کاش آمار فرزندانی که در زندگی رابطه مومنانه با پدر و مادر دارند و بهشت را به زندگی می آورند، افزون شود
از شعله کشیدن جهنم در زندگی گفتیم که براساس روی گردانی از شیوه تربیتی قرآن، در دامان انسان شکل می گیرد. این را هم نوشتیم که عمل نکردن به دستورات قرآن، باعث شیوع فاجعه بار زندگی های سست در جامعه می شود.آری اگر زندگی خود را مطالعه کنیم، خیلی چیزها در خواهیم یافت.یک چیز دیگر هم در زندگی فهمیده ام که رابطه اعضا با من که پدر خانواده هستم، مانند رابطه انسانی است با خداوند، که همواره بر سر سفره اکرام خداوند می نشیند، لقمه های بزرگ برمی دارد، در سایه لطفش می آرامد، اما اصلا به یاد نمی آورد که این خوان کرم از کیست، نمی داند و یا تغافل می کند که این نعمت را شکری هم لازم است. به روی خود نمی آورد.
|
کفراناین همه نعمت بی انصافی است حتی اگر او دینی نداشته باشد که آن را گناه بشمرد، حالاقصه فرزندان ما شده است، همین، سر سفره می نشینند، حاصل دقیقه به دقیقه رنجت را، کهصد البته بی منت است و بی مزد هم، تلف می کنند، حتی یک بار یک لیوان آب دستت نمیدهند و به روی خود نمی آورند، اما، خدا نکند، لحظه ای گرفتار شوند، آن وقت باز قصهمی شود مثل بندگان ناسپاس که در شداید یاد خداوند می افتند، دعا می کنند و به دنبالاجابت، به نذر و نیاز هم متوسل می شوند و تازه یادشان می افتد خدایی هم هست، باز همعرض می کنم، بلاتشبیه، بچه های این دوره و زمانه هم همین جوری هستند؛ در گرفتاری هایاد پدر و مادر می افتند و باز مثل بندگان ناسپاس که با دفع خطر و رفع مشکلات خدارا از یاد می برند، این ها هم یادشان می رود پدر را، مادر را و دل تپیدن هاشان را وتلاش هایشان را، یادشان می رود همه چیز را ... بگذریم، کاش تعداد انسان های مومنبیشتر بود و کاش آمار فرزندانی که در زندگی رابطه مومنانه با پدر و مادر دارند وبهشت را به زندگی می آورند هم روزافزون شود آن وقت هم زندگی ها پر از بهشت خواهد شدو هم زندگی های بهشتی جامعه را به عطر ناب بهشتی معطر خواهد کرد، اما ...
رهگذر
|
|
|
|
|
|
|
|