• English / العربیة / French  
  •  

     


     

     


     

     


     

     


     

     


       

      صفحه خانگي خود كنید !   ایمیل به مدیر !   اضافه کردن به علاقه مندیها !   سال89،کـــار و همت مضــاعف

       



    چگونه بهترین کتاب کمک آموزشی راتهیه کنیم؟




    چگونه بهترین کتاب کمک آموزشی راتهیه کنیم؟

    روزانه صدها دانش‌آموز با شروع كار نمایشگاه کتاب، برای تهیه کتاب همراه دوستان و والدین خود ساعت‌هایی را به خرید كتاب اختصاص می‌دهند.
    بعضی از آنها با هدف مشخص به نمایشگاه می‌روند و بسیاری بدون هدف، اما براي استفاده مناسب از زمان و تهیه کتاب‌های مفید و موثر، نكات زير مي‌تواند به شما كمك كند.
    کتاب کمک آموزشی خوب، کتابی است که در آن سوالات و تمرین‌های زیادی بر اساس محتوی کتاب درسی داشته و تمرین‌های آن از ساده به دشوار مرتب شده باشد.

    در كل کتاب‌های کمک آموزشی را می‌توان به چند قسمت تقسيم کرد:

    1) کتاب‌هایی که شامل توضیح کامل درس، همراه با تمرین‌ها و تست‌ها هستند.
    2) کتاب‌هایی که شامل نکات آموزشي و به شیوه آموزش به روش تمرین هستند.
    3) كتاب‌هايي که فقط شامل تمرین و تست‌های متنوع هستند و در واقع یک نوع کتاب‌کار هستند.
    4) کتاب‌هایی که شامل تست‌های چهار گزینه‌ای به همراه پاسخ تشریحی هستند.

    كه براساس نیاز می‌توان یکی از موارد بالا راانتخاب کرد:

    مورد (1) مناسب كساني است كه در درسی ضعیف هستند و يا خود را برای سال تحصیلی جدید آماده مي‌كنند.
    مورد (2) مناسب كساني است كه بر محتوی درسی مسلط هستيد اما تا حدودی نیاز به مرور مطالب دارند.
    مورد (3) و (4) مناسب كساني است كه به منظور انجام تمرینات اضافی جهت تسلط برمطالب درسی، آزمونهای ورودی و کنکور تلاش مي‌كنند.

    قبل از خرید کتاب

    1. اولین قدم تهیه لیستی از کتاب‌های مورد نیاز می‌باشد، که می‌توان براساس محتوی، آنها را دسته بندی کرد. به طور مثال ( كتاب‌هاي كمك آموزشي، علمي و ...) و سپس کتاب‌های مربوط به هر قسمت را لیست كنيد.
    2. درصورت عدم آشنایی با کتاب‌ها مي‌توانيد از معلمان، اساتید و افراد با تجربه در هر زمینه استفاده نماييد.
    3. هنگام خرید از فروشندگان بخواهيد تا اطلاعاتي در مورد کتاب‌ها بدهند.
    4. برای سهولت خرید در نمايشگاه به سالن‌های مربوطه مراجعه كنيد. به عنوان مثال، برای تهیه کتاب کمک آموزشی به سالن‌های ناشران آموزشی مراجعه کنید.

    هنگام خرید کتاب

    ابتدا فهرست كتاب را مطالعه کنید تا مطمئن شوید مباحث مورد نظر شما در آن آمده باشد. سپس یک نگاه کلی به صفحات داخل کتاب بيندازيد. مطالب و تمرینها را بررسی کنید، حتی کمی از محتوی كتاب را بخوانید.
    از فروشندگان و يا راهنمایی کننده‌ها کمک بخواهید. نظرات آنها را جویا شوید، ممکن است از نویسنده‌ای ناشناس کتابی را تهیه کنید که دارای محتوی غنی باشد.
    سعي كنيد بی‌هدف کتاب نخرید، اگر مطمئن هستید که مطالعه خواهید کرد آن را تهیه کنید.
    و در آخر اگر قصد خريد كتاب داريد حتما برای اوقات فراغت و برنامه تابستانی خود، کتاب‌های علمی و سرگرمی تهیه کنید تا منجربه خلاقیت در شما شود و مهارتهای ذهنی‌تان را تقویت کند.

    بهارك طالب‌لو
    كارشناس ارشد برنامه‌ريزي آموزشي
    همشهري‌آنلاين-

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:51 AM   |  

    كتاب خواني




    كتاب خواني

    نشري كه با پديد آورنده‌اي شايسته بتواند ناخواننده را به خواننده اي كنش گر تبديل كند، به گونه‌اي توازن دست يافته است.
    حال اين پرسش پيش مي‌آيد كه چگونه مي‌توان به چنين سازمان نشري دست يافت. نشر همچون ديگر پيشه‌ها، نيازمند پژوهش است و در پژوهش مهمترين نكته، شناخت مسئله و آسيب‌شناسي آن است.
    بررسي و نقد امروز و ديروز سپس ارايه و اجراي راه‌حل‌ها و چاره‌ها براي برون رفت از آن‌چه كه امروز بحران كتاب خواني قلمداد مي‌شود، گامي اساسي براي نزديك شدن و دست يافتن به استاندارد‌هاي جهاني نشر است.

    بيانديشيم كه :

    • چرا شمارگان كتاب، اين رسانه‌ي كهن در سرزمين كهن سالمان، اندك است؟
    • رشد قارچ گونه ي مجوز نشر چگونه رخ داده است!؟
    • آيا توان اقتصادي مردم در كتاب‌خوان شدن آن‌ها اثر مي‌گذارد؟ چرا كتاب در سبد خريد مردم كمتر جاي دارد؟
    • چرا نهاد‌هاي صنفي نشر توان‌مند نيستند؟
    • دولت در نگاه كلان چه سياست هايي را در عرصه‌ي نشر دنبال مي‌كند؟ چه زير ساخت‌هايي را براي توسعه‌ي هماهنگ اين بخش در دست اجرا دارد؟
    • تصدي‌گري دولت در حوزه‌ي نشر چه كرده و نظارت دولتي چگونه است، چه اهرم‌هايي دارد؟
    • چرا ناشران به كمك‌هاي مالي و يارانه‌اي دولت وابسته‌اند؟
    • بررسي پيش از انتشار چه تاثيري در گرايش مردم به كتاب دارد؟
    • سياست‌هاي يارانه‌اي تا به امروز براي نشرمان چه آورده است؟
    • آيا پژوهشي در مورد دلايل جامعه‌شناختي و روان‌شناختي روي‌كرد جامعه‌ي ايراني به كتاب انجام شده است؟
    • در يك جامعه پر تنش سياسي، چه فاكتور‌هايي بر كتاب‌خواني اثر گذارند و چگونه؟
    • تأثير رسانه‌هاي نو در گرايش مردم به كتاب چگونه است؟
    • چرا وضع نا به‌سامان پخش كتاب در ايران، هيچ‌گاه ساماني نيافته است؟
    • توان صنايع وابسته به نشر(صنايع پايين دست)براي توليد كتاب چاپي و الكترونيكي بر اساس معيارهاي جهاني چه ميزان است؟
    • چرا نظام آموزش و پرورش كشور، به كتاب خوان شدن كودكان و نوجوانان اين مرز و بوم نيانجاميده است؟
    • ضعف در ساز و كارهاي اطلاع رساني و آگاهي دهنده در مورد كتاب، چه نقشي در كتاب نخواندن مردم دارد؟
    پرسش‌هايي از اين دست ما را به يافتن راه‌حل و چاره وا مي‌دارد.
    بي‌گمان در جامعه‌ي امروزين ما، كه پاره هاي ‌هاي گوناگون فرهنگي- اقتصادي، دولتي اداره مي‌شوند، مديريت دولتي در تيررس نگاه هر بررسنده‌اي است و سخن گفتن از سياست‌هاي كارگزاران دولتي شالوده‌ي هر تحليلي خواهد بود.

    دولت در نگاه كلان، در حوزه‌ي نشر بايستي به زيرساخت‌هاي زير بپردازد:

    • آينده نگاري با ترسيم سند چشم انداز.
    • آموزش و پژوهش سيستماتيك براي برون رفت از نشر سنتي.
    • تقويت نهاد‌هاي صنفي ومدني نشر.
    • تدوين ساز وكار‌هاي اقتصادي نشر از جمله تسهيلات مالي و بانكي.
    • توان فني براي توليد در حوزه‌ي نشر.
    • دانش فني.
    • تدوين قوانين و مقررات همچنين ساز وكار‌هاي حقوقي، به ويژه قوانين مربوط به نشرانه (كپي رايت) و به روز رساني اين قوانين، هم پاي دگرگوني‌هاي شتابنده در زمينه‌ي توليد دانش و فن‌آوري.
    • اطلاع‌رساني بر مبناي داده‌هاي جامعه‌ي آماري نشر.
    • به‌وجود آوردن فضاي رقابتي سالم به دور از نابرابري در استفاده از زيرساخت‌ها.

    براي تدوين سياست‌هاي اين نگاه كلان، بايستي چند اصل را مورد توجه قرار داد:

    1. افزايش و ارتقا‌ي مطالعه با افزايش تعداد عنوان‌ها، شمارگان كتاب و به دنبال آن مخاطبان كتاب.
    2. افزايش توان نشر با اصلاح ساختاري در آن، ايجاد زيرساختها، كاهش تصدي‌گري دولت و روي آوردن به خصوصي‌سازي.
    3. افزايش توان پديد‌آورندگي با تدوين حقوق نشرانه.
    اگر اين سياست بتواند در بلند مدت از وابستگي نشر به كمك‌هاي دولتي بكاهد، به هدف‌هاي خود دست يافته است.
    به باورم، آن‌چه كه در تمام اين ساليان رخ داده است، همراه با نگاهي احساسي و هيجاني ( كم‌بين و بزرگ‌بين) بوده است. آمارهاي دقيق و واقع بينانه، تصويري درست از وضع موجود فرا رويمان مي‌گذارد، در چنين فضايي است كه مي‌توان به پيشرفت در اين حوزه اميد داشت.
    نشر امروز متأثر از وضعيت كلي جامعه است، به اين معنا‌ كه اين نابه‌ساماني‌ها در ديگر بخش‌هاي جامعه نيز ديده مي شود. به ديگر سخن، بسياري از مشكلات امروز، ريشه در عوامل مشتركي دارد كه با برطرف شدن آن‌ها در سطحي كلان مي‌توان كل جامعه و از آن ميان نشر كشور را به سوي توسعه‌ي پايدار و متوازن رهنمون شد.
    به گمانم تلاش‌هاي خوبي كه در اين سال‌ها درحوزه‌ي كتاب و كتاب‌خواني انجام گرفته است، مي تواند سنگ بنايي براي حركت هاي پيشروي پسين باشد.به پاره اي از آنها اشاره مي كنم:
    • طرح اهداي كتاب به مدارس، براي رسيدن به استاندارد جهاني كتاب در مدرسه براي هر دانش آموز.
    • برگزاري نمايش‌گاه‌هاي استاني كتاب و تخصيص يارانه‌ي خريد.
    • افزايش شمار نشريه‌هاي تخصصي حوزه‌ي چاپ و نشر.
    • راه اندازي خبرگزاري كتاب.
    • راه‌اندازي داد‌گان پديدآورندگان در آينده‌اي نزديك.
    بي گمان هر تلاش و جنبشي كه كتاب را نزد مردم آورد، به كتاب خوان شدن جامعه كمك مي‌كند و به دنبال آن افزايش آگاهي‌هاي همگاني مسير توسعه‌ي فرهنگي- اقتصادي را هموار مي‌كند. اگر اين تلاش سيستماتيك و فراگير باشد اين هدف زودتر و بهتر تحقق مي‌يابد.
    با اين اميد كه روزي در كشورمان كتاب‌خواني فضيلت دانسته نشود بلكه از نيازهاي روزمره هر ايراني باشد. سخن را با چهار پيشنهاد به پايان مي آورم:
    1. برگزاري دوره‌هاي دانش‌گاهي در حوزه‌ي نشر و دادن بورسيه‌ي تحصيل به جوانان مستعد و شايسته دركشور‌هاي پيش‌تاز نشر.
    2. تصويب و اجراي زنگ كتاب‌خواني در مدارس كشور.
    3. برگزاري طرح كشوري جلسات معرفي، نقد و بررسي كتاب.
    4. تأسيس باشگاه كتاب (Book Club) براي نخستين بار در ايران.

    نويسنده: نيايش سرامي
    منبع:persianbook.net

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:50 AM   |  

    چند معمای جالب از زندگانی پیا مبران




    چند معمای جالب از زندگانی پیا مبران

    1. «داستان معراج پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و اله ـ » در كدام سوره بیان شده است؟
    2. نام كدام پیامبر بیشتر از دیگر پیامبران در قرآن ذكر شده است؟
    3. كدام پیامبر به پیامبر بت‌شكن معروف بود و كفار نیز او را به آتش انداختند ولی به خواست خداوند سالم بیرون آمد؟
    4. «ماجرای ولادت حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ » در كدامیك از سوره‌ها بیان شده است؟
    5. صفت كدامیك از پیامبران «ذبیح الله» است؟
    6. كدام پیامبر مردگان را زنده می‌كرد و نابینایان را نیز شفا می‌داد؟
    7. كدام پیامبر مدتی در شكم ماهی زندگی كرد؟
    8. چه تعداد از سوره‌های قرآن به نام پیامبران است؟
    9. پیامبری كه قومش به لجاجت و بهانه‌گیری شهرت داشتند چه نام داشت؟
    10. كدام پیامبر به سفر آسمانی رفت؟
    11. فرزندان كدامیك از پیامبران به بنی اسرائیل معروف هستند؟
    12. كدام پیامبر نجار بود و كشتی ساخت؟
    13. نام چند پیامبر را ذكر كنید كه اسم‌شان با حرف «ی» شروع می‌شود؟
    14. داستان حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ و بلقیس در كدام سوره بیان شده است؟
    15. كدامیك از پیامبران هم اكنون زنده است؟
    16. كدامیك از پیامبران لقب «دوست خدا» را داشت؟
    17. كدامیك از پیامبران به خاطر حمایت از عفت و حجاب به شهادت رسید؟
    18. چه تعداد از پیامبران نامشان در قرآن آمده است؟
    19. كدام پیامبر بدون پدر و مادر بدنیا آمد؟
    20. در قرآن كریم از چند پیامبر به عنوان «اسوه حسنه» نام برده شده است؟
    21. چه تعداد از پیامبران اولوالعزم نامشان در قرآن ذكر شده است؟
    22. كدام پیامبر اولین شخصی بود كه به آسمان صعود كرد؟
    23. نام گرامی رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ چند بار در قرآن آمده است؟
    24. كدامیك از پیامبران در سن پیری صاحب فرزند شد؟
    25. كدام پیامبر عمویش كافر بود؟
    26. كدامیك از پیامبران آمدن یكی دیگر از پیامبران را بشارت داد؟
    27. نام كدام پیامبر كمتر از دیگر پیامبر در قرآن ذكرد شده است؟
    28. كدام پیامبر مدتی شغلش چوپانی بود؟
    29. قرآن كریم از داستان كدام پیامبر به عنوان «احسن القصص» (بهترین داستان‌ها) یاد كرده است؟
    30. نام چه تعداد از جنگ‌های پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و اله و صلم ـ در قرآن ذكر و یا به آن‌ها اشاره شده است؟
    31. كدام پیامبر بدون پدر به دنیا آمده است؟‌
    32. دو تن از پیامبرانی كه نامشان در قرآن ذكر شده و تا آخر عمر ازدواج نكرده‌اند را نام ببرید؟
    33. كدام پیامبر بود كه با حیوانات سخن می‌گفت و سخنان آنان را نیز می‌شنید؟
    34. كدام پیامبر را در كودكی برادرانش به چاه انداختند؟
    35. كدام پیامبر بود كه پسرش از فرمان او سرپیچی نمود و غرق شد؟
    36. كدام پیامبر برای عمویش استغفار كرد؟
    37. كدامیك از پیامبران یكی از مردمان سرزمین خود را كشت؟
    38. كدام پیامبر به «هم‌سخن خدا» ملقب بود؟
    39. نام «16 پیامبر» در یكی از سوره‌های قرآن ذكر شده نام آن سوره چیست؟
    40. كدام پیامبر مورد تمسخر قومش قرار گرفت؟
    41. سوره‌هایی كه به «پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ » منسوبند كدامند؟
    42. كدام پیامبر به «شیخ الانبیاء» معروف است؟
    43. نام چند پیامبر با حرف «الف» شروع می‌شود؟
    44. كدام پیامبر زره می‌بافت؟
    45. در زمان كدام پیامبر «طبابت و علوم پزشكی» رواج داشت؟
    46. كدام پیامبر به «ذوالنون» معروف است؟
    47. حضرت هود ـ علیه السلام ـ بر كدام قوم مبعوث شده؟
    48. كدام پیامبران با هم نسبت برادری داشتند؟
    49. لقب كدامیك از پیامبران «حبیب الله» است؟
    50. پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ هنگام تلاوت كدام آیه می‌گریست؟
    51. كدام پیامبر به «روح الله» معروف است؟
    52. پیامبرانی كه با هم نسبت پدر و پسری داشتند را نام ببرید؟ 53. كدام پیامبر به «صفوه الله« مشهور است؟ 54. داستان خواب صد ساله حضرت عزیز ـ علیه السلام ـ در كدام سوره قرآن بیان شده است؟ 55. در زمان كدام پیامبر سحر و جادو رایج بود؟
    56. كدام پیامبر از گل پرنده ساخت؟
    57. نام «پیامبران اولوالعزم» هركدام چند بار در قرآن آمده است؟
    58. داستان برخورد حضرت موسی ـ علیه السلام ـ با دختر حضرت شعیب ـ علیه السلام ـ در كدام سوره بیان شده است؟
    59. كدام پیامبر در عالم رؤیا دید كه یازده ستاره و خورشید و ماه او را سجده می‌كنند؟
    60. كدام پیامبر نخستین شخصی بود كه «بسم الله الرحمن الرحیم» نوشت؟
    61. كدامیك از پیامبران «دوازده پسر» داشت؟
    62. چند پیامبر نام ببرید كه «هم عصر» بودند؟
    63. كدام پیامبر «تبردار» بود؟
    64. كدام پیامبر اولوالعزم «داماد حضرت شعیب ـ علیه السلام ـ » بود؟
    65. دو تن از پیامبرانی كه نامشان در قرآن آمده با هم «پسر خاله« بودند آن دو پیامبر را نام ببرید؟
    66. پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ هنگام هجرت از مكه به مدینه در كدام غار پنهان شد؟
    67. پیامبر قوم سبأ كه بود؟
    68. كدام پیامبر بر قوم ثمود مبعوث شد؟
    69. كدام پیامبر نمونه «صبر و شكیبایی» است؟
    70. داستان كدام پیامبر بیشتر از دیگر داستان‌ها در قرآن بیان شده است؟
    71. داستان «شكستن بت‌ها توسط حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ » در كدام سوره قرآن بیان شده است؟
    72. كتاب حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ چه نام دارد؟
    73. «تورات» كتاب كدام پیامبر است؟
    74. كتاب حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ چه بود؟
    75. معجزه حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ چه‌ بود؟
    76. زبور كتاب كدام پیامبر است؟
    77. پیامبرانی كه بیش از یك زن داشتند را نام ببرید؟
    78. كدام پیامبر الوالعزم بود كه زن نداشت؟
    79. عمر كدام پیامبر بیش از همه پیامبران است؟
    80. كدام پیامبر به «خلیل الله» معروف است؟‌
    81. «معجزه حضرت موسی ـ علیه السلام ـ » چه بود؟
    82. نخستین پیامبر اولوالعزم چه نام داشت؟
    83. مهمترین معجزه حضرت محمد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ چه بود؟
    84. خداوند متعال به كدام پیامبر «علم نجوم و حساب و هیأت» آموخت؟
    85. كدام پیامبر «جد اول» رسول اكرم ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ بود؟
    86. كدام پیامبر نخستین شخصی بود كه «خط نوشت و لباس دوخت» ؟
    87. بشارت آمدن پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ توسط حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ در كدام سوره بیان شده‎است؟
    88. «سرگذشت حضرت نوح ـ علیه السلام ـ » در كدام سوره بیان شده است؟
    89. نام اصلی كدامیك از پیامبران «عبدالغفار» است؟
    90. «اول المؤمنین» صفت كدام پیامبر است؟
    91. حضرت موسی ـ علیه السلام ـ در «كدام كوه» مناجات می‌كرد؟
    92. نام كتاب حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ «انجیل» چند بار در قرآن ذكر شده است؟
    93. كدامیك از پیامبران «كفالت حضرت مریم» را بر عهده داشت؟
    94. دو تن از پیامبرانی كه به «ساختن كعبه» همت گماردند چه نام دارند؟

    پاسخ‎ها:

    1. داستان معراج حضرت محمد ـ صلی الله علیه و اله ـ در سوره «اسراء» بیان شده است.
    2. نام حضرت موسی ـ علیه السلام ـ بیشتر از دیگر پیامبران «136 مرتبه» در قرآن ذكر شده است.
    3. «حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ ».
    4. ماجرای ولادت حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ در سوره «مریم» بیان شده است.
    5. صفت حضرت اسماعیل ـ علیه السلام ـ «ذبیح الله» است.
    6. «حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ » مردگان را زنده و نابینایان را شفا می‌داد.
    7. «حضرت یونس ـ علیه السلام ـ « مدتی درشكم ماهی زندگی می‌كرد.
    8. سوره‌های «ابراهیم، محمد، ‌نوح، هود، یوسف، یونس» بنام پیامبران می‌باشد.
    9. پیامبری كه قومش به بهانه‌گیری معروف هستند «حضرت موسی ـ علیه السلام ـ » می‌باشد.
    10. حضرت محمد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ به سفر آسمانی رفت.
    11. فرزندان «حضرت یعقوب ـ علیه السلام ـ به بنی اسرائیل» معروف هستند.
    12. «حضرت نوح ـ علیه السلام ـ ».
    13. «حضرت یعقوب ـ علیه السلام ـ ، حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ ، حضرت یحیی ـ علیه السلام ـ ، حضرت یونس ـ علیه السلام ـ».
    14. این داستان در سوره «سبأ» بیان شده است.
    15. «حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ » هم اكنون زنده است.
    16. «حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ » به «خلیل الله» ملقب بود.
    17. «حضرت یحیی ـ علیه السلام ـ » به خاطر حمایت از عفت و حجاب به شهادت رسید.
    18. پیامبرانی كه نامشان در قرآن آمده است عبارتند از: آدم، ادریس، نوح،‌ هود، صالح، لوط، ابراهیم، اسماعیل،‌ یعقوب، اسماعیل صادق الوعد, اسحاق، یوسف، ایوب، یونس، شعیب، موسی، هارون، ‌داوود، سلیمان، الیاس، ‌الیسع، ذوالكفل، عزیز، زكریا، یحیی، عیسی و محمد ـ علی نبینا و آله و علیهم السلام اجمعین
    19. «حضرت آدم ـ علیه السلام ـ بدون پدر و مادر به دنیا آمد.
    20. پیامبرانی كه به عنوان (اسوه حسنه. از آنان نام برده شده عبارتند از: «ابراهیم ـ علیه السلام ـ ، محمد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ ».
    21. نام پنج تن از پیامبران اولوالعزم در قرآن آمده است.
    22. «حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ » اولین شخصی بود كه به آسمان صعود كرد.
    23. نام گرامی پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ «5 بار» در قرآن آمده است چهار بار با نام محمد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ و یك بار با نام احمد در سوره صف آیه 6 بیان شده است.
    24. «حضرت زكریا ـ علیه السلام ـ » در سن پیری صاحب فرزند شد.
    25. «عموی حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ كافر بود».
    26. «حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ از قبل آمدن حضرت محمد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ را بشارت داد».
    27. نام حضرت یونس «دو بار» در قرآن آمده است.
    28. «حضرت موسی ـ علیه السلام ـ ».
    29. داستان حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ .
    30. جنگ‌های پیامبر كه در قرآن به آنها اشاره شده است عبارتند از: احد، بدر، بنی النحله، تبوك، حمراء الاسد، الخندق، فتح مكه، احزاب، بنی قریظه، بنی النظیر، الحدیبیه، و بیعه الرضوان، حنین، ذات السلاسل.
    31. «حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ » پدر نداشت.
    32. «حضرت یحیی ـ علیه السلام ـ و حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ » مجرد زندگی كردند.
    33. «حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ ».
    34. «حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ » را در كودكی به چاه انداختند.
    35. «پسر حضرت نوح ـ علیه السلام ـ » از فرمان پدرش سرپیچی كرد و هلاك شد.
    36. «حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ » برای عمویش استغفار كرد.
    37. حضرت موسی ـ علیه السلام ـ » در یك ماجرایی یكی از مردمان سرزمین خود را به قتل رساند.
    38. پیامبری كه به هم سخن خدا ملقب شده بود حضرت موسی ـ علیه السلام ـ «كلیم الله» می‌باشد.
    39. در «سوره انبیاء» نام (16 تن از پیامبران) ذكر شده است.
    40. پیامبری كه مورد تمسخر قومش قرار گرفت «حضرت نوح ـ علیه السلام ـ » بود.
    41. سوره‌های «طه، یس، مزمّل و مدّثر» به پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ منسوب می‌باشند.
    42. «حضرت نوح ـ علیه السلام ـ » به (شیخ الانبیاء) معروف هستند.
    43. پیامبرانی كه نامشان با حرف الف شروع می‌شود عبارتند از: «ابراهیم، الیاس، ایوب، اسحق، ادریس، اسماعیل و آدم ـ علیهم السلام ـ ».
    44. «حضرت داوود ـ علیه السلام ـ » زره می‌بافت.
    45. در زمان (حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ » علوم «پزشكی و طبابت» رواج داشت.
    46. «حضرت یونس ـ علیه السلام ـ ».
    47. «حضرت هود ـ علیه السلام ـ » برقوم (عاد) مبعوث شد.
    48. پیامبرانی كه باهم نسبت برادری داشتند عبارتند از: «اسحاق و اسماعیل، موسی و هارون ـ علیهم السلام ـ ».
    49. «لقب حضرت محمّد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ » (حبیب الله) است.
    50. پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ هنگام تلاوت «آیه 16 سوره یونس» می‌گریست.
    51. «حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ » به (روح الله) معروف است.
    52. پیامبرانی كه با هم نسبت پدر و پسری داشتند عبارتند از: «زكریا و یحیی، داوود و سلیمان، ابراهیم و اسحاق، یعقوب و یوسف،‌ ابراهیم و اسماعیل ـ علیهم السلام ـ ».
    53. حضرت نوح ـ علیه السلام ـ «به صفوه الله» مشهور است.
    54. این داستان در سوره بقره آیه 259 بیان شده است.
    55. در زمان «حضرت موسی ـ علیه السلام ـ » (سحر و جادوگری) رواج داشت.
    56. «حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ ».
    57. «حضرت نوح 3 بار،‌ ابراهیم 68 بار، موسی 136 بار، عیسی 33 بار، محمد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ 5 بار».
    58. این داستان در سوره «قصص آیه 25» آمده است.
    59. «حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ ».
    60. «حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ » نخستین شخصی بود كه (بسم الله الرحمن الرحیم) نوشت.
    61. «حضرت یعقوب ـ علیه السلام ـ » دوازده پسر داشت.
    62. پیامبرانی كه با همدیگر در یك زمان می‌زیستندعبارتند از: «ابراهیم ولوط، یوسف و یعقوب، موسی و خضر».
    63. «حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ ».
    64. «حضرت موسی ـ علیه السلام ـ » داماد حضرت شعیب ـ علیه السلام ـ بود.
    65. «حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ و یحیی ـ علیه السلام ـ » با همدیگر پسر خاله بودند.
    66. «حضرت محمد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ هنگام هجرت از مكه به مدینه در غاری به نام «سبع» پنهان شد.
    67. «حضرت داوود ـ علیه السلام ـ ».
    68. پیامبر قوم ثمود «حضرت صالح ـ علیه السلام ـ » بود.
    69. «حضرت ایوب ـ علیه السلام ـ » نمونه (صبر و بردباری) بود.
    70. داستان حضرت موسی ـ علیه السلام ـ و فرعون بیشتر از دیگر داستان‌‌ها در قرآن كریم بیان شده است.
    71. داستان شكستن بت‌ها توسط حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ در سوره «انبیاء آیه 57» آمده است.
    72. كتاب حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ انجیل نام دارد.
    73. تورات كتاب حضرت موسی ـ علیه السلام ـ است.
    74. صحف ابراهیم.
    75. ساختن پرنده از گل، زنده كردن مرده‌ها، سخن گفتن در گهواره و شفا دادن بیماری‌های لاعلاج از معجزات حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ است.
    76. كتاب حضرت داوود ـ علیه السلام ـ .
    77. حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ ، حضرت محمد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ حضرت نوح ـ علیه السلام ـ و... .
    78. در بین پیامبران اولوالعزم تنها حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ بود كه زن نداشت.
    79. حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ تاكنون زنده است.
    80. حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ به «خلیل الله» معروف است .
    81. معجزات حضرت موسی ـ علیه السلام ـ عبارتند از: ید بیضاء، اژدها شدن عصای موسی و شكافتن دریا توسط عصا.
    82. حضرت نوح ـ علیه السلام ـ نخستین پیامبر اولوالعزم است.
    83. مهمترین معجزه حضرت محمد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ قرآن می‌باشد.
    84. خداوند متعال به حضرت ادریس ـ علیه السلام ـ علم نجوم و حساب و هیأت را آموخت.
    85. حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ جدّ اول حضرت محمّد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ بوده‌اند.
    86. حضرت ادریس ـ علیه السلام ـ اولین شخصی بود كه لباس دوخت و خط نوشت.
    87. بشارت آمدن پیامبر ـ صلی الله علیه و اله ـ توسط حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ «سوره صف» آمده است.
    88. سرگذشت حضرت نوح ـ علیه السلام ـ درسوره «نوح» بیان شده است.
    89. حضرت نوح ـ علیه السلام ـ نامش «عبدالغفار» بوده و نوح لقب او بوده است.
    90. «اول المؤمنین» صفت «حضرت محمد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ » می‌باشد.
    91. حضرت موسی ـ علیه السلام ـ در «كوه طورسینا» مناجات می‌كرد.
    92. «انجیل» 14 مرتبه در قرآن ذكر شده است.
    93. «حضرت زكریا ـ علیه السلام ـ »كفالت حضرت مریم- سلام الله علیها - را به عهده داشت.
    94. «حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل ـ علیهما السلام ـ» به ساختن كعبه همت گماردند.

