برجام94

پروژه «نفوذ فرهنگی» آمریکا در ایران از چه زمانی کلید خورد؟
 

 

نویسنده: پریسا زارعی





 

 

در نیمه‌ی قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم میلادی دولت های استعمارگر انگلستان، روسیه و فرانسه و به خصوص آمریکا برای دستیابی به اهداف سیاسی و استکباری خود مبنی بر تسلط بر مناطق سوق الجیشی جهان و دسترسی به ذخایر و منابع اقتصادی مشرق زمین به ویژه ایران و هندوستان میسیونرهای داوطلب را برای سفر به این مناطق حمایت کردند.
آمریکا که هنوز نتوانسته بود در عرصه سیاسی ایران به نیرویی تاثیرگذار تبدیل شود، سعی می‌کرد از راه‌های دیگر به جبران مافات پرداخته و منافع نامشروع خود را تامین کند. این کشور یکی از پیچیده‌ترین روش ها را برگزید؛ «نفوذ از دریچه‌ی فرهنگ». روشی که بسیار هوشمندانه انتخاب شده بود و برخلاف نفوذ اقتصادی و حتی سیاسی، ماندگاری بسیار طولانی‌تری داشت و اگر به سرانجام می‌رسید تا دهه‌ها می‌توانست تامین کننده‌ی منافع آمریکاییان در ایران باشد.
آمریکا برای نفوذ و بدست گرفتن زمام امور اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران گام های گوناگونی را برداشت که از جمله مهمترین و کلیدی ترین این گام ها که در واقع قلب و نقطه ی مشترک کلیه ی امور محسوب می‌شود گام نفوذ فرهنگی از طریق حضور «میسیونرهای مذهبی» بود. در پس پرده ی این حضور و حرکت شبه فرهنگی، هدف به لرزه در آوردن ریشه ی اسلام در میان مردمانی بود که از لحاظ مذهبی معتقد به مذهب شیعه بودند.
مسیونرها یا همان مبلغان مذهبی آمریکایی ابتدا در قالب هیأت‌های تبشیری به اعزام هیأت‌‌های مذهبی مسیونری- به ایران اقدام و اعلام می‌‌کردند که هدفشان از این اقدام، نه تبلیغ در بین ایرانیان مسلمان که تبلیغ در بین مسیحیان ایران می‌باشد. با این حربه توانستند موافقت دولتمردان بی‌خبر ایران برای حضور و تبلیغ در کشور را کسب کنند.
واژه‌ی "میسیون" به معنای فرستادن،روانه کردن ،گسیل داشتن یا اعزام به ماموریت یک هیئت مذهبی در بین مردم یا در یک ناحیه می باشد.
در واقع امر، میسیون سازمانی شامل کلیسا و موسسات نیمه محلی برای تبلیغ و ترویج دین مسیح یا انجیل، تعالیم معنوی یهود و اصلاح اخلاق یا تعمید دادن عامه‌ی مردم نیز به کار می رود.
از جمله مشهورترین میسیونرها" هنری مارتین" بود. او در آغازین سال های اوج تمدن بورژوازی غرب در ایران، توانست به عنوان فعال ترین و نامدارترین کشیشان وابسته به استعمار غرب خودنمایی کند. او با کمک "سرجان ملکم از کارگردانان کمپانی هند شرقی" به ایران آمد و از هر فرصتی برای ضدیت با اسلام و سرگردانی فکری و عقیدتی در جوانان تازه کار و زود باور فرو گذار نبود.
وی نسبت به ایرانیان مسلمان نفرتی عمیق داشت و صراحتا علیه اسلام موضع می‌گرفت. او این نفرت خود را در اظهاراتی این چنین به رخ می‌کشد:"من هنوز بر این باور هستم که سرشت انسانی در پست ترین جلوه ی خود، یک مسلمان است"
