وارث: عبدالحسین نیشابوری در کتاب تقویم شیعه روز شمار این ایام را اینگونه آورده است:
اول محرم
۱- آغاز ایام حسینی
اولین روز از ماه حزن و اندوه آل محمد(ص) است، که همه انبیاء و ملائکه و شیعیان و دوستان اهل بیت (ع) محزوناند. باید گفت: ماه حزن و اندوه تمام عالم است، چرا که همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره سیدالشهداء(ع) را از عرش خدا رو به زمین میآویزند و حزن و اندوه عالم را فرا میگیرد.
همچنین آغاز مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) است، که مردم را به امور اعتقادی خویش آشنا میکند و دستورات دین خود را از حسینیهها و تکایا و مساجد به خانههای فکر و دل خود به ارمغان میبرند. شرکت در مراسم عزاداری امام حسین (ع) و اشک بر سیدالشهداء(ع) از وظایف ما در زمان غیبت امام زمان (ع) است.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب

آقا دیگه بیا
الغوث و الأمان
فدای گریههات
یا صاحبالزمان
دلم گرفته ماتم خیمهها
بیا که سینهمون شده کربلا
دل رئوف تو
تحت فشاره و
زخم دل حسین
مرهم نداره و
تو گریه میکنی برا حرم
فدای گریههات پدر مادرم
آقا به ما بگو
کجایی امشبُ
فقط تو میشنوی
صدای زینبُ
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب

ای حجت کردگار سرمد عجل
موعود خدا و آل احمد عجل
هر عاشق تو ز سوز دل میگوید:
ای منتقم آل محمد عجل

جز آستان توام در جهان پناهی نیست
سر مرا به جز این در حوالهگاهی نیست
چرا ز کوی خرابات رو بگردانم؟
کزین بهام به جهان هیچ رسم و راهی نیست
زمانه گر بزند آتشم به خرمن عمر
بگو بسوز که بر من به بعد راهی نیست
چنین که از همه سو داغ راه میبینم
به از حمایت زلفت مرا پناهی نیست
به جز حسین مرا ملجأ و پناهی نیست
در این عقیده یقین دارم، اشتباهی نیست

خوشا جانی که جانانش حسین است
خوشا دردی که درمانش حسین است
بُود فرمانروای کشور دل
خوشا مُلکی که سلطانش حسین است
حسین جانم حسین جانم حسین جان
حسین جانم حسین جانم حسین جان
به چرخ دین نجوم بیشماری است
ولی ماه درخشانش حسین است
به نامش دفتر توحید مفتوح
خوش آن دفتر که عنوانش حسین است
حسین جانم حسین جانم حسین جان
حسین جانم حسین جانم حسین جان
نگردد محفل اسلام تاریک
ولی شمع شبستانش حسین است
حسن، جان عزیز مصطفی بود
ولی آرامش جانش حسین است
حسین جانم حسین جانم حسین جان
حسین جانم حسین جانم حسین جان
به راه عشق پایان نیست لیکن
یقین دارم که پایانش حسین است
چه صحراییست یا رب وادی عشق
که تنها مرد میدانش حسین است
حسین جانم حسین جانم حسین جان
حسین جانم حسین جانم حسین جان
بگو اهریمنان کربلا را
که این وادی سلیمانش حسین است
حسین جانم حسین جانم حسین جان
حسین جانم حسین جانم حسین جان

چرا بییاری و بهرت دگر یاور نمیآید؟
به دنبالت کسی جز اشک چشم تر نمیآید؟
از این راهی که داری پیش رو بابا بیا برگرد
که هر کس میرود بر خیمهاش دیگر نمیآید؟
علمدار تو کو؟ اکبر چه شد؟ قاسم کجا رفته؟
هزاران لشگر آنسو، بهر ما لشگر نمیآید
به جان کی قسم دادی که عمه در حرم برگشت؟
به دنبال برادر پس چرا خواهر نمیآید؟
عذار کودک مسلم تو بوسیدی و من دیدم
ولی دخترنبوسیده مرا باور نمیآید

