• English / العربیة / French  



  • ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت6:15 PM   |  

     

     


     

     


     

     


     

     


     

     


       

      صفحه خانگي خود كنید !   ایمیل به مدیر !   اضافه کردن به علاقه مندیها !   سال89،کـــار و همت مضــاعف

       



    در جست وجوی کار...!
    اطلاعاتی که در اینجا توضیح داده می شود، نتایج اصلی سال ها تجربه است. هزاران نفر تاکنون با این اطلاعات خدمات خود را به طور موثر در معرض فروش قرار داده اند.


    مرتبط با:همت مضاعف در کار و کارآفرینی


    ● زمان و چگونگی درخواست کار

    اطلاعاتی که در اینجا توضیح داده می شود، نتایج اصلی سال ها تجربه است. هزاران نفر تاکنون با این اطلاعات خدمات خود را به طور موثر در معرض فروش قرار داده اند.

    تجربه ثابت نموده اطلاعات زیر مستقیم ترین و تاثیرگذارترین روش های رساندن فروشنده و خریدار به یکدیگر است.

    ۱) دفاتر کاریابی: باید دقت شود تنها دفاتر قابل اطمینانی انتخاب شوند که مدیریت آن ها سابقه کافی در دست یابی به نتیجه رضایت بخش دارند. البته قابل ذکر است که این گونه دفاتر به ندرت یافت می شوند.

    ۲) تبلیغات در روزنامه ها و مجلات: تبلیغات طبقه بندی شده در پیدا کردن نتایج رضایت بخش برای کسانی که متقاضی شغل های عادی یا کارمندی هستند، مفید خواهد بود.

    ۳) تقاضانامه های شخصی: برای شرکت ها یا افرادی که نیاز به خدمات دارند، نامه ها باید تمیز تایپ شوند و با دست امضا گردند. خلاصه کاملی از مشخصات متقاضی نیز باید به همراه نامه ارسال شود. تقاضانامه و خلاصه تجربیات یا خصایص، در صورت لزوم باید توسط یک متخصص آماده گردند.

    ۴) تقاضا از طریق سابقه آشنایی شخصی: در صورت امکان، متقاضی باید تلاش کند از طریق سابقه آشنایی دو طرفه به کارفرمایان موثر نزدیک شود. این روش مخصوصاً برای افرادی که در جست وجوی ارتباطات اجرایی هستند و نمی خواهند در امور ناچیز وارد شوند، مفید است.

    ۵) تقاضای شخصی: بعضی مواقع اگر متقاضی شخصاً خدمات خود را به کارفرما ارایه کند، می تواند بیشتر تاثیرگذار باشد، کارفرمایان اغلب علاقه مندند درباره سابقه فرد با شرکا صحبت کنند.

    اطلاعاتی که باید در «خلاصه» موجود باشد:

    این خلاصه باید با همان دقتی تهیه شود که یک وکیل خلاصه پرونده ای را برای ارایه به دادگاه آماده می کند. اگر متقاضی در تهیه چنین خلاصه ای باتجربه نباشد، باید با یک نفر باتجربه مشورت کند. تاجران موفق، زنان و مردانی را استخدام می کنند که با هنر و روانشناسی تبلیغاتی و نحوه ارایه محصولاتشان آشنا هستند. کسی نیز که خدمات شخصی در اختیار دارد باید چنین کاری انجام بدهد. اطلاعات زیر باید در متن خلاصه گنجانده شود:

    ۱) تحصیلات: به طور مختصر، اما واضح، تحصیلات خود و زمینه تخصصی و علت آن را شرح دهید.

    ۲) تجربه: اگر در گذشته تجربه ای در ارتباط با شغلی که به دنبال آن هستید داشته اید، آن را به صورت کامل شرح دهید و اسامی و آدرس کارفرمایان سابق را ذکر نمایید. اطمینان حاصل کنید که شرح تجربیات خاصی که شما را در به دست آوردن شغل مورد نظر تجهیز خواهد کرد به طور واضح داده اید.

    ۳) مرجع ها: شرکت ها می خواهند همه چیز را درباره سوابق گذشته، پیشینه و... کارمندان آینده خود بدانند. یک نسخه از نامه های زیر را به خلاصه خود ضمیمه نمایید:

    الف) کارفرمایان گذشته

    ب) استادانی که تحت نظر آن ها تحصیل کرده اید.

    ج) افراد برجسته ای که بر قضاوتشان ممکن است اعتماد شود.

    ۴) تصویر خود شخص: به خلاصه خود، تصویری به روز از خویش ضمیمه نمایید.

    ۵) تقاضایتان مشخص باشد: از تقاضای منصب بدون ارایه شرح دقیق جزییاتی که به دنبال آن هستید پرهیز کنید. هیچ وقت تنها به خاطر «یک منصب» تقاضا نکنید، این نشان می دهد شما شرایط تخصصی و مهارت لازم را ندارید.

    ۶) شرایط خود را برای شغل خاص بیان کنید: جزییات کامل را ارایه دهید، چون ایمان دارید برای شغل خاصی که به دنبال آن هستید آماده اید. این مهم ترین ویژگی یک تقاضانامه است و بیش از هر چیز دیگر، مشخص می کند، چقدر مورد توجه قرار می گیرد.

    ۷) پیشنهاد خدمت آزمایشی دهید: تجربه ثابت کرده این پیشنهاد به ندرت شکست می خورد. اگر از مهارت خود اطمینان دارید، آزمون تنها چیزی است که به آن نیازمندید. این موارد را در پیشنهاد خود مشخص کنید:

    الف) اطمینانتان به توانایی خود برای گرفتن شغل.

    ب) اطمینان از تصمیم کارفرمای آینده به استخدام شما بعد از کار آموزشی.

    ج) عزم شما برای به دست آوردن شغل

    ۸) کسب اطلاعات درباره کار: قبل از درخواست شغل، در ارتباط با آن حرفه تحقیقات کافی انجام دهید و خود را کاملاً با آن آشنا کنید و در خلاصه خود به اطلاعاتی که در این زمینه به دست آورده اید، اشاره نمایید. این عمل بسیار تاثیرگذار خواهد بود، چون نشان دهنده علاقه واقعی شما به آن شغل می باشد.

    برنده کسی است که پرونده اش را به بهترین وجه ممکن آماده کرده است. اگر پرونده شما به درستی آماده و ارایه شده باشد، احتمال پیروزی تان در همان ابتدا بیش از ۵۰ درصداست.

    از طولانی شدن خلاصه خود نهراسید. به همان مقدار که شما به ایمن سازی استخدام خود علاقه مندید، کارفرمایان نیز به خرید خدمات متقاضیان قابل علاقه مندند. در حقیقت موفقیت بیشتر کارفرمایان موفق به توانایی آن ها در انتخاب افراد شایسته بستگی دارد. آن ها تمام اطلاعات لازم را می خواهند.

    یک مورد دیگر را نیز به خاطر بسپارید: رعایت تمیزی در تهیه خلاصه نشان خواهد داد که فرد زحمت کش هستید. خلاصه هایی که من در تهیه آن ها کمک کرده ام، آن چنان برجسته و خالی از اشکال بودند که موجب استخدام متقاضی بدون مصاحبه حضوری شدند.

    هنگامی که خلاصه کامل شد، آن را حاشیه بندی و تایپ کنید و نوشته ای مشابه آنچه در زیر آمده روی پاکت بنویسید.

    خلاصه وضعیت و شرایط رابرت اسمیت، متقاضی شغل منشی خصوصی رییس شرکت...

    هر بار از خلاصه استفاده می کنید نام ها را عوض کنید.

    این ارتباط شخصی مطمئناً جلب توجه می کند. آن را در بهترین کاغذ تایپ نمایید. عکس شما باید در یکی از صفحه های خلاصه چسبانده شود. این دستورالعمل ها را اجرا کرده و کیفیت آن ها را به هر میزان که می توانید بهتر کنید.

    فروشندگان موفق، کالای خود را با علاقه مندی می آرایند. آن ها می دانند که اولین احساسات ماندگارند. خلاصه شما به منزله کالایتان است. به آن یک دست لباس خوب بپوشانید تا کارفرمای آینده تان تفاوت آن را با هر آنچه در گذشته دیده است احساس کند، اگر شغلی که به دنبال آن هستید ارزشمند است، ارزش دنبال کردن با علاقه و دقت را نیز دارد.

    اگر از طریق موسسات و آژانس های کاریابی یا تبلیغاتی به دنبال استخدام هستید، بگذارید آژانس از نسخه خلاصه شما در تبلیغ خدماتتان استفاده کند. این باعث می شود از طرف آژانس و کارفرمایان آینده اولویت یابید.

    [Image]
    کتاب: think & grow rich
    مترجم: ف.ش.س.
    مستور ( www.mastoor.ir )



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت6:15 PM   |  

    اگرچه تحلیل چگونگی اثرگذاری چارچوب نهادی و سرمایه‌گذاری بر رشد مورد توجه زیادی قرار گرفته است، اما به نظر می‌آید در مورد این موضوع که سیاست‌های اقتصادی و طرح نهادی چگونه بر سرمایه‌گذاری و کارآفرینی اثر می‌نهند، تحقیق‌های کمتری انجام شده است. در این مقاله سعی می‌کنیم تفاوت‌های میان این کشورها به لحاظ سطوح سرمایه‌گذاری کارآفرین را با تفاوت‌های آنها از نظر سیاست‌های اقتصادی و طراحی نهادی توضیح دهیم.

    مشخصا برای بررسی اینکه کدام یک از مولفه‌های سیاست‌گذاری اقتصادی و چارچوب نهادی در عرضه سرمایه‌گذاری نقش دارند، از شاخص‌های آزادی اقتصادی ارائه شده توسط پایگاه داده «آزادی اقتصاد دنیا» استفاده می‌کنیم. داده‌های در ارتباط با کارآفرینی مورد استفاده در این مقاله از «ناظر جهانی کارآفرینی» اخذ شده‌اند. در ادبیات این بحث، ترکیب این دو مجموعه داده منحصربه‌فرد است. ما به این نتیجه رسیدیم که‌اندازه دولت با فعالیت‌های کارآفرینی و سرمایه‌گذاری همبستگی منفی دارد، اما پول مناسب از همبستگی مثبتی با این گونه فعالیت‌ها برخوردار است. سایر معیارها و شاخص‌های آزادی اقتصادی، همبستگی قابل‌توجهی با سرمایه‌گذاری کارآفرین ندارند.

    جوامع بدون وجود سرمایه‌گذارها رشد نکرده و رونق پیدا نمی‌کنند. تاریخ همه جوامع ثروتمند پر از افراد سرمایه‌گذار است. بالبوس، دوست ژولیوس سزار از ایالتی دوردست (اسپانیا) به رم رفت و درجات را یکی‌‌یکی پیمود تا به یکی از ثروتمندترین افراد این امپراتوری بدل گشت و در مسیر پیشرفت خود هم سالن‌های تئاتر ساخت و هم گرمابه‌هایی را ایجاد کرد. اختراع‌های توماس ادیسون هم او را به یکی از مشهورترین انسان‌های عصر خود بدل ساخت و نور الکتریکی و بسیاری از وسایل جدید دیگر را در اختیار افراد عادی قرار داد. در سال‌های اخیر نیز بیل گیتس با وارد ساختن دنیای کامپیوتر به خانه‌های مردم، بزرگ‌ترین ثروت شخصی دنیا را برای خود به بار آورده است. آنچه در این سه فرد و افراد بی‌شمار کمتر شناخته شده دیگر مشترک است، توانایی و خواست کارآفرینی و سرمایه‌گذاری است. همچنین هر قدر هم که فرهنگ‌ها متفاوت باشند، اما قابل‌دفاع است که ویژگی‌های خاص کارآفرینی به لحاظ انسان‌شناختی ثابت باشند. (میزس ۱۹۴۹، کرزنر ۱۹۹۷، راسل و راث ۲۰۰۲).

    با این همه، کماکان در میان کشورهای مختلف و در زمان‌های متفاوت شاهد تفاوت‌های بسیار بزرگی به لحاظ فعالیت‌های کارآفرینی هستیم و این به‌ویژه در صورتی که سرمایه‌گذاری کارآفرین با استفاده از معیارهایی همچون خوداشتغالی، تشکیل بنگاه‌های جدید و مشابه اینها اندازه‌گیری شود، بیشتر صادق است (بلاو ۱۹۸۷، بلانچ فلاور ۲۰۰۰).

    در برخی از کشورها تعداد زیادی از سرمایه‌گذاران وجود دارند که بنگاه‌هایی را در بسیاری از صنایع مختلف پایه‌گذاری می‌کنند (که مثلا می‌توان از جمله این نوع کشورها به آمریکا اشاره کرد)، در حالی که در دیگر کشورها (مثل سوئد) ایجاد بنگاه جدید، بیشتر یک استثنا است. در این مقاله سعی می‌کنیم این قبیل تفاوت‌های موجود در میان کشورها را با استفاده از تفاوت در فعالیت‌های اقتصادی و طرح نهادی توضیح دهیم. به طور مشخص از شاخص‌های مشهور آزادی اقتصادی («آزادی دنیا») (گوارتنی و لاوسون، ۲۰۰۵) برای تعیین این نکته استفاده می‌کنیم که کدام یک از عناصر سیاست‌گذاری اقتصادی و چارچوب نهادی در تعیین عرضه کارآفرین‌ها و سطح فعالیت‌های کارآفرینی در جوامع نقش دارند.

    داده‌هایی که در این مقاله در رابطه با سرمایه‌گذاری کارآفرین استفاده کرده‌ایم، از «ناظر جهانی کارآفرینی» (http://www.gemconsortium.org) اخذ شده‌اند که کنسرسیومی تحقیقاتی است که داده‌های مربوط به وجوه مختلف کارآفرینی را در کشورهای مختلف جمع‌آوری می‌کند. ترکیب این دو مجموعه داده در ادبیات این موضوع منحصربه‌فرد است.

    طی دو تا سه دهه گذشته، توجه به نهادها (دیکسیت ۱۹۹۶، نورث ۱۹۹۰)، رشد (رومر ۱۹۹۰) و سرمایه‌گذاری (سگرسترام، آنانت و دینوپولوس ۱۹۹۰، بامول ۱۹۹۳) در اقتصاد به شدت افزایش یافته است (اگرچه به طور کلی توجه به نهادها و رشد همچنان بسیار بیشتر از علاقه به کارآفرینی و سرمایه‌گذاری است. مقایسه کنید با بیانچی و هنرکسون ۲۰۰۵). به طور خاص فصول مشترک‌ این سه بحث، حوزه‌های تحقیقاتی بسیار پرباری بوده‌اند، از این رو بخش عمده‌ای از نظریه اخیر رشد به بررسی ارتباط‌های میان نهادها (و سیاست‌های اقتصادی) با رشد در میان کشورهای مختلف پرداخته است (به عنوان نمونه اولسون ۱۹۸۲، بارو ۱۹۹۱، ساکس و وارنر ۱۹۹۷) و تلاش‌هایی نیز در راستای برقراری ارتباط میان سرمایه‌گذاری و رشد صورت گرفته است (آگیون و هوویت ۱۹۹۲، ونکرز وتوریک ۱۹۹۹، آدرچ و توریک ۲۰۰۱، کری وتوریک ۲۰۰۲).

    به نظر می‌آید توجه به موضوع چگونگی اثرگذاری نهادها و سیاست‌های اقتصادی بر سطح سرمایه‌گذاری کمتر شده است (با این حال برای مطالعه چند مقایسه میان کشورهای مختلف به آدرچ، توریک و ورهلی ۲۰۰۲ و برای مطالعه مقیاس‌هایی میان ایالت‌های مختلف آمریکا به کرفت و سابل ۲۰۰۵ رجوع کنید.) می‌توان پذیرفت که این عدم‌توجه به خاطر مشکلات شناخته شده موجود در مدلسازی تابع سرمایه‌گذاری و تعیین مقدار و اثرات این پدیده بوده است (مقایسه کنید با بیانچی و هنرکسون ۲۰۰۵). با این همه تا آنجا که ارتباط میان چارچوب نهادی و سیاست‌های اقتصادی با رشد توسط فعالیت‌های سرمایه‌گذاری بیان می‌شود، می‌توان به این امر به صورت شکافی در ادبیات بحث نگاه کرد. این امر کاملا فاقد مشکل نیست، زیرا آن طور که بامول (۱۹۹۰) استدلال می‌کند، سرمایه‌گذاری می‌تواند کاملا غیرمولد و حتی ویرانگر باشد. مثلا ممکن است کارآفرینی و سرمایه‌گذاری در فعالیت‌های مجرمانه یا رانت‌‌خوارانه انجام گیرد. با این همه بامول فرض می‌کند که عرضه سرمایه‌گذاری ثابت است (در حالی که توزیع آن میان فعالیت‌های مولد،‌ غیرمولد و ویرانگر می‌تواند تغییر کند.) به وضوح این فرضی قوی است و دلایل قوی برای اتخاذ این فرض که عرضه سرمایه‌گذاری در واقع به بازدهی آن وابسته است، وجود دارند (کرزنر ۱۹۸۵، هنرکسون ۲۰۰۵). به بیان اسرائیل کرزنر «سرمایه‌گذار موجه اصلی پیشرفت است.» (کرزنر ۱۹۸۰) و غفلت از این افراد به معنای بی‌توجهی به یکی از مکانیسم‌های مهم در فرآیند رشد خواهد بود.

    طرح مقاله حاضر از این قرار است. ابتدا برخی از نظریه‌های موجود در باب فعالیت‌ سرمایه‌گذاری را بیان می‌کنیم. بیشتر نظریه‌های اقتصادی حول این موضوع، به شدت انتزاعی هستند و به بحث‌های مشخص درباره مولفه‌های مربوط به نهادها و سیاست‌های اقتصادی در سرمایه‌گذاری وارد نمی‌شوند. بر همین اساس ما چنین بحثی را مطرح می‌کنیم.

    در وهله دوم مجموعه‌ای از رگرسیون‌های انجام شده در کشورهای مختلف را ارائه می‌نماییم که معیارهای مختلف سرمایه‌گذاری و نوآوری را به لحاظ متغیرهای برگرفته از شاخص‌های آزادی اقتصادی شرح می‌دهند. دست آخر به بحث درباره یافته‌های خود پرداخته و یک مجموعه توصیه‌های سیاستی را برای کشورهایی که خواهان افزایش پویایی سرمایه‌گذاری خود هستند، بیان می‌کنیم.

    در مجموع هدف نویسندگان این مقاله، بررسی تجربی عناصر مرتبط با نهادها و سیاست‌های اقتصادی است که بر سرمایه‌گذاری و نوآوری تاثیر دارند و در این میان از مجموعه داده‌هایی استفاده می گردد که اگرچه به نحوه گسترده‌ای به کار برده می‌شوند، اما تا به حال در یک تحلیل واحد کنار هم قرار داده نشده‌اند.

    ● نظریه‌های کارآفرینی و عوامل تعیین‌کننده در آن

    ▪ پدیده کارآفرینی: از آنجا که سرمایه‌گذارها به طرق بسیاری تجسم نیروهای بازار هستند، می‌توان انتظار داشت که چهره‌های اصلی و مهم در اقتصاد باشند، یعنی به عنوان «تنها بازیکنان دارای بیشترین اهمیت در اقتصاد جدید» شناخته شوند. (لازیر ۲۰۰۲، صفحه۱».

    همان طور که نویسندگان زیادی – از‌هایک (۱۹۴۶) و بامول (۱۹۶۸) گرفته تا بیانچی و هنرکسون (۲۰۰۵)- با تاسف بیان کرده‌اند، با وجود این اهمیت سرمایه‌گذاری‌های کارآفرین در دنیای واقعی، در نظریه‌پردازی اقتصادی انعکاس یافته است. با این حال «مقاله‌ای راجع به طبیعت کلی تجارت» اثر ریچارد کانتیون (۱۷۵۵) که معمولا از آن به عنوان اولین کار در حوزه اقتصاد سرمایه‌گذاری یاد می‌شود، بیش از دو دهه زودتر از «ثروت ملل» منتشر شد و بسیاری از مفاهیم مختلف مربوط به سرمایه‌گذاری کارآفرین در ادبیات اقتصادی توسعه یافته‌اند. در ادامه به طور مختصر به بررسی این نکات خواهیم پرداخت (برای مطالعه بحث‌هایی مفصل‌تر رجوع کنید به پراگ (۱۹۹۹)، بیانچی و هنرکسون (۲۰۰۵) و فاس و کلاین (۲۰۰۵).

    ▪ کارآفرینی به مثابه مدیریت: در برنامه درسی مربوط به سرمایه‌گذاری در بسیاری از دانشکده‌های تجاری، پدیده مورد بررسی غالبا «مدیریت بنگاه‌های کوچک» بوده است. سرمایه‌گذارها و افراد کارآفرین به صورت مدیران بنگاه‌های کوچک و دارای مالکیت خانوادگی یا شرکت‌های تازه‌کار تصویر می‌شوند. کارآفرینی از کارهای روزمره مدیریتی، ارتباط با صاحبان سرمایه و سایر منابع بیرونی تامین بودجه، بهبود محصول، بازاریابی و از این دست فعالیت‌ها تشکیل می‌شود. متاسفانه این تصویر از سرمایه‌گذاری آن قدر انعطاف‌پذیر است که عملا فاقد معنا خواهد بود؛ چراکه به نظر می‌آید عملا تمامی جنبه‌های مدیریت کسب‌و‌کارهای کوچک یا جدید را در بر می‌گیرد و در عین حال همین کارها را در صورتی که در بنگاه‌های بزرگ یا جا افتاده انجام شوند، مدنظر قرار نمی‌دهد. به بیان دیگر در صورتی که کارآفرینی تنها مجموعه‌ای از فعالیت‌های مدیریتی یا هر گونه اقدام مدیریتی باشد که درون نوعی خاص از بنگاه‌ها صورت می‌پذیرد، مشخص نیست، چرا باید به خاطر افزودن این عنوان به فعالیت‌های مورد اشاره به خود زحمت دهیم.

