير لازم خريدن؛ اين ها از موارد اسراف است.وسايل تجملات، وسايل آرايش، مبلمان خانه، تزئينات داخل خانه؛ اين ها چيزهايي است كه ما براي آنها پول صرف مي كنيم.پولي كه مي تواند در توليد مصرف شود، سرمايه گذاري شود، كشور را پيش ببرد، به فقرا كمك كند، ثروت عمومي كشور را زياد كند، اين را ما صرف......



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی یک شنبه 11 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    اصلاح الگوي مصرف به سرمايه گذاري نياز دارد.
    موضوع

    خبرگزاري فارس: امروزه هرگاه سخن از صرفه جويي به ميان مي آيد، بلافاصله مصرف انرژي، آب، نان و ساير اقلام مشابه به ذهن افراد متبادر مي شود، اين در حاليست كه اصلاح الگوي مصرف داراي ابعاد و زواياي گوناگون بوده و شامل موضوعات مختلفي مي شود كه گاهي به راحتي قابل تشخيص نيستند.

    «سال 88 را سال اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها مي دانم و بايد با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال ظهور و بروز نمايد».
    (بخشي از پيام نوروزي سال 88 مقام معظم رهبري(دامه بركاته)
    امروزه هرگاه سخن از صرفه جويي به ميان مي آيد، بلافاصله مصرف انرژي، آب، نان و ساير اقلام مشابه به ذهن افراد متبادر شده و بي درنگ نگاه ها به سوي مردم معطوف و راهكارهايي مانند: استفاده از لامپهاي كم مصرف، جلوگيري از چكه شيرهاي آب و امثال اين موارد پيشنهاد مي شود. اين در حاليست كه اصلاح الگوي مصرف داراي ابعاد و زواياي گوناگون بوده و شامل موضوعات مختلفي مي شود كه گاهي به راحتي قابل تشخيص نيستند، و شناسايي آنها مستلزم مطالعه و بررسي كافي و همكاري متقابل مردم و مسئولين است، به همين دليل صرفه جويي رامي توان به دو روي يك سكه تشبيه نمود كه يك سوي آن مردم و در طرف ديگر دولت و دولتمردان و به عبارت ديگر مسئوليني قرار گرفته اند كه بايد با سياستگذاري و برنامه ريزي مناسب، اين مهم را محقق سازند.
    بعنوان مثال؛ گفته مي شود كه مردم ايران سومين مصرف كننده گاز جهان بوده و نسبت به ساير كشورها، در استفاده از انرژي برق 3برابر و در استفاده از سوخت 2برابر استانداردهاي تعريف شده و در مصرف سرانه شكر معادل 3كيلوگرم و در مصرف روغن 4.5كيلوگرم از ميانگين مصرف جهاني، بيشتر مصرف دارند و يا 33درصد از نان مصرفي توليد شده در كشور به ضايعات تبديل مي شود. اما هيچگاه گفته نمي شود كه چه مقدار از اين اسرافها از جانب مردم صورت مي گيرد و چه مقدار از آن ناشي از ضعف در سيستم هاي اجرايي است.
    هدر رفت منابع
    نتايج بررسي هاي صورت گرفته و داده هاي آماري بيانگر اين مطلب است كه بعنوان مثال: در زمينه برق بيش از 04درصد از برق مصرفي كشور قبل از مصرف در شبكه غيراستاندارد و نامناسب توزيع به هدر مي رود. آب نيز از وضعيت بهتري برخوردار نيست و حدود 22درصد آن به هنگام مصرف و در همين حدود و چه بسا بيشتر در شبكه فرسوده توزيع از بين مي رود، حتي در بخش توليدات كشاورزي نيز گفته ها حكايت از آن دارد كه حدود 52درصد از محصولات كشاورزي به علت توليد نامناسب در مسير كاشت و داشت و برداشت، كيفيت خود را از دست داده و بعنوان محصول نامرغوب از چرخه مصرف خارج مي شود، البته اين ضايعات و هدر رفت منابع، بجز مواردي است كه براثر توزيع فله اي يا بسته بندي نامناسب صورت مي گيرد.