    منبع:اندیشه قم

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:50 AM   |  

    فضيلت علم و دانش از ديدگاههاى مختلف



    فضيلت علم و دانش از ديدگاههاى مختلف

    قسمت اول

    مقدمه :
    (اين مقدمه كه به منظور ارائه شرف و ارزش علم و علماء و متعلمين ، تحرير مى شود) متضمن پاره اى از تنبيه و هشدارى است كه نمايانگر فضيلت دانش از ديدگاه قرآن و حديث و دليل عقل مى باشد، و ضمنا والائى و عظمت مقام حاملان علم و متعلمان را نيز گوشزد مى سازد، و نشانگر آنست كه خداوند متعال نيز به شاءن و مقام عالم و متعلم عنايت خاصى مبذول داشته و آنانرا از ساير طبقات ديگر ممتاز ساخته (و شخصيت آنها را ارج نهاده و امتياز و برجستگى ويژه اى براى آنان قائل شده است ).
     
    الف - عظمت و شكوه علم و علماء و متعلمان از ديدگاه قرآن كريم
    بايد توجه داشته باشيم كه خداوند متعال ، علم و دانش را علت كلى و اساسى آفرينش همه پديده هاى هستى جهان - اعم از آسمان و زمين - معرفى كرده است . همين نكته براى نشان دادن عظمت و ارزش علم و علماء و افتخار آنها، بهترين دليل گويا و قاطع ترين گواه مى باشد.
    وقتى خداوند متعال ميخواهد چشم بصيرت انسان را در برابر اين نكته و حقيقت باز كند و دلهاى خردمندان را در مقابل اين واقعيت ، آگاه و بيدار سازد در نبشتار استوار بنياد و كتاب آسمانى خود مى فرمايد:
    (( ((الله الذى خلق سبع سموات و من الارض مثلهن يتنزل الامر بينهن لتعلموا ان الله على كل شى ء قدير)) )) (1)
    خدائى كه هفت آسمان را آفريد و زمين را همسان و همانند با آن خلق كرد (تا فرمانش ميان اين دو پديده شگرف فرود آيد). هدف اين است كه از علم و بصيرت برخوردار گرديد، بصيرتى كه شما را به قدرت و توانائى همه گير و گسترده خداوند رهنمون باشد.
    براى روشن شدن مسئله فضيلت علم - بويژه علم به توحيد و يگانگى خداى متعال - همين آيه كفايت مى كند، بالاخص علم توحيد يعنى اطلاع از يگانگى و يكتائى پروردگار عالم كه اساس و بنياد هر دانش ، و محور هرگونه شناخت و معرفت است ؛ (يعنى همه دانشها و معارف ، سرانجام ، انسان را به خدا رهنمون مى گردد). بهمين جهت پروردگار عالم ، دانش و معرفت را از لحاظ شرافت و ارزش در اوج همه مراتب و مقامات قرار داده است .
    خداوند متعال با نخستين نعمت خويش - يعنى علم و بينش -، بر آدم ابوالبشر منت نهاد؛ آنگاه كه پروردگار جهان ، آدم را آفريد و او را از بوته تيره عدم رهائى بخشيد و لباس نورانى هستى را بر قامت وى پوشاند، بر او از آن جهت منت گذارد كه وجود او را با زيور علم بياراست . لذا در اولين سوره اى كه بر پيامبرش ‍ محمد (صلى الله عليه و آله ) فرو فرستاد ارزش علم و دانش را بازگو فرموده و بر تمام افراد بشر چنين منت نهاده كه در ميان تمام پديده هاى هستى ، وجود آنان را با علم ، ويژگى بخشيده و مشخص و ممتازشان ساخته است ، آنجا كه مى فرمايد:
    (( ((اقرء باسم ربك الذى خلق ، خلق الانسان من علق ، اقرء و ربك الاكرم ، الذى علم بالقلم )) )) (2) .
    اى پيامبر، بنام پروردگارت خواندن را آغاز كن ، پروردگارى كه آفريننده است . انسان را از خون بسته و لخته شده و يا چيزى شبيه كرم و زالو آفريد. بخوان اى پيامبر، و پروردگار تو كريم ترين كريمان است ، از آنجهت كه با خامه و قلم ، بشر را با علم و دانش آشنا و ماءنوس ساخت .
    بايد دقت نمود كه خداوند با چه كيفيتى كتاب آسمانى مسلمين را افتتاح فرمود، و با چه طليعه اى برگهاى زرين اين نبشتار اعجازآميز را آغاز كرد. كتابى كه بيهوده سخن در پيش و پس آن راه ندارد، و از وجودى منشاء گرفته است كه در عين دانائى ، در تمام جوانب گفتار و رفتارش ستوده است .
    اين كتاب الهى ، نخست با سخن از نعمت ايجاد عالم و آدم ، آغاز گرديده ، و سپس نعمت علم و بينش را بلافاصله به گوش هوش انسان ميخواند.
    كمترين دقت و تاءمل در اين آيات ، انسان را واميدارد كه چنين بينديشد كه : اگر در اين موقف و جايگاه - پس از نعمت ايجاد - نعمت و احسانى والاتر از علم وجود مى داشت ، خداوند، انسان را بويژه با چنين احسان ، و نعمتى - يعنى علم - ممتاز نمى ساخت (و بلافاصله از نعمتهاى ديگر ياد مى كرد) و نور هدايت و طريق هدايت به صراط مستقيم را با علم آغاز نمى فرمود، آنهم به گونه اى كه براعت و تناسب ديباچه و مطلع با مباحث و مطالب قرآن كريم و دقايق معانى و حقايق بلاغت در چنين افتتاحى نيز جلب نظر مى كند.
    بعضى از دانشمندان در توضيح وجوه و جهات تناسبى كه در آيات نخستين سوره ((علق )) به چشم مى خورد بيانهاى جالبى دارند. توضيح آنكه : بخشى از آيات اين سوره مربوط به آفرينش انسان است كه او از خون لخته شده يا چيزى شبيه زالو بوجود آمد. بخش ديگر اين سوره در بيان اين حقيقت است كه خداوند به انسان ، حقايقى را آموخت كه قبلا درباره آن حقائق ، اطلاع و آگاهى نداشته است . با توجه به دو توجيه زير به نظم جالب و ترتيب سنجيده اين آيات پى مى بريم :
    1- خداوند در اين آيات از نخستين مرحله و حالات انسان در دوران جنينى ياد مى كند كه او بصورت خون لخته شده و يا همچون زالوئى كه به جدار رحم مادر چسبيده تكون مى يابد. و از چنين مرحله اى پست و تنفرانگيز، حيات و زندگانى خود را آغاز مى كند. و همين موجود غيرقابل توجه و اشمئزازآور، چنان تكامل مى يابد كه در اوج همه پديده هاى هستى از نظر كمالات قرار مى گيرد. يعنى انسانى كه در چنين حضيض و نشيب دوران جنينى ، وارد عرصه حيات گرديد چنان اوج مى گيرد كه بصورت يك انسان عالم و آگاه ، به والاترين مراحل حيات دست مى يابد.
    گويا خداوند از رهگذر اين آيات به انسان هشدار مى دهد كه اى انسان ! تو در نخستين مراحل حيات ، در چنين وضع و شرائطى ، زندگانى را آغاز كردى ، شرائطى كه نمايانگر منتهاى پستى و ابتذال تو بوده است . و اين همان توئى كه در واپسين مراحل زندگانى به چنان پايه و مرتبتى تعالى مى يابى كه عاليترين منازل شرافت و پرارج ترين دوران زندگانى انسان و والاترين نحوه وجود در ميان همه پديده هاى هستى است .
    اين سخن بر اين اساس است كه چون علم و دانش ، شريفترين حالات ارج آفرين انسان مى باشد؛ زيرا اگر - جز علم - جهات و حيثيات ديگرى معيار برترى انسان به شمار ميرفت ، و اين حيثيات از لحاظ اهميت در درجه اول قرار ميداشت . چنين شايسته بنظر ميرسد كه خداوند در اين مورد - بلافاصله پس از گفتار درباره آفريش عالم و آدم - از اين حالات و حيثيات ، سخن بميان ميآورد.
    همين نكته اساسى است كه ترتيب منطقى آيات مذكور را به ما ارائه داده و تناسب عميق آنرا روشن مى سازد.
    2- توجيه در اثبات تناسب و همبستگى درخور ترتيب آيات نخستين سوره ((علق )) آنست كه خداوند (در پى سخن از آفرينش جهان و انسان ) مى فرمايد:
    (( ((و ربك الاكرم ، الذى علم بالقلم ، علم الانسان مالم يعلم )) )) (3) .
    و پروردگار تو، كريم ترين كريمان است ؛ از آنجهت كه با خامه و قلم ، علم و آگاهى را به وى ارمغان داده است كه از آن محروم بود (و از اين رهگذر، كرامت والاى خود را بدو ارزانى داشته است ).
    اين ترتيب موجود در گفتار الهى ، نكته ديگرى را به ما اعلام مى كند؛ ولى پيش از آنكه نكته مزبور را توضيح دهيم بايد مقدمة بگوئيم :
    در علم اصول فقه ، چنين مقرر و مسلم گرديده است كه ((ترتب حكم بر وصف ، مشعر به عليت آن وصف براى حكم مذكور است )) (بعبارت ديگر: اگر حكمى ، مبتنى بر وصف و حالتى خاص باشد به اين نتيجه مى رسيم كه اين وصف و حالت ، علت آن حكم مى باشد). توضيح اين قاعده اصولى درباره آيات سوره علق ، بدينگونه است : خداوند متعال به وصف ((اكرميت )) و والا بودن كرامتش از آن جهت توصيف شده است كه چون علم و دانش را به بشر ارزانى داشته است . اگر هر مزيت ديگرى - جز علم و دانش - معيار فضيلت بشمار مى رفت شايسته بود همان مزيت با وصف ((اكرميت )) پروردگار در ضمن آيات ، قرين و همپايه گردد، و آن مزيت بعنوان معيار كرامت والاى خداوند بشمار آيد.
    كرامت الهى در طى اين آيات در صيغه و قالب ((افعل تفضيل )) يعنى با تعبير ((الاكرم )) بيان شده است و چنين تعبيرى به ما مى فهماند كه عاليترين نوع كرامت پروردگار نسبت به انسان ، با والاترين مقام و منزلت او - يعنى علم و دانش وى - همطراز است . (بعبارت ديگر: بايد والاترين كرامت پروردگار جهان را در اعطاء علم و دانش به بشر، جستجو كرد).
    بنابراين چنين ترتيبى ، علت ((اكرميت )) خداوند متعال را براى ما روشن مى كند و آن عبارت از تعليم و اعطاء علم به انسان مى باشد. ضمنا به ما هشدار مى دهد كه اعطاء نعمت علم و دانش به انسان ، نمايانگر والاترين كرامت الهى نسبت به بشر مى باشد.
    فرازهائى ديگر از شكوه و عظمت علم و علماء:
    خداوند متعال مسئله پذيرش حق و ملازمت و همبستگى با آن را بر اساس تذكر (و خوديابى ) و خدايابى انسان قرار داده ، و تذكر و خدايابى را بر پايه خشيت و بيم از خويشتن مبتنى ساخته است . و نيز خشيت و تقوى را ويژه جامعه علماء و دانشمندان معرفى كرده است آنجا كه مى فرمايد:
    (( ((سيذكر من يخشى )) )) (4)
    آنكه از خدا بيمناك است بزودى خود و خداى خويش را بازمى يابد. (و قلبش بياد پروردگار، آرام گيرد)
    و يا مى فرمايد:
    (( ((انما يخشى الله من عباده العلماء)) )) (5)
    در جمع بندگان الهى فقط علماء هستند كه خداشناس اند، و ترس و بيم از او و حس تقوى و پرهيزكارى در دل آنها راه دارد.
    و نيز خداوند از علم به ((حكمت )) (و استوارانديشى و سنجيدگى گفتار و رفتار) تعبير فرموده است . و حكمت را نيز سرشار از شكوه و عظمت و خير و بركت معرفى كرده است چنانكه مى فرمايد:
    (( ((و من يوت الحكمة فقد اوتى خيرا كثيرا)) )) (6)
    و كسى كه از حكمت و دانش و استحكام در انديشه و گفتار و رفتار برخوردار باشد بايد بداند تحقيقا به خير و بركت فراوانى دست يافته است .
    حاصل و فشرده سخن مفسران قرآن كريم در تفسير كلمه ((حكمت )) عبارت از پند و اندرزهاى قرآن كريم و آگاهى و بصيرت و نبوت است . اگر كسى از چنين آگاهى هائى بهره مند گردد بدون شك ، خير و بركت فراوانى را عائد خويش مى سازد؛ چون همه اين آگاهى ها از مجراى علم و دانش به روى انسان چهره مى گشايد.
    خداوند در مقام بيان منزلت والاى يحيى (عليه السلام ) مى فرمايد:
    (( ((و آتيناه الحكم صبيا)) )) (7)
    ما به يحيى عليه السلام - آنگاه كه كودكى بيش نبود - حكمت و حكم و داورى متين و راءى و انديشه اى استوار عطا كرديم .
    و يا آنگاه كه مى خواهد شخصيت شكوهمند خاندان ابراهيم پيامبر (عليه السلام ) را به جهان بشريت اعلام نمايد از آن مجرى بيان مى كند كه حكمت و نزول كتاب آسمانى را به وى ارزانى داشته و چنين مى فرمايد:
    (( ((فقد آتينا آل ابراهيم الكتاب و الحكمة )) )) (8)
    ما به خاندان ابراهيم ، (فرستاده بت شكن خود) نبشتار آسمانى و حكمت و انديشه و گفتار و رفتار استوار عطاء نموديم .
    كلمه ((حكم )) و ((حكمت )) در اين دو آيه به معنى علم و دانش است ؛ چون عالم و دانشمند، استوارتر از جاهل و نادان مى انديشد و گفتار و رفتار او با متانت و استحكام و سنجش و ابرام ، تواءم است .
    خداوند متعال دانشمندان را برتر و والاتر از همه رده هاى ديگر جامعه هاى انسانى معرفى فرموده ، و آنان را در تارك تمام طبقات مردم قرار داده است ، و امتياز و ويژگى آنان را نسبت به ساير افراد، چنين بازگو مى فرمايد:
    (( ((هل يستوى الذين يعلمون و الذين لا يعلمون انما يتذكر اولوا الالباب )) )) (9)
    آيا آنان كه با سلاح علم مجهزند و افرادى كه با جهل و نادانى دست به گريبان اند با هم برابرند (آيا ميتوان اين دو دسته را در يك رده قرار داده و با يك ديد به آن نگريست ؟) صرفا انديشمندانند كه تفاوت عظيم و بعد مسافت معنوى اين دو گروه را درك ميكنند و امتياز ميان آنانرا باز مى يابند و از اين رهگذر پند مى گيرند.
    آرى خداوند متعال در خلال آيات قرآنى ، سلسله واژه هائى آبدار و پرمعنى را در نقطه مقابل واژه هائى ديگر قرار داده است تا از اين رهگذر، اوصاف و مزاياى گويائى را درباره دانشمندان متذكر گردد. چنانكه با بكار بردن لغات ديگر، اوصاف و احوال گروه بى بهره از علم را بگونه اى بيان مى كند كه بيانگر وضع اسف آور و شرائط دردناك زندگى آنان مى باشد.
    (براى نشان دادن امتياز اين دو گروه در قرآن كريم از كلمه ((خبيث )) براى نادان و كلمه ((طيب )) براى دانا استفاده شده است ، و از خردمندان داورى ميخواهد كه آيا ميان اين دو عنصر آلوده و پاكيزه ، تفاوتى وجود ندارد؟!)
    لذا مى فرمايد:
    (( ((قل لا يستوى الخبيث و الطيب )) )) (10)
    بگو اى پيامبر. عنصر پليد و آلوده با عنصر نظيف و پاكيزه برابر نيست .
    در اين آيه ، پليد، نقطه مقابل پاكيزه قرار گرفته است ، چنانكه در آيه اى ديگر، كوردر برابر بينا، تاريكى در برابر روشنائى ، حرارت آزاردهنده در برابر سايه آرامبخش ، و زنده ها در نقطه مقابل مردگان (11) قرار دارد. اگر كمى ژرف بنگريم وتفسير اين آيات را بررسى كنيم مى بينيم كه مقصود از مفاهيم واژه هاى : (بصير بينا.نور = روشنائى . ظل = سايه آرام بخش ، و جنت = بهشت )، عبارت از علم و دانش و دانشمنداست ، چنانكه منظور از لغات : (اعمى = نابينا. ظلمات = تاريكيها. حرور = گرماىآزاردهنده . و نار = آتش ) عبارت از جهل و نادانى و نادان مى باشد.
    خداوند متعال ارباب علم و دانشمندان را در كنار نام خود و فرشتگان آسمانى خويش ياد كرده و آنان را با چنين افتخارى ، سرافراز فرموده است . چنانكه مى فرمايد:
    (( ((شهد الله انه لا اله الا هو والملئكة و اولواالعلم )) )) (12)
    خدا بر وحدانيت و يگانگى خود گواهى مى دهد. و نيز فرشتگان و دانشمندان گواهند كه جز خداوند معبودى دگر نيست .
    خداوند متعال در قرآن كريم براى بزرگداشت و تجليل از علماء به همين مقدار بسنده نكرده است ؛ بلكه (با بيانات ديگرى نيز مقام آنان را ارج نهاده و آنان را مانند خود به عنوان افرادى آگاه به اسرار و رموز قرآن قلمداد كرده و آنها را از لحاظ بينش در مرتبتى پس از خويش آورده است ، و) در گرامى داشت فزونتر آنان چنين مى فرمايد:
    (( ((و ما يعلم تاءويله الا الله والراسخون فى العلم )) )) (13)
    تاءويل و ارجاع صحيح و تشخيص هدف و منظور آيات متشابه قرآن و تحقق آنرا جز خداوند متعال و دانشمندان ژرف نگر و نافذ در علم ، نمى دادند.
    و نيز مى فرمايد:
    (( ((قل كفى بالله شهيدا بينى و بينكم و من عنده علم الكتاب )) )) (14)
    بگو، خدا و كسانى كه از علم و آگاهى نسبت به كتاب آسمانى برخوردارند به عنوان گواه ميان من و شما كافى و بسنده اند.
    در آيه فوق ، عالم و دانشمند بعنوان شاهد و گواه بر نبوت ، در كنار خدا قرار گرفته و قرب و منزلت او نسبت به پروردگار به خوبى در آن ، نمودار است .
    (در آيه اى ديگر، مؤ منان در جنب دانشمندان ، از درجات و پايه هاى رفيعى بهره مندند كه اين درجات را خداوند همراه مؤ منان ، به دانشمندان اعطاء فرموده است )، آنجا كه مى فرمايد:
    (( ((يرفع الله الذين آمنوا منكم والذين اوتوا العلم درجات )) )) (15)
    خدا به آنان كه در جمع شما جامعه بشرى ، به حق ايمان آوردند، و نيز به آنانكه از علم و دانش بهره مند هستند، رفعت مقام اعطاء مى كند (تا در ظل چنين مقام رفيعى از ساير مردم ، ممتاز باشند).
    چهار گروه از گروههاى مختلف جامعه انسانى - در منطق قرآن كريم - در سايه ايمان از امتيازات و مقامات ويژه اى برخوردارند:
    1- مؤ منان جنگ بدر: (و اصولا هر مؤ من واقعى ) كه خداوند متعال درباره آنها مى فرمايد:
    (( ((انماالمؤ منون : الذين اذا ذكر الله وجلت قلوبهم و اذا تليت عليهم آياته زادتهم ايمانا... اولئك هم المؤ منون حقالهم درجات عند ربهم و مغسفرة و رزق كريم )) )) (16)
    مؤ منان (واقعى ) صرفا كسانى هستند كه به گاه ياد خدا دلهايشان بيمناك گشته ، و آنگاه كه آيات خداوند بر آنان خوانده مى شود بر نيروى ايمانشان مى افزايد... اينان حقا همان مؤ منان مورد نظر مى باشند كه در پيشگاه الهى از درجات و پايه هاى رفيع و آمرزش و روزى آبرومندانه اى برخوردار هستند.
    2- مجاهدان راه خدا: (كه در احياء حق و حقيقت از بذل مال و جان دريغ ندارند)، خداوند متعال درباره آنها مى فرمايد:
    (( ((فضل الله المجاهدين باموالهم وانفسهم على القاعدين درجة )) (17)
    خداوند با يك درجه و پايه ، مجاهدان و افراد سخت كوشى را - كه در راه خدا از بذل مال و جان دريغ نمى ورزند - بر خانه نشينان تن آسان ، برترى داده است .
    3- صالحان و نيكوكاران : (كه داراى رفتارى شايسته و در خور انسانهاى واقعى هستند). قرآن كريم راجع به آنها مى فرمايد:
    (( ((و من ياءته مؤ منا قد عمل الصالحات فاولئك لهم الدرجات العلى )) )) (18)
    و كسانى كه با ايمان و اعتقاد راسخ ، به خدا روى مى آورند، در حاليكه كردارى شايسته و در خور انسانهاى واقعى را دارا هستند، اين گروه از مردم در پيشگاه الهى واجد درجات و مقاماتى والا مى باشند.
    4- علماء و دانشمندان : (كه در سايه بينش و آگاهى خود، مقامات ارجمندى را احراز مى كنند، چنانكه قبلا نيز ديديم در جنب مؤ منان و افراد دلبسته به حق و حقيقت ، شايستگى نيل به درجات و مقامات رفيعى را كسب مى نمايد) كه خدا درباره آنان چنين مى فرمايد:
    (( ((يرفع الله الذين آمنوا منكم و الذين اوتوا العلم درجات )) ))
    (قريبا ترجمه آن ، گذشت ).
    با توجه به مجموعه اين آيات - كه ضمن آنها خداوند متعال براى چهار گروه از طبقات مختلف مردم با ايمان ، درجات و امتيازاتى مقرر فرمود - به اين نتيجه مى رسيم كه پروردگار متعال ، افرادى را كه در جنگ بدر شركت جستند از لحاظ پايه و درجه بر ساير مؤ منان برترى داده ، و علماء و دانشمندان را بر تمام اصناف و گروههاى جامعه بشرى مزيت بخشيده است . برجسته ترين و سرفرازترين افراد مى باشند (و طبق منطق آيات قرآنى در ميان قشرهاى گوناگون انسانى ، همچون گوهرهاى تابناكى بر تارك جامعه بشريت مى درخشند).
    امتيازات ويژه علماء و دانشمندان :
    در قرآن كريم ، علماء و دانشمندان با پنج امتياز برجسته از ساير گروهها ممتازند:
    1- ايمان :
    (( ((و الراسخون فى العلم يقولون آمنا)) )) (19)
    آنانكه گامهاى راسخ و نافذى را در پهنه علم برداشتند و به درون محيط و فضاى دانش راه يافتند مى گويند ما سراپاى قرآن كريم را باور مى داريم .
    2- اعتقاد به توحيد و يگانگى خداوند:
    (( ((شهد الله انه لا اله الا هو والملئكة و اولواالعلم )) ))
    (ترجمه اين آيه قريبا از نظر مطالعه كنندگان محترم گذشت ).
    3- اندوه و تاءثر و گريستن از بيم پروردگار:
    (( ((ان الذين اوتواالعلم من قبله اذا يتلى عليهم يخرون للاذقان سجدا... يبكون و يزيدهم خشوعا)) )) (20)
    حقا مردمى كه پيش از آن ، از علم بهره مند گشتند - آنگاه كه آيات خداوند بر آنان خوانده شود - با چانه هاى خويش بر زمين فروافتند... و گريستن را آغاز كنند. و خواندن قرآن كريم ، بر خشوع و زارى و انعطاف و فروتنى آنها بيفزايد.
    4- خشوع و انعطاف درونى :
    (( ((و يزيدهم خشوعا)) ))
    تلاوت قرآن و تابش خورشيد حقيقت كتاب آسمانى ، بر مراتب خشوع و نرمى و فروتنى و انعطاف آنان مى افزايد.
    5 - ترس و بيم از خدا:
    (( ((انما يخشى الله من عباده العلماء)) ))
    (ترجمه اين آيه نيز قبلا ياد شد).
    (اين پنج امتياز برجسته صرفا از آن دانشمندانى است كه داراى بصيرت معنوى و بينش الهى هستند).
    با وجود اينكه پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) از بينش كافى و حكمت و ژرف انديشى و جهان بينى عميق برخوردار بود، معهذا خداوند متعال به او امر مى فرمايد كه بگويد:
    (( ((و قل رب زدنى علما)) )) (21)
    بگو پروردگارا بر مراتب دانش و بينشم بيفزا.
    ونيز در نماياندن روشن بينى دانشمندان مى فرمايد:
    (( ((بل هو آيات بينات فى صدورالذين اوتواالعلم )) )) (22)
    بلكه قرآن ، نشانه هاى روشن و آشكارى است در سينه هاى مردمى كه علم و دانش به آنها ارزانى شده است .
    قرآن كريم ، مسئله درك و نيوشيدن ضرب المثل هاى خود را ويژه علماء و دانشمندان مى داند، و آنجا كه مى فرمايد:
    (( ((و تلك الامثال نضربها للناس و ما يعقلها الا العالمون )) )) (23)
    اين ضرب المثل ها را (كه همچون انگيزه هاى هشداردهنده و بيدارگر است ) براى مردم بازگو مى كنيم . اما جز علماء و دانشمندان نمى توانند (آن ها را بگوش ‍ هوش بشنوند و ژرفاى آن را بازيابند، و) درباره آن درست بينديشند.
    اين مطالب و تعابير قرآنى - كه ارزش و فضيلت علم و علماء را به ما مى نماياند - بخشى از فضائل و امتيازهائى است كه در قرآن كريم به چشم مى خورد. و گرنه ، آيات كتاب الهى در ارج نهادن و بزرگداشت علم ، و اعتبار و ارزش علماء، فزونتر از آن است . و ما (بخاطر اختصار) برخى از آن ها را ياد كرديم .
    ب - والائى مقام علم و علماء و متعلمان در منطق سنت و احاديث نبوى
    سنت و احاديث نبوى (24) در ارائه ارزش و اعتبار علم و علماء و متعلمان به اندازه اى فراوان و چشمگير است كه مى توان گفت از حد احصاء و شمار بيرون است .
    احاديث منقول از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) و امامان و رهبران واقعى بشر راجع به فضيلت علم و علماء و متعلمان - در حد بسيار گسترده اى نظر هر محققى را در كتب حديث به خود جلب مى كند و ما به عنوان نمونه پاره اى از اين احاديث را از نظر گذرانديم .
    (احاديثى كه از اين پس ياد مى شود سخنان رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) است كه درباره ارزش و اعتبار علم و علماء و دانش جويان ، بيان فرموده است ):
    ((كسى كه خداوند، خير و سعادت او را خواهان است ، وى را از بينش دينى و درك و فهم حقايق الهى برخوردار مى سازد)) (25) .
    ((دانش طلبى و علم آموزى بر هر فرد مسلمان (اعم از زن و مرد) لازم و ضرورى است ))(26) .
    ((اگر كسى در صدد پويائى از دانش برآيد، (و سعى خويش را در بازيافتن علم ، مصروف دارد، و در ظل مساعى و كوششهاى خويش ) علم و دانش را بازيابد خداوند متعال دو بهره و نصيب را براى او مقرر مى فرمايد. ولى اگر (عليرغم كوشش هايش ) در پويائى از علم ، ناكام و ناموفق باشد، يك اجر و پاداش در نزد خداوند متعال براى او منظور مى گردد)) (27) .
    ((كسى كه دوست ميدارد نگاهش به چهره كسانى افتد كه از آتش دوزخ درامانند، بايد به متعلمان و دانش جويان بنگرد. سوگند به كسى كه جان در يد قدرت او است ، هر شاگرد و دانشجوئى كه به منظور تحصيل علم - به در خانه عالم و دانشمند رفت و آمد مى كند، در هر گامى كه بر ميدارد، ثواب و پاداش عبادت يكساله عابد را براى او منظور مى فرمايد. و براى هر قدمى كه در اين مسير مى نهد، شهر و ديار معمور و آبادى را در بهشت براى او آماده مى سازد. و او كه بر روى زمين راه ميرود، زمين نيز براى او طلب آمرزش مى كند. در تمام لحظات و آنات - آنگاه كه روزش را به شامگاهان مى پيوندد، و شامگاهان را بروز ميرساند - مشمول رحمت و مهر و آمرزش الهى است .
    فرشتگان آسمانى گواهى دهند كه اينگونه شاگردان پوياى علم و جوياى بينش الهى ، از شكنجه آتش دوزخ ، آزاد و درامانند)). (28)
    ((دانش جو و شاگرد دوستدار علم ، همانند كسى است كه روزها روزه دار و شبها بيدار و سرگرم عبادت بوده (و داراى اجر و پاداشى همسان او مى باشد) و هر بابى از علم - كه دانشجو بدان دست مى يابد و آنرا فرامى گيرد از كوه ابوقبيس - كه اگر سراسر آن طلا باشد و آنرا در راه خدا انفاق كند - بهتر و سودمندتر است )) (29) .
    ((دانشجوئى كه هدف او از علم آموختن ، احياء دين و آئين الهى اسلام است اگر بهنگام تحصيل علم ، مرگش فرارسد، فاصله ميان او و ميان پيامبران از لحاظ مقام و منزلت بهشتى در حد يك پايه و يك درجه است ))(30) (يعنى دانشجويان واقعى فقط در رابطه با نبوت - از لحاظ مقامات اخروى - نسبت به پيامبران ، در يك درجه پائين تر از آن قرار دارند و از نظر فضيلت در مقايسه با ساير مردم داراى قرب بيشترى نسبت به انبياء (عليهم السلام ) ميباشند).
    ((فضيلت و برترى عالم و دانشمند بر عابد و پارسا بميزان هفتاد پايه و درجه است ، درجاتى كه ميان هر دو درجه آن ، فاصله دور و درازى وجود دارد كه اگر اسب راهوارى بخواهد اين فاصله را با تك و دويدن طى كند هفتاد سال بطول مى انجامد تا مسافت ميان دو درجه از درجات هفتادگانه را بپيمايد. علت وجود چنين فضيلت قابل توجه براى فرد عالم و دانشمند اين است كه شيطان (و انسانهاى شيطان گونه ) بدعتها و نوآورى هاى نابخردانه اى را در ميان مردم ، طرح ريزى و مقرر مى كنند؛ ولى عالم و دانشمند (هشيار و بيدادگر)، آن نوآوريهاى زيان بخش و نامشروع را شناسائى مى كند، (و مى كوشد تا مردم را هشدار دهد و آنانرا به مضار آن آگاه سازد) و آنرا از بيخ و بن بركند (كوششهاى بى دريغ عالم و دانشمند در شناسائى بدعتها و از ميان بردن آن ، زمينه را براى احراز چنين مقامات والائى براى او فراهم مى آورد) در حالى كه عابد صرفا به عبادت خويش روى آورده )) (31) ، (و سعى و كوشش او فقط براى خود او سودمند است و نفعى از عبادت او به جامعه عائد نميگردد).
    ((فضيلت و برترى مقام عالم بر عابد، همسان با فضيلت و رجحان من (پيغمبر) بر پائين ترين افراد مردم است ؛ زيرا خداوند و فرشتگان و ساكنان آسمان و زمين - حتى مورچگان در لانه خود و ماهيان دريا در ميان آب - بر عالم و دانشمندى - كه معلم مردم است و آنانرا به خير و سعادت رهنمون مى باشد - درود مى فرستد)) (32) .
    ((آنگاه كه دانشجو - براى دانش آموختن - خانه خود را ترك مى گويد تا آن لحظه اى كه دوباره به خانه خويش بازمى گردد - (بايد اين مدت رفت و بازگشت او را فرصتهاى طلائى او بشمار آورد؛ زيرا سعى او در اين رفت و آمد همچون ) سير و جهاد در راه خدا محسوب مى گردد)) (33) .
    ((اگر كسى بدين منظور پا از خانه بيرون نهد تا بابى از علم فراسوى او گشوده گردد و از رهگذر آن ، امر باطل و نادرستى را به ماءمن و جايگاه حق و درستى بازگرداند و گم كرده رهى را به راه راست رهنمون شود، خروج او از خانه - البته با چنين هدفى - با عبادت چهل سال از نظر اجر و پاداش برابرى مى كند )) (34) .
    رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) به اميرالمؤ منين على (عليه اسلام ) فرمود: ((اگر يك فرد به وسيله تو - به مدد الهى - طريق هدايت را بازيابد و به حق ، رهنمون گردد، پرارزشتر و بهتر از آنست كه مالك شتران سرخ موى اصيل و نجيب فراوانى باشى )) (35) .
    پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) به معاذ فرمود: ((اگر خداوند متعال يك فرد را بدست تو هدايت كند چنين كارى از دنيا و آنچه در آن است مهمتر و پرارزش تر است )) (36) .
    گويند كه نبى اكرم (صلى الله عليه و آله ) در خطاب به اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) نيز چنين سخنى را ايراد فرمود.
    ((خداوند، جانشينان مرا مشمول لطف و مرحمت خود قرار دهاد. (رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) كه اين جمله را در ميان جمعى از ياران خود ايراد فرمود)، آنان عرض كردند: جانشينان شما چگونه مردمى هستند؟ فرمود: كسانى هستند كه سنت و روش مرا احياء نموده و آنرا به بندگان خدا تعليم ميدهد)) (37) .
    ((مسئله هدايت و ارشاد مردم - كه هدف بعثت و رسالت مرا تشكيل ميدهد - عينا مانند قضيه ريزش باران است . بارانى كه در مناطق و سرزمينهاى متفاوتى فرو مى ريزد: برخى از سرزمينها آنچنان پاكيزه و آماده است كه آب را در خود مى پذيرد و در نتيجه ، ريزش باران در اين سرزمين ها گياه ها و سبزه هاى فراوانى را مى روياند. برخى از سرزمين ها (همچون سنگستان )، سفت و سخت است كه آب در آن نفوذ نمى كند و فرونمى رود؛ بلكه روى زمين جمع مى شود و آبرا در خود نگاه ميدارد، و خدا مردم را بدينوسيله سودمند ساخته تا از آن آب بياشامند و سيراب گردند و منطقه هاى كشاورزى خود را با اين ذخائر، آبيارى كرده و بارور سازند. و برخى از سرزمين ها پست و كوير و شنزار است كه نه آب را بر روى خود نگاه ميدارد و نه گياهى را مى روياند.
    اين مثل ، بازگوكننده حالات متفاوت كسانى است كه زير بارش هدايتها و ارشادهاى من قرار مى گيرند: بعضى از آنها از راه آوردهاى الهى من بگونه اى بهره مند مى گردند كه نه تنها خود داراى بصيرت دينى مى شوند و از اين بصيرت در زندگانى علمى سودمند مى گردند، بينش خود را به ديگران نيز منتقل ساخته و آنان را تحت تعليم قرار مى دهند. و بعضى ديگر در برابر فيضان و بارش دست آورد آسمانى من ، چنان سخت و غيرقابل انعطاف هستند كه اساسا سرشان را بالا نميگيرند و به ريزش و فيضان الهى توجه نمى كنند و باران هدايت الهى را در خود نمى پذيرند و نگاه نميدارند، هدايتى كه من نسبت به آن ، احساس رسالت و مسئوليت مى كنم و آنرا براى مردم بازگو مى نمايم )) (38) .
    ((رشك و حسد - جز درباره دو كس - روا نيست و نميتوان آنرا حسد مذموم ناميد:
    1- كسى كه خداوند، او را دولتمند ساخته و مال فراوانى در اختيارش قرار ميدهد، ولى او اموال خويش را در راه حق صرف مى كند و در طريق احياء فضيلت ، سرمايه هاى مالى خود را به نابودى مى كشاند. (افراد با فضيلت ، بايد به حال چنين مردمى غبطه خورند و نسبت به آنان رشك برند).
    2- كسى كه خداوند متعال وجود او را با حكمت و دانش سرشار ساخته و سرمايه هاى علمى را در كفش نهاده است . او خود نيز از اين سرمايه در زندگانى انسانى و معنوى خويش بهره مى گيرد و ديگران را با اين اندوخته علمى بهره مند مى سازد و از راه تعليم ، جامعه را با آن مايه ها مجهز مى كند)) (39) .
    ((كسى كه مردم را به هدايت و رشد فكرى و معنوى دعوت مى كند و در اين راه موفق مى گردد، برابر پاداش پيروان و ره بازيافتگان خود، اجر و مزدى از خدا دريافت مى كند بگونه اى كه به هيچ وجه - برخودارى راهبر از پاداش مذكور - از ميزان پاداش رهروان تعليمات او نمى كاهد.
    و آنكه مردم را به گمرهى سوق مى دهد (و راه انحراف و گناه رابراى آنان هموار مى سازد) جرم او برابر جرمى است كه ره گم كردگان ، دچار آن جرم گشتند. البته اين وضع ، از بار جرم گمرهان نيز چيزى نمى كاهد)) (40) .
    ((آنگاه كه آدميزاد مى ميرد (حساب جارى ) اعمال او - جز نسبت به سه چيز - گسيخته (و مسدود) مى گردد:
    1- خير مستمر و عام المنفعه (از قبيل ساختن پل ، خيابان ، مسجد، بيمارستان و امثال آن ).
    2- علم و دانشى كه مردم بدان سودمند گردند (مانند كتب و آثار علمى ).
    3- فرزند صالح و شايسته اى كه (همواره ) دعاى خير، نثار پدر نمايد)) (41) .
    ((پرارزش ترين و بهترين چيزى كه انسان ، پس از مرگ خود بيادگار مى گذارد سه چيز است :
    1- فرزند صالح و شايسته اى كه او را با دعاى خير ياد كند.
    2- صدقه جاريه (و مؤ سسه عام المنفعه مستمرى ) كه پاداش به او برسد.
    3- علم و دانشى كه پس از مرگ او مورد استفاده ديگران قرار گرفته و بدان عمل شود)) (42) .
    ((فرشتگان آسمانى - براى ابراز رضايت و شادمانى نسبت به كار دانشجويان و علم آموزى طالبان علم - پر و بال خويش را فرو مى نهند)) (43) . ((جوياى علم و دانش باشيد، هر چند كه آنرا در چين (و نقاط بسيار دوردست ) سراغ گرفته باشيد)) (44) . (منظور، معرفة النفس و خداشناسى است ).
    ((اگر كسى صبحگاهان خويش را در پويائى از علم آغاز كند، فرشتگان (با بال و پر خويش ) بر او سايه لطف و مرحمت مى افكنند، و نيز در طول زندگانى خود از يمن و بركت و فراخ روزى برخوردار گشته ، و كاهشى در رزق و روزى او پديد نميآيد )) (45) .
    ((اگر كسى طريقى را - بمنظور دانش آموختن - بپيمايد، خداوند متعال در فراسوى وى ، راهى به سوى بهشت و نيكبختى او هموار مى سازد)) (46) .
    ((خوابيدن با علم ، بهتر و سودمندتر از نمازى است كه در عين جهل و بر مبناى نادانى برگزار مى شود)) (47) .
    ((وجود يك فقيه و فرد واجد بينش و بصيرت دينى - از ديدگاه شيطانها و اهريمن صفتان - طاقت فرساتر و تحمل ناپذيرتر از وجود هزار عابد است ))(48) .
    ((قضيه و جريان زندگى افراد عالم و دانشمند بر روى پهنه زمين و جهان خاكى ، همانند وجود ستارگان برفراز آسمانها است كه انسان به مدد درخشش آنها در خشكى و دريا، در دل شب و تاريكيها راه خويش را بازمى يابد (و قافله و كاروان سفر را به مقصد رهنمون مى گردند) آنگاه كه اين ستارگان زير پوشش ابر قرار گيرند و ناپديد گردند اين احتمال وجود دارد كه كاروانسالاران و راهبران مسافران نيز - علاوه بر خود كاروانيان - دچار گمرهى و سرگشتگى شوند(49) )).
    ((هر نوآموزى كه در فضا و محيط علم و عبادت و بندگى خدا پرورش يابد تا آنگاه كه به بزرگسالى برسد، خداوند در روز قيامت ، اجر و پاداش نود و دو فرد ((صديق )) و راستين در گفتار و كردار را بدو ارزانى مى كند)). (50)
    ((خداى ، در روز قيامت به دانشمندان و حاملان علم چنين خطاب مى كند: علماء و دانشمندان ! من بدانجهت علم و حلم و دانش و بردبارى خود را به شما سپردم كه ميخواستم صرفا از رهگذر آندو يعنى علم و حلم ، شما را مشمول آمرزش و رحمت خويش قرار دهم . و هيچگونه ايرادى در چنين مشيتى بر من وارد نيست و باكى از آن ندارم )) (51) .
    ((هيچ مجموعه و پيوندى ، خوش آيندتر و برتر از پيوند علم و دانش با حلم و بردبارى نيست )) (52) (يعنى تركيب و گردهم آئى علم با حلم ، پرفضيلت ترين تركيبها است . بعبارت ديگر: اگر در يك فرد، علم با آميزه حلم تواءم باشد شخصيت او از معجونى پرداخته شده است كه هيچ تركيب و معجونى از لحاظ فضيلت و ارزش به پاى آن نمى رسد).
    هيچ صدقه و بخششى - از لحاظ ميزان پاداش و بازده معنوى - نميتواند با نشر و تعليم علم ، برابرى كند)) (53) .
    ((هرگونه هديه و ارمغانى كه يك فرد مسلمان به برادر دينى خود اهداء مى كند، برتر و والاتر از سخن حكمت آميز نيست ، سخنى كه خداوند - از رهگذر آن - بر مراتب هدايت آن برادر ايمانى افزوده و از سقوط و نابودى شخصيت او جلوگيرى كرده و پستى و تبهكارى و نابودى را از او طرد مى سازد)) (54) .
    ((پربهاترين و والاترين صدقه و بخشش اين است كه انسان بر علم و دانشى دست يابد و آنرا به برادر دينى خود تعليم دهد)) (55) :
    ((عالم و دانشمند با متعلم و شاگرد از لحاظ اجر و پاداش الهى ، شريك و انباز يكديگرند. خير و سعادت (واقعى ) را نمى توان در ميان ساير طبقات جامعه بازيافت )) (56) .
    ((عالم و دانا - هر چند مايه علمى او اندك و ناچيز باشد - بهتر و ثمربخش تر از عابدى است كه عبادت و مراتب بندگى او، زياد (و چشمگير) باشد)) (57) .
    ((اگر شخصى ، بامدادان ، راه مسجد را در پيش گيرد و صرفا هدف او چنين باشد كه راه خير و نيكبختى را فراگيرد و يا آنرا به ديگران تعليم دهد - از لحاظ اجر و پاداش اخروى - همسان كسى است كه عمره كامل انجام داده باشد.
    و اگر شبانگاه با چنان هدفى به مسجد روى آورد اجر و پاداش او برابر با اجر و پاداش كسى است كه مراسم حج كامل را برگزار كرده باشد)) (58) .
    ((طليعه روز خود را - در حاليكه عالم و دانشمند و يا متعلم و دانش جو و يا مستمع و شنونده علم و يا دوستدار و علاقه مند به دانش ، هستى - آغاز كن ، از گروه پنجم (كه از مرز اين چهار فرقه بيرون هستند) مباش كه در (پرتگاه ) انحطاط و نابودى قرار ميگيرى )) (59) .
    (رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) به مردم فرمود): ((آنگاه كه از بوستانهاى بهشت عبور مى كنيد خود را از نعمتهاى آن اشباع سازيد. عرض كردند: يا رسول الله بوستانهاى بهشت چيست ؟ فرمود: حلقات و جلسات بحث و مذاكره است ؛ زيرا خدايرا فرشتگان سيارى است كه همواره در گردش اند و در جستجوى جلسات بحث و مذاكره علمى هستند. آنگاه كه بر اهل جلسات بحث و گفتگوهاى علمى وارد مى شوند پيرامون آنان را احاطه مى كنند)) (60) (و مراتب عشق و علاقه به علم و دانش را با چنان كيفيتى ابراز مى نمايند).
    بعضى از دانشمندان درباره اين حلقات يادآور شده اند كه منظور از آن ، جلساتى است كه در آن از حلال و حرام ، سخن بميان مى آيد. در اين حلقات ، گفتگوهائى درباره قوانين دين از قبيل : خريد و فروش ، نماز، روزه ، نكاح ، طلاق ، حج و امثال آنها مطرح مى گردد. (بعبارت ديگر: موضوع بحث و مذاكره اينگونه جلسات ، عبارت از تشريح قوانينى است كه كيفيت رابطه انسان را با خدا تنظيم مى كند كه ما آنرا قوانين مربوط به ((عبادات )) مى ناميم از قبيل نماز، روزه ، حج و امثال آنها. و يا آنكه بحث و مذاكره اين جلسات مربوط به تشريح و گزارش قوانينى است كه چگونگى رابطه مردم را با يكديگر مشخص مى سازد كه در فقه بعنوان ((معاملات )) نام دارد از قبيل خريد و فروش ، اجاره ، رهن و امثال آنها. و يا راجع به كيفيت تشكيل خانواده و احوال شخصيه است از قبيل نكاح ، طلاق و مانند آنها).
    ((روزى رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) از خانه بيرون آمد و وارد مسجد شد و در آنجا با دو نشست و گردهم آئى مواجه گشت : در يك گردهم آئى ، گروهى سرگرم كسب بصيرت دينى و علم آموزى بودند. و در نشست و گردهم آئى ديگر، دسته اى مشغول دعا و درخواست از خدا بودند.
    پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) فرمود: اين دو نشست و گردهم آئى در جهت خير و سعادت قرار دارند؛ چون گروه اخير، خداى را ميخوانند؛ ولى آن گروه اول سرگرم فراگرفتن بينش و دانش هستند و ميخواهند دانش و آگاهى دينى خود را از رهگذر تعليم ، به افراد نادان منتقل سازند. (با وجود اينكه هر دو گروه در مسير فضيلت گام برميدارند، معهذا) گروه اول بر گروه دوم مزيت دارند. (من كه پيامبر شما هستم ) بخاطر تعليم (حقايق و نشر آگاهى )، مقام رسالت را به عهده گرفته و بدان مبعوث شدم )) (61) (و هدف بعثت من ايجاد بينش و تعليم حقايق بوده است ). سپس آنحضرت در جمع گروهى نشست كه سرگرم دانش اندوزى و تعليم بوده اند (و با اين رفتار الگوپرداز خود، دو نشست مذكور را ارزيابى فرموده و بدينوسيله ، برترى علم را بر عبادت و دعاء، عملا اعلام نمود).
    از صفوان بن عسال نقل مى كنند كه گفت : حضور پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) رسيدم در حاليكه آن حضرت بر برد سرخ ‌فام خويش تكيه داده بود. عرض ‍ كردم : يا رسول الله ، من به خاطر كسب علم و جستجوى از آن به مسجد روى آوردم . رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) فرمود: آفرين بر تو، توئى كه پوياى علم و دانش هستى . فرشتگان با پر و بال خويش وجود شاگرد جوياى علم را در بر گرفته و آنچنان در پيرامون او بر رويهم انباشته مى شوند كه به آسمان دنيا و جهان ناسوتى - از فرط محبت و عشق و علاقه به چيزى كه دانشجو، پوياى آنست - اوج مى گيرند)) (62) (يعنى در حقيقت ، تجمع و تراكم و تراكب فرشتگان در پيرامون طالب علم - نمايانگر مراتب دلبستگى و علاقه شديد اين وجودات مقدس نسبت به هدف طالب علم - يعنى دانش و بصيرت در امر دين و دنيا - مى باشد).
    ((كثير بن قيس مى گويد: با ابودرداء در مسجد دمشق نشسته بوديم ، در اين اثناء مردى وارد شد و گفت : من از مدينه آمده ام و هدفم اين است كه شنيده ام شما براى مردم حديث پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) را نقل مى كنى . من بخاطر شنيدن حديث رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) از زبان شما اين راه دور و دراز را پيموده ام .
    ابودرداء گفت : مبادا مسئله تجارت و سوداگرى ، تو را وادار كرده باشد كه رنج سفر از مدينه تا شام را بر خود هموار ساخته باشى ؟ گفت : نه . سپس ابودرداء به وى گفت : نكند هدفهاى ديگرى ، تو را از مدينه بدين سو كشانده باشد؟ آن مرد گفت : نه . (يعنى هيچ هدفى جز استماع حديث و سخن رسول گرامى (صلى الله عليه و آله )، مرا به اين سفر وانداشت ).
    آنگاه ابودرداء به نقل حديثى از نبى اكرم (صلى الله عليه و آله ) آغاز كرد و گفت : از آنحضرت شنيدم كه مى فرمود: ((اگر كسى مسيرى را در جهت آموختن علم و دانش طى كند، خداوند متعال او را در راهى كه مقصد آن ، بهشت است سوق ميدهد. فرشتگان - بمنظور اعلام شادمانى خود نسبت به طالب علم - پر و بال خويش را فرومى نهند. (همه پديده هاى هستى ) حتى ماهيان دريا از خدا درخواست مى كنند كه عالم و دانشمند بر عابد (و ساير طبقات مردم ) همانند امتياز و برترى بدر و ماه تمام بر ساير ستارگان است . علماء و دانشمندان ، وارثان پيامبران الهى هستند؛ چون انبياء هيچ دينار و درهمى پس از خود به ارث نگذارند، و ميراث آنها عبارت از علم و دانش است . اگر كسى بر چنين ميراثى دست يابد، محققا سهم و نصيب فراوانى را در زندگانى ، عائد خويش مى سازد (63) )).
    يكى از دانشمندان با اسناد به ابى يحيى زكريا بن يحيى ساجى چنين نقل مى كند كه او ميگفت : در يكى از كوچه هاى بصره بسوى خانه يكى از محدثين مى رفتيم ، ميان راه بر سرعت خود افزوديم . مرد شوخ چشم و بى باكى با ما همراه بود، او با حالت تمسخر و استهزاء به ما گفت : پاهاى خود را از روى بالهاى فرشتگان بالا نگاهداريد، يعنى روى پر و بال فرشتگان گام ننهيد؟! (وى سخن رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) را درباره فضيلت علم و علماء، دستاويز استهزاء خود قرار داده بود). ناگهان ديديم كه او نمى تواند گام از گام بردارد. چون دو پاى او (بعلت چنين استهزاء شرم آور) از كار افتاده و خشك شده (و ديگر قادر به راه رفتن نبود).
    همو با اسناد داود سجستانى نيز آورده است . كه او مى گفت : ميان دانشمندان حديث ، مرد شرور و آلوده و بى بندوبارى زندگانى مى كرد. اين مرد آنگاه كه حديث پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ): (( ((ان الملائكة لتضع اجنحتها لطالب العلم )) :فرشتگان پر و بال خويش را براى طالب علم بر زمين مى نهند و آنرا مى گسترانند)) را شنيد، پاهاى خود را با ميخهاى آهنين مجهز كرد و گفت : ميخواهم بال و پر فرشتگان را پايمال كنم !!. گويند پس از اين عمل و گفتار زشت خود، گرفتار بيمارى خوره و خارش در پاهايش گشت .
    اين داستان را محمد بن اسماعيل تميمى در شرح صحيح مسلم آورده و نوشته است كه دو پا و ساير اندام او (پس از آن رفتار و گفتار نابخردانه ) دچار خشكى و فلج گرديد.
    (سخنان زير نيز از بيانات پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) مى باشد كه در مقام ارائه ارزش و اهميت علم و علماء ايراد فرمود:
    ((نزديكترين مردم به مقام و مرتبت نبوت ، عبارت از دانشمندان و مجاهدان راه حق مى باشند)) (64) .
    ((مرگ يك گروه و قبيله ، از مرگ يك عالم و دانشمند، آسانتر و ناچيزتر و تحمل پذيرتر است )) (65) .
    ((حكمت و دانش ، بر مراتب شرف و بزرگوارى افراد شريف مى افزايد، و حتى بردگان را (در سايه بينش علمى )، به مجالس و محافل بزرگان ترفيع ميدهد تا در ميان آنها جلوس كنند)) (66) .
    ((خداى در روز رستاخيز، بندگان خويش را برمى انگيزد، و سپس دانشمندان را. و به آن ها چنين خطاب مى كند: اى گروه علماء! فقط من از آنجهت گوهر علم و بينش را در ميان شما قرار دادم چون شما را مى شناختم و وجود شما را نه بدانجهت به علم و دانش بياراستم كه خواسته باشم شما را عذاب و شكنجه نمايم ؛ نه ، بلكه خواستم مشمول رحمت من قرار گيريد. برويد و راه بهشت و نيكبختى را در پيش گيريد؛ چون حقا از شما درگذشتم و شما را مشمول رحمت خويش ساخته ام )) (67) .
    ((اگر كسى در مجلسى بنشيند و در آن مجلس و نشست ، بر مراتب علم و آگاهى خود نيفزايد بر مراتب بعد و دورى خود از خداوند مى افزايد)) (68) .
    ((دانشمندان مردم ، عبارت از كسى است كه علم و آگاهى مردم را در وجود خويش فراهم سازد، و گرانقدرترين مردم ، كسى است كه فزونترين سرمايه علمى را به كف آرد، و كم ارزشترين افراد كسى است كه ناچيزترين و اندك ترين مايه علمى را براى خود اندوخته باشد)) (69) .
    از سخنان پيغمبرگرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) در روايت زير چنين استفاده مى شود كه تعليم و نشر علم ، الزامى است و بايد عالم و دانشمند، اين سرمايه پرارزش را براى استفاده مردم ، در اختيار آنها قرار دهد؛ آنجا كه مى فرمايد:
    ((خداوند متعال به هيچ عالم و دانشمند، سرمايه علمى را اعطاء نفرمود جز آنكه از آنها پيمان گرفت ، نوع همان پيمانى كه از پيامبران گرفته است كه حقايق را به مردم تعليم دهند و واقعيات را روشنگر باشند و هرگز از بيان حقيقت كتمان نورزند (70) )).

