من همیشه می گویم کسب و کار
شباهت زیادی به زندگی انسان ها دارد. پس به همین خاطر در این مقاله کاربردی
سه پرسش کلیدی را با شما در میان می گذارم که نه تنها در متحول نمودن و
موفقیت شما در کسب و کار و تجارت برایتان کارساز خواهد بود، سه پرسش کلیدی
تغییر و تحول زندگی شخصی و موفقیت فردی نیز به شمار می رود که من آنها را
در سمینارهای موفقیت فردی که برگزار می کنم با دیگران در میان می گذارم.
من همیشه می گویم کسب و کار شباهت
زیادی به زندگی انسان ها دارد. پس به همین خاطر در این مقاله کاربردی سه
پرسش کلیدی را با شما در میان می گذارم که نه تنها در متحول نمودن و موفقیت
شما در کسب و کار و تجارت برایتان کارساز خواهد بود، سه پرسش کلیدی تغییر و
تحول زندگی شخصی و موفقیت فردی نیز به شمار می رود که من آنها را در
سمینارهای موفقیت فردی که برگزار می کنم با دیگران در میان می گذارم.
این سه پرسش به ترتیب عبارتند از:
۱) امروز دقیقا در کجا هستیم؟
۲) به کجا می خواهیم برویم؟
۳) چگونه به نقطه تعیین شده برسیم؟
این سه پرسش، همان سوال هایی هستند که با پاسخ
دهی دقیق به آنها می توانید کسب و کار و تجارت خودتان را متحول کنید.
پیشنهاد می کنیم برای آنکه به پاسخ های موثر و کاربردی تری دست بیابید حتما
این پرسش ها را به کمک پرسنل و سایر همکاران خود پاسخ دهید و ایده هایتان
را با همدیگر به اشتراک بگذارید.
● امروز دقیقا در کجا هستیم؟
تعیین کنید ماهیت کلی سازمان، سطح آگاهی و رضایت
پرسنل، عرضه و تقاضا بازاری که در آن فعال هستید، میزان فروش و سود سازمان،
ضریب نفوذ شما در بازار، رضایت مشتریان از شما و موارد دیگری چون میزان
نقدینگی و نظریات منقدان و تحلیلگران در مورد بازار و سازمان شما چگونه
است.
ببینید نیازهای شما کدام هستند، چه فعالیت هایی
را می بایست کاهش دهید و در عوض به تقویت کدام فعالیت ها بپردازید. تعیین
کنید که کدام فعالیت را می بایست برای همیشه کنار بگذارید و کدام فعالیت را
از همین امروز شروع کنید. دقیقا مشخص کنید که دیگران از بیرون شما را
چگونه تلقی می کنند، ضریب نفوذ شما در بازار چقدر است و تعبیر پرسنل و
مدیران از درون چگونه است.
من به این مرحله لقبِ ترازو را داده ام و آنرا
اینگونه شرح می دهم که فرض کنید که می خواهید به وزن ایده آل برسید. قبل از
هر چیز می بایست به روی ترازو بروید تا دقیقا متوجه شوید که چند کیلوگرم
هستید و با توجه به داده های به دست آمده، اگر کمبود وزن دارید برای افزایش
وزن و اگر افزایش وزن دارید برای کاهش وزن تان کاری بکنید. منتهای مراتب،
قدم اول برای تغییر شناخت دقیق و به دست آوردن اطلاعات مستند و دقیق است.
تا زمانی که وضعیت فعلی خودتان را به صورت جدی و
صادقانه تعیین نکنید نمی توانید برای تغییرات و ایجاد تحول قدم موثری
بردارید. پس از همین حالا برای جمع آوری و دسته بندی و تحلیل هر اطلاعاتی
که می دانید در تعیین وضعیت فعلی کسب و کار و تجارتتان شما را یاری می کند
دست به کار شوید.
● به کجا می خواهید بروید؟
زمانی که دقیقا تعیین نمودید در کجا هستید، پس از
آن می توانید تعیین کنید که به کجا می خواهید بروید. سریعا دست به کار
شوید و مشخص کنید می خواهید به کجا برسید. ایده آل شما چیست؟ چه چشم اندازی
را برای کسب و کار خود در نظر گرفته اید؟
می خواهید پنج سال آینده، ده و بیست سال دیگر در
کجا باشید؟ کسب و کار شما چگونه توصیف شود؟ چه تعداد پرسنل به کار گرفته
باشید؟ در کدام شهر و کشور ها دفاتر فروش و نمایندگی داشته باشید؟ می
خواهید به چه سقف فروش و درآمدی برسید و چقدر سود کنید؟ دوست دارید جایگاه
شما و نام تجاری سازمان شما در چه رده و مرحله ای باشد؟
در تعیین آنجایی که می خواهید باشید و آنچه که می
خواهید به دست بیاورید بلند پرواز باشید. هرگز به بیشتر از آنچه که تصور
می کنید و در ذهنتان می بینید نمی توانید دست بیابید.
برای پاسخگویی به این پرسش می بایست موقعیت
خودتان را در دو وضعیت شرح دهید. اولی در وضعیت طولانی مدت که در بازاریابی
آنرا استراتژیک می خوانیم و دومی در وضعیت کوتاه مدت که اصطلاحا تاکتیک
نام می گیرد. طول زمان تاکتیک و استراتژیک خودتان را مشخص کنید و دقیقا
بگوئید که در هر کدام می خواهید چه جایگاهی داشته باشید. تعیین کنید چه
کسانی شما را می شناسند، فروش روزانه شما چقدر است، مردم تا چه اندازه رقبت
دارند تا شما را به دیگران توصیه کنند و رقبا در مورد شما چه می گویند و
شما را چگونه می بینند؟
خودتان و سازمان خود را در آینده تصور کنید.
ببینید که به موفقیت های چشمگیر رسیده اید، ببینید که فروش تان فزونی یافته
است و به موقعیت های جدید دست یافته اید. میزان هر یک را مشخص کنید و تمام
آن چیزهایی را که مایل به رسیدن شان هستید به روی کاغذ بیاورید.
● چگونه به نقطه تعیین شده برسیم؟
تا ایده آل و چشم اندازی تعیین نکرده باشید و تا
زمانی که جایی را در ذهن متصور نشده باشید هرگز نمی توانید کسب و کار
خودتان را تغییر دهید و متحول کنید پس اگر هنوز چشم انداز مشترکی را با
پرسنل و همکارنتان مشخص نکرده اید پیشنهاد می کنم به سوال قبلی باز گردید و
به صورت جدی برای پاسخ دهی به آن فکر کنید.
زمانی که چشم انداز و تصویر ذهنی داشته باشید و
از قبل موقعیت فعلی خودتان را در شرایط حاضر تعیین کرده باشید کافی است که
فاصله خود تا هدف را اندازه بگیرید و بعد از آن تمام نیروی خود را برای
رسیدن به هدف بسیج کنید و در راه نیل به هدف لحظه ای باز نایستید!؟
با اندازه گیری فاصله موجود بین شرایط حاکم با
موقعیت هایی که می خواهید در آینده به دست بیاورید دقیقا تعیین کنید که به
چه میزان سرمایه و نقدینگی، چه روابط حرفه ای و پشتیبانی کدام شرکت ها و
انجمن ها و متخصصان بازار کار نیاز دارید.
برنامه دقیق و مدون برای کار خود آماده کنید.
دقیقا بگوئید که سنارویوی پیروزی شما در کوتاه مدت و بلند مدت چگونه نوشته
می شود و یادتان باشد که هر ایده و برنامه ای که به ذهنتان می رسد را می
بایست به صورت مکتوب نگاه دارید. حرف و برنامه های ذهنی کافی نیست. می
بایست برنامه هاتان را به روی کاغذ بیاورید تا جدی تلقی شوند. حتی اگر به
صورت ذهنی و لفظی بارها و بارها برنامه هایتان را مرور کرده اما آنها را به
روی کاغذ منتقل نکرده باشید یعنی برنامه ای ندارید!
مشخص کنید به چه تعداد و کدام دسته از متخصصین
برای سازمان خود نیاز دارید، هزینه ایشان و تجهیزات مورد نیازشان چیست.
دقیقا تعیین کنید که روزانه، هر هفته، ماهانه و هر سال به چه میزان پول
برای نگهداری نیاز دارید. هزینه های ماهیانه و سالیانه خود را به صورت دقیق
مشخص نمائید.
و همچنین اهمیت زمان و چهارچوب زمانی را از یاد
نبرید. تعیین کنید که طی چه زمانی می خواهید به هدف تان برسید. به یاد
داشته باشید حتی اگر بهترین اهداف را برای خود تعیین کرده اما زمان دقیقی
برای هر یک از مراحل اجرایی و زمانی برای اتمام پروژه خود تعیین نکرده
باشید در راه رسیدن به هدف با خسارات جبران ناپذیری مواجه می شوید که
احتمالا شما را از نیل به هدف و پیروزی باز می دارند.
نویسنده: علی
نویسنده: توماج فریدونی
منبع: http://blog.Toomaj.com
هنگامي كه يك انسان خواندن ونوشتن را ياد مي گيرد ،
مهمترين كارش بايد كتابخواني باشد . كه اين مهم اگر بدون آموزش باشد ،
چيزي جز اتلاف عمر و از كف دادن زمان نيست . بنابراين چنانچه فعاليتي جدي و
كارا ، در اين زمينه صورت نپذيرد ، ميزان پيشرفت فرد تقليل مي يابد . از
اين رو، عموم نويسندگان نبايد انتظار داشته باشند آثارشان با استقبال مردم
و مطالعه عميق و دقيق آنان مواجه شود . لذا عقيده ما بر آن است كه بايد
ابتدا روش صحيح مطالعه و كتاب خواندن به مخاطبان ياد داده شود ، آن گاه
انتظار رهپيمايي در زمينه هاي مختلف : ديني ، سياسي ، ادبي و... را داشت . به
اين جهت ، در هر جاي مسير فراگيري هستيد ، اندكي تامل كنيد ، راه درست
مطالعه را بياموزيد و سپس به مسير ادامه دهيد
هدف
كتابخواني
قبل از هر چيز ، بايد قلم و كاغذ برداري و تا آخر با من باشي
؛ چون خيلي چيزها را بايد يادداشت كني . حتي اگرحافظه خوبي داشته باشي ،
باز هم بعضي مسايل ، ا زنظرت پنهان مي ماند .يادت باشد كه مهم ، شكل خواندن
كتاب است و اين كه چگونه از كتاب هاي موجود استفاده ببريم . به طور
كلي « هنر مطالعه » مهارتي است كه امروزه هر انسان باسوادي بايد از آن
برخوردار باشد . تو اگر به اين سلاح مهم دست نيابي ، بدون شك ، آفت ها و
خطرهاي زيادي دامنگيرت مي شود و روزي مي رسد كه صد افسوس مي خوري كه چرا
دوستانت به مدارج عالي رسيدند وتو هنوز اندر خم يك كوچه اي ؛ ولي اين هم
يادت باشد كه جلوي ضرر را از هرجا كه بگيري منفعت است . تو نبايد هر چه
به دستت رسيد بخواني ؛ بلكه بايد در اين دنياي شلوغ مطالب چاپي ، آن چه را
كه براي تو مفيد است بخواني ؛ هم گيج نمي شوي و هم زودتر به هدف ميرسي .
نكته ديگر اين است كه تو بايد هميشه بر كتاب مسلط باشي و اجازه ندهي بعضي
از كلمات فريبنده ي كتاب ، روح تو را به خودش مشغول كند و فرصت طلايي ات را
آتش بزند . بنابراين قبل از آن كه دقيق مطالعه كني ، بايد كتاب را از
اول ارزيابي كني . آيا كتاب براي سن تو نوشته شده ؟ چه سالي منتشر شده ؟
نويسنده اش كيست ؟ چه كساني اين كتاب را تاييد كرده اند ؟ هدف در اين
جا يك معني اش اين است كه تو براي خودت يك « سير مطالعاتي » درست كني .
نقطه شروع را از يك جا بگيري( البته با مشورت افراد صاحب نظر ) و روي ريل
بيفتي . بيخودي به شاخ و برگ هم نزني و فقط به تنه ي درخت خواندن فكر كني .
البته داشتن يك سيرمطالعاتي ، اولش كمي سخت و شايد غيرممكن به نظر برسد ؛
اما اگر حوصله به خرج دهي و يك مقدار صبر كني ، با هم در اين زمينه صحبت مي
كنيم و از تجارب ديگران بهره مند مي شويم
راه شروع
از
امروز يك برنامه ريزي كوتاه مدت براي خودت در نظر بگير . كتابخواني ات را
به سه بخش عمده تقسيم كن : 1- كتابهايي كه پايه هاي مذهبي و فكري تو را
محكم مي كنند . 2- كتابهايي كه طبق وظيفه كاريت بايد بخواني . 3-
كتابهايي كه با توجه به سنت بايد بخواني و نياز روز توست . درباره ي
انتخاب عناوين كتاب ها بعد با هم صحبت مي كنيم . الآن ، مهم ، برنامه ريزي
تو است . يادت باشد كه نبايد سرت را شلوغ كني . نظم ، اساس كار ماست .
برنامه تو بايد قابل اجرا باشد . ابتد براي چند روز و اگر مفيد بود ، براي
چند هفته و... فراموش نكن كه « سنگ بزرگ علامت نزدن است ». حالا كه مي
خواهي برنامه داشته باشي ، به تمسخر اطرافيان توجه نكن ؛ زيرا آينده ات مهم
تر از آن است كه تسليم ريشخند دوستان و... بشوي . به همين اندازه كه
تصوير روشني از مقاصد و راه هاي رسيدن به آن در ذهنت روشن شد ، اوضاع و
احوال تحصيلي ، در نظرت داراي معنا و مفهوم مي شود . مطالعه به خودي خود يك
« مهارت » است و مهم چيزهايي است كه ازبه كار بردن اين مهارت دستگيرت مي
شود . سعي كن با مشورت بزرگترهاي آگاه بفهمي كه در چه زمينه اي بيشتر
استعداد داري و استعداد و استعداد تو به كدام سو بيشتر گرايش دارد ؛ مثلاً ،
اگر به رياضي علاقه مند هستي و ديگران تو را در اين زمينه تاييد مي كنند ،
تو بايد آينده ات را با رياضي ببيني ، آنگاه ديگر رياضيات را نه براي معلم
و نمره ي خوب ، بلكه به قصد كسب مهارت هاي لازم در زندگي آينده خودت
فراگيري . ساير هدف هاي فرهنگي و اجتماعي خودت را هم مي تواني به همين
شيوه مورد بررسي قرار دهي . پس از آن كه تصميم به اصلاح و بهبود روش هاي
خود در مطالعه و فراگيري گرفتي ، اصول زير را كه اساس عادت هاي مفيد است به
دقت به خوان و عملاً به كار ببند . طرح هاي جديدت را به دوستانت بگو .
بگذار تا آن ها هم بفهمند تو عوض شده اي . اگر اتاقي را براي محل مطالعه
دايمي در نظر گرفته اي و آنها ممكن است تو را مسخره كنند ، لازم نيست آنها
را به اتاق مطالعه ات ببري . اگر دوستانت براي وقت گذراني سراغ تو مي آيند ،
بي تعارف بگو فرصت نداري . اگر جايي دعوتت كردند كه با برنامه ات جور در
نمي آيد ، به راحتي و بدون رو در بايستي بگو :« نمي توانم بيايم ». چرا كه
هيچ كدام از ميهماني ها ، جبران عدم مطالعه تو را نمي كند . اگر با خودت
قرار گذاشتي هفته اي دو ساعت روي فلان درس وقت بگذاري ، به هيچ وجه اين قول
وقرار با خودت را زير پا نگذار ؛ اما اگر دوام نياوردي و تسليم بي برنامگي
خودت و ديگران شدي ، بايد خودت را تنبيه كني .« خود جريمه كردن » ، راهي
مفيد براي كساني است كه نمي توانند در ابتدا انضباط را رعايت كنند . حالا
نوبت حرف هايي است درباره حالت هاي گوناگون مطالعه . درباره نوع انتخاب
عناوين كتابهاي مورد نيازت هم شتاب نكن لازم است اول شكل صحيح مطالعه را
فراگيري ، سپس درباره سه محور مورد نظر ( كه قبلاً ذكر كردم ) بحث مي كنيم .
