ویژگی زیارت امام رضا(ع)
حجت الاسلام انصاریان در مورد فضائل زیارت امام رضا(ع) گفت: ما کتابی داریم به نام کامل الزیارات که روایات آن از منظر مراجع و بزرگان جز معتبرترین روایات است. بعضی از علمای بزرگ علم رجال قائل به این معنا هستند که روایاتی که ابن قولویه نقل می کند نیازمند به بررسی سندی نیست. وقتی روایات را نگاه می کنیم می بینیم که دو مقوله است که در مجموعه این روایات خیلی مورد تاکید قرار گرفته است. یکی اشک بر سیدالشهداست و دیگری زیارت حضرت رضا(ع) است.
وی ادامه داد: با همه تاکیدی که بر زیارت سیدالشهدا وجود دارد می بینیم که معصوم یک نگاه خاصی به زیارت امام هشتم دارد. در نهایت این نتیجه را می توانیم بگیریم که اشک بر حضرت سیدالشهدا و زیارت امام رضا هر کدام ویژگی خاصی نزد معصوم دارد.
زیارتی که بهره آن از همه زیارات بالاتر است
وی گفت: یکی از اصحاب حضرت جواد(ع) می گوید من خدمت حضرت مشرف شدم و عرض کردم من مدینه رفتم و جدتان را زیارت کردم، زیارت مادرتان را قرائت کردم، ائمه بقیع را زیارت کردم و بعد به عراق آمدم و موسی ابن جعفر را زیارت کردم و اکنون به خدمت شما آمده ام. امام جواد(ع) او را تشویق کردند و بهره های این زیارات را برای او شمردند و بعد فرمودند می خواهی به زیارتی تو را راهنمایی کنم که ثواب آن زیارت در پیشگاه الهی به تنهایی از همه این زیارت هایی که انجام دادی بالاتر است؟ راوی با تعجب پرسید زیارت چه کسی؟ حضرت فرمود اگر به طوس می رفتی و قبر پدرم را زیارت می کردی اینچنین خدا اراده کرده است که ثواب زیارت او مافوق همه زیارت هاست.

زیارت امام رضا(ع) از اسرار الهی است
شیخ امیر انصاریان گفت: بحث زیارت هر یک از ائمه جای خود را دارد ما روایت داریم که زائر هر قدمی که به سوی کربلا بر می دارد ثواب ۹۰ عمره مقبول و ۹۰ حج مقبول را دارد. اما این از اسرار الهی است که زیارت امام هشتم بهره و ثوابی مافوق تمام این زیارت ها دارد کمااینکه اشک بر سیدالشهدا بهره ای متفاوت از اشک بر دیگر ائمه دارد.
زیارت باید توام با معرفت باشد
وی ادامه داد: نکته ای که در روایات زیارت امام هشتم مورد تاکید اهل بیت است این است که می فرمایند «من زاره عافاً بحقه» یعنی کسی که امام هشتم را زیارت می کند در حالی که معرفت به امامت و ولایت کلیه مطلقه الهیه آن حضرت دارد. یعنی آن ثواب کامل و بهره جامع نصیب کسی می شود که زیارتش توام با معرفت باشد.
معرفت کامل نسبت به مقام ولایت الهی برای هر کسی حاصل نمی شود و هر انسان به نسبت ظرفیت وجودی خودش و تلاش اش می تواند معرفتی را کسب بکند
وی گفت: معرفت کامل نسبت به مقام ولایت الهی برای هر کسی حاصل نمی شود و هر انسان به نسبت ظرفیت وجودی خودش و تلاش اش می تواند معرفتی را کسب بکند.
شیخ امیر انصاریان اظهار داشت: وقتی امیرالمومنین در بستر شهادت پس از ضربت خوردن افتاده بودند حالی برای ملاقات نداشتند و به امام مجتبی فرمودند کسی برای ملاقات نیاید. ولی اصبغ ابن نباته آنقدر پشت در منتظر ماند که امام مجتبی به او گفت من به تو امر کردم که بروی چرا امر من را اطاعت نکردی؟ می دانی اگر کسی امر امام را اطاعت نکند از دین خارج می شود؟ اصبغ گفت ولو این مسئله برایم اتفاق بیفتد نخواهم رفت تا اینکه امیرالمومنین را زیارت کنم. امام مجتبی داخل منزل شدند و مطلب را به امیرالمومنین انتقال دادند. امیرالمومنین در حالی که منقلب شدند فرمودند عشق و وابستگی او به من نمی گذارد از دم در برود و اجازه ملاقات دادند. لذا میزان معرفت به حدی بود که همه وجودش مجذوب امیرالمومنین شده بود. این روایت به لحاظ عرفانی خیلی جای بحث دارد. هر کسی یک ظرفیتی دارد و به اندازه ظرف وجودی خودمان اگر با معرفت هر یک از معصومین را زیارت کنیم با زیارتی که بدون معرفت باشد متفاوت است.