    علاوه بر اين بايد به مشكلات ريشه دار ديگري مانند بي برنامگي در توليد محصولاتي مانند سيب زميني و پياز كه يكسال با كمبود و سال ديگر با مازاد مصرف مواجه است يا صادرات بدون برنامه و غيراصولي كه گاهي منجر به جلوگيري از خروج كالا و فاسد شدن يا تلف شدن كالا مي شود و همچنان لاينحل باقي مانده اند، نيز اشاره كرد.
    متأسفانه از ديرباز مشكل تا جايي مورد غفلت قرار گرفته و ريشه دوانده كه حتي مواردي مانند، محصولات وارداتي را نيز شامل مي شود، زيرا به اعتراف مسئولين ذيربط، حدود 21درصد از كالاهاي وارداتي به كشور در جريان حمل و نقل و جابجايي كالا از بين مي رود كه بخش قابل توجهي از آن به علت فرسودگي بيش از حد ناوگان حمل و نقل و بخشي از آن به علت غيراستاندارد بودن شبكه جاده اي و قسمتي نيز به علت مشكلات موجود در سيستم هاي بارگيري، تخليه و ساير عوامل مشابه صورت مي گيرد.
    حال اين سؤال مطرح است كه مقصر كيست؟ چگونه مي شود اين وضعيت را سامان بخشيد؟ و واقعاً چه مقدار ازاين اسراف ها را مي توان متوجه دولت دانست و چه مقدار از آن را به مردم نسبت داد؟ و اصولا چه مقدار از اين مصرف را مي توان مصداق اسراف دانست؟ چرا كه صرفنظر از همه مشكلات و ضعفهاي مورد اشاره در سيستمهاي اجرايي و نحوه مصرف مردم، شرايط و فرهنگ ايراني و اسلامي نيز تابع ضوابط و شرايطي است كه امكان قياس بين ايران و ساير كشورها را منتفي مي سازد.
    مصرف متناسب با فرهنگ بومي
    بعنوان مثال؛ درحاليكه طهارت درساير اديان مفهوم چنداني ندارد. فرهنگ اسلامي رعايت پاكي و غسل و وضو را بعنوان يك واجب عيني مورد تاكيد قرارداده و حضور افراد مختلف، اعم از محرم و نامحرم و حتي پدر و مادرو فرزندان دريك اتاق براي استراحت و خواب را نهي كرده است . و اين به معناي لزوم استفاده بيشتر از آب براي پاك شدن از نجاست و مصرف بيشتر انرژي براي بهره مندي از سيستم سرمايش و گرمايش اتاق ها و متقابلاً مصرف بيشتر منابع است يا فرهنگ ايراني و اسلامي همواره بر ضرورت توسعه و نگهداري فضاي سبز درمحيط زندگي يا بهره مندي از موهبت نگاه به آب به عنوان يكي از موثرترين عوامل نشاط و شادابي، ياد كرده است و ساخت حوض و آبنما درخانه ها و محيط هاي شهري را به يك فرهنگ مبدل ساخته و اين در حاليست كه شبكه آب آشاميدني و غير آشاميدني شهرها همچنان تفكيك نشده باقي مانده است.
    نكته قابل تأمل ديگر اين است كه براي تحقق اين هدف گرانبها و ارزشمند يعني صرفه جويي درمصرف منابع خدادادي كه همواره در ادبيات اسلامي بعنوان يك ارزش اساسي مورد تأكيد قرارگرفته، اين امكان وجود ندارد كه تنها به طرح مسائل شعاري و يا اقدامات كوتاه مدت و حاشيه اي بسنده نموده و از پرداختن به ريشه ها غفلت نماييم.
    علاوه بر اين ضرورت فرهنگ سازي و تعامل متقابل بين مردم و مسئولين از الزامات ضروري كار به شمار مي روند و طبيعتا رسانه ها و نهادهاي اجتماعي و بخصوص آموزشي نيز در اين زمينه از جايگاه و اهميت ويژه اي برخوردارند. بديهي است كه مشكلات و موانع به همين مقدار حجم ختم نمي شود، بنابراين تحقق اين هدف كار دراز مدتي است كه خود به سرمايه گذاري در ابعاد مختلف مادي و معنوي نياز دارد و براي اين منظور بايد راهبردهاي مشخص و روشني را تعريف و الگوهاي مناسبي را طراحي نمود.
    براي ترسيم تصوير مناسب و ملموس تر از اين هدف، در اين مقاله تلاش شده تا با نگاهي چند بعدي به موضوع، به اهميت و ضرورت سرمايه گذاري در اين زمينه اشاره وحتي المقدور مصاديق و راهكارهايي نيز ارائه گردد.