شرايط مطالعه
تا به حال درباره ي اهميت و ارزش كتاب
سخن گفتيم .اهداف ؛ راه هاي شروع را با هم مطرح كرديم و نيز قسمتي از
دانسته هايمان را از صندوقچه حافظه بيرون آورديم . باز هم بايد يادمان باشد
كه ما زياد وقت نداريم . جهان ما ، جهان سرعت است و روز به روز نيز بر اين
سرعت افزوده مي شود . براي اين كه من و تو از اين كاروان علم و زندگي ،
عقب نمانيم بايد با آخرين روش هاي مطالعه و دستيابي به دانش آشنا شويم و از
آن براي استفاده صحيح و بيشتر از استعدادها و توانايي هاي خدادادمان بهره
ببريم . قبل از مطرح كردن مسايل اصلي ، يادت باشد كه كليد شرايط مطالعه
، برنامه است . با يك نظم و ترتيب خاص ، مي تواني شرايطي را فراهم كني كه
عمر پرباري داشته باشي . امروزه ، بسياري از مردم ، مخصوصاً دانش
آموزان ، به عادت بد « كند خواني » مبتلا هستند . اين نوع مطالعه كردن ،
باعث اتلاف وقت و از دست دادن سرمايه ي عمر مي شود . بنابراين از همين لحظه
تصميم بگير با رفتار زيان بار خودت مبارزه كني . صرفه جويي در وقت ، مهم
ترين نكته است كه در طرح شرايط مطالعه بر آن تكيه داريم . به هيچ وجه
در حالت خستگي ، افسردگي ، خواب آلودگي و يا درد و ناراحتي ، مطالعه نكن .
اين گونه حالت ها باعث مي شود تا مطالب خوانده شده ، نامفهوم باقي بماند .
بهترين زمان مطالعه - در صورتي كه كمبود خواب نداشته باشي - قبل از خواب و
يا استراحت روزانه است . به اين ترتيب ، ذهن تو وقت كافي براي آرامش ، منظم
ساختن و نگهداري و ثبت اطلاعات لازم را خواهد داشت . پس بسيار مهم است
كه هنگام نشاط وهوشياري و با آرامش تمام مطالعه كني . در اين صورت است كه
مي تواني انتظار لذت بردن از كتاب را داشته باشي . وضعيت تو به هنگام
مطالعه ، تاثير مهمي در درك مطلب دارد . هر زماني كه برايت امكان دارد ،
پشت ميز تحرير بنشين . هنگام مطالعه قوز نكن ، راست بنشين ، كتاب بايد بر
روي سطح هموار ميز و زيرش صاف باشد . اگر با بي حوصلگي مطالعه كني و
سست و وارفته به مطالعه بپردازي ، آفات مطالعه ، نظير چرت و خواب ، حواس
پرتي و ... به سراغت مي آيند . براي تمركز حواس و درك مطلب ، قرص و محكم
بنشين و با اشياي دور و برت بازي نكن . فراموش نكن كه هيچ چيز ، جاي
تمرين عملي را نمي گيرد و هر چه قدر هم حرف هاي قشنگ بلد باشي ، تا در عمل
ثابت نكني ، بي فايده است . پر و بال قشنگ ، يك طرف قضيه است ؛ اما آن طرف
قضيه ، پرواز كردن تو است . آن قلم و كاغذي را كه قرار بود هميشه
همراهت باشد ، مي تواني از كاغذ كارتهاي 12×9 سانتي متري درست كني تا در
جيب لباست با راحتي قابل حمل باشد . اين كارتها را خودت مي تواني بسازي و
روي هر كدام شماره بگذاري . هميشه و همه جا همراهت باشد تا هيچ چيز را از
قلم نيندازي . بر اين مطلب تاكيد دارم كه بايد خلاصه بنويسي ؛ يعني ، « حرف
اصلي را ». يادآوري نكته اي ديگر ،در اين بحث اهميت دارد : بايد در
همه جا و هر موقعيتي به مطالعه بپردازي . البته قبلاً اگر گفتم مكان مطالعه
، مناسب و آرام باشد ، منظورم موقعيت آرماني و مطلوب بود ؛ ولي روشن است
كه همه ، اين امكانات را ندارند كه اتاق مشخصي و ميز مطالعه اي داشته
باشند. از اين رو ، بايد با روش جديد مطالعه ، كاري كرد كه مثل موقعيت هاي
ديگر ، به مطالعه پرداخته شود . به اين ترتيب ، با استعدادها و نيروهاي
ذاتي و فكري خودت ، كمبود وسايل را جبران كن . خودت را عادت بده و تمرين
كن كه در مكان هاي شلوغ و پر و سرو صدا ، مثل صف اتوبوس ، نانوايي ، سالن
انتظار بيمارستانها ، اتاق شلوغ و... مطالعه كني . تمرين خيلي مهم است .
شرط موفقيت درهر كاري - علاوه بر داشتن راه و شيوه صحيح - تمرين است . البته
هنگام حركت ماشين به هيچ وجه كتاب نخوان زيرا براي چشم هايت بسيار زيانبار
است .
مهارت جديد
اما مهارت جديد! قبلاً گفتيم كه
بايد استعدادهاي نهانيت را شكوفا كني و از سرمايه ي عمرت كمال بهره را ببري
. به همين علت يك راه دستيابي به دانش ، خوب مطالعه كردن است . يك روش
جديد كه حتماً درباره اش مطالبي شنيده و يا خوانده اي « تند خواني » است .
تند خواني فوايدي دارد كه در زير به آن اشاره مي كنيم : تند خواني ، به
زندگي انسان تحرك و پويايي خاصي مي بخشد و او را با « سرعت عمل » همراه مي
كند . تند خوان شدن محال نيست و با تمرين ، تلاش و تربيت چشمها ، امكان
پذير است . ممكن است تو تا امروز با سرعت كم و درك اندك ، مطالب را مي
خواندي و شايد فكر كرده اي كه روش درستي را پيش گرفته اي ؛ اما كند خواني
كمكي به درك عميق تو نمي كند و نبايد باور كني كه هركس آهسته تر مي خواند ،
پس بهتر مي خواند . كند خواني لذت مطالعه را ازتو مي گيرد . درك مطلب
افرادي كه به طور متوسط ، بين 250 تا 300 كلمه در دقيقه مي خوانند ، در
حدود 60 تا 70 درصد است ؛ اما همين افراد به راحتي مي توانند سرعت خواندن
خود را به 400 تا 1000 كلمه در دقيقه افزايش دهند ، بي آن كه ذره اي از درك
مطلب كاسته شود . تند خواني باعث مي شود تا مطالب كم اهميت را زود
بشناسي و بر مطالب مهم ، تاكيد ورزي . براي يادگيري اين مهارت بايد ابتدا
سرعت خودت را به دست آوري . براي اين كار از كسي بخواه با ساعتي كه عقربه
ثانيه شمار دارد ، خواندنت را اندازه بگيرد . نخست حدس بزن كه چه مقدار
لغات در متن وجود دارد و در در چه مدتي مي تواني آن را بخواني . آنگاه از
دوستت بخواه ، مثلاً پس از سه دقيقه به تو بگويد وقتت تمام شده است . بايد
پيش از اعلام پايان وقت ، تمام متن را خوانده باشي . در اين مرحله ،
هدف ، شكستن زمان است . البته سرعت خواندن با توجه به متن هاي مختلف ،
متفاوت مي شود .
اكنون با روش زير ، سرعت خواندنت را
محاسبه كن :
1- وقتي كه ثانيه شمار ساعتت به عدد شصت رسيد ، زمان را
دقيقاً به خاطر بسپار؛ 2- مطلب مورد نظر، مثل كتاب درسي و... را بدون
حركت لب ها بخوان ؛ 3- بلافاصله بعد از اين كه مطلب به پايان رسيد ،
زمان پايان خواندن را با دقيقه ها و ثانيه ها يادداشت و همه را به ثانيه
تبديل كن ؛ مثلاً ، مطلب را درهفت دقيقه و يازده ثانيه خوانده اي ، اين مدت
برابر با 431 ثانيه است ؛ 4- تعداد كلمه هاي متن را بشمار ؛ مثلاً
مطلب تو 2720 كلمه است . اين تعداد را بر طول مدت زمان خوان (431) تقسيم و
بعد در عدد شصت ضرب كن . بااين كار ، سرعت خواندنت - كه 33 كلمه در دقيقه
باشد - به دست ميآيد . تذكر : تنها با تمرين و عادت دادن چشم به حركت
سريع ، نمي تواني به تند خواني مطلوب دست يابي ، بلكه بايد انگيزه خواندن
را در خودت ايجاد كني و در صورت قدرت ، امكانات زيادتري را د راختيار بگيري
. كوشش من بر اين است كه نشان دهم تند خواني منافاتي با درك صحيح وخوب
ندارد . تو بايد اين هدف و مقصد روشن و معقول را تا آخر بحث در نظر
داشته باشي كه سه صفحه خوانده ودرك شده ، بهتر از يك صفحه اي است كه خوانده
و درك نشود ومقدار زماني هر دو يكي باشد. در تند خواني ، بايد كتاب را
به گونه اي ورق زد كه مكثي در آن نباشد و از به هدر رفتن وقت جلوگيري كند .
از اين رو صفحات كتاب بايد از هم جدا باشند و به هنگام مطالعه ، با يك دست
چشم را هدايت كن و با انگشت سبابه دست ديگر ، از بالاي صفحه ، ورق را
برگردان . از اين روش ، راست دستان و چپ دستان به يك اندازه مي توانند
استفاده كنند . يادت باشد كتابي كه به دستت مي رسد نياز به يك بررسي
مقدماتي دارد . كتاب را به سرعت ورق بزن و به سوال هاي زير پاسخ بده : 1-
ساختمان كتاب چگونه است ؟ 2- مطالب مهم كدام است ؟ 3- آيا قبلاً
چيزي درباره اين مطلب و يا مطالب مي دانستي ؟ 4- مباحث آن تا چه مقدار
مشكل است و مطلب ، دشوار طرح شده است يا آسان ؟ مطالعه را با رسم «
درخت حافظه » آغاز كن . ابتدا براي خودت مشخص كن كه چه اندازه از كتاب را
مي خواهي ياد بگيري . روش درخت حافظه ، از نظر اثرگذاري در يادگيري ،
كارآرايي بسيار بالايي دارد . براي اين كاربايد عنوان كتاب يا هر بخش را
ريشه درخت فرض كني و آن را درون يك مربع ، دايره ، مستطيل و يا هر شكل
هندسي دلخواه ديگري قرار بده و آنگاه عناوين اصلي و فرعي را روي شاخه هاي
اصلي و فرعي بنويس . در اين روش از هر دو نيمكره مغزت به خوبي استفاده
مي كني . در تند خواني ، بايد حتماً با دست بخواني ؛ چون اين كار ،
مانع از برگشت دوباره خواني مي شود . پس خيلي ساده ، نوك انگشت خودت را ،
زير اولين كلمه بگذار و با سرعت به جلو حركت كن ، سپس انگشت را در آخر هر
سطر بردار و زير خط بعدي بگذار و به خواندن ادامه بده . با چشمهايت
مستيقماً بالاي نوك انگشتانت را بخوان و بالا رفتن سرعت خودت را ببين .
فراموش نكن كه به هيچ وجه نبايد از مداد ، خط كش و يا چيز ديگري استفاده
كني . به هيچ وجه در حال مطالعه ، واژه ها را آرام آرام د رذهنت تلفظ
نكن . اگر چنين حالتي داري ، بايد بلافاصله آن را ترك كني . هدف تند خواني ،
انتقال مستقيم مفاهيم ، به ذهن تو است تا منظور نويسنده را بي آن كه لغت
ها را در ذهنت تكرار كني دريابي . اين را بدان كه واژه ها وسيله اي براي
انتقال معاني هستند و وقتي تو ، جان كلام را دريافتي ، لازم نيست معناي تك
تك كلمات به كار رفته در جمله را بداني . پس تو بايد در پي يافتن معناي
كامل جمله باشي و نه معناي هر كلمه . ترك « درون خواني » مشكل است ، اما
محال نيست . يكي از راه ها ، ديدن جمله به جاي كلمه است . تو بايد با تمرين
، اين مهارت را بياموزي . تمرين و باز هم تمرين . مساله ديگر ، علامت
گذاري در صفحات كتاب است . اغلب آدمهاي باسواد ، با روش هاي غلط اين كار را
مي كنند . تو خود ديده اي و من ديگر نيازي نمي بينم تا روشهاي اشتباه را
مطرح كنم ؛ اما روش مناسب را الآن ياد مي گيري : هر وقت به موضوعي مهم
برخوردي علامت تيك در كنار صفحه قرار بده . اين كار ، هم نكته ي مهم را
مشخص مي كند و هم بعدها در صورتي كه نياز نداشته باشي ، به راحتي مي تواني
اثرش را پاك كني . اگر در مطالعه مجدد كتاب ، همان مطلب علامت گذاري
شده ، مهم به نظرت آمد ، يك علامت تيك ديگر براي تاكيد بگذار . هنگام
مطالعه ، سوالهاي زير كمك مي كند تا كتاب را بسنجي : • آيا به روشني ،
هدف نويسنده را دريافته اي ؟ اگر نه ، مقدمه آن كتاب را بخوان • آيا
فهميده اي كه نويسنده چگونه مطلب را آغاز كرده است ؟ روش كلي او در عرضه
مطلب چگونه است ؟ نكته هاي اصلي و فرعي كدامند ؟ براي پاسخ به اين سوال ها
فهرست كتاب را بررسي كن . • نتيجه گيريهاي نويسنده چيست ؟ آيا با آن
موافقي ؟ چرا نويسنده به چنين نتايجي رسيده است ؟ به نظر تو نويسنده در چه
زمينه هايي ضعيف است ؟ آيا در برداشت هاي او ضعف هست يا در نتيجه گيري هاي
او ؟ • اين نويسنده را با نويسنده ي ديگر - كه قبلاً از او كتابي
خوانده اي - مقايسه كن . آيا كتاب ، مطلب تازه اي عرضه كرده است ؟ آيا
چيزهاي ديگري كه خوانده اي ، اين مطالب را تاييد مي كند يا رد ؟ چگونه و در
چه مواردي ؟ • آيا مي تواني ارتباطي منطقي بين مطالب كتاب با يادداشت
هاي قبلي ات برقرار كني ؟ صحبت ديگر من در تند خواني ، روي يادآوري است
. در پژوهشها ثابت شده است كه اگر 20% وقت خودت را صرف خواندن كني و 80%
ديگر را به يادآوري بپردازي ، موثرتر از آن است كه تمام همت خودت را بر روي
خواندن بگذاري . يادت باشد كه با طوطي وار خواندن كتاب ، به قافله دانش
صحيح نخواهي رسيد . راه درست يكي است و بقيه مسيرها به بن بست يا پرتگاه
ختم مي شود . سرعت در تند خواني ، چيزي است كه مرتب بايد مد نظر باشد .