در آغاز قرن نوزدهم، مسیونرها و یا مبلغان تبشیری مسیحی وارد ایران شدند. ارومیه از اولین مکان‌هایی بود که آنان برای تبلیغ برگزیدند. ابتدا آمریکایی‌ها و سپس فرانسوی‌ها در ارومیه مستقر شدند و بین مسیحیان ارومیه به تبلیغ پرداختند. در این میان حمایت حکومتگران ارومیه از جمله ملک قاسم میرزا- حاکم وقت ارومیه- در گسترش فعالیت آنان موثر بود. در اثر موفقیت آنان در جلب مسیحیان ارومیه، دولت‌های دیگر نیز به اعزام هیأت‌های مذهبی به ارومیه مبادرت ورزیدند که از آن جمله می‌توان به هیأت‌های روسی، انگلیسی، آلمانی و ... اشاره کرد.
فعالیت آنان در این شهر تا آغاز جنگ جهانی اول با شدت تمام ادامه داشت و پس از آن بود که از دامنه فعالیت هیأت‌های روسی، آلمانی و انگلیسی کاسته شد. ولی هیأت‌های فرانسوی و آمریکایی همچنان در این سرزمین فعال بودند.
همچنین در سال 1833میلادی هیأتی به ریاست "جاستین پرکینگز" به ایران اعزام شد. جاستین پرکینز، عضو میسیون پروتستان آمریکا، به ایران آمد تا برای آموزش کودکان آشوری در ارومیه مدرسه‌ای بنیان نهد.
وی به محض ورود به ارومیه به ملاقات و دیدار با مسیحیان ارومیه به خصوص آشوریان رفت. پس از آن مصمم شد تا به تأسیس مدرسه‌ای در آن شهر مبادرت ورزد. او در این مسیر از حمایت انگلیسی‌ها برخوردار بود، ولی رقبای قدرتمندی هم داشت که به آسانی نمی‌توانست با آنان مقابله نماید؛ آنان رقیبان همکیش خود وی از کشورهای آلمان و فرانسه بودند. برای غلبه بر آنان یافتن حامی مستحکم و قدرتمند در بین مقامات ایرانی برای او ضروری بود. به این دلیل، به تکاپو افتاد و در نهایت موفق به جلب حمایت ملک قاسم میرزا، حاکم وقت ارومیه، شد. او پسر بیست و چهارم فتحعلی شاه و در آن تاریخ چهارده سال بود که حکومت ارومیه را در اختیار داشت. به این دلیل، علاقه خاصی به آن شهر پیدا کرده بود، ضمن اینکه از دوستداران فرهنگ غرب بوده، از سرسخت‌ترین حامیان برپایی مدارس نوین در ارومیه به شمار می‌رفت. در اثر این امر، رابطه دوستانه‌‌ای با پرکینگز برقرار کرد و متعاقب آن، در 1255 ه.ق فرمانی از محمد شاه برادرزاده‌اش، مبنی بر آزادی پروتستان‌ها در تبلیغات مذهبی و نیز تأسیس مدرسه‌ای در ارومیه برای نشر علوم و تربیت جوانان مسیحی و مسلمانان گرفت. این فرمان، «مقدمه‌ای برای تبلیغ مبشرین آمریکایی گردید.»
جالب آنجاست شاهان قاجار که دربرابر هر نیرویی که به هر طریقی بخواهد قدری از قدرت ایشان را بکاهد سخت موضع می‌گرفتند اما نه تنها حاضر بودند به مبلغین فرهنگی که هدف نهایی ایشان ترویج سبک زندگی غربی در ایران بود، مجوز فعالیت و تاسیس مدرسه بدهند بلکه ایشان را در این هدف یاری نیز برسانند، غافل از اینکه این تغییر سبک زندگی نهایتا به نفوذ عمیق بیگانه و چپاول منابع کشور خواهد انجامید.
اگر پیش از آن هیأت آمریکایی با احتیاط به ترویج آیین پروتستان بین مسیحیان دست می‌‌زد، این بار با دریافت فرمان شاه، در تحقق اهداف خود مصمم گردید. اولین اقدام این هیأت در ارومیه، تلاش برای تأسیس مدرسه‌ای دینی بود.پرکینگز ابتدا از روی نسخ سریانی- نصرانی- الفبای سریانی را آراست و خودآموز انگلیسی را به منظور تعلیم آن زبان به نصرانیان و آشوریان تألیف کرد. بر آن اساس، کتب دینی برای تدریس در مدارس تدوین شد.