با وداعی که
از حرم کردی
شد به من ثابت
برنمیگردی
ای حسین جانم
ای حسین جانم
در نظر آور
روی نیلی را
بوسهباران کن
جای سیلی را
ای حسین جانم
ای حسین جانم
ادامه مطلب
الإمام الحسين عليه السلام ـ مِن خُطبَتِهِ لَمّا عَزَمَ عَلَى الخُروجِ إلَى العِراقِ ـ : الحَمدُ للّه ِِ وما شاءَ اللّه ُ ولا حَولَ ولا قُوَّةَ إلاّ بِاللّه ِ، صَلَّى اللّه ُ عَلى رَسولِهِ وسَلَّمَ ، خُطَّ المَوتُ عَلى وُلدِ آدَمَ مَخَطَّ القِلادَةِ عَلى جيدِ الفَتاةِ ، وما أولَهَني إلى أسلافِي اشتِياقَ يَعقوبَ إلى يوسُفَ ، وخِيرَ لي مَصرَعٌ أنَا لاقيهِ، كَأَنّي بِأَوصالٍ يَتَقَطَّعُها -(1) عَسَلانُ الفَلَواتِ بَينَ النَّواويسِ وكَربَلاءَ ، فَيَملَأُنَّ مِنّي أكراشًا جَوفى وأجرِبَةً سَغبى ، لا مَحيصَ عَن يَومٍ خُطَّ بِالقَلَمِ ، رِضَا اللّه ِ رِضانا أهلَ البَيتِ ، نَصبِرُ عَلى بَلائِهِ ويُوَفّينا اُجورَ الصّابِرينَ ، لَن تَشِذَّ عَن رَسولِ اللّه صلي الله عليه و آله لُحمَتُهُ ، وهِيَ مَجموعَةٌ لَهُ في حَظيرَةِ القُدسِ تَقَرُّ بِهِم عَينُهُ ، ويَتَنَجَّزُ لَهُم وَعدُهُ . مَن كانَ فينا باذِلاً مُهجَتَهُ ومُوَطِّنًا عَلى لِقائِنا (لقاءِ اللّه ِ ـ خ ل) نَفسَهُ فَليَرحَل، فَإِنّي راحِلٌ مُصبِحًا إن شاءَ اللّه ُ .
امام حسين عليه السلام ـ در خطبه خود هنگام آهنگ خروج به سوى عراق فرمودند: سپاس خداى را و همان خواهد شد كه خدا مى خواهد و حول و قوّه اى نيست مگر از خدا، درود و سلام خدا بر پيامبر او باد.
مرگ برای فرزندان آدم، چونان گردنبند بر گردن دختركان، نقش بسته است، چقدر شيفته ديدار گذشتگان خود هستم! همانند اشتياق يعقوب به يوسف.
براى من قتلگاهى انتخاب شده كه آن را خواهم ديد، گويى مى بينم كه گرگهاى بيابان، بندهاى پيكرم را ميان «نواويس» و «كربلا»، پاره پاره مى كنند و از تن من شكمهايى گرسنه و خالى، پر مى شود.
از روزى كه [قضاى الهى ] با قلم نگاشته شده، گريزى نيست. خشنودى خدا، خشنودى ما اهل بيت است. ما بر آزمون او، شكيبایی مى ورزيم و او، پاداش شكيبايان را به كمال به ما مى پردازد، پاره تن رسول اللّه صلي الله عليه و آله از او دور نمی شود و آنان، در فردوس برين پیرامون حضرتش صلي الله عليه و آله گرد آمده اند و دیدگان پيامبر صلي الله عليه و آله از ديدن آنها، آرام گيرد و وعده اش را براى آنها ب آورَده می کند.
هر كه در راه ما خون مى دهد و براى ديدار ما (ديدار خدا ـ ) آماده است، پس كوچ كند كه من به خواست خدا، صبح هنگام، کوچ می کنم.
(1)كذا في المصدر ، والأصحّ «بأوصالي تقطّعها» كما في الملهوف .
كشف الغمّة : 2 / 241 ، الملهوف : 126
ادامه مطلب