    ▪ کارآفرینی به مثابه قدرت تخیل یا خلاقیت: به ویژه در ادبیات مدیریت رایج است که کارآفرینی و سرمایه‌گذاری با جرات، شجاعت، قدرت تخیل یا خلاقیت ربط داده می‌شود (بگلی و بوید ۱۹۸۷، لامپکین و دس ۱۹۹۶). این گونه نظرات بر ویژگی‌های شخصی و روان‌شناختی کارآفرین تاکید می‌کنند. سرمایه‌گذاری به این مفهوم جزئی ضروری از تمام تعمیم‌سازی‌های انسان نخواهد بود، بلکه فعالیتی خاص است که برخی افراد به گونه‌ای خاص و به خوبی برای انجام آن تجهیز شده‌اند (توجه کنید که این ویژگی‌های شخصی را احتمالا می‌توان با انعقاد قرارداد در بازار و خرید خدمات مشاوره‌ای، مدیریت پروژه و شبیه اینها به دست آورد. به عبارت دیگر یک مالک یا مدیر «غیر کارآفرین» می‌تواند فعالیت‌های روزمره بنگاه را با خرید خدمات کارآفرینی موردنیاز در بازار مدیریت کند. افزون‌بر آن این ادبیات به طور آشکار توضیح نمی‌دهد که آیا قدرت تخیل و خلاقیت برای سرمایه‌گذاری و کارآفرینی شرایطی ضروری هستند یا کافی یا فرعی. موسسان بسیاری از بنگاه‌ها به وضوح خلاق و دارای قدرت تخیل هستند. در این صورت آیا می‌توان آنها را کارآفرین و سرمایه‌گذار نامید؟)

    ▪ کارآفرینی به مثابه نوآوری: مفهومی از کارآفرینی که بیش از همه در اقتصاد به آن اشاره می‌گردد، ایده کارآفرین در مقام فرد نوآور و مبتکر متعلق به جوزف شومپیتر است (مثلا سگرستروم و دیگران ۱۹۹۰، آگیون و هوویت ۱۹۹۲، بامول ۱۹۹۳). از دید شومپیتر، کارآفرین «ترکیب‌های تازه» - محصولات، شیوه‌های تولید، بازارها، منابع عرضه یا ترکیبات صنعتی جدید – را ارائه نموده و اقتصاد را از طریق فرآیندی که وی آن را «ویرانگری خلاق» می‌نامد (شومپیتر ۱۹۱۱)، از تعادل پیشین خارج می‌کند. شومپیتر با درک این نکته که سرمایه‌گذار و کارآفرین از هیچ جایگاهی در سیستم تعادل عمومی والراس (که شومپیتر او را بسیار تحسین می‌کرد) برخوردار نیست، نقش منبع تغییر اقتصادی را به کارآفرین داد (این نقش ایجاد کسب‌و‌کار جدید را در بر می‌گیرد، اما محدود به آن نیست.) شومپیتر به دقت میان کارآفرین و صاحب سرمایه تمییز نهاد (و اقتصاددان‌های نئوکلاسیک را به شدت به خاطر خلط این دو با هم مورد انتقاد قرار داد.) کارآفرین شومپیتری اصلا نیازی به تملک سرمایه یا حتی کار در چارچوب یک بنگاه فعال در حوزه کسب‌و‌کار ندارد. در نظر او «افراد تنها زمانی به عنوان کارآفرین عمل می‌کنند که واقعا ترکیب‌های جدیدی را به وجود آورند و به محض آن که کسب‌و‌کار خود را شکل داده و همان طور که سایر افراد بنگاه‌های خود را اداره می‌کنند، به اداره آن مشغول شوند، ویژگی و شخصیت کارآفرین‌ها را از دست می‌دهند.» (اکلاندو هبرت ۱۹۹۰، ص ۵۶۹). از این رو حتی اگر کارآفرین بتواند با نوآوری، بنگاهی انحصاری را پایه‌گذاری کند که سودهای نامحدودی را به بار آورد، «... جریان بهره‌های کسب شده توسط فرد کارآفرین در نقش کارآفرینانه او بسیار موقتی است» (بامول، ۱۹۹۳، ص ۷).

    کارآفرینی به مثابه هوشیاری یا اکتشاف: شاید قدرتمندترین رقیب این مفهوم شومپیتری، ایده کارآفرینی به عنوان «هوشیاری» نسبت به فرصت‌های کسب سود باشد. اگرچه این مفهوم در نظرات کانتیون و کلارک راجع به کارآفرینی وجود داشته است، اما کامل‌ترین شرح آن توسط اسرائیل کرزنر (به عنوان مثال ۱۹۹۷) ارائه گردیده است. کرزنر در توصیف رقابت به عنوان یک فرآیند کشف، از‌هایک (۱۹۶۸) دنباله‌روی می‌کند؛ در این تفسیر، منبع کسب سود کارآفرینانه عبارت از آینده‌نگری برتر است – کشف چیزی (محصولات جدید، تکنولوژی کاهنده هزینه) که دیگر افراد مشارکت‌کننده در بازار از آن بی‌اطلاع هستند. ساده‌ترین حالت این امر به دلالی بازمی‌گردد که تفاوتی را در قیمت‌های کنونی کشف می‌کند که می‌توان از آن برای کسب سود مالی بهره جست. در حالتی نوعی‌تر کارآفرین آماده محصولی تازه یا یک فرآیند تولیدی برتر است و پیش از سایرین برای پرکردن این شکاف موجود در بازار قدم پیش می‌گذارد. در این دیدگاه موفقیت نه از پیگیری مساله حداکثرسازی که به خوبی تعیین شده است، بلکه از داشتن نوعی آگاهی یا بینش که هیچ کس از آن بهره‌مند نیست – یا به عبارت دیگر از چیزی ورای چارچوب مشخص بهینه‌سازی- ناشی می‌گردد. نقطه‌نظر کرزنر حول آینده‌نگری برتر با مفهوم جست‌و‌جو از دید استیگلر فرق دارد. از دید استیگلر ارزش دانش جدید از قبل معلوم است و هر کس که مایل به پرداخت هزینه‌های جست‌و‌جوی مربوطه باشد، می‌تواند از آن بهره گیرد. «جست‌و‌جوگر استیگلری مشخص می‌کند که کندوکاو در اتاق‌های پراز گرد و غبار زیر شیروانی و کشوهای شلخته و نامرتب در پی طرحی که عمه انیذ فکر می‌کرد شاید متعلق به لاوترک باشد، ارزش صرف چه مقدار زمانی را دارد، اما کارآفرین کرزنری به خانه‌ای وارد می‌شود و نگاهی سرسری به عکس‌هایی می‌اندازد که سال‌ها به همان نقطه آویزان بوده‌اند.» آیا آن تصویر روی دیدار متعلق به لاوترک نیست؟» (ریکتس ۱۹۸۷، ص ۵۸)).

    کارآفرین‌های کرزنری مالک سرمایه نیستند. آنها تنها باید نسبت به فرصت‌های کسب سود هوشیار باشند. از آنجا که این افراد هیچ گونه دارایی ندارند، هیچ عدم‌اطمینانی را نیز متحمل نمی‌شوند. منتقدین بر این نکته به عنوان نقصی در مفهوم ارائه شده از جانب کرزنر انگشت گذاشته‌اند. براساس این نقد، صرف هوشیاری در قبال فرصت‌های سودآوری برای کسب سود کفایت نمی‌کند. کارآفرین باید برای به دست آوردن سود مالی منابعی را سرمایه‌گذاری کند تا فرصت کشف شده کسب سود را از قوه به فعل درآورد.

    به‌علاوه به استثنای موارد معدودی که در آنها خرید با قیمت پایین و فروش با قیمت بالا تقریبا بلافاصله و فوری صورت می‌گیرد (مثلا در تجارت الکترونیکی روی ارزیابی آتی‌های کالایی)، حتی تراکنش‌های معامله‌گرانه و دلالی نیز برای انجام خود به صرف مقداری زمان نیاز دارند. ممکن است پیش از آن که دلال کالای خود را بفروشد، قیمت فروش افت کند و لذا دلال صرف حتی با احتمال ضرر مواجه گردد. در صورت‌بندی کرزنر بدترین اتلافی که می‌تواند برای یک کارآفرین روی دهد، ناتوانی در کشف فرصت‌های سودآوری موجود است. کارآفرین‌ها یا سود به دست می‌آورند یا در وضعیتی سر به سر قرار می‌گیرند، اما معلوم نیست چگونه متحمل ضرر می‌شوند.

    ▪ کارآفرینی به مثابه قضاوت: جایگزینی برای تفسیرهای پیشین آن است که از تصمیم‌گیری‌های همراه با قضاوت تحت‌شرایط عدم‌اطمینان تشکیل می‌گردد. قضاوت اساسا به تصمیم‌گیری در حوزه کسب‌و‌کار در زمانی اشاره دارد که محدوده پیامدهای احتمالی عموما نامشخص هستند و پرواضح است که در این حالت احتمال بروز هر یک از پیامدها نیز نامعلوم است (این چیزی است که نایت (۱۹۲۱) عدم‌اطمینان می‌نامد و نه ریسک احتمالی). قضاوت با جسارت، نوآوری، هوشیاری و رهبری فرق دارد. این پدیده باید هم برای فعالیت‌های در جریان و هم برای ریسک‌های جدید در شرایطی این جهانی انجام گیرد، در حالی که هوشیاری امری انفعالی است، اما قضاوت فعالانه خواهد بود. کارآفرین‌ها «افرادی هستند که سعی می‌کنند با تعدیل فعالانه نسبت به تغییرات، سود کسب کنند. آنها به این راضی نیستند که به شیوه‌ای انفعالی... فعالیت‌های خود را با تغییرات کاملا قابل‌پیش‌بینی یا تغییراتی که هم‌اکنون در شرایط پیرامونی آنها روی داده‌اند، تطبیق دهند، بلکه خود تغییر را فرصتی برای بهبود شرایط خود می‌دانند و جسورانه سعی در پیش‌بینی و بهره‌گیری از آن می‌کنند.» (سالرنو ۱۹۹۳، ص ۱۲۳). ممکن است افرادی که در تصمیم‌گیری‌ قضاوتی تخصص دارند رهبرانی پویا و کاریزماتیک باشند، اما لزوما نیازی به داشتن این ویژگی‌ها ندارند. تصمیم‌گیری تحت شرایط عدم‌اطمینان امری کارآفرینانه است، چه متضمن قدرت تخیل، خلاقیت، رهبری و عوامل مربوط به آنها باشد و چه نباشد.

    ▪ تعریفی در باب کارآفرینی: ما با کمک گرفتن از اقدامات فوق در توسعه اقتصاد کارآفرینی و با بازگویی آنها (ونکرز و توریک ۱۹۹۹، صص ۷-۴۶) کارآفرینی را به صورت توانایی و تمایل آشکار افراد در راستای ادراک فرصت‌های جدید اقتصادی و ارائه شیوه‌های خود جهت استیلا بر این فرصت‌ها در بازار و در مواجهه با عدم‌اطمینان تعریف می‌کنیم. براساس نظرات شومپیتر این فرصت‌ها می‌توانند محصولات تازه، فرآیندهای نو، شیوه‌های جدید سازماندهی و ترکیبات تازه بازار – محصول باشند. افراد می‌توانند این توانایی و تمایل را به تنهایی در مقام مدیر / مالک بنگاه‌ها، به عنوان کارآفرین‌هایی درون شرکت‌ها یا به مثابه بخشی از تیم‌های داخل بنگاه‌ها عملی سازند. آنها این کار را با اتخاذ تصمیمات نامطمئن درباره به‌کارگیری منابع ارزشمند انجام می‌دهند. در کل ما کارآفرینی را به صورت یک مشخصه رفتاری افراد تعریف می‌کنیم. با این وجود اندازه‌گیری این ویژگی رفتاری معمولا بسیار سخت است و لذا تحقیقات تجربی بر آنچه اصولا پیامدهای این خصیصه هستند (مثل تشکیل بنگاه جدید) تکیه می‌نمایند.

    ● عوامل موثر بر کارآفرینی

    خلاصه‌های فوق درباره کارهای کلاسیکی که در حوزه اقتصادی کارآفرینی صورت گرفته‌اند، حکایت از چندین عامل تعیین‌کننده بلاواسطه در ارتباط با این پدیده هستند. از این رو شومپیتر و نایت، هر دو بر عواملی تمرکز می‌کنند که مثل درجه «خطرپذیری» فرد (نایت ۱۹۲۱) یا میزان «اشتیاق» یا «هوش» فرد جهت اعمال «رهبری» (شومپیتر ۱۹۱۱)، در ذات کارآفرین بالقوه هستند (نایت ۱۹۲۱). در مقابل صراحت و دقت چندانی در کارهای کلاسیک صورت گرفته در باب پیش‌نیازهای نهادی و سیاستی اقتصادی برای (موفقیت در) کارآفرینی وجود ندارد. هم نایت و هم شومپیتر بر دسترس‌پذیری اعتبار تاکید می‌کنند.

    شومپیتر (۱۹۱۱) وجود کارآفرینی را به عرضه سایر فرصت‌های تمایز اجتماعی نیز پیوند می‌دهد. او همچنین در سال ۱۹۴۲ کارآفرینی را در یک نظریه موسع اجتماعی – فرهنگی وارد ساخت.

    با این حال جست‌و‌جوی بحث‌هایی دقیق‌تر درباره مقدمات نهادی مرتبط با سیاست‌های اقتصادی برای فعالیت کارآفرینی در آثار کلاسیک تلاشی بیهوده خواهد بود. دلیل این امر شاید آن است که این تصور (کاملا جا افتاده و رایج کنونی) که نهادها متضمن سیستم‌هایی از انگیزه‌ها هستند، در زمان نگارش آثار شومپیتر و نایت در اقتصاد ادغام نشده بود. اضافه‌بر اینها دستگاه‌های دولتی اندازه‌ای شبیه‌اندازه خود در دولت‌های معاصر رفاهی نداشتند و لذا بی‌توجهی در آثار کلاسیک نسبت به این بحث قابل‌درک است (شومپیتر ] ۱۹۴۲[ تا حدودی از این امر مستثنا است).

    یک استثنا به اثر کرزنر (۱۹۸۵) (که مسلما بسیار موخرتر از آنها می‌باشد) برمی‌گردد. وی (۱۹۸۲، ص ۱۱) معتقد است که فرصت سودآوری به بروز هوشیاری کارآفرینانه منجر می‌گردد. تفاوت‌های قیمتی که نشانگر فرصت کسب سود هستند، «چراغ قرمزهای چشمک‌زنی» می‌باشند که به کارآفرین‌ها نسبت به کانون‌های بی‌توجهی و غفلت در بازار هشدار می‌دهند. این افراد با رفتن به سراغ این کانون‌ها و به عبارت دیگر با بهره‌گیری از سودهای حاصل از معامله که هیچ کس دیگری متوجه وجود آنها نشده است، بازار را به تعادل می‌رساندند. با این همه نظام پیام‌دهی بازار می‌تواند به طرق گوناگونی از کار بیفتد. لذا کرزنر معتقد است که دخالت‌های دولت از قبیل اعمال حداقل و حداکثرهای قیمتی و ملی‌سازی کامل، فرآیند پیام‌دهی اطلاعاتی بازار را نابود می‌کند. دخالت‌های دولتی که هدف از آنها بهبود پیام‌های بازار است، بر مبنای این فرض معمولا اشتباه و توهم‌آمیز قرار دارند که بوروکرات‌های دولتی از قبل می‌دانند که بازار چه چیزی را در اختیار افراد قرار خواهد داد. علاوه‌بر این مشکل بنیادین مرتبط با آگاهی، این مساله انگیزشی نیز مطرح است که بوروکرات‌های دولتی برخلاف کارآفرین‌ها از انگیزه کافی جهت کشف قیمت‌های صحیح برخوردار نیستند. از این رو دخالت‌های دولت به طور کلی فرآیند کشف کارآفرینانه را با مانع مواجه کرده و از بروز پیامدهای آن که به بهبود رفاه منجر می‌شوند، جلوگیری می‌نمایند.

    ● عوامل نهادی تاثیرگذار بر کارآفرینی

    این که نهادها چگونه بر عرضه و کیفیت فعالیت‌های کارآفرینی اثر می‌گذارند، همانند این مساله که آیا نهادها بر ارتباط کارآفرینی با موفقیت تجاری تاثیر می‌گذارند یا خیر، حوزه‌ای بوده است که در اقتصاد جریان اصلی به میزان نسبتا کمی به آن توجه شده و مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته است. یقینا بخش عمده‌ای از تحقیقات کاربردی در زمینه اقتصاد بنگاه‌های کوچک، جغرافیای اقتصادی، مطالعات نوآورانه و... با این امر سر و کار داشته است که نهادها و سیاست‌های اقتصادی چگونه بر شکل‌گیری کسب‌و‌کارهای کوچک و نرخ نوآوری تاثیر می‌گذارند و بسیاری از این مطالعات آشکارا بر درک عوامل اثرگذار بر کارآفرینی متکی هستند.

    با این حال مجموعه عوامل احتمالی موثر بر کارآفرینی بسیار بزرگ است و اندازه دولت، درجه پیچیدگی و بوروکراسی اداری، فضای مالیاتی، نظام حقوقی مالکیت فکری، اعمال این حقوق به طور کلی، میزان اعتماد، قوانین رقابتی، آزادی سیاسی، قوانین کار، نظام تامین اجتماعی، قانون ورشکستگی، فساد، جرم، ترکیب قومیتی جامعه، دسترس‌پذیری سرمایه مالی و... را در بر می‌گیرد. برخی از این موارد در کارهای پیشین بررسی شده‌اند (مثلا برونتی، کیسونکووودر ۱۹۹۷، گریلووتوریک ۲۰۰۳). در ادامه به بررسی مولفه‌هایی خواهیم پرداخت که می‌توانند به مفهوم «آزادی اقتصادی» ربط داده شوند. این مفهوم ساختاری مرکب است که عناصری را شامل می‌شود که نهایتا همگی به امنیت و دامنه حقوق مالکیت خلاصه می‌شوند، اما به عنوان مثال شامل آزادی پس‌انداز، تغییر مشاغل، آزادی قراردادی، آزادی حفظ درآمد و... می‌گردند: (همچنین رجوع کنید به سابل، کلارک و لی ۲۰۰۶).

    ● آزادی اقتصادی و کارآفرینی

    دانشمندان کلاسیک – لیبرال در اکثر قریب به اتفاق موارد عبارت اندازه دولت را به معنای گسترده آن - یعنی حدی که دولت از طریق مصرف، بازتوزیع به واسطه طرح‌های پرداخت انتقالی، سرمایه‌گذاری عمومی و اعمال مالیات‌های نهایی به دخالت در اقتصاد می‌پردازد – به عنوان شاخصی راضی‌کننده از آزادی اقتصادی به کار گرفته‌اند. دلایل بسیاری در این باره که انتظار می‌رود اندازه دولت- براساس مبانی تجربی- بر کارآفرینی اثر بگذارد، وجود دارند.

    در آشکارترین حالت اگر فعالیت‌های اقتصادی در صنایع یا بخش‌های خاصی اساسا ملی شده باشند، از محدوده کارآفرینی کاسته می‌گردد، زیرا ملی‌سازی غالبا (و البته نه ضرورتا) به معنای ایجاد انحصارگری عمومی خواهد بود. این امر آشکارا در صنایعی از قبیل مراقبت از کودکان، مراقبت‌های بهداشتی و مراقبت از سالمندان در اکثر بخش‌های دنیای صنعتی غرب صادق است. کنترل‌های غیرمستقیم‌تر دولتی همانند الزام به داشتن مجوز جهت انجام برخی از معاملات خاص نیز می‌توانند مثلا به این دلیل که اعطای مجوز به بروز موانع ورود می‌انجامد، باعث کاهش فعالیت‌های کارآفرینی گردد (دمستز، ۱۹۸۲). هر قدر که دولت به میزان بیشتری به سطوح بالای ارائه خدمات مختلف با بودجه عمومی (مثل مراقبت از سالمندان، آموزش و...) و به نظام‌های گشاده‌دست تامین اجتماعی وارد شود، انگیزه‌های ورود به فعالیت‌های کارآفرینی جهت امرار معاش (آنچه می‌توان «کارآفرینی ضروریات» نامید) نیز به‌اندازه بیشتری کاهش پیدا می‌کند، زیرا در این صورت عملا دستمزد حداقلی نسبتا بالایی برای افراد تضمین خواهد گردید. با این وجود این قبیل طرح‌ها انگیزه انباشت ثروت فردی را نیز پایین خواهند آورد که انتظار می‌رود سطح فعالیت‌های کارآفرینی را به گونه‌ای منفی تحت‌تاثیر قرار دهند (هنرکسون ۲۰۰۵، ص۱۱). یکی از دلایل این امر آن است که قضاوت و تصمیم‌گیری کارآفرینی شخصی است و غالبا مخابره آشکار آن به سرمایه‌گذارهای بالقوه سخت خواهد بود (نایت ۱۹۲۱). ممکن است کارآفرین حداقل در مرحله آغاز به کار مجبور باشد که سرمایه مورد نیازش را خود تامین کند. در صورتی که تشکیل ثروت شخصی به خاطر طرح‌های گشاده‌دستانه پرداخت‌های انتقالی عمومی و... کاهش یابد، تامین این بودجه مشکل خواهد شد. اضافه بر آن در صورتی که کارآفرین‌ها تنها قادر باشند سرمایه شخصی اندکی را به فعالیت مخاطره‌آمیز کارآفرینی خود اختصاص دهند، پیام آنها در ارتباط با تعهدشان به این فعالیت مخاطره‌آمیز، به سرمایه‌گذارهای بالقوه بیرونی به همان میزان ضعیف‌تر خواهد بود.

    دولت بزرگ نیازمند تامین بودجه است که این امر دست آخر از طریق وضع مالیات صورت می‌گیرد. همان‌طور که هنرکسون (۲۰۰۵، ص ۹) به درستی خاطرنشان می‌کند:

    «... برای تحلیل چگونگی اثرگذاری سیستم مالیاتی به رفتار کارآفرینی، تنها تمرکز بر مالیات وضع شده بر صاحبان بنگاه‌ها کفایت نمی‌کند. بازدهی حاصل از تلاش‌های کارآفرینی تا حد زیادی به صورت مالیات بر درآمد دستمزدی مشمول این سیستم قرار می‌گیرد.»