    پی نوشت

    1-سوره طلاق ، آيه 12.
    2-سوره علق ، آيه هاى 1-4.
    3-سوره علق ، آيه هاى 3-5.
    4-سوره اعلى ، آيه 10.
    5-سوره فاطر، آيه 9.
    6-سوره بقره ، آيه 269.
    7-سوره مريم ، آيه 12.
    8-سوره نساء، آيه 54.
    9-سوره زمر، آيه 9.
    10-سوره مائده ، آيه 100.
    11-اين سخن ناظر به آيه 19 تا 21 سوره فاطر مى باشد: (( و ما يستوى الاعمى و البصير، و لا الظلمات و لا النور، و لا الظل و لا الحرور، و ما يستوى الاحياء و لاالاموات ...))
    12-سوره آل عمران ، آيه 16.
    13-سوره آل عمران ، آيه 7.
    14-سوره رعد، آيه 43.
    15-سوره مجادله ، آيه 11.
    16-سوره انفال ، آيه هاى 2-4.
    17-سوره نساء، آيه 95.
    18-سوره طه ، آيه 75.
    19-سوره آل عمران ، آيه 7. طبق راءى اكثر مفسران ، حرف ((واو)) در ((والراسخون )) واو استيناف و نمايانگر آغاز شدن جمله است ، و به ماقبل خود معطوف نمى شود. استشهاد فوق نيز بر اساس همين نظريه مى باشد. در حاليكه مؤ لف ، پيش از اين ، طورى از آيه برداشت كرد كه ((واو)) را بعنوان حرف عطف تلقى نمود.
    20-سوره بنى اسرائيل (اسراء)، آيه 107 و 109.
    21-سوره طه ، آيه 114.
    22-سوره عنكبوت ، آيه 49.
    23-سوره عنكبوت ، آيه 43.
    24-احاديث نبوى ، رواياتى است كه از خود نبى اكرم (صلى الله عليه و آله ) نقل شده و محتواى اين چنين رواياتى ، گفتار خود آنحضرت است .
    25-و من يرد الله به خيرا يفقهه فى الدين (منية المريد ص 7. الكافى 1/39 صحيح بخارى 1/16).
    26-(( طلب العلم فريضة على كل مسلم )) (منية المريد ص 7. المحجة البيضاء 1/8. الكافى 1/35، 36) در ((الكافى )) بدنبال اين حديث آمده است : (( ((الا ان الله يحب بغاة العلم )) )) : يعنى بدانيد كه خداوند متعال ، دوستدار طالبان علم است .
    27-(( من طلب العلم فادركه كتب الله له كفلين من الاجر، و من طلب علما فلم يدركه كتب الله له كفلا من الاجر )) (منية المريد ص 7. كنزالعمال 10/162).
    28-من احب ان ينظر الى عتقاء الله من النار فلينظر الى المتعلمين . فوالذى نفسى بيده مامن متعلم يختلف الى باب العالم الا كتب الله له بكل قدم عبادة سنة ، و بنى له بكل قدم مدينة فى الجنة ، و يمشى فى الارض و هى تستغفر له ، و يمسى و يصبح مغفورا له و شهدت الملائكة انهم عتقاء من النار (منية المريد ص 7. المحجة البيضاء 1/12، بحار1/184).
    29-(( طالب العلم كالصائم نهاره ، والقائم ليله . و ان بابا من العلم يتعلمه الرجل خير له من ان يكون ابوقبيس ذهبا فانفقه فى سبيل الله )) (منية المريد ص 7، بحار 2/184).
    30-(( من جائه الموت و هو يطلب العلم ، ليحيى به الاسلام ؛ كان بينه و بين الانبياء درجة واحدة . )) (منية المريد ص 8، بحار 2/184. كنزالعمال 10/260 ).
    31-(( فضل العالم على العابد سبعين درجة بين كل درجتين حضرالفرس سبعين عاما. و ذلك ان الشيطان يضع البدعة للناس فيبصرها العالم فيزيلها. و العابد يقبل على عبادته )) (منية المريد ص 8، كنزالعمال 10/175 با اندكى اختلاف ).
    32-(( فضل العالم على العابد كفضلى على ادناكم . ان الله و ملئكته و اهل السموات و الارض - حتى النملة فى جحرها و حتى الحوت فى الماء - ليصلون على معلم الناس الخير. )) (منية المريد ص 8. صحيح ترمذى ، ص 325).
    33-(( من خرج فى طلب العلم فهو فى سبيل الله حتى يرجع )) (منية المريد ص 8 كنز 10/158).
    34-(( من خرج يطلب بابا من العلم ليرد به باطلا الى حق ، و ضالا الى هدى ، كان عمله كعبادة اربعين عاما )) (منية المريد ص 8 كنزالعمال 10/161).
    35-(( لان يهدى الله بك رجلا واحدا خير من ان يكون لك حمرالنعم . )) (منية المريد ص 8 كنز 10/140).
    36-(( لان يهدى الله بك رجلا واحدا خير لك من الدنيا و ما فيها )) (همان كتاب و همان صفحه ).
    37-(( رحم الله خلفائى . فقيل يا رسول الله و من خلفائك ؟ قال : الذين يحيون سنتى و يعلمونها عبادالله )) (منية المريد ص 8. كنزالعمال 10/260 و 229، بحار 2/144، 145).
    38-روايت مزبور نسبة طولانى است ، لذا به ترجمه آزاد و گزارش گونه آن اكتفاء مى شود.
    39-(( لا حسد (يعنى لاغبطة ) الا فى اثنين : رجل آتاه الله مالا فسلطه على هلكته فى الحق ، و رجل آتاه الله الحكمة و هو يقضى بها و يعلمها )) (منية المريد ص 8 نظير چنين حديثى با اختلافى اندك در ((كنزالعمال )) 10/180)) آمده است ).
    40-(( من دعا الى هدى كان له من الاجر مثل اجورمن تبعه ، لا ينقض ذلك من اجورهم شيئا و من دعا الى ضلالة ، كان عليه من الاثم مثل آثام من تبعه ، لاينقض ذلك من آثامهم شيئا )) (منية المريد ص 8. بحار 2/19، به نقل از المحاسن برقى ).
    41-(( اذا مات ابن آدم انقطع عمله الا من ثلث صدقة جارية ، او علم ينفع ، او ولد صالح يدعو له )) (منية المريد ص 9 بحار 2/22، 23، به نقل از روضة الواعظين ).
    42-(( خير ما تخلف الرجل من بعده ثلث : ولد صالح يدعوله و صدقة تجرى يبلغه اجرها و علم يعمل به من بعده )) (منية المريد ص 9. سنن ابن ماجه ، مقدمه ، 20. بخارى ، تفسير).
    43-(( ان الملائكة لتضع اجنحتها لطالب العلم رضى بما يصنع )) منية المريد ص 9. كنز 10/147).
    44-(( اطلبواالعلم و لو بالصين )) (منية المريد، ص 9. المحجة البيضاء 1/8. بحارالانوار 1/177 و
    2/32).
    45-(( من غدافى طلب العلم اظلت عليه الملائكة ، و بورك له فى معيشته ، و لم ينقض من رزقه )) (منية المريد ص 9، كنزالعمال 10/162. در اين كتاب به جاى ((اظلت )) صلت آمده است ).
    46-(( من سلك طريقا يطلب فيه علما سهل الله له طريقا الى الجنة )) (منية المريد ص 9 الجامع الصحيح . بخارى 1/16. كنزالعمال 10/139. صحيح ترمذى ، علم ، حديث 2648).
    47-(( نوم مع علم خير من صلوة مع جهل )) (منية المريد ص 9. المحجة البيضاء 1/8 كنز 10/140).
    48-(( فقيه اشد على الشياطين من الف عابد )) (منية المريد ص 9. كنزالعمال 10/155).
    49-(( ان مثل العلماء فى الارض كمثل النجوم فى السماء يهتدى بها فى ظلمات البر و البحر، فاذا انطسمت اوشك ان تضل الهداة )) (منية المريد ص 9، كنزالعمال 10/151).
    50-(( ايما ناشى نشا فى العلم و العبادة حتى يكبر، اعطاه الله يوم القيمة ثواب اثنين و تسعين صديقا )) (منية المريد ص 9. كنزالعمال 10/151 و 161 بحار 1/2185).
    51-(( يقول الله عز و جل للعلماء يوم القيمة ، انى لم اجعل علمى و حلمى فيكم الا و انا اريد ان اغفرلكم على ما كان فيكم و لاابالى )) (منية المريد ص 9. كنز 10/172).
    52-(( ما جمع شى ء الى شى ء افضل من علم الى حلم )) (منية المريد ص 9).
    53-(( ما تصدق الناس بصدقه مثل علم الى ينشره )) (منية المريد ص 9. كنز10/157 و 171).
    54-(( ما اهدى المرء المسلم الى اخيه هدية افضل من كلمة حكمة يزيده الله بها هدى و يرده عن
    ردى )) (منية المريد ص 9. كنزالعمال 10/172).
    55-(( افضل الصدقة ان يعلم المرء علما ثم يعلمه اخاه )) (منية المريد ص 9. سنن ابن ماجه ، 20).
    56-(( العالم و المتعلم شريكان فى الاجر، و لا خير فى سائر الناس )) (منية المريد ص 9، 10).
    57-(( قليل العلم خير من كثير العبادة )) (منية المريد ص 10. كنز10/155 و 177 ؛ به جاى العلم ، الفقه ).
    58-(( من غدا الى المسجد لا يريد الا ليتعلم خيرا او ليعلمه كان له اجر معتمر تام العمرة و من راح الى المسجد لايريد الا ليتعلم خيرا او ليعلمه فله اجر حاج تام الحجة )) (منية المريد ص 10. كنزالعمال 10/166).
    59-(( اغد: عالما او متعلما او مستمعا او محبا، و لاتكن الخامسة فتهلك )) (منية المريد ص 10. در طى دو روايت در ((الكافى 1/41 و 42)) نظير چنين روايتى آمده است كنز 10/143).
    60-(( اذا مررتم فى رياض الجنة فارتعوا. قالوا: يا رسول الله و ما رياض الجنة ؟ قال : حلق الذكر، فان لله سيارات من الملائكة يطلبون حلق الذكر. فاذا اتوا عليهم حفوا بهم )) (منية المريد ص 10. كنزالعمال 10/138، 139).
    61-(( كلا المجلسين الى خير: اما هؤ لاء فيدعون الله . و اما هؤ لاء فيتعلمون و يفقهون الجاهل . هؤ لاء افضل . بالتعليم ارسلت )) (منية 10. نظير آن در كنز10/147 و169).
    62-(( مرحبا بطالب العلم ، ان طالب العلم لتحفه الملائكة باجنحتها، ثم يركب بعضها بعضا حتى يبلغوا السماء الدنيا من محبتهم لما يطلب )) (منية المريد ص 10. كنز10/160).
    63-(( من سلك طريقا يلتمس فيه علما سلك الله به طريقا الى الجنة ، و ان الملائكة لتضع اجنحتها رضى لطالب العلم ، و ان العالم يستغفرله من فى السموات و من فى الارض : حتى الحيتان فى الماء. و فضل العالم على العابد كفضل القمر على سائر الكواكب . ان العلماء ورثة الانبياء، ان الانبياء لم يورثوا دينارا و لادرهما، انما ورثوا العلم . فمن اخذ بحظ وافر )) (منية المريد ص 11. الكافى 1/42. سنن ابى داود 2/77. سنن ابن ماجه ، ص 21).
    64-(( اقرب الناس من درجة النبوة اهل العلم و اهل الجهاد )) (المحجة البيضاء 1/11).
    65-(( موت قبيلة ايسر من موت العالم )) (همان كتاب ص 10، كنزالعمال 10/166).
    66-(( ان الحكمة تزيد الشريف شرفا و ترفع العبيد حتى يجلس مجالس الملوك )) (كنز10/164).
    67-(( يبعث الله عز و جل العباد يوم القيمة ، ثم يبعث العلماء فيقول : معشر العلماء! انى لم اضع علمى فيكم الا لعلمى بكم ، و لم اضع علمى فيكم لاعذبكم . اذهبوا فقد غفرت لكم )) (همان كتاب ص 11 چندين روايت نظير آنرا بنگريد در ((كنزالعمال )) 10/172، 173).
    68-(( من جلس مجلسا و لم يزدد فيه علما ازداد من الله بعدا )) (همان كتاب و صفحه ).
    69-(( اعلم الناس ، من جمع الناس . و اكثر الناس قيمة ، اكثرهم علما. و اقل الناس قيمة اقلهم علما )) (سفينة البحار 2/219).
    70-(( ما الى الله سبحانه عالما علما الا اخذ عليه من الميثاق ما اخذ على النبيين ان يبينه للناس و لا يكتمه )) (المحجة البيضاء 1/99. كنزالعمال 10/190).