اين را متوجه شدي كه هر كسي مي تواند تند خوان شود ؛ اما اگر هنوز اندكي
شك داري ، توصيه مي كنم مدتي فكر كني . ببين ، تو عادت كرده اي كه با سرعتي
بين 80 تا 300 كلمه در دقيقه بخواني و چنين سرعتي را براي خودت عادي بداني
و اشكالي هم در آن نبيني ؛ ولي اگر آموزش ديده بودي كه با سرعت 400 كلمه
در دقيقه بخواني ، به آن عادت مي كردي و آن را ، سرعت معمولي مطالعه اي مي
دانستي . پس براي ياد گرفتن اين مهارت ، بايد خوب وقت بگذاري و تمرين
كني . شعاع ديد نيز شاخه ديگر اين مهارت است . گسترش ميدان ديد ، يكي از
راه هاي موفقيت تو در تند خواني به حساب مي آيد . تو قبلاً عادت كرده بودي
هربار فقط يك يا دو كلمه را ببيني ، در حالي كه بايد در يك نگاه ، چند لغت
يا يك جمله را يك جا ببيني و بخواني . لازم نيست همه كلمات را به طور دقيق
بخواني ، بلكه مي تواني فقط لغت هاي مفيد و معنادار را بخواني واز خواندن
بقيه ، چشم پوشي كني . بنابراين ، تقريباً 50% لغت ها را بايد بخواني ،
مگر اين كه مطلب داراي فرمول باشد . چشم هايت در يك نگاه از تمامي كلمات
فيلمبرداري مي كند و بلافاصله به مغز مي فرستد . لذا نگراني ، اضطراب و ترس
از نفهميدن را از خودت دور كن و به خود بقبولان كه ميتواني و كار نشد
ندارد.
كلمات كليدي
شناختن كلمات كليدي ، در گسترش
ميدان ديد بسيار موثر است ؛ اما به دست آوردن كلمات فقط از طريق تجربه
امكان پذير است . كلمات كليدي ، رمزهايي براي رسيدن به دنياي وسيع معاني و
واژه هاست . تو مي تواني از آن ، پلي بسازي و به دشت وسيع كلمات و معناها
دست بيابي . مغز انسان از آن چه مي شنود و درك مي كند ، تنها ، كلمات و
تصاوير كليدي را دريافت مي كند واساساً فراخواني ذهني را د رقالب جملات ،
ظاهر نمي كند ؛ زيرا فقط يك تا ده درصد كلماتي كه مي شنوي ، ضروري و كليدي
هستند و بقيه ، تكرار مكررات است و زايد . براي آن كه مطلب بالا را
باور كني ، همين حالا بدون اين كه بقيه مطلب را بخواني ، روي تكه اي كاغذ ،
تمامي جملات ده كلمه اي يا بيشتر از آن را كه تا به حال شنيده اي يا
خوانده اي يا گفته اي بنويس . اين جملات بايد كلي باشند و نه جملاتي كه بر
اثر تكرار فرا گرفته اي ؛ مثل سرودها ، اشعار و ... ؛ احتمالاً نتواني بيش
از چند جمله را به ياد آوري ؛ ولي آيا مي داني كه تعداد جملاتي كه با آن
سرو كار داري از ده ها ميليون جمله نيز فراترمي رود ؟ تو وقتي با كسي
صحبت مي كني ، تجسم كن كه آيا جملات به ترتيب ، در رديف هاي طولاني ايستاده
اند و منتظر فرمان خروج هستند ؟ به هيچ وجه! تو فقط مفاهيم و كلمات كليدي
را در ذهن داري كه با آنها هر تعداد جمله اي كه بخواهي براي بيان انديشه
هايت مي سازي .
انتخاب كتاب
يك مطلب بسيارمهم در بحث
كتاب و كتابخواني ، انتخاب كتاب است . آيا تا امروز بر مبناي خاصي كتاب
هاي مورد مطالعه ات را انتخاب كرده اي ؟ يا اين كه به طور اتفاقي كتاب
مطالعه مي كني ؟ تو خود بهتر مي داني كه در اين دنيا هيچ كاري تصادفي نيست ؛
حتي تصادف ها واتفاق ها ، برنامه اي مشخص و معين براي خود دارند ؛ اما با
عينك مخصوص مي توان آن ها را ديد و فهميد . تو همين طور كه با حساب و
كتاب به مدرسه يا محل كار مي روي ، غذا مي خوري و بسياري از كارهاي ديگر را
انجام مي دهي ، بايد از اين پس هم با حساب و طبق يك اصول خاصي ، كتاب هاي
مورد مطالعه ات را انتخاب كني . اين كار ، ابتدا به نظرت سخت مي آيد .
ممكن است به شوخي هم بگيري و بگويي :« اي بابا ، انتخاب كتاب كه برنامه نمي
خواهد!» ؛ ولي همان طور كه گفتم : هيچ كاري در اين دنيا ، اتفاقي نيست و
تو نبايد خودت را به دست گردباد جهالت بسپاري و بي اختيار به هر طرف بروي و
سر از ناكجاآباد درآوري ؛ بلكه بايد اين نكته را فراموش نكني كه انسان ،
وظيفه دارد در مسير تكامل قرار گيرد و راه را طبق رهروان صالح بپيمايد . قبل
از ادامه بحث بايد به نكته اي توجه داشت ، به هيچ عنوان تحت تاثير طرح روي
كتاب قرار نگير، گو اين كه ناشران و نويسندگان مي خواهند به بهترين وجه دل
مخاطب را بربايند و كتاب را بفروشند . البته من مخالف كتاب هايي با روي
جلد زيبا نيستم ؛ ولي اين مساله مهم را بايد قبل از ادامه مطلب به تو مي
گفتم كه احساساتي با كتاب برخورد نكن . همچينين ، چه پول داشتي و چه نه
، به فكر خريدن كتاب نباش اول در انديشه انتخاب آن باش ، بعد اگر انتخابت
درست بود ، تهيه اش كن.
انواع كتاب
كتاب ها را از
جهتي به پنج دسته تقسيم مي كنند ؛ توصيفي ، تفسيري ، استدلالي ، روايتي و
آميخته .
1- كتاب توصيفي :
در چنين كتابي ، نويسنده
با كمك واژه و صفات گوناگون به وصف موضوعي مي پردازد و آن را به تصوير مي
كشد . نويسنده مي كوشد تا به خواننده نشان دهد كه آن موضوع چگونه است .
براي رسيدن به نكات اصلي در اين نوشته ها ، بيشتر به لغات ، اصطلاحات و
صفات به كار رفته توجه كن .
2- كتاب تفسيري :
نويسنده
تلاش مي كند حقايقي را در مورد وضعيت خاصي شرح دهد . لذا مطالب را به طرز
خاصي مي چيند و كنار هم مي گذارد . تو بايد جان كلام را به دست آوري ، به
منطق نويسنده در اين چينش ها برسي و دريابي كه نويسنده چه ارزشي براي نكات
طرح شده قايل است و هر يك از موضوعات را در چه مرتبتي قرار مي دهد ؟
3- كتاب استدلالي:
در اين نوع كتاب ، مطالب با استدلال طرح
مي شود تا نظريه اي يا نظرياتي ، پشتيباني و يا رد شوند . نويسنده ،
درباره ي جنبه هاي گوناگون مساله ي بخصوصي بحث مي كند كه با يك سلسله
معلومات كافي و مدارك و دلايل تاييد مي شود . تو بايد مثبت و منفي آن را
پيدا كني .
4- كتاب روايتي :
در چنين كتابي ، نويسنده
به بيان و طرح داستان و واقعه اي خاص مي پردازد .
5-
كتاب آميخته :
در اين نوع ، نويسنده سبك هاي مختلف نوشتن را در هم مي
آميزد . در اين جا يكي از انواع نوشته ها بر ديگري برتري دارد . تو بايد آن
برتري را دريابي و مطابق با نوعي كه اكثريت مطلب را تشكيل مي دهد ، با آن
رو به رو شوي . بسيار كم رخ داده است كه هر چهار نوع نوشته قبلي به يك
ميزان در كتابي دخالت داشته باشند
نگاهي نو
هنگام
مطالعه بايد توجه داشته باشي كه انتقاد ، لازمه كار است . خواندن با ديد
انتقادي بسيار مفيد و ثمربخش است ، اما ديده اي كه بعضي بين « انتقاد » -
كه مشخص كردن خوب از بد است - با « ايراد گيري » فرقي نمي گذارد و به گمان
خويش آنچه مي كنند انتقاد سازنده است . در حالي كه چنين انتقادي نه تنها
سازنده نيست ، بلكه زيان بار و مخرب است . انتقاد تنها پيدا كردن نقطه ضعف
ها و عيب ها نيست ، بلكه اشاره به قوت ها و خوبي ها نيز انتقاد است . تو
تا امروز بسيار ديده اي كه خيلي از دوستانت ناخود آگاه يا نيمه آگاهانه به
نقد و سنجش نظريات نويسندگان كتاب هايي كه مي خوانند مي پردازند ؛ ولي من
مي خواهم درباره ي روش نقد آگاهانه حرف بزنم تا از كارت ، بهره ي بيشتري
ببري . قبل از بيان روش ، اين نكته را آويزه ي گوش كن كه نبايد توقع
داشته باشي هر مطلبي را كه مي خواني مطابق نظرت باشد ؛ زيرا نويسنده مي
تواند نظريات خودش را به طريقي كه مي پسندد بيان كند و بنويسد . منظورم اين
نيست كه انتقاد نكني ؛ ولي بايد آگاهانه و استدلالي انتقاد كني . اگر با
نگاه نقادانه به كتاب ننگري و آن را تجزيه و تحليل نكني ، ديري نمي گذرد كه
انديشه ات از پويايي باز مي ايستد و راكد مي شود . هركسي مي تواند
عقايد و نظريات را قبول و يا رد كند ؛ اما بايد براي رد و قبول خودش «
دلايل كافي » داشته باشد و بتواند آنها را توضيح دهد . اگر رنج تجزيه و
تحليل مطالب را بر خود هموار نكند ، نمي تواند نظريات خودش را به ديگران
بقبولاند . هميشه به اين نكته توجه كن كه مطلب براي چه مخاطبي نوشته
شده است . پاسخ به اين سوال مي تواند در وقتت صرفه جويي كند ؛ چون امكان
دارد بي توجه ، چيزي را بخواني كه در اندازه ي درك و فهمت نبوده است . تو
نبايد بر كتابي كه براي تو نوشته نشده است و شكل و محتواي آن ، هدف ديگري
دارد و نمي خواهد انتظاراتت را برآورده كند خرده بگيري . چنين ايراد و
انتقادي پذيرفته نيست و از دايره انصاف بيرون است . همچنان كه قبلاً
نيز گفتم ، بايد براي دستيابي به ارزش كتابي كه مي خواني ، از ابتدا هدف
معيي داشته باشي
نكات مهم
1- لب و
خلاصه مطلب را پيدا كن :
الف) مطلب از چه نوعي است : درسي ، داستان ،
علمي و... ب) آيا به موضوع مورد مطالعه علاقه داري يا آن را براي
سرگرمي و يا موضوع ديگري مي خواني ؟
2- چرا مي خواني ؟ و
چه انتظاراتي از خواندن داري ؟
الف) چرا اين مطلب را براي مطالعه
برگزيده اي ؟ ب) انتظار داري نويسنده چه بگويد ؟ ج) چه مقدار
معلومات ازاين مطلب انتظار داري كه به دست آوري ؟ د) چه مقدار از
معلومات جديد اين نوشته سود مند است ؟ هـ) دانستني هاي جديدي كه از اين
موضوع كسب مي كني ، چه فايده اي دارد ؟ آيا براي كسب دانش بيشتر آن را مي
خواني و يا به علل ديگر ؟ و) آيا مطلبي آسان را انتظار مي بري يا دشوار
، جذاب يا خسته كننده ، جدي يا سرگرم كننده ؟
سوالهايي
كه بعد از مطالعه بايد از خودت بپرسي :
الف) آيا به خواسته هايم از
خواندن رسيده ام ؟ ب) آيا هدف داري و انتظارم پيش ا زمطالعه ، به فهم
بيشترم از مطلب كمك كرد ؟ ج) آيا فكر قبلي روي مطلب ، به سريع خواندنم
كمكي كرد ؟ اگر با احتياط از اهداف و انتظاراتت در خواندن ، جمع بندي و
نتيجه گيري درست كني ، باعث پيشرفت و موفقيتت مي شود.
نكاتي
در مورد مطالعات تحصيلي
اگر براي يادگيري مطالب تحصيلي مطالعه مي
نماييد به نكات زير توجه كنيد : ۱- اول زمان يادگيري خود را مشخص
نماييد ؛ يعني ساعاتي را كه مغز شما بازدهي بيشتري دارند . اين موضوع براي
هر فرد متفاوت است و به متابوليسم بدن شخص مربوط مي شود . افرادي در ساعات
اوليه صبح فرايند يادگيري مغزشان فعالتر است و اشخاص ديگر در شب و افرادي
ديگر در ساعات مختلف شبانه روز. ۲- قبل از مطالعه مطلب خاص ( مثلا
فيزيك ) دقايقي در ذهنتان مطالبي را كه از موضوع فوق بياد داريد مرور كنيد .
اين كار باعث مي شود فايل مشخصي در مغزتان براي آن موضوع مشخص باز شود و
از درهم ريختگي و شلوغي مطالب گوناگون در مغز جلوگيري شود . ( مانند يك
رايانه كه اگر تمامي فايل ها را بدون نظم در هارد قرار دهيد پيدا كردن فايل
بخصوص در آن بسيار سخت خواهد بود ) ۳- پس از مطالعه ي موضوع خاص مدتي
استراحت نموده تا مغز مطالب دريافتي را پردازش نمايد . ۴- براي شروع
مطالعه ي موضوع ديگر ؛ تقريبا ۱۵ دقيقه بعد از مطالعه موضوع قبلي كار را
شروع نماييد و مراحل ذكر شده در بالا را به اجرا گزاريد.
اگر در روزهاى برپايى نمايشگاه، چند جلد كتاب به
مجموعه كتاب هاى كتابخانه تان افزوده ايد، علاوه بر اختصاص زمانى براى
مطالعه آنها نحوه نگهدارى خود كتاب ها را نيز مورد توجه قرار دهيد.
توصيه هاى زير در همين راستا ارائه شده اند:
- كتاب ها را در
مكانى خنك، دور از تابش مستقيم نور خورشيد و خشك نگهدارى كنيد. - هيچ
كتابى را تحت فشار در داخل كتابخانه قرار نداده و يا احياناً با نوار، طناب
و يا كش محكم دور آن را نبنديد. هرگونه فشارى بر روى كاغذهاى كتاب، مى
تواند به آنها آسيب برساند. - كتاب ها را معمولاً به صورت ايستاده در
كتابخانه قرار مى دهند. اين وضعيت هم به لحاظ دسترسى راحت و هم به لحاظ
دوام كتاب بهترين حالت است. لذا براى حفظ آن از نگهدارنده هاى كتاب و يا
همان غش گير استفاده كنيد. - اگر بر روى يكى از صفحات كتاب مورد علاقه
تان پارگى كوچكى ملاحظه كرديد، علاوه بر استفاده از چسب نوارى شيشه اى،
برخى ها از روش ديگرى استفاده مى كنند به اين ترتيب كه يك عدد تخم مرغ را
برداشته و سفيده و زرده آن را از هم جدا كنيد سپس نوك قلم موى باريكى را به
سفيده تخم مرغ آغشته كرده و آن را به آرامى و با دقت بر روى سطح پارگى
بماليد. مدتى صبر كنيد تا سفيده كاملاً خشك شود. اين كار را يك بار ديگر
نيز مى توانيد انجام دهيد با اين روش پوسته اى نسبتاً محكم از سفيده تخم
مرغ، سطح پارگى را پوشش خواهد داد.