    یک دلیل این امر آن است که بخشی از درآمد حاصل از شرکت‌های با مالکیت نزدیک به هم، می‌توانند در قالب درآمد دستمزدی (بسته به نظام خاص مالیاتی) پرداخت گردد و نیز اینکه فعالیت‌های کارآفرینی می‌توانند توسط کارگرها انجام شوند. بازدهی رفتار کارآفرینی در بنگاه‌ها (مثل حق خرید سهام، اضافه پرداخت بابت پیشرفت کار و...) در قالب درآمد دستمزدی مشمول مالیات قرار می‌گیرند. هنرکسون (۲۰۰۵، ص ۱۴) همچنین اشاره می‌کند که بالا بودن سطح مالیات‌ها باعث می‌شود که خدمات مرتبط با خانوارها از دسترس کارآفرین خارج شده و نتوان از آنها در این حوزه استفاده کرد. وی متذکر می‌شود که «... بالا بودن نرخ‌های مالیات شخصی از ارائه کالاها و خدمات در بازار که جایگزین نزدیکی برای خدمات تولید شده در خانه هستند، جلوگیری می‌کند.» (ص ۱۵).

    مساله‌ای مرتبط اما مجزا در شاخص کلی آزادی اقتصادی به اعمال حقوق مالکیت- یعنی اینکه این حقوق در گذر زمان تا چه حد امنیت دارند- بازمی‌گردد (نورث ۱۹۹۰، بارزل ۲۰۰۵). بخش بسیار بزرگی از ادبیات تاریخ اقتصاد، حقوق مالکیت فکری و نوآوری بر اهمیت تعریف دقیق و اعمال این حقوق در فعالیت‌های کارآفرینی در سطح خرد و توسعه اقتصادی در سطح کلان اشاره دارند. در این صورت باید انتظار داشت که ویژگی‌های نهادی از قبیل کیفیت نظاره‌ها و سیستم قضایی بر سطح کلی فعالیت‌های کارآفرینی اثر داشته باشند.

    سومین نکته مهم در شاخص‌های آزادی اقتصادی به گونه‌ای قابل‌پذیرش، وجود پول مناسب و به‌ویژه نرخ و نوسان تورم است (فریدمن، ۱۹۶۲)؛ اگرچه پیش‌بینی‌های مربوط به قیمت‌های نسبی آتی به طور کلی برای تصمیم‌گیری‌های اقتصادی حائز اهمیت هستند، اما منطقی است که اهمیت آنها برای کارآفرین‌ها به نحو خاصی زیاد است؛ چراکه این افراد اساسا بورس‌بازهایی هستند که درآمد مازادی را به دست می‌آورند (نایت ۱۹۲۱، کرزنر ۱۹۹۷). تورم و خاصه تورم نامنظم، اثرات پیام‌دهی قیمت‌های نسبی را از کار می‌اندازد (فریدمن، ۱۹۷۷). اگرچه این امر ممکن است برای کارآفرین‌های ریسک دوست به میزان کمتری مشکل تلقی شود، اما بسیاری از افراد کارآفرین و به ویژه آنهایی که برای گذراندن ضروریات یا فعالیت درون ‌بخش‌های کاملا توسعه‌یافته به کارآفرینی می‌پردازند، ریسک‌گریز هستند.

    نهایتا براساس گفته کرزنر (۱۹۸۵)، نظارت‌های عمومی، موردی مهم در شاخص‌های آزادی اقتصادی که مبین فراوانی فعالیت‌های کارآفرینی هستند، می‌باشد. مسلما نظارت‌ها هم می‌توانند به کارآفرین‌هایی که به قوانین آشکار و اعمال پیش‌بینی‌پذیر آنها نیاز دارند، کمک کنند و هم می‌توانند مانع از فعالیت آنها شوند. از سوی دیگر نظارت‌های گسترده و زیاده از حد فشارهایی را بر تمام بنگاه‌ها و نه فقط شرکت‌های تازه‌کار وارد می‌آورند که می‌توانند مانع از ادامه کار آنها گردند. افزون‌بر آن بامول (۱۹۹۰) به این نکته اشاره کرد که ممکن است افراد فعال در محیط‌های اقتصادی دارای نظارت‌های شدید از ورود به فعالیت‌های رانت‌جویانه درون بخش عمومی – که وی آنها را «کارآفرینی مخرب» می‌نامند – بیشتر از ورود به فعالیت‌های واقعی اقتصادی منتفع شوند.

    ● شواهد تجربی

    داده‌های مورداستفاده در این تحقیق از سه منبع مختلف اخذ شده‌اند و در جدول ۱ به طور خلاصه ارائه گردیده‌اند.

    متغیرهای وابسته‌ای که در ادامه می‌آیند، از پایگاه داده سال ۲۰۰۱ کنسرسیوم ناظر جهانی کارآفرینی (GEM) گرفته شده‌اند که یک نظرسنجی پرسش نامه‌ای غنی در مقیاس بزرگ است که در نمونه‌های شامل افراد ۱۸ تا ۶۴ ساله در ۲۹ کشور انجام می‌گیرد و در کل نزدیک به ۷۷۰۰۰ پاسخ‌دهنده در آن شرکت می‌کنند. این داده‌ها حاوی پاسخ‌های ارائه ‌شده به تعداد بسیار زیادی از سوالات مختلف هستند که حول فعالیت‌های کارآفرینی، دلیل انجام آنها و نیز چگونگی تامین مالی این فعالیت‌ها مطرح شده‌اند.

    ما از سه متغیر بر ساخته از این داده‌ها استفاده می‌کنیم. این داده‌ها که در سطح کشورها جمع‌زده شده‌اند، عبارتند از (به خوانندگانی که ممکن است بخواهند خود از پایگاه داده‌های GEM استفاده کنند، متذکر می‌شویم که برای ساخت داده‌های کلی از متغیرهای tea۰۱، tea۰۱ opp و tea۰۱ncc استفاده کرده‌ایم):

    TEA * که به سطح کل فعالیت‌های کارآفرینی اشاره دارد و با استفاده از نسبت پاسخ‌دهنده‌هایی که در هر کشور پاسخ می‌دهند و در طول دوره نمونه‌گیری در شروع یک فعالیت اقتصادی (راه‌اندازی یک بنگاه) وارد شده‌اند، اندازه‌گیری می‌شود. این متغیر به معنای واقعی کلمه تمامی بنگاه‌های تازه‌کار را فارغ از نوع آنها و دلیل فعالیت‌هایی که انجام می‌دهند، در بر می‌گیرد.

    از آنجا که پایگاه داده GEM سوالاتی را نیز درباره دلایل راه‌اندازی بنگاه توسط پاسخ‌دهنده‌ها در خود دارد، می‌توان بین دو نوع گسترده فعالیت‌های کارآفرینی، «کارآفرینی از روی فرصت» و «کارآفرینی برای رفع ضروریات» تمییز نهاد:

    * TEAopp برابر با بخشی از همین نمونه است که می‌گویند به این دلیل شروع به انجام یک فعالیت خاص کرده‌اند که فکر می‌کنند این کار یک فرصت اقتصادی را پیش روی آنها قرار می‌دهد («کارآفرینی از روی فرصت»)

    * TEANEC برابر با بخشی از همین نمونه مورد بحث است که می‌گویند دلیل انجام یک فعالیت مشخص از سوی آنها این بوده است که آن را احتمالا در راستای حفظ استانداردهای مناسب زندگی یا در کشورهای در حال توسعه جهت اینکه بتوانند از خانواده خود پشتیبانی کنند، «ضروری» می‌شمارند («کارآفرینی برای رفع ضروریات»).

    باید بر این نکته تاکید کرد که ما در این مقاله تنها فعالیت‌های واقعی کارآفرینی اقتصادی از طریق راه‌اندازی بنگاه‌ها را اندازه‌گیری می‌کنیم. از این رو باید اشاره کرد که ما نه فعالیت‌های کارآفرینی که درون بنگاه‌های موجود رخ می‌دهند و نه فعالیت‌های بالقوه‌ای که می‌توانستند در صورت نبود مانع در کشورها انجام گیرند را مدنظر قرار می‌دهیم.

    با این همه آشکار است که حتی در نمونه‌ای که تنها متشکل از ۲۹ کشور باشد، تفاوت میان کشورهای مختلف قابل‌ملاحظه خواهد بود. داده‌های TEA بین حداقل ۹/۲ درصد در نمونه (ژاپن) و حداکثر ۲/۲۰ درصد (مکزیک) توزیع شده‌اند. شاخص فرصت میان ۳/۱ درصد (ژاپن) و ۳/۱۳ درصد (مکزیک) و شاخص ضرورت نیز بین ۲/۰ درصد (دانمارک) و ۸/۶ درصد (مکزیک) توزیع شده‌اند. داده‌های مربوط به کارآفرینی در سطح کشورها در جدول ۲ خلاصه گردیده‌اند.

    در ادامه لگاریتم GDP سرانه که با استفاده از قدرت خرید دلار آمریکا پس از تعدیل اثر نرخ‌های ارز اندازه‌گیری شده و از جداول جهانی پن (هستون و سایرین، ۲۰۰۲) برگرفته شده است را کنترل می‌کنیم. همچنین با وارد ساختن متغیرهایی برای کشورهای شمال آفریقا، آفریقای زیر صحرا، خاورمیانه، آمریکای لاتین و کشورهای پساکمونیستی در شرق اروپا و آسیای مرکزی به بررسی تفاوت‌های منطقه‌ای خواهیم پرداخت.

    بالاخره اینکه متغیرهای سیاستی این مقاله از داده‌های مربوط به آزادی اخذ شده‌اند که توسط موسسه کانادایی فریزر جمع‌آوری گردیده و هر سال در گوارتنی ولاوسون (۲۰۰۵) منتشر می‌شوند. شاخص‌های آزادی اقتصادی در تعداد زیادی از مطالعات، مورد استفاده قرار گرفته‌اند که از جمله نشان‌دهنده اثرات قابل‌ملاحظه آنها بر نرخ‌های رشد اقتصادی هستند. (مثلا برگرن ۲۰۰۳).

    ما در استفاده از این نوع داده‌ها در این شرایط از کرفت و سابل (۲۰۰۵) پیروی کرده‌ایم. در مقاله حاضر از تمامی پنج شاخص جزئی آزادی اقتصادی استفاده می‌کنیم. این پنج زیرشاخص عبارتند از:

    ▪ اندازه دولت – که میزان دخالت دولت در اقتصاد از طریق مصرف، بازتوزیع به واسطه طرح‌های پرداخت انتقالی، سرمایه‌گذاری‌های عمومی و اعمال مالیات‌های نهایی را اندازه‌گیری می‌کند. ما به جای استفاده از این شاخص خالص، آن را به چهار مولفه سازنده آن تقسیم می‌کنیم.

    ▪ کیفیت قانونی – که حمایت از حقوق افراد در مقابل زندگی و دارایی آنها که به طریق قانونی به دست آمده باشد و نیز احترام به این حقوق دارایی‌ها را اندازه می‌گیرد. شاخص کیفیت قانونی مشتمل بر زیرشاخص‌های استقلال قضایی، بی‌طرفی دادگاه‌ها، حمایت از حقوق مالکیت فکری، دخالت نظامی در حقوق و سیاست و یکپارچگی نظام حقوقی است.

    ▪ پول مناسب – که شامل نرخ بهره و میزان تغییرات آن و کنترل‌های پولی است و سازگاری سیاست‌های پولی را اندازه‌گیری می‌کند.

    ▪ تجارت بین‌المللی – که دامنه تجارت و موانع تجاری و جریان‌های سرمایه، هم از طریق جریان‌های سرمایه‌گذاری و تجاری واقعی و هم از طریق شاخص‌های موانع تعرفه‌ای و غیرتعرفه‌ای در برابر تجارت و سرمایه را اندازه می‌گیرد.

    ▪ کیفیت نظارتی – که شامل سه زیر شاخص است که آزادی از نظارت‌ها و کنترل‌های دولتی در بازار کار و بازارهای مالی و آزادی از کنترل‌های قیمتی در بازارهای کالاها و خدمات را اندازه‌گیری می‌کند. این سه حوزه نیز به نوبه خود شامل این موارد هستند:

    ۱) اثر حداقل دستمزدها، فعالیت‌های مربوط به استخدام و اخراج کارگرها، سهم بخشی از نیروی کار که دستمزد آن در فرآیند چانه‌زنی متمرکز تعیین می‌گردد، میزان گشاده‌دستی در اعطای عواید بیکاری و استفاده از افرادی که به خدمت اجباری سربازی گماشته شده‌اند،

    ۲) درصد سپرده‌های نگهداری شده در بانک‌های با مالکیت خصوصی، رقابت بانکی، درصد اعتبار اعطاشده به بخش خصوصی و محدوده کنترل‌های اعمال‌شده بر نرخ بهره و

    ۳) کنترل‌های قیمتی، روندهای اداری که مانعی برای کسب‌و‌کار هستند، زمان صرف شده جهت امور اداری، راحتی به راه‌اندازی یک بنگاه جدید و لزوم پرداخت‌های نامنظم.

    [Image]
    کریستین بیورنسکف، نیکلای فاس
    مترجم: محسن رنجبر
    کریستین بیورنسکف، استاد دپارتمان اقتصاد دانشکده تجاری آرهوس در دانمارک و نیکلای فاس، عضو مرکز مدیریت استراتژیک و جهانی‌سازی دانشکده تجاری کپنهاگ و استاد دپارتمان استراتژی و مدیریت در دانشکده اقتصاد و مدیریت ارتباطی تجار نروژ هستند.
    سپاسگزاری
    از کلدلاورسن به خاطر مطالعه پیش‌نویس اولیه متن و ارائه نظرات خود درباره آن و نیز از مرکز مطالعات سیاسی دانمارک به خاطر تامین بودجه بخشی از کار روی این مقاله سپاسگزاریم.
    منبع: www.druid.dk
    روزنامه دنیای اقتصاد ( www.donya-e-eqtesad.com )
    ۹ وجه تمایز کارآفرینان موفق در زیر شرح داده شده است که با فراگیری آنها می‌توانید تفاوت قابل ملاحظه‌ای در نوع تفکر، ارزیابی و دیدگاهتان ایجاد کنید.

    مرتبط با:همت مضاعف در کار و کارآفرینی


    کارآفرینان موفق نگاه نو و متفاوتی به کار و زندگی‌شان دارند. تفاوت آنها با کارآفرینان ناموفق ظریف اما قابل تمیز است. این تفاوت‌ها فراتر از خواسته‌ها و رویاهای آنهاست. این تفاوت‌ها به عادات یا رموز نهایی برنمی‌گردد. تفاوت آنها به نیروی قابل سنجشی برمی‌گردد که در دایره تفکر و تعقل این افراد نهفته است و موجب می‌شود تحولاتی در شیوه کار، زندگی و روابط شغلی آنها پدید آید.

    در این مقاله قصد داریم «ویژگی‌‌های» متمایز کننده کارآفرینان موفق را بررسی کنیم نه «عادات» آنان را. زیرا «عادات» پیش از مطالعه کردن به وجود می‌‌آیند و در اصل نیازی به مطالعه آنها نیست. از سوی دیگر، کسب عادات دیگران موجب می‌شود از مسیر خود دور افتید، چرا که اینها عادات «شما» نیست.

    ۹ وجه تمایز کارآفرینان موفق در زیر شرح داده شده است که با فراگیری آنها می‌توانید تفاوت قابل ملاحظه‌ای در نوع تفکر، ارزیابی و دیدگاهتان ایجاد کنید.

    ۱) اجبار یا توان

    وقتی می‌خواهید چیزی را به زور کسب کنید، باید از همه طرف متوسل به جبر شوید که نیازمند تلاش و تقلای بسیار است. این در حالیست که تکیه بر آنچه در توان دارید نیرویی خلق می‌کند که از تونایی‌ها فراتر می‌رود. وقتی فرد تمام نیروهای درونی، باورها و عواطفش را هم سو می‌سازد احساس قدرت وتوانمندی می‌کند و این امر موجب می‌شود با صرف انرژی کمتر به اهدافش نایل گردد. به عبارتی فرد با هر قدم که برمی‌دارد چندین گام جلو می‌افتد.

    ۲) تحقق وظایف یا نیل به هدف

    تحقق کارها با به پایان رساندن و تمام کردن آنها همراه است و بیشتر به وظایف برمی‌گردد. وقتی انسان کاری را به پایان می‌رساند آن چیز معنا و اهمیت خود را از دست می‌دهد. آیا تا به حال برای تحقق کاری تلاش و کوشش کرده‌اید؟ اگر چنین بوده است آیا با تحقق آن احساس نکرده‌اید آنقدرها هم مهم نبوده است؟ این تجربه همواره با یاس همراه است. اما نیل به هدف هیچ‌گاه پایان‌پذیر نیست. چرا که با آگاهی معنوی از معنا و اهمیت کار همراه است. این دیدگاه همواره آرامش دهنده و الهام‌بخش است.

    ۳) کسب اطلاعات یا به کار بستن آنها

    بدیهی است که کسب اطلاعات تنها در صورت به کار بستن آنها ثمربخش خواهد بود. متاسفانه بسیاری از کارآفرینان و کارفرمایان ساعات زیادی را صرف مطالعه و کسب اطلاعات می‌کنند. اما هیچ‌گاه آنها را به کار نمی‌بندند.

    ۴) تفکیک یا تلفیق

    کارآفرینان موفق می‌گویند پیش از هر چیز به زندگی‌شان به صورت بخش‌های تفکیک شده نگاه کرده‌اند. این افراد حتی در تجارتشان هم چنین نگاهی به خدمات، محصولات و حتی تلاش‌هایشان دارند. این امر باید به صورتی باشد که کسب موفقیت در هر زمینه به پیشبرد زمینه دیگر منتج شود. برای این کار مولفه‌ها و طرح‌های گوناگون تجارتتان را بنویسید. سپس درباره اینکه فعالیت در کدام زمینه به برجسته‌سازی زمینه دیگر می‌‌انجامد بیاندیشید و برنامه‌ریزی کنید.

    ۵) فقط کار یا کار همراه با تفریح

    کار جدی و بدون تفریح تحمیلی از «باید»‌ها و «وظایف» است که نتیجه‌ای جز خستگی ندارد. با کار سخت و طاقت‌فرسا انسان می‌خواهد در مقابل چیزی ایستادگی کند. اما کار همراه با تفریح، منبع شادابی، نور،‌الهام و آرامش است. کارآفرینان موفق پیش از پی بردن به نحوه صحیح انجام کارها، فکر می‌‌کردند باید فقط تلاش کنند و این امر سلامتی، انرژی و شادابی را از آنان می‌گرفت. آنها پس از کسب نتایج ضعیف تصمیم گرفتند روش خود را تغییر دهند و آن وقت بود که خودشان هم شگفت‌زده شده بودند که «آیا واقعا اینقدر راحت می‌شد کارها را انجام داد»!

    ۶) حمایت ساختار یا کل فضای کاری

    ساختارها در نحوه انجام امور نقش مهمی ایفا می‌کنند و حتی اگر ساختار تشکیل‌شده بسیار متفاوت از ساختار دیگران باشد باز هم ایرادی بر آن نیست.

    ساختارها روی وظایف و نتایج از پیش تعیین شده تکیه می‌کنند اما برخورداری از حمایت کل فضای کاری ساختار وسیعتری فراهم می‌‌آورد که پیشرفت و ترقی را آسانتر می‌سازد. تفاوت این دو در اینست که محیط برای شما کار می‌کند ولی برای ساختار شما باید کار کنید. حمایت فضای کاری، ‌ساختارهای کوچکتر را از آن شما می‌سازد. کارآفرینان موفق معتقدند این تفاوت بسیار حائز اهمیت است. آنها با بسط ساختارهای حمایتگر به کل فضای کاری موفقیت بیشتری نصیب خود می‌کنند.

    ۷) تغییر رفتار یا تحول

    تغییر رفتار سطحی‌تر از تحول است. این امر به ترک یا آغاز یک رفتار اشاره دارد که ممکن است ساده یا گذرا باشد. تحول نیروی قوی‌‌تری است که در نتیجه یک تجربه به وجود می‌آید و به دگرگونی عمیق و درونی منجر می‌شود که اغلب هویت فرد را هم دستخوش تغییر قرار می‌دهد و برای او دیدگاه متفاوتی به ارمغان می‌‌آورد.

    لحظاتی را به یاد بیاورید که به یکباره و ناگهان «چیزی دریافت کرده‌اید». این شروع یک دگرگونی است. البته همیشه امکان برگشت به روش و رویکرد گذشته وجود دارد. اما همیشه صدایی از درون به شما خواهد گفت که با برگشت به رویکرد نخست نمی‌توانید از توانایی‌های خود نهایت استفاده را بکنید. برای نمونه وقتی متوجه شوید افکار شما نتایج کارتان را تحت الشعاع قرار می‌دهند دیگر نمی‌توانید این امر را منکر شوید و اگر گاهی از این حقیقت غفلت کنید باز هم صدایی از عمق وجودتان شما را به آن فرا می‌خواند.

    کارآفرینان موفق همواره به دنبال کشف تحولات لازم هستند تا بتوانند زندگی و کارشان را باز هم در جهت بهتری هدایت کنند.

    ۸) بدبینی یا خوش‌بینی

    بدیهی به نظر می‌رسد که بهتر است خوش‌بین بود تا بدبین. اما مسئله اینجاست که مشکل می‌توان تشخیص داد چه زمان بدبین هستیم. افرادی که در کشاکش تجارت هستند خود را «واقع‌گرا» توصیف می‌کنند و می‌گویند واقعیات و حقیقت امور را می‌بینند.

    اما حقیقت این است که آنها تنها بخشی از واقعیات را می‌بینند و اکثر اوقات شرایط را از آنچه که هست بدتر جلوه می‌دهند.