    نويسنده:سيد محمد باقر حجتى (حسينى )

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:50 AM   |  

    فضيلت علم و دانش از ديدگاههاى مختلف



    فضيلت علم و دانش از ديدگاههاى مختلف

    قسمت سوم

    ه‍- اهميت و ارزش علم و دانش از نظرگاههاى حكماء و كتب كهن آسمانى
    لقمان :
    لقمان حكيم به فرزند خود مى گويد: ((فرزند عزيز! ديدگان بصيرت خود را در انتخاب مجالسى كه در آنها شركت مى كنى كاملا باز كن و به گزين باش . اگر ديدى مجلسى از مردمى متشكل شده است كه با دل و جان و زبان ، خدا را ياد مى كنند، در آن مجلس شركت كن ؛ زيرا اگر عالم و دانشمند باشى علم و آگاهى تو در چنين مجلسى به مدد تو برميخيزد و به تو سود ميرساند و خاطر ترا نسبت به علم تجديد مى نمايد. و اگر جاهل و نادان باشى آنان به تو علم مى آموزند، و با شركت در آن مجلس سرانجام ، به علم و بصيرتى دست مى يابى . بنابراين باز هم شركت تو در چنين نشستى ، درخور و مناسب تو مى باشد، و اين اميد هم وجود دارد كه خداوند، شركت كنندگان در اين مجلس را زير سايه لطف و رحمت خود قرار دهد، و از طريق ، چنين لطف و مرحمتى ضمنا شامل حال تو نيز گردد.
    آنگاه كه با گروهى از خدابى خبر مواجه شوى و ببينى كه در مجلسى ، افرادى شركت دارند كه از خدا ياد نمى كنند، بلكه او را بدست فراموشى سپردند، با آنان نشست و برخاست نكن ؛ زيرا اگر خود، از علم و آگاهى برخوردار باشى ، علم تو در طى مجالست با آنها به تو سودى نمى رساند. و اگر جاهل و نادان باشى همنشينى تو با آنها، جهل و بى خبرى و غفلت ترا فزاينده تر مى سازد. علاوه بر اين ممكن است خداوند متعال آنانرا به كيفر جهل و غفلت دچار سازد و اين كيفر، ترا نيز دربرگيرد)) (98) .
    توراة :
    در توراة آمده است كه موسى (عليه السلام ) فرمود: ((علم و حكمت و استوارمندى در انديشه و گفتار و كردار را، بس شگرف و عظيم برشمار و از آن تجليل كن ؛ زيرا اگر من نيروى حكمت و صواب انديشى را در قلب كسى برقرار مى سازم صرفا بدين منظور است كه مى خواهم او را مشمول رحمت و آمرزش ‍ خويش قرار دهم .
    اى موسى ! حكمت آموز باش و رفتار خويش را بر موازين حكمت منطبق ساز و آنرا به ديگران بياموز تا در اين رهگذر به كرامت من در دنيا و آخرت دست يابى )).
    زبور:
    خداوند متعال در كتاب زبور به داود پيامبر(عليه السلام ) مى فرمايد: ((داود! به احبار و دانايان و علماء بنى اسرائيل و رهبانان (صومعه نشين ) هشدار ده كه با مردمان پرهيزكار، گفتگو و مجالست و بحث و مذاكره نمائيد. اگر در محيط خود؛ با مردم تقوى پيشه و پرهيزكار برنخورديد با علماء و دانشمندان به بحث و مذاكره بنشينيد. و اگر در جمع افراد محيط و پيرامون خود، دانشمندى را نيافتيد با عقلاء و بخردان نشست و برخاست و گفتگو كنيد؛ زيرا پرهيزكارى و دانش ‍ و خردمندى عبارت از سه مرحله و درجه اى است كه هدف من از سپردن هر يك از اين سه مرحله به مردم ، اينست كه مى خواهم بشر دچار سقوط و نابودى نگردد)). (و هر كسى گمشده خويش يعنى تقوى و علم و عقل را در جوامع بشرى بيابد. و از هر يك از گروه پرهيزكاران و دانشمندان و خردمندان ، بهره خويش را بازگيرد تا جامعه انسانى احساس فقر و كمبود نكرده و دچار انحطاط و سقوط نگردد).
    درباره مطلب فوق ، اين سؤ ال پيش مى آيد كه چرا خداوند در طبقه بندى اين مراحل ، تقوى و پرهيزكارى را بر ساير مراتب ديگر مقدم داشته است ؟
    پاسخ چنان سؤ الى اين است كه تقوى و پرهيزكارى ، با علم و دانش به گونه اى پيوند و همبستگى دارد كه تقواى بدون علم ، قابل تصور و امكان پذير نيست . و چنانكه قبلا نيز يادآور گشتيم خشيت و بيم از خداوند صرفا در سايه علم و دانش امكان پذير است . لذا خداوند در طبقه بندى مراتب سه گانه مذكور، علم و دانش را بر عقل و خرد مقدم نموده است ؛ زيرا هر عالم و دانشمندى ، ناگزير بايد عاقل و خردمند باشد تا به مرحله علم ارتقاء يابد.
    انجيل :
    خداوند متعال در سوره هفدهم انجيل مى فرمايد: ((واى بر كسى كه نام و عنوان علم و دانش بگوش او برسد و از آن جويا نگردد. او چگونه حاضر است ، با نادانان محشور شود و در آتش جهنم با آنان همنشين گردد؟
    مردم ! پوياى علم باشيد و آنرا بياموزيد؛ زيرا علم و دانش اگر فرضا موجبات سعادت و نيكبختى شما را فراهم نياورد باعث تيره روزى و بدبختى شما نمى گردد. اگر علم و دانش ، مقام شما را رفيع نگرداند، سبب پستى و فروهشتگى منزلت شما نمى شود. اگر شما را بى نياز نسازد، تهى دستى را براى شما به ارمغان نمى آورد. اگر به شما سودى نرساند، زيانبخش نخواهد بود.
    اين سخن را بر زبان جارى نسازيد: كه مى ترسيم عالم و دانشمند شويم و نتوانيم به مضمون علم و آگاهى خود عملا پاى بند باشيم ؛ بلكه بايد بگوئيد: اميدواريم كه عالم و دانشمند گرديم و طبق آگاهى و علم خود عمل كنيم .
    علم و دانش به مدد عالم و دانشمند برميخيزد، و از او شفاعت و وساطت مى كند، و بصورت قدرتى درميآيد كه با عالم و دانشمند هميارى مى نمايد. بنابراين حقا نبايد خداوند، عالم و دانشمند را در روز قيامت ، فرومايه و ذليل سازد.
    اى گروه علماء و دانشمندان ! درباره پروردگار خود چگونه مى انديشيد؟ آنها مى گويند: فكر و گمان ما درباره پروردگار ما اين است كه ما را مشمول رحمت و آمرزش خويش قرار دهد. خداوند به آنان مى گويد: من هم به انديشه و درخواست و اميد شما عمل كردم ؛ زيرا من حكمت و دانش و استحكام و استوارمندى در تفكر و رفتار را به شما سپردم و هدف من از اين كار، چنين نبود كه بدخواه شما بودم ؛ بلكه نسبت به شما اراده خيرخواهى داشتم . بنابراين - زير سايه لطف و رحمت من - همراه بندگان شايسته من به بوستان بهشت و سراى نيكبختى من درآئيد)).
    مقاتل بن سليمان مى گويد: در كتاب ((انجيل )) به اين مطلب برخوردم كه خداوند متعال به عيسى (عليه السلام ) فرمود:
    ((دانشمندان را گرامى دار و دربزرگداشت آنان دريغ مكن ، و اهميت و ارزش مقام و مرتبت والاى آنانرا بشناس ؛ زيرا من دانشمندان را از لحاظ مقام و منزلت بر تمام آفريدگانم - بجز پيامبران و رسولان خود - مزيت و برترى بخشيدم ، مزيت و برترى آنان بر مخلوقات ، همانند مزيت و برجستگى آفتاب بر ستارگان ؛ و همسان برترى آخرت بر دنيا، و همچون برترى من بر تمام پديده هاى هستى مى باشد)).
    و از سخنان مسيح (عليه السلام ) است كه فرمود:
    ((اگر كسى به زيور علم و دانش آراسته گردد، و رفتار خود را با موازين علمى خويش منطبق سازد، يعنى به علم خود عمل كند، او همان كسى است كه در ملكوت آسمان ها به عنوان شخصيتى عظيم و شكوهمند و انسانى بزرگ نامبردار بوده و از او به عظمت ياد كنند)).
    و - سخن فرزانگان دين و دانش درباره علم و علماء و دانشجويان
    ابى ذر غفارى :
    ((هر باب و درى از علم كه فراسوى ما گشوده مى شود و آن را فرامى گيريم از ديدگاه ما از هزار ركعت نمازى كه استحبابا و با هدف طاعت از امر غير واجب انجام مى شود، محبوب تر و خوش آيندتر است )) (99) .
    ابوذر غفارى مى گويد: از رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) شنيديم كه مى فرمود: ((اگر مرگ دانشجوئى - همزمان با تحصيل و دانشجوئى او - در رسد به عنوان شهيد و سرباز جان باخته در راه خدا محسوب مى گردد)).
    وهب بن منبه (100) :
    (تحصيل و تاءمين بسيارى از مزايا در خود دنيا نيز رهين علم و آگاهى انسان مى باشد)؛ زيرا علم و دانش منشاء بسيارى از مزايا است و اين مزايا از علم سر برمى آورند، آرى علم است كه به شخص فرومايه ، منزلت ، و به انسان ذليل و خوار، عزت و سرفرازى ، و به اشخاص فراموش شده و ناديده انگاشته و بدور از انظار، قرب و منزلت ، و به افراد تهى دست و بى چيز، غناء و بى نيازى ، و به انسانهاى گمنام ، شهرت و نام آورى ، و به افراد فاقد شخصيت و نفوذ اجتماعى ، هيبت و شكوه (101) ، و به افراد بيمار و سست مزاج ، نيرو و تندرستى مى بخشد)).
    سخن عارفان در مزاياى علم :
    يكى از عرفاء مى گويد: ((مگر نه چنين است كه اگر از بيمار، غذا و نوشيدنى و دارو را دريغ دارند آن بيمار مى ميرد؟! قلب و دل آدمى نيز (به غذا و دارو نيازمند است ). اگر دل و جان انسان از دانش و تفكر و حكمت محروم گردد چنين دل و جانى از كار مى افتد و دچار مرگ و نابودى مى شود)).
    آثار نيك همنشينى با دانشمندان :
    عارفى ديگر مى گويد: ((اگر كسى در حضور عالم و دانشمندى بنشيند و نتواند از اندوخته هاى علمى او مايه اى ذخيره كند و در صيانت و حفظ كردن و از بر نمودن سخنانش احساس عجز و ناتوانى نمايد (عليرغم چنين محروميت و ناتوانى ، صرف همنشينى با عالم و دانشمند و شرفيابى از محضر او) هفت كرامت و فضيلت ، نصيب او مى گردد:
    1- به فضيلت و پاداشى - كه (در تعاليم و فرهنگ دانش پرور اسلامى ) براى شاگردان و دانش آموختگان منظور شده است - دست مى يابد.
    2- مادامى كه در محضر عالم و دانشمند بسر مى برد از گناهان و معاصى مصونيت دارد (و قهرا از تيررس جرم و نافرمانى خدا بدور است ).
    3- و آنگاه كه در جهت پويائى از علم و دانش اندوختن ، از خانه خويش بيرون مى آيد - تا آنگاه كه در سراى عالم و مجلس درس او حاضر شود - مشمول لطف و رحمت الهى است .
    4- وقتى كه در ميان حلقه درس و در حضور عالم و دانشمند، جلوس مى كند - نظر به اينكه سايه رحمت الهى ، چنين حلقه اى را زير پوشش خود قرار ميدهد - او را از اين بارش رحمت ، نصيبى خواهد بود.
    5 - مادامى كه او به درس و سخنان عالم و دانشمند گوش فرامى دهد، همين گوش فرادادن ، به عنوان طاعت او به شمار آمده و در پرونده اعمال او ثبت و ضبط مى گردد.
    6- و اگر او عليرغم استماع سخنان استاد، احساس كند كه چيزى از گفتار او را درك نكرده و به خاطر چنين احساسى ، اندوهگين گردد، همين اندوه و تنگدلى ، وسيله اى براى قرب او به پيشگاه خدا مى شود؛ چون خداوند متعال فرموده است :
    (( ((انا عندالمنكسرة قلوبهم )) ))
    من در دلهائى كه (به خاطر من ) درهم شكسته و فرو ريخته است ، جاى دارم .
    7- چنين شخصى با حضور خود در حوزه درس عالم و دانشمند - با وجود اينكه نميتواند از لحاظ دانش اندوزى ، طرفى ببندد - اين حقيقت را در مى يابد كه مسلمانان به عالم و دانشمند دينى ارج مى نهند، و فاسقان و گناهكاران را تحقير و تقبيح مى نمايند. درك اين حقيقت موجب مى شود كه قلبش از فسق و گناه ، متنفر و روى گردان شده و سرشت و طبيعتش به علم و دانش ، گرايش و آمادگى يافته ، و روحش با علاقه و دلبستگى به علم و معرفت ، آميخته و عجين گردد. به همين جهت رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) به مردم فرمان ميدهد كه با افراد صالح و مردمى كه كاملا آراسته و پيراسته اند مجالست و نشست و برخاست نمايند)).
    آثار متفاوت همنشينى با طبقات مختلف :
    و نيز همان عارف گفته است : ((مجالست و همنشينى با هفت فرقه ، موجب فزونى هفت خصلت مى گردد:
    1- مجالست با اغنياء و دولتمندان ، موجب فزونى دلبستگى به دنيا و ازدياد
    گرايش و تمايل عصبى انسان به مسائل دنيوى مى شود.
    2- نشست و برخاست با تهى دستان و فقراء، سبب ازدياد رضاى درونى و شكر و سپاس انسان در برابر همان مقدارى از نعمتها مى گردد كه خداوند نصيب او ساخته است .
    3- همدمى با پادشاهان ، مايه فزايندگى قساوت و سخت دلى و باعث ازدياد تكبر انسان مى شود.
    4- همنشينى با زنان بر مراتب جهل و بى خبرى و هوسرانى آدمى مى افزايد.
    5 - مجالست با كودكان و خردسالان موجب فزايندگى جراءت و جسارت انسان نسبت به گناه و باعث تاءخير و مسامحه در توبه و تعويق در بازگشت به خدا مى شود.
    6- مخالطت و شدآمد انسان با افراد صالح و شايسته ، بر گرايش انسان در طاعت از خداوند متعال ، فزونى مى بخشد.
    7- رفت و آمد و مجالست با علماء و دانشمندان بر علم و آگاهى انسان مى افزايد)) (و فرد از اين رهگذر، اندوخته هاى علمى خود را غنى تر مى سازد(102) ).
    هر علم و فنى راه گشاى نيكبختى انسان است :
    ((خداوند متعال ، هفت چيز را به هفت نفر آموخت :
    1- اسماء اعظم (و رمزهاى گشايشگر و نمايانگر حقايق ) را به آدم ابوالبشر (عليه السلام ) تعليم داد.
    2- فراست و هوشمندى ژرف بينانه اى به خضر(عليه السلام ) اعطاء كرد.
    3- تعبير رؤ يا و خواب گزارى را به يوسف (عليه السلام ) تعليم داد.
    4- فن و هنر زره سازى را به داود (عليه السلام ) آموخت .
    5 - زبان مرغان و پرندگان را به سليمان (عليه السلام ) تعليم داد.
    6- عيساى مسيح (عليه السلام ) را به توراة و انجيل آشنا و آگاه ساخت .
    قرآن كريم در اين باره مى گويد:
    (( ((و يعلمه الكتاب و الحكمة والتوراة و الانجيل (103) )) ))
    خداوند متعال به عيسى (عليه السلام ) كتاب و حكمت و توراة و انجيل را تعليم ميدهد.
    7- به (خاتم الانبياء) محمد (صلى الله عليه و آله ) شريعت و قوانين الهى و آئين يگانه پرستى را آموخت )). و منظور از تعليم كتاب و حكمت به پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) (كه در آيات قرآنى به چشم ميخورد) همين آگاهيهاى مربوط به قوانين الهى و آئين يكتاپرستى است .
    نتيجه :
    الف - علم و آگاهى آدم ابوالبشر (عليه السلام ) به اسماء و حقايق الهى ، سبب گشت كه فرشتگان در پيشگاه او به سجده افتند و رفعت مقام و منزلت انسان بر همه موجودات ، محرز گردد.
    ب - هوشمندى و فراست و ژرف بينى خضر (عليه السلام ) موجب شد كه موسى و يوشع (عليهماالسلام ) همچون شاگردان مكتب او گردند، و سرانجام موسى را ناگزير كند كه در برابر او سخت فروتنى نمايد؛ چنانكه اين حقيقت از لابلاى آيات مربوط به داستان موسى و خضر(عليهماالسلام )، استفاده مى شود.
    ج - علم به تعبير رؤ يا و خواب گزارى يوسف (عليه السلام ) زمينه اى براى او فراهم ساخت كه خاندانى آبرومند تشكيل دهد، و رياست مملكت و كشورى را بدست گرفته و به گونه اى تمكن يابد كه به عنوان فرد شاخص و برگزيده اى در ميان خاندان يعقوب و تمام خاندان بشرى بدرخشد.
    د - مهارت و كارآئى فنى داود (عليه السلام ) در امر زره سازى ، موجب رياست و والائى مقام او گشت .
    ه‍- سليمان (عليه السلام ) از رهگذر درك زبان مرغان ، توانست بلقيس را بيابد و بر حكومت او (يعنى حكومت ابرقدرت زمان ) چيره شود.
    و - اطلاع عيسى (عليه السلام ) بر حقايق توراة و انجيل ، موجب گشت كه لكه هاى تهمت را از دامن مادر پاكدامن خويش بسترد.
    ز - بصيرت و آگاهى حضرت خاتم الانبياء محمد (صلى الله عليه و آله ) به راه و رسم زندگانى انسانى و قوانين الهى و آئين يكتاپرستى ، اين افتخار را نصيب او ساخت تا از امت خود در روز قيامت ، شفاعت كند)).
    راه بهشت و سعادت جاويد در دست چه كسانى است ؟
    ((راه بهشت و نيكبختى جاويد در دست چهار كس قرار دارد: عالم ، زاهد، عابد، و مجاهد:
    1- اگر عالم و دانشمند در دعوى خويش ، راستين باشد، حكمت و دانائى و ژرف انديشى بدو ارزانى مى شود.
    2- زاهد و پارسا (در سايه زهد و پارسائى خود) از رفاه و امنيت روحى و آرامش درونى برخوردار مى شود، و در روز قيامت از عذاب دوزخ ايمن است .
    3- عابد و نيايشگر درگاه الهى ، از نعمت خوف و بيم از خداوند بهره مند مى گردد.
    4- مجاهد و كوشاى در راه خدا (كه همه هم خويش را به راه خدا مى نهد و در اعلاء كلمه حق ، فرسايش ناپذير و نستوه است ) از ستايش و تكريم خدا و خلق برخوردار مى شود)) (و گامهايش در راه حق ، استوارتر مى گردد).
    طبقه بندى دانشمندان و تفاوت درجات آنها: علماء، حكماء و كبراء:
    يكى از محققان مى گويد: دانشمندان ، سه دسته اند:
    الف - كسانى كه خداشناس اند، و در عين حال به احكام و دستورات او آگاهى دقيق ندارند، اينگونه دانشمندان ، بندگانى هستند كه معرفت و بينش الهى بر دلهايشان چيره گشته است . لذا در مشاهده انوار جلال و كبرياء پروردگار، مستغرق اند و براى دانش اندوزى و كسب علم در مورد احكام و دستورات خداوند - جز در مسائل مبتلابه و حداقل احكامى كه ناگزير از فراگرفتن و عمل به آنها هستند - مجال و فرصتى نمى يابند و در آن توفيقى ندارند.
    ب - گروهى ديگر از دانشمندان ، به اوامر و احكام الهى وقوف و آگاهى عميق دارند؛ ولى نسبت به خود خداوند، فاقد چنين آگاهى ژرف بينانه اى هستند. اينان همان دانشمندانى هستند كه حلال و حرام و دقائق احكام فقهى را عميقا شناسائى كرده اند؛ لكن در شناخت اسرار الهى گرفتار قصور و نارسائى علمى مى باشند.
    ج - سه ديگر، دانشمندانى هستند كه در عين علم و آگاهى ژرف بينانه نسبت به خداوند، واجد بصيرت و بينش فقهى در مورد اوامر الهى هستند. چنين دانشمندانى در مرز مشترك ميان جهان معقولات ، و جهان محسوسات جاى دارند. آنها گاهى از جهت حب الهى و قرب به خداوند، با خود او ماءنوس و دلخوش اند. و گاهى از رهگذر پيوند و ارتباط با محسوسات ، از طريق شفقت و رحمت به بندگان خداوند، با آنها انس و الفتى برقرار مى سازند.
    آنگاه كه اينگونه دانشمندان ، حاجت روحى و درونى خود را از طريق پيوند با خدا برآورده ساختند، نظر خويش را سوى خلق خدا معطوف داشته و بدآنها مى پيوندند و آنچنان با بندگان خداوند، اتحاد و همبستگى مى يابند كه بصورت اندامهائى از پيكره آنها درمى آيند كه گوئى خداى را نمى شناسند.
    اما آنگاه كه خلق خدا مى برند و در جهت همبستگى با پروردگار خود با وى خلوت مى كنند چنان سرگرم ياد خدا و خدمت به او مى گردند كه گوئيا خلق خدا را نمى شناسند.
    آرى ، راه و رسم زندگانى رسولان و فرستادگان خدا و صديقين و افراد راستين ، اين چنين مى باشد (كه ارتباط و پيوند دو جانبه خويش را با خدا و خلق ، همواره پاسدارى نموده و هيچگاه از طريق پيوند با خدا، وابستگى خود را با خلق از دست نمى دهند. چنانكه با برقرارى ارتباط با خلق ، پيوند خويش را از خدا نمى برند).
    اين دانشمندان سه گانه را بايد مصداق كلمه هاى ((العلماء)) و ((الحكماء)) و ((الكبراء)) دانست كه در سخن رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) به چشم ميخورد آنجا كه ميفرمايد:
    (( ((سائل العلماء و خالطالحكماء و جالس الكبراء)) )) : (كنز 10/238)
    از دانشمندان بپرسيد، و با حكماء و دانشمندان استوارمند نشست و برخاست كنيد، و با بزرگمردان همنشينى نمائيد.
    منظور رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) از كلمه ((العلماء)) در جمله ((سائل العلماء)) دانشمندانى هستند كه دقيقا اوامر و احكام الهى را شناسائى كرده اند، ولى از تعمق و ژرف بينى درباره خود خداوند بى بهره هستند، و مردم موظفند به هنگام نياز به استفتاء، سؤ الات خود را با آن ها در ميان گذارند (و در شناخت تكاليف شرعى خود به آنان مراجعه كنند).
    و مقصود از كلمه ((الحكماء)) در جمله ((خالطالحكماء)) دانشمندانى هستند كه به (اسرار جلال و ملكوت الهى آگاه بوده ، و دقيقا به خود) خداوند، عالم و آشنا هستند، ولى به احكام و اوامر و تكاليف الهى (جز در حد ضرورت شخصى )، علم و آگاهى رسائى ندارند. رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) مردم را ماءمور فرمود (تا به منظور وقوف به اسرار ملكوت الهى ) با آنان مخالطت و شدآمد كنند.
    اما منظور از كلمه ((الكبراء)) در جمله ((جالس الكبراء)) دانشمندانى هستند كه در هر دو جهت ، معرفت و آگاهى به هم رسانده اند (يعنى هم واقف به اسرار جلال و ملكوت الهى هستند، و هم نسبت به احكام و اوامر الهى از آگاهى عميق و گسترده اى برخوردار مى باشند) و مردم بر طبق فرمان پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) مكلفند تا با آنان نيز همنشينى كنند و از اين رهگذر به خير و نيكبختى دنيا و آخرت دست يابند.
    مشخصات و امتيازات گروههاى سه گانه دانشمندان مذكور:
    براى هر يك از اين گروه سه گانه دانشمندان مذكور، علائم و مشخصاتى وجود دارد كه آنها را ممتاز نموده و تفاوتهائى ميان آنان برقرار مى سازد كه به شرح زير شناخته مى شوند:
    الف - نشانه علم و دانشمندى كه (در حد گسترده و عميق ) به اوامر و تكاليف الهى آگاهى دارد اين است كه زبانش به ذكر خدا گويا است ؛ ولى قلبا به ياد او نيست . از خلق و توده مردم بيمناك است ؛ ولى نسبت به پروردگار در دل خويش هراسى ندارد. در ظاهر نسبت به مردم ، داراى شرم و حياء است ولى در سر و نهان از خدا شرمى ندارد.
    ب - نشانه عالم و حكيمى كه (به اسرار ملكوت الهى واقف است ) و به خود خداوند، عالم و آگاه مى باشد اين است كه از ژرفاى درون به ياد خدا بوده و از او خائف و شرمگين است . ذكر او ذكر درونى و باطنى است نه ذكر زبانى . خوفى كه در دل دارد با آميزه رجاء و اميد تواءم است ، و بيم و هراس او، بيم معصيت و گناه نيست . شرم و حياء او به باطن و قلب او نفوذ كرده است و صرفا شرم و حياء ظاهرى و برون سازى نيست ، يعنى شرم خويش را آشكار ننموده و بدان تظاهر نمى كند.
    ج - مشخصات عالم و دانشمند كبير - كه هم عالم و آگاه به اوامر الهى ، و هم واقف به اسرار ملكوت پروردگار مى باشد - اين است كه داراى شش امتياز مى باشد: سه امتياز ويژه دسته اول ، يعنى علماء كه فقط در اوامر و احكام الهى داراى بينش عميق هستند. به عبارت ديگر: كبراء، واجد سه خصلت علماء مى باشند كه عبارتند از اينكه : 1- با زبان به ياد خدا هستند 2- از خلق بيمناكند 3- نسبت به مردم داراى شرم و حياء مى باشند.
    علاوه بر اينكه اين دسته سوم داراى سه امتياز ويژه ديگرى نيز مى باشند:
    1- در مرز مشترك ميان جهان غيب و شهود جاى دارند.
    2- چنين دانشمندانى ، معلمان و رهبران علمى مسلمين و جامعه پيرو قرآن اند.
    3- دو فرقه اول و دوم يعنى (علماء و حكماء) به گروه سوم يعنى كبراء نيازمندند، ولى گروه سوم به هيچوجه به دو فرقه اول و دوم نيازى ندارند.
    فرقه اخير (كه ((كبراء)) و بزرگان نام دارند) علاوه بر آنكه اصحاب معرفت و بينش عميق نسبت به اسرار جلال و ملكوت الهى مى باشند و اوامر و تكاليف الهى را نيز دقيقا شناسائى كرده اند - همانند خورشيد تابناكى هستند كه نه فزونى مى يابد و نه كاهش مى پذيرد.
    و فرقه دوم يعنى حكماء - كه صرفا اصحاب معرفت الهى هستند - همانند ماه مى باشند كه گاهى به صورت بدر، تام و كامل . و گاهى به صورت هلال ، زياده و نقصان پذير است .
    اما فرقه اول يعنى علماء - كه اهتمام و عنايت خود را در شناخت عميق اوامر و تكاليف الهى ، محدود مى سازند - همانند چراغ فروزانى هستند كه خود را مى سوزانند و به ديگران روشنائى مى بخشند.
    ز - رهنمودهاى عقل و خرد در فضيلت علم و علماء
    از ميان دلائل و رهنمودهاى عقل در ارائه فضيلت علم و علماء، فقط به ذكر دو وجه اكتفاء مى كنيم :
    1- با طبقه بندى معقولات ، اهميت و ارزش علم و علماء روشن مى گردد:
    آنچه در ظرف عقل و ذهن انسان مى گنجد - كه ما آن را ((معقولات )) مى ناميم - به دو بخش تقسيم مى گردد: موجود و معدوم .
    هر عقل سليمى گواهى و تاءييد مى كند كه (در سلسله ممكنات )، موجود بر معدوم ، شرف و برترى دارد و بلكه اساسا معدوم ، فاقد هرگونه شرف و اعتبار است .
    همه موجودات و پديده هاى هستى نيز به دو دسته تقسيم مى شوند:
    1- جمادات (كه فاقد هرگونه جنبه هاى حياتى هستند).
    2- نامى (كه به نوعى از حيات و زندگى برخوردارند. مانند همه موجوداتى كه رشد و نمو مى نمايند).
    موجودات نامى - كه از لحاظ حجم ، متوقف نمى مانند و همواره در حال رشد و نمو بسر مى برند) - بر جمادات (كه هميشه در حال توقف بسر مى برند و فاقد رشد و نمواند) برترى دارند.
    موجودات نامى به دو قسم : حساس و غيرحساس تقسيم مى شوند (به عبارت ديگر: بخشى از موجودات نامى داراى حس مى باشند، و بخشى ديگر فاقد حس ‍ هستند). و بدون ترديد موجودات حساس (امثال انسان و حيوان ) بر موجودات غيرحساس (امثال نباتات و جمادات ) شرف و برترى دارند.
    موجودات حساس نيز به دو بخش : عاقل (انسان و امثال آن ) و غيرعاقل (يعنى حيوان گنگ و جانور) تقسيم مى گردند. و بدون شك موجودات عاقل بر موجودات غيرعاقل فضيلت دارند.
    موجودات عاقل نيز به دو قسم : عالم و دانا، و جاهل و نادان تقسيم مى گردند. بدون هيچگونه شبهه و ترديد، عالم و دانا، برتر از جاهل و نادان مى باشد.
    بنابراين با توجه به طبقه بندى معقولات به اين نتيجه قطعى مى رسيم كه عالم و دانشمند، شريفترين و والاترين معقولات و پديده هاى هستى است . و اين نتيجه را بايد يكى از بديهيات تلقى نمود (كه هيچگونه شك و ترديد در آن راه ندارد).
    2- رده بندى اموريكه در زندگانى با آنها سر و كار داريم ما را به فضيلت علم و علماء، رهنمون است :
    امورى كه در زندگانى خود با آنها سر و كار داريم به چهار بخش تقسيم مى شود:
    1- امورى كه عقل و خرد انسان ، آنرا مى پسندد ولى مطابق دلخواه و شهوات و تمايلات نفسانى نيست .
    2- امورى كه با تمايلات و دلخواه انسان هماهنگى دارد؛ ولى عقل و خرد آدمى آنرا تاءييد نمى كند.
    3- امورى كه هم مطابق دلخواه آدمى است ، و هم عقل و خرد انسان بر آن صحه مى گذارد.
    4- امورى كه نه عقل آن را مى پسندد و نه با دلخواه آدمى هماهنگى دارد.
    الف - نمونه بخش اول ، امراض و بيماريها و حالاتى است كه انسان با نارضايتى با آنها مواجه مى شود. و به خاطر دنيا و دلبستگى به آن ، آدمى از چنين عوارضى بيزار است .
    ب - تمام معاصى و گناهان ، نمودار بارزى براى بخش دوم مى باشد (كه با تمايلات انسان هماهنگى دارد ولى خرد انسان ، آنرا تاءييد نمى كند).
    ج - علم و دانش را ميتوان به عنوان نمونه بخش سوم دانست (كه عقل و خواهش دل - هر دو - آنرا مى پسندند).
    د - جهل و نادانى ، بهترين مثال و نمونه براى بخش چهارم است (كه عقل و خواهش دل از آن بيزارند).
    عليهذا مقام و منزلت علم و دانش در كنار جهل و نادانى ، به منزله بهشت در كنار دوزخ است . و همانگونه كه عقل و دل و خرد و شهوت انسان ، آتش دوزخ را نمى پسندند، نبايد به جهل و نادانى رضايت دهند. و همانطور كه عقل و خواسته دل انسان ، بهشت و نيكبختى جاويد را خواهان است بدينسان بايد پوياى علم باشند.
    اگر كسى علم و دانش را پسند كرده و به آن دلبستگى يابد قطعا به بهشتى درآمده است كه دنيا در اختيار او قرار داده ، و اين بهشت را در دسترس او آماده ساخته است .
    ولى اگر كسى جهل و نادانى خويش را تاءييد كند و به آن تن در دهد، در حقيقت به آتش دوزخى تن در داده است (كه بايد در دنيا نيز زندگى خود را در ميان لهيب شكنجه آور آن سپرى كند)، آتشى كه حاضر و در دسترس او است (و خرمن دنيا و آخرت او را نيز مى سوزانند).
    اگر كسى (از ميان تمام مزاياى حيات و زندگانى دنيا) علم و دانش را برگزيند، به او پس از مرگ مى گويند: تو در دنيا به اقامت و زندگانى در بهشت خو گرفته و با آن ماءنوس بودى ؛ پس هم اكنون نيز به بهشت درآى (و شيوه و عادت خود را پيوسته دار).
    و به ديگرى (يعنى جاهل و نادان - كه بجز علم و دانش - به همه مزاياى ديگر زندگانى ، روى آورده بود پس از مرگش ) مى گويند: تو در دنيا با آتش دوزخ جهل ، دمخور و معتاد بودى ، پس هم اكنون نيز به آتش دوزخ درآى .
    دليل بر اينكه علم و دانش به منزله بهشت ، و جهل و نادانى همچون آتش دوزخ مى باشد اين است كه كمال لذت و كامجوئى انسان را بايد در درك و نيل او به امور مجهول و مسائل نهانى جستجو كرد (يعنى انسان داراى حس كنجكاوى است و ميخواهد از اسرار و رموز مسائل نهانى و نايافته جهان سردرآورد و آنها را بيابد و از اين امر لذت مى برد). و شكنجه شديد و كمال رنج و درد انسان ، عبارت از فراق و جدائى و دورى از مطلوب و محبوب او است .
    علت اينكه جراحت و زخمهاى بدنى ، شكنجه آور و دردناك مى باشد اين است كه اين زخم ، بخشى از اندام را از بخش ديگرى كه محبوب آنست و با آن وابستگى دارد جدا نموده و از هم دور مى سازد، اجزائى كه اجتماع آنها محبوب است و در نتيجه ، آدمى احساس درد مى نمايد؛ چون اجزاء اندام بدن ، آن اجتماع و همبستگى محبوب و مطلوب را از دست مى دهد.
    درد و شكنجه اى كه آتش به طور عموم و يا آتش جهنم در اندام آدمى ايجاد مى كند به مراتب سخت تر و گرانتر از درد و رنجى است كه از جراحت و زخم پديد مى آيد؛ زيرا جراحت و زخم از آن جهت شكنجه آور است كه ميان جزء معينى از اندام و جزء معين و محدود ديگرى جدائى ايجاد مى كند (و در نتيجه ، ميان اجزاء محدودى از بدن ، ناهماهنگى و گسستگى و دورى بوجود مى آيد و انسان ، احساس درد مى نمايد)؛ ولى آتش دوزخ در تمام اجزاء بدن رسوخ و نفوذ مى نمايد، و مآلا تمام بخشى از اجزاء و اندام انسان نسبت به مجموع بخش ديگر از هم پاشيده شده و دستخوش تفرق و تجزيه مى گردند.
    (پس بنابراين ، رنج و شكنجه ناشى از آن ، بى اندازه سهمگين و فرساينده خواهد بود. (( اعاذنا الله تعالى بفضله من عذاب النيران )) ).
    با توجه به مقدمات مذكور، بايد چنين بينديشيم كه هر اندازه ، درك و فهم ما درباره حقايق ، عميق تر و ژرف تر و استوارتر باشد، و نيز موجودى كه حقايق را بدينگونه درك مى كند، شريفترين و كامل ترين موجودات باشد، و همچنين مدركات و موضوعات مورد شناسائى او نيز پاكيزه ترين و مقدس ترين موجودات باشند، قطعا لذت ناشى از درك چنين حقيقتى ، والاترين و شريفترين لذات خواهد بود.
    شكى نيست ، نيروئى كه انسان به وسيله آن ، لذت را درك و احساس مى نمايد، و به عبارت ديگر: كانون لذت آدمى ، عبارت از روح و جان او است . روح و جان آدمى ، خود شريفتر و والاتر از بدن انسان مى باشد؛ (چون موجودى لطيف و پاكيزه و در عين حال فناناپذير است ؛ بر خلاف بدن كه موجودى آلوده و ناپايدار مى باشد). مسلما ادراكات عقلى و دريافتهاى روحى ، عميقا در انسان اثر مى گذارد. و همين ادراكات روحى ، شريفترين حالات در اوضاع و شرايط زندگانى انسان ، محسوب مى گردد.
    بدون ترديد، انسان در ادراكات عقلى و روحى با موضوعاتى آشنا مى شود كه شريفترين وجود و پديده هاى هستى هستند و آنها عبارتند از: خداى پروردگار جهان ، و همه پديده هاى آفرينش اعم از فرشتگان و امثال آنها، و نيز شناخت تكاليف و وظائف انسانى (در سايه راهبريهاى آسمانى ).
    واقعا چه موضوعاتى را سراغ داريم كه (مورد شناسائى عقل انسان قرار گيرد و در عين حال ) از چنين موضوعاتى از لحاظ شرف و منزلت ، والاتر و ارجمندتر باشد؟
    (تمام مطالبى كه درباره شرف و فضيلت علم و علماء و متعلمان از ديدگاههاى مختلف - در تحت عنوان ((مقدمه )) - مورد بحث قرار گرفت ، ما را به اين حقيقت مسلم و قطعى واقف مى سازد) كه عقل و نقل ، (و دين و خرد، و وحى و حكمت )، شرف و فضيلت علم و دانش و والائى و منزلت و عظمت و شكوه ماهيت و حقيقت بينش و گرانمايگى ذات علم و معرفت را، تاءييد و گواهى مى كنند.
    در بيان ارزش و اهميت مقام علم و دانش و عظمت مقام معلمين و متعلمين به همين مقدمه اكتفاء مى كنيم (و از اين پس به بحث و تحقيق درباره آداب و وظائفى آغاز مى نمائيم كه بايد استاد و شاگرد در مسير تعليم و تعلم با آن ها آشنا شده و خويشتن را عملا پاى بند چنين آداب و آئين ها بدانند تا در رسيدن به هدف هاى عالى علمى ، كاملا پيروز و كامياب گردند).