لكه بردارى:
در
صورتى كه در اثر ريختن ماده اى بر روى يكى از صفحات كتابتان لكه اى سفت و
برجسته باقى مانده و خشك شده است، ابتدا با جسم نوك تيزى سعى در برداشتن آن
كنيد. اگر اين كار عملى نبود، سمباده اى بسيار نرم تهيه كرده و آن را به
آرامى بر روى سطح لكه جامد بماليد. به اين ترتيب كم كم لكه ساييده شده و از
بين خواهد رفت. البته احتمال ناپيدا ماندن كلمه زيرين آن وجود دارد
ولى لااقل ديگر لكه برجسته اى مانع بسته شدن كتاب به صورت كامل و همچنين
صدمه رساندن به بقيه صفحات نخواهد شد.براى رفع لكه هاى چربى ايجاد شده نيز
از پودرنان خشك شده استفاده كنيد. براى اين منظور پودر نان را با دست بر
روى لكه بماليد تا كم رنگ و يا ناپديد شود.اگر در اثر افتادن كتابتان در
داخل جوى آب صفحات آن خيس شد، از كاغذهاى خشك و يا دستمال كاغذى حوله اى
آشپزخانه استفاده كنيد. به اين ترتيب كه دو طرف هر ورق را با دستمال و يا
كاغذ بپوشانيد سپس كتاب را بسته و جسمى بزرگ و سنگين را بر روى آن قرار
دهيد. مدتى صبر كنيد تا به همين صورت خشك شود
امانت
دارى:
امانت دادن كتاب از جمله رسوم بسيار پسنديده است البته به شرط
آنكه امانت گيرنده در حفظ و نگهدارى كتاب نهايت توجه را مبذول دارد. لذا
پيش از هر كار كتاب امانتى را با روزنامه جلد كنيد. در ضمن از قرار دادن
مداد و يا خودكار به عنوان علامت در لابه لاى صفحات كتاب بپرهيزيد. براى
اين منظور نشانه اى كاغذى و يا روبانى درست كرده و آن را در بين صفحات مورد
نظر قرار دهيد. - برخى از حشرات موذى به خوردن كاغذ بسيار علاقه
مندند. لذا به طور مرتب كتابخانه و تك تك كتاب ها را گردگيرى كرده و سپس
سطح روى طبقات كتابخانه را به كمى روغن ميخك آغشته كنيد. با اين كار ديگر
از اين حشرات خبرى نخواهد بود. - اگر به رغم توصيه هاى ياد شده صفحات
كتاب شما در مجاورت با رطوبت هواى مكانى، مرطوب و نرم شد، مابين ورق هاى
كتاب پودر تالك يا همان پودر بچه ريخته و كتاب را به جاى خشك منتقل كند.
پودر رطوبت را به خود جذب مى كند.
در مقام مادر سه فرزند تنها وقتى كوچكترين فرزندش
در كشورى اروپايى متولد شد فهميد آموزش كتابخوانى و انس با كتاب از بدو
تولد آغاز مى شود. مددكاران بيمارستان سه كتاب در اختيارش قرار دادند و از
او خواستند در مدت سه ماه، هر روز براساس آموزش هايى كه به او داده بودند،
اين كتاب ها را براى نوزادش بخواند. نتيجه اين كار هيجان انگيز وباور
نكردنى بود. چون بعد از سه ماه وقتى مددكاران به خانه اش آمدند، كودك
به آزمون هايى كه آنها از كتاب ها انجام مى دادند، واكنش نشان داد.
مددكاران بعد از اين آزمون سه كتاب ديگر به او دادند. دست اندركاران بخش
فرهنگى كشور مدام بر حجم انتقاداتشان از سرانه كتابخوانى در ايران مى
افزايند و به حال زمانى كه ايرانيان تلف مى كنند بى آنكه كتابى تورق كنند،
افسوس مى خورند. هنگامى كه بر حجم اين انتقادات افزوده مى شود، بعضى ها به
ويژه در هفته كتاب و كتابخوانى يكى دو تا كتاب هم خريدارى مى كنند. ولى اين
كار هم سازگار نيست. به استناد به سرانه كتابخوانى در كشور غالباً با
خود فكر مى كنيم ، ملت بى فرهنگى هستيم و با اطلاع از اينكه يك شهروند
آمريكايى در هر فرصتى حتى موقع خستگى در كردن هنگام سفر كتاب مى خواند، بر
حجم خود آزاريمان مى افراييم. اما در نهايت سرانه كتابخوانى در ايران
همچنان اسفبار است. مشكل اصلى در اين نكته نهفته است كه فرهنگ آموختنى است.
اين آموزش از بدو تولد آغاز مى شود و سپس در مهد كودك ها، مدارس و رسانه
ها به شكلى گسترده پى گرفته مى شود. انواع و اقسام كتابهاى روانشناسى در
بازار كشورهاى پيشرفته وجود دارد كه براساس نيازهاى جسمانى و روحى هر گروه
سنى روانه بازار شده است. اين كتاب ها به والدين و مربيان مى آموزند ،
براى هر گروه سنى چه نوع كتاب هايى تهيه كنند. والدينى كه در اين كشورها
زندگى مى كنند، مى دانند چگونه اطفال خود را با كتاب آشنا كنند و چگونه
براى وى كتاب بخوانند كه وى با كتاب انس بگيرد. در كلاس هاى درس، كتاب
داستان خوانده مى شود و بچه ها در هر مقطع تحصيلى كتاب هاى داستانى را به
انتخاب خود و براساس علاقه شان انتخاب مى كنند تا در طول سال تحصيلى آنها
را بخوانند. و آنها را به اتفاق معلمان تحليل كنند. ضمن اينكه كتابخانه
هاى مدارس نيز مجهز است. در برنامه هاى ويژه كودكان نيز كتاب هاى داستان
به طريقى جذاب خوانده مى شود. نكته ديگرى كه بايد مورد توجه قرار داد اين
است كه اگر كودكان و نوجوانان پسر در كتاب فروشى ها صف مى كشند تا شماره
جديد هرى پاتر را بخرند و چاپ اين كتاب در ايران از چاپ شانزدهم مى گذرد،
بايد درك كنيم كه علاوه بر وجود عناصر خلاق در خود اين داستان، صنعت
تبليغات پشت سر اين كتاب قرار دارد. بى شك در گسترش كتابخوانى تبليغ كتاب
هاى منتشر شده نقش بسيار مهمى دارد. در واقع فروش نسبتاً زياد كتاب هرى
پاتر در ايران، نشان دهنده آن است كه ايرانيان به خودى خود از كتاب كناره
نمى گيرند بلكه از نظر فرهنگى نحوه مواجهه مناسبى با كتاب و كتابخوانى وجود
ندارد. در كشورهاى پيشرفته سياستگذارى مربوط به ترويج كتابخوانى از
بدو تولد آغاز مى شود و كودكان با كتاب انس مى گيرند و كسانى كه از كودكى
به كتابخوانى عادت كرده باشند، بى شك در بزرگسالى خواندن كتاب را رها نمى
كنند. كارشناسان اعتقاد دارند، در حال حاضر انواع و اقسام كتاب هاى مناسب
كودكان در بازار وجود دارد. ضمن اينكه داستانهاى كهن ايرانى سرشار از قصه
هاى زيبا براى كودكان است. بنابراين به كارگيرى سياست فرهنگى مناسب كمك مى
كند، نسل كتابخوانى پرورش دهيم. دكتر مهناز حق شعار، روانشناس مى گويد:
«معرفى كتاب و اطلاع رسانى به والدين در مورد كتاب ها به والدين در انتخاب
كتاب براى بچه ها كمك مى كند. همچنين آنها مى توانند به بچه هايشان كتاب
هديه بدهند. بچه ها در كتاب ها دنبال تخيل مى گردند. آنها كمبودها و
خلأهاى عاطفى و نيازهايشان را بيشتر در رؤياها تجلى مى دهند و در كتابهاى
خاص خود دنبال مفاهيم و موارد كنجكاوى، جنگجويى، ماجراجويى مى گردند و
خواسته هايشان را در آنها پيدا مى كنند. سن آشنايى با قصه و كتاب از همان
خردسالى است. قديم ها مادرها يا پرستاران لالايى مى گفتند واين كار را از
بدو تولد انجام مى دادند و حالا كتاب ها جاى اين فرهنگ شفاهى را گرفته اند.
طبق تحقيقات روانشناسى قصه هاى جن و پرى براى بچه ها جالب است. اين قصه ها
همه نوع قهرمان دارد. در اين قصه ها بدى، خوبى وحادثه يافت مى شود و شرايط
طبيعى، خدا و كودك به كمك قهرمان مى رسد. در اين قصه ها نيازهاى عاطفى
و اخلاقى كودك تأمين مى شود. وقتى قهرمانان شخصيت هاى اغراق شده اى
دارند،بخش هايى از شخصيت ما را بروز مى دهند و وقتى موقعيت تخيلى به وجود
مى آيد، بچه خودش را در آن موقعيت قرار مى دهد. كارى كه والت ديسنى به خوبى
از عهده آن بر آمد. بچه ها تا نوجوانى به اين نوع قصه ها علاقه مندند. از
دوره جوانى تصميم مى گيرند علايقشان را به عالم فيزيك ببرند و نوع ديگرى از
مطالعه را شروع كنند. با اين وجود همچنان تخيل را دوست دارند. چنانكه فيلم
هاى پست مدرن با استقبال مواجه مى شود. اندازه متن ها هم مهم است. زمان
توجه بچه ها به قصه در هر سنى متفاوت است. اين زمان در كودكى يك ربع و در
دوره ابتدايى نيم ساعت است. براى بچه هاى كوچك تر متن هر چه ساده تر، موزون
تر و خوش لحن تر و جملات كوتاه تر باشد، ميزان توجه به آن بيشتر است». وى
مى افزايد: «در حال حاضر كتاب هاى خوبى در بازار وجود دارد. بعضى از آنها
باز نويسى شده قصه هاى قديمى هستند.البته در كشور ما در زمان حاضر هم
داستان هايى به جذابيت قصه هاى قديمى عرضه نشده». هر گروه سنى مقتضيات خاص و
ميزان درك خود را دارد و با نوع خاصى از كتاب ارتباط برقرار مى كند. تنها
در صورتى زحمات ما براى آشنا كردن كودكان با كتاب بيشترين نتيجه را مى دهد
كه براى هر گروه سنى كتاب هاى مناسب سن آنها را تهيه كنيم. دكتر معصومه
رفيقى، روانشناس مى گويد: « براى آشنا كردن كودكان با كتاب بايد در مورد
زبان كودك بحث كرد. بايد بدانيم، كودك از چه زمانى واژگان را درك و چه
زمانى آنها را بيان مى كند. به طور كلى بچه تا چهارماهگى صداهاى نامفهومى
دارد. از چهار تا هشت ماهگى اين روند ادامه مى يابد تا به واژه هاى خيلى
كوچك يك سيلابى و دوسيلابى مى رسد ولى اين همان ادامه صداهاى نامفهوم است.
از يك سالگى مفهوم كلماتى را كه مى گويد، درك مى كند. به طور كلى براى كودك
درك كلمات و واژه ها زودتر از بيان آن اتفاق مى افتد. از يك سال و
نيمگى تا دوسالگى بچه كلمات را با مفهوم و كامل تر بيان مى كند و حتى جملات
دو كلمه اى مى سازد كه تك سيلابى و دو سيلابى است. از دو سالگى به بعد
جملاتى كه به كار مى برد، گسترده تراست. جملات كودكان از چهارسالگى به بعد
به جملات بزرگسالان شبيه مى شود. بچه ها از دو سالگى به بعد هر ماه ۲۰ لغت
جديد ياد مى گيرند و رشد زبان گسترش بيشترى پيدا مى كند. بچه ها مفاهيم را
مى فهمند و پدر و مادرها و مربيان سرنخ هايى مى دهند تا بچه به مفاهيم
بيشترى پى ببرد. با اين روال مرحله به مرحله بچه ها به كتابهايى نياز دارند
كه اطلاعاتى را در اختيارشان قرار دهد. مثلاً براى بچه هفت ماهه نبايد
كتاب داستان خواند. او اول بايد مفاهيم و معانى و اشيايى را كه در محيط
اطرافش است، ياد بگيرد و نمى شود برايش سرگذشت و رويدادى را تعريف كرد.
حتى در مورد بچه يك ساله هم بايد كتاب مربوط به محيط بچه باشد. در اين سنين
بچه فقط با شكل كتاب آشنا مى شود و در ذهنش نمايى از آن شكل مى گيرد. بچه
از طريق كتاب هاى مصور كه اشكال ساده مثل دايره و... دارد با شكل ها و رنگ
هاى مختلف آشنا مى شود. با اين كتاب ها بچه از محيط پيرامون خود از طريق
جذب و انطباق به شناخت مى رسد. در واقع وى از طريق حواس، اطلاعاتى را مى
گيرد، پردازش مى كند و بعد درك مى كند. با اين كتاب ها در هشت ماهگى
وقتى در مورد سيب با بچه حرف بزنيد چيزهايى در ذهنش تداعى مى شود. براى بچه
هايى كه مى خواهند محيط را كشف كنند، قصه ها بايد بيشتر علمى باشد. بچه از
چهارماهگى تا چهارسالگى اطلاعات و شناخت زيادى نسبت به خود پيدا مى كند و
از دو سالگى به بعد قصه را حتى اگر برخى از لغات آن را متوجه نشود مى فهمد
ومى توان افسانه ها و قصه هاى با شخصيت حيوان برايش تعريف كرد. هرقدر خزانه
لغات بچه ها بيشتر باشد، مى توان ماجراهاى بيشترى برايشان تعريف كرد.
البته علاوه بر رشد كودك امكانات اطراف او مثل حوصله مادر، اسباب بازى ها
و... در سرعت رسيدن به زمان درك مفاهيم و معانى كمك مى كند». وى مى
افزايد: كتابها طبقه بندى و گروه بندى سنى دارند و بسته به هر سنى كتابى
خاص وجود دارد كه براساس ميزان هوش و يادگيرى بچه ها تدوين شده، كتابها
علاوه بر بعد يادگيرى، حس عاطفى بچه را نيز تقويت مى كنند و شخصيت كودك را
شكل مى دهند. ضمن اينكه بچه هاى درون گرا از طريق قصه و كتاب مى توانند
بهتر به بيان خودشان بپردازند. به هر حال در حال حاضر كتاب هاى خيلى خوبى
براى گروه هاى سنى مختلف هست و مطبوعات و صداوسيما بايد در مورد آنها
تبليغات كنند». كودكان از كتاب مطالب زيادى مى آموزند و قوه ذهنى و
عاطفى شان از اين طريق پرورش مى يابد. رشد جسمانى، عقلانى ، عاطفى، احساسى ،
اجتماعى، شخصيتى، اخلاقى و روحى كودكان با آشنايى با كتاب افزايش مى يابد.
آثار تخيلى نيز به رشد عاطفى و ذهنى آنها كمك درخور توجهى مى كند. به طور
كلى نتيجه تحقيقات نشان مى دهد؛ پيشرفت تحصيلى كودكان كه مطالعه مى كنند،
بيش از كودكانى است كه مطالعه نمى كنند. براساس تحقيقات علمى خواندن براى
تفريح به مراتب بيش از خواندن از روى اجبار به سواد مى افزايد و اين در
حالى است كه ميزان سواد آموزى در سال هاى كودكى به نتايج مفيدترى منتهى
خواهد شد، چرا كه سرعت سوادآموزى در بزرگسالى كاهش مى يابد. بنابراين سياست
فرهنگى مناسبى براى گسترش كتابخوانى مورد نياز است تا نسلى فرهيخته و رشد
يافته تر پرورش يابد.
