🔷✨🔷✨🔷✨🔷✨🔷✨🔷✨🔷✨🔷


👇👇👇

💠حضرت آیت الله خامنه ای: اهانت به نمادهای برادران اهل سنت حرام است.

💠حضرت آیت الله مکارم شیرازی: هرگونه اهانت به مقدسات دیگران شرعا جایز نیست.

💠حضرت آیت الله سیستانی: دشنام به مقدسات اهل سنت مغایر با آموزه های اهل بیت عصمت (علیهم السلام) به شیعیان و شاگردان خود است.

💠حضرت آیت الله وحید خراسانی: نباید با اتباع مذاهب دیگر دشمنی کرد، نباید به مقدسات آنها توهین نمود، لعن و سبّ بزرگان آنها جایز نیست، زیرا موجب دور کردن آنها از اهل بیت و معارف آنها می‏شود.

💠حضرت آیت الله جوادی آملی: سبّ صحابه، اهانت به مقدسات شیعه یا سنی، توهین و تحقیر ظالمانه نسبت به باورهای هرکدام از دو گروه، حرام و ایجاد اختلاف و روشن کردن آتش تفرقه و شقاق و تحطیم و هدم اساس وحدت امت اسلامی، گناهی بزرگ است.

💠حضرت آیت الله نوری همدانی: جائز نیست.

💠حضرت آیت الله موسوی اردبیلی: مومنین باید از کارهایی که موجب تشدید اختلاف به خصوص در شرایط فعلی و در مقابل کفر و الحاد می شود اجتناب کنند.

💠حضرت آیت الله شبیری زنجانی: مومنین باید از انجام اموری که باعث تفرقه و اختلاف و تضعیف اسلام می شود اجتناب کنند. در صحیحه ابی بصیر از حضرت باقر علیه السلام نقل شده است إِنَّ رَجُلًا مِنْ تَمِیمٍ أَتَى النَّبِیَّ ص فَقَالَ أَوْصِنِی فَکَانَ فِیمَا أَوْصَاهُ أَنْ قَالَ لَا تَسُبُّوا النَّاسَ فَتَکْسِبُوا الْعَدَاوَةَ لَهُمْ.

💠حضرت آیت الله محقق کابلی: از اهانت به مقدسات اهل سنت خودداری شود.

💠حضرت آیت الله علوی گرگانی: اهانت به مقدسات اهل سنت جایز نیست.

💠حضرت آیت الله العظمی مظاهری: اهانت به مقدسات و اعتقادات مسلمانان و ایجاد تفرقه میان صفوف پیروان پیامبر عظیم الشان صلی الله علیه و آله و سلم، عقلا و شرعا جایز نیست.

💠حضرت آیت الله مدنی تبریزی: اسلام توهین به مقدسات هیچ یک از ادیان، به ویژه مذاهب اسلامی را جایز نمی داند و هر حرکتی که موجب اختلاف میان امت اسلامی و خسارت و ضرر مالی و جانی به مسلمانان گردد، حرام و خلاف شرع است.

💠حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی: هر عمل یا گفتاری که موجب فتنه و اختلاف بین مسلمانان شیعه و سنی شود، جایز نیست.


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 29 آذر 1395  | 12:14 PM | نویسنده : حمدالله مرادی | نظرات 0

 

طبق نقل حضرت علی(ع) مردی نزد پیامبر اکرم(ص) آمد و عرض کرد: «عملی به من یاد بده که با انجام آن محبوب خداوند قرار گیرم و همین طور، مردم [هم] مرا دوست بدارند، و خداوند، مالم را افزایش دهد، و بدنم سالم، و عمرم طولانی شود و در روز قیامت نیز با خودت [ای رسول خدا] محشور شوم.»

«فَقَالَ: سِتُّ خِصَالٍ مُحْتَاجٌ إِلَی سِتِّ خِصَال: اِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُحِبَّکَ اللَّهُ فَخَفْهُ وَ اتَّقِهِ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُحِبَّکَ الْمَخْلُوقُونَ فَأَحْسِنْ إِلَیْهِمْ وَ ارْفُضْ مَا فِی أَیْدِیهِمْ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُثْرِیَ اللَّهُ مَالَکَ فَزَکِّهِ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُصِحَّ اللَّهُ بَدَنَکَ فَأَکْثِرْ مِنَ الصَّدَقَةِ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُطِیلَ اللَّهُ عُمُرَکَ فَصِلْ ذَوِی أَرْحَامِکَ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یَحْشُرَکَ اللَّهُ مَعِی فَأَطِلِ السُّجُودَ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّار؛[12]

پس فرمود: شش خصلت است که نیاز به شش خصلت [دیگر] دارد:

1. هرگاه خواستی خدا تو را دوست بدارد، پس از او بترس و تقوای الهی [و پروا پیشگی] داشته باش؛

2. هرگاه خواستی مردم تو را دوست بدارند، پس به آنها احسان کن و به آنچه در دست آنهاست، چشم طمع نداشته باش؛

3. اگر خواستی خداوند، مالت را افزایش دهد، زکات [و خمس] مالت را بپردازد؛

4. و اگر خواستی خدا بدنت را سالم کند [علاوه بر مراعات مسائل بهداشتی]، [در راه خدا] زیاد صدقه بده؛

5. اگر می خواهی خدا عمرت را طولانی کند با بستگان [نَسَبی] ارتباط داشته باش (و صلة ارحام انجام بده)؛

6. اگر می خواهی [در روز قیامت] خدا تو را با منِ [پیغمبر] محشور کند، سجده [های نمازت] را در پیشگاه خدای یکتای غالب، طولانی کن.»[13]

 


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 29 آذر 1395  | 12:12 PM | نویسنده : حمدالله مرادی | نظرات 0

پيامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و اله فرمودند:

خداوند تعالى بندگان پرهيزگارِ نيكوكارِ گمنام را دوست دارد، كسانى كه چون حاضرند، شناخته نمى‌شوند و آنگاه كه غايب‌اند سراغشان را نمى‌گيرند، قلب هايشان چراغ هاى هدايت است. و از هر تيرگى و تاريكى نجات مى‌يابند.


متن حدیث:

رسول الله صلي الله عليه و آله: اِنَّ اللّه َ تَعالى يُحِبُّ الاَْتْقياءَ الاَْبْرارَ الاَْخْفياءَ الَّذينَ اِذا حَضَروا لَمْ يُعْرَفواوَ اِذا غابوا لَمْ يُفْتَقَدوا، قُلوبُهُمْ مَصابيحُ الْهُدى يَنْجونَ مِنْ كُل غَبْراءَ مُظْلِمَةٍ؛


 

«نثر الدّر، جلد 1، صفحه 156»

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 29 آذر 1395  | 12:12 PM | نویسنده : حمدالله مرادی | نظرات 0

کلامی را از حضرت رضا (ع) در توصیف اخلاق رسول خدا (ص) تقدیم می کنم:

رسول خدا (ص) به هر کس می‌رسیدند، سلام می‌کردند.

از هر فرصتی برای فکر کردن استفاده می کردند.

برای کار دین،آسایش و راحتى نداشتند.

در جایى که نیاز نبود سخن نمى‏‌گفتند.

وقتى پاى حقّ در میان بود کسى ایشان را نمى‌‏شناخت و چیزى در مقابل غضبشان تاب مقاومت نداشت تا اینکه حقّ را بر کرسی بنشانند.

بیشتر خنده‏‌شان تبسّم بود، بسیار زیبا لبخند می‌زدند و در هنگام خنده دندانهاى سفیدشان هویدا می‌شد.

می‌فرمودند: هر کس به من‏ دسترسى ندارد، حاجتش را به من برسانید، زیرا هر کس حاجت نیازمندى را که خود قادر نیست نیازش را برساند، در نزد حاکم مطرح نماید، خداوند او را در قیامت ثابت قدم خواهد کرد.

در میان مردم تحبیب قلوب می‌کردند و آنان را از خود نمی‌راندند.

کریم و بزرگ هر قومى را رئیس آنان قرار می‌دادند.

از اصحاب خود سراغ می‌گرفتند و از آنها تفقّد می‌‏فرمودند.

برتر و بالاتر از همه نزد آن حضرت کسی بود که خیرش به همه می‌رسید.

و هر کس نسبت به دیگران بیشتر و بهتر همدردى و یاری می‌کرد نزد آن حضرت مقام و منزلتى بزرگتر داشت.