به دنبال تلاش‌های پرکینگز ، اولین مدرسه آمریکایی، با هفده شاگرد در سال 1253 ه.ق در ارومیه افتتاح شد. پرکینز این آموزشگاه را در یکی از اتاق‌های محل اقامت خود ترتیب داده و لوازم آن را خودش تهیه کرده بود که اولین مدرسه و به نوعی اولین آموزشگاه در ایران محسوب می‌شد.
یک سال بعد، همسر دکتر گرانت (یکی از اعضای هیئت میسیونری)، مدرسه دخترانه‌ای در ارومیه بنیان نهاد که تنها چهار دانش‌آموز داشت. چند ماه بعد تعداد شاگردان این مدرسه به ده برابر افزایش یافت.
با این اقدامات قدم‌های اولیه برای نفوذ هیأت آمریکایی در میان مسیحیان ارومیه برداشته شد. در اثر فعالیت‌های این هیأت در ایران، میسیون‌های نسطوریان در ایران به آن هیأت داده شد و جاستین پرکینز به عنوان کشیش بانفوذ، اداره امور تبلیغ و آموزش آمریکایی‌ها را در ارومیه بر عهده داشت. او علاوه بر فعالیت در ارومیه، فعالیت‌های تبلیغی خود را در نقاط دیگر ایران از جمله تبریز، همدان و ... با گسترش و به اعزام مبلغین به آن شهرها اقدام نمود. در سال 1839 میلادی تعداد مدارس آمریکایی در ارومیه به 12 آموزشکده افزایش یافت و یک سال بعد در 70 دهکده در اطراف ارومیه آموزشکده دایر بود. هفت سال بعد، این مدارس به 81 مدرسه افزایش یافت و تعداد 530 نفر در آن مدارس به تحصیل می‌پرداختند.
بد نیست بدانیم که هزینه‌ی تمامی این مدارس توسط هیات‌های تبلیغی تامین می‌شد! شاید عجیب باشد که یک دولت خارجی حاضر باشد این مقدار سرمایه‌گذاری برای ایجاد مدرسه در یک کشور بیگانه با هزاران کیلومتر فاصله از سرزمین خودی انجام دهد اما آمریکایی‌ها برعکس حکام بی‌کفایت ایران به خوبی می‌دانستند که به منظور آماده کردن یک ملت برای عدم اعتراض در برابر چپاول و تاراج داشته‌ها، باید فرهنگ مقاومت ایشان را از بین برد و چه جایی بهتر از مدارس برای تعلیم سبک زندگی آمریکایی به کودکان ایرانی؟
تأسیس چاپخانه از دیگر اقدامات هیأت آمریکایی در ارومیه بود که در آن آثار درسی و نیز دینی به چاپ می‌رسید. آن چاپخانه از بزرگترین چاپخانه‌های ارومیه بود در این چاپخانه، ماهنامه‌ای هم تحت عنوان «زاری ری دی با هرا» یا تابش روشنایی چاپ می‌شد که به مثابه ارگان آن هیأت عمل می‌کرد.
و همچنین از جمله فعال ترین و معروف ترین زنان مبلغ در ایران، "ماری برد" نام داشت. وی به پیشنهاد "انجمن تبلیغی كلیسا" برای انجام امور تبلیغی در ایران انتخاب شد. از این رو مدتی در یك كالج آموزشی، فنون خاص تبلیغ را فرا گرفت و سپس به جلفا رفت. ماری برد از هنگام ورود به ایران، زبان فارسی را فرا گرفت تا ازاین طریق بتواند با عامه مردم مراوده نماید. وی با وجود اطلاعات كمی كه از پزشكی داشت، در درمانگاهی در اصفهان مشغول به كار بود چرا كه بهترین ابزار تبلیغ را همین مسئله می دانست. او همچنین با سفرهای خود به روستا و شهرهای اطراف با مردم عادی ارتباط برقرار نمود و میان ایشان كتاب و جزوات تبلیغی مسیحیت را پخش می كرد.
در سال‌های پایانی دوره قاجار، نزدیك به چهل زن مبلغ اعم از همسران اعضای هیئت مبلغین، پزشك، پرستار و معلم در ایران فعالیت می كردند. این تعداد بعدها نیز افزایش یافت. در واقع انگیزه تبلیغ آیین مذهبی به ابزاری برای سلطه و تحكیم آن در جوامع اسلامی و شرقی، تبدیل شده بود.
منبع مقاله : http://snn.ir