عارفاً بحقه شناخت ولایت کلیه ای است که اهل بیت بر همه عالم دارند
وی ادامه داد: معنایی که از «عارفاً بحقه» به دست می آید همان شناخت ولایت کلیه ای است که اهل بیت بر همه عالم دارند. ولایت آنها سیطره بر همه موجودات دارد یعنی صاحب ولایت تکوینی و تشریعی هستند باید مقام امامت و عصمت و اینکه اهل بیت تجلی اوصاف و اسما الهی هستند و علم آنها متصل به علم الله است، درک شود. نه اینکه انسان صرفا این را بداند بلکه عارفاً بحقه یعنی این موضوعات در باطن وجود انسان تبدیل به باور و یقین شود.
امام رضا در مورد زیارت خودشان فرمودند که اگر کسی خالصاً و با معرفت به زیارت بیاید، بر می گردد از خراسان در حالی که «غفرالله ذنوبه» گناهانی که بین خودش و پروردگار بوده بخشیده می شود
وی گفت: امام رضا در مورد زیارت خودشان فرمودند که اگر کسی خالصاً و با معرفت به زیارت بیاید، بر می گردد از خراسان در حالی که «غفرالله ذنوبه» گناهانی که بین خودش و پروردگار بوده بخشیده می شود. در کتاب عیون اخبار رضا هست که حضرت فرمود هر کس به زیارت من بیاید من سه جا به بازدید او خواهم رفت. یکی لحظه ای که ملک الموت می آید و جانش را می گیرد، جای دوم وقتی او را در قبر قرار می دهند و محل سوم روز قیامت در مقام شفاعت من حاضر می شوم و زائرم را شفاعت می کنم.
این کارشناس دینی افزود: مسئله ای را از پیامبر داریم که از دو نفر تعبیر به پاره تن کردند. یکی در مورد صدیقه طاره که فرمود «فاطمه بضعه منی» و دیگری در مورد امام رضا که فرمود «ستدفن بضعه منی بالارض طوس» یعنی روزگاری بر سرزمین خراسان می گذرد که پاره ای از تن من را در آنجا دفن می کنند. پیامبر در فضائل و عظمت امام هشتم این مطلب را بیان کردند که تعبیر قابل توجهی است.
برکات حضور امام رضا در ایران
شیخ امیر انصاریان گفت: هر چند بخش هایی از ایران قبل از حضور امام هشتم گرایش علوی و شیعی داشتند اما گرایش عموم مردم به فرهنگ اهل بیت و تشیع مدیون و مرهون حضور امام هشتم در ایران است. مامون می خواست امام را کنترل کند و به خیال خودش فضای حرکت امام را محدود کند اما برای قرن ها حرکت شیعی و علوی را گسترش داد. او اراده سو داشت اما برکات وجودی حضور امام در ایران باعث شد که سنگ بنای فرهنگ شیعی گذاشته شود. این مقوله را از چند زاویه باید نگاه کرد اول اینکه عده ای از اصحاب حضرت همراه ایشان به ایران می آیند. دوم اینکه نوادگان ائمه پس از هجرت امام رضا برای بودن در محضر امام هشتم یا زندگی در سایه ایشان در شهرهای مختلف ایران پخش شدند و باعث تبلیغ تشیع شدند.
وی ادامه داد: باز شدن فضا برای اندیشه های متعالی و نورانی مکتب اهل بیت برای امام هشتم در ایران فصل طلایی اثرگذاری فرهنگ اهل بیت بر مردم و تبیین معارف است. تا آنجا که امام بخش مهمی از آیات قرآن کریم تفسیر کردند و یا مباحثی را در علم کلام و اخلاق و سبک زندگی شیعی و... بیان کردند. این گنجینه عظیم برای فرهنگ اهل بیت باعث توسعه آن در ایران و کشورهای همسایه شد. امام هشتم در مدتی که در ایران بودند با نگاهی علمی به بیان موضوعات مختلف معارف پرداختند و کانه وجود ایشان یک فرهنگ سازی بر اساس اندیشه های علوی بود.
هر چند بخش هایی از ایران قبل از حضور امام هشتم گرایش علوی و شیعی داشتند اما گرایش عموم مردم به فرهنگ اهل بیت و تشیع مدیون و مرهون حضور امام هشتم در ایران است
این کارشناس دینی گفت: لقب عالم آل محمد نیز از این حیث به حضرت منسوب شد که نگاه عقلی امام رضا به موضوعاتی مثل توحید و نبوت و معاد و موضوع امامت مانند روایت پرقیمت عبدالعزیر ابن مسلم از امام هشتم که کلینی نقل می کند به تبیین جایگاه امام بر اساس آیات قرآن و نگاه عقلی به لزوم وجود امام و اثبات استدلالی در بحث امامت می پردازد که همه باعث استحکام مبانی علمی شد.
وی افزود: لقب عالم آل محمد در کلام اهل بیت هم آمده است و امام کاظم(ع) و امام صادق(ع) این لقب را به فرزندشان دادند که این امر در کتاب الصراط المستقیم آمده است.
وی گفت: مردم ایران باید قدرشناس نعمت عظیم وجود مبارک امام هشتم در این کشور باشند. خراسان پایتخت معنوی ایران است که سایه رحمت امام رضا بر این کشور مشهود است.