هر گاه به مجلسى وارد می‌شدند، در آخر مجلس می‌‏نشستند و همواره به این کار دستور می‌‏دادند.

با همنشینان خود یکسان برخورد می‌فرمودند تا کسى گمان نبرد که دیگرى نزد آن حضرت گرامی‌‏تر است.

براى مردم همچون پدرى مهربان بودند.

در مورد حقّ، همه در مقابل ایشان یکسان بودند.

خوشرو و ملایم و خوش برخورد بودند. سخت‏گیر و خشن، داد و فریاد کن و بدزبان نبودند، نه عیبجوئى می.‏کردند و نه حمد و ثناى کسى را می‌‏گفتند.

و کلام کسی را قطع نمی‌کردند مگر زمانى که خود قطع کند یا وقت بگذرد که در این صورت کلامش را یا با نهى کردن و یا برخاستن از مجلس قطع می‌کردند.

بحارالأنوار ج  16 ص 


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 29 آذر 1395  | 12:11 PM | نویسنده : حمدالله مرادی | نظرات 0

 

🌷روز جمعه مخصوص صاحب العصر و الزمان حضرت بقیة الله مهدی موعود(عج) می باشد. پس چه خوب است تا با اهمیت و اعمال این روز آشنا شویم.🌷

 ➿اهمیت روز جمعه:
👈۱-ولادت امام زمان(عج) در روز جمعه واقع شده است.
👈۲-امامت در روز جمعه به آن حضرت منتقل شده است.
👈۳-جمعه روزی است که خدای تعالی لقب معروف (قائم)را به آن حضرت اختصاص داده است.
👈۴-امام عصر(عج) در روز جمعه بر دشمنان مسلط خواهد شد.
👈۵-روز جمعه مخصوص صاحب العصر و الزمان حضرت بقیة الله الاعظم مهدی موعود(عج) می باشد.
👈۶-خداوند در روز جمعه در عالم ذر از همه ارواح بنی آدم برای امام زمان (عج) و ائمه هدی(ع) پیمان  وفاداری گرفته است.
👈۷-و از مهم ترین اعمال انسان در روزجمعه توجه به حضرت مهدی(عج) و انتظار فرج آن بزرگواراست.
👈۸-در این روز زیارت آن حضرت و دعا برای تعجیل فرج ایشان  مستحب است زیرا طبق برخی از روایات و زیارات ، امید ظهور ان حظرت در روز جمعه بیشتر از سایر روزهاست.

اعمال ذکر شده برای روز جمعه
🌸1. در نماز صبح آن در رکعت اول سوره جمعه و در رکعت دوم توحید بخواند.🌻
🌸2. بعد از نماز صبح خواندن دعای عهد و دعای ندبه🌻

🌸3. غسل جمعه کند وازسنت های تاکید شده است. وقت آن بعد از طلوع فجر است تا زوال آفتاب و هرچه به زوال نزدیک شود بهتر است🌻

🌸4. هزار مرتبه صلوات بفرستد.🌻
رسول خدا - صلی الله- فرمود: هر کس هزار بار در روز جمعه بر من صلوات فرستد خطایای هشتاد ساله‏اش آمرزیده شود.
واگر 1000 مرتبه فرصت نشد لاقل 100 مرتبه صلوات بفرستد
امام صادق ع فرمودند: اگر صد مرتبه صلوات بفرستد،تا در روز قيامت چهره ‏اش نورانى گردد.و نیز هركس روز جمعه صد مرتبه صلوات فرستد و صد مرتبه اَستَغفِرُاللهَ رَبَّی وَ اَتُوبُ اِلَیه ِ گويد و صد مرتبه سوره«توحيد» را بخواند،آمرزيده خواهد شد.

نيز روايت شده:كه ثواب صلوات بر محمّد و آل محمّد،بين نماز ظهر و عصر برابر با ثواب‏ هفتاد حج است

🌸5.  خواندن دعای آل یاسین در عصر روز جمعه🌻

🌸6. رفتن به نماز پر فضیلت جمعه🌻

🌸7. به زیارت اموات و زیارت قبر پدر و مادر یا یکی از ایشان برود که فضیلت دارد
( از امام باقر روایت شده که زیارت کنید مردگان را در روز جمعه که می دانند کیست که به زیارت ایشان رفته است و شاد می شوند)🌻

🌸8. زیارت حضرت رسول(ص) و ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین نماید.🌻

9. اعمال عمومی مورد پسند در روز جمعه : حمام برود، ناخن خود را کوتاه کند وصورت خود را پیرایش نماید.بوی خوش به کار برد و جامه های پاکیزه خود را بپوشد.

10.برای اهل و عیال چیزهای نیکوی تازه از میوه و گوشت بخرد تا شاد شوند به آمدن جمعه .همچنین خوردن انارو کاسنی توصیه شده

11. خواندن دعای سمات در ساعت پایانی روز جمعه

12.سوره های «احقاف»و«مؤمنون»را بخواند.

13.صدقه دهد،
 روايت داریم :ثواب صدقه دادن در شب و روز جمعه،هزار برابر اوقات ديگر است.

 14 .ساعتی از روز جمعه را به اموختن دین اختصاص دهد 

 


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 26 آذر 1395  | 2:25 PM | نویسنده : حمدالله مرادی | نظرات 0
گرچه ایوب(ع) چندان در هدایت قوم خود توفیق نیافت و در طول هفده سال فقط سه نفر به او ایمان آوردند، ولی خود سازی و صبر و استقامت او همواره در تاریخ درس مقاومت و خودسازی به انسان ها آموخته و می آموزد و موجب نجات انسان ها می شود.
 
 حضرت ایوب(ع) بر اثر دامداری دارای گوسفندان و شتر ها و گاو های بسیاری شد و ثروت کلانی به دست آورد با علاوه در توسعه کشاورزی دارای مزارع و باغ ها ساربانان، چوپانان، غلامان وفرزندان بسیاری گردید ولی همه ی تلاش هایش بر اساس عدالت بود. حقوق الهی و حقوق مردم را ادا می کرد و همواره خدا را شکر می گفت و هرگز امور مادی، او را از عبادت الهی باز نمی داشت.همواره در کنار سفره اش، یتیمان حاضر بودند. بعضی نوشته اند ایوب(ع) هفت پسر و سه دختر داشت و داری 6 هزار شتر ،4 هزار گوسفند،هزار جفت گاو و هزار الاغ بود. 
 
در ادامه زندگی حضرت ایوب(ع) می خوانیم که ابلیس به زندگی این پیامبر خدا حسد برد و به پیشگاه خداوند چنین گفت: اگر ایوب(ع) این همه شکر نعمت تو را به جا می آورد، از این رو است که زندگی مرفه و وسیعی به او داده ای. ولی اگر نعمت های مادی را از او بگیری، هرگز شکر تو را به جا نمی آورد اینک برای امتحان، مرا بر او مسلط کن تا معلوم شود که مطلب همین است که گفتم.
 خداوند برای اینکه این قضیه، سندی برای همه ی رهروان راه حق باشد به شیطان این اجازه را داد.ابلیس پس از این ماجرا سراغ ایوب(ع) آمد و اموال و فرزندان ایوب(ع) را یکی پس از دیگری نابود کرد. ولی آن حوادث دردناک نه تنها از شکر ایوب(ع) نکاست؛ بلکه شکر او افزون گردید.
 
 ابلیس از خدا خواست بر گوسفندان و زراعت ایوب(ع) مسلط شود. این اجازه به او داده شد ابلیس همه ی زراعت ایوب را آتش زد و گوسفندان او را نابود کرد، ولی ایوب نه تنها ناشکری نکرد؛ بلکه بر حمد وشکرش افزون شد.
 
 سرانجام شیطان از خدا خواست که بر بدن ایوب(ع) مسلط شود و باعث بیماری شدید او گردد. 
خداوند به او اجازه داد شیطان آنچنان ایوب(ع) را بیمار کرد که از شدت بیماری و جراحت، توان حرکت نداشت. بی آنکه کمترین خللی به عقل و درک او برسد. خلاصه مطلب اینکه نعمت ها یکی پس از دیگری از ایوب(ع) گرفته می شد ولی در برابر آن، مقام شکر و سپاس او بالا می رفت. در این مدت 7 یا هفده سال بیماری و بلا زدگی شدید صبر و شکر نمود. همسر با وفای او《 رحمه》 نیز در این جهت همتای ایوب(ع) بود و صبر و شکر می نمود او از خانه بیرون می رفت و برای مردم در خانه ها کار میکرد و از مزد کارش هزینه ساده زندگی ایوب(ع) را تامین می نمود و از ایوب(ع) پرستاری می کرد.
 
