• English / العربیة / French  



  • ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

     

     


     

     


     

     


     

     


     

     


       

      صفحه خانگي خود كنید !   ایمیل به مدیر !   اضافه کردن به علاقه مندیها !   سال89،کـــار و همت مضــاعف

       



    کارآفرینی دختران نوجوان

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    کیتلین بنهف دختر ۱۷ ساله ای است که علاقه زیادی به خرید دارد. او با اشتیاقی که به خرید دارد، دست به یک کارآفرینی زده و به کمک مادران شاغل، مسن ترها و افرادی آمده که زمان یا توانایی انجام کارهای خارج از منزل و خرید را ندارند.

    دختران نوجوان دوست دارند دست به کارآفرینی بزنند و بر همین اساس برنامه هایی برای کمک به آنها تدوین شده تا با شرکت در این برنامه ها یاد بگیرند چگونه توانایی شان در خرید، عرضه لباس یا آموزش را به یک کسب و کار تبدیل کنند.

    کیتلین بنهف دختر ۱۷ ساله ای است که علاقه زیادی به خرید دارد. او با اشتیاقی که به خرید دارد، دست به یک کارآفرینی زده و به کمک مادران شاغل، مسن ترها و افرادی آمده که زمان یا توانایی انجام کارهای خارج از منزل و خرید را ندارند.

    بنهف می گوید: «تنها چیزی که به ذهنم رسید، خرید بود. بنابراین به این فکر افتادم که چطور می توانم از این علاقه ام برای کسب درآمد استفاده کنم. اینجا بود که ایده خرید برای مردم به ذهنم رسید و روز بعد این ایده را عملی کردم.»

    ماه گذشته بنهف در کارگاه شبکه کارآفرینی ایلینویز شرکت کرد. در این کارگاه به ۱۹ دانش آموز دبیرستانی که ۱۱نفرشان دختر بودند، آموزش های کارآفرینی داده شد.

    او در این کارگاه باید یک طرح تجاری ارائه می داد در حالی که به آنها توصیه شده بود کاری را در نظر بگیرند که دوست دارند.

    بنهف طرحی ارائه داد که تا آن موقع چنین طرحی در شهر خودش اجرا نشده بود به همین خاطر، منحصر به فرد بودن طرحش باعث اعتبار این طرح شد.

    ● کم بودن هزینه های اول کار

    بنزین برای ماشین و صرف زمان برای انجام کارها و خریدهایی که به او سپرده می شد- نیز موجب برتری طرحش شده بود.

    او بر اساس مقدار مسافتی که طی می کرد، از مشتری پول می گرفت و کارهایی از قبیل امور بانکی، گرفتن لباس ها از خشکشویی و خرید از خواربارفروشی را انجام می داد.

    او به محض اینکه دبیرستان را تمام کرد و به دانشگاه رفت، ایده اش را عملی کرد و دست به کار شد.

    براساس منابع رسمی، در ۲۰ سال گذشته تعداد زنانی که دست به کارآفرینی زده اند، دو برابر شده است و تعداد زنانی که خودشان کسب و کارشان را اداره می کنند- مشاغلی که ۵۱ درصد از سهام و بیشتر در آن متعلق به زنان است- بین سال های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۶، ۴۲ درصد رشد داشته که این تقریباً دو برابر رشد کسب و کارها در این مدت است که ۲۳ درصد بوده. اکنون روند کارآفرینی های زنانه در حال دختران نوجوان می خواهند خودشان کاری راه بیندازند

    نتیجه نظرخواهی اینترنتی یک موسسه غیرانتفاعی که به دختران نوجوان آموزش های اقتصادی و تجاری می دهد، نشان داده از هر ۱۰ دختر بیش از شش نفر دوست دارند خودشان کاری راه بیندازند و در حالی که تعداد این دختران علاقه مند در سال ۲۰۰۴ ، ۵۶ درصد بود، در سال ۲۰۰۶ به ۶۶ درصد رشد کرده است.

    یک موسسه غیرانتفاعی به نام «موسسه دختران» به دختران نوجوان آموزش های کارآفرینی می دهد.

    ۷۱ درصد این دختران از خانواده هایی هستند که درآمد سالانه آنها کمتر از ۲۵ هزار دلار است.

    یکی از کارهایی که اعضای این موسسه انجام می دهند، مرتب کردن لباس های دست دوم و قیمت زدن بر آنها و برگزاری شوی لباس در قالب یک بازار خیریه است که تاکنون ۴۷۵ دلار سود داشته.

    رئیس این موسسه می گوید: «دختران نمی دانند چطور برای کالاها تبلیغات کنند یا چگونه باید کارهای حسابداری و مدیریتی را انجام دهند. به همین خاطر موسسه به آنها یاد می دهد چطور پول شان را مدیریت کنند.»

    دخترانی که در برگزاری این بازار خیریه شرکت داشتند، ۲۵ درصد درآمدشان را برای کمک به خانواده های کم درآمد اختصاص دادند تا با این پول قبض آب و برق را بپردازند یا صرف نیازهای ضروری شان کنند.

    ۲۵ درصد دیگر درآمدشان هم صرف خرید وسایل آموزشی برای موسسه شد.

    ● نوجوانان شیکاگویی هم دست به تدریس خصوصی زده اند

    کیارا هریس، دختر ۱۷ ساله، هم از این آموزش های کارآفرینی به شکل دیگری استفاده کرد. او پس از شرکت در این برنامه ها شروع به تدریس خصوصی کرد.

    هریس زمانی که سال آخر دبیرستان را می گذراند، به سه دختر ۸ تا ۱۲ ساله ریاضی و علوم و اجتماعی درس می داد.

    او می گوید: «آرزو داشتم امکان تدریس خصوصی در محله ما هم وجود داشت.

    در محله ما معلم خصوصی زیاد نیست و هزینه معلمان خصوصی اگر بخواهند برای تدریس به این محله بیایند برای خانواده ها گران تمام می شود.»

    در حالی که هریس برای چهار ساعت تدریس، ۴۵ دلار در هفته می گیرد. او به آموزش شاگردانش بسیار متعهد است و این تعهد او برایش تبدیل به یک مزیت رقابتی شده است.

    او می خواهد زمانی که سرمایه بیشتری جمع کرد، یک نرم افزار آموزشی هم به کتابی که برای آموزش به کودکان طراحی کرده، اضافه کند.

    منبع:www.womensenews.org
    ساندرا گای
    ترجمه: مهرزاد غنی پور
    روزنامه سرمایه



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    کارآفرین نمونه

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    اوینگ ماریون کافمان در مزرعه‌ای در گاردن سیتی ایالت میسوری به دنیا آمد. در ۸ سالگی همراه با خانواده‌اش به شهر کانزاس نقل مکان کردند.

    اوینگ ماریون کافمان در مزرعه‌ای در گاردن سیتی ایالت میسوری به دنیا آمد. در ۸ سالگی همراه با خانواده‌اش به شهر کانزاس نقل مکان کردند. چند سال بعد، با مشخص شدن حفره‌ای در قلبش، وضعیتی بحرانی یافت. تجویز دکتر این بود که یک سال در رختخواب بخوابد؛ حتی اجازه نداشت از جایش بلند شود و بنشیند. مادرش که فارغ التحصیل مدرسه‌ی عالی بود برای نگهداشتن کودک پر جنب و جوش یازده ساله‌اش در رختخواب مطالعه را بهترین راه دید. کافمان اظهار می‌کند: «من هم خیلی خواندم! چون هیچ کار دیگری نبود که بتوانم انجام دهم، ماهانه حدود۴۰ تا۵۰ کتاب می‌خواندم. وقتی مجبور باشی این همه بخوانی، هرچی دستت برسد می‌خوانی. زندگینامه‌ی تمام رئیس‌جمهوران و پیشکسوتان را خواندم. انجیل را دو بار خواندم که البته متن سختی داشت.» تجربه‌ی دیگر اوینگ در کودکی فروشندگی بود. چون خانواده‌اش در آمد زیادی نداشتند، مجبور بود سی و شش دوجین تخم‌مرغ مزرعه‌شان، همچنین ماهی‌هایی را که با پدرش می‌گرفتند و پاک و آماده می‌کردند خانه به خانه ببرد و بفروشد. مادرش نیز در این دوران شکل‌گیری شخصیت اوینگ مشوق بزرگی بود و هر روز به وی می‌گفت: «شاید آدم‌هایی که توی جیبشان پول بیشتری دارند حسرت به دلم بگذارند ولی اوینگ، تو را با همه‌ی دنیا عوض نمی‌کنم.»

    در دوران جوانی، کارش تحویل رخت شسته‌ها بود و پیشاهنگ نیز بود. کافمان با وجود مشکلات مالی که والدینش از عهده‌ی رفع آن بر نمی‌آمدند، تمام مراحل لازم برای ملحق شدن به پیشاهنگان هوایی و پیشاهنگ دریایی را گذراند و به تنهایی به اندازه‌ی دو برابر دیگران در گردهمایی‌های پیشاهنگان در شهر کانزاس بلیت فروخت و در نتیجه وی را به رایگان به اردوی تابستانی فرستادند. خودش می‌گوید: «این تجربه برخی فنون فروشندگی را به من آموخت که بعدها در صنف داروفروشی از آنها استفاده کردم.»

    هر روز صبح از ساعت ۸ الی ۱۲ به مدرسه‌ی عالی دو ساله می‌رفت و بعد دو مایل پیاده می‌پیمود تا به رختشورخانه‌ای که در آن کار می‌کرد برسد و تا ساعت مشغول کار بود. پس از فارغ‌التحصیلی به صورت تمام‌وقت در رختشورخانه‌ی آقای آر. اِی. لانگ کار کرد. آقای لانگ بعدها یکی از الگوهای نقش اوینگ شد. وا می‌داشت تا در مسیر خاصی بیش از او مشتری جمع کنند. اوینگ می‌گوید: «در کار فروش تجاربی به دست آوردم که بعدها خیلی به دردم خورد.» لانگ هم در کار اتوشویی بود و هم از حقوق انحصاری برخوردار بود، از جمله قالب یقه‌ی پیراهن که شکل پیراهن را حفظ می‌کرد. او به دست پرورده‌ی جوانش نشان داد که آدم هم با زور بازو و هم با فکرش می‌تواند پول درآورد. کافمان اظهار می‌کند: «لانگ یک مرد واقعی بود و تأثیر عمیقی بر زندگی من گذاشت.»

    توانایی فروشندگی کافمان هنگامی که در۱۱ ژانویه ۱۹۴۲به نیـروی دریایی بندر پیرل هاربور پیوست نیز مفید واقع شد. هنگامی ‌که به او گفتند به ‌عنوان شاگرد ملوان دلار در ماه حقوق دریافت می‌کند، در پاسخ گفت: «من از شاگرد ملوان بهترم چون که قبلاً پیشاهنگ دریایی بوده‌ام. من کشتی هدایت کرده‌ام و قایق‌های شکار نهنگ را رانده‌ام.» وی به کمک توانایی‌اش در فروشندگی، نیروی دریایی را قانع کرد که می‌تواند در رسته‌ی ملوانان پایه یک و با حقوق ماهانه‌ی دلار کار خود را آغاز کند. بر پایه‌ی مهارت قبلی‌اش در خواندن در کادر فرمانده‌ی نیروی دریایی مشغول به کار شد و ارسال و دریافت پیامها را بر عهده گرفت و بهتر از هر کس دیگر از عهده آن برآمد. با تشویق دریادار، دوره‌ی مکاتبه‌ای هدایت کشتی را گذراند و از این‌ رو مبلغی به عنوان افسر عرشه به حقوقش اضافه شد و سمت افسر هدایت کشتی را گرفت.

    درپس از پایان جنگ، اوینگ کافمان حرفه‌ی فروش اقلام دارویی را آغاز کرد. گفتنی است در آزمون استعداد در بین شرکت کننده‌ی دیگر بهترین رتبه را کسب کرد. شغل مورد نظر، فروش انواع قرص ویتامین و آمپول‌های عصاره‌ی کبد به پزشکان بود. با وجود آنکه حقوقش تنها بر پایه‌ی کارمزد مستقیم محاسبه می‌شد و هیچ پرداخت و یا مزایای دیگری نداشت، در پایان سال دوم درآمدش از مدیر عامل شرکت بیشتر شد. مدیر عامل که از این امر خشنود نبود کار مزد را از حقوق اوینگ حذف کرد. در نهایت وقتی مدیر فروش منطقه‌ی میدوِست شد، درصد حجم فروش فروشندگان تحت پوشش خود را دریافت می‌کرد و مجدداً حقوقش از مدیر عامل بیشتر شد. وقتی از این سمت عزل شد، از شرکت استعفا کرد و در شرکت خود را به نام آزمایشگاه‌های ماریون تأسیس کرد. (ماریون نام میانی خودش بود.)

    اوینگ کافمان درباره‌ی تأسیس شرکت جدیدش اظهار می‌کند: «از آنچه به نظر می‌رسید ساده‌تر بود چرا که پزشکانی را می‌شناختم که سالیان زیادی بود ملزومات مورد نیازشان را تأمین می‌کردم. پیش از آنکه کاملاً از شرکت قبلی جدا شوم، نزد سه تن از آنها رفتم و گفتم: می‌خواهم برای خودم کار کنم. اگر با همان کیفیت و خدمات‌رسانی کارم را انجام بدهم، حاضرید از من خرید کنید؟ هر سه از مشتریان بزرگم بودند و همگی موافقت خود را اعلام کردند، چرا که از من راضی بودند و تمایل داشتند با من وارد معامله شوند.»

    آزمایشگاه‌های ماریون کار خود را با بازاریابی کالاهای تزریقاتی آغاز کرد که شرکت دیگری با برچسب ماریون آنها را تولید می‌کرد به تدریج کار خود را با دیگر اقلام و محصولات گستـرش داد و سپس نخستین داروی خود را، به نـام ویکام، که ترکیبی ویتامینی بود تولید کرد. دومین کالای دارویی وی نیز که از ترکیبات کلسیمی بود و از پوسته‌ی صدف تهیه می‌شد به خوبی فروش رفت.

    کافمان به‌ منظور توسعه‌ی شرکت مبلغ پانصد دلار از شرکت بازرگانی ترِاست وام گرفت. توانست وام را باز پرداخت کند و شرکت به رشد خود ادامه داد. پس از چند سال، سرمایه‌گذاران خارجی اجازه داشتند سهام عمومی شرکت را به ارزش هزار دلار بخرند، مشروط بر آنکه هزار دلار به شرکت قرض دهند و پنج سال بعد بدون هیچ‌ سود میانی‌ای مبلغ هزار و دویست و پنجاه دلار بگیرند. سرمایه‌گذاری اولیه‌ی هزار دلاری تا سال هزار و نهصد و نود و سه بالغ بر بیست و یک میلیون دلار شد.

    آزمایشگاه‌های ماریون به رشد خود ادامه داد و فروش سالانه‌ی آن بالغ بر یک میلیارد دلار شد. این امر اساساً به دلیل ارتباط کافمان با کارکنانش که آنها را همکار می‌نامید نه کارمند محقق شد. کافمان می‌گوید: «آنها سهامداران شرکت‌اند، آنهایند که شرکت را می‌سازند و بنابراین اهمیت خاصی دارند.» مفهوم همکار در واقع بخشی از دو فلسفه‌ی اصلی شرکت نیز به شمار می‌رفت: آنهایی که دست‌اندر کار تولیدند بایستی در نتایج و سود حاصل شریک شوند و با آنها هم مثل بقیه رفتار شود.

    در شانزده اوت هزار و نهصد و شصت و پنج ، شرکت کافمان به همراه اسمیت بارنی با سهام‌های بیست و یک دلاری سهامی عام شد. بلافاصله قیمت هر سهم به بیست و هشت دلار افزایش یافت و تا کنون هیچ‌گاه پایین‌تر از این مبلغ نیامده است. این سهام گاهی با ضریب قیمت/درآمد پنجاه تا شصت به فروش می‌رسد. به همکاران شرکت طرح شراکت در سود پیشنهاد شد که در آن هریک می‌توانستند سهامی از شرکت را به تملک خود در آورند. در هزار و نهصد و هشتاد و نه هنگامی‌ که شرکت ماریون با شرکت مرِیل داو ادغام شد، حدود سه هزار و چهارصد همکار داشت که در نتیجه‌ی این ادغام سیصد تن از آنها میلیونر شدند. شرکت جدید با نام شرکت سهامی ماریون مریل داو بیش از نه هزار همکار و حجم فروشی بالغ بر سی میلیارد دلار در سال هزار و نهصد و نود و سه داشت که با شرکت داوریی و اروپایی هوچست برابری می‌کرد. در اواخر هزار و نهصد و نود و نه این شرکت مجدداً با شرکت فارما اوِنتیس ادغام شد.

    فلسفه‌ی فکری اوینگ ماریون در مورد اطلاق نام همکار به کارکنان، دادن پاداش به آنهایی که تولید می‌کنند، و دادن اجازه‌ی تصمیم‌گیری به تمام کارکنان سازمان، مجموعه مفاهیم زیربنایی را تشکیل می‌دهد که امروزه به نام کارآفرینی درون سازمانی شناخته می‌شود. وی حتی فراتر رفت و تأسیس بنیاد کافمان عقیده‌ی خود را در مورد کارآفرینی و تأثیر بازدهی آن را به نمایش گذارد. زمانی که بودجه‌ی این بنیاد به تمامی تأمین و سرمایه‌گذاری شد، دارایی‌ آن بالغ بر یک و دو دهم میلیارد دلار بود. این بنیاد برنامه‌هایی را در دو حیطه به صورت مساوی پشتیبانی کرد: کارآفرینی و پرورش جوانان. در واقع کارآفرین نمونه و شاخصی به نام آقای کِی، که کارکنانش این نام را با علاقه و محبت خاصی به آقای کافمان داده بودند، با این عمل خود تعداد بیشتری همکار کارآفرین موفق به جامعه تحویل می‌دهد.

    بسیاری از کارآفرینان کنونی و آینده نیز همچون اوینگ ماریون کافمان مرتب از خود می‌پرسند: «آیا حقیقتاً کارآفرین یا کارآفرین درون سازمانی‌ام؟ آیا آنچه را برای موفقیت لازم است دارم؟ آیا تجربه و سابقه‌ی کافی را برای راه‌اندازی و مدیریت فعالیت کارآفرینانه‌ی نوپا دارم؟» همان اندازه که فکر راه اندازی و تملک فعالیت تجاری وسوسه برانگیز است، مشکلات و گرفتاری‌های آن در تلاش برای رسیدن به موفقیت به قوت خود باقی است. البته این حقیقت انکارپذیر است که فعالیت‌های کارآفرینانه خیلی بیشتر از آنکه به موفقیت برسند شکست می‌خورند. در نتیجه برای آنکه یکی از معدود کارآفرینان موفق باشیم به چیزی بیش از فقط کار سخت و شانس نیاز داریم. موفقیت مستلزم ارزیابی دقیق و صادقانه‌ای است از عملی بودن فعالیت کارآفرینانه‌ی مورد نظر مهم‌تر از آن قوت و ضعف خود کارآفرین. برای آنکه کارآفرین سازمانی موفقی باشیم به همین عوامل نیاز داریم.

    مرکز مجازی کارآفرینی شریف



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    چوب گرانی مسکن را به کارگران ساختمانی می زنند

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    همه روزه اغلب چهارراه ها، میادین و خیابان های اصلی پایتخت یا مقابل قهوه خانه های سنتی مملو از کارگرانی است که منتظرهستند، تا کارفرمایی از راه برسد و آن ها را از معطلی و بلاتکلیفی چند ساعته و شاید هم چند روزه نجات دهد.

    شهروندان تهرانی هم به این منظره عادت کرده اند و این مساله تقریبا به موضوعی تکراری و عادی تبدیل شده است. در یکی از این محلها، از دور گروهی را می بینی که دور هم جمع شده اند، به نظر می رسد که دعوا شده است اما کمی که دقت کنی متوجه می شوی دعوایی در کار نیست.

    به جمع نزدیک می شوی. از بوی ادکلن، کت و شلوار گران قیمت، کفش های تمام چرم، گویش لفظ قلم و تعریف از سفر اروپا و داشتن ویلای کنار دریا خبری نیست. هر چند نفر با یک زبان خاصی صحبت می کنند. چند نفر ترکی، چند نفر لری، چند نفر کردی و چند نفر هم... هر کدام یک بسته در دست دارند که شامل لباس و کفش کار است اما نه آن لباس کاری که در قانون تعریف شده بلکه لباس هایی وصله دار و پاره. به یک باره وانت پیکانی از راه می رسد، همین اجتماع آرام به جنجال تبدیل می شود.

    کارگرانی که تاکنون به آرامی کنار یکدیگر ایستاده بودند به سوی وانت هجوم می آورند و برای سوار شدن از سر و کول هم بالا می روند. وانت پیکان همچون گهواره تکان می خورد اما فرزندان این گهواره بی قرارتر و نا آرامترند.

    راننده وانت پیاده می شود و با صدایی عصبانی فریاد می زند: کی گفته سوار شید، بیاید پایین! کارگران تکان نمی خورند. راننده وانت در حالی که بادی از غرور به غبغب انداخته با حالتی بی تفاوت می گوید: اول باید ببینم می تونید با شرایط من کار کنید یا وسط کار ادا درمی آرید و جونتون بالا می آد، بعد بدون آنکه به کارگران بالای وانت نگاه کند دوباره فریاد می زند: مگر نگفتم پیاده شید، اصلا کارگر نمی خوام و به سوی کارگران می رود، یقه هایشان را می گیرد و پایین می کشد.

    به یاد ایام برده داری می افتی، کارگران صف می کشند و راننده به سراغ کارگران می رود و از بین آن ها جوانان و قوی ترها را انتخاب می کند. دست راننده وانت روی هر کارگری که می رود مثل برق گرفته ها می پرد بالای وانت. در این بین یک نفر یواشکی سوار ماشین می شود که راننده می گوید: تو به دردم نمی خوری، پیاده شو.

    همه چیز به سادگی و بی رحمی اتفاق می افتد. راننده پشت فرمان ماشین قرار می گیرد و با سرعت حرکت می کند و کارگران بالای وانت یقه لباس هایشان را روی سرشان می کشند تا جریان باد کمتر آزارشان دهد.

    وانت دور می شود، کارگرانی که جا مانده اند دوباره دور هم جمع می شوند و به درددل می پردازند گویی که هیچ اتفاقی نیفتاده است.

    آمارها نشان می دهد که از میان کارگران فصلی ۹۱/۶ درصد را کارگران ساده تشکیل می دهند و تنها ۸/۶ درصد آنها دارای نوعی مهارت با سابقه کاری دو ساله هستند و قابل توجه اینکه بیش از ۶۰ درصد این کارگران مهاجر هستند. از یک سو نابسامانی وضعیت کارگران فصلی، مسایل و مشکلاتی را برای کارگران به وجود می آورد و از سوی دیگر برای ساکنان مناطق تجمع کارگران نیز مشکل زا بوده است.

    در چنین شرایطی، هنجارشکنی، قانون ستیزی، بزهکاری و سایر آسیب های اجتماعی در جامعه به سرعت رواج یافته و اصول و ارزش های اجتماعی مورد تهدید قرار می گیرد. امنیت انسانی، اجتماعی و اقتصادی که مستلزم رشد و توسعه پایدار است، بیش از پیش تضعیف شده و موجب یاس، سرخوردگی و تشدید نابسامانی های بازار کار می شود. با توجه به شناسنامه دار نبودن کارگران فصلی، هویت و میزان تخصص آنها نیز نامعلوم است و از سوی دیگر با وجود داشتن مهارت و درآمدزایی بالای برخی از آنها، شغل شان از شان مناسبی برخوردار نیست. همچنین به خاطر نبود سیستم مشخص به کارگیری این دسته از کارگران، برخی افراد سودجو در قالب کارگر وارد خانه های مردم می شوند که حوادثی نیز در پی آن رخ داده است. با توجه به قانون اساسی که داشتن شغل را حق طبیعی هر انسانی می داند و به دنبال آن در اصل ۲۸ قانون اساسی، دولت موظف شده تا با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون، برای همه افراد، امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی برای احراز شغل را ایجاد کند، لذا ساماندهی این وضعیت امری ضروری است. اگر به کارگران ساختمانی حاضر در این اجتماعات دقت کنی، کمتر کارگر افغانی در بین شان می بینی. اکثر کارگران افغانی کار ساختمانی انجام نمی دهند، چون کارگر خارجی غیر قانونی به حساب می آید به همین دلیل مجبورهستند فقط در پروژه های ساختمانی به عنوان کارگر ساده کار کنند، یا برخی خدمات شهرداری را که توسط پیمانکاران اجرا می شود، انجام دهند. در واقع کاری که کارگر افغانی انجام می دهد کارگر ایرانی حاضر به انجام آن نیست. کارفرما هم به خوبی از این موضوع مطلع است و از سوی دیگر می داند که اگر برای یک کارگر ایرانی اتفاقی در محل کار بیفتد، کارگر و خانواده اش می توانند از طریق قانون علیه کارفرما اقدام کنند.

    در این راستا، رییس انجمن صنفی کارگران ساختمانی استان فارس از تشکیل کمیته اجرایی بهداشت و ایمنی ساختمان در استان فارس به منظور جلوگیری از حوادث در حین کار و تامین ایمنی و بهداشت محیط کار کارگران خبر می دهد. فرشیدیان با اشاره به اینکه روزانه یک کارگر ساختمانی در این استان به دلیل رعایت نکردن نکات ایمنی جان خود را از دست می دهد، گفت: امید آن می رود که با آغاز به کار این کمیته آمار مرگ و میر در حین کار به صفر برسد.

    وی افزود: این کمیته با مشارکت نظام مهندسی استان، اداره کار و شهرداری شیراز تشکیل شده و به زودی راه اندازی خواهد شد.

    این در حالی است که ظرف یک ماه چهار کارگر در تهران مرده اند، دو کارگر در یک کارگاه ساختمانی نیمه کاره واقع در خیابان ابوسعید سوخته اند و در حادثه دیگری در بلوار فردوس، دو کارگر مشغول حفاری چاهی بودند که ناگهان دیواره چاه شکاف برداشته و فاضلاب انبار چاه قدیمی مجاور آن به داخل چاه در حال احداث وارد شده و کارگران زیر آوارها محبوس می شوند. در صورت وقوع چنین حوادثی کارگر ایرانی یا خانواده اش به راحتی می توانند مدعی حقوق خود از کارفرما باشند. اما کارگر افغانی که کیلومترها از خانواده اش دور است، در صورت شکایت از کارفرما، خودش متهم است.

    بنابراین برگ برنده همیشه در دست کارفرماست، البته اگر کارگر شانس داشته و کارفرمای خوبی نصیبش شود، ممکن است بنا به حس انسان دوستی یا ترحم مشکلات او را در نظر بگیرد وگر نه، از هیچ حقوق قانونی در برابر کارفرما برخوردار نیست.

    بنابراین کارفرما ترجیح می دهد از کارگر افغانی کم دردسر استفاده کند و چنبن توجبه کنند که کارگر افغانی خوب کار می کند، اما کارگر ایرانی برای کار بهانه تراشی می کند.