پروژه نفوذ دشمن با رسوخ عناصر خود باخته
 

 

نویسنده: فرهاد نظریان سامانی





 

فضای پسابرجام شرایطی را در کشور رقم خواهد زد که می‌بایست در کنترل و رصد دقیق مسئولان و نخبگان کشور واقع شود. رخنه و نفوذ در لایه‌های مختلف نظام، مسئله‌ای بس خطیر و نیازمند نگاه ظریف و هوشمندانه است که بارها در فرمایشات رهبر معظم انقلاب شنیده‌ایم.
معظم‌له در دیدار اخیر فرماندهان سپاه با ایشان، بار دیگر این موضوع را مورد اشاره قرار دادند و به تشریح برخی حوزه‌های آن پرداختند. از جمله مسئله نفوذ سیاسی بود که مبسوط پیرامون آن بیاناتی فرمودند. ایشان نفوذ سیاسی را نفوذ در مراکز تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی معنا کردند و به شرح استراتژی دشمن پرداختند.
آنچه می‌توان از فرمایشات رهبر معظم انقلاب برداشت کرد، ورود دشمن به عرصه سیاسی و مدیریتی کشور با ایجاد بستر در راستای جذب عناصر خودباخته و غرب‌زده و گسیل آن به لایه حساس تصمیم‌گیری کشور هست.
در بررسی اوضاع جامعه بین‌المللی، مسئله براندازی حکومت‌ها از راه‌های جبری مثل کودتا و تزریق شخص از سوی قدرت کودتا کننده برای تصاحب کرسی قدرت، امری منسوخ و مورد واکنش جامعه بین‌المللی است. قدرت‌‌های کهنه‌کار در حوزه استعمار ملل به‌خصوص امریکا و انگلیس، همراه کردن یک کشور با سیاست‌های دولت‌های متبوع‌شان را دیگر از این طریق دنبال نمی‌کنند. آنچه برآیند عملکرد کشورهای استعمارگر بوده عمدتاً دو روش ماهرانه و به ‌دور از جبر و عملیات فیزیکی است:
از یک‌سو تربیت نخبگان کشورها در آکادمی‌های غربی- امریکایی و برنامه‌ریزی برای نقش‌آفرینی این نخبگان تربیت‌ یافته مکاتب غربی در بزنگاه‌های فرصت محور کشور مورد هدف، مورد استفاده قرار بگیرند.
سال‌هاست که نخبگان کشورهای مختلف از طریق بورسیه وارد دانشگاه‌های کشورهای غربی- امریکایی می‌شوند و هم از طریق فکری و مفهومی و هم از طریق تطمیع دستگاه‌های جاسوسی به ‌عنوان نیروی پرورش‌ یافته و همسو اما پنهان وارد موطن خود می‌شوند تا فرصتی فراهم شود که نقش خود را به نفع خاستگاه تعلیمی‌شان ایفا کنند که عمدتاً دستگاه‌های جاسوسی غرب نقشی را برای آینده اشخاص تعلیم‌ یافته در نظر گرفته و طی مراحل مختلف، فرد را به آن نقش نزدیک می‌کنند.
یکی دیگر از طرق نفوذ که احتمال عملیاتی شدن آن در پروژه پسابرجام می‌رود، ورود شرکت‌های چندملیتی در کشورهاست که از طریق سرمایه عظیمی که در این شرکت‌ها نهفته است، کادر‌سازی ویژه‌ای از طریق جذب افراد ذی‌نفوذ در کشور انجام می‌شود. این نهاد قدرت و ثروت دایره افراد مجذوب خود را با تفکرات و سیاست‌های امریکایی- غربی وارد عرصه‌های سیاسی از جمله انتخابات می‌کند و در نهایت ارکان مهم و سرنوشت‌ساز یک کشور را تحت سیطره خود قرار می‌دهد.
سال‌هاست که دغدغه‌مندان انقلاب اسلامی دائماً خطر نهادهای قدرت و ثروت داخلی را برای انتخابات بازگو می‌کنند و یکی از ملاک‌های اصلح بودن یک فرد را دوری از چنین کانون‌ها و نهادهایی خطاب می‌کنند چراکه قطعاً به‌محض ورود به کرسی قدرت، اهداف و منافع آن کانون در دستور کار این افراد قرار می‌گیرد.
حال با ورود چنین شرکت‌های بین‌المللی که عمدتاً مالکیت آنها از آن یهودی‌های صهیونیسم است یا کشورهای غربی- امریکایی مدیریت آنها را برعهده‌ گرفته‌اند، هرچند در ظاهر القا می‌شود که می‌توان از نظر اقتصادی از وجودشان بهره‌مند شد- که آن‌هم بعید به نظر می‌رسد و حضورشان نفی استقلال اقتصادی کشور را دربر خواهد داشت- ولی کانون قدرت و ثروت را از سطح داخلی به سطح بین‌المللی ارتقا می‌دهد که خطری بس هنگفت برای امنیت و استقلال سیاسی کشور به وجود می‌آورد.
سال‌هاست که استکبار درصدد رخنه در لایه‌های نظام جمهوری اسلامی است تا بتواند با سست کردن پایه‌های آن، از طرقی همسویی نظام را با اهداف خود در جهان و به‌خصوص در منطقه محقق کند. هر قدمی که از سوی خصم برداشته می‌شود، متضمن هدفی سوء و پلید در ورای آن هست که باید با ریزبینی و دقت لازم و برآورد و آینده‌‌پژوهی کارشناسی شده با آن مواجه شد و فرصتی برای تحقق اهداف شوم دشمن نداد.
منبع مقاله : دانا