    تعاريف مرتبط با اسراف
    اسراف، اثرات، اقتار، تبذير و صرفه جويي؛ واژه هاي مترادف و بعضاً متضادي هستند كه هر كدام داراي بار معنايي خاص خود مي باشند و صحبت دراين باره نياز به بيان تعويض كامل و جامع از آنها دارد، اگر چه ممكن است دراين زمينه تعاريف متعدد و متنوع باشد، اما اكثر اين تعاريف داراي وجوه مشتركي هستند كه عملاً دربرگيرنده يك معنا و مفهوم مي باشد.
    صرفه جويي درلغت اينگونه تعريف شده است«اندازه نگه داشتن درخرج، اقتصاد، پس انداز كردن و صرفه جو نيز به كسي اتلاق شده كه در خرج كردن اندازه نگه دارد (مقصد)». (فرهنگ عميد) مقام معظم رهبري (حفظكم ا...) نيز دراين باره مي فرمايند:«صرفه جويي به معناي مصرف نكردن نيست، صرفه جويي به معناي درست مصرف كردن، بجا مصرف كردن، ضايع نكردن مال، مصرف را كار آمد و ثمربخش كردن است.» (بخشي از بيانات معظم له در ابتداي سال 88) اسراف وسرف، تجاوز از حد ميانه روي را گويند درهر كاري كه باشد. گرچه درصرف مال شهرت دارد. اسراف است. (مفردات راغب) همچنين صاحب مجمع البيان تجاوز درجانب افراط را اسراف و درجانب تفسير را سرف ناميده است. (اقرب الموارد) فرهنگ عميد نيز معني لغوي اين واژه را اينگونه تعريف مي كند« گزاف كاري كردن، درگذشتن از حد ميانه، تلف كردن مال، ولخرجي كردن، فراخ روي، فراخ رفتاري، افراط، تبذير، ولخرجي.» از آيات قرآن كريم كه بيش از 32 بار اين موضوع را به اشكال مختلف مورد اشاره قرار داده اند نيز چنين استنباط مي شود، كه هرگونه تجاوز از حد و حق، اعم از اينكه در انديشه باشد يا عمل، نوعي اسراف و خروج از حد اعتدال تلقي مي شود و محكوم خواهد بود. به عبارت ديگر خداوند افرادي كه در استفاده از نعمت هاي او زياده روي مي كنند يا سبب از بين رفتن مال و ريخت و پاش هاي نابجا مي شوند را مصداق اسراف كاران دانسته و به شدت مورد نكوهش قرار مي دهد.
    در روايتي از امام صادق(ع) آمده است: «اسراف آن است كه انسان مالش را از بين ببرد و به بدنش صدمه بزند». (مجموعه الاخبار- باب 171- حديث1) مقام معظم رهبري(دامه بركاته) نيز با استناد به آيات و روايت اسلامي مي فرمايند: «اسراف در اموال و در اقتصاد اين است كه انسان مال را مصرف كند، بدون اينكه اين مصرف اثر و كارايي داشته باشد، مصرف بيهوده و مصرف هرز در حقيقت هدر دادن مال است». (بخشي از سخنراني نوروز 88)
    تعريف تبذير اما چنين است: اگر چه تبذير در لغت به معناي تفريق كه منشأ آن از بذر (يعني پاشيدن تخم) مي باشد، تعريف شده است، اما استعاره اي است از كسي كه مال خود را ضايع كند، تبذير و تضييع مال خود يك نوع تجاوز از حد ميانه روي و اعتدال است و از همين رو اسراف و تبذير را مي توان مترادف يكديگر دانست.
    «اقتار» نقطه مقابل اسراف است. افراط و تفريط در هر موضوعي مي تواند زيانبار و خسارت ساز باشد به همين دليل علي رغم اشارات فراوان اسلامي مبني بر ضرورت رعايت صرفه جويي و اجتناب از اسراف، در عين حال همواره بر لزوم توجه به اعتدال و ميانه روي در امور نيز اشاره شده است. همانگونه كه امام صادق(ع) در حديثي «اقتار» را نقطه مقابل اسراف دانسته و مي فرمايند: «اقتار اين است كه غذايت نان و نمك باشد در صورتيكه قدرت داري غذاي مناسبتري بخوري».

