امام حسین (ع) چند دختر داشته است؟

پنج سؤال اساسی و پاسخ آنها در این بحث پنج سؤال مطرح است:
١. امام حسین (ع) چند دختر داشته است؟
٢. آیا امام حسین (ع) دختری به نام «رقیه» داشته است؟ در کدام کتاب معتبر قدیمی به این نام تصریح شده است؟
٣. آیا امام حسین (ع) نام «رقیه» را بر زبان جاری ساخته است؟
۴. چند «رقیه» در کربلا بوده و احتمالات مسئله کدام است؟
۵. آیا غیر از نقل و روایت، سند دیگری نیز در دست است؟
١. حضرت امام حسین (ع) چند دختر داشته است؟
سه قول در این مسئله وجود دارد:
الف) دو دختر: شیخ مفید تنها دو دختر برای ایشان نام می برد: «فاطمه» و «سکینه»[1] عده ای نیز پیروی ایشان را نموده و همین را گفته اند؛[2] ولی ایشان شیوه خاصی در تاریخ نگاری دارد که بر اهل فن پوشیده نیست.
ب) سه دختر: در برخی کتاب ها سخن از وجود سه دختر برای آن حضرت است. طبری امامی می نویسد: «و له من البنات: زینب، و سکینة و فاطمة » [3] و ابن شهراشوب،[4] خصیبی،[5] ابن خشّاب[6] و شیخ محمد الصبّان[7] نیز چون او سخن گفته اند.
ج) چهار دختر: شیخ کمال الدّین محمّد بن طلحه شافعی (متوفای ۶۵٢) در کتاب «مطالب السّؤل فی مناقب آل الرّسول» به وجود چهار دختر برای آن حضرت تصریح نموده و حتی بر آن ادعای شهرت نیز کرده است و می نویسد:
کان له - أی للحسین علیه السلام - من الأولاد ذکور و إناث عشرة: ستة ذکور، و أربع إناث، فالذکور: علی الأکبر، علی الأوسط و هو سید العابدین.. . ، و علی الأصغر، و محمّد، و عبدالله، و جعفر، فأمّا علی الأکبر فإنّه قاتل بین یدی أبیه حتّی قتل شهیداً، و أمّا علی الأصغر جاءه سهم و هو طفل فقتله. و قیل: إنّ عبدالله أیضاً قتل مع أبیه شهیداً، و أمّا البنات: فزینب، و سکینة، و فاطمة. هذا هو المشهور، و قیل: بل کان له أربع بنین و بنتان، و الأوّل أشهر.[8]
یعنی آن حضرت ده فرزند پسر و دختر داشتند که شش تن از ایشان پسر و چهار تن دختر بودند. پسران عبارت بودند از: علی أکبر و علی اوسط که همان سیدالعابدین (ع) است و علی أصغر و محمّد و عبدالله و جعفر. علی أکبر در برابر چشم پدر به جنگ رفت تا به شهادت رسید؛ علی اصغر نیز در حالی که کودکی خردسال بود تیری به او اصابت نمود و شهید شد.. . و گفته شده است که عبدالله نیز با پدرش به شهادت رسید. اما دختران عبارت بودند از: زینب و سکینه و فاطمه، و این قول مشهور است، و گفته شده که آن حضرت چهار پسر و دو دختر داشته اند، ولی قول اول مشهورتر است.
ابن صبّاغ مالکی نیز می نویسد:
قال الشیخ کمال الدین بن طلحة: کان للحسین علیه السلام من الأولاد ذکوراً و اناثاً عشرة، ستّة ذکور و أربع اناث، فالذّکور علی الأکبر، و علی الأوسط و هو زین العابدین، و علی الأصغر، و محمّد، و عبد الله، و جعفر.. . و أمّا البنات فزینب و سکینة و فاطمة، هذا قول مشهور.[9]
یعنی شیخ کمال الدین بن طلحه می گوید: حضرت حسین (ع) ده فرزند پسر و دختر داشتند که شش تن از ایشان پسر و چهار تن دختر بودند. پسران: علی اکبر، علی اوسط (زین العابدین)، علی اصغر، محمد، عبدالله و جعفر.. . و دختران: زینب، سکینه و فاطمه بوده اند، و این قول مشهور است.