هفت پروژه آمریکا برای نفوذ به ایران
 

 






 

شورای ملی ایرانیان آمریکا (NIAC) در گزارشی که در سال 2013 منتشر شد، برای نزدیک شدن آمریکا و متحدانش به دولت روحانی و در عین حال برای به حاشیه راندن تفکر مقاومت در برابر آمریکا در ایران، هفت استراتژی را به ایالات متحده پیشنهاد می‌‌دهد. پیش‌تر مشرق ابعادی از این گزارش را بررسی کرده بود، اما باتوجه به شرایط جدیدی که در مذاکرات هسته‌ای و به تبع آن در رابطۀ ایران و آمریکا بوجود آمده، موجب شد که به این گزارش نگاه عمیق‌تری داشته باشیم و با تکمیل جزئیات و کسب اطلاعات دقیق‌تری به بازخوانی آن بپردازیم:
این مطالعه که ادعا می‌شود به وسیله مصاحبه با مقامات ارشد ایرانی، نخبگان و تجار و سهام‌داران تهیه شده، تحت عنوان «دست‌های دراز- مشت‌های باز: جهت‌دهی مجدد چشم‌انداز ایران فراتر از توافق هسته‌ای» نام‌گذاری شده و ادعا دارد که ایران به سمت آمریکا و همچنین ایالات متحده به سمت ایران دست یاری باز کرده‌‌اند. این شورا که متشکل از ایرانیان مقیم ایالات متحده است، برگزاری گردهمایی و نشست‌های متعدد با سیاست‌مداران در واشنگتن در مورد وضعیت و سیاست‌گذاری روابط ایران با آمریکا را در کارنامه خود دارد.

 
هفت پروژه آمریکا برای نفوذ به ایران
شورای ملی ایرانیان آمریکا معروف به نایاک

این گزارش در مقدمه خود آورده است: اوباما گفت که اگر ایران مشت‌هایش را باز کند، آمریکا دست دوستی‌اش را به سوی او دراز می‌کند. حدود 5 سال بعد، انتخاب حسن روحانی به عنوان ریاست جمهوری ایران، این کشور فرآیندی عملی را به سمت دیدگاه اوباما شروع کرده است. برخلاف نظر عموم در واشنگتن، شواهد کمی مبنی بر این سخن که تحریم‌ها باعث باز شدن و انجام تغییرات عملی در ایران شده، وجود دارد. به علاوه، نتیجه‌ای غیر منتظره در انتخابات ریاست جمهوری ژوئن در ایران، در نتیجه به وجود آمدن همبستگی سیاسی بی‌سابقه پدید آمد و مردم ایران تصمیم گرفتند دیگر مانند انتخابات سال 2009 از تقلب سخنی نگویند.