    راهكار هاي اصلاح الگوي مصرف
    با استناد به تعاريف مذكور و تاكيد مقام معظم رهبري(دامه) بر اساسي بودن و درازمدت بودن كار، به نظر مي رسد مفهوم آنچه ايشان بعنوان اصلاح الگوي مصرف بيان فرمودند، در رديفي بمراتب بالاتر از صرفه جويي قرار داشته و شامل الزامات و مفاهيم ديگري مانند: آسيب شناسي، تعريف مفاهيم ذيربط در اين زمينه، تعيين استانداردهاي مصرف، طراحي سيستمها و روشهاي لازم براي نيل به استانداردهاي مورد نظر و رفع عوامل موجد اسراف و ضايع شدن منابع و حتي مواردي مانند: تغيير عادتهاي مصرف، ايجاد تعادل بين توليد و مصرف، اطلاع رساني و آموزش نيز مي گردد و لذا نبايد با سطحي نگري نسبت به موضوع، اين واژه را صرفا در اقدامات مقطعي براي كاهش مصرف خلاصه نمود.
    همانگونه كه اشاره شد هر يك از اين تعاريف در بردارنده مفاهيم خاص خود مي باشد، اما نكته مشترك همه آنها اينست كه همگي بر رعايت تعادل به عبارت ديگر جلوگيري از افراط و تفريط در امور دلالت دارند، بنابراين براي ورود به اين بحث قبل از هر چيز بايد با انديشه درست بگونه اي سياستگذاري و برنامه ريزي نماييم كه در عمل با وضع قوانين و مقررات خشك و بدون مطالعه و با غفلت از واقعيت ها، موانع رشد و شكوفايي را تشديد ننماييم و بجاي كاهش هزينه، آنها را در قالب و به شكلي ديگر افزايش ندهيم. اين مسئله چند كليد واژه و تعريف دارد كه بايد به آنها توجه شود:
    1- ميانه روي و اعتدال: ميانه روي و اعتدال و نگه داشتن حد و اندازه و همچنين اجتناب از افراط و تفريط را مي توان مترادف يكديگر دانست و اين مفهوم به آن معني است كه صرفه جويي و اسراف داراي چارچوب و حدودي است كه طبيعتا متناسب با موضوع و شرايط براي هر فرد مي تواند متفاوت باشد و نبايد در اجراي آن مرتكب افراط و تفريط شد و همواره بايد حد و اندازه آن را نگه داشت و اين نكته شامل تعادل مصرف نسبت به توليد هم مي شود.
    اسلام با نگاهي جامع به مقوله صرفه جويي، همواره اندازه نگه داشتن در امور را مورد تاكيد قرار داده و با عنايت به اين موضوع، نه تنها رعايت اعتدال در صرفه جويي را ضروري دانسته، بلكه يادآور شده است كه به هنگام بخشش و انفاق هم بايد حد اعتدال را رعايت نمود؛ همچنانكه در آيه 76 سوره فرقان مي فرمايد: «و آنان كه وقتي انفاق مي كنند زياده روي نكرده و سخت نمي گيرند، بلكه انفاقشان عادلانه و در حد اعتدال است» و اين نكته تا جايي مورد توجه قرار گرفته كه در احاديث مختلف از جمله در حديثي از امام حسن عسگري(ع) نقل شده است كه مي فرمايند: «سخاوت اندازه اي دارد، چنانچه از حد بگذرد، خود اسراف محسوب مي شود». (بحارالانوار- جلد 87-ص773)
    در اين باره از پيشواي اول شيعيان نقل شده است كه مي فرمايند: «حق نداري به دلخواه، به مردم چيزي بگويي و بدون دستور، به كارهاي دشوار اقدام ورزي! در دست تو، مالي از اموال خداوند عزو جل است و تو، يكي از خزانه داران اويي تا آن را، به دست من بسپاري». (نهج البلاغه، نامه 6)