علامه اربلی نیز سخنی چون او آورده است.[10]
بنا بر این قول که ادعای شهرت بر آن شده و عده ای از بزرگان تاریخ، چون علامه اربلی در «کشف الغمّة»، و ابن صباغ مالکی در «الفصول المهمّة» نیز آن را نقل کرده و رد ننموده اند، آن حضرت چهار دختر داشتند که تنها به نام سه تن از ایشان تصریح شده و نام چهارمین دختر مجهول مانده است.
[1] شیخ مفید، الارشاد١٣۵:٢؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة٢۴٩:٢؛ بحار الأنوار ۴۵:٣٢٨؛ عوالم ۶٣٧:١٧.
[2] ر. ک: فضل بن حسن طبرسی، تاج الموالید (چاپ شده در المجموعة النفیسة): ٣۴؛ و کشف الغمه٢/٢١۴ به نقل از حافظ عبدالعزیز بن الأخضر جنابذی (متوفای ۶١١)، بحار الأنوار٣٣١:۴۵.
[3] دلائل الإمامة: ١٨١.
[4] المناقب٧٧:۴.
[5] حسین بن حمدان حضینی، الهدایة الکبری٢/۴٠٧(تحقیق شیخ شوقی حداد)).
[6] کشف الغمّة٣٩:٢.
[7] صبان مصری، اسعاف الراغبین (چاپ شده به همراه نور الأبصار): ١٩۵؛ قاضی نورالله شوشتری، احقاق الحق۴۵١:١١.
[8] کمال الدین محمد شافعی، مناقب السّؤول فی مناقب آل الرّسول۶٩:٢.
[9] میرزا عبدالله اصفهانی، ریاض العلماء۶/۴۴٨.
[10] خاتمه مستدرک الوسائل٣/٩٩.
ادامه مطلب
،
رقیه بنت الحسین (رحمه الله)
رقیه بنت الحسین (رحمه الله)

یکی از مباحث پیچیده تاریخ شیعه، شناسایی دختری به نام «رقیه بنت الحسین (رحمه الله)» است). قدیمی ترین منبع قابل دسترسی در این زمینه، دو کتاب ذیل است:
اول: کتاب «لباب الأسناب» اثر ابن فندق که شرح کتاب و مؤلف آن در ادامه خواهد آمد؛
دوم: کتاب «کامل بهائی» اثر شیخ عمادالدین حسن بن علی بن محمد بن علی طبری آملی است). او که از معاصران خواجه نصیر طوسی است، کتاب را بنا به دستور وزیر بهاءالدّین محمّد، فرزند وزیر شمس الدین جوینی
صاحب دیوان و حاکم اصفهان در دولت هلاکوخان نگاشته و از این رو به «کامل بهائی» شهرت یافته است). نام دیگر این کتاب «کامل السّقیفة» می باشد). این کتاب در دو جلد و در مدّت دوازده سال نگارش یافته و تاریخ پایان تألیف آن سال ۶٧۵ هجری است). مؤلّف این کتاب، آثار دیگری چون «مناقب الطّاهرین»، «معارف الحقائق» و «أربعین البهائی» از خود به یادگار نهاده است [1] که از مجموع این آثار به روشنی می توان دریافت که وی دانشمندی شیعی و تاریخ نگاری استوار و غیرتمند است.
عمادالدّین طبری نیز ماجرا را به نقل از کتاب «الحاویة» [2] نقل می کند که متأسّفانه امروز اثری از این کتاب در دست نیست.