نقاط نفوذ دشمن در عرصه‌ صادرات کجاست؟
 

 

نویسنده: علی اکبر کریمی




 

باتوجه به هجوم شرکت‌های اروپایی و آسیایی برای سرمایه‌گذاری و تجارت در ایران تأملی بر وضعیت تراز تجاری کشورمان با این کشورها ضروری به نظر می‌رسد تا بتوان با یک پشتوانه و دقت و حساسیت بیش‌تری در این زمینه تصمیم‌گیری کرد. به عبارت دیگر بایستی رویکرد جمهوری اسلامی و دولت محترم آن در برابر این هجوم و استقبال بی‌سابقه، نه رویکرد منفعل بلکه یک رویکرد فعال و پیشرو و با ابتکار عمل و محاسبه‌ی تمامی جوانب موضوع باشد. در همین راستا و برای جلوگیری از نفوذ اقتصادی دشمن، شناسایی نقاط ضعف صادرات کشور، مهم و ضروری است که در ذیل به عمده‌ی موارد آن اشاره می‌شود.

1. معضل تراز تجاری منفی کشور بدون نفت و کاهش صادرات غیرنفتی

بر اساس نتایج حاصل از آمار مقدماتی گمرک جمهوری اسلامی ایران، ارزش صادرات قطعی کالاهای غیرنفتی بدون احتساب میعانات گازی، طی پنج ماهه نخست سال 1394 ، رقم 12,165 میلیون یورو (معادل 13,377 میلیون دلار) و ارزش کل واردات نیز در این مدت، نزدیک به 15,275 میلیون یورو (معادل 16,911 میلیون دلار) بوده است که با مقایسه این ارقام، تراز بازرگانی خارجی جمهوری اسلامی ایران (بدون احتساب صادرات نفت خام و سایر موارد مندرج در توضیح کالاهای غیرنفتی) طی پنج ماهه نخست سال 1394 با کسری 3,110 میلیون یورو (معادل کسری 3,534 میلیون دلار) مواجه بوده است. در این مدت صادرات قطعی با احتساب میعانات گازی با کاهش 7.32 درصدی در وزن و کاهش 15.79 درصدی در ارزش دلاری مواجه بوده‌است که نشان از آن دارد که همچنان صادرات غیرنفتی ما در سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش قابل توجهی را در پی داشته‌است.

2. سهم بالای میعانات گازی و محصولات پتروشیمی در صادرات کشور

همچنین بنا برگزارش پنج‌ماهه‌ نخست سال جاری، تنها 45.09 درصد از ارزش صادرات کل کشور مربوط به محصولاتی غیر از میعانات گازی و محصولات پتروشیمی بوده‌است که شاید بتوان گفت ارزش‌افزوده‌ بیش‌تر و وابستگی کمتری به نفت داشته و در واقع اطلاق محصولات غیرنفتی بر آن صحیح‌تر می‌باشد. صادرات همین محصولات نیز در سال جاری با افت 20.08 درصدی در وزن و 6.80 درصدی در ارزش دلاری نسبت به مدت مشابه سال قبل مواجه شده‌اند. بر طبق آمار اتاق بازرگانی تهران از صادرات در سال جاری، 12 قلم عمده‌ی اول صادراتی کشور، به میعانات گازی و محصولات پتروشیمی اختصاص یافته‌است که به هیچ‌وجه نمی‌تواند مطلوب ما از صادرات نقتی و بویژه با ارزش افزوده‌ی بالا باشد و جای تأمل و توجه بسیاری از سوی مسئولین امر دارد.