    در این رابطه رییس سازمان کار استان تهران، درباره وضعیت ایمنی کارگران در سال گذشته، می گوید: در استان تهران در سال گذشته انجمن های صنفی حفاظت و بهداشت ایمنی کار شکل گرفت، به طوری که پنج انجمن پایه گذاری شده و در حال تبدیل شدن به کانون استانی هستند و انتخابات آن نیز برگزار می شود.

    حاجی قاسمی با اشاره به اینکه هدف از تشکیل انجمن های یادشده جبران نقصان ایمنی کار در بخش های مختلف به ویژه در بخش ساختمان بود، اضافه کرد: از مجموع ۷۵۰ مورد حادثه رخ داده در بخش کارگران ساختمانی طی سال گذشته، حدود ۲۴۰ کارگر ساختمانی جان باخته اند.

    وی می افزاید: امسال قصد داریم با فشار زیاد روی این بخش و همکاری با نهادهایی مانند شهرداری ها و از طریق بازرسان استان تهران، آمار مرگ ومیر کارگران بخش ساختمانی را کاهش دهیم.

    ● خانه کارگری

    آن دسته از کارگرانی که کارفرمایشان در کانکس جایشان داده، وضع خیلی خوبی دارند. اما حتما در کنار پروژه های ساختمانی اتاقک های کوچکی را که از ضایعات ساختمانی درست شده اند، دیده اید، این اتاقک ها برای اسکان کارگران فصلی ساختمانی است که با حداقل امکانات و بهداشت ساخته شده اند. کل اتاق کمتر از ۱۲ متر مساحت دارد و به طور میانگین ۱۰ نفر در آن زند گی می کنند. یک تکه ایرانیت که به طور قایم روی درگاه ورودی قرار می دهند، در ورود و خروج اتاقشان است. پنجره های اتاقک را با چند تکه نایلون و مقداری گچ درست کرده اند و مشخص است که در زمستان و سوز سرما چه وضعیتی خواهند داشت. یک کتری و یک قوری سیاه کج و کوله به همراه چند استکان و نعلبکی ابزار چای و یک رادیو قدیمی وسیله تفریح آنهاست. غروب که کار تمام می شود، کارگران به درست کردن شام و نظافت شخصی می پردازند. این کارگران لباس های دست دوم سربازی می پوشند و پاهای بدون جورابشان از شدت عرق در کفش سفید می شود. در سرمای سخت زمستان ظروف خود را در هوای آزاد و با آب سرد می شویند و تنها وسیله بهداشتی شان یک بسته پودر لباسشویی است که هم دست هایشان، هم ظرفهایشان و هم سرشان را با آن می شویند و اگر وارد این اطاق بشوی، در لحظه اول بوی نامطبوعی وادارت می کند تا به عقب برگردی. بهترین تفریح آنها دیدن هموطنانشان است و شوخی به زبان خودشان، لحظه ای آرامش به دور از رنج جدایی از خانواده، نامهربانی کارفرما و قهر روزگار.

    ح- احمدوند اهل لرستان است، ۲۵ سال سن دارد. ازدواج کرده و ۲ فرزند دارد، او برای کار فصلی به تهران آمده و می خواهد خرج زن و بچه اش را تامین کند. احمدوند می گوید: هوا که سرد می شه، برف و بارون همه جا رو می گیره و ما که اهل لرستان هستیم در منطقه خودمون کار گیرمون نمی آد، واسه همین به تهرون می آیم تا زن و بچه هامون گرسنه نمونن. در مورد وضع مالی اش می پرسم و احمدوند پاسخ می دهد : اگر مایه داشتم که از صبح تا شب توی خیابان روی یک لنگه پا نمی ایستادم. می پرسم تو که وضعت خرابه، چرا زن گرفتی، تازه فرض کنیم زن هم گرفتی، بچه دار شدنت چی بود آن هم ۲ تا و احمدوند پاسخ می دهد: اولش همه به آدم می گن باید ازدواج کنی. ننه و بابات چپ و راست می گن حلالت نمی کنیم و صد جور حرف دیگه، اما همین که زن گرفتی، دیگه کاری به کارت ندارن. البته باید ثابت کنی که می تونی بچه دار بشی. می پرسم توی شهرستان چه کار می کنی و احمدوند پاسخ می دهد: ۲ سره عمله ایم، تو شهرستون روی زمین، توی تهرون بالای ساختمون. اما خدا رو شکر که چهار ستون بدنمون سالمه و دستمون پیش نامرد جماعت دراز نمی شه.

    فتح اله- ج حدود ۴۰ سال سن دارد. اهل آذربایجان است و به قول خودش ۵ سر نان خور دارد و از روزی که خودش را شناخته در ساختمان ها کار کرده است. فتح اله می گوید: جوون که بودم پول برام اهمیت داشت، جوونیه و هزار جور دردسر، کار که تموم می شد باید تو جیبت پول باشه تا بتونی سینما بری و به قول بچه ها دستت توی جیبت بره، البته اون موقع کار زیاد بود و اگه از کارگری کارخونه شروع می کردم الان وضعم بهتر از این حرف ها بود، اما باز هم خدارو شکر، تا حالا لنگ نمودنم، از فتح اله می پرسم خونه زندگی ات کجاست و او پاسخ می دهد: اونور اسلامشهر یک خشت خرابه ای داریم که زن و بچه هامون زیر آفتاب تابستون و سرمای زمستون نمونن. او کارش را بنایی تعریف می کند و می گوید: اولش از کارگری ساده شروع کردم.

    روزی ۵۰ تومان می گرفتم و ملات درست می کردم و آجر دست اوستا می دادم. یواش یواش دیوار چیدم و خلاصه امروز هر کاری که بگی انجام می دم. فقط سفیدکاری رو وارد نیستم. تو همسایه ها هر کسی خرده کاری داشته باشد شب به زنم می گه و من صبح براش انجام می دم، اگرهم کاری نباشد، می آیم سر میدان تا شاید کاری به پستم بخوره. می پرسم روزی چقدر دستمزد می گیری و فتح اله پاسخ می دهد: روزی رو خدا می ده اما بستگی به کار داره. اگر کار دایمی باشه و چند ماه طول بکشه، یک قیمت داره اما اگر یکی ۲ روزه باشه، دستمزدش گرونتره. خلاصه کمتر از روزی ۲۰ هزار تومان نیست. در بین کارگران ساختمانی همه جور آدمی پیدا می شه، از ۱۵ ساله بگیر تا ۷۰ ساله. اما جالب اینجاست که کارگر ۱۵ ساله از اون ۷۰ ساله عبرت نمی گیره و اینجاست که آدم به سرنوشت اعتقاد پیدا می کند. حیدر- ع گچکار است. دور انگشت های دستانش آثار گچکاری روزهای قبل باقیمانده است. یک گونی دارد که تویش لباس کار، ماله و ابزار کارش را گذاشته است. دو تکه پروفیل آلومینیومی هم همراه دارد که بنابر ادعای خودش برای صاف کردن دیوار لازم می شه، دوستانش عمو حیدر صداش می کنند. اهل زنجان است ۲ پسر و ۲ دختر دارد. کار را به ۲ صورت قراردادی و روزمزد انجام می دهد، او خودش را در گچکار ماهری می داند اما از سختی کار گله داره، عمو حیدر می گوید: گچ سرد است و خیلی هم بد راه می ده، دیر بجنبی توی مشتت سفت شده و آنوقت باید جواب صاحب کار و بدی که چرا گچ رو نفله کردی. زیبایی داخل ساختمون مدیون گچکارهاست، یعنی روی همه چیز رو می پوشونه. از عمو حیدر در مورد کارگران ساختمانی می پرسم و این گچکار پاسخ می دهد: توی این مملکت هر شغلی داشته باش اما کارگر ساختمونی نشو. اگر نیم ساعت یکجا بایستی، مامورا می آن و فریاد می زنن متفرق بشین. توی هر خیابونی که بری، گداها راست راست می گردند، جلوی مردمو می گیرن، با سر و وضع کثیف، لباس های پاره و حالت های چندش آور توی پیاده رو پهن می شن و هیچکس جلوشون رو نمی گیره اما به کارگر ساختمونی که می رسن، مزاحم مردم هستیم. از عمو حیدر می پرسم مگر شهرداری کارگران ساختمانی را ساماندهی نکرده و براتون جا نداده، و این استاد گچکار پاسخ می دهد: دلت خوشه، کدوم ساماندهی، نه یک ساختمون درست کردن و نه امکاناتی برامون گذاشتن، فقط می گن برید محل ساماندهی، اما فکر این رو نکردن که این محل باید جایی برای نفس کشیدن داشته باشه یا اینکه کارفرما را وادار کنن از اون محل ها کارگرش را تامین کنه. این که به زور جمعمون کنن توی یک آلونک که نشد ساماندهی. تو فکر می کنی من خوشم می آد وسط خیابون زیر برف زمستون و آفتاب تابستون آواره باشم.

    محمد-ع اهل لرستان و نماکار ساختمان است که با ۵۰ سال سن ۶ بچه دارد و پس از آنکه این بچه ها به خانه بخت رفته اند هر کدام با ۲-۳ تا بچه دیگر هر هفته می ریزند توی خانه. محمد خانه دارد اما از سختی کارش گلایه می کند و می گوید: کار ما زیبا کردن ساختمان است. اگر هر چقدر خرج ساختمان کنی تا وقتی نمایش را درست نکنی ارزش ندارد و نمای ساختمان هم کار ماست. محمد ادامه می دهد: نماکاری مشکلات خاص خودش را دارد و این را متوجه نمی شوید مگر وقتی که بروید بالای داربست بیرون ساختمان و روی ۲ تخته به عرض نیم متر کار کنید. در این شرایط اگر حواس آدم پرت بشود یا به فکر زن و بچه اش بیفتد و پایش را کج بگذارد، تخته زیر پایش جا به جا می شود و از طبقه بیستم یک برج نقش کف خیابان می شود که برابر است با بدبخت شدن زن و بچه. از محمد می پرسم مگر کمربند ایمنی نمی بندید و محمد پاسخ می دهد: بگذار خیالت را راحت کنم، کمربند ایمنی و کلاه و کفش و این حرف ها مال توی فیلم هاست، از همین جا تا شمیران سر هر ساختمانی که می خواهی برو، اگر کمربند ایمنی دیدی، جایزه داری. هنوز این حرف ها تو صنف ساختمان جا نیفتاده و از طرف دیگر یک جورایی افت داره که آدم بعد از ۳۰-۴۰ سال کار، بیاد و کمربند ایمنی ببندد. اگر نظر من را بخواهی، اون بالا فقط خداست که به فریادت می رسد که تا به حال هم به فریاد من یکی رسیده است. از محمد در مورد بیمه سوال می کنم و محمد می گوید: اگر ۶ تا بچه داشتی و چپ و راست گذرت به دوا و دکتر می افتاد، جواب این حرفت را می دادم. اگر دروغ نگفته باشم یک سوم درآمد روزانه ام را خرج دوا و دکتر می کنم. به محمد می گویم بیمه ۱۰۰ تا امتیاز دارد و تو فقط چسبیدی به خرج دوا و دکتر، و بازنشستگی و به خصوص از کار افتادگی که در کارشما احتمالش بالاست را نادیده می گیری و محمد پاسخ می دهد: مریضی زن و بچه جلوی چشم آدم است. وقتی از کار خسته و مونده به خانه برمی گردی و چهره بیمار زن یا فرزندت را می بینی هیچ چیز برایت اهمیت ندارد، به خاطر همین اولین چیزی که از معنای بیمه جلوی چشم کارگر جماعت می آید تامین هزینه دارو و درمان است به خصوص اینکه از یک ریال تا ۱۰۰ میلیون تومان هر چقدر خرج دوا و درمان کنی راضی نیستی، یعنی آدمیزاد پول درمان را با میل و رغبت نمی دهد و در اصل یک خرج اضافی پیش بینی نشده است اما وقتی بیمه باشی و همه پول دوا و دکتر را بیمه بدهد، عین خیالت نیست.

    از محمد می پرسم بیمه هستی که پاسخ می دهد: کارگر ساختمانی بیمه نمی شود. البته در چند نوبت از طریق دوست و آشنا بیمه شده ام که مقطعی بوده اما چند وقت می شود که بچه ها می گویند سازمان تامین اجتماعی کارگر ساختمانی را بیمه می کند. می پرسم چرا دنبالش نمی روی و محمد می گوید: کار ما ثابت نیست، یک وقت می بینی یک سال کار داریم و ۵ ماه بیکاریم. بنابراین در آن ۵ ماه بیکاری فقط می توانیم از پس انداز بخوریم و امکان تامین بقیه هزینه ها مثل حق بیمه را نداریم اما در مجموع شاید سری زدم. خدا رو چه دیدی شاید شرایطش با شرایط ما جور بود.

    وقتی صحبتهای این قشر زحمتکش را می شنوم، آرزو می کنم که ایکاش همه شون هر روز سرکار بروند اما می دونم که بسیاری از این کارگران روزشون رو شب می کنن بدون آنکه پولی گیرشون اومده باشه و جای تاسف داره که باید امشب هم مثل خیلی از شب ها با جیب بی پول و دست خالی به خانه هاشون برگردن. از صمیم قلب آرزو می کنم که هیچیک از فرزندان این کارگران عروسک یا ماشین کوکی از پدرشون نخواسته باشه و زنشون هم حیرون نباشه که شب چه چیزی را با نون سر سفره بگذاره.

    ● کارگران فصلی در تهران ساماندهی می شوند

    در این راستا مدیریت شهر تهران چندی است دغدغه ساماندهی کارگران فصلی و ایجاد زمینه دستیابی به شغل با شرایط مناسب برای این دسته از کارگران را دارد و به همین منظور در تاریخ ۱۷اردیبهشت ۸۰ با مصوبه شورای شهر تهران، شهرداری موظف به ساماندهی کارگران میادین شهر تهران شد. همچنین در سال ۸۱ با تنظیم تفاهمنامه ای، سازمان فنی حرفه ای متعهد به ارتقای مهارت کارگران فصلی شده است که متاسفانه طرح فوق، به دلایلی نتوانسته به شکل موفقیت آمیزی به تمامی اهداف خود دست یابد و سال هاست که ساماندهی کارگران فصلی و ایجاد مراکز و مکان های تجمع کارگران و حتی شناسنامه دار شدن آن ها در کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر و معاونت اجتماعی شهرداری تهران مطرح است، اما هنوز جز ایجاد چند مکان و محل تجمع برای کارگران در برخی از مناطق و پارک های تهران، اتفاق دیگری رخ نداده و همچنان کارگران در چهارراه ها و خیابان های اصلی پایتخت رها هستند و مشکلات اجتماعی ناشی از این وضعیت همچنان به قوت خود باقیست. و اما یک عضو کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر تهران، با اشاره به طرح این کمیسیون برای ساماندهی کارگران فصلی، می گوید : کمیته ای در کمیسیون فرهنگی اجتماعی با هماهنگی معاونت اجتماعی شهرداری و دستگاه های مرتبط برای ساماندهی کارگران فصلی تشکیل شده و نمایندگان بخش هایی همچون وزارت کار و امور اجتماعی، سازمان های تامین اجتماعی، فنی و حرفه ای و سایر نهادهای مرتبط در این کمیته حضور دارند. مرتضی طلایی افزود: طرحی برای ساماندهی کارگران تهیه شده که بر اساس آن، همه دستگاه های مرتبط کنار هم قرار گرفته و با ایجاد سامانه هایی در سطح شهر، کارگران را در گروه های شغلی و تخصص های مختلف ساماندهی می کنند.

    وی با اشاره به اجرای طرح آزمایشی ساماندهی کارگران فصلی، یادآور شد: زمانی که رییس پلیس پایتخت بودم، طرح آزمایشی را در سه منطقه تهران از جمله میدان تجریش اجرا کردیم، اما به دلیل اینکه سامانه انجام این طرح کامل نبود، نتیجه مطلوبی نداد. وی افزود: هم اکنون نیز مراکزی در شهر به صورت پراکنده برای کارگران فصلی پیش بینی شده که در طرح جدید به دنبال آن هستیم که ساز و کار همه جانبه ای برای ساماندهی این دسته از کارگران فراهم شود، تا دستگاه های مرتبط کنارهم قرار گرفته و نسبت به شناسایی کارگران فصلی اقدام و آن ها را به لحاظ حرفه ای سطح بندی کنند. این عضو کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر تهران، حمایت از کارگران فصلی را یکی دیگر از اهداف طرح یاد شده بیان کرد و گفت : در این طرح، حمایت از کارگران و برگزاری دوره های آموزشی و حرفه ای جهت ارتقای سطح مهارت کارگران مورد تاکید قرار گرفته است.

    وی اعلام کرد که بر اساس طرح جدید، ساماندهی کارگران فصلی به این صورت عمل می شود که مکان هایی بر حسب نیاز شهر ایجاد می شود و کارگران بر اساس سابقه و مهارت شان، در این مکان ها حضور یافته و کارفرمایان و شهروندان با مراجعه به این اماکن، کارگران را به کار می گیرند و با توجه به شناسنامه دار بودن آنها، مشکلی برای شهروندان ایجاد نخواهد شد. طلایی با تاکید بر اینکه این طرح هم اکنون در مرحله مطالعه و کارشناسی قرار دارد، گفت: هدف از مطالعه و بررسی بیشتر آن است که طرح نتیجه بخش بوده و به سرنوشت طرح های قبلی دچار نشود.

    اگر چه مشکلات کارگران فصلی به شهر تهران اختصاص ندارد و در همه شهرها و شهرستانهای کشور مساله دار شده است اما جامعه هدف این طرح، کارگران فصلی مناطق ۲۲ گانه شهر تهران است و کاهش آسیب های اجتماعی ناشی از تجمع کارگران فصلی، حفظ هویت و شان کارگران فصلی، تشکیل بانک اطلاعاتی کارگران فصلی، تشکیل پرونده برای این دسته از کارگران، احراز صلاحیت، افزایش امنیت شغلی، توانمندسازی و حرفه آموزی آنها، دسترسی آسان کارفرمایان به کارگر فصلی، حفظ بهداشت و سلامت این کارگران و سالم سازی محیط شهر از اهداف اصلی این طرح است. البته برای اجرای هر طرح به ابزارها و راهکارهایی نیاز است که راهکارهای اجرایی این طرح، شناسایی مراکز تجمع کارگر فصلی توسط اداره امور آسیب های مناطق ۲۲ گانه شهرتهران، طرح آسیب شناسی محله ای، شورایاری ها، سامانه ۱۳۷، طرح مددکاری شهر، طرح های جهادی۱۳۷، راه اندازی پایگاه های ساماندهی کارگر فصلی در مناطق تعیین شده با همکاری نهادها و سازمان های مرتبط با طرح، هماهنگی با سازمان های همکار در طرح، اطلاع رسانی و آگاه سازی کارگران فصلی از فعالیت های پایگاه های ساماندهی، ایجاد بانک اطلاعاتی کارگرفصلی، درجه بندی کارگران بر مبنای مهارت شغلی، معرفی کارگران بر اساس تخصص به کارفرمایان متقاضی طبق ضوابط قانون کار، ارائه خدمات مشاوره و مددکاری به کارگرفصلی، معرفی و ارجاع کارگران فصلی به مراکز فنی و حرفه ای جهت ارتقای مهارت های حرفه ای است. نهادها و سازمان های مرتبط با این طرح، وزارت کار، سازمان تامین اجتماعی، وزارت بهداشت، کمیته امداد، سازمان آموزش فنی و حرفه ای، سازمان بهزیستی، مراکز کاریابی خصوصی و نیروی انتظامی هستند.

    نوع برنامه ستاد، اجرایی بوده و روند اجرای طرح عبارت است از آسیب شناسی کارگران فصلی و مراکز تجمع آنها، تشکیل کمیته اجرای طرح ساماندهی کارگران فصلی، هماهنگی با نهادها و سازمان های مرتبط با طرح جهت ساماندهی این دسته از کارگران، راه اندازی پایگاه ساماندهی و تشکیل بانک اطلاعاتی کارگران فصلی، اطلاع رسانی و آگاه سازی آنها از فعالیت مراکز و پایگاه ها، احراز صلاحیت، ارائه خدمات اجتماعی و مشاوره شغلی و معرفی و ارجاع کارگران به مراکز فنی و حرفه ای جهت ارتقای مهارت و معرفی کارگران بر اساس تخصص به کارفرمایان است.

    مراحل اجرای طرح به ترتیب شامل تشکیل کمیته اجرای طرح ساماندهی، آسیب شناسی کارگران فصلی و مراکز تجمع آن ها، تاسیس پایگاه های ساماندهی، اطلاع رسانی و آگاه سازی کارگران از فعالیت مراکز و پایگاه ها، تشکیل بانک اطلاعاتی و درجه بندی کارگران بر مبنای تخصص، ارائه آموزش های لازم جهت توانمندسازی و مهارت آموزی، ارائه خدمات اجتماعی، مشاوره و مددکاری به کارگران فصلی، معرفی و ارجاع به مراکز فنی و حرفه ای و معرفی کارگران بر اساس تخصص به کارفرمایان است.

    بررسی وضعیت مکان های تجمع کارگران قبل و بعد از اجرای طرح و ساماندهی کارگران فصلی، بررسی میزان آگاهی کارفرمایان از وجود پایگاه های کارگران فصلی، بررسی میزان رضایت کارگران و کارفرمایان از اجرای طرح، تعداد کارگران ارجاع شده به مراکز فنی وحرفه ای و تعداد کارگران جذب شده توسط کارفرمایان، شاخص های ارزیابی این طرح هستند.

    پس از گذشت مدتها و نادیده گرفتن مشکلات کارگران ساختمانی، مسوولان به یادشان افتاده و تصمیم می گیرند نام این قشر زحمتکش را در گروه افرادی که می توانند بیمه شوند، لحاظ کنند اما جالب اینجاست افرادی مانع این مهم شده اند که می بایست در مقام نمایندگان مردم، حامی قشر محروم جامعه یعنی کارگران باشند.

    در این راستا قرار است که لایحه یک فوریتی بیمه اجباری کارگران ساختمانی با بیش از ۶۰ امضا در صحن علنی مجلس مطرح شود.

    حمیدرضا حاجی بابایی با اشاره به اینکه دولت پیش از این لایحه ای را به مجلس ارائه کرده بود تا بیمه اجباری کارگران ساختمانی را داشته باشد، اظهار کرد: بر اساس این لایحه ۹ ماده ای، کارگران شاغل در کارگاه های ساختمانی اعم از ایجاد یا توسعه ساختمان، تجدید بنا، تعمیرات اساسی یا تخریب مربوط به ساختمان دارای کارت مهارت فنی از سازمان آموزش فنی حرفه ای کشور و به ترتیب مندرج در این قانون و با نام نویسی و اخذ کد ملی نزد سازمان تامین اجتماعی باید بیمه شوند.

    وی با بیان اینکه به موجب این قانون کارگران شاغل در کارگاه های ساختمانی تا زمان تحت پوشش قرار گرفتن همچنان از حیث خدمات مشمول طبق قانون بیمه اجباری کارگران ساختمانی مصوب سال ۱۳۵۲ و اصلاحات بعدی آن هستند و در صورت احراز شرایط از مزایای قانون یاد شده برخورد خواهند شد، افزود: کارگران شاغل در کارهای ساختمانی در موارد ذیل از شمول این قانون خارج هستند.

    نماینده همدان خاطرنشان کرد: وزارتخانه ها، سازمان ها، موسسات و شرکت های دولتی وابسته به دولت، موسسات عمومی غیردولتی، شهرداری ها، بانک ها و موسسات عام المنفعه و نیز کارخانجات دارای پروانه بهره برداری اعم از اینکه انجام کار را به پیمانکار واگذار نمایند و یا خود انجام دهند، و نیز در مورد آن دسته از کارهای ساختمانی مشمول این قانون که انجام آنها از طریق انعقاد پیمان به پیمانکار واگذار می شود، حق بیمه کارگران پیمانکار براساس ماده ۳۸ قانون تامین اجتماعی وصول خواهد شد.

    به گفته حاجی بابایی در خصوص تعهدات نیز این لایحه به حوادث و بیماری ها، غرامت و دستمزد، ازکارافتادگی، بازنشستگی و فوت اشاره می کند. هم چنین در رابطه با افراد خانواده بیمه شده نیز جهت برخورداری از خدمات موضوع بند الف این ماده، طبق ماده ۵۸ قانون تامین اجتماعی، در مورد بازماندگان طبق مواد ۸۱ و ۸۲ قانون یاد شده انجام می گیرد.

    وی با اشاره به بخش دیگری از این لایحه تصریح کرد: در مواردی که کارهای ساختمانی مستلزم حق پروانه باشند مراجع مربوطه مکلفند صدور پروانه و منوط به ارائه رسید پرداخت حق بیمه برای هر متر مکعب در سطح زیربنا معادل چهار درصد حداقل دستمزد ماهانه سال برای پروانه به حساب سازمان تامین اجتماعی اعلام خواهد کرد به حساب دولت واریز کنند. وی افزود: درصورتی که کسی که باید پروانه را می گرفت و نتوانسته بگیرد، اگر اتفاقی برای کارگر بیفتد، علاوه بر خسارت های وارده باید حق بیمه تامین اجتماعی را نیز بپردازد.

    این عضو هیات رییسه مجلس با اشاره به این که طبق این لایحه حق بیمه سهم بیمه شده معادل ۷ درصد دستمزد ماهانه خواهد بود، خاطرنشان کرد: در این لایحه دولت مکلف شده است معادل ۳ درصد ماخذ کسر حق بیمه موضوع این ماده به عنوان سهم مشارکت خود به سازمان تامین اجتماعی را پرداخت نماید و با توجه به اعلام تعداد کارگران تخمینی در سال دولت باید این اعتبار را در بودجه سالیانه پیش بینی کند.

    وی ادامه داد: هم چنین نقل و انتقال سابقه پرداخت حق بیمه موضوع این قانون بین صندوق های بیمه و بازنشستگی بر اساس قوانین مربوط انجام می شود.

    نماینده همدان یادآور شد: مشمولان این قانون در صورت دارا بودن یکی از شرایط زیر می توانند درخواست بازنشستگی نمایند;

    ۱) داشتن حداقل سابقه و سن مقرر در قانون تامین اجتماعی،

    ۲) داشتن ۳۵ سال کامل پرداخت حق بیمه. میزان مستمری بازنشستگی هم طبق قانون تامین اجتماعی تعیین می شود. بنابراین مستمری از کارافتادگی جزئی و کلی، نحوه محاسبه و میزان آن و تعیین درجه میزان از کارافتادگی جزئی و کلی تابع مقررات تامین اجتماعی خواهد بود. هم چنین شرایط بیمه شده متوفی، بازماندگان واجد شرایط بیمه شده متوفی، نحوه برقرای مستمری بازماندگان و سهم مستمری هریک از آنان طبق قانون تامین اجتماعی خواهند بود.

    به گفته وی، از تاریخ تصویب این قانون آن دسته از مواد قانون بیمه اجباری کارگران ساختمانی مصوب ۱۳۵۲ و سایر قوانین مغایر با این قانون لغو می گردد.

    حاجی بابایی یادآور شد: این لایحه که به صورت دوشوری به مجلس آمده به کمیسیون بهداشت و درمان رفته و شور اول آن تصویب شده است.

    وی افزود: با توجه به اینکه ممکن است مجلس امسال نتواند این لایحه را به عنوان قانون مصوب کند، لذا برای اولویت بیشتر و برای این که بتوان در طول ۲ ماه آینده به قانون تبدیل شود، ۶۲ نفر از نمایندگان درخواست یک فوریت دادند.