خاطره ای از موسس حوزه علمیه قم در مورد زیارت امام رضا(ع)
شیخ امیر انصاریان در پایان اظهار داشت: آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری موسس حوزه علمیه قم، بسیار به زیارت امام رضا(ع) می رفتند و خیلی اوقات وقتی درس خارج ایشان در قم تمام می شد روز چهارشنبه با اتوبوس به مشهد مشرف می شدند و نزدیک ۲۰ ساعت در راه بودند و پنجشنبه زیارت می کردند و برای اینکه دوباره سر درس باشند بلافاصله باز می گشتند. یکی از فرزندان این خاندان می گفتند که وقتی ایشان از دنیا رفت من در شب چهلم وی در عالم رویا آیت الله حائری را دیدم و عرض کردم روایت داریم هر کس زیارت امام هشتم رود امام به بازدید او می آید، آیا حضرت آمدند؟ ایشان فرمودند نه فقط وقت جان دادن و قبر به داد من رسیدند بلکه به تعداد دفعاتی که ایشان را زیارت کردم تا الان به بازدید من آمدند. کیفیت این بازدید در عالم برزخ چگونه است، ما مطلع نیستیم اما این بیانگر کرامت و عنایت اهل بیت است.

امام رضا و ادیان و مذاهب
حجت الاسلام حسینی قمی در مورد فعالیت های علمی امام رضا(ع) گفت: در قرآن صدها آیه وجود دارد که مردم را به تفکر و تدبر و تعقل در آیات الهی دعوت کرده است. دوران حیات نورانی امام رضا و فرصتی که حضرت در خراسان پیدا کردند فرصت ارزشمندی برای گسترش علوم دینی بود. امام رضا در مدینه یک حوزه علمی با ۳۱۳ شاگرد تشکیل دادند و اسامی آنها در کتب حدیثی ما هست. در خراسان با توجه به عنوان ولایتعهدی، حضرت فرصتی برای مناظرات داشتند که بیش از ده مناظره بسیار مهم با سران ادیان و مذاهب مختلف برگزار کردند. امروز به عنوان مثال مناظراتی که از ائمه در کتاب احتجاج مرحوم طبرسی آمده بیشترین مناظره ها، بعد از رسول خدا، امیرالمومنین، امام باقر و امام صادق، مناظره هایی است که از امام رضا به یادگار ماده است.
وی افزود: بیشترین روایات در موضوع توحید در کتاب کافی مرحوم کلینی بعد از امام باقر و امام صادق از امام رضا(ع) روایت شده است. در مسائل کلام و موضوع امامت نزدیک به پانصد حدیث از امام رضا(ع) داریم. در روایتی که شاید مفصل ترین حدیث در مورد امامت باشد، هفتاد ویژگی برای امام ذکر شده است.
وی ادامه داد: امام رضا رساله ای دارند بعه نام رساله ذهبیه در علوم پزشکی و طب که به قدری این رساله با عظمت است که مامون گفت باید این رساله را با طلا نوشت که به نام ذهبیه معروف شد.
فرقه های دوران امام رضا(ع)
دوران امام رضا(ع) دوران پیدایش مذاهب مختلفی است،از جمله مشبهه مجسمه، مجبره، واقفیه، غلات و... به وجود آمدند
حسینی قمی گفت: دوران امام رضا(ع) دوران پیدایش مذاهب مختلفی است،از جمله مشبهه مجسمه، مجبره، واقفیه، غلات و... به وجود آمدند. مشبهه کسانی هستند که خدا را جسم و شبیه مخلوق می دانند. امام در برابر این طرز تفکر ایستادند و مطالبی فراوانی در این خصوص دارند. کتابی به نام سیری در صحیحین وجود دارد که به این امر می پردازد که کسانی که از مکتب اهل بیت فاصله گرفتند خدا را چگونه توصیف کرده اند.
وی ادامه داد: برای خدا موی مجعد و جسم قائل می شدند و می گفتند خدا با جسم، شب های جمعه از آسمان هفتم نازل می شود! ابن تیمیه بالای منبر بود و از منبر پایین می آمد و می گفت همین طور که من پایین آمدم خدا هم همینگونه نزول دارد!
وی گفت: حضرت عبدالعظیم حسنی از امام رضا(ع) نقل می کند که کسی در محضر امام عرض کرد برای ما اینگونه نقل کرده اند که خدا شب های جمعه به آسمان دنیا نزول می کند، حضرت فرمود به خدا قسم پیامبر اینگونه نگفته است و فرموده خداوند فرشته ای را به آسمان دنیا نازل و بندگان را به عبادت دعوت می کند.
این کارشناس دینی گفت: گروه دوم مجبره بودند که معتقد بودند انسان ها در اعمال خود مجبورند. مروج این تفکر بیشتر خلفای بنی امیه و بنی عباس بودند تا بتوانند بر گرده مردم سوار شوند. مامون و هارون و... برای اینکه حکومت خود را توجیه کنند و مردم را در برابر خود ساکت کنند می گفتند خدا به ما عزت داده و خدا اینگونه خواسته است. یکی از مبارزات امام رضا مبارزه با این چنین تفکراتی بود.
