ابوتُراب

در کتاب نورالابصار فی مناقب آل البیت تألیف سید مومن شبلنجی شافعی آمده است:
 
مردی را نزد عمربن الخطاب آوردند که به گروهی از مردمان گفته بود:
 
«صبح کردم در حالی که فتنه را دوست دارم و از حق کراهت دارم و یهود و نصاری ر ا تصدیق می کنم و ایمان دارم به آنچه ندیدمش و اقرار دارم به آنچه آفریده نشده {است}»
 
 
عمر فرستاد به سوی علی {امیرالمومنین(ع)} و او را خبر داد به سخن آن مرد، علی  {(ع)} فرمود:
«راست گفته {است}: فتنه را دوست دارد {چرا که} خداوند فرمود{ه است}:
 
أَنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلاَدُکُمْ فِتْنَةٌ ﴿۲۸-انفال﴾
 
{...اموال و فرزندان شما [وسیله] آزمایش [شما] هستند...}
 
و حق را مکروه می دارد یعنی مرگ {آن جا که} خدای تعالی فرمود{ه است}:
 
وَجَاءتْ سَکْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِکَ مَا کُنتَ مِنْهُ تَحِیدُ ﴿۱۹-ق﴾
 
{و سرانجام سکرات مرگ به حق فرا می‏رسد...}
 
و یهود و نصاری را تصدیق می کند {چرا که} خدای تعالی فرمود {ه است}:
 
وَ قَالَتِ الْیَهُودُ لَیْسَتِ النَّصَارَى عَلَىَ شَیْءٍ وَ قَالَتِ النَّصَارَى لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلَى شَیْءٍ ﴿۱۱۳-بقره﴾
 
{و یهودیان گفتند ترسایان بر حق نیستند و ترسایان گفتند یهودیان بر حق نیستند...}
 
و ایمان دارد به نادیده، {یعنی} مومن است به خدای تعالی و {در حالی که} او را ندیده {است}
 
و اقرار دارد به آنچه آفریده نشده و آن قیامت است.»
 
 
عمر گفت: «پناه می برم به خدا از مشکلی که علی برای حلش نباشد»
 
سعید بن مسیب گفت {یعنی نقل کرده که} عمر می گفت:
 
«الهی مرا باقی نگذار در مشکلی که علی برای آن نباشد»

 
کتاب نجوم لامعه

 
[ سه شنبه 25 آذر 1393  ] [ 10:34 PM ] [ مرادی ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
آمار سایت
كل بازديدها : 18227 نفر
كل مطالب : 46 عدد
تعداد کل نظرات : 2 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 23 آبان 1393 
آخرین بروز رسانی : شنبه 2 اسفند 1393 
امکانات وب