    خوش‌بینی تنها یک طرز تفکر یا رویکرد نیست بلکه یک تعهد است که فرد را ملزم می‌دارد نقطه قوت و روشن شرایط را ببیند و آنها را بارور سازد. این یک اصل معنوی و علمی است که وقتی انسان قوای خود را بر نقاط سازنده و مثبت متمرکز کند و با شور و بصیرت از آنها برای رسیدن به هدفش استفاده نماید خلاق‌تر و با درایت‌تر می‌شود.

    کارآفرینان موفق این مهارت را در خود "به حد کمال" رسانده‌اند.

    ۹) ارج نهادن به جایگاه خود یا توجه به کمبودها

    خواستار شرایط بهتر بودن و بیشتر خواستن چیز بدی نیست. اما بیشتر مردم وقتی درباره خواسته‌هایشان صحبت می‌کنند بر خلئی که میان خواسته‌ها و داشته‌هایشان وجود دارد تکیه می‌کنند. این کار موجب می‌شود نداشتن‌ها از داشتن‌ها پررنگ‌تر شوند و یک گره کور ایجاد شود. ارج نهادن به جایگاهی که دارید به معنای در لحظه زیستن، عشق ورزیدن به لحظه لحظه زندگی و قدر آن را دانستن است.

    ارج نهادن به جایگاهی که دارید آرزوها و رویاهایتان را زیر سوال نمی‌برد بلکه نیروی اعتماد و احساسات مثبت را تقویت و راه را برای نیل به خواسته‌ها باز می‌کند.

    در آخر باید گفت تفاوت کارآفرینان موفق با دیگران در دیدگاه‌ها، باورها و رفتارهای آنان نهفته است. بنابراین علاوه بر تغییر عملکرد باید ذهنیات درونی را هم متحول ساخت و از آن بهره برد.

    شما برای موفق شدن در کارتان چه تحولاتی در خود ایجاد کرده‌اید؟

    [Image]
    گردآوری: گروه سبک زندگی سیمرغ
    www.seemorgh.com/lifestyle
    منبع: tafahomnews.com
    پورتال سیمرغ ( www.seemorgh.com )



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت6:15 PM   |  

    مکانیزمی برای کاهش بیکاری در زمان رکود
    حساب‌های پس‌انداز بیمه بیکاری انگیزه یافتن شغل را افزایش می‌دهند

    مرتبط با:همت مضاعف در کار و کارآفرینی


    سیاست‌گذاران چگونه می‌توانند در حالی که انگیزه‌های معکوس را حداقل می‌کنند برنامه‌های بیمه بیکاری‌ای فراهم آورند؟ در این مقاله قصد داریم که شواهد جدیدی را از کشور شیلی ارائه دهیم که نشان می‌دهند حساب‌های پس‌انداز بیمه بیکاری می‌توانند نرخ یافتن شغل را افزایش دهند. این یافته‌ها می‌تواند برای اصلاح برنامه‌های سنتی بیمه بیکاری به کار بیایند.

    زمانی که افراد شغل خود را از دست می‌دهند در صورتی که واجد شرایط باشند مبالغی را بابت بیمه بیکاری دریافت می‌کنند. در حالی که برنامه‌های بیمه بیکاری، اغلب، سختی‌های از دست دادن شغل را تخفیف می‌دهند، شواهد نشان می‌دهد که این برنامه‌ها از طریق کاهش دادن انگیزه کار کردن هزینه‌ای را روی دست جامعه می‌گذارند زیرا با توجه به وجود بیمه بیکاری، بیکاران کمتر دنبال کار می‌گردند و دستمزد درخواستی شان افزایش می‌یابد. به همین دلیل این برنامه‌ها احتمال این که بیکاران شغل جدیدی را بپذیرند کاهش می‌دهد(هولملاند ۱۹۹۸ و وودوپیوک ۲۰۰۴). این امر باعث به بار آمدن مشکل مخاطره اخلاقی می‌شود. بنابراین سوالی که پیش می‌آید این است که چه طور انگیزه‌های معکوس را که به خاطر برنامه‌های بیمه بیکاری ایجاد شده‌اند حداقل کنیم.

    مکانیزم‌های زیادی وجود دارند که کمک می‌کنند برنامه‌های مزایای بیمه بیکاری انگیزه‌ها را کمتر کاهش دهند؛ مکانیزم‌هایی نظیر نظارت دقیق و اعطای مجوز دریافت مزایای بیکاری، بررسی الزامات شغلی و در نظر گرفتن انگیزه‌های شغلی (فردریکسون و هولملاند). اما بین روش‌های مالی ایجاد انگیزه، حساب‌های پس‌انداز بیمه بیکاری جزء رادیکال‌ترین و احتمالا امیدوار‌کننده‌ترین موارد هستند. در این سیستم، هر کارگر باید سهمی از دریافتی‌های خود را در حسابش نگهداری کند و سپس هنگام بیکار شدن، مزایای بیکاری را از همین حساب برداشت کند. در واقع انتظار می‌رود که سیستم حساب‌های پس‌انداز با درونی کردن هزینه‌های مزایای بیکاری انگیزه‌های کارگران را افزایش دهد و بنابراین مخاطره اخلاقی‌ای که در برنامه‌های سنتی بیمه بیکاری وجود دارد رفع کند. در برخی از موارد، حساب‌های پس‌انداز بیمه همان آسایش خاطری را ایجاد می‌کنند که سیستم بیمه سنتی. اما این سیستم می‌تواند بیکاری کل را کاهش داده و از طریق کاهش مالیات بر حقوق درآمدها را افزایش دهد.

    اما بر خلاف دیگر مکانیزم‌های مورد استفاده برای رفع مشکل کاهش انگیزه‌ها، مطالعات صورت گرفته روی حساب‌های پس‌انداز بیمه معدود بوده و تقریبا تنها به مطالعات تئوریک محدود شده است. ما از سیستم مزایای بیکاری جدیدی که در شیلی ارائه شده استفاده کردیم تا در این زمینه تحقیق کنیم. مطالعه ما (گونزالو ریس، جان وان اورس، میلان ودوپیوک ۲۰۱۰) اولین مطالعه‌ای است که این به این سوال که آیا حساب‌های پس‌انداز بیمه بیکاری انگیزه یافتن شغل را افزایش می‌دهند به طور تجربی پاسخ داده است. نتایج به دست آمده در این مقاله پاسخ مثبتی به سوال فوق می‌دهد.

    ● برنامه اجرا شده در شیلی چه مکانیزمی دارد؟

    در سال ۲۰۰۲، شیلی یک برنامه بیمه بیکاری جدید را معرفی کرد که بیمه اجتماعی را با بیمه شخصی ترکیب می‌کند. سهمی که کارکنان و کارفرماها از این بیمه می‌پردازند بین حساب‌های پس‌انداز بیمه بیکاری در سطح فردی و یک صندوق عمومی مشترک که دولت هم در تامین مالی آن مشارکت می‌کند تقسیم می‌شود. برای این که بیکاران تشویق شوند که کار پیدا کنند، دریافت‌کنندگان مزایای بیکاری ابتدا منابع را از حساب پس‌انداز خود و سپس با خالی شدن این حساب از صندوق مشترک بیرون می‌کشند. این افراد حداکثر می‌توانند تا پنج ماه از این حساب‌ها برداشت کنند.

    فرد به هر دلیلی که بیکار شود می‌تواند از حساب شخصی خود برداشت کند.

    منابع ناکافی در حساب‌های شخصی موجب می‌شود که فرد از حساب مشترک پول بردارد، اما باید ثابت کند که واجد شرایط است. تنها کسانی که قبل از بیکاری قرارداد کار دائمی بسته باشند و به دلایلی که مربوط به کارفرما می‌شود تعدیل شده باشند می‌توانند به این حساب مشترک دسترسی داشته باشند. اما حتی اگر این افراد واجد شرایط شناخته شوند ممکن است ترجیح دهند که از حساب مشترک استفاده نکنند تا مجبور نشوند شرایط دیگر این حساب را برآورده کنند.

    شایان ذکر است که تا آخر سال ۲۰۰۸، سه میلیون نفر در این برنامه شرکت کرده بودند که این تعداد ۸۰ درصد کارگران حقوق و دستمزد بگیر بخش خصوصی را در بر می‌گیرد و همچنین ۱۰۰۰۰۰ عضو این برنامه یعنی تقریبا یک چهارم بیکاران از مزایای توزیع شده استفاده کردند.

    ● شواهد به دست آمده از آثار انگیزه‌ای برنامه شیلی

    ما در پی پاسخ دادن به این سوال که کدام انگیزه‌های شغلی در سیستم برنامه بیمه بیکاری به سبک شیلی افزایش می‌یابد مطالعه خود را انجام دادیم. مدل سازی تئورک از اورسزاگ و اسنوور (۲۰۰۲) نشان می‌دهد که کارگرانی که روی حساب‌های پس‌انداز بیمه بیکاری تمرکز می‌کنند هزینه‌های بیکاری خود را درونی کرده و بنابراین از این انگیزه برخوردارند که بیشتر از کارگرانی که به حساب‌های پس‌انداز خود اتکا نمی‌کنند، دنبال شغل بگردند. با به کار بردن این منطق در برنامه شیلی و با فهم این که این برنامه از یک طبیعت دوگانه برخوردار است ما پیش‌بینی‌های زیر را صورت دادیم:

    ▪ برای کسانی که فقط واجد شرایط استفاده از حساب‌های پس‌انداز شناخته می‌شوند مبلغی که در حساب‌هایشان انباشته شده بر نرخ پیدا کردن شغل تاثیر نمی‌گذارد.

    ▪ در مقابل، در مورد کسانی که از صندوق‌های مشترک استفاده می‌کنند می‌توان انتظار داشت که نرخ یافتن شغل با سهمی از مزایای بالقوه که از حساب‌های پس‌اندازشان تامین مالی می‌شود متناسب باشد.

    ▪ به علاوه، زمانی که مهلت استفاده از مزایا نزدیک به پایان است می‌توان انتظار داشت که کارگرانی که از صندوق مشترک استفاده می‌کنند بیشتر دنبال کار بگردند یا دستمزد قابل پذیرش خود را کاهش دهند و بنابراین نرخ پیدا کردن شغل این دسته افراد افزایش می‌یابد (به مورتنسن ۱۹۷۷ رجوع کنید). اما چنین اثری برای کارگرانی که از صندوق‌های مشترک استفاده نمی‌کنند، وجود ندارد.

    ما اعتبار این پیش‌بینی‌ها را با استفاده از داده‌های مربوط به برنامه مزایا بیکاری در شیلی بررسی کردیم. نمونه ما از زنان و مردانی تشکیل می‌شد که در سال ۲۰۰۷ شغل ثابت خود را از دست دادند. در رایز و دیگران (۲۰۱۰) ما وضعیت بازار کار برای مردان و زنان را جداگانه بررسی کرده بودیم. اما اینجا به اختصار فقط نتایج به دست آمده برای مردان را بازگو می‌کنیم.

    نتایج تجربی پیش‌بینی‌های ما را تایید می‌کنند. همانطور که در شکل یک می‌بینید نرخ یافتن شغل و نرخ به طول انجامیدن بیکاری بین کارگران مردی که از صندوق مشترک استفاده می‌کنند و کسانی که از این صندوق اجبارا یا با اختیار خود استفاده نمی‌کنند تفاوت‌های سیستماتیکی وجود دارد. در ابتدای شدت گرفتن بیکاری، نرخ یافتن شغل برای کارگران مردی که از صندوق مشترک برداشت نمی‌کنند بر نرخ یافتن شغل برای کارگرانی که از این صندوق استفاده می‌کنند فزونی می‌گیرد(شکل ۱). نرخ یافتن شغل برای کسانی که از صندوق مشترک استفاده می‌کنند در ۵ ماه اول بیکاری افزایش پیدا می‌کند و بنابراین تفاوت بین این سه دسته کاهش می‌یابد. همچنین تابع مدت بیکاری نشان می‌دهد که کارگران مردی که از صندوق‌های مشترک استفاه می‌کنند بیشتر از کسانی (کارگرانی) که از این صندوق‌ها استفاده نمی‌کنند، بیکار می‌مانند(شکل ۲).

    نتایج فوق با یک تحلیل اقتصادسنجی قوی تایید می‌شوند.

    نرخ یافتن شغل برای دریافت‌کنندگان مزایای بیکاری با یک مدل نرخ مخاطره تخمین زده شد. ما فرض کردیم که نرخ یافتن شغل به مشخصات قابل مشاهده و غیرقابل مشاهده بستگی دارد و کسانی که تصمیم می‌گیرند از صندوق مشترک استفاده نکنند با کسانی که از این صندوق استفاده می‌کنند در مشخصات غیر قابل مشاهده به طور سیستماتیک متفاوتند.

    مطالعه ما نشان می‌دهد که برای کسانی که نمی‌توانند از صندوق مشترک استفاده کنند، تعداد برداشت‌های بالقوه بر نرخ یافتن شغل تاثیر نگذاشته و این به آن معناست که مبلغ پس‌انداز شده بر نرخ خروج از بیکاری تاثیری نمی‌گذارد. به علاوه، الگوی زمانی نرخ یافتن شغل هیچ رابطه‌ای با مزایای بیکاری پرداخت شده ندارد. برای مثال هر چه مدت بیکاری طولانی‌تر باشد احتمال این که از بیکاری خارج شود کمتر است. این در حالی است که کسانی که از صندوق مشترک استفاده کردند هرچه نرخ انباشت حساب‌های پس‌اندازشان بیشتر بود نرخ یافتن شغلشان هم بیشتر بود.

    در نهایت باید گفت نتایج به دست آمده برای آن دسته از کسانی که تصمیم گرفتند از صندوق مشترک استفاده نکنند، بسیار شبیه کسانی است که واجد شرایط استفاده از این صندوق نبوده‌اند. برای مردان، نرخ یافتن شغل تحت‌تاثیر برداشت‌های احتمالی قرار نمی‌گیرد و نرخ خروج برای مردان و زنان با دوره بیکاری رابطه منفی نشان می‌دهد.

    ● دلالت‌های سیاستی

    نتایج ما این ایده را که حساب‌های پس‌انداز بیمه می‌توانند انگیزه کار کردن را افزایش دهند، حمایت می‌کند. با فراهم آوردن شواهد تجربی و ارائه استدلال‌های نظری مشخص شد که به کار گیری حساب‌های پس‌انداز می‌تواند برای اصلاح برنامه‌های بیمه بیکاری سنتی بسیار مفید واقع می‌شود.

    به نظر می‌رسد که استفاده از حساب‌های پس‌انداز برای کشورهای در حال توسعه بسیار مفید باشد؛ چون این کشورها با یک بخش غیررسمی بزرگ مواجهند و از ظرفیت لازم برای اجرای یک برنامه بیکاری استاندارد برخوردار نیستند. تحت چنین شرایطی ودوپیوک (۲۰۰۹) پیشنهاد می‌کند که حساب‌های پس‌انداز به عنوان منبع اصلی تامین مالی مورد استفاده قرار گیرند و از صندوق مشترک برای افزایش مصرف استفاده شود(همچنین می‌توان به افراد اجازه داد که از حساب‌های پس‌انداز خود استقراض کنند). بنابراین می‌توان بر انگیزه‌های مالی به عنوان ابزار اصلی ایجاد انگیزه یافتن شغل استفاده کرد.

    این مطالعه همچنین سوالاتی در مورد طرح مناسب برای برنامه حساب‌های پس‌انداز ایجاد می‌کند. نتایج ما نشان می‌دهد که برنامه شیلی همچنان دچار اشکالاتی است. بنابراین سوالاتی در مورد این که دامنه مناسب برای جزو صندوق مشترک چیست و چقدر باید بر این سیستم نظارت شود باقی می‌ماند. البته در مطالعه ما به این نکته اشاره شده که احتمال استفاده از صندوق مشترک به هزینه‌های آن بستگی دارد.

    سوال دیگر این است که ‌اندازه نسبی حساب‌های پس‌انداز و صندوق مشترک باید چقدر باشد. در واقع نتایج ما نشان می‌دهند که اگر حساب پس‌انداز بزرگ‌تر شود(حتی اگر دولت هم در این حساب‌ها مشارکت کند) یافتن شغل تشویق شده و بنابراین منابع لازم برای صندوق مشترک کاهش می‌یابد. البته طرح نهایی هر برنامه بیمه‌ای باید به اهداف اصلی برنامه نیز پاسخ گوید.

    [Image]
    گونزالو رایز، جان وان اورس، میلان ودوپیوک
    مترجم: دومان بهرامی راد
    منابع:
    Fredriksson, Peter and Bertil Holmlund (۲۰۰۶), “Improving incentives in unemployment insurance: a review of recent research”, Journal of Economic Surveys, ۲۰: ۳۵۷-۳۸۶.
    Holmlund, Bertil (۱۹۹۸), “Unemployment insurance in theory and practice”, Scandinavian Journal of Economics, ۱۰۰: ۱۱۳-۱۴۱.
    Kletzer Lori G and Howard F Rosen (۲۰۰۶), “Reforming unemployment insurance for the twenty-first century workforce”, Brookings Institution, Discussion paper ۲۰۰۶-۰۶.
    Kling Jeffrey R. (۲۰۰۶), “Fundamental restructuring of unemployment insurance: wage-loss insurance and temporary earnings replacement accounts”, Brookings Institution, Discussion paper ۲۰۰۶-۰۵.
    Orszag, Michael and Dennis Snower (۲۰۰۲), “From unemployment benefits to unemployment accounts”, IZA Discussion Paper ۵۳۲, Bonn.
    Reyes, Gonzalo, Jan C van Ours and Milan Vodopivec (۲۰۱۰), “Incentive Effects of Unemployment Insurance Savings Accounts: Evidence from Chile”, CEPR, Discussion Paper ۵۹۷۱.
    روزنامه دنیای اقتصاد ( www.donya-e-eqtesad.com )



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت6:14 PM   |  

    شاخص های دستیابی به اشتغال پایدار ارتقای فرهنگ کار
    بدون شک هر پدیده سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برای استقرار و نهادینه کردن خود نیازمند بستری مناسب در جامعه مورد هدف است.

    مرتبط با:همت مضاعف در کار و کارآفرینی


    بدون شک هر پدیده سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برای استقرار و نهادینه کردن خود نیازمند بستری مناسب در جامعه مورد هدف است. کار و اشتغال نیز مقوله ای است که امروز در محاق توجه جدی مسئولین محترم کشور و خاصه دولت عدالتخواه است اما باید توجه داشت ایجاد اشتغال پایدار و مولد، تحقق کارآفرینی و توجه به مقوله کار و رشد اقتصادی صرفا با سرمایه گذاری یا بکارگیری فنآوری خاص نمی تواند محقق شده و یا استمرار یابد چرا که این امور شرط لازم هستند و نه کافی.

    شرط کافی را باید در فرهنگ کار جستجو نمود، امری که سالهاست مهجور و مغفول مانده است. فرهنگ کار مانند سایر پدیده های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با محیط پیرامون خود در تعامل، کنش و واکنش است و برگرفته از گستره علوم و فنونی نظیر اقتصاد کار، حقوق کار، روانشناسی کار، جامعه شناسی، مدیریت منابع انسانی، اقتصاد اجتماعی و ارگونومی و... بوده که در جهت دستیابی به اهدافی چون رفع نیازهای اساسی، زدودن آثار محرومیت و استضعاف، افزایش بهره وری، رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی و توزیع عادلانه ثروت تلاش دارد. با شناخت صحیح آفاتی که بر مقوله کار مترتب است می توان ضمن تبیین فرهنگی ناب و برگرفته از آموزه های دینی و فرهنگ ملی خود، به باز تعریف فرهنگ کاری پویا و پاسخگوی نیاز امروز پرداخت چرا که فرهنگ کار در کنار سرمایه گذاری، فنآوری و منابع مالی و نیروی انسانی، شرط کافی و عنصر تکاملی برای استفاده بهینه و اثربخش از کلیه منابع موجود و امکانات می باشد.

    ● ابتکار و نوآوری

    فراهم آوردن زمینه های مناسب برای سخت کوشی، خلاقیت، ابتکار و نوآوری، احساس مسئولیت و تعهد در جامعه کارگری و کارفرمایی از برکات فرهنگ کار بوده که جزء وظایف اساسی مدیریت کار (اعم از دولت، بخش خصوصی و تعاونی) می باشد و ترویج یک فرهنگ کاری فعال در گرو توجه به اقتضائاتی چون عدالت، افزایش دانش فنی در کلیه سطوح، ملاحظات بهداشت روانی و جسمی، امنیت شغلی، رفاه و تامین اجتماعی، نوسازی و بهبود روش های مدیریتی و پیش بینی مکانیزمهایی برای ارزیابی کمی و کیفی کارشایسته، جستجوی راهکارههای موثر مشارکت کلیه عوامل تولید و کار و محترم شمردن حق انتفاع عادلانه از محصول کار بین عوامل مختلف تولید، پالایش آفات و حذف آسیب های موجود در محیط های کار می باشد که البته در این میان نقش نهادهای اجتماعی، دستگاه ها و سازمانهایی چون خانواده، آموزش و پرورش، دانشگاه ها و سازمانهای فرهنگ ساز و... در اصلاح و زدایش سنت های غلط در مقوله کار را نباید فراموش کرد.

    فرهنگ باستانی و اسلامی ما برای کار ارزش والایی قائل است ولی متاسفانه کمتر به آنها پرداخته شده و لذا در جامعه کمتر جلوه نموده است که البته این از اثرات فرهنگ غربی و مصرف گرایی و نظام اقتصادی و سیاسی لیبرال سرمایه داری غرب است که سالها بر اقتصاد، سیاست و فرهنگ ما سایه افکنده و تبعات آن هنوز در جامعه ما باقی است! هر قدر در جامعه ما فرهنگ اسلامی به معنای عام (شناختها، عقاید و ارزشها) قوی تر باشد، در نتیجه جامعه ما و ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی متعالی تر می شود، با نگاهی به روحیه و فرهنگ ظلم ستیزی در جامعه اسلامی ما، مشاهده کردیم چه انقلاب بزرگی به زعامت امام راحل(ره) پدیدار شد. در دفاع مقدس، آنجا که فرهنگ مقاومت، ایثار و کار و تلاش صادقانه و با محوریت کسب رضای خدا و حفظ کشور، نمود یافت، کوهها در مقابل اراده ملت ما چون کاه شدند.