3. سهم کم بازار کشورهای اروپایی و آفریقایی از صادرات ایران

کشورهای اروپایی که اکنون به دنبال گسترش روابط اقتصادی با ایران هستند و برای جبران عقب‌ماندگی‌های اقتصادی ناشی از بحران‌های مالی و اقتصادی اخیر به دنبال راه چاره‌ای می‌گردند، برای تصرف بازار ایران دندان تیز کرده‌اند، برای این منظور ما نیز بایست از این نیاز دولت‌های اروپایی حداکثر استفاده را برای منافع ملی خود ببریم و نگذاریم نیاز آنها به عنوان امتیاز به ما فروخته شود. در همین راستا مناسب است تا با نگاهی به آمار و اطلاعات موجود از تجارت خارجی ایران با کشورهای فوق‌الذکر که در هفته‌های اخیر به نوبت عازم سفر به تهران برای گسترش مبادلات تجاری هستند، با هوشیاری و حساسیت و واقع‌بینی بیش‌تری با این تقاضا مواجه شویم و قیمت خود را بالا ببریم. باید دانست که اروپاییان بر اساس ادبیات اقتصادی کشش قیمتی عرضه‌ی محصولاتشان به کشور ما پایین است و حاضرند ولو با قیمت پایین نیز وارد معامله با ایران شوند اما با ژست‌هایی از موضع بالا و اروپایی مدرن در مقابل کشورهای اصطلاحاً جهان سوم، نمی‌خواهند طرف مقابل از نقاط ضعف آنها بویی ببرد. حال آنکه کشور ما با تجربه‌ی سی‌ساله از تحریم‌های ظالمانه‌ی بعد از انقلاب، توانسته‌است نقاط ضعف خود را تاحدی پوشش داده و کشش تقاضای خود را بالا ببرد. از این رو دست برتر و برگ برنده در اختیار اقتصاد ماست و نه اروپا. میزان واردات و صادرات کشور در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که میزان صادرات ما به قاره‌ی آسیا، بیش از 90 درصد کل صادرات ما را تشکیل می‌دهد درحالی که تنها کمی بیش از 4 درصد صادرات کشور به قاره‌ی اروپا و کمی بیش از 3 درصد آن به قاره‌ی آفریقا اختصاص یافته‌است. این امر چند دلالت را می‌توان برای ما داشته باشد؛ اول اینکه بازار قاره‌‌های اروپا و بویژه آفریقا برای صادرات محصولات متنوع ایرانی، بکر و دارای ظرفیت بسیاری است بویژه که تعامل با کشورهای آفریقایی مسلمان می‌تواند بیش از گذشته تقویت گردد و منافع مشترک اقتصادی را برای دو طرف به دنبال داشته باشد. دوم اینکه نباید بازار کشورهای آسیایی که به فرموده‌ی مقام معظم رهبری بالغ بر 370 میلیون از جمعیت دنیا را تشکیل می‌دهد مورد غفلت و یا کم‌توجهی مسئولین امر واردات و صادرات واقع شود و ما به بهانه‌ی بازشدن درهای کشور بویژه برای اروپاییان، بخواهیم از این ظرفیت چشم‌پوشی کنیم. سوم اینکه بعد از حصول توافق نهایی و شکل‌گیری تعاملات خارجی بیش‌تر با کشورهای اروپایی ما در درجه‌ی اول بایستی به دنبال بازارهای بکر اروپایی برای صادرات محصولات متنوع و باارزش افزوده‌ی بالا و مزیت‌دار خویش باشیم و سهم این قاره را در سبد صادراتی خود گسترش دهیم. هرچند که بایست توجه داشت این کشورها نیز برای بازار 80 میلیونی ما دندان تیز کرده‌اند و اگر غفلت کنیم ممکن است در این رقابت خارجی آنها از ما پیشی گرفته و بازارهای داخلی ما را به نفع خود فتح نمایند. در واقع این عرصه همچون عرصه‌ی دیپلماسی و مذاکره میدان نبرد و زورآزمایی اقتصادی و تجاری خواهد بود.