شیخ المادحین و فخرالذاکرین :حاج اسماعیل وثاقی باهر در سال 1321/1/1شمسی در شهر تبریز در محله قره آغاج و کوچه نخودپزها در یک خانواده مذهبی بدنیا آمد از همان دوران کودکی علاقه زیادی به شرکت در مجالس حسینی و مذهبی و دنیای مداحی داشت. وی از حضور اساتیدی همچون : ناظم آقا- حاج عباس عطاری-حاج علی اصغر نائبیان- حاج محمد مبهوت شاگردی نموده و بهره های فراوانی برده است. وی در اندک زمانی آنچنان پیشرفتی در امر مداحی نمود و پس از چند سال هیئت عزارداران موسی بن جعفر(ع) تبریز را تاسیس نمود. بیش از نیم قرن در حدود 60سال از عمر با برکت خود را صرف ترویج مکتب تشیع علوی و اهل بیت گذراندو از جمله چهره های ماندگار فرهنگی و مذهبی شهر تبریز است و از دست شهردار وقت تبریز(علیرضا نوین) نشان عالی شهر تبریز را دریافت نموده و مورد تقدیر قرار گرفته است. از باقیات و صالحات آنمرحوم : احداث دو باب حسینیه در شهرهای تبریز و مشهد میباشد. وی با مرحوم ناظم آقا دوستی و همنشینی صمیمی داشت و در وی تاثیر زیادی کرده بود و سبک وسیاق خاصی در امر مداحی داشت. از مرحوم حاج اسماعیل وثاقی 3پسرو 2 دختر به یادگار مانده است. این پیر غلام ابا عبدالله از مدتها قبل از بیماری قلبی بسیار رنج می کشید و چند بار هم در بیمارستان بستری شد در طی سالهای اخیر. وی نهایتا در شامگاه روز چهارشنبه مورخه 1392/09/20شمسی در سن 71 سالگی به ندای حق لبیک گفت و دار فانی را وداع نمود. مراسم تشییع پیکر آنمرحوم روز جمعه با حضور جمع زیادی از عاشقان اهل بیت از شهر تبریز و شهرهای تهران و زنجان و باحضور جمع زیادی از مادحین همچون: حاج فیروز زیرک کار - حاج منصور ارضی - حاج محمد رضا طاهری و هیئت همراه و همچنین حاج مهدی خادم آذریان - حاج ابرهیم رهبر - حاج محسن رستگاری و ... از همان حسینیه آغاز و با دستان مردم در خیابان دارائی تبریز تشییع و سپس برای خاکسپاری راهی وادی رحمت تبریز شد. یاد و نامش گرامی و راهش پر رهرو باد و با اربابش امام حسین (ع) محشور باد.
منبع : هر چه دارم از تو دارم مولا
ادامه مطلب
نامش حـسیـن بود . . .
در محله چهل اختران قم بدنیا آمد . . .
از دوران کودکی مشغول یادگیری قرآن شد و از همان دوران کودکی علاقه ی زیادی به مداحی و شاعری داشت
و در سنین نوجوانی نزد میرزا ابوالفضل زاهدی تفسیر قرآن را فرا گرفت.
شغل اصلیش آسـیـابـانی بود.
ملا حسین بدون داشتن استادی، مداحی و شاعری اهل بیت را شروع کرد.
او هیچگاه بدون وضو شعری نمی سرود و در مجلسی شرکت نمیکرد.
هیچگاه مبالغی که از راه مداحی به دست می آورد نمـی شمرد.
به ادب در مداحی خیلی حساس بود، که مداح از چـه جملاتی در روضـه هایش استفاده می کند.
آری شـیـخ الشـعرا مـرحوم حـاج حسـین مـولوی یـک مـداح تمام عیار بود . . .
از نظر چهره، قد و قامت، صدا و سواد، اطلاعت و اخلاص عالی بود و مقید به نماز جماعت.
:: شادی روح شیخ الشعرا مرحوم ملا حسین مولوی صلوات ::
ادامه مطلب