    اگر در پرتو فرهنگ اسلام ناب محمدی(ص)، در ابتدا ریشه ها را قوی نگه داریم و از جمله در خصوص مقوله کار و نیز جنبه عبادی آن توجه جدی شود، بسیاری از معضلات امروزی با تاسی به فرهنگ اسلامی و کار شایسته، قابل حل خواهد بود.

    اسلام عزیز، سعی و تلاش را تنها سرمایه انسانی می داند و راهکار دستیابی به فضل و نعمات الهی را در حرکت و کار با ایمان و توکل بر خداوند مهربان می داد. این مکتب رهایی بخش، بیکارگی، تنبلی، تن پروری را دشمنی با خدا دانسته و لذا خیر دنیا و آخرت در سایه کار و تلاش به عنوان یک فرهنگ عامه تعریف می شود. ما نیازمندیم که مبانی اعتقادی کار و ارزش آن را از مکتب اعتقادیمان شناسایی، تبیین و به جامعه معرفی و مبادرت به نهادینه کردن آن نماییم.

    ▪ فرهنگ کار: اصطلاح فرهنگ کار ترکیبی از دو مفهوم فرهنگ و کار است. هنگامی که سخن از فرهنگ به میان می آید، مراد روش یا چگونگی انجام و عینیت یافتن موضوعی مشخص است. چگونگی کنش یا رفتار در قلمرو مشخص، ریشه در باورها، اعتقادات، دانش معلومات و در مجموع پذیرفته های مشترک اعضای یک جامعه یا گروه دارد. به عنوان مثال وقتی که از فرهنگ مصرف کالاهای خارجی سخن به میان می آید، منظور نوع نگرش، دانش و اعتقادات درونی شده مردم در مورد مصرف کالاهای خارجی و در مقابل کالاهای تولید داخلی می باشد. چنین باورهایی که غالب نانوشته هستند به رفتارهای خاصی (مثل تبلیغ علیه تولیدات ملی و داخلی و افراط در مصرف کالاهای خارجی) منجر می گردد.

    در رابطه با مفهوم فرهنگ، ادگارشاین می گوید: «فرهنگ ساخته یک گروه انسانی است. هر کجا که یک گروه دارای حدکافی از تجارب مشترک باشد فرهنگ شکل می گیرد. خانواده و گروه های کاری اولین محلهای شکل گیری یک فرهنگ است. ملیت، مذهب، زبان، زمینه های فنی و علمی مشترک مربوط به یک گروه کوچک یا بزرگ جامعه عوامل ایجاد فرهنگ کار است.»

    بطور کلی فرهنگ کار عبارت است از: مجموعه ارزشها، باورها و دانشهای مشترک و پذیرفته شده یک گروه کاری در انجام فعالیت های معطوف به تولید و یا ایجاد ارزش افزوده، به معنی دیگر اینکه در وجود کارکنان یک سازمان چه نوع ارزشها و نگرشهایی درونی شده و مورد پذیرش جمعی قرار گرفته است، فرهنگ کاری حاکم بر آن سازمان یا گروه را تبیین می کند. براساس این رویکرد می توان فرهنگ سازمانی را به عنوان پدیده عام تری درنظر گرفت که بخشی از آن مربوط به چگونگی انجام کار بوده و به آن فرهنگ کار گفته شده است. والبته باید متذکر شد که در فرهنگ کار، مفهوم اقتصادی کار است که مبتنی بر باورها و اعتقادات جامعه اسلامی موردنظر است.

    ● نهادینه کردن فرهنگ کار

    هدف از نهادینه کردن فرهنگ کار در جامعه (بطور عموم) و در جامعه صنعتی و تولیدی (بطور اخص)، باور نمودن هنجارها و شاخص هایی است که اعمال آنها در زندگی عامه و بخشهای تولیدی، صنعتی و خدماتی اثرات پرباری درخصوص بهره وری، ارزش افزوده، افزایش اثربخشی و رشد اقتصادی و نیز ثروت ملی و به تبع آن ایجاد اشتغال مولد و پایدار است. براین باوریم با بهره گیری از فرهنگ غنی اسلامی (در خصوص کار) و تجربیات جهانی می توان نسخه های شفاء بخشی را برای حل معضلات موجود در عرصه کارآفرینی و اشتغال تهیه و تدوین کرد. در تعریف شاخص های فرهنگ کارمبتنی بر باورهای اسلامی و تجربیات حاصله، می توان شاخص های زیر را برشمرد که لازم است بوسیله عوامل اثرگذاری که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد، در نهادینه کردنشان در جامعه (بطور عموم) و جامعه کارگری- کارفرمایی (بطور اخص) بطور جدی تلاش کرد:

    - حرمت کار، کارگر و مدیریت کار.

    - کسب و کارهای کوچک و مشروع، عار نیست.

    - نوآوری و ابتکار عمل و خلاقیت در کسب و کار.

    - رغبت و علاقمندی به کار و تشویق کارگران و کارفرمایان نمونه و فعال.

    - توانمندسازی نیروی کار با آموزشها و مهارتهای فنی و حرفه ای به زور و متناسب با نیازهای بازار کار و نیز بازآرایی آموزش نیروی انسانی.

    - توسعه و تعمیق فرهنگ و اخلاق کار و بهبود شرایط فردی و اجتماعی کارگری و کارفرمایی با توجه به ارزشهای والای اسلامی- انسانی.

    - توجه به حقوق کار، ایجاد و ارتقاء تسهیلات رفاهی و خدمات تامین اجتماعی و توجه به مسائل روحی، روانی و عاطفی کارگران.

    - کاهش مخاطرات، حوادث و بیماری های ناشی از کار و رعایت موازین و اصول ایمنی، بهداشت و حفاظت کار با توسعه فرهنگ ایمنی و شرایط کار مناسب.

    - رعایت کردن انصاف و عدالت درتوزیع سودناشی از کار و تولید با مشارکت نیروی کار در منافع بنگاه های اقتصادی.

    - تبری جستن از کم کاری و شغلهای کاذب.

    - نهادینه کردن سه جانبه گرایی (تعامل دولت- کارگران- کارفرمایان) به منظور تعامل و انعطاف بیشتر در بازار کار، ارتقاء بهره وری نیروی انسانی، افزایش تولید و...

    - برای فرصتها برای زنان و مردان و توانمندسازی زنان از طریق دستیابی به فرصتهای شغلی مناسب و شایسته و منع تبعیض در اشتغال و حرفه.

    - رعایت کردن حداقل مزد متناسب با حداقل معیشت و تساوی مزدها برای زن و مرد و درمقابل کار هم ارزش.

    - آزادی انجمن ها و حمایت از حق تشکلهای مدنی روابط کار و توسعه و تقویت تشکلهای کارگری و کارفرمایی.

    عوامل موثر در رشد فرهنگ کار

    فرهنگ کار نیز چون سایر پدیده ها و امور اجتماعی جهت نهادینه شدن و اثرگذاری خود، نیازمند ضروریاتی است که ما از آنها بعنوان عوامل موثر، یاد می کنیم. توجه به این عوامل و فراهم آوردن ایفای نقش آنها از جمله علل موفقیت و نهادینه شدن فرهنگ کار در هرجامعه ای است. متبلورشدن یک عامل و بی توجهی به عوامل دیگر قطعا نتیجه مطلوب و دلخواه را در پی خواهد داشت و چه بسا اثرات معکوس دربرداشته باشد و لذا جمیع این عوامل باید در محاق توجه باشد.

    ▪ خانواده: اولین و مهمترین عنصر تاثیرگذار در ترویج فرهنگ کار و تربیت نیروی کار متعهد، پرتلاش و دلسوز برای کشور خانواده است. مطالعات علمی و نیز پژوهشهای اسلامی و مذهبی با اتفاق نظر بر این باورند که خانواده اولین و مهمترین رکنی است که به پرورش انسان پرداخته و شخصیت مسئولیت پذیر، و پرتلاش و اهتمام به آینده خود و کشورش را رقم می زند. و درخانواده نقش اساسی و کلیدی برعهده مادر است. چرا که وقت بیشتری با کودک و فرزندانش سپری کرده و نقش مثبت یا منفی بسزایی در شکل گیری شخصیت فرزندان دارند. از مقایسه خانواده هایی که تا حدودی فرهنگ خودکفایی، اتکاء و اعتماد به نفس و بقول «ایستادن روی پای خود» را در خانواده نهادینه کرده اند با خانواده هایی که در رابطه با سخت کوشی، کار و تلاش و رشد فرزندان از روشهای ناکارآمد و غلط برخوردار بوده اند، نتیجه گیری شده است که در دسته اول، فرزندان تربیت یافته در جامعه و محیط کار چه از نظر مدیریتی و چه از نظر انجام امور محوله و کار، بسیار موفق تر عمل نموده اند و این درحالی است که دسته دوم عمدتا دارای مشکلات کاری، رفتاری، شخصیتی و اجتماعی بوده اند. پس عامل مهم خانواده که اسلام عزیز بسیار به آن توجه و بر آن تایید شده است، نقش بسیار شاخصی دارد. فرهنگ خانواده و چگونگی تربیت فرزندان مومن، پرکار و باانگیزه را باید درعمق آموزه ها و تعالیم اسلامی دنبال کرد و نه به غلط نسخه شفابخش را در لابلای فرهنگ منحط و منحرف غرب!...

    وقتی در جامعه ای به تولید، کار، تلاش، دانایی و تحصیل علوم ارزش داده شود، مردم با انگیزه بیشتر به فعالیت پرداخته و لذا دست یابی به فناوری صلح آمیز هسته ای انرژی هسته ای و سلولهای بنیادین و... تنها بخشی از ثمرات این باورها و توجهات می شود. وقتی رئیس جمهوری روزانه بیش از ۱۵ ساعت کار و تلاش مفید دارد و مثل بعضی ها در دفتر کار بدنبال جناح بازی زدو بندها و رانت خواری اقتصادی برای خودش و تبارش نیست، دیگر مسئولین و مردم نیز تشویق به کار بیشتر و درعرصه سازندگی کشور شده و لذا رشد اقتصادی و سربلندی اقتصادی در جهان امری بعید به نظر نخواهدآمد. اما اگر مسئولی با کمترین تلاش و خدمتی به منابع مالی و ثروتهای بادآورده و ازطریق رانت خواری دست یابد، سبب خواهدشد تلاش برای کسب مال و ثروت نامشروع و با ابزار مشروع از فرهنگ جامعه رخت بربندد و به نوعی جامعه بسمت شغلهای کاذب و ثروتهای نامشروع سوق نماید و ازطریق اخلاق و فرهنگ کار شایسته جای خود را به هنجاریهای اقتصادی، رانت خواری و دلایلی بدهد که به تبع آن وابستگی اقتصادی و فرهنگی به بیگانگان حداقل خسارت وارده خواهدبود!

    پس مسئولین و دولتمردان در کلیه ارکان حکومتی پیش از پرداختن به امر هر نیکی و نهی از هر منکری، خود وخانواده های آنها باید عامل به این مهم باشند تا مردم وآحاد جامعه باور کنند که مسئولین آنها شعارگرا نبوده بلکه «مردان بی ادعا و پرکاری هستند که خود را خادم ملت می دانند» و این مهم سبب تقویت حمایت مردمی از مسئولین و نظام و سبب ارتقاء روحیه تعهد و تلاش برای ساختن کشوری مقتدر و توانمند خواهدبود.

    ● آموزش و پرورش و دانشگاهها

    مؤسسات آموزشی اعم از مهدکودک، پیش دبستانی، دبستان، مدرسه، دبیرستان و دانشگاهها، نهاد واسطه خانواده و جامعه هستند و نقشی برجسته و آینده سازی دارند. مربیان، آموزگاران، دبیران و اساتید، معماران آیند جامعه و کشور خویشند و کار، میدان آزمایشی است برای آموخته ها و نقش ایشان. محیط علمی و آموزشی باید تلاش و سخت کوشی و فرهنگ کار را به دانش آموزان و دانشجویان منتقل نماید تا با سرمایه های باانگیزه، پرتلاش و دلسوز به قله های رشد برسیم.

    تعهد، سخت کوشی و دلسوزی در کار و فرهنگ کار نه تنها بصورت تئوری که باید صورت عملی در قاطبه دانش آموزان و دانشجویان ما نهادینه شود. استاد دانشگاه یا معلمی که با وقت کشی، دو ساعت تدریس را به یکساعت تقلیل می دهد، معلمی که اندوخته علمی اش فقط همان چند صفحه کتاب درسی است که ارائه می دهد و از مطالعات جانبی واز طرفی عمیق علمی برخوردار نیست!، استاد دانشگاهی که برای نمره دادن دانشجو را مامور انجام وظایف علمی و امور شخصی خود می کند!، دانشجویی که با کپی کردن گزارشات دیگر دانشجویان فعال و پایان نامه های آنان بدنبال انجام وظایف دانشجویی خود است!... جملگی نشان از نهادینه کردن فرهنگ غلط و ناصوابی است که دانش آموختگان آن افرادی بی مسئولیت، تنبل، راحت طلب و منفعت جو خواهند بود که یا در بازار کار جذب نخواهند شد و یا اگر جذب شوند و در موقعیتهای مدیریتی وارد شوند، فاجعه بار خواهند بود! یادآور می شود که آموزش و پرورش را بعنوان پایه تحول فرهنگی و موثرترین بخش تحول فرهنگی در جامعه بسیار باید مورد توجه قرارداد آنجا که امام راحل (ره) فرمودند«چشم امید من به شما دانش آموزان است» و نیز در خصوص دانشگاه فرمودند «اگر دانشگاه اصلاح شود، مملکت اصلاح می شود» نشان از ژرف نگری آن حضرت در نقش آفرینی این مراکز مهم در نهادینه کردن ارزشهای انقلابی و اصلاح نابسامانی ها است.

    ● مردم

    عامل مهم دیگری که در ارتقاء و رشد فرهنگ کار بسیار نقش بسزایی دارد، مردم هستند. در واقع بسیج افکار عمومی مردم یک زمینه سازی همگانی و برای رشد و نهادینه کردن فرهنگ کار است که این نقش می تواند وفق باور به امر به معروف و نهی از منکر که از فروع دین ما است، عملیاتی شود. نتایج مطالعات انجام شده در ژاپن، حاکی از آن است که برخورد عامه مردم ژاپن با بیکاری و کم کاری، برخورد حذف است. یعنی در نظر آنان بیکاری ننگ است و کارها و مشاغل کاذب، نوعی بی شخصیتی و بی ارزشی است و شاید مبتنی بر این فرهنگ است که مشاغل این چنینی به مهاجران واگذار می شود!

    لذا می بینیم یک اراده جمعی و عمومی برای مقابله با تن پروری، کم کاری و بیکارگی شکل می گیرد و از ژاپنی که از منابع انسانی، نفت و گاز و معادن، وسعت جغرافیایی قابل توجه برخوردار نیست، قدرت اقتصادی جهانی ایجاد می کند!.

    وقتی که جامعه، بیکارگی و مشاغل کاذب و کسب و کارهای نامشروع را ترویج یا حمایت و یا حداقل نسبت به آن آنها بی تفاوت باشد و بعنوان یک منکر با آن برخوردی نداشته باشد، وقتی خانواده نقش خود را بطور شایسته و صحیح ایفا نکند، نمی توان شاهد تحولات بنیادین برای رشد فرهنگی و به تبع آن رشد اقتصادی مناسب بود. جامعه و مردم ما باید در خصوص کار شایسته و متولیان و عاملان تحقق آن، با اهتمام جدی تر برخورد نموده و بعنوان یک معروف از آن حمایت جدی بعمل آورند.

    نتیجه آنکه، مدیریت اقتصادی جامعه نسبت به تحمل مشاغل کاذب، درآمدهای نامشروع و بادآورده الگوهای مصرف زدگی و تجمل گرایی باید ناشکیبا و معترض باشد و با توجه به آنکه بیکاری خود عامل آسیب رسان به اخلاق و فرهنگ کار است، درتدوین برنامه ها و طرحها اتکاء به نیروی کار و ظرفیت ملی را بیشتر مورد توجه قرارداد.

    ● مدیریت کار

    در نظام تولیدی و خدماتی، مدیریت کار علاوه بر رعایت اصول اولیه مدیریت از جمله سازماندهی برنامه ریزی، هماهنگی و کنترل و... باید به بسترسازی برای نهادینه کردن فرهنگ کار متناسب با هنجارها و ارزشهای پذیرفته شده اسلامی نیز اقدام نماید. مدیریت قوی و مدرن علاوه بر علوم مدیریتی، نیازمند دیدگاههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است که در تطبیق جو حاکم بر محیط کار با فرهنگ جامعه و تنظیم حرکتهای سازمانی در جهت تامین اهداف ملی، بتواند انجام وظیفه نماید. در اعمال مدیریت کار، نوع شخصیت مدیر و مسئولین کارگاهی، طرز برخورد و تعامل آنها، فرهنگ انسانی و اخلاقی و عملکرد ایشان از اهمیت به سزایی برخوردار است بطوریکه هرگونه رفتار، عملکرد و تعامل ناشایست در تضعیف فرهنگ کار می تواند آثار تخریبی بر سیستم و جامعه کاری وارد نماید. نحوه برخورد مدیر با مقوله کار و تعریف او از کار شایسته، نظارت و کنترل او و ارزشیابی کاری که بعمل می آورد، اصل تشویق و تنبیه و چگونگی اعمال آن، جملگی عوامل مهمی در فرهنگ سازی کار شایسته و تربیت نیروی کار فعال و متعهدی است که می توانند نقش مدیران آینده را ایفاء نمایند.

    توجه به روحیات کارگران و بررسی و شناخت عواملی که تاثیرکاهنده در روحیات کارگران می گذارد، بهبود روابط کارگر و کارفرما متناسب با فرهنگ اسلامی از اهم مسائلی است که مدیریت کار باید به آنها توجه جدی مبذول نماید.رکن اصلی اقتصاد، ایجاد و بقای بازار رقابت است که تحقق این امر از ابعاد کوچک در بین عوامل مختلف کار و تولید باید شروع و با قوت دنبال گردد. توسعه و ترویج فرهنگ رقابتی کار در نهادینه کردن فرهنگ کار نهفته است که به ایجاد ارزشها بستگی دارد و متاسفانه در صنایع و کارخانجات ما کمتر به آنها توجه و پرداخته شده است.

    مدیریت مبتنی بر فرهنگ اسلامی کار، باید تلاش نماید کارگران را متقاعد سازد که آنان در سود کارخانه و موفقیت آن سهیم بوده و هر چه بیشتر تلاش دلسوازنه منظور شود، دستیابی به سود جمعی بیشتر نمود خواهد یافت و شغل و معیشت آنان پایدارتر جلوه خواهد نمود. لازم است عشق و علاقه به کار در راستای افزایش ارزش افزوده و بهره وری نیروی کار را با تدابیر خاص و مبتنی بر باورهای پذیرفته شده که ریشه در فرهنگ اسلامی کار دارد، نهادینه کرد. مدیریت کار در فراهم آوردن زمینه مناسب برای سخت کوشی، خلاقیت، ابتکار و نوآوری، احساس تعهد و مسئولیت پذیری در جامعه عظیم کار و کارگری کشور، با گسترش فعالیت های فرهنگی، تامین آموزشهای فنی و حرفه ای به روز، تنظیم روابط کار و محترم شمردن حقوق کار و نیز نوسازی سازمان کار، تجهیز و تقویت تشکلهای کارگری و کارفرمایی در جهت همکاری و تشریک مساعی با اعمال استانداردهای کار، لازم است اهتمام و توجه جدی تر از گذشته را مبذول نماید. مدیریت کار در این نوشتار اعم از مدیران کارگاهی، کارخانجات و شبکه های خدمات رسانی، بخش خصوصی، تعاون و مسئولین حکومت و دولت است.

    ● روش های فعال سازی عوامل موثر

    با محوریت نقش عوامل موثر در ارتقاء سطح فرهنگ کار، روشها و راهکارهایی که به نظر باید دنبال کرد تا در این زمینه بتوان موفقیتهای نسبی نائل شد، ذیلا به آنها اشاره می شود:

    ۱) آموزش معلمان و مربیان و حتی اساتید دانشگاهها (که کمتر با مقوله کار و کارآفرینی در ارتباطند). یادمان باشد امروز بجای «بابا آب داد» باید «بابا کار کرد» را یاد بدهیم!

    ۲) توسعه و تعمیق آموزشهای فنی و حرفه ای متناسب با نیازهای بازار کار و تولید که ارزش اقتصادی و اجتماعی مشخصی برای جامعه ما به دنبال باشد. این آموزشها باید بتواند یک شهروند و متقاضی علاقمند را توانمندساز و آماده حضور در بازارکار نماید و نه صرفا برای آمارسازی مبادرت به آموزش حرفه های غیرضروری و فاقد ارزش اقتصادی، اجتماعی و کاربرد جدی در بازار کار کرد!

    ۳) فعال سازی جوانان در فعالیت های ملی و سازندگی، امری که با تدبیر رهبر معظم انقلاب در سازمان بسیج سازندگی دنبال شده و برکات بسیاری را در برداشته است و لیکن باید بطور ویژه و اثرگذار در جامعه جوان و جویای کار ما نهادینه شود تا چون نقش بسیج در زمان دفاع مقدس که نقش ملی و امروز نقش فراملی نیز دارد، مفید اثر واقع گردد.

    ۴) برگزاری مسابقات منطقه ای و جهانی در کشور و براساس محوریت کار و بهره وری کار و شناسایی پتانسیلهای کاری و کارگری شایسته و معرفی آنان و استفاده از تجربیات ارزشمند حاصله به سایرین، موضوعی چون انتخاب کارگر و کارآفرین نمونه و برترینان مهارتهای فنی و حرفه ای، نمونه ای از چنین اقداماتی است.