    در حالی که به گفته وزیر رفاه، ارائه پیشنهاد بیمه اجتماعی کارگران روزمزد ساختمانی از سخت ترین و دشوار ترین کارهای بیمه ای سال گذشته توصیف می شود و عبدالرضا مصری آن را از مترقی ترین و بهترین کارهای صورت گرفته در حوزه بیمه ای می داند و این پیشنهاد با تصویب نمایندگان مجلس و تایید شورای نگهبان تبدیل به قانون شد، اما با نظر خود نمایندگان در حال حاضر در حالت تعلیق به سر برده و مسکوت مانده است.

    در این راستا، نمایندگان مجلس در ادامه بررسی بخش های هزینه ای لایحه بودجه سال ۸۷ مقرر کردند قانون بیمه های اجتماعی کارگران ساختمانی در سال ۸۷ لازم الاجرا نباشد. درحالی که مجلس ۳۰ مرداد سال جاری این قانون را تصویب کرد. نمایندگان مجلس با این استدلال که اجرای این قانون مشکلات عدیده ای را به همراه دارد و باعث افزایش قیمت مسکن می شود، مصوب کردند این قانون در سال ۸۷ لازم الاجرا نشود.

    و اما این مصوبه مجلس هفتم مورد اعتراض و مخالفت نماینده تهران و دبیر کل خانه کارگر قرار گرفت. علیرضا محجوب همان زمان گفت: هنوز یک سال از گذشت تصویب این قانون در مجلس نمی گذرد و یکی از افتخارات مجلس هفتم تصویب قانون بیمه های اجتماعی کارگران بود که امروز با این مصوبه نقطه عکس آن طرح می شود اگر این گونه می خواستید این قانون را تصویب نمی کردید و اما رییس مجلس وقت - حداد عادل - در پاسخ به محجوب گفت: قانون بیمه های اجتماعی کارگران مغایر با انتظار کلی جامعه است. به دلیل اینکه در هنگام بررسی این بند لایحه بودجه سال آتی در کمیسیون تلفیق مقرر شد فعلا اجرای این قانون در کشور متوقف شود.

    حداد عادل یاد آور شد: این بدان معنا نیست که پرونده قانون بیمه اجتماعی کارگران بسته شود. رییس مجلس از طراحان این قانون خواست تا با اصلاح قانون، طرحی اصلاحی با قید دو فوریت به مجلس ارائه کنند تا این موضوع بار دیگر در دستور کار مجلس قرار گیرد.

    البته مخالفت اعضای کمیسیون عمران مجلس و وزیر مسکن، از مهمترین دلایل اجرا نشدن قانون بیمه کارگران ساختمانی عنوان شده است; چرا که به گمان مسوولان، اجرای قانون بیمه کارگران روزمزد ساختمانی می تواند، هزینه های ساخت وساز کشور و به دنبال آن قیمت مسکن را به طور چشمگیری افزایش دهد. وزیر مسکن نیز دلایل مخالفت وزارت مسکن با اجرای این قانون را برشمرد و گفت: بازار مسکن از افزایش عوامل مرتبط با بخش مسکن به شدت تاثیر می پذیرد. محمد سعیدی کیا افزود: بیمه کارگران ساختمانی یکی از موضوعاتی است که با اجرای آن قیمت ساخت و سازهای کشور افزایش پیدا می کند.

    و اما رییس انجمن صنفی کارگران ساختمانی تهران و حومه می گوید: کارگران ساختمانی در طول سال بیش از شش ماه کار نمی کنند و در حقیقت نمی توانند که کار کنند و در این مدت هم همیشه با نیروهای انتظامی درگیر هستند. قادر بدری، با اشاره به جمعیت ۳۰۰ هزار نفری این صنف در استان تهران (بیش از ۱/۵ میلیون کارگر ساختمانی در کشور وجود دارد) چنین اظهار داشت: دولتمردان به کارگر توجه لازم را ندارند و اگر هم گاهی صحبت از کارگر می شود، در حد سخنرانی است. او افزود: تجربه چندین ساله به ما ثابت می کند که مشکلات کارگری کاهش نیافته است، زیرا ۹۵ درصد کارگران صنفی بیمه نیستند و با وجود گذشت بیش از دو ماه از تصویب قانون بیمه تامین اجتماعی در مجلس، این قانون هنوز به مرحله اجرا در نیامده است.

    بدری تاکید کرد: حتی اگر قانون کار ناقص باشد، نمی توان ادعا کرد که با اصلاح آن مشکلات حل می شود، زیرا اگر این قانون به صورت کامل اجرا می شد، بسیاری از مشکلات جامعه کارگری تا به حال برطرف شده بود.

    نکته جالب توجه در کش وقوس قانون بیمه کارگران ساختمانی این بود که حق بیمه ای که از کارفرمایان بابت این بیمه دریافت می شد، بلافاصله با افزایش سرسام آوری روبه رو شد و در حالی که در شرایط بیمه کارگران تغییری رخ نداده بود ، حق بیمه دریافتی یک باره افزایش یافت. تا آنجا که در بهمن ماه سال گذشته، کارفرمایان مشغول در بخش ساختمان، هنگامی که برای گرفتن پروانه کار مراجعه کردند، ناچار به پرداخت حق بیمه بیشتری شدند; حق بیمه ای که از کارفرمایان درخواست می شد، ناگهان ۳۳ برابر شده بود و این افزایش نارضایتی عمومی سرمایه گذاران در بخش مسکن را در پی داشت. بنابراین یکی از تبعات تصویب قانون بیمه کارگران ساختمانی زمانی خود را نشان داد که خود آنها هنوز طعم بیمه را نچشیده بودند.

    در همین حال سرپرست دفتر برنامه ریزی بیمه های اجتماعی وزارت رفاه و تامین اجتماعی با اشاره به اتفاقات رخ داده در تصویب و اجرا نشدن قانون بیمه کارگران روزمزد ساختمانی در سال جاری و تاثیر آن بر افزایش قیمت مسکن، گفت: بیش از آنکه واقعیات عملی این قانون بر افزایش قیمت مسکن تاثیر داشته باشد، جو روانی آن اثرگذار بوده است. صمدا... فیروزی با طرح اینکه اگر در یک کارگاه نانوایی، کارفرمایی ۲۰ درصد سهم بیمه کارگرش را بپردازد، بدان معناست که بیمه باعث گرانی نان شده است، افزود: بر اساس فرمول موجود، حداقل دستمزد کارگر از ابتدا تا انتهای یک پروژه ساختمانی و به ازای هر مترمربع، بیش از ۵هزار تومان در سال گذشته محاسبه شده بود که این رقم در سال جاری به بیش از شش هزار تومان می رسد. حال اگر فرض کنیم حق بیمه پرداختی توسط کارفرما به ازای هر کارگر و هر متر مربع ساختمان هفت هزار تومان باشد، این رقم به کجای ساختمان برمی خورد. وی ادامه داد: نمی گوییم این رقم در قیمت تمام شده ساختمان اثر ندارد، اما این تاثیر به حدی نیست که یک مرتبه قیمت تمام شده مسکن را زیر و رو کند. از سوی دیگر این افزایش باید با خطرهای پیش روی یک کارگر سنجیده شود که کدام یک حایز اهمیت است. وی مشکل عمده پیش آمده را اطلاع رسانی نادرست دانست و تصریح کرد: به دلیل اطلاع رسانی نادرست، احساس شده بیمه این قشر باعث گرانی مسکن می شود; در حالی که ضرورت اجرای این قانون بسیار بیشتر از حد تصور است. فیروزی در پاسخ به اینکه یکی از اثرات ابتدایی قانون پس از تصویب آن، افزایش قیمت صدور پروانه ساختمانی بوده که با اعتراضاتی همراه شده بود، بیان کرد: این موضوع نیز به خاطر اطلاع رسانی نادرست است; به طوری که می توان برای آن نیز راهکار درستی تعریف کرد، مثلا تمامی هزینه صدور پروانه ساختمانی را یکجا مطالبه نکرد که این پیشنهاد در حال بررسی است. وی تصریح کرد: در حال حاضر با همکاری سازمان تامین اجتماعی در حال بررسی برای منطقه ای کردن بیمه کارگران ساختمانی هستیم تا بدین ترتیب حق بیمه کارگران بر حسب متراژ ساختمان یا منطقه محاسبه شود. وی عنوان کرد: سعی داریم هر چه زودتر اصلاحیه بیمه کارگران روزمزد ساختمانی را آماده و به هیات دولت ارسال کنیم که این اصلاحیه هم اکنون در حال تدوین است. فیروزی درباره ابلاغ قانون بیمه کارگران ساختمانی توسط رییس جمهور اظهار کرد: آنچه از طرف رییس جمهوراعلام شد، ابلاغ قانون تصویب شده در مجلس بود. حکم اجرایی قانون مستلزم آیین نامه ای است که باید تدوین شده و به تصویب هیات وزیران برسد، تا قابلیت اجرایی پیدا کند. وی افزود: توقف بیمه کارگران ساختمانی به معنای منتفی شدن قانون نیست، بلکه سعی داریم، با توجه به شرایط آن را به گونه ای تعدیل کنیم که اصل قضیه زیر سوال نرود; چرا که این قانون یکی از دستاوردهای ارزشمند نظام و دولت است که باید حفظ شود و استمرار یابد. فیروزی خاطرنشان کرد: مدعی نیستیم بهترین قانون را نوشته ایم و کسی نیز ادعا نکرده این کار بدون نقص است، باید کار را انجام داد، سپس عیب های آن را برطرف کرد.

    ● با تمام این شرایط، کارگر یعنی چه ؟!

    اگر بخواهیم بدون غرض در خصوص افرادی که سخت ترین کارها را انجام می دهند و کمترین دستمزد را می گیرند اظهار نظر کنیم باید بگوییم که کارگر یعنی کسی که مجبور است نیروی کارش را بفروشد، اضافه ارزش تولید کند، به دلیل فروشنده نیروی کار بودن از هر نوع حق و حقوق انسانی محروم است و در یک کلام کسی که از زمین و آسمان آماج هجوم سرمایه و سرمایه دار است. این ها دردهای همه کارگران دنیاست. اما این روند وقتی به طبقه کارگر ایران و جوامعی چون ایران می رسد ابعادی نامناسب تر به خود می گیرد. در درون خود این جوامع نیز در برخی حوزه ها استثمار نیروی کار ضدانسانی تر می شود و بالاخره وقتی به حوزه هایی چون ساختمان می رسد به طور واقعی غیرقابل تحمل می گردد. بدین معنا که کارگر ساختمانی از همان بیمه اجتماعی ابتدایی برخی از کارگران بخش های دیگر هم برخوردار نیست. سوابق کار او هیچ مجوزی برای محاسبه حق بیمه اش حساب نمی شود. بیمه دوران پس از مرگ برای تامین معاش خانواده که به ورطه فساد نیفتند، از کارافتادگی، بازنشستگی و هر آنچه که نشانه ای از حقوق انسانی داشته باشد به او تعلق نمی گیرد. کار کارگر ساختمانی سخت ترین کارهاست، سوانح حین کار در این بخش از همه جا بیشتر است. مرگ کارگران در حین کار از همه جا گسترده تر و هولناک تر است. با همه این ها، کارگران بخش ساختمان تا امروز از هیچ بیمه ای برخودار نبوده و نیستند. در سال های اخیر فشار اعتراضات کارگران، دولت را مجبور کرد که بالاخره ولو در سطح متعارف دست به تنظیم برگه ای زیر نام «قانون بیمه کارگران ساختمانی» بزند. آنچه دولت و وزارت مسکن آماده کرده بود راهی مجلسی شد که موظف بود بر ناکارآمدی ها سرپوش بگذارد و با وجود تورم کمرشکن و معضلات فراوان، حتی یک بار هم تن به استیضاح وزرایی که احمدی نژاد بیکارشان کرد، نداد. این که اگر مصوبه دولت از توشیح مجلس نشینان می گذشت چه چیزی عاید کارگر ساختمانی می شد، معلوم است. اما کاراین مصوبه حتی به توشیح مجلسیان هفتم نیز نرسید و به محض طرح موضوع در نهاد قانون پردازی سرمایه، حاکمان مجلس یکباره غوغا به پا کردند که تصویب قانون بیمه کارگران ساختمانی موجب گرانی بیش از حد مسکن خواهد شد. این که چرا باید کلیه عوامل بنیادی موثر در افزایش بهای مسکن را پنهان ساخت و سپس پای اثرات بیمه کارگر ساختمانی را به این معادلات بازکرد، به راستی موضوعی است که جز کارگرستیزی هیچ چیز دیگری نمی تواند آن را توجیه کند.

    نویسنده : کوروش شرفشاهی
    روزنامه مردم سالاری



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    تاریخ علم کارآفرینی

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    از روز گاران کهن موجودات در پی یافتن و بدست آوردن قلمرو زندگی بزرگتر بودند و این ویژگی در میان بیشتر موجودات به ویژه گیاهان، جانوران و انسان وجود داشته است. گیاه در پی افزودن ریشه خود در خاک و افزودن برگها است...

    کارآفرینی، کار آفرینی نیست ، کارآفرین ارزش آفرینی است یعنی کسیکه ارزش می آفریند.

    از روز گاران کهن موجودات در پی یافتن و بدست آوردن قلمرو زندگی بزرگتر بودند و این ویژگی در میان بیشتر موجودات به ویژه گیاهان، جانوران و انسان وجود داشته است. گیاه در پی افزودن ریشه خود در خاک و افزودن برگها است.تا بیشتر و بهتر نور و غذا بگیرد و رشد کند. جانوران در پی افزودن قلمرو خود در جنگل و یا در میان دیگر حیوانات هستند و هر یک به شیوه ای کوشش می کنند. در میان انسانها نیز از دیر زمان به فکر افزودن قلمرو زندگی خود بوده اند چون پیشرفت و بهبود را در گرو آن می دانستند.

    معنای کار آفرینی

    سخن گفتن درباره کارآفرینی از مواردی است که پی در پی شاهد آن هستیم و عموما هم معناهای متفاوتی از آن وجود دارد، اما ببینیم کار آفرینی از نگاه " سازمان بین الاملی کار " چیست ؟

    در پاسخ باید گفت یکی از مفاهیم پایه ای کار آفرینی آن است که چیز با ارزشی به دیگران عرضه نمایید. هر چه مردم احساس نیاز بیشتری به کالا یا خدمات شما داشته باشند، پاداش شما بیشتر خواهد بود. اگر کارتان کمک به دیگران ، یا بالا بردن زندگش آنان است، در خدمت نیازهای جامعه هستید. معنای کارآفرینی همین است.

    ذهنیت روشن و یا تا حدودی روشن از زندگی دارد. او فرد بالغی است که به خود آ موخته با هر تجربه ای برخوری سالم داشته باشد.

    ● ذهنیت کار آفرینی

    کار آفرین ذهنیت روشن و یا تا حدودی روشن از زندگی دارد. او فرد بالغی است که به خود آموخته با هر تجربهای برخورد سالم داشته باشد.

    کار آفرین کسی است که می داند چگونه از کار احساس رضایت کند او به دستاوردهای خود میبالد، پس شما هم نسبت به کار خود ذهنیت مثبتی نشان دهید، چون این به موفقیت شما کمک می کند. کار آفرین کسی است که" تصویر بزرگ ‌" را می بیند و از بالا به مساله نگاه می کند. خوش خلقی کمک می کند تا سلامت فکر حفظ شود، جدی بودن بیش از اندازه زیان آور است و می تواند به کارتان لطمه بزند،ابزار خوش طبعی موجب گسترش خوش بینی و ایجاد محیط آرام و بی تنش می گردد و بر دیگران تاثیر می گذارد، به شکل خلاصه بر خورد ذهنی درست با کار، بسیار مهم است. کار آفرین موفق از کارش لذت می برد و کاملا متوجه کاری است که می کند، ذهنیت مثبت باعث می شود شغل او به کاری بر انگزاننده، جالب و ثمر بخش تبدیل شود .

    ● زمانبندی مطالعات کارآفرینی

    روند تحول زندگی را به شکلهای دیگری نیز می توان بیان کرد. اما آنچه که در تمامی تحلیل ها باید مورد توجه قرار گیرد عامل عامل تغییر می باشد. در واقع همان نیرویی که پیشرفت مادی و غیر مادی را سبب شده و به انجام رسانده است.

    امروز بر همگان آشکار شده است که این عامل تغییر (ارزش آفرینان) از ابتدا تا کنون وجود داشته و به احتمال زیاد در آینده نیز تغییراتی توسط کارآفرینان صورت خواهد پذیرفت، به طور کلی کارآفرینی بعنوان عامل تغییر می تواند به خلق کسب و کار جدید و یا توسعه کسب و کار قدیمی به کوشش فرد یا گروههای کوچک گفته شود.

    دو موج وسیع کارآفرینی را به جلو رانده است:

    ▪ موج اول: انفجار عمومی مطالعه و تحقیق در جهارچوب انتشار کتابهایی دربارة زندگی کارآفرینان و تاریخچه شرکتهای آنها و چگونگی ایجاد کسب وکار شخصی و شیوه های آن می باشند.

    ▪ موج دوم: که به تدریج ایجاد گردیده است ارائه رشته های آموزشی کارآفرینی (در مقاطع تحصیلی گوناگون) است. این دوره ها از اواخر دهة ۱۹۶۰ در چند دانشکده آغاز شده و تاکنون در بیش از پانصد دانشکده زمانی اینکار با قدرت کم و قلمرو کوچکی از جهان صورت می گرفت که به شکل کشور کشایی توسط قومها وقبیله های کوچک و بزرگ ظاهر می شد. هر چه دامنه قدرت افزایش می یافت افراد به فکر کردن بخشهای بزرگتری از جهان می افتد که جنگهای خانمان سوز اول ودوم ویا لشگر کشیهای چنگیز و اسکندر و ... از آن جمله بود و اکنون هرچه به سمت آینده پیش رویم شاهد حرکت از کشور کشایی بسوی بازار گشایی داخلی و بازارگشایی جهانی هستیم.امروز فرماندهان کهن دیروز که با زور و شمشیر و یا توپ و زیر دریایی به کشور گشایی و جهان گشایی می پرداختند.جای خود را به افرادی داده اند که برخی به آنها لقب (بازاردان-مدیران-کارآفرینان)را داده اند.

    ● اهمیت رفتار و نگرش

    اکثر مردم شرایط را حاکم بر زندگی خود می دانند، حال آن که کار آفرین از رفتار و نگرش خود بهره می گیرد تا شرایط را مهار کند. ذهنیت مثبت کمک می کند تا فکر خود را بر فعالیت ها و رویدادهای مورد نظر و بر نتایجی متمرکز سازید که امیدوارید به آنها دست یابید.

    حتی در تجربیات منفی چیزهای مثبتی هست. باید نسبت به هر رویدادی ذهنیت مثبت داشته باشید و از هر تجربه ای نفع آن را جستجو کنید.

    ▪ اندیشه و فکر خود را تنها بر پرداختن به فعالیت های مثبت متمرکز کنید.

    ▪ اهداف مثبتی را در کار خود بر گزینید.

    ▪ با کسانی که کار آفرینانه می اندیشند و عمل می کنند رفت و آمد کنید، چون این احتمال وجود دارد که برخی از اندیشه ها، طرز فکرها و دفتار این افراد را کسب نمایید.

    ▪ توجه داشته باشید که مهار ذهنتان در دست شماست و از بار آوری آن بهره می گیرید.

    ▪ اگر فکری نتیجه دلخواه به بار نمی آورد از اندیشیدن درباره آن و با در صورت لزوم رها کردن نهراسید.

    ▪ محیط کار شما بر عملکرد شما تاثیر دارد، اگر محیط کاری یا زندگی شما مناسب نسبت به محیط دیگری بروید که مثبت تر باشد و به دستیابی به اهداف مورد نظرتان بیانجامد، اما همواره به خاطر داشته باشید که مهم ترین محیط فکری و فضای درون جمجمه شماست.

    ▪ با کار کردن، تنش های ذهنی را از خود دور سازید، افکار خود را برمساله خاصی متمرکز سازید، همین که به تصمیم رسیدید برای حل مساله دست به کار شوید.

    ● و در آخر اینکه برای روبهرو شدن تنش ها توجه به نکات زیر ضروری است:

    ۱) میانه روی در خوردن و نوشیدن

    ۲) ورزش و استراحت کافی

    ۳) خودداری از استعمال دخانیات

    ۴) جدا کردن امور " مهم " از امور " فوری " و از " سایر " امور در گام نخست رسیدگی به مسایل " مهم " با دست زدن به عمل به جای نگرانی و پیش بینی برنامه های برای وضعیت های احتمالی به منظور مقابله با " بدترین " " بهترین " و "محتمل ترین " ..... حالت های ممکن و در پایان این که:

    در کاهش تنش ها به یاد داشته باشید که کار خود را باید با حوصله بر نامه ریزی کنید و بکوشید تا بر اساس برنامه پیش بروید.

    ● کار آفرین بازاردان

    دیدگاهی که " بازاریابی " را برابر " فروش " می داند، نه تنها نزد گروه بزرگی از مردم عادی، که نزد بسیاری از دست اندرکاران بازرگانی هم درست پنداشته شده است. اما در حقیقت این چنین نیست.

    هر چند فروش برخی از " بازاردانی " یا مدیریت در بازار است؛ ولی بازار یابی یا آنچه که ما بدان بازاردانی می گوییم، مفهومی بس گسترده تر دارد.

    یک " ارزش آفرین بازاردان " وظیفه دارد نیازهای بر آورده نشده را شناسایی کرده و برای آنها پاسخ مناسبی بیابد.

    هنگامی که این کار درست انجام شود، مردم محصول تازه را خواهند پسندید و ستایش از آن محصول با شتاب دهان به دهان می شود و فروش هم به آسانی پیش می رود. اما تا افراد در جستجوی شناخت درست نیازهای مصرف کنندگان خود نباشند و تولید مناسبی صورت نگیرد، فروشی هم در کنار نخواهد بود. پس می توان این گونه گفت که بازاریابی را نمی توان برابر با فروش پنداشت. زیرا این فعالیت (بازاردانی-marketing ) خیلی بیشتر از آنکه سازمان محصولی تولید کرده باشد، آغاز می شود.در حقیقت "بازاردانی" مشق شب و تمرینی است که کارآفرینان (ارزش آفرینان) به یاری آن نیاز مردم را ارزیابی می کنند و علاقه مندی آنان می سنجند، فرصت ها را شناسایی می کنند و فروش، پس از تولید محصول مورد نیاز بازار، پا به میدان می گذارند.بازاردانی در جریان چرخه زندگی محصول (product life cycle ) به کار خود ادامه می دهد،می کوشد تا مشتریان تازه ای بیابد کار آیی و اثر بخشی محصول را افزایش می دهد، از نتیجه گیری روند فروش چیزهای تازه ای بیاموزد، و سرانجام موجب تکرار خرید محصول شود. بسیاری از کارآفرینان و دست اندرکاران بازاردانی از رفتار برخی مدیران مالی سازمان گله مند هستند زیرا بازاردانی را نه سرمایه گذاری که نوعی هزینه می پندارند و بیش تر در چستجوی نتیجه گیری های کوتاه مدت هستند (۲۰۰۰ وPhilip Kotler ) در حالی که بهتر است رویکرد و تمرکز بر برنامه های دراز مدت معنی دار باشد. اشتباه دومی که معمولا در بسیاری از سازمان ها وجود دارد این است که واحد بازاردانی را بیش تر یک واحد اداری می دانند. یک دیدگاه کوتاه بینانه دیگر این است که بسیاری(بازاردانی-Marketing ) را تنها یک واحد معمولی در هرم سازمانی می دانند که می تواند نقش مهمی درماندن یا ازدست رفتن شرکتها داشته باشد. یکی از کارآفرینان برتر جهان گفته مشهوری دارد.

    او می گوید:بازاردانی آنچنان در کارآفرینی اهمیت دارد که نمی توان اداره آن را تنها به واحد بازاردانی وا گذاشت. او در ادامه می گوید: یعنی آنقدر این واحد پر اهمیت است که مدیر عامل خود باید هدایت آن را بر عهده گیرد. به زبان ساده تر، یعنی همه واحدها در یک شرکت می باید نسبت به مشتری و مصرف کننده خوب عمل کنند. چون نتیجه رفتار آنها بر درآمد نهایی شرکت اثر می گذارد. بسیاری از کارآفرینان (ارزش آفرینان) می پندارند که در دنیای رقابتی امروز، تمایز کردن خود از دیگران خیلی دشوار است (بی تردید چنین است) ولی چنانچه هوشمندانه رفتار کنیم، راهی تازه برای خدمت بهتر و عرضه سودمندی های تازه به مشتریان پیدا می شود. نباید فراموش کرد که جوهره ارزش آفرینی در اقتصاد امروز توانایی بهره گیری هوشمندانه از خلاقیت و نوآوری درونی مان است،اندیشمندانه بیندیشیم.

    ● ویژگیهای افراد خلاق و نوآور

    افراد از نظر خلاقیت متفاوت هستند، افراد خلاق شاید از انعطاف پذیری بیشتری برخوردار هستند و ممکن است هنگام بروز مسئله راه حلها ی گوناگون پیشنهاد کنند، آنها ساعتهای طولانی کار می کنند و می کوشند تا به کارهای سخت دست بزنند و درمدد حل مسائل گوناگون ساده یا دشوار برمی آید. افراد خلاق بیش از آنکه پاداشهای حاصل از موفقیت عمل کنند به نفس پیشرفت وپیروزی می اندیشند و همیشه تلش می کنند کارهای خود را به بهترین شکل ممکن انجام دهند. افراد خلاق و نوآوردر پی فرصتهایی هستند که بیشتر افراد و مدیران معمولاً نمی توانند آنها را ببینند.این افراد تمایل دارند مستقل باشند، آنها ممکن است دستورات را نادیده گرفته و از دستورات سرپیچی کند.آنها ممکن است بینش خاصی را دنبال کنند و ممکن است پارا از شرح شغل رسمی خود فراتر گذارند.آنها با شور و اشتیاق اما به طور واقع بینانه اهدافی را دنبال کردند و قادرند نتایج حاصل از نو آورینشان را تشخیص دهند.آنها می توانند گامهای لازم برای تبدیل ایده یا اندیشه به واقعیت را تدوین و اجرا نمایند.آنها اهل عمل بوده و منتظر صدور مجوز شروع نمی مانند.به طور کلی می توان گفت که افراد خلاق و نوآور دارای ویژگی های زیر هستند.

    ▪ بخش زیادی از وقت و انرژی خود را صرف توجه دقیق به اطراف خود می کنند.

    ▪ از کنجکاوی فوق العاده برخوردار بوده و در جستجوی موضوعات تازه و ناشناخته و عجیب هستند به همین دلیل آنها پرشسهای بیشتر و پیچیده تری را در مقایسه با افرادی که از توانایی خلاقیت کمتری برخوردار هستند مطرح می کنند.

    ▪ آنها نه برای پاداش بلکه بدلیل دست یافتن به بینش و هدف خود بر انگیخته می شود.