    پی نوشت

    98-بحارالانوار 1/201، به نقل از علل الشرايع .
    99-در تذكرة السامع ص 12 و 13 متن سخن با اضافاتى چنين آمده است : (( عن ابى ذر و ابى هريرة قالا: باب من العلم نتعلمه احب الينا من الف ركعة تطوعا، و باب من العلم تعلمه - عمل به او لم يعمل - احب الينا من مائة ركعة تطوعا.))
    100-وى را دانشمندى از اهل يمن بوده است (م 114 ه‍ ق ) رك : تذكرة الحفاظ 1/95.
    101-اين سخن تا اينجا در تذكرة السامع ، ص 10 و 11 آمده است .
    102-مرحوم شهيد ثانى (رضوان الله عليه ) مى نويسد: (( ((من جلس مع ثمانية اصناف ، زاده الله ثمانية اشياء...)) )) ؛ ولى اصنافى كه ياد كرده است به بيش از هفت صنف نميرسد؟
    103-سوره آل عمران ، آيه 48.

    نويسنده:سيد محمد باقر حجتى (حسينى )

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:50 AM   |  

    شيوه هاي ترغيب جوانان به مطالعه



    شيوه هاي ترغيب جوانان به مطالعه

    كاربستن پيشنهادهاي زير در تقويت گرايشهاي مطالعاتي نسل نو بسيار مؤثراست:
     
    1- بلند نظري در مطالعه
    ديدگاه حضرت امام خميني «ره» درباره گامهاي تكامل و ترقي در زندگي اين بود كه: انسان قبل از رسيدن به هر مرحله اي بايد به آن مرحله به عنوان «مقدمه» علاقمند باشد، اما بعد از وصول به آن، آن را «حجاب» بداند. در اين سير صعودي، انسان به جائي مي رسد كه براي رسيدن به مقام والاي «تزكيه» تعليمي را كه تا كنون «مقدمه» بوده است، از اين پس «حجاب» بداند.
    آن عزيز سفر كرده، روزي در پايان سال تحصيلي طبق سنت ديرينه به موعظه پرداخت و فرمود:
    «يك روز اين اصطلاحات علمي از يادتان مي رود. گاهي در دوران سالمندي و فرتوتي همه اصطلاحات علمي از ذهن انسان رخت بر مي بندد و در اين امر، فرقي بين حوزه و دانشگاه نيست، يعني انسان به جائي مي رسد كه اگر بخواهد يك سطر عبارت فارسي يا عربي را بطورصحيح بخواند، براي او مقدور نيست»
    اين بينش امام (ره) بدين خاطر است كه بعضي از افراد، همانطور كه ناآگاه به دنيا آمده اند، ناآگاه نيز مي ميرند؛ وقتي انسان ناآگاه مرد، در قيامت نيز در صف ناآگاهان محشور مي شود، زيرا علمي فراهم نكرد براي آنكه زندگي خود را تامين كند و نام و ناني به دست آورد و به دست هم آورد، ولي براي آخرت كاري نكرد تا وارسته شود. اگر از اول تا آخر قرآن را چند بار قرائت كنيد، هرگز اين مطلب را نخواهيد يافت كه:
    «قد افلح من تعلم» : رستگار شد كسي كه دانشمند و با سواد شد.
    اما اين مطلب با عبارات گوناگون بيان شده است كه:
    «قد افلح من تزكي» (1)… «قد افلح من زكاها» (2) رستگار شد كسي كه تزكيه شد و پاك از زشتيها گرديد.
    [پس] خوشا به حال كسي كه «آدم خوبي» شد. دانشمند و عالم شدن را مقدمه وارسته شدن دانست. (3) كليد علم و دانش، اظهار و اقرار به جهل است: «لا ادري نصف العلم»، نمي دانم؛ نيمي از دانش است. اگر به جهل خود يقين كردي، راه علم به رويت باز مي شود. انسان وقتي نور فهم و علم پيدا كرد، غير از حق تعالي چيز ديگري را نمي بيند، هر جا بنگرد، حق را مي بيند، جایي نمي يابد كه حق تعالي نباشد: «فاينما تولوا فثم وجه الله»،(4) ببين فرق علم وجهل چقدر است. (5)
    2 - شيوه منتقدانه در مطالعه
    خواندن بدون انديشه، مانند خوردن بدون هضم كردن است.(6) و به كار گيري انديشه و انتقاد در مطالعه، ذهن انسان را از حالت منفعلانه خارج مي كند، فعال و نقاد، توانا و برنا مي سازد. عادت به دقت در مطالعه، نعمتي بزرگ است كه انسان را با مفاهيم و موضوعات جديدتري آشنا مي سازد و توانائيهاي فرد را نمايان مي كند.
    «جميز مكاش» مي گويد:
    «كتابي را كه مي خواني، نبايد به جاي تو فكر كند، بلكه بايد تو را به انديشيدن وا دارد.» (7)
    3 - آشنائي با كتاب هاي برگزيده و آثار برتر
    آشنائي جوانان و نوجوانان با منابع مفيد و كتاب هاي برگزيده سال -به ويژه در گروه نوجوانان و جوانان- از طريق پدران و مادران، مربيان و رسانه هاي گروهي و نشست هاي اثر گذار با چهره هاي شاخص و برجسته شهره كشور و يا جهان، بي هيچ سخن و نصيحتي، نيروئي صد چندان در به كارگيري تمامي توان، جهت پيشرفت وتعالي جوانان، ايجاد مي كند.
    آنان را به الگوگيري و اسوه پذيري سوق مي دهد و در عرصه هاي تحقيق و پژوهش و نگارش وادار به كشف استعدادهاي پيدا و ناپيداي خويش مي كند.
    «تقويت انگيزه هاي مطالعاتي» همراه با «تقويت انديشه هاي مطالعاتي»، شيوه اي دائم، كارآمد و پرثمر خواهد بود و نسل نو را كه جوياي جاودانگي و اثر گذاري در عرصه هاي مختلف اجتماعي هستند، در به كارگيري قلم، حضور در كلاسهاي آموزش نويسندگي و كارگاههاي تحقيقاتي و كسب مهارت يا هنر نويسندگي تشويق مي كند.
    «ولتر» فيلسوف و نويسنده فرانسوي، عزت و عظمت نويسندگي را اين گونه به تصوير مي كشد:
    «تا زماني كه قلم يك اديب در دست من است، از اينكه تاج پادشاهي بر سر ندارم، رنج نمي برم.»
    و «بنيامين ديسرائيلي» بر اين باور است كه:
    «ممكن است يك نويسنده به اندازه يك سياستمدار و يا يك جهانگشا، در تغيير سرنوشت دنيا دخالت داشته باشد. اين تاثير فراگير باعث چنين بينشي بين انگليسي ها شده است:
    «انگلستان در هر پايتخت دو سفير دارد: سفير حكومت و خبرنگار تايمز؛ چه بسا كه نظر خبرنگار قبل از سفير پذيرفته شود.»(8 )
    4- مطالعه زندگينامه بزرگان و مشاهير
    آشنائي نسل نو با زندگاني پاكان و صالحان، باعث صيقل و جلاي گوهر وجود آنها مي شود و بذر اميد و آرزو را در دلهاي آنان مي افشاند و حقيقت زندگي مجسم مي شود تا از گذشته يكايك چهره هاي پيروز و سرشناس آگاهي يابند و بدانند رهاورد صبر و بردباري، فقر و ناداري، تلاش و هوشياري و قناعت و پايداري، چيزي جز پيشرفت و پويائي، تكامل و دانائي و عظمت و پارسائي نبوده است، زيرا:
    به هوس كار نيايد، به تمنا نشود
    كاندرين راه، بسي خون جگر بايد خورد
    بزرگترين نكته درس آموزي كه نسل جوان از زندگينامه بزرگان مي آموزد، اين است كه درمي يابند، انسان به چه پايه اي از حد كمال مي تواند برسد و چه كارهای عظيمي در آفرينش مي تواند انجام دهد. امام علي (علیه السلام) آنگاه كه از جنگ صفين باز مي گشت، به سرزمين «حاضرين» از روستاهاي بين شام و عراق رسيد. در اين منطقه نامه اي به پور دلبند خود، امام حسن مجتبي (علیه السلام) نوشت و در فراز 24 اين نامه به فرزند خود مي فرمايد:
    «پسرم! درست است كه من به اندازه پيشينيان عمر نكرده ام، اما در كردار آنان نظر افكندم و در اخبارشان انديشيدم و در آثارشان سير كردم تا آنجا كه گويا يكي از آنها شده ام، بلكه با مطالعه تاريخ آنان، گويا از اول تا پايان عمرشان با آنها بوده ام، قسمتهاي روشن و شيرين زندگي آنان را از دوران تيرگي شناختم و زندگاني سودمند آنها را با دوران زيانبارشان شناسائي كردم. سپس از هر چيزي، مهم و ارزشمند آن را، و از هر حادثه اي، زيبا و شيرين آن را براي تو برگزيدم و ناشناخته هاي آنان را دور كردم، پس آن گونه كه پدري مهربان نيكي ها را براي فرزندش مي پسندد، من نيز بر آن شدم تو را با خوبيها تربيت كنم، زيرا در آغاز زندگي قرار داري، تازه به روزگار روي آورده اي، نيتي سالم و روحي با صفا داري.»(9)
    5- گزينش و سنجش آثار
    عقيده يكي از انديشمندان در باره كتاب اين بود كه:
    «در علوم بايد جديدترين كتابها را خواند و در ادبيات، قديمي ترين آنها را.»
    گويا اين تفكر بود كه به پروفسور پراملد از صاحب نظران مكتب «پيشرفت گرا» الهام بخشيده و او پيشنهاد كرد كه:
    «جوانان بايد قبل از فراغت در دوره دبيرستان و زماني كه هنوز به دانشگاه وارد نشده اند، يكصد جلد از آثار ارزنده و شاهكارهاي ادبيات جهان و كشور خويش را مطالعه كنند تا چشم انداز وسيع و ارزنده اي به زندگي و جلوه هاي آن پيدا نمايند.» (10)
    به يقين تفهيم اين واقعيت كه ايده «هر كتاب، ارزش يك بار خواندن را دارد همانند نظريه هر غذا و خوراكي، ارزش يك بار خوردن را دارد» است، پس بايد به ظاهر زيبا، كلمات آهنگين، نوشتار احساسي و موضوعات پر جاذبه ظاهري بسنده نكنند، بلكه پيش از آن با صاحبان خرد و انديشه و اهل تجربه و بينش مشورت نمايند و با گزينش و سنجش، دل و ديده خويش را در اختيار يك نويسنده قرار دهند.
    6 - بهره گيري از دانشها و روشهاي جديد و كارآمد
    دنياي امروز با پيشرفتها و فن آوريهاي جديد با محاسبه ثانيه ها و آينه ها سخن مي گويد و شيوه هاي مطالعه «لاك پشتي» را نمي پذيرد. استفاده از فن تندخواني و بهره گيري از روش افزايش قدرت درك مطالب و سرعت انتقال موضوعات، باعث بهره گيري از اندك زمان با بيشترين امكان مي شود تا علاوه بر «بينش» و «كوشش»، « روش» نيز سهم خود را در پيشرفت چشمگير نسل نو ايفا كند و استعدادهاي نهفته و آماده را به فعليت و بهره دهي برساند. گرچه امروزه برخي از فرزندان، گامهاي بسياري از پدران و مادران و مربيان نسبت به آشنائي با علوم و فنون روز و كارآمد جلوتر هستند، اما آگاهي اطرافيان سهمي بسيار در فراهم ساختن بسترها و بايسته هاي پيشرفت و پويائي ايفا مي كنند و جلوه هاي تجربي گذشته را به مدد دانش و بينش امروز مي رساند، كه:
    مي توان رفت به يك چشم پريدن تا مصر
    بوي پيراهن اگر، قافله سالار شود (11)

    پي نوشتها

    1- سوره اعلي ، آيه 14.
    2- سوره الشمس ، آيه 9؛ ر. ك: سوره المومن آيه 1.
    3- آيت الله جوادي آملي، ر. ك: بنيان مرصوص، ص198 –171.
    4- سوره بقره آيه 115.
    5- عارف وارسته مرحوم دولابي . ر.ك: جوانان، پرسش ها و پاسخ ها، ج 2، ص384 .
    6- پرمود بترا.
    7- ر.ك: آموزش و پرورش براي آينده، اجلاس منطقه اي يونسكو ، ص73.
    8- يك شاخه گل مينا، ص164و132 .
    9- نهج البلاغه، نامه 31، فراز 28-24 .
    10- جوان و نيروي چهارم زندگي ، ص138-136 .
    11- صائب.

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:50 AM   |  

    کتابخانه هایی که آنلاین نیستند




    کتابخانه هایی که آنلاین نیستند

    دانشگاه به عنوان اصلی ترین مرکز و مامن تولید و اشاعه دانش به شمار می رود چرا که به فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه دانشجویان به منظور نوآوری و در نتیجه خلق دانش جدید از دیرباز از مهمترین کارکردهای مؤسسات دانشگاهی بوده است.
    در این راستا بیشترین تلاش جامعه دانشگاهی نیز در افزایش دانش و تقویت سرمایه های فکری با استفاده از منابع موجود است.
    از دیگر سو آموزش به انضمام ایجاد شرایط تحقیق و پژوهش دو کارکرد اصلی دانشگاه ها هستند که پرداختن به آنها مستلزم بهره برداری صحیح و اصولی از دانش و اطلاعات موجود میسر می شود.
    ماموریت اصلی کتابخانه های دانشگاهی، فراهم کردن امکان دسترسی اعضای هیئت علمی، دانشجویان و پژوهشگران به اطلاعات علمی و فنی سازمان یافته برای توسعه دانش است اما به دلایل گوناگون از جمله رشد روز افزون دانش بشری و تعداد فزاینده منابع اطلاعاتی که در دنیا منتشر می شود از یک طرف و محدودیت های گوناگون کتابخانه ها از جمله محدودیت منابع مالی از طرف دیگر، نمی توان از کتابخانه ها انتظار داشت که نیازهای اطلاعاتی افراد تحت پوشش خود را تنها با استفاده از منابع خودشان پاسخ گویند.
    پیشرفت فن آوری ارتباطات و اطلاعات در چند دهه گذشته ابزارها و شیوه های نوینی را فراروی متخصصان دانش شناسی و اطلاع رسانی قرار داده و آنان را در مدیریت اطلاعات و سرمایه های فکری توانمندتر می کند و در این بین کتابخانه های دانشگاهی به عنوان اصلی ترین منبع تحقیقی برای دانشجویان به خصوص در مقطع تحصیلات تکمیلی محسوب می شوند.
    با وجود این که امروزه اینترنت و سایر وسایل ارتباطی زمینه را برای دسترسی بدون واسطه به اصلی ترین منابع و مدارک علمی فراهم می کنند، اما کتابخانه ها همچنان نقش مهمی در توسعه علوم و تحقیقات دانشگاهی برعهده دارند.

    کتابخانه هایی که آنلاین نیستند

    اما نقش کتابخانه ها حمایت از تهیه و دسترسی منابع آموزشی و پژوهشی با الکترونیکی کردن منابع چاپی و ایفای وظیفه برای جلب موافقت نامه حق مولف است. با این دیدگاه منابع الکترونیکی کتابخانه ها نه تنها می تواند شامل کتاب ها و مقالات، بلکه حتی منابع و جزوات درسی نیز باشد.
    انتشار الکترونیکی منابع آموزشی توسط کتابخانه های دانشگاهی نه تنها می تواند دسترسی آسانتر به این مواد را بدنبال داشته باشد، بلکه می تواند دانشجویان را با مطالعه منابع متنوع تر و ایجاد فرصت مطالعه بیشتر در فهم بهتر مطالب درسی یاری رساند. اما به نظر می رسد کتابخانه های دانشگاه های ما حداقل چندین سال از کشورهای دیگر عقب هستند.
    بنابراین به جای آنکه کتابخانه دانشگاهی به عنوان دروازه ای عمل کند که از طریق آن دانشجویان علاوه بر دستیابی به منابع اطلاعاتی وسیع قدیمی از آخرین اطلاعات روز دنیا نیز بهره مند شوند، در ایران به عنوان مکانی برای نگهداری اطلاعات قدیمی و در پاره ای موارد تهیه نوشته های داخلی بسنده می کند.
    بر همین اساس کتابخانه ها مفهوم گذشته شان را از دست داده اند و دیگر کتابخانه ها تنها محلی برای گردآوری نسخه کتاب ما نیستند.
    مراجعان به کتابخانه ها علاوه بر کتاب های چاپی، لازم است که به کتابخانه های آنلاین نیز دسترسی داشته باشند. این موضوع برای کتابخانه های دانشگاهی اهمیت به مراتب بیشتری دارد.
    یکی از دانشجویان دوره دکتری دانشگاه تهران به خبرنگار کیهان می گوید: مقالاتی که از طریق اینترنت دانشگاه پیدا می کنیم تنها خلاصه ای از مقالات هستند. برخی اساتید هم استفاده از خلاصه مقالات را قبول نمی کنند. زمانی سایت دانشگاه این دسته از مقالات را به طور کامل ارائه می داد، ولی مدتی است که این کار را انجام نمی دهد.
    مصطفی حسن زاده معتقد است: برای انجام کار پژوهشی از دانشگاه انتظار داریم که مقالات و نشریات جدید را در اختیارمان قرار دهد ولی این اتفاق نمی افتد و همه به خلاصه مقالات اکتفا می کنند.
    وی با اشاره به اینکه دانشجویان برای دستیابی به کتب مرجع با مشکلاتی مواجه هستند، اظهار می دارد: برای نوشتن تز دکتری به کتاب مرجع سال 2008 نیاز دارم. در حالی که کتابخانه دانشگاه چاپ دوره گذشته را در اختیارم قرار می دهد.
    البته وضعیت کتابخانه های دانشگاه ها در مقایسه با وضعیت سایر کتابخانه های کشور به مراتب بهتر است، گرچه با وضعیت ایده آل فاصله بسیاری دارد.
    دانشجوی دوره کارشناسی ارشد عمران دانشگاه امیرکبیر در همین خصوص می گوید: زمانی که تازه وارد دانشگاه شده بودم کم تر با معضل کتب دانشگاهی رو به رو می شدم. گرچه کاستی هایی نیز در این زمینه وجود داشت اما وضعیت بهتر از سایر کتابخانه ها است.
    انسانی در گفتگو با خبرنگار کیهان اضافه می کند که کتابخانه های دانشگاه ها در صورتی قابلیت استفاده برای دانشجویان را دارند که به کتب روز دنیا و منابع الکترونیکی تجهیز شوند.
    طی سال های اخیر دانشگاه های معتبر دولتی سرمایه گذاری های وسیعی در زمینه تجهیز کتابخانه های دانشگاهی انجام داده اند. اما آیا تمام جمعیت دانشگاهی کشور به دانشگاه های معتبر دولتی منحصر می شود؟
    واقعیت این است که اگر محققان و دانشجویان مستعد ایرانی این امکان را پیدا نکنند که به راحتی از طریق کتابخانه های دانشگاه ها به منابع علمی مورد نیازشان دسترسی پیدا کنند، ترجیح می دهند برای تعقیب رشته مورد نظر و تحقیق و پژوهش در این زمینه راهی دانشگاه های خارج از کشور شوند و در نتیجه تحقیقات خود را به نام آن دانشگاه ها ثبت می کنند. طبیعتاً از نتیجه تحقیقات آنها نیز کشورهای خارجی بهره مند می شوند.
    این در حالی است که با صرف بودجه و اصلاح شیوه مدیریت کتابخانه های دانشگاه ها و به کارگیری کتابداران مجرب، به راحتی می توان انجام کارهای پژوهشی و تحقیقاتی را در دانشگاه های داخل کشور محدود کرد.

