• English / العربیة / French  
  •  

     


     

     


     

     


     

     


     

     


       

      صفحه خانگي خود كنید !   ایمیل به مدیر !   اضافه کردن به علاقه مندیها !   سال89،کـــار و همت مضــاعف

       



    آشنایى با کتابخانه بزرگ آیت‌الله العظمى مرعشى نجفى(رحمت الله علیه)





    آشنایى با کتابخانه بزرگ آیت‌الله العظمى مرعشى نجفى(رحمت الله علیه)

    قسمت اول

    سرآغاز

    کتاب و کتابخانه سنگ زیربناى فرهنگ و تمدن اسلامى است؛ و در آیین مقدس اسلام از ارزش و اهمیت فراوانى برخوردار است. از میان پیامبران الهى، تنها معجزه پیامبر اسلام (ص) «کتاب» است؛ و نخستین پیام آن نیز امر به خواندن(اقرأ).
    در روایات نیز به علم، کتاب و نوشتن اهتمام شده است؛ تا آنجا که فراگیرى آن فریضه دینى به شمار آمده و حتى پیامبر اسلام (ص) در هنگامه اى که به مجاهدان شهادت طلب نیاز داشت، مرکّب عالمان را برتر از خون شهیدان مى‌دانست: «مِدادُ العُلَماءِ اَفْضَلُ مِنْ دِماءِ الشُهَداءِ.» تأکید قرآن کریم و روایات معصوم (ع) برفراگیرى دانش، از مهمترین علل و موجبات توجه مسلمانان به کتاب و کتابخانه گردید.
    همچنین وصیت حضرت امیرالمؤمنین(ع) خطاب به فرزند ارجمندشان شایسته یادآورى است: «مطالعه آثار و اخبار پیشینیان و سیر در اوضاع و احوال گذشتگان به منزله آن است که انسان در تمام مراحل زندگانى با آنان همسفر بوده و بدین وسیله مى تواند نتیجه همه تجربیات و محصول تحولات چندین ساله آنان را به رایگان به دست آورد. نیز از کلمات آن سرور متقیان (ع) است که فرمود: «الکُتُبُ بَساتینُ العُلَماء؛ کتابها تفرجگاه دانشمندان‌ است.»
    علما و فرزانگان اسلامى نیز در توصیف و تعریف کتاب و نقش اساسى آن در انتقال علم و فرهنگ، سخنان بسیارى گفته‌اند، که از آن میان، سخنان جاحظ در این باره چشمگیرتر است. او در مقدمه الحیوان مى نویسد:
    «کتاب بهترین پس انداز و خزانه است؛ بهترین همنشین و پشتوانه. معلّمى آرامتر و دوستى سودمندتر و کم زیانتر از کتاب نیست. کجا دیده اى بوستانى در آستین و باغى در بغل جز کتاب.
    کتاب همان است که اگر به آن بنگرى، بهره‌ات دهد و زبانت را بگشاید و انگشتانت را در نوشتن مهارت و توانایى بخشد و واژگانت را در سخنورى شکوهمند سازد. با مطالع یک کتاب در یک ماه مى توان چندان دانش آموخت که در یک عمر از افواه رجال به دست نمى آید.»
    در همان سده‌هاى نخستین، بسیارى از عالمان، فقیهان، محدثان و دانشوران مسلمان به تدوین علوم اسلامى پرداختند و رساله ها، کتابها و مجموعه هایى ارزشمند در رشته‌هاى گوناگون به نگارش در آوردند؛ و ازاین رهگذر، هزاران کتابخانه تأسیس گردید؛
    به گونه‌اى که در مساجد، مدارس، بیمارستانها و آرامگاههاى بزرگان اسلام کتابخانه‌هایى پى‌افکنده شد، لذا تألیف کتاب و تأسیس کتابخانه ها، از آن رو که کارى بس مقدس و لازم شمرده مى شد، شتاب بیشترى گرفت و در اواخرسده دوم و آغاز سده سوم هجرى، با ظهور نضت ترجمه در بغداد، مرکز حکومت عباسیان، به اوج شکوفایى خود رسید. در این دوره برخى از کتابخانه‌ها نه تنها داراى صدها هزار جلد کتاب بودند، بلکه به صورت یک مرکز مهم علمى و تحقیقى در آمدند که صدها دانشمند در آنجا به تدریس، تحقیق، تألیف و تصنیف استغال داشتند. ابن ندیم در الفهرست گوشه هایى از آن همه کوششهاى علمى و فرهنگى را گزارش کرده و اسامى بسیارى از مترجمان، مؤلفان و کتابهایشان را نام برده و در حقیقت نخستین کتابشناسى اسلامى را نگاشته است. پس از وى نیز عالمان دیگرى به فهرست کردن کتابها و کتابشناسى آثار علمى دانشمندان پرداختند.
    روند تألیف کتاب و تشکیل کتابخانه ها، با همه تصادمها و جنگ و ستیزهاى سده‌هاى نخستین اسلام، هیچ گاه متوقف نگردید، بلکه با شتابى روز افزون تا اواخر سده ششم هجرى ادامه یافت، اما از سده هفتم، با هجوم ویرانگرانه مغولان، کتابخانه‌هاى اسلامى ـ که اندکى پیش از آن نیز بر اثر حملات پى در پى صلیبیان آسیبهایى دیده بود ـ خسارتهاى فراوانى دید. صدمات جبران ناپذیر، بسیارى از آثار علمى و فرهنگى کتابخانه‌هاى پربار را از میان برد؛ به گونه‌اى که امروز فقط نامى از آنها باقى مانده است.
    شناخت دقیق کتابخانه هاى کهن اسلامى، که هسته مرکزى فرهنگ و تمدن بشرى و گنجینه‌اى از میراث عظیم اسلامى بوده اند، ما را در بازشناسى فرهنگ و تمدن اسلامى یارى مى کند. همچنین مسلمانان را با سابقه درخشان خویش آشنا مى‌نماید و راه آینده را فرا رویشان هموار مى‌سازد. ملتها و اقوام دیگر نیز با پیشینه فرهنگى و تمدن غنى اسلام آشنا خواهند شد.
    آیت‌الله العظمى مرعشى نجفى ـ قدس سره الشریف ـ که به حق بزرگترین فرهنگبان میراث اسلامى در چهار سده اخیر به شمار مى‌آید، از دیر باز ضرورت این بازشناسى فرهنگى را احساس نمود و از سنین جوانى در جمع آورى ذخایر و میراث عظیم فرهنگى علماى اسلام لحظه‌اى درنگ را جایز ندانست. کوششهاى پیگیر و گسترده ایشان زمانى آغاز شد که غارتگران بین المللى تلاشى همه جانبه را براى تاراج این میراث بشرى آغاز کرده بودند. آیت‌الله مرعشى تا مدتها، یک تنه در مقابل چپاولگران ایستاد و آثار ارزشمند و نسخه هاى بسیار نفیس اسلامى را از چنگ آنها بیرون آورد. همو بود که از دوران جوانى و آغاز تحصیلات عالیه، و آن گاه که طلبه‌اى جوان بود، با چشمپوشى از نیازهاى ضرورى، مانند خوراک و پوشاک، به جمع آورى ذخایر اسلامى پرداخت.
    اقدامات مؤثر ایشان، برخى از عالمان و فرزانگان اسلامى را واداشت که به جمع آورى میراث علمى دانشمندان همّت گمارند. حاصل این تلاشها و فداکاریها، تأسیس کتابخانه‌اى بود که اکنون شهره آفاق است و یکى از بزرگترین کتابخانه‌هاى جهان اسلام به شمار مى آید. فرزند ارشد ایشان ، حضرت حجّت الاسلام و المسلمین دکتر سید محمود مرعشى نیز از نوجوانى در کنار پدر بزرگوار خود از دانش کتابشناسى و نسخه‌شناسى بهره کافى برده و اکنون یکى از برجسته ترین کتابشناسان و نسخه شناسان در ایران و جهان است.
    حجت‌الاسلام مرعشى در جمع آورى ذخایر این کتابخانه سهم بسزایى دارد. ایشان از دیرباز به این نکته واقف بوده اند که تنها گردآورى میراث اسلامى نمى تواند عامل حفظ و اشاعه آنها باشد، بلکه بایستى شرایطى فراهم آید تا این ذخایر به همگان شناسانده شود و پژوهشگران بتوانند از آنها سود جویند.
    در این نوشتار به معرفى کتابخانه بزرگ آیت‌الله الظمى مرعشى نجفى خواهیم پرداخت. بدیهى است که ما از بازگو نمودن تمامى خدمات و مشقات آن بزرگوار ناتوانیم. آنچه آمده است، گوشه هایى از آن همه رنجها و گرفتاریهایى است که براى به دست آوردن این ذخایر بى نظیر بر خود هموار ساخت و این سرمایه سترگ را در طَبَق اخلاص نهاد و به جامعه اسلامى تقدیم کرد تا همگان از آن بهره گیرند.

    مراحل شکل‌گیرى کتابخانه

    مرحله نخست

    هسته اولیه این کتابخانه هنگامى که مؤسس بزرگوار کتابخانه در نجف‌اشرف به تحصیل اشتغال داشتند شکل‌گرفته است. در آن روزگار ارزش و اهمیت میراث اسلامى بر همگان روشن نبود. ایشان نخست فهرستى از کتابهاى ارزشمند خطى و چاپى نادر را که در کمتر کتابخانه‌اى یافت میشد تهیه کرد؛ به امید آن که بتواند به تدریج آنها را به دست آورد.
    عدم تمکن مالى و رقیبان قدرتمندى که میراث فرهنگى اسلامى را از کشورهاى اسلامى خارج مى‌ساختند، دو مشکل اساسى بر سر راه ایشان بود. حتى روزى بر سر خرید یک نسخه خطى با نماینده کنسول انگلیس در عراق درگیر شد و شبى را در زندان سپرى نمود.
    آیت‌الله مرعشى با انجام نماز و روزه استیجارى، حذف یک وعده غذاى روزانه، کاستن بخشى از مخارج زندگى و کار شبانه در کارگاههاى برنج‌کوبى در نجف‌اشرف ـ پس از فراغت از درس و بحث، و با انگیزه و عشق سرشار به جمع‌آورى میراث و ذخایر اسلامى و فائق آمدن بر مشکلات و شکنجه‌هاى روحى، که در مسیر این هدف مقدس قرار داشت ـ سرانجام به مجموعه‌اى نفیس از نسخه‌هاى خطى و کتابهاى چاپى نایاب دست یازید.
    هنگامى که ایشان طلبه بود و در نجف‌اشرف با شهریه‌اى اندک زندگى میکرد، بارها اتفاق مى‌افتاد که ترجیح مى‌داد با این مبلغ کم نیز کتاب بخرد. روزى هم پس از تحمل گرسنگى چند روزه با پول ناچیزشان کتابى خریده و آن را در آغوش گرفته بودند که ناگاه بر زمین مى‌افتند، لیکن همچنان کتاب را در آغوش خود مى‌فشرده‌اند.
    گاه با گرو گذاشتن عبا و قبا و یا دیگر لباسهایشان کتاب تهیه میکردند. این همه، گویاى اشتیاق زایدالوصف آن بزرگوار به تهیه کتب پیشینیان و مطالعه و پژوهش و سپس به یادگار گذاشتن آنها براى دیگر طالبان علم است.
    با مهاجرت ایشان از عراق به ایران در سال ١٣٤٢ق، مجموعه‌هاى فراهم شده نیز به ایران انتقال یافت و در منزل شخصى خویش به نگاهدارى از آنها پرداخت؛ و به جمع‌آورى دیگر نسخه‌هاى نفیس همّت گمارد. در همان دوران استادان مشهور دانشگاه به قم مى‌آمدند و از نسخه‌هاى نفیس موجود در منزل ایشان ـ که در هیچ کتابخانه‌اى یافت نمى‌شد ـ بهره مى‌گرفتند. شیخ آقا‌بزرگ تهرانى در تألیف الذریعة، از کتابخانه معظم‌له بیشترین بهره را برده و در جاى‌جاى این اثر از ایشان یاد مى‌کند.
    جمع‌آورى تدریجى کتابها و استقرار آنها در چند اتاق در منزل، ایشان را با ضیق مکان مواجه ساخت. از این‌رو، نخست ٢٧٨ نسخه خطى نفیس را، که بیشتر به فارسى بودند، به کتابخانه دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران اهدا نمود، که در مقدمه جلد اول فهرست نسخه‌هاى خطى آن کتابخانه بدان اشاره شده است. سپس شمار بسیارى از نسخه‌هاى خطى و چاپى دیگر خود را به کتابخانه‌هاى آستان قدس رضوى در مشهد مقدس، آستانه حضرت معصومه (ع) در قم، آستانه حضرت شاه‌چراغ در شیراز، آستانه حضرت عبدالعظیم در شهر رى و مدرسه فیضیه در قم هدیه کردند، که مجموعاً به هزاران جلد مى‌رسد.

    مرحله دوم

    آیت الله مرعشى پس از تأسیس یکى از چهار مدرسه علمى بزرگ در قم، به نام مدرسه مرعشیه، در سال ١٣٨٥ق/١٩٦٥م نخست کتابخانه کوچکى در دو اتاق مدرسه مزبور پى‌افکند. آن‌گاه در سوم شعبان همان سال، مطابق١٣٤٤ خورشیدى، با انتقال مجموعه‌اى از کتابهاى چاپى و بخشى از نسخه‌هاى خطى به طبقه سوم مدرسه مرعشیه، با حضور معظم‌له و بسیارى از علما و مدرسان حوزه علمیه قم ـ کتابخانه جدید گشایش یافت.

    مرحله سوم

    استقبال روزافزون پژوهشگران و محققان، این کتابخانه را باکمبود جدى فضا مواجه ساخت. سرانجام چهار سال بعد، زمینى به مساحت هزار مترمربع، روبه‌روى مدرسه مرعشیه که کتابخانه در طبقه سوم آن قرار داشت ـ خریدارى گردید. در سال ١٣٩٠ق/١٩٧٠م به دست مبارک آیت‌الله مرعشى کلنگ بناى کتابخانه‌اى بزرگ بر زمین زده شد. آن‌گاه در پانزدهم شعبان ١٣٩٤/دوازدهم شهریور١٣٥٣/سوم سپتامبر١٩٧٤ به نام کتابخانه عمومى آیت‌الله العظمى مرعشى نجفى (ره) با بیش از شانزده هزار جلد کتاب خطى و چاپى و با حضور تعداد بسیارى از استادان و محققان و طلاب حوزه علمیه قم افتتاح گردید. هجوم علاقه‌مندان و مشتاقان استفاده از ذخایر آن کتابخانه دیگر بار مسئولان را بر آن داشت تا در سال ١٣٥٨ش/١٩٧٩م پانصد مترمربع دیگر از زمینهاى سمت غربى کتابخانه را خریدارى کنند و به آن ضمیمه نمایند. به این ترتیب، مجموع زیربناى کتابخانه در پنج طبقه بالغ بر ٤٥٠٠ مترمربع گردید.

    مرحله چهارم

    استقبال بى‌نظیر حوزویان و دانشگاهیان بار دیگر کتابخانه را باکمبود فضا روبه‌رو کرد. به همین دلیل، حضرت امام خمینى(قدس‌سره) طى حکمى در تاریخ ٢٤/١٢/١٣٦٧ دولت وقت را موظف نمودند که سریعاً کتابخانه را گسترش دهند. در پى این حکم، ساختمان قدیمى شرکت بیمه ایران از سوى دولت به کتابخانه اهدا شد و تولیت کتابخانه نیز تعدادى از خانه‌هاى پیرامون کتابخانه را خریدارى کرد؛ و در مجموع، غیر از ساختمان قدیمى کتابخانه، زمین آن بالغ بر ٢٤٠٠ متر گردید. سپس بررسى و مطالعات لازم براى آماده‌سازى نقشه‌هاى اجرایى ساختمان جدید آغاز گشت. بدین منظور، کارشناسان ایرانى در طول یک سال و ‌اندى با سفر به کشورهاى مختلف جهان، از ساختمان کتابخانه‌هاى مهم آنها بازدید کردند و پس از بررسى، نهایى آماده و آنگاه طى مراسمى (٢٠ذى‌حجه ٢٢/١٤١٠ تیر ١٣/١٣٦٩ژوئیه١٩٩٠) در پى‌گزارش مشروح تولیت کتابخانه مرحوم آیت‌الله مرعشى نجفى (ره) نخستین کلنگ ساختمان جدید را به زمین زدند. در این مراسم، تنى چند از شخصیتهاى برجسته مذهبى، سیاسى، علمى و فرهنگى حضور داشتند. متأسفانه معظم‌له ٤٧ روز بعد روى در نقاب خاک کشید و پایان کار ساختمان جدید را مشاهده نکرد. به جز مرحله نخست، همه مراحل بعدى با پیگیرى و کوشش جدى متولى کتابخانه به انجام رسیده است.

    واحدهاى کتابخانه

    این کتابخانه، که یک مرکز بزرگ فرهنگى بین‌المللى در جهان است، براى تحقق بخشیدن به اهداف والاى بنیانگذار بزرگوار آن، از مراکز و واحدها و بخشهاى مختلفى تشکیل شده است، که زیر نظر مستقیم تولیت و ریاست کتابخانه انجام وظیفه مى‌نمایند. اینک هریک از واحدها را به شرح زیر بر مى‌شماریم.

    ١ ـ حوزه متولى و ریاست

    متشکل از دفتر کار و اتاقهاى ملاقات متولى، دفتر معاون متولى، دفتر مسئول واحد خواهران، مسئول دفتر متولى. در حال حاضر معاونت و مسئولیت واحد خواهران بر عهده سرکار خانم مرعشى، همسر محترمه متولى کتابخانه است.
    متولى کتابخانه بالاترین مقام و مسئول کلیه امور است. همان‌گونه که یادآور شدیم، بنابر اسناد رسمى موجود از سال ١٣٤٥ش حجت‌الاسلام دکتر سیدمحمود مرعشى، فرزند ارشد و وصیّ بنیانگذار کتابخانه، تولیت و ریاست کتابخانه را برعهده دارند.

    ١. امور موقوفات وابسته به کتابخانه :

    تعدادى ساختمان مسکونى و تجارى در قم و تهران و اصفهان سالها قبل از سوى افراد نیکوکار وقف این کتابخانه گردیده است.

    ٢. روابط عمومى و امور بین‌الملل:

    این بخش داراى مسئولیتهایى بدن شرح است: ١. مسئولیت هماهنگى و برنامه‌ریزى میهمانان و بازدیدکنندگان داخلى و خارجى و نیز تهیه و تنظیم اخبار کتابخانه و ارائه آن به رسانه‌هاى گروهى براى آگاهى عموم، ٢. ایجاد روابط با مراکز فرهنگى؛ ٣. هماهنگى لازم براى مصاحبه و سخنرانیهاى متولى کتابخانه؛ ٤. تبلیغات مراسم سالگرد ارتحال بنیانگذار کتابخانه؛ ٥. تدارک برگزارى همایشها و نمایشگاههاى ویژه که کتابخانه برگزار مى‌نماید؛ ٦. تبلیغات کتابخانه در رسانه‌ها؛ ٧. برگزارى اردوهاى مختلف علمى و فرهنگى کارکنان کتابخانه؛ ٨. برگزارى مسابقات معارف، حفظ قرآن و حدیث و انتخاب کارمند برتر؛ ٩. نظرسنجى از مراجعان و کارکنان و انجام مشاوره‌هاى فرهنگى و پاسخگویى به آنها؛ ١٠. تنظیم عملکرد و آمارنامه‌هاى ماهانه و سالانه کتابخانه؛ ١١. تهیه و تنظیم بروشورهاى مختلف از بیانات و سخنان مؤسس بزرگوار کتابخانه؛ ١٢. تنظیم و ارائه گزارش سفرهاى علمى متولى کتابخانه، و به طور کلى اخبار مربوط به کتابخانه، به رسانه‌ها. همچنین هماهنگى در روز و تنظیم ساعات بازدیدکنندگان از کتابخانه و آگاه نمودن مسئول تشریفات از ساعات بازدید میهمانان.

    ٣. تشریفات و استقبال:

    وظایف این بخش عبارت‌اند از: استقبال از میهمانان و بازدیدکنندگان داخلى و خارجى؛ ارائه توضیحات لازم به میهمانان درباره واحدهاى کتابخانه؛ پذیرایى و تقدیم هدایا به میهمانان برحسب مقام و موقعیت هرکدام؛ تهیه و تنظیم فهرست بازدیدکنندگان و نشانى و مشخصات آنان و متقابلاً ارائه مشخصات کتابخانه به آنان؛ درخواست از میهمانان به منظور ثبت نظریات و دیدگاههاى خود درباره کتابخانه در دفتر یادبود؛ تهیه گزارش مربوط به بازدیدکنندگان و تحویل آن به دفتر متولى براى درج در فصلنامه میراث شهاب؛ پذیرایى از میهمانان بازدیدکننده و فراهم کردن مقدمات اقامت میهمانان خارجى در مهمانسراى کتایخانه یا هتلها.
    یادآورى مى‌شود کتابخانه بیشترین روزها پذیراى بسیارى از میهمانان داخلى و نیز شخصیت‌هاى برجسته خارجى است. تاکنون هزاران نفر از مشاهیر دانشمندان و سیاستمداران و پژوهشگران نامدار کشورهاى مختلف جهان از این کتابخانه بازدید نموده‌اند. نام بیشترین آنها در دفتر یادبود کتابخانه آمده است و در آن هریک پس از بازدید از مجموعه، دیدگاه‌هاى خود را کتباً در آن ثبت نموده‌اند. این دفتر گواه بر عظمت مجموعه و شخصیت بى‌نظیر آیت‌الله العظمى مرعشى نجفى است که ایشان را در مراکز فرهنگى جهان از شهرت و اعتبار والایى برخوردار ساخته است. نمى‌توان مسئولان کتابخانه‌اى بزرگ یا دانشگاه معتبرى را در جهان یافت که با نام کتابخانه آیت‌الله مرعشى آشنا نباشد. به گفته متولى محترم کتابخانه که در همایش‌هاى بین‌المللى حضور مى‌یابند آن قدر نام کتابخانه مرعشى شهره آفاق است که بدون استثناء شرکت‌کنندگان در همایش‌ها بانام ایشان و کتابخانه آشنایى کامل دارند.

    ٤. دبیرخانه :

    مسئولیت کلیه مکاتبات کتابخانه، اعم از داخلى و خارجى، که پیش‌نویسهاى آن باید به تأیید متولى کتابخانه برسد؛ همچنین تایپ مقاله‌ها، قراردادها، تفاهم‌نامه‌ها، فرم‌هاى داخلى کتابخانه، بایگانى سوابق مکاتبات، ارائه نشانى و مشخصات افراد یا مؤسسات داخلى و خارجى به واحد مراسلات پستى در مورد کتابهاى اهدایى کتابخانه برعهده این واحد است. یادآور مى‌شود که در حال حاضر این کتابخانه با بیش از چهارصد مرکز فرهنگى و کتابخانه‌هاى خارج از کشور ارتباط دارد و با تعدادى از آنها تفاهم‌نامه و یا قرارداد مبادله میکروفیلم و تصویر و یا نشریات منعقد ساخته، که مشخصات و سوابق تمامى آنها در بایگانى دبیرخانه موجود است.

    ٥. واحد خواهران :

    این واحد به منظور دستیابى خواهران پژوهشگر به منابع علمى و ذخایر موجود کتابخانه تشکیل شده است؛ و روزهاى جمعه و شنبه کتابخانه به خواهران اختصاص دارد و کارکنان آن نیز از میان خواهران انتخاب شده‌اند. ضمناً محققان و پژوهشگران خواهر که دوره‌هاى کارشناسى ارشد و دکترا را مى‌گذرانند، مى‌توانند غیر از جمعه و شنبه نیز با هماهنگى قبلى با دفتر متولى از منابع مورد نیاز خود بهره گیرند.