راههاي گوناگوني براي تشويق كودكان به مطالعه كتاب
وجود دارد. يك كتابخانه پر از كتاب، راه خوبي براي علاقهمند كردن فرزندان
به خواندن كتاب است. اما چه نوع كتابهايي بايد براي بچهها خوانده شود؟
درباره علايق فرزندانتان سوال كنيد. اما اگر آنها خيلي كوچك هستند،
كتابخانه شما در منزل ميتواند درباره كتابهاي مناسب به شما ايده بدهد. سعي
كنيد كتابهاي متنوعي با عكسهاي مختلف براي بچهها تهيه كنيد. بچههايي
كه كمي بزرگتر باشند از داستانهاي تخيلي، شعر و داستانهاي علمي لذت
ميبرند. كودكان داستانها را در حالي كه خودشان قادر به خواندن آنها
نيستند به خوبي درك ميكنند. اگر كتابهاي چالشبرانگيزتر كودك شما را
مشتاق ميكند، آن كتابها را برايش بخوانيد. بچههاي كوچكتر ميتوانند به
تصاوير كتاب نگاه كنند و سوالاتي را از شما بپرسند. كودكان را محدود به
كتابهاي خاصي نكنيد، چراكه ممكن است آنها از مجلات، عكسها، آلبومها،
روزنامهها، كتابهاي طنز و حتي مطالب موجود در اينترنت نيز لذت ببرند. سعي
كنيد كتابها را همراه با وسايل بازي كودك، در اختيار او بگذاريد تا به
راحتي بتواند به آنها دسترسي داشته باشد. كتابهايي كه روي ميز يا در كنار
صندلي و مبل باشد هم ميتواند باعث جلب توجه كودك شده و او را به سمت خود
فراخواند. كتابهاي پلاستيكي حتي در داخل حمام هم قابل استفاده است و
كودكان از آنها لذت ميبرند. سعي كنيد كتابها را نزديك محل شستن خود قرار
دهيد تا بتوانيد پس از غذا دادن به كودك برايش كتاب بخوانيد. مطمئن شويد
مكاني كه براي مطالعه در نظر گرفتهايد از روشنايي خوبي برخوردار باشد. سعي
كنيد مرتبا كتابها را عوض كنيد و كتابها و مجلات جديد تهيه كنيد و
كتابهايي بخريد كه مطابق علايق كودكان باشد. گوشه و كنار اتاق مطالعه را
با كاردستيها و نوشتههاي فرزندانتان تزئين كنيد. بچهها را به خلق
كتابها و پوسترهايي كه با نقاشيها و نوشتههاي خودشان تزئين شده، تشويق
كنيد. بچهها عاشق خواندن چيزهايي هستند كه خودشان نوشتهاند. همچنين آنها
دوست دارند آنچه را كه خودشان درست كردهاند به خانواده و دوستانشان نشان
دهند.
راههاي ديگري نيز براي تشويق كودكان به مطالعه
وجود دارد:
روزانه زمان خاصي را به خواندن يا نوشتن فرزندتان اختصاص
دهيد. زماني را كه كودكتان در مقابل تلويزيون يا كامپيوتر مينشيند،
محدود كنيد تا زمان كافي براي مطالعه داشته باشد. با هم كتاب بخوانيد.
به او پيشنهاد دهيد كه يك كتاب را برايش با صداي بلند بخوانيد يا از او
بخواهيد كه كتابي را براي شما بخواند. اين عادت را در او ايجاد كنيد كه هر
دو، زمان خاصي را بنشينيد و كتاب مورد علاقه خود را بخوانيد. خواه
فرزند شما خيلي كوچك باشد يا پيشدبستاني يا به قدر كافي بزرگ باشد كه
بتواند كتابي را به صورت مستقل مطالعه كند، يافتن زمان براي خواندن كتاب
براي ايجاد مهارت در او بسيار مهم است، راههاي ساده و راحت زيادي براي اين
كه خواندن كتاب را به بخشي از زندگي روزمره كودكتان تبديل كند وجود دارد
حتي اگر يافتن زماني براي نشستن و خواندن يك كتاب بسيار سخت باشد. وقتي
در جايي منتظر هستيد، مثلا در مطب پزشك، زمان خوبي براي مطالعه است.
همواره همراه خود كتاب يا مجله داشته باشيد. حتي اگر نميتوانيد در آن زمان
محدود، كتابي را تمام كنيد، ميتوانيد چند صفحه از آن را مطالعه كنيد. حتي
اين كار را به كودكان خود نيز بياموزيد كه همواره همراه خود يك كتاب داشته
باشند. از زمانهاي مناسب ديگر براي مطالعه در طول روز ميتوان به
صبح، قبل از صبحانه يا قبل از پوشيدن لباس، بعد از شام وقتي فرزندان آرام
هستند، هنگام حمام كردن (با كتابهاي پلاستيكي) و زمان قبل از خواب اشاره
كرد. فرصت مطالعه هميشه وجود دارد. حتي وقتي در حال رانندگي هستيد
ميتوانيد براي كودك خود با صداي بلند شعر بخوانيد. از كودكان پيشدبستاني
خود نيز ميتوانيد بخواهيد كه عكسهاي روي مغازهها را با صداي بلند
برايتان توضيح دهند و از كودكان بزرگتر بخواهيد كه نام مغازهها را برايتان
بخوانند. حتي در هنگام آشپزي ميتوانيد از كودك دبستاني خود بخواهيد
كه دستور غذا را با صداي بلند بخواند. به كودك خود يك كاتالوگ بدهيد تا در
هنگامي كه در حال چك كردن ايميلهاي خود هستيد، آن را برايتان بخواند. از
فاميل و آشنايان بخواهيد تا براي فرزندتان نامههايي بفرستند و سپس آنها را
باهم بخوانيد. وقتي در حال تميز كردن منزل هستيد و كودكتان اظهار
خستگي و بيحوصلگي ميكند ميتوانيد از او بخواهيد كه يكي از كتابهاي مورد
علاقه خود را با صداي بلند برايتان بخواند. كودكان كوچكتر ميتوانند
درباره تصاوير كتابها برايتان توضيح دهند. مطمئن شويد كه كودكتان زمان
خاصي را با كتاب ميگذراند حتي اگر اين امر موجب شود كه از ديگر
فعاليتهايش مثل بازيهاي كامپيوتري يا تماشاي تلويزيون بكاهد.
اما چرا بايد براي كودك تازه متولد شدهمان كتاب بخوانيم؟
فايده
خواندن كتاب براي كودكان چند ماهه بسيار زياد است. مسلما نوزادان آنچه را
كه ما انجام ميدهيم متوجه نميشوند. اما اين موضوع نبايد باعث شود كه شما
منتظر شويد تا كودكتان متوجه تمام آنچه ميگوييد بشود. خواندن يك كتاب با
صداي بلند براي نوزادتان يك فعاليت مشترك عالي است كه ميتوانيد آن را تا
سالها ادامه دهيد و اين شكل فوقالعادهاي از تشويق فرزندان به خواندن و
مطالعه است. براي نوزادتان با صداي بلند صحبت كنيد. براي او راجع به
اعداد، حروف، رنگها و شكلها توضيح دهيد. به كودكتان اطلاعاتي درباره
دنياي اطراف بدهيد. شايد اين مطلب باور كردني نباشد اما به هر حال بدانيد
زماني كه كودك به دنيا ميآيد، در همان روزهاي اول همه صداهايي كه براي
صحبت كردن به زبان مادري نياز دارد را ميآموزد. هر چه داستانهاي بيشتري
را با صداي بلند براي او بخوانيد او كلمات بيشتري را ميآموزد و در سخن
گفتن مهارت بيشتري مييابد. شنيدن كلمات به كودك كمك ميكند تا آنها را در
مغز خود ثبت كند. وقتي والدين بيشتر با كودك سخن بگويند او در 2 سالگي
دايره لغات بيشتري نسبت به بقيه بچهها دارد.وقتي براي فرزندتان مطلبي را
ميخوانيد كودكتان طرز استفاده از احساسات مختلف و اصطلاحات متفاوت را
ميآموزد كه اين موضوع باعث رشد اجتماعي او خواهد شد. همچنين خواندن،
كودكتان را به نگاه كردن، اشاره كردن، لمس كردن و پاسخ به سوالات دعوت
ميكند كه همه اينها علاوه بر رشد اجتماعي به رشد فكري او هم كمك ميكند.
با اين كار مهارتهاي زباني فرزند به واسطه تقليد اصوات، شناسايي تصاوير و
يادگيري كلمات ارتقاء مييابد.اما مهمترين نكته در مورد اهميت بلند خواندن
كتاب براي كودكتان اين است كه بين آنچه كودك به آن علاقه دارد (يعني صداي
شما و نيز نزديكي با شما) و كتاب، ارتباط تنگاتنگي ايجاد ميشود. و اما در
مورد كودكان بزرگتر، شايد آنها معناي دقيق تصاوير كتابها را نفهمند اما
ميتوانند روي آنها تمركز كنند، خصوصا روي چهرهها و رنگهاي روشن. بين 4
تا 6 ماه، كودك علاقه بيشتري به كتاب از خود نشان ميدهد. او كتابها را
از دست شما ميگيرد و ممكن است آن را در دهان خود بگذارد يا پاره كند.
كتابهايي با رنگهاي جذاب انتخاب كنيد و آنها را در دسترس كودك قرار دهيد.
بين 6 تا 12 ماه، كودك شروع به فهم معناي تصاوير ميكند و كمكم متوجه
ميشود كه بين اجسام و تصاوير رابطهاي وجود دارد. او ميتواند در هنگامي
كه برايش كتاب ميخوانيد كتاب را ورق بزند (البته با كمك شما) و برخي
كلمات و اصوات را تكرار كند.
با اينكه در دوره فناوريهاي ديجيتال به سر
ميبريم، همچنان شاهد هستيم كه ناشران به چاپ كاغذي كتابها ميپردازند و
مردم نيز از آن رضايت كامل داشته و هربار با دستي پر از كتابهاي متنوع از
نمايشگاه خارج ميشوند كه البته در حال حاضر نقدي بر اين مساله وارد نيست.
زيرا اولا هنوز استفاده از كتابهاي الكترونيكي و مزاياي آن براي بسياري از
افراد ناشناخته است و اغلب ناشران هنوز به نشر الكترونيكي روي نياوردهاند
و از طرفي، افراد ترجيح ميدهند كتاب را به روش سنتي و با ورق زدن برگهاي
آن مطالعه كنند.در ادامه قصد داريم نگاهي به كتابهاي الكترونيكي و
فناوريهاي مرتبط بيندازيم و مزايا و معايب آن را در مقايسه با كتابهاي
چاپي كاغذي بيان كنيم. بيشتر ناشران داخلي به نشر الكترونيكي روي
نياوردهاند و بسياري از آنها بيم آن دارند كه اگر متن كتابهاي آنها به
صورت ديجيتال در اختيار كاربران قرار گيرد، ممكن است مدتي بعد نسخه مشابه
كتاب خود را از ناشري ناشناخته و با قيمتي پايين در بازار مشاهده كنند كه
البته حق دارند. زيرا هنوز هم فرهنگ حق چاپ (كپيرايت) در كشور ما جا
نيفتاده است و هم قوانين مربوط به آن بدقت اعمال نميشود. اما تعداد بسياري
از ناشران خارجي، نشر الكترونيكي نيز بخشي از فعاليتهاي آنهاست كه البته
سود كلاني نيز از اين بخش عايد آنها ميشود. اما كتاب الكترونيكي چه مزايا و
معايبي نسبت به كتابهاي چاپي دارد؟
مزايا و معايب
شايد
بزرگترين مزيت كتابهاي الكترونيكي نسبت به كتابهاي چاپي، حجم و قابليت
حمل آنهاست. حجم و وزن كتابها مانع از اين هستند كه شما همواره چندين كتاب
را به همراه داشته باشيد تا در مواقع لزوم از آنها استفاده كنيد. اما با
ساخت حافظههاي كوچك و پرظرفيت، اين امكان براي شما فراهم است كه تعداد
بسيار زيادي از كتابهاي الكترونيك را هميشه با خود حمل كنيد. اينكه
بتوانيد متن تمام كتابهاي كتابخانه ملي و حتي بيشتر از آن را در حافظه
كوچكي كه به حلقه جاسوئيچي شما متصل است، همواره به همراه داشته باشيد به
هيچ عنوان اغراقآميز نيست. در منزل نيز لازم نيست حجم زيادي از فضاي خانه
را به كتابخانه شخصي اختصاص دهيد و كل كتابها با چندين نسخه پشتيبان،
ميتواند در فضاي اندكي از ميز كار شما قرار گيرد. البته به جهت ظاهري و
كلاس كار، برخي ترجيح ميدهند يك كتابخانه بزرگ داشته باشند تا يك حافظه
الكترونيكي كوچك! چرا كه ميهمانان و افراد ديگر هرگز متوجه نخواهند شد كه
شما روي ميز خود يك كتابخانه الكترونيكي داريد و اگر هم به نحوي متوجه
شوند، نميتوانند با گوشه چشم، عناوين آنها را مرور كرده يا به عظمت
كتابخانه و ميزان مطالعات شما پيببرند! اشكال بزرگي كه به كتابهاي
الكترونيكي وارد است، اين كه براي استفاده از آنها هميشه به منبع انرژي
الكتريكي و دستگاهي همچون رايانه نياز است كه البته با ساخت تجهيزات
الكترونيكي كوچك همراه و زياد شدن عمر باتريها و ديگر تمهيدات مشابه، اين
مشكلات نيز تا حدود زيادي رفع شده است. كتابهاي چاپي، باتوجه به جنس
كاغذ و نوع صحافي، ممكن است در معرض خرابي و نابودي قرار گيرند. ممكن است
پاره يا خيس شوند. ضمن اينكه به منظور تميز نگه داشتن آنها نميتوان در
آنها علامت زد يا يادداشت نوشت. در حاليكه در مورد كتابهاي الكترونيكي
اولا ميتوان چندين نسخه پشتيبان از آنها تهيه كرد كه نگران پاك شدن آن
نباشيم. ثانيا با گذشت زمان كوچكترين تغييري در كيفيت و ظاهر آنها به وجود
نميآيد. ضمن اينكه ميتوان هر زمان در صورت نياز آنها را با آخرين
فناوريهاي چاپ روز، چاپ كرد. با استفاده از قابليت نرمافزارها، ميتوان
بدون نگراني، در كتاب علامتگذاري كرد و در آن يادداشت گذاشت يا دوباره آنها
را حذف كرد. همچنين پدربزرگها و مادربزرگها ميتوانند بدون نياز به
ذرهبين، اندازه قلم نوشتهها را بسته به نياز خود بزرگ كنند. قيمت و
هزينه نيز چيزي است كه نميتوان از آن بسادگي گذشت كافي است با پرداخت
الكترونيكي قيمت كتاب، آن را در منزل از طريق رايانه شخصي از اينترنت
دريافت كنيد يكي از قابليتهايي كه كتابهاي چاپي سنتي هرگز نميتوانند
داشته باشند، قابليت جستجو است. تنها كاري كه ميتوان در اين خصوص انجام
داد، آن است كه در انتهاي كتاب، فهرستي از كلمات كليدي داخل كتاب و شماره
صفحه آن آورده شود كه وجود آن نيز، علاوه بر كامل نبودن و دشواري نسبي
استفاده، بر حجم كتاب خواهد افزود. اما در كتاب الكترونيكي ميتوان عبارات
مورد نظر را در كسري از ثانيه يافت و به صفحه شامل آن عبارت پرش كرد. ضمنا
ارجاعات به جاهاي ديگر كتاب نيز ميتواند از طريق hyperlink يا ابرپيوند
انجام گيرد كه در نسخه چاپي اين امكان نيز وجود ندارد. به عنوان مثال،
ميتوان با كليك روي يك گزينه، به توضيح آن به فصل ديگري از همان كتاب يا
نشانياي در اينترنت رفت يا با استفاده از يك لغتنامه، همانجا معني آن را
مشاهده كرد. با استفاده از موتورهاي تبديل متن به صوت نيز ميتوانيد رايانه
يا كتابخوان خود را وادار به خواندن كتاب براي خود كنيد. قيمت و هزينه
نيز چيزي است كه نميتوان از آن بسادگي گذشت. كتابهاي الكترونيكي فارغ از
هزينه كاغذ، چاپ، حمل و نقل و بستهبندي احتمالي به فروش ميرسند و براي
خريد آنها نيز لازم نيست به جايي مراجعه حضوري شود. كافي است با پرداخت
الكترونيكي قيمت كتاب، آن را در منزل از طريق رايانه شخصي از اينترنت
دريافت كنيد.