روزی شیطان دید که ایوب(ع) به هیچ وجه از صراط مستقیم خارج نمی شود، آخرین حیله را به کار برد و شبیه مردی ناشناس نزد همسر ایوب(ع) آمد و با حیله گری فراوان گفت:اگر می خواهی همسرت از دردها رهایی پیدا کند، این بزغاله را با نام من، نه خدا ذبح کن از گوشت آن به همسرت بده تا تا شفا یابد.
 
رحمه که از بیماری همسرش ایوب بی تاب شده بود، آن حیوان را نزد ایوب برد و گفت:بزغاله را بدون نام خدا ذبح کن و از غذای آن بخور تا شفا یابی.
 
در این هنگام ایوب(ع) با عصبانیت گفت:وای برتو، دشمن خدا نزد تو آمده و می خواهد از این راه تو را گمراه کند.سوگند به خدا اگر خداوند مرا شفا دهد به جرم این کار که می خواستی این حیوان را با نام غیر خدا ذبح کنم و غذای حرام به من بدهی، صد تازیانه به تو خواهم زد.از این پس از من دور شو تا تورا نبینم.
 
این طور بود که شیطان بازهم در مقابل پیامبر بزرگ الهی ناکام بود و ایوب(ع) با صبر مثال زدنی خود در برابر حیله شیطان مقاومت کرد.

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 26 آذر 1395  | 2:22 PM | نویسنده : حمدالله مرادی | نظرات 0

 

به گزارش نبض سحر، فاصله میان ۱۲ ربیع الأول که سالکَرد ولادت بیامبر اکرم (ص) بنا بر روایات أهل سنت تا ۱۷ ربیع الأول که تاریخ ولادت رسول الله محمد صلى الله علیه و آله بنا بر روایات موجود در شیعه است ، از سوی امام خمینی ره ، به عنوان هفته وحدت نامکَذاری شده است . ارکَانی رسمی هم با نام ( مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی ) رسما الان در حال فعالیت هست ( ابتدا زیر نظر سازمان فرهنکَـ و ارتباطات بود اما اکنون جند سالی است که به شکل مستقل کار می کند و از این سازمان جداشده است ، و هر ساله کنفرانسهایی برگزار می کند ، که کنفرانس بین المللی وحدت در هفته وحدت هر ساله در تهران برکَذار می شود و علمای بزرکَـ را از کشورهای مختلف دور هم جمع می کند . و همواره از شخص مقام معظم هبری تا همه مسولین این مملکت تأکید دارند که وحدت میان مسلمانان باید ایجاد شود و عوامل تفرقه خشکانده شود.

 

خدای بزرگ، جهان آفرینش را بر اساس نظم و هماهنگی کامل، خلق کرده است و انسان هم در این عالم هستی باید از هماهنگی موجودات دیگر بهره گرفته، زندگی خویش را بر مبنای آن پی ریزی کند، تا به کمال، دست یافته، به مقام والای خلیفه اللهی برسد.
همه ی پیامبران در طول تاریخ، انسانها را به وحدت در عقیده و عمل، دعوت می کردند. پیامبر گرامی اسلام (ص) با ایجاد وحدت بین طوایف و قبائل مختلف مسلمان، بگونه ای انسجام و هماهنگی به وجود آورد که جنگهای صد ساله ی قبیله های «اوس» و «خزرج» در سایه ی اسلام به محبت و مودت مبدل گشت.
قرآن همه ی مسلمانان را دعوت به «وحدت» و تمسک به «حبل الله» می کند و می فرماید:
«و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا… »
و همگی به ریسمان خدا (قرآن، پیامبر و اهل بیت) چنگ زنید و پراکنده نشوید.
پایه های این اعتصام و محورهای وحدت در بین همه ی مسلمانان وجود دارد، چه اینکه همه ی مسلمانان «الله» را پرستش می کنند و حضرت «محمد» صلی الله علیه و آله پیامبر؛ قرآن، کتاب و کعبه، قبله ی آنان است گرچه با حفظ این چهارپایه می توانند به وحدت رسیده و اختلافهای دیگر را منشأ تفرقه نسازند، ولی عده ای آگاهانه یا ناآگاهانه بعضی مسائل دیگر را به رخ کشیده و سعی در تفرقه بین مذاهب مختلف اسلامی داشته، و دارند.

 

رسول خدا (ص) بنیانگذار وحدت

رسول گرامی اسلام با آمدن به مدینه و پایه گذاری حکومت اسلامی از نخستین کارهایی که بدان اقدام کرد، تحکیم پایه های وحدت و یکپارچگی جامعه ی اسلامی بود و بدین منظور، میان مهاجران – که از مکه و خارج مدینه آمده بودند – و انصار – که اهل مدینه بودند – پیوند برادری بست و قرآن مجید با جمله ی «انما المؤمنون اخوه»   آن را پایدار ساخت. یا چنین کاری، ساختار جامعه ی اسلامی بر اساس ایمان و اخوت محکم شد. زمینه ی تشتت و پراکندگی، قوم گرایی و برتری طلبی قبیله ای و نژادی و دیگر عوامل تفرقه انگیز، رخت بر بست.
سیره و زندگی رسول اکرم (ص) گواهی می دهد که در طول حیات خویش با جدیت تمام بر حفظ وحدت جامعه، پای می فشرد و با اتخاذ برنامه های اصولی و فراگیر، هرگز اجازه نمی داد که عامل ثبات و قدرت جامعه دچار تزلزل گردد. بطور مثال پس از مراجعت از غزوه ی «بنی المصطلق» نیروهای اسلام، کنار چاه آبی به استراحت پرداختند. در آن میان عمر که از مهاجران بود، غلام خود به نام «جهجاه» را فرستاد تا از چاه آب بیاورد. او هنگام کشیدن آب با یکی از انصار به نام سنان به نزاع پرداختند. یکی مهاجران را، و دیگری انصار را به یاری طلبید. پس از ازدحام جمعیت، عبدالله بن ابی، رئیس منافقان، از موقعیت سوء استفاده کرد و با سخنان تحریک کننده ای به سمپاشی و تفرقه افکنی میان مهاجران و انصار پرداخت.
وقتی رسول خدا (ص) از این جریان اطلاع پیدا کرد، فوری دستور حرکت داد و آن روز و شب و قسمتی از فردا را به راه ادامه داد، بطوری که هنگام توقف، همه ی نیروها بدون درنگ از فرط خستگی به خواب رفتند، رسول خدا (ص) بعمد، چنین کرد تا مردم فرصت پیدا نکنند.

 