او می نویسد:
در حاویه آمد که زنان خاندان نبوّت در حالت اسیری، حالِ مردان که در کربلا شهید شده بودند را بر پسران و دختران ایشان پوشیده می داشتند، و هر کودکی را وعده ها می دادند که پدر تو به فلان سفر رفته و بازمی آید؛ تا ایشان را به خانه یزید آوردند). دخترکی بود چهار ساله؛ شبی از خواب بیدار شد و گفت: پدر من حسین کجاست؟! این ساعت او را به خواب دیدم، سخت پریشان). زنان و کودکان جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان برخاست). یزید خفته بود؛ از خواب بیدار شد و حال تفحّص کرد). خبر بردند که حال چنین است). آن لعین در حال گفت که بروند و سر پدر او را بیاورند و در کنار او نهند). ملاعین سر بیاورده و در کنار آن دختر چهار ساله نهادند). پرسید: این چیست؟ ملاعین گفت: سر پدر توست). آن دختر بترسید و فریاد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسلیم کرد.[3]
از نقل طبری استفاده می شود که امام حسین (ع) دختری چهار ساله داشته که در فراق پدر، در شام پرپر گردید، ولی نامی از او به میان نیامده است). تاریخ نگاران پس از او نیز این جریان جان گداز را با اختلافی اندک، و برخی اضافات که به زبان حال می نماید، در کتاب های خود آورده اند؛ از جمله:
- ملا حسین کاشفی سبزواری (متوفای ٩١٠ ق) در کتاب «روضة الشّهداء» [4] به نقل از کتاب «کنز الغرائب»؛
- شیخ فخرالدّین طریحی نجفی (متوفای ١٠٨۵ ق) در کتاب
«المنتخب»؛ [5]
- سید محمدعلی شاه عبدالعظیمی (متوفای ١٣٣۴ ق) در کتاب «الإیقاد»؛[6]
- شیخ محمدهاشم بن محمدعلی خراسانی (متوفای ١٣۵٢ ق) در کتاب «منتخب التّواریخ»؛[7]
- شیخ عباس قمی (متوفای ١٣۵٩ ق) در کتاب «نفس المهموم»[8] و «منتهی الآمال»؛[9]
- شیخ محمدمهدی حائری مازندرانی در کتاب «معالی السبطین»[10]
در این میان، برخی از ایشان نام «رقیه» را نیز ذکر نموده اند. شیخ محمدهاشم خراسانی در ضمن شمارش بانوان اسیر شده می گوید:
التاسعه: آن دختری است که در خرابه شام از دنیا رحلت فرموده، و شاید اسم شریفش «رقیه» بوده، و از صبایای خود حضرت سیدالشّهداء (ع) بوده؛ چون مزاری که در خرابه شام است منسوب است به این مخدّره، و معروف است به مزار «ست رقیه»[11]
[1] آقا بزرگ تهرانی، الذریعة ٢۵٢:١٧ و٢۵۵.
[2] این کتاب اثر قاسم بن محمد بن احمد مأمونی از علمای اهل سنت است). ر. ک: محدث قمی، الفوائد الرضویة: ١١٢.
[3] کامل بهائی١٧٩:٢.
[4] ملاحسین واعظ کاشفی، روضة الشّهداء: ۴٨۴.
[5] المنتخب ١٣۶:١ (مجلس ٧، باب ٢).
[6] الإیقاد: ١٧٩.
[7] منتخب التّواریخ: ٢٩٩.
[8] نفس المهموم: ۴١۶ از کامل بهائی.
[9] منتهی الآمال ١٠٠٢:٢.
[10] معالی السبطین١٧٠:٢.
[11] منتخب التّواریخ: ٢٩٩.
ادامه مطلب
،
شب سوم - حضرت رقیه علیهاالسلام
3. حضرت رقیه علیهاالسلام

کودکی را که پدر در سفر استدائماً چشم امیدش به در است
هر صدایی که ز در می آیدبه خیالش که پدر می آید از سوزناک ترین مصائب واقعه عاشورا، مصیبت دختر چهار ساله امام حسین علیه السلام است. در مقاتل آمده است که به همراه اسرای کربلا که در خرابه ای نزدیک کاخ یزید اسکان داده شده بودند، دختری چهار ساله از فرزندان امام حسین علیه السلام بود که امام به او خیلی علاقه داشت و او نیز شدیداً دلبسته پدر بود. او شبی از خواب بلند شده و عرضه داشت: بابایم حسین کجاست؟ من امشب او را در خواب دیدم که خیلی مضطرب و نگران بود.
ادامه مطلب
،
شب دوم - ورود به کربلا
2. ورود به کربلا
قافله امام حسین علیه السلام روز دوم محرم در حالی که توسط لشکر حرّ بن یزید ریاحی محاصره شده بود به سرزمین کربلا رسید. امام وقتی نام کربلا را شنید فرمود: «هَذا مَوْضِعُ کَرْبٍ هاهُنا مُناخُ رِکابِنا وَ مَحَطُّ رِحالِنا وَ مَقْتَلُ رِجالِنا وَ مَسْفَکُ دِمائِنا بِهذا حَدَّ ثَنی جَدّی رَسُولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله ؛ اینجا محل غم و بلا است، اینجا خوابگاه مرکبهای ماست، محل فرود آوردن بارها و توشه های ماست، اینجا قتلگاه مردان ما و محل ریختن خونهای ماست؛ جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله این گونه به من خبر داده است.»
