رنگین کمان
عشق یعنی معنی رنگین کمان 
ایمیل مدیریت
لوگو دوستان
وب سايت ختم قرآن مجيد

 

أُمُّ البنینم و شبِ دلداری من است

شب زنده‌دار فاطمه  بیداری من است

 

امشب وصالِ فاطمه را درک می‌کنم

دل بی‌قرار لحظه‌ی دلداری من است

 

بانوی من! که لیله‌ی قدر علی تویی

چشم انتظار تو شب بیداری من است

 

با اینکه جای فاطمه را پر نمی‌کنم

اشک علی گواه حرم داری من است

 

طفلان عزیز و  من چو کنیزِ بهشت و  این

بالاترین مقام نکوکاری من است

 

عبّاس من غلام عزیزان فاطمه است

این ابتدای درس علمداری من است

 

درس وفا اگر به اباالفضل داده‌ام

بیت علی  بهشتِ وفاداری من است

 

روزی که بار زینبت آمد به دوش من

دیدم که خویش در صدد یاری من است

 

روحم ز درک خدمت زینب بزرگ شد

این خانه جایگاهِ فداکاری من است

 

در کربلا نبودم اگر یاری‌اش کنم

شهر مدینه شاهد غمخواری من است

 

خاک بقیع را گره با کربلا زدم

اینجا حریم اشک و عزاداری من است

 

داغ چهار ماهْ پسر دیده‌ام ولی

داغ حسین شعله‌ی بیماری من است

 

یا لَیْتَنا به یاری کُنّٰا مَعَک رسید

تنها دعای تو سبب یاری من است

 

نذر تو بود هستی و دار و ندار من

وقفِ تو آخرین نفَسِ جاری من است

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

 

محمود ژولیده




[ دوشنبه 29 بهمن 1397  ] [ 05:45 ب.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0

 

خونِ قلبم  نه ز داغ پسرم ریخت  حسین

آسمان از غم تو  روی سرم ریخت  حسین

 

زینب آن نیست که پیش از سفر  از پیشم رفت

از غم موی سپیدش  جگرم ریخت  حسین

 

خواهرت گفت که از نیزه دهانت خون شد

ناگهان بند دل از این خبرم ریخت حسین

 

من شنیدم بدنت زیر سُم اسبان رفت

تنت انگار که پیش نظرم ریخت حسین

 

گفت راوی که جگر گوشه‌ات اِرْباً ارباست

از دلم  سختی داغ پسرم ریخت  حسین

 

در ره یاریِ ارباب، پسر یعنی چه؟

شُکر، پیشِ قدمِ تو  قمرم ریخت حسین

 

مادر آن است  که یار غم زهرا بشود

پس چه بهتر که به پایت  ثمرم ریخت حسین

 

پسرانم همه بودند سپرهای حسین

سپر من همه در حفظ حرم ریخت حسین

 

آب اگر ریخت ز مشک پسرم، شرمنده

آبرو بود که از چشم ترم ریخت حسین

 

مرغ باغ ملکوت تو شده عبّاسم

او به پرواز شد و بال و پرم ریخت حسین

 

مادرت آمد و دست پسرم را بوسید

عرق شرم ز روی پسرم ریخت حسین

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

 

محمود ژولیده




[ دوشنبه 29 بهمن 1397  ] [ 08:10 ق.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0

 

من گرد راه حضرت زهرا نمی‌شوم

هرگز به جای أُمِّ ابیها نمی‌شوم

 

او دختر پیمبر و همتای حیدر است

من جز کنیز دختر زهرا نمی‌شوم

 

هر خدمتی کنم به یتیمان فاطمه

مادر برای زینب کبری نمی‌شوم

 

چون بوسه می‌زنم به قدم‌های زینبین

بی‌اذن زینب از قدمش پا نمی‌شوم

 

او روح امتحان شده‌ی قبل خلقت است

بی‌امتحان عشق که حورا نمی‌شوم

 

ضربه نخورده‌ام که کنم سینه را سپر

دیوار و در ندیده مهیّا نمی‌شوم

 

دین را ز پشت در نفس تازه می‌دمید

صاحبْ نفَس نگشته مسیحا نمی‌شوم

 