امام علی (ع) اسوه ی وحدت

بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام (ص) سعی و تلاش حضرت علی علیه السلام در حفظ وحدت جامعه اسلامی و تداوم آن، بی سابقه و بی نظیر بوده و کسی در این راه از او استوارتر و پیشقدم تر نبوده است.
هدف اساسی امام (ع) در تعقیب این مهم، حفظ اساس اسلام و جلوگیری از تحریف و فراموشی آن در بین امت اسلامی و دنیای شرک آلود و پرغوغای آن روز بود.
دشمنان اسلام – اعم از بت پرستان، مشرکان، یهود و نصارا – غروب اسلام را در غروب عمر شریف پیامبر اکرم (ص) می دیدند و به انتظار آن نشسته بودند. در چنین موقعیت حساسی، اگر أبهت و عظمت به دست آمده ی اسلام و مسلمانان با تفرقه و تشتت از دست می رفت، به یقین می توان گفت اثری از اسلام و قرآن برای نسلهای بعدی باقی نمی ماند. امام علی علیه السلام در ارتباط با حفظ وحدت امت اسلامی می فرماید :
«و لیس رجل – فاعلم – أحرص علی جماعه أمه محمد صلی الله علیه و آله و ألفتها منی» (۴)
و بدان! که هیچ کس نیست که نسبت به انتظام امر امت محمد (ص) و الفت و دوستی بین ایشان از من حریصتر باشد.
و وقتی که از آن حضرت سؤال شد که: چگونه مردم، شما را از مقامی که از دیگران سزاوارتر بودید برکنار نمودند؟ فرمود :
«فاعلم أما الاستبداد علینا بهذا المقام – و نحن الأعلون نسبا، و الأشدون برسول الله صلی الله علیه و آله نوطا – فانها کانت أثره شحت علیها نفوس قوم، و سخت عنها نفوس اخرین، و الحکم الله والمعود الیه یوم القیامه. (ودع عنک صیح حجراته) (۵) و هلم الخطب فی ابن ابی سفیان» (۶)
بدان! اما تسلط (خلفا) در برابر ما نسبت به مقام خلافت با اینکه ما از نظر نسب بالاتر و از جهت ارتباط با پیغمبر (ص) پیوندمان محکمتر می باشد، بدین جهت بود که خلافت، مرغوب و برگزیده بود، (پس عده ای بر این مقام، بخل ورزیده و با نداشتن شایستگی، آن را تصاحب نمودند) و گروهی دیگر (برای حفظ اساس اسلام) با سخاوت از آن صرف نظر کردند، حاکم و داور خداوند است و بازگشت در قیامت بسوی اوست (از غارتی که بانگ آن در گوشه و کنار برخاست گفتگو به میان نیار) بیا و داستان پسر ابوسفیان را به یادآور.
پس امام علی (ع) با نگرش خاصی که نسبت به حفظ وحدت دارد، مردم را از درگیری و اختلاف، جنجال، افترا و تهمت و کینه، دشمنی بر حذر می دارد تا همه با هم با دشمن مشترکشان مبارزه کنند.
امام (ع) با فریاد رسایش همه ی مسلمانان را فرا می خواند که :
«خیر الناس فی حالا النمط الأوسط فالزموه، و الزموا السواد الأعظم، فان ید الله علی الجماعه، و ایاکم و الفرقه فان الشاذ من الناس للشیطان، کما أن الشاذ من الغنم للذئب»
بهترین مردم نسبت به من گروه متعادل و میانه رو (بین افراط و تفریط) است شما همراه آنها و همراه بزرگترین جمعیتها (اکثریتهای طرفدار حق) باشید که دست خدا بالای جمعیت است. از پراکندگی بپرهیزید که «انسان تنها» بهره ی شیطان است چنان که گوسفند تکرو طعمه ی گرگ!

 

شرکت در اجتماعات اهل تسنن

ائمه (ع) در اجتماعاتی زندگی می کردند که حکومت و اکثریت مردم جامعه اهل تسنن تشکیل می دادند. از این رو، رفت و آمدهای اجتماعی، مبادله ی کالا، خرید و فروش، کارکردن، تعاون و همکاری، تعلیم و تعلم و… در بین آنان رواج داشته است.
نیاز به زندگی اجتماعی این ضرورت را به وجود می آورد تا همه در کنار یکدیگر، نیازها را برآورده کنند و از مشکلات زندگی بکاهند. ائمه ی (ع) نیز مردم را به شرکت در اجتماعات عامه، تشویق و ترغیب می فرمودند. چنان که هشام کندی نقل می کند:
«از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود:
«… صلوا فی عشائرهم و عودوا مرضاهم و أشهدوا جنائزهم ولا یسبقونکم الی شیء من الخیر فأنتم أؤلی به منهم… »
در میان قبایل و اجتماع آنان نماز بخوانید (به نماز جماعت عامه حاضر شوید) و از بیمارانشان عیادت کنید و بر جنازه ی آنها حاضر شوید، مبادا آنها در خیری از شما پیشی گیرند که شما نسبت (به انجام خیر) از آنان سزاوارترید. »
اینک نمونه هایی از حضور در اجتماعات اهل سنت:

الف- نماز جماعت

تشویق ائمه (ع) به حضور در نماز جماعت عامه، نمونه ی بسیار عالی برای حفظ وحدت محسوب می شود. حدیثی از ابی علی نقل شده که گفت:
«به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: امام جماعتی داریم که مخالف ماست و با همه ی اصحاب ما (شیعیان) دشمنی می کند! امام (ع) فرمود:
«ما علیک من قوله، و الله لئن کنت صادقا لأنت أحق بالمسجد منه، فکن أول داخل و اخر خارج و أحسن خلقک مع الناس و قل خیرا»
تو به حرف او چه کار داری؟ سوگند به خدا، اگر راست بگویی تو از او به آن مسجد سزاوارتری، پس (بکوش) نخستین کسی باشی که در آن مسجد داخل می شود و آخرین فردی باشی که از مسجد خارج می گردد و با مردم خوشخوی باش و سخن نیکو بگو. »
در بعضی از روایات آمده است که بعضی از ائمه معصومین (ع) در نماز جماعت اهل تسنن حاضر می شدند و با آنان نماز می خواندند. در روایتی نقل شده که:
«صلی علی علیه السلام وراءهم»
امام علی (ع) پشت سر خلفا نماز خوانده است.
علی بن جعفر در کتاب خود از برادرش، حضرت امام موسی بن جعفر (ع)، نقل کرده که آن حضرت فرمود:
«صلی حسن و حسین خلف مروان و نحن نصلی معهم»
امام حسن (ع) و امام حسین (ع) پشت سر مروان، نماز خواندند و ما هم با ایشان (اهل سنت) نماز می خوانیم.

ب- شرکت در نماز جمعه

یکی دیگر از کارهایی که باعث وحدت مسلمانان می گردد، حضور همگانی در مراسم دشمن شکن و تفرقه برانداز نماز جمعه است. ائمه (ع) در این امر مهم، اهتمام خاصی ورزیدند؛ چنان که نقل شده:
«حضرت موسی بن جعفر (ع) از روز پنجشنبه خود را مهیای (نماز) جمعه می کرد. »
در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است:
«انکم تتسابقون الی الجنه علی قدر سبقکم الی الجمعه»
شتاب و سرعت شما در رسیدن به بهشت به اندازه ی شتابتان، در رفتن به نماز جمعه است.
تذکر
از نظر شیعه اقتدا به امام جماعت اهل سنت در مواردی که نماز جماعت از طرف آنان تشکیل می شود. اشکالی ندارد و نماز صحیح است، حتی اگر اقتدا نکردن، خلاف تقیه باشد شرکت در نماز جماعت آنان واجب می شود. فتوای امام خمینی (ره) در این رابطه چنین است:
«خارج شدن از مسجدالحرام یا مسجد مدینه در وقتی که جماعت اهل سنت منعقد شد، اگر خلاف تقیه باشد جایز نیست، و بر شیعیان واجب است در این صورت از جماعت آنها تخلف نکنند و با آنها به جماعت نماز بخوانند. »

اصحاب ائمه از سایر مذاهب

معاشرت ائمه (ع) با پیروان مذاهب مختلف، نمونه ی خوبی در وحدت عملی آنان به حساب می آید. در این قسمت به ذکر عده ای از اصحاب ائمه (ع) که از فرقه های گوناگون بوده اند می پردازیم،   تا معلوم گردد که اختلاف مذاهب نباید سبب تفرقه و جدایی و درگیری شود.
در دوران حضرت باقر علیه السلام و حضرت صادق (ع) به واسطه ی آرامش مدینه و توجه مردم به علوم نوپای اسلامی، بخصوص نهضتی که در احیای حدیث و هماهنگ نمودن فقه به وجود آمده بود، حوزه های درس و بحث در «مدینه» و دیگر شهرهای بلاد اسلامی برقرار گردید که از آن جمله، محضر پربار درس این دو امام بزرگوار بود. نجاشی از «حسن بن علی و شاء کوفی» که خود از راویان موثق و برجسته ی شیعه است، نقل می کند که می گفت:
«من در این مسجد (مسجد کوفه) نهصد نفر را مشاهده کردم که هر یک می گفت: جعفر بن محمد (ع) برایم حدیث کرد. »
با توجه به اینکه، کوفه مرکز فقه «ابن ابی یعلی» و «ابن شبرمه» و «سفیان ثوری» و «ابوحنیفه» بوده است.  )
بدین جهت باید برخی از راویان و مشایخ حدیثی که در آن عصر در مسجد کوفه حلقه ی درس داشته اند، از اهل سنت باشند، بنابر این، به این نتیجه می رسیم که امام صادق علیه اسلام چنان سلوکی با مخالفان خویش داشته است که آنان برای کسب فیض از محضرش از کوفه به مدینه می شتافتند و بعد از فراگیری، وقتی که بر مسند فتوا، یا بیان حدیث تکیه می زدند از آن حضرت نقل حدیث می کرده، بر این عمل مباهات می نمودند.
اینک، برای نمونه، نام چند تن از اصحاب معروف امام صادق (ع) را که یا از اهل سنت و یا زیدی مسلک و یا جزء فرقه های شیعه غیر امامی بوده اند، ذکر می کنیم:
۱- سکونی (اسماعیل بن زیاد یا ابی زیاد)، که از ثقات اصحاب آن حضرت   و صاحب کتاب «کبیر» و کتاب «نوادر» است.( وی از رجال علمی اهل سنت می باشد.
۲- عبدالملک بن هارون شیبانی کوفی، که از چهره های بارز و مورد اطمینان حدیث است. وی از راویان شیعه نقل حدیث می کرده و آنان نیز از او سماع حدیث کرده اند، با این حال شیعه نبوده است.
۳- فضیل بن عیاض بصری، که اهل خراسان بوده است و از اصحاب موثق حضرت صادق علیه السلام بوده و با این حال سنی مذهب بوده است.
۴- ابوالبختری (وهب بن وهب بن عبدالله)، که سنی مذهب بوده و منصب قضاوت داشته و یا هارون الرشید همنشینی و معاشرت می نموده است. وی از اصحاب حضرت صادق (ع) می باشد.
۵- سلیمان بن خالد، که از قراء و فقها و رجال نامی بوده و افتخار شاگردی حضرت باقر علیه السلام را داشته است وی زیدی مذهب بوده، و همراه زید قیام کرد و دستش قطع شد.
۶- علی بن حسن بن فضال، که از فقهای کوفه بوده است. مرحوم مامقانی در معرفی وی می گوید:
«وی فقیه اصحاب ما، در کوفه و از افراد خوش نام، مورد اعتماد و خبره ی حدیث بوده، بطوری که قولش را در حدیث می پذیرفتند. »
با این همه، وی فطحی مذهب بوده و افتخار شاگردی حضرت هادی و حضرت عسگری علیهماالسلام را داشته است.
۷- عبدالله نجاشی، که به گفته صاحب منتهی المقال، زیدی مذهب بوده و از طرف منصور عباسی والی اهواز بوده است.