    ٦. مراسلات :

    نشانى و مشخصات افراد و مراکزى که از سوى کتابخانه براى آنها کتاب ارسال مى‌گردد، به وسیله این بخش از دبیرخانه دریافت مى‌شود. تهیه کتاب و بسته‌بندى و ارسال آن از طریق پست و یا دستى و ارائه قبوض پستى به امور مالى، و به‌طور کلى کلیه امور پستى اعم از نامه و محمولات دیگر، برعهده این بخش است. تولیت کتابخانه باید کتابهاى ارسالى به کتابخانه را انتخاب نماید.

    ٢. مرکز خدمات همگانى

    این واحد پاسخگوى مراجعان، اعم از عادى و متخصص، و پژوهشگران خواهر و برادر است. بخشهاى این مرکز به ترتیب عبارت‌اند از:

    ١. تالار بزرگ ابن‌سینا:

    این تالار براى استفاده عموم است و ٢٢٠٠ مترمربع مساحت دارد؛ و داراى ٧٥٠ صندلى با میزهاى چهار و شش نفره است که متقاضیان هنگام ورود به کتابخانه نخست به مرکز رایانه راهنمایى مى‌شوند و مسئولان مربوطه محل استقرار کتاب متقاضى را مشخص مى‌کنند. آن‌گاه مراجعه‌کننده در جایگاه انتظار، که داراى صندلیهاى متعدد است، قرار مى‌گیرد و پس از چند دقیق کتاب مورد درخواست را از گنجینه کتابهاى چاپى به وسیله کتابرسانهاى برقى به محل کتابرسانى منتقل و به او تحویل مى‌دهند. سپس مراجعه‌کننده وارد تالار مى‌شود و از کتاب مورد نظر استفاده مى‌کند. این‌گونه متقاضیان باید داراى کارت عضویت باشند. در حال حاضر، به طور متوسط دو هزار نفر در دو نوبت، صبح و عصر، از این تالار استفاده مى‌کنند. اعضاى ثابت کتابخانه با احتساب خواهران بالغ بر چهل هزار نفر است؛ و چنانچه ثبت‌نام متوقف نشود، تعداد متقاضیان بالغ بر صد هزار نفرند، زیرا در این کتابخانه غیر از ذخایر مکتوب، کتابهاى چاپى بسیار نایاب و کهن و نفیس وجود دارد که در هیچ یک از کتابخانه‌هاى داخل کشور وجود ندارد. البته تعداد مذکور غیر از پژوهشگرانى است که در تالار شیخ طوسى یا تالار محققان به پژوهش اشتغال دارند.

    ٢. تالار ویژه کتب حوزوى:

    در این تالار طلاب حوزه علمیه بدون کارت عضویت و با ارائه هرگونه کارت شناسایى دیگر مى‌توانند از کتابهاى موجود در آن استفاده نمایند.

    ٣. تالار خواجه نصیرالدین طوسى:

    این تالار با ظرفیت دویست صندلى به برگزارى همایشها و اجتماعات گوناگون، به ویژه همایشهاى تخصصى کتابدارى، کتاب‌پژوهى، کتابشناسى و نسخه‌شناسى اختصاص یافته است.

    ٤. تالار شیخ مفید:

    این تالار ویژه نشستها و کنفرانسهاى مختلفى است که کتابخانه برگزار مى‌نماید.

    ٥. فروشگاه کتاب:

    در این فروشگاه نشریات کتابخانه و سایر نشریات و کتب مؤسسه‌هاى گوناگون براى فروش به متقاضیان عرضه مى‌شود.

    منبع: www.kanoon-ansar.ir

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:08 AM   |  

    کوتاه و گویا





    کوتاه و گویا

    • کتاب، سکوی تعالی ادراک آدمی است.
    • گوهر علم در گران بهاترین صدف تاریخ، یعنی کتاب جای گرفته است.
    • کتاب، تنها رفیقی است که تو را با آنچه که هستی و در هر زمان می پذیرد.
    • کتاب ها می توانند تمامی افکار خوب انسان های خوب را اشاعه دهند و خواندن آنها راحت ترین کاری است که می توان در قبال این زحمات انجام داد.
           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:08 AM   |  

    کتاب و کتاب خوانی از منظر بزرگان





    کتاب و کتاب خوانی از منظر بزرگان

    • کسی که به کتاب ها تسلی و آرامش یابد، هرگز آرامش خود را از دست نخواهد داد.

      امام علی علیه السلام

    • دانش خود را بنویس و آن را در میان برادرانت منتشر ساز.

      امام صادق علیه السلام

    • کتاب، بهترین گوینده و سخن ران است.

      امام علی علیه السلام

    • کتاب هایتان را خوب نگه دارید که در آینده به آنها نیاز خواهید داشت.

      امام صادق علیه السلام

    • کتاب، بوستان دانشمندان است.

      امام علی علیه السلام

    • بعضی کتاب ها را باید چشید، برخی را باید بلعید و معدودی را باید جوید تا قابل هضم شود.

      سر فرانسیس بیکن

    • کتاب، بزرگ ترین اختراع بشر است.

      ویلیام شکسپیر

    • اگر کتابی ارزش خواندن را داشته باشد، پس ارزش خریدن هم دارد.

      دوژن راسکن

    • کتاب خوب، کتابی است که به انتظار و توقع گشوده و با سود و رضایت بسته شود.

      آلکوت

    • تو در یک شب این کتاب را می خوانی و من موی خود را برای نوشتن آن سپید کرده ام.

      سوئه

    • هیچ گاه کتابی را تنها به این دلیل که شروعش کرده ای، به پایان مبر.

      جان ویتراسپون

    • هنگام مطالعه کتاب، طرف صحبت فقط دانشمندان هستند.

      ساموئل اسمایلز

    • اغلب بین آنچه خواندنی است و آنچه باید خوانده شود، ابهام وجود دارد.

      مارتیمز جی آدلر

    • کتابی که می خوانی، نباید به جای تو فکر کند، بلکه باید تو را به اندیشیدن وادارد.

      جیمز مک واش

    • اگر یکی از مشتاقان کتاب هستید، بزرگ ترین خوش بختی جهان را دارید.

      ژول کارداتی

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:08 AM   |  

    گوهر ناب





    گوهر ناب

    قسمت سوم

    کتاب، آب حیات است

    صدای مهرآمیز کتاب، همچون صدای مهربان مادر است.
    کتاب عشق آموزی می کند. عشق را به ما نشان می دهد. صدای مهرآمیز موسیقی و عطر خوش فانوس ها و میوه ها را می توانی در صفحه صفحه کتاب ها حس کنی.
    رد زندگی را در سطر سطر صفحه ها می بینی. کلمات، پرنده های دوستی اند.
    کلمات، رازهای نهفته ای اند که از سینه پدران من و تو، به این سطرها رسیده اند.
    کلمات، رمز ماندگارند و کتاب ها، آب حیات.

    کتاب، غذای روح

    می توانی همه دنیاهای دور از دست را ببینی و ابرها را لمس کنی و بر بال فرشتگان، تا هفت آسمان اوج بگیری.
    با کتاب، می توان به هر جای دنیا سفر کرد. می توان حس کرد همه دیروزها را.
    همه دنیاهای دست نیافتنی، همه افسانه ها را، همه حقیقت ها را می توانی در کتاب ها جست وجو کنی. کتاب ها زیباترین دنیاهایی اند که می توان تصور کرد. کتاب، غذای روح است.

    راهنمای زندگی

    وقتی قدم به شهر ناآشنایی می گذاریم، بدون راهنما بی شک راه را گم می کنیم؛ چگونه است که برای زندگی و گام نهادن در پیچ وخم کوچه های آن، آن هم در این دنیای امروزی توقّع داریم بی راهنما به مقصد برسیم؟ همه ما ـ اگر از مقصد غافل نباشیم ـ برای رسیدن به مقصد به راهنما محتاجیم. ما مسلمانان علاوه بر قرآن، از کتاب های بسیار ارزشمند دیگری چون نهج البلاغه و کتب حدیثی دیگر بهره مندیم که به سهولت مشخصات همه کوچه ها و راه ها و بیراهه های سرزمین زندگی را در اختیارمان می نهد و راه را از بیراهه می نمایاند و بهترین، آسان ترین و نزدیک ترین راه ها را برای رسیدن به مقصد نشانمان می دهند. روز کتاب بر همه آنها که از مقصد غافل نمانده اند مبارک باد.

    هدیه ای گرانبها

    عالم کتاب و کتابخوانی، عالمی است همیشه بهاری؛ چرا که دانش همواره طراوت و رشد و شکوفایی به همراه می آورد. کتاب آینه ای است تمام نما از تجربه ها، آموخته ها، دانستنی ها و علوم مختلفی است که دیگران به رنج فراوان بر صفحه ماندگار آن به جا گذاشته و چون هدیه ای گرانبها به دست ما رسانیده اند. این برگ های سرشار از دانش نه به سادگی که گاه به تلاشی به گستره عمر یک دانشمند در پی هم آمده اند و امروز به آسانی در دست من و توست. پس به جاست که آن تلاش های گذشته را ارج نهیم و قدر کتاب را بدانیم.

    ترویج کتابخوانی

    یکی از راه های علاقه مند کردن کودکان به کتاب و کتابخوانی این است که بزرگترها آثار برتر کودکانه ای را گزینش کنند و در فرصت مناسب برای بچه ها بخوانند. این کار باعث می شود کودکان و فرزندانمان، کتابدوست و علاقه مند به کتابخوانی بار بیایند و این عشق و علاقه در وجودشان نهادینه و ماندگار بشود. تهیه و خرید کتاب و تشویق و ترغیب بچه ها به مطالعه و همراهی به آنها در بازدید از نمایشگاهها و کتابفروشی ها و هدیه دادن کتاب می تواند تأثیر زیادی در علاقه مند کردن کودکان به کتاب و کتابخوانی داشته باشد.

    یادگاران کهن

    «ابن اِدْریس حِلّیِ» که از فقیهان و دانشمندان بزرگ اسلام است، درباره کتاب می گوید: «چه بسا انسان فرزانه ای درمی گذرد، ولی کتاب هایش می ماند. خردمند فانی می شود، امّا اثرش ماندگار می گردد. اگر پیشینیان در کتاب هایشان حکمت های شگفت را جاودانه و شیوه زیست خود را بر ایمان ثبت و بدین ترتیب نادیدنی ها را برایمان دیدنی نمی کردند و درهای بسته را نمی گشودند و فزونی دانش خود را بر کمیِ معلومات ما نمی افزودند، اکنون چه عاقبتی نصیب ما می شد؟»
           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:08 AM   |  

    گوهر ناب





    گوهر ناب

    قسمت دوم

    پنجره دانایی

    همیشه این گونه بوده است که باز کردن یک کتاب، مساوی است با باز شدن یک پنجره در میان هزار پنجره که به دنیایی دیگر باز می شود.
    بسیاری از حرف هایی که می خواهی بشنوی و شاید نمی خواهی بشنوی؛ چه آنهایی که به فکرت خطور می کند و چه آنهایی که خطور نمی کند، همه و همه، کلمه به کلمه، روی کاغذهایی مکتوب شده است و تو می توانی از درون آن پنجره بنگری و بین خطوط، زندگی کنی و زندگی بجویی؛ پا به دنیا بگذاری که تا به حال ندیده ای. در آن حال می توانی گزینش کنی و آنچه می خواهی و نیاز داری برگیری؛ از میان همه این پنجره ها.

    پیام هایی برای بچه های عزیز

    روز بزرگ

    سلام بچه های عزیزم، حالتون چطوره؟ می بینم که همتون خندونید و گل لبخند روی لباتون نشسته. راستی مبارکه. می پرسید چی مبارکه. خوب امروز یه روز بزرگه. امروز شروع هفته کتابِ. آره بچه ها می شه. چرا نمی شه. به کتاب ها هم می شه تبریک گفت. همین که شما برید کتاب های قشنگ و رنگ و وارنگتون که توش یه عالمه شعر و قصه قشنگ نوشته شده رو بردارید و با خوندن یا شنیدن اونا، حرفای خوب و کارای خوب یاد بگیرید به کتاباتون این روز رو تبریک گفتید. من می دونم که اونا هم خیلی خیلی خوشحال می شن. می گید نه، امتحان کنید،ولی یادتون باشه که باید به چیزهایی که توی کتابا نوشته، خوب توجه کنید. باشه. بسیار خوب. من این روز رو به همه شما بچه های خوب و به کتابای قشنگتون تبریک می گم.

    دوست خوب

    بچه ها، امروز یکی از دوستای صمیمی خودم رو آوردم این جا تا به شما معرفی کنم. حتما می پرسید پس دوستم کجاست؟ نه خجالتی نیست. بیا تو. بیا تو. بله بچه ها معرفی می کنم، دوست خوب و مهربونم کتاب. بچه ها، ما دو تا همیشه باهمیم. دوست من کتاب هیچ وقت منو تنها نمی ذاره. درسته کتاب؟ اون خیلی به من کمک می کنه بچه ها. مثلاً اون به من یاد داد که وقتی به سن تکلیف رسیدم، باید نماز بخونم و روزه بگیرم. منم هیچ وقت اونو تنها نمی ذارم. ببینید چه لباس های تمیزی براش خریدم. دوستای کوچولوی من، شما هم می تونید با کتاب دوست بشید؛ دوستای صمیمی. کتاب به شما هم کمک زیادی می کنه، امتحان کنید.

    بهترین هدیه

    بچه ها، بهترین هدیه ای که تاحالا گرفتید چی بوده؟ ساعت. خوبْ دیگه. یه کیف قشنگ. خوبه اینا هدیه های قشنگیه. ولی بچه ها نمی دونم خبردار شدید یا نه. دیروز جشن تولد محمد بود. محمد یه بچه کوچولوی خوب مثل شماست. اون دیروز یه عالمه هدیه گیرش اومد. اما بچه ها. پدر بزرگ و مادر بزرگ محمد، هدیه ای به اون دادن که او با دیدنش خیلی خوشحال شد. می تونید حدس بزنید اون چه هدیه ای بود؟ خوب من خودم می گم. پدربزرگ و مادربزرگ برای محمد یه کتاب خیلی قشنگ هدیه آورده بودن. بزارید فکر کنم اسمش چی بود. آها. کتاب داستان زندگی حضرت محمد صلی الله علیه و آله . چه کتاب خوبی. امروز هم که روز کتاب و کتاب خونیه، شما می تونید به دوستاتون کتاب های خوبی هدیه بدید و اونارو خوشحال کنید. پس تا دیر نشده، بجنبید.

    کتاب های پاکیزه

    ای وای. ای وای. شما هم می بینید یعنی این کتاب مال کیه؟ بیچاره این کتاب از بس که خاک روش نشسته و کثیف شده، دیگه نمی تونه نفس بکشه. آخه بچه ها آدم هم اگه این همه خاک روی سر و بدنش بشینه، مریض می شه. این اصلاً کار درستی نیست. شما که از کتاب هاتون خوب نگهداری می کنید. آره بچه ها؟ امیدوارم همین طور باشه. اگر کتابامونو جلد بگیریم و اونارو تمیز و پاکیزه نگه داری کنیم، هیچ وقت به این حال و روز نمی افتن. حالا که قراره با کتاب دوست باشیم و ازش چیزهای زیادی یاد بگیریم، در عوض باید اونو تمیز نگه داریم تا همیشه بتونیم از کتابامون خوب خوب استفاده کنیم.

    کتاب خوانی

    بچه ها، آروم. نکنه یه وقت سر و صدا کنید. آخه زینب کوچولو اون گوشه نشسته و داره کتاب می خونه. می بینید چقدر با دقت داره کتاب می خونه. بچه های خوبم، وقتی جایی هستید که یک نفر داره مطالعه می کنه، نباید سر و صدا کنید. برای همین توی کتاب خونه ها نوشته شده «لطفا سکوت رو رعایت کنید». می دونید چرا بچه های خوبم؟ دلیلش اینه که آدم برای این که یه مطلب رو خوب خوب بفهمه، باید حواسش جمع باشه. شما هم اگر خواستید کتابی رو مطالعه کنید، حتما یه جای آروم ساکت رو برای خوندن اون کتاب انتخاب کنید.

    یک معلم

    بچه ها، اگه می خواید حرفای خوب خوب یاد بگیرید و اگه می خواید، یاد بگیرید که چه جور بتونید کارهای زیادی انجام بدید، باید سراغ کتاب برید. آره همین کتاب هایی که دورو بر شماست، می تونن بهتون کمک کنن. مثلاً ببینید بچه ها یکی از این کتاب ها، کتاب عزیز ما مسلمونا قرآنه. خدای مهربون توی این کتاب بزرگ، کارها و حرف های خیلی خوبی رو به ما یاد داده تا با انجام دادن اون کارها، بتونیم آدمای خوبی باشیم. می دونم که پدرو مادرای خوبتون حتما به شما چند سوره از قرآن رو یاد دادن. هر کتاب خوبی که خوندید، سعی کنید کارهای خوبواز اون یاد بگیرید و برای اینْ باید اون کتاب رو با دقت بخونید. بچه ها قرآن رو هم باید با دقت بخونید تا بتونید به دستورهای خدا عمل کنید تا بچه های خوبی برای پدرو مادرا و بنده خوبی برای خدا باشید.

    خانه کتاب ها

    تا حالا به کتاب خونه ها سرزدید. کتاب خونه جاییه که کتاب های اون جارو خیلی مرتب و منظم نگهداری می کنن. ممکنه شما هم توی خونه هاتون کتاب خونه داشته باشید. می دونید پدربزرگ من چی می گه بچه ها. کتابا چیزای با ارزشی اَن اگر از اونا خوب نگهداری نکنیم، خیلی زود از بین می رن. اون هر روز با دستمال کوچکشْ کتاب خونشو تمیز می کنه تا کتابا تمیز تمیز باشن. بچه های خوب، چطوره اگه شما هم توی خونه کتاب خونه ای دارید، امروز که روز کتاب وکتاب خونیه، پاشید و کتابارو گردگیری کنید. حتما کتابا خیلی خوشحال می شن. شما این جوری فکر نمی کنید.

    کتاب خوان های بزرگ

    ببینم بچه ها، می دونید چه کسایی بیش تر از همه با کتاب سر و کار دارن؟ آره درسته. دانش آموزها. دیگه؟ دیگه. آقا معلم ها، درسته بچه ها. اما آدم های دیگه ای هم هستن که بیش تر وقتشون رو در حال کتاب خوندن هستن. اونا کتاب های زیادی می خونن، خیلی زیاد. آخه باید چیزای خیلی زیادی یاد بگیرن. کسایی مثل دانشمندا. شما هم بچه های خوب، اگر دوست دارید چیزای زیادی یاد بگیرید، باید از همین حالا شروع کنید به کتاب خوندن تا عادت کنید. اون وقت کتاب می شه دوست همیشگی شما؛ یه دوست صمیمی که هیچ وقت از شما جدا نمی شه. ببینم بچه ها، شما که بدتون نمی یاد یه دوست صمیمی صمیمی داشته باشید.

    نویسنده بزرگ

    اگه از شما بچه های خوب بپرسن، می خواید چه کاره بشید، چی جواب می دید؟ خوب یکی می گه دکتر. یکی می گه معلم.ها؟ احمد چی می گه؟ آها بچه ها، احمد می خواد خلبان بشه. ولی سمیه خانوم یه چیز دیگه گفت. بچه ها، اون می خواد نویسنده بشه؛ یه نویسنده بزرگ. سمیه کوچولو می خواد کتابای خیلی قشنگ بنویسه؛ داستان، شعر. می دونید بچه ها، نویسنده ها آدم های زحمت کشی هستن. اونا خیلی زیاد فکر می کنن، هی فکر می کنن و فکر می کنن تا بتونن یه چیز خوب بنویسن و به شما کارهای خوب و حرف های خوبی یاد بدن، ولی سمیه خانوم! اگر شما می خوای نویسنده خوبی بشی، باید خیلی زیاد کتاب های خوب خوب بخونی. ما هم آرزو می کنیم که سمیه خانوم یه نویسنده خوب بشه و یه روزی مثل امروز که روز کتاب و کتاب خونیه، کتاب های خوبشو برای ما و همه بچه های خوب بخونه امیدوارم.

    خرید کتاب

    بچه ها، شما با پولای تو قلّکتون چیکار می کنید؟ بعضی ها همه پولشونو خوردنی می خرن. بعضی بچه ها هم اسباب بازی و از این جور چیزها. می دونید چرا اینو می پرسم؟ آخه وقتی داشتم می اومدم این جا، یه آقا پسر خیلی مرتبی رو دیدم که تعداد زیادی کتاب تو دستش بود. رفتم پیشش و بهش گفتم: آقا پسر، این کتابا رو از کجا آوردی؟ اون گفت: خریدم. با پولای خودم خریدم و می خوام توی تعطیلات تابستون همشو بخونم و چیزای زیادی یاد بگیرم. بچه ها کتاباشم نشونم داد. داستان زندگی پیامبران و امامان، داستان راستان، قصه، شعر و یه عالمه کتاب دیگه. شما هم می تونید با پول قلک هاتون، هر ماه یک کتاب تازه به کتاب خانه کوچک خودتون اضافه کنید.

    حبیب مقیمی - منبع: ماهنامه گلبرگ

    دوست خوب بچه ها

    دوست خوب

    وقتی یک کتاب را باز می کنیم از صفحه اول تا آخرین صفحه، فقط کتاب با ما حرف می زند و به ما چیز یاد می دهد؛ مثلاً شعرهای قشنگ، زندگی امامان علیهم السلام ، زندگی آدم های بزرگ و موفق، مسائل علمی؛ مثل جغرافیا، ستاره شناسی و خیلی چیزهای دیگر. خواندن این همه چیزهای جورواجور باعث می شود که ما از خیلی از چیزهایی که نمی دانیم با خبر شویم. در نتیجه توی زندگی کمتر اشتباه می کنیم و زندگی بهتری خواهیم داشت.

    دین ما به علم اهمیت می دهد

    دین اسلام خیلی به علم اهمیت می دهد و از جهل و نادانی بدش می آید. مثلاً حضرت علی علیه السلام می فرماید: «هرگاه خدا بخواهد بنده ای را خوار و ذلیل کند، دانش را از او دور می سازد».دین اسلام از پیروانش می خواهد تا زنده هستند، علم بیاموزند. یکی از آسان ترین راه هایی که ما می توانیم علم خود را زیاد کنیم، کتاب خواندن است.

    کتابخانه

    شما وقتی کتاب هایتان زیادِ زیاد شد، چکار می کنید؟ بهتر است همان کاری را بکنید که زهرا و نرگس کردند. یک روز که زهرا به خانه دوستش نرگس رفته بود، گفت: «من کتاب هایم خیلی زیاد شده و همه شان را هم خوانده ام». اتفاقا نرگس گفت: «من هم همین طور». بعد خواهر نرگس که بزرگتر بود گفت: «بچه ها! خوب چرا کتاب هایتان را به کتابخانه هدیه نمی کنید تا کتابخانه هم به شما کتاب های جدید بدهد؟». زهرا و نرگس تصمیم گرفتند کتاب هایشان را به کتابخانه محله هدیه بدهند و عضو کتابخانه شوند.

