تبلیغ با نماز

حضرت شعیب بسیار نماز می‏خواند. به مردم می‏گفت:
نماز بخوانید که نماز، انسان را از کارهای زشت باز می‏دارد. اما مردم نادان که رابطه میان نماز و ترک منکرات را نمی‏توانستند درک کنند، از روی مسخره به او می‏گفتند:
صلواتک تامرک ان نترک ما یعبد اباونا (1)
می‏بینیم که شعیب پیامبر، هم خودش نماز می‏خواند و هم با نماز، دین خود را تبلیغ می‏کرد. از طرفی اگر آنها درست می‏اندیشیدند، این واقعیت را می‏فهمیدند که نماز حس مسوولیت و تقوا و پرهیزگاری و حق‏شناسی را در انسان زنده می‏کند و او را به یاد خدا و به یاد قیامت می‏اندازد. (2)

1) سوره هود / آیه 87 ای شعیب آیا نمازت تو را دستور می‏دهد که ما آنچه پدرانمان می‏پرستیدند، ترک کنیم؟
2) تفسیر نمونه / جلد 9- ص 207.

نام کتاب : بهترین پناهگاه حکایات و داستانهای نماز

نویسنده: گردآوری مطالب:رحیم کارگر محمدیاری


ادامه مطلب


[ سه شنبه 7 مهر 1394  ] [ 5:49 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نماز، روزی را زیاد می‏کند

 یکی از کسبه بازار مشهد نقل می‏کرد:
ما دو نفر بودیم که وضع مالی مان خیلی بود، یک روز تصمیم گرفتیم برای مشکل خود برویم خدمت شیخ حسنعلی اصفهانی. رفتیم منزل ایشان. عده زیادی در انتظار نوبت بودند. ما هم منتظر ماندیم تا نوبتمان برسد. اما ناگهان شیخ از میان جمعیت، ما را پیش خود خواند. به من گفت: تو باید کاری را انجام دهی که آن را ترک کرده‏ای. بعد به دوستم گفت: تو هم کاری را که انجام می‏دهی، ترک کن. بروید و به وظایف خود عمل کنید تا وضع شما بهتر شود!
اعتراف می‏کنم که من نماز نمی‏خواندم و دوستم هم شرابخوار بود. به توصیه شیخ، گناهان خود را ترک و به وظایف دینی خود عمل کردیم. از آن پس من هرگز نمازم ترک نشد و با توجه خاص آن را می‏خواندم. این بود که بعد از آن، وضع مالی ام بهتر شد. (1)

1) نشان از بی نشانها / ص 57


ادامه مطلب


[ سه شنبه 7 مهر 1394  ] [ 5:45 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

شعور حیوانات

 روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به همراه عده‏ای از اصحاب خود از جایی عبور می‏کردند. ناگهان سگی شروع کرد به پارس کردن. پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاد و به پارس سگ گوش داد. اصحاب نیز توقف کردند. آنگاه رو به یاران خود کرد و فرمود: آیا فهمیدید که این سگ چه گفت؟ اصحاب گفتند: خیر.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
این حیوان گفت ای پیامبر خدا! من همیشه خدای مهربان را شکر می‏کنم که بهره من در این جهان خلقت، این شد که سگ شوم، اگر انسان بی نماز بودم چه می‏کردم؟ (1)

1) عرفان اسلامی / جلد 5- ص 8.


ادامه مطلب


[ سه شنبه 7 مهر 1394  ] [ 5:39 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

گردان معطر

  شهید محسن شریفی همیشه عطر همراهش بود و بین دو نماز به نیروهای گردان خودش عطر می‏زد برای همین به او عطار گردان می‏گفتند. او معاون گردان بود.
یک روز قبل از اذان صبح، برای وضو گرفتن می‏رفتم که بوی عطر در آن سپیده صادق فضای جبهه را معطر کرده بود. فهمیدم که بوی عطر شریفی است. جلوتر رفتم، دیدم شریفی، سر به سجده گذاشته و هق هق گریه می‏کند. در آن حالت اگر توپ در بالای سرش منفجر می‏شد، حس نمی‏کرد.
انگار که از این دنیا جدا شده بود.
نمی‏دانم این عاشق پاکباز در دعاهای نماز شب خود از خدا چه خواسته بود که دعایش اجابت گردید و به شهادت رسید.
آن بزرگوار از حالاتش معلوم بود که به این دنیا تعلق نداشت. (1)

1) خاطرات یک طلبه از جبهه ‏های جنگ / جلد 2- ص 49


ادامه مطلب


[ سه شنبه 7 مهر 1394  ] [ 5:33 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]