رفتار نیک ائمه با فقهای عامه

یکی از نکات جالب توجه در زندگی ائمه (ع)، معاشرت و نشست و برخاست فقها و رؤسای سایر مذاهب با آن بزرگان است. این معاشرت، حاکی از وحدت موجود بین آنان است که راهگشای بسیاری از مشکلات دینی اجتماعی جامعه ی آن روز بوده است. به دو نمونه از چنین همنشینی های وحدت آفرین، اشاره می کنیم:
۱- از مالک بن انس – فقیه مدینه – (امام مذهب مالکی از اهل سنت) نقل شده که گفت:
«من بر جعفربن محمد صادق علیه السلام وارد می شدم و آن حضرت برای من بالش می نهاد و نسبت به من قدرشناسی می کرد و می گفت: ای مالک! من تو را دوست دارم و من از این سخن شاد می شدم و خدا را سپاس می گزاردم. »
۲- «عذا فرصیرفی» گوید:
«با «حکم بن عتیبه» که از رؤسای زیدیه (و از فرقه بتریه بود نزد امام باقر (ع) بودیم. حضرت نسبت به وی احترام می کرد.او در همین مجلس با آن حضرت در مسأله ای بنای مشاجره گذارد، ولی امام، بدون اینکه نسبت به وی تندی کند، به فرزندش فرمود: برو کتاب علی (ع) را بیاور. آن گاه مطلب را از روی کتاب علی (ع)، که او نیز به آن اعتراف داشت، به وی نشان داد. »
آنچه آورده شد نمونه هایی بسیار مختصر از مسأله ی وحدت بین مسلمانان بوده است. از خدای بزرگ درخواست می کنیم که به مسلمانان آگاهی، بصیرت و هوشیاری بیشتری عنایت فرماید تا ضمن تمسک به «حبل الله» در برابر کفر و استکبار جهانی به مبارزه پردازند و اسلام و قرآن را در سراسر جهان حاکم گردانند.

انتهای پیام/


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 21 آذر 1395  | 10:21 AM | نویسنده : حمدالله مرادی | نظرات 0

امام حسن عسکرى علیه‌السلام ـ به شیعیان خود ـ : شما را سفارش مى کنم به تقواى الهى و پارسایى در دینتان و کار و کوشش براى خدا و راستگویى و اداى امانت به کسى که امانتى به شما سپرده است، نیکوکار باشد یا تبهکار.
و سجده طولانى و نیکو همسایه دارى ؛ زیرا محمّد صلی الله علیه و آله براى این امور آمده است.
در میان عشیره هایشان، نماز بخوانید، در تشییع جنازه هایشان، شرکت ورزید، از بیمارانشان، عیادت کنید، حقوق آنان، را بگزارید؛ زیرا هرگاه فردى از شما در دینش، پارسا و در گفتارش، راستگو باشد و امانت را ادا کند و با مردم خوشخویى کند، گفته شود: این شیعه است و این، مرا شاد مى سازد.
از خدا پروا کنید و مایه آراستگى ما باشید، نه باعث ننگ و زشتى.
هرگونه دوستى را براى ما جلب کنید و هرگونه زشتى را از ما دور سازید؛ زیرا هر خوبى که در حقّ ما گفته شود، ما اهل آن هستیم و هر بدى که درباره ما گفته آید، نه چنانیم. ما را در کتاب خدا، حقّى است و با رسول خدا، خویشاوندیم و خداوند، ما را پاک شمرده است و جز ما، هر کس چنین ادعایى کند، دروغگوست.
خدا و مرگ را، فراوان یاد کنید و بسیار قرآن بخوانید و فراوان بر پیامبر صلی الله علیه و آله صلوات فرستید؛ زیرا صلوات بر رسول خدا صلی الله علیه و آله ده ثواب دارد.
آن چه را به شما سفارش کردم پاس دارید، شما را به خدا مى سپارم و بدرودتان مى گویم.

 

متن حدیث:

الإمام العسکریّ علیه السلام ـ لِشیعَتِهِ ـ : اُوصیکُم بِتَقوَى اللّه ِ ، وَالوَرَعِ فی دینِکُم ، وَالاِجتِهادِ للّه ِِ، وصِدقِ الحَدیثِ، و أداءِالأَمانَهِ إلى مَنِ ائتَمَنَکُم مِن بَرٍّ أو فاجِرٍ، وطولِ السُّجودِ، و حُسنِ الجِوارِ، فَبِهذا جاءَ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله . صَلّوا فی عَشائِرِهِم، وَ اشهَدوا جَنائِزَهُم، و عودوا مَرضاهُم، و أدّوا حُقوقَهُم، فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنکُم إذا وَرَعَ فی دینِهِ و صَدَقَ فی حَدیثِهِ و أدَّى الأَمانَهَ و حَسَّنَ خُلُقَهُ مَعَ النّاسِ قیلَ: هذا شیعِیٌّ، فَیَسُرُّنی ذلِکَ.
اِتَّقُوا اللّه َ و کونوا زَینًا و لا تَکونوا شَینًا، جُرّوا إلَینا کُلَّ مَوَدَّهٍ وَ ادفَعوا عَنّا کُلَّ قَبیحٍ، فَإِنَّهُ ما قیلَ فینا مِن حَسَنٍ فَنَحنُ أهلُهُ، وما قیلَ فینا مِن سوءٍ فَما نَحنُ کَذلِکَ. لَنا حَقٌّ فی کِتابِ اللّه ِ و قَرابَهٌ مِن رَسولِ اللّه ِ و تَطهیرٌ مِنَ اللّه ِ، لا یَدَّعیهِ أحَدٌ غَیرُنا إلاّ کَذّابٌ. أکثِروا ذِکرَ اللّه ِ و ذِکرَ المَوتِ و تِلاوَهَ القُرآنِ وَ الصَّلاهَ عَلَى النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله ، فَإِنَّ
الصَّلاهَ عَلى رَسولِ اللّه ِ عَشرُ حَسَناتٍ . اِحفَظوا ماوَصَّیتُکُم بِهِ، وأستَودِعُکُمُ اللّه َ، وأقرَأُ عَلَیکُمُ السلام.

«تحف‌العقول، صفحه ۴۸۷»

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 18 آذر 1395  | 9:08 AM | نویسنده : حمدالله مرادی | نظرات 0
داستان های قرآنی همواره پراست از نکات آموزنده.یکی از این داستان ها ماجرای هابیل و قابیل و کینه ای است که  قابیل از برادرش هابیل داشت.
 