ادامه مطلب
،
شهادت حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام
ادامه مطلب
،
شب اول - حضرت مسلم علیه السلام
1. حضرت مسلم علیه السلام
حضرت مسلم بن عقیل از سوی امام حسین علیه السلام برای بررسی اوضاع کوفه و بیعت گرفتن از مردم به آن شهر اعزام شده بود و بر اثر تلاشهای فراوان، حدود 18 هزار نفر با وی بیعت کردند. امّا تسلط عبید اللّه بن زیاد و تهدید و تطمیعهای وی موجب شد مردم کوفه از اطراف حضرت مسلم پراکنده شوند و آن گرامی تنها و غریب بماند. او بعد از مقاومت و رشادتهای بی نظیر، در روز عرفه؛ نهم ذی الحجه به شهادت رسید. پیامبر گرامی از شهادت آن بزرگوار سالها قبل از وقایع کربلا خبر داده و در سوگ آن گرامی گریسته بود.
هنگامی که آن حضرت را با حیله دستگیر کردند، در مقابل دار الاماره خواست کاسه آبی بنوشد، آب را به دهانش نزدیک کرد؛ امّا از شدت جراحات وارده خون از دهانش جاری گردید و نوشیدن آب برایش ممکن نشد. وقتی این عمل سه بار تکرار شد، حضرت فرمود: خدا را حمد می کنم که اگر این آب روزی من بود از آن می نوشیدم و با لب تشنه وارد دار الاماره کوفه گردید. او به حاکم ستمگر کوفه عبیداللّه سلام نکرد و به او اعتنایی ننمود.
وقتی حکم شهادت را برایش اعلام کردند، سه وصیت کرد:
هفتصد درهم در شهر کوفه بدهکارم، با فروش زره من آنرا بپردازید.

بعد از شهادت، جنازه ام را دفن کنید.
من به امام حسین علیه السلام نامه نوشته ام که به کوفه آید، به او اطلاع دهید که دیگر به اینجا نیاید؛ چون مردم کوفه بیعت شکسته اند.
عبید اللّه سپس به بکر بن حمران احمری دستور داد تا حضرت مسلم را به بام دارالاماره برده و گردن بزند. در آن لحظه سفیر با کفایت امام حسین علیه السلام تکبیر می گفت و از حق ناسپاسی آن مردم به خداوند شکوه می نمود که چگونه با فرزند پیامبر مکر و حیله کردند. چون به بالای بام رسید، رو به سوی مکه کرده و گفت: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ رَسُولِ اللّه ِ»
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
به وقت صبح قیامت که سر زخاک برآرم به گفتگوی تو خیزم به جستجوی تو باشم
بکر در بالای دارالاماره سر از بدن آن گرامی جدا کرد و بدنش را از بالای قصر به پائین انداخت. ابن زیاد دستور داد بدن مبارکش را در بازار قصابان به دار زنند و سرش را به نیزه زده و به دمشق فرستاد.
شهادت مسلم علیه السلام خیلی جانسوز بود، امّا لا یَوْمَ کَیَوْمِکَ یا اَبا عَبْدِ اللّه ِ، اگر سر مسلم را از بدن جدا کردند، دختران و خواهرانش در کنار او نبودند تا آن صحنه غمبار و جانسوز را ببینند. وقتی که امام حسین علیه السلام در مسیر کربلا از فرزدق شاعر خبر شهادت جناب مسلم را شنید، دیدگانش پر از اشک شد و فرمود: «رَحِمَ اللّه مُسْلِماً فَلَقَد صارَ اِلی رُوحِ اللّه ِ وَ رَیْحانِهِ وَ جَنَّتِهِ وَ رِضْوانِهِ، امّا اِنَّهُ قَدْ قَضی ما عَلَیْهِ وَ بَقِیَ ما عَلَیْنا؛ خداوند مسلم را رحمت کند، او به سوی روح و ریحان و بهشت و رضوان خداوند پر کشید و تکلیف خود را ادا نمود، امّا هنوز تکلیف ما باقی است.»
