• English / العربیة / French  
  •  

     


     

     


     

     


     

     


     

     


       

      صفحه خانگي خود كنید !   ایمیل به مدیر !   اضافه کردن به علاقه مندیها !   سال89،کـــار و همت مضــاعف

       



    شیوه مطالعه زیست شناسی
           

    شیوه مطالعه زیست شناسی


    شیوه مطالعه زیست شناسی

    مقدمه

    با توجه به ضریب بالای زیست‌شناسی، این درس اهمیت ویژه‌ای در کنکور گروه علوم تجربی دارد و شما برای به‌دست آوردن یک رتبه‌ی خوب در کنکور حتماً باید درصدی بالاتر از 80 درصد را کسب کنید.
    یادگیری موثر زیست‌شناسی نیاز به مطالعه‌ی پله‌به‌پله‌ی مطالب دارد و به این دلیل باید مطالب پایه‌ای را (که پیش‌نیاز درک مطالب دیگر هستند) به‌خوبی فرا گرفت و سپس به سراغ مطالعه‌ی مطالب دیگر (که به مطالب پایه وابسته‌اند) رفت. (مثلاً شما برای درک همانند‌سازی DNA باید ساختمانDNA را قبلاً به خوبی آموخته باشید).
    اگر زیست‌شناسی را یک درس صرفاً حفظ شدنی (مثل حفظ کردن یک شماره تلفن یا شعر) می‌پندارید اولین قدم شما در یادگیری زیست‌شناسی تغییر نحوه‌ی نگرش به این درس باشد. پس به حفظ کردن طوطی‌وار (شعروار) مطالب زیست‌شناسی نپردازید. باید روشی را برای مطالعه به‌کار ببرید که در یادگیری عمیق و مفهومی زیست‌شناسی موثر باشد. ما روش زیر را به شما پیشنهاد می‌کنیم:

    شیوه‌ی مطالعه:

    بدون توجه به بودجه‌بندی سوالات برای فصل‌های مختلف، کتاب‌های هر سه پایه (دوم، سوم، پیش‌دانشگاهی) را به‌صورت موازی (همراه‌ باهم) مطالعه کنید و اهمیت یکسانی برای تمامی فصول هر سه پایه قائل شوید. این موضوع به این دلیل است که طبق آمار سال‌های گذشته نمی‌توان هیچ فصلی از دروس زیست‌شناسی را فاقد اهمیت یا کم‌اهمیت‌تر از بقیه دانست.
    - تمامی فصول دروس زیست‌شناسی سه پایه را با توجه به ارتباط موضوعی آن‌ها تحت عنوان‌های جدید دسته‌بندی کنید.
    نکته‌: حداکثر 7 عنوان در نظر بگیرید. (مثال)
    - در هر روز حتماً یک ساعت مطالعه را به زیست‌شناسی اختصاص بدهید. ( 2 ساعت)
    - هر ساعت مطالعه‌ی زیست‌شناسی را تنها به یک عنوان اختصاص بدهید.
    - هر ساعت مطالعه‌ی مختص یک عنوان را به 4 بخش تقسیم کنید. 1- قسمت اول را به مرور مطالب ساعت مطالعه‌ی قبل بپردازید. 2- در قسمت دوم مطالب مربوط به عنوان همین ساعت مطالعه را بخوانید 3- چند دقیقه استراحت کنید 4- در قسمت آخر تست‌های مربوط به همین جلسه را پاسخ دهید.
    نکته: تعیین زمان 4 بخش یک ساعت مطالعه بستگی به خودتان و میزان پیشرفت شما در مطالعه دارد. مثلاً در چند جلسه‌ی اول بخش‌های 1 و 4 وجود ندارند. زمان استراحت نیز بیش از 10 دقیقه نباشد.

    طرح یک ساعت مطالعه‌ی زیست‌شناسی:

    1 2 3 4
    1 = مرور جلسه‌ی قبل ---------> مرور اجمالی
    2= مطالعه --------->تفکر در مورد موضوع مطالعه، خواندن دقیق همراه با خط کشیدن زیر مطالب کلیدی وخلاصه‌برداری
    3= استراحت چند دقیقه‌ای
    4= زدن تست

    جهت اطلاع:

    بهترین شیوه‌ی مرور مطالب به این طریق است که پس از مطالعه‌ی عمیق مطالب (به روشی که در زیر ذکر شده) 10 دقیقه به ذهن استراحت داده و سپس مطالب خوانده شده را مرور کرد. روز بعد نیز مطالب را دوباره مرور کردو 6 روز بعد نیز این کار را تکرار کرد. مرور مطالب باید از روی خلاصه‌هایی که تهیه‌ کرده‌اید صورت بگیرد. شما با استفاده از این روش مطالعه، خودبه‌خود این روند مرور مطالب را اجرا می‌کنید.

    اما بهترین شیوه‌ی خواندن مطالب به این ترتیب می‌باشد:

    1) ابتدا مطلب را به‌صورت اجمالی و گذرا بخوانید تا ایده‌ی کلی آن را به‌دست بیاورید (پاراگراف اول و آخر، تیترها، شکل‌ها و....)
    2) چند دقیقه پیرامون ایده‌ای که از مطلب گرفته‌اید تفکر کنید، در باره‌ی آن‌چه اطلاعات قبلی دارید؟ کاربرد وارتباط آن با مسائل روزمره چیست؟ و...... (سوال طرح کنید و خودتان جواب بدهید)
    3) مطالب را به‌صورت دقیق بخوانید. زیر نکات مهم و کلیدی خط بکشید و نکات مهم را حاشیه‌نویسی کنید.
    4) از مطالب خلاصه‌بردای کنید. می‌توانید مطالب مهم را به‌صورت نکات جداگانه درون دفتر یا فیش‌هایی بنویسید. اما بهترین روش برای خلاصه‌برداری، نوشتن مطالب مهم به‌صورت نمودارهای درختی، شبکه‌ای، جدول‌ها، شکل و.... می‌باشد. یعنی مطالبی را که یاد گرفته‌اید به شکلی که ذهنتان آن را خلق می‌کند بازنویسی کنید

    //www.mobtakeran.com     




    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت4:06 AM   |  

    چگونه تست زبان انگلیسی بزنیم




    چگونه تست زبان انگلیسی بزنیم

    مقدمه

    زمانی به زبان انگلیسی مسلط هستید که بتوانید:
    به راحتی یک متن انگلیسی را بخوانید (Reading)
    یک مطلب انگلیسی بنویسید (Writing)
    یک مکالمه‌ی انگلیسی را بفهمید (Listening)
    درباره‌ی یک موضوع به انگلیسی صحبت کنید (Speaking).
    اگر به زبان انگلیسی تسلط پیدا کنید، به‌ راحتی می‌توانید درصد بالایی را در کنکور کسب کنید.
    اما برای رسیدن به این هدف (کسب درصد بالا) نیازی به تسلط بر این زبان ندارید!
    در کنکور تنها از قسمت Reading و به نحو غیرمستقیم از قسمت Writing آزمون به‌ عمل می‌آید. برای مسلط شدن بر این دو قسمت باید دو رکن اساسی در یادگیری این زبان را به‌خوبی و به‌طور صحیح مطالعه کنید.
    1. Vocabulary (گنجینه‌ی لغات) 2. Grammar (قواعد)
    شما با مطالعه‌ی صحیح و یادگیری اصولی این دو رکن، علاوه بر تضمین موفقیت در آزمون کنکور قدم بزرگی در تسلط بر این زبان برداشته‌اید.
    با توجه به این‌که در سال‌های اخیر اکثر داوطلبان در این درس درصد بالایی از سوالات را به‌طور صحیح پاسخ می‌دهند (70-60 درصد)، دقت داشته باشید که کسب این حداقل لازم است و برای پیشی گرفتن از دیگران باید به کسب درصدهای بالاتر فکر کنید.
    همچنین با توجه به این‌که دانستن معنی لغات و عبارات لازمه‌ی پاسخ‌گویی به تمامی سوالات می‌باشد (چه سوالات مربوط به لغات و چه سوالات مربوط به گرامر) و از طرف دیگر قسمت اعظم سوالات در مورد معنی لغات و عبارات می‌باشد (تقریباً 80 درصد سوالات از معنی لغات و عبارات و 20% از گرامر می‌باشد) اهمیت مطالعه‌ی لغات واضح است.
    ما بهترین شیوه‌ی مطالعه‌ی زبان انگلیسی را به شما ارائه می‌دهیم.

    شیوه‌ی مطالعه

    قبل از پرداختن به شیوه‌ی مطالعه، به شما پیشنهاد می‌کنیم:
    - از خودتان و یا روش مطالعه انتظار معجزه نداشته باشید. مطمئن باشید زبان انگلیسی نیاز به استمرار، پشتکار و صرف وقت و انرژی (البته به‌صورت اصولی و با برنامه‌ریزی) دارد. پس به تبلیغات فریبنده‌ای که ادعای آموزش زبان انگلیسی در مدت‌زمان کوتاه‌ و بدون تلاش را دارند هیچ اهمیتی ندهید.
    - فراتر از کنکور به زبان انگلیسی فکر کنید!
    و اما شیوه‌ی مطالعه:
    در هر روز هفته یک ساعت مطالعه را به این درس اختصاص دهید، مطالعه زبان انگلیسی را به 3 بخش مجزا تقسیم کنید.
    1. Vocabulary (واژگان) 2. Grammar 3. تست‌زنی. به این ترتیب شما در هفته‌، 3 ساعت مطالعه مختص واژگان 2 ساعت مطالعه مختص گرامر و 2 ساعت مطالعه مختص تست‌زنی خواهید داشت.

    1. در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان:

    الف) هم‌زمان با شروع مطالعه‌ی یک درس، کلمات را از همه‌ جای درس (تمرین‌ها، متن‌ها، زیرنویس‌ها، جدول‌ها و....) استخراج و آن‌ها را در جدول‌هایی بنویسید که هر جدول:
    - شامل گروهی از کلمات باشد که به نحوی در یک زمینه‌ دارای اشتراک باشند، مثلاً: کلمات هم‌شکل را در یک جدول بنویسید (bind، bond، bund، band، bound، ...... یا bird، bread، braid، bride، breed و.....)
    کلمات مترادف را در یک جدول بنویسید (mediate، intervene، interpose، reconsiliate، interfere و.....)
    کلمات با یک پیشوند را در یک جدول بنویسید (degenerate، decompose، deflate، deviate و....)
    کلمات با یک مضمون (theme) را در یک جدول بنویسید، مانند جدول مربوط به میوه‌ها، جانوران، گیاهان، زمان‌ها، مکان‌ها و.....
    - شامل 3 ستون باشد که یک ستون مربوط به کلمه، یک ستون برای معنی فارسی و در ستون دیگر نیز یک جمله بنویسید. (بهتر است که جمله را خودتان بسازید و در غیر این‌صورت از کتاب و یا دیکشنری استفاده کنید)
    نکته‌ی 1: به لغات پایانی درس اکتفا نکنید.
    نکته‌ی 2: کلمات خیلی ساده را وارد جدول‌ها نکنید.
    نکته‌ی3: دقت کنید که لازم نیست هر جدول شامل تعداد کلمات زیادی باشد. همچنین کامل شدن این جدول‌ها به‌صورت تدریجی و همراه با مطالعه‌ی کتاب صورت می‌گیرد. مثلاً شما در درس یک جدولی را ایجاد کرده‌اید که یک یا دو کلمه در آن قرار گرفته‌اند. اما در درس هشت یا نه چند کلمه ی دیگر به آن اضافه می‌کنید.
    نکته‌ی 4: چون نمی‌توانید همه‌ی لغات را در جدول‌ها قرار بدهید، باید یک جدول با عنوان «other words» یا «unsubjected words» نیز داشته باشید تا لغات مذکور (که برای آن‌ها وجه اشتراک پیدا نکرده اید) را در آن بنویسید. احتمالاً بیش‌ترین لغات را در این جدول خواهید نوشت!
    ب) پس از مطالعه‌ی چندین درس و تهیه‌ی تعدادی از جدول‌ها (تقریباً 200 تا 300 کلمه) ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان را به 3 بخش (طبق زیر) تقسیم کنید:
    - در یک قسمت مانند قبل، کتاب را مطالعه و جدول‌ها را تهیه و یا کامل کنید (نمونه‌ی جدول)
    - در یک قسمت با استفاده از جدول‌ها، کلمات‌ را به فیش‌های لایتنر انتقال داده و کلمات را به‌ روش لایتنر می‌خوانید (روش لایتنر)
    - در قسمت دیگر تنها به خواندن متون انگلیسی بپردازید. هدف از این بخش کسب تجربه به منظور خواندن سریع متون انگلیسی می‌باشد. شما باید علیرغم مشاهده‌ی کلمات نا آشنا مفهوم متن و جملات را درک وحتی با توجه به معنی جملات و مفهوم کلی متن، معنی کلمات جدید را حدس بزنید.
    نکته: تنها به تکرار کلمات اکتفا نکنید. برای یادگیری عمیق کلمات، بین‌ آن‌ها و مطالب موجود در حافظه‌ به نحوی ارتباط برقرار کنید. سعی کنید کلمات را در قالب تصاویر، جملات، آهنگ‌ها، رفتارهای رومزه و ... در حافظه ثبت کنید. چند مثال:
    - steal که با style خاص خود steel می‌دزدد.
    - اگر می‌خواهید معنی fig (انجیر) در ذهنتان ثبت شود، pig را تصور کنید که fig می‌خورد.
    - به فردی فکر کنید که chess بازی می‌کند و در همان حال cheese می‌خورد.
    - وقتی هنگام مطالعه‌ی زبان برای شما آب هویج می‌آورند، به‌عنوان تشکر بگویید: به خاطر آبcarrot ممنون!

    2. ساعت مطالعه‌ مختص گرامر:

    مفید‌ترین روش برای مطالعه و یادگیری گرامر، خواندن گرامر‌های ذکر شده در کتاب‌های درسی و نوشتن یک خلاصه‌ی کلی از آن‌ها می‌باشد. در این خلاصه‌برداری‌ها می‌توانید برای به‌خاطر سپردن موثرتر با استفاده از خلاقیت ذهنتان جملات و یا کلماتی را به‌صورت رمزی ایجاد کنید که با به‌خاطر آوردن این جملات و کلمات رمزی گرامرهای مورد نظر را نیز به یاد بیاورید.
    مثلاً ترتیب قرار گرفتن صفات در جمله قبل از اسم را می‌توانید به این طریق به‌خاطر بسپارید.
    اما تنها خواندن و خلاصه‌برداری کردن از گرامرها (حتی اگر به بهترین نحو انجام گیرد) به هیچ‌ عنوان کافی نیست. شما باید برای درک و یادگیری عمیق گرامر‌ها تا می‌توانید تمرین‌های کتاب درسی (و کتاب‌های غیردرسی) را حل کنید. سعی کنید جواب تمرین‌ها را در کتاب یادداشت نکنید تا بتوانید در مطالعات بعدی نیز خود را تست کنید.

    3. ساعت مطالعه‌ی مختص تست‌زنی:

    - برای هر ساعت مطالعه‌ی مختص تست‌زنی یک آزمون انگلیسی تهیه کنید.
    - از آزمون‌های مشابه کنکور و یا آزمون‌های کنکورهای گذشته استفاده کنید (البته آزمون کنکورهای گذشته برای زمانی است که اکثر مطالب را مطالعه کرده‌اید)
    - هرگز از تست‌های طبقه‌بندی شده‌ی موضوعی (مثلاً صد تست پشت سرهم در مورد ضمایر و....) استفاده نکنید.
    - در هر آزمون این احساس را در خود ایجاد کنید که در جلسه‌ی کنکور هستید.
    - زمان را کنترل کنید. با پیشرفت مطالعه و تمرین باید زمان پاسخ‌گویی به سوالات کاهش یابد.
    - یکی از اهداف تمرین‌ تست‌زنی شناخت نقاط ضعف و قوت است. یعنی این‌که شما متوجه شوید که در کدام قسمت از سوالات (گرامر، درک مطلب و.....) قوی و در کدام قسمت ضعیف هستید تا بعداً با توجه به آن‌ها به سوالات پاسخ دهید.
    - در درک‌مطلب‌ها ابتدا یک نگاه کلی (گذرا) به متن و سوالات انداخته (1 تا 2 دقیقه) و سپس متن را بخوانید و سعی کنید با توجه به نگاه گذرایی که به سوالات انداخته‌اید زیر نکات مهم خط بکشید. (این طریقه‌ی خواندن متن را در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان انجام داده‌اید!). در پاسخ‌دهی به سوالات طرح شده از متن ابتدا به سوالات Vocabulary پاسخ دهید. سپس سوالات مفهومی را که از ایده‌ی کلی متن پرسش‌ کرده‌اند پاسخ دهید.
    - در سوالات گرامر سعی کنید پاسخ‌هایی را انتخاب کنید که ساختارهای گرامری ساده را به‌وجود می‌آورند. گزینه‌هایی که ساختار گرامر جمله را پیچیده می‌کنند به احتمال بیشتری اشتباه هستند.
    - در انتهای هر آزمون نکات جدید گرامر و همچنین کلمات نا آشنا و جدید که در حین مطالعه به آن‌ها برنخورده بودید یا به آن‌ها توجه نکرده بودید را مشخص کرده و یادداشت کنید تا در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان یا گرامر، آن‌ها را مطالعه کنید.

    پیشنهاد بسیار مفید و سرگرم کننده

    کلمه‌ی روز: پس از اتمام هر ساعت مطالعه‌ی زبان (واژگان، گرامر و تست) یک کلمه‌ را به‌عنوان کلمه‌ی روز انتخاب کنید و آن‌ را در تقویمی (در همان روز) یادداشت کنید. سعی کنید به این کلمه کمی بیش‌تر از دیگر کلمه‌ها بها دهید و در مورد آن بیش‌تر فکر کنید. انتخاب کلمه‌ی روز کاملاً بستگی به سلیقه‌ی شما دارد.
    گرامر هفته: برای هر هفته نیز یک گرامر را انتخاب کنید وسعی کنید در طول هفته خوب آن را یاد بگیرید، با کمک آن جمله بسازید، در کتاب‌های کمک‌ درسی آن‌ را مطالعه کنید و..... .
          



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت4:06 AM   |  

    تندخوانى
           

    تندخوانى


    تندخوانى

    پيشرفت دانش و فن‏آورى در جهان امروز، سال‏هاى پايانى هزاره دوم ميلادى را شتابى چشمگير بخشيد. علاوه بر راديو، تلويزيون و رسانه‏هاى نوشتارى، ويدئو، ماهواره و اينترنت نيز به جمع خبرسازان و خبرآفرينان پيوست و زندگى را متحول نمود تا تمامى مراكز علمى و فرهنگى راهى روشن، سريع و معجزه‏آسا پيش روى خود ببينند.
    در اين ميان، متوليان امور فكرى و فرهنگى، بنا به ويژگى‏هاى خاص نظام اسلامى در جهان كنونى، نقشى ژرف داشته، علاوه بر مسؤوليت‏هاى خود، رسالتى سنگين در حفظ و پاسدارى از ارزش‏هاى اسلامى و مذهبى بر عهده خواهند داشت.
    اينك كه به بركت پايمردى انسان‏هاى آرمان‏گرا و باورمند و با هدايت‏بنيانگذار انقلاب اسلامى حضرت امام خمينى‏قدس سره، نگاه پراميد تمامى مسلمانان و مستضعفان عالم به‏ام‏القراى جهان اسلام بويژه حوزه‏هاى علميه دوخته شده است، همه شيفتگان آرمان‏هاى الهى بخصوص حوزويان عزيز، مسؤوليتى بسيار خواهند داشت تا در كمترين زمان خود را به قافله پرسرعت فن‏آورى و دانش روز رسانده و علاوه بر آن از گنجينه‏هاى علمى و فرهنگى خويش در راه هدايت ديگر ملت‏هاى دور مانده از زلال سعادت و جاودانگى استفاده كنند كه در اين ميان، آشنايى با رايانه، حضور در فضاى علمى كشور، ارتباط با مراكز تهيه نرم‏افزارهاى فرهنگى، ارتباط با تازه‏هاى اينترنت، آگاهى از اخبار جهانى در ماهواره و آموزش تندخوانى - براى كوتاه كردن زمان دست‏يابى به دانش نوشتارى جهان - بسيار ضرورى خواهد بود.

    «تندخوانى‏» چيست؟ آثار آن كدام است؟

    مجموعه راهكارهاى عملى و فنونى كه به هنگام مطالعه، سرعت انسان را بگونه‏اى چشمگير افزايش داده و بسته به تلاش افراد در انجام تمرينات، گاه سرعت مطالعه را به ده برابر رسانده تا در زمانى اندك، توفيق يادگيرى صفحات بى شمارى فراهم شود، تندخوانى نام دارد.
    آثار تندخوانى در فعاليت‏هاى فرهنگى و زندگى اجتماعى انسان عبارت است از:

    1. صرفه‏جويى در وقت

    امروزه پنجره‏هاى مختلفى از سراسر جهان به روى ما باز شده و اطلاعات بى‏شمارى وجود دارد كه با توجه به كارهاى مختلف فردى و خانوادگى، دست‏يابى به مقدارى از آن نيز كارى غير ممكن به نظر مى‏آيد. از اين رو، بايد شيوه‏اى جديد جستجو كرد تا در پرتو آن در زمانى بس كوتاه، گام‏هايى بلند برداشته، افزون بر روزها و ساعت‏ها، ثانيه‏ها را نيز به كار گيريم تا شيرينى دانش و كاميابى موفقيت را نصيب خود سازيم.
    تندخوانى ما را نسبت‏به لحظه‏هاى زندگى حساس مى‏كند و انسان‏هاى دين‏گرا و خداجو را با آموزه‏هاى پيشوايان روشن انديش بيش از پيش همسو مى‏سازد كه:
    ايام زندگانى، سرمايه‏هايى است كه هر لحظه از دست مى‏رود; هر روز كه به دست مى‏آيد، روزى را از دست مى‏دهيم; نفس‏هاى انسان ذرات حيات آدمى است و همه ما فرزندان لحظات زندگى خود هستيم [كه جاودانگى ما به استفاده درست از لحظه‏ها خواهد بود]. (1)
    براى عمر خود بيش از درهم و دينار خويش بخيل باشيد. (2)
    خداوند رحمت كند كسى را كه بداند نفس‏هاى او گام‏هاى وى به سوى اجل خواهد بود. پس [با اين بينش ]سرعت‏به انجام اعمال و كوتاهى آمال و آرزوها گيرد. (3)

    2. افزايش كارايى و خلاقيت

    تندخوانى، كارايى و خلاقيت افراد را بالا مى‏برد و مشكلات پيش‏روى انسان را آسان مى‏كند. تندخوان از تيزى و زرنگى خاصى برخوردار شده، مطالب را بهتر فهميده و راه پيشرفت را هموارتر مى‏نگرد.
    در اثر تندخوانى، سرعت مطالعه بالا مى‏رود و نوعى مهارت ايجاد مى‏شود كه افراد در پرتو آن معانى لغات را سريع‏تر دانسته و مفاهيم را بيشتر درك خواهند كرد، از اين رو، براى كشف مجهولات جديد آماده‏تر هستند. اين توانمندى، كارايى و بازدهى افراد را بالا مى‏برد و انجام كارهاى فردى و اجتماعى را آسان‏تر مى‏كند.

    3. كشف استعدادهاى ناشكفته

    تحرك و پويايى در عرصه‏هاى مختلف زندگى، زمينه ساز دست‏يابى انسان به استعدادهاى ناشكفته مى‏شود. افرادى كه با رعت‏بسيار و در زمان كوتاه آگاهى‏هاى مختلف كسب مى‏كنند، نسبت‏به سليقه‏ها و علاقه‏هاى درونى خود بيش از ديگران اطلاع مى‏يابند. از اين رو، گاه در طوفان مشكلات زندگى، گوهرى گرانبها و روشنى بخش مى‏يابند كه با آن آينده زندگى خويش را از تاريكى‏ها نجات مى‏بخشند.

    4. افزايش چشمگير درك اجتماعى، تحرك و پويايى

    جهالت و غفلت، بلاى پنهان و آگاهى و هوشيارى جلوه‏هاى ممتاز ملت‏هاست. آنان كه با روى آوردن به روزنامه‏ها، مجلات، كتاب‏ها و نوشته‏ها، مسيرى صحيح از بارورى انديشه و احساس مى‏پيمايند، در زندگى بصيرت و هوشيارى بدست مى‏آورند.

    5. سخنان خردمندانه و تحليل‏هاى انديشمندانه

    تندخوان به طور طبيعى مطالب بسيارى مى‏خواند و هر روز دانش افزون‏ترى كسب مى‏كند. ناگفته پيداست كه افرادى اين چنين، از عبارات زيبا، كلمات آهنگين و لطايف روح بخش در سخنان روزمره خود استفاده مى‏كنند.

    6. ايجاد حضور ذهن و موفقيت در امتحانات

    تندخوانى قواى فكرى ما را متمركز مى‏كند و با مطالعه زياد و سريع، مطالب فراوانى در حافظه ما گرد مى‏آورد تا توان استفاده لازم در زمان‏هاى مناسب را ايجاد كرده، ما را به كاميابى‏هاى بعدى هدايت نمايد. از اين رو، در امتحانات مختلف، تندخوانى در زمانى كوتاه، براى ما فهم بسيار ايجاد مى‏كند و ما را در جذب نكات اصلى درس و فهم يكايك نكته‏هاى مهم كمك مى‏كند.
    بى‏شك رهاورد تندخوانى، رهايى از الفاظ و عبارت كم محتوا و روى كردن به مفاهيم مهم و كارساز در درس‏ها خواهد بود و اين موفقيتى بزرگ در تحصيل محسوب مى‏شود.

    7. سرعت در تمامى جلوه‏هاى زندگى

    لحظه‏ها و ثانيه‏ها براى تندخوان ارزش حياتى خواهند داشت، زيرا پيشرفت او را افزايش داده و زمينه‏هاى تكامل وى را هموارتر مى‏سازد. فرد تندخوان پس از چندى، سرعتى قابل توجه در صحبت كردن يافته و به دنبال آن فعاليت‏هاى روزمره خود را سريع‏تر انجام مى‏دهد

    مقدار ذخيره ذهنى

    دل سپردن به عادت‏هاى گذشته، زمينه پديد آمدن باورى اين چنين مى‏شود كه هر مقدار آهسته، كند و آرام‏تر مطالعه كنيم، اندوخته ذهنى ما بيشتر خواهد شد; در حالى كه ديدگاه صاحب‏نظران و اهل فن، خلاف اين نظر را تاييد مى‏كند.
    آنان معتقدند مقدار باقى مانده ذهنى كندخوان تنها 35% است، در حالى كه همين حالت‏براى تندخوان دست كم 53% خواهد بود.
    اين ويژگى چشمگير وقتى حاصل مى‏شود كه در تندخوانى، همواره به دنبال نكات مهم برويم، ارتباطات مطالب را درك كنيم، تمركزى بسيار داشته باشيم، قدرت حافظه را بيشتر كنيم، عشق و علاقه را افزايش دهيم و نكات اول و آخر پاراگراف‏ها را به دست آوريم و به يكديگر پيوند دهيم.
    من يك تندخوان هستم.
    مسير رهايى از عادت گذشته و روى كردن به شيوه جديد، نياز به راهكارهاى روانى و تشويق‏هاى گوناگون دارد.
    به هنگام تمرين‏هاى پى درپى، كه در پاره‏اى اوقات خستگى و آزردگى به همراه دارد، بايد روحيه خود را حفظ كرد و افزون بر آن، شور و شوقى بيشتر يافت. از اين رو، گاه با وعده دادن به خويش و قرار دادن جايزه براى خود (بدين صورت كه اگر مثلا اين مقدار از كتاب را خط بردم و پس از آن، نكات درك مطلب را يادداشت كردم، براى خود يك آبميوه يا بستنى مى‏خرم) سرعت‏سيرمان را افزايش دهيم و گاهى نيز با تلقين اين موضوع كه من يك تندخوان هستم، شوقى بيش از پيش در خود ايجاد كنيم تا گام‏هاى بعدى را بهتر برداريم. شيوه اين تشويق به اين گونه است كه انگشت‏سبابه خويش را مقابل صورت مى‏گيريم و با خيره شدن به سر انگشت‏خود، 3 تا 10 بار فرياد مى‏زنيم: «من يك تندخوان هستم.»

    دستيابى به موفقيت

    در كليدهاى پيشين دانستيم كه سرعت‏خط بردن ما بايد به مرز 24000 كلمه در دقيقه برسد تا ثانيه‏هاى ما چون دقيقه و ساعاتمان چون روزها و هفته‏ها سرشار از بركت‏شوند. رهآورد اين گام ارزشمند، سرعت‏بسيار چشم و وسعت فراوان ديد است كه شكار واژه‏ها و صيد عبارات را به دنبال دارد و بخوبى گستره‏اى از كلمات در ذهن ما نقش مى‏بندد. اين موفقيت كم نظير آنگاه عظمتى افزون مى‏يابد كه پايدار بماند و هرگز كم رنگ يا بى‏رنگ نشود. شيوه جاودانگى آن نيز به دست تندخوان است تا با تلاش و تمرين و تكاپو سعى بسيارى در حفظ و استمرار و بالندگى اين ويژگى نشان دهد.
    دانستيم كه بدون كاستى چشمگير، نخست‏سرعت‏خود را اندكى كم مى‏كنيم و درك مطلب را شروع مى‏نماييم. اكنون در پى اين تمرين بايد گوشزد كرد كه در گام‏هاى آغازين درك مطلب تنها به ثبت و ضبط دو يا سه نكته بايد بسنده كرد ولى در گام‏هاى بعدى همراه با حفظ سرعت، از 4 و 5 به 7 و 8 نكته پيشروى مى‏كنيم و سرعت را از 24000 به 22 تا 20000 كلمه در دقيقه مى‏رسانيم.
    اين شيوه را همراه با تلاش و پشتكار آن چنان ادامه مى‏دهيم كه به خوبى سرعت ما در حد 2500 كلمه در دقيقه، با درك تمامى مطالب، ثابت‏بماند به تعبير ديگر، بايد با تمرين فراگير در روزها و هفته‏هاى فراوان، حالت تندخوانى با درك مطلب به گونه‏اى ثابت و استوار در ذهن ما ايجاد شود، به صورتى كه هرگز دچار فراموشى نگردد و به راحتى يك كتاب 150 صفحه‏اى را در زمانى بسيار اندك بخوانيم، سپس درك كنيم و حتى خلاصه آن را براى آينده خويش بنويسيم.
    ايجاد انگيزه قوى پس از انديشه چشمگير، تلاش بى شمار و علاقه فراوان زمينه ساز تندخوان شدنمان را فراهم مى‏كند، به شرط اينكه انگيزه، تلاش و تكاپو را هرگز از دست ندهيم، تمرين‏هاى خود را به موقع انجام دهيم، پس از 1، 2 و حتى 5 دقيقه مطالعه با سرعت 2000 تا 2500 كلمه در دقيقه، كتاب را بسته، لحظاتى اندك به تفكر درباره خوانده‏ها بپردازيم و پس از آن، به يادداشت نكات ريشه‏اى، كلى و جزئى مشغول شويم.

    راه افزايش نكات درك شده

    پرسش‏هايى در انجام تمرينات پديد مى‏آيد كه از آن جمله اين سؤال است كه: گاه چندين دقيقه خط مى‏بريم ولى هنگام ثبت نكات، تمامى عبارات به جز اندكى از آنها در ذهن ما باقى نمى‏ماند، چه بايد كرد؟
    بهترين و ساده‏ترين روش آن است كه هر گاه نكاتى به ذهن رسيد، با ايجاد سؤال، جرقه‏هاى بيشتر به آن بزنيم تا عبارات، واژه‏ها و نكات زيادترى از آن پديد آيد، بطور مثال، براى نكات به دست آمده، اين پرسش‏ها را ايجاد كنيم:
    چگونه؟
    چطور؟
    با چه روشى؟
    راه آن چيست؟
    ابعاد آن كدام است؟
    توضيح آن چيست؟
    و.....
    به يقين با ايجاد اين پرسش‏ها، انديشه ما بارور مى‏شود و راه‏هاى بيشترى در برابر نگاه پرشتابمان گشوده مى‏گردد.

    خط بردن را ادامه دهيم؟

    پرسش ديگرى كه پديد مى‏آيد آن است كه استفاده از انگشت زير سطرها و يا كمك از مداد و خودكار جهت‏خط بردن، على‏رغم سرعت‏بخشيدن به چشم، نگاه ما را خسته مى‏كند، از اين رو، در پاره‏اى اوقات احساس مى‏كنيم اگر انگشت‏يا ابزار ديگرى كه در دست داريم برداشته شود، سرعت‏بيشترى پيدا خواهيم كرد، به راستى چه بايد كرد؟
    بهتر آن است گزينش يكى از اين دو شيوه به عهده تندخوان گذاشته شود تا او با توجه به روحيه و علاقه خود، بهترين راه را انتخاب كند.
    كتاب‏هاى مورد مطالعه در تندخوانى از نظر موضوع و سطح مطالب ديگر پرسشى كه به هنگام مطالعه به ذهن متبادر مى‏شود آن است كه:
    اولا) از چه كتاب‏هايى در تمرينات خود استفاده كنيم؟
    ثانيا) علاوه بر نوع موضوع، سطح مطالب از نظر سختى و آسانى بايد چگونه باشد؟
    پاسخ آن است كه موضوع كتاب‏هاى مورد استفاده بايد مطلوب و مورد علاقه ما باشد. سراغ كتاب‏هايى برويم كه ارتباطى قلبى و عاطفى بين ما با موضوع آن كتاب، نويسنده آن و.... وجود داشته باشد. سطح مطالب كتاب نيز بايد متوسط باشد و فرمول و نمودار و... نداشته باشد.
    ناگفته نماند كه براى خط بردن از كتاب‏هاى قصه و داستان نيز مى‏توان استفاده كرد. پس از گذشت چندين ماه و به دست آمدن شيوه درك مطلب، كتاب‏هاى مشكل‏ترى را مى‏توان در دست گرفت و از عهده تندخوانى آن بر آمد.

    كتاب‏هاى تخصصى و تندخوانى

    گاه سؤال مى‏شود كتاب‏هاى تخصصى مدرسه، دانشگاه و يا حوزه را مى‏توان به شيوه تندخوانى مطالعه كرد؟
    پاسخ آن است كه بيش از 90% كتاب‏هاى در دسترس ما قابل تندخوانى هستند، اما برخى از موضوعات بنا به ويژگى آن موضوع و يا بعضى از كتاب‏ها بخاطر خصوصيت‏بارزى كه در آن وجود دارد، قابل تندخوانى نيستند و يا نبايد به شيوه تندخوانى از يكايك سطرها و اوراق آن بگذريم.
    بطور مثال، كتاب‏هاى تخصصى كه در بردارنده فرمول يا معادله بوده و يا ارائه كننده موضوعى دقيق، حساس و بنيادين هستند، قابل تندخوانى نيستند و نيز برخى از كتاب‏ها همانند قرآن مجيد يا كتاب‏هاى حديث، چنان قداست و عظمتى دارند كه بايد با تعمق، انديشه و عشق بيكرانى آنها را مطالعه كرد. در يك نگاه، «موضوع و فلسفه تاليف و ارائه‏» كتاب بهترين معرف تشخيص ما در خواندن آن كتاب به شيوه تندخوانى خواهد بود.

    آشنايى با كتاب در تندخوانى

    يكى از راه‏هاى موفقيت در تندخوانى آشنايى اجمالى با كتاب مورد مطالعه است . آن گاه كه با نگاهى از سر شوق به فهرست مطالب، عنوان‏هاى پر جاذبه، نوع نگارش، هدف نويسنده و نوع فهرست منابع با آرمان‏هاى تهيه كتاب آشنا شديم، نوعى جاذبه و كشش در وجود ما مى‏آفريند تا از هر كوششى در دانستن و فهميدن دريغ نكنيم .
    بى‏شك نگاهى گذرا به اين جلوه‏ها، هم چون بوييدن غذاى معنوى و تحريك اشتهاى درونى جهت‏بلعيدن بيشتر خواهد بود . مى‏توانيد شما نيز از امروز امتحان كنيد!

    تمرين و تمرين و تمرين

    به هنگام آموزش تندخوانى بايد به دور از شتاب زيان‏آور و سرعت نادرست، پر حوصله و پرتوان با يكايك كليدها آشنا شد، دغدغه خاطر از دست ندادن فرصت‏ها را داشت، هرگز از تمرين كوتاه مدت و بلند مدت احساس خستگى نكرد و به خود باوراند كه:
    به هوس كار نيايد به تمنا نشود
    كاندرين راه بسى خون جگر بايد خورد
    به يقين، تمرين بيشتر و هر چه بيشتر در تندخوانى موجب سرعت افزون‏تر در ساير جنبه‏ها و جلوه‏هاى فرهنگى زندگى مى‏شود . تندگويى، تند نويسى، تند روى، تندبينى و درك سريع، از آثار آن محسوب مى شود .
    بياييم تمرين‏هاى پى در پى را فرصت زرينى در شكوفايى لحظات عمر بدانيم و از عادت نادرست قبلى خود، يعنى مطالعه 150 كلمه و حداكثر 240 كلمه در دقيقه دست‏برداريم و به جاى آن كه دو صفحه كتاب جيبى توان قدرت‏مندترين ما، در مطالعه است، در هر دقيقه ده صفحه و در يك ساعت 600 صفحه بخوانيم تا سرعت‏حدود 200 كلمه به 1500 تا 2000 كلمه در دقيقه برسد .
    اين كار شدنى و ممكن است اما . . . اما . . . با تمرين و تمرين و تمرين .

    آثار ناپيداى سرعت در تندخوانى

    هرگاه جايگزين كندخوانى، تندخوانى گرديد آثار فراوانى به دنبال خواهد داشت:
    الف: شوق و اشتياق به دانستن و درك مطالب;
    ب: پديدآمدن فرصت‏هاى فراوان براى كشف مجهولات;
    ج: ايجاد كنجكاوى افزون;
    د: پيدا شدن انديشه فعال;
    ه: افزايش ميزان فهم و درك مطالعه تا چهار برابر;
    و: پى‏بردن به ارزش زمان;
    ز: برداشتن گام‏هاى سخت و دشوار با اندك تلاش و كوشش;
    ح: حضور در فضاى عطرآگين دانش و دانش‏ورزى و هجرت از عادت‏هاى زيان‏بخش;
    ط: افزايش قدرت ديد و بلعيدن كلمه‏ها، عبارت‏ها و حتى پاراگراف‏ها .

    چگونه اعضاى بدن در تندخوانى فعال مى‏شود؟

    فعال‏كردن چشم، با وسعت‏بخشيدن به دايره ديد آغاز مى‏شود و اين پديده خجسته و پرتاثير با تدبيرها و تلاش‏هايى صورت مى‏پذيرد .
    گاه با انگشت و سرعت آن زير سطرها، گاهى با استفاده از خودكار و حركت‏سريع آن زير كلمات، زمانى با تشويق خود يا ديگران، موقعى با رقابت و ايجاد مسابقه در نگاه به خطوط و سطرها و سرانجام با تمرين‏هاى فراوان و استفاده از انديشه قوى و انگيزه قدرتمند .
    تكرار مطالعه و مفهوم‏گيرى، پالايش پيام‏هاى اضافى، جمع‏بندى مفاهيم به دست آمده، آموزش زير نظر مربى، فراموشى روش‏هاى غلط گذشته، جايگزين ساختن روش جديد و مشورت با افراد آگاه در اين باره، گام‏هاى گرانبار ديگرى است كه ما را در فعال كردن چشم مدد مى‏رساند .

    درخت‏حافظه; سرآغاز تحولى طلايى در تندخوانى

    در بخش « دستيابى به موفقيت‏» دانستيم كه سرعت‏خط بردن ما بايد به مرز2400 كلمه در دقيقه برسد تا از لحظه‏هاى زرين زندگى به خوبى استفاده‏هاى شيرين و دلنشين كنيم و به موفقيت‏هاى پى‏درپى دست‏يابيم، اكنون زمان بيان اين كليد كارگشا است كه بدانيم با كم كردن سرعت‏بايد قدرت درك را افزايش داد، اما چگونه؟!
    هرگاه سرعت را كاستيم بايد نگاه دقيق‏ترى كنيم و پس از پايان يك، دو و يا پنج دقيقه مطالعه، كتاب را ببنديم و درخت‏حافظه‏اى ترسيم كنيم . نخست نكات بنيادين و ريشه‏اى را بنگاريم، سپس فروعات و موضوعات جزئى را ثبت كنيم .
    به طور مثال هرگاه موضوع كتاب ما درباره «شيوه‏هاى جذب جوانان‏» باشد، عنوان اصلى در ريشه درخت، عناوين فرعى در شاخه‏ها و عناوين جزيى بر برگ‏ها نگاشته مى‏شود .

    درخت‏حافظه را چگونه پربارتر كنيم؟

    1 . براى پربارتر ساختن درخت‏حافظه مطالب را از غير زبان نويسنده كتاب بنويسيم . يكايك عبارت‏ها را به بيان و با واژه‏هاى خود بنويسيم تا ارتباط با موضوع بيشتر شده و قدرت فهم‏مان نسبت‏به مطالب رشد يابد .
    2 . در نوشتن مطالب، اهم و مهم كنيم .
    3 . تمرين اوليه، فهم ريشه و عنوان بحث است و بس، در پى آن نكات ديگر را ثبت كنيم .
    4 . سه تا چهار بار تمرين كرده، سپس سرعت اوليه را حساب كنيم .
    5 . درخت‏حافظه را بزرگ ترسيم كرده و در هر مرحله آن را تكميل كنيم .
    6 . اگر يكى - دو نفر و يا بيشتر از اين تعداد تمرين مى‏كنند، براى همديگر موضوعات را بيان كنند تا در يادآورى مؤثر باشد و افزون بر آن به هنگام بيان، خصوصيات ديگرى به ذهن ما مى‏رسد كه در يادآورى دوباره و تكميل آن نقش شايسته‏اى دارد .
    7 . با تقويت انديشه مطالعه، درك مطلب و يادآورى بيشتر، انگيزه توانمندى مى‏يابيم كه با تمرين‏هاى پى‏درپى و ترسيم‏هاى دوباره هرگز احساس ياس و خستگى نكنيم .
    8 . تشويق خود، نقش مؤثرى در قدرت يادگيرى و ثبت مطالب دارد . از اين رو بهتر است‏به خود بگوييم اگر اين كتاب را - به طور مثال - سه ساعته بخوانم يك آب ميوه براى خود مى‏خرم!

    بايدها و نبايدهاى مطالعه و تمرين

    «شوق و نشاط‏» و «خستگى و افسردگى‏» عوامل صعود و سقوط كارهاى روزمره به ويژه مطالعه به روش تندخوانى است . از اين رو بهترين فرصت‏براى مطالعه و تمرين پس از استراحتى كوتاه - گر چه در چند دقيقه باشد - است .
    كاستن و محوكردن حركات اضافى موجب نيرو بخشى در ساير زمينه‏هاست . بياييم از اكنون سر خود را ثابت و كتاب را هم ثابت نگهداريم، از لب‏خوانى يا زمزمه در هنگام مطالعه بپرهيزيم و از ورود افكار و خيالات گوناگون كه هم چون ويروسى سرعت گير ما را از هدف اصلى دور مى‏كند، جلوگيرى كنيم .
    هميشه و در هر حال از نورى متعادل، به اندازه و مناسب از نظر كيفيت و كميت استفاده كنيم . مخلوطى از نور لامپ و مهتابى يا استفاده از مهتابى و آفتابى كنار هم، نورى شايسته براى مطالعه‏اى مفيد مى‏آفريند . امتحان كنيد تا نتيجه بيشترى به دست آوريد .
    مطالعه و تمرين، هدايت كشتى انديشه و احساس به سوى ساحل دانش و بينش است و اين كار مهم با توفان‏هاى كند و پيچ در پيچ سازگار نيست . از اين رو به هنگام عجله و اضطراب، دلهره و دلشوره، گاه هيچ نتيجه و ثمره‏اى نصيب ما نمى‏شود، بلكه ما را از كتاب و مطالعه بيزار مى‏كند .
    به هنگام نشستن روى زمين يا صندلى بايد به صورت قائمه; يعنى حالت 90 درجه براى پاها و كمر، مطالعه كرد تا توان چشم و قدرت اندام براى سال‏هاى سال باقى بماند .
    فاصله بين چشم و كتاب به هنگام تمرين و مطالعه، 35 تا 40 سانتيمتر باشد تا سرعتى متعادل، تمركزى متناسب و دقتى درست و به هنگام داشته باشيم .
    در تمرين‏هاى نخستين پس از نيم ساعت‏به زودى خسته مى‏شويم . در اين حال به خود فشار نياوريم و بعد از خستگى، استراحت كنيم، سپس ادامه دهيم . به هنگام استراحت فكرى، نه از مغز چيزى بگيريم و نه به آن چيزى بدهيم تا در اين لحظات به «الكترو شيميايى‏» يعنى تجزيه و تحليل داده‏ها و مطالب مطالعه شده بپردازد .
    به هنگام مطالعه نبايد به فكر حفظ مطلب باشيم كه اين دوگانگى از سرعت و دقت مى‏كاهد، بلكه موقع يادآورى و تداعى يكايك مطالب را به ذهن خود بسپاريم .
    خط بردن، باعث دورى از حواس‏پرتى و پراكندگى خاطر مى‏شود . اين سنت ارزشمند را فراموش نكنيم .

    نویسنده / منبع : احمد لقمانى / http://www.e-resaneh.com

          



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت4:06 AM   |  

    چگونه مي‏توان مطالعه‏اي خوب و مفيد داشت؟




    چگونه مي‏توان مطالعه‏اي خوب و مفيد داشت؟

    مطالعه خوب و مفيد، وابسته به امور مختلفي است كه عبارتند از:

    1. مطالعة مناسب، به ويژه مطالعة متون دشوار، بايد زماني باشد كه انسان بيشترين نشاط را دارد؛ ولي خواندني‏هاي تفريحي يا اخبار و... را در مواقع خستگي نيز مي‌توان انجام داد.
    2. مكان مناسب از نظر داشتن نور كافي، سكوت و نبودن هر چيزي كه حواس را پرت مي‏كند؛ مانند تابلوهاي هنري، ريخت و پاش وسايل شخصي، درجه حرارت نامناسب و... .
    3. استفاده از لوازم كمك آموزشي مناسب.
    4. نشاط روحي‏ - رواني و سلامت جسمي. در اين رابطه، نرمش صبحگاهي، كمك شاياني به شما مي‏كند.
    5. تناسب متن مورد مطالعه با سطح فكر و نياز.
    6. تنظيم وضعيت، مانند رعايت فاصله و نشستن به گونه‏اي كه كاملا بر متن مسلط باشيد و پرهيز از لميدن.
    7. داشتن شيوه و روشي براي فهم بهتر متون. در اين رابطه، به توضيحات زير توجه كنيد: بندشناسي، جان‌مايه اصلي نگارش‏ها، بندها (پاراگراف‌ها) مي‏باشند و كسي كه به مطالعة متون مي‏پردازد، اگر شناخت درستي از بندها نداشته باشد، تا حدي سرگردان مي‏شود و كمتر يا ديرتر به درك مطلب اصلي مي‏رسد. بنابراين، اول بايد بدانيم يك بند از چه عناصر و مؤلفه‏هايي تشكيل مي‌شود؛ تا به سرعت بتوانيم مطالب لازم را از دل آن بيرون كشيده، پيامش را دريافت كنيم. هر بند مشتمل بر يك موضوع يا عنوان اصلي (Main Topic Sobyect) مي‌باشد كه تمام بند، پيرامون آن سخن مي‏گويد.

    البته بندها از نظر كيفيت داراي اقسام مختلفي از قرار زيرند:

    1. توصيفي؛ بندهايي كه به شرح و بيان ويژگي‏ها، اوصاف و خواص موضوع مي‏پردازند.
    2. تحليلي؛ بندهايي كه به تجزيه و تحليل موضوع اصلي و مؤلفه‏ها و عناصر تشكيل دهندة آن مي‏پردازد.
    3. تعليلي؛ بندهايي كه به بيان علل و عوامل و شرايط پيدايش موضوع مي‏پردازند. در راستاي مسئلة فوق، ممكن است يك بند شامل چند موضوع فرعي (Subtopics) باشد كه همة آنها در ارتباط با موضوع اصلي باشند و مطالعه كننده بايد مواظب باشد كه بين موضوع اصلي و موضوعات فرعي، اشتباه نكند و ذهن خود را به انحراف نكشاند؛ مثلا ممكن است شما در يك بند، علل مشكلات رفت و آمد در تهران را مطالعه كنيد. در اين جا، موضوع اصلي، مشكلات رفت و آمد تهران و نوع قضيه، از قسم سوم است و موضوع مذكور، مانند محوري است كه تمام مطالب ديگر، گرد آن مي‏چرخند. آن گاه در لابه‌لاي مطالب زياد و با شرح و تفصيلات و تمثيلات متعدد، ممكن است شما سه موضوع را پيدا كنيد كه موضوعاتي فرعي و در رابطه با موضوع اصلي هستند و آنها عبارتند از: زيادي ماشين‌ها، بي‌نظمي در رانندگي و عرض كم خيابان‏ها.
    سه مطلب فوق، چه بسا به اين صراحت و وضوح بيان نشده و در لابه‌لاي جمله‏هاي مختلف، پيچيده شده باشد؛ ولي مطالعه كننده بايد بكوشد با سرعت هر چه تمام‏تر، اين مطالب را از لابه‌لاي حرف‏هاي پراكنده، بيرون كشد و در ذهن خود يا بر صفحه كاغذ، ترسيم نمايد؛ آن گاه با خواندن آن، به راحتي مي‏تواند از موضوع اصلي به فرعي برسد و مطالب را خلاصه و دسته‏بندي كند.
    نكتة ديگري كه بايد به آن توجه كنيد، اين است كه نويسندگان براي بيان مطالب خود در بندهاي كتاب‏ها و مقالات، از شيوة واحدي پيروي نمي‏كنند و از نظر روش نيز به سه دستة زير تقسيم مي‏شوند:
    1. برخي ابتدا به شرح توصيفي يا تحليلي پرداخته، موضوع اصلي را در آخر بند، به صورت نتيجه‏گيري بيان مي‏كنند.
    2. برخي از آنها موضوع اصلي را به صورت تيتر يا جملة كوتاهي در اول بند ذكر كرده، سپس به توصيف يا تحليل و تعليل آنها مي‏پردازند و به دنبال آن، موضوعات فرعي را مي‏آورند.
    3. برخي ممكن است در لابه‌لاي عبارات، آن هم به صورت تلويحي و نامصرح، به موضوع اصلي اشاره كنند. بنابراين، كليد فهم يك متن، شناخت بندهاست و كليد شناخت بندها نيز به دست آوردن موضوع اصلي و سپس موضوعات فرعي و كيفيت نسبت و رابطة آنها با يكديگر است؛ يعني شناخت ماهيت و چگونگي بند از نظر توصيفي، تحليلي يا تعليلي بودن است. اكنون پيشنهادهايي تقديم مي‏گردد و لازم است با جديت تمام، برنامة زير را به مدت سي روز، اجرا كنيد:
    1. در هر روز، يك ساعت را براي مطالعه، طبق برنامة پيشنهادي اختصاص دهيد.
    2. متني متناسب با سطح درك و آگاهي خود براي مطالعه انتخاب كنيد.
    3. زمان مطالعه به گونه‌اي باشد كه بيشترين نشاط را دارا باشيد و صبح زود بهتر است.

    4. مكان مطالعه، بايد داراي ويژگي‏هاي زير باشد:

    الف) نور كافي داشته باشد.
    ب) دور از سر و صدا و رفت و آمد ديگران باشد.
    ج) فاقد چيزي باشد كه مانع تمركز حواس مي‌شود.
    5. وضعيت خود را به گونه‏اي تنظيم كنيد كه بر متن مورد مطالعه، كاملا مسلط باشيد؛ مثلاً در حال خوابيدن يا لميدن به چپ و راست، مطالعه نكنيد و فاصلة لازم را نيز رعايت كنيد.
    6. يك مداد و يك دفتر (بدون پاك‌كن، زيرا اصل بر آن است كه اشتباه نكنيد و چيزي را پاك نكنيد) در كنار خود بگذاريد.
    7. سر ساعت معين، مطالعه را شروع و با سرعت هر چه تمام‏تر، يك صفحه از كتاب را مطالعه كنيد.
    8. پس از پايان صفحه، بي‌درنگ كتاب را ببنديد و هرگز دوباره به همان مطلب نگاه نكنيد و به آن صفحه مراجعه نكنيد و به سرعت، مطالب اصلي متني را كه خوانده‏ايد، با مداد در دفتر يادداشت كنيد و اگر مطلبي يادتان نيامد، يا احساس كرديد كه آن را نفهميده‏ايد، اعتنا نكنيد و رد شويد و چنان كه تذكر داده شد، هرگز به متن مراجعه مجدد نكنيد؛ زيرا در صورت مراجعه از اول، ميزان دقت و قدرت فراگيري ذهن شما كاهش يافته و با اين كار، ضربة بزرگي به خود خواهيد زد.
    9. سپس صفحة دوم را شروع كرده، با سرعت هر چه تمام‏تر، ادامه دهيد و در صورت امكان، روي هيچ مطلبي درنگ نكنيد؛ حتي اگر آن را نفهميديد؛ زيرا سرعت مطالعه به تدريج، موجب سرعت فهم و يادگيري مي‏شود و بر عكس، درنگ در آن، ذهن را كند و تنبل بار مي‏آورد. اين برنامه را يك ساعت ادامه دهيد.
    10. در پايان، تعداد صفحاتي را كه مطالعه كرديد را يادداشت كنيد.
    11. هر روز بر سرعت خود در مطالعه و نوشتن آن چه فهميده‏ايد، نسبت به قبل، بيفزاييد.
    12. در پايان سي روز، نتيجه و كيفيت كار و ميزان گسترش فهم و مقدار سرعت افزون شده را گزارش كنيد.
    علاوه بر آن چه گذشت، يك دوره آموزش تندخواني براي شما بسيار مفيد و لازم است؛ زيرا هر چند مطالعة متون علمي نيازمند دقتي افزون بر ديگر متون است، اما تندخواني، سرعت فراگيري ذهن، تمركز حواس و قدرت و سرعت ديد را بيشتر مي‏سازد و هر اندازه در اين زمينه بيشتر تمرين كنيد، موفقيت افزون‏تري در درس‌ها و مطالعات خود كسب خواهيد كرد.

    www.porseman.net

     
    ثبت نظر شما  
    نام و نام خانوادگی
    نشانی پست الکترونیکی
    متن نظر شما
       

    برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده








    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت4:06 AM   |  

    5کلید برای کتابخوان کردن کودک

    5کلید برای کتابخوان کردن کودک


    5کلید برای کتابخوان کردن کودک

    کارشناسان مسايل کودک 5 راه توصيه مي‌کنند که با کمک و به کارگيري آنها مي‌توانيد کتاب‌ خواندن را به يک لذت براي فرزندتان تبديل کنيد:

    1 به شخصيت‌هاي داستاني جان بدهيد

    کتاب‌ خواندن به اندازه کافي خسته‌کننده است و اگر مطلب کمي پيچيده باشد به سرعت فرد را زده مي‌کند. اگر فرزند شما نيز از خواندن زود خسته مي‌شود، همراه با او بنشينيد. کتاب را با صداي بلند بخوانيد و به شخصيت‌ها جان بدهيد. براي يک فرد خشن صدايتان را کلفت و براي يک مظلوم صدايتان را نازک کنيد... و پس از مدتي از فرزندتان بخواهيد که همين کار را انجام دهد و شما به کتاب خواندن او گوش دهيد. شايد اين کار کمي از وقت شما را بگيرد اما براي آن ارزش قايل شويد تا لذت کتاب خواندن فرزندتان تبديل به عادت شود.

    2 او را به کتابخانه ببريد

    کتابخانه تنها مکاني است که انسان را براي مطالعه سر شوق مي‌آورد. به يکي از کتابخانه‌هاي بزرگ شهرتان مراجعه کنيد و برحسب سن فرزندتان او را به قفسه مربوط به کتاب‌هاي رده سني‌اش راهنمايي کنيد. به اين ترتيب او احترام گذاشتن و ارزش‌مندي کتاب‌ها را مي‌آموزد. در همين حين تمامي قوانين مربوط به کتابخانه از جمله سکوت، تعداد کتبي که مي‌تواند به امانت بگيرد و زمان بازگرداندن کتب را به او يادآوري کنيد. در کتابخانه اجازه بدهيد خود او در قفسه‌ها به دنبال کتاب مورد علاقه‌اش بگردد و پس از مدتي نيز در اتاق خود او کتابخانه‌اي کوچک بسازيد.

    3 او را عضو گروه کنيد

    فرهنگسراهاي محلي معمولا مکان‌هايي براي مطالعه، نوشتن يا ديگر فعاليت‌هاي گروهي دارند. گروه مي‌تواند کودکان را سر ذوق بياورد. وقتي يکي از آنان کتابي زيبا مي‌‌خواند، در مورد آن با ديگران سخن مي‌گويد و همين امر باعث غرق شدن کودکان در دنياي فانتزي کتاب‌ها مي‌شود.

    4 برايش مجله بخريد

    فقط به دنبال خريد کتب درسي، کمک‌درسي يا کتاب‌هاي رمان نباشيد. مجلات يا حتي کتاب‌هاي مصور براي کودکان بسيار جذاب‌اند. همراه با او براي خريد مجلات برويد و اجازه بدهيد از ميان مجلات انتخاب شده براي رده سني او، خود کودکتان مجله‌اي را انتخاب کند. شايد او از خواندن کتاب هري‌پاتر لذت نبرد و ترجيح بدهد فيلم آن را تماشا کند. پس به او اجبار نکنيد و اجازه بدهيد خود او انتخاب‌گر باشد.

    5 داستان‌هاي ترانه‌دار انتخاب کنيد

    اگر فرزند شما کم‌سن است و مي‌‌خواهيد لذت مطالعه را در او بيدار کنيد، کتاب‌هايي را تهيه کنيد که همراه‌ آنها ديسک يا کاست ترانه به فروش مي‌رسد. مي‌توانيد شب هنگام موقع خواب کتاب را به دست فرزندتان بدهيد و نوار را روشن کنيد تا او همراه با شنيدن نوار آهنگ‌دار کتاب مربوطه را هم ورق بزند و تصاويرش را نگاه کند. پس از مدتي نيز مي‌توانيد به همراه او آوازها را حفظ کنيد و بخوانيد.

    www.salamatiran.com

          



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت4:06 AM   |  

    مطالعه را به عادتي خانوادگي تبدیل کنیم




    مطالعه را به عادتي خانوادگي تبدیل کنیم

    براي تقويت مهارت مطالعه در فرزندانمان چه بايد بكنيم؟ مطالعه يكي از بخش‌هاي مهم زندگي همه ماست و تقريبا بيشتر كارهايي را كه در طول روز انجام مي‌دهيم، در برمي‌گيرد. نياز به مطالعه در تمامي‌ ابعاد زندگي حس مي‌شود به عنوان مثال، خواندن مطالب مرتبط با شغلمان در محيط كار، علائم خيابان‌ها و جاده‌ها در زمان رانندگي و حتي ديدن برخي از اطلاعات به صورت زيرنويس در تلويزيون و بسياري از موارد ديگر نشان مي‌دهد كه اين نياز در همه جنبه‌هاي زندگي انسان لازم و ضروري است. روان‌شناسان معتقدند كودكاني كه مهارت خواندن‌شان بالاست، دانش‌آموزاني موفق هستند.

    تجربه مادري اهل مطالعه

    اشاره به تجربه 35 ساله جوليا، مادر 60 ساله انگليسي كه در سال‌هاي عمرش با تلاش فراوان مطالعه را به عادتي مفيد براي فرزندانش تبديل كرده و حالا شاهد موفقيت و پويايي آنها در زندگي‌شان است، خالي از لطف نيست .
    جوليا مي‌گويد: «مطالعه كردن، بهترين و با ارزش‌ترين فعاليتي است كه من و فرزندانم از آن لذت مي‌بريم. من به عنوان مادر 2 فرزند كه لازم بود در بسياري از اوقات كارهاي زيادي را به عنوان وظايف مادرانه خود انجام بدهم، از اين‌كه مطالعه كردن تبديل به پلي براي وصل شدن من و فرزندانم به يكديگر شده بود، احساس رضايت مي‌كردم. عادتي كه اشتراكات زيادي براي هر 3 ما به وجود آورده بود. براي اين‌كه مطالعه به عادتي خانوادگي براي ما تبديل شود، تا زماني كه فرزندانم به سنين 11 و 13 سالگي رسيدند، ما هر شب در كنار هم كتاب مي‌خوانديم. يك كتاب مشترك كه هر سه نفر ما را به عمق داستان فرو مي‌برد؛ مثل سريال‌هاي تلويزيوني هميشه قصه را در بخش حساس قطع مي‌كرديم و ادامه آن را براي شب بعد مي‌گذاشتيم. اين كار ما را ترغيب مي‌كرد تا براي مطالعه ادامه داستان انگيزه بيشتري داشته باشيم، علاوه براين كه انگيزه بچه‌ها براي ادامه مطالعه بيشتر مي‌شد، قوه تخيل آنها براي پيش بيني حوادث بعدي داستان قوي و قوي‌تر مي‌شد. بعضي وقت‌ها پيش‌بيني‌ها براي ما تبديل به يك بازي سرگرم كننده مي‌شد كه طي آن من براحتي مي‌توانستم ابعاد مختلف وجودي فرزندانم را بهتر بشناسم. خواندن كتاب‌هاي داستان در كنار هم، ذهن همه ما را در مقابل موقعيت‌هاي مختلف باز كرد و ما را در شرايطي قرار داد كه خود را به جاي قهرمان قصه بگذاريم، فكر كنيم و شرايط او را با تمام وجود حس كنيم. كم‌كم بخشي از وقت مطالعه ما به بازي نقش قهرمانان داستان‌ها تبديل شد كه براي بچه‌ها بسيار جذاب و دوست داشتي بود. مطالعه، بازي، رشد و تعالي روحي تمام چيز‌هايي بود كه ما در اين تجربه مشترك به آن دست پيدا كرديم. مطالعه به من آموخت كه چگونه به شيوه‌اي درست مسووليت بزرگ كردن فرزندانم را به عهده بگيريم. فرصت كامل شدن را به هر سه ما هديه داد و مخصوصا من به عنوان يك مادر دريافتم كه چگونه و از چه راهي عشق و محبت خود را با تمام وجود نثار فرزندانم كنم.»

    استقلال در مطالعه

    اين مادر انگليسي ادامه مي‌دهد: با بالا رفتن شناخت من از فرزندانم در طول مطالعات مشتركمان، به مرحله‌اي رسيدم كه در شرايط مختلف زندگي راحت‌تر توانستم با مشكلات آنها مواجه شوم و سريع‌تر به حل مسائل آنها نائل شوم. در آغاز سنين نوجواني آنها به مرحله اي رسيدند كه خود به صورت مستقل شروع به مطالعه كردند، اما ارتباط ما قطع نشد. هر شب راس همان ساعت قبل دركنار هم مي‌نشستيم و مطالعه مي‌كرديم، اما با اين تفاوت كه اين بار به جاي يك كتاب مشترك هر يك كتابي در دست داشتيم و تنهايي به مطالعه آن مي‌پرداختيم. بعضي از اوقات در كنار هم اطلاعات كتاب‌هاي خود را با هم مبادله مي‌كرديم و هر سه در مطالعه يكديگر شريك مي‌شديم. مطالعه خيلي زود به فرزندانم كمك كرد كه آنها به سخنوراني بسيار ماهر تبديل شوند. گاهي شاهد بودم كه در موقع صحبت كردن از كلماتي زيبا و يا بزرگ استفاده مي‌كردند. آنها براي خوب صحبت كردن سعي در استفاده از لغات زيبا و در عين حال سنجيده مي‌كردند. اين تغيير و تحولات من را نيز بر آن داشت تا نسبت به شيوه صحبت كردنم تجديد نظر كنم و با فرزندانم همراه شوم. علاوه بر نوع صحبت كردن، مطالعه تاثير بسيار زيادي در عميق شدن افكار ما داشت و به ما صبري داد تا هيچ‌گاه عجولانه و بدون تفكر و تعمق در هيچ مساله‌اي نسبت به حل آن اقدام نكنيم. ارزش اين مطالعات و سفرهاي تخيلي براي من و فرزندانم بي‌اندازه بود، تا جايي كه من احساس كردم هر 3 ما در حال رشد كردن و بزرگ شدن هستيم.»
    جوليا اضافه مي‌كند: «وقتي به گذشته فكر مي‌كنم، با تمام وجود حس مي‌كنم كه مطالعه راهي جديد براي تغيير ما به سمت و سويي درست و سنجيده بود. اكنون من و فرزندانم ارزش مطالعه را فهميده‌ايم و از آن لذت مي‌بريم. وقتي پدر يا مادري براي تبديل مطالعه به عادتي مفيد و پسنديده براي فرزندانش اقدام مي‌كند، با تمام وجود رشد گام به گام آنها را احساس مي‌كند و از اين‌كه رشد و تعالي فرزندانش در مسيري درست انجام مي‌گيرد احساس رضايت مي‌كند.جوليا در پايان مي‌گويد: «حالا بعد از 35 سال مطالعه، من و فرزندانم به طور كامل از لحاظ روحي و فكري به يكديگر نزديك شده‌ايم. حالا مي‌توانم آينده‌اي پرشور و حرارت كه براي فرزندانم آرزو داشتم، روشن‌تر و كامل‌تر از آنچه كه در ذهنم مي‌پروراندم پيش‌رو ببينم؛ چيزي كه شايد آرزوي هر مادري باشد.»
    اولين و آخرين گام براي علاقه‌مند كردن فرزندانمان به مطالعه، تبديل آن به يك عادت خانوادگي است و بهترين توصيه براي ايجاد زمينه مناسب براي آن، اين است كه از خود شروع كنيد؛ چون بچه‌ها كارهايي را انجام مي‌دهند كه در اطراف خود مي‌بينند. اگر آنها شاهد مطالعه روزانه شما باشند، در برزگسالي خود نيز به فردي اهل مطالعه تبديل مي‌شوند. از آنجا كه شروع اين حركت مهم بايد از طرف خود شما باشد، در اولين قدم براي عضويت در يك كتابخانه عمومي‌ اقدام كنيد. با رفت و آمد در محيط كتابخانه فرزند خود را با فضا و افراد اهل مطالعه مواجه و آشنا كنيد، گاهي اوقات به كتاب فروشي‌ها سر بزنيد و براي خود و فرزندتان كتاب بخريد. براي ايجاد انگيزه در بچه‌ها، بعضي از اوقات آنها را تشويق كنيد تا كتاب‌هايشان، علائم رانندگي جاده‌ها، مطالب درج شده روي بسته‌هاي خوراكي و خيلي از چيزهاي ديگر را براي براي شما بخوانند. وقتي شما بتوانيد مطالعه را به يك عادت لذت بخش براي پر كردن اوقات اضافي خود تبديل كنيد، فرزندتان هم ياد مي‌گيرد كه براي پركردن اوقات فراغت خود از مطالعه بهره بگيرد.

    مترجم :‌صديقه حاج نوروزي
    منبع :self growth
    www.jamejamonline.ir

          



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:52 AM   |  

    كتاب خوب براي كودكان چه كتابي است ؟




    كتاب خوب براي كودكان چه كتابي است ؟

    پاسخ به اين پرسش مستقيما به سن كودك شما بستگي دارد. براي مثال كتاب بچه‌هاي بسيار كم سن و سال بايد پر از تصاوير با رنگ‌هاي شاد و براق باشد و نوشته‌هاي كمي‌داشته باشد در حالي كه كتابي كه براي كودكان بزرگ‌تر طراحي و نوشته مي‌شود، مثلا بچه‌هاي 10 ساله، بايد نوشته‌هاي زيادي داشته باشد و نيازي نيست حتما تصاوير رنگارنگي داشته باشد البته در هر صورت وجود تصاوير هيجان‌انگيز در كتاب، براي هر سني جالب توجه است. يك تصوير بهتر از 1000 كلمه منظور را مي‌رساند.
    قبل از انتخاب كتاب براي كودكان بهتر است نكاتي را در نظر بگيريد. اول از همه، كتاب بايد محتواي خلاقانه‌اي داشته باشد و خواندن آن براي كودك هيجان انگيز باشد، علاوه بر اين بايد توالي اتفاقات در داستان سريع باشد، شخصيت‌هاي داستان بايد به خوبي معرفي شده باشند و براي كودك باورپذير باشند. مشكلات شخصيت‌هاي داستان بايد مشابه مشكلاتي باشد كه كودك در آن سن با آنها مواجه مي‌شود. وجود صحبت‌هاي خنده دار و جوك‌هاي با مزه در لا به لاي گفتگوي شخصيت‌ها ضروري است. تقسيمات كتاب بايد به گونه‌اي باشد كه خواندن كتاب را براي كودك آسان‌تر كند. فونت نوشته‌هاي كتاب بايد به چشم كودكان آشنا باشد، اين نكته به فهم و شناخت بيشتر كلمات توسط كودك كمك مي‌كند.
    بهتر است كتاب با اطلاعات كمي ‌شروع شود، فقط اطلاعات ضـروري مانند اطلاعات كلي در مورد شخصيت اصلي داستان، اسامي‌و محل زندگي آنها بايد در ابتداي كتاب باشد. اطلاعات زايد كودك را خسته مي‌كند و او ديگر ميلي براي خواندن نخواهد داشت علاوه بر اين انتهاي كتاب بسيار مهم است. در انتها همه مشكلات بايد حل شده باشند و كتاب پايان خوشي داشته باشد خصوصا اگر خوانندگان كتاب كودكان خردسال هستند. تعداد صفحات كتاب هم از اهميت خاصي برخوردار است، كتاب‌هايي كه نوشته و عكس با هم دارند بايد بين 34-25 صفحه باشند و كتاب‌هاي مصور نبايد بيش از 16 صفحه داشته باشند. كتاب‌هاي با جلد مقوايي دوام بيشتري خواهند داشت و حتما دقت داشته باشيد كه گوشه صفحات كتاب گرد باشد تا مانع از آسيب رسيدن به كودك شود.
    يك واقعيت روانشناسي در مورد كودكان اين است كه به نظر مي‌رسد آنها به دو دنياي متفاوت تعلق دارند. يكي دنياي خارجي و اتفاقاتي است كه در آن روي مي‌دهد و ديگري دنياي دروني، زندگي احساسي و افكار و دريافت‌هاي آنها است. كتاب‌هاي مصور به هر دو اين دنياهاي موازي اشاره مي‌كنند چون دسترسي به دنياي دروني كودكان و فهم محتواي آنها دشوار است استفاده از عناصر زندگي روزانه به ماكمك مي‌كند تا دنياي پنهان آنها را بهتر بشناسيم.
    كودكان عاشق داستان‌هاي تخيلي هستند و آنها را به كتاب‌هايي با داستان‌هاي واقعي ترجيح مي‌دهند. آنها عاشق شخصيت‌ها و اتفاقات تخيلي هستند بطور كلي هر آنچه كه قوه تخيل و كنجكاوي آنها را تحريك كند و مرموز باشد. البته داستان بايد داراي محتواي آموزنده قوي باشد. يك داستان خوب بايد به كودك نكات اخلاقي، فرهنگي و ارزش‌هاي مذهبي را آموزش دهد. براي اين كه كودك آينده درخشان و شادي داشته باشد بايد قدرت عشق را بشناسد، در مورد صداقت، شجاعت، عدالت، احساس همدردي با ديگران و فرق بين خوب و بد شناخت پيداكند.
    يك كتاب خوب براي كودكان، بايد شخصيت‌هايي داشته باشد كه بتواند در شرايط سخت ، درست تصميم بگيرند، شجاعانه براي زنده بودن و زندگي تلاش كنند و در تمام مراحل از اصول صحيح اخلاقي پيروي كنند.

    مهسا قندي

           
    منبع: نورپورتال




    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:52 AM   |  

    كتاب خواني براي بچه هاي كوچك




    كتاب خواني براي بچه هاي كوچك

    بچه كوچك شما ممكن است قبل از اين كه حروف را بياموزد كلمات كاملي را كه مي بيند ياد بگيرد. مثلاً بتواند كلماتي را كه روي تابلوي علايم راهنمايي و رانندگي ست بخواند. يا كلمه رستوران را در سر در رستوران ها تشخيص دهد.
    كتاب ها را با شخصيت هاي مختلف بخوانيد. بچه ها بايد فرصت اين را داشته باشند كه كتاب ها را با شخصيت هايي كه مثل آنها نگاه مي كنند و حرف مي زنند بخوانند. در عين حال بچه ها از خواندن داستان درباره شخصيت هاي تخيلي لذت مي برند. مثل صحبت كردن حيوانات كه قدرت تصور وعلاقه شان را در هنگام بازي تقويت مي كند
    بچه هاي كوچك كم كم ياد مي گيرند كه داستان ها ساختار مشخص و عناصر به خصوصي دارند. هنگامي كه بچه كوچك شما به داستان ها گوش مي دهد، ياد مي گيرد كه همه قصه هاي خوب يك شروع، يك بخش مياني و يك پايان دارند. او همچنين با نگاه كردن به جلد كتاب پيش بيني مي كند كه داستان كتاب درباره چيست، بعداً ممكن است چه اتفاقي بيفتد يا چگونه داستان تمام مي شود. بچه هاي كوچك مي آموزند كه شخصيت هايي در داستان وجود دارند و مي فهمند كه اين شخصيت ها در چه جايگاهي قرار مي گيرند (كجا و چه موقع در داستان مطرح مي شوند). در كتاب چيزهايي هست كه شنونده مي خواهد بداند. بچه شما از مقايسه شخصيت هاي كتاب با خودش و با زندگي واقعي مردم ديگري كه آنها را مي شناسد، لذت مي برد.
    بچه كوچك شما ممكن است وانمود كند كه مي خواند. بچه هايي كه به طورمرتب برايشان كتاب خوانده شده است چنين وانمود مي كنند كه براي خودشان يا عروسك ها و حيوانات اسباب بازيشان كتاب مي خوانند. آنها داستان را با استفاده از كلمات يا جملات خودشان مي خوانند. والدين يا كساني كه از بچه ها نگهداري مي كنند ممكن است مشاهده كنند كه بچه هاي كوچك وانمود كردن به خواندن را با بازيشان قاطي مي كنند. مثلاً در بازي وقتي كيك درست مي كنند دستورالعملي هم براي درست كردن آن مي خوانند.
    بچه هاي كوچك مي آموزند كه جهان از حروف پر شده. در طول سال هاي پيش از مدرسه بسياري از بچه هاي كوچك مي توانند الفبا را به صورت حفظي يا آواز بخوانند. آنها ممكن است شروع كنند به اين كه حروف شبيه به هم را تشخيص دهند، مخصوصاً حروفي كه در اسمشان يا نام فاميلشان، نام هاي دوستانشان و والدينشان است. براي بچه هاي كوچك در سنين پيش از مدرسه پيدا كردن حروف مشابه در خانه يا در فروشگاه خيلي هيجان انگيز است و آنها مي خواهند به خانواده هايشان و كساني كه از آنها نگهداري مي كنند نشان دهند كه مي دانند:"من حرف ب ديگري پيدا كردم. يا اينجا يك حرف نون كوچك است".
    كتاب هاي مورد علاقه كودكانتان را هر روز و دوباره و دوباره بخوانيد. خواندن كتاب هاي شعري به گسترش آگاهي كودكتان از صداها در زبان كمك مي كند. اين يك توانايي ست كه اغلب موفقيت در خواندن در پايه هاي اول مدرسه را در پي دارد. بچه ها همچنين از داستان كتاب هاي قابل پيش بيني كه با شعر و سرودهاي قابل حفظ كردن همراه است، شادمان مي شوند.
    كتاب ها را با شخصيت هاي مختلف بخوانيد. بچه ها بايد فرصت اين را داشته باشند كه كتاب ها را با شخصيت هايي كه مثل آنها نگاه مي كنند و حرف مي زنند بخوانند. در عين حال بچه ها از خواندن داستان درباره شخصيت هاي تخيلي لذت مي برند. مثل صحبت كردن حيوانات كه قدرت تصور وعلاقه شان را در هنگام بازي تقويت مي كند.
    با هم از خواندن كتاب هاي شعر لذت ببريد. بچه ها از خواندن كتاب هاي با الگوهاي شعري لذت مي برند. بچه هاي كوچك استفاده از شعرهاي بدون احساس را خنده دار و نوعي بازي تلقي مي كنند. هنگامي كه شما اين شعرها را مي خوانيد از بچه تان دعوت كنيد تا بعضي از كلمات شعر را پركند.
    هنگامي كه كتاب مي خوانيد، شكل هاي مهم كتاب را هم به بچه نشان دهيد. قبل از اين كه شروع به خواندن كنيد، تيتر و نام مؤلف را روي جلد كتاب به بچه تان نشان دهيد. شما مي توانيد بگوييد:"عنوان اين كتاب... است. اين كتاب را ... نوشته. تصاويرش را... كشيده."
    هنگامي كه كتاب مي خوانيد، هر كلمه را با انگشتتان به بچه نشان دهيد. اين كار كمك مي كند تا كودكتان يك به يك كلمات خوانده شده و نوشته شده را با هم تطبيق دهد. همچنين اين روش توجه فرزندتان را به اين جلب مي كند كه بين كلماتي كه مي گوييد و كلماتي كه روي صفحه است ارتباط برقرار كند. نشان دادن كلمه همچنين روي مفهومي كه مي خوانيم تأكيد مي كند.
    از داستان ها استفاده كنيد تا بچه تان را براي آموختن كلمات جديد آماده كنيد. تمركز روي كلمات جديد فهم و درك او را هنگام خواندن افزايش مي دهد. شما مي توانيد پيشرفت دايره لغات فرزندتان را با توجه دادنش روي كلمات جديد يا غير معمول داستان افزايش دهيد. فقط هنگامي كه توجه او را به كلمات جديد جلب مي كنيد با اين كلمات حالت شوخي و تفريح داشته باشيد و به فرزندتان كمك كنيد تا آنها را در زندگي واقعي به كار برد. مثلاً بعد از آموزش كلمه "غرق شدن" در يك داستان، مي توانيد به كودكتان نشان دهيد كه قايق اسباب بازي در وان حمام كودك واژگون شده و حيوانات حالا در آب هستند.

    ترجمه و تصویر: حمیده احمدیان راد
    منبع: pbs parents//020.ir/

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:52 AM   |  

    رفاقت ‏با كتاب، انس با مطالعه

    رفاقت ‏با كتاب، انس با مطالعه

    رفاقت ‏با كتاب، 
انس با مطالعه
    يكى از كمبود «كتاب‏» مى‏نالد، ديگرى از كمبود «مطالعه‏» .
    گاهى كتاب و كتابخانه موجود و دم دست است، اما اشتياق مطالعه و انگيزه كتابخوانى نيست .
    گاهى هم شوق خواندن هست، اما يا نمى‏دانيم «چه بخوانيم؟» ، يا آن‏چه را مى‏خواهيم، نمى‏يابيم يا گران است و دسترسى به آن، مشكل .
    بهرحال، «مطالعه‏» خوراك روح و فكر انسان است و «كتاب‏» ، سفره‏اى است كه غذاهاى گوناگون را در اختيار خوانندگان مى‏گذارد . اگر اشتهاى ما كور شده باشد، كتابها چه تقصيرى دارند؟ پس نبايد ضعف‏ها را هميشه به گردن ديگران و مسؤولان فرهنگى انداخت .
    گاهى بى رغبتى به مطالعه، مى‏تواند عامل بسيارى از نارساييهاى فكرى و ضعف بينش و سطحى نگرى در مسايل مربوط به انديشه و جامعه باشد .
    «نويسندگان‏» ، به صورت توليدكنندگان فراورده‏هاى فكرى، يا به عنوان عامل تهيه و توزيع و عرضه، سهم و نقش دارند، نقشى كه گاهى بنيادين و سرنوشت‏ساز است .
    دانشجو، بايد «جوياى دانش‏» باشد، هميشه، همه جا و در هر شرايط . بايد با كتاب، دوست‏شد، انس گرفت، در سفر و حضر آن را همراه داشت و خستگى‏هاى روحى و عدم نشاط را با آن درمان كرد و مطالعه را گامى براى جلوگيرى از هدر رفتن فرصت‏ها دانست .
    خوشبختانه «كتاب و مطالعه‏» ، با همه گسترش‏ها و تنوعى كه در رسانه‏ها و امكانات ارتباطى و اطلاع رسانى و فيلم و فرستنده و ماهواره و . . . پديد آمده، جايگاه خود را دارد و «كتابخوانى‏» بخش عمده‏اى از اوقات بسيارى را به خود اختصاص مى‏دهد .
    به كتاب، بايد به ديد يك «پزشك روح و فكر» نگريست .
    كتابخانه، كمتر از داروخانه نيست . تاثير مطالعه بر فكر و اخلاق و ديدگاهها و زندگى انسان نيز، ناچيزتر از قرص و كپسول و گياهان دارويى و مراقبت‏هاى بهداشتى نيست . كمبود مطالعه، در هر شخص و جامعه‏اى كه باشد، يك عارضه نامطلوب است كه بايد با آن مقابله كرد و به درمانش پرداخت و افراد بى خيال را به «عارضه‏» بودن آن توجه داد .
    اين توجه و اين نياز، در حيات دانشجوى، هم ضرورى‏تر و هم مشهودتر است .
    وقتى كتاب، درمان روح است و مطالعه هم غذاى فكر و جان، در گزينش اين دارو و نسخه گرفتن از پزشكان انديشه (نويسندگان و صاحبان فكر و قلم) بايد دقيق بود، زيرا عوارض مطالعات نادرست و كتابخوانى غلط، يا خواندن كتاب‏هاى مضر و بيهوده و فرصت كش، بيش از غذاى مسموم است و بيشتر لغزشها، معلول كم اطلاعى يا خواندن آثار سست و ضعيف يا انحرافى است، يا پذيرش القاءات و انديشه‏هاى بى بنياد و مغالطه آميز برخى از اهل قلم .
    پس چندان ناروا نيست اگر از طريق مطالعه، به نوعى «كتاب درمانى‏» روى آوريم و بيمارى هايى همچون ياس و نوميدى، افسردگى، جهل، شك، بيخبرى، ضعف بينش، كاستى‏هاى اخلاقى، گمراهى‏هاى سياسى و انحرافات اعتقادى را با مطالعه آثار متقن و سودمند و جذاب، درمان كنيم و ناتوانى خويش را در عرصه انديشه، با خواندن آثار غنى جبران كنيم و توانا شويم .
    از هر كس هم عذر «اهل مطالعه نيستم‏» پذيرفته باشد، از دانشجو پذيرفته نيست، چرا كه تار و پود حيات دانشجويى، با علم و كتاب و استاد و بحث و مطالعه و پرسش و كاوش آميخته است . و خواندن، جزو خميرمايه زندگى جوانان ما در اين مقطع از تحصيلات و زندگى و عمر است .
    از ديگرسو، براى انبوه كتاب‏هاى بى شمار و جديد و خواندنى هم بايد فكرى كرد و چاره‏اى انديشيد، چون قطعا به خواندن همه خواندنى‏ها نمى‏رسيم . چه راهى مى‏ماند؟ جز انتخاب و به گزينى و اولويت‏بندى؟ ! اين نوعى به بهره‏ورى رساندن ساعات عمر و «مديريت زمان‏» است . بدون اين گزينش و مديريت، ظرفيت ذهنى ما از آنچه كه ضرورى و مفيد و اولويت دار نيست پر مى‏شود و جا و زمينه و فرصت‏براى «اولويت‏هاى مطالعاتى‏» باقى نمى‏ماند .
    از همين جا، لزوم بهره‏گيرى از متد و روش آشكار مى‏شود، چون مطالعه روشمند، بازدهى بيشترى دارد و كتاب خوانى بدون اصول و ضوابط و روش درست، ضايعات فكرى و وقتى پيش مى‏آورد و . . . چه بسيار انسان‏ها كه از بيهودگى آنچه در گذشته خوانده‏اند، يا نادرست‏بودن روش كار كتابخوانى، گله مندند و متاسف . ولى، حسرت مشكلى را حل نمى‏كند .
    به جاى آنكه كتاب، شمار را غافلگير كند و وقت‏شما را در سلطه خويش بگيرد، «قدرت انتخاب‏» را از دست ندهيد، مطالعه «فعال‏» داشته باشيد نه «انفعالى‏» ، گزينشى عمل كنيد نه از دم و كيلويى!
    وقتى در هر كارى، داشتن روش، مسير، برنامه و طرح، كارساز و مفيد است، چرا در مطالعه نباشد؟ سير مطالعاتى و طرح مطالعاتى و راهنماى كتابخوانى و مشاوره درباره اينكه چه بايد خواند و چگونه و چه مقدار و درباره كدام موضوع و . . . نشانه ارزش‏شناسى درباره عمر و جوانى و نعمت فرصت و فراغت است .
    روشمندى، در هر كارى از جمله مطالعه، ما را به بيشترين دستاورد با كمترين تلاش و هزينه مى‏رساند، يعنى نوعى پيموندن راه «ميان بر» است . حتما در اين زمينه، كتاب‏هاى مستقلى را كه نگاشته شده و حاصل دانش و تجربه پيش كسوتان است، بخوانيد .
    در مطالعه، «كميت‏» و مقدار، نبايد برتر از «كيفيت‏» تلقى شود . زياد خواندن مهم نيست، خوب و عميق خواندن و خوب فهميدن و نيكو به كار بستن مهم است .
    به هر حال، «كمبود وقت‏» را كه خيلى‏ها از آن مى‏نالند، مى‏توان با نظم در كتابخوانى و تنظيم وقت مطالعه و جلوگيرى از هدر رفتن لحظات و فرصت‏ها حل كرد .
    اگر كسى ارزش سرمايه عمر را بداند و غافل نشود كه اين مجال‏ها و ميدان‏ها، شايد ديگر هرگز به دست نيايد، اينگونه در خرج كردن سرمايه زمان و عمر، ولخرجى و ريخت و پاش نمى‏كند و حسابگرانه مى‏كوشد تا اين سرمايه را به سودرسانى برساند و از دست و دل بازى پرهيز مى‏كند .
    آنچه را مى‏خوانيد، با ديگران به بحث‏بگذاريد،
    از مطالعاتتان حتما يادداشت‏برداريد،
    مطالعه موضوعى را بر «پراكنده خوانى‏» ترجيح دهيد،
    موارد مبهم و نيازمند به سؤال را هنگام مطالعه، يادداشت كنيد،
    هنگام خواندن، تمركز فكرى خود را حفظ كنيد و كنترلى بر ذهن خويش داشته باشيد،
    كتاب‏هاى خوب و ضرورى را كه بايد حتما خواند، از اساتيد هر فن و كارشناسان هر موضوع بپرسيد و اگر خيلى خوب و مفيد است، به يك بار خواندن آن اكتفا نكنيد .
    درباره آنچه مى‏خوانيد، عميقا بينديشيد و در ذهن خود آنها را حلاجى كنيد،
    مطالعات خويش را براى ديگران بازگو كنيد، تا هم در ذهن خودتان بيشتر رسوخ كند و از يادتان نرود، هم به ديگران هم از محصول مطالعات خود، بهره برسانيد،
    با كتاب، دوست‏باشيد و اوقات فراغت‏خود را با كتابخوانى پرنشاط كنيد،
    با خريد كتاب‏هاى خوب، نياز روح و فكر خودتان را (مثل نياز شكم) برطرف سازيد،
    كتاب‏هاى خوب و اثر گذار يا پر مطلب و غنى را به دوستانتان هم معرفى كنيد،
    از «محتكران كتاب‏» نباشيد و به ديگران هم امانت‏بدهيد تا خانه و اتاق شما يك «كتابخانه امانى‏» گردد .
    اگر پول خريد كتاب نداريد، يا از كتابخانه يا از دوستان و آشنايان، امانت‏بگيريد و پس از خواندن و يادداشت‏بردارى، به همان صورت اوليه (سالم و تميز) به صاحبش برگردانيد .
    بارى . . . رفاقت‏با كتاب، انس با مطالعه!

    جواد محدثى

           
    منبع: نورپورتال




    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:52 AM   |  

    تنظيم برنامه درسي در تعطيلات نوروز



    تنظيم برنامه درسي در تعطيلات نوروز

    اکثر دانش آموزان با شروع تعطیلات نوروزی از کتاب‌های درسی خود فاصله گرفته و نسبت به انجام تکالیف ومرور درس‌های خود بي‌ميل هستند و يا برنامه‌اي براي مطالعه نوروزي خود ندارند.
    داشتن يك برنامه سنگین و غيرواقع بينانه نه تنها نتیجه مثبتی در بر نخواهد داشت، بلکه انگيزه مطالعه را از بين خواهد برد. براي همين برنامه پيشنهادي زير مي‌تواند كمكي براي دانش آموزان باشد:
    1. برنامه مطالعاتي خود را از روز دوم تا دوازدهم تعطيلات نورز تنظيم كنيد.
    2. دفترچه‌اي به منظور ثبت برنامه مطالعاتي خود دراين ايام تهيه كنيد و در آن جداولي را براي هرروز به منظور ثبت كليه فعاليت‌ها ومطالعات روزانه اختصاص دهيد.
    3. برنامه خود را با حذف عواملي كه در روز قبل منجر به عدم مطالعه مفيد شما شده، به روز نماييد.
    4. فردي را درصورت امكان به عنوان ناظر انتخاب كنيد تا بر فعاليت روزانه شما در اين ايام نظارت كند. اين عمل مي‌تواند مطالعه شما را هدفمند كند.
    5. زمان‌هاي استراحت، به انجام امور دلخواه اختصاص داده شود. داشتن روحيه شاد بهترين عامل براي مطالعه است.
    6. مواقعي كه بي‌حوصله مي‌شود بهتراست دروسي كه احتياج به تمركز زياد دارند، يا دشوار هستند را مطالعه نكنيد زيرا يادگيري مطلوبي به دست نمي آيد.

    برنامه درسي دوره ابتداي و راهنمايي

    1. دانش آموزان دوران ابتدايي مي توانند،حداقل روزی 1 تا 2 ساعت و راهنمایی 3 تا 4 ساعت و در صورت شرکت در تیزهوشان روزی 4 ساعت مطالعه داشته باشند.
    2. دروس رياضي وعلوم يك روزدرميان در برنامه گنجانيده وثابت باشد و هرروز به مطالعه يك درس مانند (فارسي ،ديني،...) براي ابتدايي و (زبان ،عربی ،جغرافیا و...) براي راهنمايي، اختصاص داده شود.
    3. طرح تعدادي مشخص سوال از هر درس در روز و پاسخگويي به آن در يادگيري و موثر مي‌باشد.
    4. می‌توان مطالعات غیردرسی را هم در جدول مطالعات روزانه ثبت كرد.

    برنامه درسي دوره پيش دانشگاهي وكنكور

    1. زمان‌های مطالعه را به دوقسمت صبح و عصر تقسیم كنيد و برای هر قسمت 5 ساعت در نظر بگيريد.
    2. 60درصد از مطالعه روزانه را براي دروس اختصاصی و 40درصد به دروس عمومی در نظر گرفته شود.
    3. بعد از مطالعه هر مبحث 15 دقیقه به استراحت اختصاص داده شود.
    4. از مطالب مطالعه شده، خلاصه‌اي تهيه كنيد و آن را در آخر روز مرور كنيد.
    5. بعد از مطالعه هر مبحث ابتدا تمرين‌هاي تشريحي و سپس تست‌هاي مربوطه را حل كنيد.
    6. تست‌هاي دروس اختصاصي، همان روز و دروس عمومي يك روز بعد زده شود.
    7. آخرهفته را به مروركليه درس‌هاي طول هفته و زدن تست اختصاص داده شود.
    8. براي مطالعه دروس اختصاصي پيش دانشگاهي مي‌توان با توجه به رشته‌اي كه براي انتخاب مدنظر است، آن درس را در اولويت قرار داد.
    9. اين ايام بهترين موقع براي مطالعه و مرور دروس پايه سال اول و دوم دبيرستان مي‌باشد. پس اين دروس را در برنامه خود در نظر بگيريد.

    بهارك طالب‌لو
    كارشناس ارشد برنامه ريزي آموزشي
    www.hamshahrionline.ir

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:52 AM   |  

    آيا در روزگار سعدي، كودكان و نوجوانان، كتاب‌هاي خود را داشته‌اند؟




    آيا در روزگار سعدي، كودكان و نوجوانان، كتاب‌هاي خود را داشته‌اند؟

    گلستان و ادبيات كودكان

    پيش از ورود به بحث، ذكر دو نكته را ضروري مي‌دانم:
    1ـ كتاب‌هاي معتبر ادبيات فارسي كه در طول ساليان دراز، با ديده تأييد همه‌جانبه، به آن‌ها نگاه و با آن‌ها رفتار شده، كم‌تر مورد ارزيابي انتقادي قرار گرفته‌اند. اين رفتار سبب مي‌شود تا خوانندگان اين زمانه، در خوانش‌هاي خود، چه بسا دچار ترديد شوند و بعضي از نكات مطرح شده در آن‌ها را با ساز و كار امروزي سازگار نبينند و يا از سر تأييد به دانش‌آموزان بياموزند. اين مقاله،‌ با هدف روشن شدن جايگاه ادبيات كودك و نوجوان در گلستان سعدي، نوشته شده است.
    نويسنده اين مقاله، ادعاي اين را ندارد كه پژوهشي كامل و همه‌سويه در مورد موضوع ياد شده انجام داده است، بلكه بابي را فتح كرده تا پس از اين ـ اگر لازم ديده شد ـ ديگران هم از اين معبر، رفت و آمد كنند.
    روشن نمودن روش پيشينيان در نگارش متن و رعايت نقش همه افراد جامعه و شيوه اين حق نگهداري، به نويسندگان و تدوين‌كنندگان متون ادبي ـ البته آموزشي ـ نشان خواهد داد كه متن‌ها تاريخ مصرف دارند و همه زماني و همه مكاني نيستند. جايگزيني ديد نسبي‌گرا به ديدگاه مطلق‌گرا، خود هدفي آموزشي به حساب مي‌آيد.
    2ـ روش تحقيق در نگارش اين مقاله، روشي كتابخانه‌اي ـ تحليلي است. علاقه‌مندان ديگر مي توانند از روش‌هايي مانند ميداني ـ مصاحبه‌اي نيز استفاده كنند و با پرسش از خوانندگان (كودكان ـ نوجوانان ـ مربيان و نويسندگان)، به نتايج دلخواه برسند. گلستان سعدي،‌ در سال 656 نوشته شده است. مصلح‌الدين شيرازي، اين مطلب را در بيتي، چنين گفته است:
    در آن ايام كه ما را وقت خوش بود
    ز هجرت، ششصد و پنجاه و شش بود
    گلستان، دستاورد مصلح‌الدين شيرازي، از سير و سفر دراز او در خاورميانه و آفريقاست. او، ديده‌ها و شنيده‌هاي خود را با زباني تركيبي و شيرين، در قالب حكايت‌هاي كوتاه، به رشته تحرير درآورده است. اين شيوه، پيش از مصلح‌الدين شيرازي، مرسوم نبوده است. شيوه سعدي در گلستان، مورد استفاده و استقبال نويسندگان فراواني قرار گرفت و همانندهايي (نظيره‌هايي) نيز ساخته شده است. چنان كه جامي، نگارستان و ديگران كتاب‌هايي به نام‌هاي خارستان و مُلستان و‌… را به پيروي از سعدي نوشته‌اند.
    گلستان، علاوه بر ديباچه، داراي هشت فصل است. در اين هشت فصل، بيش از يك‌صد و هشتاد حكايت كوتاه و بلند، گنجانده شده كه به مناسبت حال و هوا و لايه‌هاي گونه‌گون اجتماع و موقعيت زماني و سنّي، دسته‌بندي شده‌اند:
    1ـ ديباچه
    2ـ در سيرت پادشاهان
    3ـ در اخلاق درويشان
    4ـ در فضيلت قناعت
    5ـ در فوايد خاموشي
    6ـ در عشق و جواني
    7ـ در ضعف و پيري
    8ـ در تأثير تربيت
    9ـ جدال سعدي با مدعي
    10ـ در آداب صحبت
    مخاطبان گلستان، آحاد مردم‌اند. داستان‌ها و حكايت‌هاي گلستان، ساخت و بافتي دارند و با زباني ساخته شده‌اند كه در روزگار ما، براي فهم و درك كودكان و نوجوانان، دشوار مي‌نمايد.
    آيا در روزگار سعدي، كودكان و نوجوانان، كتاب‌هاي خود را داشته‌اند؟
    كودكان سده‌هاي چهارم، پنجم، ششم، هفتم و‌… (به ويژه كودكان و نوجوانان مقطع زماني نگارش گلستان و پس از آن)، به مثابه جمعيتي پرشمار، اما كم‌اهميت مطرح بوده‌اند. آن‌ها (بيشتر درخانواده‌هاي تهي‌دست) با گرسنگي و سوءتغذيه و بيماري و سختي و ستم (ستم پدر و مادر، روابط اجتماعي) و بي‌سوادي روبه‌رو بوده‌اند. تنها اندكي از اين كودكان و نوجوانان، فرصت راه‌يابي به مكتب‌خانه‌ها را به دست مي‌آوردند. در مكتب‌خانه هم كتاب‌هايي را مي‌خواندند كه اساساً براي عموم مردم نوشته مي‌شده‌اند. در سده‌هاي نخستين پس از چيرگي اعراب (سده‌هاي سوم و چهارم)، كتاب كليله و دمنه در مكتب‌خانه‌ها براي كودكان و نوجوانان تدريس مي‌شد و در سده‌هاي بعد نيز كتاب‌هايي از قبيل كيمياي سعادت (امام محمد غزالي)، قابوسنامه (عنصرالمعالي كيكاووس بن اسكندر وشمگير) و بوستان و گلستان، درس‌نامه‌هاي كودكان و نوجوانان در مكتب‌خانه‌ها بودند. ويژگي غالب ادبيات اين سده‌ها، حضور پررنگ عناصر اندرز و پند است. به همين سبب، اين نوع ادبيات را ادبيات اندرزي نام نهاده‌اند. درونمايه همه اين كتاب‌ها، اخلاق و تعليم و تربيت، اما ساختار بيروني آن‌ها با هم تفاوت دارد. در «كيمياي سعادت» و «قابوس نامه»، اندرز با زباني مستقيم و لحني آمرانه بيان شده، در حالي كه در گلستان سعدي، زبان علاوه بر زيبايي و آهنگين بودن، غيرمستقيم، در لفافه حكايت و داستان به بيان نكته‌هاي اخلاقي و اندرز مي‌پردازد. به هر حال، نگاه نزديك به حكايت‌هاي گلستان، بحث را كاربردي خواهد كرد. نكته ديگري كه در ادبيات عمومي سده‌هاي پيشين به چشم مي‌خورد، در مخاطب‌شناسي آن و همان نگاه مذكرانه و مردانه است:
    اي پسر! هان و هان تو را گفتم
    كه تو بيدار شو كه من خفتم (نظامي گنجوي)
    سر به لطفي و جاني اي پسر
    خوش‌تر ازجان چيست، آني اي پسر (عراقي)
    چو خواهي كه نامت بماند به جاي
    پسر را خردمندي آموز و رأي (سعدي)
    نگاه مردانه و مذكرانه، در سراسر متون ادبيات ايران حضور دارد. شاعران و نويسندگان در طول تاريخ، همواره كوشيده‌اند تا پيكره‌اي از جمعيت انساني را ناديده بگيرند. آن‌ها حتي در خطاب آدم‌ها نيز جانب انصاف را رعايت نكرده‌اند. نمونه‌هاي مشهور زير، رويكرد اقتدارگرايانه و مردم‌سالارانه شاعران و نويسندگان را به خوبي نشان مي‌دهد:
    اي برادر تو همه انديشه‌اي
    مابقي خود استخوان و ريشه‌اي
    مرد آن است كه در كشاكش دهر
    سنگ زيرين آسيا باشد
    صورت زيباي ظاهر هيچ نيست
    اي برادر سيرت زيبا بيار!
    كار هر كس نيست خرمن كوفتن
    گاو نر مي‌خواهد و مرد كهن
    مردان خدا پرده پندار دريدند
    يعني همه جا غير خدا يار نديدند
    دامنه اين رويكرد يك سويه، به گستراكِ ادبيات فارسي و انديشه جانبدار شاعران و نويسندگان مذكر است. گويي موجودي به نام زن حضور ندارد، كار نمي‌كند، سيرت و صورت ندارد، پرده پندار نمي‌درد و...
    نمودار شماره يك : داستان‌هاي مناسب براي كودكان و نوجوانان1

    عنوان فصل تعداد حكايت تعداد حكايت مناسب براي كودك و نوجوان آغازبندي حكايت

    ديباچه ــ ــ ــ
    در سيرت پادشاهان 42 2 1ـ سرهنگ‌زاده‌اي را بر در سراي اغلمش ديدم كه عقل و كياستي و فهم و فراستي زايدالوصف داشت.1
    2ـ يكي از پسران هارون‌الرشيد پيش پدرآمد خشم‌آلوده كه فلان سرهنگ‌زاده مرا دشنام مادر دارد.2
    در اخلاق درويشان 48 1 ياد دارم كه در عهد طفوليت، متعبد بودم و شب‌خيز‌… 3
    درفضيلت قناعت 27 2 1ـ دو اميرزاده در مصر بودند، يكي علم آموخت و ديگري مال اندوخت.4
    2ـ يكي از حكما پسر را نهي كرد از بسيار خوردن كه سيري مرد را رنجور دارد.5
    در فوايد خاموشي 14 ندارد ـــ
    در عشق و جواني 21 1 1ـ ياد دارم كه در ايام جواني گذر داشتم به كويي6
    در ضعف و پيري 9 ندارد ــ
    در تأثير تربيت 19 8 1ـ يكي از وزرا پسري كودن داشت. پيش يكي از دانشمندان فرستاد.7
    2ـ حكيمي پسران را پند همي داد كه جانان پدر هنر آموزيد.8
    3ـ يكي از فضلا، تعليم ملك‌زاده‌اي كردي و ضرب بي‌محابا زدي.9
    4ـ معلم كتـّابي را ديدم در ديار مغرب، ترش روي.10
    5ـ پادشاهي پسر به اديبي دادو گفت اين فرزوند توست.11
    6ـ فقيره درويشي حامله بود. مدت حملش به سر آمد. درويش را در همه عمر فرزند نيامده بود...12
    7ـ طفل بودم. بزرگي را پرسيدم از بلوغ‌...13
    8ـ توانگرزاده‌اي را ديدم كه بر سر گور پدر نشسته‌...14
    نمودار شماره2 : داستان‌هايي كه درصورت بازنويسي، براي كودكان و نوجوانان مناسبند
    عنوان فصل تعداد حكايت تعداد حكايت مناسب بازنويسي كودكان و نوجوانان آغازبندي حكايت
    ديباچه ــ ــ ــ
    در سيرت پادشاهان 42 7 1ـ ملك‌زاده‌اي را شنيدم كه كوتاه بود و حقير‌...15
    2ـ طايفه دزدان عرب بر سر كوهي نشسته بودند.16
    3ـ پادشاهي با غلامي عجمي در كشتي نشست.17
    4ـ ملك‌زاده‌اي گنج فراوان از پدر ميراث يافت‌...18
    5ـ آورده‌اند كه انوشيروان عادل را در شكارگاهي، صيدي كباب كردندي‌…19
    6ـ با طايفه بزرگان در كشتي نشسته بودم‌...20
    7ـ دو برادر بودند، يكي خدمت سلطان كردي‌...21
    در اخلاق درويشان 48 2 1ـ ياد دارم كه شبي در كارواني همه شب رفته بودم‌...22
    2ـ يكي ازملوك مدت عمرش سپري شد‌...23
    در فضيلت قناعت 27 4 1ـ يكي از علما، خورنده بسيار داشت‌...24
    2ـ خشك‌سالي در اسكندريه پديد آمد‌...25
    3ـ بازرگاني را ديدم كه صد و پنجاه شتر بار داشت‌...26
    4ـ يكي از ملوك با تني چند از خاصان در شكارگاهي به زمستان، از عمارت دور افتادند‌...27
    در فوايد خاموشي 14 1 1ـ جواني خردمند از فنون فضايل خطي حظي وافر داشت‌...28
    در عشق و جواني 21 4 1ـ ياد دارم كه در ايام پيشين، من و دوستي چون دو مغز بادام در پوستي صحبت داشتيم‌...29
    2ـ طوطي‌اي را با زاغي در قفس كردند‌...30
    3ـ رفيقي داشتم كه سال‌ها با هم سفر كرده بوديم‌...31
    4ـ جواني پاكباز و پاكرو بود‌...32
    در ضعف و پيري 9 4 1ـ روزي به غرور جواني سخت رانده بودم‌...33
    2ـ جواني چست و لطيف و خندان و شيرين‌زبان در حلقه عشرت ما بود‌...34
    3ـ روزي به جهل جواني، بانگ بر مادر زدم‌...35
    4ـ توانگري بخيل را پسري رنجور بود‌...36
    در تأثير تربيت 19 5 1ـ پارسازاده‌اي را نعمت بي‌قياس، از تركه عمان به دست افتاد‌...37
    2ـ اعرابي را ديدم كه پسر خود را مي‌گفت‌...38
    3ـ در تصانيف حكما آورده‌اند كه كژدم را ولادت معهود نيست‌...39
    4ـ يكي از بزرگان پسري شايسته داشت‌...40
    5ـ پارسايي بر يكي از خداوندان نعمت، گذر كرد‌...41
    جدال سعدي با مدعي ـــ ـــ ـــ
    در آداب صحبت ـــ ـــ ـــ
    گلستان سعدي و كتاب‌هاي ديگر از اين دسته ازمنابع داستان‌نويسي براي كودكان و نوجوانان به شمار مي‌روند.
    داستان‌نويسان‌، مي‌توانند از اين حكايت‌ها الهام بگيرند و يا اين متن‌ها را به زبان امروزي دوباره‌نويسي كنند. در فرآيند دوباره‌نويسي، مي‌توان ابزارها و عناصر داستاني را وارد كرد و متني داستاني از روي متن مقامه (حكايت ـ داستان) و قصه‌وار ساخت براي نمونه، يكي از حكايت‌هاي قابل بازنويسي را به لحن و زبان داستان‌هاي امروزي درمي‌آوريم.
    حكايت هفتم از فصل «در سيرت پادشاهان»
    نخست متن سعدي :
    [پادشاهي با غلامي عجمي در كشتي نشست و غلام ديگر دريا را نديده بود و محنت كشتي نيازموده. گريه و زاري در نهاد ولرزه بر اندامش اوفتاد چندان كه ملاطفت كردند، آرام نمي‌گرفت و عيش ملك از او منغص بود. چاره ندانستند. حكيمي در آن كشتي بود. ملك را گفت اگر فرمان‌دهي، من او را به طريقي خامُش گردانم. گفت غايت لطف و كرم باشد. بفرمود تا غلام به دريا انداختند. باري چند غوطه خورد. مويش گرفتند و پيش كشتي آوردند. به دو دست، در سكّان كشتي آويخت. چون برآمد، به گوشه‌اي بنشست وقرار يافت. ملك را عجب آمد. پرسيد درين چه حكمت بود؟‌ گفت از اول محنت غرقه شدن ناچشيده بود و قدر سلامت كشتي نمي‌دانست. هم‌چنين قدر عافيت كسي داند كه به مصيبتي گرفتار آيد.]
    اي سير تو را نان جوين خوش ننمايد
    معشوق من است آن كه به نزديك تو زشت است
    حوران بهشتي را دوزخ بود اعراف
    از دوزخيان پُرس كه اعراف بهشت است
    فرق است ميان آن كه يارش دربر
    با آن كه دو چشم انتظارش بر در43
    روزي پادشاهي با نوكر ايراني‌اش سوار كشتي شد. نوكر تا آن روز دريا را نديده بود و سوار كشتي نشده بود و سختي‌هاي مسافرت دريايي را لمس نكرده بود. دلش آشوب شد، حالت سرگيجه و استفراغ به او دست داد. به گريه افتاد. فرياد مي‌زد: مرا پياده كنيد!
    هر چه دلداري‌اش مي‌دادند، ساكت نمي‌شد. پادشاه، حالش گرفته شد! كم‌كم داشت عصباني مي‌شد. نمي‌دانستند چه كار كنند. مردي در ميان مسافران بود. گفت: اي پادشاه! اگر اجازه بدهيد، من ساكتش مي‌كنم. پادشاه جواب داد: اگر اين كار را بكني، در حق ما لطف كردي. آن مرد دستور داد نوكر را در آب انداختند. نوكر سراسيمه در آب دست و پا مي‌زد و كمك مي‌خواست. مويش را گرفتند و به كشتي نزديك كردند. نوكر كه حسابي آب خورده و ترسيده بود، با دست‌هايش لبه كشتي را گرفت و بالا آمد. آب از همه جايش مي‌ريخت. رفت در گوشه‌اي نشست و ساكت شد. پادشاه تعجب كرد و پرسيد: چه رازي در اين كار است؟
    مرد دانا گفت: چون نمي‌دانست غرق شدن و مردن چقدر سخت است، قدر كشتي را نمي‌دانست. حالا كه فهميده، ساكت شده و قدر سلامتي را مي‌داند‌...»
    البته، ممكن است داستان‌نويسان حوزه كودك و نوجوان، به فراخور توانايي خود، بازنوشته محكم‌تر و امروزي‌تر از متن آهنگين و مسجع سعدي بيافرينند. بسياري از حكايت‌هاي گلستان را مي‌توان بازنويسي كرد و عناصر داستاني را در آن‌ها به كار برد تا براي كودكان و نوجوانان امروز، قابل فهم و استفاده باشد.
    داستان‌نويسان چندي،‌ به اين كار دست زده‌اند و با استفاده از حكايت‌هاي گلستان، كليله و دمنه، مثنوي، بوستان و كتاب‌هاي ديگر، داستان‌هايي براي كودكان و نوجوانان نوشته‌اند. اين كار چند خاصيت خواهد داشت:
    ـ داستان‌نويسان را از كمبود سوژه نجات مي‌دهد.
    ـ كودكان و نوجوانان را با كتاب‌هاي بزرگ ادبيات فارسي آشنا مي‌كند.
    نگاه سعدي به آموزش كودكان و نوجوانان
    گفتمان سعدي در زمينه كودك و نوجوان و پرورش و آموزش آن‌ها، گفتماني يك سويه و مردانه است. درهمه گزاره‌هاي ياد شده در نمودارهاي بالا و گزاره‌هاي ديگر كه به علت نامناسب بودن از يادكرد آن‌ها خودداري شده، واژه «پسر» به معناي عام «فرزند» به كار رفته است. سعدي در متون حكايي گلستان، مي‌كوشد از عنصر پند و اندرز براي تغيير در رفتار كودكان ونوجوانان استفاده كند. سبك و سياق سعدي در تربيت و شكل بيان، از نويسندگاني مانند نظامي، غزالي، عراقي، عنصرالمعالي كيكاووس بن وشمگير و‌... پيشرفته‌تر مي‌نمايد. چرا كه سعدي،‌ از ساخت داستان (زباني غيرمستقيم)، براي بيان آموزه‌هاي خود استفاده مي‌كند. البته پيش از سعدي،‌ نصرالله منشي،‌ در داستان حكايت‌هاي تمثيلي كليله و دمنه و عبيد زاكاني، در «رساله دلگشا» با زبان طنز، غيرمستقيم ‌گويي را در پيش مي‌گيرند.
    انگاره‌ها و آموزه‌هاي تربيتي سعدي، در زمانه او، چه بسا نو و كاربردي بوده، اما در روزگار ما به علت تغيير درنگرش‌ها و مناسبات اقتصادي ـ اجتماعي و پيشرفت دانش‌هاي انساني، بسياري از آموزه‌هاي تربيتي و پرورشي سعدي درباره كودكان و نوجوانان، كارايي خود را از دست داده‌اند.
    امروزه ديگر اين سخن سعدي كه:
    «تربيت نيكو نگردد آن كه بنيادش بد است
    تربيت، نااهل را چون گردكان بر گنبد است»
    غيرقابل دفاع است. چرا كه در «بدي بنيادين» و «تربيت‌ناپذيري» انسان‌ها، ترديدهاي جدي وجود دارد.
    مباني نظام تربيتي سعدي، برخاسته از تجربه شخصي او در زندگي و سير و سفر و نيز آموزش‌ها و باورهاي آييني و دانشي اوست. اصول تربيتي مورد استفاده سعدي، زاييده مناسبات اجتماعي زمانه او است. در آن نظام، تاريخ از زبان اول شخص مذكر روايت مي‌شود؛ اول شخصي كه در جايگاه يك متكلم وحده و عقل كل نشسته و از دريچه داناي كل،‌ به جهان پيرامون مي‌نگرد و درباره آن داوري و تصميم‌گيري مي‌كند. اين داناي كل، به علت عدم حضور ديگران، به خود اجازه مي‌دهد تا به پير و جوان، زن و مرد، دارا و ندار و‌… اندرز بدهد.
    نمودار شماره 3 : داستان‌هاي نامناسب براي كودكان و نوجوانان در گلستان سعدي
    عنوان فصل تعداد حكايت تعداد حكايت براي كودك و نوجوان تعداد حكايت‌هايي كه با اندكي تغيير براي كودك و نوجوان مناسبند تعداد حكايت‌هاي نامناسب براي كودكان و نوجوانان
    ديباچه ــ ــ ــ كلاً مناسبت ندارد
    در سيرت پادشاهان 42 2 7 33
    دراخلاق درويشان 48 1 2 45
    در فضيلت قناعت 27 2 4 21
    درفوايد خاموشي 14 ــ 1 13
    در عشق و جواني 21 1 4 16
    در ضعف و پيري 9 ــ 4 16
    در تأثير تربيت 19 8 5 6
    جدال‌سعدي با‌مدعي ندارد ندارد ندارد ــ
    در آداب صحبت ندارد ندارد ندارد ــ
    جمع 181 14 27 139
    درآناليز جدول بالا، چند نكته به دست مي‌آيد:
    الف) 7/76 درصد ازحكايت‌هاي گلستان،‌ براي مخاطبان حوزه سني كودك و نوجوان، مناسب نيست. علت‌هاي مناسب نبودن اين اندازه از حكايت ـ داستانواره‌هاي گلستان با دريافت‌هاي ذهني كودكان و نوجوانان، به اين شرح است:
    1ـ طرح مسايل دشوار سياسي و بزرگسالانه در بسياري از حكايت‌ها.
    2ـ طرح مسايل فني عرفاني و فلسفي و اجتماعي كه با دريافت ذهني كودكان و نوجوانان، همتافني لازم را ندارد.
    3ـ طرح مسايل جنسي و پورنوگرافيك، در قالب آزارهاي جنسي و روابط زناشويي روا و ناروا كه به علت آگاهي‌هاي پيش‌رس و عدم تناسب با شناخت و نياز كودكان و نوجوانان، بدآموزي‌ها و زبان‌هاي روحي و رواني ـ تربيتي را به دنبال خواهد داشت.
    ب) 7/7 درصد از حكايت ـ‌ داستانواره‌ها، ‌مستقيماً براي كودكان و نوجوانان نوشته شده‌اند.
    ج ) 2/13 درصد از حكايت ـ داستانواره‌ها با اندكي دخل و تصرف و بازنويسي، براي مخاطبان كودك و نوجوان قابل فهم و درك خواهد بود.
    د ) جمع‌ ستون‌هاي 3 و 4، وزن گرايش‌هاي سعدي را در ادبيات كودك و نوجوان نشان مي‌دهد. بنابراين 65/22 درصد ازحكايت ـ داستانواره‌ها با اندكي تخفيف و اغماض، در حوزه تخاطبي كودك و نوجوان قرار مي‌گيرند.
    پرسش اين است كه با آن كه تنها 7/7 درصد ازحكايت ـ داستانواره‌هاي گلستان، با تخفيف و چشم‌پوشي از ضعف‌هاي برون ساختي و ژرف ساختي، براي كودكان و نوجوانان مناسب است، چگونه كودكان و نوجوانان در سده‌هاي گذشته، از گلستان به عنوان متن درسي و درس‌نامه، استفاده مي‌كرده‌اند؟
    دستگاه آموزشي و پرورشي در سده‌هاي گذشته، به چند دليل گلستان و متن‌هاي مانند آن را در مكتب‌خانه‌ها تدريس مي‌كرده است:
    ـ نداشتن برنامه براي تهيه و تأليف متن درسي.
    ـ عدم استفاده از روان‌شناسي در تدوين و تأليف متن‌هاي درسي.
    ـ عدم دسته‌بندي و جداسازي انسان‌هاي تحت آموزش بر اساس سن.
    ـ وجود عناصر اندرزي در حكايت‌ها و متن گلستان و احساس نياز دست‌اندركاران نظام آموزشي مبني بر لزوم آموزش متن‌هاي اندرزي به كودكان و نوجوانان.
    ـ‌ زبان ساده و روان و شيرين و آهنگين گلستان است براي كودكان و نوجوانان، گيرايي و جذابيت ويژه‌اي داشته

    www.sarapars.com

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:52 AM   |  

    بررسی آثار علمی شیخ بهایی




    بررسی آثار علمی شیخ بهایی

    مقام علمی و ادبی و شخصیت علمی بهایی از آن نظر مورد توجه و اعجاب است كه وی در تمام علوم رسمی زمان خود دست داشت و در شماری از آن‌ها منحصر به فرد بود. او در حوزه معارف دینی و علوم اسلامی استاد بود و از خود خلاقیت بسیار نشان داد.
    در سلسله اجازات روایی، از محدثان امامی برجسته قرن یازدهم به شمار می‌رود و طرق بسیاری از اجازات محدثین در قرون اخیر به او و از او به پدرش و شهید ثانی منتهی می‌شود. محمدهانی ملازاده هم‌چنین در جلد چهارم «دانش‌نامه‌ی جهان اسلام» درباره‌ی مقام علمی و ادبی شیخ بهایی نوشته است: بهایی آثار برجسته‌ای به نثر و نظم پدید آورده است. به نوشته موسوی حسینی، وی با زبان تركی نیز آشنایی داشته است.
    تذكره‌نویسانی چون نصرآبادی، هدایت، آذر بیگدلی و محمد قدرت‌الله گوپاموی او را از شاعران فارسی‌زبان دانسته و در تذكره‌های خود، شرح حال و نمونه‌هایی از شعرهایش را آورده‌اند. «عرفات العاشقین»، اولین تذكره‌ای است كه در زمان حیات بهایی از او نام برده است.
    بهترین منبع برای گردآوری شعرهای بهایی، «كشكول» است، تا جایی‌كه به عقیده برخی محققان، انتساب شعرهایی كه در كشكول نیامده است، به بهایی ثابت نیست. از شعرها و آثار فارسی بهایی دو تالیف معروف تدوین شده است؛ یكی به كوشش سعید نفیسی با مقدمه‌ای ممتع در شرح احوال بهایی، دیگری توسط غلامحسین جواهری وجدی كه مثنوی منحول «رموز اسم اعظم» را هم نقل كرده است. با این همه هر دو تالیف حاوی تمام شعرها و آثار فارسی شیخ نیست. شعرهای فارسی بهایی عمدتا شامل مثنویات، غزلیات و رباعیات است. وی در غزل به شیوه فخر‌الدین عراقی و حافظ ، در رباعی با نظر به ابوسعید ابوالخیر و خواجه عبدالله انصاری، و در مثنوی به شیوه مولوی، شعر سروده است.
    ویژگی مشترك شعرهای بهایی میل شدید به زهد و تصوف و عرفان است. از مثنویات معروف شیخ می‌توان از این‌ها نام برد: «نان و حلوا» یا «سوانح سفر الحجاز»، این مثنوی ملمع چنان‌كه از نام آن پیداست در سفر حج و بر وزن مثنوی مولوی سروده شده است و بهایی در آن بیت‌هایی از مثنوی را نیز تضمین كرده است.
    او این مثنوی را به طور پراكنده در كشكول نقل كرده و گردآورندگان دیوان فارسی وی ظاهرا به علت عدم مراجعه دقیق به «كشكول» متن ناقصی از این مثنوی را ارایه كرده‌اند. «نان و پنیر» نیز بر وزن و سبك مثنوی مولوی است. «طوطی‌نامه» نفیسی این مثنوی را كه از نظر محتوا و زبان نزدیك‌ترین مثنوی بهایی به مثنوی مولوی است، بهترین اثر ادبی شیخ دانسته و با آن‌كه آن را در اختیار داشته، جز اندكی در دیوان بهایی نیاورده و نام آن را نیز خود بر اساس محتویاتش انتخاب كرده است.
    «شیر و شكر»، اولین منظومه فارسی در بحر خبب یا متدارك است. در زبان عربی این بحر شعری پیش از بهایی نیز مورد استفاده بوده است. «شیر و شكر» سراسر جذبه و اشتیاق است و علی‌رغم اختصار آن مشحون از معارف و مواعظ حكمی است، لحن حماسی دارد و منظومه‌ای بدین سبك و سیاق در ادب فارسی سروده نشده است.
    مثنوی‌هایی مانند «نان و خرما»، «شیخ ابوالپشم» و «رموز اسم اعظم» را نیز منسوب بدو دانسته‌اند كه مثنوی اخیر به گزارش میرجهانی طباطبایی از آن سیدمحمود دهدار است.
    شیوه مثنوی‌سرایی بهایی مورد استقبال دیگر شاعران، كه بیش‌تر از عالمان امامیه‌اند، واقع شده است. تنها نثر ادبی فارسی بهایی كه در دیوان‌های چاپی آمده‌ «‌رساله پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش» است. بعضی مكتوبات ملمع بهایی چاپ شده است. بهایی در عربی نیز شاعری چیره‌دست و زبان‌دانی صاحب‌نظر است و آثار نحوی و بدیهی او در ادبیات عرب جایگاه ویژه‌ای دارد.
    بهایی در ارجوزه ‌سرایی نیز مهارت داشت و دو ارجوزه شیوا یكی در وصف شهر هرات به نام هراتیه یا الزاهره و دیگر ارجوزه‌ای عرفانی موسوم به «ریاض‌الارواح» از وی باقی مانده است.
    نامدارترین اثر بهایی «الكشكول»، معروف به كشكول شیخ بهایی است كه مجموعه گران‌سنگی از علوم و معارف مختلف است و آینه معلومات و مشرب بهایی محسوب می‌شود. اثر منحولی نیز به نام «مخلاه» به سبك كشكول، ولی خلاصه‌تر و سست‌تر از آن به نام بهایی منتشر شده است.
    بهایی در شكوفایی علمی حوزه اصفهان نقشی اساسی داشت، به طوری كه بعضی منابع، وی را موسس چندین مدرسه علمی در اصفهان دانسته‌اند . گزارشی نیز از جاذبه علمی بهایی و كیفیت استفاده شاگردان از محضر او حتی در ایام تعطیل در منابع آمده است. شاگردانش، از جمله محمدتقی مجلسی، فضل و دانش و كثرت محفوظات او را ستوده‌اند. هر چند بهایی در علوم و معارف اسلامی موسس نبوده و نوآوری علمی به‌ندرت در آثارش دیده می‌شود، اما جامعیت او سبب شده است كه در ارایه و تدوین مطالب، ذوق و ابتكار و نوعی نبوغ خاص از خود بروز دهد. گذشته از علوم و معارف اسلامی، مهم‌ترین حوزه فعالیت علمی بهایی، ریاضی و سپس معماری و مهندسی است.
    مهم‌ترین آثار بهایی در نجوم «تشریح الافلاك» و دو رساله «اسطرلاب» به فارسی وعربی است. بهایی در جغرافیا نیز آثار متعددی دارد كه معروف‌ترین آن‌ها «تضاریس الارض» یا «رساله فی كرویه الارض» است .
    هم‌چنین، تبحر بهایی در علوم غریبه ریشه انتساب بعضی افسانه‌های دیگر است، مانند آگاهی شیخ از سرمه خفا و تعلیم آن به نااهل و دفن كردن دو قطعه سنگ در شیراز و اصفهان برای دفن وبا و طاعون .
    بعضی منابع این حكایات را ساختگی دانسته و بعضی دیگر آن‌ها را تلقی به قبول كرده‌اند. در این میان استفاده شیخ از كتابی با عنوان «كله‌سر» كه شامل علوم كیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا و ریمیا بوده است، به گزارش خود او مستند است. هم‌چنین، مصاحبت وی با آگاهان از علوم خفیه به گزارش محمدتقی مجلسی متیقن است. در «كشكول» نیز مطالبی در علوم غریبه و طلسمات آمده كه حاكی از اطلاع بهایی بر آن‌هاست. هم‌چنین فال‌نامه‌هایی كه به نام بهایی به طبع رسیده، فاقد اعتبار، ولی و حاكی از نفوذ شخصیت او در فرهنگ عامه است.
    نیز كتاب «اسرار قاسمی» كه به قاسم‌نامی از شاگردان بهایی منسوب است و درباره آن حكایات غریبی نقل شده است، با آن‌كه محدث نوری به نقل از «محبوب القلوب»، آن را آورده، بی‌اساس می‌نماید. آن‌چه مسلم است، به گزارش سیدحسن كركی، بهایی از دانش‌هایی كه هیچ‌كس از علمای عامه و خاصه قبل از او و در زمان او، از آن‌ها اطلاع نداشتند، آگاهی داشته و همین سبب شده است كه هر امر عجیبی را بدو نسبت دهند.
    شیخ بهایی از جمله نادر دانشمندان و عالمانی است كه علاوه بر علوم دینی و حكمی و عرفانی، بر علومی هم‌چون ریاضی، هندسه و فیزیك تسلط داشت. از شیخ آثار و تالیف‌های بسیاری در علوم گوناگون بر جای مانده و نام بیش از یك‌صد اثر وی در كتاب‌ها ذكر شده است كه بعضی از آن‌ها عبارت‌اند از: «نان و حلوا»، «شیر و شكر»، «جامع عباسی»، «كشكول»، «تشریح الافلاك»، «خلاصه‌الحساب»، «فوائد‌الصمدیه»، «موش و گربه» و «حبل‌المتین فی احكام» (با كسره الف) احكام (با فتحه الف) دین. این دانشمند بزرگ در زمینه معماری نیز منشاء آثار گران‌قدری شد كه عمده‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: مسجد امام، حمام شیخ، ساعت شاخص اوقات شرعی، شهر نجف آباد و هم‌چنین طرح تقسیم آب زاینده‌رود.

    خبرگزاری ایسنا

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:51 AM   |  

    چگونه در امتحان موفق شويم؟




    چگونه در امتحان موفق شويم؟

    اصولاً امتحان از قسمت هاي مهم آموزش وپرورش است كه اگر آمادگي براي آن وجود داشته باشد مي توان به خوبي از عهده آن برآمد. در اين مقاله به نكاتي مهم اشاره مي شود كه موفقيت ما را در امتحان چند برابر مي كند.
    ¤ قبل از شروع امتحان تعداد ساعات و يا روز قبل از شروع امتحان را محاسبه كنيد و تعداد صفحات كتاب را تقسيم بندي كرده و به نوبت به مطالعه و مرور هر قسمت بپردازيد.
    ¤ برنامه ريزي براي دروس مشكل تر و آنهايي كه از آن نمره كمتري كسب كرده ايم مهمتر است تا كتاب ها و امتحانات آسانتر.

    قبل از شروع امتحان:

    ¤ با خواندن سوره هايي از قرآن كه حفظ مي باشيم و ياد خدا مي توان اضطراب و استرس امتحان را از خود دور كرد.
    ¤ خوردن خوراكي هايي كه مواد قندي دارد مثل كشمش- خرما- عسل به ما انرژي زياد تري در امتحان مي دهد.
    ¤ از طرح سؤالات بي مورد از دوستان خود قبل از امتحان كه باعث اضطراب و هدر دادن انرژي ما مي شود خودداري كنيم و به هيچ وجه مطالعه و دوره مطالب قبل از شروع امتحان نداشته باشيم.

    در جلسه امتحان:

    ¤ بعد از گفتن و خواندن سوره هايي از قرآن و توكل بر خدا مشخصات كامل خود را نوشته سؤالات را به دقت خوانده و جواب سؤالات را بي عجله و با دقت مي نويسيم.
    ¤ از گذاشتن وقت زياد بر روي سؤالات جزئي و با بارم كم خودداري كرده و وقت خود را با امتحان تنظيم مي كنيم.
    ¤ در تحويل برگه امتحان عجله نكرده و تمام پاسخ ها را دو مرتبه كنترل مي كنيم.
    ¤ از سؤالات ساده تر شروع كرده و بعد به سؤالاتي كه نمره بيشتر دارد و بعد به سؤالاتي كه مشكل تر و يا وقت بيشتري مي گيرد و يا نمره كمتري دارد بايد پرداخت.
    ¤ در امتحانات تشريحي ابتدا نكات مهم هر سؤال را در گوشه برگه مي نويسيم و بعد آنها را تنظيم و پاك نويس مي كنيم.
    ¤ از پرداختن به حاشيه خودداري و به اصل موضوع مي پردازيم و بر نوشتن موضوع اصلي و تشريح آن موضوع توجه مي كنيم.
    ¤ در امتحانات بعدي به سؤالات امتحاني قبلي خود نگاه كرده تا اشتباهات خود را تكرار نكنيم و با تمرين درس و يادگيري آشنا مي شويم.
    ¤ هميشه بعد از اتمام امتحان وقت خود را روي امتحان بعدي مي گذاريم و از ناراحت بودن براي امتحان گرفته شده جداً خودداري مي كنيم.

    روش مطالعه مفيد و سودمند

    ¤ آغاز كار مطالعه با ياد خدا و بجا آوردن نماز واجب و كمي قرآن خواندن تا آرامش در ما ايجاد شود.
    ¤ انتخاب يك مكان آرام و بي سر و صدا
    ¤ نوشتن افكار مزاحم روي برگه كه مرتباً فكر ما را از درس دور مي كند.
    ¤ استفاده از ميز و صندلي مناسب يا حداقل يك ميز كوچك كه از خميده بودن و خستگي ما در درس جلوگيري كند.
    ¤ استفاده از زنگ تفريح 15 دقيقه اي بعد از هر مطالعه 45دقيقه اي كه خستگي را از بين برده و يك انرژي جديدي در ما ايجاد مي كند.
    ¤ تكرار مطالب درسي تا قدرت ذهن ما را بيشتر كند.
    ¤ استفاده از مثال يا توضيح باعث مي شود كه درس بهتر و كامل تر فهميده شود.
    ¤ خلاصه نويسي مطالب درسي به زبان خودمان باعث مي شود هم براي جلسه درس و هم امتحان پاياني فهم مطالب براي ما آسان شود.
    ¤ گاهي پيدا نمودن سؤالات امتحاني سالهاي قبل ما را در روش مطالعه درس كمك مي كند.
    ¤ هميشه به خود تلقين كنيد كه توانسته ايم با مطالعه كافي و مفيد نمرات بيشتري بدست آوريم و خود را مقيد بدانيد به برنامه مطالعه خود حتماً عمل كنيد و در صورت عدم انجام آن از چيزهايي كه دوست داريد خود را محروم كنيد مثل برنامه تلويزيوني يا بازي با همسالان و كامپيوتر، مهماني رفتن.

    وظايف والدين در زمان برگزاري امتحانات فرزندان خود

    1- محيط امن و آرامي در منزل براي فرزندتان مهيا كنيد.
    2- ازنظر تغذيه توجه ويژه اي در برنامه غذايي روزانه آنها اعمال كنيد.
    3- در ايام امتحانات از رفت و آمدهاي اضافي و مسافرت و... خودداري كنيد.
    4- از هر گونه جر و بحث و برخوردهاي نامناسب كه موجب برهم خوردن آرامش خانواده مي گردد پرهيز نمائيد.
    5- با تشويق و دلگرمي فرزند خود را به امتحان بعد اميدوار كنيد.
    6- از كنايه و تحقير و كلماتي كه بار منفي دارد خودداري فرمائيد.
    7- اگر فرزندتان بعد از امتحان از نتيجه آن ناراضي بوده و از نمره آن نااميد بود به جاي محكوم كردن وي علت را بررسي كنيد.
    8- اگر درمورد درس خاصي نگراني دارد قبل از امتحان با دبير مربوطه صحبت نموده تا علت نگراني مشخص گردد.
    9- بعد از امتحان براي بررسي نقاط ضعف و قوت دانش آموزان در درسها حتماً به مشاور مدرسه مراجعه تا براي جبران در امتحانات نوبت دوم برنامه ريزي بعمل آيد.
    و سخن آخر: فضاي روحاني حاكم بر منزل، توكل، دعا و استعانت از خداوند منان بهترين راه جهت آرامش روحي و رواني فرزند دلبندتان مي باشد.

    نويسنده: تهيه كننده: عليرضا رباني

           
    منبع: نورپورتال




    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:51 AM   |  

    چراغ مطالعه در خانواده




    چراغ مطالعه در خانواده

    اثربخشي مطالعه بر خانواده

    كوچكترين واحد آموزشي خانواده است كه همچون مربيان مدارس از معلمان دست اول فرزندان محاسبه مي شود كه در صورت گرايش آن به مطالعه صحيح و كتابخواني به عوامل مهم تربيتي كه قبل از تولد و حين انعقاد نطفه و پروراندن كودك در دل مادر تا 9 ماهگي توجه و عنايت خاص خواهند نمود . در اين ايام است كه توجه به تغذيه مناسب كودك و آرام بودن محيط خانواده و حضور در محافل و مجامع و شنيدن و يا عمل نمودن به وظايف مناسب اجتماعي و... تاثير بسزايي در مراحل رشد نطفه تا شكل گيري جوارح او دارد. به همان ميزان كه گياهي از جمله كاكتوس با سرخ كردن ميگوي زنده بر روي اجاق گاز مي لرزد و يا گياه شمعداني در صورت در معرض نور قرار نگرفتن رشد طبيعي خود را از دست مي دهد و يا... نطفه انسان علاوه بر شعور (ميل به ادامه بقاء) سلسله اعصاب و تعقل و تفكر و تامل و... او درحال تكوين است كه در صورت عدم آشنايي خانواده ها با وظايف خود فرزندان از لحظه تولد به بعد آثار سوء عدم آشنايي خانواده ها را با اصول تربيتي با خود به دنيا همراه مي آورند . حتي اگر خانواده ها نسبت به نوع وضع حمل فرزندان اعم از سزارين يا طبيعي آشنايي نداشته باشند فرزندان خود را دستخوش ندانم كاري هاي پرستاران غيرمسئول قرار داده كه حتي حين تولد نيز چه بسا آسيب هاي جسمي به فرزندان آنها عارض شود و گذشته از موارد فوق از لحظه تولد به بعد است كه وظايف خانواده نسبت به تكوين شخصيت علمي و فرهنگي و اجتماعي و مذهبي و عملي فرزندان چند برابر مي شود لذا علم و آگاهي است كه به كمك تعليم و تربيت خانواده آمده و آنها را در مسير پرورش جسم و روح فرزندان ياري مي دهد. نقش خانواده به قدري مهم است كه در احاديث و روايات حتي اسم مناسب گذاشتن روي فرزند، تاديب نمودن، انتخاب محل مناسب جهت تربيت و... اهميت داده شده است. پس مي طلبد خانواده ها با كتاب و كتابخواني مانوس بوده تا فرزندان و نهايتاً خانواده اي متعادل داشته باشند و باور كنند كه اين امانات (فرزندان) الهي هستند و خداوند آنها را اهل امانت داري دانسته و اين فرزندان را به آنها عطا فرموده است. پس بايد امانت دار خوبي باشند و به درگاه خداوند سبحان شاكر باشند تا خداوند هم نعمت را بر آنها افزون كند نه اينكه با عدم آگاهي در تربيت فرزندان سهل انگاري نمايند و به تعبيري از نعمت خداي عزوجل كفر بورزند كه قدر مسلم خداوند آنها را به عذاب گرفتار مي كند، چه عذابي بالاتر از فرزند طالح به جاي فرزند صالح. درعين حال به محسنات كتاب و كتابخواني خانواده علاوه بر موارد فوق موارد ديگري فهرست وار اشاره مي شود.
    1- باور مي كنند كه هدف از خلقت آنها تعبد در برابر خداوند و رفع نقص نمودن و كمال يابي است.
    2- درمي يابند كه خداوند سبحان به هيچ بنده اي ظلم نكرده و اگر مصيبتي بر بندگان وارد شود خدا را متهم نمي كنند.
    3- هرگز خود را غني از كتابخواني و يادگيري نمي پندارند پيامبر اكرم(ص): (اطلب العلم من المهد الي اللحد) يعني بايد علم و حكمت آموخت از تولد تا مرگ. به قول بوعلي سينا :
    تا به آنجا رسيد دانش من
    كه بدانم همي كه نادانم
    4- نياز فرزندان خود را فقط فيزيولوژيك نمي دانند بلكه مهر و محبت و عاطفه و امنيت و ميل به تعلق و كسب موفقيت را نيز نياز آنها مي پندارند.
    5- باور مي كنند كه كودكان خود را بايد تا هفت سالگي آزاد بگذارند تا تخليه هيجان نمايند و از هفت سالگي تا 14 سالگي به مرور زمان فرزندان را عادت به تبعيت از خانواده نمايند و از 14 سالگي به بعد وزير و مشاور شوند.
    6- مي آموزند كه دوران كودكي فرزندان دوران تفكر عيني آنهاست و غذاي مناسب (روح) به آنها مي دهند و دوران نوجواني دوران تفكر انتزاعي است يعني بدون تحليل و دليل تابع خانواده نمي شوند.
    7- يقين پيدا مي كنند كه اوايل كودكي دوران سرپايي است (يعني سر بيشتر از ساير اندام رشد مي كند) و دوران نوجواني و جواني بالعكس دوران پاسري است (يعني تنه و پاها و دستها رشد طولي و عرضي بيشتر از سر دارند) لذا بهانه جويي هاي والدين نسبت به فرزندان كمتر مي شود.
    8- مي آموزند كه دوران كودكي دوران كمون جنسي است ولي به محض بروز عوامل بلوغ غرائز جنسي بيدار شده و از فرزندان خود مراقبت بيشتري مي كنند.
    9- مي آموزند كه از 2 يا 3 سالگي است كه بايد روحيه استقلال طلبي را در فرزندان تقويت كنند تا در بحران بلوغ وابسته يا دلبسته به خانواده نشوند.
    10- باور مي كنند كه محصور كردن و يا محدود نمودن فرزندان عامل مهم حريص نمودن به مواردي است كه محدود شده اند (الانسان حريص علي ما منع) يعني انسان حريص است به چيزي كه منعش مي كنند لذا با درايت و دورانديشي فرزندان خود را نسبت به انتخاب چاه و راه هدايت مي كنند.
    11- مي آموزند كه انديشه هاي خود را به فرزندان خود تحميل نكنند بلكه اجازه مي دهند فرزندان خود بينديشند.
    12- در دوران كودكي كودكان چون خود آشنايي به مطالب درسي و علمي دارند مستقيما به فرزندان درس ياد نمي دهند كه اعتماد به نفس آنها را سلب كنند بلكه يادگيري آموزي، نحوه تداعي كردن، تجسم نمودن و مثال زدن را جهت يادگيري فرزندان مي آموزند.
    13-مي آموزند كه همه انسانها را خداوند متفاوت خلق نموده لذا هرگز هيچ كدام را با ديگري قياس نمي كنند.
    14- مي آموزند نحوه ارتباط با فرزندان ( دختر و پسر) كاملا متفاوت است. لذا با آنها يكسان برخورد نمي كنند.
    15- از مذمت كردن در جمع يا نصيحت كردن در جمع اجتناب مي كنند چون حقارت و زبوني القا مي كنند.
    16- تعامل بين پدر و مادر به عنوان زن و شوهر و آشنايي با وظايف خود نسبت به طرف مقابل بيشتر شده و كمتر نسبت به هم بهانه جويي نموده و درگيري ايجاد مي كنند كه در تربيت فرزندان موثر است.
    17- لطف معاشرت و مدني الطبع بودن اعضاي خانواده تقويت شده و با جامعه وفاق و سازگاري بيشتر مي يابند.
    18-باور مي كنند كه دنيا مزرعه آخرت است و به زرق و برقهاي دنيا كمتر توجه مي كنند تا به گناه و خطا آلوده نشوند.
    19-به عنوان معلمان دست اول نسبت به ظهور فضائل نوجواني و جواني فرزندان خود از جمله دوستيابي، باندبازي، تنوع طلبي، جلب توجه نمودن، جرات آزمايي، تفوق جويي، زرق و برق طلبي، سورچراني، پرخاشگري، استفاده از مكانيزم هاي دفاعي (دروغ- انكار- فرافكني- برون نكني- همانندسازي و...) مذهب گرايي و... آگاهي داشته و با برخوردهاي مناسب خود و حمل بر صحت و برائت نمودن، عامل ايجاد تعادل در فرزندان مي شوند.
    20- به جاي نصيحت كردن يا مذمت كردن فرزندان، با سكوت و يا ايجاد ارتباط منطقي را پيشه مي كنند چون براي فرزندان خود الگو هستند و رفتار آنها همچون برجستگيهاي مهر بر روي موم حك مي شود.علي(ع): (رب السكوت ابلغ من الكلام) يعني سكوت فصيح تر و بليغ تر از كلام است .
    21- به جاي آموزش دين و شعار دين باوري، خود عمل به دين مي كنند قدر مسلم فرزندان الگوپذيرند.
    22- مهمترين عامل ممانعت فرزندان به فسق و فجور و به طور كلي بشر گرايش او به دين و مذهب و معنويت است در صورت كتابخواني خانواده ها اين باورها را عملا در فرزندان و حتي خود آنها ايجاد مي كنند تا از طريق تقويت حس مذهب گرايي تعديل غرائز و ضبط نفس شود.
    23- مي آموزند كه پرجنب و جوشي و پرهيجاني و فعال بودن فرزندان طبيعت سني آنها است و مانع از تخليه هيجان و ورزش كردن و... نمي شوند.
    24- باور مي كنند كه ارتباط فرزندان با همسالان يعني هم سخنان آنها عامل رشد فكري و اجتماعي و حتي استقلال فردي آنها در قالب گرايش به گروههاي سني (صالح) مي شود و مانع از ايجاد ارتباط با دوستان فرزندان خود نمي شوند.
    25- هم خود مي آموزند و هم به فرزندان مي آموزند كه عبادت و بندگي خداوند به خاطر شايستگي اوست نه به خاطر ترس از جهنم يا طمع به بهشت. علي(ع) مي فرمايد: الهي ما عبدتك خوف من نارك و لاطمع في جنتك بل وجدتك اهلا لعبادتك فعبدتك) يعني خدايا ترا عبادت نمي كنم به خاطر ترس از جهنم يا طمع به بهشت بلكه تو شايسته عبادتي و من هم بندگي مي كنم. با همين مطلب به فرزندان مي آموزند كه درس خواندن را به خاطر ترس از خانواده يا معلم پيشه نكنند و يا به خاطر پاداش و جايزه، بلكه باور كنند كه وظيفه آنها است كه درس بخوانند و مزدور يا برده نشوند.
    26- كتاب خواني خانواده ها به عنوان الگو عامل ايجاد انگيزه و احساس نياز فرزندان به كتابخواني مي شود.
    27- فرزندان خود را در دوران تبلور شخصيت و مكاشفه پيرامون انتخاب صحيح رشته تحصيلي و شغل و همسر بهتر هدايت مي كنند.
    28- اعضاي خانواده در اوقات فراغت با كتابخواني ضمن اينكه از سرگرميهاي كاذب اجتناب مي ورزند كتابخواني را بهترين سرگرمي و عامل ارتقا و رشد عقلي خود مي پندارند.
    29- خانواده ها باور مي كنند كه به تعبير سقراط:
    به جاي ثروت اندوزي ثروت نگهدار تربيت كنند يعني فرزندان عالم و صالح تربيت نمايند.
    30- خانواده ها با كتابخواني به فرزندان خود عملا مي آموزند كه عاقل كسي است كه فرصت خوب را به بخت خوب تبديل كند و چه فرصتي بهتر از استفاده از كودكي و نوجواني و جواني و...

    منابع مطالعاتي:
    1- قرآن
    2- نهج البلاغه
    3- كتاب و كتابخواني در آئينه رهنمودهاي مقام معظم رهبري
    4- گامي فراسوي روانشناسي اسلامي دكتر محمدباقر حجتي
    5- سيري در تربيت اسلامي دكتر دلشاد تهراني
    6- اصول روانشناسي دكتر محمود ساعتچي
    7- احتمالات و آمار كاربردي در روانشناسي و علوم تربيتي دكتر علي دلاور
    8- نظام حيات خانواده دكتر علي قائمي
    9- خانواده متعادل دكتر محمدرضا شريفي
    10- مهارتهاي آموزشي و پرورشي حسن شعباني
    11- رهنمون غلامحسين ذوالفقاري
    طاهر محمد زاده

           



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:51 AM   |  

    برای کنکور آماده شوم



    برای کنکور آماده شوم

    با نزدیک شدن به کنکور سراسری، بسیاری از داوطلبان با تمام تلاشی که دراین مدت انجام داده‌اند
    به علت بی‌توجی به اهمیت جمع‌بندی و مرور در ماه‌های آخر و داشتن اضطراب زیاد، نمی‌توانند آنگونه که باید نتایج رضایتمندی کسب کنند.
    نحوه مطالعه در ماه‌های آخر معجزه‌ای در روند کار دربر خواهد داشت، كه شاید بتوان گفت تمام مدت مطالعه یک طرف و دو ماه آخر طرف دیگر.
    با داشتن یک برنامه مطالعاتی مناسب برای این دوره می‌توان از توانایی‌های خود به خوبی استفاده کرده و از پراکنده خوانی دوری گزید.
    پیشنهاد می‌شود، داوطلبان برنامه مطالعاتی خود را براي اين دوره در دو قسمت تهیه کنند:
    الف) از هم اکنون تا 2 هفته مانده به کنکور
    1. بسیاری از داوطلبان ترم 2 پیش‌دانشگاهی را می‌گذرانند و باید خود را برای امتحانات آماده کنند. بدین ترتیب اولویت با مرور درس‌های پیش 2 خواهد بود، که در این صورت برای کنکور هم دوره کامل صورت خواهد گرفت.
    2. دروسی که در آن ضعف دارید و درس‌هایی که با توجه به رشته انتخابی ضریب بالا دارد، در اولویت بعدی مطالعه قرار گیرد.
    3. حدالامکان از خواندن مطالب جدید خوداری شود. اکنون زمان آن رسیده است که کلیه مباحث خوانده شده، مرور و جمع‌بندی گردد. دیگر فرصت مطالعه عمیق مطالب تازه نیست.
    4- در تمام دروس نسبتا باید تسلط داشته باشید، هیج درسی را کنار نگذارید.
    5. با توجه به میزان توانایی که دارید چند درس را در روز انتخاب کرده. ترجیحا یک اختصاصی، یک عمومی و بعد به مطالعه مرور خلاصه‌های خود که از ابتدای سال تهیه کرده‌اید بپردازید. پس از مطالعه سریع تست‌های مربوط به آن را زده و بعد به بررسی پاسخهای تشریحی آن بپردازید و اشکلات خود را برطرف سازید.
    6. تست‌های دروس عمومی را بلافاصله پس از مطالعه نزنید؛ روز بعد را به این امر اختصاص دهید و هر روز تست‌های دروس عمومی روز قبل را بزنید.
    7. دروسی را که علاقه ندارید و در آن ضعف دارید در اول وقت و زمانی که حوصله دارید، مطالعه کنید.
    ب) 2 هفته مانده به کنکور
    اکنون می‌توانید با توجه به تست‌های آزمون سال‌های گذشته، هر روز از خود یک آزمون بگیرید.
    شرایطی همانند روز کنکور فراهم کنید. صبح زود از خواب بيدار شوید، حتی لباس راحتی برتن نداشته باشید، تصور کنید روز آزمون است و پشت میزخود نشسته‌اید، زمان پاسخگویی را مشخص کنید و به تست زدن بپردازید.
    بعد از اتمام زمان مورد نظر به بررسی پاسخ‌های تشریحی بپردازید، در صورت داشتن اشکال به منبع اصلی مطالعه‌‌ي خود رجوع کنید.
    توصیه‌های عمومی
    1. در فاصله بین مطالعات خود زمانی را به استراحت اختصاص دهید. از کارهایی که احتیاج به تمرکز دارد و منجر به فعالیت ذهنی شما می‌شود در زمان استراحت بپرهیزید.
    2. صبح زودتر بیدار شوید و تا دیروقت بیدار نمانید. بیدار ماندن تا دیروقت بازده مطالعه شما را پایین می‌آورد.
    3. امر تغذیه خود را جدی بگیرید، حتما صبحانه (می‌تواند نان و پنیر همراه با گرد و،...) بخورید. روزانه یک لیوان شیر و عسل مناسب است.
    4. از خوردن غذاهای پرحجم و چرب بپرهیزید. با افزایش حجم زیاد معده، خواب آلودگی هنگام مطالعه افزایش می‌یابد.
    5. در هنگام مطالعه تغذیه نخورید و در طول روز آب زیادی بنوشید. عصرانه مناسب بخورید.
    6. ورزش صبحگاهی فراموش نشود و هر روزتان را بانشاط آغاز کنید. ورزش برای کاهش اضطراب مناسب است.
    7. از خوردن داروهای خواب‌آور دراین دوران بپرهیزید.
    از کنکور غول بزرگی نسازید شما تلاش خود را کرده‌اید. زمانی را به دعا و نیایش اختصاص دهید و خود را به دستان خداوند بسپارید و بگذارید او راه‌گشای شما دراین امر باشد در این‌صورت دیگر داشتن اضطراب معنایی نخواهد داشت.

    بهارك طالب‌لو

           
    منبع: نورپورتال




    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت3:51 AM   |  

    تعداد صفحات :8   1   2   3   4   5   6   7   8