پس از کش مکش های طولانی بین هابیل و قابیل سرانجام قابیل برادرش هابیل را به قتل رساند.  قابیل پس از دفن جسد برادرش که آن هم طی ماجرا هایی اتفاق افتاد، نزد پدرش آدم(ع) آمد. حضرت آدم(ع) از قابیل پرسید: هابیل کجاست؟ 
 
قابیل در جواب پدر گفت: من چه میدانم مگر مرا نگهبان او نمودی که سراغ او را از من میگیری؟
 
 آدم(ع) که از فراق هابیل سر به بیابان ها نهاد تا او را پیدا کند، هم چنان سرگردان می گشت اما چیزی نیافت تا اینکه دریافت او به دست قابیل کشته شده است .سپس با ناراحتی گفت: لنعت بر آن زمینی که خون هابیل را پذیرفت. این زمین در ناحیه جنوب مسجد جامع بصره قرار گرفته است. از آن پس آدم از فراق پسرش هابیل، شب و روز گریه می کرد و این حالت تا 40 شبانه روز ادامه می یافت.
 
بعد از این مدت خداوند به آدم (ع)بشارت داد که به جای هابیل فرزندی به او عطا می کند که آدم نام این فرزند را《هبه الله》گذاشت.
 
کتاب قصص القرآن

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 15 آذر 1395  | 1:00 PM | نویسنده : حمدالله مرادی | نظرات 0
مسلمان باید سبک زندگی اسلامی داشته باشد؛ سبکی که بر پایه فلسفه اسلامی شکل می‌گیرد و توجه و اهتمام به آخرت با ویژگی طریقیت برای دنیا در آن اصالت می یابد. دست یابی به جزئیات سبک زندگی اسلامی نیازمند تعمیق و تامل در آموزه های وحیانی اسلامی و سنت و سیره پیشوایان معصوم(ع) است. نویسنده بر اساس همین فرضیه به بررسی سبک زندگی یکی از پیشوایان دین یعنی حضرت امام‌رضا(ع) پرداخته است.
 
 
***
رفتار اجتماعی مسلمان
مسلمان باید بهترین رفتار اجتماعی را داشته باشد؛ زیرا بندگی خداوند تنها با نماز و روزه نیست، بلکه با  نیکی و احسان به دیگران و رفتارهای پسندیده اجتماعی است که در آیات و روایات بر آن تاکید شده است. از نظر امام‌رضا(ع) بهترین بنده کسی است که خصوصیات خوب را نسبت به خدا و خلق دارا باشد و به شکل ملکه این رفتارها در او نهادینه شده باشد. وقتی از امام‌رضا(ع) در باره بهترین بندگان خدا پرسش می‌شود ایشان می فرماید: آنان كه هرگاه نيكى مى‌كنند، خوشحال مى شوند، هرگاه بدى مى‌كنند، استغفار مى كنند، هرگاه چيزى به آنان داده مى‌شود، ، هرگاه مبتلا و گرفتار مى شوند، شكيبايى مى كنند، و هرگاه خشمگين مى شوند، عفو و گذشت مى كنند.(مسند الامام الرضا(ع)، ج 1 ص 284)

شـكر خالق و مخلوق
در روایت پیشین بر شکر نعمت به عنوان یکی از خصوصیات بهترین بندگان تاکید شده است. این شکرگزاری، اختصاصی به شکر از خدا ندارد، بلکه بنده خوب کسی است که از هر کسی که خیری رساند تشکر می کند و شکر زبانی و قلبی و عملی به جا می آورد. اصولا از نظر امام‌رضا(ع) کسی که شکر بنده را به جا نیاورد شکر خالق را به جا نمی آورد. آن حضرت(ع) می فرماید: مَنْ لَمْ يَشْكُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقينَ، لَمْ يَشْكُرِ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ؛  هركس كه صاحبان نعمت و نيكى  مردمی را  تشـكّر و سـپاس نـكنـد، خداى متعال را هم سپاس نكرده است. (عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 27)

کسی که در برابر نعمت دهنده حاضر و شاهد، رسم ادب به جا نمی آورد و شکر نمی‌گزارد به طور طبیعی نسبت به نعمت دهنده غایب که در عالم شهود و ماده دیده نمی شود، رسم ادب به‌جا نخواهد آورد و سپاسگزار نعمت او نخواهد بود.

از امام‌رضا(ع) روايت است که ایشان شکر توانگری را این گونه دانسته است: كسى كه يكى از برادران دينى‌اش براى كارى به او پناه آورد ولى او، با آنكه مى‌تواند، پناه ندهد و كارى برايش نكند، رشته ولايت خداى متعال را بريده است.(بحار الانوار، ج 72، ص 181)

پاسخ دهی به عواطف و احساسات در کنار همسر و دوستان
انسان موجودی اجتماعی است؛ زیرا از نظر عاطفی و نیز از نظر بر آوردن نیازهای مادی و دنیوی خویش به دیگران نیازمند است. انسان به تنهایی نمی تواند روزگار بگذراند و از همین روست که خداوند بر هر انسانی زوجی قرار داده تا در کنار او به آرامش برسد.

البته عواطف انسانی تنها با زوج بر آورده نمی‌شود بلکه برخی از ابعاد آن با فرزند و برخی دیگر با دوستان و مانند آن برآورده می شود. ظرف عواطف انسانی بسیار گسترده است و باید این ظرف با همه علل و عوامل مناسب پر شود. از این  رو بهترین زندگی را کسی دارد که از نظر آسایشی و آرامشی تکمیل باشد و همان طوری که به نیازهای مادی اش به درستی پاسخ داده می شود به نیازهای عاطفی و روانی اش نیز پاسخ مناسبی داده شود. امام‌رضا(ع) به این دو اصل سعادت و مولفه اساسی آن توجه داشته و به عنوان نمونه در روایتی در پاسخ به آن اشاره می کند. در روایت است: از حضرت رضا(ع) پرسيدند: بهترين خوشى و لذّت دنيا چيست؟ فــرمـود: خـانه وسـيع و زیادی دوسـتان.( بحار الانوار، ج 71، ص 177)

البته دوست گرفتن ممکن است آسان باشد، ولی نگهداشتن او و پایداری در دوستی بسیار سخت است. به طوری که اگر کسی بتواند دوستان ثابتی داشته باشد یا قدر خود و آن دوست را بداند. این ارتباط پایدار موجب می شود تا انسان با شخص احساس قرابت و خویشی کند به طوری که با برخی از خویشان چنین احساسی ندارد. ابراهيم بن عباس مى گويد شنيدم كه حضرت رضا(ع) مى فرمود:  مَـوَدَّةُ عِشْـرينَ سَنَـةً قَرابَـةٌ؛ دوسـتى بيست سـال، در حكم خويشاوندى است. (بحار الانوار، ج 71، ص 175)

البته چنانکه گفته شد بخشی مهمی از عواطف و احساسات انسان را همسـر شـايسـته پوشش می دهد و انسان باید دنبال همسر خوب و مناسب باشد و اگر چنین همسری یافت که هم دوست و هم یار و یاور او باشد ، بهترین زندگی را خواهد داشت.  از امام‌رضا(ع) روايت است: بنده مؤمن، هيچ بهره اى نبرده كه بهتر از همسر خوب و شايسته اى باشد كه هنگام حضور شوهر، مايه خوشحالى او باشد و در غياب شوهر، نگهدار ناموس و مال او باشد.(مسند الامام الرضا(ع)، ج 2، ص 256)

محاسبه نفس و عرضه اعمال
مومن کسی است که همواره رفتار و کردار خویش را محاسبه کرده و بد و خوب آن را بسنجد و میزان صعود و سقوط را ارزیابی کند. در آیات و روایات بر محاسبه نفس تاکید شده است. چنین عملی موجب می شود تا انسان خود را نسبت به هدف و مقصد و مقصود بسنجد و بداند تا چه اندازه دور یا نزدیک است؟

امام‌رضا(ع) در باره محاسبه نفس فرموده است: مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ وَ مَنْ غَفِلَ عَنْها خَسِرَ؛ هركس به حساب خودش رسيدگى كند، سود مى برد وهركس از خود (و اعمالش) غافل شود، زيان مى كند. (مسند الامام الرضا(ع)، ج 1، ص 302)

از سوی دیگر باید بدانیم که همواره اعمال ما پیوسته به پیامبر(ص) و امامان(ع) عرضه می‌شود و آنان هستند که در آخرت به عنوان شاهد اعمال گواهی خواهند داد. خداوند می فرماید: بگو: «هر كارى مى‏خواهيد بكنيد، به تحقیق خدا و پيامبر او و مؤمنان در كردار شما خواهند نگريست و به تحقیق به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانيده مى‏شويد پس شما را به آنچه انجام مى‏داديد آگاه خواهد كرد.»(توبه، آیه 105)

از امام‌رضا(ع) روايت شده است: كارهاى امّت پيامبر، چه نيكان و چه بدكاران، هر بامداد به محضر رسول خدا(ص) گزارش و عرضه مى شود، پس حذر كنيد! (همان، ص 339)

اگر با چنین نگاهی به جهان بنگریم و بینش و نگرش ما این گونه باشد در آن صورت همواره مواظب اعمال خود خواهیم بود تا کاری بر خلاف آموزه های وحیانی اسلام نداشته باشیم. این گونه است که سبک زندگی ما تحت تاثیر این باور و اعتقاد و فلسفه قرار گرفته و کارهای خوب انجام داده و از کارهای زشت  پرهیز می‌کنیم.