    ۵) فعال شدن رسانه های گروهی، مطبوعات، خبرگزاریها، هیئت ها و کانونهای فرهنگی و مذهبی و بالاخص رسانه ملی- سازمان صداو سیما در ترویج و ارتقاء سطح فرهنگ کار در مقابل مصرف گرایی کاذب. متاسفانه رسانه ملی علی رغم توانمندیهای موجود در این زمینه بسیار ضعیف عمل کرده و باید به چالش کشیده شود. چگونه است ساعت ها در خصوص یک مسابقه فوتبال یا یک سریال تلویزیونی کوچه بازاری و پشت صحنه آن و نیز تبلیغ کالاهای لوکس مصرفی غربی، تبلیغ و صحبت می شود اما در خصوص ارتقاء سطح فرهنگ کاری و از جمله سخت کوشی، تعهد به انجام کار شایسته، انجام کار با جنبه عبادی، نظر اسلام درباره کار، کارگر و سرمایه گذار و توجه و استفاده مردم از تولیدات داخلی برای استمرار تولید و تثبیت اشتغالهای موجود و... فاقد فعالیت در خور است. به نظر مدیریت صدا و سیما باید نگاه تجاری در این رسانه ملی و حداقل در مقوله فرهنگ کار در اصلاح و به فراموشی سپرد! و این امر بویژه در سطح رسانه های استانی و برای گرایش به سرمایه گذاری در استانها و استفاده از محصولات مناسب تولید داخلی نباید مغفول واقع شود، امری که فعلا مغفول است.

    هدفمند کردن برنامه های پرمحتوی و اثرگذار (ونه صرفا تجاری!) و پخش فیلم ها و سریالهای پرمحتوی و البته نه انگشت شمار! و برگزاری مسابقات فرهنگی و... طرح شعارهای ملی در این زمینه و از جمله در بحث روابط کار، روحیه کار و تلاش جمعی در صنایع و بخش های خدماتی و برای استمرار فعالیت های اقتصادی و... از جمله مقولاتی است که این رسانه ملی و زیر بخش های آن می توانند دنبال نمایند.

    ۶) برخورد فعال روحانیت، ائمه جمعه و جماعت و مجموعه های مرتبط و در زمینه کار و تلاش مشروع و شایسته و فرهنگ اسلامی کار و البته به شکل عملی در جامعه اسلامی.

    ۷) اصلاح ساختار و مقررات دولتی که بعضا پرداخت پاداش کار در مقابل زمان است و نه در برابر نتیجه کار! و لازم است از رخوت و روزمرگی در نظام کاری و اداری دستگاهی دولتی و شرکت های تابعه که کمترین بهره وری موجود را دارند و هزینه های وارده بسیار، بدین وسیله اجتناب شده و کیفیت و نتیجه کار، عامل جدی در ارزشیابی کار، نیروی کار و مدیران باشد تا بلکه به وظیفه خود در بازتعریف فرهنگ کار شایسته کمک کرده باشیم. و البته در این میان نقش دانشگاه ها و حوزه های علمیه در انجام تحقیقات لازم و شایسته برای تبیین ارزش کار و نهادینه کردن آن در سطح جامعه و نهادهای اقتصادی و تولیدی نباید فراموش شود. وزارت کار و امور اجتماعی نیز به عنوان متولی امر اشتغال در دولت مردمی و عدالتخواه بایستی پسوند «امور اجتماعی» خود را که عمدتا بر ماهیت فرهنگی، رفاه و حمایت های اجتماعی و... دلالت دارد را در برنامه ریزی و تصمیم گیری های خود و در تعامل با دیگر دستگاه های فعال در عرصه فرهنگ سازی و امور اجتماعی، برجسته تر و مسئولانه تر نماید.

    چنین رویکردی که ملی خواهد بود، بدون شک اثرات بسیار مثبتی در عرصه کار و تلاش، ایجاد اشتغال و تثبیت اشتغال های موجود که متضمن رفاه عمومی، رشد اقتصادی و رضایت عامه است، دربرخواهد داشت.

    [Image]
    رضا شاه کرمی
    منابع و مآخذ:
    ۱)- «کار در نظام ارزشی اسلام»، سخنرانی حضرت آیت ا... مصباح یزدی- اولین سمینار فرهنگ کار کشور- دی ماه .۱۳۷۱
    ۲)- «شیوه های ترویج فرهنگ کار»، سخنرانی آقای مهندس میرحمید کلانتری (معاون ترویج و مشارکت مردمی وزارت اسبق جهاد سازندگی). اولین سمینار فرهنگ کار کشور- دی ماه .۱۳۷۱
    ۳)- مقاله «مدیریت کار و تأثیر آن در ارتقاء فرهنگ کار»- آقای دکتر محمدحسین سلیمی، استادیار دانشکده مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهران.
    ۴)- «رابطه متقابل فرهنگ و کار و اثرات تکاملی آنها برهم»- آقای علی موسی الرضا.
    ۵)- «عوامل موثر در رشد فرهنگ کار»- سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر شریعتی (ریاست دانشکده روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی). اولین سمینار فرهنگ کار کشور- دی ماه .۱۳۷۱
    ۶)- مقاله «دیدگاه اسلام پیرامون ارزش کار»- آقای علی سانح- عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینای همدان.
    ۷)- «فرهنگ کار» مهدی علاقمند.
    ۸)- مقاله «مدیریت کار و تأثیر آن در ارتقاء فرهنگ»- خانم اعظم محبوبی، کارشناس وزارت کار.
    ۹)- استراتژی های وزارت کار و امور اجتماعی دولت عدالتخواه و مقاوله نامه و توصیه نامه های بین المللی- از انتشارات موسسه کار و تأمین اجتماعی وزارت کار.
    ۱۰)- جامعه شناسی کار و شغل- دکتر غلامعباس توسلی- انتشارات سمت.
    روزنامه کیهان ( www.kayhannews.ir )



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت6:14 PM   |  

    مشاغل درآمدزا در اوقات فراغت!
    بسیاری از مردم در عین حالی که درآمد نسبتا خوبی دارند باز هم به دنبال راههایی برای کسب در آمد بیشتر هستند. اما بیشتر افراد به خاطر خانواده شان نمی توانند شغل دومی داشته باشند

    مرتبط با:همت مضاعف در کار و کارآفرینی


    بسیاری از مردم در عین حالی که درآمد نسبتا خوبی دارند باز هم به دنبال راههایی برای کسب در آمد بیشتر هستند. اما بیشتر افراد به خاطر خانواده شان نمی توانند شغل دومی داشته باشند زیرا رسیدگی به خانواده خود نوعی از وظایف است اما داشتن یک شغل کوچک و نه وقت گیر، علاوه بر داشتن درآمد می تواند نوعی سرگرمی محسوب شود که در بعضی اوقات خانواده هم می توانند سهمی در انجام آن داشته باشند.

    ● در اینجا به بعضی از این مشاغل اشاره می کنم :

    ▪ فروش کلکسیون ها و مجموعه های زیبا :

    از کتابهای قدیمی و خواندنی گرفته تا خرس ها تدی، از تمبر گرفته تا موجموعه های صوتی. مهم این است که با مجموعه ای که داریم آشنا بوده و مشخصات آنرا بدانیم.

    ▪ ملک یابی (واسطه گری در ملک و املاک) :

    می توانیم با پیدا کردن آپارتمانهای اجاره ای و یا فروشی از طریق بنگاهها، روزنامه ها و … برای افراد جویای منزل قدمی برداشته باشیم.

    ▪ پرستاری کودک :

    افراد پر مشغله همیشه به دنبال پرستار خوب برای کودک خود هستند. این راه کمی دشوار ولی پر درآمد است.

    ▪ خطاطی و طراحی :

    خطاطی برای کارتهای عروسی، عزا و مراسم مختلف . همچنین می توان سفارش طراحی لوگو گرفت و با خلاقیت خود بازی کرد.

    ▪ انجام خدمات شخصی افراد :

    بسیاری از مردم (بخصوص تجار) حتی فرصت بیرون آمدن از منزل خود را در ساعات روز ندارند. می توان امور بانکی، سفارشات، رسیدگی به مطالبات و … را در قبال گرو گذاشتن سند و … برایشان انجام داد.

    ▪ باربری با اتومبیل :

    این کار فقط با وانت ممکن است. چه بسا افرادی که در کنار خیابان ساعتها منتظر وانت می ایستند.

    ▪ مشاوره :

    این کار کمی تخصص نیاز دارد که معمولا ما اسیایی ها سرشار از تخصص در امر مشاوره و پرحرفی هستیم. مشاوره در ازدواج، شغل، خرید و فروش و …

    ▪ برنامه ریزی وعده های غذایی :

    با کمی جستجو و تحقیق می توان یافت که کدام غذاها کالری، چربی، کربوهیدرات، فیبر و … بیشتر و یا کمتری دارند. سپس می توان با یک تبلیغ کوچک با مضمون “طراحی وعده های غذایی به منظور چاقی یا لاغری” برای خود مشتری جذب کرد.

    ▪ تولید صیفی جات در منزل :

    با داشتن یک حیات کوچک و کمی دقت و حوصله می توان انواع سبزیجات و صیفی جات از جمله گوجه فرنگی و خیار و بادمجان و … را در منزل چه در زمستان و چه در تابستان به عمل آورد و آنها را فروخت.

    آموزش موسیقی : اگر شما در نواختن یک نوع ساز مهارت دارید، میتوانید آنرا به دیگران اموزش داده و علاوه بر پیشرفت خود، درآمد ناچیزی هم داشته باشید.

    ▪ ارائه مقاله به مجلات و روزنامه ها :

    با مطالعه دقیق و تحقیق بر روی موضوعی خاص، می توان آنرا به مجلات و روزنامه ها فروخت . این کار علاوه بر درامد زا بودن به علم و اگاهی ما نیز اضافه می کند.

    ▪ برف روبی :

    این کار اگر جنبۀ آبرو را کنار بگذاریم. کار در آمد زایی محسوب می شود. علاوه بر ورزش در روزهای سرد، لذت برف بازی را نیز می چشیم. (من خودم پدر و پسری را که صاحب رستورانی بودند در حال برف روبی منزل دیگران دیدم!)

    ▪ آچار فرانسه منزل :

    می توان با مقداری ابزار امور برق یا نصب کولر و یا راه اندازی شوفاژ را به عهده گرفت. بسیاری از مردم به افرادی نیاز دارند تا پیچ جالباسی منزل آنها را ببندند! در ایام تابستان هم همانطور که دیده ایم سوپر مارکتی محل تابلوی “نصب و سرویس کولر” خود را جلوی یخچالش قرار می دهد.

    ▪ وب هاستینگ، فروش فضای اینترنی :

    این کار کمی تخصص در اینترنت نیاز دارد ولی کار پر درآمدی محسوب می شود اما کیفیت را نمی توان نادیده گرفت (من خودم همیشه از شرکت های معتبر که سایر شرکتهای دولتی با آنها کار میکنند کار خرید می کنم).

    ▪ باغبانی :

    شغلی پر درآمد در ایام تابستان است که باعث باز شدن روحیه و آشنا شدن با خانواده های مثبت نظر می شود. ابزار لازم هم یک عدد بیلچه، یک عدد قیچی باغبانی، و در صورت نیاز یک عدد اره درختی.

    طراحی و فروش زمینه های وبلاگ و وبسایت : با کمی وقت گذاشتن، می توان طراحی های فوق العاده ای پدید آورد. همچنین نرم افزار هایی این امور را انجام می دهند.

    ▪ پشتیبانی و انجام امور کامپیوتری :

    با تهیه چندین عدد سی دی شامل سیستم عامل های مختلف و نرم افزارهای پرکاربرد و همچنین درایورهای مختلف می توان یک مهندس کامپیوتر شد!

    ▪ طراحی سوالات امتحانی :

    این کارف یک کار بسیار بسیار مفید است. علاوه بر آسان کردن کار اساتید و معلمان در رده های مختلف، از خود یک استاد در زمینه درسهای گوناگون خواهیم ساخت . همچنین می توان نمونه سوالات امتحانی را در اینترنت فروخت.

    ▪ فروش کتابهای الکترونیک :

    کتابهای الکترونیک امروزه کاربردهای بسیاری دارند. حتی بسیاری از کتابهایی که در بازار عرضه نمی شود و یا فروش آن تمام شده است را می توان در اینترنت یافت.

    ▪ بازاریابی :

    این کار که ید طولایی در میان شغل دومی ها دارد خود نوعی شغل اول حساب شده و در صورت داشتن پشتکار می تواند درآمد بسیاری داشته باشد.

    ▪ ساخت صنایع دستی :

    از جمله می توان به انواع گلدوزی، بافتنی، سبدبافی، کاربا چوب، کنده کاری، رنگ آمیزی و… اشاره کرد.

    ▪ آرایگشری در منزل :

    می توان در منزل همه کارهای یک آرایشگاه را انجام داد. البته کمی هنر و طرافت نیاز دارد. همچنین یک دوره آموزش آرایشگری بخصوص برای بانوان.

    ▪ رزومه نویسی :

    این هم که دغدغۀ بسیاری از افراد جویای کار است که رزومه نویسی را یاد نداشته و یا اصلا نمی دانند رزومه نویسی چیست.

    ▪ تعمیر اسباب بازیهای خراب :

    این کار نه تخصص می خواهد و نه ابزار زیاد. بسیاری از اسباب بازی ها به دلیل ضربه خوردن و عدم استفاده درست توسط بچه ها با قطع یک سیم معمولی از کار می افتند. همچنین با تعویض یک آرمیچر کوچک می توان یک آدم آهنی بزرگ را نجات داد!

    ▪ ساخت عروسک :

    با تهیه مواد اولیه عروسک سازی، یک کارخانه عروسک سازی را در منزل میتوان برپا کرد.

    ▪ بازسازی تصاویر قدیمی :

    این کار که این روزها دیگر از دست هر آماتوری بر می آید، کاری وقت گیر و در عین حال درآمدزاست. بسیاری از مردم برای تصاویر قدیمی خود ارزشی بیشتر از تصاویر جدید قائلند.

    ▪ تایپ متون مختلف :

    بهترین کار برای خانمهای خانه دار است که از وقت خود نهایت استفاده را ببرند. پس از یک یا دوهفته سرعت دست تا ۱ صفحه در دقیقه افزایش خواهد یافت.

    دراینجا به بعضی از کارهایی که در اوقات فراغت می توان انجام داد اشاره گردید. در صورتیکه شما نیز دراینباره نظری دارید و یا ایده ای سازنده، می توانید در قسمت نظرات عنوان فرمایید.

    [Image]
    گردآوری:گروه سبک زندگی سیمرغ
    www.seemorgh.com/lifestyle
    منبع:.pourali.net
    پورتال سیمرغ ( www.seemorgh.com )



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت6:11 PM   |  

    پنج افسانه درباره چگونگی خلق ‌شغل
    با تداوم نرخ بیکاری آمریکا در رقمی کمتر از ۱۰ درصد و نه ماه مانده به انتخابات میان دوره‌ای در این کشور، ایجاد شغل به اولویت برتر دولت بدل گردیده است.

    مرتبط با:همت مضاعف در کار و کارآفرینی


    با تداوم نرخ بیکاری آمریکا در رقمی کمتر از ۱۰ درصد و نه ماه مانده به انتخابات میان دوره‌ای در این کشور، ایجاد شغل به اولویت برتر دولت بدل گردیده است.

    اوباما رییس‌جمهور آمریکا خواستار پرداخت ۳۰ میلیارد دلار در قالب کمک فوری بانکی به صندوق وام‌دهی به بنگاه‌های کوچک شده و گفته است: «در سال ۲۰۱۰ مشاغل، کانون شماره یک توجه ما خواهند بود و کار خود را از جایی که اکثر مشاغل جدید از آنجا آغاز می‌شوند، یعنی از بنگاه‌های کوچک شروع می‌کنیم.» این صندوق جزو چندین ابزاری – از قبیل انگیزه‌های مالیاتی، پروژه‌های زیرساختی و تلاش‌های معطوف به افزایش صادرات- است که کاخ سفید جهت کمک به افزایش اشتغال مطرح ساخته است. از آنجا که آمریکایی‌ها رویکردهای مختلفی را مدنظر دارند، باید انتظاراتی واقع‌بینانه داشته باشیم. در این راستا نیاز است تا بی‌پایگی چند افسانه را در باب اینکه چگونه می‌توان به رشد مشاغل دامن زد، نشان دهیم.

    ۱) مطمئنا راه‌چاره سریعی وجود دارد.

    خدایا کاش واقعا این طور بود. مقیاس چالش بسیار بزرگ است. اقدام سریع اهمیت دارد، اما به خاطر داشته باشید که اقتصاد آمریکا طی دو سال گذشته بیش از ۷ میلیون شغل را از دست داده است. این کشور برای آن که بتواند بیکاری را به نرخ ۵ درصدی که زمانی نرمال تلقی می‌شد برگرداند، باید طی هفت سال آتی بیش از ۲۰۰ هزار شغل جدید به طور خالص را ایجاد کند. راهکارهای سریعی که تنها معطوف به سال ۲۰۱۰ باشند،‌ کفایت نخواهند کرد.

    واضح است که آمیزه درستی از سیاست‌های دولتی می‌تواند موثر باشد، اما حتی اگر طرح‌های اوباما همین الان عملی شده و همه آنچه وی به حصول آنها امید دارد را به وجود آوردند، در بهترین حالت تنها شروعی خوب تلقی می‌شود، مساله شغل در آمریکا یک ماراتن چند ساله است، نه یک مسابقه دوی سرعت.

    ۲) کلید افزایش سریع اشتغال، کمک به بنگاه‌های کوچک است.

    مشاغل جدید هم از بنگاه‌های کوچک و هم از بنگاه‌های بزرگ پدید می‌آیند. در فاصله ۱۹۸۷ تا ۲۰۰۵ نزدیک به یک‌سوم از مشاغل خالص جدید توسط بنگاه‌هایی ایجاد شدند که هر یک بیش از ۵۰۰ کارگر را در استخدام خود داشتند. در سال ۲۰۰۵ این شرکت‌های بزرگ هرچند کمتر از یک درصد تمام بنگاه‌های آمریکا را تشکیل می‌دادند، نزدیک به نیمی از کل اشتغال این کشور را به وجود آورده بودند.

    اما نگاهی به دو رونق اقتصادی گذشته نشان می‌دهد سرعت خلق شغل به چیزی فراتر از اندازه بنگاه‌ها بستگی دارد. در خلال رونق اقتصادی دهه ۱۹۹۰ شرکت‌های بزرگ چندملیتی آمریکا – که هر یک از آنها به طور متوسط نزدیک به ۱۰۰۰ کارگر را در استخدام خود دارند - با سرعتی بیشتر از دیگر شرکت‌ها به خلق شغل می‌پرداختند. این امر به آن خاطر روی داد که شرکت‌های مزبور به تولید کامپیوتر و قطعات الکترونیکی، یعنی بخشی که میزان عمده‌ای از این رونق را سبب شد، تسلط داشتند. در رونق اخیر سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷ بخش بزرگی از خالص مشاغل جدید در بخش‌های خدماتی محلی همانند مراقبت‌های بهداشتی، ساخت‌و‌ساز و املاک به وجود آمد که هم بنگاه‌های کوچک و هم بنگاه‌های بزرگ را در خود دارند.

    ۳) مشاغل مرتبط با تکنولوژی بالا مشکل را حل می‌کنند.

    این روزها گفت‌و‌گوهای زیادی درباره کسب‌و‌کارهای سبز، بیوتکنولوژی و سایر صنایع نوظهور که مشاغل آینده را به وجود خواهند آورد، درمی‌گیرد. اگر چه این صنایع آشکارا بخشی از راه‌حل مشکل هستند،‌ اما آن قدر کوچک هستند که نمی‌توان میلیون‌ها شغلی که هم‌اکنون موردنیاز هستند را به وجود آورند. به عنوان نمونه هر یک از صنایع نیمه‌رساناها و بیوتکنولوژی کمتر از نیمی از یک درصد کارگران آمریکا را به استخدام خود درآورده‌اند. کارگران شاغل در تکنولوژی‌های پاک از قبیل آنهایی که توربین‌های بادی و پنل‌های خورشیدی را طراحی کرده و می‌سازند، ۶/۰ درصد از نیروی کار این کشور را تشکیل می‌دهند.

    تنها با تحریک رشد گسترده مشاغل در کل اقتصاد و به ویژه در بخش‌های بزرگی همچون خرده‌فروشی، عمده‌فروشی، مراقبت‌های بهداشتی و خدمات کسب‌و‌کار است که خواهیم توانست ارقام قابل‌توجهی از مشاغل جدید را پدید آوریم. نوآوری‌های تکنولوژی‌های پیشرفته به رشد اشتغال در بلندمدت کمک خواهند کرد، زیرا تکنولوژی در سراسر اقتصاد گسترده شده و دیگر بخش‌های بزرگ را نیز دگرگون می‌سازد.

    مثلا هر چند صنعت نیمه‌رساناها نمی‌تواند بخش زیادی از اشتغال آمریکا را به تنهایی ایجاد نماید، اما انقلاب کامپیوتری به رشد صنایع دیگری مثل خرده‌فروشی و صنعت مالی کمک کرده است. به همین ترتیب کسب‌و‌کار تکنولوژی‌های پاک به خودی خود افراد زیادی را به اشغال درنمی‌آورد، اما پیشرفت‌های آن می‌تواند بخش بزرگی همانند انرژی را دگرگون ساخته و مشاغل جدید و مدل‌های کسب‌و‌کار تازه‌ای را خلق نماید.

    ۴) افزایش بهره‌وری (یعنی تولید کالاها و خدمات بیشتر در اقتصاد به ازای هر کارگر) مشاغل را نابود می‌کند

    اصلا و ابدا. اگرچه رشد بهره‌وری بدان معنا است که یکایک شرکت‌ها در کوتاه‌مدت به کارگران کمتری نیاز خواهند داشت، اما عواید بلندمدتی را در کل اقتصاد به بار خواهد آورد. از زمان انقلاب صنعتی به این سو رشد بهره‌وری کارگرها به افزایش درآمدها، بالاتر رفتن سودها و پایین‌تر آمدن قیمت‌ها انجامیده است. این نیروها تقاضا برای کالاها و خدمات مصرفی و نیز برای تجهیزات و کارخانه‌های تازه را بالاتر می‌برند و اینها هم به نوبه خود به رشد صنعت و خلق شغل می‌انجامند.