وی افزود: گروه دیگر مذهب واقفیه است. واقفیه به کسانی می گویند که بعد از شهادت امام کاظم(ع) امامت امام رضا را نپذیرفتند و گفتند امامت به پایان رسیده است. سوال این است که چه شد در تاریخ مذهبی به نام واقفیه پدید آمد؟ خود همین کسانی که این مذهب را تاسیس کردند خودشان از امام کاظم(ع) روایت نقل کردند که امام بعد از من امام رضاست ولی چرا به اینجا کشیده شدند؟
حسینی قمی گفت: روسای واقفیه را می توان سه نفر معرفی کرد. اینها خود وکلای موسی ابن جعفر بودند. مبالغ زیادی امانت دست اینها بود و وقتی امام کاظم به شهادت رسیدند، امام رضا پیغام دادند که آن پول هایی که به امانت دشت شماست برگردانید. هفتاد هزار دینار به دست زیاد ابن مروان بود، سی هزار دینار نزد علی ابن ابی حمزه و مبالغ فراونی نزد عثمان ابن عیسی رواسی بود و برای اینکه این پول ها را به امام رضا ندهند، امامت امام رضا را منکر شدند و مذهب واقفیه را تشکیل دادند و گفتند امامت تمام شده است.
وی ادامه داد: اگر انسان گناه روی گناه گذاشت و حرامخواری کرد قرآن می فرماید انتهای این خط و پایان حرامخواری و گناه تکذیب آیات الهی است. در حالات همین واقفی ها نوشته شده که پایان آنها با کفر «مات زندیقا» همراه بود.
این کارشناس دینی گفت: هشام ابن ابراهیم که در حالات او می نویسند نایب و وکیل تام الاختیار امام رضا در خراسان بوده است که امام کارهای حضرت توسط او انجام می شده است، پس از آنکه امام رضا به خراسان آمد، هشام دید جمعیتی که تا دیروز گرد وی بودند پراکنده شدند و به گرد امام رضا هستند. همین فرد پیش وزیر مامون رفت و گفت من از همه بهتر اطلاع دارم چه کسانی با حضرت ارتباط دارند و حاضرم برای شما جاسوسی کنم. وکیل تام الاختیار امام رضا، جاسوس مامون شد. لذا مال دنیا با افراد اینگونه می کند.
وی در پایان گفت: یکی از مذاهبی که امام رضا با آنها برخورد کرد، غلات هستند. غلات کسانی اند که در مورد ائمه غلو می کنند یعنی ائمه را از مقام بندگی و عبودیت بالاتر می برند. امام رضا فرمود عده ای از مخالفین ما روایت هایی جعل کردند که یک عده آن غلو است، یک مقدار کوتاهی در مورد ماست و یک عده این است که آن جا که باید تقیه کنند این کار را نمی کنند.
امام رضا فرمود آنها که درباره ما غلو می کنند، کسی که اینها را می شنود می گوید شیعیان ما کافرند. مقامات اهل بیت کم نیست و همان مقامات باید عنوان شود. ما در مورد فضائل اهل بیت هر چه بگوییم کم گفته ایم. خود ائمه همه پرده ها را کنار نزدند و همه حقایق را نگفتند و ملاحظه می کردند. امیرالمومنین می فرماید به خدا قسم اگر می خواستم در مورد آغاز و پایان و کارهایی که در زندگی کرده اید، سخن بگویم، می دانم و می توانم بگویم اما می ترسم مقام مرا از پیامبر بالاتر ببرید. خود اهل بیت ملاحظاتی می کردند. لذا ما اجازه نداریم حتی برخی از حقایق را بگوییم چه برسد به اینکه غلو کنیم.
ادامه مطلب
مدینه و جهان اسلام در سوگ پیامبر رحمت و مهربانی نشسته است، اما عدهای در سقیفه بنیساعده با کنار گذاشتن خواست خدا و پیامبرش، یعنی با کنار گذاشتن خلیفه و جانشین بر حق پیامبر(ص) چهره تاریخ و مسیر و حرکت انسانیت را از مدار حق دگرگون ساختند.
انصار در سقیفه بنىساعده گرد آمده و «سعد بن عباده» که در آن زمان بیمار بود را آورده بودند تا حکومت بعد از پیامبر(ص) را به او بسپارند. خبر رسید که انصار در سقیفه بنىساعده گرد آمده و بر سر تعیین خلیفه در حال گفتوگو هستند، خلفای اول و دوم و ابوعبیده جراح شتابان خود را به آنجا رساندند و این در حالى بود که پیرامون پیکر رسول خدا(ص) فقط نزدیکان او یعنى على(ع) و عباس و اسامه بن زید و برخى دیگر حلقه زده و به غسل و کفن حضرت مشغول بودند.
سعد از سابقه انصار سخن به میان آورد، آنگاه خلیفه اول برخاست و از سابقه مهاجران سخن به میان آورد و گفت: «مهاجران، دوستان و از بستگان رسول خدا(ص) بوده و از هر کس دیگر، در به دستگرفتن زمام حکومت بعد از او سزاوارترند و به جز ستمگر در ادعاى چنین حقى با آنها درگیر نخواهد شد».
صحیح بخاری از قول خلیفه دوم، ماجرا را چنین روایت میکند: «بگو مگو و سر و صدا از هر طرف برخاست و چنددستگی و اختلاف به شدّت ظاهر شد، من از این موقعیت استفاده کردم و به ابوبکر گفتم که دستت را دراز کن تا با تو بیعت کنم. او هم دستش را پیش آورد و من با او بیعت کردم. پس از اینکه از کار بیعت با ابوبکر فراغت یافتیم، به سوی سعد بن عباده هجوم بردیم...».
جمعى از مهاجران و انصار افزون بر بنى هاشم، به على بن ابیطالب(ع) گرایش یافته و درصدد برآمدند نتیجه سقیفه را تغییر دهند. اینان عبارت بودند از «عباس بن عبدالمطلب»، «فضل بن عباس»، «زبیر بن عوام»، «خالد بن سعید»، «مقداد بن عمرو»، «سلمان فارسى»، «ابوذر غفارى»، «عمار یاسر»، «براء بن عازب» و «ابى بن کعب». خلفای اول و دوم تصمیم گرفتند براى در هم شکستن جبهه معارض، نزد عباس رفته و ضمن گفتوگو با او باب تطمیع را بگشایند، ولى او شدیداً اعتراض خود را به آن دو بیان کرد.
از جمله اینکه گفت: «اگر شما به بهانه نزدیکى به پیامبر(ص) خلافت را در دست گرفتهاید، که حق ما را ستاندهاید و اگر با رأى مؤمنان چنین کردید، ماهم جزو آنانیم. و اینکه مىگویى سهمى از خلافت از آن ما باشد، اگر این حق از آن مؤمنان است که تو را نرسد در آن حکم کنى و اگر حق ما است، به بخشى از آن راضى نمىشویم. پیامبر(ص) از درختى است که ما شاخههاى آنیم و شما همسایگان آن».
این در حالی است که ما با قاطعیت تحدی میکنیم که بر مشروعیت خلافت خلفای سه گانه، هیچ دلیلی از قرآن و سنت صحیح رسول خدا(ص) و حتی از کتابهای اهل سنت وجود ندارد؛ چنانچه به نقل از صحیح بخاری، خلیفه دوم در زمان احتضارش گفت: «اگر جانشین انتخاب کنم، کاری کردهام که کسیکه از من بهتر بود، یعنی یعنی خلیفه اول انجام داده است. و اگر ترک کنم به درستی که کاری کردهام که کسیکه بهتر از من بود، یعنی رسول خدا (ص) ترک کرده است».
تفتازانی از بزرگترین دانشمندان علم کلام اهل سنّت نیز تصریح کرده است: «هیچ نصّی (دلیل قرآنی و روائی) درباره خلافت ابوبکر وجود ندارد».
ادعای اجماع نیز باطل است. زیرا به گفته خلیفه اول، تمام انصار و نیز علی بن ابیطالب (ع) «زبیر بن عوام» و تمام طرفداران آنها با خلافت خلیفه اول مخالف بودند: «تمامی انصار با ما مخالفت کردند و در سقیفه بنی ساعده جمع شدند و نیز علی(ع) و زبیر و کسانیکه همراه آنها بودند، با ما مخالفت کردند».
بنابراین هیچ نصی و هیچ دلیل عقلانی بر خلافت و جانشینی خلیفه اول بعد از پیامبر(ص) وجود ندارد و تمام شواهد و قرائن نشان میدهد که بعد از رحلت رسول خدا غصب جانشینی حضرت، صورت گرفت که اثرات مخرب آن تا قیامت، گریبان جامعه اسلامی و تاریخ بشریت را گرفته است.
ادامه مطلب
صفت کرامت امام حسن مجتبی(ع) به قدری در دوران ایشان بروز داشت که آوازه آن تمام دیار مسلمین را فرا گرفته بود و کرامت حضرت تنها محدود به مسائل مادی نبود بلکه شامل کرامتهای علمی و معنوی میشد که در این زمینه اخبار فراوانی رسیده است.
به عنوان نمونه بر اساس روایتی ابو هارون گفت به قصد حج راه افتادیم و وارد مدینه شدیم. با خود گفتیم: ای کاش خدمت فرزند رسول خدا امام حسن مجتبی(ع) برسیم و بر او سلام کنیم، بدین جهت نزد حضرت رفتیم و درباره مسافرت و احوال خود با او سخن گفتیم. چون بیرون آمدیم ایشان برای هر یک از ما چهار صد درهم فرستاد. به فرستاده امام گفتیم: ما نیازی نداریم. او گفت: نیکی امام حسن را بر نگردانید. به نزد امام(ع) بازگشتیم و از بینیازی خود خبر دادیم. آن حضرت فرمود: احسان مرا برنگردانید ای کاش دستم بازتر بود، چرا که این مقدار برای شما کم است. من به شما توشهای میدهم و آن توشه این است که در روز عرفه خداوند متعال درمورد بندگان خود به فرشتگان مباهات میکند و میفرماید: بندگانم از هر سو نزد من آمدند تا رحمت مرا بخواهند و من شما را گواه میگیرم که نیکوکارانشان را بخشیدم و ایشان را شفیع گنهکارانشان قرار دادم. (تاریخ ابن عساکر.ص 151).