    استفاده صحيح از منابع
    2-درست و بجا مصرف كردن: اين نكته نيز بيانگر آن است كه اسلام از مسلمانان نمي خواهد كه خود را از نعمات خداوندي بي بهره سازند، بلكه بر اين نكته تاكيد دارد كه انسانها از اين سفره گسترده، به درستي و متناسب با نياز واقعي خود متنعم شوند، از حديث امام صادق(ع) در بيان مفهوم (اقتار) نيز چنين استنباط مي شود كه در اسلام نه تنها لازم نيست افراد به هنگام توانمندي متحمل رياضت و سختي شوند، بلكه اين عمل نهي و منطقي و معقول نيز دانسته نشده است، اما در عين حال بر اين مسئله نيز تاكيد شده كه حتي در اوج توانمندي هم بايد از اسراف اجتناب نمود.
    براي تفهيم بهتر مسئله، خوب است اين حديث امام اول شيعيان جهان را مورد توجه قرار دهيم كه فرمودند: «قلم هاي خود را نازك كنيد و سطرها را نزديك به هم گيريد و زيادتي كلمات را حذف كنيد و مقاصد و منظورها را در نظر بگيريد! برحذر مي دارم شما را از پرحرفي و پرنويسي؛ زيرا اموال مسلمانان نمي تواند اين گونه خسارت ها را تحمل كند». (خصال ص912) و در جاي ديگر بيان مي دارند: «بخشش هاي بي جاي مال و ثروت، اسراف و زياده روي محسوب مي شود و بخشنده آن را در دنيا بالا مي برد و در آخرت او را پايين مي آورد، او را در بين مردم بزرگ جلوه مي دهد، و نزد خدا خوار و سبك مي كند». (نهج البلاغه- خطبه 621)
    3- ضايع نكردن مال: شايد يكي از مهمترين كليد واژه هاي بكار گرفته شده در اين تعاريف، همين واژه باشد، زيرا اين موضوع مي تواند از كوچكترين تا بزرگترين مصاديق اسراف را در برگرفته و شامل تمام افراد جامعه اعم از مردم و دولت باشد. همچنين اين نكته مي تواند جنبه هاي نامحسوس كار را نيز مورد هدف قرار دهد. به عنوان مثال در مورد سازمان ها مي توان به برخي از ضعف هاي موجود در طراحي ساز و كار مورد نياز براي استفاده بهينه از منابع مانند استفاده از سيستمها و روشهاي قديمي و ناكارآمد و غيراستاندارد يا استفاده از مصالح و امكانات نامرغوب كه معمولا منجر به خرابي هاي زود هنگام نتايج مي شود، اشاره نمود و در مورد مردم نيز مي توان، موضوعاتي از قبيل مصرف انرژي يا نان كه شامل: مواردي مانند استفاده از لامپهاي پرمصرف يا خريد بيش از مصرف نان و يا پخت چندين نوع غذا در يك ميهماني و دور ريختن مازاد آنها را نام برد.
    اين موضوع از چنان اهميت و جايگاهي برخوردار است كه امام علي(ع) در حديثي مي فرمايند: «آنچه را كه از سفره افتاده برداريد و بخوريد، زيرا آن دواي هر دردي است كه خدا بخواهد آن را التيام بخشد، براي كسي كه به نيت شفاء بخورد. (مجموعه الاخبار، باب 171، حديث 9، به نقل از نهج البلاغه) از امام صادق(ع) نيز نقل شده است كه امام(ع) مشاهده كردند، ميوه اي را نيم خورده از خانه بيرون انداخته اند، خشمگين شدند و فرمودند: «اگر شما سير هستيد خيلي از مردم گرسنه اند، خوب بود آن را به نيازمندش مي داديد» (مجموعه الاخبار، باب 171، حديث4)