تفـريحـات سـالم
انسان در زندگی تمایل دارد که شاد و مسرور زندگی کند و از حزن و غم و اندوه دور باشد. انسان مسلمان هیچ علاقه ای به حزن و اندوه ندارد بلکه سرور و شادی همواره جزو زندگی اوست. از این رو اگر مصیبتی در زندگی خود یا اطرافیان بیابد نومید نمی شود و به حکم الهی گردن نهاده و صبر پیشه می گیرد.(بقره، آیه 156؛ حدید، آیات 22 و 23)

همچنین مومن هر چند خود را سرگرم لهو و لعب دنیا نمی کند ولی این طوری نیست که از چیزهای مباح و حلال دست بردارد و از آن بهره نبرد، بلکه نصیب خود را  از طیبات دنیا می‌گیرد و مسرور و شاد زندگی می کند و از آسایش و آرامشی که خداوند نصیب  او کرده بهره مند می‌شود.

در آیات و روایات بیان شده که تفریحات سالم هرگز خلاف بندگی و مسلمانی نیست و حتی پیامبر(ص) با امیرمومنان علی(ع) به گردش می رفت و در بوستان به سیاحت و تفریح می‌پرداختند و با هم مزاح می کردند که داستان خوردن رطب و هسته آن بسیار معروف و مشهور است.»(الخزائن، ملا احمد نراقي به نقل از: 1001 داستان از زندگاني امام علي(ع)، محمّد رضا رمزي اوحدي، انتشارات سعيد نوين )

امام‌رضا(ع)به مسئله تفریحات سالم اشاره کرده و فرموده است: براى خودتـان بهره اى از دنيـا قرار دهـيد، به اينكه خواسته هاى دل را از حلال به آن بدهيد، تا حدّى كه مروّت را از بين نبرد و اسراف در آن نباشد، و بدين وسيله، بر كارهاى دين، كمك بجوييد. (فقه الرضا، ص 337)
 
 درسهایی از سبک زندگی امام‌رضا(ع)
احـترام به والدین
در سبک زندگی اسلامی بر احترام به والدین و احسان و نیکی به آنان بویژه در کهنسالی تاکید شده و اینکه فرزند بی چشمداشتی باید خدمت رسانی کند و غرولند را کنار بگذارد و منتی بر کارش نگذارد.(بقره، آیه 83؛ نساء، آیه 36؛ انعام، آیه 151، اسراء، آیه 23)

احترام به والدین از واجبات اسلامی است. در سبک زندگی اسلامی خود فرزند باید مسئولیت کارهای والدین را به عهده بگیرد و این گونه نباشد که آنان را از محبت و مودت خویش محروم کرده و آنان را تنها گذاشته و فقط گهگاهی به آنان سر بزند.

امام‌رضا(ع) درباره تکریم و احترام به پدر می‌فرماید:  بر تو باد كه از پدر، فرمانبردارى كنى، به او نيكى كنى، در برابرش فروتنى و كرنش و بزرگداشت و احترام داشته باشى و صدايت را در حضور او پائين بياورى. (فقه الرضا، ص 334)

آن حضرت در همین راستا صـله رحِم را مورد تاکید قرار می‌دهد و آن را یکی از موجبات افزایش عمر دانسته و می فرماید: گـاهى كسى صـله رحـم مى كنـد، در حالى كه از عمرش سه سال باقى است. خـداونـد (بـه خـاطر ايـن عمـل) باقى مانده عمر او را سى سال مى كند و خــدا آنچـه بخـواهد مى‌كنـد. (اصول كافى، ج 2، ص 150)

البته ایشان حد و  مـرز اطاعت والـدين را نیز مشخص کرده است؛ چنانکه در نوشته امام به مأمون آمده است: بِرُّ الْوالِدَيْنِ واجِبٌ وَاِنْ كانا مُشْرِكَيْنِ وَ لا طاعَةَ لَهُما فى مـَعْصِيَةِ الْخـالِقِ؛ نيكى به پدر و مادر واجب است، هرچند مشرك باشند، ولى در راه معصيت آفريدگار، اطاعتى از آن دو نيست. (بحار الانوار، ج 71، ص 72)

معاشرت و برخـورد با مـردم
در سبک زندگی اسلامی بر چگونگی تعامل با مردم و معاشرت با آنان توجه خاص شده و روابط میان هر شخصی با دیگران در ابعاد گوناگون اجتماعی بر اساس نقش ها تبیین و تشریح شده است. این گونه است که به هر کسی می آموزد در نقش پدر و پسر و همسر و دوست و مانند آن چگونه رفتاری در پیش گیرد که بهترین ها باشد.

 به عنوان نمونه امام‌رضا(ع) درباره تعامل با دیگران در جایگاه نقش های گوناگون می فرماید:  با حاكم، با احتياط همنشينى كن، با دوسـت، هـمراه با تواضـع، با دشمن، همراه با هشيارى و پرهيز و با عمـوم مـردم با خوشـرويى. (بحار الانوار، ج 75، ص 355)

انسان مومن نباید در راستای ريـاست طلبى بر مردم تلاش کند بلکه خود را خدمتگزار مردم دانسته و در خدمت باشد. نگاه مسلمان نسبت به دیگران این گونه است.  معمر بن خلاّد، نزد آن حضرت از مردى ياد كرد و گفت او رياست طلب است. حضرت فرمود:  وجود  دو گرگ درنده در گله بى چوپان، به اندازه رياست طلبى در دين يك مسلمان زيانبار نيست! (اصول كافى، ج 2، ص 297)

ایشان درباره يـارى ناتـوان نیز فرموده است: عَوْنُكَ لِلضَّعيفِ مِنْ اَفْضَلِ الصَّدَقَةِ؛ از بهـترين نـوع صـدقـه، يارى كردن تو نسبت به ناتوان است. (تحف العقول، ص 446)

البته انسان باید توجه بیشتری نسبت به ضعیف و ناتوان داشته باشد نه آنکه توجهش به دارا و قدرتمند باشد؛ زیرا این نوعی بی عدالتی است که باید در قیامت پاسخ گوی آن رفتارش باشد. امام‌رضا(ع) فرمود:  هركس مسلمان تهيدستى را ديدار كند و به او سلام دهد، اما متفاوت با سلامى كه به ثروتمندان مى دهد، روز قيامت، خداوند را ديدار مى كند، در حالى كه خدا بر او خشمگين است. (عيون اخبار الرضا(ع)، ج 2، ص 57)

پس انسان تا می تواند باید دستگیر نیازمندان از هر قشر و طائفه ای باشد و کوتاهی نکند.  در همین راستا امام‌رضا(ع) در بیانی دیگر درباره كمـك به ديـگران می فرماید: كسى كه گِره از كار مؤمنى بگشايد و شادش كند، خداوند هم در روز قيامت، كارِ بسته او را مى گشايد. (اصول كافى، ج 2، ص 200)

انسان باید مواظب این مطلب باشد که هـمدلى و هـمراهى حتی با نیت، شدنی است و این گونه نیست که حتما خودش کاری را انجام دهد بلکه اگر کسی کار خوب و یا بدی انجام دهد و بدان راضی باشد خودش نیز همان گونه خواهد بود و آثار خوب و بد آن کار به او نیز می رسد ، چنانکه از قوم صالح تنها یکی از اشقیاء ناقه را پی کرده و کشت ولی چون همه راضی به آن بودند خداوند همه را عذاب کرد. بنابراین مواظب باشیم که همراهی ما با دیگران در هر کاری با همدلی نیز تحقق می یابد؛ امام‌رضا(ع) فرموده است: مَنْ غابَ عَنْ اَمْرٍ فَرَضِىَ بِهِ كانَ كَـمَنْ شَهِـدَهُ وَ اَتـاهُ؛   كسى كه از صحنه كارى غايب باشد، اما به آن كار (چه نيك و چه بد) راضى باشد، همچون كسى است كه در صحنه عمل حاضر بوده و آن را انجـام داده اسـت. (توحيد، صدوق، ص 392)
 
درسهایی از سبک زندگی امام‌رضا(ع) 
 برای دانلود اینفوگرافی با کیفیت بالا اینجا کلیک کنید
 
از نظر امام‌رضا(ع) در عمل اجتماعی، سـودمندترين پرهـيزگارى ترک اذیت و آزار دیگران به ویژه مومنان است. از امام‌رضا(ع) روايت شده است: بدان كه هيچ ورع و پرهيزگارى، سودمندتر از پرهيز از حرامهاى خدا و اجتناب از اذيّت مؤمن نيست. (فقه الرضا(ع)، ص 356.)