    ▪ آنها انعطاف پذیر بوده و توانایی تعقیب و دستیابی به راه حل مشکل را از راههای گوناگون دارا می باشد.مدیریت افراد خلاق در سازمانها دشوار است. آنها اگرچه به دستور گرفتن از دیگران اعتقاد ندارند ولی نیاز مبرم به پذیرفتن، واقع شدن دارند زیرا این احساس برای آنها آرامش خاطر ایجاد می کند. افراد خلاق و نو آور ممکن است گروههای مختلفی را تشکیل داده که باید توسط رهبر و مدیری خلاق نیز دارا شود.

    ● برخی ویژگیهای کارآفرینان (ارزش آفرینان)

    ۱) خلاقیت و نوآوری

    ۲) تجربه گذشته کارآفرینان

    ۳) نیاز به پیروزی یا توفیق طلبی

    ۴) مرکز کنترل

    ۵) تمایل به خاطره پذیری

    ۶) تحمل ابهام

    ۷) پشتکار

    ۸) شرایط کودکی کارآفرینان فردی

    ادیسون می گوید: چاره هر کار ۹۹% تلاش و کوشش و عرق ریختن است وتنها ۱% الهام و شانس می باشد.

    و انیشتن می گوید: هر پیروزی نیازمند ۹۰% تلاش و کوشش و تنها۱۰% الهام و شانس می باشد.

    الگوی کارآفرینان

    ۱)تحقیقات درباره بازار

    ۲) بخش بندی بازار

    ۳) تعیین بازار هدف

    ۴) جایگاه یابی

    ۵) طراحی آمیزه بازاردانی مناسب

    ۶) اجرا

    تهیه کننده :مریم معصوم پور
    سایت مای داکیومنت
    بازار کار



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    جهانی سازی و کار شایسته

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار



    وضعیت کار شایسته درجهان معاصر ....

    تا به حال موضوعاتی چون کار ، اشتغال ، معاش پایدار، فقر و محرومیت اجتماعی از دیدگاه مادی مورد بحث قرار گرفته اند . دیدگاه مادی بدون شک مهم می باشد اما از آنجاییکه انسان دارای بعد غیر مادی نیزمی باشد ضرورت بکارگیری دیدگاه‌های غیرمادی نیز احساس می شود.برای مثال معادل گرفتن توسعه با رشد اقتصادی پیامدهای جبران‌ناپذیری در پی داشته است خصوصا اینکه رشد اقتصادی بسیار ناموزون است .

    در بخش‌هایی از جهان ، کارگران به سطح بالایی از رفاه مادی دست یافته اند در حالیکه در جاهای دیگر ، بردگی، کار کودک ، بیگاری ، نقض حقوق بشر هنوز وجود دارد و میلیون‌ها نفراز گرسنگی و بیکاری و درآمد روزانه کمتر از یک دلار رنج می برند. در پا رادایم اقتصادی نئو لیبرال جهانی که مقررات زدایی، خصوصی‌سازی ، مصرف‌گرایی و بازار آزاد از ویژگی‌های آن است ; سود، سرمایه و ثروت بر انسان ارجحیت دارد. سرمایه داری نظارت بر منابع را به مالکیت آن تقلیل داده و موجب تغییر نقطه تمرکز مالکیت خصوصی از نیاز به حرص شده است این مسئله، کار را به حوزه استثمار تبدیل کرده است. اگرچه مالکیت خصوصی ابزار تولید مجازاست ولی آن ابزار نباید به زیان نیروی کار بکار رود .

    تنها شکل مجاز تصرف جایی است که ابزار در خدمت نیروی کار قرار گیرد زیرا کار دارای ارزش و اهمیت بیشتر، اجتماعی تا کاملا اقتصادی در ارتباط با دیگران می باشد. نظام اقتصادی فعلی بر اساس ارزش های تحریف شده ای واقع شده که در آن ارزش به واحدهای پولی و کمی تقلیل یافته است نیروی کار به عنوان عامل هزینه تلقی شده که به منظور افزایش سود سهامداران ( تولید کننندگان ) باید کاهش یابد .چنین نظم اقتصادی غیرعادلانه تلقی می شود حتی اگر منجر به تولید انبوه کالا شود. مشکلاتی که به سبب دیدگاه مادی ایجاد می شود نه فقط مادی بلکه اساسا اخلاقی می باشد . به همین دلیل در جایی ، بسیاری از مردم از گرسنگی ، بیکاری ، فقر و محرومیت رنج می برند و در جایی دیگر فراوانی ، ثروت اقتصادی و رفاه وجود دارد. تقلیل نیروی کار به سرمایه ( به عنوان عامل هزینه ) که توسط انقلاب صنعتی ایجاد شد و بوسیله بازار جهانی فعلی تداوم یافت منجر به محرومیت و گسستگی افراد از خانه ، خانواده و جامعه گردیده است که در جامعه در قالب گروه‌های طرد شده مانند مهاجران ، دهقانان بی زمین ، افراد بیکار و فاقد حق رای و کسانیکه جایگاه قانونی ندارند و اغلب در شرایط نامساعد و عمدتا در بخش اقتصاد غیر رسمی مشغول بکارند، دیده می شوند.

    آن‌ها از احترام و منزلت در ارتباط با دیگران محروم هستند و فاقد جایگاه در اجتماع می باشند . چنین افرادی از احساس یگانگی با جهان هستی نیز محروم هستند. آینده روشنی برای چنین جامعه ای وجود ندارد . وقتی ارتباط گروهی از افراد با جامعه و جهان هستی گسسته می شود درنتیجه دامنه بحران های ایجاد شده ناشی از فقدان کار شایسته به محیط زیست نیز کشیده می شود دیگر محیط زیست به عنوان موهبتی که باید حفظ شود تلقی نمی شود و توسعه و پیشرفت فاقد معنویت دستاورد نسل خود محور فعلی می گردد.

    ● کار شایسته از منظر دیدگاه‌های مادی و اقتصادی

    از دیدگاه اقتصادی و مادی ، انسان تولیدکننده کالا و تامین کننده معاش است اما از زاویه اخلاقی و معنوی ، کار عامل رشد خلاقیت و تکامل فرد و ایجاد خیرهمگانی محسوب می شود.تاکید بر ابعاد توسعه انسانی به جای توجه صرف به ابعاد کمی (مادی) سبب ایجاد دیدگاه جامع تری به کار می شود .مفهوم کیفیت فراتر از جنبه های مادی (مانند حداقل درآمد ، ایمنی شغلی و محیط کار سالم ) است . کیفیت از طریق توجه به همه جنبه های انسان ایجاد می شود . البته تاکید بر جنبه های اخلاقی و معنوی کار بدون ملاحظه دغدغه های مادی افراد گمراه کننده است .

    نیازهای اساسی مانند خوراک ، پوشاک ، مسکن ، بهداشت و امنیت باید تامین شود تا فرد قادر به رشد بعد معنوی و اخلاقی زندگی اش شود . بعد کمی و کیفی انسان دو وجه از واقعیت وجود انسان است نه دو جزء متمایز در زندگی فرد که باید به ترتیب منطقی ارضا شود .

    ● کارشایسته از دیدگاه دینی و مذهبی

    تمام ادیان و مذاهب ارزش والایی را برای کار به دلیل ماهیت معنوی آن قائلند .کار به عنوان فعالیت بشری دارای سه جنبه فردی (تحقق خود ) ، اجتماعی ( پل ارتباطی بین فرد و جامعه ) و معنوی ( رسیدن به سعادت و یکی شدن با عالم وجود) می باشد. کار مبنای ارتباط بین فرد و جامعه است . فرد نه فقط برای خودش بلکه برای اعضا خانواده ،اجتماع ، کشور و جامعه بشری کار می کند . کار همبستگی با جامعه را تقویت می کند .جامعه زمانی می تواند هماهنگ باشد که اعضایش با یکدیگر و برای یکدیگر کارکنند . کار جزء بنیادی ثبات خانوادگی است .

    کار با صلح همراه است. جامعه ای که در آن کار به اندازه کافی وجود ندارد تهدیدی برای صلح محسوب می شود . کار نباید عامل جداکننده افراد از یکدیگر باشد بلکه باید عامل وحدت بخش افراد به عنوان دوست وهمکار برای رسیدن به سعادت همگانی درنظر گرفته شود . فرد محور ارتباطات انسانی است و وظایف و مسئولیت هایی در قبال اطرافیانش مانند والدین ، کودکان ، دوستان ، همکاران و دیگران دارد. پیشرفت فرد باید در گرو کمک فرد به جامعه و اجتماع بزرگتر در نظر گرفته می شود هر نوع کاری باید به عنوان منبع کمک بالقوه به جامعه و جهان تلقی شود و ثمرات کار به جای اینکه در خدمت مطامع فردی قرار گیرد باید متوجه توسعه جامعه شود.کار خدمتی است که به دیگران ارائه می شود و فراتر از توسعه ظرفیت های خود فرد است و با آفریدن و بخشیدن همراه است.از آنجاییکه خدمت با مهربانی نسبت به دیگران بدون انتظار پاداش مادی یا نفعی برای خود همراه است ، عملی نوعدوستانه تلقی می شود . پاداش چنین عملی تعالی و عظمت روح است که قابل اندازه گیری با هیچ ابزار مادی نیست . خدمت کیفیت رابطه افراد با یکدیگر را بالا می برد .

    اگر آنچه را که فرد تولید می کند هدیه ای از سوی خداست پس نمی توانیم به سادگی آن را تماما به عنوان دارایی شخصی تلقی کنیم بلکه کار فرد نیز باید هدیه‌ای برای دیگران باشد . همه ادیان قاطعانه از بعد اخلاقی کار حمایت می‌کنند. بعد اخلاقی کاربه مسئولیت و تعهد افراد و جوامع در قبال دیگران درمحیط کار ، خانواده و جامعه اشاره می‌کنند.

    در همه ادیان کار شایسته به معنای حفظ کرامت انسانی زن و مرد و توانایی آن‌ها برای کسب معیشت و زندگی شایسته تعریف می شود. چنین کاری فرد را قادر می سازد تا خود را به عنوان یک انسان کامل شکوفا کند و مهارت‌ها ، شخصیت ، خرد و توانایی های بالقوه اش را بروز دهد و توسعه بخشد ودر زندگی اجتماعی مشارکت نماید از این حیث کار قابل مقایسه با زمین و سرمایه نیست. زندگی فقط از طریق تلاش و کار ساخته نمی شود بلکه موهبتی از سوی خداوند نیز است . کار حرف آخر را در زندگی افراد نمی زند زیرا آنچه که افراد تولید می کنند ترکیبی از تلاش و کار خودشان و رحمت و لطف خداوند است . منزلت فردی می تواند از طریق زندگی خانوادگی ، هنر ، مذهب ، موسیقی و ادبیات نیز کسب شود بنابر این کسانیکه فاقد توانایی کار هستند مثل کودکان ،معلولین ، افراد سالمند و بیمار نباید از منزلت ذاتی شان محروم شوند.افراد قبل از اینکه کارگر باشند انسانند . حفظ منزلت یک اصل است و بر کار مقدم است در حقیقت کار باید اجازه ظهور منزلت افراد را بدهد. به کار نباید بیش از اندازه بها داد و کار نباید به عنوان تنها منبع منزلت انسان در نظر گرفته شود. تقدم کار بر فرد به این معناست که ارزش انسان اولویت دارد و مستقل از شکل و نوع کاری است که انجام می دهد.

    بیکاری یا کار ناشایسته سبب می گردد فرد از خود ، جامعه و جهان هستی (خدا) بیگانه شود .این مسئله ممکن است پیامد فقدان فرصت های شغلی کافی ، حمایت اجتماعی لازم و نادیده گرفتن حقوق کار و ضعف گفتگوی اجتماعی باشد . بیکاری و یا کار ناشایسته مانع تجلی منزلت ذاتی فرد می شود و منجر به احساس حقارت و از بین رفتن خصائل انسانی می گردد. بیکاری ، نابرابری جنسیتی ، بردگی و کار کودک منافی ارزشهای انسانی و منزلت در نظر گرفته می‌شود. عدم دستیابی به کارشایسته به معنای عدم دستیابی به منزلت انسانی است.

    ● اصول کار شایسته ILO

    چهارچوب مفهومی کارشایسته برای اولین بار در سال ۱۹۹۹ در گزارش هیات مدیره کنفرانس بین المللی کار در هشتاد و هفتمین نشست عنوان شد . اعلامیه های بین المللی مانند اعلامیه Dumbarton Oaks و اعلامیه فیلادلفیا ( مصوب ۱۹۴۴) نیز به بعد معنوی کار اشاره می کنند .اعلامیه های فوق بر این اصل تاکید دارندکه همه افراد بدون توجه به نژاد ، عقیده و جنسیت حق مطالبه رفاه مادی و معنویشان را با حفظ آزادی ، منزلت ، امنیت اقتصادی و فرصت برابر دارند. لذا سیاست های ملی و بین المللی تنها در شرایطی باید مورد قبول واقع شوند که اجرای آن‌ها سبب افزایش و نه مانع دستیابی به اهداف بنیادی فوق شوند.

    مولفه های اصلی کار شایسته در اعلامیه حقوق بنیادین ILO (۱۹۹۸) عبارتند از :

    حق آزادی انجمن و ایجاد تشکل جمعی ، حذف همه اشکال کاراجباری و بیگاری ، منع جدی کار کودک ، حذف تبعیض در شغل و حرفه.ILO معتقد است کار شایسته نه تنها سهم مهمی در توسعه پایدار دارد بلکه به خودی خود هدف مهمی محسوب می شود و ترویج آن می باید در دستور کار کشورها قرار گیرد.

    شایستگی را می توان تحقق منزلت انسانی در یک زمان و مکان خاص تعبیر کرد در نتیجه استاندارد و دیدگاه یکسانی در میان افراد در جاهای مختلف وجود ندارد. تدوین استاندارد یکسانی از کار شایسته مشکل است زیرا شرایط کار از جامعه ای به جامعه دیگر متفاوت است به همین منظور آگاهی از زمینه تاریخی و الگوی اشتغال که نحوه معیشت افراد را مشخص می سازد مهم است. به منظور تحقق کار شایسته در یک طیف جهانی ، سیاست ها باید با نظام های ارزشی ونگرش های اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و محلی سازگار شود تا موجب کسب درآمد کافی ، حمایت اجتماعی مناسب و امنیت و برابری جنسیتی طبق انتظارات و درکهای مختلف ناشی از زمینه های متفاوت اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی شود.

    ● مدل اندازه گیری کار شایسته

    بطور کلی در خصوص تدوین مدلی برای کار شایسته باید سه سطح کلان ، میانی و خرد مد نظر قرار گیرد.درسطح کلان هدف کار شایسته می تواند بر حسب ایجاد قوانین ، مقررات و نهادهایی تعریف شود که امکان کار کردن را برای تمام افراد جوامع بدون تشویش و نگرانی ، در امنیت مناسب وبا فرصت رو به رشد و مداوم برای توسعه فردی ، در عین حال برخوردار از درآمد مکفی برای حمایت از خود و اعضای خانواده شان فراهم می سازد . درسطح میانی یا سطح کارگاه محیط کارشایسته به معنای ایجاد امنیت مناسب برای کارگران می باشد که به موازات آن کارایی بنگاه نیز افزایش می یابد.در سطح خرد کار شایسته به داشتن فرصت مناسب برای کار به داشتن فرصت مناسبی از تمام اشکال امنیت مربوط به کار تاکید دارد.

    تدوین مدلی که از طریق آن بتوان کار شایسته را از کار ناشایست تمییز داد ضروری می باشد این مدل می باید بر اساس استانداردهای ارزشی مشترکی طراحی گردد که به مردم جهت ارزشیابی خود و کارشان کمک نماید. پاسخهای افراد به سئوالات زیر می تواند میزان شایسته بودن کار را نشان دهد و به محققان و سیاستگذاران در تدوین استانداردهای کارشایسته کمک شایانی نماید.

    ۱) آیا شغل معیشت مادی فرد را تامین می کند؟

    ۲) آیا شغل سبب رشد و توسعه خود معنوی ، اخلاقی ، ارتباطی و اجتماعی فرد در خانواده و جامعه شده است؟

    ۳) آیا شغل در دستیابی به خیر همگانی در ابعاد مادی و معنوی کمک کرده است؟

    فاطمه برخورداری – کارشناس اشتغال وزارت کار و امور اجتماعی
    بازار کار



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    نیازمندانی که چند شغله اند، چند شغله هایی که بی نیازند!

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    چند شغله بودن معضلی است که سالهاست در کشور رواج یافته و به تدریج تبدیل به یک ارزش و فرهنگ شده است. افرادی که علاوه بر داشتن یک شغل ثابت چندین شغل دیگر هم دارند که نتیجه آن فقط بر هم خوردن تعادل زندگی شخص، بازار کار و در نتیجه افزایش نرخ بیکاری است.

    چند شغله بودن معضلی است که سالهاست در کشور رواج یافته و به تدریج تبدیل به یک ارزش و فرهنگ شده است. افرادی که علاوه بر داشتن یک شغل ثابت چندین شغل دیگر هم دارند که نتیجه آن فقط بر هم خوردن تعادل زندگی شخص، بازار کار و در نتیجه افزایش نرخ بیکاری است.

    در اصل ۱۴۱ قانون اساسی به صراحت این موضوع عنوان شده که رئیس جمهور، معاونان رئیس جمهور، وزیران و کارمندان دولت نمی توانند بیش از یک شغل دولتی داشته باشند و داشتن هر نوع شغل دیگر در موسساتی که تمام یا قسمتی ازسرمایه آن متعلق به دولت یا موسسات عمومی است، ممنوع است. فقط استثنایی در هیات های علمی دانشگاه وجود دارد. حتی در این ماده واحده قانونی، برای شاغلین بیش از یک شغل و متخلفین به آن مجازات هایی حتی تا انفصال دایم از خدمات دولتی تصویب شده است.

    شکی نیست که روی آوردن به شغل دوم توسط یک فرد نشان دهنده این است که حقوق و مزایای شغل اول کفاف خرج و مخارج زندگی اش را نمی دهد و خود برای تامین مایحتاج زندگی مجبور به انتخاب شغل دیگری است.

    اما اینکه چند شغله بودن در بین افرادی رواج یافته است که نه تنها حقوق دریافتی شان مکفی است بلکه جزو افراد متمول و دارا محسوب می شوند که بعضا در میان آنها مدیران دولتی هم دیده می شوند جای تامل دارد.

    کافی است با یک محاسبه سرانگشتی پی به این امر برد که حقوق متعارف این افراد از دو، سه ماه حقوق متعارف یک کارمنددر ماه بیشتر است؛ این در حالی است که حقوق یک کارمند عادی دولت به طور متوسط بین ۳۵۰ تا ۴۵۰ هزار تومان است.

    یک روانشناس ضمن تاکید بر روند رو به رشد چند شغله بودن در افراد به جوان گفت: این پدیده از جهات مختلف قابل بررسی است، داشتن شغل های متعدد بیشترین تاثیرات فردی را در پی دارد چرا که منجر به بر هم خوردن تعادل در زندگی و گرفتن فرصت استراحت در فرد است و از آنجایی که تمرکز در یک شغل ثابت بیانگروجود ثبات شغلی است و به دنبال آن امنیت شغلی در فرد ایجاد می کند، با وجود داشتن چند شغل متعدد این امنیت شغلی به خطر می افتد چرا که تمرکز را از شخص می گیردو موجب سلب آرامش، تعارضات روانی مثل استرس، اضطراب و ناراحتی های جسمی و مثل فرسودگی جسمی وبیماریهای قلبی در فرد می شود.

    فرامرز کامکاری در ادامه بیان می کند: یک بعد دیگر این پدیده به خطر انداختن جایگاه اقتصادی در جامعه است. افرادی که صاحب یک شغل ثابت هستند و اصطلاحا یک جایگاه اقتصادی با منبع درآمدی مطمئن دارند با کسب چندین جایگاه اقتصادی فرصت های شغلی سایر افراد را که تمام شرایط اشتغال مثل مهارت و تخصص و تحصیلات را دارا هستند می گیرند و در نتیجه آن این افراد حتی از یک منبع درآمدی نیز محرومند و در مقابل فرد چند شغله با وجودصرف وقت و انرژی کمتر در پست های خود به دلیل توزیع وقت و انرژی در جاهای مختلف ۲ تا ۳ منبع درآمدی به دست می آورد.

    چندی پیش وزیر کار و امور اجتماعی با اعلام نرخ ۶/۲ میلیونی بیکار در کشور از برنامه های امسال این وزارتخانه و ایجاد حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار شغل در کشور خبر داد. این خبر شاید کسب درآمدی دیگر برای سایر هم شاغلین باشد نه صرفا مژده ای برای افراد بیکار!

    حتی با نادیده گرفتن میزان این آمارو ارقام و مشاهده تعداد زیادی از جمعیت جوانی که در سنین مختلف پس از فارغ التحصیلی و با کسب مهارت های شغلی و گذراندن دوره های متعدد با صرف هزینه های بالا و کاملا آماده برای ورود به بازار کار هستند اما به دلیل کمبود شغل و زمینه مناسب برای کار و فعالیت به خیل عظیم بیکاران در انتظار کار می پیوندند، به راحتی می توان به این مسئله پی برد که فقط ایجاد فرصت های شغلی در کشور کافی نیست و دنیای کار نیازمند قانونمند شدن و جدی تر تلقی شدن از سوی مسئولان دولتی است، چرا که تمام فرصت های شغلی هم می تواند جایگاهی محفوظ بین شاغلین داشته باشد و در نتیجه آنچه که ما در حال حاضر با آن روبه رو هستیم تصدی بسیاری از افراد به مشاغل مختلف و سرگردانی و بیکاری جمعیت فعالی که در انتظار یک فرصت شغلی هستند، آیا بهتر نیست که بالاخره دولت با یک اقدام جدی و در حد اجرایی شدن قوانینی که خود نیز در اجرایی شدن آن اهمال می کند، به وضعیت چند شغله بودن مدیران و حتی بعضی مسئولان دولتی خاتمه دهد تا هم سامانی به وضعیت بیکاران و بالا نرفتن نرخ بیکاری در کشور دهد و هم افراد در یک پست به شایستگی از پس وظایف خود برآیند.

    روزنامه جوان



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    اصلاح قانون کار و سه جانبه‌گرایی

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    تحولات فکری، سیاسی و اجتماعی در ایران و جهان افق‌های جدیدی را برای ادارهء بهتر جوامع و اجرای برنامه‌های توسعه _پیش روی شهروندان و مسوولان ادارهء کشورها قرار داده است و در این مسیر ادارهء اقتصاد ایران نیز نمی‌تواند از تجربه‌ها، دستاوردها و شرایط متحول جهانی تاثیر نپذیرد و در _هم گامی با تحولات به اصلاح ساختارهای حقوقی و نهادی برای سرعت بخشی به رشد و توسعهء اقتصادی کشور و پاسخگویی به مطالبات و نیازهای روزافزون معیشتی و رفاهی جامعه نپردازد.

    تحولات فکری، سیاسی و اجتماعی در ایران و جهان افق‌های جدیدی را برای ادارهء بهتر جوامع و اجرای برنامه‌های توسعه _پیش روی شهروندان و مسوولان ادارهء کشورها قرار داده است و در این مسیر ادارهء اقتصاد ایران نیز نمی‌تواند از تجربه‌ها، دستاوردها و شرایط متحول جهانی تاثیر نپذیرد و در _هم گامی با تحولات به اصلاح ساختارهای حقوقی و نهادی برای سرعت بخشی به رشد و توسعهء اقتصادی کشور و پاسخگویی به مطالبات و نیازهای روزافزون معیشتی و رفاهی جامعه نپردازد. امروز نظامی می‌تواند در عرصهء رقابت جهانی حضور فعال و ماندگار داشته باشد که با درک به موقع روند تحولات جهانی به روزآمدسازی بسترهای حقوقی و نهادی خود در تناسب با شرایط و حوادث واقعه بپردازد و امکان بازیگری هر چه بیش‌تر را در عرصهء داخلی برای شهروندان و در عرصهء خارجی برای نظام سیاسی مستقر فراهم آورد.

    «قانون کار» یکی از قوانین کلیدی و تاثیرگذار در چگونگی عملکرد اقتصادی کشورهاست به همین دلیل بحث در این موضوع در همهء کشورها از حساسیت و توجه ویژه‌ای برخوردار است چرا که به نقش «نیروی کار» در عرصهء فعالیت‌های اقتصادی و تولیدی می‌پردازد. بدون آن‌که بخواهم به مباحث تاریخی و اجتماعی مربوط به این موضوع پرداخته و روند تحولات آن‌را بازگوییکنم بر پایهء تجربهء اجرای این قانون در ایران و نگرش جدیدی که نسبت به ادارهء اقتصاد ایران به تدریج حاصل شده است دولت خاتمی و مجلس ششم در انطباق با شرایط در یک جمع‌بندی و در قالب قانون برنامهء چهارم توسعه به این نتیجه رسیدند که «اصلاح قانون کار» طی سال‌های اجرای این برنامه باید انجام شود. مادهء ۱۰۱ ذیل فصل «ارتقای امنیت انسانی و عدالت اجتماعی» در این باره تاکید دارد: «دولت موظف است برنامهء ملی توسعهء «کار شایسته» را به عنوان گفتمان جدید عرصهء کار و توسعه، براساس «سه‌جانبه‌گرایی» که متضمن عزت نفس، برابری فرصت‌ها، آزادی و امنیت نیروی کار همراه با صیانت لازم باشد و مشتمل بر محورهای ذیل تهیه تا پایان سال اول برنامهء چهارم توسعهء اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تقدیم مجلس شورای اسلامی کند.

    الف) حقوق بنیادین کار (آزادی انجمن‌ها و حمایت از حق تشکل‌های مدنی روابط کار، حق سازماندهی و مذاکرهء دسته‌جمعی، تساوی مزدها برای زن و مرد در تقابل کار هم ارزش، منع تبعیض در اشتغال و حرفه، رعایت حداقل سن کار ممنوعیت کار کودک، رعایت حداقل مزد متناسب با حداقل معیشت.)

    ب) گفت‌وگوی اجتماعی دولت و شرکای اجتماعی (نهادهای مدنی روابط کار)، ارتقای سرمایهء انسانی و اجتماعی ارتقای روابط صنعتی و روابط کار، نقش شرکای اجتماعی، مذاکرات و چانه‌زنی جمعی، انعقاد پیمان‌های دسته‌جمعی تشکیل شورای سه جانبه مشاوره ملی گسترش سازوکار‌های سه‌‌جانبه در روابط کار اصلاحات ساختاری، ترویج گفت‌وگو اجتماعی و تقویت تشکل‌های مدنی روابط کار.

    ج) گسترش حمایت‌های اجتماعی (تامین اجتماعی، بیمه بیکاری، ایجاد توسعه و تقویت سازوکارهای جبرانی حمایت‌های اجتماعی از شاغلان بازار کار غیررسمی، توانبخشی معلولان و برابری فرصت‌ها برای زنان و مردان و توانمندسازی زنان از طریق دستیابی به فرصت‌های شغلی مناسب.)

    د) حق پیگیری حقوق صنفی و مدنی کارگری

    ه) اصلاح و بازنگری قوانین و مقررات تامین اجتماعی و روابط کار (تغییر در قوانین تامین اجتماعی و روابط کار براساس ساز وکار سه‌جانبه «دولت، کارگر و کارفرما» به منظور تعامل و انعطاف بیش‌تر در بازار کار.)