ادامه مطلب
،
تأکید بر عزاداری، از عصر ائمه علیهم السلام
تأکید بر عزاداری، از عصر ائمه علیهم السلام

امام صادق علیه السلام در زیارت اربعین امام حسین علیه السلام فرمود: «اَلسَّلامُ عَلی اَسیر الْکُرَباتِ وَ قَتیلِ الْعَبَراتِ؛ سلام بر آن آقایی که گرفتار غصه ها و مصائب بود و کشته اشکها گردید.»
اشک بر امام حسین علیه السلام در حقیقت ایجاد ارتباط عاطفی با مظهر تمام خوبیها و زیباییها و ابراز عشق و محبت به جلوه بارز صفات الهی است. در حقیقت گریه آگاهانه بر امام حسین علیه السلام موجب تثبیت باورهای توحیدی است. به همین خاطر امام حسین علیه السلام نیز به شیعیان توصیه فرمود که روضه خوانی بر مصائب آن حضرت را هرگز فراموش نکنند و در هر فرصتی به ذکر مصائب کربلا بپردازند.
ادامه مطلب
،
شبهای عاشقی
شبهای عاشقی
یک قصه بیش نیست، غم عشق و وین عجب کز هر زبان که می شنوم نامکرر است بازگویی مصائب عاشورا و یادآوری فصلهای گوناگون این حماسه جاوید، علاوه بر بیداری، حسّ ظلم ستیزی و عدالت خواهی در جامعه، موجب تجدید حیات اسلام و احیای ارزشهای فراموش شده می باشد، به همین جهت، این جمله در میان اندیشمندان اسلامی معروف شده که: «اَلاِسْلامُ مُحَمَّدیُّ الْحُدُوثِ وَ حُسَیْنیُّ الْبَقاءِ؛ اسلام را حضرت محمد صلی الله علیه و آله به جهان بشریت عرضه نمود و حسین بن علی علیهماالسلام از آن پاسداری و حمایت کرد.» ذکر مصیبت عاشورا وسیله ایست برای رساندن پیامها و سخنان امام حسین علیه السلام به جهانیان در طول تاریخ تشیع.
ذاکران و روضه خوانان مکتب عاشورا، در ضمن روضه خوانی به مخاطبان خود یاد آور می شوند که امام حسین علیه السلام مشکلات و مصائب را به چه انگیزه والائی تحمل کرد.
آنان به عزاداران حسینی علیه السلام گوشزد می کنند که آن حضرت در نامه ای به بزرگان عراق در مورد رواج سنتهای باطل و ترویج ارزشهای منفی در جامعه مسلمانان هشدار داد و حمایت آنان را در قیام برای احیای سنتهای صحیح و حاکم شدن ارزشهای الهی خواستار شد و فرمود:«اَنَا اَدْعُوکُمْ اِلی کِتابِ اللّهِ و سُنَّةِ نَبیّهِ فاِنَّ السُّنَّةَ قَدْ اُمیتَتْ وَ اِنَّ الْبِدْعَةَ قَدْ اُحْییَتْ وَ اِنْ تَسْمَعُوا قَوْلی وَ تُطیعُوا اَمْری اَهْدِکُمْ اِلی سَبیلِ الرَّشادِ؛ من شما را به کتاب خدا و سنت پیامبرش فرا می خوانم؛ چرا که سنّت [به تدریج] از میان رفته و بدعت زنده شده است. اگر به سخنم گوش فرا دهید و از فرمانم اطاعت کنید، شما را به راه رستگاری راهنمایی خواهم کرد.»

ادامه مطلب
،
محرم (شبهای دهه محرم)
هر یک از شب های محرم به نام یکی از شهدا یا شخصیت ها یا وقایعی مرتبط با جریان کربلا نام گذاری شده است. نام گذاری این شب ها با گذشت زمان صورت گرفته و واضع خاصی ندارد. این کار از طرف مداحان و ذاکران اهل بیت و بر اساس جایگاه شهیدان کربلا، نزدیکی هر یک از آنها به نقطه وحدت بخش کربلا یعنی امام حسین(ع) و هم آهنگی شور و التهاب مراسم و روضة آنان با مرکز شورآفرین شب عاشورا صورت گرفته است.
ادامه مطلب
،