    به عنوان مثال تلفن‌های همراه را در نظر بگیرید. این نوع تلفن‌ها حتی ۱۵ سال پیش بزرگ، بد دست و گران‌قیمت بودند و تنها در مناطق محدودی پوشش داشتند، اما وقتی تکنولوژی‌های تازه کارگران را به تولید ارزان‌تر گوشی‌ها و ارائه خدمات قادر ساختند، این صنعت به یک باره شکوفا شد. امروزه تلفن‌همراه در همه جا حضور دارد و این مساله مشاغلی را نه تنها در میان سازندگان این گوشی‌های تلفن، بلکه همچنین در بین خرده‌فروش‌ها، تامین‌کنندگان خدمات و صنعت نوپایی از ساخت‌ و فروش برنامه‌های کاربردی برای گوشی‌های هوشمند به وجود آورده است.

    ۵) افزایش صادرات، اشتغال در بخش تولید را احیا خواهد کرد.

    شاید برای برخی شرکت‌ها در بعضی صنایع این طور باشد، اما نه برای کل اقتصاد. هر چند پذیرش این نکته سخت است، اما کاهش بیکاری فقط به بازیابی مشاغلی که از میان رفته‌اند بازنمی‌گردد. یقینا رشد صادرات به تجدید حیات برخی کارخانه‌ها منجر خواهد شد و بسیاری از کارگران تعلیق شده دوباره به کار خود بازخواهند گشت، لیکن بخش زیادی از رشد مشاغل جدید از دیگر بخش‌ها سربر خواهد آورد.

    تاریخ نشان می‌دهد رکودها - به ویژه آنهایی که از پس یک بحران مالی می‌آیند – بر سرعت رشد یا ضعف موجود در صنایع می‌افزایند. مثلا در بحران اخیر صنایع خودروسازی، خدمات مالی و املاک مسکونی به نحوی چشمگیر کوچک شده‌اند و به این زودی‌ها حداکثر میزان اشتغال خود را دوباره به دست نخواهند آورد.

    ممکن است افزایش صادرات با کاهش چند دهه‌ای اشتغال در بخش تولید مقابله کند – اما آن را وارونه نخواهد کرد. در اقتصادهای توسعه یافته امروزی، رشد خالص در مشاغل جدید از بخش تولید پدیدار نمی‌شود، بلکه در صنایع خدماتی ایجاد می‌گردد. خوشبختانه رشد صادرات مشاغلی را در صنایع خدمات پشتیبانی همانند طراحی، باربری زمینی و دریایی و لجستیک به وجود خواهد آورد.

    [Image]
    جیمز مانیکا
    مدیر انستیتو جهانی مک‌کینزی واقع در سانفرانسیسکو
    و بایرون آگوست
    مدیر دفتر مک‌کینزی در واشنگتن
    مترجم: محسن رنجبر
    منبع: انستیتو جهانی مک‌کینزی
    روزنامه دنیای اقتصاد ( www.donya-e-eqtesad.com )



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت6:11 PM   |  

    ۱۰ گام تا ایجاد کسب و کار در خانه
    براساس تجربیاتی که خود شخصاً کسب کرده‌ام و یا دوستان و شرکایم آن را ارایه نموده‌اند، ۱۰ راه ساده را برای کمک به شما در راه اندازی کسب و کار در خانه نشان می‌دهم ...

    مرتبط با:همت مضاعف در کار و کارآفرینی


    براساس تجربیاتی که خود شخصاً کسب کرده‌ام و یا دوستان و شرکایم آن را ارایه نموده‌اند، ۱۰ راه ساده را برای کمک به شما در راه اندازی کسب و کار در خانه نشان می‌دهم

    چه عالی! ایجاد کسب و کار در خانه... تصور روزهایی در خانه و پاسخ به تلفن‌های کاری در حالیکه شما لباس‌های راحتی به تن دارید به همراه تولید رو به افزایش محصولاتتان.

    اما به زودی تمایز میان زندگی و کار از بین خواهد رفت. شما قبل از اینکه برنامه کاری‌تان را شروع کنید باید لباس‌ها را در ماشین لباسشویی بریزید. در یک ساعتی که به انجام ملاقات‌هایتان باقی مانده است چه باید کنید؟ آیا باید کتاب‌هایتان را در قفسه بگذارید و یا آشپزخانه را تمیز کنید و فراموش نکنید که به مشتری‌هایتان تلفن کنید پیش از اینکه لانه سگتان را تمیز کنید.

    به دنیای واقعی ایجاد کسب و کار در خانه خوش آمدید: حواس‌پرتی‌های پیش‌بینی نشده، فقدان یک برنامه زمان‌بندی نشده و گاهی اوقات فقدان هویتی قابل مشاهده. اما رویاپردازی‌هایتان را برای ایجاد کسب و کار در خانه هرگز رها نکنید! با جایگزین کردن چند ایده ساده شما قادر خواهید بود سود خوبی را از کسب و کار در خانه بدست آورید.

    براساس تجربیاتی که خود شخصاً کسب کرده‌ام و یا دوستان و شرکایم آن را ارایه نموده‌اند، ۱۰ راه ساده را برای کمک به شما در راه اندازی کسب و کار در خانه نشان می‌دهم.

    ۱) بخشی از منزلتان را به عنوان محل کارتان در نظر بگیرید

    یک اتاق و یا فضایی از خانه را به طور جداگانه برای انجام امور کاری خود در نظر بگیرید. البته انجام این کار برای کسانی که در خانه‌ای کوچک و خانواده‌ای پرجمعیت زندگی می‌کنند بسیار مشکل خواهد بود. همانطور که من کارم را در نیویورک در چنین شرایطی آغاز کردم! اگر شما نتوانستید اطاقی را برای این کار در نظر بگیرید حداقل بخشی از منزلتان را در نظر بگیرید که هرگاه به آن مکان می‌روید احساس خواهید کرد که در محل کارتان حضور پیدا کرده‌اید.

    ۲) برنامه خود را دقیقاً زمان‌بندی کنید

    زمانی که ساعات کاری شما با ساعات مربوط به انجام امور شخصی‌تان با هم تداخل پیدا می‌کند، مسأله برنامه‌ریزی و زمانبندی بسیار مهم‌تر به نظر خواهد رسید. به عنوان مثال اگر شما عادت دارید هر روز به پیاده‌روی بروید و یا به باشگاه ورزشی می‌روید سعی کنید دقیقاً آن را در همان زمانی که در نظر گرفته‌اید انجام بدهید. برای قراری که با خودتان گذاشته‌اید ارزش قائل شوید حتی روزی که سرتان بسیار شلوغ است. این امر کمک زیادی می‌کند تا بتوانید به امور مربوط به کسب و کارتان در خانه به موقع رسیدگی کرده و آن را ادامه دهید. به عنوان مثال من دوست دارم صبح‌ها زود از خواب برخیزم و تا ظهر مشغول نوشتن باشم سپس چند ساعتی را صرف خوردن ناهار، مطالعه کتاب و پیاده‌روی در ساحل بنمایم. سپس در ساعت ۴ به اطاق کارم رفته و تا جایی که بتوانم به کارم ادامه دهم.

    ۳) هر چقدر که می‌توانید انجام امور را در اختیار دیگران نیز بگذارید

    زمانی که من کارم را شروع کردم مرتکب اشتباه بزرگی شدم و آن این بود که خود تمام امور مهم و غیرمهم را شخصاً انجام می‌دادم و به زودی متوجه شدم که چقدر زمان را جهت ملاقات‌های مکرر با مشتریان جهت انجام امور تلف کرده‌ام. زمانی که شما اینگونه فکر کردید که «من خودم می‌توانم همه آن امور را انجام بدهم.» بهتر است سریعاً این طرز فکر را متوقف کنید. سعی کنید کارتان را ساده‌تر کرده و با تفویض اختیار بگذارید امور به سرعت انجام شوند.

    به این منظور امور خدماتی را به مراکزی که این خدمات را انجام می‌دهند، واگذار نمایید تا بتوانید روی کار اصلی‌تان متمرکز شوید. مراکز خدماتی شبانه‌روزی تحویل در منزل، کتابدارها، دستیاران و... می‌توانند کار شما را آسانتر بنمایند، انرژی خود را برای ایده‌های بزرگ و طلایی نگه دارید!

    ۴) از تکنولوژی روز برای کسب سود بیشتر بهره ببرید

    ملاقات با افراد بسیار با ارزش و مهم می‌باشد اما سعی کنید تا حد امکان در انجام آن صرفه‌جویی کنید. بهتر است بیشتر کارتان را از طریق تلفن، فاکس و یا نامه‌های الکترونیکی و با استفاده از بهترین امکانات و وسایلی که شما استطاعت خرید آن را دارید،انجام دهید.

    بسیار مهم است که شما بتوانید از هر جایی که در آن هستید با دیگران ارتباط برقرار کنید و البته لطفی هم در حق ما بکنید و خط تلفن، فاکس و اینترنتی جداگانه برای خودتان در نظر بگیرید! چرا که هیچ‌کس دوست ندارد وقتی به جایی تلفن می‌کند به جای بوق آزاد، بوق اشغال را بشنود.

    در صورتیکه شرکت مخابرات خدمات صندوق صوتی را ارایه می‌نماید حتما از آن استفاده کنید. در این صورت اگر شما در حال مکالمه تلفنی مهمی می‌باشید که نمی‌خواهید آن را قطع کنید افراد قادر خواهند بود پیغامشان را برای شما بگذارند.

    ۵) امورتان را دسته‌بندی کنید

    سعی کنید جلسات و ماموریت‌هایتان را گروه‌بندی کنید تا زمان خارج از محل کارتان را به حداقل برسانید. برای این منظور صبح‌ها لیستی از تمام کارهایی را که باید خارج از محل کارتان انجام شود، تهیه کنید و سعی کنید آنها را با هم و با یکبار خروج از محل کارتان انجام دهید. بهتر از همه این است که از روش من استفاده کنید و بدین‌ترتیب فقط یک روز از هفته را برای انجام امور خارج از منزل در نظر بگیرید. چرا که در این صورت یکبار در هفته مجبور خواهید شد تا به سر و وضع لباستان برسید.

    ۶) روی کارتان متمرکز شوید

    سعی کنید فضای کاری‌تان به‌گونه‌ای باشد که هنگام انجام کارتان سایر اعضای خانواده و یا هم‌اطاق شما متوجه این مسأله که شما نیاز به تمرکز دارید بشوند. حتی حیوانات خانگی نیز از این امر مستثنی نمی‌باشند (گربه من زمانی که من به او توجه کافی ندارم و مشغول کار هستم احساس حسادت می‌کند.) همه اوراق و مدارک مربوط به کارتان اعم از صورتحساب‌ها، فهرست‌ها و... را جایی بگذارید تا در حین انجام کارتان تمرکز شما را به هم نریزد و باعث حواس‌پرتی شما نشود.

    ۷) از مصاحبت با افراد احمق پرهیز کنید

    بسیاری از دوستان و اطرافیان شما زمانی که متوجه می‌شوند که شما کسب و کاری را در خانه راه‌اندازی کرده‌اید، بسیار خوشحال می‌شوند. آنها در چنین حالتی تصور می‌کنند شما در حالیکه روی کاناپه لم داده‌اید و در حال خوردن چیپس هستید به تلفن‌های مهم خود جواب می‌دهید. زمانیکه آنها به شما تلفن می‌کنند تا مدت زمانی را به صحبت کردن با شما بگذرانند به آنها یادآوری می‌کنید که در حال انجام کارتان هستید و پس از پایان ساعت کاری آن به آنها تلفن خواهید کرد. ممکن است مدت زمانی طول بکشد تا این مسأله جا بیفتد ولی بالاخره همه آن را خواهند پذیرفت.

    ۸) با توجه به موقعیت روحی که دارید، کارهایتان را تنظیم کنید

    سعی کنید کارهایتان را زمانی که احساس می‌کنید از لحاظ جسمی و روحی بیشترین آمادگی را دارید، انجام بدهید. به عنوان مثال اگر احساس می‌کنید کاملاً سرحال و پرانرژی می‌باشید، سعی کنید تلفن‌های مهم و ضروری و یا کارهای خلاقانه را در این فاصله زمانی انجام بدهید.

    اگر شما پس از خواب بعد از ظهر احساس می‌کنید از آمادگی کامل برخوردار هستید، امور مهم را در آن زمان انجام بدهید (من خود یکی از طرفداران خواب بعد از ظهر می‌باشم.)

    ۹) آسایش و راحتی را در محیط کاری خود به حداکثر برسانید

    برای اینکه بتوانید کارتان را به بهترین نحو ممکن انجام دهید، محیط کاری خودتان را کاملاً متناسب با شرایط خودتان تغییر دهید، شما چطور می‌توانید راندمان کاری خود را افزایش دهید؟ با استراحتی طولانی و یا انجام بدون وقفه امور؟ در سکوت و آرامش و یا در حالیکه موسیقی آرامی در حال پخش شدن می‌باشد؟ با نشستن بر روی یک کاناپه راحت و یا یک صندلی اداری؟ از زمانی که من برای خریدن صندلی خود مبلغ زیادی را پرداختم دوستانم فکر می‌کردند که من دیوانه شده‌ام ولی با یکبار نشستن بر روی آن علت را خیلی زود متوجه شدند! و البته ستون فقراتم هر روز قدردان من می‌باشد.

    سعی کنید چند مکان مختلف و متنوع را برای انجام کارهایتان در نظر بگیرید تا بتوانید با تغییر در منظره و چشم‌انداز کارتان را دلپذیر و مطبوع بنمایید. کتابخانه، پارک و یا کافی‌شاپ محل زندگی‌تان چطور است؟ زمانیکه من می‌خواهم مطالعه‌ای جدی داشته باشم و یا راجع به موضوع مهمی فکر کنم محل کارم را به بیرون از منزل و کنار ساحل منتقل می‌کنم. نسیم دریا، تابش خورشید و امواج آرام به من کمک می‌کند تا در مورد آن موضوع بهتر فکر کنم.

    ۱۰) زمانی را برای بودن در کنار دیگران در نظر بگیرید

    پس از مدتی از انجام کارتان ممکن است احساس خستگی، تنهایی و یا بدخلقی به شما دست بدهد. در چنین حالتی حداقل یکبار در هفته ملاقاتی با دوستان داشته باشید. (البته من ۳ بار در هفته اقدام به چنین کاری می‌کنم.) صبحانه، نهار، شام و یا حتی قهوه را با مشتری، فروشنده و یا یک دوست صرف کنید. به جمع دوستان ملحق شوید و یا در فعالیت‌های اجتماعی و فوق‌برنامه مثل کلاس موسیقی و یا باشگاه‌های ورزشی شرکت نمایید. سعی کنید کارتان باعث نشود که شما تبدیل به فردی منزوی شوید چرا که این مسأله موجب تخریب روحیه‌تان خواهد شد. بنابراین مسأله‌ای که از کارتان مهمتر می‌باشد حفظ روحیه‌ای شاد و آرام می‌باشد.

    [Image]
    گردآوری:گروه سبک زندگی سیمرغ
    www.seemorgh.com/lifestyle
    منبع : vista.ir
    پورتال سیمرغ ( www.seemorgh.com )



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت6:10 PM   |  

    نگاهی به عملکرد آژانس ملی اشتغال در کشور استرالیا
    از این پس تلاش خواهیم کرد تا به بررسی یکی از آژانسهای ملی اشتغال بپردازیم. در این شماره مطالبی درباره آژانس ملی اشتغال در کشور استرالیا ارائه خواهیم داد

    مرتبط با:همت مضاعف در کار و کارآفرینی


    از این پس تلاش خواهیم کرد تا در هر شماره از فصلنامه به بررسی یکی از آژانسهای ملی اشتغال بپردازیم. در این شماره مطالبی درباره آژانس ملی اشتغال در کشور استرالیا ارائه خواهیم داد:

    ▪ ساختار کلی نظام اشتغال در استرالیا:

    وزارت اشتغال و روابط محیط کار Department of Employment and workplace Relationsسازمان اصلی مسؤول امور اشتغال و روابط کار در استرالیا است اما سایر سازمانهای دولتی، عمومی، خصوصی، خیریه و کلیساها در امر اشتغال همکاری می‌کنند. وزارت اشتغال و روابط محیط کار مسؤول سیاست‌گزاری، تأمین بودجه و نظارت بر عملکرد سایر سازمانها و مؤسسات خصوصی دست‌اندرکار است. این سیاست‌گزاری و نظارت هم در سطح فدرال و هم در سطح دولت‌های ایالتی و محلی انجام می‌گیرد. از مهمترین سازمانهای دولتی می‌توان وزارت آموزش، علوم و حرفه‌آموزی را نام برد که علاوه بر برنامه‌های آموزشی مدارس و دانشگاهها، کالج‌های حرفه‌آموزی متعددی در همه نقاط کشور دارد و دوره‌های بسیار متنوع آموزشی همراه با صدور مدرک معتبر و دارای ارزش استخدامی برگزار می‌کند. همچنین وزارت امور خانواده و خدمات اجتماعی که طیف وسیعی از خدمات حمایتی را بعهده دارد در زمینه مشاوره اشتغال، حمایت انفرادی و گروهی بیکاران و کارجویان، برگزاری دوره‌های آموزشی و سمینارها، برگزاری کلاسهای زبان‌آموزی برای مهاجرین و خدمات مشابه فعال است.

    ● سایر بخشهای فعال عبارتند از:

    ▪ نقطه ورود به بازار تجارت (BEP): این سازمان اطلاعات و خدمات آن‌لاین برای صنایع کوچک و خوداشتغال ارائه می‌دهد.

    ▪ کمیته‌های هماهنگی و ارتباط بین دولت فدرال و نواحی شهری و روستایی استرالیا (ACC)

    ▪ سازمان تعاون در کار استرالیا(AWT): وظیفه کمک به مردم در مسیر پیشرفت به طور کلی و به ویژه پیشرفت شغلی است. این سازمان بیشتر نیرو و بودجه خود را از طریق فعالیتهای داوطلبانه می‌گیرد.

    ▪ اخبار اشتغال (News Employment): یک سایت خبری مخصوص اخبار اشتغال

    ▪ طرح حمایت از خوداشتغالی (New Enterprise Incentive Scheme)

    ▪ طرح کارآموزی (New Apprenticeships):دوره‌های کارآموزی که مرتباً برگزار می‌شود و هدف از آنها ارائه راههای یافتن شغل برای دانش‌آموزان و دانش‌جویان است.

    ▪ طرح مسیر شغلی (Jobs Pathway Program): این برنامه به افراد جوان کمک می‌کند که پس از فراغت از تحصیل بتوانند وارد بازار کار شوند.

    سایتهای اینترنتی متعدد در زمینه کاریابی فعالیت دارند. مهمترین سایت که در واقع شبکه اصلی کاریابی استرالیا محسوب می‌شود و کلیه کاریابی‌ها با این شبکه کار می‌کنند همان Job Networkاست. علاوه بر آن سایتهای مختلفی با خدمات متنوعی وجود دارد. مثلاً سایت Seek(جستجو) یکی از سایتهای پر طرفدار در زمینه اشتغال است که مرتباً مشاغل جدید را آگهی می‌کند. رزومه کارجویان را در معرض دید کارفرمایان می‌گذارد. شغلهای موجود در ردیف مشاغل درخواستی کارجویان را از طریق پست الکترونیکی برایشان ارسال می‌کند و بسیاری از خدمات مشابه دیگر ارائه می‌دهد. بیشتر دانشگاهها نیز در زمینه اشتغال با راه‌اندازی سایتهای اینترنتی فعالیت می‌کنند و طیف وسیعی از کارجویان به ویژه جوانان و دانشجویان از خدمات این گونه سایتها استفاده می‌کنند.

    دولت نیز مرتباً سیستم‌های کاریابی را گسترش و بهبود می‌بخشد. هر از مدتی یک سایت جدید راه‌اندازی می‌شود تا بتواند طیف‌های وسیع‌تری را در بربگیرد. برای مثال اخیراً سایتی با عنوان Job Juiceمخصوص جوانان تازه فارغ‌التحصیل بوسیله وزارت کار و روابط محیط کار راه‌اندازی شده است تا جوانان را با بازار کار آشنا کند.

    سیستم‌های جدید خدماتی روز به روز اضافه می‌شود. برای مثال از اول آوریل ۲۰۰۳ اطلاع‌رسانی بازار کار به کارجویان از طریق تلفن همراه با سیستمی که اطلاعات متنی موجود در شبکه را به صدا تبدیل می‌کند انجام‌پذیر است. از جولای ۲۰۰۳ سیستم‌های جدید دیگری اضافه شده که پیامهای کارفرمایان و وقت مصاحبه تعیین شده برای کارجویان را از طریق تلفن همراه به اطلاع آنان می‌رساند. همچنین از اول جولای ۲۰۰۳، کارجویان قادر شده‌اند اطلاعات خود را در روی شبکه مرتباً به روز کنند.

    ● شبکه شغلی استرالیا (Australian Job Network)

    بیش از ۲۶۰ شرکت خصوصی، مؤسسه خیریه و عمومی شبکه شغلی استرالیا را تشکیل می‌دهند. این شرکتها که به طور متمرکز هدایت می‌شوند در بیشتر نقاط کشور شعبه دارند. در شهرهای بزرگ، هر یک از این شرکتها چندین دفتر دارند. هر دفتر یک مدیر و هر چند دفتر یک مدیر منطقه‌ای و هر شرکت یک هیأت مدیره و رئیس کل دارد.