    آیا کتاب هم ما را دوست دارد؟

    من می دانم که همه شما هم مثل من کتاب را خیلی دوست دارید؛ اما آیا تاحالا به این فکر کردید که کتاب ها هم شما را دوست دارند؟ کتاب برای اینکه شما را دوست داشته باشد، سه تا شرط تعیین کرده است: اول اینکه همیشه آن را بخوانیم؛ دوم اینکه به چیزهای خوبی که یاد می گیریم عمل بکنیم؛ و سوم اینکه از کتاب، خوب مواظبت کنیم و آن را کثیف و پاره نکنیم. اگر این سه شرط را رعایت کنیم کتاب هم ما را دوست دارد.

    معصومه عسکری - ماهنامه گلبرگ،ش56

    کتاب، خوراک روح

    کتاب های کهنه، زیر گرد و غبار، بغض کرده بودند .
    نفسم را حبس کردم. وقتی آنها را ورق می زنی، بوی خوشایند پیری شان، پیش از خواندنِ آنها با تو حرف می زند.
    راستی مرکّب های سیاه، چه تصمیم سفیدی گرفته اند؛ روی کاغذ راه می روند و صراط مستقیم را نشانت می دهند...روی میز، بساط خوراک روحم را می چینم و سفره دلم را پهن می کنم تا پذیرای عزیزترین میهمان دلم باشم.
    یک خودکار لای انگشتانم برای به هم زدن شیرینی مطالبی که می خواستم سر بکشم، کافی بود. چیزی از لای برگ های کتاب می افتد و آن برگِ گُلی خشکیده است که هنوز بوی عطر معنا می دهد؛ از همین جا با کتاب آشنا شدم .

    میراث عالمان

    دست عالم، آن گاه که خود را بشناسد خواهد نوشت؛ پس نوشتن، مقدس ترین حالتی است که آفریده می شود و کتاب، شایسته ترین میراثی که از او بر جای می ماند، تا آن گونه که روزی تشنگی خود را با خواندن کتابی فرونشانده بود، برای آیندگان نیز چشمه ای جوشان و جاودان روان کرده باشد!...

    دانای پنددان

    یار خاموش مهربانم! قطره قطره واژه هایت بر جسم و جان روح، می چکد و در زمزمه های زلال صفحاتت، تصویر آینده دانستن ها را مجسم می کند.
    دانای پنددان من! سخن های بی شمارت که در سکوت بر زبان می رانی، بهترین اوراق پر امید زندگی را در پیش چشم ها می گشاید و دست های کاهی ات، نوازشگر دیدگانی است که چراغ دانش را می جوید و از تاریکی های جهل در گریز است.
    تو، صنعت دست انسانی؛ فرستاده ای از سوی یک عقل یک بینش، یک نگرش؛ اما شاید همان واژه قدیمی، بهترین یار مهربان، شایسته ترین زینت برای تو باشد؛ چرا که در دوستی هایت، آینه تمام نمای مخاطبان خویش هستی و از گفتن حقیقت ها، هیچ گاه نمی هراسی.
           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:08 AM   |  

    گوهر ناب


    گوهر ناب

    قسمت اول

    گوهر ناب

    با گلبرگ های کتاب

    کتاب های قطور و رنگارنگ پشت ویترین را که تماشا می کنم، گل های باغچه به یادم می آید؛ اما باید به خاطر داشته باشم که گل های باغچه با چیدن و ورق زدن پرپر می شوند؛ ولی کتاب ها با چیدن و تماشا، شکوفه می کنند، آن هم در ذهن من که تنهایی را می خواهم با دوست تقسیم کنم.
    سکه های جیبم، زنگ ها را به صدا درآودند تا لحظات دانایی را دریابند. پشت کتاب، مهریه نو عروس دانایی را نوشته بودند و من از شوق دانستن، نزدیک بود انگشتانم را نیز هدیه کنم تا همدم کاغذیِ مهربانم را به خانه بیاورم.

    دریچه ای روبه آفتاب

    سخن گفتن از کتاب، دلیل آوردن برای آفتاب است.
    کتاب در این چهار دیواری های دلگیری و افسردگی، روزنه ای به سوی سرسبزی است و دریچه ای رو به آفتاب.
    برگ های کتاب بال های پرواز ماست برای فاصله گرفتن از کویر ناآگاهی و پرواز در اوج دانایی.
    به چه کار آیدت ز گُل طبقی
    از گلستان من ببر ورقی
    گُل همین پنج روز و شش باشد
    وین گلستان همیشه خوش باشد
    کتاب، همیشه آماده زرافشانی است؛ دامن خود را برایش بگستریم. شاخسار کتاب، همواره پر از میوه است، دستانمان را برای چیدنش دراز کنیم.
    کتاب، گاه چون پیری فرزانه، به خیرخواهی مان برمی خیزد و زنگ بیدارباش را به صدا درمی آورد و گاه چون طبیب دلسوزی، مداوایمان می کند و نسخه های شفابخش در اختیارمان می گذارد. و چه سهم بزرگی دارد کتاب در بار یافتن بزرگان به قله دانش و معرفت.

    دوستی که نباید فراموش شود

    کلمات، پرونده های دوستی اند
    کلمات، پرنده های زیبایی اند که از دورترین جزیره های آشتی، به زیارت تو آمده اند.
    ...و کتاب ها، صمیمی ترین آشنایانی اند که تو مثل غریبه ها از کنار آنها می گذری.
    کتاب ها، دوستانی قدیمی اند که شاید ما هیچ گاه به یادشان نیاورده باشیم و غبار فراموشی، پشت ویترین مغازه ها و قفسه کتابخانه ها، زندگی را برای شان تلخ کرده باشند.

    همدم بی ادعا

    در دنیایی که هیاهوی صنعتی شدن و هوای سنگین و سربی ماشین ایسم، خفقان آور است، تنهایی، نعمتی بزرگ است و هیچ همدمی چون کتاب نمی تواند طعم خلوت های تو را شیرین کند؛ دوستی که لحظه ای تنهایت نمی گذارد؛ دوستی که می تواند همدم تلخی ها و شیرینی هایت باشد؛ همدمی که مهربان تر از آموزگاران و بی ادعاتر از مکتب داران است.

    کتاب یعنی...

    در ساحت بی کران اندیشه ات سیر می کنم، با گام هایی از جنس نور که روشنایی بخش ذهن جست وجوگر من است.
    تو چکیده فضیلت انسانی بر دیگر مخلوقات جهان که در برگ هایی سپید و واژه های سیاه، شکل گرفته ای.
    واژه واژه نامت، معرف توست، کتاب.
    کتاب، معلمی دلسوز است که در فضای اندیشه ها بال می گشاید و اوج می گیرد؛ معلمی که سبزترین آرزویش کتاب، تعالی ذهن های دانش آموزان است.

    یار مهربان

    امروز یاد گرفتم که کتاب بخوانم تا بیدار شوم؛ آن گاه پس از بیداری، پنجره های کاغذی اش را به روی هر فصلش بگشایم تا هوای تازه در روحم جریان یابد.
    حالا تمام کتاب های گوشه اتاقم صف کشیده اند تا یکی یکی به من برسند و من به آنها وقت قبلی می دهم تا با هم در میان سؤالات مبهم روزگار، قدم بزنیم.
    کتاب ها نامه های دوستان غایب من اند که با من از صراط مستقیم می گویند. امروز چقدر ذرّه های وجودم آماده شنیدن است؛ از آنها که دیر آمدم و نشنیدمشان، از آنها که زود آمدم و نخواهم دید و از آنها که هستند ولی دیدار میسّر نیست.
    در باز است؛ ای مفاهیم تازه، بر ذهنم فرود آیید!
           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:07 AM   |  

    به مناسبت روز كتاب و كتاب خوانی





    به مناسبت روز كتاب و كتاب خوانی

    میتوان فضل و معرفت انسان را از اندازه گرایش و عشق او به کتاب و کتابخوانی میزان کرد و میتوان از این محک گوهر آدمیان عیار گرفت.
    هر روز رسانه ای و فرهنگ پروری به جمع فرهنگ سازان جهان اندیشه راه میابد، اما هرگز قدر و منزلت کتاب رو به کاهش نمیگراید و غباری بر آیینه خورشید کتاب نمینشیند. گشت و گذار در هیچ صحرایی به اندازه گرداندن دیده بر روی برگهای کتاب طراوت بخش نیست. و به حق که میان حق و باطل فاصله همان قدر است که میان گشودن و بستن کتاب.
    اگر باز جویی خطا از صواب
    نیابی یکی همنشین چون کتاب

    به کتاب اهمیت بدهیم

    کتاب میراثی ماندگار، پدیده ای باشکوه و با ارزش و عنصری رشد افرین و روشنگر در پهنه زندگی بشر است. افتخار ما نیز در این است که فرهنگ باورهای دینی ما – یعنی آیین مقدس اسلام – مبتنی بر ارزش بینش و دانش و ارجمندی کتاب و نگارش است و خداوند منان معجزه ابدی آخرین و محبوب ترین فرستاده اش را یک کتاب قرار داده است.قرآن کریم سرامد همه کتابهای عظیم است. همچنین پیشینه فرهنگی ما و شمار کتابها و کتابخانه ها در عصر شکوفایی تمدن اسلامی و اهتمام دانشمندان اسلامی و ایرانی در پدید آوردن آثار ارزشمند جهانی، همه و همه ناظر بر اهمیت کتاب و کتابخوانی است.
    وظیفه همه افراد فرهیخته و همه نهادهای فرهنگی کشور است که در اشاعه، گسترش و تقویت هرچه بیشتر مسأله کتاب و کتابخوانی اهتمام ورزند و در یک کلام، همه درد آشنایان و دل اگاهان به منظور بسیج همگانی برای گسترش فرهنگ کتاب و کتابخوانی بپا خیزند تا هنگام خجسته ای پیش آید که در آن، (کتاب) همه جا، برای همه کس و در همه وقت به وفور یافت شود و مطرح باشد و هیچ کس در هیچ جا بهانه ای برای کتاب نخواندن نداشته باشد.

    جایگاه کتاب در فرهنگ و حاکمیت اسلامی

    اسلام، دین اندیشه و معرفت، دین دانش و کتاب و معنویت است. چنانکه میتوان گفت اصولاً ایین اسمانی ما، پرچمدار کتاب و کتابخوانی در زمین است اندکی تأمل و کاوش در لابلای اوراق زرین تاریخ اسلام، این حقیقت را به روشنی مینمایاند.
    ما وارثان نظام گرانبها، فرهنگ پویا و تمدن والای اسلامی، تا چه میزان باید به برخورداری از آثار مکتوب، فزایندگی کتاب و گستردگی کتابخوانی، دل خوش بداریم و بر خود ببالیم؟
    مقام معظم رهبری با استناد به تاریخ، از حضور خجسته و پرتو افشانیهای آثار گرانسنگ اسلامی یاد میکند و با اشاره به اشتیاق و اقبال غیر مسلمانان از بهره وری از این گنجینه های شکوهمند، خاطر نشان میسازد که جاذبه شور انگیز کتاب و بالندگی دانش و فرهنگ و کتابخوانی از آغازین سالهای حیات فرخنده اسلام، چنان دامنه گسترده ای یافت که تأثیر آن تا قرنها تداوم داشت.
    ما امروز میخواهیم آن حکومت و آن نظام و آن تمدن را در کشورمان پیدا و محقق کنیم پس باید به کتاب اهمیت بدهیم.

    کتاب و تحول فرهنگی

    بی تردید پیرایش فرهنگ از زواید زیان آور، آرایش فرهنگ پاکی و خلوص و گسترش فرهنگ در همه سطوح و برای تمام اقشار، نیاز به تلاش و همبستگی فراوان دارد و کتاب میتواند در عرصه و میدان بخوبی به کار گرفته شود و کارایی خود را به نیکی به منصه ظهور و بروز برساند.
    در تحول فرهنگی جامعه مطمعئناً نیاز به آن است که ما در باب فرهنگی و علوم و معارف بشری، هم ارتقاء فرهنگی پیدا میکنیم، هم شمول فرهنگی و هم خلوص فرهنگی، یعنی خالص کردن فرهنگ اسلامی و ایرانی خود از چیزهایی که زاید و مضر است. بلا شک معارف کنونی که در اختیار ماست بخاطر ضعف و انحطاط فرهنگی در طول دوره های اخیر دچار آن بودیم با برخی زواید مضر همراه است که بایستی فرهنگ ملت ما که بر پایه های اسلامی و بینش اسلامی هم متکی است از آن استخلاص شود این سه چیز برای تحول فرهنگی جامعه لازم است: رقاء فرهنگی، خلوص فرهنگی، شمول فرهنگی، ... هوشمندی و با فرهنگ بودن، حقاً بایستی به همه قشرها و به همه مردم گسترش پیدا کند، و این تلاش و مجاهدت لازم دارد.

    سرگذشت کتاب در گذشته و حال کشور

    کتاب و مطبوعات در طول سالیان دراز، سرگذشتی پر فراز و نشیب داشته اند. در روزگار سیاه طاغوت در حالی که افکار و اندیشه های الحادی بسادگی زمینه انتشار میافتند، نشر آثار و مفاهیم اسلامی به شدت تحت کنترل رژیم بود، ولی سر انجام به برکت پیروزی انقلاب اسلامی و تحقق شعارهای اسلامی و تحقق شعارهای اصلی استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، دنیای مطبوعات هم از عطیه الهی آزادی بهره مند گردید. بدیهی است که همه فرهیختگان و آزادگان این آزادی را مبارک میدانندو خجسته میخوانند، اما به همان اندازه هم روشن استکه هرگاه کسانی بخواهند موذیانه از گسترش عظیم آثار مکتوب سوء استفاده کنند و به بهانه بهره وری از آزادی، آزادانه دست به دسیسه بازی و توطئه سازی بزنند و مجری سیاستها و نیات پلید دشمنان شوند و همسو با آنان تیشه بر ریشه اصول بنیادین باورهای اسلامی و انقلابی ملت مسلمان ایران بزنند، همه آزادیخواهان و آزاد اندیشان آنها را طرد خواهند کرد.

    نقش بر جسته کتاب

    نقش برجسته، والا، حساس و سازنده کتاب در پویشهای تکامل آفرین فردی و اجتماعی ناشی از گستردگی روح ارزشی دانش و بینش و ابهت و اهمیت فرهنگ مکتوب در تاریخ بشری است، و به راستی سزاوار نیست چنین عنصر مهمی را بدست فراموشی و یا کم توجهی بسپاریم.
    در اهمیت عنصر کتاب برای تکامل جامعه انسانی همین بس که تمامی ادیان آسمانی و رجال بزرگ تاریخ بشری، از طریق کتاب جاودانه مانده اند و روابط فرهنگی جامعه بشری نیز از پوشش کتاب و مبادلات فرهنگی تقویت شده است .

    اسناد ارزشمند تاریخ

    اگر چه گفتن و بازگفتن از همه شگفتیهای انقلاب اسلامی و عظمتهای این دوره تاریخی تلاش مطلوبی در راه ماندگار سازی حماسه های بزرگ این روزگار است اما دفاع مقدس ما در رویارویی با حق ستیزان و متجاوزان و متجاوزان و باطل گرایان نقطه عظیم و برجسته و روشنی در این میان است. هرچند ابعاد جنگ تحمیلی به تمامی در کتابها ثبت نشده و عظمتهای توصیف ناپذیرش به بیان نیامده، با این همه تلاشهای ارزشمندی در این زمینه صورت گرفته است، به گونه ای که باید گفت مجموعه آثار ارائه شده در این زمینه، براستی اسناد ارزشمند تاریخ معاصرند.

    آثار ماندگار

    یک کتاب خوب، ماندگار و تأثیر گذار، چگونه به یک اثر خاطر آفرین و ماندگار بدل میشود؟ یکی از مهم ترین ویژگیهای چنین آثاری، در نظر گرفتن این نکته مهم است که این گونه کتابها دست کم پاسخی به یکی از سوالها و یا نیازهای مخاطبان خود بدهند، پاسخی که با توجه به اولویتها، زیبا و متین و استوار و قانع کننده باشد. برای این که اثری ماندنی بشود. باید خوب باشد. آثار خوب میماند، در دلها جای میگیرند و کهنه نمیشوند. خوب هم که میگوییم یعنی پاسخ به یک سوال و یک نیاز باشد . خوب فقط معنایش این نیست که از لحاظ هنری خوب تنظیم شده باشد و خیلی عمیق باشد، بلکه ممکن است اینطور نباشد، لیکن پاسخی به یک نیاز باشد.

    راستگو ترین ترازو

    در میان همه ابزارهای فرهنگی کتاب جایگاه ویژه ای دارد. تاریخ هیچ تمدنی خالی از کتاب و کتابت نبوده.میتوان کتاب را در کنار مبارک ترین پدیده های بشری – وبلکه الهی – نشاند.کتاب خاموش ترین آوازی است که در خانه های ما میپیچد و چه سرها را که به سامان میرساندو چه دلها را که به گرمی مینشاند. کتاب راستگو ترین ترازویی است که میتوان فرهیختگی اقوام را با ان سنجید و سبز ترین برگی است که جز به نسیم معرفت نمیرقصد.
    پیر راه است برای سالکان
    خرد ناب است برای عقل ورزان
    آیینه شوق است برای سوخته دلان
    پیشوای داناست برای راه گم کردگان
    گنج روان است برای سودا گران
    و همراه لایق است برای پیامبران
    همه فرهنگها با کتاب آغاز میشوند، با کتاب میبالند و تجربه های خود را به کتاب میسپارند. از این میان اسلام بیشترین بهره را از کتاب برده است زیرا وحی احمدی و گرامی نامه قرآن از مشرق برگ و قلم درخشیدن گرفت و معجزه سترگ محمد (ص) در میان سطرهای کتاب صورت پذیرفت.

    منبع: خبرگزاری جمهوری اسلامی

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:07 AM   |  

    نقش روحانيت در ترويج فرهنگ کتاب خواني




    نقش روحانيت در ترويج فرهنگ کتاب خواني

    رهبر معظم انقلاب اسلامي: من هر زماني که به ياد وضع کتاب در جامعه خودمان مي افتم قلبا غمگين و متاسف مي شوم . اين به خاطر آن است که در کشور ما به هر دليلي بايد کتاب اقلا ده برابر اين ميزان رواج و توسعه و حضور داشته باشد .
    هفته کتاب و کتاب خواني يادآور وظيفه ايست برعهده فرهنگ سازان جامعه اسلامي به خصوص روحانيت و حوزه هاي علميه تا با ترويج اين امر مبارک، ضمن مستحکم ساختن پايه هاي علمي و فرهنگي جامعه، آن را در برابر توفان هجمه فرهنگي بيگانگان بيمه سازند.
    امروزه اينترنت و استفاده از آن از يک سو و رسانه هاي گروهي مانند سينما و تلويزيون از سوي ديگر به قدري گسترش پيدا کرده که حتي در کوچکترين روستاها نيز مردم خصوصا قشر جوان ساعت هاي بسيار زيادي از وقت خود را صرف استفاده از تلويزيون ، سينما و اينترنت مي کنند . اين مهم هرچند در ظاهر امري خوش يمن و فرهنگ ساز جلوه مي کند اما اگر مو شکافانه به اين امر نگريسته شود ، مشاهده مي شود که هر چند اثر گذار باشد و فرهنگ ساز اما از سوي ديگر بر روي مخاطبان خود نسبت به کتاب و کتاب خواني اثر منفي مي گذارد، به نحوي که عموم کساني که شيفته جذابيت هاي تلويزيون و اينترنت هستند ديگر کمتر جذب کتاب و کتاب خواني مي شوند و اين امر نه تنها به صلاح ايشان که به صلاح جامعه نيز نيست .
    رسانه هاي جمعي خصوصا اينترنت مخاطباني کوتاه طلب ، خلاصه طلب و در عين حال تنوع طلب تربيت مي کند که اين گونه مخاطبان هيچ انگيزه اي براي انتخاب و مطالعه کتاب ندارند .
    آنچه مسلم است به هيچ وجه نمي توان جلوي ارابه چموش رسانه اي همچون اينترنت را گرفت اما مي توان با يک برنامه ريزي صحيح ، کارشناسي شده و مدون و منظم تا حدودي مانع از حذف کتاب و فرهنگ کتابخواني شد .
    اين نکات زنگ خطري هستند براي متوليان فرهنگي کشور خصوصا بخش حوزوي که بايد در صدد برنامه ريزي قوي و کارآمد براي احياء جدي فرهنگ کتاب و کتابخواني برآيند و به اين فرهنگ جاني دوباره ببخشند .
    همه ساله در اواخر آبان ماه که مقارن است با روز کتاب و کتابخواني يکي از تيتر هاي خبري عموم رسانه هاي جمعي اعم از تلويزيون ، راديو و پايگاه هاي اينترنتي مقالات و اخباري است پيرامون کتاب و کتابخواني. اما اينکه اين مقالات و مطالب چقدر موثرند و تا چه مقدار کاربردي هستند و تا چه حد به نتايج اين اخبار و آمار اعتنا و عمل مي شود حرف ديگري است و مجالي ديگر مي طلبد براي سنجش و بينش . اما صحبت اينجاست که چرا فقط در اين ايام به مساله مهمي چون کتاب و کتاب خواني پرداخته مي شود؟ آيا اين امر آنقدر ارزش ندارد که در طول سال ما شاهد صحبت و بحث پيرامون اين مقوله موثر فرهنگي باشيم ؟
    مقام معظم رهبري در ديدار با دست اندرکاران برگزاري هفته کتاب در سال 75 اين گونه فرمودند:
    «من هر زماني که به ياد وضع کتاب در جامعه خودمان مي افتم قلبا غمگين و متاسف مي شوم . اين به خاطر آن است که در کشور ما به هر دليلي که شما نگاه کني بايد کتاب اقلا ده برابر اين ميزان رواج و توسعه و حضور داشته باشد . اگر به دليل پرچم داري تفکر اسلامي و حاکميت اسلام به حساب بياوريد اين معنا صدق مي کند چون اسلام به کتاب و خواندن و نوشتن خيلي اهميت مي دهد هر منصفي به بيانات نبي مکرم اسلام و ائمه (ع) و پيشوايان اسلام نگاه کند مي بيند که اينها در چه زماني به کتاب و کتاب خواني دعوت مي کردند . اسلام پرچم دار کتابخواني است .
    اگر از اين جهت هم حساب کنيد که امروز اين ملت ، ملتي است که در دنيا دچار ستم هاي ناشي از اعلام غرض قدرت هاي استکباري جهان است ، پس بايد از خودش دفاع کند . کدام دفاع ملي است که در درجه اول متکي به فرهنگ و آموزش و بينش و دانش نباشد ؟ پس ، باز هم به کتاب برمي گرديم يعني شما از هر طرف که بچرخيد مجبوريد به کتاب اهميت بدهيد .»
    و در اهميت کتاب و کتابخواني همين بس که فرموده اند : من تسلي بالکتاب لم تفته سلوه
    بر اساس آنچه در يک بررسي اجمالي به دست مي آيد بايد گفت امروزه حوزه هاي علميه و در راس آن روحانيت بايد در دو محور فعاليت هاي خود را در راستاي گسترش فرهنگ کتاب و کتابخواني تدوين کنند .
    الف ) نهادينه کردن فرهنگ کتاب و کتابخواني در حوزه هاي علميه خصوصا در بين طلاب جوان : به نظر مي رسد که اين امر از دو جهت مهم است . يکي آنکه مسلما طلاب و روحانيون به عنوان يکي از اقشار متولي فرهنگي کشور بيش از هر قشر ديگري نيازمند مطالعه کارآمد ، موثر و به روز مي باشند . ديگر آنکه طلاب و روحانيون اگر در صدد فرهنگ سازي در اين زمينه باشند قطعا پيش از آن خود بايد اهل مطالعه باشند. در اين راستا به عنوان نمونه مي توان برنامه ريزي براي دوره مطالعاتي کتب شهيد مطهري و تفسير الميزان اشاره کرد. هر چند فعاليت هاي حوزه علميه خصوصا در سال هاي اخير در زمينه تخصصي کردن انتشارات و تاليفات غير قابل انکار که قابل توصيف است ليکن حوزه هاي علميه ناگزيرند از اينکه حداقل به هر نحو ممکن فضايي را فراهم کنند که طلاب و روحانيون با مسائل و مباحث روز آشنا شوند .
    ب) نهادينه کردن فرهنگ کتاب و کتابخواني در بين اقشار مختلف جامعه : اين محور از نظر منطقي در واقع مرحله بعد از برنامه ريزي براي حوزه هاي علميه است به اين معنا که يک طلبه وقتي خود يک عامل فرهنگ کتاب و کتابخواني باشد مي تواند در يک منطقه تبليغي در اين زمينه فرهنگ ساز باشد چرا که روحانيت به عنوان يک قشر موثر در جامعه در زمينه فرهنگ سازي کتاب و کتابخواني مي تواند نقش بسزايي داشته باشد .
    در اين راستا اقتضاي شرايط آن است که حوزه علميه از يک سو با تشکيل يک ستاد فرهنگي و از سوي ديگر برنامه ريزي و تخصيص بودجه کلان براي کتاب و کتابخواني نقش خود را در اين عرصه تبيين و تثبيت کند چرا که رهبر معظم انقلاب مي فرمايند: « الان ترويج دين در ميان مردم و نسل جوان با ترويج دين در صد سال پيش به کلي متفاوت است. شما اگر کتاب و استدلال صد سال پيش را جلوي جوانان امروز بگذاريد ، دل آنان را جذب نخواهد کرد . امروز مسائل و شبهات و افکار جديد مطرح است آن کسي که مي خواهد اسلام را مورد حمايت قرار بدهد بايد فکر و ابتکار جديد و صلاحيت هاي لازم را براي برخورد با شبهات در خودش به وجود بياورد .»