    و) اشتغال مولد (ظرفیت‌سازی برای اشتغال در واحدهای کوچک و متوسط آموزش‌های هدف‌دار و معطوف به اشتغال برنامه‌ریزی آموزشی با جهت‌گیری اشتغال، آموزش‌های کارآفرینی، جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات بازار کار، ارتباط و همبستگی کامل آموزش و اشتغال، رفع موانع بیکاری ساختاری، توسعهء آموزش‌های مهارتی فنی و حرفه‌ای معطوف به نیاز بازار کار.)

    ز) اصلاح قوانین و مقررات در جهت انطباق قوانین و مقررات ملی با استانداردها و مقاوله نامه‌های بین‌المللی، کنسولی تحولات جهانی کار و امحای تبعیض در همهء عرصه‌های اجتماعی به ویژه در عرصهء روابط کار و اشتغال.

    ح) اتخاذ تدابیر لازم برای اعزام نیروی کار به خارج از کشور.

    هرچند به دلیل جابه‌جایی دولت در سال اول اجرای برنامهء چهارم توسعه این تکلیف قانونی یعنی «برنامه ملی توسعهء کار شایسته» و در دوران آن «اصلاح قانون کار» انجام نگرفت، اما اقدام اخیر وزارت کار و امور اجتماعی در تهیه و ارایهء پیش‌نویس «اصلاح قانون کار» را باید گامی مثبت در جهت اجرایی شدن این ماده قانون برنامه ءچهارم توسعهء تلقی و از آن استقبال کرد اما همچنان‌که از محتوای این ماده برمی‌آید «اصلاح قانون کار» بخشی از این برنامه و در مجموعه‌ای به‌هم پیوسته از سیاست‌های برشمرده شده قابل طرح و پیگیری است و در دولت و مجلس باید «اصلاح قانون کار» را در چارچوب چنین برنامه‌ای به پیش برند در غیر این صورت عدول از الزامات قانونی برنامهء چهارم توسعه خواهد بود.

    ملاحظه می‌شود که در این ماده «اصلاح قانون کار و سه‌جانبه‌گرایی» سرلوحهء برنامهء ملی توسعه «کار شایسته» قلمداد شده و هرگونه اصلاحی در شکل‌بندی روابط کار و انعطاف‌پذیری و شناورسازی بازار کار و اقتصاد باید در سایهء تعامل مثبت و قدرت چانه‌زنی سه جانبه «کارگر، کارفرما و دولت» تعریف عملیاتی و قانونی یابد، و در این میان حق تشکل‌یابی کارگران و آزادی انجمن‌های صنفی، مذاکره و قرارداد دسته‌جمعی و قدرت چانه‌زنی کارگران باید لحاظ شود تا آن‌ها بتوانند در سایهء مشاوره و گفت‌وگوی اجتماعی به تامین حقوق حداقلی خود در عرصهء روابط کار پرداخته و نگران جایگاه خود نباشند.

    علی مزروعی
    متولد ماه مهر



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    کارآفرینی، پلی است که نوآوری را به شکوفایی تبدیل می‌کند

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    محمدرضا زالی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران معتقد است که: کارآفرینی، پلی است که نوآوری را به شکوفایی تبدیل می‌کند.از نامگذاری امسال به نام نوآوری و شکوفایی برای توسعه کارآفرینی می‌توان بهره‌های فراوانی برد.در این گفت‌وگو به بررسی شرایط، موانع و مشکلات کار آفرینی در کشور پرداخته‌ایم.

    واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی «Entreprendre» به معنای " متعهد شدن " اسـت. بنابـر تعریف واژه‌نامه دانشگـاهی وبستر : کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطرات یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی ، اداره و تقبل کند. کارآفرینی عبارتسـت از فرآینـد ایجـاد ارزش از راه تشکیل مجموعهُ منحصر به فردی از منابع به منظور بهره‌گیری از فرصت‌ها. کارآفرین فردی است که یک شرکت را ایجاد و اداره می کند و هدف اصلی‌اش سود آوری و رشد است .

    واژه کارآفرینی ترجمه‌ای از کلمه Enterpreneurship است، که باعث شده معنی آن مقداری همراه با ابهام باشد و از این ترجمه ایجاد کار و اشتغال‌زایی تفسیر شود. اما کارآفرینی دارای مفهومی ارزشمندتر از اشتغال‌زایی است .

    در کشورهای توسعه یافته به کارآفرینی به عنوان راهبردی برای توسعه می‌نگرند و به دلیل جایگاه ویژه کارآفرینان در روند توسعه پایدار و رشد و شکوفایی اقتصادی، تلاش می کنند افراد را به فعالیت‌های کارآفرینانه هدایت کنند و در این راه به آموزش کارآفرینی و ترویج و تبلیغ آن اهمیت می‌دهند.

    کارآفرینی در کشور ما تا چند سال پیش جایگاهی نداشت، در حالی‌که در کشورهای توسعه یافته از اواخر دهه ۱۹۷۰ به بعد به موضوع کارآفرینی توجه جدی شده ، و پس از آن نیز کشورهای در حال توسعه از اواخر دهه ۱۹۸۰ این موضوع را مورد توجه قرار داده‌اند.

    برای حل بسیاری از مشکلات کشورمان، می‌توان به کارآفرینی به عنوان یک راه حل موثر نگریست، کارآفرینان با توانمندی ویژه‌ای که در تشخیص فرصت‌ها و موقعیت‌ها و ایجاد حرکت در جهت توسعه این موقعیت‌ها دارند، می‌توانند دولت را در رسیدن به توسعه همه جانبه و حل مشکلات اقتصادی و تحولات اجتماعی یاری نمایند.

    کارآفرینی هنوز جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است. برخی از مدیران کشور معتقدند که معضل بیکاری با کارآفرینی رفع می‌شود، در حالی که کارآفرینی گاهی ضد اشتغال هم می‌شود؛ خلاقیت و نوآوری، پویایی، عشق به کار و تلاش مستمر، مخاطره پذیری، آینده‌نگری، ارزش آفرینی، آرمان‌گرایی ، فرصت‌گرایی ، نیاز به پیشرفت، مثبت اندیشی و رقابت‌مندی زیربنا و اساس زندگی کارآفرینانه است.

    برداشت ناصحیح و متفاوت از کارآفرینی می تواند یکی از چالش‌های عمده گسترش فرهنگ کارآفرینی در کشور باشد، برداشت ناصحیح از مفهوم کارآفرینی با توجه به جوانان تحصیل‌کرده و بیکار در کشورمان موجب مشکلاتی خواهد شد که در نهایت ممکن است خطرناک باشد. بنا به نظر برخی از کارشناسان:"تعریف کردن کارآفرینی به اشتغال‌زایی و خوداشتغالی نه تنها اشتباه است بلکه بسیار خطرناک می‌باشد زیرا با این برداشت از کارآفرینی، طرح‌هایی کارآفرینانه شناخته می شوند و از حمایت‌های دولتی و رانت‌های اقتصادی برخوردار خواهند شد که تعداد بیشتری افراد را به کار گمارند. همچنین دولت بستری را جهت چنین فعالیت‌هایی طراحی و آماده می‌سازد که دقیقا مخالف جهت، معنا و حال و هوای کارآفرینی است."

    خلاصه کردن کارآفرینی به اشتغالزایی موجب نادیده گرفتن پیامدهای مثبت و مهم آن خواهد شد. کارآفرینی همراه خود دارای ویژگی‌های مثبتی چون: بارور شدن خلاقیت‌ها، ترغیب به نوآوری و توسعه آن، افزایش اعتماد به نفس، ایجاد و توسعه تکنولوژی، تولید ثروت در جامعه و افزایش رفاه عمومی است. باید با نگاهی جامع به کارآفرینی از همه پیامدهای مهم آن بهرمند شویم.هر چند اشتغالزایی یکی از رهاوردهای مهم کارآفرینی است.

    بر همین مبنا و به منظور آشنایی هر چه بیشتر و بهتر با مفهوم کارآفرینی و اطلاع از موانع و چالش‌های آن با دکتر محمدرضا زالی استاد دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران ، مدیر پروژه دیده بان جهانی کارآفرینی(GEM) در ایران و نویسنده کتاب موانع و چالش‌های کارآفرینی گفت‌و‌گویی را انجام داده‌ایم . دکتر زالی در این گفت‌و‌گو با اشاره به نامگذاری سال ۸۷ و با تاکید بر نقش کارآفرینی در توسعه پایدار کشور گفت: کارآفرینی، پلی است که نوآوری را به شکوفایی تبدیل می‌کند. از نامگذاری امسال به نام نوآوری و شکوفایی برای توسعه کارآفرینی می‌توان بهره‌های فراوانی برد. می‌توان برای نهادینه شدن کارآفرینی در کشور ، ترویج خلاقیت و نوآوری از این فرصت و تدبیر رهبر معظم انقلاب استفاده کرد.

    ▪ کارآفرینی چیست ؟

    ـ در مورد کارآفرینی و تعریف آن ، به اندازه‌ی کافی بحث شده است. هر چند باید اذعان کرد که تعاریف مختلف و متفاوتی از کارآفرینی ارائه شده است. ما این تعاریف را در کتاب ویژگی‌های شخصیتی کارآفرینان ایرانی جمع‌آوری و دسته بندی کرده‌ایم. تعریف عام و تعریف تخصصی ؛ تعریف عام کارآفرینی عبارت است از راه‌اندازی کسب و کار جدید و یا یک سازمان جدید که نوعا همراه با خطر پذیری و عدم قطعیت است. در واقع معنای عام کارآفرینی، ایجاد یک کسب و کار جدید است.

    در تعریف خاص کارآفرینی شرایط متفاوت می‌شود و با تعریف پیچیده‌تر و کاملتری از کارآفرینی مواجه هستیم. در این تعریف صاحب‌نظران بر مباحثی چون ارزش آفرینی و شناسایی تاکید دارند. لذا تعریف خاص کارآفرینی عبارت است از : فرآیند شناسایی ، پیگیری، و بهره‌برداری از فرصت‌های شناخته شده به منظور حداکثرسازی ارزش ناشی از آنهاست. این ارزش می‌تواند اجتماعی، مذهبی، اقتصادی و سیاسی باشد. فرصت قلب کارآفرینی است. فرصت عبارت است از نیازهای پنهان و تامین نشده که افراد جامعه برای تامین آنها حاضرند هزینه‌اش را بپردازد.

    ▪ متاسفانه در کشورمان ، تا به حال به تعریف جامعی از کارآفرینی نرسیده‌ایم، تعاریف ارائه شده توسط مدیران اجرایی و مردم متفاوت و حتی گاهی غلط است. این برداشت‌های متفاوت از کجا ناشی می‌شود؟

    ـ اصلی‌ترین و عمده‌ترین دلیل این تفاوت‌ها به نوپا بودن مبحث کارآفرینی در کشور باز می‌گردد، هنوز در ابتدای راه هستیم، در مقایسه با کشورهایی چون آمریکا و هند که سالیان طولانی در این حوزه تجربه دارند، عمر آموزش و پژوهش کارآفرینی در ایران هنوز به یک دهه نرسیده است. هر چند معتقدم با این عمر کم قدم‌های مناسبی برداشته شده است.

    ▪ ویژگی‌های فرد کارآفرین چیست؟

    ـ در این باره به اندازه‌ی کافی اطلاع رسانی شده است، اما من می‌خواهم ویژگی‌های کارآفرینان ایرانی را تشریح کنم. این ویژگی‌ها حاصل مطالعاتی است که در این زمینه انجام داده‌ایم، هر چند با معیارهای جهانی تفاوت زیادی ندارد:

    اولین ویژگی‌ توفیق طلبی است، کارآفرینان به موفقیت می‌اندیشند. و بیشتر از دیگران کار می‌کنند از این رو دوستدار پیشرفت و رشد هستند.

    ویژگی دوم افراد کارآفرین خطر پذیری است، البته این خطرپذیری از نوع معقول و متاثر از فرهنگ ایرانی است، خطر پذیری و ریسک پذیری از ویژگی‌های عمده کارآفرینان است. در واقع کارآفرینان فعالیت و کارهای جدیدی را شروع می‌کنند علیرغم اینکه از نتیجه آن اطمینان کامل ندارند.

    ویژگی سوم کار آفرینان به عملگرایی آنان باز می‌گردد. این افراد عملگرا هستند و به دنبال تئوری و مسائل این چنینی نیستند.

    ویژگی‌ چهارم چالش‌ طلبی است، کار آفرینان به وضع موجود راضی نیستند و همیشه به دنبال انجام بهتر کارها هستند، از ویژگی‌های دیگر کارآفرینان ایرانی، رویاپردازی، سلاست فکری، تحمل ابهام و خلاقیت می‌باشد. این ویژگی‌ها‌ی هشتگانه مهمترین ویژگی‌های کار آفرینان ایرانی است که پس از مطالعه و تحقیق بدست آورده‌ایم. نتایج این تحقیق منجر به بومی سازی بخشی از دانش کارآفرینی در کشور شده است.

    ▪ چه تفاوتی بین مخترع و کارآفرین وجود دارد؟

    ـ مخترع کسی است که یک ایده را به یک محصول اولیه تبدیل می‌نماید ولی این محصول ممکن است هیچ گاه تولید نشود و یا مخترع الزاما به دنبال این نیست که کسب و کاری را از این طریق ایجاد نماید و یا از این طریق ارزش آفرینی نماید. اما کارآفرینی فرآیند تشخیص فرصت و بهره برداری از آنها به منظور حداکثرسازی ارزش ناشی از فرصت می باشد. از این رو کارآفرین کسی است که فرصت کارآفرینانه را در قالب محصول یا خدمت جدید بکار گیرد.

    ▪ آیا کارآفرینی تقسیم‌بندی‌های خاصی دارد؟

    ـ در یک دسته بندی کلی، کار آفرینی فردی و کار آفرینی سازمانی داریم. کار آفرینی فردی یا مستقل، راه اندازی یک کسب و کار جدید توسط یک فرد و یا یک گروه است. در کار آفرینی سازمانی یا شرکتی برای بهبود وضعیت یک سازمانی که در حال فعالیت است، مجموعه اقداماتی صورت می‌گیرد تا سازمان ارزش آفرینی بیشتر و بهتری داشته باشد.

    نوع دیگری از دسته بندی وجود دارد که بر اساس نوع ارزش آفرینی تقسیم بندی می‌شوند: مثلا اگر ارزش آفرینی در عرصه اقتصادی باشد کار آفرینی اقتصادی نامیده می‌شود، اگر در عرصه‌ی فرهنگی و اجتماع باشد، کارآفرینی اجتماعی گفته می شود و در کارآفرینی تقلیدی نیز اساس تقلید از کارآفرینی انجام شده توسط فرد یا افراد دیگر است. در کارآفرینی اقتصادی، هدف اصلی کسب سود و انتفاع است درحالیکه در کارآفرینی اجتماعی، هدف غیرانتفاعی است مانند راه اندازی انجمن های خیریه یا انجمن های علمی، در کارآفرینی تقلیدی، کارآفرین از طریق کپی برداری یا الگوگیری از محصولات و خدمات نوین سایر کارآفرینان اقدام به راه اندازی کسب و کار می نماید. سرانجام کارآفرینی زنان نیز از جمله انواع کارآفرینی است که به مقوله زنان و فعالیت ها و چالش ها و موانع کارآفرینی از دیدگاه زنان می پردازد.

    ▪ بحثی که در کار آفرینی مطرح، بحث آموزش است، عده‌ای معتقدند که کار آفرینی امر ذاتی و غریزی است و فرد کارآفرین ذاتا" کار آفرین است، در مقابل عده‌ای هم می‌گویند که کار آفرینی قابل آموزش و اکتساب است و می‌توان ویژگی‌های کار آفرینانه را به افراد آموزش داد نظر شما چیست؟

    ـ در علم مدیریت یک سوال قدیمی وجود دارد که می‌گوید مدیریت ذاتی است یا اکتسابی؛ تا مدت‌ها بحث بر این بود که مدیریت امری کاملا ذاتی است. رهبران مادرزادی رهبر به دنیا می‌آیند، چنین بحثی در کار آفرینی هم مطرح است. عده‌ای معتقدند که کار آفرینان کارآفرین متولد می‌شوند.

    اما در عمل بر اساس تحقیقاتی که طی ۵۰ سال گذشته صورت گرفته است حکایت از موضوع دیگری دارد، همانطور که تحقیقات ثابت نکرده‌اند که مدیریت ذاتی است، در مورد کار آفرینی هم چنین نتیجه‌ی صادق است. هر چند نفی هم نشده که ذاتی نیست، واقعیت این است که می‌توان ویژگی‌های مختلف را به افراد آموزش داد، می‌توان ویژگی‌های کار آفرینی را اکتساب کرد، ۹۰ درصد کار آفرینی از طریق آموزش قابل اکتساب است، حدود ۱۰ درصد می‌تواند ذاتی باشد که این مقدار هم از به محیط و اجتماع مربوط است یعنی فرد در محیطی قرار گرفته که اجازه ریسک کردن و خط پذیری داشته و یا شاهد فعالیت‌های اطرافیان خود در این زمینه‌ها بوده است.

    ▪ موضوعی دیگر که این روزها بحث برانگیز است و شاید به تعاریف متفاوت از کارآفرینی باز می‌گردد، این است که این گونه تصور می‌شود که کار آفرینی مساوی با ایجاد شغل و به قولی اشتغال زایی است اما گمان من این است که کار آفرینی حتی گاهی باعث بیکاری هم می‌شود، نظر شما چیست؟

    ـ قاعدتا بین کار آفرینی و اشتغالزایی ارتباطی وجود دارد، اما این دو مساوی هم نیستند. گاهی ممکن است با شروع یک کسب و کار جدید و یا شرکت جدید چند نوع شغل از بین برود و چندین نفر بیکار شود ، اما گاهی همزمان چندین شغل جدید به وجود می‌آید.

    به طور کلی کار آفرینی الزاما مساوی با شغل آفرینی نیست اما می‌تواند یکی از مزایای آن شغل آفرینی باشد. در عین حال کارآفرینی می‌تواند باعث کاهش اشتغالزایی شود در واقع در برخی موارد کارآفرینی باعث می‌شود تا به جای انجام امور به صورت سنتی و دستی، کاملا مکانیزه شوند، این مساله سبب می‌شود تا چند نفر بیکار شوند، اما در نهایت باعث ارتقا کیفیت کالا و یا خدمات ‌شود که در نهایت باعث و پیشرفت توسعه می‌گردد.

    ▪ ارزیابی شما از شرایط فعلی کار آفرینی در ایران چیست؟

    ـ ما در ابتدای راه نهضت کار آفرینی قرار داریم، باید نگاه بلند مدت به کار آفرینی داشته باشیم در شرایط فعلی محیطی کار آفرینانه در کشور شکل نگرفته است. طبق بررسی‌هایی که انجام داده‌ایم و موانع زیادی بر سر راه کار آفرینان وجود دارد، در عین حال فرصت های بالقوه کارآفرینی زیادی در کشور وجود دارد. از نظر شاخص‌های کار آفرینی آمار قطعی وجود ندارد، پروژه ۲۰۰۸ GEM در ایران در حال اجرا است به همین دلیل به صورت قطعی نمی‌توانیم در این زمینه بحث کنیم.

    ▪ GEM چیست؟

    ـ GEM، دیده‌بان جهانی کارآفرینی، یک کنسرسیوم تخصصی کارآفرینی دانشگاهی است که ایران در مهر ماه سال ۸۶ عضو این سازمان شده است. هدف این کنسرسیوم کشف رابطه بین کارآفرینی و توسعه اقتصادی است. این سازمان به دنبال ارایه شاخص‌ها و استانداردهای جهانی کارآفرینی می‌باشد که با این شاخص‌ها بتوان کشورها مختلف را مقایسه و مطالعه کرد این کنسرسیوم با ۱۰ کشور در سال ۱۹۹۲ شروع به فعالیت کرده و در سال ۲۰۰۷ تعداد اعضای آن به ۴۷ کشور رسیده است.

    ▪ پروژه های گذشته و نتایج آن چگونه بوده است؟

    ـ پروژه GEM هرساله در کشورهای عضو همزمان اجرا می شود. آخرین گزارش GEM مربوط به سال ۲۰۰۷ است.اما از آنجا که ایران در اواسط سال ۲۰۰۷ عضو GEM شده‌است، به همین دلیل مطالعات قبلی در این زمینه وجود ندارد، باید منتظر بمانیم تا شاخص های GEM در ایران در انتهای سال ۲۰۰۸ اعلام شود و بر آن مبنا اقدام نماییم و شرایط را بررسی کنیم.

    البته طبق گزارش که بانک جهانی در سال ۲۰۰۸ در زمینه کسب و کار اعلام کرده است، ایران در میان ۱۷۴کشور حائز رتبه ۱۳۶ بود که نسبت به سال ۲۰۰۷ چهار رتبه تنزل داشته است و این نشان می‌دهد که شرایط بدتر شده است.

    ▪ به هر حال برای اطلاع از مشکلات موجود تابه حال تحقیقی در این زمینه صورت نگرفته تا به چالش ها و موانع کار آفرینی در کشور بپردازد؟

    ـ در این زمینه، تحقیقی را در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران انجام داده‌ایم. بر این اساس از کارآفرینان برتر کشور در رابطه با موانع و چالش‌های توسعه کارآفرینی نظرسنجی کرده‌ایم، در این تحقیق سه موضوع را در زمینه موانع کار آفرینی بررسی کردیم.

    ۱) موانع و عوامل ضد انگیزشی که عمدتا شامل؛ مسائل فرهنگی، اجتماعی و فردی هستند.

    ۲) موانع مربوط به قوانین و مقررات دولتی

    ۳) موانع محیطی کسب و کار در ایران

    در بعد عوامل ضد انگیزشی مواردی مانند خطر از دست رفتن سرمایه (خطر پذیری‌ مالی) وجود داشت، در این شرایط افراد به گمان اینکه در صورت خطر پذیری مالی احتمال بازگشت سرمایه ضعیف است در نتیجه گرایش به سمت کار آفرینی کم می‌شود.

    عامل بعدی در این زمینه عدم تامین مالی کار آفرینان است، فرد کار آفرین ایده دارد اما سرمایه لازم برای ارزش آفرینی را ندارد،در نتیجه آنان که سرمایه دارد ریسک نمی‌کنند و افرادی که می‌خواهند ریسک کنند و کار آفرینی انجام دهند سرمایه ندارند. بوروکراسی حاکم بر ادارات به عنوان یکی از عوامل ضد انگیزشی مطرح بود. بحث فقدان امنیت اجتماعی از نظر کارآفرینانه هم مساله بعدی بود. از دیگر عوامل ضد انگیزشی می‌توان به عوامل فرهنگی هم اشاره کرد، در این بررسی، عوامل فرهنگی را به صورت ریز تحلیل کردیم و متوجه شدیم که شرایط و محیط خیلی مشوق کارآفرینی نیست. متاسفانه در فرهنگ ما، جایی برای مشوق خلاقیت، ایده‌پروری، ریسک‌پذیری نیست.

    در دسته‌بندی مربوط به قوانین و مقررات بیشترین موارد، موانع قانونی ناشی از مقررات بانکی بود. ۷۶ درصد کارآفرینان در این تحقیق اعلام کرده‌اند که با مقررات بانکی مشکل دارند و این قوانین و مقررات مانع توسعه کارآفرینی در ایران است. قوانین مربوط به تجارت، قوانین مربوط به صادرات و واردات، قوانین شهرداری، قوانین محیط زیست و قانون کار عمده‌ترین چالش‌ها و موانع بر سر راه کارآفرینان هستند، مسایلی مثل قوانین مربوط به مالکیت معنوی در رتبه‌های آخر بود.

    درباره محیط کسب وکار،‌ کارآفرینان معتقد بودند که محیط کسب وکار مطلوب نیست و مشوق کارآفرینی نمی‌باشد. به طور کلی مطابق نتایج این تحقیق، نارسائی های محیط کسب و کار برای شرکت های جدید و در حال رشد به ترتیب اهمیت عبارتند از:

    ۱) فقدان زیرساخت‌های تجاری، تخصصی و حرفه‌ای مورد نیازشرکت‌های جدید و در حال رشد؛

    ۲) عدم حمایت هنجارهای اجتماعی و فرهنگی از کارآفرینی؛

    ۳) نبود زیرساخت‌های مناسب فیزیکی برای شرکت‌های جدید و در حال رشد؛

    ۴) فقدان وجود حمایت مالی کافی برای شرکت‌های جدید و در حال رشد؛

    ۵) فقدان یا ناکافی بودن برنامه‌های دولتی برای کمک به شرکت‌های جدید و در حال رشد؛

    ۶) عدم تاکید نظام تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش و آموزش عالی) بر توسعه کارآفرینی؛

    ۷) نبود فضای آزاد بازار برای شرکت‌های جدید و در حال رشد؛

    ۸) فقدان یا ناکافی بودن سیاست‌های دولتی برای شرکت‌های جدید و در حال رشد؛

    ۹) عدم انتقال شایسته نتایج تحقیق و توسعه به شرکت‌های جدید و در حال رشد.

    ▪ ویژگی‌ها و شرایط جامعه با مدل‌ها و الگوهای کارآفرینی چه نسبتی دارند؟

    ـ بهترین روش یا الگوی توسعه کارآفرینی در جامعه وجود ندارد که بتوان آنها را کپی برداری کرد و در یک جامعه دیگری با ویژگی های فرهنگی دیگری بکار برد. اما چهارچوب های کلی که در همه‌ی کشورهای که در توسعه کارآفرینی موفق بوده اند را می توان یافت. یکی از مهمترین عوامل موثر در توسعه کارآفرینی، ایجاد و توسعه شرایط چهارچوب کارآفرینانه (محیط ویژه کسب و کار) می باشد. آنچه که در زمینه محیط کسب و کار در جامعه ما وجود دارد، کمتر از متوسط است، مثلا" از نظر فضای آزاد بازار، ‌که شرکت‌ها بتوانند ایجاد شوند و فعالیت کنند و در فضای رقابتی قرار بگیرند، شرایط مطلوب نیست. کارآفرینان می‌گویند برای ورود به بازار مشکلی ندارند اما برای رقابت با شرکت‌های قدیمی مشکل دارند و شرایط شفاف نیست. به طور کلی در مولفه‌های اصلی کارآفرینی مانند آموزش، نگرش فرهنگی اجتماعی به کارآفرینی، ورود به حوزه کارآفرینی، پشتوانه مالی برای کارآفرینی و.. وضعیت از متوسط کمتر است و مطلوب نیست. نامناسب بودن فضای کسب و کار حکایت از دخالت دولت در بازار، وجود قوانین و مقررات دست و پاگیر، وجود دستگاه‌های نظارتی موازی و متعدد، ریسک بالای فعالیت‌های کسب و کار در ایران دارد. از این رو،‌ دولت‌ها نقش کلیدی در توسعه کارآفرینی ایفا می‌کنند.

    به هر حال،‌ توسعه‌ی کارآفرینی در همه کشورها همواره با موانع جدی مواجه بوده است. از این‌رو، توسعه‌ی کارآفرینی در ایران نیز نیازمند عزم ملی است. توسعه‌ی کارآفرینی به عنوان یک مقوله فرابخشی، می‌بایستی در همه‌ی ارگان‌ها، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و دولتی مورد توجه قرار گیرد.