    مؤسسات کاریابی بر اساس نوع و سطح خدماتی که ارائه می‌دهند رتبه‌بندی شده‌اند و از یک تا پنج ستاره دارند. هر دفتر کاریابی یک یا دو کارمند دفتری دارد. به علاوه، بسته به سطح رتبه‌بندی دفتر یک نفر یا بیشتر مربی جستجوی شغل تعدادی مشاور اشتغال و احیاناً یک یا بیشتر مشاور اشتغال ویژه دارد. در برخی از دفاتر که خدمات ویژه برای معلولین، مهاجرین و یا بومیان استرالیا ارائه می‌دهند نیز کارشناسان و مشاوران مخصوص فعالیت می‌کنند. یکی از معیارهای رتبه‌بندی تنوع خدمات و تعداد زبانهایی است که در آن دفتر صحبت می‌شود. این نکته با توجه به وضعیت مهاجر‌پذیر استرالیا و ویژگی‌ چند فرهنگی آن حایز اهمیت است. در برخی از دفاتر اشخاصی به عنوان مشاور به کارگماری مهاجرین متخصص وجود دارد که به مهاجرین دارای تخصص مشاوره و کمک انفرادی می‌دهد و تا مرحله اشتغال آنان را یاری می‌کند.

    هر فرد جویای کار باید ابتدا بهCenterlink مراجعه و در آنجا ثبت‌نام می‌کند. Centerlinkمرکزی است که کلیه خدمات دولتی از قبیل پرداخت مزایای تأمین اجتماعی، مستمری کودکان، دانش‌آموزان، سالمندان، خدمات ترجمه رایگان، انواع و اقسام حمایتهای اجتماعی و از جمله صدور کارت شناسایی کارجویان را به عهده دارد. فردی که دنبال کار می‌گردد می‌تواند به هر یک از مراکز Centerlink مراجعه و مشخصات خود شامل مشخصات فردی، تخصص، تحصیلات، سوابق کاری و نوع مشاغلی را که در پی آن است به ترتیب اولویت اعلام کند. این مشخصات در شبکه وارد شده و بر اساس آن یک کارت شناسایی به نام کارت شناسایی کارجو صادر می‌شود. هر کارت شامل یک شماره است که شماره کارجو نامیده می‌شود. البته در Centerlink وضعیت استحقاق فرد جهت استفاده از مزایای کاریابی از جمله نوع ویزای وی بررسی می‌شود. این کارت و شماره کارجو کلید ورود به شبکه کار استرالیا است. در مراکز Centerlink و کلیه مراکز کاریابی دستگاههای Touch Screenقرار دارند که با لمس یک دکمه شما را به شبکه کار وصل می‌کنند. در این دستگاه شما می‌توانید در محدوده‌های جغرافیایی مختلف از کل کشور گرفته تا منطقه و محله محل سکونت خود شغلهای موجود را بررسی کرده و از آنها پرینت بگیرید. همچنین در کلیه این مراکز کامپیوتر، دستگاههای فتوکپی، فاکس و تلفن رایگان قرار دارد . همه کامپیوترها مجهز به برنامه‌ رزومه نویسی آنلاین(Resume Builder)هستند که به شما کمک می‌کند یک رزومه مناسب تهیه کنید. سپس از طریق فاکس یا تلفن می‌توانید با کارفرما یا مؤسسه کاریابی فراهم‌کننده کار تماس گرفته و داوطلبی خود جهت شغل آگهی شده را به اطلاع آنان برسانید.

    برای استفاده از تسهیلات مراکز کاریابی، کافی است شماره کارجویی خود را به آنان بدهید و یک فرم مشخصات را پر کنید. وقتی شما در یک شعبه از یک شرکت کاریابی ثبت‌نام می‌کنید نام شما در کامپیوترهای تمام شعبات وارد می‌شود و می‌توانید از همه آنها استفاده کنید در مراکز کاریابی علاوه بر استفاده از روزنامه‌ها، دستگاههای Touch Screen، کامپیوترهای متصل به اینترنت، دستگاههای فتوکپی، فاکس و تلفن و سرویس پستی رایگان مشاوران نیز جهت ارائه خدمت حضور دارند. در برخی از این مراکز چای و قهوه نیز به صورت سلف سرویس موجود است. همزمان با جستجوی شخصی شما، مشاوران مراکز کاریابی نیز برای شما در جستجوی شغل هستند و هر زمان شغل مناسبی یافتند تلفنی به شما اطلاع می‌دهند.

    کسانی که نیاز به مشاوره خاص و یا آموزش دارند با دریافت معرفی نامه از Centerlinkمی‌توانند این‌گونه خدمات را هم به طور رایگان دریافت کنند. با توجه به نرخ بالای تلفن و فاکس به ویژه برای افراد بیکار، استفاده رایگان از این امکانات به واقع نعمتی است.

    مؤسسات کاریابی مجری برنامه‌های متعددی هستند و علاوه بر وظیفه تماس با کارفرمایان و جستجوی شغل، مسؤول انطباق مهارتهای کارجویان با مشاغل نیز می‌باشند. این کار به اصطلاح Job Matchingنامیده می‌شود که از سوی مشاوران به کارگماری انجام می‌شود.

    کاریابی‌ها همچنین آموزش مهارتهای جستجوی کار از جمله چگونگی تماس گرفتن و نزدیک شدن به کارفرمایان و به ویژه مهارتهای مصاحبه را به عهده دارند.

    فعالیتهای زیر نیز از جمله برنامه‌های دولتی است که با معرفی Centerlinkاز طریق شبکه کاریابی‌ها انجام می‌شود:

    ۱) Work for the Dole (WFD): تحت این برنامه، کارجویان به منظور کسب تجربه در فعالیتها و مشاغل مورد تأیید از طریق کاریابی‌ها در فعالیتهای انجمن‌های محلی به کار گرفته می‌شوند. شرکت‌کنندگان می‌توانند امتیاز کارآموزی به دست آورند و گذرنامه اشتغال دریافت کنند. این امتیاز و گذرنامه به اشتغال آتی آنان کمک خواهد کرد. گفتنی است که کارجویان مستحق دریافت این برنامه در طول مدت کارآموزی از دولت کمک هزینه زندگی دریافت می‌کنند.

    ۲) Community Work (CW):این برنامه نیز از کارجویان و سایر کسانی که از مزایای تأمین اجتماعی استفاده می‌کنند حمایت می‌کند تا بتوانند به کار داوطلبانه در سازمانهای خدمات داوطلبانه بپردازند. از طریق کار داوطلبانه نیز کارجویان می‌توانند امتیاز کارآموزی و گذرنامه اشتغال به دست آورند.

    ۳) Transition to Work (TTW): این برنامه به کارجویان و به ویژه زنان و سالمندان کمک می‌کند که پس از دوره‌های طولانی بیکاری، دوباره به بازار کار برگردند و کار همراه با دستمزد پیدا کنند. این برنامه به منظور کمک به موفقیت بازگشت به کار و برنامه شغل، آموزش و کارآموزی طراحی شده و اجرا می‌شود.

    ۴) Indigenous Programmers:یا برنامه‌های مخصوص بومیان، سیاست اشتغال بومیان در جهتی طراحی شده است که فرصتهای شغلی بیشتری برای بومیان استرالیا فراهم کند. بومیان استرالیا به دلیل ویژگی‌های خاص شخصیتی و تحصیلی نیازمند حمایت ویژه هستند و در تمامی برنامه‌های دولت استرالیا از جمله برنامه‌های اشتغال توجه خاصی به آنان شده است. برنامه اشتغال بومیان شامل مراکز کاریابی مخصوص بومیان و صندوق خوداشتغالی بومیان می‌شود.

    ۵) برنامه‌های حمایت انفرادی و جمعی که از سوی جمعیت‌های خاص، مجامع کلیسایی، بنیادها و سازمانهای خیریه حمایت و مستقیماً از طریق کاریابی‌ها اجرا می‌شود.

    همانطور که گفتیم کاریابی برای کارجویان نه فقط هیچ هزینه‌ای در برندارد بلکه کلیه کارجویان، در مدتی که مشغول جستجوی کار هستند از مزایای تأمین اجتماعی برخوردار می‌شوند. در واقع جستجوی کار یکی از ملاکهای اصلی استحقاق برای دریافت بیمه بیکاری، علاوه بر سایر مزایایی که ممکن است به فردی تعلق گیرد می‌باشد. تا زمانی که فرد در جستجوی کار است و گاهی اوقات این جستجو ممکن است چند سال هم طول بکشد می‌تواند از مزایای تأمین اجتماعی استفاده کنند. البته در مواردی که جستجوی کار خیلی طولانی شود، دولت از طریق کاریابی‌ها کنترل می‌کند که آیا فرد واقعاً به دنبال کار هست یا خیر. در چنین مواردی که کاریابی‌ها وظیفه دشواری به عهده دارند. قوانین و مقررات خیلی ظریف و دقیق هستند. از طرفی نمی‌توان کارجو را وادار به پذیرفتن یک شغل کرد و از سوی دیگر باید دلایل او برای نپذیرفتن شغل منطقی و قابل قبول باشد. در یکی از مؤسساتی که اینجانب از آن دیدن کردم مردی را مشاهده کردم که ۱۳ سال بود بیکار بود و از بیمه بیکاری استفاده می‌کرد و مسؤولان کاریابی نتوانسته بودند او را قانع کنند که شغلی را بپذیرد. از یک طرف دولت علاقمند است که از تعداد استفاده‌کنندگان از بیمه بیکاری بکاهد و از طرف دیگر سلطه وسیع قانون آزادی‌های فردی و اجتماعی دست دولت را در مجبور کردن افراد به پذیرفتن شغل بسته است به طوری که بعضی‌ها شغل بیکاری را به عنوان شغل خود برگزیده‌اند. البته ناگفته پیداست که شمار این افراد بسیار اندک است.

    از طرف دیگر کارفرمایان نیز بابت اشتغال افراد از طریق شبکه کار وجهی نمی‌پردازند. البته به جز شبکه کار تعداد بیشماری مؤسسات دیگر نیز وجود دارند که به کاریابی مشغولند. این مؤسسات کاملاً مستقل از دولت کار می‌کنند و برای صنایع و کارفرمایان نیرو استخدام می‌کنند. اینگونه مؤسسات ارتباطی با شبکه کار وزارت اشتغال ندارند و موضوع بحث این نوشته نیز نیستند.

    کلیه مخارج و هزینه‌های دفاتر کاریابی طی قراردادهایی که معمولاً سال به سال تمدید می‌شود از سوی دولت تأمین می‌شود و برای هر یک از خدمات، قرارداد جداگانه‌ای منعقد می‌شود به طوری که شغل کاریابی یکی از مشاغل پرسود و در حال رشد به حساب می‌آید.

    سالیانه حدود ۰۰۰/۴۰۰ شغل از طریق مؤسسات کاریابی اشغال می‌شود. بابت پر کردن هر شغل، دولت بین ۱۶۵ تا ۵۵۰ دلار به کاریابی‌ها می‌پردازد. این یکی از درآمدهای جانبی مؤسسات کاریابی است که در قالب قرارداد به کارگماری صورت می‌گیرد. در آغاز سال طی مناقصه‌ای، مؤسسات متقاضی داوطلب عقد قرارداد به کارگماری با دولت می‌شوند. البته مؤسسات کاریابی به طور اتوماتیک مجوز این کار را دریافت می‌کنند و نیازی به شرکت در مناقصه ندارند.

    برای اشتغال به حرفه کاریابی موارد زیر لازم است:

    ▪ رعایت آیین‌نامه

    ▪ داشتن بیمه در سطح مورد نیاز

    ▪ داشتن زیرساختهای تکنولوژی اطلاعاتی در حدی که بتوانند با سیستم کامپیوتری وزارت اشتغال و روابط محیط کار، فعالیت کنند.

    ● آیین‌نامه شبکه کار

    هدف از آیین‌نامه شبکه کار تضمین کیفیت خدمات است. کلیه اعضای شبکه باید استاندارد خدمات و رفتار را طبق آیین‌نامه رعایت کنند. همه آنان موظفند از منافع کارجویان حمایت نموده و حریم خصوصی آنان را محفوظ بدارند. مقصود از این آیین‌نامه این است که خدمات با کیفیت بالا ارائه شوند تا منجر به رفتاری اخلاقی بین همه طرفهای مرتبط شود و بهترین نتایج را برای کارجویان و کارفرمایان تأمین کند.

    ● آیین‌نامه

    ▪ چارچوبی برای ارائه خدمات اشتغال به کلیه کارجویان و کارفرمایان است.

    ▪ ابزاری برای بهبود مستمر کیفیت ارائه خدمات اشتغال است.

    ▪ ابزاری برای ایجاد یک شبکه کار نوآور و قابل انعطاف است که بتواند پاسخگوی یک بازار کار پویا باشد اما در عین حال کیفیت بالای ارائه خدمات را هم حفظ کند.

    ▪ معیاری است برای جامعه جویندگان کار و کارفرمایان تا بتوانند کیفیت خدمات را ارزیابی کنند.

    ▪ روشی است برای شناسایی نقایص یا مشکلات موجود در ارائه خدمات اشتغال از سوی اعضای شبکه.

    ▪ ابزاری برای حمایت از حقوق کارجویان و کارفرمایان است که آنها را تشویق می‌کند تا در جهت بهبود کیفیت خدمات اقدام کنند.

    این آیین‌نامه شش اصل دارد که باید رعایت شود:

    ▪ اصل اول:رفتار مبتنی بر اخلاق، احترام‌آمیز و منصفانه (کیفیت رابطه با مشتری)

    ▪ اصل دوم:کمک کردن به طرز صحیح و مرتبط (کیفیت خدمات، مشاوره و کمک ارائه شده از سوی اعضای شبکه کار )

    ▪ اصل سوم:خدمت رسانی سریع و مؤدبانه (چگونگی ارائه خدمات به کارجویان و کارفرمایان از سوی اعضای شبکه کار )

    ▪ اصل چهارم:روند قابل دسترسی و مؤثر جهت رسیدگی به شکایات (ایجاد یک روش مناسب جهت رسیدگی به شکایات کارجویان و کارفرمایان)

    ▪ اصل پنجم:حفظ حریم خصوصی و محرمانه بودن اطلاعات (رعایت الزامات مربوط به حریم خصوصی و اطلاعات شخصی کارجویان و کارفرمایان)

    ▪ اصل ششم:تبلیغات مسؤولانه (انجام تبلیغات به شیوه‌ای مسؤولانه)

    اعضای شبکه کار طی قراردادشان با وزارت اشتغال، روابط محیط کار و مشاغل کوچک متعهد به رعایت اصول و استانداردهای خدمات مندرج در آیین‌نامه می‌شوند. آنها همچنین موظفند که یک نسخه از کتابچه آیین‌نامه، پوستر و بروشور تهیه شده از سوی وزارتخانه را در معرض نمایش مراجعان بگذارند و به کارجویان و کارفرمایان اطلاعات کافی در این زمینه بدهند.

    سیستم رسیدگی به شکایات احتمالی کارجویان یا کارفرمایان از مؤسسات عضو شبکه کار سه مرحله‌ای است. در مرحله اول به خود مؤسسه و از طریق سیستم رسیدگی به شکایات داخلی مؤسسه مراجعه می‌کنند. در صورت عدم رضایت از پاسخ دریافتی می‌توانند با شماره تلفن مرکز خدمات مشتریان وزارتخانه تماس بگیرند و با یکی از کارکنان این بخش ملاقات کنند. در صورت لزوم کارکنان مزبور می‌توانند در زمینه شکایت تحقیقات لازم را به عمل آورند.

    در مرحله سوم و در صورت عدم رضایت از عملکرد وزارت کار، شاکی می‌تواند به دفتر دادستان کل شکایت کند و مسأله را از طریق مراجع قضایی پیگیری نماید.

    در صورتی که وزارت کار تشخیص دهد که یکی از اعضای شبکه برخی از موارد آئین‌نامه را نقض کرده‌اند، مسأله را با عضو مورد نظر در میان گذاشته و مهلتی برای رفع نقص برای آنان تعیین می‌کند. اگر موارد شکایت متعدد باشد وزارتخانه می‌تواند یک حسابرسی کیفی از مؤسسه مورد نظر به عمل آورد و مؤسسه موظف خواهد بود نتایج بازرسی را نپذیرد یا مرتباً نقایص جدی و موارد متعدد نقص آیین‌نامه داشته باشد. وزارتخانه می‌تواند موقتاً ارجاع کارجویان به آن مؤسسه را به مورد تعلیق درآورد یا ظرفیت قراردادی آن عضو را برای باقی‌مانده مدت قرارداد کاهش دهد و یا اینکه قرارداد را به طور کلی فسخ کند.

    برای هر یک از سایر بخش‌های خدمات اشتغال نیز آیین‌نامه‌های مشابهی وجود دارد. از جمله آیین‌نامه انتقال به کار که در اصول با این آیین‌نامه یکسان است. همچنین در زمینه کارهای داوطلبانه نیز آیین‌نامه‌ای وجود دارد که وظایف هماهنگ‌کنندگان کار داوطلبانه یا اجتماعی و سازمانهای پذیرنده در آن مشخص شده است و هدف از آن ارائه یک تجربه کاری با کیفیت همراه با استانداردهای بالای رفتار اخلاقی بین همه طرفهای ذیربط است. هماهنگ‌کنندگان و مؤسسات حامی باید با کارجویان با احترام و حفظ شخصیت رفتار کنند. انصاف، اخلاق، حرفه‌ای بودن، مسؤولیت در تبلیغات و حفظ حریم خصوصی افراد از وظایف این مؤسسات است.

    برای انواع خدمات نیز استانداردهایی در نظر گرفته شده است. هر استاندارد از اجزا و شاخصه‌هایی تشکیل شده است. برای مثال خدمات هماهنگ‌کنندگان کار داوطلبانه به چهار قسمت خدمات اداری، خدمات مدیریتی، خدمات نظارتی و ارتباط با جامعه تقسیم شده و برای هر یک استانداردهای دقیقی تعریف و تبیین شده است

    ● مقایسه و نتیجه‌گیری

    در مقایسه با وضعیت کاریابی‌های غیر دولتی ایران، می‌توان گفت که در استرالیا دولت بودجه بسیار بیشتری صرف این فعالیت می‌کند. کاریابی در استرالیا یک حرفه بسیار مهم و اساسی به حساب می‌آید. سطح خدمات ارائه شده در استرالیا بسیار بالا است. کارجویان و کارفرمایان هیچ هزینه‌ای نمی‌پردازند. حمایتها دامنه‌دار و مداوم است و در نتیجه اغلب منتج به نتیجه است. سیستم‌ها و استانداردهای خدمات مرتباً در حال بهبود یافتن هستند. کنترل کیفیت مستمر از اصول حاکم بر این صنعت است. همه بخش‌های جامعه و دولت در امر اشتغال فعالیت می‌کنند و آن را مهمترین مسأله ملی می‌دانند. برای مثال شرکت مخابرات استرالیا از طریق پرسنل یک بخش خصوصی و از طریق یک قرارداد با وزارت کار هر روز به طور تصادفی یکصد شغل از مشاغل آگهی شده در شبکه کاریابی را بررسی می‌کند . پنجاه تا از نظر رعایت مقررات توسط مؤسسه آگهی دهنده که معمولاٌ یک مؤسسه کاریابی است و پنجاه تای دیگر از نظر پر نشدن مورد بررسی قرار می‌گیرند.

    فعالیت در زمینه خوداشتغالی فقط به اعطای یک وام ختم نمی‌شود. کسی که متقاضی خوداشتغالی است نه فقط در آغاز کار بلکه حداقل به مدت یکسال تمام تا هنگام رونق گرفتن کار مشاوره مرتب و منظم به طور رایگان دریافت می‌کند. به مدت حداقل یک سال و حداکثر ۳ سال مخارج خود و خانواده‌اش از سوی دولت تأمین می‌شود. مربیان کلیه امور مدیریت کار از قبیل مسائل مالیاتی، شیوه‌های بازاریابی و فروش را به او می‌آموزند. در مؤسسات کاریابی، مشاوران انگیزه کافی برای صرف وقت و راهنمایی دلسوزانه کارجویان را دارند. معمولاً نوعی رابطه شخصی ایجاد می‌شود و مشاوران علاوه بر دیدگاه حرفه‌ای از نظر ایجاد امید، انگیزه و اعتماد به نفس نیز روی کارجویان تأثیر می‌گذارند. وزارت کار مرتباً در مناطق مختلف کشور سمینارهایی جهت آشنایی کارگران و کارفرمایان با حقوق و وظایف خود و همچنین با مسؤولیت‌ها و خدمات شبکه کار برگزار می‌کنند. هر از گاهی یکی از بخشهای صنعت یا خدمات مورد توجه دولت قرار می‌گیرد و از شخص وزیر گرفته تا کارمندان جزء با هماهنگی بخش‌های مختلف روی آن صنعت مانور می‌دهند. برای مثال از اوایل سال جاری صنعت رستوران‌داری و خدمات پذیرایی مورد توجه وزارت کار قرار گرفته است. وزارت کار در بررسی‌های اولیه دریافت که بیش از ۷۰% کارفرمایان این صنعت در حال رشد چیز زیادی از شبکه کار نمی‌دانند. در نتیجه یک حرکت ملی در تمام کشور ایجاد شده و مدیران این صنعت همراه با مسؤولان وزارت کار و مؤسسات کاریابی برای اشتغال شمار زیادی از کارجویان در این صنعت مشغول فعالیت شده‌اند.

    اگر ما هم بتوانیم بار تأمین مخارج مؤسسات کاریابی خصوصی را از دوش کارجویان برداریم و تعامل سودمندی بین بخش دولتی و بخش خصوصی ایجاد کنیم و خدمات کاریابی را به طور کاملاً رایگان ارائه دهیم همچنین اگر زیرساخت‌های تکنولوژی شبکه کار را در ایران بهبود ببخشیم، شاید بتوانیم نقش بهتری در زمینه اشتغال در کشور عزیزمان ایران ایفا کنیم. به امید آن روز

    [Image]
    گردآوری:گروه سبگ زندگی سیمرغ
    www.seemorgh.com/lifestyle
    منبع:creativity.ir
    پورتال سیمرغ ( www.seemorgh.com )



    ادامه مطلب


    نظرات (0) نويسنده:وحید صباغی - در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت6:05 PM   |  

    تعداد صفحات :82      73   74   75   76   77   78   79   80   81   82