    منبع: رسالت

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:07 AM   |  

    درباره كتاب و كتابخواني و انواع كتابها





    درباره كتاب و كتابخواني و انواع كتابها

    عين‌القضات همداني، عارف نامي ايران متوفي به سال 525 ه.ق از مشايخ و شاگرد عمر خيام و امام محمد غزالي (برادر ابوحامد غزالي مشهور)، استادي داشته است به نام شيخ بركه همداني كه كاملاً امي و بي‌سواد بوده، با اين حال عين‌القضات سخت به او ارادت مي‌ورزيده و در نامه‌هاي خود بارها از او ياد كرده و نوشته است:
    «هفت سال كم يا بيش بركه را -قدس سره- مي‌ديدم و هرگز زهره نداشتمي كه دست فراكفش او كنم.»1
    البته در ميان عارفان كم نيستند افرادي كه استادان بي‌سواد و امي اما فاضل و عارف و واصل داشته‌اند كه مي‌توان به «ابوالعباس قصاب» استاد عطار، «شيخ ابوالحسن خرقاني» (425 ه.ق) و نيز شمس‌الدين تبريزي استاد كامل مولانا، اشاره كرد. معمولاً عرفا چيزهايي كه از اين عارفان نامي ولي امي يا ناشناخته، به‌صورت حضوري ياد گرفته‌اند، بيشتر از استادان علوم كسبي و حصولي بوده است.
    هرچند كتاب به معناي اعم آن تنها به معناي اوراقي چند از كاغذ كه در ميان دو جلد چرمي يا مقوايي قرار دارد نيست و مي‌توان آن را شامل كتب انفسي، عقلي، علوي، تكويني و... نيز دانست، اما در عصر ما آنچه بيش از هر چيز اهميت دارد و فرهنگ عمومي را ارتقا مي‌بخشد، همين مطالعه كتاب‌هاي معمولي تحريري است. اهميت مطالعه كتاب و كتابخواني تا بدان حد است كه اگر چنين پديده‌اي وجود نمي‌داشت، قطعاً نام بسياري از بزرگان، از جمله همين بزرگان: بركه، شمس، خرقاني و عالمان و عارفان ديگر زنده و برجاي نمي‌ماند. چنانچه همين مشايخ اگر داراي سواد بودند و چيزي تحرير مي‌كردند، آيندگان را بهره كامل‌تري مي‌رساندند و منشأ آثار و بركات بيشتري مي‌شدند.
    ما امروزه، زندگي، شخصيت و آثار و اقوال شيخ بركه همداني را از خلال نامه‌هاي عين‌القضات همداني يا مقالات شمس كه به قلم مولانا تحرير شده، درمي‌يابيم. اينكه شيخ بركه مفسر قرآن بوده و اگر چه عربي نمي‌دانست و تفسير را نزد كسي فرا نگرفته بود، اما بهتر از مفسران عربي‌دان بر اسرار و معاني قرآن واقف بود، و اينكه خواجه عبدالله انصاري درباره شيخ ابوالحسن خرقاني نقل كرده: «من از خرقاني الحمدلله شنيدم كه مي‌خواند [يعني سوره حمد را مي‌خواند] كه وي امي بود، الحمد نمي‌دانست گفت، و وي سيد و غوث روزگار بود.»
    البته فقط با نوشتجات و تحريرات آنهاست كه به وجود و شخصيت اين بزرگان پي مي‌بريم.
    بنابراين معناي اعم كتاب اگر هم شامل كتب انفسي و تكويني باشد، نمي‌تواند چيزي از ارزش كتاب‌هاي منتشره بكاهد. فرهنگ و تمدن انساني از ديرباز نشان داده كه كتاب به هر شكل كه باشد (كتيبه، سنگ نوشته، پاپيروس، استخوان، كاغذ و...) همواره جايگاه ارزنده خود را حفظ نموده است.
    در دوران گذشته نيز گستردگي معنوي اين واژه و اطلاق آن بر كتب انفسي و عقلي و تكويني وجود داشته، اما با اين حال بشر هيچ‌گاه نسبت به كتاب به معناي تحريري آن بي‌رغبت و غافل نبود. و اديان الهي نيز در قالب اسفار، صحف، مزامير و كتب، به كتاب اهميت داده و آن را ترويج نموده‌اند.
    چنانكه در قرآن كريم كلمه كتاب 71 بار به كار رفته است و سوره‌اي با عنوان «قلم» نازل گشته و در آن خداوند به قلم و آنچه مي‌نويسد سوگند خورده است.
    در واقع عالمان وارسته و عارفان برجسته همواره با اين دو نوع تلقي و برداشت از معناي كتاب: (تحريري و نفساني) مواجه بوده‌اند، اما باز هم كتاب تحريري را فراموش نكرده و با شعر يا نثر خود آثار گرانسنگي براي آيندگان خلق نموده‌اند.
    جلال‌الدين مولوي با اينكه به شمس تبريزي ارادت مي‌ورزيده و حتي نسبت به او عشق مي‌ورزيده و ارزش او را از صد كتاب برتر دانسته و گفته:
    هر موي من از عشقت بيت و غزلي گشته
    هر عضو من از ذوقت خم عسلي گشته
    با اين حال چيزي از ارزش و اهميت كتاب در نزد او نكاسته چنانكه خود مي‌گويد:
    از كتبخانه‌ها و علمنا
    ذوق علمي چشيده‌ام كه مپرس (ديوان شمس)
    بد نيست بدانيم كه حافظ هم مطلع زير را در استقبال از همين غزل مولانا سروده است.
    درد عشقي كشيده‌ام كه مپرس
    زهر هجري چشيده‌ام كه مپرس
    عشق در نظر عارفان همان مطالعه كتاب انفسي است كه به زعم ايشان سالك را از مطالعه كتاب تحريري بي‌نياز مي‌نمايد؛ اما همه عارفان و اهل دل چنين نبوده‌اند و به كتاب تحريري نيز عنايت وافر داشته‌اند.
    چنانكه صائب تبريزي مي‌گويد:
    نيست كاري به دورويان جهانم صائب
    روي دل از همه عالم به كتاب است مرا
    اكنون سخن اين است: امروزه در عصر تكنولوژي رسانه‌اي، كتاب معنايي ديگر يافته كه ديگر تنها به اوراقي چند در ميان دو جلد اطلاق نمي‌شود. همانگونه كه در اعصار گذشته كتاب فقط شامل كتائب (كتيبه‌ها) نبود و شامل: سنگي، چوبي، چرمي يا انواع گوناگون ديگر مي‌شد، امروزه نيز كتاب صورت‌هاي متنوع ديگري يافته است، با اين تفاوت كه كتاب در قديم تنها به دو صورت كلي: 1- كتاب تكويني، انفسي و 2- كتاب تحريري (با توجه به سير تحول در شكل آن در طول تاريخ) وجود داشته، اما امروز حتي شكل تحريري آن نيز تغيير معنا داده به صورت‌هاي متنوع عرضه مي‌شود. به طوري كه شاخص بودن شكل سنتي آن هم‌عرض همين اشكال مختلفش، مي‌باشد. مثلاً‌ اينترنت، cdهاي فشرده، مجلات، روزنامه‌ها و كانال‌ها و شبكه‌هاي تلويزيوني و ماهواره‌اي نقش انتقال اطلاعات را بر عهده دارند و نانوتكنولوژي با عرضه حافظه‌هاي گوشي‌هاي موبايل و mp3 و انواع مختلف رايانه‌ها سخت به كار انتقال اطلاعات مشغولند.
    لذا ديگر نمي‌توان به كتاب تحريري كه به شكل معمول سابق عرضه و چاپ مي‌شود، به عنوان يك رسانه اكتفا نمود. با اين حال به نظر مي‌رسد همه اين تحولات و پيشرفت‌ها در مقابل تعبير سابقي كه از معناي اعم كتاب مي‌شد، (كتب انفسي و كتب تحريري)، امروزه همان جايگاه گذشته را دارد. يعني از طرفي همه رسانه‌ها نظير نوعي كتاب انفسي مطرح مي‌باشند و كتاب تحريري و چاپي نيز جاي خود را به عنوان طرف ديگر آن مي‌نماياند. اگر چنين تعبير و تفسيري را بپذيريم، ما از هي‌چيك از اين دو نوع كتاب بي‌نياز نخواهيم بود و به هر دو نوع آن نيازمنديم. چنانچه در گذشته افرادي بوده‌اند كه تنها به مطالعه كتاب‌هاي انفسي بسنده مي‌كردند و چندان براي كتب تحريري ارزش قائل نبودند؛ برخي نيز برعكس، ارزش و اهميت بيشتري براي كتاب‌هاي تحريري قائل بودند.
    در مورد گوته شاعر بزرگ آلماني مي‌گويند: در حال احتضار علائمي را با دست خود به نشانه تحرير مطالب و اشعار خود رسم مي‌كرده و درست پس از اين واقعه، مرگ او را در ربوده است. نيز از او نقل شده:
    «من به راستي براي نوشتن به دنيا آمده‌ام! وقتي افكارم بر صفحه كاغذ نقش مي‌بندد خود را خوشبخت‌تر از هميشه احساس مي‌كنم.» البته او عاشق نوشتن بود. گروهي نيز شيفته مطالعه و برخي مفتون هر دو و پاره‌اي هم به كتب انفسي و هم تحريري ارادت داشتند. عطار، مولانا‌ و عين‌القضات از اين دسته اخير هستند.
    امروز نيز همين وضعيت به جهان كتاب و كتابخواني حاكم است، مي‌توان تنها به اينترنت اكتفا نمود، يا هم كتاب، هم اينترنت و يا همه رسانه‌ها و البته كتاب‌هاي زنده كه جاي خود را دارند. چرا كه هر چند كتاب‌ها بوستان‌هاي خردمندانند، خردمندان نيز آفريده همين بوستان‌هايند و مطالعه آنها نيز لازم، اما با اين حال به هيچ محذوري از مطالعه كتاب به معني اخص آن معذور نخواهيم بود.

    پی نوشت:

    1- نامه‌هاي عين‌القضات همداني، جلد1

    عليرضا صفاري - منبع: www.ido.ir

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:07 AM   |  

    نقش مادران در عادت کتابخوانى فرزندانشان




    نقش مادران در عادت کتابخوانى فرزندانشان

    شاید شما هم جزو مادرانى هستید که مایلید فرزندتان کتاب بخواند و مطالعات غیر درسى بیشترى داشته باشد، ولى متأسفانه او به کتابخوانى راغب نیست و ترجیح مى دهد که به جاى مطالعه، مثلاً تلویزیون نگاه کند. به عنوان یک مادر مهمترین کارى که باید انجام دهید، این است که لذت کتاب خواندن را در کودکتان ایجاد کنید. تماشاى تلویزیون، انجام بازیهاى کامپیوترى و سایر فعالیتها، کودکان را از کتاب خواندن باز مى دارد، ولى یافتن راهى براى حل این مشکل دشوار نیست. بدین منظور مى توانید پیشنهادات زیر را به کار ببرید:
    ۱- به عنوان نقطه شروع دنبال مطالبى باشید که احتمال مى دهید کودک شما به مطالعه آنها علاقه نشان مى دهد.
    ۲- انواع و اقسام متون خواندنى مانند کتابها، مجلات و کاتالوگهایى با عکسهاى رنگى را در معرض دید کودکان قرار دهید.
    ۳- دقت کنید که چه چیزهایى توجه کودک شما را به خود جلب مى کند. حتى ممکن است که فقط نگاه کردن به تصاویر کتاب براى وى جذابیت داشته باشد. اگر چنین بود، قسمتى از متن را با صداى بلند برایش بخوانید یا درباره موضوعات دلخواه او مطالب بیشترى تهیه کنید.
    ۴- به کودک خود نشان دهید که اوقات فراغت خود را با کتاب خواندن پر مى کنید و از این کار لذت مى برید.
    ۵- او را به طور مرتب به کتابخانه یا کتابفروشى ببرید و با هم به دنبال کتابهاى مربوط به بخش کودکان باشید. مى توانید از مسؤول کتابخانه بخواهید که در زمینه پیدا کردن کتابها و مجلات مورد علاقه کودکان به شما کمک کند.
    ۶- کودکان بزرگتر را تشویق کنید که براى خواهر یا برادر کوچکتر از خود کتاب بخوانند. آنها از اینکه شنوندگان مهارت هایشان را تحسین کنند، لذت مى برند.
    ۷- از زمانهاى مشخصى را براى مطالعه در نظر بگیرید که از زمان انجام تکالیف مدرسه جدا باشد. به طور مثال، ۲۰ دقیقه قبل از خواب، بعد از خوردن شام یا هر وقت دیگرى که با توجه به برنامه خانوادگى شما، مناسب است. ۱۰ دقیقه مطالعه آزاد در یک روز به پیشرفت مهارتها و عادات مطالعه فرزند شما کمک مى کند.
    ۸- براى کودک با صداى بلند کتاب بخوانید، بویژه کودکى که به علت عدم داشتن مهارت روخوانى نسبت به کتاب خواندن بى میل است. لذت ناشى از گوش کردن به صداى شما مى تواند اشتیاق اولیه براى خواندن کتاب را به کودک شما بازگرداند.
    ۹- فرزند خود را تشویق کنید که یک قسمت جالب از کتاب، مطلب کوتاهى از روزنامه یا نوشته خنده دارى را برایتان بخواند. هنگامى که بلند بلند مى خواند توقع نداشته باشید که همه لغات را درست ادا کند. حتى کتابخوانهاى خوب هم گاهى کلمات را جا مى اندازند یا اشتباه تلفظ مى کنند.
    ۱۰- کتاب و مجلات مورد علاقه اش را در موقعیتهاى مناسب به او هدیه دهید.
    ۱۱- مکان ویژه اى را براى کودک در نظر بگیرید تا کتابهایش را در آنجا بگذارد.
    ۱۲- گاهى اوقات کتابهاى سرگرم کننده و خنده دار را در اختیار کودک قرار دهید. خواندن لطیفه، معما، چیستان یا یک متن خنده دار با صداى بلند هم مى تواند جنبه دیگرى از مطالعه باشد.
    ۱۳- اگر به موضوعى علاقه نشان مى دهد تجربیات تازه در زمینه این موضوع در اختیارش قرار دهید. براى مثال اگر از خواندن کتابى درباره دایناسورها لذت مى برد، او را به موزه هاى تاریخ طبیعى ببرید.
    ۱۴- انگیزه لازم براى کتاب خواندن را در کودک خود ایجاد کنید. به طور مثال به او بگویید که اگر کتابى را تا آخر بخواند، او را براى تماشاى فیلم به سینما مى برید. همچنین به او کمک کنید که برنامه روزمره اش را طورى تنظیم کند تا وقت بیشترى براى مطالعه آزاد داشته باشد.
    ۱۵- تماشاى تلویزیون را براى کودکان محدود کنید تا وقت خود را به انجام فعالیتهاى دیگرى از جمله کتاب خواندن اختصاص دهند، ولى هرگز از تلویزیون به عنوان پاداشى براى خواندن کتاب یا مجازاتى براى کتاب نخواندن، استفاده نکنید.

    منبع: روزنامه ایران

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:07 AM   |  

    ارتقای جايگاه کتاب و كتابخواني در نظام جامع اطلاع رساني جوان كشور

    ارتقای جايگاه کتاب و كتابخواني در نظام جامع اطلاع رساني جوان كشور

    ارتقای جايگاه کتاب و كتابخواني در نظام جامع اطلاع 
رساني جوان كشور

    1. مقدمه

    جمعيت جوان در هر جامعه به عنوان سرمايه و آينده سازان آن جامعه محسوب مي شوند. بديهي است نگهداري، رشد و افزايش اين سرمايه كه در حقيقت ارزشمند ترين نوع آن نيز مي باشد، نيازمند به اتخاذ تدابير و تمهيداتي معين است. امروز مهمترين عامل در تدوين يك نظام از جمله نظام هاي اطلاع رساني، مخاطبان يا كاربران آن نظام هستند. كارايي در چنين نظامي ارتباط مستقيم با ميزان توجه به ضروريات و شرايط كاربران آن دارد. بنابراين آنچه كه بايد بيش از هر موضوع ديگري در ايجاد نظام جامع اطلاع رساني جوان مورد توجه قرار گيرد، نيازها و شرايط جمعيت جوان جوامع امروزی است .
    مروري بر پيشينة نظامهاي جامع يا ملي اطلاع رساني در كشور، ما را به برنامه ملي اطلاع رساني كشور مي رساند كه براي اولين بار بصورت مصوب در تير ماه سال 1376 توسط كميسيون اطلاع رساني شوراي پژوهشهاي علمي كشور ارائه گرديد. از آن زمان تا كنون كه قريب به چهار سال مي گذرد، مباحث و نوشتارهاي متعددي در خصوص نظامهاي جامع و ملي اطلاع رساني مطرح و نگاشته شده اند كه هر يك در بر گيرنده بخشي از پيكره جامعه اطلاع رسانی كشور مي باشند. در بيشتر اين مباحث و نوشتارها ساختار كلي نظامهاي اطلاع رساني مورد توجه قرار گرفته است و در كمتر پژوهش يا نوشتاري به موضوع اطلاع رساني با جهت گيري ويژه نسبت به نسل جوان پرداخته شده است. در برخي از اين آثار بصورتي سطحي و تلويحي به نوجوانان و جوانان تنها به عنوان بخشي از مخاطبان يا كاربران چنين نظامهايي اشاره شده است.
    از سوی دیگر نقش نظامهاي اطلاع رساني در تحقيق، توسعه و اشاعه اطلاعات از اهميت روز افزوني بر خوردار شده است و چنين نظامهايي در روند پيشرفت علمي و فرهنگي جامعه نقش حساسي بر عهده دارند. زيرا با سه وظيفه مهم شناخت نيازها، تهيه اطلاعات مناسب با آن نيازها، وانتخاب مجراي مناسب براي انتقال اطلاعات به جويندگان آن روبرو هستند.
    در این شرایط و با توجه به فرايند رشد نسل جوان و پيشرفت و گسترش فعاليتهاي مربوط به آنها، گرايش كتابخانه ها ومراكز اطلاعات از تمركز به تخصص و امكان انتقال اطلاعات ويژه به جويندگان خاص، ضرورت وجود يك نظام اطلاع رساني دراين حوزه بيش از پيش رخ مي نمايد. نظامي كه بتواند كليه امكانات مربوط به مراكز فعال، فعاليت ها، و برنامه هايي كه به كودكان و نوجوانان مربوط مي شود را گردآوري كند و در اختيار آنها قرار دهد . توجه به گروه سني نوجوان و جوان از نظر موضوعي، ويژگي هاي خاص آنها و تخصصي بودن كليه موضوعات وابسته به آنها، برخورداري کارشناسان مربوطه از تخصص ويژه را در كليه رده بندي هاي علوم بشري از جمله علم اطلاع رساني می طلبد.
    در متن حاضر كوشش مي شود وضعيت و جايگاه مطالعه و كتابخواني در نظام پيشنهادي جامع اطلاع رساني جوان كشور از ابعاد و زواياي گوناگون مورد بحث و بررسي قرار گيرد. اميد است در مجالي ديگر كليات مربوط به اين نظام جامع و فراگير تقديم صاحب نظران و دست اندركاران جامعه اطلاع رسانی كشور شود .

    1-1. تعريف نظام اطلاع رساني

    بطور كلي تعاريف زيادي از نظام اطلاع رساني شده است كه از میان همه آنها به دو تعريف زير اشاره مي شود:
    1-1-1. نظام اطلاع رساني مجموعه اي نظام يافته از اهداف، تصميم گيري ها، سياستگذاريها، برنامه ريزي ها وسازماندهي مراكز اطلاع رساني، هدايت و نظارت بر امر اطلاع رساني موسسات اطلاع رساني و خدمات اطلاع رساني است( كميسيون اطلاع رساني شوراي پژوهشهاي علمي كشور ).
    1-1-2. نظام اطلاع رساني مجموعه اي از نيروها و سازمانهاي مرتبطي است كه اطلاعات و خدمات مشورتي مربوط به نيازها و قابليت هاي متغير مقوله هاي ويژه اي از استفاده كننده گان را در اختيار آنها قرار مي دهد ( يونسكو ).

    1-2. ويژگي هاي نظام جامع اطلاع رساني

    1-2-1. اشاعه فرهنگ استفاده از اطلاعات به عنوان مبنائي براي تحقيق، سياستگذاري، برنامه ريزي و اجرا؛
    1-2-2. سازماندهي فعاليت هاي اطلاع رساني و ايجاد ارتباط و هماهنگي بين مراكز اطلاع رساني كشور؛
    1-2-3. گسترش و نهادي كردن فعاليت هاي اطلاع رساني در كشور؛
    1-2-4. گسترش و تقويت امكانات ملي به منظور پيوستن به نظام بين المللي اطلاع رساني و دستيابي به آخرين يافته هاي بشري

    1-3. ويژگيهاي نظام جامع اطلاع رساني جوان

    1-3-1. محوريت شرايط، خصوصيات و نيازهاي نسل جوان دركليه سياستگذاري ها و تصميم گيري ها؛
    1-3-2. بومي سازي پژوهش ها، دستاوردها و نوآوري هاي مربوط به اطلاع رساني در سطح جهان؛
    1-3-3. راهنمايي نظام مند كاربران جوان و هدايت آنها به مجموعه های اطلاع رساني؛
    1-3-4. پويا سازي نظام براي همگامي با تغيير نيازها، اولويت ها و دستاوردهاي نوين

    1-4. جايگاه مطالعه و كتابخواني در نظام جامع اطلاع رساني جوان

    • بررسي وضعيت فعلي و آينده كتابخواني در ميان نوجوانان و جوانان كشور؛
    • شناسايي عوامل باز دارنده از مطالعه در گروه هاي سني نوجوان و جوان؛
    • شناسايي عوامل موثر در افزايش كمي و كيفي گرايش به كتابخواني در جوانان؛
    • معرفي شيوه هاي مناسب در ايجاد انگيزه و جذابيت در كتابخواني؛
    • توجه به ضروريات موجود در انتشار كتاب براي نوجوانان وجوانان؛
    • معرفي و بهره گيري از فناوری هاي نوين در امر كتابخواني؛
    • احياي تفكر گزيده خواني به جاي حجيم خواني ؛
    • سازماندهي و يكسان سازي كليه فعاليت هاي رايج در امر كتابخواني تحت نظارت نهاد مسئول.
    اكنون به شرح هر كدام از اين موارد هشتگانه كه در حقيقت اعضاي پيكره كتابخواني در ميان نسل جوان كشور مي باشند، مي پردازيم.