    رعايت فايده و شان در مصرف
    4-كارآمدي و اثربخشي: بي ترديد يكي از ويژگي هاي الگوي مصرف مناسب و اصولي، ثمربخش بودن و منفعتي است كه بايد براي فرد يا جامعه به همراه داشته باشد، اعم از اينكه اين منفعت كوتاه مدت و محدود يا بلندمدت و مستمر باشد، به همين دليل است كه در طراحي الگوي مصرف نبايد، فقط به نتايج مقطعي و كوتاه مدت اقدامات توجه شود، زيرا چه بسا كه بر اثر تحت الشعاع قرار گرفتن برنامه هاي زيربنايي و اكتفا به دستاوردهاي ناچيز برنامه هاي كوتاه مدت و غفلت از آثار نامحسوس و پنهان اينگونه از طرحها بر ساير امور اجتماعي، بجاي صرفه جويي متحمل خسارتهاي سنگين تري بشويم و لذا چنانچه الگوي طراحي شده نتواند متضمن چنين ويژگي هايي باشد، اصولا نمي تواند كارآمد و ثمربخش محسوب شود.
    5- زيان جسمي: در برخي از احاديث به اين جنبه از كار نيز پرداخته شده و تاكيد كرده است كه مصرف بايد به گونه اي انجام شود كه هيچ گونه زياني اعم از جسمي و حتي روحي و رواني را براي فرد يا جامعه به همراه نداشته باشد. به اين ترتيب پرخوري، يا استفاده از محصولاتي مانند سيگار و يا حتي حرص و ولع بيش از حد براي كسب درآمد بيشتر و گردآوري مال و اموال توسط افراد جامعه و يا تبليغ و ارائه الگوهاي نامناسبي كه مي تواند منجر به بروز مشكلاتي مانند سوءتغذيه يا تشديد نگرانيهاي ناشي از احساس كمبود مايحتاج عمومي در جامعه شود، نيز از مصاديق اسراف به شمار رفته و مورد نكوهش اسلام است.
    6- قدرت خريد و شأن افراد؛ برخلاف ديدگاه برخي از افراد، صرفه جويي در اسلام به معناي مساوات در مصرف و استفاده يكسان از امكانات نيست، بلكه همانگونه كه اشاره شد، هدف درست و بجا مصرف كردن و جلوگيري از اسراف است و لذا مصرف مي تواند متناسب با شأن افراد باشد. همانگونه كه امام صادق(ع) در حديثي فرموده اند: «اسراف كننده را سه نشانه است: «چيزهايي را مي خرد و مي پوشد و مي خورد كه در شأن او نيست.» (تفسير نورالثقلين- جلد 1- ص 277)

    سؤالاتي درباره اصلاح مصرف
    همانگونه كه در مقدمه يادآوري شد، رعايت صرفه جويي و پرهيز از اسراف و تبذير داراي پيچيدگيها و نيز ابعاد و زواياي مختلف است، اما از آنجا كه وجود الگو از نيازهاي ضروري براي صرفه جويي بشمار مي رود، لذا بدون انديشه و طرح و برنامه مناسب و بدون پاسخ به سؤالات و ابهامات موجود نمي توان، توفيق چنداني در اين راه كسب نمود. برخي از مهمترين اين سؤالات و ابهامات عبارتند از:
    1- آيا اين امكان وجود دارد كه بدون فرهنگ سازي و حذف زمينه هاي اسراف، از مردم انتظار صرفه جويي داشته باشيم و مهمتر اينكه براي نهادينه سازي اين فرهنگ چگونه بايد عمل كرد؟
    2- آيا نقش متقابل دولت و مردم و نهادهاي اجتماعي در اين زمينه، تعريف و سهم هر يك براي دستيابي به اين هدف تعيين شده است؟
    3- آيا شرايط و بسترهاي لازم براي صرفه جويي، تغيير عادتهاي مصرف و جلوگيري از اسراف فراهم شده است؟
    4- آيا براي صرفه جويي و جلوگيري از اسراف و تضييع منابع، الگوهاي مناسب طراحي و تعريف شده است؟
    5- آيا براي تطبيق الگوهاي مورد نظر با فرهنگ ايراني و اسلامي تدبيري انديشيده شده است؟
    6- اصولاً آيا مصاديق و معيارهاي سنجش اسراف در هر موضوع، به درستي مشخص شده اند؟
    7- الزامات جلوگيري از ضايع شدن منابع و امكانات در هر دو بخش دولتي و مردمي كدامند؟
    8- استانداردهاي مصرف در هر بخش چگونه و توسط كدام نهادها بايد تعيين و تعريف شود؟
    9- اولويتها براي اجرا در كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت كدامند و پيامدهاي تاخير در اجرا چيست؟
    10- عوامل موجد اسراف كدامند، نقش هر بخش دراين زمينه چقدر است و الزامات رفع آن چيست؟


    نويسنده:احمدرضا هدايتي

    منبع: كيهان
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805310234 

     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی یک شنبه 11 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    گزارش مقايسه‌اي از اثر تعطيلات بر بازدهي نيروي كار در 20 كشور توسعه يافته
    موضوع

    خبرگزاري فارس: نتايج يك گزارش كه به بررسي رابطه ميزان تعطيلي‌هاي سالانه برخي كشورها با ميزان بازدهي كاري در اين كشورها پرداخته نشان مي‌دهد كه هر چه ميزان اين تعطيلات متعادل و متناسب‌تر باشد، ميزان بازدهي كاري در كشور نيز افزايش مي‌يابد.

    به گزارش باشگاه خبري فارس «توانا» به نقل از نشريه بيزينس ويك، ميزان تعطيلات در كشورهاي اروپايي تقريبا 10 روز بيشتر از همتايان خود در قاره آمريكا است.
    در اين تحقيق كه توسط موسسه مركر اروپا انجام گرفته است تعداد روزهاي تعطيل در كشورهاي اروپايي به طور ميانگين 34.4 روز اعلام شده است كه در مقايسه با 25 روز در ايالات متحده بالاتر است.
    كاركنان در ليتواني با 41 روز تعطيلي بالاترين تعداد روز تعطيل را دارند و فرانسه و فنلاند در رتبه دوم با 40 روز تعطيلي هستند.
    با وجود اينكه تعداد روزهاي تعطيل در آمريكا زياد نيست ولي مي‌توان در آمارها مشاهده كرد كه بهره‌وري كاري در بسياري از كشورهاي ديگر نسبت به ساعت كاري اين كشورها كمتر است.
    بررسي آمار كشورهايي از جمله بلژيك، هلند و لوكزامبورگ در توليد ناخالص داخلي نشان مي‌دهد كه بازدهي كاري اين كشورها نسبت به آمريكا فراتر رفته است. با اينكه اين كشورها با 28 و 30 روز تعداد روز تعطيلي بيشتري نسبت به آمريكا دارند و طبق محاسبات تقريبا 2 درصد بازدهي بالاتري دارند.
    در واقع مي‌توان اين نتيجه را از اين مطالعات برداشت كرد كه تعداد روزهاي تعطيل متعادل و مناسب مي‌تواند به مراتب به بهره وري بالاي كشورها كمك كند و آمريكا با اينكه در تكنولوژي و حجم توليدات در رتبه نخست قرار دارد باز هم با بيكاري 9.4 درصدي و عدم نشاط در بين مردم خود مواجه است.

    ترتيب كشورها بر اساس تعداد روزهاي تعطيل در سال به شرح ذيل است:

    1- فنلاند
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:40
    ميانگين ساعت كار در هفته:38.6
    نرخ بيكاري:8.1 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا (آمريكا=100): 78.9
    رتبه در رقابت جهاني: 6

    2- فرانسه
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:40
    ميانگين ساعت كاردر هفته:37.3
    نرخ بيكاري:9.3درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):98.2
    رتبه در رقابت جهاني:16

    3-اتريش
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:38
    ميانگين ساعت كاردر هفته:35.7
    نرخ بيكاري:4.3 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):85
    رتبه در رقابت جهاني:14

    4- انگليس
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:36
    ميانگين ساعت كاردر هفته:37.5
    نرخ بيكاري:7.8 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):83.1
    رتبه در رقابت جهاني:12

    5 - سوئد
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:36
    ميانگين ساعت كاردر هفته:37.5
    نرخ بيكاري:8.9 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):79.7
    رتبه در رقابت جهاني:4

    6 -ژاپن
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيلي:35
    ميانگين ساعت كاردر هفته:نامشخص
    نرخ بيكاري:7.4 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):70.2
    رتبه در رقابت جهاني:9

    7- دانمارك
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:34
    ميانگين ساعت كاري در هفته:36.2
    نرخ بيكاري:5.7درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):79.1
    رتبه در رقابت جهاني:3

    8- استراليا
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيلي:31
    ميانگين ساعت كاري در هفته:36.4
    نرخ بيكاري:5.7 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):82.4
    رتبه در رقابت جهاني:18

