نقش صفويه در سبك عزاداري محرم
سوگواري و مرثيه سرايي براي سالار شهيدان(ع) در زمان معصومين(ع) رايج بوده و همچنين بر تداوم آن توصيه شده است. بزرگان دين نيز همواره شيعيان را بر ادامه اين امر مقدس توصيه مي فرمودند؛ اما اين كه آيا عزاداري مرسوم زمان ما از همان ابتدا و از عصر امامان معصوم(ع) بوده يا پس از آن رايج شده است، به نظر مي رسد كه بعضي از شيوه هاي عزاداري، به ويژه تعزيه خواني ها، بعد از ائمه(ع) به وجود آمده است، چنانكه پترچلكووسكي در اين زمينه مي گويد: مراسم محرم حمايت و تشويق دربار صفوي را جلب كرد. يادكرد شهادت امام حسين(ع) به صورت عملي ميهن پرستانه درآمد. گزارشهاي متعددي از اجتماعات مزبور، كه اكثرا توسط فرستادگان سياسي اروپا، مبلغان، بازرگانان و سياحان به ثبت رسيده، از اشخاصي سخن مي گويند كه ملبس به جامه هاي رنگارنگ بوده، به طور منظم پياده روي مي كردند، يا سوار بر اسب ها و شترها، آفريننده وقايعي بودند كه به واقعه حزن انگيز كربلا ختم مي شد. نبردهاي ساختگي توسط صدها تن از عزاداران ملبس به جامه هاي همگون و مسلح به تير و كمان و شمشير و سلاح هاي ديگر، به طور آهسته بازي مي شد. سراسر نمايش با سوگ نوا همراهي مي شد و تماشاگران كه در امتداد گذرگاهها صف مي كشيدند، بر سينه مي زدند و در حالي كه دسته عزا از كنارشان رد مي شد، فرياد مي زدند: "حسين، حسين، يا شاه شهيدان حسين".(1)
ادامه مطلب
تفاوتهاي «حسين» و «حوسين»
فلسفه عزاداري حسيني، زنده نگه داشتن اسلام و مکتب اهل بيت( ع) است، اما بعضا بر اثر ورود آسيبها، آفات و تحريفات اين هدف و فلسفه اصلي تا حدودي فراموش و اهداف کاذب ديگري جايگزين آن شده است، سهراب محمودي، طي يادداشتي به آسيب شناسي عزاداري سالار شهيدان امام حسين عليه السلام در برخي مجالس پرداخت.
متن اين يادداشت به شرح ذيل است :
سلام و درود خدا بر آنهايي که در عزاي سالار شهيدان گريه مي کنند.
متاسفانه در برخي مجالس عزاداري و نحوه تعزيه گرداني و مجلس سينه زني سنتي سالار و سرور شهيدان امام حسين عليه السلام بيشتر به يک مجلس گرداني ظاهري تبديل مي شود و بيم آن مي رود که دلهاي پاک و باصفاي آن عزيزان از دروني کردن شعائر و ارزشهاي عاشورايي فاصله بگيرد و بيشتر روبنايي شود، بگونه اي که فقط به ريتم آهنگ و هارموني نوحه توجه شود تا به عمق مصيبت و دلسوختگي و پاک باختگي در آن.
اين تذکر از باب تکريم شعائر روضه امام حسين (ع) و مجالس، بدور از هرگونه تعريض و خداي ناکرده ترديد در نيت دلسوختگان حسيني گفته مي شود تا در آن گوشه چشمي از حضرت ابا عبدالله و ولي عصر روحي فدا بر دلهاي سوخته ما نيز بشود. در مقام نمادشناسي نام مبارک امام حسين عليه السلام تبديل به حوسين مي شود؛ تا همه چيز تحت الشعاع هروله ها وحوسين حوسينهاي تامل برانگيز شود!
تفاوتهاي «حسين» و «حوسين»
1- حسين عليه السلام يکي بيشتر نيست، امام حوسينها متفاوت است و حوسين اين مداح با حوسين آن مداح فرق مي کند.
ادامه مطلب
معجزه شرکت در عزای حسینی
شهید «شاهرخ ضرغام» در روزهای نخست جنگ لقب «حر انقلاب» را گرفته است، چرا که زندگی وی سرشار از داستانهای آموزنده است. او مدتی را در جهالت سپری کرد اما خدا خواست که برگردد.
مرور داستان زندگی او ماجرای حر در کربلا را تداعی میکند. تاریخ نهضت اسلامی ما بسیاری از این آزادمردان را به خود دیده است. شاهرخ ضرغام همچون «طیب» یکی از دلیر مردانی است که با پیروی از راه امام راحل نورانی شد و الگوی عملی بسیاری از آزادمردان روزگار ما شد.
* شاهرخ هیچگاه زیربار حرف زور و ناحق نمیرفت
شهید «شاهرخ ضرغام» که در دیماه 1328 در تهران متولد شد از همان دوران کودکی با آن جثه درشت و قوی نشان داد که خلق و خوی پهلوانان را دارد. شاهرخ هیچگاه زیربار حرف زور و ناحق نمیرفت. دشمن ظالم و یار مظلوم بود. 12 سالگی طعم تلخ یتیمی را چشید و از آن پس با سختی روزگار را سپری کرد. در جوانی به سراغ کشتی رفت و چه خوب پلههای ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد.
نایب قهرمان بزرگسالان، قهرمان جوانان، دعوت به اردوی تیم ملی کشتی فرنگی، همراهی تیم ملی المپیک ایران همه اینها نشان از قدرت بدنی و شجاعت داشت، ضمن اینکه نبود راهنما نیز عاملی شد تا کسی جلودارش نباشد.
ادامه مطلب
سیره ائمه(علیهم السلام) در عزاداری حسینی
تأکید ائمه اطهار در برپا داشتن و تشویق عزاداران و مدیحه سرایان اهل بیت علیهم السلام با هدف زنده نگهداشتن آن واقعه عظیم بشری بوده است عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) در مهم ترین کارکرد خود، سبب شده است تا یاد، نام و پیامهای نهضت عاشورا زنده و جاوید بماند، و آموزههای آن به همه بشریت انتقال یابد.

ایام عزاداری ابا عبدالله الحسین علیه السلام را سپری می کنیم، در این دهه چقدر از آرمان های امام حسین علیه السلام را درک کردیم؟ چقدر برای مصایبی که بر ایشان و خانواده والا مقامشان گذشت گریستیم ،آیا واقعا عزادار بودیم یا این روزها را هم چون روزهای دیگر به روزمرگی ها و دل مشغولی های خود سرگرم بودیم؟ اگر این ایام که بر ما در حال گذر است را آنگونه که شایسته است درک نکرده ایم ناشی از جهل ما نسبت به مقام رفیع آقا امام حسین و یاران با وفایشان است، حادثه کربلا نباید در چند روز روضه و نوحه برای ما خلاصه شود چرا که لحظه به لحظه اش درسی است از تبلور بعد انسانیت و جلوه خوی درندگی و حیوانیّت انسان نماهایی که اگر چشم از تعالیم اهل برداریم و از مکتب ایشان دور شویم دیر نباشد که در سلک این درندگان در آییم .
ادامه مطلب
نحوه اقامه عزاي حسيني در اروپا و آمريكا
بالکان
پيروان فرقه رفاعيه، از مشهورترين طوايف اهل عرفان، در بالکان که در شهرهاي پريزرن و اوراخوواتس در ايالت کوزوو، تمرکز بيشتري دارند، همه ساله از آغاز تا دهم محرم با نصب پارچه هاي سياه رنگ در تکيه هاي ويژه خود، مراسم عزاداري برپا مي کنند و در طول محرم علاوه بر امساک از غذا خوردن، شب ها بعد از اقامه نماز جماعت تا پاسي از شب رفته به نوحه خواني و ماتم سرايي و بيان حوادث کربلا مي پردازند. در روز عاشورا، سوگواران طبق آدابي ويژه، اطعام مي شوند.
اقامه عزاداري در دهه اول محرم بين افراد اين فرقه به مراسم ماتم مشهور است بر پيروان آن واجب مي باشد علت تأکيد بر نوحه خواني و اهميت خاص بر برپايي چنين مراسمي اگرچه ارادت به خاندان عترت است اما جهتي ديگر هم دارد و آن اين است که مؤسس اين فرقه که از حکما و علماي قرن دوازدهم هجري مي باشد يعني سيداحمد رفاعي بر اساس شجره نامه اي نسب به امام حسين (ع) مي برد، افراد اين فرقه در سال 1281 هـ.ق به کوزوو آمده اند.
ادامه مطلب
محرم در استان گیلان

مراسم ماه محرم در استان گیلان کم و بیش شبیه آن چیزی است که در پایتخت برگزار می شود. یعنی سیاهپوشی مردم و علم گردانی و دستجات عزاداری که کوچه پس کوچه های شهر را از روز اول محرم تا پایان روز سیزدهم دور می زنند و نوحه خوانی می کنند.
علم بندی در گیلان که از یک روز ماندهبهماه محرم تا روز هفتم این ماه در مناطق شهری و روستایی برگزار میشود. در این مراسم مردم پرچمهای سیاه را بالای سردر مساجد و گنبدهای آن نصب میکنند و اگر خوب نگاه کنید، خانه های زیادی را می بینید که پرچم های سیاه را مقابل در خانه نصب کرده اند.

اما گیلانی ها، وقتی به مراسم نذری دادن می رسند، آداب و رسوم متفاوتی دارند. در این منطقه پخت و توزیع نوعی شیرینی به نام "ککه" یا "کشته" مرسوم است که با آرد، شکر، آب و روغن تهیه و در تنورهای خانگی پخته می شود. این شیرینی در بین عزاداران توزیع می شود و گاهی شربت ها هم مکمل این رسم هستند!

گیلانی های شربت های سنتی را که با عرقیات آماده می شود در دسته ها توزیع کرده و یا در منابع آبی که در اطراف مساجد گذاشته شده اند، می ریزند تا عزاداران از آن استفاده کنند.
ادامه مطلب
ذوالجناح در کوچه های آذربایجان

سنت های ماه محرم در میان مردم آذربایجان شکل و شمایل خاصی دارد. اگر این روزها گذارتان به آذربایجان سیاه پوش بیفتد، می توانید مراسمی مثل فهنه، پولکه، پرده خوانی، گرداندن ذوالجناح و... را ببینید که هر سال برگزار می شود و گردشگران زیادی را برای دیدن این آداب و رسوم به آذربایجان می کشاند.
فهنه
فهنه نام مراسم معمول مردم آذربایجان است که از دهه پایانی ذی حجه آذربایجان شروع می شود و تا اربعین ادامه دارد. در این مدت شهر یکپارچه سیاهپوش می شود و صدای روضه از همه جا به گوش می رسد.
در این بین بازاریان قدیم تبریز با لباس های متحدالشکل عزاداری هایشان را برپا می کنند. تیمچه مظفریه قلب تپنده بازار تبریز است که در آن عزاداری به شکل گسترده ای انجام می شود. زن ها اجازه ورود به مراسم عزاداری بازار را ندارند و دسته های عزاداری پس از طی بخش های مختلف بنای سرپوشیده بازار تاریخی تبریز از آن خارج می شوند و همه دسته ها جز چند دسته عزاداری مشخص اجازه ورود به بازار را ندارند.

می گویند در تبریز علم ها و کتل های قدیمی و ارزشمند زیادی وجود دارد که حتی برخی وقف شده توسط شاهان قجری است. قاجارها در سلسله پادشاهی، شاهان متدینی بودند که برخی از آنها نماز می خواندند، مجالس روضه خوانی داشتند و به تماشای تعزیه اباعبدالله می رفتند. البته این مورد اخیر در زمان سلطنت رضا شاه برچیده شد و شاه نه تنها تعزیه را ممنوع کرد، بلکه برخلاف سابق دیگر از سفرای خارجی برای تماشای مراسم شبیه خوانی دعوت نشد.
در بین مردم آذربایجان، پوشیدن لباس سیاه تا روز اربعین ادامه پیدا می کند و برخی دستارهای سیاه بسته شده به سرشان را تا سوم امام نگه می دارند. برخی آقایان هنگام عزاداری پیراهنی بلند تا پایین تر از زانو بر تن می کنند و برخی حتی نوعی دامن سیاه را به همراه پیراهن سیاه مردانه می پوشند.

نذری پزان در تبریز
در این روزها در برخی مساجد و خانه ها سفره حضرت سیدالشهدا (ع) باز است و مردم از این سفره اطعام می شوند. اکثرا غذاهای طبخ شده برنج است که با خورش های مختلفی جهت پذیرایی از عزاداران حاضر می شود. آش هم یکی از غذاهایی است که مردم در بزرگداشت ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان می پزند.
اما گدایی کردن در کوچه و خیابان در روز عاشورا و تاسوعا از جالب ترین نذرهای آذربایجانی ها محسوب می شود. حاجتمندان و دردمندان این دیار نذر می کنند که در صورت بهبود بیماری شان یا رفع فلان مشکل روز عاشورای حسینی یا در تاسوعا گدایی کنند و به این ترتیب در این روزهای مشخص کاسه ای در دست گرفته از رهگذران گدایی می کنند.
ادامه مطلب
تابوت های ایستاده یزد

محرم یزد را با نخل گردانی اش را می شناسند. آیین باشکوهی که به جای علم گردانی برگزار می شود و با شهرت جهانی اش خیلی از گردشگران را برای تماشا به یزد می کشاند.
نخل از جنس چوب است و آن را به شكل برگ درخت و یا سرو میسازند. معمولاً وزن نخل زیاد است و جابهجا كردن آن نیاز به كمك دهها نفر دارد اما به هر حال این نخل نماد تابوت «سیدالشهداء» یا نمادی ازتابوت شهدای كربلا است که مردم یزد در گویش محاورهای به آن «نقل» میگویند و معتقدند كه «نخل» یا «نقل» نشانی از اقامت برافراشته شهدا است.

دكتر «اسلامی ندوشن» مینویسد: «با آن كه نخل هیچ شباهتی به درخت خرما ندارد، آن را به نام این درخت مینامند. شاید به علت آن كه اصلش از جنوبغربی و بینالنهرین است. نخل شباهت بسیاری به درخت سرو دارد و سرو در فرهنگ عامه یعنی جاودانگی و رشادت و زندگی اخروی و آزادگی كه یادآور روحیات و خصایل امام حسین(ع) است. هم چنین این مراسم بازتابی است از «نقل» حكایت كربلا.»

نخل بندی
چند روز پیش از شروع ماه محرم، خادمان شروع به تزیین و آذین بستن نخل میكنند. آذینبندی نخل حداقل یك هفته طول میكشد. در طول این مدت، آنها زیورآلات و وسایل مربوط به تزیین نخل را ـ كه قدمت آنها به دوره صفویه میرسد ـ از انبار بیرون آورده و تمام روز را با پاهای برهنه مشغول کار می شوند.
ادامه مطلب
آيين سوگواري هاي محرم در استان يزد
باشكوهترين آيينهاي سوگواري در يزد بر سيد و سالار شهيدان حضرت امام حسين(ع) و ياران ارجمندشان برگزار مي شود. يكي از آيينها و مراسم ويژه ماه محرم كه در تمام نقاط يزد برگزار ميشود، آيين «نخلبندي و نخلگرداني» است.
نخل از جنس چوب است و آن را به شكل برگ درخت و يا سرو ميسازند. معمولاً وزن نخل زياد است و جابهجا كردن آن نياز به كمك دهها نفر دارد. نخل را به عنوان تابوت «سيدالشهداء» يا نمادي ازتابوت شهداي كربلا ميشناسند و ريشه سنتي كهن دارد. مردم يزد در گويش محاورهاي به آن «نقل» ميگويند و معتقدند كه «نخل» يا «نقل» نشاني از اقامت برافراشته شهدا است.
دكتر «اسلامي ندوشن» مينويسد: با آن كه نخل هيچ شباهتي به درخت خرما ندارد، آن را به نام اين درخت مينامند. شايد به علت آن كه اصلش از جنوبغربي و بينالنهرين است. نخل شباهت بسياري به درخت سرو دارد و سرو در فرهنگ عامه يعني جاودانگي و رشادت و زندگي اخروي و آزادگي كه يادآور روحيات و خصايل امام حسين(ع) است. هم چنين اين مراسم بازتابي است از «نقل» حكايت كربلا.
مراسم نخلبندي و نخلگرداني در يزد بدين صورت است كه چند روز پيش از شروع ماه محرم، «باباهاي» (خادمان) ميدان شروع به تزيين و آذين بستن نخل ميكنند. آذينبندي نخل حداقل يك هفته طول ميكشد.
در طول اين مدت، باباهاي ميدان، زيورآلات و وسايل مربوط به تزيين نخل را ـ كه قدمت آنها به دوره صفويه ميرسد ـ از انبار بيرون آورده و تمام روز را با پاهاي برهنه به اين امر ميپردازند. بستن نخل نياز به مهارت و سليقه خاص دارد و خادمان ميدان، شيوههاي آن را از پدر و اجداد خود آموختهاند. آنها ابتدا بدنه نخل را با پارچه سياه ميپوشانند، آن گاه روي پارچه سياه را شمشيربندان ميكنند.
ادامه مطلب
عزاداری ائمه اطهار در روز عاشورا

امام حسین(علیه السلام) فرمودند:
من مرگ را جز خوشبختى نمىدانم و زندگى با ستمكاران را چیزى جز نكبت و رنج نمىشمارم.
روز عاشورا تمامش با حزن و اندوه بر اهل بیت (علیهم السلام) گذشت، آثار فجایع بنى امیه در آن روز دل هر شنونده را آب و چشمانش را خونبار مىكند، در آن روز جز فریاد زنانى كه كسان خود را از دست داده بودند، و جز آه و ناله مادران داغدیده و دلسوختههاى محزون صداى دیگرى شنیده نمىشد، و هر كسى جز افراد پریشان مویى كه رنج مصیبت، آنان را از پاى در آورده، و غبار آلودهایى كه خاك بر سر افشانده بودند دیده نمىشد. گروهى بر سر و سینه مىزدند، گویى مردم همه در حال سكر و بى هوشى بسر مىبرند كه نه مست بودند و نه بیهوش ولى سوز و گداز مصیبت، بیش از حد، غم و اندوه، بسیار بزرگ و عظیم بود اگر روزنهاى از عالم بالا بسویت باز شود آنگاه خواهى شنید كه عالم ملكوت غرق در ضجه و ناله و حوران بهشت در غرفههاى آن در آه و فعان و امامان راستین به گریه و شیون در سوگ نشستهاند.
آرى چرا چنین نباشد كه یادگار رسالت و خورشید خلافت و نشان امامت، فرزند پیغمبر مصطفى (صلى الله علیه و آله و سلم) و پاره تن فاطمه زهرا و جگر گوشه وصى مرتضى و برادر حسن مجتبى و حجت خدا بر جهانیان، شهید شده است.
براى عزاى او گریه كم و غمگسارى اندك است، اگر در این مصیبت بزرگ دلها پاره پاره شود و جانها قالب تهى كنند هنوز كم است و كسى حق آن را اداء نكرده است. چرا این زندگى حیوانى فدا نگردد و حال آنكه سر چشمه حیات اصیل و پاك انسانى را از بین بردهاند، و چرا این اشكهاى ناقابل نریزند و حال آنكه خون مظلوم دنیا، ثارالله را بر زمین ریختهاند و چگونه كشتى آفرینش، لنگر بگیرد و حال آنكه لنگر و لنگرگاه در تلاطم و خروش است؟
آیا مىشود اشك چشم افزایش پیدا نكند و حال آنكه پیوسته مىبیند قربانیان آل محمد را كه سر از بدن جدا و یا بدنهاى پاره پاره روى زمین داغ كربلا عرضه شمشیر بنى امیه گشتهاند و سرهاى مقدسشان را بالاى نیزه نصب كرده، شهر به شهر و دیار به دیار هدیه مىبرند. و مىبیند آنها را كه خود آبروى دنیا و آخرت بودهاند چگونه آب فرات را بر آنها بستند و با لب تشنه شریعه فرات شهیدشان كردند. تمام حیوانات و وحوش بیابان از آن استفاده مىكردند ولى زنان و كودكان اهل بیت پیغمبر از آن ممنوع بودند!! اسبهاى نیرومند و تازه نفسى برگزیدند و بر آن بدنهاى پاك و مطهر تاخت و تاز مىكردند و داستان غمانگیز سینه حسین (علیه السلام) زیر سم ستور گفتنى نیست.
پیغمبر عظیم و بزرگ اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) به مجردى كه به یاد حسین و مصیبت او مىافتاد گریه مىكرد، بنابر این كسانى كه مىخواهند به او تأسى كنند و از او پیروى نمایند باید جلسات سوگ بر حسین (علیه السلام) برقرار كنند و همه اهل خانه را وادار كنند بر او گریه نمایند و به یكدیگر تسلیت بدهند و همانطور كه در حدیث از امام باقر (علیه السلام) وارد شده است، هنگام ملاقات به یكدیگر بگویند:
عظم الله أجورنا و أجوركم بمصابنا بالحسین و جعلنا و ایاكم من الطالبین بثاره مع ولیه المهدى من آل محمد (صلى الله علیه و آله و سلم).(1)

عبدالله بن سنان روز عاشورا خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید، دید حضرت چهره مباركش گرفته و غمگین است و قطرات اشك از چشمان مباركش مانند مروارید بر گونه هایش مىغلطد. از وى پرسید: براى چه مىگریید یابن رسول الله؟
حضرت فرمود: مگر تو غافلى! و نمیدانى مصیبت ابى عبدالله در امروز بوده است؟ سپس به او دستور داد حال و شكل خود را مانند عزاداران و مصیبت دیدگان درست كند، تا بندها و تكمههاى خود را بگشاید، آستینها را بالا بزند و سر را برهنه نماید، آن روز را روزه كامل نگیرد ساعتى پس از عصر با آب افطار نماید كه در آن لحظات آتش جنگ خاموش شد، اگر پیغمبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) زنده بود او صاحب عزا بود.(2)
امام كاظم (علیه السلام) هرگز در ایام دهه محرم خنده بر لبانش دیده نشد و پیوسته حزن و اندوه بر چهرهاش نقش بسته بود، و روز دهم از غم و غصه، و اندوه و مصیبت حضرت بود.
امام هشتم على بن موسى الرضا (علیه السلام) مىفرمود: همه باید براى حسین بگریند زیرا در روز شهادت حسین، چشمان ما را جریحه دار و عزیزانمان را در كربلا بى كس و یار كردند.
در زیارت ناحیه مقدسه امام زمان (علیه السلام) مىفرماید:
(اى جد بزرگوارم) هر صبح و شب در غمت ناله مىزنم و عوض اشك برایت خون مىگریم فلاندبنك صباحاً و مساء و لأبكین علیك بدل الدموع، دما.
با توجه به آنچه بیان شد آیا بر ما واجب نیست جامه انس و معمولى را باز كرده و لباس حزن و اندوه و گریه بپوشیم؟ و بدانیم چگونه مىبایست با سرپا كردن مجالس عزا، براى شهید عطشان در عاشوراى او احترام بگذاریم و تعظیم شعائر كنیم!!؟
ادامه مطلب
عزاداری به سبک قزوینی ها

محرم در قزوین با آداب و رسوم خاص این شهر فرا می رسد. آداب و رسومی که اگر اهل این منطقه نباشید، برایتان عجیب و شگفت انگیز به نظر می رسند. در اینجا نگاهی به این مراسم خواهیم داشت.
طبقکشى
این مراسم خاص شهر قزوین است. طبقى از چوب به ارتفاع حدود یک و نیم متر و قطر یک متر که بیشتر قسمتهاى آن آینهکارى شده تهیه مىکنند. این طبق استوانهاى شکل را بر سر گذاشته حمل مىکنند. در شهر قزوین در شب تاسوعا همه دستههاى عزادار از مسجد و تکایا بهطرف امامزاده سلطان سیدمحمد بهراه مىافتند و آنجا تجمع مىکنند.

اهالی قزوین در شب عاشورا به سمت امامزاده حسین (شاهزاده حسین) مىروند. در مناطق روستائی، اهالى هر روستا در این شب به امامزاده محل رفته و تا قبل از طلوع آفتاب به سینهزنى مىپردازند و پس از نماز صبح به طرف روستاى خود حرکت مىکنند. دستههاى عزادار، یک دور در محل زده و سپس به مسجد محل مىروند.

درخت خونبار
در روستاى ”زرآباد“ از توابع ”رودبار الموت“ چنار کهنسالى وجود دارد که به اعتقاد اهل محل، هر سال هنگام اذان صبح روز عاشورا، از ساقههاى آن مایع قرمز رنگى تراوش مىکند. هر سال افراد بسیارى از مناطق دور و نزدیک به این محل مىآمد. و زیر درخت خونبار مىروند تا هم عزادارى کنند و هم شاهد تراوش خون باشند.
ادامه مطلب
آثار و بركات گريه وعزادارى براى سيدالشهدا
ازدياد محبت به امام، و تنفر از دشمنان آن حضرت
سوزى كه از دل سوخته عاشقان سيدالشهدا (ع) به چشم سرايت كرده و از مجارى دو چشم آنها به صفحه رخسار وارد مى شود، مراتب علاقه و اخلاص و دلبستگى به خاندان وحى و رسالت را مىرساند و اين عمل اثرى مخصوص در ابقاى مودت و ازدياد محبت دارد.
گريه بر حضرت سيدالشهدا (ع) از مواردى است كه هيچ انسانى از فرط دلسوزى و انقلاب، طاقت بردبارى و تحمل در برابر استماع مصائب او را ندارد، و اين گريه و بيقرارى ، علاوه بر ازدياد محبت و مهر و مودت، موجب كثرت تنفر و بىزارى از دشمنان و قاتلان آن حضرت شده و موجب برائت دوستداران اين خانواده از دشمنان ايشان مىگردد.
بارى، گريه با آگاهى و معرفت بر امام حسين (ع) ، در واقع، اعلام انزجار از قاتلان اوست و اين تبرى از آثار برجسته گريه بر امام حسين (ع) است زيرا مردم به ويژه افرادى كه داراى شخصيت هستند از گريه كردن در برابر حوادث تا سر حد امكان امتناع مىورزند ، و تا شعله درونى آنان به مرتبه انفجار نرسد حاضر به گريه كردن مخصوصاً در برابر چشم ديگران نيستند، اين گريه و عزادارى ابراز كمال تنفر در برابر تعدى و تجاوز و ستمگرى و پايمال نمودن حقوق جامعه و به ناحق تكيه زدن بر مسند حكومت آنان مىباشد.
آشنايى با حقيقت دين و نشر آن
يكى ديگر از آثار و بركات مجالس عزادارى سيدالشهدا (ع) اين است كه مردم در سايه مراسم عزادارى به حقيقت اسلام آشنا شده و بر اثر تبليغات وسيع و گستردهاى كه همراه با اين مراسم انجام مىگيرد، آگاهى توده مردم بيشتر شده و ارتباطشان با دين حنيف محكمتر و قويتر مىگردد . چه اينكه قرآن و عترت دو وزنه نفيسى هستند كه هرگز از يكديگر جدا نمىشوند و اين آگاهى در اقامه ماتم و مراسم سوگوارى عترت رسول اكرم (ص) به خصوص امام حسين (ع) به آحاد مردم داده خواهد شد.
ادامه مطلب
در عزاداری سیدالشهدا (ع) این ها را فراموش نکنیم
1- سياهپوشي :
از نظر فقهي پوشيدن لباس سياه مكروه است ولي در عزاداري امام حسين (عليه السلام ) وائمه معصومين (عليهم السلام ) استثناء شده است زيرا اين كار نشانه حزن و اندوه و نمودار شعائر و حماسه ها است .
2- تسليت گويي :
اصل تسليت گفتن در شرايط مصيبت و اندوهي كه بر كسي وارد شده در اسلام مستحب است.
پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) : هركس مصيبت ديده اي را تسليت گويد ، پاداشي همانند او دارد. (سفينةالبحار، ج2، ص188 )
* اين سنت در بين شيعيان رايج است و با جمله « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَكُم » همديگر را تسليت مي دهند.
* امام باقر (عليه السلام ) : وقتي شيعيان به هم مي رسند در مصيبت ابا عبدالله (عليه السلام )اين جمله را تكرار نمايند : « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَنا بمُصابنا بالحُسَين (عليه السلام ) وَ جَعَلَنا وَ اِياكُم مِنَ الطالبينَ بثاره مع وَليهِ الاِمام المَهدي مِن الِ مُحَمَدٍ عليهمُ السَلامُ.» خداوند اجر ما را به سوگواري و عزاداري بر امام حسين (عليه السلام ) بيفزايد و ما و شما را از خونخواهان او همراه با ولي خود امام مهدي از آل محمد (عليهم السلام ) قرار بدهد . (مستدرك الوسايل،ج2،ص216)
3- تعطيلي كار در روز عاشورا :
امام صادق (عليه السلام ) : كسي كه روز عاشورا را تعطيل كند ، يعني عقب كسب و كارش نرود و به كوري چشم بني اميه كه روز عاشورا را متبرك مي دانستند، اگر كسي براي معيشت روزانه اش هم فعاليتي نكند، خداوند حوائج دنيا و آخرتش را بر آورد و كسي كه روز عاشورا روز حزن و اندوه او باشد، در عوض فرداي قيامت كه براي همه روز هول و ترس است براي او روز شادي خواهد بود.
(امالي شيخ صدوق ، ص129)
4- زيارت و زيارت خواني :
علقمة بن حضرمي از امام باقر (عليه السلام ) در خواست نمود كه مرا دعايي تعليم بفرما كه از راه نزديك يا دور و از خانه ام در اين روز (روز عاشورا ) بخوانم .
ادامه مطلب
حال و هوای علماء و عزادارى سید الشهداء (ع)
وحید بهبهانى
«معروف است که آقا محمد باقر معروف به وحید، زمانى که براى زیارت حرم سید الشهدا (ع) مشرف مى شد، اول آستان کفش کن آن جناب را مى بوسید و روى مبارک و محاسن شریف خود را بدان مى مالید . پس از آن با خضوع و خشوع و رقت قلب به اندرون حرم مشرف مى شد و زیارت مى کرد و در مصیبت حضرت امام حسین (ع) کمال احترام را مراعات مى کرد .» (1)
مرحوم آخوند، ملا آقاى دربندى
در حالات این عالم جلیل القدر، که از شاگردان شریف استاد شیخ انصارى است، نوشته اند: «در اقامه مصیبت حضرت سید الشهداء (ع) اهتمامى فراوان داشت و بر آن مواظبت مى نمود . در این امر به گونه اى بود که در بالاى منبر از شدت گریه، غش مى کرد و در روز عاشورا لباس هاى خود را از بدن در مى آورد و پارچه اى به خود مى بست و خاک به سر مى ریخت و گل به بدن مى مالید و با همان شکل و صورت بر منبر مى رفت و روضه خوانى مى کرد .» (2)
محدث قمى (ره) مى نویسد: سید نعمت الله جزایرى، چون در اوایل تحصیل، قادر به تهیه چراغ براى مطالعه نبود، از نور مهتاب استفاده مى کرد و در اثر کثرت و مطالعه و نوشتن چشمش ضعیف و کم نور شد . از این رو، تربت سید الشهداء و سایر ائمه (ع) را به چشم خود مى کشید و از برکت آن تربت ها روشنى دیده اش افزون مى گشت، محقق قمى اضافه مى کند: این موضوع ابدا جاى شگفتى نیست، زیرا دمیرى و دیگران نقل کرده اند که: افعى وقتى کور مى شود، چشمانش را به گیاهى مى مالد و در اثر آن، دوباره بینا مى شود . پس در صورتى که خداوند متعال در آن گیاه این خاصیت را قرار داده است، چه عجب که در تربت فرزند پیغمبر (ص) چنین اثرى وجود نداشته باشد؟ !
ایشان مى افزاید: و این احقر نیز، هر گاه به سبب زیاد نوشتن چشمم ضعف پیدا مى کند تبرک مى جویم به تراب مراقد ائمه (ع) و گاهگاهى به مس کتابت احادیث و بحمد الله چشمم در نهایت روشنى است . (3)
زیارت نامه عشق
در شرح احوال مرحوم شیخ مرتضى انصارى، نواده ایشان آورده اند:
از جمله عادتش خواندن زیارت عاشورا بوده که در هر روز، دو بار صبح و عصر آن را مى خواند و بر آن بسیار مواظبت مى نمود . بعد از وفاتش کسى او را در خواب دید و از احوالش پرسش کرد، در جواب سه مرتبه فرمود: عاشورا . (4)
ادامه مطلب