    2. بررسي وضعيت فعلي و آينده كتابخواني در ميان نوجوانان و جوانان كشور

    توجه به يك نكته اساسي در ابتداي اين بحث كاملاً ضروري بنظر مي رسد و آن اين است كه وقتي موضوع مطالعه يا كتابخواني را در ارتباط با نوجوانان و جوانان مورد نظر و بررسي قرار مي دهيم، بايد بدانيم كه اين قشر از جمعيت كشور اغلب به دليل اشتغال به تحصيل وقت وفرصت چنداني براي كتاب خواندن يا به اصطلاع مطالعه غير درسي ندارند. جالب تر آنكه حتي آموزگاران و اساتيد آنها نيز بدليل حجم مشاغل و تدريس و همچنين تنگناهاي اجتماعي و اقتصادي فرصت كافي براي مطالعه ندارند و اغلب مطالعاتشان نيز حول همان موضوعاتي است كه در كلاسها تدريس مي كنند. بنابراين كليه تجزيه و تحليل ها در اين خصوص مي بايست با عنايت به اين وضعيت صورت گيرد. به عبارت ديگر پيش از آنكه به نظام اطلاع رساني بپردازيم بايد نگاهي به نظام آموزشي موجود در كشور بيفكنيم تا دريابيم كه امروز دانش آموزان يا دانشجويان در 9 ماه از سال تحت نظامي از آموزش تحصيل مي كنند كه اساساً وقتي را براي آنها باقي نمي گذارد كه به مطالعه يا كتابخواني بپردازند، چرا كه فرصت باقي مانده طي ساعات شبانه روز پس از فراغت از محل تحصيل را مي بايست صرف انجام تكاليف يا مطالعات درسي خود بنمايند .
    بنابر اين اگر از مطالعه صحبتي به ميان مي آيد، منظور انجام اين فعاليت در اوقات فراغت و ايام تعطيل مانند تعطيلات نوروز يا تابستان است. البته اين بدان معنا نيست كه يك نوجوان يا جوان به هيچ وجه نمي تواند در ايام تحصيل به مطالعات غير درسي بپردازد، چه بسا كه با قدري زمان سنجي و داشتن برنامه اي مناسب مي توان اين مهم را نيز به انجام رساند، اما اصولاً مطالعه و كتابخواني نياز به وقت و فرصت كافي دارد.
    در هر حال، وضعيت كتابخواني در ميان نوجوانان و جوانان در سه گونه قابل بررسي است. نوع اول كتابخواني عبارت است از همان مطالعات غير درسي كه بر مبناي علاقه شخصي دانش آموزان و دانشجويان صورت مي پذيرد. عوامل موثر در تصميم گيري يك جوان نسبت به مطالعه غير درسي در زمينه اي خاص را مي توان شامل گرايش هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي، خانوادگي، اعتقادي، و ديني دانست. در مجموع، اين نوع از مطالعه كه اصطلاحاً مطالعه آزاد ناميده مي شود، حجم بسيار كم و اندكي از كل مطالعات غير درسي را به خود اختصاص مي دهد چرا كه اساساً هدف از اينگونه مطالعات افزايش معلومات شخصي است و معمولاً بدون چشم داشت يا انتظار خاصي انجام مي گيرد .
    نوع دوم مطالعه شامل آن دسته از مطالعات مي شود كه در قالب مسابقات و طرحهاي كتابخواني عموماً در سطح مدارس اجرا مي شود. اين نوع از مطالعات كه عموماً طي دو دهه اخير در نظام آموزشي تحصيلي صورت گرفته اند، عمدتاً از موضوعات اعتقادي يا ديني برخوردار هستند و كميت يا نرخ كمي آنها تنها زماني چشمگير است كه حالتي اجباري يا الزام آور براي دانش آموزان داشته باشد. بديهي است كه چنين مطالعاتي نيز بدليل محدوديت موضوعات و نتايج حاصله نمي توانند بعنوان كتابخواني سودمند يا هدفمند تلقي شوند .
    گونه سوم از كتابخواني زماني صورت مي گيرد كه دانش آموز يا دانشجو در صدد آموختن حرفه، تخصص يا مهارتي مي باشد و جهت افزايش دانش خود در آن زمينه به مطالعه مي پردازد. شايد فقط بتوان اين نوع از مطالعات را براي جمعيت جوان يك كشور به ويژه براي كشورهاي در حال توسعه نظير كشور ما مفيد دانست. در حال حاظر چنين مطالعاتي با حدودي در محيط هاي هنرستاني كه دانش آموزان يا به عبارت بهتر هنر جويان در صدد كسب مهارتهاي كاربردي هستند، در جريان مي باشد كه البته ميزان توفيق آنها در نهايت بستگي به ميزان تاكيد بر جنبه هاي كار بردي مطالعات انجام شده خواهد داشت. مطالعات موردي خارج از اين چار چوب نيز با تعداد اندك در مجموعه كلان جامعه دانش آموزي يا دانشجويي هم آنقدر چشمگير نيست كه به حساب آيد.
    در مجموع كتابخواني و مطالعه در ميان نوجوانان و جوانان كشور از وضعيت چندان مطلوبي برخوردار نيست به ويژه آنكه اساساً نرخ متناسبي با ظرفيت هاي رشد و توسعه جامعه امروزين ما ندارد. شايد بتوان دليل اين وضعيت ناهنجار را در عواملي يافت كه ذيلاٌ در بخش بعدی به آن پرداخته مي شود.
    اما چشم انداز آينده وضعيت كتابخواني در ميان نسل جوان عليرغم وضعيت نا مطلوب فعلي، چندان تيره نيست. خوشبختانه همين جمعيت كثير نسل جوان خود بزرگترين سرمايه براي آغاز حركت در اين مسير به سوي توسعه علمي و فرهنگي جامعه ايران محسوب مي شود. اما بهره برداري از اين سرمايه ملي نيازمند تدوين سياست ها و راهبرد هاي سنجيده علمي است تا در دراز مدت به اهداف خود دست يابد. تحقيق درباره اين اهداف خود مستلزم تداوم روند توسعه اجتماعي و فرهنگي مي باشد كه در چند سال اخير آغاز شده است. از سوي ديگر تداوم روند توسعه بستگي به ميزان نوسازي و بازسازي اين روند متناسب با نياز هاي جديد نسل جوان دارد. ظرفيت و انعطاف پذيري سياست هاي اتخاذ شده در روند توسعه فرهنگي، عوامل موثر در موفقيت روز افزون ترويج عادات فرهنگي نظير مطالعه و كتابخواني مي باشند. مطمئناً بهره گيري از دستاوردهاي علمي موجود در جهان، بويژه در جوامع پيشرفته و توسعه يافته با توجه به شرايط اجتماعي و فرهنگي كشور و ارزشهاي حاكم بر جامعه ما مي تواند در مقطع فعلي براي ساختن آينده اي روشن، و چه بسا درخشان بسيار راهگشا باشد.

    3. شناسايي عوامل باز دارنده از مطالعه در گروه هاي سني نوجوان و جوان

    بررسي عوامل باز دارنده از مطالعه در ميان نسل جوان را شايد بتوان در قالب زير خلاصه يا فهرست نمود:
    3-1. بي توجهي به نيازهاي فطري و ذاتي نسل جوان و انتظار و توقع غير واقع بينانه از آنها؛
    3-2. تدوين و اجراي نيمه كاره و نا تمام سیاستهاي فرهنگي؛
    3-3. گران بودن كتاب ها و محصولات فرهنگي؛
    3-4. كهنگي و قديمي بودن كتب موجود دركتابخانه ها و بي توجهي به تجهيز كتابخانه ها؛
    3-5. فقدان جايگاه خريد كتاب در سبد خريد ماهانه خانواده ها؛
    3-6. عدم تناسب نظام آموزشي در مدارس و دانشگاهها با نيازهاي مطالعاتي نوجوانان و جوانان؛
    3-7. ركود علمي و پژوهشي در مراكز فعال در حوزه نوجوان و جوان؛
    3-8. عدم تناسب تعداد كم كتابخانه هاي موجود ويژه جوانان با جمعيت كثير جوان كشور؛
    3-9. بي توجهي در كيفيت انتشار كتب ويژه نوجوانان و جوانان؛
    3-10. فقدان مركزي جامع و واحد بعنوان هماهنگ كننده فعاليت هاي اطلاع رساني ويژه نوجوانان و جوانان در سراسر كشور؛
    3-11. توسعه و گستردگي امكانات چند رسانه اي مانند تلويزيون و رايانه و جلو گيري از پرداختن به مطالعه؛
    3-12. فقدان فرهنگ مطالعه و كتابخواني در خانواده هايي كه والدين آنها از تحصيلات دانشگاهي برخوردار نيستند؛
    3-13. حجم انبوه مطالعات تحصيلي كه عامل گريزان نمودن دانش آموزان و دانشجويان از امر مطالعه شده است و بالاخره؛
    3-14. افراط و تفريط هاي فرهنگي در امور ورزش و تفريح كه زمينه ساز بروز ناهنجاري هاي اجتماعي از جمله بي توجهي به امر مطالعه مي شود.

    4. شناسايي عوامل موثر در افزايش كمي و كيفي گرايش به كتابخواني درجوانان

    مهمترين عامل در افزايش نرخ مطالعه انگيره است. هر قدر انگيزه مطالعه جالب تر، منطقي تر و جدي تر باشد، ميزان گرايش افراد به ويژه جوانان به سوي مطالعه و كتابخواني بيشتر خواهد بود از اينرو ايجاد انگيزه مي تواند عاملي اساسي در اين راستا به حساب آيد. اما چگونه مي توان در جوانان انگيزه ايجاد كرد واين انگيزه تا چه حدي مي تواند جدي و پايدار باشد؟
    پاسخ به اين پرسش همانطور كه در قبل نيز بدان اشاره شده، مستلزم توجه و نگرشي بر نظام آموزشي و تحصيلي موجود دركشور است. در اين نظام كه اصطلاحاً آموزش و پرورش ناميده مي شود، تاكيد اصلي بر مقوله آموزش معطوف است. عليرغم آنكه در اكثر ممالك پيشرفته و توسعه يافته امروز پس از آنكه دانش آموزان مراحل آموزشي ابتدايي را مي گذرانند، بتدريج با مقوله پژوهش آشنا مي شوند. متاسفانه در كشور ما دانش آموزان حتي تا مقطع دبيرستان و حتي در دانشگاه همچنان تحت حاكميت نظام سنتي آموزشي قرار دارند و عمدتاً با امر پژوهش بيگانه اند. عليرغم اجراي نظام هاي جديد آموزشي در مقاطع تحصيل عمومي كه طي دهه اخير صورت گرفته است، دانش آموزان همچنان منتظر دريافت كتابهاي درسي، رفتن به كلاسهاي درس و گذراندن امتحانات ميان ترم و پايان ترم هستند. شايد قدرت خلاقه ذهن دانش آموزان فقط در كلاسهاي انشاء قدري تحريك شود كه معمولاً از آنها خواسته مي شود براي هفته بعد درباره موضوعي مطلبي تهيه كنند و آنرا بعنوان انشاء يا مقاله بنويسند. در اين حالت وقتي موضوعي به دانش آموزان اعلام مي شود، هر كدام در صدد يافتن كتاب، مجله، روزنامه يا هر منبع ديگري بر مي آيند تا به آنها در نگارش آن انشاء كمك كند. بنابراين يك موضوع انشاء انگيزه اي براي دانش آموزان جهت مراجعه آنها به يك يا چند كتاب و مطالعه هر چند سطحي آنها مي شود. همين كاوش ها و يافتن ها مي تواند اولين گام بسوي تربيت پژوهشي دانش آموزان باشد. چرا كه اساساً مطالعه لازمه و زير بناي پژوهش و بطور كلي امور پژوهشي است. بنابراين انگيزه پژوهش مي تواند به نوعي بصورت انگيزه مطالعه تجلي يابد از اينرو جايگزيني پژوهش بجاي آموزش در نظام آموزشي و تحصيلي كشور ما امروز يك ضرورت يا به عبارت ديگر اولويت اساسي مي باشد.
    بدون شك نياز به آموزش امري انكار ناپذير است اما در جازدن در چار چوب سنتي آموزش بزرگترين مانع و آفت براي شكوفايي استعداد هاي پژوهشي است. در جوامعي كه امروز به سطح مطلوب يا نسبتاً مطلوبي از پيشرفت و توسعه رسيده اند، ديدگاه آموزشي بسوي ديگاه پژوهشي گرايش داشته است. با مروري بر سير تكامل نظامهاي آموزشي به ويژه نظام هاي آموزشي عالي، ملاحظه مي شود كه تدريجاً آموزش كلاسيك جاي وسيع خود را به علوم عملي و پژوهشی و انجام تحقيقات به ويژه تحقيقات كاربردي و توسعه اي داده است. بنابر اين شايد بتوان جايگاه مطالعه و انگيزه مطالعه را درهرم توسعه فرهنگي بصورت زير در نظر گرفت .
    ديگر عوامل موثر در افزايش ميزان كمي و كيفي گرايش به كتابخواني در جوانان عبارتند از :
    • ايجاد سطح متوسطي از رفاه اجتماعي به عنوان سياست كلاني كه بتواند سبب رشد همه جانبه فرهنگي جامعه از جمله در بعد مطالعه و اشتياق به كتابخواني شود؛
    • توجه بيشتر به كيفيت انتشار و عرضه كتب و ديگر محصولات فرهنگي؛
    • طرح مباحث وايده هاي جديد اجتماعي كه اطلاع از آنها نيازمند به مطالعه باشد؛
    • افزايش تعداد كتابخانه هاي عمومي و تخصصي ويژه جوانان در سطح شهر وروستا؛
    • كار پردازي به جاي شعار پردازي در ترويج فرهنگ كتابخواني؛
    • افزايش تبليغات و رقابت هاي رسانه اي به ويژه در تلويزيون به منظور ترغيب جوانان به مطالعه؛
    • تسهيل در دسترسي به امكانات مطالعه اعم از كتاب، كتابخانه و خدمات اطلاع رساني؛
    • رهبري و هدايت فعاليت هاي اطلاع رساني در حوزه مطالعه و كتابخواني جوانان؛
    • القاي عادت به مطالعه در ميان جوانان از ابتداي مراحل آموزشي عمومي در مدارس تا مقاطع بالاتر و دانشگاه.

    5. معرفي شيوه هاي مناسب در ايجاد انگيزه و جذابيت دركتابخواني

    به غير از مورد پژوهش كه بعنوان عامل اساسي ايجاد انگيزه در كتابخواني در بخش پيشين بدان پرداخته شد، شيوه هاي ديگري نيز در اين زمينه وجود دارند كه ذيلاً به برخي از آنها اشاره مي شود:
    5-1. تعريف برنامه «مطالعه در كنار تحصيل» بعنوان بخشي از نظام آموزشي در مقاطع تحصيلي گوناگون؛
    5-2. جذب و اشتغال جوانان خلاق و علاقمند به كتاب و كتابخواني در كتابخانه ها، مراكز فرهنگي و اطلاع رساني؛
    5-3. اعطاي امتيازات و تسهيلات دانشگاهي ويژه به جواناني كه در زمينه هاي كاربردي و مورد نياز جامعه از مطالعات تخصصي غير درسي برخوردارند؛
    5-4. فراهم سازي امكان چاپ و انتشار آثار نويسندگان جوان با حمايتهاي دولتي؛
    5-5. اعطاي وام هاي تحقيقاتي به پژوهشگران جوان؛
    5-6. توزيع رايگان يا ارزان كتاب و نشريات در مدارس و دانشگا ها؛
    5-7. اشتراك رايگان يا ارزان نشريات تخصصي فارسي و لاتين براي دانشجويان متناسب با رشته هاي تحصيلي آنها؛
    5-8. انتشار نشريات، مجلات و بولتن هاي ويژه كتابخواني جهت درج خلاصه مقالات و مطالعات نوجوانان و جوانان؛
    5-9. تاسيس انجمن ها و مجامع متنوع كتابخواني و مطالعاتي جهت عضويت جوانان؛
    5-10. برگزاري مسابقات و المپياد هاي كتابخواني با تنوع موضوعي و آزاد در مقاطع و دامنه هاي گسترده اجتماعي در ميان نوجوانان وجوانان؛
    5-11. بهره برداري از امكانات چند رسانه اي به منظور معرفي بانك ها و پايگاه هاي اطلاعاتي مورد نياز دانش آموزان ودانشجويان.

    6. توجه به ضروريات موجود در انتشار كتاب براي نوجوانان و جوانان

    اين ضروريات را مي توان در دو بخش در نظر گرفت بخش اول شامل ضرورتهاي موضوعي براي اين قشر از مطالعه كنندگان و بخش دوم مرتبط با ضروريت هاي مرتبط با كيفيت و انتشار كتب براي اين گروه سني است.
    منظور از ضرورتهاي موضوعي آن است كه به هنگام نگارش و انتشار كتب براي نوجوانان و جوانان به موضوعات متداول و رايج در اين گروه سني توجه نمائيم. سوالات و نيازهايي كه بطور فطري و ذاتي به هنگام رسيدن به اين سنين ممكن است براي هر فردي با هر گرايش اجتماعي، اعتقادي و ديني مطرح شود، مي توانند به عنوان بهترين موضوعات براي نگارش كتب گوناگون مد نظر قرار گيرند. شرح و پرورش اين موضوعات يا سوالات در قالب نگارش يافته براي جوانان بايد حاوي تازگي و تنوع در شيوه بيان و ارائه مطالب باشد، چرا كه اگر قرار باشد همان مطالبي را كه جوانان معمولاً به هنگام پرسش سئوالاتشان از منابع گوناگون مانند آموزگاران، اساتيد، والدين و حتي اجتماع و رسانه هاي جمعي به ويژه تلويزيون دريافت مي كنند، دوباره به گونه مكتوب در كتابهاي مورد مراجعه خود بيابند، بتدريج علاقه و رغبت خود را نسبت به مطالعه اينگونه كتابها از دست خواهند داد. بنابر اين بهره گيري از شيوه هاي نوين ارائه مطلب براي اين گروه سني با خصوصيات خاص آن از جمله ضرورتهاي اصلي در اين حوزه محسوب مي شود .
    نكته ديگر در ارتباط با ضرورتهاي موضوعي، توجه به موضوعات علمي كاربردي است. با گسترش علوم و فناوريهاي نوين در اين عصر وكاربرد آنها در زمينه هاي مختلف اجتماعي، جوانان علاقه دارند موضوعاتي را كه مي آموزند، سر انجام به نحوي بكار برند. اين ابتدايي ترين خواسته آنان است هر آموزگاري در فرايند تدريس خود بالاخره خواه يا ناخواه روزي با اين پرسش از سوي دانش آموزان يا دانشجويانش مواجه مي شود كه فايده يا كاربرد اين مطالب چيست؟ در اين مقام، آموزگاراني از عهده پاسخ به اين پرسش بر مي آيند كه حقيقتاً زمينه اي را جهت كار برد يا اجراي مفاهيم آموزشي يا تدريسي خود در سطوح مختلف اجتماع بيابند. بنابراين در تدوين و انتشار كتب براي نوجوانان و جوانان نيز شايسته است كه به موضوع كاربردي بودن مطالب و مفاهيم نگارش يافته از سوي اولياء و دست اندركاران صنعت چاپ و نشر كتاب كشور توجه كافي مبذول گردد. اين يك ضرورت در توسعه فرهنگي و همچنين توسعه اجتماعي است.
    ضرورتهاي مرتبط با كيفيت و انتشار كتب براي جوانان عوامل ديگري در افزايش نرخ كتابخواني در اين گروه سني هستند. تنوع طلبي، زيبا پسندي و كمال جويي از خصوصيات فطري هر انسان به ويژه در اين مقطع سني به حساب مي آيد. بديهي است كه توجه به اين ويژگي هاي فطري در هنگام چاپ و انتشار كتب مي تواند عاملي در جهت تشويق و ترغيب نوجوانان و جوانان به مطالعه كتابهاي مورد علاقه آنها باشد. انتخاب طرح، رنگ ،‌تصاوير وحتي نوع كاغذ در چاپ كتب ويژه نوجوانان و جوانان در اين راستا دخيل و سهيم مي باشند. گزينش سنجيده هر يك از اين عوامل و شاخص ها مي بايست با عنايت به موضوع و محتواي كتاب صورت گيرد. به عنوان مثال استفاده از رنگهاي روشن يا به اصطلاح شاد بطور كلي خوب است اما نه براي انتشار همه كتب. هارموني يا تضاد مناسب رنگها بر روي جلد و درميان تصاوير كتب مصور، همگي از عوامل جذب و تحريك جوانان نسبت به خواندن يك كتاب هستند. در حقيقت مي توان يك كتاب را به يك ظرف غذا تشبيه نمود. هر قدر غذاي اين ظرف خوشرنگ تر و خوشبوتر باشد، اشتهاي انسان براي صرف آن غذا بيشتر مي شود. اين يك ميل يا گرايش طبيعي در وجود هر انسان است. موضوع گرايش هاي فطري نهاد انسان امروز در ممالك پيشرفته به حدي مورد توجه است كه آنان را به تهيه انواع كتابهاي صوتي _ تصويري، كتابهاي الكترونيك وحتي كتابهايي با رايحه و بوهاي متنوع بر انگيخته است. در كشور ما نيز تا هنگام رسيدن به آن درجه از رشد فناوری مي بايست كتابها طوري چاپ شوند كه يك نوجوان يا جوان حداقل از ورق زدن آن لذت ببرد. البته نبايد از نظر دور داشت كه طي دهه اخير كيفيت چاپ كتب در ايران به نحو چشمگيري بهبود يافته است، ولی تا رسيدن به حد كاملاً مطلوب آن به ويژه از نظر خصوصيات فني هنوز فاصله داريم. اميد است در آينده اي نه چندان دور با صرف وقت و دقت بيشتر در ريزه كاري ها و ظرائف صنعت چاپ ونشر به سطح رقابت با پيشگامان اين صنعت جهاني نيز برسيم.