باید با مردم خوب تا کرد و کاری نکرد که مردم از مرگ ما آسوده شوند. امام‌رضا(ع) هنگام عيادت از يكى از اصحابش فرمود: مردم دو دسته‌اند: يكى آنكه با مـرگ، آسـوده مى شود. ديگرى آنكه مردم با مرگش از دست او آسوده مى‌شوند. (مسند الامام الرضا(ع)، ج 1، ص 263)

عـمل صالح؛ عامل نجـات
از نظر اسلام نیت خوب و عمل صالح است که انسان را بالا می برد(فاطر، آیه 10) هر چند که اموری دیگر چون محبت و مودت اهل بیت‌(ع) نیز نقش دارد که خود بخشی از عمل صالح و ایمان واقعی است . اما انسان باید مواظب باشد که بدون عمل صالح و یا تنها بسنده کردن به محبت اهل بیت نمی تواند کارساز باشد. امام‌رضا(ع) به شیعیان هشدار می دهد و می فرماید: لاتَدَعُوا الْعَمَلَ الصّالِحَ وَ الإجْتِهادَ فى الْعِبادَةِ، اتِّكالاً عَلى حُبِّ آلِ محمّدٍ عليهم السلام؛ كار شايسته و كوشش در پرستش و عبادت را، تنها به اعتماد و پشت گرمىِ محبّت آل محمّد رها نكنيد. (فقه الرضا(ع)، ص 339)

اگر بخواهیم داستان چنین افرادی را تمثیل وار بیان کنیم باید گفت چنین اشخاصی مثل کسی هستند که گوشه ای نشسته و می خواهند خرما به دهانشان بیاید؛ در حالی که خداوند حتی به حضرت مریم(س) فرمان می‌دهد که یک تکانی به خودش دهد و درخت خرما را بتکاند تا رطب تازه بریزد و از آن بهره مند شود. یعنی تنها به اتکای دعا نباشد بلکه تلاشی هم داشته باشد.(مریم، آیه 25)

امام‌رضا(ع) نیز می فرماید: مَنْ سَأَلَ اللّهَ التَّوفيقَ وَ لَمْ يَجْتَهِدْ، فَقـَدِاسْتـَهْزَءَ بِنـَفْسِهِ؛ هركس از خداوند، توفيق بطلبد ولى تلاش نكند، او خـود را مسـخره كـرده اسـت. (مسند الامام الرضا(ع)، ج 1، ص 283)

امر به معروف و نهى از منكر
از دیگر اعمال اجتماعی هر مسلمانی امر به معروف و نهی از منکر است و گرنه اگر سکوت کند همانند اصحاب السبت جزو زشت کاران شمرده و مجازات می شود و اگر همدلی کند که دیگر همراهی آن یقینی است چنانکه گذشت.

خداوند قـرآن را به عنوان راه هـدايت فرستاده و ما باید از آموزه های آن درس بگیریم و راه دیگر را نرویم که گمراه می شویم.  ريّان بن صلت مى گويد: از حضرت رضا(ع) پرسيدم: اى پسر پيامبر! درباره قرآن چه مى فرمايى؟ فرمود:  قـرآن كلام خــداست، از آن فـراتر نـرويـد و هدايت را در غير قرآن مجوييد كه گمراه مى‌شويد. (مسند الامام الرضا(ع)، ج 1، ص 308)

همین قرآن به ما می آموزد که امر به معروف و نهی از منکر و توصیه دیگران به حق و صبر در راه حق در کنار عمل صالح و نیت خیر تنها راه رهایی از خسران ابدی انسان است.(سوره عصر) پس باید همواره این مسئله را در نظر داشته باشیم. اگر این گونه رفتار نکنیم آثار زیانباری در دنیا و آخرت گریبانگیر ما خواهد شد.

امام‌رضا(ع) در این باره هشدار داده و می‌فرماید: حتـما امر به معروف و نهى از منكر كنيد، وگرنه اشرارتان بر شما مسلّط و حاكم مى‌شوند، آنـگاه خوبانتـان هم دعـا مى كنند، امّا دعـايشان مستجـاب نمى شـود. (وسائل الشيعه، ج 11، ص 394)

اصولا بسیاری از بلایا و گرفتاری های ما به سبب همین ترک امر به معروف و نهی از منکر است؛ زیرا دنیا جایی است که عـمل‌ها در همین دنیا عكس العـمل‌هایی را به دنبال دارد. از جمله از امام‌رضا(ع) روايت شده است که فرمود: هرگاه زمامداران دروغ بگويند، خشكسالى مى‌شود. هرگاه حاكم، ستم كند، حـكومت سست مى‌شود. و هرگاه زكات نپـردازند، چهـارپايان مى مـيرند. (امالى، شيخ مفيد، ص 310)

گاهی بی توجهی به امری کوچک زمینه را برای کارهای بد و زشت بزرگ فراهم می‌آورد، حتی می‌توان گفت ريشـه گنـاهان بزرگ نایده گرفتن برخی از کارهای کوچکی است که مرتکب می شویم و یا می بینیم و سکوت می کنیم. امام‌رضا(ع) فرمود: گناهان كوچك، راهى به سوى گناهان كبيره است. هر كس كـه در گنـاهان كوچـك از خــدا نترسـد، در مورد گناهان بزرگ و بسيار هم از او نمى ترسد. (مسند الامام الرضا، ج 1، ص 290)

از نظر آموزه های اسلامی هر گـناه نـو، بـلاى نـو را به دنبال می آورد. عباس بن هلال شامى می‌گوید شنيدم امام‌رضا(ع) مى‌فرمود: هـرگاه كه بندگان، گناهان تازه پـديد آورنـد كه قبلاً مرتكب نمى شدند، خداوند بلاى تازه اى برايشان پيش مى آورد كه قبلاً نمى شناختند. (وسائل الشيعه، ج 11، ص 240)

حـلال خـورى و بخشندگی
انسان مومن باید حلال خور و بخشنده باشد. هم خود از نعمت های الهی بهره گیرد و هم به دیگران بدهد و خیرات و انفاق داشته باشد.

حلال خوری در همین دنیا آثار و برکاتی دارد که از جمله آن چیزی است که امام‌رضا(ع) فرموده است:  كسى كه به مال حلال اندك، راضى شود، مخارجش سبك مى شود، خانواده‌اش برخوردار مى گردند، خداوند او را به درد و درمان دنيا بينا مى كند و ا و را سالم و بى گناه از دنيا به دارالسلام بهشت بيرون مى برد.(مسند الامام الرضا(ع)، ج 1، ص 269)

همچنین حلال خور باید بخشنده باشد؛ چرا که بخشندگی جزو اصول اسلام است که خداوند در ایات قرآن از جمله آیه 3 سوره بقره انفاق را در کنار عبادت خویش قرار داده است. پس مومن همواره باید سخاوتمند بوده و از بخل پرهیز کند؛ زیرا بخيل از زندگی اش خیر نمی‌بیند.  امام‌رضا فرمود:  بخشنده و سخاوتمند، از غذاى مردم مى خورد، تـا از غـذايش بخـورنـد، ولى بخيل از غذاى ديگران نمى خورد، تـا از غـذاى او نخورنـد.( مسند الامام الرضا(ع)، ج 1، ص 295)
 

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 12 آذر 1395  | 11:03 AM | نویسنده : حمدالله مرادی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید