آموزههاي اخلاقي قيام امام حسين (ع) قسمت1
مقدمه
واقعة حماسي عاشورا براي همه بشريت، پيامها و آموزههاي سازنده و زندگيسازدارد. مبارزان، جوانمردان، دانشوران، سياست مداران، همه و همه از گفتار و رفتار امامحسين (ع ) الگو گرفتهاند. اما در اين ميان تعاليم اخلاقيِ آن امام شهيد و يژگيهايبرجستهاي دارد كه براي هر انساني سازنده و درسآموز است.
ريشههاي اين رفتارها و منشهاي اخلاقي، عقايد ژرف و عميقي بود كه به خدا وقيامت داشت. او با شناختي عميق از خويش و هستي و پي بردن به نقشِ انسان درهستي به تربيتي شگرف آراسته شد. محيط تربيتي آن امام بزرگ نيز به گونهاي بود كهخمير ماية ذاتي او را، كه آميخته با نور و پاكي بود، به سوي بي نهايت پرواز ميداد.
در اين مقالة مختصر، به اجمال پيامهاي اخلاقيِ عاشورا را مرور ميكنيم.
در ابتدا اشارهاي كوتاه به انگيزه و قيام امام حسين (ع) داريم.
انگيزه قيام امام حسين (ع)
به طور مسلم، در حركتها و نهضتها، انگيزه و هدف لازم و ضروري است، چونهر عاقلي در افعال ارادي خود، ابتدا غرض و هدف را در نظر ميگيرد، و گرنه عبث و لغوخواهد بود. اما هدف و انگيزة مردم در مبارزات مختلف است؛ گاهي مبارزه براي رسيدن به مقام است و گاهي، براي زياد كردن آب، خاك، مال وثروت است.
ولي در مبارزههاي اولياي خدا، جز خدا و رضايت و نصرت الهي چيز ديگري تصورنخواهد شد. بنابراين، تنها هدف و انگيزهاي كه ميتوان در مبارزات ائمه هدي : بالاخص ابا عبدالله الحسين (ع) تصور كرد، همانا ترويج دين و نصرت خدا و گسترشعدالت و بر چيدن ظلم و فساد است.
همين تقدس هدف، يكي از عوامل بقا و تداوم عظمت آن نهضت و مبارزه است،لكن حفظ آن، به مقتضاي عصر و زمان مختلف ميباشد. امام خميني ؛ ميگويد: «چونما به تاريخ نگاه ميكنيم، تحولاتي كه پيدا شده است در اسلام و مسلمين، هر جا كه قوتايمان در كار بود و مردم و مسلمين به قوت ايمان حركت ميكردند نصر با آنها همراه بودهاست، و هر وقتي براي رسيدن به مال و آمال دنيايي بوده، نصر و پيروزي به طور كلي يا بهصورت مدوام از آنها فرار ميكرده است».
امام حسين (ع) فلسفة قيام و نهضت خود را چنين بيان ميفرمايد: «قيام من بهخواهش هواي نفس و دنياطلبي نيست، بلكه براي احياي سيرة رسول الله (ص) و عليّمرتضي (ع) است و ميخواهم امر به معروف و نهي از منكر را زنده كنم.
ادامه مطلب
آيات راجع به وفاي عهد
قرآن كريم موضوع وفاي به عهد را از علايم و صفات مردم با ايمان قرار داده استو ميفرمايد:
( قد افلح المومنون * الذينهم في صلوتهم خاشعون * والذينهم لا ماناتهم وعهدهم راعون ) ؛
همانا مردم با ايمان رستگار شدند، آنان كه در نماز خود خاضع و خاشعاند و نسبتبه امانتها و عهد و پيمان خود وفا دارند.
و در آيه ديگر ميفرمايد:
( و اوفوا بالعهد ان العهد كان مسئولا ) ؛ به عهد و پيمان وفادار باشيد و بدانيد كهاين امر در نزد خداوند بازخواست ميشود.
امام هفتم حضرت موسي بن جعفر (ع) ميفرمايد:
«لادين لمن لاعهد له»
از اين آيات و روايات استفاده ميشود كه در اسلام وفاي به عهد از وظايف حتميهر فرد مسلمان است.
2 ـ سخاوت
دومين درسي كه از نهضت عاشورا ميتوان گرفت درس جود و سخاوت است.امامحسين (ع) مرد با جود و كرم بود. آن حضرت در برخورد اول، آقايي و كرمش را نشان داد.
شيخ مفيد ميگويد:
ادامه مطلب
آموزههاي اخلاقي قيام امام حسين (ع) قسمت 2
آيات راجع به وفاي عهد
قرآن كريم موضوع وفاي به عهد را از علايم و صفات مردم با ايمان قرار داده استو ميفرمايد:
( قد افلح المومنون * الذينهم في صلوتهم خاشعون * والذينهم لا ماناتهم وعهدهم راعون ) ؛
همانا مردم با ايمان رستگار شدند، آنان كه در نماز خود خاضع و خاشعاند و نسبتبه امانتها و عهد و پيمان خود وفا دارند.
و در آيه ديگر ميفرمايد:
( و اوفوا بالعهد ان العهد كان مسئولا ) ؛ به عهد و پيمان وفادار باشيد و بدانيد كهاين امر در نزد خداوند بازخواست ميشود.
امام هفتم حضرت موسي بن جعفر (ع) ميفرمايد:
«لادين لمن لاعهد له»
از اين آيات و روايات استفاده ميشود كه در اسلام وفاي به عهد از وظايف حتميهر فرد مسلمان است.
2 ـ سخاوت
دومين درسي كه از نهضت عاشورا ميتوان گرفت درس جود و سخاوت است.امامحسين (ع) مرد با جود و كرم بود. آن حضرت در برخورد اول، آقايي و كرمش را نشان داد.
شيخ مفيد ميگويد:
ادامه مطلب
آموزههاي اخلاقي قيام امام حسين (ع) قسمت 3
- استقامت و صبر
در لهوف آمده است: امام حسين (ع) هنگام حركت از مكه معظمه، در بين جمعيتايستاد و فرمود:
«الحمد لله و ماشاء الله و لا قوة الاّ بالله، و صلي الله علي رسوله خط الموت عليولد آدم مخط القلادة علي جيد الفتاة و ما اولهني الي اسلافي اشتياق يعقوب الييوسف وخيّر لي مصرع انا لا قيه كانّي باوصالي تقطعها عسلان الفلاة بين النواويس وكربلا، فيملأن مني اكراشا جوفا و اجربة سغبا لا محيص عن يوم خطّ بالقلم رضي اللهرضانا اهل البيت نصبر علي بلائه ويوّفينا اجور الصابرين لن تشذّ عن رسول الله لحمتهبل هي مجموعة له في حضيرة القدس تقربهم عينه و ينجزبهم وعده الا و من كان فيناباذلا مهجته موطنا علي لقاء الله نفسه فليرحل معنا فاني راحل مصبحاً ان شاء الله تعالي؛
سپاس از آن خداوند است آنچه را كه بخواهد انجام خواهد شد و هيچ قوه و نيروييجز به وسيلة خدا نيست، و درود خدا بر رسول او. مرگ بر همة انسانها لازم شده، همچونگردن بند بر گردن دختر جوان و چه بسيار مرا به ديدن گذشتگان خود مشتاق نموده، ماننداشتياق يعقوب به ديدار يوسف و براي من برگزيده شده زميني كه در آن كشته خواهم شدكه به آن خواهم رسيد؛ گويا ميبينم كه گرگهاي بيابان ميان نواويس و كربلا، اعضايبدنم را پاره پاره كرده تا كه شكمهاي گرسنة خود را سير نموده و انبانهاي خالي خود را پرنمايند. از روزي كه با قلم قدرت نوشته شده، مفرّي نيست. خشنودي خدا خشنودي مااهل بيت است. بر بلاي او شكيباييم و اوست كه بر صبرمان پاداش ميدهد، هرگز قرابتاز رسول خدا جدا نميشود، او كه به منزلة پود جامه به آن حضرت پيوسته است.
بلكه همه در بهشت در حضور او خواهند بود، زيرا آنها نور چشم پيامبر و وسيلةتحقق يافتن و عينيت پيدا كردن وعدههاي اويند. آگاه باشيد هر كه در راه ما آمادةجانبازي است و از شهادت و ملاقات خداوند خشنود است پس بايد كه با ما كوچ كند، چون- اگر خدا بخواهد - صبح فردا من كوچ خواهم كرد.»
استقامت در قرآن
در قرآن كريم امر به استقامت شده: ( فاستقم كما امرت ) ؛ استقامت كن همانگونه كه بدان مأموريت يافتهاي.
ادامه مطلب
آموزههاي اخلاقي قيام امام حسين (ع) قسمت 4
- علاقة به نماز و نيايش
طبري مينويسد: امام حسين (ع) از سپاه كوفه براي اداي نماز و دعا يك شب رامهلت خواست:
«قال الحسين ارجع اليهم و استمهلهم هذه العشية الي غد لعلّنا نصلي لربنا اللّيلةو ندعوه و نستغفره فهو يعلم اني احب الصلوة له و تلاوة كتابه و كثره الدعا و الاستغفار ؛بعد از مكالمة حضرت ابي الفضل (ع) با شمر در عصر تاسوعا و بازگو كردن جريان محضرمبارك برادر عزيزش حسين (ع) حضرت فرمود: به سوي آنها برگرد و امشب را تا صبحمهلت بگير، اميد آن كه ما براي خشنودي خدا امشب را نماز گزارده و او را بخوانيم و طلبآمرزش كنيم. به راستي كه من نماز براي خدا و تلاوت كتاب او و دعا و استغفار زياد رادوست دارم».
ابن اثير در كامل مينويسد:
ابو ثمامة صائدي چون جنگ روز عاشورا را شديد ديد، عرضه داشت: «يا اباعبداللهاحبّ ان لقي الله ربي و قد صليت هذه الصلوة فقال الحسين (ع) ذكرت الصلوة جعلك اللّ''''همن المصلين؛
سپس فرمود: «سلوهم ان يكفوا عنّا حتي نصلي ؛
ابوثمامه از امام حسين درخواست كرد و گفت: من دوست دارم پروردگارم را ملاقاتكنم، در حالي كه نماز ظهر را خوانده باشم. حضرت سر به آسمان برداشت و فرمود: نماز رايادآوري كردي، خداوند تو را از نماز گزاران قرار دهد. بله، الان وقت نماز است. از اين قومبخواهيد لحظهاي دست از جنگ بردارند تا نماز بخوانيم».
در بعضي از مقاتل مينويسند: در شب، عاشوراييان «لهم دويّ كدوّي النحل» درذكر و مناجات خدا در زمزمه بودند.
عبادتهاي شب عاشوراي حسين و اصحاب گرامياش حرّ و عدهاي ديگر را بهسوي حق رهنمون كرد و در مسير راه نيز زهير و عدهاي را به جانب حق كشانيد. اينكشتي نجات تا پايان دنيا در حركت است، تا غرق شدگان بحر معاصي را از هلاكت ونابودي نجات دهد.
اگر امام در ظهر عاشورا به نماز و بر دوستيِ نماز و دعا سفارش ميكند، به اينجهت است كه مردم را عاشق دستورهاي الهي كند و اهميت احكام الهي را به آنها عملاًگوش زد نمايد تا مردم از قافلة سعادت باز نمانند. با اين كه دو تن از ياران باوفايش هدفتيرهاي دشمن قرار داشتند ميخورد، ميفرمايد:
«يا زهير و يا سعيد بن عبدالله «تقدما امامي حتي اصلي الظهر؛ شما جلوي منبايستيد تا من نماز ظهر را بخوانم».
از ابن عباس نقل است كه به اميرالمومنين گفتم: حالا وقتِ شدت جنگ به نمازميايستي؟! در جواب فرمود: جنگ ما براي احياي نماز است.
نماز در احاديث ائمه : ستون دين معرفي شده؛ يعني نداشتن نماز مساوي بانداشتن اصل دين است.
امام صادق در آن حديث معروف ميفرمايد: به شفاعت ما اهل بيت نميرسدكسي كه به نماز استخفاف داشته باشد. امام حسين در عمل اين مطلب را اثبات نمود، اگرهنگام گرفتاري و خطر، ترك نماز مجاز بود، امام (ع) نماز را ترك ميكرد.
ادامه مطلب
آموزههاي اخلاقي قيام امام حسين (ع) قسمت 5
امام در ملاقات خصوصي با پسر سعد به اين مطلب صريحاً گوشزد نمود.
در پايان وداع به حضرت امام زين العابدين (ع) ميفرمايد:
«استخوذ عليهم الشيطان فانساهم ذكر الله ؛ اينها از ذكر خدا غافل شدند و دربستدر اختيار شيطان و هواي نفس قرار گرفتند».
آري، اين همه بيچارگي و سيه روزي كه دامن گير دولتهاي وقت، مخصوصاًامريكاي جنايت كار شده همه به سبب حكومت هواي نفس بر آنان است كه در راهرسيدن به آن از هيچ جنايتي پروا ندارند. ميليونها مردم بيگناه را فداي خواهشهاينفسي خود ميكنند.
امام حسين (ع) در وصيت نامة خود به محمد بن حنيفه فرمود:
«من به هواي نفس و رسيدن به مقام و جاه خارج نشدم».
جانها فداي حسيني كه با قيام خود دين خدا را ياري كرد و مردم را به اخلاقفاضله دعوت نمود. بني اميه را به جهان اسلام شناساند.
پندهاي امام حسين (ع)
در پايان به چند مورد از موعظهها و پندهاي آن حضرت اشاره ميشود:
1ـ قال الحسين (ع) : «اي بني ايّاك وظلم من لايجد عليك ناصراً الااللهعزوجل ؛ پسرم بترس از ظلم كردن به كسي كه غير از خدا ناصر و ياوري ندارد».
2ـ و قال (ع) لرجل اغتاب عنده: «يا هذا كفّ عن الغيبة فانها ادام كلاب النار؛ مردي نزد حضرت، غيبت شخصي را ميكرد. حضرت او را نهي كرد و فرمود: غيبت كنندهخوراك سگان جهنم است.
3ـ قال (ع) في جواب رجل سئله الموعظه حتي لايعصي و لايذنب بعد فقال: «افعلخمسة اشياء و اذنب ماشئلت فاوّل ذلك لاتاكل رزق الله و اذنب ماشئت و الثاني اخرجمن ولاية الله و اذنب ما شئت و الثالث اطلب موضعاً لايراك به واذنب ما شئت و الرابعاذا جاء ملك الموت ليقبض روحك فادفعه عن نفسك و اذنب ما شئت و الخامس اذاادخلك مالك في النار فلا تدخل النار و اذنب ماشئت؛
مردي آمد خدمت اما حسين (ع) عرض كرد: من مردي هستم كه بر هيچ گناهيصبر نميكنم. مرا موعظه و پندي ده تا ديگر گناه نكنم. حضرت فرمود: پنج چيز را قبولكن و هر چه خواهي گناه نمايي، بر تو باكي نباشد و آن پنج چيز آن است: از روزي خدانخوري و در ملك خدا نباشي و در ديد خدا قرار نگيري و به ملك الموت تسليم نشوي وچون خواستند تو را به آتش بيندازند در آتش نروي با قبول اين خصلتها مانعي از گناهكردن نيست.
نقش محرم در پيروزي انقلاب اسلامي
چکيده:
تاريخ معاصر شاهد نقش تعيين کننده محرم در جنبش هاي اصيل مردمي است که جلوه کامل بروز و ظهور اين تاثير را در انقلاب اسلامي مشاهده مي کنيم؛ مردم نيز با شعارهاي خود (همچون نهضت ما حسيني است و رهبر ما خميني است) به طور شفاف بر اين امر تکيه و تاکيد داشتند. مقاله حاضر مي کوشد تا الهام گيري انقلاب اسلامي از قيام کربلا را به برررسي بنشيند
قيام حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام در روز 10 محرم سال 61 هجري ماهيتي ضدظلم و استکبار ستيز داشت و بر همين نمط، شيعه و شيعيان نيز در گذر زمان همواره در برابر ظالمان قرار داشته و حکومت هاي جور را برنتابيده اند. تاريخ معاصر نيز شاهد نقش تعيين کننده محرم در جنبش هاي اصيل مردمي است که جلوه کامل بروز و ظهور اين تاثير را در انقلاب اسلامي مشاهده مي کنيم؛ مردم نيز با شعارهاي خود (همچون نهضت ما حسيني است و رهبر ما خميني است) به طور شفاف بر اين امر تکيه و تاکيد داشتند.
مقاله زير مي کوشد تا در حدود مقدورات، الهام گيري انقلاب اسلامي از قيام کربلا را به برررسي بنشيند:
انقلاب اسلامي پديده اي بي نظير ميان انقلابهاي بزرگ دنيا به شمار مي آيد. عظمت آن و شکوه حضور يکپارچه مردم براي پي ريزي نظامي الهي، پيش بيني تمامي استراتژيست ها و گزارشگران جهاني و منطقه اي را بر هم زد و آنان را مجبور به کرنش در مقابل انقلاب نمود. قطعا يکي از ويژگي هاي اصلي انقلاب، رنگ و بوي عاشورايي آن بود که در به هم زدن معادلات به نفع نيروهاي انقلابي تاثيري بسزا داشت.
ملت ايران در تمامي تحرکات سياسي فرهنگي خود به نحوي تحت تاثير پيام عاشورا است و اين طبيعي ترين بستر تحولات انقلابي در ايران اسلامي به شمار مي آيد. نگاهي به تحولات ايران در دوره رضاخان و محمدرضا پهلوي که هر دو به ستيز با اسلام و اقامه شعائر ديني در ايران برخاسته بودند و سرنوشت آن پدر و پسر از يک طرف و پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري يک زعيم ديني از سوي ديگر تاثير مذهب و مولفه هاي ديني را در تحولات سياسي اجتماعي ايران آشکار مي سازد.
در آغاز نهضت اسلامي ، امام خميني به عنوان يک رهبر ديني با آگاهي از ظرفيتها و قابليتهاي تشکلهاي ديني که توسط خود مردم اداره مي شد بر بحث سازماندهي هيات هاي مذهبي ، استفاده بجا و مناسب از فرصتهاي وعظ و سخنراني و آگاه سازي مردم از طريق منابر در مناسبتهاي مذهبي توجه ويژه اي مبذول داشتند. عزيمت روساي هيئات مذهبي به قم و ملاقات با امام خميني در آستانه رفراندوم فرمايشي ششم بهمن 1341، تحولات بي نظيري را در نحوه و مضمون سخنرانيها و مداحيها در هيئات مذهبي ايجاد کرد. تکيه بر قيام و انقلاب بر ضد ظالمين ، مضمون اصلي اشعار مذهبي آن دوره شد و انقلابيون با تکيه بر حماسه عاشوراي حسيني موفق به جذب جوانان و آحاد مردم در نهضت امام خميني شدند. چند ماه قبل از محرم (1383 خرداد 42)طرح انقلاب سفيد در رفراندومي نمايشي به تصويب رسيد. نوروز سال 1342امام خميني عزاي عمومي اعلام کرد. در 2 فروردين 1342عوامل رژيم با هجومي وحشيانه به مدرسه فيضيه در قم و مدرسه طالبيه در تبريز تعدادي از طلاب را مورد ضرب و جرح قرار داده ، مدارس ديني را به ويرانه تبديل کردند.
پس از فاجعه فيضيه طرح سربازگيري از طلاب نيز به شدت اجرا شد. حوزه علميه قم پس از فاجعه فيضيه به مدت چهل روز تعطيل شد و پس از اربعين شهداي فيضيه و با مراجعه تدريجي طلاب کار خود را آغاز کرد. امام خميني ره طي سخناني به مناسبت شروع دروس حوزوي ، شاه ، عوامل رژيم پهلوي ، اسرائيل و آمريکا را مورد حمله قرار داد و از علما و مردم خواست که در مقابل مظالم رژيم پهلوي ساکت ننشينند.
امام خميني سپس در نامه اي به علماي تهران اعلام کردند: «حضرات آقايان توجه دارند اصل اسلام در معرض خطر است ، قرآن و مذهب در مخاطره است. با اين حال تقيه حرام است و اظهار حقايق ، واجب. «ولو بلغ ما بلغ» رژيم پهلوي نيز گستاخانه در مطبوعات و راديو به مراجع و علما توهين مي کرد. در چنين شرايطي محرم 1383 فرا رسيد. امام خميني پيش از آغاز محرم از وعاظ خواست سياستهاي ضد اسلامي شاه و همدستي آن را با اسرائيل مورد انتقاد قرار دهند. ايشان همچنان مقرر کردند که تا روز هفتم محرم مجالس وعظ و عزاداري به طور عادي منعقد گردد و در صورت عدم تسليم رژيم به خواسته هاي علما و مراجع ، به شدت از رژيم انتقاد کرده و با خواندن نوحه ها و مرثيه ها خاطره فاجعه مسجد گوهرشاد و مدرسه فيضيه را در اذهان مردم زنده نمايند.
متقابلا ساواک نيز با احضار وعاظ از آنان خواست که در مجالس عزاداري : 1- عليه شخص اول مملکت سخن نگويند 2- عليه اسرائيل مطلبي گفته نشود 3- مرتب به مردم نگويند که اسلام در خطر است.
امام خميني طي اعلاميه اي از وعاظ خواستند که بي توجه به اين تهديدات ، وظايف خود را انجام دهند. ايشان با آگاهي از تاثير شگرف عاشورا در مبارزه با ظلم و ستم ، در نامه اي به واعظ شهير حجت الاسلام فلسفي اظهار داشتند: «امروز روزي است که حضرات مبلغين محترم و خطبا معظم ، دين خود را به دين اثبات فرمايند... امروز روزي است که نظر مبارک امام زمان صلوات الله عليه به حضرات مبلغين دوخته شده است و ملاحظه مي فرمايند که آقايان به چه نحو خدمت خود را به شرع مقدس ابراز و دين خود را ادا مي فرمايند....»
با آغاز ماه محرم ، امام خميني ضمن انعقاد روضه خواني در منزل خود در طول دهه ، هر شب به يکي از مجالس عزاداري محلات قم مي رفتند و در هر جلسه يکي از همراهان ايشان سخنراني مي کرد و مردم را نسبت به اوضاع کشور مطلع مي ساخت. در عصر روز عاشورا امام خميني شخصا در مدرسه فيضيه که مملو از جمعيت عزادار بود حضور يافته و به رغم تهديدات رژيم سخنان مبسوطي عليه شاه ، اسرائيل و آمريکا ايراد کردند. امام در بخشي از سخنان خود که در جمع بيش از دويست هزار نفر مردم عزادار ايراد مي شد، خطاب به شاه گفتند: من به شما نصيحت مي کنم اي آقاي شاه! اي جناب شاه! من به تو نصيحت مي کنم. دست از اين اعمال و رويه بردار. من ميل ندارم که اگر روزي ارباب ها بخواهند که تو بروي ، مردم شکرگزاري کنند. من نمي خواهم تو مثل پدرت شوي.
.. نصيحت مرا بشنو، از روحانيت بشنو... از اسرائيل نشنو، اسرائيل به درد تو نمي خورد، بدبخت ، بيچاره!
استيضاح مردمي سخنان کوبنده امام ، شاه را نزد مردم تحقير کرد. در تهران مراسم عزاداري به تظاهرات سياسي گسترده عليه شاه و رژيم پهلوي تبديل شد، روز عاشورا در مسجد ترکها حجت الاسلام فلسفي طي سخنراني مهمي دولت علم را استيضاح کرد و آن را غيرقانوني دانست.
در روز عاشورا و فرداي آن ، خيابانهاي تهران مملو از جمعيت عزاداري بود که با در دست داشتن تصاوير امام خميني فرياد مي زدند: «خميني ، خميني خدا نگهدار تو بميرد، بميرد، دشمن خونخوار تو» هنگام عبور عزاداران از مقابل کاخ مرمر نيز شعار «مرگ بر اين ديکتاتور» از سوي مردمي که اشاره به کاخ شاه داشتند تکرار مي شد. محرم آن سال ، محرم عجيبي بود دسته هاي عزادار ياري امام خميني را همچون ياري سيدالشهداع در روز عاشورا مي دانستند و ايران و قم را کربلا :قم دشت کربلا، هر روزش عاشورا، فيضيه قتل گاه ، خون جگر علما، شد موسم ياري مولانا الخميني شهيد حاج مهدي عراقي در خصوص محرم و عاشوراي 1342 در کتاب ناگفته ها شرح مفصلي دارد ازجمله اينکه با مداحهاي معروف تهران که بقيه از آنها حرف شنوي داشتند نظير حاج عباس زريباف و حاج ناظم ملاقات کردند و از همه شان قول گرفتند که شعرهايي که مي سازند، نوحه هايي که مي گويند، همه اش در رابطه با مدرسه فيضيه باشد.
دم هاي عاشورايي محسن رفيق دوست نيز خاطرات خود را از تظاهرات سياسي مذهبي اين ايام چنين بازگو مي کند: نزديک محرم که شد باز دستور حضرت امام آن موقع اين بود که در مراسم عاشورا از آن سال موضوعات روز مطرح بشود که دم روز بعد داده شود، يکي از چيزهايي که من يادم است يک دمي ساخته بود مرحوم خوشدل که حتما معروف است «قم گشته کربلا، هر روزش عاشورا، فيضيه قتل گاه ، خون جگر علما، شد موسم ياري مولانا الخميني ، يا صاحب الامر» آن موقع ما با يک عده از دوستانمان توي بني فاطمه بوديم ، حالا يادم است که روز قبل از تاسوعا يعني شب تاسوعا، توي خيابان هفده شهريور فعلي و شهباز آن موقع ظاهرا يا خانه حاج کاظم خوشگره بود يا خانه حاج تقي وهاب آقايي يکي از اين دو تا هر دوي آنها خدا رحمتشان کند از مومنين تهران بودند ما جوانها جمع شديم توي يک اتاق و اين دم را به اصطلاح تمرين کرديم.
..، آن موقع حالا توي آن هيئتها يواش يواش اين جسارت پيدا مي شد که شعار انقلابي بدهند فرداي آن روز که رفتيم بازار با هم قرار گذاشتيم سر يک ساعت معيني شروع کرديم و اين دم را توي هيئت بني فاطمه که يکي از بزرگ ترين هيئتها و دسته جات تهران بود داديم ، روز عاشورا هم داديم و خوب همان وقت که توي بازار داشتيم مي آمديم ، يک دسته ديگر هم مي آمد به نام دسته قنات آباد که باز به هم خورديم ؛ آنها يادم است که اين دم را مي دادند که «يحلل عالم يحلل عالم ، يحلل خميني زعيم الاعظم» - «اي اهل عالم ، يا اهل عالم ، خميني زعيم اعظم است» باز آنها هم اين دم را مي دادند که ديديم نه ، اين کار عموميت دارد و دسته جات مختلف دارند اين دم را مي دهند.
ادامه مطلب
انگیزۀ حرکت و نهضت امام حسین"ع"
1- بیعت نکردن با طاغوت
2- جواب مثبت دادن به نامه های مردم کوفه، برای تشکیل حکومت
3- امر به معروف و نهی از منکر
1) خوب همانطور که شما بزرگواران آگاهید، امام حسین"ع" در جامعه ای زندگی می کردند که حاکم جامعه و رهبر دین؛ دینی را معرفی می کرد که اساس کارش بی بند و باری، شرابخواری و حق کشی و حق خوری بود و این چیزی است که صدوهشتاد درجه با دین پیامبر "ص" تعارض و اختلاف دارد. در حالی که امام حسین"ع" می خواهد دین جدش را تحکیم ببخشد و احکام اسلام را جاری و اجرا نماید که این مطلب از سخنان حضرت در تحف العقول فهمیده می شود که می فرماید:
(واشتسلمتم امورالله فی اتدیهم، یعملون باشبهات، و یسیرون فی الشهوات)
" ای مردم شما از ترس جان و مالتان زمام کارهای خدا را به یک سری عیاش سپردید که به شبهات عمل کردند و غرق در خواهش های نفسانی خود شدند."
پس اگر حضرت سیدالشهدا با یزید ملعون که با عیاشی و شرابخواری و سگ بازی، مقدسات و ارزش های اسلام را زیر پا گذاشته بود، بیعت می کرد؛ اسلام نابود می شد.
2) یکی دیگر از اهداف امام حسین"ع" برای قیام علیه طاغوت، جواب مثبت دادن به نامه های مردم کوفه برای تشکیل حکومت بود.
کوفیان برای دعوت امام "ع" چندصد هزار نامه برایشان نوشته بودند که اگر با وظیفه و مسئولیت امام هم کاری نداشته باشیم، عقل به ما حکم می کند که امام حسین"ع" باید به یاری و کمک آنها برود.
ولی آنها که خداوند لعنتشان بکند با امام چه کردند؟
لا یوم کیومک یا اباعبدالله
3) سومین انگیزۀ حضرت سیدالشهداء "ع" برای قیام علیه طاغوت، امر به معروف و نهی از منکر بود. یکی از واجبات در اسلام امر به معروف و نهی از منکر است.
معروفیات چیست؟ کارهای نیک – نماز- روزه – حج – قبول یگانگی خداوند - قبول رسالت پیامبرش و همچنین قبول امامت بعد از پیامبر.
ادامه مطلب