بی‌پهلوی شکسته نگردم امین وحی

سیلی نخورده سرور زن‌ها نمی‌شوم

 

آقا بیا و نام مرا فاطمه مخوان

با اسم گل شبیه مُسَمّا نمی‌شوم

 

وقتی حسن به صوت حزین ناله می‌کند

بنشینم از فغان و ز جا پا نمی‌شوم

 

دیگر توان زمزمه از دست می‌دهم

وقتی حریف هق‌هق مولا نمی‌شوم

 

اشک حسین اوج گرفتاری من است

مرهم برای این همه غم‌ها نمی‌شوم

 

عبّاس من غلام عزیزان فاطمه است

بی‌دست او که حامی طاها نمی‌شوم

 

این دست‌ها به درد علم می‌خورد حسین

هرچند یار و بازوی زهرا نمی‌شوم

 

این با ادب‌ترین پسرم نذر کوثر است

من بی‌شهید علقمه معنا نمی‌شوم

 

تا کربلا فدا ندهم  جان نمی‌دهم

بی‌چشم تیر خورده من احیا نمی‌شوم

 

از بس حدیث عشق تو لبریز شد حسین

من بیش از این حریف پسرها نمی‌شوم

 

دیگر مرا خطاب به أُمُّ البنین نکن

بعد از حسین مادر سقا نمی‌شوم

 

مثل رباب کنج بقیع خیمه می‌زنم

سایه‌نشین  گنبد خضرا نمی‌شوم

 

من با فرات قهرم و  شاکی ز علقمه

دیگر انیس ساحل دریا نمی‌شوم

 

باور نمی‌کنم که حسینم شهید شد

بعد از حسین ساکن دنیا نمی‌شوم

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و ابیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

 

محمود ژولیده




[ دوشنبه 29 بهمن 1397  ] [ 05:50 ق.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0

 

ناگفتنی ست دردِ دلِ مرتضای تو

در خانه‌ام ببین که چه خالی ست جای تو

 

هر شب به جای آب و غذا غُصّه می‌خورم

یادش به خیر بر سر سفره غذای تو

 

صبرِ زیاد و عمرِ کمی می‌کنم طلب

پایان هر نمازِ خودم از خدای تو

 

بی‌اختیار فاطمه جان گریه می‌کنم

از گریه‌های نیمه شب بچه‌های تو

 

زهرا، دُرست از شب دفنت به این طرف

هر شب حسن گرفته بهانه برای تو

 

با گریه‌اش حسین هم از خواب می‌پرد

تازه شروع می‌شود از نو عزای تو

 

باور نمی‌کنند که از خانه رفته‌ای

احساس می‌کنند می‌آید صدای تو

 

در پیش بچه‌های تو شرمنده‌تر شدم

وقتی نشد که ختم بگیرم برای تو

 

امروز مدفن تو غریبانه مانده تا

از یاد شیعیان نرود ماجرای تو

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

 

 

محسن مهدوی




[ سه شنبه 23 بهمن 1397  ] [ 10:01 ب.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0

 

مرد اگر خانه به گلزار جهان برگیرد

دل او باز هوای سر و همسر گیرد

 

گرچه فرزند عزیز است، چه دختر چه پسر

بیشتر مهر پدر جانب دختر گیرد

 

بارها گفت نبی: فاطمه چون جان من است

که گمان داشت کسی جان پیمبر گیرد؟!

 

بارها گفت که آزار وی آزار من است

کاش می‌بود که گفتار خود از سر گیرد

 

کاش می‌بود در آن کوچه نبی، تا که مگر

راه بر قاتل دختر، پی کیفر گیرد

 

کاش می‌بود که از خادمه‌ی دختر خویش

خبری از سبب سوختن در گیرد

 

کاش می‌بود پیمبر که ز اسما پرسد

که چرا دختر من روی ز همسر گیرد؟!

 

کاش می‌بود که آن شب، جسد فاطمه را

گاه بردوشْ علی، گاه پیمبر گیرد

 

کاش می‌بود که اطفال یتیم او را

بدهد تسلیت و بوسد و در برگیرد

 

کاش می‌بود در آن نیمه‌ی شب‌ها، که حسین

خیزد از خواب و بهانه پی مادر گیرد

 

چه غم از وحشت فرداست؟ که «آواره»‌ی او

دامن فاطمه را در صف محشر گیرد

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بینها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

 

مهدی تعجبی (آواره همدانی)




[ دوشنبه 22 بهمن 1397  ] [ 05:07 ب.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0

 

چه یاری رفته از دست علی جز او که می‌داند

کنار قبر زهرایش نماز صبر می‌خواند

 

مداوم اشک می‌ریزد، ز سوز سینه می‌نالد

که شاید شعله‌های آتش دل را بخواباند

 

ولی از اشک دیده شعله‌ی دل مشتعل گردد

از آن ترسم که سر تا پای مولا را بسوزاند

 

به این نامردمان پست از قول علی گویید

دگر زهرا نباشد تا شما را دل برنجاند

 

به من تنگ است دنیا بعد مرگ احمد و زهرا

خدا کی می‌شود جان مرا از لطف بستاند

 

برای آنکه آید در کنار تربت پاکت

علی باید که ایتام تو را شبها بخواباند

 

ولی زینب نمی‌خوابد، حسن چون شمع می‌سوزد

حسین دامان من بگرفته در منزل نمی‌ماند

 

ز جا برخیز و پاسخ ده به طفلان پریشانت

مگر طوفان دلها را عنایات تو بنشاند

 

تسلّای دلم را داد و من هم حافظش هستم

که آنی «ملتجی» از درگه ما رو نگرداند

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

 

 

علی اصغر یونسیان




[ یک شنبه 21 بهمن 1397  ] [ 03:19 ب.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0

 

بیمار من گرچه به رنگ ماهتابی

هم زهره‌ی زهرایی و هم آفتابی

 

ای انعکاس سوره‌ی قدر شب قدر

آئینه‌ای، نوری، زلالی مثل آبی

 

در آسمان غربتم خورشید مهری

بر شب پرستان همچنان تیر شهابی

 

روز مرا با سوختن گرمی ببخشی

شام غریبی مرا شمع مُذابی

 

یک شب به چشمت خواب راحت من ندیدم

ماندم کنون بیدار شاید تو بخوابی

 

اِنْسِیَّةُ ٱلْحَورای من از بس کبودی

گوئی که پوشیده است رویت را نقابی

 

دیشب چه گفتی با خدا وقت نیایش

کامشب تو همرنگ دعای مستجابی

 

داری وصیّت می‌کنی شب دفن گردی

امّا برای غربتم در انقلابی

 

امروز دیگر بسترت را جمع کردی

از چه برای رفتنت بی صبر و تابی

 

از بیم هجران تو ای شمع امیدم

یک آسمان غم دارم و قلب کبابی

 

یا فاطمه! جانِ حسین و زینبت

در روز محشر از «وفایی» رخ نتابی

 

 

سیّدهاشم وفایی




[ جمعه 19 بهمن 1397  ] [ 08:58 ب.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0

 

هرکه با زهراست احساس سخاوت می‌کند

مور این وادی سلیمان را ضیافت می‌کند

 

دست پخت فاطمه نان است و نانش جذبه است

هر که شد یکبار سائل، کم کم عادت می‌کند

 

حضرت جبْریل یک جلوه است، ذاتا وحی را

فاطمه تا قلب پیغمبر هدایت می‌کند

 

فرشیان .. نه، عرشیان هم رو به او می‌ایستند

در میان خانه‌اش وقتی عبادت می‌کند

 

مرتضی بر فاطمه،  یا فاطمه بر مرتضی

کیست که بر دیگری دارد امامت می‌کند

 

هر چه مولا مدح خود را کرد، مدح فاطمه است

آینه از شأن همتایش حکایت می‌کند

 

روز محشر که بیاید،  کار دست فاطمه است

مرتضی می‌ایستد، زهرا قیامت می‌کند

 

رشته‌ای از چادرش هم دست ما باشد بس است

رشته‌ای از چادرش؟  آری  شفاعت می‌کند

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

 

 

علی‌اکبر لطیفیان




[ پنج شنبه 18 بهمن 1397  ] [ 06:24 ب.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0