    ▪ برای اینکه از وضعیت موجود فاصله بگیریم و در کار آفرینی حرفی برای گفتن داشته باشیم، چه اقداماتی صورت گرفته است؟ آیا این اقدامات ثمربخش بوده است؟

    ـ باتوجه به وضع موجود، باید نگاه جامع و بلندمدت به کارآفرینی داشته باشیم، برای نتیجه‌‌گیری خیلی زود است، هر چند برای تعالی و توسعه کارآفرینی در کشور اقدامات مناسبی صورت گرفته است. اقدامات فرهنگی چون؛ برگزاری جشنواره کارآفرینان برتر کشور، راه‌اندازی دانشکده کارآفرینی، دبیرخانه کاراد، پارک‌های علم و فناوری دانشگاه‌ها و تعیین روز ملی کارآفرینی از اقدامات مثبتی است که صورت پذیرفته و زمینه‌ساز حرکت به سوی فرهنگ کارآفرینی محسوب می‌شود.

    باز هم تاکید می‌کنم که در آغاز راه هستیم، در حال حاضر باید به دنبال تربیت و آموزش کارآفرینان و مربیان کارآفرینی باشیم، آموزش‌های کارآفرینی باید کاربردی باشد تا ایده‌ها بتوانند تجاری‌سازی شوند. باید برای نهادینه سازی کارآفرینی در کشور فعالیت‌های بی‌شماری را انجام دهیم.

    ▪ برای اینکه به نهادینه سازی و فرهنگ سازی در کارآفرینی دست بیابیم، چه باید کرد؟

    ـ برای توسعه و نهادینه‌سازی باید از فرهنگ ملی شروع کرد، فرهنگ ملی باید به گونه‌ای ارتقا یابد که خطرپذیری، خلاقیت، تشویق‌کردن، استقلال کاری و .. را تشویق و ترویج نماید. فرهنگ ملی برآوردی از فرهنگ‌ها و خرده فرهنگی‌هایی است که وجود دارد، باید تلاش کرد تا کارآفرینی به فرهنگ خانواده‌های ایرانی نفوذ کند و پذیرفته شود، کارآفرینی باید در مهدکودک‌ها، مدارس و دانشگاه‌ها تدریس شود. باید به جای آموزش "بابا نان داد" به کودکانمان بیاموزیم که "بابا کار می‌کند" ، فرهنگ کار در اسلام تاکید فراوان شده است. در تحقیقی که از دانشجویان کارشناسی صورت گرفته، از هر ۱۵ نفر دانشجو فقط ۴ نفر کار می‌کنند و بقیه کار نمی‌کنند، در حالی‌که در کشورهای دیگر دانشجویان کار می‌کنند و باید هم کار کنند، نه فقط به بهانه کسب درآمد، بلکه برای آشنایی بیشتر با آداب و رسوم کار و تمرین برای فردا.

    باید بازی‌های خلاق را در مهد کودک‌ها و مدارس ترویج کنیم، جشنواره‌ها کارآفرینی را در سطح مدارس برگزار نماییم. در آمریکا از هر ۱۲ فارغ‌التحصیل دانشگاه حداقل یک نفر کسب و کار جدید راه‌اندازی می‌کند، این نتیجه توجه به کارآفرینی و فرهنگ سازی در جامعه است.

    در فرهنگ سنتی ما، بسیاری از آموزه‌های کارآفرینی وجود دارد، اما مدتی است که به فراموشی سپرده شده؛ تا همین چند سال پیش دانش‌آموزان در تابستان‌ها و حتی اوقات فراغت به شغل پدر می پرداختند یا کاری انجام می‌دادند و مهارتی می‌آموختند، اما این روزها به جای تشویق فرزندانمان به کار و تلاش، آنان را به کلاس‌های شنا و دیگر اقدامات صرفا سرگرم کننده تشویق می‌کنیم ،که همین مساله باعث می‌شود تا فرصت تجربه‌اندوزی آنان را از بین ببریم و در نهایت باعث می‌شویم تا فضای دیگری را تجربه نمایند،چنین شرایطی برای نسل آینده مناسب نیست، شرایط به گونه‌ای است که والدین حتی در دوران دانشگاه ،در انتخاب واحد هم به فرزندانشان کمک می‌کنند! با این شرایط نمی‌توان کارآفرینی را گسترش داد و به فکر آینده بود.

    ▪ به نکات جالب توجهی اشاره کردید، رسانه‌ها در ترویج و نهادینه کردن کارآفرینی چه نقشی دارند؟

    ـ در بررسی‌هایی که دیده‌بان جهانی کارآفرینی(GEM) انجام داده است، به این نتیجه رسیده‌اند که هر چه توجه رسانه‌ای به کارآفرینی بیشتر باشد، تمام شاخص‌هایی کارآفرینی در بالاترین سطح قرار می‌گیرد. با تبلیغ و ترویج کارآفرینی و معرفی کارآفرینان برتر، در رسانه های عمومی قصد کارآفرینانه در جامعه افزایش یافته است. لذا رسانه‌ها، نقش کلیدی در توسعه و فرهنگ کارآفرینی در جامعه دارد، ابزار فرهنگ‌سازی، رسانه است.

    ▪ نقش رسانه‌ها را در این زمینه چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    ـ حضور شما در این محل و برگزاری چنین جلسه‌ای خود نشان از توجه رسانه به بحث کارآفرینی است،اما به هرحال توجه به کارآفرینی کم است. باید بیشتر از این به مقوله کارآفرینی توجه کرد، به همین منظور باید در سیاست‌های رسانه‌ای مرتبط با کارآفرینی تجدید نظر شود. توجه به کارآفرینی نباید مقطعی باشد بلکه می‌بایست یکی از اهداف رسانه‌ها ترویج کارآفرینی باشد.صدا و سیما باید در تولید و ساخت برنامه‌ها و فیلم‌ها، جایی را برای کارآفرینی و خلاقیت باز کنند. به گمان من؛‌ جای خالی تولیدات رسانه‌ایی مرتبط با کارآفرینی و خلاقیت در سینما و رادیو و تلویزیون کاملا" مشهود است.

    ▪ مقام معظم رهبری سال ۸۷ را سال نوآوری و شکوفایی نام‌گذاری کردند، از آنجایی که کارآفرینی با نوآوری ارتباط مستقیم دارد و در نهایت موجب شکوفایی می‌گردد، به نظر شما چه ارتباطی بین کارآفرینی و این نامگذاری وجود دارد و چه بهره‌ای می‌توان از نامگذاری برد؟

    ـ کارآفرینی، پلی است که نوآوری را به شکوفایی و رشد و توسعه تبدیل می‌کند. از این نامگذاری برای توسعه کارآفرینی می‌توان بهره‌های فراوانی برد.می‌توان برای نهادینه شدن کارآفرینی در کشور ، ترویج خلاقیت و نوآوری از این فرصت و تدبیر رهبر معظم انقلاب استفاده کرد.

    همین تکرار و تبلیغ این نام در جامعه، خود باعث ترویج نوآوری و شکوفایی می شود و در واقع نسلی از جامعه خود را با این مفاهیم درگیر خواهند کرد و آن را به کار خواهند بست.

    ▪ با فرض برطرف شدن موانع و چالش‌های بر سر راه ترویج کارآفرینی، پیامدهای توسعه کارآفرینی در جامعه چه خواهد بود؟

    ـ اولین پیامد، ارتقا روحیه نشاط و نوآوری در کشور است، از مشکلات بیکاری کاسته می‌شود، کارآفرینی، امید را در دل مردم افزایش می‌دهد، از بار مسئولیت‌های فراوان دولت می‌کاهد، فرهنگ کار و گرایش به کار کردن را نهادینه می‌کند و از معضلات اجتماعی چون اعتیاد، بزهکاری و... جلوگیری می‌نماید، در حوزه اقتصاد باعث توسعه و تولید ثروت می‌شود. در یک کلام موجب توسعه پایدار می‌گردد.

    رضا پیرهادی
    خبرگزاری فارس



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    کلید طلایی موفقیت

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    نگاهی آماری به کارآفرینی بومی سازی الگو های کار آفرینی

    نگاه به آمارهای کلان کارآفرینی در کشورهای مختلف جهان و روند تغییر فعالیت های کارآفرینان طی سال های اخیر بصیرتی خاص را برای سیاستگذاران پدید می آورد که با بهره گیری از این اطلاعات و آگاه شدن از روندهای یاد شده سیاستگذاری دقیق تری انجام خواهند داد. در مقاله حاضر آمار و وضعیت فعالیت های کارآفرینی در ۳۷ کشور جهان که حدود ۶۵ درصد جمعیت جهان را تشکیل می دهند مطرح می شود و در پایان توصیه هایی برای برنامه ریزان مطرح می شود.

    آمارها نشان می دهد در سال ۲۰۰۷ در سرتاسر جهان حدود ۵۴۰ میلیون نفر در فعالیت های کارآفرینانه مشارکت داشتند. در ۳۷ کشور صنعتی و در حال توسعه ۹۲ درصد تولید ناخالص داخلی حاصل این نوع فعالیت هاست. در این کشورها در حال حاضر حدود ۳۱۰ میلیون کارآفرین مشغول فعالیت هستند که تقریبا ۱۴ درصد جمعیت ۱۸ تا ۶۴ ساله را در این ۳۷ کشور تشکیل می دهند.

    واقعیت این است که میزان فعالیت های کارآفرینی در کشورهای مختلف بر مبنای ویژگی های جمعیتی و اقتصادی بسیار متفاوت است. برای مثال در ژاپن، روسیه و بلژیک تنها سه درصد افراد ۱۸ تا ۶۴ ساله به فعالیت های یاد شده اشتغال داشتند در حالی که در هند و تایلند این رقم ۱۸ درصد است. در تحقیقی که از سوی دانشگاه های اروپایی انجام شده مشخص شد میزان فعالیت های کارآفرینی در کشورهای توسعه یافته آسیایی (ژاپن، هنگ کنگ، چین تایپه و سنگاپور) و اروپای مرکزی (روسیه، کرواسی، لهستان، اسلوونی و مجارستان) بسیار پایین است. پس از این کشورها استرالیا، کانادا، نیوزیلند، آفریقای جنوبی و ایالات متحده قرار دارند. سپس نوبت به کشورهای آمریکای لاتین یعنی آرژانتین، برزیل، شیلی و مکزیک می رسد. بالاترین میزان کارآفرینی در کشورهای در حال توسعه آسیایی یعنی چین، کره، هند و تایلند مشاهده می شود.

    از سوی دیگر مشاهده می شود که طی پنج سال گذشته میزان فعالیت های یاد شده در هر یک از ۳۷ کشور مورد مطالعه رشد کرده است زیرا نگاه دولت ها به مقوله کارآفرینی تغییر کرده و پیشرفت های تکنولوژیک نیز زمینه را برای این فعالیت ها فراهم کرده است. درباره انگیزه های کارآفرینی، تحقیقات نشان می دهد در این کشورها دو سوم افراد به شکل داوطلبانه نه از سراجبار و صرفاً با مشاهده فرصت های تجاری مناسب و سودده وارد این وادی شده اند اما یک سوم دیگر به اجبار یعنی به این علت که شغل مناسب دیگر نیافته اند به کارآفرینی روی آورده اند. کارآفرین های گروه اول بیشتر در کشورهای توسعه یافته مشاهده می شوند در حالی که گروه دوم حدود نیمی از کارآفرین ها را در کشورهای در حال توسعه تشکیل می دهند.

    نکته دیگر که در این بررسی ها مشاهده شد این است که سن و جنس رابطه ای ثابت با فعالیت های کارآفرینانه دارد. برای مثال احتمال ورود مردان به این حوزه دو برابر زنان است و افراد ۲۵ تا ۴۴ ساله بیش از دیگر گروه های سنی به کارآفرینی اقدام می کنند. انگیزه زنان و مردان نیز باهم تفاوت دارد. برای مثال در کشورهای توسعه یافته زنان هنگامی که تساوی فرصت های شغلی را می بینند به کارآفرینی تشویق می شوند در حالی که در کشورهای در حال توسعه زنان به سبب فقدان شغل و کم بودن سطح تحصیلات به کارآفرینی در ابعاد محدود می پردازند.

    درباره ساختار فعالیت های کارآفرینی محققان به این نتیجه رسیده اند که تقریباً در تمام بخش های اقتصادی این نوع فعالیت ها وجود دارد اما ۹۳ درصد کارآفرین ها در حوزه هایی وارد فعالیت می شوند که از پیش وجود داشته است و تنها هفت درصد به فعالیت در حوزه های جدید پرداختند که بازاری جدید به وجود آورده اند. از سوی دیگر کسب و کارهای یاد شده عمدتاً حداکثر ۲۰ نفر را به کار مشغول کردند.شواهد نشان می دهد میزان کارآفرینی تاثیر بسیار بالایی در رشد اقتصادی کشورها دارد. در کشورهایی که از دو دهه پیش سیاست های دولت به تشویق کارآفرینی کمک کرده، فرهنگ حاکم بر جامعه به گونه ای تغییر کرده که زمینه ها از هر جهت برای این نوع فعالیت ها آماده شده است. به سبب وجود این زمینه ها بخش آموزش نیز اصلاح شده و نوعی ارتباط عمیق بین فعالیت های اقتصادی و مراکز آموزشی به وجود آمده است.

    طی سال های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ تقریباً ۹۷ میلیارد دلار به شکل سرمایه گذاری در کارآفرینی در ۳۷ کشور مورد تحقیق اختصاص یافته است این در حالی است که تامین سرمایه به شکل غیررسمی حدود شش برابر این میزان یعنی ۵۹۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است. از سوی دیگر تحقیقات نشان می دهد، دسترسی کسب و کارهای تازه تاسیس به منابع مالی غیررسمی بسیار بیشتر از دسترسی به منابع رسمی نظیر وام های بانکی است.

    این امر نشان می دهد به ویژه در کشورهای در حال توسعه تسهیل دسترسی به وام های بانکی از بهترین اقداماتی است که دولت ها برای تشویق کارآفرینی می توانند انجام دهند.تحقیقات اخیر نشان می دهد، شرایط ساختار کارآفرینی ملی یعنی

    ۱) میزان باز بودن بازار یعنی دسترسی کارآفرین ها به بازار و کیفیت قوانین ضدانحصار،

    ۲) سطح تحصیلات کارآفرین ها،

    ۳) ظرفیت جمعیت و مهارت های مردم برای ورود به حوزه کارآفرینی،

    ۴) کیفیت قوانین حفاظت از حقوق معنوی،

    ۵) کیفیت حمایت دولت و نهادهای عمومی از کارآفرینی

    ۶) حمایت از کارآفرینی زنان عواملی هستند که به حرکت سرمایه گذاری ها به سوی تامین مالی کسب و کارها و کارآفرینی تاثیر مستقیم دارند. این عوامل همچنین بر رشد اقتصادی کشور ها موثر است.البته از آنجا که عوامل موثر بر رشد اقتصاد بسیار متنوع و پیچیده هستند تعیین دقیق میزان تاثیر کارآفرینی به رشد اقتصاد دشوار است. این یک واقعیت است که کارآفرین ها در تمام کشورها از الگویی واحد در زمینه فعالیت کارآفرینی استفاده نمی کنند.

    برای مثال سنگاپور و هنگ کنگ به جای تاکید بر کارآفرینی در حوزه صنعتی بر تجارت تاکید دارند زیرا شرایط جغرافیایی و ساختار نیروی کار آنها چنین اقتضایی دارد. در حال حاضر ارزش صادرات و واردات سنگاپور و هنک کنگ چند برابر تولید ناخالص داخلی آنهاست و رشد ملی آنها تا اندازه زیادی به تحولات در ساختار تجاری جهان وابسته است اما در مجموع می توان گفت، هیچ کشوری در جهان وجود ندارد که در آن فعالیت های کارآفرینی بسیار زیاد اما رشد اقتصادی آن پایین باشد اما نکته بسیار مهم این است که فعالیت کارآفرینی به خودی خود منبعی برای رشد اقتصادی نیست برای آنکه کارآفرین ها به رشد اقتصاد کشورشان کمک کنند باید شرایط کلی و کلان اقتصادی، مقررات و قوانین و جو تجاری مساعد باشد. می توان گفت، اگر ساختار اقتصاد و بازار در یک کشور برای رشد اقتصادی مساعد باشد، رشد فعالیت های کارآفرینی حرکت به سوی رونق اقتصادی را تسریع و تسهیل خواهد کرد. در ادامه رئوس نتایج تحقیقات آماری مطرح می شود:

    ۱) میزان کارآفرینی در هر کشور بازتابی از شرایط عمومی اقتصاد کلان است و با تغییر در تولید ناخالص داخلی تغییر می کند. در این زمینه فرهنگ و نهادهای اجتماعی نیز موثر هستند.

    ۲) تنها هفت درصد از کسب و کارهای جدید زمینه به وجود آمدن بازارهای نو و خدمات و کالاهای جدید را فراهم می کنند. بخش بزرگی از این هفت درصد در کشورهای توسعه یافته هستند. ۹۳ درصد کسب و کارها صرفاً همان کالاها و خدماتی را که موجود هستند تولید می کنند.

    ۳) شرکت های جدید با پتانسیل بالا یعنی شرکت هایی که از تکنولوژی های جدید استفاده می کنند بیشترین امکان را برای ایجاد شغل دارند اما تعداد آنها بسیار کم است. همچنین شرایط حاکم بر فعالیت آنها نیز باشرایطی که دیگر شرکت های جدید و متعارف دارند تفاوت دارد. این نوع شرکت ها در کشورهای توسعه یافته بیشتر فعالیت می کنند.

    ۴) ارتباطی مستقیم بین میزان فعالیت های کارآفرینی و رشد اقتصادی کشورها وجود دارد. نکته جالب توجه اینکه تاثیر تاسیس شرکت های جدید دو سال بعد در ارقام تولید ناخالص داخلی مشاهده می شود.

    ۵) فرهنگ های سازگار با کارآفرینی، سیاست های مناسب دولت ها و وجود دوره ها و دروس کارآفرینی در ساختار آموزشی کشورها و حمایت مالی از کارآفرینی از مهم ترین عوامل تشویق کارآفرینی هستند و تقریباً در تمام کشورها از اهمیت یکسانی برخوردارند.

    ۶) اکثر کسب و کارهای جدید و کارآفرین یا تحت مالکیت یک خانواده یا در مالکیت یک شخص هستند. در بسیاری از کشورها این وضعیت موانعی را برای دسترسی به منابع مالی رسمی نظیر وام های بانکی پدید می آورد. بدین ترتیب ضروری است دولت ها در این نوع کشورها با اصلاح قوانین بانکی ترتیبی دهند که حمایت مالی مناسب از کسب و کارهای جدید به ویژه طی سه سال نخست فعالیت صورت پذیرد. تحقیقات نشان می دهد به طور متوسط میزان تامین مالی از منابع غیررسمی شش برابر میزان تامین مالی از سوی نهادهای رسمی نظیر بانک هاست.صرف نظر از عوامل مشترک تاثیرگذار بر فعالیت های کارآفرینی تحقیقات نشان می دهد این فعالیت ها به ویژه در کشورهایی تاثیرات بزرگ بر اقتصاد داشته که نوعی بومی سازی در ساختار کارآفرینی صورت گرفته است. این بدان معناست که هر کشور باید بر مبنای مولفه های اقتصاد داخلی و محیط اقتصادی و تجاری منطقه ای که در آن قرار دارد برای کارآفرین ها الگوی فعالیت متناسب ارائه دهد.

    محمدعلی آذری نیا
    منابع: گلوبال اینترپرونور،شیپ مانیتور و دانشکده علوم تجاری لندن
    مرکز توسعه کارآفرینی



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    بیل گیتس چگونه بیل گیتس شد؟

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    بیل گیتس را باید رهبر کارآفرینان دیجیتالی جهان دانست. ویلیام هنری گیتس سوم مشهور به بیل گیتس، در ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ در سیاتل، مرکز ایالت واشنگتن آمریکا به دنیا آمد.

    بیل گیتس را باید رهبر کارآفرینان دیجیتالی جهان دانست. ویلیام هنری گیتس سوم مشهور به بیل گیتس، در ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ در سیاتل، مرکز ایالت واشنگتن آمریکا به دنیا آمد. گیتس در خانواده‌ای به دنیا آمد که از تاریخی غنی از تجارت و سیاست و خدمات اجتماعی سرشار بود. پدر پدربزرگش شهردار و نماینده مجلس ایالتی بود، پدربزرگش معاون رئیس کل یک بانک ملی و پدرش ویلیام هنری گیتس دوم وکیل دادگستری و یکی از اعضاء هیئت مدیره United Way International بود که در امور خیریه نیز فعالیت داشت.

    بیل گیتس در این خانواده و در کنار دو خواهر خود رشد کرد. گیتس در کودکی بیشتر وقت خود را در کنار مادربزرگ خود گذراند و از او تأثیر بسیار گرفت. از اول زندگی‌اش، جاه‌طلبی و بلندپروازی و حس رقابت از او می‌بارید؛ همان‌ عواملی که نیاکانش را به بالاترین مدارج حرف‌هایشان رسانده بود. در دبستان به سرعت از همسن و سالانش در تمام دروس به ویژه ریاضیات و علوم جلو افتاد. والدینش که این وضعیت را دیدند، او را در یک مدرسه معروف به نام لیکساید ثبت‌نام کردند.

    در همین جا بود که هسته اولیه مایکروسافت شکل گرفت. قضیه از آن‌جا شروع شد که در بهار ۱۹۶۸ مدرسه تصمیم گرفت که دانش‌آموزان را با پدیده‌ای جدید که تازه داشت در دنیا شکل می‌گرفت، یعنی رایانه، آشنا کند. رایانه‌ها هنوز بزرگ‌تر و گران‌تر از آن بودند که مدرسه بتواند یکی از آنها را بخرد. برای همین مدرسه یک صندوق گذاشت و گفت که برای اجاره یک سال رایانه کمک کنید. پول زیادی بیشتر از هزینه اجاره یک سال جمع شد. اما مدرسه، جذابیت این غول الکترونیکی را برای ‌بچه‌ها دست‌کم گرفته بود. این بچه‌ها، بیل گیتس، پل آلن که دو سال از گیتس بزرگ‌تر بود و چند تای دیگر از رفقا بودند که همه الان برنامه‌نویسان ارشد مایکروسافت هستند. آنها روز و شبشان را توی اتاق رایانه مدرسه می‌گذراندند. خیلی نگذشت که معلمان از دست آنها شاکی شدند. آنها نه درس می‌خواندند و نه مشق می‌نوشتند. بدتر از همه این‌که تمام زمان اجاره رایانه را تنها در عرض چند هفته تمام کردند. در پائیز ۱۹۶۸ شرکت مرکز رایانه (Computer Center) دفتری در سیاتل باز کرد. بچه یکی از کارمندان ارشد این شرکت در مدرسه لیک ساید درس می‌خواند. برای همین، این شرکت، رایانه‌ای را با زمان محدود در اختیار این مدرسه قرار داد. گیتس و بقیه بچه‌ها به سرعت سراغ این رایانه رفتند. هکرهای جوان چند بار دزدکی وارد سیستم شدند و نرم‌افزارهای امنیتی آن را خراب کردند. بدتر از همه این‌که فایل‌هائی را که زمان استفاده آنها از رایانه در آن ثبت شده بود، دستکاری می‌کردند. اما گند قضیه درآمد و شرکت هم آنها را از استفاده از رایانه محروم کرد. اما مخ صاحبان این شرکت کار می‌کرد. آنها گیتس و آلن را استخدام کردند. اواخر ۱۹۶۸ بود که بیل گیتس، پل آلن و دو نفر دیگر، گروه برنامه‌نویسان لیک ساید را تشکیل دادند. آنها که حالا سرشان به سنگ خورده بود، تصمیم گرفتند به‌جای هک، یک کار درست و حسابی بکنند. شرکت مرکز رایانه هم از آنها خواست که حالا که به اشکالات امنیتی رایانه ما پی بردید، آنها را درست کنید. در عوض، آنها وقت نامحدودی را می‌توانستند با این رایانه سر کنند.

    برای آنها واقعاً اغواکننده بود. اواخر سال ۱۹۶۹ شرکت مرکز رایانه دچار مشکل مالی شد و بچه‌های گروه برنامه‌نویسی لیک ساید باید جل و پلاسشان را جمع‌ می‌کردند. آنها با هر تقلائی بود، یک رایانه در دانشگاه واشنگتن، جائی که پدر پل آلن کار می‌کرد، پیدا کردند. گروه دوباره تشکیل شد و اولین سفارش‌اش را گرفت: نوشتن یک برنامه برای لیست حقوق یک شرکت. پائیز سال ۱۹۷۳ گیتس توانست وارد دانشگاه هاروارد شود. اما قلبش را بیرون دانشگاه کنار رایانه‌اش جا گذاشته بود. گیتس که شب تا صبحش کنار رایانه و با پل آلن می‌گذشت، صبح تا شب سر کلاس در حال چرت بود. او در هاروارد با استیو بالمر (Steve Ballmer) که در حال حاضر رئیس قسمت اداری مایکروسافت است آشنا شد. بالاخره پل آلن، او را راضی کرد که آنها باید یک شرکت مستقل رایانه‌ای بزنند. اما بیل گیتس مردد بود که دانشگاه را کنار بگذارد یا نه. تا این‌که یک روز پائیزی ۱۹۷۴، آلن طرح جلد مجله پاپیولار الکترونیکس را دید: آلتیر ۸۰۸۰، نخستین ابزار میکرورایانه‌ای دنیا با مدل‌های بازرگانی دست و پنجه نرم می‌کند. بعدازظهر همان روز گیتس و آلن دو جوان آس و پاس و علاف که روزشان را با رایانه می‌گذراندند، تصمیمشان را گرفتند: ما بازار رایانه‌های خانگی را به‌دست می‌گیریم. چند روز بعد، گیتس با شرکت MITS تماس گرفت و گفت که برای رایانه آلتیر یک نرم‌افزار به نام بیسیک نوشته است. اما فقط خودش و آلن می‌دانستند که این لافی بیش نبوده. آنها حتی یک خط برنامه هم ننوشته بودند. آنها حتی یک آلتیر ۸۰۸۰ را هم ندیده بودند. از وقتی که شرکت چراغ سبز به آنها نشان داد تا روزی که آخرین خط برنامه بدون Error اجرا شد، فقط ۸ هفته طول کشید. اما نکته جالب این بود که آنها این برنامه را با رایانه مدرسه لیک ساید نوشته بودند و حالا برنامه داشت روی یک آلتیر ۸۰۸۰ بدون کوچک‌ترین اشتباهی کار می‌کرد. آلن آن موقع برای اولین بار تازه یک آلتیر ۸۰۸۰ را از نزدیک می‌دید! آلن حقوق برنامه Basic را به MITS فروخت و بیل گیتس هم رسماً از دانشگاه انصراف داد. آنها داشتند نخستین سنگ بنای نرم‌افزارهای رایانه‌های خانگی را پی‌ریزی می‌کردند. بیل گیتس در سال ۱۹۷۵ به همراه دوست دوران کودکی خود پل آلن شرکت کوچکی به نام مایکروسافت با شعار ”در هر خانه یک رایانه“ ایجاد کرد. مایکروسافت انواع زبان‌های برنامه‌سازی را برای رایانه‌های مختلف تولید می‌کرد. در آن زمان مایکروسافت فقط ۴۰ کارمند داشت که شبانه‌روز به شدت کار می‌کردند و کل فروش آن فقط ۴,۲ میلیون دلار در سال بود. در سال ۱۹۸۰ شرکت آیبیام برای این‌که از بازار رایانه‌های شخصی عقب نماند تصمیم گرفت تا رایانه خود را که PC نام گرفت و رایانه‌های امروزی نیز مبتنی بر آن هستند، بسازد و وارد بازار کند.