    از هر کتاب فقط یک جلد؟!

    تصور کنید دانشجویی برای یافتن کتاب به یکی از کتابخانه های دانشگاهی که نمونه ای از کتابخانه های معتبر دولتی است، مراجعه می کند اما پس از مراجعه بلافاصله در می یابد که کتابخانه دانشگاه، کتاب مورد نظر را ندارد و یا یکی از دانشجویان مدتها پیش آن را به امانت برده است. البته در صورت موجود بودن دیگر شبیه کتاب نیست.
    صفحات پاره شده و یا کثیف و نامرتب بودن آنها با گرد و غبارهایی که روی کتاب ها نشسته و یا صفحات اصلی کتاب که مفقودشده و... حکایت از وضع دیگری دارد.
    شرایطی که می توان در کنار آن، بی حوصله بودن کتابداران و یا بی اطلاعی آنها از فهرست کتب موجود را اضافه کرد.
    جستجو در اینترنت کتابخانه دانشگاه و سایت های علمی مورد نظر هم نتیجه ای جز مأیوس شدن ندارد. چون کتابخانه دانشگاه به دلایلی که احتمالا مهمترین آن نپرداختن آبونمان تلفن است. امکان دسترسی به سایت های مرجع را برای محققان و دانشجویان غیرممکن کرده است.
    این درحالی است که انتشار الکترونیکی دانش و اطلاعات تولیدشده در دانشگاهها بزرگترین وظیفه ای است که کتابخانه های دانشگاهی باید به عنوان ناشر و توزیع کننده دانش در دنیا عهده دار شوند. کتابخانه ها می توانند با تهیه یک آرشیو پیش از انتشار از تولیدات علمی به عنوان یک ناشر داخلی عملی کرده و به توزیع زودهنگام تولیدات داخل، حتی پیش از انتشار رسمی آنها کمک کنند.
    یکی از کتابداران مدیریت صحیح را از جمله راهکارهای رفع این نوع از معضلات دانشگاهی عنوان می کند.
    فخری جباری می گوید: بسیاری از مشکلاتی که از نظرتامین منابع اطلاعاتی وجود دارد را با ایجاد ارتباط صحیح بین دانشگاههای مختلف می توان حل کرد. ولی لازمه این کار مدیریت صحیح و حضور کتابداران با انگیزه است. کتابخانه های دانشگاهها می توانند یکدیگر را از امکانات و خدمات یکدیگر آگاه کنند و به مبادله منابع و اطلاعات بپردازند.
    این کتابدار دانشکده تربیت معلم شیراز معتقد است که با توسل به این سبک، اگر برنامه ریزی مناسبی انجام شود و کارکنان آموزش ببینند می توان برخی از مشکلات را از جلوی پای محققان برداشت تا آنها در کتابخانه های مختلف سرگردان نشوند. درحالی که آنچه ما اکنون داریم، مجموعه ای از کتابخانه های دانشگاهی است که هر یک به طور پراکنده بخشی از منابع را دراختیار دارند و این منابع را دراختیار سایر کتابخانه ها قرار نمی دهند و هیچ هماهنگی و همکاری بین آنها وجود ندارد.
    درحالی که همکاری و هماهنگی می تواند بسیاری از مشکلات را حل کند. در کشورهای پیشرفته کتابداران مجرب این وظیفه را به عهده گرفته اند و سیستم های همکاری بین کتابخانه ها را برقرار کرده اند.
    از آنجا که کتابخانه های دانشگاهی مجهز، به افزایش انگیزه مطالعه در میان دانشجویان منجر می شود، میزان تحقیقات را نیز افزایش داده و درنهایت تاثیر مطلوبی بر روند علم آموزی و کسب دانش می گذارد.
    لذا تقویت کتابخانه های دانشگاهها از لحاظ کتب نوشتاری و با سیستم الکترونیکی و دستیابی به سایت ها و نشریات الکترونیکی دیگر کشورها کمک های شایانی برای نیل به هدف داشته و نیازمند دقت و توجه مسئولان به منظور رفع مشکلات عدیده کتابخانه های دانشگاهی است

    پریسا جلالی
    www.kayhannews.ir

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:50 AM   |  

    10فرمان عملي براي روز امتحان و 20 فرمان تغذيه‌اي براي فصل امتحانات




    10فرمان عملي براي روز امتحان و 20 فرمان تغذيه‌اي براي فصل امتحانات

    10 فرمان عملي براي روز امتحان

    1- از تصورها و تجسم‌هاي منفي پرهيز كنيد و پيشاپيش براي بعد از امتحانتان پاداشي تعيين كنيد. مثلا به خودتان قول بدهيد پس از امتحان فيلمي تماشا كنيد يا برويد ديدن يكي از دوستانتان يا...
    2- شب قبل از امتحان خوب بخوابيد و روز امتحانتان به هيچ‌وجه صبحانه را از قلم نيندازيد، يك صبحانه سبك و مناسب.
    3- زودتر از موعد در محل امتحان حاضر شويد و از همصحبتي با همكلاسي‌هايي كه خودشان خيلي اضطراب دارند يا به هر نحوي برايتان اضطراب ايجاد مي‌كنند، پرهيز كنيد.
    4- از يك ساعت مانده به امتحان ديگر مطالعه نكنيد. مرور توام با عجله مطالب درسي آرامش‌تان را به هم مي‌زند.
    5- به محض دريافت برگه امتحان ابتدا كل پرسش‌هاي امتحاني را بسرعت مرور و سوالات آسان‌تر را مشخص كنيد و زودتر به آنها جواب بدهيد.
    6- براي پاسخ به سوالات تشريحي بايد طرحي كلي در ذهن داشته باشيد. بهتر است پاسختان را با جمله‌اي كوتاه آغاز و از تكرار مطالب هم اكيدا خودداري كنيد؛ چون تاثيرش روي كسي كه برگه‌تان را تصحيح مي‌كند، كاملا منفي است. براي پاسخ به پرسش‌هاي كوتاه فقط به آنچه خواسته شده، پاسخ بدهيد و تنها به نكته اصلي اشاره كنيد. اگر اصطلاح دقيقي از خاطرتان رفته، آنچه را فعلا يادتان است، با عبارات خودتان بنويسيد و پس از پاسخگويي به تمام سوالات امتحان دوباره برگرديد و روي آنچه از خاطرتان رفته بود، متمركز شويد.
    7- براي پرسش‌هاي چند گزينه‌اي ابتدا تمام گزينه‌ها را بخوانيد و سپس گزينه‌هايي را كه مطمئنيد غلط است، كنار بگذاريد. اگر فقط بين 2 گزينه مردد هستيد، به اولين برداشتتان تكيه كنيد و سريع علامت بزنيد (حتي وقتي پاسخ غلط در آزمون تستي‌تان نمره منفي دارد.)
    8- با شتاب امتحان ندهيد. البته مراقب باشيد وقت هم كم نياوريد. اگر به نظرتان مي‌رسد كه نمي‌توانيد به كل سوالات امتحان پاسخ بدهيد، فقط روي سوال‌هايي متمركز شويد كه پاسخش را خوب بلديد. اگر وقت اضافي داريد و مضطرب نيستيد، بهتر است پاسخ‌هايتان را بازخواني و در صورت لزوم اصلاح كنيد.
    9- پس از امتحان حتما پاداشي را كه به خودتان وعده داده بوديد براي خودتان بگيريد و از آن لذت ببريد. سعي كنيد روي اشتباه‌هايي كه مرتكب شده‌ايد، مكث نكنيد.
    10- بلافاصله خودتان را براي امتحان بعدي آماده نكنيد. براي مدت كوتاهي هم كه شده، به خودتان آرامش بدهيد و پس از كمي استراحت دوباره به مطالعه مشغول شويد.

    20 فرمان تغذيه‌اي براي فصل امتحانات

    1- صبحانه همان وعده غذايي مهمي است كه اغلب‌ ما جدي نمي‌گيريم و بيشتر متخصصان تغذيه معتقدند جدي نگرفتن آن خطرناك است. آنقدر اهميت دارد كه حتي در رژيم‌هاي لاغري هم نخوردنش را توصيه نمي‌كنند.
    صبحانه باعث تثبيت قندخون مي‌شود و فعاليت طبيعي مغز هم به دنبال تثبيت قندخون مي‌آيد. از آنجا كه سوخت سلول مغزي با مواد قندي حاصل مي‌شود، تامين اين سوخت در صبح اول وقت موجب افزايش قدرت يادگيري، تقويت حافظه كوتاه مدت، افزايش تمركز و كاهش خواب‌آلودگي مي‌شود.
    2- صبحانه را بايد نيم تا يك ساعت پيش از شروع فعاليت فكريتان بخوريد. بهتر است صبحانه‌تان بر پايه نان باشد و يك آب ميوه طبيعي هم در همين وعده بنوشيد. مصرف موادغذايي پروتئيني كه داراي پروتئين‌هايي با كيفيت بالا هستند(نظير شير و تخم‌مرغ) نيز مفيد است. يادتان باشد رعايت تنوع در صبحانه و گنجاندن تمام گروه‌هاي غذايي در اين وعده توصيه مي‌شود و سوخت مطالعه‌تان را تامين مي‌كند.
    3- خيلي‌ها عادت كرده‌اند وقتي دارند درس مي‌خوانند، چيزي بخورند؛ اسنك، ميان وعده يا چيزي از اين قبيل. اين شيوه از غذا خوردن در خلال درس‌خواندن اگر چه براي تامين سوخت مغز مناسب است، اما اگر حالت افراط پيدا كند و از برنامه درستي پيروي نكند، خطر چاقي را به دنبال خواهد داشت. بهترين برنامه براي ميان وعده‌ها چه برنامه‌اي است؟
    4- در بين ميان وعده‌ها، مغزها يكي از بهترين‌ها محسوب مي‌شوند كه هم كالري‌شان بالاست، هم ارزش تغذيه‌اي‌شان. تهيه و صرف مخلوطي از مغزها به همراه كنجد و گردو بسيار مفيد است. مطالعات نشان داده‌اند در بين مغزها بادام هندي و كنجد بيشترين ميزان آهن را دارند، به طوري كه در 100‌گرم آنها به ترتيب 6 ميلي‌گرم و 10ميلي‌گرم آهن وجود دارد. اين گروه از موادغذايي داراي روي فراواني نيز هستند. در ميان تمام مغزها، بادام زميني و بادام هندي بيشترين ميزان روي را دارند.
    5- علاوه بر مغزها، ميوه‌ها هم ميان‌وعده‌هاي مناسبي هستند. ميوه‌ها به دليل آب و ويتامين‌هاي فراواني كه دارند، موجب حفظ شادابي و رفع خستگي مي‌شوند. ضمنا اين خاصيت را هم دارند كه اضطرابمان را كم كنند. اين گروه از موادغذايي به دليل موثر بودن در تنظيم قندخون مي‌توانند انرژي لازم براي فعاليت‌هاي مغزي را تامين كنند. به همين دليل، توصيه مي‌شود در طول روز دست‌كم 3 تا 4 عدد ميوه ميل شود و لااقل يكي از آنها حتما از خانواده مركبات باشد. ميان وعده‌هاي ميوه‌اي با تثبيت قندخون در طول روز موجب مي‌شوند سوخت لازم براي فعاليت مغزي به دست بيايد و حافظه كوتاه مدت نيز تقويت شود.
    6- كمبود آهن از مهم‌ترين عوامل كاهنده‌ قدرت تمركز است. محققان عقيده دارند آهن با حمل اكسيژن به شكل هموگلوبين و توليد ناقلان عصبي در مغز برقدرت يادگيري، حافظه و تمركز موثر است. كمبود اين ماده مغذي در درازمدت به وجود مي‌آيد و به بروز اختلال در ساخت كليه آنزيم‌هايي منجر مي‌شود كه در سيستم اعصاب مركزي فعاليت مي‌كنند. با اين حساب، كم‌خوني فقر آهن يكي از دلايل شايع ضعف تمركز و افت حافظه است كه البته با مصرف مكمل‌هاي آهن قابل جبران است. مصرف منابع غذايي غني از آهن نظير گوشت قرمز، جگر، عدس و سويا به همراه انواع ميوه و سبزيجات تازه (ليمو، انواع مركبات، گوجه‌فرنگي و كلم بروكلي) نيز براي افزايش جذب اين ماده مغذي بسيار مفيد است.
    تغذيه در دوران امتحان بايد موجب تقويت قدرت فكري افزايش قدرت ايمني بدن و آرامش اعصاب و روان شود
    7- علاوه بر آهن، روي نيز يكي ديگر از مواد مغذي موثر برعملكرد مغز محسوب مي‌شود. اين ماده مغذي با دخالت در ساخت انواع آنزيم‌ها، هورمون‌ها و انتقال‌دهنده‌هاي عصبي نقش مهمي در افزايش قدرت يادگيري و ايجاد تمركز لازم مباحث فكري و به خاطر‌سپردن آنها ايفا مي‌كند. از اين رو مصرف غذاهاي دريايي نظير انواع ماهي، جگر گوساله، عدس، نخود سبز و حتي نان گندم به اهالي درس و مدرسه توصيه مي‌شود. اين ماده مغذي بسيار حساس است و عواملي نظير رژيم‌هاي لاغري طولاني مدت، مصرف مكمل كلسيم، رژيم‌هاي غذايي گياهخواري و برخي بيماري‌ها باعث كمبود آن مي‌شود.
    8- علاوه بر روي و آهن، كولين نيز برقدرت يادگيري اثر مي‌گذارد. كولين با دخالت در سنتز تركيباتي كه در دستگاه عصبي مركزي و محيطي فعاليت دارند، موجب بهبود عملكرد مغز مي‌شود. اين ماده مغذي در موادغذايي نظير كاهو، گل كلم، جگر، بادام زميني و كره بادام زميني وجود دارد. از اين رو، افزودن اين مواد مغذي در برنامه غذايي بسيار مفيد است. ضمن اين كه منيزيم هم با دخالت در فعاليت انتقال دهنده‌هاي عصبي در افزايش قدرت تمركز مفيد است و مصرف سويا، سبوس گندم و انواع سبزيجات با برگ سبز تيره به همين منظور توصيه مي‌شود.
    9- تغذيه در دوران امتحان بايد موجب تقويت قدرت فكري، افزايش قدرت ايمني بدن و آرامش اعصاب و روان شود. از سبزيجات، گوجه فرنگي، فلفل دلمه، فلفل فرنگي و مركباتي مثل پرتقال، ليموشيرين و ليموترش، توت فرنگي و كيوي در اين ايام غافل نشويد؛ چرا كه به علت داشتن ويتامين ث، در تقويت قدرت فكري و آرامش اعصاب نقش بسزايي ايفا مي‌كنند.
    10- ويتامين گروه D نيز در آرامش و تقويت حافظه موثر است. اين ويتامين را مي‌توانيد در جوانه‌ها، غلات سبوس‌دار، حبوبات، شير و لبنيات، جگر، گوشت قرمز و تخم‌مرغ به مقدار زياد پيدا كنيد.
    11- گوشت ماهي و گوسفند سرشار از كلسيم و فسفر است و اين دو ماده براي تقويت حافظه بسيار سودمندند. برخي كارشناسان تغذيه نيز توصيه مي‌كنند كه براي تقويت حافظه 10 گرم كندور را خوب بكوبيد و با مقداري عسل مخلوط كنيد و هر روز صبح از اين مخلوط بخوريد.
    12- فسفر هم براي مغز سودمند است، هم براي عضلات. ضمن اين كه در آرامش اعصاب هم نقش دارد. فسفر را مي‌توانيد در سبزيجات و گياهاني نظير نخود، لوبيا، گوجه، ريواس، كلم، كرفس، كاهو، سير، پياز، سيب، اسفناج، خرما، موز و بادام به وفور بيابيد. پياز هم به واسطه فسفري كه دارد، كار فكري را آسان مي‌كند و به همين دليل مصرف آ‌ن به كساني كه كارهاي فكري دارند توصيه مي‌شود.
    13- فندق و گردو از تقويت‌كننده‌هاي حافظه محسوب مي‌شوند. گردو حاوي ويتامين‌هاي آ و ب، املاح معدني فراواني نظير كلسيم، فسفر، آهن و گوگرد است. انرژي غذايي فراواني دارد و به علت دارا بودن ويتامين‌هاي گروه ب به تقويت اعصاب منجر مي‌شود. ضمن اين كه براي رفع بي‌حالي، سستي، ترس و دلهره هم مناسب است.
    14- رعايت تنوع و تعادل در مصرف انواع گروه‌هاي غذايي به منظور دريافت كليه مواد مغذي، ضروري است. مصرف سبزيجات تازه نظير انواع كلم، جوانه‌گندم و گوجه‌فرنگي در كنار غذا يك عادت غذايي خوب به حساب مي آيد كه به افزايش جذب مواد معدني مانند آهن، روي و منيزيم مي‌انجامد. ضمنا مصرف يك‌ليوان شير به همراه يك عدد خرما حدود يك ساعت پيش از خواب نيز عادت تغذيه‌اي خوبي است كه خواب آرامي را برايتان به همراه مي‌آورد.
    15- كربوهيدرات‌ها از بهترين مواد غذايي هستند كه حتي موجب افزايش جذب اسيدهاي آمينه (واحدهاي تشكيل دهنده پروتئين‌ها) مي‌شوند و در بهبود فعاليت مغز موثرند. با اين حساب، مصرف نان و بويژه نان‌هايي كه از آرد كامل تهيه مي‌شوند، در كنار انواع منابع غذايي پروتئيني و مواد معدني، توصيه خوبي است.
    16- خوردن غذاهاي چرب را محدود كنيد. اين غذاها ديرتر از معده تخليه مي‌شوند و به همين دليل باعث سنگيني و احساس كسالت مي‌شوند. ضمن اين كه افراط در خوردن غذاهاي چرب موجب بروز اختلال در قدرت تمركز مي‌شود. پرهيز از مصرف انواع شيريني‌ها، سوسيس، كالباس و غذاهاي پرادويه اكيدا توصيه مي‌شود.
    17- مصرف خوراكي‌هايي مانند عسل، بادام، شير، ماست، سير، موز، خرما، نارگيل و انواع كشمش موجب تقويت حافظه و تمركز است. اگر توان تمركزتان كم است و حافظه ضعيفي داريد، بهتر است از مايعات و غذاهايي كه طبع‌شان سرد است، كمتر استفاده كنيد.
    18- برخي كارشناسان تغذيه توصيه مي‌كنند كه براي افزايش قدرت تمركزتان هر روز مقداري زنجبيل كوبيده را با عسل خالص مخلوط كنيد و از آن بخوريد يا صبح نا شتا كشمش سياه بخوريد و يا هر روز صبح ناشتا نصف استكان عسل خالص را در آب جوش حل و سپس ميل كنيد.
    19- بلافاصله پس از خوردن يك وعده غذايي به سراغ مطالعه نرويد، چون پس از صرف يك وعده غذايي، خونرساني به دستگاه گوارش بيشتر مي‌شود و كارايي اعمال هوشمندانه افت مي‌كند.
    20- حتما سرجلسه امتحان، مواد هيدرات كربني مثل شكلات و بيسكويت همراهتان باشد تا هنگام ضعف، از آنها استفاده كنيد. خوردن ميوه و سبزيجات تازه و كافي در طول روز هم باعث شادابي مي‌شود. فراموشتان نشود.

    منصور سمايي
    جام جم

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:50 AM   |  

    ايده هايي براي تشويق كودكان به مطالعه


    ايده هايي براي تشويق كودكان به مطالعه

    بعضي از اين ايده ها خيلي ساده و معمولي هستند، اما بعضي ديگر از آنها را ممكن است تا حالا نشنيده باشيد. و يادتان باشد، بزرگترين تشويق از طرف خودِ ماست—يعني ما به عنون پدر و مادر. بچه هايي كه پدر و مادرشان خود افرادي كتاب خوان هستند و براي آن ارزش قائلند و ابزار لازم براي كتابخواني را در خانه مهيا كرده اند، بيشتر به سمت كتاب و كتابخواني گرايش پيدا ميكنند.
    • براي بچه ها كتاب بخريد و آن را در دسترس آنها قرار دهيد. بچه هايي كه كتابخوان مي شوند، معمولاً به خانواده هايي تعلق دارند كه كتاب و ساير ابزار مطالعه در خانه مهيا است. نبايد كتاب هاي بچه ها را خارج از دسترس نگه داريد كه در ديدرس آنها نباشد يا دسترسي به آن نداشته باشند. بهتر است كتابها را روي زمين، نه در جايي بلند، و در دسترس آنها قرار دهيد.
    • خودتان هم مطالعه كنيد. يكي از بهترين راه ها براي تشويق كردن بچه ها به مطالعه اين است كه خودتان الگوي آنها باشيد. اگر بچه ها ببينند كه خودتان هم كتاب مي خوانيد و از مطالعه لذت مي بريد، احتمال اينكه آنها هم چنين عادتي پيدا كنند و اين فعاليت ها را پيش بگيرند بيشتر است.
    • به آنها كتاب هديه دهيد. كتاب هديه اي نسبتاً ارزان و بسيار مفيد است. به علاوه چيزي كه به صورت هديه به كسي داده شود ارزش و احترام بيشتري پيدا ميكند. بچه هاي من هميشه از طرف مادربزرگشان كتاب هديه مي گيرند و وقتي او با اين هدايا پيششان مي آيد بسيار خوشحال مي شوند.
    • مطالعه را به صورت يك تفريح درآوريد. چيزي كه از آن لذت برده شود هميشه مورد علاقه است. داستان كتابها را به صورت نمايش درآوريد، صدايتان را عوض كنيد و بچه ها را سر شوق بياوريد. اگر داستان را خسته كننده و حوصله سر بر براي بچه ها بخوانيد، هرچقدر هم كه داستان جالب و جذابي باشد، آنها اشتياقي براي دنبال كردن آن نخواهند داشت.
    • مرتب كتاب بخوانيد. هر روز يا حتي چند بار در روز براي بچه هاي كوچكتان كتاب بخوانيد. بچه هاي بزرگترتان را هم تشويق كنيد كه هر روز براي خود مطالعه كنند و درمورد كتابي كه خوانده اند با آنها صحبت و گفتگو كنيد.
    • تلويزيون را خاموش كنيد و كمي خانه را آرام كنيد. خاموش بودن تلويزيون باعث مي شود بچه ها به دنبال سرگرمي ديگري براي خود باشند. تماشاي بيش از اندازه تلويزيون براي بچه ها مضر است، به ويژه اگر بخواهيد آنها را به مطالعه تشويق كنيد.
    • هر هفته يا هر ماه بچه ها را به كتابخانه ببريد تا كتاب هاي مورد علاقه شان را خودشان انتخاب كنند.
    • يادتان باشد مجلات و كتاب هاي خنده دار و مفرح راه بسيار خوبي براي ترغيب بچه ها به كتاب خواندن است. يك راه خوب ديگر براي تشويق بچه ها به مطالعه استفاده از كتاب هايي است كه روي CD ضبط شده اند.
    • بچه ها را به جلسات و مسابقات كتابخواني در كتابخانه يا كتابفروشي محل ببريد. گاهي اوقات وقتي بچه ها كتاب ها را از زبان افراد ديگر بشنوند علاقه و اشتياق بيشتري به خواندن پيدا مي كنند.
    • كتاب هاي چند فصلي بخوانيد. كتابهاي چند فصلي خواننده را بيشتر ترغيب به خواندن مي كند و باعث مي شود براي اطلاع يافتن از آخر داستان دوباره به سراغ كتاب بيايند يا آنقدر خواندنشان را ادامه دهند تا كتاب را به پايان برسانند.
    • از فيلم استفاده كنيد. شايد با ديدن كارتن هاكلبري فين بچه ها علاقه بيشتري به خواندن كتاب آن پيدا كنند. از علاقه بچه ها استفاده كرده و كتاب هايي با آن نوع شخصيت هايي كه دوست دارند برايشان بخريد.
    • از لالايي ها كمك بگيريد. شايد بچه ها دوست داشته باشند لالايي هايي كه در كودكي برايشان مي خوانديد را بار ديگر در كتاب بخوانند. پس كتابش را پيدا كنيد و برايشان بخريد.
    • كتاب ها را با هم بلند بلند بخوانيد. اين راه براي آموزش مطالعه به بچه ها بسيار خوب است چون بچه ها عاشق در آوردن صدا هستند. پس هر زمان كه وقت كرديد، با هم نشسته و كتاب ها را بلند بخوانيد. مثلاً درآوردن صداي تيك تيك ساعت يا تق تق زدن به در براي بچه ها مي تواند سرگرم كننده باشد و علاقه آنها را به خواندن بيشتر ميكند.
    تشويق كردن بچه ها به مطالعه كار چندان دشواري نيست. مي بينيد كه راه هاي زيادي براي اينكار وجود دارد. به علايق آنها توجه كنيد و برحسب آن كتاب هاي مناسبي در اختيارشان قرار دهيد تا از همين كودكي با ارزش كتاب و مطالعه آشنا شوند.
           