 

ای دخت گرامی پیمبر

ای سِرِّ رسول در تو مُضْمَر

 

در بیت شریف وحی، خاتون

بر چرخ رفیع مجد، اختر

 

ای شبه نبی به خلق و اوصاف

ای نور مُجسّم و مُصوّر

 

ای خادم خانه‌ی تو حوّا

وی حاجب درگه تو هاجر

 

در طور لقا  یگانه بانو

در مُلک وجود  زیب و زیور

 

با شیر خدا علی عالی

همسنگر و همپیام و همسر

 

مانند تو زن جهان ندیده است

غمخوار و نگاهبان شوهر

 

ای عین کمال و جان بینش

ای شخص شخیص عصمت و فرّ

 

بر رفعت قدر تو گواه است

بیت و حجر و مقام و مشعر

 

ای سیّده‌ی زنان عالم

ای بَضعه حضرت پیمبر

 

تو اصلی و دیگران همه فرع

تو جانی و دیگران چو پیکر

 

در مُلکِ وَلا  وَلِیَّةُ ٱلله

بر نخل وجود  احمدی بر

 

قرآن به فضیلت تو نازل

برهان تو محکم و مُقرّر

 

روی تو جمال کبریایی

کوی تو رواق قرب داور

 

از جوی تو شبنمی ست زمزم

وز بحر تو شعبه‌ای ست کوثر

 

زان خطبه‌ی آتشین که پیچید

در ارض و سما بسان تندر

 

محکوم شد آن نظام و گردید

حق روشن و غالب و مظفر

 

من عاجزم از بیان وصفت

تو بحری و من زقطره کمتر

 

ای أُمِّ مَحامِد و مَعالی

ای از تو مشام جان معطّر

 

با این همه عِزّ و رفعت و شأن

با آن همه فخر بی حد و مر

 

از ظلم منافقین اُمّت

شد قلب منیر تو مُکدّر

 

آن را که نمود حق مقدّم

کردند معاندان مؤخّر

 

بردند فدک به غصب و بستند

بر باب تو گفته‌ای مُزَوَّر

 

افسوس شکست دشمن دین

پهلوی تو را به ضربتِ در

 

بازوی تو را به تازیانه

زد قُنْفُذِ مُلْحِد ستمگر

 

از سیلی و شرح آن نگویم

کافتد به دل از بیانش آذر

 

در ماتم محسن شهیدت

ماییم به سوگ و ناله اندر

 

بر لطفی صافی از سَرِ لطف

بنگر که بُوَد پریش و مُضْطر

 

بس فخر از آن کند که دارد

بر سَر ز ستایش تو افسر

 

 

آیة الله صافی گلپایگانی (حفظه الله)




[ چهارشنبه 17 بهمن 1397  ] [ 06:00 ق.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0

 

یقینا در محبّت هیچ کس مادر نخواهد شد

و بی‌شک مادری صدّیقه‌ی اطهر نخواهد شد

 

کسی را با تو یارای تقابل نیست مادر جان

تمام سوره‌ها یک آیه از کوثر نخواهد شد

 

غبار چادرت پیغمبری از جنس آیینه است

هرآنکس با تو ایمان آوَرَد کافر نخواهد شد

 

قیامت چیست غیر جلوه‌ی زهرایی زهرا

بدون مادر ما تا ابد محشر نخواهد شد

 

دعا کن مادرم گاهی برای خود پس از مردم

مگو با من که احوالت از این بهتر نخواهد شد

 

هم از مسمار معلوم است هم از دوده‌ی دیوار

یقین دارم درِ این خانه دیگر در نخواهد شد

 

هزاران بیت شعر فاطمی گفتیم باور کن

یکیشان هم «مدینه شهر پیغمبر» نخواهد شد

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

 

سیّد محسن حسینی




[ سه شنبه 16 بهمن 1397  ] [ 08:27 ب.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By R A S E K H O O N :.

تعداد کل صفحات : 124 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ

موضوعات
آمار سایت
کل بازدید : 278732 نفر
كل مطالب : 1232 عدد
کل نظرات : 51 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 4 مهر 1393 
ب‌روز رسانی: دوشنبه 29 بهمن 1397