اما شخصی درباره معنای کرامت از امام حسن مجتبی(ع) به این صورت پرسید که «کرم چیست؟ فَمَا الْکَرَمُ» امام فرمود: «آغاز به بخشش پیش از درخواست کردن و اطعام دادن در وقت ضرورت و قحطى؛ قَالَ الِابْتِدَاءُ بِالْعَطِیَّةِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ وَ إِطْعَامُ الطَّعَامِ فِی الْمَحْلِ» (تحفالعقول، ص225). بر اساس این حدیث، یک عمل زمانی در دایره کرامت قرار میگیرد که دارای دو ویژگی باشد: قبل از اینکه شخص نیازمند نیازش را مطرح کند، فرد مؤمن نیازش را برطرف کند که این کار نیازمند تشخیص به موقع نیاز برادر دینی است و باعث میشود کرامت شخص نیازمند تا حدود زیادی محفوظ بماند. دیگر اینکه در زمانهایی خاص از جمله سختی معیشت به طعام دادن بپردازد. بنابراین کسی که میخواهد از جنبه کرامت شبیه به مولایش امام حسن مجتبی(ع) شود، این دو ویژگی را طبق فرمایش حضرت باید داشته باشد.
ادامه مطلب
از شدت زخمها و سوزش آفتاب به سایه دیوار پناهنده شد، صاحبان آن باغ که دو برادر به نام عُتبه و شِیبه بودند، از دور دیدند مردی را زدند و از شهر بیرون کردند و او به سایه دیوار آمد. غلامشان را به نام عِداس که جوان نصرانی بود صدا کردند که بیا این طبق انگور را پیش آن مرد غریب ببر که خیلی رنج دیده است. او طبق را برداشت و آورد؛ تا رسید، با یک نگاه به چهره نورانی پیغمبر اکرم (ص) تکان خورد و دل از کف داد.
در مقابل آن حضرت نشست و با ادب تمام گفت: از این انگور میل بفرمایید. رسول اکرم (ص) دست به سمت انگور برد و گفت: «بسم الله الرحمن الرحیم»؛ این جمله که از زبان پیامبر صادر شد، همچون شعله نوری که در فضای تاریک بدرخشد و روشن کند، قلب این جوان پاکسرشت را روشن کرد و تکان داد. جوان سؤالی کرد و جواب شنید. چند جمله کوتاه بین آن جوان و پیامبر رد و بدل شد. آن دو نفر صاحبان باغ که از دور تماشا میکردند، دیدند غلام روی خاک افتاد و بنا کرد پای آن مرد غریب را بوسیدن و خاک پایش را توتیای چشم خود قرار دادن. دیدند آنقدر پیش او خضوع میکند که تا به حال آنچنان خضوعی پیش مولاهایش نکرده است! در چند لحظه کوتاه، آن جوان چهره حقیقت دید و آیه رحمت شنید و سر به خاک اطاعت نهاد و به عزّ و شرف اسلام نایل شد.
پیامبر (ص) از جا برخاست و به راه افتاد، در حالی که خون از ساق پای مبارکش میریخت؛ اما خوشحال بود که در مقابل این زحمات توانسته است یک دانه برلیان از دل سنگهای سخت بیرون بکشد. جانی را منور به نور ایمان کند. پیامبر (ص) به راه افتاد اما این جوان تازه مسلمان از طرفی نمیتواند با او برود، چون برده صاحبان باغ است؛ از طرفی هم نمیتواند دل از محبوبش برکند و بماند! ناچار چند قدم دنبال پیامبر (ص) رفت و ایستاد همچنان از دور به قد و قامت آن حضرت مینگریست و میگریست؛ آنقدر نگاه کرد و گریه کرد تا رسولالله از چشم او دور شد و دیگر او را ندید.
گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود/ آنچنان جای گرفته است که مشکل برود
طبق را برداشت و با چهره اندوهناک و چشم گریان پیش صاحبانش آمد. در جواب آنها آهی سرد از دل پر درد کشید و گفت: من سالها دنبال گمشدهای میگشتم و به خاطر پیدا کردن او، این جایی شدم و غلام زرخرید شما شدم و کارگری پیش گرفتم؛ با اینکه من خودم کارفرما بودم و کارگران بسیار زیر دست داشتم؛ علاوه بر نعمت و ثروت و تشخصات دنیایی، در موضوعات مختلف علمی و مذهبی بحثها کردهام؛ از محافل علمی دانشمندان بهرهها بردهام؛ با راهبان و کشیشان سروکلهها زدهام؛ ولی هیچ کدام نتوانستند عطش روحیام را برطرف سازند تا اینکه در محفلی از محافل صومعهنشینان، احساس کردم مطلب محرمانهای مورد بحث است و گویا موضوع ظهور مصلحی بزرگ و نجاتبخشی آسمانی مورد صحبت است! با کنجکاوی بسیار فهمیدم چشمهای راهبان و صومعهنشینان به سمت حجاز دوخته شده و همگی انتظار طلوع آفتاب حقیقت از افق حجاز را دارند. من هم فوراً بار سفر به سمت این دیار بستم و اینجا آمدم، ولی به اینجا که رسیدم، آن را محیطی پرفساد و دزدگاهی وحشتبار دیدم. اموالم را گرفتند و خودم را به عنوان برده فروختند. چنانکه میبینید تا امروز برده زرخرید شما حساب میشوم.