    منبع: نورپورتال




    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:49 AM   |  

    ثمره درخت مطالعه ؛ فكر نو

    ثمره درخت مطالعه ؛ فكر نو

    در كشور ما علاقمندي به مطالعه كتاب در وضعيت مناسبي قرار ندارد و اگر مطالعه هم صورت مي گيرد بيشتر محدود به كتاب هاي درسي است و به همين علت تيراژ كتابها در سطح بسيار پايين و حتي در حد هزار جلد براي هر عنوان است كه آن هم پس از مدت زمان طولاني به فروش مي رسد . براستي چگونه مي توان انتظار داشت از جامعه يي كه مردم تمايل اندكي به مطالعه دارند بتوان آينده خوشبينانه يي پيش بيني كرد و لذا ضرورت رشد عادت كتابخواني در بين دانش آموزان و دانشجويان روز به روز بيشتر احساس مي شود . براي درك اهميت مطالعه لازم است به نكات زير توجه شود :
    1- نخستين اثر مطالعه كتاب ، رهايي انسان از زندان تاريك جهل است و انسان جاهل ،‌دشمن خويش است .
    2-انسان با مطالعه مي تواند افق ديد خود را گسترش داده و از شتابزدگي در تصميم گيري هاي خويش بپرهيزد.
    3-انساني كه بطور مستمر مطالعه مي كند، گفتار او تنها به بيان نقايص و اشتباهات ديگران محدود نمي شود بلكه او مي تواند راه حل نيز ارائه كند و زمينه رهايي ديگران را از مشكلاتشان فراهم كند.
    4-انساني كه مطالعه مي كند حرف هاي زيادي براي گفتن دارد به همين خاطر در هر جايي كه حضور يابد با بيان گفته هاي خويش ، ديگر فرصت ارايه گفت و گو هاي بي محتوا و بي ارزش را به ديگران نمي دهد .
    5- انساني كه مطالعه مي كند و تمايل دارد كه دانسته هايش را با ديگران تقسيم كند سبب مي شود ديگران با علاقمندي بيشتر با او ارتباط برقرار كرده و اين ارتباطات مي تواند در افزايش اعتماد به نفس فرد مطالعه كننده موثر واقع شود .
    6-انسان علاقمند به مطالعه ، در هنگام تنهايي بهتر مي تواند در اعماق وجودش به تفكر بپردازد و به افكار نو دست يابد
    7-يكي از بهترين فعاليت ها براي كودكان در اوقات فراغت ، مطالعه كردن است .امروزه انساني كه بتواند اوقات فراغت خود را به بهترين نحو ممكن سپري كند ،كمتر در معرض خطر آسيب ها قرار دارد .چه بسيار از افرادي كه به علت نداشتن اوقات فراغت خوب، در دام دوستان نامناسب و محيط هاي تخريب گر افتاده اند .
    8- انسان به واسطه مطالعه ، دانسته هاي خويش را روز به روز افزايش مي دهد و چون از طريق كتاب با تجربيات بزرگان و انديشمندان آشنا مي شود ،به مرور به گنجينه ارزشمندي از علم و دانش تبديل مي شود و همچون آهنربايي مي شود كه افراد فهيم را به سوي خود جذب مي كند و همين امر سبب تسريع در رشد فكري او مي شود.
    9-انسان با مطالعه قادر است بهتر از ديگران ،فعاليت ها را ارزشيابي كند.براي او دوغ و دوشاب يكي نيست .او با اطلاعات فراوان خود مي تواند رشد پيشرفت كارها را بهتر بسنجد .فرض كنيد فرزند شما به مدرسه مي رود و هنگامي كه در طول سال رفتارهاي او را بررسي مي كنيد ، در مي يابيد كه معلم او تا چه حد زحمت كشيده است ،زيرا قادر به ارزشيابي زحمات معلم او هستيد و به همين خاطر انتقال نظرات شما باعث مي شود بين كسي كه كاري را درست انجام مي دهد با كسي كه در كارش كوتاهي مي كند،تفاوت گذاشته شود و همين امر سبب تشويق افراد فعال مي شود .
    اكنون با اين سوال روبرو هستيم كه چگونه بايد علاقمندي به مطالعه را در بين افراد گسترش دهيم ،در اين خصوص توجه به نكات زير ممكن است سودمند واقع شود .مطالعه كردن جزو اموري است كه انگيزه مي خواهد و شما بايد با تعيين هدف مطالعاتي اين انگيزه را به وجود آوريد.ابتدا به موضوعاتي كه علاقمند يد فكر كنيد،اين موضوعات مي توانند بسيار متنوع باشند نظير: سلامت جسمي و رواني ،اقتصاد،تاريخ ،فرهنگ كشورها ،دين ،ادبيات ،راز موفقيت ملل ،حقوق و قوانين ،زبانهاي مختلف ،علوم پايه ،اطلاعات عمومي ،سرگذشت بزرگان ،آشنايي با زندگي جمعي ،اوقات فراغت ،هنر،روابط در خانواده ،تربيت فرزندان ،دوستيابي ،امور شغلي و بسياري موضوعات ديگر .
    بهتر است به دانش آموزان گفته شود لحطاتي را در تنهايي سپري كنند و از خود سوال كنند،در چه زمينه يي علاقمند هستند اطلاعات عميق و فراوان كسب كنند؟
    بعضي از افراد دوست دارند در زمينه تاريخ و سرگذشتي خواندني مطالعه كنند ،عده يي ديگر علاقمند ند در زمينه تندرستي اطلاعات كسب كنند و بعضي در مورد حرفه و شغل خود مي خواهند بيشتر بدانند.نيازهاي يادگيري انسانها متفاوت است و جامعه ما نيز ،محتاج انسانهاي آگاه و مطلع است ، اين انسان مي خواهد يك كارگر زحمتكش باشد يا كسي كه داراي بالاترين مدارك تحصيلي ، به خاطر داشته باشيد اگر براي مطالعه كردن خويش ،هدف مشخصي داشته باشيد ،حتي اگر در طول روز مدت زمان كوتاهي حتي يك ربع ساعت هم مطالعه كنيد،با گذر زمان اطلاعات بسيار فراواني به ذهن شما وارد مي شود كه مي توانيد در آن زمينه به افكار نو و جالبي دست يابيد .ارنست ديمنه از پايه گذاران آموزش و پرورش فرانسه در كتاب هنر فكر كردن بيان مي كند : هنگامي كه شخصي در خصوص يك مساله ، اطلاعات كامل داشته و در آن زمينه تسلط كامل دارد، علاوه بر دستيابي به كمال علمي و افزايش قدرت استدلال ، بي اختيار به افكار درخشان نيز دست مي يابد و اين چيزي غير از اطلاعات و معلومات نيست .
    اگر شما يك دانشجو هستيد و يا يك دانش آموز دبيرستاني علاقمند ، بهتر است فرض كنيد كه تصميم گرفته ايد در مورد سلامتي خود، يك هدف مطالعاتي با عنوان آشنايي با تغذيه سالم انتخاب كنيد. ابتدا براي خود يك دفتر تهيه كنيد و خلاصه هر چيزي را كه در اين زمينه مي خوانيد با ذكر منبع مطالعاتي ،در اين دفتر بنويسيد . حتي در آينده مي توانيد سوالاتي را كه در ذهن شما در هنگام مطالعه پديد مي آيد ، با كارشناسان مطلع در ميان بگذاريد و از اين طريق نكات مبهم درون ذهن خود را برطرف كنيد. به مرور زمان شما به اطلاعات بسيار زيادي دست مي يابيد و در هرجايي كه حضور داشته باشيد ، نكات جالب و مهمي را براي ارايه كردن خواهد داشت كه تمامي آنها نيز داراي منبع علمي هستند.
    متاسفانه بعضي از افراد عادت كرده اند كه بدون ذكر منابع علمي ، صحبت كنند و گاه با صحبتهاي خود، مصيبتهاي فراواني را دامنگير خود و ديگران كنند .
    همچنين شما مي توانيد ، چند موضوع را براي خود انتخاب و بطور مرتب در مورد آنها مطالعه كنيد .اگر مادران جامعه ما در مورد چگونگي تربيت فرزندان خود با علاقه فراوان مطالعه كنند، مي توان تصور كرد كه نسل هاي آتي تا چه حد توانمند خواهند بود و بر عكس اگر در اين زمينه دچار فقر اطلاعاتي باشند هميشه شاهد تربيت نسل هايي خواهيم بود كه با كوچكترين تندباد ممكن است درخت زندگي آنان از جا كنده شود.
    سعي كنيد در طول ماه به كتابفروشي ها سر بزنيد و با دقت كتابها را مشاهده كنيد و ورق بزنيد و آنقد ر جست و جو كنيد تا كتاب گمشده خويش را بيابيد .گاهي خواندن يك كتاب بسيار خوب زمينه را براي علاقمند كردن انسان به مطالعه برمي انگيزد و به گفته لئو تولستوي ، در دنيا لذتي نيست كه با لذت مطالعه برابري كند
    شماره تلفن كتابفروشي ها را داشته باشيد و هر از چندگاهي تماس بگيريد و در مورد كتابهاي بسيار خوب انتشار يافته پرس و جو كنيد.هيچگاه مشورت با كتابفروشان با تجربه را فراموش نكنيد.
    اگر دوره دانش آموزي يا دانشجويي را پشت سر گذاشته ايد و مادر يا پدر هستيد ، در برنامه زندگي خود به گونه يي برنامه ريزي كنيد كه در ساعاتي از اوقات فراغت خويش به همراه اعضاي خانواده كتاب بخوانيد . كتابهايي نظير سفرنامه ها و ديگر موضوعات جالب و خواندني مي تواند اوقات فراغت خوبي براي خانواده بوده و از طرفي زمينه را براي علاقمند كردن كودكانتان به مطالعه در منزل فراهم كند.
    گهگاه در هنگام ميهماني ها ، مي توان موضوع گفت و گو را بر پايه موضوعات يك كتاب قرار داد و درباره آن بحث كرد و اين موضوع سبب مي شود ، بحث هاي جالب و ارزشمند در بين افراد رد و بدل شود و زمينه براي علاقمند شدن افراد به مطالعه كتاب فراهم شود . با همه اينها چه دانش آموز و دانشجو باشيد و چه يك فرد شاغل ،توجه به نكات زير مي تواند موثر باشد:
    1-يكي از دلايل دوري افراد از كتاب ، گراني قيمت آن است ، با انجام اقدامات زير مي توانيد تا حدي اين مشكل را برطرف كنيد :
    -عضو كتابخانه شويد و كتاب امانت بگيريد
    -با دوستان همفكر خود ارتباط برقرار كرده و به يكديگر كتاب امانت دهيد.
    -با دوستان خود بطور مشترك كتاب خريداري كرده و پس از استفاده ، كتابها را ميان خود تقسيم كنيد .
    -از كتابفروشي هاي كه با قيمت ارزان كتابها را به حراج مي گذارند ، بطور مرتب ديدار كنيد ،شايد كتابهاي مورد علاقه خود را با قيمت ارزان خريداري كنيد
    2-با خريداري كتابهاي جيبي ، مي توانيد هميشه كتاب به همراه داشته و در هر جايي كه فرصت مطالعه مي يابيد ، در مدرسه ،در اتوبوس و...از آنها بهره ببريد.
    3-سعي كنيد به همراه خانواده و يا معلم يا استادتان از نمايشگاههاي كتاب ديدن كنيد.حضور در اينگونه مكانها،علاوه بر اينكه تجربيات خوبي را به انسان خواهد آموخت، سبب خواهد شد، كتابهاي خوبي بيابيد و از آنها بهره ببريد و همين امر سبب مي شود كودكان در خانواده نيز به كتابخواني علاقمند شوند.
    4-تلاش كنيد در محيط كار خود ، شرايطي را پديد آوريد كه بتوانيد لحظاتي از وقت خود را در زمينه امور شغلي به مطالعه بپردازيد تا از اين طريق اطلاعات بيشتري كسب كنيد تا علاوه بر اينكه دچار خطا و اشتباه كمتري مي شويد به افكار نو و تازه يي دست يابيد.
    5-سعي كنيد با خواندن مقالات كوتاه در مجلات و روزنامه ها، كم كم خود را به مطالعه كردن عادت دهيد.
    در پايان بايد به خاطر داشته باشيم ، مطالعه كردن نياز زندگي امروز ماست و اگر اين عادت به همراه ما نباشد با گذر زمان جهل ما همچون تارهاي عنكبوت ، روزي ما را به دام خود خواهد انداخت و ديگر راه فراري از ندانم كاري ها نخواهيم داشت .پس بكوشيم با كتاب اين معلم هميشه مهربان ، دوستي كنيم و هميشه آن را به همراه داشته باشيم

    نويسنده : حميد ميرزاآقايي

           
    منبع: نورپورتال





    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:49 AM   |  

    كتاب؛ جام جهان نما


    كتاب؛ جام جهان نما

    بخش اول

    انسان از بدو تولد جهت ادامه بقاي خود نياز به يادگيري آموزش دارد تا قادر باشد رفع نقص نموده و كمال يابي را پيشه كند، كه در صورت عدم يادگيري نسبت به تأمين نيازهاي اوليه يعني تنفس، دفع مواد زايد، درجه حرارت محيط، تغذيه ادامه بقاء براي وي غيرممكن است. لذا يادگيري آموزي در تطبيق خود با شرايط بعد از تولد و عدم تأمين حداقل نيازهاي فيزيولوژيك منجر به مرگ جسمي او شده، به همين ميزان عدم توانايي در فراگيري و تغيير رفتار اجتماعي، فرهنگي، علمي، اخلاقي مذهبي نيز به قتل نفس وي مي انجامد. با علم به اينكه خداوند سبحان كليه موجودات را براساس فطرت سليم الهي خلق نموده است.
    پيامبر اكرم(ص): «كل مولد يولد علي الفطره حتي يكون ابواه يهودانه و...» يعني همه موجودات براساس فطرت پاك و مطهر خداوند خلق شده اند و مربيان و پدران و مادران هستند كه سرنوشت آنها را تغيير داده واز مسيري به مسير ديگر سوق مي دهند به همين منظور وظيفه خانواده و مربيان در تربيت و تكوين شخصيت فرزند ازلحظه تولد به بعد يادگيري آموزي است يعني ايجاد تغييرات مطلوب نسبتاً پايدار كه از زمان تبلور شخصيت فرزند به بعد، خود او نيز در تربيت و تأديب خود، نيز نقش ايفا مي كند كه در صورت عادت صحيح به مطالعه و حكمت آموزي كمتر دچار لغزش شده بلكه انگيزه مي يابد و سطح برانگيختگي او با توجه به نيازي كه در او عملاً بر اثر برخوردهاي صحيح افزايش يافته و اين عادت براي وي ملكه شده و باور مي كند، به گفته شيخ اجل سعدي:
    تا به آنجا رسيد دانش من
    كه بدانم همي كه نادانم
    يعني هر چه به سمت و سوي مطالعه و علم اندوزي سوق يابد تشنه تر شده و چشمه هاي جوشان فطرت سليم او در كمال يابي و علم خواهي خروشان تر به مطالعه و كتابخواني ميل مي يابد.
    آب كم جوي تشنگي آور به دست
    تا بجوشد آبت از بالا و پست
    وقتي اين خصلت نيكو در انسان عارض شود كمتر نياز به تذكر و اهرمهاي فشار جهت مطالعه احساس مي شود و به كتاب به عنوان معشوق مي نگرد كه در صورت جدائي عاشق از معشوق به انحاء مختلف در صدد يافتن معشوق خود خواهد بود و خويشتن پنداري را پيشه مي كند وجهت هويت يابي يعني چيستم و كيستم خويش لحظه اي از مطالعه و كتابخواني فاصله نخواهد گرفت. چون اثربخشي مطالعه از لحظه تولد تا مرگ را در زندگي و حيات خود مي چشد و خود را نيازمند به آن مي داند ان شاء الله در اين تحقيق، اثربخشي كتاب وكتابخواني در كودك و خانواده اشاره مي شود.
    اهميت موضوع: معرفي رويكردهاي علمي و تربيتي و فرهنگي و اخلاقي و اجتماعي فرزندان وخانواده ها جهت بالفعل كردن بالقوه هاي آنها و قريب و دل نشين جلوه دادن جايگاه كتاب و كتاب خواني در اذهان عمومي و از غربت خارج نمودن كتاب از كتابخانه هاي عمومي و خصوصي با فرآيندهايي كه كتاب جايگزين سرگرميهاي بيهوده و عبث گردد و....
    اهداف موضوع: ايجاد انگيزه در فرزندان و خانواده ها، بالا بردن سطح انگيزش و برانگيختگي خانواده ها، افزايش اطلاعات علمي متناسب با زمان، ايجاد تعادل و تعامل در خانواده ها و متعادل نمودن و تقويت بنيان خانواده، پويا نمودن اعضاي خانواده بالاخص فرزندان به جاي جزم انديشي، ايجاد تفاهم بين اعضاي خانواده به جاي تخاصم تا بال هم باشند نه وبال، بكارگيري سرمايه بشر (عمر) و احراز سودهاي مطلوب در مسير كمال يابي و مانع از خسران خانواده ها شدن و...
    محدوديت ها: عدم گرايش خانواده ها جهت لحاظ نمودن حداقل زمان جهت مطالعه، متناسب نبودن قيمت كتابهاي مطلوب با وضعيت اقتصادي اقشار جامعه بالاخص اقشار آسيب پذير و كم درآمد. كمبود كتابهايي با زبان ساده و همگان فهم، كمبود كتابخانه هاي عمومي در سطح شهر، تئوري و نظري بودن اكثر كتابها وعدم انطباق عملي آنها با وضعيت موجود جامعه، عدم توانايي مالي بعضي از نويسندگان مجرب و متخصص در چاپ مكتوبات خود كه بيشتر جنبه عملي دارد، تكراري بودن اكثر مطالب كتابهاي بعضي ازنويسندگان كه رغبت گرايش و مطالعه خانواده ها را به كتابخواني كاهش مي دهد، عدم مكاني مناسب جهت جمع آوري مكتوبات كودكان و تهييج آنها نسبت به نوشتن آموخته هاي آنها جهت استفاده ديگران و تشويق كودكان نويسنده، پرحجم بودن مطالب حفظي كتابهاي درسي كه بعضاً اثربخشي و كارآمد نبوده وحتي عامل دل زدگي فرزندان از گرايش به كتابخواني شده است و...

    اثر بخشي كتابخواني بر كودك

    مي دانيم كه كودكان به محض تولد از حيث غريزي ميل به ادامه بقاء و از حيث فطري آمادگي جهت يادگيري دارند و به تعبير رسول اكرم(ص): (الناس المعادن لمعادن الذهب و الفضه) يعني انسان ها تشبيه شده اند به معدني مملو از ذخاير پرارزش (طلا) يا كم ارزش (فلزات ديگر) كه در صورت تربيت صحيح، ارزش واقعي يعني كمال مطلوب خود را مي يابند زيرا فرزندان نادانند نه ابله و جهت بيدار نمودن و بالفعل كردن بالقوه هاي آنها از زمان آشنايي با واژه ها و كلمات ونحوه تداعي كردن كلمات اشاره و راهنما و واژه هاي جديد مي توان با ارائه كتابهاي مطلوب رغبت به كتابخواني را در آنها ايجاد نمود به عنوان مثال در يادگيري اعداد، تداعي اشيايي مثل (عدد يك به درخت- دو به دوچرخه- سه به چراغ راهنما- چهار به چهارپايه- پنج به دستكش- شش به مكعب- هفت به اسلحه 7تير- هشت به نردبان- نه به ميخ سركج- ده به كاميون 10چرخ- يازده به تعداد بازيكنان فوتبال- دوازده به ساعت- سيزده به 13 رجب ميلاد علي(ع) - چهارده به ماه- پانزده به گلابي- شانزده به اوج بلوغ- هفده به نماز يوميه - هجده به طلا 18عيار- نوزده به تعداد صندلي هاي ميني بوس- بيست به شاگردان ممتاز) را بايد به آنها آموخت تا با روشهاي مشابه روش فوق به يادگيري آموزي آشنا شده و به كتابخواني ميل پيدا كنند. با بكارگيري اين روشها مي توان مطالعه كتاب را به آنها آموخت در حد وسع و شرايط سني و حتي جنسي و سلائق و علائق آنها كه در صورت علاقه مند شدن به مطالعه صحيح آنچه را كه بياموزند در حافظه درازمدت آنها ثبت خواهد شد و كمتر فراموش مي كنند. پيامبر اكرم(ص): (العلم في الصغر كالانقش في الحجر) آموختن علم در دوران كودكي همچون نقش است كه بر روي سنگ حك مي شود لذا وقتي كودك لذت كسب موفقيت را بچشد ميل به خودشكوفايي او افزون شده و احساس تفوق وعظمت مي يابد و جهت جلب توجه اطرافيان خود آموخته هاي خود را به انحاء مختلف بازگو مي كند كه مي توان بااستفاده از تقويت كننده هاي مثبت ازجمله گفتن آفرين، هديه دادن، در جمع تشويق كردن و... علاقه و انگيزه او را تقويت نمود تا محسنات كتابخواني را بهتر بياموزد و همانگونه كه قبلاً اشاره شد انگيزه يعني ظهور و تثبيت نياز، زماني كه كودك به گونه اي پرورانده شود كه در كنار تأمين نيازهاي فيزيولوژيك يعني جسم پروري قادر به روح پروري نيز مي شود يعني كودك احساس نياز به مطالعه پيدا مي كند. از همان دوران كودكي، كودك باور مي كند كه اگر كتاب نخواند نياز او برآورده نشده و در هر شرايطي خود را نيازمند به مطالعه كتاب مورد دلخواه مي داند. منظور از كتاب مورد دلخواه كتاب خوب است يعني كتابي كه متناسب با علائق و سلايق كودكان و هم چنين مصالحي كه خانواده ها احساس مي نمايند، با علم به اينكه نبايد خانواده ها انديشه هاي خود را به كودكان تحميل نمايند، بلكه اجازه دهند با گرايش به مطالعه خود بينديشند و تفكر كنند علي(ع): (من اكثر الفكر فيما تعلم اتقن علمه و فهم مالم يكن يفهم) يعني كسي كه تفكر كند راجع به آنچه آموخته است آموخته هاي او برايش متقن شده و در حافظه درازمدتش حك مي گردد و مي فهمد آنچه را كه فهميده است. بايد به كودكان آموخت كه بهترين دوست و راهگشاترين همراه كتاب است تا به باورهاي قلبي و دروني دست يابند هميشه خود را تشنه آموختن بدانند چون به تعبير بزرگان از جمله حافظ:
    حاليا مصلحت وقت در آن مي بينم
    كه كشم رخت به ميخانه و خوش بنشينم
    جز صراحي و كتابم نبود يار و نديم
    تا حريفان دغا را به جهان كم بينم

    جامي:

    خوشتر زكتاب در جهان ياري نيست
    در غم كده زمانه غمخواري نيست
    هر لحظه از او به گوشه تنهايي
    صد راحت و ليك هرگز آزاري نيست

    سيديحيي وقعي:

    بهتر زكتابخانه جائي نبود
    خوشتر زكتاب آشنايي نبود
    در دهر براي دفع امراض وجود
    بهتر زمطالعه دوايي نبود

    طاهر محمدزاده

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:49 AM   |  

    كتاب ؛ جام جهان نما





    كتاب ؛ جام جهان نما

    بخش دوم

    كودكان بايد نسبت به كتاب و كتابخواني احساس نياز نمايند و به آن عشق ورزند كه جهت ايجاد چنين روحيه اي در كودكان خود، بايد با روش هاي تربيتي مناسب يادگيري آموزي را آموخت يا به تعبيري ماهيگيري را آموخت نه به آنها ماهي داد. لذا اگر در همان دوران كودكي نفس كودك به كسب فضائل (علم- جهاد- تقوا) عادت نكند، طبيعي است كه عادت به كسب رذائل پيدامي كند علي(ع): (اكره نفسك علي الفضائل فان رذائل انت متبوع عليها) يعني نفس خود را به كسب فضائل دعوت كنيد كه اگر اين نفس به فضائل عادت نكند به رذائل ميل پيدا مي كند چون خوشش مي آيد. راستي كدام نفس از رذائل خوشش نمي آيد؟ مگر آنكه عادت به فضائل نمايد. در عين حال اگر كودك با مطالعه صحيح آشنا نشود و عادت به سرگرم هاي متنوع غير مفيد نمايد پس از تشكل و تبلور شخصيت يعني بعد از بلوغ روي آوردن آن به مطالعه، بسيار سخت است و بالعكس عادت به رفتارهاي غيرمطلوب مي نمايد.

    مولانا:

    يكي كناس بيرون جست از كار
    دو گروه داشت بر دكان عطار
    چون بوي عطر از دكان برون شد
    همي كناس آنجا سرنگون شد
    برون آمد ز دكان مرد عطار
    گلاب و عود پيش آورد بسيار
    چو رويش از گلاب و عودتر شد
    همي كناس از آن بيهوش تر شد
    يكي كناس ديگر چون بديدش
    نجاست پيش بيني آوريدش
    مشامش از نجاست چون خبر يافت
    تو گفتي زنده شده جان ديگر يافت!

    اما در صورت تربيت مطلوب و عادت صحيح كودك به مطالعه و يادگيري آموزي خصوصيات نيكويي در وي عارض مي شود از جمله:

    1- تقويت ذهن نيمه هشيار و هشيار او يعني تقويت توانايي خواندن كه در حافظه درازمدت يا ذهن هشيار حك نمودن است.
    2- تقويت توانايي بيان منويات دروني خود يعني نوشتن، كه تقليد دروني و نگارش آموخته هاي علمي است.
    3- آشنايي با واژه و اصطلاحات متناسب با شرايط سني و جنسي خود
    4- به تناسب نضج فيزيكي و تقويت فيزيولوژيك روح و جان او نيز تكامل مي يابد.
    5- نسبت به شناخت خود به مرور زمان آشناتر شده و به همين ميزان پي به وجود خداوند سبحان مي برد.
    6- با محيط اطراف و آنچه پيرامون او مي گذرد آشناتر شده و حس كنجكاوي او تقويت مي گردد.
    7- چون خود اهل مطالعه است كمتر سؤالات مختلف از اطرافيان مي پرسد كه با پاسخهاي غيرمربوط مواجه شود.
    8- تخيل مثبت و سازنده او تقويت شده و كمتر دچار تخيل منفعل مي گردد.
    9- چون كودكان اكثر اوقات جهت جلب توجه دست به اعمالي مي زنند در صورت مطالعه صحيح با بيان علم خود، جلب توجه مي كنند نه در ابعاد منفي .
    10- يكي از نيازهاي بشر كسب موفقيت است كه در صورت گرايش كودكان به مطالعه و احراز موفقيت خود شكوفا مي شوند.
    11- با توجه به اينكه از 2 يا 3 سالگي ميل به استقبال طلبي دارند بهترين راه اغناء اين ميل گرايش آنها به مطالعه است.
    12- سن 4 تا 5 يا 6 سالگي اوج لج بازي و بروز ابتكار كودكان است كه با عادت دادن آنها به مطالعه مي توان آنها را خلاق و مبتكر نمود به جاي لج بازي و...
    13- تفكر كودكان عيني است كه با گرايش آنها به مطالعه صحيح واقعيتهاي اطراف خود را بهتر مي فهمند.
    14- دوران سازندگي كودكان از 5 يا 6 سالگي تا 10 يا 11 سالگي است كه با مطالعه صحيح شخصيت سازنده مي يابند نه سازشگر.
    15- مهمترين راه هويت يابي و يافتن چيستم و كيستم كودكان گرايش آنها به مطالعه صحيح است.
    16- كودكان ميل به خاك بازي، خانه سازي و خراب كردن و... دارند كه با گرايش آنها به مطالعه هم به بازيهاي كودكان خود جهت مي دهند و هم لذت از بازي با كلمات و واژه ها و اشياء مي برند.
    17- معمولا فرزندان اول حاكم و فرمانده هستند و فرزندان دوم حس حسادت دارند و فرزندان آخر لوس و وابسته مي شوند كه با عادت دادن آنها به مطالعه در اوايل كودكي مي توان اينگونه حالتها را در آنها متعادل تر نمود.
    18- اكثر تك محصولي ها اعم از پسر يا دختر وابستگي و دلبستگي به پدر يا مادر دارند كه با گرايش آنها به مطالعه صحيح مي توان استقلال و خود پليس خود بودن را در آنها عارض نمود.
    19- اگر كودكان در دوران كودكي كه تفكر آنها عيني است عادت به مطالعه نمايند در نوجواني و جواني كه تفكر آنها انتزاعي است كمتر دچار شك، ترديد و عدم اعتماد به نفس و متزلزل در رفتار مي شوند.
    20- انگيزه يعني ظهور و تثبيت نياز كه در صورت عادت صحيح كودكان به مطالعه در بحبوحه جواني انگيزه ادامه تحصيل و احساس نياز آنها به مطالعه بيشتر و بيشتر خواهد شد.
    21- مطالعه صحيح كودكان اميد به آينده مطلوب را در آنها تقويت مي كند.
    22- با مطالعه صحيح كودكان مي توان در آنها لطف معاشرت و تقويت ارتباط اجتماعي را عارض نمود.
    23- در صورت عادت صحيح كودكان به مطالعه در دوران تبلور شخصيت و مكاشفه تحصيلي و شغلي و ازدواج درايت بيشتر به خرج مي دهند.
    24- اعتقادات مذهبي و وطن خواهي و ناموس دوستي كودكان با مطالعه صحيح تقويت خواهد شد.
    25- صبر و استقامت و شكيبايي بشر در برابر مصائب در گرو علم و آگاهي است كه در دوران كودكي احراز مي كند با مطالعه صحيح
    26- چون يادگيري يعني تغيير رفتار و كسب تجربه و تجديد تجربه است بهترين روش كسب تجربه هاي مفيد عادت صحيح كودكان به مطالعه مي باشد.
    27- در صورت مطالعه صحيح كودكان از همان دوران كودكي عادت به تفكر و تأمل مي كنند و صاحب انديشه مي شوند.
    28- عادت صحيح به مطالعه كودكان آنها را به وقايع تاريخي و جنگها و صلح ها و... آشنا نموده و قوه تصميم گيري هاي آنها را تقويت مي كند و كمتر شب عاشق مي شوند و صبح فارغ!
    29- به تعبير علي(ع) جواني، مال و مقام مستي آور است كه در صورت گرايش كودكان به مطالعه صحيح بعد از بلوغ كمتر در اين موقعيتها مست شده بلكه وزين تر و با وقارتر مي گردند.
    30- با عادت صحيح كودكان به مطالعه، آنها احساس شجاعت بيشتر مي كنند و كمتر جبن و ترس از پيشرفت را در خود جاي مي دهند.
    31- با مطالعه صحيح كودكان زندگي هدفمندتري پيشه مي كنند و كمتر دچار يأس و پوچي و سست عنصري مي شوند.
    32- در صورت آشنايي كودكان با مطالعه صحيح به مرور زمان كردارشان صدق گفتارشان شده و بهتر حق و باطل را از هم تشخيص مي دهند.
    33- باتوجه به فطرت سليم كودكان و حس مذهب گرايي كه دارند با مطالعه صحيح و آشنايي با زندگاني بزرگان ديني گرايشات مذهبي آنها تقويت شده و از ظلمات وهم خارج مي گردند و نور فهم در دل آنها عارض مي گردد.
    34- با آشنائي كودكان به مطالعه صحيح در هر برهه از زمان آمادگي تغييرپذيري جسمي و اجتماعي و علمي و... را دارند و كمتر مقاومت نسبت به تغييرات مطلوب، طبيعي ، اجتماعي ، تكنولوژي و مديريتي بروز مي دهند.
    35-با گرايش كودكان به مطالعه صحيح، وظايف متقابل خود با اجتماع و خانواده را بهتر آموخته و عمل مي كند.
    36-در صورت آشنايي كودكان به مطالعه صحيح و مطالعه زندگاني مخترعين و مكتشفين و علما رياضت كشيدن و سختي ديدن را برخود هموار نموده و از گرايش به مترف گونه زيستن و بي قيد و بي عار بودن امتناع مي ورزند.
    37-با علم به اينكه اضطراب يك فرآيند آگاه كننده است لكن اگر توام با ترس و استرس باشد كودكان اعتماد به نفس خود را از دست داده و قادر به انتقال مطالب آموخته شده برروي برگه هاي امتحاني نخواهند بود كه بهترين راه حل آنها تهييج كودكان به كتابخواني است تا اعتماد به نفس و عزت نفس واقعي خود را بيابند.
    38-در صورت ترغيب كودكان به كتابخواني و آشنايي آنها با خلاصه نويسي كتابهاي مورد مطالعه به نحوه طراحي سؤال و خود ارزشيابي آگاهي يافته و كمتر دچار سردرگمي مي شوند.
    39-ترغيب كودكان به كتابخواني منجر به آشنايي آنها با تغذيه مناسب ، استراحت مناسب و مطالعه مناسب حين امتحانات مي شود كه قدر مسلم استرس در جلسات امتحاني آنها نيز كاهش مي يابد.
    40-با مطالعه صحيح كودكان، آنها به توانمنديهاي فردي خود پي برده و بلوغ رواني (تقابلي) مي يابند يعني بين انتظارات اوليا از آنها و توقعات خود آنها از خود، تقابل ايجاد نموده و متعادل مي شوند نه نمره گرا مطابق ميل خانواده كه استرس زاست.
    41-مطالعه صحيح كودكان و بازگوكردن آموخته هاي خود با زبان ساده براي خود و آشنايي بيشتر آنها در امتحانات عامل كاهش استرس آنها در جلسات امتحاني آينده آنها مي شود.
    42-آشنايي كودكان به مطالعه صحيح آنها را به تفكر و تشكل هاي فراگير جهت مشاركت در يادگيري آموزي به نحو احسن هدايت مي كند و...

    طاهر محمد زاده

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:49 AM   |  

    تمركز؛ چرا و چگونه؟





    تمركز؛ چرا و چگونه؟

    ابوذر را كشتند!
    هيچ‌وقت استادش را اين اندازه غمگين و نگران نديده بود. از ده سال پيش كه به اصفهان آمده بود، هر روز صبح، به شوق آموختن، به سوي خانه ساده و با صفاي استاد مي‌شتافت و تا وقت نماز ظهر، رو در روي او مي‌نشست. اما آن روز سرد زمستاني، نه از لبخند هميشگي استاد خبري بود و نه از آمادگي او براي درس گفتن. جز سكوت، چيزي در ميان آنان رد و بد نمي‌شد، و شاگرد مي‌دانست كه بايد منتظر باشد تا استاد، خود به سخن آيد.
    - محمد مهدي!
    - بله استاد!
    - براي تو از نراق، نامه نمي‌آيد؟
    - مي‌آيد؛ اما من نمي‌خوانم.
    - نامه‌ها را چه مي‌كني؟
    - بدون آنكه بازشان كنم، زير گليم حجره‌ام پنهان مي‌كنم. چون مي‌دانم خواندن هر نامه، مدتي ذهنم را به خود مشغول مي‌كند و از درس باز مي‌دارد.
    - امروز درس تعطيل است. به خانه برگرد و آخرين نامه‌هايي كه از نراق آمده است، بخوان
    دل كندن از استاد و درس او، براي محمد مهدي سخت بود؛ اما چاره‌اي جز اطاعت نداشت. به خانه آمد و چند نامه را باز كرد وخواند. يكي از نامه‌ها، او را سخت لرزاند و حالش را دگرگون كرد. با دلي شكسته و اشكي روان، نزد استاد بازگشت تا تكليف خود را بداند.
    - خواندي؟
    شاگرد، پاسخ استاد را با اشكهاي خود داد.
    - پدرت، مرحوم ابوذر نراقي را كشته‌اند. خويشان و دوستانت، چندين نامه براي تو نوشته‌اند تا بازگردي و امور خانواده را سامان دهي. وقتي از تو خبري نشد، نامه‌اي هم براي من فرستادند تا تو را از ماجرا آگاه كنم. برخيز و برو كه خويشانت، منتظرند.
    برخاست؛ اما دو غم بزرگ، دلش را چنگ مي‌زد: مرگ پدر و دوري از درس و علم.
    كمتر از ده روز بعد، در همان ساعت هميشگي، در خانه استاد مولا اسماعيل خواجويي (م 1173 ق) به صدا درآمد. آري؛ محمد مهدي نراقي بازگشته بود، تا بيست سال ديگر نزد استادان خود در اصفهان علم آموزد.(1)
    اين است حكايت عالماني كه قلب خود را براي كسب دانش، آماده نگه داشتند و همه درها را به روي آنچه موجب آشفتگي ذهن و برهم خوردن تمركزشان مي‌شد، بستند. (2) اين است حكايت آنان، و چيست حكايت ما؟
    هنگام مطالعه نمي‌توانم تمركزم را حفظ كنم. گاهي دو ساعت مي‌گذرد و ناگهان متوجه مي‌شوم فقط يك صفحه از كتاب را خوانده‌ام! بعضي وقتها هم مجبور مي‌شوم يك مطلب را چند بار بخوانم تا بفهمم!