    7. معرفي و بهره گيري از فناوری هاي نوين در امر كتابخواني

    امروزه يكي از شاخص هاي متمايز كننده كشورهاي صنعتي از كشورهاي در حال توسعه، ميزان استفاده آنها از فناوری هاي نوين از جمله در زمينه اطلاع رساني و كتابداري است. حوزه و دامنه استفاده از اين فناوری ها ديگر منحصر به چار چوب رسمي جوامع توسعه يافته اعم از بخشهاي دولتي و خصوصي نيست بلكه حتي مرزهاي كلاسهاي درس و خانه ها را نيز در نورديده است. اهميت اين فناوری ها به عنوان يك پديده راهبردي اجتماعي به حدي است كه در اكثر ممالكي كه بصورت روز مره با آن سرو كار دارند، يك نهاد رسماً متولي رسيدگي به امور آن شده است و آنچه را كه امروز فناوری اطلاعات [1] ناميده مي شود، مورد بررسي و رسيدگي قرار مي دهد. تنوع اين فناوری ها و سهولت دسترسي به آنها، امكانات گزينه اي فراواني را براي استفاده كنند گان از آنها يا اصطلاحاً كاربران [2] فراهم ساخته است. بعلاوه زمينه مبتني بر شبكه [3] اغلب آنها خود به تنهايي يكي از عوامل گسترده شدن آنها شده است .
    جذابيت در استفاده از اين امكانات فني و تقريباً تخصصي، امروز نوجوانان و جوانان را بيش از هر گروه سني ديگر مخاطب ساخته است. جداي از بهره برداري وسيع از اين فناوری ها در حوزه آموزش اعم از مدارس و دانشگاه ها كه به اشكال گوناگون مانند كلاسهاي مستقيم [4]، كلاسهاي مجازي [5]‌، كنفرانس از راه دور [6]، گروه هاي مباحثه [7] و غيره صورت مي گيرد؛ ديگر گونه هاي فناوری نيز امكان بهر برداري آزاد و غير رسمي يا غير كلاسيك را براي هر فرد از هر نقطه جهان با اتصال به شبكه جهاني اینترنت فراهم ساخته اند.
    يكی از مباحث رايج در زمينه استفاده از گونه هاي غير كاغذي يا بدون كاغذ [8] اطلاعات؛ موضوع كتابخانه هاي ديجيتال [9]، كتابخانه هاي مجازي [10] يا كتابخانه هاي الكترونيك [11] مي باشد. به اين مفهوم كه با استفاده از امكانات الكترونيك مي توان حجم انبوه و بي شماري از كتب را به صورت گونه هاي رايانه اي در آورد. در اين حالت، كاربر از همان محتواي كتاب كاغذي مورد نظر برخوردارمي شود اما در عمل چيزي بنام كاغذ را لمس نمي كند، البته امكان ذخيره سازي و چاپ همان كتاب نيز وجود دارد. اين شيوه مطالعه بتدريج جامعه بشري را بسوي استفاده بدون كاغذ از اطلاعات سوق داده است. مزاياي بي شمار اين نوع فناوری ها با توجه به محدوديت هاي زماني و مكاني جوامع امروزي بر كسي پوشيده نيست و شايسته است كه جوامع در حال توسعه نيز در صدد گسترش و بهره برداري مفيد از آن باشند.
    با همه اين اوصاف، هنوز هر انسان از ورق زدن يك مجله يا كتاب لذت مي برد. تاثير مثبت و رضايت رواني حاصل از در دست داشتن يك كتاب و مطالعه ملموس آن هنوز جايگاه كتاب كاغذي را در نزد كليه جوامع بشري گرامي و دوست داشتني نگاه داشته و هنوز جمله يا شعار (( كتاب بهترين دوست شما )) آذين بخش كتابخانه ها، ‌كتابفروشي ها و اماكن علمي و فرهنگي است. آنچه كه در اين ميان حائز اهميت است، كاربرد توام و موازي صورت هاي سنتي و پيشرفته كتاب و كتابخانه است. بدون شك معرفي گونه هاي جديد امكانات كتابي و كتابخانه اي به نسل جوان يك رسالت براي جامعه اطلاع رسانی هر كشور محسوب مي شود، اما در عين حال تشويق و ترغيب جوانان به حفظ ميراث فرهنگي و استفاده بهينه از آن به ويژه كتاب خود و ظيفه اي ديگر است.

    8. احياي تفكر گزيده خواني به جاي حجيم خواني

    يكي ديگر از اصول پيشنهادي در طرح نظام جوان اطلاع رساني جوامع كشور در خصوص ترويج مطالعه و كتابخواني در ميان جوانان، تشويق و ترغيب آنها به گزيده خواني است. منظور از گزيده خواني، بررسي منابع اطلاعاتي موجود در ارتباط با يك موضوع و مطالعه موارد مفيد آنها است.
    متاسفانه آنچه كه درميان ديدگاه و باور عوام رايج است، اين است كه هر چقدر يك كتاب قطورتر باشد، بهتر است يا آنكه هر چقدر فردي درباره موضوعي كتابهاي ريز و درشت بيشتري خوانده باشد، آگاهي بهتري از آن موضوع دارد. این در حالی است که نگارش کتاب اساساً مستلزم رعایت اصول و قواعدی است که همگی مبتنی بر پایه های علمی هستند. امروزه علم اطلاع رساني روشن ساخته است كه همه نويسندگان به هنگام نگارش به اين اصول يا استاندارد ها پايبند نيستند. ممكن است نويسنده اي پيرامون يك موضوع يا مساله ای مطالب زيادي را به رشته تحرير در آورد، اما در عمل هيچ مطلب يا مورد تازه و جديدي را به دانش خواننده نيفزوده باشد. بنابر اين قطور بودن يك كتاب نمي تواند شاخصي براي مفيد بودن يك كتاب باشد. شايد در يك جزوة كوچك بتوان مطالبي را يافت كه از لحاظ محتوا وغناي علمي به مراتب بهتر از يك يا چند كتاب در همان زمينه باشد. به عبارت ديگر در هنگام قضاوت در باره يك كتاب، كميت آن نبايد مد نظر قرار گيرد بلكه كيفيت مطالب موجود در آن.
    نسل جوان بدليل برخورداري از سن و تجربه اندك معمولاً چندان قادر به تشخيص و تمايز منابع مطالعاتي مفيد از غير مفيد نيست، از اينرو هدايت آنها به مجموعه هاي مفيد از جمله وظايف هر كتابدار يا اطلاع رسان آگاه بشمار مي آيد. بعلاوه اصلاح عادات نادرست كتابخواني در اين نسل و تفهيم صحيح گزيده خواني بجاي حجيم خواني به آنها بسيار حائز اهميت است. همچنين آشنا ساختن آنها با فنون و مهارتهاي مفيد مانند خلاصه برداري يا چكيده نويسي يكي ديگر از خدمات ارزشمند كتابداران و اولياي فرهنگي به اين نسل نو پاي جامعه است.

    9. سازماندهي و يكسان سازي ( هماهنگي ) كليه فعاليت هاي رايج در امر كتابخواني تحت نظارت نهاد مسئول

    در حال حاضر فقدان يك مرجع واحد كه كليه فعاليتهاي رايج در امر كتابخواني تحت نظارت و برامه ريزي هاي آن صورت گيرد، خود مهمترين ضرورت در ايجاد چنين مرجعي است. اما همانطور كه در اين مقاله بدان اشاره شد، پيش از هر چیز تدوين يك نظام جامع اطلاع رساني ويژه نوجوانان وجوانان مورد نياز مي باشد. طبيعتاً موضوع كتابخواني يا مطالعه نيز به عنوان بخشي از وظايف اين نظام مورد رسيدگي قرار خواهد گرفت ولي تا هنگام تدوين و تصويب چنين نظامي چه بايد كرد؟
    آنچه كه در مقطع فعلي امكان پذير است، آن است كه نهادي هر چند به صورت موقت عهده دار يكپارچه سازي اين فعاليت ها شود تا توان ها و استعداد هاي موجود و بالقوه بصورتي متمركز در جهت پيش برد هدفي واحد يعني افزايش نرخ مطالعه در ميان نوجوانان و جوانان بكار گرفته شوند. وظايف اساسي چنين نهادي با توجه به ضرورتهاي فعلي عبارت خواهند بود از:
    9-1. شناسايي مراكز فعال در حوزه نوجوان و جوان با ويژگي انتشار كتاب و كتابخواني و ايجاد همكاري ميان آنها؛
    9-2. شناسايي شرايط، امكانات و قابليت هاي موجود كه مي توانند نقشي ياري دهنده دراين راستا ايفا نمايند؛
    9-3. بومي سازي پروژه ها و نوآوري هاي مربوط به كتابخواني در سطح جهان به منظور تطبيق آنها با شرايط داخلي؛
    9-4. تدوين استاندارهاي كتابخواني ويژه نسل جوان؛
    9-5. پويا سازي نظام هاي اطلاع رساني موجود دركشور به منظور ارائه خدمات هر چه بهتر به نسل جوان متناسب با نياز روز آنها و سازماندهي تدابير و فعاليت هاي كتابداري و اطلاع رساني با اولويت ايجاد انگيزه مطالعه در جوانان

    10. نتيجه گيري

    ديدگاه اصلي در اين مقاله حول معرفي كلي نظام جامع اطلاع رساني جوان كشور بود و در اين راستا كوشش شد محور هاي پيشنهادي هشتگانه در ارتباط با افزايش نرخ مطالعه و كتابخواني در ميان نسل جوان به عنوان بخشي از وظايف اين نظام جامع مطرح وتبيين شوند. از اينرو در ابتدا با تعريف نظام اطلاع رساني و بر شمردن ويژگي هاي نظام جامع اطلاع رساني و همچنين نظام جامع اطلاع رساني جوان دريچه اي فراوري خوانندگان و مخاطبان گرامي براي ورود به بحث و پرداختن به هر يك از محورهاي هشتگانه فوق گشوده شد. سپس با بررسي وضعيت فعلي كتابخواني در ميان جوانان و همچنين پيش بيني خوشبينانه آينده اين وضعيت به شناسايي عوامل باز دارنده و همچنين عوامل موثر در اين مسير پرداخته شد.
    از سوي ديگر كوشش شد نمونه هايي از شيوه هاي مناسب در ايجاد انگيزه و جذابيت در كتابخواني براي جوانان ارائه گردد. همچنين در حد امكان به بيان ضرورتهاي موجود در انتشار كتب ويژه نوجوانان و جوانان پرداخته شد. معرفي برخي از فناوری هاي نوين در زمينه كتابخواني يكي ديگر از محورهاي مورد بحث در اين مقاله بود كه با عنايت به گسترش روز افزون اين فناوری ها از اهميت خاص برخوردار است. در نهايت دو پيشنهاد كاربردي نيز ارائه گرديه كه عبارت بودند از احياي تفكر گزيده خواني و ايجاد يك نهاد مسئول براي هماهنگي در فعاليت هاي كتابخواني در سطح كشور.
    اميد است اين مقاله توانسته باشد در حد امكان به ضرورتهاي موجود در اين موضوع پرداخته باشد و حداقل راهي فراوري محققان و صاحب نظران ارجمند در امر كتابخواني قرار داده باشد. بدون شك تحق اهداف موجود و پيشنهادي در اين مقاله نيازمند به عزمي ملي در كليه ابعاد اجتماعي و فرهنگي است كه با همكاري اعضاي علمي وفرهنگي جامعه محقق خواهد شد.

    پی نوشتها:

    [1] Information Technology
    [2] users
    [3] Web-based
    [4] Online Classes
    [5] Virtual Classes
    [6] Teleconference
    [7] Discusion Groups
    [8] Paperless
    [9] Digital Library
    [10] Virtual Library
    [11] E-library

    مآخذ :

    1- موسوي، نوشين. طرح پيشنهادي ايجاد مركز ارجاعي اطلاع رساني كودك ونوجوانان در شهر تهران، فصلنامه كتاب، بهار 78، ص : 62 –80
    2- برنامه ملي اطلاع رساني كشور، شوراي پژوهشهاي علمي كشور، دبيرخانه كميسيون اطلاع رساني، مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران، بولتن كميسيون اطلاع رساني، شماره هاي 19 و 20، تير ماه و شهريور ماه 76، ص: 7 –15 / 2- 17

    منبع: بولتن كميسيون اطلاع رساني، شماره 19، تير ماه 1376

           





    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:06 AM   |  

    مامان برايم كتاب بخوان


    مامان برايم كتاب بخوان


    مامان برايم كتاب
 بخوان آيا داستانهاي دلخواه دوران كودكي تان را به ياد داريد؟ شنگول و منگول، كدو غل غله زن، حسني و... نخستين باري را كه شب نخوابيديد تا كتاب داستان دلخواهتان را تمام كنيد چطور؟ به ياد داريد چه كتابي بود يا چند ساله بوديد؟ حال، نوبت انتخاب بهترين كتاب براي كودك شما رسيده است. كتاب مناسبي كه به گنجينه لغات او بيفزايد، مهارت درك مطلب و قوه تشخيص را افزايش دهد. كنجكاوي اش را برانگيزد و به خلاقيتش كمك كند. با رشد كودك، نوع كتابي كه برايش تهيه مي كنيد، نقش بسيار تأثيرگذاري در شكل گيري شخصيت او خواهد داشت. از لابلاي لغات، جملات و تصاوير كتاب، فرزند شما در حال ضبط و ثبت كلمات و عباراتي است كه بعداً بكار خواهد برد.
    پيش از خريد كتاب، به اين نكات دقت كنيد:

    آيا كتاب مناسب سن فرزندتان است؟

    از پشت جلد كتاب ها يا راهنماهاي سن و نوع كتاب براي اينكار استفاده كنيد. متناسب با شرايط سني، حتي جنس كتاب نيز متفاوت است. مثلا براي فرزند يك ساله تان، كتاب ها از كاغذهاي ضخيم و محكم تري ساخته شده اند. گاهي جنس نرم و قابل تا شدن دارند و تصاوير بزرگ با رنگ هاي شاد براي كودك بسيار جذاب هستند.
    نوع و جنس كتاب را متناسب با سن او تغيير دهيد. براي مثال در 6 تا 7 سالگي كتاب هائي براي او تهيه كنيد كه آنقدر برايش جذاب باشد كه كتاب در دست، در گوشه دنجي مشغول خواندن آن شود. موضوع كتاب نبايد ساده، پيش پا افتاده و روزمره باشد بلكه بايد او را به خواندن دعوت كند و به خريد بيشتر كتاب و صرف زمان طولاني تر با كتاب ها تشويق نمايد.

    يك كتاب خوب، چه مطالبي را بايد به فرزندم بياموزد؟

    كتاب كودكان و بچه هاي پيش دبستاني بر مفاهيم پايه مانند الفبا، نام اشياء، رنگ ها، حواس، احساسات، و روابط دوستانه تأكيد دارد. تكرار آواشناسي و تكنيك هاي پايه يادگيري، اساس كار است.
    اگر فرزندتان بزرگتر است، كتابي را برايش فراهم آوريد كه مهارت خواندن و درك مطلب را در او بالا ببرد. در اين مقطع سني، لغات و جملات نقش مهمي دارند زيرا فرزندتان آنها را به ذهن مي سپرد و از آنها در صحبت كردن هاي روزانه استفاده مي كند. كتاب هائي را برايش تهيه كنيد كه او را با كتاب، موضوع و شخصيت هاي اصلي داستان درگير نموده و حتي خود را به جاي قهرمان داستان قرار دهد و با كتاب خود، لحظه به لحظه پيش برود.

    اهميت موضوع كتاب تا چه حد؟

    وقتي فرزند كوچكتر است، داستا ن هاي مردمي و متداول و شعرگونه و موزون، بهترين و جذاب ترين نوع مي باشند. با بزرگترشدن فرزندتان، تخصصي تر بودن موضوع كتاب اهميت بيشتري دارد. براي مثال اگر به دايناسورها علاقه مند است، كتابهاي جدي تر و آموزنده براي او تهيه كنيد، نه كتاب هاي بچه گانه، با عكس هاي كودكانه، توجه به حيطه موضوعي مورد علاقه فرزند روبه رشدتان را فراموش نكنيد. با درنظر گرفتن موضوع دلخواه و جذاب او، كتاب ها، مجلات و حتي پوسترهاي مرتبط را تهيه نماييد تا به خلاقيت و اطلاعات فرزندتان بيفزاييد. براي زمان پيش از خواب او نيز كتابي ريتميك و شادتري را فراهم آوريد تا علاوه بر كسب اطلاعات، لحظات خوش و دلپذيرتري را با كتاب مورد علاقه او در خاطراتش داشته باشد.
    نكاتي كه در كتابخواني فرزندمان بايد لحاظ شوند.
    كتابهائي را كه بايد براي كودك خود بلند بخوانيد، نياز به دقت بسيار در انتخاب دارند. براي فرزند كوچكترتان، كتابي را انتخاب كنيد كه شامل لغات، عبارات يا جملات بسيار كوتاه هستند. جملات درست ادبي كه اصول نگارش و گرامري مثل جاي فعل و فاعل در آنها رعايت شده باشند. تعادلي در يادگيري، شادي، لذت و درگيري ذهني براي تفكر و انديشيدن حتي در مورد تصاوير كتاب بوجود آوريد. هيچگاه راهنماي كتاب ها را فراموش نكنيد. رو و پشت جلد كتاب و شناسنامه كتاب را با دقت بخوانيد و بنابر مقطع سني، كتاب مناسب را براي فرزندتان برگزينيد.
    هنگام كتابخواني براي فرزندتان، تصاوير را به او توضيح دهيد، با انگشت، خطوط كتاب را هنگام بلندخواني، دنبال كنيد تا كودك نيز به آن نوشته ها دقت كند و شخصيت هاي داستان را با استفاده از تصاويرشان، توضيح دهيد و مثلا بگوييد: حنا كوچولو، موهاي بلند زرد دارد. چشمهاي آبي دارد با يك كلاه زيبا روي سرش. (جملات ساده، اما با گرامر درست ترجيح داده مي شوند.) بعد از خواندن جمله هاي آن صفحه و توضيح تصاوير و شخصيت ها، از فرزندتان سؤالاتي كوتاه با پاسخ هاي كوتاه بپرسيد. هنگام خواندن عبارات و جمله ها، به لحن و تند خواندن اهميت دهيد. اگر احساسي را بايد القا كنيد، حتماً با كمك لحن و تغيير صدا، با قوت و تأثير بيشتري، اين كار را انجام دهيد. در پايان جمله هر صفحه، لحن خواندنتان به نحوي باشد كه تمام شدن آن صفحه را به كودك القا كنيد. پيش از رفتن به صفحه بعد از فرزندتان بپرسيد «فكر مي كني چه اتفاقي بيفتد؟ حنا چه خواهد كرد؟ پرنده به كجا مي رود؟ و...» با پرسيدن پرسش هاي ساده و كوتاه، به او اجازه انديشيدن، درگيرشدن با قصه و برانگيختن حس كنجكاوي و خلاقيت دهيد.
    با تغيير صدا براي هركدام از شخصيت هاي داستان، فرزند خود را در صحنه اي واقعي تر قرار دهيد. حتي با ساختن عروسك هاي كاغذي و رنگ شده ساده كه شبيه شخصيت هاي اصلي قصه هستند، نمايش عروسكي به يادماندني و مؤثري براي فرزندتان ترتيب دهيد. اگر در ميان عروسك هاي فرزندتان، عروسكي شبيه به شخصيت داستان داريد، از آن استفاده كنيد تا او هم بياموزد كه مي تواند براي عروسك هايش قصه سازي كند و با آنها صحبت كند و آنها را بيشتر لمس كند.
    زمانيكه فرزندتان قادر به صحبت كردن است، صداي او را هنگاميكه سعي در گفتن داستان، كتاب يا شعري كه برايش خوانده ايد، دارد، ضبط كنيد و گاهي هم برايش پخش كنيد تا لذت بيشتري را از كتاب و كتابخواني تجربه كند. به فرزندتان هم فرصت و مجال همراهي در نمايش عروسكي بدهيد و آنرا ضبط و فيلم برداري كنيد.
    در صورتيكه فيلمي از آن كتاب وجود دارد، بعد از اينكه مطمئن شديد فرزندتان به اندازه كافي كتاب را لمس كرده است آنرا برايش فراهم آوريد تا به صورت واقعي تري، به تصور كتاب و تصوير سازي شخصيت هاي قصه در ذهنش بپردازد.
    اگر فرزندتان قادر به نوشتن است، از او بخواهيد هر آنچه از داستان درك كرده، بنويسد، حتي اگر مي تواند، قصه اي شبيه آن بنويسد يا پايان داستان را به نحو ديگري برايتان به رشته تحرير درآورد.
    روش ديگر تقويت خلاقيت و نوآوري اين است كه از فرزندتان بخواهيد تصاوير كتاب را توضيح دهد و هر آنچه را مي بيند بنويسد.
    به ياد داشته باشيد، در تمام شيوه هاي بكار گرفته شده براي افزايش مهارت خواندن، درك مطلب، قوه تشخيص، سخنوري، نوشتن، تخيل و كتابخواني، اولين فاكتور، لذت بردن از كتاب، موضوع و تصاوير آن است. كتابي كه متناسب با مقطع سني و علائق فرزندتان تهيه شود، بهترين، تأثيرگذارترين و آموزنده ترين كتاب مي باشد. فراموش نكنيد، وظيفه خود را در پرورش فكر و انديشه فرزندتان، به بهترين نحو انجام دهيد.

    مه لقا لامعي - روزنامه کیهان - شماره18779

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:06 AM   |  

    چرا کتاب نمی خوانیم ؟





    چرا کتاب نمی خوانیم ؟

    چکیده:
    کتاب و کتابخوانی از جمله مباحثی هستند که گرچه قدمت آنها به قدمت آفرینش انسان است اما امروزه به مدد تکنولوژی های نوین اطلاعاتی و ضرورت توانمندسازی فکری و عملی انسانها موضوعیت بیشتری یافته اند و با برخورداری از دو رویکرد تاثیرپذیری و تاثیرگذاری باب بسیاری از مباحث را به روی خود گشوده اند. این مقاله ضمن داشتن نیم نگاهی به علل و عوامل موثر در عدم رغبت به مطالعه و کتابخوانی ، سیستم آموزش رسمی را با تاسی از دیدگاه فرهنگی و اجتماعی مورد نقد و مداقه قرار می دهد.
     