    آ‌ی‌بی‌ام تصمیم گرفت تا کار نرم‌افزار آن را به عهده شرکت دیگری بگذارد. این بود که شاهین خوشبختی بر دوش مایکروسافت نشست و آی‌بی‌ام قراردادی با شرکت کوچک مایکروسافت بست تا نرم‌افزارهای سازگار با رایانه‌های شخصی آی‌بی‌ام تولید کند. طبق آخرین آمار بیش از ۹۵ درصد از دارندگان رایانه‌های شخصی در سراسر جهان از محصولات مختلف گیتس با بیش از ۵۰ میلیارد دلار، ثروتمندترین مرد دنیا شناخته شده است. او این مقام را چندین سال است که حفظ کرده. یکی از دلایل موفقیت مایکروسافت به گفته خود گیتس استخدام افراد باهوش در این شرکت است. گیتس زمانی که فقط ۱۹ سال داشت مایکروسافت را مدیریت می‌کرد. او به‌قدری کار می‌کرد که حتی گاهی چند روز محل کار خود را ترک نمی‌کرد و به همراه کارمندان خود به سختی بر روی پروژه‌های مختلف و سفارش مشتریان کار می‌کرد. گیتس در سال ۱۹۹۴ با ملیندا فرنج گیتس ازدواج کرد که حاصل آن یک دختر (متولد سال ۱۹۹۶) و یک پسر (متولد ۱۹۹۹) بوده است. بیل گیتس راه مادر خود را ادامه داد و به همراه همسر خود چندین مؤسسه خیریه در سراسر دنیا تأسیس کرد. هم‌اکنون بیل گیتس همراه همسر و فرزندان خود در شهر سیاتل ساکن است. در حال حاضر مایکروسافت با بیش از چهل هزار کارمند در شصت کشور جهان و با درآمد خالص ۳,۲۵ میلیارد دلار در پایان سال مالی ۲۰۰۱ یکی از موفق‌ترین شرکت‌های ایالات متحده آمریکا و یکی از راهبران صنعت رایانه می‌باشد.

    منبع: سایت همایش ملی کارآفرینی دیجیتالی
    ماهنامه اقتصاد خانواده



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    نوآوری انقلاب گونه سکوی پرتاب کارآفرین ها

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    حتی پیچیده ترین شغل ها که تصور می شد به حضور نیروی انسانی کاملاً وابسته باشند نظیر تدریس در دانشگاه و طراحی نرم افزار نیز به تدریج در فهرست قربانیان تکنولوژی جدید قرار می گیرند زیرا سامانه های آموزش تمام رایانه ای می توانند جایگزین نیروی انسانی در کادر علمی دانشگاه ها شوند.

    مدت هاست این پرسش مطرح است که آیا دوران شغل های سنتی و حتی صنایع پیشین به پایان رسیده است یا نه. پاسخ این پرسش را با یک بله یا نه نمی توان داد زیرا از یک سو جوامع به شغل های سنتی و نیز روندهای پیشین احتیاج دارند و به همین دلیل نیز آنها وجود خواهند داشت و از سوی دیگر ظهور مکرر تکنولوژی های جدید که همه چیز را دگرگون می کنند هر روز فرصت ها را از شغل های سنتی می گیرند. مشاهده می شود که ظهور تکنولوژی های جدید به سریع تر و ساده تر شدن انجام کارها منجر شده است. برای کارآفرین ها، این پدیده که طی دهه های آینده نیز ادامه خواهد داشت هم فرصت و هم تهدید محسوب می شود. هم اکنون مشاغل خدماتی در معرض حملات تازه تکنولوژی قرار دارند. برای مثال بلیت فروش ها در مترو و فرودگاه، منشی ها و حتی مدیران میانی را می توان حذف کرد و به جای آنها از دستگاه پیچیده یا نرم افزارهای تصمیم گیری استفاده کرد.

    حتی پیچیده ترین شغل ها که تصور می شد به حضور نیروی انسانی کاملاً وابسته باشند نظیر تدریس در دانشگاه و طراحی نرم افزار نیز به تدریج در فهرست قربانیان تکنولوژی جدید قرار می گیرند زیرا سامانه های آموزش تمام رایانه ای می توانند جایگزین نیروی انسانی در کادر علمی دانشگاه ها شوند. البته این جملات به معنای حذف کامل عامل انسانی نیست اما کارآفرین هایی که مدتی است فعالیت خود را آغاز کرده یا در آستانه شروع فعالیت هستند، با دقت در تحولات در حوزه های مختلف می توانند ساختار تولید و نیروی انسانی خود را به گونه ای تدوین کنند که بیشترین سازگاری را با تحولات جاری داشته باشد. از سوی دیگر این تحولات حاوی ایده های جذاب و سودده برای کارآفرین های بالقوه و سرمایه گذاران است. کارشناسان معتقدند موج جدید تکنولوژی ابتدا در کشورهای پیشرفته و سپس در کشورهای در حال توسعه ساختار نیروی کار را به شدت دگرگون خواهد کرد.

    به عبارت دیگر اقتصاد جهان در آ ستانه انقلابی جدید است که در آن نه تنها ساختار تقسیم بین المللی کارها بلکه وضعیت شغل ها در داخل کشورها نیز دگرگون می شود. در این میان بدون تردید کارآفرین هایی که بهترین و بیشترین استفاده را از ابزارهای جدید می کنند به مزیت رقابتی بسیار بالایی دست می یابند. از آنجا که کارآفرینی ستون فقرات اقتصاد جدید است کشورهایی که بیشترین تعداد کارآفرین با ویژگی های یاد شده را دارند در عرصه کلان و جهانی نیز بسیار موفق تر از دیگر کشورها خواهند بود. - نوآوری انقلاب گونه مفاهیم موجود در نوآوری انقلاب گونه ابزارهای قدرتمندی برای شناسایی فرصت های مناسب و پرسود هستند. منظور از نوآوری یا تکنولوژی انقلاب گونه آن دسته از نوآوری ها و تکنولوژی هایی است که شیوه های تولید را در سطحی وسیع دگرگون می کند و با گسترش آن مجموعه ای عظیم از شغل ها نابود و مجموعه های جدیدی به وجود می آید.

    کارآفرین هایی که منبع این نوآوری ها هستند یا سریعاً از آنها در ادامه فعالیت استفاده می کنند، می توانند به ادامه بقای کسب و کار خود امیدوار باشند. تا چند دهه پیش سرعت ظهور تکنولوژی های جدید بسیار اندک بود بنابراین توسعه اقتصادی کمتر به هوشیاری و شعور خودآگاه فرد وابسته بود اما با گسترش تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات، ظهور موج های جدید صنعتی و تشدید رقابت های بین المللی، نقش افراد در تحولات تکنولوژیک و توسعه اقتصادی هر روز بیشتر می شود. یکی از ویژگی های جدید بازار کالا در جوامع پیشرفته، تمایل روزافزون افراد به کار مستقل اقتصادی یا کارآفرینی است. این پدیده برای دولت ها فرصت بسیار مناسبی جهت توسعه اقتصادی از طریق تسهیل فرآیند کارآفرینی پدید آورده است. شغل های آینده ممکن است کاملاً جدید یا شکل ارتقا یافته شغل های پیشین باشند اما در آنها حتماً از تکنولوژی های جدید، بیشترین استفاده خواهد شد. کارآفرین های بالقوه برای داشتن حداکثر انعطاف در برابر تحولات آینده که البته از پیش آغاز شده باید به نکات زیر توجه کنند:

    ۱) باید بدانید کدام یک از مهارت های ضروری برای کسب و کار آینده یعنی اکتشاف، خلاقیت، نوآوری و... را بهتر می توانید در خود ایجاد کنید. فعالیت کارآفرینی خود را حول همین نقطه قوت تاسیس کنید. اگر چه دانش تخصصی یعنی تحصیلات دانشگاهی هنوز هم بسیار مهم است اما بدون مهارت های یاد شده ادامه فعالیت شما در دنیای پرتحول کنونی با خطراتی مواجه خواهد بود.

    ۲) حوزه تمرکز فعالیت خود را مشخص کنید. برای این منظور باید بدانید نیازهای آینده بشر در حوزه های مختلف چه خواهد بود. در حقیقت این مرحله، مرحله درک فرصت های کارآفرینی برای آینده است. قبل از هر گونه برنامه ریزی، شرکت ها باید فرصت های آتی را تشخیص دهند. یکی از راه های تشخیص، مطالعه درباره بازارهایی است که عرضه کالا یا خدمت در آنها با محدودیت ذاتی مواجه است. برای مثال در ایالات متحده ۴۶ میلیون نفر فاقد بیمه خدمات درمانی هستند. این بازار به وضوح پتانسیل رشد دارد و اگر راهی موثر برای تامین این خدمات پیدا شود،کارآفرینی در این حوزه طی چند دهه آینده مسلماً سودده خواهد بود. کارآفرینی شبیه بازی هاکی روی یخ است. برای کسب حداکثر سود نباید به دنبال توپ بروید ،یعنی کاری که همه بازیکنان انجام می دهند بلکه باید جایی قرار گیرید که توپ در حال حرکت به آن سو است. تحقیقات نشان می دهد حداکثر سود تجاری نصیب شرکت یا شرکت هایی می شود که اولین بازیگران در حوزه ای خاص بوده اند. به تدریج که بازار بزرگ تر و تعداد نقش آفرین ها بیشتر می شود سود هر شرکت فعال در این حوزه کمتر و سپس حلقه تکرار می شود یعنی تعداد محدودی از شرکت ها بازار جدیدی به وجود می آورند و هنگامی که همه به آن حوزه هجوم می آورند شرکت های یاد شده سود اصلی را نصیب خود کرده و از بازار خارج می شوند.

    اینجاست که اهمیت انتخاب صحیح حوزه فعالیت مشخص می شود. ۳- فعالیت کارآفرینی شما باید نیازی مداوم و تکرارشونده ازمشتری ها را تامین کند البته شرط اصلی این است که شیوه تولید شما با ظهور تکنولوژی جدید منسوخ نشود زیرا در این حالت حتی وجود نیاز تکرارشونده مشتری ها نیز نمی تواند به ادامه فعالیت شما کمک کند. برای آنکه بیشترین انعطاف را در این زمینه داشته باشید باید همواره در جریان آمار و اطلاعات و روندهای جدید مصرف و تولید و نیز تکنولوژی های روز جهان باشید. همچنین آگاهی از قوانین جدید که از ورود برخی کالاها جلوگیری می کند یا ورود بعضی کالاها و خدمات را آزاد می کند ،ضروری است. ۴- پس از طی این مراحل ضروری است تحولاتی را در ساختار داخلی کسب و کار خود به وجود آورید. شغل فعلی را تا جایی که امکان دارد خودکار کنید. نرم افزارهای جدید می توانند کاری را که چند نیروی کار انجام می دهند بدون هزینه ثانوی انجام دهند.

    اقدام دیگر تقویت قابلیت های مهم در نیروی انسانی از جمله نوآوری و خلاقیت، بهره وری و کارایی است. کسب و کار شما از بخش های مختلف تشکیل شده و مسلماً می توان در برخی از آنها خلاقیت بیشتری به خرج داد. از خود بپرسید چرا بعضی بخش ها درست کار نمی کنند و برای تغییر وضعیت کنونی چه می توان کرد.ویژگی بسیار جالب خلاقیت و نوآوری این است که همه می توانند تکنیک های آن را بیاموزند. اقدام بعدی تشکیل تیمی مناسب برای تهیه فهرستی از ایده های خلاق است. هدف این تیم تدوین برنامه مفصل تجاری برای هر یک از این ایده ها نیست. آنها صرفاً ایده ها را یادداشت می کنند. این ایده ها یا کاملاً جدید هستند یا کمک می کنند مشکلات حل شوند. این تیم همچنین باید فهرستی از ظرفیت ها و نقاط ضعف شرکت تهیه کند و به این پرسش ها پاسخ دهد. شرکت چه توانایی ها و ظرفیت هایی دارد که می تواند از آنها برای ایجاد فرصت های جدید تجاری استفاده کند؟ شرکت باید چه مسوولیت هایی را انجام دهد؟ هدف از این پرسش ها این است که مدیران متوجه شوند آیا ظرفیت هایی وجود دارد که بتوان از آنها برای ایجاد فرصت های نو استفاده کرد. تحلیل نهایی باید درباره روندهای موجود و در حال شکل گیری در فضای تجاری و صنعتی اختصاص پیدا کند. فهرستی که در نهایت تیم ارائه می دهد باید شامل ۱۵ تا ۲۰ فرصت بالقوه باشد که درباره هر یک دو تا سه جمله نوشته شده باشد.

    مشتری های جدید، مسوولیتی که باید انجام شود و راه حل های احتمالی باید در این جملات منعکس شده باشد. در مرحله بعد یک کار گروه متشکل از اعضای تیم و هر کس دیگر در شرکت که خلاق است، تشکیل می شود تا بهترین ایده های فهرست انتخاب شود و راه حل های ممکن برای هر مشکل یا اجرای ایده ها شناسایی شود. شرایط مفید برای انتخاب ایده های واقعاً متحول کننده به قرار زیر است:

    الف) آیا کالا یا محصولی که از طریق اجرای ایده تجاری تولید می شود نیاز تامین نشده ای را تامین می کند و آیا به تعداد کافی مشتری با توان مالی مناسب و کافی برای آن وجود دارد؟ آیا می توان کوچک آغاز کرد و سود برد؟ آیا می توان در برابر فشار دیگر فعالان بازار مقاومت کرد؟

    ب) آیا با هزینه ثابت می توان ایده را اجرا کرد؟

    ج) آیا در بلندمدت مزیت رقابتی شرکت با اجرای این ایده حفظ می شود؟

    د) آیا در یک تا دو سال پس از اجرای پروژه سود قابل ملاحظه نصیب شرکت می شود؟ پس از پاسخ دادن به این پرسش ها مدیران ارشد چهار تا شش ایده حائز شرایط را انتخاب می کنند و برای اجرای آنها تیم های تخصصی تشکیل می دهند. در دوران حاضر نوآوری های انقلاب گونه با سرعتی باورنکردنی شیوه های پیشین تولید را منسوخ می کنند. درک این روند تحول و احساس ضرورت همپا شدن با آن برای تمام کارآفرین ها در تمام سطوح ضروری است.

    منبع: هفته نامه فوربس ژوئن۲۰۰۸
    محمد علی آذری نیا
    روزنامه سرمایه



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    از سال ۲۰۰۱ تاکنون تعداد زنان شاغل در فناوری اطلاعات و الکترونیک شرکت ها به نصف رسیده است

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    در سال ۲۰۰۵ سارا بلو در مراسم شامی شرکت کرد که موضوع آن تکنولوژی بود و سخنرانان این برنامه هم افراد شاغل در صنعت بودند. او متوجه شد که یکی از تنها ۲۰ زنی است که در این جمعیت ۱۵۰ نفری حضور دارند و واکنشی که نسبت به حضورش نشان داده شد باعث برآشفتگی او شد.

    با اینکه دخترها نمرات خوبی در دروس علوم پایه می گیرند اما تعداد کمی از آنها به مشاغل فنی روی می آورند. سارا بلو برای اینکه تعداد دختران در چنین مشاغلی بیشتر شود یک شبکه پشتیبانی از زنانی که فارغ التحصیل رشته های فنی هستند، ایجاد کرده است.

    در سال ۲۰۰۵ سارا بلو در مراسم شامی شرکت کرد که موضوع آن تکنولوژی بود و سخنرانان این برنامه هم افراد شاغل در صنعت بودند. او متوجه شد که یکی از تنها ۲۰ زنی است که در این جمعیت ۱۵۰ نفری حضور دارند و واکنشی که نسبت به حضورش نشان داده شد باعث برآشفتگی او شد.

    بلو، برنامه نویس کامپیوتر که برای یک شرکت دارویی کار می کند، می گوید: «با یکی از همکاران مرد خود صحبت می کردم که چند مرد دیگر صحبت مان را قطع کردند و رفتار و حرف های شان طوری بود که انگار می خواستند به من بگویند تو چیزی راجع به این موضوع نمی دانی و اصلاً از آن سردر نمی آوری، تو فقط بنشین و تماشا کن.»

    صحبت های مردان سپس به حوزه تخصصی بلو کشیده شد، یعنی برنامه نویسی به زبانی که او در آن مهارت داشت. وقتی صحبت شان تمام شد، بلو ساعت دیجیتالی پیشرفته ای را که به مچش بسته بود به آنها نشان داد و گفت: «طراح نرم افزار این مدل از ساعت ها من هستم. حتی یک کلمه هم از دهان هیچ کدام بیرون نیامد طوری که سکوت مطلق در فضا حاکم شد. مردها در حالی که رنگ پریده به نظر می رسیدند به خاطر آنچه گفته بودند معذرت خواهی کردند و من به آنها گفتم که درباره دیگران پیشداوری نکنید چون نمی دانید چه تخصصی دارند. شاید اینکه من شبیه متخصص ها باشم یا نه خیلی مهم نباشد. بعد از صحبت های من انگار نگرش آنها نسبت به همه زنانی که در آن اتاق بودند تغییر کرد.»

    واکنشی که نسبت به بلو نشان داده شد حاکی از این واقعیت است که زنان هنوز در رشته های علوم، مهندسی و تکنولوژی در اقلیت هستند. زنان علاقه و استعداد زیادی در این زمینه ها از خود نشان می دهند و وضعیت درسی و نمرات آنها در رشته های شیمی، ریاضی، بیولوژی، فیزیک و تکنولوژی بهتر از پسران است. با اینکه ۹۰ درصد دختران ۱۱ تا ۱۶ ساله رشته های مرتبط با تکنولوژی را باب میل خود می دانند اما ۷۳ درصد آنها رشته های فنی را به عنوان شغل خود انتخاب نمی کنند که آنهم به دلیل کمبود الگوهای زنان است.

    در حال حاضر تنها ۱۶ درصد از کارگران بخش های فناوری اطلاعات و بخش های الکترونیکی شرکت ها زن هستند. با اینکه شرکت گوگل متعهد شده که ۲۵ درصد مهندسانش زن باشند (که برای این ابتکار به این شرکت جایزه داده شد) اما هنوز چنین اقدامات مثبتی غیرعادی است. براساس منابع رسمی بیش از ۲۲۵ هزار نفر از فارغ التحصیلان رشته های علوم، مهندسی و تکنولوژی در حال حاضر در این صنایع کار نمی کنند و ۵۰ هزار نفر از آنها هم اصلاً کار نمی کنند. بیشترین نگرانی از این موضوع است که از سال ۲۰۰۱ تعداد زنان فارغ التحصیل رشته های فنی که وارد این حرفه شده اند، تقریباً به نصف کاهش یافته است.

    آن شب، زمانی که بلو در قطار

    به سمت خانه برمی گشت روی ایده جدیدی فکر می کرد. چندماه بعد او برنامه شامی را در لندن با موضوع تکنولوژی برای دختران ترتیب داد. یک مراسم معمولی که مردان هم می توانستند در آن شرکت کنند به شرطی که توسط یک زن دعوت می شدند.

    بلو می گوید: «بیش از هر چیز می خواستم که زن ها شانس ملاقات با یکدیگر را پیدا کنند و از آشنایی با زنان دیگر در این صنعت، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنند.»

    بلو امیدوار است که برگزاری چنین مراسمی، حضور زنان را در هر مراسم دیگری که به موضوع تکنولوژی مربوط می شود، تسهیل کند و از طرف دیگر مردان هم متوجه شوند که تعداد زنان متخصص در این حوزه کم نیست.

    جذب زنان به حوزه های فنی تنها مربوط به انگلستان نیست بلکه مساله ای جهانی است که حتی می تواند منجر به فاجعه شود. اتحادیه اروپا به تازگی کمبود ۲۰ میلیون کارگر ماهر را تا سال ۲۰۳۰ در این حوزه ها پیش بینی کرده و پژوهش جدیدی که در اوایل این ماه در مجله هاروارد بیزینس ریویو چاپ شد نیز حاکی از ترک صنعت توسط زنان بود. ۴۱ درصد از کارکنان حوزه های فناوری اطلاعات را زنان تشکیل می دهند که نیمی از آنها تا اواخر دهه ۳۰ زندگی خود این صنعت را ترک می کنند و دوسوم آنها تجربه هایی از آزار جنسی در محیط کار دارند.

    بلو یک وب سایت هم برای تبلیغ چنین مراسمی ترتیب داد و به زودی زنانی از سراسر دنیا با او تماس گرفتند تا بپرسند که آیا آنها هم می توانند شعبه هایی برای خودشان داشته باشند و در حال حاضر هم گروه های جدیدی در استرالیا، آمریکا، نیوزیلند، انگلیس و اروپا شکل گرفته است.

    علاوه بر این گروه، گروه ها و موسسات دیگری هم هستند که زنان را به تحصیل و اشتغال در این رشته ها تشویق می کنند.

    در مراسمی که به تازگی برگزار شده بود، دکتر صوفیه کاین که دکترای فیزیک دارد بر این موضوع تاکید کرد که اگر بخواهیم زنان بیشتری به این صنعت بیایند، باید علم، موضوع گفت وگوهای روزانه زنان شود.

    او می گوید: «وقتی که در یک مهمانی راجع به رمانی کلاسیک صحبت می شود، معمول این است که سرمان را تکان دهیم گویی آن را خوانده ایم اما وقتی صحبت از مکانیک کوانتوم می شود، معمول آن است که بپرسی این دیگر یعنی چه؟ ما باید این وضعیت را تغییر دهیم و شرایطی به وجود بیاوریم که اگر افراد چیزی راجع به کوانتوم، کیهان شناسی و تکامل نشنیده باشند، تعجب آور باشد.

    ما باید داستان های جالبی درباره علوم بگوییم و رادیو و تلویزیون هم از تاریخچه علوم بگوید، تا تحولی که می خواهیم اتفاق بیفتد.»

    منبع: گاردین
    لونی کوپر
    ترجمه: مهرزاد غنی پور
    روزنامه سرمایه



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    ۱۰ نکته لازم برای کسب و کارهای کوچک وجدید

    مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار


    در این مقاله به ذکر پاره ای از مهم ترین مواردی که برای هر فعالیت نوپا و ایجاد کسب و کارهای کوچک و زودبازده ضروری است، می پردازد.

    امروزه کارآفرینی به عنوان یک استراتژی کارآمد برای مقابله با مشکلات فراروی جوامع ازجمله بیکاری و آثار و تبعات آن و نیز یکی ازمهم ترین راهکارهای برون رفت از فضای بسیار بغرنج و پیچیده است. در این مقاله به ذکر پاره ای از مهم ترین مواردی که برای هر فعالیت نوپا و ایجاد کسب و کارهای کوچک و زودبازده ضروری است، می پردازد.

    ۱) قبل از شروع تا آنجا که ممکن است پول پس انداز کنید دراغلب موارد کارآفرین ها بدون هیچ پس اندازی وارد کسب و کارمی شوند. بعضی با گرفتن وام ازبانک ها یا دوستانشان کار را شروع می کنند. اما آنها نمی دانند ممکن است ماه هایا سال ها طول بکشد تا کسب و کارشان به سوددهی برسد وهنگامی که وام دهنده بفهمد که این کاربه اندازه کافی سودده نیست پولش را پس خواهد گرفت و یا برای بار بعد ازدادن وام خودداری خواهد کرد. بعضی وقت ها مجبور می شوند برای بازپرداخت وام ها از مسکن یا کارت اعتباری استفاده کنند که این باعث می شود خانه یا اعتبارشان درخطر بیفتد. راه درست این است تا آنجا که ممکن است بیشترپول موردنیاز را پس اندازکنید.

    ۲) کوچک آغاز کنید کوچک آغاز کردن یعنی باهزینه کم شروع کردن. اگر می توانید، کارتان را بدون دفتر کارانجام دهید پس در آغاز سعی کنید تا اجاره نکنید. تا وقتی که کاری ندارید کارمندی را استخدام نکنید. کسانی که کارشان را ارزان شروع می کنند از این فرصت برخوردار می شوند که اشتباه های ناشی از تازه کار بودن را در مقیاس کوچک تر مرتکب شوند.

    ۳) از دارایی های شخصی خود محافظت کنید وقتی وارد کسب وکار می شوید، فقط شما مسوول قروض به وجود آمده نظیروام ها، مالیات، پول مالکان وغیره هستید بنابراین اگرازخود محافظت نکنید، بستانکاران با حکم دادگاه می توانند به سراغ دارایی های شخصی شما مانند ماشین یا خانه بروند.

    ۴) منبع درآمد شما چیست؟ شما باید بتوانید درچند جمله بیان کنید که چگونه طرح کسب وکارتان سود معقولی در پی خواهد داشت. تازه کارها لازم است بدانند که چه هزینه هایی دارند، چقدر صرف خریداری کالا می شود و اجاره دفتر، پاداش کارکنان و... چقدراست. آنگاه می توان فهمید که چقدر باید در ماه فروش داشته باشند و به چه قیمتی بفروشند تا اینکه آن هزینه ها را جبران و در کنار آن سود کافی نیزایجاد کنند.

    ۵) یک طرح کسب و کار تهیه کنید هرچند کوچک باشد پیداکردن مقداری سود وایجاد یک نقطه سربه سر اولین گام در این راه است. دراکثرشرکت های کوچک، بخش های اصلی طرح تجاری عبارت هستند از تجزیه و تحلیل نقطه سربه سر، پیش بینی سود و زیان و برآورد گردش جریان نقدینگی. با برآورد گردش نقدینگی وسود و زیان شما می توانید کسب و کارخود را بهبود ببخشید. تهیه یک طرح تجاری به شما این اجازه را می دهد که تعیین کنید چه چیزهایی هزینه های شروع کار هستند و استراتژی بازاریابی شما چیست. اگر محاسبات شما روی کاغذ درست نباشد در دنیای واقعی نیز درست نخواهد بود.

    ۶) یک حاشیه رقابتی پیدا کنید و آن را ادامه دهید درست کردن یک حاشیه رقابتی در ساختار کسب و کار برای موفقیت درازمدت خیلی اهمیت دارد. بعضی روش هایی که می توان این حاشیه ها را به دست آورد عبارتند از بیشتر از رقبای خود بدانید، محصولی را تولید کنید که تقلید از آن خیلی سخت یا غیرممکن باشد، تولید یا پخش آن را کاراتر کنید، مکان بهتری را انتخاب کنید و یا خدمات بهتری به مشتریان بدهید. از اسرار کسب و کارتان محافظت کنید. اینها اطلاعات محرمانه ای هستند که برای شما مزیت رقابتی در بازار ایجاد می کنند. باید کاری کنید که اطلاعات شما محرمانه بماند. مثلاً اسناد را با کلمه «محرمانه» علامت بزنید یا برای رایانه ها رمز ورود بگذارید. عکس العمل سریع در برابر خبرهای بد یکی دیگر از این روش هاست. وقتی که می بینید کسب و کارتان با مشکل مواجه شده است باید با یک طرح جدید به سراغ آن بروید. مثلاً محل دفتر کارتان را تغییردهید یا محصول وخدمات جدید معرفی کنید و یا یک راه بهتر برای ارتباط با مشتری پیداکنید.