    منشأ حواس‌پرتي

    تمركز كافي، براي همگان امكان‌پذير است؛ زيرا قدرت تمركز، يك استعداد ذاتي نيست؛ بلكه اكتسابي و قابل ارتقاء است. هيچ كس نبايد خود را حواس‌پرت يا فاقد تمركز حواس بداند؛ بلكه بهتر است وقتي تمركز حواس او دچار اختلال شد، زمان و مكان نامناسب را متهم كند. شما مي‌توانيد از طريق تمريناتي كه در اين بروشور آمده است، تمركزتان را پرورش داده و تقويت كنيد.
    تمركز حواس هنگام مطالعه، كليد اصلي و اساسي درك مطلب است. براي تمركز حواس نيز بايد از روشهايي استفاده كرد كه باعث تقويت، پرورش و مهارت در ايجاد تمركز حواس، هنگام مطالعه مي‌شوند.
    براي حواس‌پرتي علتهاي مختلفي ذكر شده است از جمله: عدم علاقه به موضوع مورد مطالعه؛ عوامل اختلال‌زاي دروني، مانند تشنگي و اضطراب؛ عوامل اختلال‌زاي بيروني، مانند رفت و آمد ديگران و سر و صدا؛ عدم اعتماد به نفس؛ نداشتن الگوي مناسب براي مطالعه؛ عدم انتخاب زمان و مكان مناسب براي مطالعه.

    پيش به سوي تمركز، با :

    1- ايجاد شوق و علاقه به مطالعه
    اگر نسبت به درس يا كتابي بي‌علاقه باشيد، حواستان، هر لحظه پرت خواهد شد و شما را به ناكجاآبادهاي دور مي‌برد؛ ولي اگر به موضوع علاقه‌مند باشيد، ذهنتان به طور خودكار بر روي مطلب متمركز مي‌شود، دقت بيشتري مي‌كند و مطلب را به راحتي به حافظ مي‌سپارد.
    بنابراين اگر نسبت به موضوعي بي‌علاقه‌ايد، سعي كنيد با ايجاد انگيزه‌هاي نيرومند و در نظر گرفتن اهدافي كه برايتان مهم و جذاب است، بر شوق و علاقه خود بيفزاييد.
    همچنين، براي افزايش ميزان علاقه خود نسبت به مطالب، مي‌توانيد به طرح سوالاتي پيرامون مطالب بپردازيد. (ر.ك : بروشور شماره 1، «حرفه‌اي ها چگونه كتاب مي‌خوانند؟»)
    2- تقويت اعتماد به نفس
    مطالعه عميق و يادگيري ثمربخش، وقتي حاصل مي‌شود كه تصور مثبتي از خود داشته باشيم و به خود اعتماد كنيم؛ زيرا اعتماد به خود، نيرو و مهارت ما را افزايش داده، مغز را سالم‌تر مي‌كند.
    وقتي مي‌خواهيد كاري انجام دهيد، از گفتن كلماتي مانند «نمي‌خواهم»، «نمي دانم» و «نمي‌توانم» بپرهيزيد. جمله «اين كار محال است» را از دفتر زندگي خود خط بزنيد، و ترس و بدگماني و سستي را از ذهن خود دور كنيد.
    هرگزاجازه ندهيد كه هيجانات و افكار منفي، شما را در خود غرق سازند و تمركز حواس شما را مختل كنند.
    اعتماد به نفس داشته باشيد و پيوسته با خود تكرار كنيد كه «قادر به انجام كار هستم؛ مي‌توانم انجام دهم و بايد انجام دهم». بدين ترتيب تفكر مثبت در شما پديد مي‌آيد.
    اعتماد به نفس، احساس شعف و شادي را در شما به وجود مي‌آورد، و در حالت شادماني از تمركز حواس بهتري برخورداريد؛ بهتر فكر مي‌كنيد؛ بهتر مطالعه مي‌كنيد و نتيجه كارتان بهتر خواهد بود.
    اعتماد به نفس نيز فضيلتي اكتسابي است كه مي‌توان آموخت و به كار بست؛ فقط بايد راه‌هاي آن را دانست كه در منابع مربوط ، ذكر و ثبت شده است.
    3- تعيين زمان مطالعه
    مطالعه، مانند هر كار ديگري، نياز به زمان مناسب با خودش را دارد؛ اما تعيين مناسب‌ترين زمان براي مطالعه، آسان نيست و بيشتر به عادات فردي بستگي دارد. برخي افراد عادت دارند تا نيمه‌هاي شب بيدار مانده، با استفاده از سكوت و آرامش شبانه مطالعه كنند. برخي ديگر عادت دارند زود بخوابند و صبح زود از خواب بيدار شوند و مطالعه كنند.
    بنابراين يافتن زمان مناسب، باعث برقراري تمركز حواس، جلوگيري از اتلاف وقت و انرژي، عدم سردرگمي و فهم بهتر مطالب مي‌شود.
    همچنين ثابت بودن زمان مطالعه، انسان را شرطي مي‌كند و فرد با شروع زمان مطالعه، خودكار و ناخودآگاه ، افكارش براي مطالعه تمركز و آمادگي مي‌يابد.
    4- مطالعه به محض نشستن
    پس از آنكه در مكان مطالعه خود قرار گرفتيد، بي‌درنگ مطالعه را شروع كنيد و به هيچ كار ديگري نپردازيد. بعضيها وقتي پشت ميز مطالعه مي‌نشينند يا كتاب را باز مي‌كنند، شروع مي‌كنند به ورق زدن كتاب، جابه‌جا كردن كاغذها و كارهاي جانبي ديگر.
    اگر نشستن براي مطالعه طولاني شود و مطالعه‌اي صورت نگيرد، و شما خود را با كارهاي جانبي يا افكار دروني مشغول كنيد، براي مطالعه تمركز كافي نخواهيد يافت. عادت كنيد همه آنچه را كه براي مطالعه نياز داريد، ابتدا فراهم كنيد و هر كار متفرقه‌اي را كه داريد، پيش از مطالعه انجام دهيد و پس از آنكه نشستيد، همان دم، مطالعه را آغاز كنيد. با اين روش، ذهن خود را براي مطالعه، شرطي خواهيد كرد و با زحمت كمتري به تمركز مي‌رسيد.
    5- در پي سكوت مطلق نبودن
    واقعيت اين است كه هر چه محيط ساكت‌تر باشد، براي تمركز حواس بهتر است و اصولاً ما محيطي را براي مطالعه انتخاب مي‌كنيم كه سرو صداي كمتري داشته باشد. اما به هيچ عنوان نبايد درجست و جوي محيطي بود كه سكوت مطلق بر آن حكم‌فرما باشد، چرا كه چنين محيطي هميشه پيدا نمي‌شود و باعث سردرگمي و اتلاف وقت شما خواهد شد. سكوت، نسبي است و بهترين مكان براي مطالعه متمركز، جايي است كه سرو صداي آن از بقيه جاهاي موجود، كمتر باشد.
    اگر شما به محيط كاملاً ساكت عادت كنيد، شرطي مي‌شويد و دوست داريد فقط در چنين محيطهايي مطالعه كنيد؛ آن گاه در محيطهاي ديگر با كوچك‌ترين سر و صدايي، تمركزتان به هم مي‌ريزد و ايجاد تمركز دوباره بسيار مشكل مي‌شود.
    6- كنترل صحبت كردن با خود
    خيلي‌ها نمي‌دانند كه هنگام عمل به تكاليف، از جمله درحين مطالعه، به شكل خاموش با خودشان حرف مي‌زنند!
    صحبت كردن با خود، مي‌تواند فعاليتها و رفتارها را در ما برانگيزد و تشويق كند و رفتار آينده ما را سروسامان دهد. در واقع ما از طريق صحبت كردن با خود بر جريان پيشرفت خود نظارت مي‌كنيم. اما اگرهمين گفت و گوي دروني بيش از اندازه ارزش يابانه يا انتقادي باشد، بر تمركز ما اثر منفي مي‌گذارد. (3)
    آيا تا به حال تجربه نگارش يك مقاله را داشته‌ايد كه در همان سطر اول آن گير كرده و ناكام شده باشيد؟ مقصر اصلي، يك ويراستار دروني بسيار سخت‌گير است.
    مقايسه توانايي خود با توانايي ديگران و انتظارات غلط داشتن درباره مدت و كيفيت تمرکزي كه بايد داشته باشيم، مي‌تواند سبب شكل‌‌گيري يك گفت و گوي منفي با خويش باشد. با كمي تمرين، شما مي‌توانيد ياد بگيريد هر خصيصه دروني را كه تمركز شما را بر هم مي‌زند، مديريت كنيد.
    7- مقابله با مشكلات شخصي
    مشكلات و مصائب شخصي مي‌تواندن تمركز شما را در مطالعه از بين ببرند. مثلا از دست دادن نزديكان يا قطع ارتباط با يك دوست، مي‌تواند اختلالي جدي در توانايي تمركز شما ايجاد كند. در بيشتر موارد، اين گونه امور مخل تمركز، عمركوتاهي دارند و توانايي تمركز به طور طبيعي باز مي‌گردد.
    در اين موارد، گاهي كمك بيروني، بسيار موثر است و شما در اين موقعيتها، مي‌توانيد با دوستان و استاداني كه مي‌شناسيد ، مشورت كنيد و از بار ذهني خود بكاهيد. برخي از افراد دريافته‌اند كه اختصاص دادن زماني محدود به فكر كردن درباره يك مشكل خاص، به كاهش مشغله ذهني آنان مي‌انجامد.
    8- بهبود شرايط بدني
    خواب نامنظم، فعاليتهاي سنگين و عادات غذايي نامناسب، بي‌ترديد مانع تمركزند. مثلا، سنگيني معده و سيري بيش از حد، يكي از زمينه‌هاي عدم تمركز شما به هنگام مطالعه است. هنگام ناهار، از خوردن غذاهاي پرحجم خودداري كنيد؛ زيرا با رفتن خون به سمت دستگاه گوارش، از بنيه جسمي و ذهني شما كاسته مي‌شود. در ضمن توجه داشته باشيد كه بعد از ناهار، تا حدود يك ساعت از مطالعات سنگين بپرهيزيد.
    همچنين صبحانه كافي و مقوي ، نقش مهمي در ايجاد و برقراري تمركز حواس در طي روز خواهد داشت. در اولين غذاي روز ، همراه با كربوهيدراتها، غذاهاي پروتئين‌دار (مثل تخم‌مرغ، ماهي، پنير يا دانه‌هاي خشكبار) نيز ميل كنيد. از قديم گفته‌اند: «صبحانه را مانند پادشاهان، ناهار را مانند شاهزاده‌ها و شام را مانندفقرا بخوريد.»
    شما بايد اطلاعات خود را در زمينه بهبود شرايط فيزيولوژيكي بدن، به ويژه اصول تغذيه مناسب، ارتقا دهيد تا بتوانيد از شمار عوامل اختلال‌زاي تمركز بكاهيد.
    9- برخوردي از الگوي مطالعه
    مطالعه با الگوي مناسب، مي‌تواند نقش موثر و بسزايي در تمركز حواس داشته باشد؛ مثلاً طرح سوال هنگام مطالعه، سبب برانگيختن جديت و حساسيت بيشتر مي‌شود تا فرد براي يافتن پاسخ سوالات خود، تمركز حواس خود را حفظ نمايد.
    يكي از الگوهاي موفق در اين زمينه، روش «پس ختام»(4) است كه مشتمل بر شش مرحله است: 1- خواندن اجمالي 2- سوال كردن 3- خواندن 4- تفكر 5- به خاطر سپردن 6- مرور كردن.
    10- يادداشت برداري
    يادداشت برداري، نوعي تكرار درس است كه هم سبب تمركز حواس و هم موجب حفظ آسان‌تر مطالب مي‌شود.
    يادداشت برداري فني، كاري جدي و فعال است كه لازمه انديشيدن است. بدين رو براي يادداشت‌برداري، بايد هنگام مطالعه، فعال بود و لازمه فعال بودن، داشتن تمركز حواس است، و براي برقراري تمركز حواس جهت نوشتن، هماهنگي چشم و مغز- به منزله نوعي يادگيري تجسمي چند بعدي با قدرتي بي‌نظير – نياز است.
    11- توانايي گفتن «نه»
    در وقت مطالعه شما، گاهي دوستان يا هم حجره‌اي‌ها، از شما مي‌خواهند كه دور هم جمع شويد؛ دراين صورت چه بايد كرد؟
    راحت و بي‌دغدغه بگوييد «نه»!
    هنر گفتن «نه» را در خود تقويت كنيد. اگر اين اراده در شما ضعيف است، مي‌توانيد در مكاني كه مطالعه مي‌كنيد بنويسيد: «لطفاً مزاحم نشويد!»
    اگر موفق نشديد، مي‌توانيد كارهاي ديگري انجام دهيد كه نشان دهد شما دوست نداريد كسي رشته افكار شما را پاره كند؛ مثلاً از نمادهاي هنگام مطالعه، استفاده كنيد.
    12- استفاده از تكنيك «حالا اينجا باش»
    اين فن ساده و فريبنده، بسيار موثر است. وقتي متوجه مي‌شويد كه فكرتان از موضوع منحرف شده است، به خودتان بگوييد: «حالا اينجا باش!» و به آرامي توجهتان را به جايي كه مي‌خواهيد ، برگردانيد.
    براي مثال: شما در كلاس هستيد و فكر شما از سخنان استاد به امور فرعي و مزاحم، معطوف مي‌شود. در اين هنگام به خودتان بگوييد: «حالا اينجا باش!» و دوباره حواستان را روي سخنان استاد، متمركز كنيد و تا جايي كه ممكن است اين حالت را حفظ كنيد.
    اگر لازم باشد اين كار را صد بار در هفته انجام دهيد. خواهيد ديد كه هر روز كه مي‌گذرد، فاصله زماني بين دفعات منحرف شدن افكارتان، بيشتر مي‌شود.
    13- تسليم نشدن به حواس‌پرتي‌هاي بيروني
    خودتان را آموزش دهيد كه تسليم حواس‌پرتي‌هاي بيروني نشويد. وقتي كه كسي وارد اتاق مي‌شود، و در را محكم و با سروصدا مي‌بندد، روي خود را به سمت او برنگردانيد؛ بلكه ذهنتان را به آن چيزي كه مقابل شما است، متمركز سازيد. اين كار را در موقعيتهاي متعدد تمرين كنيد.
    بدون توجه به سروصداها، بين خود و استاد، تونلي بسازيد. وقتي با كسي در حال گفت و گو هستيد، توجهتان را به او معطوف كرده، به صورتش بنگريد و خطورات مزاحم را از ذهنتان بيرون كنيد.

    عوامل متفرقه حواس پرتي

    هيچ گاه عوامل حواس پرتي، به صفر نمي‌رسد؛ حتي اگر بهترين شيوه مطالعه را هم در پيش گيريم؛ زيرا غير از عوامل پيش گفته، هميشه عوامل ديگري نيز پيش مي‌آيند كه مانع تمركز ما مي‌شوند.
    بهترين و موثرترين راه براي مقابله با عوامل حواس‌پرتي‌هاي متفرقه، نوشتن آنها بر روي يك برگ كوچك كاغذ و اختصاص دادن زماني براي فكر كردن درباره آنها است.
    مثالي بزنيم : شما دراوج مطالعه هستيد؛ ناگهان به خاطر مي‌آوريد كه امشب بايد به دوست خود تلفن بزنيد. از اين لحظه به بعد شما هر چقدر هم كه بكوشيد، دغدغه تلفن كردن به دوستتان و اينكه مبادا فراموش كنيد، ذهن شما را رها نمي‌كند و شما را آزار مي‌دهد. در نتيجه شما از همان لحظه، تمركز خود را از دست مي دهيد.
    اما اگر به محض آنكه اين انديشه به ذهن شما راه يافت، آن را بر روي كاغذي بنويسيد، خيالتان راحت شده، مي‌توانيد به مطالعه متمركز خود ادامه دهيد.
    يادتان باشد كه حواس‌پرتي را نيز مانند نكات مهم كتاب كه فرا مي گيريد و ثبت مي‌كنيد، بايد جايي تخليه كنيد. اگر ننويسيد و بگوييد «باشد براي بعد» يا «مي‌دانم كه يادم نمي‌رود» و … توانايي ذهني خود را كم كرده‌ايد.
    هرچه در حين مطالعه به خاطرتان مي‌آيد و عامل مزاحم تلقي مي‌شود، گوشه‌اي يادداشت كنيد تا بار ذهني مربوط به آن، از ذهن شما بيرون رود.

    پاورقي‌ها

    1- برگرفته از : دومين ويژه‌نامه كنگره فاضلين نراقي، «شخصيت ملا محمد مهدي نراقي» به قلم آيت‌الله شهيد قاضي طباطبايي ، ص 42. گفتني است كه علامه محقق مولا محمد مهدي نراقي، و فرزند نامدارش مرحوم ملا احمد نراقي، از مشاهير فقهاي شيعه و هر دو صاحب تصانيف بسيارند.
    2- اين داستان ممكن است تا اين حد، قابل توصيه نباشد، اما اهتمام عالمان برجسته‌اي چون مرحوم نراقي را به حفظ و تداوم تمركز در حد بسيار بالا، نشان مي‌دهد.
    3- گفتني است تفكر به هنگام مطالعه، با صحبت كردن با خود (حديث نفس) متفاوت است. صحبت كردن با خود حالتي است كه فرد را از محور موضوع مورد بحث خارج مي‌سازد و موجب توقف وي مي‌گردد؛ در حالي كه تفكر يعني ممحض شدن بر روي مطلب، براي درك و فهم بيشتر.
    4- اين روش در منابع علمي به «SQ4R» معروف است.

    منبع: سايت باشگاه انديشه به نقل از مجموعه بروشورهاي خشت اول، شماره 2

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:49 AM   |  

    جایگاه کتابخانه ها و کتابداران در عصر دیجیتال





    جایگاه کتابخانه ها و کتابداران در عصر دیجیتال

    در عصر تکنولوژی اطلاعات همواره این سوال مطرح می شود:
    ـ وقتی که ما به اینترنت و دنیای دیجیتال دسترسی داریم چه نیازی به کتابدار داریم؟
    ـ برای جواب به این سوال باید بدانیم کتابخانه چیست؟
    ـ مجموعه دیجیتالی چیست؟
    ـ کتابدار کیست؟
    کتابخانه ها موسساتی هستند که به انتخاب، جمع آوری، سازماندهی، حفظ و نگهداری و دسترسی سریع مصرف کنندگان به اطلاعات می پردازد. و کتابداران متخصصانی هستند که از این فعالیت ها حمایت می کنند. مجموعه دیجیتالی مجموعه ای از منابع اطلاعاتی هستند که برای عموم استفاده کنندگان جمع آوری و سازماندهی شده اند.
    ادعای عصر دیجیتالی مناسب کردن تکنولوژی اطلاعات برای حمایت از فعالیت مصرف کنندگان است.در عصر دیجیتالی ما به نیروهای جدید و متخصص نیاز داریم که واسطه ای بین مصرف کنندگان و تکنولوژی باشند. با تاسیس کتابخانه های دیجیتالی این فرصت برای کتابداران به وجود آمده که به تدریج از شکل کلیشه ای گذشته فاصله بگیرند و خودشان را در این محیط اطلاعات تعریف کنند. در آینده نقش کتابداران از تاکید بر روی آموزش، مشاوره پژوهش و همکاری با متخصصان کامپیوتر و اطلاعات برای طراحی و نگهداری از سیستم های دسترسی به اطلاعات تغییر خواهد کرد.
    سرنیو ازولا متخصص اطلاعات، کتابداران عصر دیجیتالی را چنین تعریف کرده است: حافظان بزرگراه اطلاعات، حافظان کتابخانه دیجیتالی همگانی، متخصص در هدایت کردن و تصفیه اطلاعات، متخصص در نمایه سازی، مطلع از شیوه های استخراج اطلاعات و یک واسطه بین استفاده کننده و تکنولوژی. بسیاری از محققان در مورد آینده کتابداری و وظایف کتابداران معتقندن که آنها وظایف ذیل را بر عهده خواهند داشت: مدیران یا کارمندان اطلاعات، مشاور اطلاعات، روانکاو، معلم، مربی و طراح سیستم و تمام این وظایف پیش بینی شده کاملاً با محیط کامپیوتری در ارتباط است.
    نیاز به کتابداران در مدیریت کتابخانه های دیجیتالی با بوجود آمدن کتابخانه های دیجیتالی جهانی یا مراکز اطلاعات دیجیتالی در سطح جهان نیاز به کتابداران برای مدیریت منابع اطلاعاتی دیجیتالی بیشتر احساس می شود. کتابخانه های دیجیتالی بزرگ همچون انباری از اطلاعات هستند و کتابداران برای مدیریت کتابخانه های دیجیتالی، سازماندهی دانش و اطلاعات دیجیتالی، فراهم کردن خدمات مرجع دیجیتالی و خدمات اطلاتی الکترونیکی، بازیابی و اشاعه اطلاعات دیجیتالی از طریق کامپیوتر، فهرست و طبقه بندی اسناد و اطلاعات دیجیتالی مورد نیازند.

    کتابداران همچون پژوهشگران

    کتابداران در پژوهش و کسب اطلاعات منحصر به فرد از منابع اطلاعاتی متنوع در زمینه های موضوعی مختلف خبره هستند. کتابداران با فراهم کردن تسهیلات دسترسی و پیدا کردن اطلاعات و ارائه و خلاصه کردن آن نقش اساسی در چرخه تولید اطلاعات دارند.

    کتابدار در نقش طراح کتابخانه دیجیتالی

    کتابداران باید بیشتر با طراحی و بهره گیری از تکنولوژی اطلاعات آشنا شوند و با متخصصان کامپیوتر و اطلاعات در طراحی، سازماندهی، توسعه و نگهداری از منابع کتابخانه دیجیتالی و شبکه همکاری کنند.
    دسترسی به دنیای اطلاعات وظیفه دشواری است و کتابداران باید در این جریان نقش فعالی داشته باشند. کتابداران به خاطر دانش و تجاربی که در کسب منابع اطلاعاتی دارند می توانند در توسعه و نگهداری اطلاعات کتابخانه دیجیتالی در انتخاب اطلاعات، سازماندهی و همچنین طراحی موتور جستجو نقش اساسی ایفا نمایند.

    کتابدار همچون معلم و مشاور

    مراجعه کنندگان باید از سیستم های تولید و توزیع اطلاعات، سازماندهی منابع اطلاعاتی، شیوه های جستجو و دسترسی به اطلاعات آگاه شوند. آنها باید بیاموزند که چگونه نیازهای خود را تجزیه و تحلیل کنند و آن را بیان کنند و چگونه اطلاعات کسب شده خود را ارزیابی کنند

    کتابداران در ارزیابی منابع اینترنتی

    امروزه با گسترش روزافزون شبکه اینترنت و کاربرد آن به عنوان یک محیط جدید اطلاعاتی بسیاری از اساتید دانشجویان و محققان به استفاده از این شبکه گرایش پیدا کرده اند و از مجلات، پایان نامه ها، طرح های پژوهشی و دیگر اطلاعات این شبکه برای فعالیت های علمی و پژوهشی خود استفاده می کنند و به این نکته کمتر توجه دارند که صحت و اعتبار این منابع اطلاعاتی چگونه است.

    کتابداران و کپی رایت

    آگاهی کتابداران از خط مشی کپی رایت در حال حاضر بیشتر بر روی اطلاعات الکترونیکی استقرار دارد . بسیاری از اساتید و دانشجویان ممکن است این تصور را داشته باشند که منابعی که در وب سایت ها وجود دارد هیچ محدودیتی از نظر کپی رایت در مورد آنها وجود ندارد در حالیکه این موضوع تنها زمانی صحت دارد که کپی رایت برای آن اثر تمام شده باشد.
    بین آثاری که کپی رایت آنها تمام شده و در اینترنت هستند و آثاری که هنوز دارای کپی رایت هستند گاهی چنان درآمیختگی وجود دارد که تشخیص آن بسیار مشکل است و این کتابداران هستند که مشخص می کنند کدام آثار در اینترنت دارای کپی رایت هستند و برای کسب اجازه برای استفاده از آثار با مراکز تائیدیه کپی رایت و دیگر موسسات در تماس هستند و کتابداران استفاده ککنندگان را از دستور العمل های قانونی استفاده از این آثار آگاه می کنند.
           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:49 AM   |  

    چگونه كودك خود را به خواندن كتاب علاقه مند كنيم؟






    چگونه كودك خود را به خواندن كتاب علاقه مند كنيم؟

    كودكان امروزي برخلاف كودكان چند ده سال پيش امكانات بسياري زيادي از كامپيوتر گرفته تا كانالهاي متعدد تلويزيوني و ... براي گذارندن وقت خود دارند؛ آنچه در اين ميان موجب نگراني اغلب والدين مي شود، كم توجهي بسياري از كودكان به مطالعه است. توصيه هاي زير مي تواند كود شما را به خواند كتاب بيشتر علاقمند نمايد.
    ۱) حداقل نيم ساعت در روز همراه كودكتان كتاب بخوانيد
    - اگر كودك شما در سنين پيش از دبستان است، حتمآ با صداي بلند برايش كتاب بخوانيد.
    - به او كمك كنيد تا همراه شما كتاب بخواند و در رابطه با داستان كتاب با او صحبت كنيد.
    - لغات يا كلماتي از هر صفحه را انتخاب كنيد و از او بخواهيد آنها را برايتان پيدا كند.
    ۲) با كودكتان زياد صحبت كنيد
    - قبل از اينكه كودك شما خواندن را ياد بگيرد، در طول روز با جملات ساده و كوتاه با او صحبت كنيد.
    - صحبت كردن با كودكان، حتي در زماني كه خود كودك هنوز قادر به حرف زدن نيست، باعث مي شود نه تنها در آينده بهتر صحبت كنند، بلكه خواندن و نوشتن را نيز بهتر بياموزند.
    ۳) به كودكتان كمك كنيد تا بتواند به تنهايي كتاب بخواند
    - كتاب خواندن بچه ها در خانه نقش مهمي در موفقيت آنها در مدرسه دارد.
    - براي كودك خود زياد كتاب بخريد، سعي كنيد هفته اي يك بار به كتابخانه يا كتابفروشي سر بزنيد.
    - كودكتان را تشويق كنيد كه عضو كتابخانه شود و به او اجازه دهيد كتاب هايي را كه خودش دوست دارد انتخاب كند و به امانت بگيرد.
    ۴) اگر كودك شما در يادگيري كند است، كتاب خواندن برايش كار سختي خواهد بود
    - نوارهاي قصه در منزل داشته باشيد.
    - ضبط صوتي كه طرز كارش آسان باشد را خريداري كرده يا به امانت بگيريد.
    - كتاب هاي داستان را با صداي بلند بخوانيد و روي نوار ضبط كنيد.
    - اگر نتوانستيد نوار كتاب هاي مورد علاقه كودكتان را در بازار پيدا كنيد، خود شما يا يكي از اعضاي خانواده، كتاب ها را با صداي بلند بخواند و روي نوار ضبط كند. به اين ترتيب كودك شما مي تواند در هنگام نگاه كردن به صفحات كتاب به اين نوارها گوش دهد.
    ۵) اهميت مطالعه را به كودكتان بياموزيد
    - كودك را تشويق كنيد كه وقت آزادش را به مطالعه بپردازد.
    - در طول روز مقداري از وقت كودكتان را براي كتاب خواندن آزاد بگذاريد.
    - با خواندن روزنامه، مجله و كتاب در منزل مي توانيد الگوي مناسبي براي تشويق كودكتان به مطالعه باشيد.
    ۶) در منزلتان جاي خاصي را براي كتاب خواندن در نظر بگيريد
    - كتاب هاي مورد علاقه كودك خود را در دسترس او قرار دهيد.
    - با پيشرفت كودكتان در كتاب خواندن، كتاب هاي مشكل تري را به كتابخانه منزلتان اضافه كنيد.
    ۷) نوشت افزار متناسب سن كودك را در اختيار او قرار دهيد
    - به طور كلي ، كودكان به نوشتن و آموختن آن علاقه مند هستند. وسايلي از قبيل كاغذ، خودكار و مداد را در دسترس كودك بگذاريد تا به نوشتن تشويق شود.
    - اگر كودكتان براي نوشتن چيزي از شما كمك خواست، حتما اين كار را انجام دهيد.
    - اگر خودكار و مداد معمولي مناسب سن كودك شما نيست، با پزشك اطفال يا مربي مهد كودك او مشورت كنيد و نوشت افزار متناسب را برايش فراهم كنيد.
    ۸) خواندن و نوشتن به زبان مادري را با كودك تمرين كنيد
    - هر چه بيشتر، كودك، زبان مادري را تمرين كند، آموختن زبان انگليسي به عنوان زبان دوم بريش آسان تر خواهد بود.
    ۹) بيرون از منزل، در حال انجام كارهاي روزانه نيز با كودك صحبت كنيد.
    - وقتي از منزل بيرون مي رويد، اگر كودكتان همراه شماست، در طول مسير با او در مورد جايي كه مي رويد يا كاري كه مي خواهيد انجام دهيد، صحبت كنيد. اين كار باعث مي شود خارج از محيط خانه نيز با كودكتان در ارتباط باشيد.
    ۱۰) از كودكتان بخواهيد اتفاقات روزانه اش را براي شما تعريف كند
    - صحبت كردن در مورد تجربه هاي روزانه كودك، باعث مي شود او به آنها فكر كند. تعريف كردن كامل يك اتفاق به همراه جزئيات مربوطه اش، به كودك مي آموزد كه چگونه يك داستان نوشته مي شود. به علاوه در هم معناي داستان هايي كه مي خواند نيز به او كمك خواهد كرد.
    ۱۱) مدت زمان و نوع برنامه هاي تلويزيوني را براي كودك محدود كنيد
    - كودك را به ديدن برنامه هاي آموزشي تشويق كنيد. اين كار باعث مي شود كودك شما لغات علمي و اصططلاحاتي كه در طبيعت به كار مي رود را ياد بگيرد. سعي كنيد در كنار او اين برنامه ها را ببينيد.
    ۱۲) از چگونگي پيشرفت تحصيلي كودك در مدرسه با خبر باشيد
    - كلاس مدرسه كودكتان را بازديد كنيد و در جريان پيشرفت او در مدرسه باشيد.
    - چگونه مي توانيد به او كمك كنيد كه دانش آموز بهتري شود؟ كودك شما مشكل خاصي در مورد خواندن دارد؟
           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:17 AM   |  

    تعداد صفحات :8   1   2   3   4   5   6   7   8