تجهيزات مرتبط
كتابهاي الكترونيكي در
واقع نوعي فايل رايانهاي هستند كه در قالبي خاص طراحي ميشوند و ميتوان
آنها را با استفاده از نرمافزارهايي در رايانه، اسمارتفونها و
دستگاههايي به نام كتابخوان الكترونيكي (ebook reader) مطالعه كرد و از
امكانات اضافه نرمافزاري آنها بهرهمند شد. لازم به توضيح است اسمارتفون
نوعي تلفن همراه است كه در آن امكانات پيشرفتهاي قرار داده شده و آن را به
رايانه نزديك كرده است. محصولاتي همچون iPhone ، Palm ،PDA ،iMate
،BlackBerry ، Nokia N17 و... از جمله اسمارتفونهاي معروف هستند. البته
در حال حاضر، بسياري از تلفنهاي همراه معمولي نيز قابليت نمايش كتابهاي
الكترونيكي را دارند. كتابخوان نيز در واقع يك رايانه كوچك است كه ظاهر آن
متناسب با زمينه كاربرد آن، يعني مطالعه طراحي شده و توانايي قطعات داخلي
آن در حدي است كه پاسخگوي اين نياز و نيازهاي مرتبط باشد. البته ميتوان با
توجه به توانايي دستگاه، امكانات ديگري از قبيل مشاهده عكس و فيلم و... را
نيز به آن افزود. بزرگترين حسن اين دستگاهها كوچكي، سبكي و قابل حمل
بودن و طولاني بودن عمر باتري آنهاست. تاكنون شركتهاي مختلفي از جمله
Sony، Fujitsu، Amazon و... كتابخوانهاي خود را با اندازه، ظاهر و
قابليتهاي متفاوت به بازار عرضه كردهاند. آخرين محصولي را نيز كه اين
اواخر خبر ارائه آن را شنيديم Kindle DX آمازون است كه نسبت به نسخه قبلي
قابليتهاي زيادي به آن اضافه شده است.
كتابخواني در
آينده
باز هم در آينده، شاهد آن خواهيم بود كه با استفاده از فناوريهاي
نوين، به شكلي ديگر به روشهاي سنتي بازگرديم. به اين ترتيب كه با توليد
انبوه كاغذهاي ديجيتال كتابها و نشريات الكترونيكي كاغذي داشته باشيم. در
آن حالت قادر خواهيم بود مطالب مورد نظر را با ورق زدن كاغذ مطالعه كنيم و
با ورق زدن چند برگ كاغذ، يك كتاب چندين صفحهاي را مطالعه كنيم و اينكه
بايد چه صفحهاي نمايش داده شود را به عهده كتاب الكترونيكي بگذاريم.
همچنين ميتوان حين مطالعه، به مشاهده فيلم يا انيميشنهاي مربوطه نيز
پرداخت و شاهد عوض شدن پوياي محتويات صفحه بود. شايد با خريد يك كتاب
الكترونيكي فيزيكي بتوان كتابهاي مختلف يا حتي نشريات روز را بهصورت
آنلاين مطالعه كرد. شايد به اين ترتيب كساني هم كه اعتقاد دارند تمام لذت
كتابخواني به ورق زدن صفحات آن است، با مرسوم شدن اين فناوري و ديدن
جذابيتها و قابليتهاي آن ديگر حاضر نشوند به كتابخواني سنتي روي بياورند.
کتاب و کتاب خوانی در کلام گهربار ائمه ی اطهار (علیه
السلام)و بزرگان
امام صادق علیهالسلام : «دانش خود را
بنویس و آن را در میان برادرانت منتشر ساز». امام علی
علیهالسلام : «کسی که به کتابها تسلی و آرامش یابد، هرگز آرامش
خود را از دست نخواهد داد». امام علی علیهالسلام :
«کتاب، بهترین گوینده و سخنران است». امام علی
علیهالسلام : «کتاب، بوستان دانشمندان است». امام
صادق علیهالسلام : «کتابهایتان را خوب نگه دارید که در آینده به
آنها نیاز خواهید داشت». سر فرانسیس بیکن بعضی
کتابها را باید چشید، برخی را باید بلعید و معدودی را باید جوید تا قابل
هضم شود. کتاب، بزرگترین اختراع بشر است. ویلیام
شکسپیر اگر کتابی ارزش خواندن را داشته باشد، پس ارزش خریدن هم
دارد .دوژن راسکن کتاب خوب، کتابی است که به
انتظار و توقع گشوده و با سود و رضایت بسته شود. آلکوت تو
در یک شب این کتاب را میخوانی و من موی خود را برای نوشتن آن سپید
کردهام. سوئه هیچگاه کتابی را تنها به این
دلیل که شروعش کردهای، به پایان مبر. جان ویتراسپون هنگام
مطالعه، طرف صحبت فقط دانشمندان هستند، ولی در خارج، اجتناب از احمقان
محال است. ساموئل اسمایلز اغلب بین آنچه
خواندنی است و آنچه باید خوانده شود، ابهام وجود دارد. مارتیمز
جی آدلر کتابی که میخوانی، نباید به جای تو فکر کند، بلکه باید
تو را به اندیشیدن وادارد. جیمز مک واش اگر
یکی از مشتاقان کتاب هستید، بزرگترین خوشبختی جهان را دارید. ژول کارداتی
شايد برايتان جالب باشد كه بدانيد بهترين سن براي
يادگيري زبان دوم از هنگام تولد تا 7سالگي است. جديدترين تحقيقات نشان
ميدهد كه مغز كودكان به سادگي آمادگي دو زبانه بودن را دارد. دكتر
پاتريشيا كول كه يكي از اعضاي تيم بينالمللي بررسي بر يادگيري زبان دوم در
واشنگتن است ميگويد كودكان الگوها و قوانين زباني را بسيار راحتتر از
بزرگسالان وارد مغز خود ميكنند. هر زباني از صداهاي خاصي تشكيل شده است و
جالب اينجاست كه مشخص شده كودكان از بدو تولد توانايي تمايز اين صداهارا
دارند اما اين توانايي بتدريج كاهش مييابد و اين كاهش تا زمان شروع حرف
زدن و پس از يك سالگي كاهش خود را نشان ميدهد. او ميگويد براي مثال
در زبان زني تلفظ «ر» و «ل» فرق نميكند اما كودكان 7 ماهه در توكيو و
سياتل بخوبي تفاوت ميان اين دو صدا را تشخيص ميدهند. اما كودكان ژاپني
مورد بررسي وقتي به 11 ماهگي ميرسند تشخيص اين تفاوت برايشان سختتر
ميشود. موضوع اين است كه وقتي كودك به صحبت ميافتد مغز با صداهاي خاص
زبان مادري آشنا شده و زبان ديگر به منزله آموزشي جديد براي مغز تلقي
ميشود اما تا قبل از آن مغز هر زباني را مانند زبان مادري راحت ميپذيرد و
تغييرات آن را ثبت ميكند. كودكاني كه در سن پايين با دو زبان با آنها
صحبت شود به راحتي دو زبان را صحبت ميكنند و اين در حالي است كه اگر آموزش
زبان دوم به كودكان از يك سالگي شروع شود كودك در 18 ماهگي 50 كلمه از
زبان دوم را ميداند اما به سرعت قبل صحبت نميكند. محققان بيش از 44
كودك 12 ماهه را مورد بررسي قرار دادهاند تا ببينند آنها كلمات 3بخشي را
چگونه ميشناسند. جالب اينكه كودكان دو زبانه به راحتي كلمات سه بخشي زبان
خود را از زبان دوم تمايز ميدهند اما اين كار براي كودكان يك زبانه به
مراتب سختتر است. لازم به يادآوري است كه اين توانايي در سن 7 سالگي
كاهش مييابد و پس از سنين بلوغ به ميزان قابل توجهي كاهش مييابد. به
همين دليل بسياري از كارشناسان معتقدند در صورت امكان آموزش زبان دوم بايد
از آغاز دبستان در برنامه كودكان قرار داده شود و آغاز آن در دورههاي بعد
تاثيري به مراتب كمتر دارد. از طرفي با افزايش سن وقتي مهارت تمايز
صداهاي هر زبان كاهش مييابد استفاده از فيلمها و سيديهاي آموزشي به
زبان دوم نيز بسيار ديرتر به ذهن سپرده ميشود و براي مثال تشخيص تفاوت
صداهاي «ر» و «ل» براي ژاپنيها در حدود 12 جلسه طول ميكشد. به همين
دليل بهتر است والديني كه به سفر ميروند و يا تمايل دارند فرزندانشان
بتوانند بجز زبان مادري زبان ديگري را نيز بخوبي بدانند از بدو تولد با
آنها به زبان دوم صحبت كنند و آنها را تحت آموزش قرار دهند.
مهمترين نقش افراد در زندگي پس از تاهل، در كنار
مسووليتپذيري نسبت به تعهدات زناشوييشان، نقشي است كه در تربيت و پيشرفت
فرزندشان ايفا خواهند كرد. به عنوان پدر يا مادر از شما انتظار ميرود
نقشهاي متعددي در زندگي كودك خود ايفا كنيد. يكي از مهمترين اين نقشها،
ايجاد محيط پرمهر براي فرزندتان است. نقش ديگر، نظارت منظم بر رشد سالم او و
فراهم آوردن امكانات و نيازهاي او در اين زمينه است و نيز آن كه به كودك
خود كمك كنيد تصوير خوبي از خود داشته باشد. كـودك از بدو تولد شروع به
جذب اطلاعات ميكند و قسمت زيادي از اين اطلاعات را از والدين ميگيرد. بـنابراين
مسووليت كامل يادگيري اوليه كودك بر عهده والدين است و نقش آنها به عنوان
معلم بسيار حـائـز اهميت است. همچنانكه كودك شما رشد ميكند، پيشرفت او
توقفناپذير است و با سرعتي كه ويژه خود اوست ــ و در همه كودكان يكسان
نيست ــ انجام ميگيرد. ولي شما ميتوانيد آن را تشويق و تحريك نماييد.
آنچه شما نميتوانيد تغيير دهيد، ترتيب مراحل رشد اوست. پس بايد علاوه بر
آن كه در پي فراهم آوردن امكانات و وسايل لازم براي رشد و پيشرفت او باشيد،
دقت كنيد كه اين امكانات متناسب با سن او و در زمان معيني از رشدش فراهم
گردد تا روال طبيعي حركت در اين مسير مخدوش نشود. يكي از موثرترين
روشها براي غنيسازي محيط كودك و كمك به رشد مناسب او علاقهمند كردن كودك
به مطالعه و كتابخواني است. عادت به مطالعه بايد از كودكي آغاز شود.
چنانچه كودكتان هنوز يك ساله نشده، خواندن كتاب را در وقت معين شروع كنيد.
البته بهتر است كتاب تصويردار باشد، كودكان كتابخوان به محيط پيرامون خود
تسلط بيشتري دارند. اگر خودتان از مطالعه لذت ميبريد آن را به طور آشكار
نشان دهيد و درباره آن صحبت كنيد، كودك شما نيز همين كار را خواهد كرد.
كلمات براي كاركرد مغز ما نقش حياتي دارند، بنابراين مطالعه بسيار مهم است.
بين تعداد كتابهاي موجود در منزل و ميزان مطالعه كودك شما ضمن رشد و در
بزرگسالي، ارتباط وجود دارد. كتابها يكي از بزرگترين لذات زندگي
هستند و براي آموختن كـلـمـاتـي كـه كـودك شـمـا بـه وسـيله آنها بتواند
احساسات، نظرات و افكار خود را بيان كند، اهميت حياتي دارند. به علاوه
كتابها با تـوصـيـف روابـط، تـرسـيـم مـوقـعـيتها و معرفي شخصيتها،
جهاني را كـه كودك در آن زندگي ميكند براي او تبيين ميكنند. كتابها محرك
بـازيهاي تخيلي هستند، معرف افكار و عقايد مختلفند و انسان را سرگرم
مـيكـنند. كودكان هميشه از والدين خود تقليد ميكنند. بـنـابـرايـن
اگـر شـمـا كتاب بخوانيد كودكتان هم ميخواند. البته بهتر است در آغاز
همراه با هم مطالعه كنيد. اولين آشنايي كودكان با كتاب قبل از يك سالگي،
معمولا حدود 9 يا 10 ماهگي، امكانپذير است. اگر كودك علاقه خاصي نشان ندهد،
اين كار را فقط چند دقيقه انجام دهيد ولي روزي چند بار به اتفاق مطالعه
كنيد. اين استمرار و تكرار در علاقهمند كردن كودك به مطالعه بسيار موثر
خواهد بود. اگر واقعا ميخواهيد اشتياق به مطالعه را در كودك خود ايجاد
كنيد، كاري كنيد كه مطالعه از نظر او تجربهاي موفق و لذتبخش باشد. سعي
كنيد هر روز يا لااقل هفتهاي چند بار براي كودكتان كتاب بخوانيد و خود را
به انجام اين كار در ساعاتي خاص عادت دهيد.
چند راهكار
كتابهاي
گوناگون از نظر شكل ظاهر براي او انتخاب كنيد، نظير تاشدنيها يا
كتابهايي كه از بالا به پايين باز ميشوند يا كتابهايي بااشكال برجسته
و... . كتابها يا داستانهايي كه درباره يك كودك يا حيوانات آشناست
براي كودك نيز جذاب است. كتابهايي را انتخاب كنيد كه با سطح علايق
كودك شما تناسب داشته و ظاهر زيبا و تصاوير جذابي داشته باشند. كودكان به
تصاوير افراد، اماكن و وقايعي كه با آنها آشنايي دارند، علاقهمندند. آنها
تصاوير حيوانات را نيز دوست دارند. افسانههاي پريان براي كودكان
جذابيت خاصي دارد. براساس فرضيههاي موجود، اين افسانهها ابزار مفيدي براي
آشنايي بيدردسر كودكان با جهان و تشخيص بين واقعيت و خيال هستند.
افسانههاي پريان مشوق افكار انتزاعي و تفكر خلاق در كودكان هستند. اولين
كتابهاي كودك بايد كوتاه و فقط داراي چند صفحه باشند، زيرا وسعت توجه
كودكان خردسال كوتاه است. همچنين بايد حاوي تصاوير بزرگي با جزئيات اندك
باشند. بسياري از كودكان كتاب هايي را كه تصاوير بزرگ دارند ولي نوشته
ندارند، دوست دارند. به كودكتان بياموزيد از كتابها مواظبت كند، آنها
را تميز و مرتب نگه دارد و داخل آنها خط نكشد. اما هيچگاه در صورت پاره
كردن كتاب، او را سرزنش نكنيد. كتاب را دوباره بچسبانيد و از خط خطي كردن
كــتــاب عـصـبـانـي نـشـويد. در 18 ماهگي او ميل به خطخطي كردن دارد.