ظاهرم آرام بود؛ اما دلم پرشور و پرغوغا بود. هر دم منتظر بودم کی شود که به آرزویم برسم و نورم را بیابم، امروز به آرزویم رسیدم؛ گمشدهام را یافتم. وقتی به دستور شما طبق را بردم و پیشش گذاشتم با یک نگاه به قیافه جذابش، دل از دست دادم و مجذوبش شدم! مقابلش نشستم، جملهای گفت که تا به حال از کسی در این دیار نشنیده بودم. سؤالی از من کرد که با مقدرات گذشته و حال و آیندهام بستگی داشت. بدنش شکسته و زخمی بود، اما روحش به جای دیگری متصل بود. زمزمهای داشت آنچنان جذاب و شیرین بود که به خاطر سپردم. میگفت:
«الّلهُمَّ إلیکَ أشکُو ضَعفَ قُوّتی و قِلّةَ حیلَتی وَ هَوانی عَلَى النّاس. الله یا أرحَم الرّاحِمین»؛
ای خدا و ای معبود من! فردی ضعیف و درماندهام؛ بندهای بیپناه و طرد شده از جمعیتم. تو پناه بیپناهان و فریادرس بیچارگانی. خدایا! اگر همه از من روی برگردانند و تنها تو به من روی بیاوری، باکم نیست.
اگر از چشم همه خلق بیفتم سهل است/ تو مینداز که مخذول تو را ناصر نیست
با دیدن آن قیافه و شنیدن آن سخنان پی بردم که او همان پیامبر موعود است و همان است که دنیا در انتظار مقدم اوست و لذا در مقابلش تسلیم شدم و به شرف اسلام مشرّف گشتم. با قاطعیت تمام میفرمود:
«أما و الله یا معشر القریش؛ لایأتی علیکم غیر قلیل حتّی تحبّوا ما تکرهون و تعرفوا ما تنکرون»؛
«به خدا قسم، ای گروه قریش؛ چندی نمیگذرد، مگر اینکه دوست خواهید داشت آنچه را که امروز دشمنش دارید و تصدیق خواهید کرد آنچه را که امروز منکرش هستید».
در فتح مکه، وقتی ابوسفیان دید مسلمانان قطرات آب وضوی پیامبر را میگیرند و به چشم و صورت خود میمالند به عباس گفت: برادرزادهات عجب سلطنتی به دست آورده است. عباس گفت: این نبوت است، نه سلطنت.
ادامه مطلب
ماهواره تصویربرداری «جیلین» برای اولین بار روز اربعین (یکشنبه 30 آبان 95) را سوژه عکسبرداری قرار داده که این تصاویر به طور اختصاصی در اختیار مشرق قرار گرفته است.
این تصاویر از فاصله 650 کیلومتری کره زمین گرفته شده است که در آن جمعیت متراکم در اطراف بارگاههای مطهر امام حسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل علیه السلام و خیابانهای منتهی به بینالحرمین به رنگ قرمز دیده میشود.
پیشتر در رابطه با عکسبرداری ماهوارهای از راهپیمایی جمعیت میلیونی، به راهپیمایی 22 بهمن سال 88 برمیگردد که گوگل آن را در اختیار رسانهها قرار داده بود.
ادامه مطلب
سلیم مؤذنزاده اردبیلی متولد ۱۳۱۵ یکی از پیشکسوتان مداحی ایران بود که به زبانهاي ترکی، فارسی و عربی مداحی میکرد. او در اردبیل زاده شد. پدرش شیخ عبدالکریم مؤذنزاده اردبیلی نخستین مؤذن رادیوی ایران است و برادرش رحیم مؤذنزاده اردبیلی نیز از مؤذنان اسلامی است.

موذنزاده بهطور متوسط روزانه پنج ساعت از عمر خود را صرف مداحی کرده بود و بیش از دو هزار عنوان نوار کاست مربوط به برنامههای او از زمان پیدایش ضبط صوت تاکنون به زبانهای ترکی، فارسی و عربی موجود است.