    امروز جهان با ورود به عصر رسانه ها و شکل گیری جامعه اطلاعاتی ( information society) دوران نوینی را آغاز کرده است که با عبور از بحرانهای ناشی از مرحله انتقال از مدرنیته به پست مدرن شاهد تغییر و تحولاتی در چهره فرهنگی و اجتماعی جهان هستیم که الگوها و باورهای پیشین را به چالش طلبیده و ضرورت تعریفی مجدد از آنها را خواستار شده است. اسامی و عباراتی چون جامعه انفورماتیک، دوران انفجار اطلاعات، عصر ارتباطات، جامعه پسا صنعتی، عصر پیشا مدرن، عصر پسا ساختارگرایی، عصر سرمایه داری متاخر، مدرنیته موخر و ... دسته واژه هایی هستند که برای تبیین و تفهیم این تحولات دوران ساز پا به مجموعه فرهنگی ما گذاشته اند. حاصل و سنتز این گذار پرتنش، تولد آموزه ها، ایده ها و کنش های جدیدی است که در همه حوزه ها و خصوصاً در حوزه اطلاع رسانی و ارتباطات به وقوع پیوسته است. شکل گیری پدیده اینترنت و گسترش فضاهای اطلاع رسانی و ارتباطات فراملیتی بسان یک شوک فرهنگی همه مرزهای جغرافیای سیاسی را نادیده گرفت و هجوم همه جانبه ای به فرهنگهای ملل ساکن در جغرافیای انسانی نمود و پرسمانهای جدیدی را درجامعه شناسی مدرن برانگیخت. شاید مهمترین حوزه هایی که دستخوش این تحولات نابهنگام و ساختارشکن شده اند، حوزه اطلاع رسانی و تغییر در مفهوم محمل های اطلاعاتی بودند. کتاب به عنوان مهمترین محمل اطلاعاتی از سنگ نبشته ها گرفته تا شکل امروزین آن، همواره نقش مهمی در فرآیند ارتباطات و دیالوگ فرهنگی داشته است اما گویی با تولید و تکثیر تکنولوژی جدید اطلاعات و ساخت ابزارهایی همسو با این یار دیرین عرصه را تنگ یافته و به حاشیه رانده شده است تا جاییکه امروز واژه مطالعه را تنها و تنها برای کتاب به کار می برند، در صورتیکه این یک ابهام مفهومی و ناشی از یک دیدگاه "کتاب محوری" است. تاکید بیش از حد به وسیله به جای محتوا و عدم توجه به دگرگون شدن مفهوم کتاب در عصر جدید از آسیب های نظری موجود در حوزه اطلاع رسانی است که عنوان این فراخوان – چرا کتاب نمی خوانیم؟- نیز محصول همین دیدگاه است که دامنه مطالعه و تحقیق را نیز گرفته است و تا آنجا که صحبت از مرگ کتاب را نیز پیش کشید. دکتر عباس حری از فعالان عرصه فرهنگ مرگ کتاب را افسانه دانسته و می افزاید: برای جامعه یا نسلی که عادت به ساختار یا محتوایی ویژه دارد، ممکن است هر جایگزینی نوعی مرگ تلقی شود اما تاریخ اینگونه به مسایل نمی نگرد از دیدگاه تاریخ سیر هر جابجایی لحظه ای است از فرآیند یک دگردیسی کلان که مجموعه ای از عوامل در تحقق آن دخالت دارند و از وقوع آن نیز نمی توان جلوگیری کرد. بدین ترتیب برای کتاب چه به معنای اخص مواد و ساختار و چه به معنای محتوای ضبط شده و شکل گرفته در آن قالبها چیزی به نام مرگ یا نامیرایی متصور نیست، آنچه هست استحاله است. ماده و ساختار شدیداً به هم وابسته اند، دگرگونی در یکی تحول در دیگری را ایجاب می کند(1). اثرات این دیدگاه کلاسیک را در حوزه مطالعه و کتابخوانی نیز میتوان یافت به طوریکه کتابخوانی و مطالعه را در انحصار گروهی میداند که یا محصل و دانشجوند و یا جهت ارتقای شغل و تامین مایحتاج زندگی بالاجبار کتابخوان شده اند. طبق آخرین آمارها سرانه مطالعه در ایران 8 دقیقه در روز است(2)، که اگر آمار مربوط به محصلین و دانشجویان را از آن کسر کنیم چیزی در حدود 2 دقیقه در روز می ماند که خود جای بسی بحث و تامل است. پیشتر باور بر این بود فاکتورهای رشد جمعیت و گسترش فرهنگ شهرنشینی که از عوامل توسعه به شمار می روند ، می توانند تاثیر مستقیم و مثبتی بر فرهنگ مطالعه و کتابخوانی داشته باشند اما آرتور لوئیس یکی از پرآوازه ترین نظریه پردازان توسعه، رشد جمعیت را برای جوامع توسعه نیافته فاجعه میداند و صراحتاً می گوید که رشد جمعیت بر توسعه کشورهای کم توسعه ضربه وارد میکند(3). به دلیل توسعه نیافتگی ایران از لحاظ اقتصادی و مهمتر از همه فقدان یک سیستم آموزش و پرورش مدرن و کارآمد عامل رشد جمعیت تاثیر منفی داشته و بازار نشر را به کسادی کشانده است. برای بهتر روشن شدن مطلب نگاهی اجمالی به آمار چاپ و نشر در چند کشور توسعه یافته خواهیم داشت و مقایسه ای را با همان امار و ارقام در کشورمان صورت خواهیم داد. کشورهای در حال توسعه (توسعه نیافته) نزدیک به 80 درصد جمعیت جهان را تشکیل میدهند اما کمتر از 30 درصد کتابهای مصرفی جهان را تولید میکنند و کمتر از این نسبت نیز به کتابخوانی مشغولند، این در شرایطی است که کشورهای توسعه یافته با جمعیتی حدود 20 درصد جمعیت جهان 70 درصد کتابهای مصرفی جهان را تولید می کنند. اروپا در سال 1991 به ازای هر یک میلیون نفرجمعیت خود 802 عنوان کتاب را منتشر کرده ، اما قاره آسیا در همان سال به ازای هر یک میلیون نفر 70 عنوان و قاره آفریقا 20 عنوان منتشر کرده است.(4) فرانسه با 55 میلیون نفر جمعیت هر روز 350 هزار جلد کتاب به فروش می رسد اما در کشور ما هر ایرانی در هر هزار و 892 روز فقط یک کتاب میخواند(5). آمارها به روشنی نسبت مستقیم توسعه اقتصادی و اجتماعی را در رونق و رکود بازار نشر و کالاهای فرهنگی نشان می دهد. اما در کنار عوامل مذکوردلایل دیگری نیز برای کتاب نخوانی (واژه ای در مقابل کتابخوانی) ارائه می شود که خارج از چهارچوب مباحث فوق نمی باشند اما گاهاً به عنوان متغییر های مستقل شناخته می شوند که مهمترین آنها را از نظر می گذرانیم.
    1- نارساییهای سیستم آموزش رسمی در مهم جلوه دادن کتابهای درسی و جلوگیری از مطالعه متون غیر درسی و آزاد: بعضی از فعالان حوزه فرهنگ مهمترین دلیل عدم توجه به مطالعه را در نارساییهای سیستم آموزش رسمی جستجو می کنند و به عقیده آنان بیماری کنکور زدگی مدارس و کلاً سیستم آموزشی ما را از تحرک و پویایی انداخته است. قالب های بسته بندی شده ای به نام واحدهای درسی به دانش پژوه تحمیل شده که ارزشگذاریهای یادگیری، میزان پیشرفت تحصیلی، بسته به حفاظت و انتقال دادن دقیق این قالبها توسط دانشجوست. چون در سیستم آموزش ما هدف از تحصیل رفتن به دانشگاه است و آزمونها و سوالات کنکور نیز همانند که در قالب ها آمده اند، دانش پژوه هیچ نیازی به تحقیق و پژوهش نمی بیند و به سمت مطالعه جهت آموختن نمی رود. (این مورد به عنوان مهمترین دلیل کتاب نخوانی بعد اً بیشتر توضیح داده خواهد شد.)
    2- عدم آگاهی از اهمیت مطالعه در پیشرفت روحی و اجتماعی افراد: خانواده ها فرزندان را طوری بار می آورند که فقط دنبال کارهایی بروند که کمکی به بهبود وضع اقتصادی آنان بکند فاذا چون مطالعه را در آن راستا نمی دانند، دلیلی برای مطالعه در خود نمی بینند و به سمت کتاب و کتابخانه نمی روند.
    3- کم انگیزه بودن نسل جوان نسبت به خواندن و ناشناخته بودن عادتهای مطالعه: مطالعه زمانی تبدیل به نوعی ضرورت می شود که انگیزه های گوناگون حیات اجتماعی و فردی چنان آن را در بر بگیرد که گریزی جز انجام آن نباشد. ما ممکن است در امور تکلیفی افراد را به رغم میل باطنی آنان به کاری واداریم ولی در اموری که فرد در رد یا قبول آن آزاد است نمی توان از عامل تحمیل یا اجبار استفاده کرد بلکه باید برای آن انگیزه و هدفی تدبیر کرد. مطالعه از زمره امور غیر تکلیفی و آزادانه است و هرگاه نتوانیم انگیزه ای برای ورود به آن پیدا کنیم حتی پندها و اندرزها نیز راهگشا نخواهند بود(6).
    4- ضعف فرهنگ اطلاع رسانی و عدم توجه به کتاب به عنوان یک کالای فرهنگی: صدا وسیما، مطبوعات، دانشگاهها، مدارس، موسسات غیر دولتی(NGO)ها، به عنوان کانونهای تولید اطلاعات و مرتبط با کتاب و جامعه کتابخوان باید نقش موثر و راهبردی در معرفی کتاب و کالاهای فرهنگی داشته باشند. برگزاری نمایشگاههای کتاب در اقصا نقاط کشور، معرفی کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی به دانش آموزان و دانشجویان، برگزاری جلسات نقد کتاب، بازدید از انشارات و برگزاری جشنهای کتاب و کتاب خوانی، گسترش کتابخانه های عمومی از عوامل تاثیرگذار بر رونق بازار نشر و گسترش فرهنگ کتابخوانیند.
    حذف سانسور در عرصه فرهنگ، انتشار منابع منطبق با نیازهای اطلاعاتی خوانندگان، حرفه ای کردن کار نشر و بذل توجه از جانب دولت به مقوله ی فرهنگ ونشر و...از عوامل پیدا و ناپیدای موثر بر میزان مطالعه اند که بر شمردن و توضیح یکایک آنها خارج از حوصله این مقال است و در اینجا به بررسی نارساییهای سیستم آموزش رسمی و چگونگی تعامل آن با تکنولوژی نوین اطلاعاتی به عنوان راهکار پیشنهادی که مورد نظر نگارنده این سطور است باز میگردیم.
    کتاب نخوانی در ایران بیشتر عامل جامعه شناسی دارد هر چند بخشی از آن درونی بوده و به عوامل روانشناختی برمی گردد. اصولاً سیستم آموزش رسمی در هر نظامی بر این مبنا استوار است که طی فرآیندهایی موسوم به یادگیری به تربیت و پرورش استعدادها شایستگی ها و پتانسیل های نهفته دانش ورزان تحت آموزش پرداخته و ذهن جستجوگر آنان را به کاوش و پی جویی وادارد و "هدایتگری" به سوی موضوعات متنوع و دیدگاههای مختلف باشد و دانش پژوه هنگام فراگیری دروس آموزش رسمی به گشت و گذار در میان اندیشه ها، یافته ها، ومباحث متنوع بپردازد و به قولی به "فراتر دیدن" عادت کند. بنابراین هر چه آموزش رسمی جنبه های متنوع تری از دانش بشری را پوشش دهد بر معلومات عمومی(سطح دانش) دانش پژوهان افزوده شده و پلورالیسم در عرصه علم را تجربه خواهند کرد. به قول دکتر حری " مطالب درسی باید راهگشای عرصه های گسترده تر و مجرای راهیابی به متون متنوع دیگر باشد که با نظریه های گوناگون و متفاوت به مسایل مطروحه در بحث بپردازد. در متون درسی هدف آن نیست که دانش موجود در آن زمینه به طور کامل و جامع در متنی واحد گرد آید و به عنوان بسته ای آماده و غیر قابل تجزیه و نفوذ به ذهن دانشجو انتقال یابد(7). متاسفانه نظام آموزش رسمی ما دانشجو را موجودی وابسته بار می آورد که در داخل دایره ای به نام متون درسی در گردش است و هرگز نمی تواند و یا بهتر بگوییم نظام آموزشی چنین اجازه ای به او نمی دهد که پا را از این دایره فراتر بگذارد و افق دیدش را روشن نماید زیرا "طبیعت آموزش رسمی (ما) اساساً قالب سازی است یعنی افرادی با ویژگیهای تعریف شده وارد آن می شوند، ناگزیرند انتظارات نظام آموزشی رابرآورند و طی شرایطی متساویاً از آن خارج شوند و هر کس با این ساختار انطباق نیابد شایسته دریافت مجوز خروج نیست. بنابراین در این نظام بیش ازآنکه استعداد و علایق فردی مورد نظر باشد قابلیت انطباق مد نظر است، هرکه انطباق پذیرتر ، شایسته تر"(8).
    اگر سیستم آموزش رسمی آموزشگر را آزاد بگذارد و خط و نشانی از پیش برایش نکشد و به اصطلاح او را به مجرای واحدی هدایت نکند روش استدلال علمی را یاد میگیرد و با شیوه درست تحلیل آشنا می شود. او دیگر آموزش نمی بیند صرفاً به قصد اینکه مدرکی بگیرد و در یک دایره دولتی به کار مشغول شود بلکه ذهن نقاد وپژوهشگر او به پردازش داده ها، یافته ها و دانش آموخته می پردازد و از برونداد آنها به حقایق جدیدی می رسد و شاید مطالعات آینده اش را بر مبنای یکی از همین موضوعات متمرکز کند. کار سیستم آموزش بسته ما در ارائه متون درسی به کار محققی می ماند که علی رغم وجود منابع و محمل های مختلف و متنوع تنها یک منبع را در نظر گرفته و در راستای از پیش تعیین شده ای گام بردارد. مشخص است که چنین تحقیقی چه جایگاهی در میان کار محققان خواهد داشت و تا چه اندازه از نظر علمی قابل قبول خواهد بود؟
    انسان آفریننده عالم طبیعت نیست اما آفریینده عالم اجتماعی است. مسایل اجتماعی نیز بدون تبیین و درک طبیعت حاکم بر آنها مجهول و چه بسا دردسر آفرینند. همچنین زمینه های اجتماعی پدیده های ناشناخته و مجهول در جهان خودساخته (زیست اجتماعی) نیز بدون تاثیر و کارکرد پدیده های دیگرمجهولترند. دلایل کتاب نخوانی و گریز از مطالعه به همان اندازه که از اثرات یک سیستم آموزشی بسته ناشی می شود از فقدان سازوکارهای لازم برای تحقق امر کتابخوانی و مطالعه رنج می برد.یعنی سیستم آموزش رسمی در بهترین و ایده آلترین حالت نیز نمی تواند انتظارات ما از افزایش سرانه مطالعه و گسترش و رونق بازار نشر و کالاهای فرهنگی را برآورده سازد، اگر کتابخانه های بزرگ و مجهز و منابع اطلاعاتی سودمند در کنار آن به کار گرفته نشود فلذا پروسه تغییر اجتماعی در عرصه فرهنگ ما را متوجه آن دسته از ابزار و لوازم حاکم بر شرایط موجود کند که با اقبال عمومی مواجهه گشته اند. بنا به اظهارات فعالان عرصه فرهنگ به سبب وجود تکنولوزی های نوین اطلاعاتی، کافینتها و اماکن سرگرمی زای مشابه بسیاری از خوانندگان فراری کتاب و حتی کتابدوستان را نیز جذب خود کرده اند و در هیکل یک رقیب جدی برای کتاب و کتابخانه ها ظاهر شده اند هر چند این نگرانی و طرح مساله با این شکل خود جای تامل است اما معتقدان به تغییر تدریجی فرهنگ چنین ناامیدانه نمی اندیشند، آنان معتقدند که بکارگیری فناوری اطلاعات در کتابخانه ها، مخصوصاً کتابخانه های عمومی میتواند بسیاری از خوانندگان فراری کتاب وحتی خوانندگان بالقوه را نیز با کتابخانه آشتی دهد. کافی نتیزه کردن کتابخانه ها به نظر نگارنده که در میزگردی با عنوان " جایگاه کتابخانه های عمومی در جامعه دانایی محور..."تو سط ماهنامه کلیات کتاب ماه با اندکی اغماض مطرح گردید، راهکاری است که برای برون رفت از مقطع کنونی می توان بدان اندیشید .در واقع کتابخانه هم مکانی باشد برای دانشجویان دانش آموزان و محققان به قصد تقویت دانش و به روز کردن اطلاعات خود و هم پاتوقی باشد برای کسانیکه صرفاً به قصد سرگرمی و گذراندن اوقات فراغت پا به آن مکان علمی - آموزشی می گذارند. ویلیام اگبورن اعتقاد داشت که یک نوآوری مهم همه جنبه های زندگی انسان را دگرگون میکند و همچنین تکنولوژی اولین عامل تغییر اجتماعی است از آنجا که تکنولوژی به سرعت متحول می شود و تغییر در نهادهای اجتماعی به کندی صورت می گیرد، نگران وجود نوعی تاخر فرهنگی بود که به ایجاد فاصله میان نظام های اجتماعی منجر می شود(9). با توجه به مباحث فوق ما نیز اگر بتوانیم تکنولوؤی جدید را وارد عرصه های فرهنگی و آموزشی کنیم و به قولی تکنولوژی را با آموزش هم خوابه کنیم می توانیم تغییرات کند فرهنگی را با روند شتابناک تحول تکنولوژی همنوا گرداند اما باید این نکته را همیشه به خاطر داشته باشیم که توسعه و پیشرفت بدون اصلاح نظام آموزش و پرورش امکان پذیر نیست .

    فهرست منابع مورد استفاده به ترتیب آنچه که در متن آمده است:

    1- حری، عباس. اطلاع رسانی، نظام ها و فرایندها.تهران، کتابدار، 1378 ،ص168.
    2- روزنامه اطلاعات .یاران نامهربان کتاب. پنج شنبه، 14 اردیبهشت 1385، شماره 23618.
    3- زاهدی، محمد جواد. توسعه و نابرابری.تهران، مازیار، 1382، ص 95.
    4- اینترنت
    5- منبع شماره 2.
    6- منبع شماره 1. ص 188.
    7- حری، عباس. اطلاع رسانی نگرش ها و پژوهش ها،تهران، کتابدار، 1380، ص 194.
    8- منبع شماره 1.ص 91.
    9- محسنی، منوچهر. جامعه شناسی جامعه اطلاعاتی، تهران، دیدار.1380، ص 45.

    آکام امینی - kanoon-ansar.ir

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:06 AM   |  

    نامهرباني با "يار مهربان"




    نامهرباني با "يار مهربان"

    نقش "كتاب" در توسعه فرهنگي فراموش شده است؟

    هرچند رشد و توسعه فرهنگي يك جامعه پديده اي نيست كه بتوان آن را به يك زمينه و يا موضوعي خاص محدود كرد، اما ميزان مطالعه و توجه مردم به كتاب و كتابخواني، جايگاه ويژه اي در اين روند دارد؛ به طوري كه رشد و غناي فرهنگي هر كشور در گرو حفظ چرخه هاي طبيعي فرهنگي است و شايد كتاب محور اصلي همه اين چرخه ها باشد، زيرا شاخص شمارگان با شاخص كتابخواني و شاخص كتابخواني با ميزان پيشرفت فرهنگي همخواني دارد و پيشرفتهاي فرهنگي با ساير جنبه هاي پيشرفت هر جامعه هماهنگ است.
    اما "كتاب" چه جايگاهي در بين مردم كشور ما داشته و دارد و اصولاً جامعه ما تا چه حد پذيراي اين فرهنگ مكتوب است؟
    همزمان با هفته كتاب و كتابخواني، فرصت را غنيمت شمرديم و براي پاسخ به چنين سؤالهايي با كارشناسان اين حيطه به بحث و بررسي نشستيم...

    نويسنده به همه زمانها متعلق است

    اختراع خط و الفبا، بي شك يكي از مهمترين دستاوردهاي بشر بوده است. با اين اختراع، بشر برگذر زمان- كه مدام همه چيز را مي شويد و با خود مي برد- چيره شد و به جاي حافظه فردي، ميرا و خطاپذير، حافظه اي جمعي، پايدار و دگرگون ناپذير پديد آورد و با ثبت و ضبط دانسته ها و دانشهاي هر نسل، آن را به نسلهاي آينده انتقال داد و مدام بر انبوه تجارب بشري افزود.
    به تدريج، هر دانش و دانسته مضبوط و ثبت شده- چه بر سنگ و پوست درخت و چه بر كاغذ و لوح فشرده الكترونيكي- "كتاب" ناميده شد. هر كتاب نويسنده اي دارد كه براي زمان حال به خوانندگاني همدل روي مي آورد، براي زمان گذشته با افراد نامي عهدي عارفانه مي بندد و براي زمان آينده به افسانه افتخار پناه مي برد. پس نويسنده به همه زمانها تعلق دارد.
    "مك لوهان" پژوهشگر برجسته علوم ارتباطات معتقد است كه دو نوع رسانه سرد و گرم وجود دارد. رسانه سرد، همچون راديو و تلويزيون ارتباطي يك جانبه ايجاد مي كند؛ بيننده و شنونده در مقابل آن منفعل و پذيراست و هيچ گونه فعاليت و يا خلاقيتي ندارد. برعكس، در رسانه گرم كه كتاب نمونه بارز آن است؛ ارتباطي دو سويه وجود دارد. كتاب؛ به ظاهر چيزي جز علايم بي جان و حروفي سربي بر متن كاغذي سپيد نيست و اين خواننده است كه با خواندن خود به اين علايم جان مي بخشد، گويي رگهاي خود را مي گشايد و خون گرمش را بر اين شيارهاي سرد جاري مي كند و به آنها زندگي مي دهد تا با او سخن بگويند. با هيچ رسانه ديگري نمي توان چنين رابطه اي گرم و صميمي ايجاد كرد. بنابراين، كتاب از اين نظر يكتا و يگانه است؛ به طوري كه اگر مردم بخواهند بينديشند، اگر پرسشي داشته باشند و بخواهند بجويند، اگر وقتي داشته باشند و بخواهند صرف كنند و خلاصه اگر براي روح، قلب و مغزشان غذايي بخواهند، براي پاسخ به نيازشان بهتر از كتاب را نخواهند يافت.
    دكتر عباس حري، عضو هيأت علمي گروه كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه تهران، كتاب را مهمترين عامل توسعه فرهنگي مي داند و در توضيح اين مطلب مي گويد: توسعه فرهنگي را مي توان به جرياني تعبير كرد كه به وسيله آن مي توان به نتايجي مانند كسب توانايي داوري در رويارويي با پديده ها، توانايي مقايسه و انتخاب گزينه هاي بهتر، گذر از آگاهي اقتباسي و ورود به مرحله آگاهي تتبعي و سرانجام فراهم آمدن شرايط ارتقاي مؤلفه هاي مثبت فرهنگي، دست يافت.
    وي اضافه مي كند: اما براي دستيابي به چنين نتايجي، بايد از ذهني نقاد برخوردار بود و برخورداري از چنين ذهني، مستلزم آگاهي نسبت به نظرها و آراي گوناگون و احتمالاً متعارض است. زيرا در هر جامعه آزادانديشي، نظرگاههاي مختلفي نشر مي يابد تا افراد اجتماع به اختيار خود در آنها تعمق كرده و به نتايج مناسب برسند و طبيعي است كه دست يافتن به ملاكها و معيارهاي مناسب، جز از طريق مطالعه و ژرف نگري در كتب گوناگون حاصل نمي شود. بنابراين، هرچه دامنه و عمق مطالعه افراد بيشتر باشد، معيارهاي آنها نيز شفاف تر شده و به عبارتي صيقل بيشتري مي يابند.
    دكتر حري با اشاره به اينكه وقتي از نقش كتاب در توسعه فرهنگي سخن مي گوييم هدفمان بررسي آرا و عقايد گوناگوني است كه در توسعه فرهنگي يك جامعه مؤثرند، اظهار مي دارد: كتاب از نظر ظاهر و ساختار رسانه اي بيش نيست و منظور ما تنوع ها، بازانديشي ها و دگر انديشي هايي است كه بر اثر مطالعه آثار گوناگون در ذهن افراد به وجود مي آيد.

    كتاب، بهترين الگو...