    ۷) کلیه توافقنامه ها را مستند و مکتوب کنید به عنوان یک قاعده شما باید برخی ازقراردادها و توافقنامه ها را مکتوب کنید. حتی اگر از نظر قانونی لازم نباشد، عاقلانه است که تقریباً همه چیز را مکتوب کنید زیرا توافق های شفاهی را به ندرت می توان اثبات کرد.

    ۸) اشخاص شایسته را استخدام کرده و به درستی از آنها نگهداری کنید اولویت شما باید این باشد که کارکنان شایسته را استخدام کنید. یک کارمند قوی حداقل دو یا سه برابر یک شخص با مهارت معمولی می تواند ارزش داشته باشد. برای ایجاد یک نیروی کارثابت و شاد نه تنها باید با کارمندان به طور عادلانه رفتار کرد بلکه باید کسب و کار شما نیزلایق آنها باشد. کارکنان باید کارشان را دوست داشته باشند. مشتریان نیز به احتمال قوی به کسب و کار رو به رشد وفادارتر خواهند ماند و آن را بیشتر به دوستانشان توصیه می کنند.

    ۹) به وضعیت حقوقی کارکنانتان توجه کنید هنگامی که کارگری را به صورت قراردادی استخدام می کنید مطمئن شوید از او نباید مانند یک کارمند رسمی مالیات کسر شود.

    ۱۰) صورتحساب ها و مالیات های خود را سر موعد بپردازید در دنیای واقعی به قول خود عمل کردن یک شهرت و یک دارایی مهم محسوب می شود. بنابراین استراتژی اساسی آن است که صورتحساب های خود را پیشاپیش و زودتر از موعد بپردازید. این امر باعث کسب وجهه و اعتبار برای شما خواهد شد. بیشترین اهمیت را پرداخت به موقع مالیات بر درآمد می تواند داشته باشد، مخصوصاً سهمی را که شما به عنوان مالیات تکلیفی از فیش حقوقی کارکنانتان کسر می کنید.

    اکرم حمیدیان
    روزنامه سرمایه



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    کسب و کار اینترنتی به کسب و کاری گفته می شود که به صورت الکترونیکی و از طریق شبکه اینترنت انجام می ‌پذیرد. در این نوع از کسب و کارها، شرکاء، فروشندگان و مشتریان با استفاده از تکنولوژی وب با یکدیگر در تعامل هستند . ارتباط طرفین با یکدیگر در این نوع کسب و کارها بسیار ساده و در ۲۴ ساعت شبانه روز و ۷ روز هفته امکان پذیر است .

    هنگامی که از اینترنت برای نخستین بار در مقاصد نظامی استفاده می‌شد، هیچکس نمی توانست کاربردهای وسیع آن را در آینده ای نزدیک پیش‌بینی کند. اینترنت، امروزه به عنوان جزء لاینفک زندگی بسیاری از مردم، در سازمانها، شرکت ها و حتی خانه ها راه یافته و زندگی آنها را تحت تأثیر قرار داده است .

    اینترنت، کاربردهای بسیار زیادی در زندگی مردم دارد. افراد مختلف، بسته به شرایط سنی و مقتضیات کاری و تخصصی خود، از اینترنت استفاده های مختلفی می کنند . پاره ای از کاربردهای معمول اینترنت عبارتند از :

    ▪ دریافت و ارسال ایمیل

    ▪ جستجوی مقالات و مطالب علمی و تخصصی

    ▪ آگاهی از جدیدترین اخبار

    ▪ تفریح و سرگرمی

    ▪ افزایش معلومات عمومی در زمینه های مختلف

    ▪ گفتگوی اینترنتی و تشکیل اجتماعات آنلاین

    ● اما نگاه کارآفرینانه به اینترنت چیست؟

    اینترنت یک شاهراه کسب درآمد است! از اینترنت می توان پول به دست آورد. می توان یک کسب و کار راه اندازی نمود، خرید و فروش کرد و از طریق آن امرار معاش نمود. بنابراین، اینترنت یک فرصت جدید است. فرصتی که تنها با یک نگاه کارآفرینانه قابل کشف است! یک کارآفرین می تواند از این فرصت استفاده کند و به موفقیتهای بزرگی دست یابد .

    ● کسب و کار اینترنتی چیست؟

    کسب و کار اینترنتی به کسب و کاری گفته می شود که به صورت الکترونیکی و از طریق شبکه اینترنت انجام می ‌پذیرد. در این نوع از کسب و کارها، شرکاء، فروشندگان و مشتریان با استفاده از تکنولوژی وب با یکدیگر در تعامل هستند . ارتباط طرفین با یکدیگر در این نوع کسب و کارها بسیار ساده و در ۲۴ ساعت شبانه روز و ۷ روز هفته امکان پذیر است .

    یک کسب و کار اینترنتی، تنها به خرید و فروش محصولات از طریق اینترنت محدود نمی گردد بلکه ارائه‌ خدمات به مشتریان و تشریک مساعی بین شرکاء کسب و کار را نیز شامل می شود .

    تفاوت کسب و کار اینترنتی با تجارت الکترونیکی

    بسیاری از افراد، کسب و کار اینترنتی (E-Business) را با تجارت الکترونیکی (E-Commerce) اشتباه می گیرند در حالیکه این دو مبحث با یکدیگر متفاوتند. به عبارتی E-Business به مجموعه فعالیتهای مربوط به کسب و کار از جمله مباحث بازاریابی، مالی، خرید و فروش، ارتباط با مشتریان، خدمات پس از فروش، همکاری با سرمایه گذاران و... که از طریق شبکه اینترنت انجام می‌گیرد اطلاق می‌شود در حالیکه E-Commerce تنها شامل مسائل مربوط به خرید و فروش از اینترنت می باشد و خود، زیرمجموعه ای از E-Business است .

    ● انواع کسب و کارهای اینترنتی

    امروزه، کسب و کارهای اینترنتی بسیار متنوعند. اما به طور کلی آنها را می‌توان آنها به ۱۰ گروه عمده تقسیم بندی کرد :

    ۱) ایجاد اجتماعات آنلاین

    ۲) خرید، فروش و حراج کالاهای مختلف

    ۳) تبلیغات اینترنتی

    ۴) ارائه خدمات تخصصی به دیگران

    ۵) ایجاد امپراطوری اطلاعات، اخبار و آموزش

    ۶) تهیه و ارائه نرم افزارهای مختلف

    ۷) چند رسانه ای یا مالتی مدیا

    ۸) پیوستن به شبکه های واسطه گری

    ۹) خدمات مربوط به ایمیل

    ۱۰) سرمایه گذاری مشترک

    هرکدام از کسب و کار اینترنتی را می توان در یکی از این ده گروه جای داد. هر شخصی، بر حسب علاقه و توانایی هایی که دارد می‌تواند در یکی از این گروهها، کسب و کار خود را پایه ریزی کند. جزئیات بیشتری در مورد انواع کسب و کارهای پر درآمد اینترنتی در بخشهای بعد ارائه شده است .

    ● چرا کسب و کارهای اینترنتی؟

    انتخاب یک کسب و کار اینترنتی نسبت به سایر کسب و کارها مزایای زیادی دارد از جمله :

    ▪ راه اندازی ساده:

    یک کسب و کار آنلاین را می توان در چهاردیواری خانه نیز انجام داد. تمام چیزی که نیاز دارید فقط یک کامپیوتر است با امکان دسترسی به اینترنت به اضافه پنج مهارت کسب و کار آینده ساز جامعه اطلاعاتی که در بخش قبل بیان شد .

    ▪ سرمایه گذاری مالی اندک:

    گرانترین تجهیزات مورد نیاز در یک کسب و کار اینترنتی، یک دستگاه کامپیوتر است که امروزه در اکثر خانه ها وجود دارد. برای شروع یک کسب و کار کوچک اینترنتی نیاز به اجاره دفتر کار، مبلمان، تجهیزات اداری، قفسه و ... ندارید .

    ▪ پتانسیل رشد زیاد:

    تصور کنید یک فروشگاه به صورت ۲۴ ساعته و ۷ روز در هفته برای مشتریان باز باشد. مشتریان می‌توانند در هر لحظه از شبانه روز به اطلاعات کاملی از محصولات شما دسترسی داشته باشند در حالی که شما با آرامش در رختخواب دراز کشیده‌اید و هنگامی که شما در حال خواب دیدن هستید به حساب شما پول واریز می‌شود !

    ▪ ساعات کاری انعطاف پذیر:

    یک کسب و کار آنلاین ساعات و شرایط انعطاف پذیر کاری و مطابق با میلتان را به شما می‌دهد. دیگر نیازی نیست رأس ساعت ۷ صبح در اداره حاضر باشید! می توانید حتی ساعت ۲ صبح هنگامی که اطرافیانتان در خواب هستند با آرامش و در حالیکه لباس راحتی بر تن دارید در رختخوابتان دراز بکشید و با استفاده از یک Laptop کارها را انجام دهید !

    ▪ رقابت با بزرگان:

    یک کسب و کار اینترنتی می تواند شما را به یک رقیب برای شرکتهای بزرگ تبدیل سازد. همانگونه که ایجاد کنندگان شرکتهای بزرگی چون Amazon و eBay با استفاده از یک کامپیوتر و یک اتاق کوچک، کار خود را شروع کردند شما نیز می توانید به موفقیت‌های بزرگی دست یابید. داشتن یک کسب و کار آنلاین به این معنی است که شما می‌توانید حتی یک کسب و کار بین‌المللی داشته باشید . در این حالت، مشتریان می‌توانند از سراسر دنیا به سایت شما دسترسی داشته باشند .

    ▪ ارتباط ساده با مشتری:

    در کسب و کارهای سنتی، مکانیزم فروش عمدتاً از طریق نمایندگیها و به صورت بسیار محدود صورت می گرفت. اما در دنیای کسب و کارهای اینترنتی، هر مشتری یک بازار هدف فردی است. در حال حاضر، در این بازار با بیش از ۶۰۰ میلیون کاربر اینترنت که هر کدام یک بازار هدف هستند روبرو می باشید. شما می توانید با استفاده از پست الکترونیکی و سایر قابلیتهای وب، اطلاعات مورد نیاز مشتری را به سادگی برایش ارسال کنید یا او را در جریان روند ارسال سفارش قرار دهید. همچنین ارتباط زنده با مشتری از طریق chat یا سیستم پیغام سریع به سادگی امکان پذیر است. به علاوه می توانید خبرنامه و کاتالوگ محصولات خود را بدون سرو کله زدن با اداره پست برای آنها ارسال کنید .

    ▪ قابلیت مکانیزه کردن کارها:

    یک کسب و کار اینترنتی باعث می‌شود که شما بتوانید در یک زمان هم مدیر باشید، هم منشی و هم مسئول خدمات پس از فروش! زیرا نرم‌افزارهای مکانیزاسیون برای اکثر فعالیت های کسب و کارتان به وفور در اینترنت یافت می شوند. همچنین اکثر آنها رایگان بوده و به سادگی قابل دریافت هستند. با استفاده از آنها می توانید در هزینه و زمان تا حد بسیار زیادی صرفه جویی کنید .

    با وجود چنین مزایایی، کارآفرینی در اینترنت بسیار ساده تر از کارآفرینی در فضای خارج از اینترنت است؛ به خصوص که این گونه کسب و کارها نیاز زیادی به سرمایه اولیه ندارند. این کتاب به شما کمک می کند تا مسیر های موفقیت در کسب و کار اینترنتی را به سرعت و به طور صحیح طی کنید و از بسیاری از اشتباهات این راه بر حذر باشید .

    ● موانع کسب و کارهای اینترنتی

    کسب و کارهای اینترنتی نیز مانند سایر کسب و کارها، موانع مربوط به خود را دارند. این موانع در کشورهای درحال توسعه ممکن است بیشتر از کشورهای توسعه یافته باشد .

    در حال حاضر در کشور ما نبودن زیرساختهای مخابراتی مناسب، مشکلات سیستم بانکی در ارائه خدمات الکترونیکی مانند کارتهای اعتباری و فراگیر نشدن فرهنگ خرید و فروش در اینترنت از جمله موانعی هستند که بر سر راه کسب و کارهای اینترنتی قرار دارند. اما با وجود این موانع، افراد زیادی از این طریق کسب درآمد می کنند. این افراد، کارآفرینانی هستند که ثابت کرده اند با وجود چنین موانعی می توان دست به کارآفرینی در اینترنت زد و موفق شد .

    البته با نگاهی به آمارهای رو به رشد مربوط به اینترنت از جمله افزایش تعداد کاربران اینترنت و سایتهای ایرانی، افزایش شرکتهای ارائه دهنده خدمات اینترنتی ، بهبود خدمات اینترنتی و فشار نیازهای موجود برای استفاده از اینترنت در خرید و فروش می توان دریافت که دیر یا زود همه این موانع برطرف خواهند شد و در آن زمان کسی برنده است که زودتر شروع کرده باشد. به گفته کارشناسان بازاریابی و کسب و کار :

    «سعی کنید اولین باشید. زیرا همیشه اولین نفر، رهبری می‌کند !»

    راز موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی

    موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی نیازمند سه عامل اساسی است :

    ۱) انتخاب کسب و کار مورد علاقه

    ۲) آگاهی، دانش و مهارت لازم

    ۳) تلاش و پشتکار

    رازی در کار نیست! تنها با داشتن این سه عامل اساسی می توانید یک کسب و کار موفق اینترنتی را راه اندازی کرده و اداره کنید .

    اولین عامل موفقیت، «عشق» است! شما باید کاری را انجام دهید که عاشق آن هستید . کاری که حتی فکر کردن به آن برایتان هیجان داشته باشد. قبل از شروع هر کسب و کاری فکر کنید. آیا واقعاً به آن علاقه دارید؟ آیا عاشق آن هستید؟آیا نسبت به انجام آن کار هیجان دارید؟ مهم نیست چه زمینه کاری را انتخاب کرده باشید! فروش کتاب، سخت افزار، پوشاک یا هر چیز دیگر فرقی نمی کند. مهم این است که شما آن را دوست داشته باشید !

    دومین عامل موفقیت داشتن «علم و مهارت کافی» برای انجام کسب و کارهای اینترنتی است. به دلیل وجود تفاوتهای اساسی میان دنیای مجازی اینترنت و دنیای واقعی، بعضی از قوانین کار تا حدودی با هم متفاوتند. کسب و کار در اینترنت دانش خاص خود را می طلبد . البته نگران نباشید! ما آن را در این کتاب به شما خواهیم آموخت. یادگیری این دانش چندان دشوار نیست .

    عامل سوم موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی داشتن «پشتکار زیاد» است. برای موفقیت نیاز نیست حتماً پول زیاد و مدرک دانشگاهی بالا داشته باشید! پشتکار زیاد و ایمان به موفقیت می تواند جای این دو عامل را پر کند. البته داشتن پول و مدرک دانشگاهی به سرعت انجام کار کمک می کند ولی بدون آنها هم می توان موفق شد! کافیست تسلیم شکست نشوید و از پای ننشینید. اگر احساس می کنید که نمی‌توانید چنین پشتکاری داشته باشید بهتر است همین حالا با دنیای جذاب کسب و کارهای اینترنتی خداحافظی کنید !

    ● دلایل شکست کسب و کارهای اینترنتی

    آیا می دانید ۹۵ درصد از کسب و کارهای اینترنتی در جهان شکست می خورند؟ ناراحت کننده است اما واقعیت دارد! قصد ما از گفتن این مطلب، ترساندن کسانی نیست که می خواهند تازه وارد این کار شوند بلکه به این علت است تا حقایقی را به شما گفته باشیم، قبل از این که دیر شود !

    «شتابزدگی» و «نداشتن مهارت کافی» دو عامل اساسی شکست در کسب و کارهای اینترنتی می باشند. پول درآوردن یک کار جدی است؛ خواه در دنیای اینترنت باشد خواه در دنیای واقعی ! بنابراین باید نهایت دقت و جدیت را در کار خود داشته باشید .

    بی شک، اینترنت یک معدن طلا نیست بلکه مانند یک الماس تراش داده نشده است که برای هرکسی قابل استفاده نمی باشد. کسب و کار در اینترنت بدون داشتن مهارت کافی و یک دیدگاه سیستماتیک، برابر است با از دست دادن زمان و سرمایه. داشتن مهارتهای کسب و کار هم مادرزادی نیست. ۹۹ درصد از انسانهای موفق، مهارت‌های لازم را به صورت اکتسابی به دست آورده اند .

    برای اینکه شکست نخورید آرزوهای خود را دنبال کنید و آنها را اولویت اصلی خود قرار دهید، صبر داشته باشید، خودتان را باور کنید و هرگز تسلیم نشوید. اگر به این چند قانون ساده عمل کنید مطمئن باشید جزو آن ۹۵ درصد نخواهید بود .

    به گفته «رائو » یکی دیگر از کارشناسان کسب و کارهای اینترنتی: «کسی که انرژی و استعداد دارد شاه است، کسی که فقط انرژی دارد شاهزاده است و کسی که فقط استعداد دارد گدا است !»

    نقشه راه موفقیت

    برای موفقیت و رسیدن به هدف، نیاز به یک نقشه داریم. بسیاری از افراد بدون اینکه مسیر حرکت را بدانند، سعی می‌کنند یک کسب و کار جدید را شروع نمایند ولی بعد از ماهها تلاش و صرف هزینه و زمان متوجه می‌شوند راه را اشتباه آمده اند. بنابراین با ناامیدی تسلیم شده و از آن کسب و کار خارج می‌شوند؛ فقط به این خاطر که راه درست را نمی دانستند و نقشه ای برای حرکت نداشتند .

    برای موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی باید ۱۰ مرحله را طی کنید. این مراحل تمام آن چیزی است که در زمینه کسب و کارهای اینترنتی لازم است بدانید. ترتیب انجام این مراحل بسیار مهم است بنابراین برای این که در مسیر صحیح قرار داشته باشید این ۱۰ مرحله را به ترتیب انجام دهید .

    مسیر حرکت موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی به صورت زیر است :

    ۱) شناسایی فرصت ها و انتخاب بازار هدف

    ۲) انتخاب محصول/ خدمات مورد علاقه

    ۳) انتخاب نام دامین و هاستینگ مناسب

    ۴) طراحی یک سایت کسب و کار

    ۵) ایجاد یک موقعیت بی همتا در اینترنت

    ۶) ارائه محصولات رایگان و کتابهای الکترونیکی

    ۷) بازاریابی با استفاده از ایمیل

    ۸) ارتقاء در موتورهای جستجو

    ۹) تبلیغات اینترنتی

    ۱۰) ارتباط مناسب با مشتریان

    صنایع نیوز
    اثرات و پیامد‌های منفی روانی- فکری حاصل از پروسه تغییر مدیران در سطوح عالی، می‌تواند در نارضایتی و ناکارآمدی مدیران خود را نشان دهد.

    اثرات و پیامد‌های منفی روانی- فکری حاصل از پروسه تغییر مدیران در سطوح عالی، می‌تواند در نارضایتی و ناکارآمدی مدیران خود را نشان دهد.

    این مسأله گرچه حقی برای دولت می‌باشد، امّا تعدد تکرار آن قابل تأمل است. این نوشتار سعی دارد تا نگاهی به این رویکرد دولت داشته باشد.

    امنیت را می‌توان از ابعاد گوناگونی مورد بررسی قرار داد که یکی از زیر‌مجموعه‌های اصلی آن را می‌توان امنیت شغلی و آسایش خاطر از وجود و استمرار ممر تأمین معاش نامید.

    این مسأله در تمامی کشورها و بویژه در ایران از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. در واقع امنیت شغلی بعنوان ستون استوار و محکمی جهت برنامه‌ریزی تمامی شخصیت‌ها‌ی حقیقی وحقوقی است.

    در بررسی این موضوع امنیت شغلی مدیران و اطمینان آنان از ثبات شرایط مدیریتی بسیار تأثیر‌گذار و قابل تأمل است از سوی دیگر مهمترین خروجی یک مدیر را کار‌‌‌‌‌‌‌آمدی آن تشکیل می‌دهد.

    کارآمدی و اثر‌بخشی (بهره وری) حالتی است که هم منابع درست مصرف شده و هم اهداف سازمان تحقق یافته است. در جهان امروز توانمندی و بهره‌وری سازمانی در گرو استفاده بهینه از امکانات، منابع و نیروی انسانی است.

    در این راستا هرچه نیروی‌کار شایسته‌تر و کار‌امد‌تر باشد، پیشرفت و توفیق آن سازمان در عرصه‌های گوناگون بیشتر خواهد بود.

    امنیت شغلی را می‌توان به عنوان پشتوانه بنیادین جهت کارآمدی به شمار آورد و مدیران در تمامی سطوح بالاخص مدیران سطوح عالی با داشتن اطمینان خاطر از مدت‌زمان معلومی که پست را در اختیار دارند، دست به برنامه‌ریزی و اجرا می‌زنند.

    بالطبع هر مدیری که امنیت شغلی نداشته باشد، نمی‌تواند برنامه زمان‌دار و درازمدت طراحی، تصویب و اجرا کند. طبیعتاً لازمه پایائی و پویایی هر سازمانی و سیستمی، بخش مهمی از آن را به شخص مدیر ارجاع می‌دهند و میزان کار‌آمدی و کارآیی مدیر رابطه مستقیمی با خروجی‌های سازمان دارد.

    دولت به عنوان مجموعه‌ای از سازمانها و ادارات کوچک و بزرگ، دارای مدیران در سطوح گوناگون می‌باشد و مدیران سعی می‌نمایند تا برنامه‌ها، سیاست‌ها و دستورالعمل‌های دولت را اجرا نمایند.

    از لحاظ قانونی این اختیار برای مدیران عالی و در رأس آن رئیس جمهور محفوظ می‌باشد تا به تشخیص نهادهای نظارتی قوه مجریه یا مراکز دیگر نسبت به عزل و نصب مدیران تحت اختیار اقدام نمایند.

    از زمان روی کار آمدن دولت نهم ریاست محترم جمهوری همواره اعلام نموده و می‌نمایند که هیچگونه مماشات یا سهل‌گیری نسبت به مدیران فاقد کارآیی ندارد.

    اما مسئله اساسی در این است که میزان و نحوه این برخورد سبب گردیده است تا امنیت شغلی و فکری مدیران بالاخص مدیران سطوح بالا دچار تشویش گردد. متأسفانه پیامد منفی آن در افزایش ناکارآمدی و یا گرایش آنان به ناکارآمدی پدیدار می‌گردد.

    سیری بر کارنامه دولت نهم تا حال نشان می‌دهد که روند تغییر وزرا، رئیس بانک مرکزی، رئیس سازمان برنامه و بودجه سابق و بویژه استانداران از منحنی معقول و عادی تبعیت نمی‌نماید و یا همپوشانی کمی دارد. روند تغییر مدیران از ابتدا به صورت شایع در سایت‌های نزدیک به دولت مطرح، سپس از سوی سخنگوی دولت یا وزارتخانه‌ها تکذیب و بعد از مدتی اجرا می‌گردد.

    نگاهی بر این روند نشانگر آن است که اثرات و پیامد‌های منفی روانی- فکری حاصل از این پروسه در تغییر مدیران سطوح عالی، می‌تواند در نارضایتی و ناکارآمدی مدیران خود را نشان دهد.

    نمونه این مورد را در حال حاضر می‌توان از اعلام تغییر ده استاندار از سوی وزارت کشور دید که نتیجه اولیه آن است تا تمامی استانداران کشور هر یک، خود را به نوعی یکی از ده مورد یاد شده تلقی نمایند. این امر جدا از نحوه تودیع می‌باشد که خود نیازمند بررسی و کارشناسی جداگانه‌ای می‌باشد.

    اصولاً هر مدیری جهت تهیه و اجرای برنامه و همچنین بازخورد آن نیازمند دوره زمانی می‌باشد و در بررسی کارنامه هر مدیر، لاجرم باید تمامی شرایط مد نظر قرار گیرد و بخشی نگری در ارزشیابی به نتایج نادرست منجر می‌گردد.

    بر پایه اظهارنظر برخی از صاحبنظران و کارشناسان تغییر مداوم مدیران نه تنها کمک چندانی بر اصلاح ناکارآمدی برنامه نمی‌نماید بلکه سبب می‌گردد تا مدیران بیشتر بر حفظ پست تحت مدیریت و یا حداکثر بهره‌برداری شخصی- گروهی بنماید.

    یا از سوی دیگر عدم وجود امنیت شغلی، همیشه مدیران را با تشویش از دست دادن موقعیت در تنگنا قرار می‌دهد و در بهترین حالت مدیران صرفاً به گذران و اداره امور روزمره می‌پردازند و از تهیه، تدوین و اجرای برنامه‌های میان مدت که لازمه هر توسعه است، خودداری می‌ورزند و یا فرصت انجام آن را ندارند.

    بر پایه مباحث و موارد مطرح شده پیشنهاد می‌گردد تا دولتمردان و سیاستگزاران با بازبینی مولفه ها و شاخص‌های ارزشیابی مدیران و لحاظ نمودن شاخص‌های بیشتر ضمن ارزیابی اصولی مدیران و برنامه‌ها، نسبت به اصلاح موارد اساسی و مشکل‌دار اقدام نمایند.

    چرا که در پاره‌ای از موارد مدیران قربانی برنامه‌های ضعیف می‌گردند که قابلیت اجرایی ندارند و یا امکان پیاده شدن آن بسیار پایین است.

    تغییر در مدیریت کشور، بایستی تابع ضوابط مشخص و مدونی باشد. در غیر این صورت آسیب‌های جدی به کشور وارد می‌آید. این ضوابط باید به دو گروه ضوابط سیاسی و ضوابط تخصصی تقسیم شده و مشاغل هم به دو گروه مشاغل سیاسی و مشاغل تخصصی مقوله‌بندی شوند.

    باید قانون جامعِ عزل و نصب مدیران تهیه شود و در مجلس هم به تصویب برسد تا با روی کار آمدن دولتی خاص، مدیران دولت قبلی که دارای تجربه و تخصص لازم هستند گرفتار عزل نشوند.

    درباره ضوابط سیاسی و مشاغل سیاسی، باید دست رئیس جمهور باز باشد تا هر کسی که رئیس جمهور شد بتواند تغییرات را در مشاغل سیاسی ایجاد کند، اما در مشاغل تخصصی، اقتصادی، علمی، فنی و بخش‌های دیگر مثل پزشکی و سلامت یا صنعت باید از ضوابط کاملاً تخصصی و غیر سیاسی پیروی کرد تا آمدن و رفتن رؤسای جمهور، تاثیری در مشاغل تخصصی نداشه باشد، بلکه تغییرات بر اساس معیارهای تخصصی و بر عهده خود متخصصان و نخبگان همان فن گذاشته شود.

    در این راستا، پیشنهاد می‌شود تا برای انتخاب مسئولین مشاغل تخصصی، ابتدا جمعی از نخبگان آن رشته فرد مورد نظر را پیشنهاد دهند تا در نهایت رئیس جمهور و مجلس در مورد آن تصمیم‌گیری کند.

    امید



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت2:01 PM   |  

    تعداد صفحات :82      30   31   32   33   34   35   36   37   38   39   >