ادامه مطلب
کاروان 40 نفره هنرمندان صبح سهشنبه از فرودگاه امام خمینی (ره) راهی کربلا شد تا در مراسم بزرگ پیاده روی اربعین حضور بههم رساند. در این کاروان علاوه بر بازیگران، تهیه کنندگان، نویسندگان و کارگردانان، برخی از مدیران فرهنگی سینما و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز حضور داشتند.امام حسین (ع) مایه وحدت است
پر از احساس شعف هستم
وی درباره حال و هوای کنونی خود بعد از سفر کربلا عنوان کرد: وقتی یک زائر از چنین سفر معنوی برمیگردد پر از شور و شعف برای حرف زدن از آن مکان و انتقال آن به خانواده، دوستان و اطرافیان است و دوست دارد اتفاقات متعدد آن را بازگو و منتقل کند. در حال حاضر من هم پر از شور و شعف از این سفر هستم، دوست دارم به گفتوگو بنشینم و احساساتم و اتفاقات آن را به مردم منتقل کنم تا بستری فرهنگی برای استمرار چنین اتفاق مهمی در سالهای آینده روی دهد. بایگان افزود: در حال حاضر هنوز حس و شور و شعف این سفر در من وجود دارد. در سفر مکه که در سالهای گذشته اتفاق افتاده بود و با روز تولد حضرت فاطمه زهرا (سها) همزمان شده بود از من خواستند که چیزی بگویم. من متنی نوشتم به این مضمون که امروز آمدهایم در این مکان، با گذراندن مراحل بندگی و فرایضی که مخصوص به این مراسم بزرگ بندگی است؛ وقتی برمیگردیم با توجه به مراحل و طی طریقی که شکل گرفت باید با یک نگاه ولایتمدارانه دیگری برخورد کنیم. در کربلا هم همینطور است چرا که سرنوشت آدمی تعیین میشود و بیشک ائمه و خداوند بزرگ در این راه نقش دارند.
دوباره به کربلا میروم
ادامه مطلب
ادامه مطلب
انتهای پیام/
ادامه مطلب
برای شیعیان ایران و جهان، عزاداری برای اباعبدالله الحسین (ع) تنها در دهه اول محرم اتفاق نمیافتد. بلکه این عزاداری هرساله تا اربعین ادامه دارد. به مناسبت اربعین، در این گزارش چند عنوان کتاب شناخته شده مرتبط با محرم و حماسه عاشورا را معرفی میکنیم.
«حماسه حسینی» مجموعه ای سه جلدی از شهید مرتضی مطهری است که وی در آن شناختی مستند از عاشورا ارائه داده است. او در این کتاب تلاش کرده تا با خرافات و تحریفات وارد شده به محرم و عزاداری ها مقابله کند. این مجموعه که شامل سخنرانی ها و یادداشتهای اولیه استاد مطهری است، از انتشارات صدرا با قطع وزیری چاپ شده و اخیرا به چاپ هفتاد و هشتم رسیده است.
«جامه دران» که منتخبی از غزلیات، مثنوی ها و چهارپاره های آیینی سعید بیابانکی است با قطع رقعی در سال 91 از انتشارات فصل پنجم در 77 صفحه به چاپ رسیده است. این کتاب که یکی از بهترین کتاب های حوزه شعر آیینی است، حاوی 35 شعر با موضوعات مذهبی است و برای پنجمین بار تجدید چاپ شده است. ستایش ائمه از جمله موضوعات اشعار این کتاب است و «علی»، «دو بیت اشک»، «زیارت»، «نیمی از خورشید» و «عصر عاشورا» از جمله عناوین شعرهای کتاب جامه دران است.
«ماه به روایت آه» کتابی از ابوالفضل زرویی نصرآباد است که از انتشارات نیستان با قطع رقعی در 192 صفحه به چاپ رسیده است. این کتاب پیرامون زندگی و شخصیت حضرت عباس(ع) است که در آن 12 راوی به ناگفته هایی درباره زندگی ابوالفضل العباس به صورت مستند و بدون اغراق اشاره می کنند.
«آفتاب در حجاب» نوشته سید مهدی شجاعی و منتشر شده از انتشارات نیستان است. این کتاب با قطع رقعی به چاپ بیست و ششم رسیده است. زوایای پنهان و آشکار زندگی حضرت زینب از کودکی تا اسارت و وفات موضوع «آفتاب در حجاب» است. راوی دانای کل است و داستان از دیدن کابوسی در کودکی حضرت زینب (س) آغاز می شود.
«پیاده آمده ام» عنوان کتابی است که عکس هایی از پیاده روی اربعین در آن موجود است. این کتاب که در آبان ماه 1393 با 180 صفحه از انتشارات سوره مهر منتشر شده است، شامل مجموعه عکس های سید احسان باقری است که در آن ها حال و هوای پیاده روی به سمت کربلا در اربعین مشهود است.
گزارش از فریده قهرمانی
انتهای پیام/
ادامه مطلب
فقر چيست؟
وبلاگ عاشورائیان
فرشتگان چگونه از اسرار دروني انسان آگاه ميشوند و آنها را ثبت ميكنند؟
آیا میدانستید جنیان مسلمان همگی شیعه هستند؟
📖 جوانمرد
حدیث روز/ سخن امام علی(ع) درباره بخشیدن مال به کسانی که استحقاق ندارند
🔷نظر مراجع عظام تقلید در مورد اهانت به مقدسات اهل سنت
خیر دنیا و آخرت
حدیث روز/ خداوند بندگان پرهيزگارِ نيكوكارِ گمنام را دوست دارد
کلامی را از حضرت رضا (ع) در توصیف اخلاق رسول خدا (ص) 