    9-سوئيس
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:31
    ميانگين ساعت كاري در هفته:37.8
    نرخ بيكاري:3.9 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):78.8
    رتبه در رقابت جهاني:2

    10- بلژيك
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيلي:30
    ميانگين ساعت كاري در هفته:36
    نرخ بيكاري:8.2 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):101.8
    رتبه در رقابت جهاني:19

    11- آلمان
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:30
    ميانگين ساعت كاري در هفته:36.1
    نرخ بيكاري:7.7 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):92.8
    رتبه در رقابت جهاني:7

    12-كره جنوبي
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيلي:30
    ميانگين ساعت كاري در هفته: نامشخص
    نرخ بيكاري:3.7 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):46.4
    رتبه در رقابت جهاني:13

    13- هلند
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:28
    ميانگين ساعت كاري در هفته:31.6
    نرخ بيكاري:3.2 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):101.7
    رتبه در رقابت جهاني:8

    14- ايسلند
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:27
    ميانگين ساعت كاري در هفته:43.9
    نرخ بيكاري:9.1 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):67.3
    رتبه در رقابت جهاني:20

    15- سنگاپور
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:26
    ميانگين ساعت كاري در هفته:46.3
    نرخ بيكاري:3.3 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):نامشخص
    رتبه در رقابت جهاني:5

    16- هنگ كنگ
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل26
    ميانگين ساعت كاري در هفته:48.8
    نرخ بيكاري:5.4 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):نامشخص
    رتبه در رقابت جهاني:11

    17- آمريكا
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:26
    ميانگين ساعت كاري در هفته:41.3
    نرخ بيكاري:9.4 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):100
    رتبه در رقابت جهاني:1

    18- تايوان
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيلي:25
    ميانگين ساعت كاري در هفته:نامشخص
    نرخ بيكاري:5.9 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):؟
    رتبه در رقابت جهاني:16

    19-نروژ
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:25
    ميانگين ساعت كاري در هفته:35.7
    نرخ بيكاري:3.1 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):132.7
    رتبه در رقابت جهاني:15

    20- كانادا
    ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:20
    ميانگين ساعت كاري در هفته:36.3
    نرخ بيكاري:8.6 درصد
    توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):نامشخص
    رتبه در رقابت جهاني:10
     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی یک شنبه 11 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    صفحات وبلاگ
    • تعداد صفحات :62
    •    
    •   
    • 50  
    • 51  
    • 52  
    • 53  
    • 54  
    • 55  
    • 56  
    • 57  
    • 58  
    • 59  
    • >  
     

    آخرين ارسال ها
    سایت "ایـــران کتــــاب" گشایش یافت
    -------------------------------- سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف ------------------------------
    اختتامیه مسابقه فرهنگی و هنری پیمانه برگزار شد
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (3)
    ◄ مكتب اعتدال و امت معتدل
    بخش هاي صنعتي
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (4)
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (1)
    وضعيت مصرف انرژي در صنعت آجر ايران و مقايسه با ساير کشورهای دنيا
    راهکارهاي کاهش تقاضاي سفر
     
    درباره وبلاگ
    از آنجا که سال 1388 با نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه‌اي سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف خوانده مي‌شود ، این وبلاگ نیز در این راستا و ارائه الگوهای مصرف موفق ایجاد گردیده است.
    سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف RSS

    نويسندگان :
     وحید صباغی
    MrSabbaghi@Gmail.com
     
    ساعت
     
    تبادل بنر
    پايگاه فناوري اطلاعات

    بانک پرسش و پاسخ

    بانک صوت و فيلم مذهبي

    همراه افزار


    مکان لوگوي شما

    شما مي توانيد لوگو سايت يا وبلاگ خود را بعد از قرار دادن لوگوي ما در وب خود در اين مکان قرار دهيد
    .......RASEKH........

     
    لوگوي ما

    دريافت کد:
    وحيد صباغي MrSabbaghi@Gmail.Com
    Rasekh.RasekhBlog.Com
     
    چت روم وبلاگ
     
    تصوير تصادفي
     
    تبليغات
     
     
     
     

    Copyright Rasekh.Rasekhblog.com 2009-2010
    (Adminstration by Vahid Sabbaghi)
    POWERED BY RASEKHOON.NET
    --------------------------------------------------------