كاغذ و مدادرنگي در اختيارش بگذاريد. كودكان كتابهايي را دوست دارند
كه ريتم داشته باشد. براي خواندن اين كتابها، خودتان قبلا كتاب را
بخوانيد. كتابهايي انتخاب كنيد كه واژگان آنها براي كودك قابل فهم
باشد. ممكن است كتابي چون با حروف درشت چاپ شده است آسان به نظر برسد، ولي
حاوي لغات دشواري باشد. بنابراين ابتدا كتاب را به طور كامل مطالعه كنيد تا
مطمئن شويد لغات آن براي كودكتان قــابــل فـهـم اسـت. بـراي كـودكـان
كـمـي بزرگتر كه توضيحات شما را بهتر درك ميكنند، كلمات دشوار را حذف
نكنيد بلكه در مورد آن صحبت كنيد. بچههاي سه، چهارساله، كتابهايي را
دوست دارند كه شخصيت اصلي، مشكلش را خودش حل كند. كتاب را وارد مسائل
زندگياش كنيد. اگر به گربه علاقه دارد براي مثال براي او كتاب گربهها را
بخوانيد و... . كودكان بنا به دلايلي تكرار را دوست دارند. اگر كودكتان
درخواست كرد، كتاب را مجددا بخوانيد. يك كتاب محبوب را ميتوان بارها و
بارها خواند. بهترين راه براي سنجش ميزان علاقه كودكتان به يك موضوع اين
است كه او چه مقدار راجع به آن صحبت ميكند و چند بار خود به خود به سراغ
كتاب مورد علاقهاش ميرود. هر زماني كه كودك شما نشان داد؛ براي
مطالعه آمادگي دارد، كتابهاي آشناي مورد علاقه او را كه قابل «خواندن»
هستند برايش بياوريد، هر چند متن آن را حفظ كرده باشد. در سنين بالاتر،
كودك شما اين كلمات آشنا را در ساير كتابها ميبيند و ميتواند آنها را
واقعا بخواند. اگر در جوي آرام و راحت براي كودك خود كتاب بخوانيد، او
لذت بيشتري خواهد برد. همزمان با خواندن، انگشت خود را زير كلمات حركت
دهيد، ولي كودك را مجبور نكنيد به كلمات نگاه كند يا انگشت شما را دنبال
كند. كودك خود را تشويق كنيد به چيزهايي كه در تصاوير هستند، توجه كند
و اتفاقات بعدي را حدس بزند و با انجام اين كارها او را تحسين كنيد. گاهي
از او بخواهيد قصه شنيده را تمام كند. مهم اين نيست كه چگونه، مهم بيان
لغات است. از نيروي خلاق خودتان استفاده كنيد و شرايط قبل يا بعد از
كتاب را پربار كنيد. مثلا زماني كه دارد بــيــسـكــوئـيــت مــيخــورد،
قـصــه مــوشــي كــه تـمـام بيسكوئيتهايش را خورد يا بعد از قصه كلاهي كه
باد آن را برد، ساختن يك كلاه با روزنامههاي باطله و... را به او
بياموزيد و بدينترتيب بار آموزشي قصه را افزايش دهيد. كتابهاي تصويري
كه بدون نوشته است براي او تهيه كنيد. به او كمك كنيد تا قصه نقاشي را
تعريف كند. آن را بنويسيد و برايش بخوانيد. اين كار قوه خلاقيت بچه را
افزايش ميدهد. فهرست مناسبي از كتابهاي گروه سني كودكتان فراهم كنيد و
براي خريد كتاب قبل از ساير خريدهايتان دقت به خرج بدهيد و وقت صرف كنيد. دفترچهاي
تهيه كنيد و فهرست كتابهايي را كه براي فرزندتان خواندهايد در آن
بنويسيد. كتابهاي جديدي براي كودك خود تهيه كنيد كه داستان را با تكرار
زياد بيان ميكنند و هر يك از لغات چندينبار در آنها به چشم ميخورد. ارزشها
و پيامهاي اخلاقي نبايد بصورت دستوري يا مستقيم باشد. كتابهايي ايدهآل
هستند كه مضمون آنها بصورتي غيرمستقيم يا در غالب اتفاقاتي كه براي شخصيت
اصلي داستان ميافتد، به بيان پيام اخلاقي يا تربيتي خود بپردازند. هرگز
از كودك نپرسيد كه كتاب چه پيامي داشت، اما ميتوانيد بپرسيد كه «خوب بعد
از آن چه شد؟ چرا و چگونه و...؟» كتاب را قبل از خواندن براي كودكتان،
چند بار بخوانيد. حين خواندن روي كلمهها مكث كنيد و آن را با احساس
بخوانيد. سعي كنيد احساسات و عواطف داستان را در چهره خود نشان دهيد. كودكان
قصههاي بلند را دوست ندارند و نيز آنان شخصيتهاي ملموس را ميشناسند.
سعي كنيد سري كتابهاي داستانهاي كوتاه كه در آنها يك شخصيت ثابت قهرمان
داستان ميشود را براي كودك تهيه نماييد. براي تهيه كتاب، كودك را به
كتابفروشي ببريد به چند دليل: الف) كودكان سه، چهار ساله به دليل حس
استقلالطلبي تمايل دارند خودشان در امور مربوط به خود تصميمگيري نمايند.
بگذاريد كودك به ميل و خواسته خود كتاب را انتخاب نمايد. كتابفروشيها به
دليل تنوع، حق انتخاب بيشتري در اين زمينه براي كودك فراهم ميآورند. ب)
داروخانهها و روزنامهفروشيها جاي مناسبي براي كتابهاي با ارزش و
شناسنامهدار و متناسب با هر گروه سني نيستند. هرگز نوارهاي قصهگويي،
جاي خواندن كتاب يا قصهگويي شما را نميگيرد. حتي زماني كه خود كودك
توانايي كتاب خواندن را پيدا كرد، از كتاب خواندن براي او دست برنداريد. با
اين كار، كودك شما هنوز از اين كه ميتواند از مصاحبت نزديك با شما
برخوردار باشد، لذت ميبرد. از مجلات قديمي تصاويري را ببريد و به او
كمك كنيد تا كتاب تصوير بسازد و هر تصوير را سر جاي خودش قرار دهد. اگر
ميخواهيد از نوارها استفاده كنيد قبلا خودتان آن را گوش كنيد، سپس به
همراه كودك نوار را گوش كرده و به سوالات او پاسخ دهيد و بگذاريد به تنهايي
به نوار گوش كند. محتواي نوارها و كتابها بايد با ذهنيت كودك همخواني
داشته باشد. براي تماشاي تلويزيون جدول زمان تهيه كنيد تا فــرصــتـي
بـراي ساير فعاليتها از جمله مطالعه و كتابخواني نيز باشد. براي قرار
دادن كتابها، جايي را از همان ابتدا مشخص كنيد. كتابها را در اتاق
كودكتان روي قفسههاي كوتاه بچينيد، اين كار او را تشويق ميكند كه كتابها
را مرور كند و از نظر بگذراند. ترتيبي اتخاذ كنيد كه هميشه كتابهاي
متنوعي دم دست او وجود داشته باشد. و نكته آخر اين كه : خواندن با
علاقه و درست، كليدي است براي موفقيت در مدرسه. خودتان كتاب بخوانيد، پدر و
مادر كتابخوان، فرزندان كتابخوان دارند.
سؤال : انگيزه و پشت كار كمى در درس
خواندن دارم در حالى كه همه شرايط و امكانات مهياست. نمى دانم چرا با جديت
نمى توانم درس بخوانم؟ پاسخ: دوست عزيز سعى
كنيد برنامه هايى را كه پس از اين بايد به اجرا دربياريد و لازمه آنها همين
درس خوندن و به پايان رساندن آن است در نظر بياريد. خيلى در اين زمينه طبق
ميل خود عمل نكنيد. با طرح يك برنامه درسى در اجراى آن مصمم باشيد و خود
را موظف به انجام برنامه بدونيد. تفريحات روزانه را منوط به انجام برنامه
درسى روزانه كنيد و درصورتى كه درآن سستى كرديد، تفريح را حذف كنيد. در
برنامه درسى تنوع ايجاد كنيد. فعاليت هاى گروهى ميتونه اشتياق شما رو براى
مطالعه زياد كنه. زمان مطالعه را در هر روز در زمانى مشخص قرار دهيد. از
بدبينى به آينده بپرهيزيد و اجازه ندهيد ديگران با ايجاد تصورات منفى شما
رو دلسرد كنند. توكل كننده به خدا در بسيارى از كارها موفق تر و پرتلاش تر
است. سعى كنيد با شرايط مفيد تمركز خود را افزايش دهيد تا بازدهى بالاتر
اشتياق شما رو بيشتر كند.
تعداد زیادی از ژاپنی ها دچار فراموشی حاد شده اند ،
طوری که تمام کار و تحقیقات آنها را تحت تاثیر قرار داده است .مثلا آنها
طوری دچار فراموشی شده اند که حتی نمی توانند از یک ماشین فتوکپی برای بار
دوم استفاده کنند و حتما باید استفاده از ماشین ها را به صورت دستورالعمل
برای آنها روی کاغذ بنویسند. آنها ناراحتند از اینکه نمی توانند
ایستگاه قطار یا اتوبوس شان ، یا قراری را که گذاشته اند ، و یا حتی بعضی
از کارهای روزمره شان را به یاد بیاورند .دکتر تاکایاما متخصص مغز و اعصاب
می گوید تعداد افرادی که دچار فراموشی هستند در حال افزایش است و یکی از
علل آن کمبود معاشرت ، ماشینی شدن و تکنولوژی و وابستگی بیش از حد انسان ها
به ماشین است .این روزها بچه ها با بازی کامپیوتری ، اینترنت و پست
الکترونیکی بزرگ می شوند و این نوع زندگی برای آنها وقتی برای بیرون آمدن و
اجتماعی شدن نمی گذارد .
منبع : کتاب " قدرت هوش
اجتماعی " -نویسنده :تونی بوزان - ترجمه : دکتر سعید مینویی-انتشارات جیحون
-چاپ دوم -1384 Fekreno.irبرگرفته از:
فیزیک 3 دارای اهمیت زیادی هم از جهت امتحان نهایی و هم کنکور سراسری به
واسطه¬ی تعداد سئوالات مطرح شده می¬باشد. در عین حال که این فصل پر محتوا و
مهم است برای عده¬ی زیادی از دانش¬آموزان بسیار لذت بخش می¬باشد.کتاب درسی
در این درس بسیار اهمیت دارد در حالی که اکثر دانش¬آموزان تمام وقت خود را
صرف مطالعه¬ی جزوه¬ی معلم و حل سئوالات خارج از کتاب می¬کنند. به¬دلیل
پیش¬رو داشتن امتحان نهایی و کنکور سراسری مطالعه و تسلط بر این منبع
مطالعاتی بسیار مهم است.
برای یادگیری بهتر مطالب:
* تمام مثال¬ها، تمرین¬ها و فعالیت¬های کتاب درسی را خط به خط دنبال کنید *
تا حد امکان از محاسبات ذهنی پرهیز کنید و همه مطالب را روی کاغذ بیاورید
تا دقت محاسبه¬¬¬ی شما بالاتررود*برخی از مباحث کتاب، مطالب تقریباً حفظی
است. برای یادگیری آن¬ها بهتر است پس از یادگیری دقیق مطلب، یک¬بارآن¬ها را
به زبان خودتان بازنویسی کنید، با این¬کار مطلب برایتان مرور می¬شود و در
صورت فراموشی مطلب به سرعت نسبت به رفع آن اقدام کنید، البته شب امتحان این
بازنویسی¬ها هم به درد می¬خورد * سعی کنید یک مسئله را برای یادگیری بهتر و
عمیق¬ترمطلب، بار چند بار حل کنید* فرمول¬ها را برای تسلط بیشتر دسته¬بندی
کنید * نکته بسیار مهم که نقش بسزایی در حل مسائل فیزیک دارد رسم شکل در
حین خواندن صورت مسئله است که شما هم این¬کار را تمرین کنید * به علامت¬ها
و تمام مراحل حل مسئله به خصوص علامت¬های مثبت و منفی توجه کنید.
و اما بررسی فصول فیزیک3 . . .
فصل اول: ترمودینامیک
این فصل از متفاوت¬ترین فصول کتاب فیزیک است به¬طوریکه بسیاری از بچه¬های
قوی هم بعد از مطالعه این فصل احساس می¬کنند که خوب متوجه مطالب نشده¬اند.
در این فصل مباحثی همچون چرخه ماشین گرمایی، چرخه اتو و قوانین ترمودینامیک
مطرح شده است که به دقت مفاهیم آن را باید درک کرد. این فصل دیگر تکرار
نمی¬شود و به عنوان پیش¬نیاز و یادگیری بهتر مطالب، مرور فصل دما و گرمای
فیزیک 1 وفصل 6 فیزیک 2 می¬تواند کمک حال شما باشد. سعی کنید تعاریف را
دسته¬بندی کرده و با دقت فرا گیرید و مبحث تحلیل نمودارها تمرین کنید
چون بعضاً برخی سئوالات مطرح شده وابسته به نمودارهای فرآیندهای مختلف این
فصل است. یکی از بهترین روش¬های درک این فصل مقایسه کردن فرآیندهای مختلف
می¬باشد. برای این کار قبل از این که به سراغ حل مسأله بروید، سعی کنید
نمودارهای (P,T).(V,T)و... را رسم کنید، چون به درک بصری شما از موضوع کمک
زیادی میکند. در این نمودارها دقت کنید که با تغییرات دما، فشار و حجم،
نمودارها چگونه تغییر میکنند. نمودارهای (P,V)را یک بار دیگر برای هر 4
نوع فرآیند کنار هم رسم کنید و نکات مربوط به هر فرآیند را زیر آن بنویسید و
دوباره با هم مقایسه کنید. سعی کنید این نوع نمودار را حتماً کامل یاد
بگیرید، چون بیشترین کاربرد را دارد.
در هنگام حل تمرینها و مثالها دقت کنید که واحدها حتماً یکی باشد چون
تنوع واحد در این فصل بسیار زیاد است. به عنوان مثال حجم میتواند برحسب
واحد mlit,lit,m 3 و.... بیان شود.
در هنگام حل تمرینها به ترتیب زیر عمل کنید:
1. واحدها را یکی کنید.
2. مقدار n (مول) را حساب کنید.
3. نوع فرآیند را مشخص کنید (این که همدما است یا هم فشار و...)
4. فرمولهای این نوع فرآیند را بنویسید یا در ذهن خود مرور کنید.
5. مجهول خواسته شده را حساب کنید.
نکتهي قابل توجه این است که فضای سؤالات تشریحی و تستی خیلی با هم متفاوت
است و اکثر بچههایی که سؤالات تشریحی را خوب جواب میدهند، در پاسخ دادن
به سؤالات تستی مشکل دارند. چون از فرمولهای این فصل به بیانهای مختلف
مسأله میدهند. شما باید استفاده ترکیبی از این فرمولها را خوب یاد
بگیرید. بنابراین مثالها و تمرینهای کتاب را حل کنید. تمامی پرسشهای
چهارگزینهای کنکور سراسری و کتاب درس آزمون را چند بار بزنید تا دیگر
اشتباهی نداشته باشید.
فصل دوم: الکتریسیته ساکن
مطالب اولیه این فصل در دوره راهنمایی و فصل سوم فیزیک1 مطرح شده است که
برای یادگیری بهتر می-توانید به آنها مراجعه کنید. از مباحث مهم این فصل
قانون کولن، میدان الکتریکی و خازن¬ها می¬باشد. برای یادگیری میدان
الکتریکی بهتر است مقایسه¬ای با میدان گرانشی داشته¬باشید و برای درک بهتر
مفاهیم خازن و شارژ آنها تسلط بر مبحث پتانسیل الکتریکی حائز اهمیت
می¬باشد. از این فصل به بعد کل مطالب فیزیک 3 در مورد الکتریسیته است، به
همین دلیل فیزیک 3 را فیزیک الکتریسیته می¬نامند. لازم به ذکر است این فصل
در دوره پیش¬دانشگاهی تکرار نمی¬شود .