    دكتر رحمت ا... فتاحي، عضو هيأت علمي گروه كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه فردوسي مشهد، در همين زمينه مي گويد: به عقيده من، كتاب بهترين الگو و مهمترين عامل انسجام فرهنگي است كه مي تواند ارزشها را به بهترين نحو به جامعه منتقل كند، زيرا گروهي از افراد براثر تلاش بسيار علوم و دانشهايي را كسب كرده و مايلند كه آنها را به افراد ديگر نيز ارايه دهند، و اين دانشها بافتي منسجم و هماهنگ را در طول تاريخ به وجود آورده و در واقع به فرهنگ ملتها شكل داده است.
    وي ادامه مي دهد: بسياري از جوامع طي قرون متمادي با نابساماني ها و هجوم فرهنگي اقوام مختلف مواجه شده اند؛ اما كتاب- اين ميراث ارزشمند مكتوب- فرهنگ آن جوامع را در قالب ادبيات، شعر و ... حفظ كرده و از يك نسل به نسلهاي بعد و حتي از يك ملت به ملتهاي ديگر انتقال داده و در نتيجه موجب نزديكي فرهنگها و اقوام مختلف به يكديگر شده است.
    دكتر مهري پريرخ، عضو هيأت علمي دانشگاه فردوسي نيز با بيان اينكه شايد در دنياي اطلاعاتي جديد، نام بردن از يك محل اطلاعاتي به نام كتاب صحيح نباشد، اظهار مي دارد: اگر بتوان عنوان كتاب را به تمام بسترها و محلهاي اطلاعاتي مختلف تعميم داد، مي توان ادعا كرد كه كتاب در ايجاد يك ساختار فكري منسجم به فرد كمك مي كند تا بتواند آينده خود را بسازد و با حل مشكلات شخصي خويش، توانمنديهاي خود را به بهترين نحو بروز داده و شناخته شود. طبيعي است، وقتي تك تك افراد جامعه به ساختار ذهني محكمي برسند، جامعه نيز به رشد و تكامل خواهد رسيد.

    مهمترين ابزار فرهنگي

    در بسياري از تمدنها، "كتاب" پديده اي نسبتاً تازه محسوب مي شود. براي نمونه، در فرهنگ آمريكاي جنوبي و آمريكاي لاتين، كتاب پديده بسيار جديدي است كه از نيمه دوم قرن هجدهم و عمدتاً از اواخر قرن نوزدهم، بتدريج در فرهنگ آن جوامع جايگاه خاص خود را پيدا كرده است. اما نگاهي به پيشينه تاريخي كشورمان نشان مي دهد كه ما داراي تمدني صاحب كتاب هستيم.
    كتاب همواره يكي از بارزترين جلوه هاي ذوق و انديشه مردم ايران زمين بوده است و مقامي كه كتاب از حيث معنوي در اسلام داشته، باعث گرديده تا در سراسر تاريخ فرهنگ اسلامي ما، مهمترين ابزار فرهنگي و هنري قلمداد شود.
    از تأليف كتاب گذشته، خطاطي، تذهيب و صحافي آن هم لطافت روح اين فرهنگ غني را نشان مي دهد، به طوري كه امروز هر فردي با مشاهده اين همه ذوق، زيبايي و ظرافت در نسخ خطي به وجد مي آيد و از اينكه فرهنگي دارد كه چنين دنياي ملكوتي را آفريده است، احساس غرور، سپاس و ستايش مي كند.
    دكتر حري درباره جايگاه كتاب در قرون گذشته، مي گويد: كتاب در گذشته در بين مردم از احترام ويژه اي برخوردار بود و حتي اديان صاحب كتاب در مرتبه اي بسيار والاتر نسبت به ساير اديان ارزيابي مي شدند، چنين منزلتي حتي از عرصه دين فراتر رفت و به انواع ديگر كتاب نيز تسري يافت، به گونه اي كه داشتن كتابهاي بيشتر، نوعي منزلت علمي و اجتماعي تلقي مي شد چنانكه در شرح زندگي بزرگان علم و ادب از تعداد كتابهاي فراوان به عنوان نوعي افتخار و مباهات براي آنها ياد شده است. اين تفاخر از علما به حكام نيز منتقل شد و برخي از اميران و شاهان براي كسب چنين افتخاري مي كوشيدند تا كتابهاي مختلف را از اقصي نقاط كشور و حتي جهان، به دربار خود منتقل كنند.
    وي اضافه مي كند: تصنيف و توليد كتاب از يك سو و مطالعه و فراگيري مطالب با استفاده از كتابهاي مختلف از سوي ديگر، سبب شد كه فرهنگ جامعه و نيز فرهنگ دانش اندوزي، دوره اي طولاني از تاريخ فرهنگي ما را به عصري درخشان و افتخار آميز مبدل سازد. شايان ذكر است، دوران درخشش علم در تاريخ كشور ما، مقارن با شكوفايي كتاب نويسي و ظهور كتابخانه هاي غني و گسترده بوده است.
    دكتر فتاحي نيز با اشاره به اينكه در طي قرون گذشته، سطح سواد در ميان ايرانيان فوق العاده پايين بود، اظهار مي دارد: مردم شهرها و حتي روستاهاي كشورما سعي مي كردند معلومات زيادي را كسب كنند و منابع گرانقدري مثل شاهنامه فردوسي، مثنوي معنوي مولوي، گلستان، بوستان و... از طريق فرهنگ شفاهي در بين قشر بي سواد رايج بود؛ يعني از يك سو افرادي كه توانايي خواندن و نوشتن داشتند اين فرهنگ را به ذهن و سينه ساير افراد منتقل مي كردند و از سوي ديگر مردم هم علاقه و اشتياق فراواني به فراگرفتن اين آثار داشتند.
    بنابراين، كتاب عامل بسيار مهمي در توسعه فرهنگي جامعه ايران بوده و موجب شده است كه ارزشهايي مانند صداقت، پاكي، نيكي و خرد كه در متون ادبي ما جايگاه مهمي دارند، در تاريخ گذشته به عنوان معيار و الگوي فرهنگي مردم جامعه مطرح شوند.

    كاهش كتابخواني، چرا؟!

    از سالهاي پرشور پيش از مشروطيت تا به امروز كه كتاب به معناي تازه اش در ايران رايج شد، كتاب از موقعيت قبلي خود به عنوان يك رسانه سنتي به يك موقعيت تازه انتقال يافته است. اما در طي سالهاي اخير، با وجود افزايش قشر تحصيلكرده و مراكز آموزشي بويژه آموزش عالي و رونق كتابخانه هاي عمومي، ميزان مطالعه ايرانيان نه تنها رشد نكرده بلكه روز به روز كمتر شده است، به طوري كه برطبق آمار، ميزان سرانه مطالعه براي هر فرد ايراني هنوز هم از حد 15دقيقه در روز فراتر نرفته است و طبق نظر مسؤولان ذي ربط، با وجود 1583 كتابخانه عمومي در سطح كشور و حتي به كارگيري فناوري اطلاعات براي مكانيزه كردن خدمات كتابخانه هاي عمومي، بزرگ جهت ايجاد تسهيلات براي اهل مطالعه، بازهم جمعيت كتابخوان جامعه افزايش نيافته است.
    اما دلايل اين مسأله چيست؟ آيا پيدايش رسانه هاي جمعي و الكترونيكي موجب كاهش كتابخواني شده است؟
    دكتر حري در پاسخ به اين سؤال مي گويد: رسانه ها داراي ظرفيتها و قابليتهاي متفاوت هستند و نمي توان با قطعيت گفت كه رسانه اي جاي رسانه اي ديگر را تنگ مي كند. در كشورهايي كه توليد كتاب و ميزان كتابخواني از مرتبه بالايي برخوردار است، ديگر رسانه ها نيز داراي جايگاه بالايي هستند، زيرا هر يك كاركردهاي ويژه خود را دارند. به عنوان مثال در كشورهايي كه وسايل نقليه عمومي نوعي معضل اجتماعي تلقي نمي شوند، مطالعه در حين سفرهاي شهري در اتوبوسها و يا قطارهاي شهري، هنوز هم با استفاده از رسانه كتاب انجام مي شود.
    اما دامنه مطالعه و كتابخواني تنها به "خواندن فراغتي" محدود نيست، بلكه استفاده از اينترنت به منظور شناسايي مطالب جديد براي كارهاي مطالعاتي و تحقيقاتي، نوع ديگري از مطالعه است. در واقع، تعريف كتاب و به تبع آن تعريف كتابخواني، اندكي تغيير يافته است.
    در نتيجه، منابع كتابخانه ها نيز تحت تأثير رسانه هاي نوين تحول يافته است، بخصوص در كتابخانه هاي عمومي كشورهاي توسعه يافته، منابع الكترونيكي پيوسته سهم بارزتري از مجموعه كتابخانه ها را به خود اختصاص مي دهند. وي خاطرنشان مي كند: بدين ترتيب، در بررسي مدت زماني كه افراد صرف مطالعه مي كنند، تنها نبايد به مطالعه كتاب به معناي سنتي آن محدود ماند، بلكه نشستن در مقابل صفحه نمايش رايانه و استفاده از مطالب آن را نيز بايد جزو اوقات مطالعه محسوب كرد، بويژه نسل جوان ما كه به استفاده از رسانه هاي جديدتر گرايش دارند نبايد به دليل مراجعه نكردن به كتاب، به معناي سنتي آن مورد ملامت قرار گيرند زيرا مهم آن است كه به هنگام نياز و ضرورت بتوانند از رسانه مناسب براي كسب آگاهي يا گذران اوقات فراغت بهره مند شوند.
    دكتر حري با بيان اينكه متأسفانه هنوز هم بررسيها در زمينه مطالعه و كتابخواني با همان معيارهاي پيشين صورت مي گيرد و سخن از چند دقيقه در سال و بيانهايي از اين نوع به ميان مي آيد كه منجر به داوريهاي غيرمنصفانه مي شود، اظهار مي دارد: در مجموع بايد اشاره كنم كه اگر افراد به درستي از ظرفيتها آگاه شوند، رسانه ها مي توانند مددكار هم باشند، نه مانع يكديگر، چون جا براي همه هست.

    جذابيتهاي غيركتابي...

    اما دكتر فتاحي نظر ديگري دارد. او مي گويد: جذابيتهاي رسانه هاي غيركتابي مانند راديو، تلويزيون و اينترنت، وقت زيادي را از افراد جامعه به ويژه جوانان مي گيرند. در نتيجه، بخش عمده اي از افراد اجتماع يعني نوجوانان و جوانان كه پدران و مادران و گردانندگان فرداي جامعه خواهند بود، به جاي تفكر و تخيل، دچار جريان زدگي شده و از فرهنگ معرفتي ما كه در منابع مكتوبمان نهفته است، فاصله گرفته اند.
    وي اضافه مي كند: بر طبق تحقيقات، به دليل رقابتهاي شغلي و اقتصادي و گسترش مراكز آموزشي، مطالعه افراد جامعه ما بيشتر در زمينه مطالعات تخصصي و حرفه اي است و از سوي ديگر، نظام آموزش ما وقت بسيار زيادي را از نوجوان و جوانان مي گيرد و در نتيجه فرصتي براي مطالعه كتابهاي غير درسي و غيرحرفه اي پيدا نمي كنند.
    دكتر پريرخ نيز با اين عقيده موافق است. وي با بيان اينكه بر طبق تعريف سازمان يونسكو داشتن مدرك دليل بر باسوادي افراد نيست، اظهار مي دارد: متأسفانه در جامعه ما منابع الكترونيكي تا حد زيادي جاي كتاب را گرفته اند و در واقع به جاي اينكه نيازهاي فكري افراد را برطرف كنند، فقط وقت آنها را پركرده و توجهشان را جلب كرده اند و اين مشكل بزرگي است كه قشر با سواد ما افرادي پر مطالعه نيستند و از نظر اطلاعاتي در سطح پاييني قرار دارند و ديگر به كتاب به عنوان بهترين دوست و مهمترين عامل تجربه اندوزي، نمي نگرند.

    كتابخواني و شاخصه رشد علم

    با نگاهي به آمارهاي چاپ و نشر كتاب در سطح جهان، در مي يابيم كه حدود دو سوم از كتابهاي منتشر شده در طي سالهاي اخير، متعلق به كشورهاي توسعه يافته بوده است. به عنوان، مثال، درحالي كه قاره اروپا تنها 15درصد از جمعيت كل جهان را در خود جا داده است، رقمي برابر با50 درصد از انتشار كتاب در سطح جهان را از آن خود ساخته و پيشتاز ساير ملل و ديگر قاره ها در اين زمينه بوده است.
    در مقابل، كشورهاي جهان سوم و درحال توسعه كه 80 درصد جمعيت جهان را در خود جاي داده اند، تنها حدود يك سوم از كتابهاي منتشر شده را به خود اختصاص داده اند. اين آمار حاكي از آن است كه توسعه همه جانبه يك جامعه بدون توجه به توسعه فرهنگي آن تحقق نخواهد پذيرفت، زيرا كتاب كه شاكله اصلي و ستون توسعه و رشد فرهنگي در هرجامعه اي محسوب مي شود، در كشورهاي توسعه نيافته به اندازه كافي منتشر و خوانده نمي شود.
    دكتر حري در اين زمينه مي گويد: ميان رشد علم و توسعه كتاب و كتابخواني در كشورهاي پيشرفته، ارتباط محكمي وجود دارد. منظورم از رشد علم، تنها توليد علم توسط لايه هاي مشخصي از جامعه نيست، بلكه هدفم گسترش بينش علمي در ميان لايه هاي مختلف جامعه است و چنين حركتي نيز آن گونه كه عملكرد كشورهاي توسعه يافته نشان مي دهد، از مقاطع پايين و گروههاي سني كودك و نوجوان شروع مي شود.
    وي اضافه مي كند: نهادينه شدن مسأله مراجعه به متون و منابع متعدد براي كسب اطلاع و آگاهي، بايد به عنوان بخشي از فرايند يادگيري، از همان سالهاي نخست تحصيل اتفاق بيفتد، زيرا موكول كردن آن به مراتب بالاتر و سپس دست به دامن نمايشگاه كتاب وتمهيداتي از اين قبيل شدن، اگرچه ممكن است سبب التهابي كوتاه مدت شود، ولي قادر به نهادينه كردن آن نيست.
    وي تأكيد مي كند: نظام آموزشي را بايد به طور جدي مورد تأمل قرار داد؛ يعني همان كاري كه كشورهايي كه پيوسته در اين مسير رشد مي كنند، پيش گرفته اند. دليل عمده اينكه در كشورهاي پيشرفته، رشد علم، توسعه فرهنگي، گسترش دامنه مطالعات، بازنگري مستمر سياستهاي آموزشي و ارتقاي فني و صنعتي، همپا و به موازات يكديگر صورت مي گيرد آن است كه اين كشورها دريافته اند در امور فرهنگي و نيز در علم و تكنولوژي نبايد به صورت خطي عمل كرد؛ بلكه بايد به شكل شبكه اي، چند سويه و همه جانبه به مسايل نگريست .
    دكتر فتاحي نيز با بيان اينكه ميزان نشر و مطالعه كتاب به طور مستقيم و غير مستقيم به نظامهاي اجتماعي، سياسي، مديريتي و فرهنگي هرجامعه بستگي دارد، مي گويد: در برخي از جوامع به دليل نظام پيشرفته اقتصادي و اداري، ميزان درآمد سرانه افراد در سطح بالايي است و اوقات فراغت بيشتري دارند و در نتيجه مي توانند برخي از بودجه خود را به خريد كتاب اختصاص بدهند و با آرامش خيال به مطالعه آن بپردازند.

    اما...

    اما با وجود آنكه تلاشهاي زيادي براي توسعه فرهنگ كتابخواني در راستاي توسعه فرهنگ عمومي- از جمله خدمات كتابداري، تشكيل نمايشگاه هاي ثابت و سيار در مراكز مختلف جلب مشاركت نهادها و كمكهاي مردمي از طريق طرحهاي مختلف، تأسيس كتابخانه هاي عمومي غيردولتي توسط اشخاص حقيقي و حقوقي و... - صورت گرفته است، هنوز هم سطح فرهنگ كتابخواني جامعه مطلوب نيست. به راستي، براي رفع اين معضل چه بايد كرد؟
    دكتر حري در پاسخ به اين سؤال، به نكته جالبي اشاره مي كند. وي اظهار مي دارد: اگر قرار باشد صادقانه به اين مسأله بينديشيم، بايد صادقانه به پرسشهايي از اين نوع جواب دهيم، مثلاً چرا مصاحبه هايي از اين نوع و سخنرانيهايي مرتبط با اين موضوع، در اين ايام برگزار مي شود؟ آيا همه اينها بخشي از يك جريان شتابزده و كوتاه مدت نيست؟ زيرا همه اين جريانها با تمهيدات قبل و پس از آن بيش از يك ماه طول نمي كشد، پس در يازده ماه ديگر چه روي خواهد داد؟
    اين استاد دانشگاه با بيان اينكه فرهنگ هرجامعه در طول زمان و توسط مردم شكل مي گيرد، گسترش پيدا مي كند و تعالي مي يابد؛ مي گويد: بايد هرگونه اصلاح و ارتقاي فرهنگي به كمك خود مردم انجام گيرد و پيش از هرچيز شرايط رشد و آگاهي آنان فراهم شود.
    وي ادامه مي دهد: سياستگذاري فرهنگي در عرصه هاي مختلف بويژه در عرصه نشر كتاب از ظرافتهايي برخوردار است و تنوع در آرا و نظرات بايد مورد استقبال سياستگذاران قرار گيرد.
    بنابراين، هرگاه در برهه اي از زمان، مطالب و مباحث به سمت و سوي خاصي ميل كند، بايد دلايل مختلف اجتماعي آن بررسي و كشف شود.
    وي با اشاره به اينكه يكسونگري آفت ارتقا و توسعه فرهنگي است و بايد با رويكرد آسيب شناسانه به آن نگريست، مي گويد: پيش شرط توسعه فرهنگي، فراهم آوردن ذهني نقاد براي فرهنگ سازان است. سياستگذاران فرهنگي بايد نقشي هدايتگر برعهده داشته و با سعه صدر كامل، حاميان نگرش نقادانه باشند. دكتر پريرخ نيز در همين زمينه اظهار مي دارد: متأسفانه اكثر جوانان ما گرفتار بي تكليفي شده اند و طبعاً در آينده دچار فقر اطلاعاتي خواهند شد. بنابراين، اول بايد شناخت مناسب ايجاد كرد.
    وي ادامه مي دهد: به عنوان مثال، بايد در درون كتابخانه ها نهادهايي ايجاد شود تا بتواند نيازهاي اطلاعاتي را برطرف كرده و منابع متناسب با نسل جوان را در اختيار آنان قرار دهد و ريشه اصلي عدم گرايش آنها به كتاب را دريابد. از سوي ديگر، بايد بين محتواي اطلاعاتي كتابها با زندگي شخصي و حرفه اي افراد ارتباط ايجاد كرد تا براي پاسخ به نيازهايشان با علاقه و اشتياق به كتاب مراجعه كنند.
    دكتر پريرخ، در پايان خاطرنشان مي كند: تا زماني كه نظام اطلاع رساني ما برنامه اي ريشه اي و پايدار با توجه به زيرساختهاي فرهنگي كشور ايجاد نكند نبايد منتظر معجزه باشيم كه افراد يك شبه كتابخوان شوند.

    زهرا دلپذير / قدس شماره 5270

     
    ثبت نظر شما  
    نام و نام خانوادگی
    نشانی پست الکترونیکی
    متن نظر شما
       

    برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده








    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:06 AM   |  

    يادگيري سنتي فقط 20 درصد توانايي مغز را به كار مي گيرد


    يادگيري سنتي فقط 20 درصد توانايي مغز را به كار مي گيرد


    يادگيري سنتي 
فقط 20 درصد توانايي مغز را به كار مي گيردوقتي يادگيري ما در موقعيت هاي عادي انجام شود (مثلا يادگيري مطالب درسي از روي كتاب يا از طريق تدريس آموزگار)، در حقيقت از كمتر از 20 درصد توانايي مغز خود استفاده مي كنيم.
    استعداد و توان يادگيري ما چيز ثابتي نيست.
    هوش، مجموعه اي از توانايي هايي است كه مي توان آن را پرورش داد و تقويت كرد.
    يادگيري سريع كه به نام «يادگيري فوق العاده» يا «شيوه خوشايند يادگيري» هم شناخته شده است، سيستمي است كه به گونه اي طراحي شده كه به همه افراد از هر گروه سني كه باشند، كمك مي كند تا با استفاده از تمامي توانايي هاي مغز خود يادگيري بيشتري داشته باشند و بتوانند مطالب بيشتري را به خاطر آورند.
    ايجاد ارتباط ميان دو نيمه مغز
    روش هاي سنتي و مرسوم يادگيري روي نيمه چپ مغز (كه بر قدرت تكلم، منطق، توالي نظام انديشه) بيشتر تاكيد مي كند تا بر نيمه راست مغز (كه به اشكال، الگوها، وزن و آهنگ مي پردازد و جولانگاه خيال است).
    ايجاد ارتباط ميان دو نيمه مغز در زمان يادگيري موجب تحريك تكانه هاي الكتريكي- شيميايي مغز مي شود، به طوري كه 100 ميليارد سلول فعال مغز را به كوشش جدي وامي دارد.
    ما مي توانيم به طور همزمان (يعني در يك زمان) چيزهاي بسياري را فرا بگيريم، مثل ميزان كردن گوش خود به آهنگ و كلمات يك قطعه موسيقي. همين امر نشان مي دهد كه يادگيري محدود و منحصر به يك بخش از مغز نيست؛ بلكه مي تواند در هر دو نيمه مغز ما رخ دهد.
    يادگيري عملي
    ما حرف زدن را با حرف زدن، شنا را با شنا كردن و رانندگي را با رانندگي كردن ياد مي گيريم؛ لذا اين نكته برايمان معني بخش مي شود كه يادگيري هر چيزي به همان اندازه ميسر است كه بر پايه فعاليت هاي عملي باشد. كار با ديگران (كار گروهي) بسيار خوب است، زيرا يادگيري گروهي بسيار موفق تر از يادگيري عده اي از افراد است كه امور را به صورت فردي و مستقل فرا مي گيرند.
    يادگيري سريع، توان انسان را در يادگيري از طريق برانگيختن مغز به فعاليت بيشتر و سختكوشي افزايش مي دهد. اين كار را مي توان با ايجاد موقعيت هاي عملي تازه اي در يادگيري نظير استفاده از نمايش و تئاتر در فراگيري علوم انجام داد. اگر اين كار به صورت گروهي انجام گيرد، در آن صورت تجارب به دست آمده مي توانند جالب و ارزشمند باشند. به عنوان مثال، دانش آموزان در مدرسه مي توانند الگو يا ماكتي از يك تركيب شيميايي پيچيده بسازند يا نمايش يا تئاتر يك دقيقه اي درباره چرخه زندگي يك حشره يا يك لحظه مهم تاريخي را اجرا كنند. دانش آموزان به جاي آن كه فقط درباره موضوعي مطلب بنويسند، مي توانند شعري آهنگين درباره يك فرآيند جغرافيايي بنويسند. چنين تجاربي به يادماندني خواهند بود و در نتيجه، يادگيري ها بيشتر خواهند شد و ميل به يادگيري نيز افزون تر خواهد شد.
    مرور يا تكرار در يادگيري
    يكي از جنبه هاي مهم روش هاي يادگيري سريع، تكرار يامرور دانسته هايي است كه در جريان آموزش فرامي گيريم. تحقيقات نشان مي دهد كه مغز انسان بيشتر آن اطلاعات و مطالب ياد گرفته و پردازش شده در روز را فراموش مي كند كه مروري بر آنها صورت نگرفته باشد.
    براي اين كه به فرزند خود كمك كنيد تا آموخته هاي خود را براحتي به خاطر آورد، او را تشويق كنيد تا هر روز درباره نكات مهمي كه ياد گرفته است، صحبت كند. در پايان هر هفته از او بخواهيد تا دوباره همان نكات مهم را مرور كند. در چنين صورتي است كه او هنگام دوره كردن مطالب درسي براي امتحانات گامي فراتر از معمول پيش خواهد بود.
    مترجم: ملك دخت قاسمي نيك منش

    روزنامه کیهان - شماره18772

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:06 AM   |  

    تعداد صفحات :87      40   41   42   43   44   45   46   47   48   49   >