فصل سوم: جریان الکتریکی و مدارهای جریان مستقیم
این فصل، فصل سادهای است، به شرط آن که قادر به تحلیل درس مدار باشید. در
انتهای فصل، معادلات نسبتاً پیچیدهتری مطرح میشوند و شما باید بتوانید
دستگاههای چند معادله، چند مجهولی حل کنید و برای مدیریت زمان و افزایش
سرعت تمرین بیشتری لازم است. برای تسلط بیشتر مطالب فصل قبل و فصل3 فیزیک1
را مرورو کنید. بعضاً از این مبحث سئوالات ترکیبی با خازن ارائه می¬شود و
بهتر است از این¬گونه سئوالات هم کار کنید.
فصل چهارم: مغناطیس
مغناطیس ساده¬ترین و نمره آورترین فصل فیزیک 3 است.یکی از مهمترین مباحث
این فصل قانون دست راست است. راست دستها عموماً وقتی مداد را در دست راست
دارند و مشغول حل مسأله هستند، ناخودآگاه با دست چپ این قانون را اجرا
میکنند که باید به این مطلب کاملاً دقت داشته باشند.اگر در این فصل احساس
گنگی کردید به سراغ فصل خازن¬ها و بارهای الکتریکی بروید و آن¬را مطالعه
کنید.
فصل پنجم: القاي الكترومغناطيس
این فصل وابسته به فصل قبل است، بنابراین اگر فصل مغناطیس را خوب یاد
نگیرید در این فصل دچار مشکل ی¬شوید. اگر سعی کنید صرفاً به حفظ کردن
فرمول¬های این بخش بپردازید به زودی در حل مسائل به مشکل بر می¬خورید متن
کتاب را چندین بار بخوانید و قبل از آنکه شروع به حل تمرین کنید سعی کنید
یک¬بار شبیه یک معلم درس را برای خود یا دیگران توضیح داده تا اطمینان حاصل
کنید که بر مفاهیم تسلط دارید.لازم به ذکر است که در رویارویی با مسائل
نهراسید و از آن استقبال کنید زیرا به نقاط ضعفتان پی می¬برید. به رفع
مشکلات بپردازید و یک جمع¬بندی کلی در ارتباط با نحوه¬ی ارتباط موضوعات
مختلف ذکر شده در یک فصل انجام دهید.
در اين فصل دانشآموزان با انواع استدلالات رياضي در حل مسايل آشنا
ميشوند و ميبايست با حل تمرین های متناسب با مفاهيم اين بحث بتوانند
اولاً تشخيص دهند كه هر مسئله رياضي را ميتوان با استفاده از كدام استدلال
حل نمود و انواع استدلالات رياضي را در حد تسلط فرا گيرند.
انواع استدلالات رياضي عبارتند از درك شهودي – استدلال تمثيلي –
استدلال استقرايي – استدلال رياضي – استدلال تعميم يافته – استدلال
استنتاجي – مثال نقض – قضاياي شرطي – اثبات بازگشتي – برهان خلف – اصل لانه
كبوتري و ...
در اين فصل مطالعه انواع استدلالات همراه با انواع حل مسئله بسيار
اهميت دارد. اين فصل در دروس استدلايي به خصوص دروس هندسه، بسيار با اهميت
است. در درس رياضي گسسته پيش¬دانشگاهی نيز پر كاربرد است.
فصل دوم: مجموعه – ضرب دكارتي و رابطه
در اين بحث در ابتدا دانشآموز با تعريف مجموعه آشنا شده و اعمال
رياضي عضويت و جزئيت و ... را از مجموعهها مورد بررسي قرار ميدهد و
هچنین در مورد رابطه در مجموعه نيز مباحثي مطرح ميگردد. مجموعه، زير
مجموعهها، مجموعهي تواني نمايش هندسي مجموعهها، جبر مجموعهها نيز از
جمله عناوين مجموعهها است كه در اين فصل مورد بررسي قرار ميگيرد. پيش
نياز اين فصل بحث مجموعههاي رياضي (1) است كه لازمهي فهم مسايل درس جبر و
احتمال است. در ضمن مجموعهها در بسياري از مباحث رياضي نيز مورد بررسي
قرار ميگيرد كه اهمیت زیادی دارد.
ادامه¬ی بحث راجع به ضرب دو مجموعه در يكديگر پرداخته و مباحثي از
جمله ضرب دكارتي مطرح مي شود. سپس رابطههاي رياضي مطرح شده ودانش آموزان
برای درک بیشتر این مبحث باید بتوانند انواع روابط ریاضی را تجزیه و تحلیل
کنند.همچنین باید بتوانند که یک مجموعه را از طريق روابط به چند زير مجموعه
افراز كنند. در نهايت روابط هم ارزي را مطرح ميكنيم که در اين بحث
دانشآموزان ميبايست رابطهي هم ارزي را براي تمامي روابط چك كند. و
بتواند. تشخيص دهد. كه آيا رابطهايي خاص يك رابطه هم ارزي است يا خير.
فصل سوم: احتمال و پديدههاي تصادفي
در اين بخش راجع به پيشبيني وقوع بعضي از وقايع كه قابل پيشبيني
نيستند صحبت می شود. براي روشن شدن مطلب لازم است در ابتدا دانشآموزان
پديدههاي تصادفي را از پديدههاي غير تصادفي تشخيص دهند. وارد مسايل تئوري
احتمالات شوند. براي اين منظور دانشآموزباید بتواند فضاي نمونهاي كه
مجموعهاي از كليه حالات ممكن الوقوع در يك پديدهي تصادفي می¬باشد را
تشخيص داده و تعداد اعضاء آن را بشمارد( n(S) )و سپس پيشامدهاي تصادفي را
نيز بر اساس نوع مسأله تعيين كرده و تعداد اعضاء پيش آمدهاي مطلوب را نیز
تعيین نمايد. در ادامه تعداد اعضاء اين مجموعه را مشخص كند،( n(A) )
احتمال وقوع پيشامد A را محاسبه نموده و داريم در ادامهي اين فصل عمليات
بر روي پيشآمدها مطرح ميگردد به عبارت بهتر پيشامدهاي مستقل و وابسته و
پديدههاي تصادفي گسسته و پيوسته را ميتوان از روي روابط رياضي مشخص نمود.
در ادامه حايز اهميت است مطرح كنيم كه احتمالات جبر و احتمال در فهم مطالب
علمي احتمالات در درس رياضي گسسته پيشدانشگاهي تأثير زيادي دارد.
فصل چهارم: احتمال: اندازهگيري شانس
در اين مبحث تاکید بيشتري بر مباحث احتمالات وجود دارد و به سوي
بررسي احتمالات هم شانس در فضاي گسسته در رأس مباحث قرار ميگيرد. در
ادامه احتمالات دو جملهاي مورد بررسي قرار گرفته كه حل مسئله در يادگيري
هرچه بيشتر اين نوع بسط، حايز اهميت است. در ادامهي اين بحث به بررسي
احتمالات غير هم شانس در فضاي گسسته پرداخته و دانشآموزان ميبايست با اين
نوع احتمال آشنا گردند. در ادامه به احتمالات يك پيشامد اختياري و
احتمالات در فضاي پيوسته پرداخته می¬شود. در نهايت به بررسي قوانين
احتمالات پرداخته و دانشآموزان ميبايست بتوانند مسايل معمولي احتمالات را
به راحتي مورد بررسي قرار دهند. لازم به ذكر است احتمالات مورد بررسي شده
در درس جبر و احتمال پيش نياز يادگيري احتمالات در درس رياضيات گسسته
پيشدانشگاهي است.
در اين فصل در ابتدا به بررسي مفاهيم رابطه پرداخته شده است. البته
در سال دوم در فصل 2 نيز مباحث رابطه و تابع مطرح گرديده كه مطالعه آن فصل
توصيه ميشود. سپس دانشآموزان بايد بتوانند از بين روابط رياضي توابع را
تشخيص داده و سپس قابليت تعيين انواع توابع را داشته باشند در ضمن
دانشآموز بايد توابع را به صورت يك ماشين ديده و نحوهي عملكرد توابع را
در ديگر زمينههاي زندگي تجربه كرده و بيان نمايد. در ادامه دانش¬آموزان
ميبايست بتوانند دامنه و برد هر تابع را به راحتي محاسبه نموده و براي
تسهيل در اين امر ميبايست تمارين زيادي حل گردد و مسايل فراتر از سطح كتاب
باشد و سپس به بررسي مقادير توابع پرداخته شده پوشا بودن – يك به يك بودن
توابع بررسي شده و دانشآموزان ميبايست بتوانند انواع توابع را مشخص كنند.
مباحث مورد بحث در اين فصل عبارتند از اعداد حقيقي – بازهها – نمايشهاي
گوناگون يك تابع.
مشخص كردن توابع از طريق ضابطه – مشخص كردن توابع از طريق معادلات –
تساوي دو تابع ثابت – تابع هماني – اعمال روي توابع – تركيب توابع زوج و
فرد – توابع چند جملهاي صفرهاي تابع درجه دوم – حل معادلات درجه دوم – جمع
و ضرب ريشههاي يك معادله درجه دوم. باقيمانده تعميم چند جملهايي – تابع
صعودي – تابع قدر مطلق – رسم نمودار تابع – جزء صحيح يك عدد حقيقي يادآوري
چند رابطه مثلثاتی.
فصل دوم: حد و مفاهيم آن
در اين مبحث مفاهيم حد از تعريف حد شروع شده و دانشآموزان ميبايست
مفاهيم حد را در مثالهاي كاربردي مورد مطالعه قرار دهند. در اين مورد
ميتوان حد چپ تابع و راست تابع و موجوديت حد در توابع را بررسي نمود. سپس
دانشآموزان ميبايست علاوه بر قضاياي حد مجموع و تفاضل تابعها، قضاياي
حد حاصلضرب و خارج قسمت در تابع و سپس حد توابع را بررسي كنند. حال
دانشآموزان قضيه فشردگي، حدود نامتناهي، حدود يك طرفه – اعمال روي توابع و
حدود توابع، مجانب قائم، حد در بينهايت و مجانب افقي را بررسي كرده و سپس
حدود نامتناهي پيوستگي تابع در يك نقطه و در يك بازه مورد بررسي قرار
ميگيرد. لازم به ذكر است مفاهيم حد مطرح شده در كتاب حسابان سال سوم به
صورت گستردهتر در كتاب حساب ديفرانسيل و انتگرال پيشدانشگاهي مطرح
ميگردد.
فصل سوم: مشتق
در اين فصل در ابتدا مقدمهاي راجع به مشتق مطرح شده و در ادامه مشتق
توابع مورد بررسي قرار گرفته و دانشآموز ميبايست مشتقپذيري يك تابع در
يك بازه و يا يك نقطه را بررسي كند. در اين بحث قواعد محاسبه مشتق گيري
توابع و مشتق توابع مثلثاتي مورد بحث واقع شده و در نهايت مشتق توابع مركب
(قاعده زنجيرهاي) را مورد بررسي قرار داده است. مسايل مخصوص به اين بخش در
ابتدا بايد از كتاب حل شده و سپس مسائل خارج از كتاب و فراتر از سطح كتاب
بررسي گردد.
فصل چهارم و پنجم: كاربرد مشتق
در اين فصل توابع صعودي و نزولي، نقاط ماكزيمم و مينيمم نسبي، توابع
خط مماس و خط قائم در توابع مورد بررسي قرار ميگيرد. حال تابع هموگرافيك و
آهنگ تغيير به عنوان يكي ديگر از مباحث كاربرد مشتق مطرح ميگردد. سپس
مشتق توابع يك طرفه (max و min) و جهت تقعر از نقطه عطف منحني يكيديگر از
كاربردهاي مشتق است كه ميبايست در اين فصل مورد توجه واقع گردد. مباحثي كه
در اين فصل مورد بررسي قرار ميگيرد عبارتند از: توابع متناوب، معادلات
مثلثاتی، رسم نمودار توابع مثلثاتي و توابع معكوس مثلثاتي، مشتق توابع
معكوس مثلثاتي، نقاط بحراني مسايل بهينهسازي فرآيند حل مسايل بهينهسازي و
مشتقگيري ضمني است كه در ديفرانسيل نيز بسيار مهم و پر كاربرد است.
فصل ششم: انتگرال
در اين فصل تنها انتگرال معين مطرح شده و از طريق هندسه و پيدا كردن
مساحت سطح زير نمودار توابع مورد بررسي قرار ميگيرد. نکته¬ی مهم در این
فصل حل تست و تمرین¬های مکرر و متنوع جهت ایجاد تسلط روی این مبحث که منبع
بسیاری از سئوالات امتحان نهایی و پیش نیاز فصل 6 حساب دیفرانسیل و
انتگرال دوره¬ی پیش¬دانشگاهی است می¬باشد.
صدها دانشآموز با شروع كار نمایشگاه کتاب، برای تهیه کتاب، همراه
دوستان و والدین خود ساعتهایی را به خرید كتاب اختصاص میدهند. بعضی از
آنها با هدف مشخص به نمایشگاه میروند و بسیاری بدون هدف براي استفادهی
مناسب از زمان و تهیه کتابهای مفید و موثر، نكات زير ميتواند به شما كمك
كند.
کتاب کمک آموزشی خوب، کتابی است که در آن پرسشهاو تمرینهای زیادی بر
اساس محتوای کتاب درسی و تمرینهای آن از ساده به دشوار مرتب شده باشد.
کتابهای کمک آموزشی را میتوان به چند دسته تقسيم کرد:
1- کتابهایی که شامل توضیح کامل درس، همراه با تمرینها و تستهای
متفاوت هستند.
2- کتابهایی که شامل نکات آموزشي و به شیوه آموزش به روش تمرین
هستند
3- كتابهايي که فقط شامل تمرین و تستهای متنوع هستند، در واقع این
کتابها نوعی کتاب کار محسوب میشوند.
4 کتابهایی که شامل تستهای چهار گزینهای به همراه پاسخ تشریحی
هستند.
كه براساس نیاز میتوان یکی از موارد بالا را
انتخاب کرد:
مورد (1) مناسب كساني است كه در درسی ضعیف هستند و يا خود را برای
سال تحصیلی جدید آماده ميكنند.
مورد (2) مناسب كساني است كه بر محتوای درسی مسلط هستند اما تا حدودی
نیاز به مرور مطالب دارند.
مورد (3) و (4) مناسب كساني است كه به منظور انجام تمرینات اضافی جهت
تسلط برمطالب درسی، آزمونهای ورودی و کنکور تلاش ميكنند.
قبل از خرید کتاب
1اولین قدم تهیه لیستی از کتابهای مورد نیاز میباشد که میتوان
براساس محتوای، آنها را دسته بندی کرد. به طور مثال كتابهاي كمك آموزشي،
علمي و ... .
2. درصورت عدم آشنایی با کتابها ميتوان از معلمان، اساتید و افراد
با تجربه در هر زمینه استفاده کرد.
3. میبایست هنگام خرید، از فروشندگان اطلاعاتي در مورد کتابها گرفت.
4. برای سهولت خرید در نمايشگاه باید به سالنهای مربوطه مراجعه كرد.
به عنوان مثال، برای تهیه کتاب کمک آموزشی، سالن ناشران آموزشی.
هنگام خرید کتاب
در ابتدا باید فهرست كتاب را مطالعه کرد تا از وجود مباحث مورد
نظراطمینان حاصل شود. نگاه کلی به صفحات داخل کتاب، مطالب و تمرینها و حتی
مطالعهی کمی از محتوای كتاب در انتخاب کتاب مورد نظر مؤثر میباشد.
بهتر است برای خرید کتاب از فروشندگان يا راهنمایان کمک خواست و
نظرات آنها را جویا شد، ممکن است بتوان از نویسندهای ناشناس کتابی با
محتوایی غنی تهیه کرد