4. افزایش صادرات نفت خام

رویکرد اولیه‌ دولت فعلی در رفع وابستگی بودجه به نفت که بارها از زبان وزیر اقتصاد و سایر اعضای هیأت دولت بیان شده بود، یک حرکت جدی برای حل مشکلات ساختاری اقتصاد کشور را نوید می‌داد. لزوم جایگزینی درآمدهای دیگری غیر از نفت برای اداره‌ی کشور، امری بود که رهبری معظم انقلاب بارها از آن یاد کرده و حتی در مقام عمل، جایگزین‌های پیشنهادی خویش مثلاً حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان و نیز بهره‌برداری صحیح از ظرفیت معادن کشور را مطرح ساختند. این در حالی است که ما همچنان به دنبال گسترش خام‌فروشی نفت خود به کشورهای اروپایی هستیم بطوری که وزیر اقتصاد و دارایی در دیدار با همتای ایتالیایی خود گفت توافق کردیم که با حذف تحریم‌ها، ایتالیا خرید نفت خود از ایران را افزایش دهد.(1) همچنین اگر نگاهی به مواضع و بیانات و عملکرد وزارت نفت بیندازیم شاهد اشتیاق عجیب و بی‌سابقه برای افزایش صادرات نفت خام کشور می‌باشیم. در آخرین اقدامات و مواضع، وزیر محترم نفت با بیان شرایط بی‌ثبات اعضای اوپک در تصمیم‌گیری برای کاهش تولید نفت در جهت مقابله با کاهش بی‌سابقه‌ی قیمت نفت و جلوگیری از ضرر اعضاء و در پاسخ به اینکه آیا افزایش تولید نفت ایران با توجه به قیمت پایین جهانی آن، منطقی و باصرفه است بیان کرد: « ما به هر قیمتی تولید نفت مان را افزایش می دهیم و راهی جز این نداریم؛». اولاً تأکید شدید ایشان با عبارت به هر قیمتی جای بسی تأمل دارد که وزارت نفت را چه شده‌است که حاضر است به هر قیمتی، فروش سرمایه‌ی ملی و رگ حیاتی اقتصاد این کشور را افزایش دهد؟ علاوه بر این ایشان در ادامه تأکید کرد که این موضع تنها سیاست وزارت نفت نیست و بلکه سیاست دولت است. آیا واقعاً مجموعه‌ی وزارت‌خانه‌ها و دستگاه‌های اجرایی کشور به این جمع‌بندی رسیده‌اند؟ وی در چرایی این سیاست چنین استدلال کرد «اگر افزایش تولید نفت ایران به موقع انجام نشود ما برای همیشه سهم خود را در بازار از دست خواهیم داد و برای فروش هر ١٠ هزار بشکه باید خواهش کنیم». (2) حال سؤال اساسی از وزیر محترم نفت این است که آیا بازپس‌گیری سهم ایران از بازار نفت اوپک آن‌قدر اهمیت دارد که دولت ایران حاضر شود با هرقیمتی و به هر قیمتی تن به افزایش تولید نفت بدهد در حالی که در هیچ کدام از سیاست‌های کلان و اسناد بالادستی چنین تأکید و اهمیتی بر این موضوع اصلاً مشاهده نمی‌شود. جالب‌تر اینکه برخی از صاحب‌نظران از جمله مدیر سابق امور بین الملل شرکت ملی نفت ایران با اشاره به سیاست‌های اقتصاد مقاومتی در وزارت نفت معتقدند بازگشتن به سهم 2.5 میلیون بشکه‌ای از صادرات در سبد نفتی اوپک عملاً فایده‌ای برای کشور نخواهد داشت و با یک حساب سرانگشتی بیان نمود: «اگر در بهترین حالت 4 میلیون بشکه نفت تولید کنیم و به 2.5 میلیون بشکه صادراتی که قبل از تحریم‌ها داشتیم برسیم و بازگردیم به همان شرایط قبل و مشکل فروش هم نداشته باشیم ما چقدر درآمد خواهیم داشت. اگر 2.5 میلیون بشکه صادرات را با 50 دلار قیمت هر بشکه در نظر بگیریم و حتی قیمت نفت نیز کاهش یابد و به 40 دلار برسد، یعنی بین 40 تا 50 دلار قیمت نفت شود، درآمد ما حدود 45 میلیارد دلار خواهد شد. از طرف دیگر اعلام شده است که صنعت نفت برای اینکه بتواند این میزان تولید و صادرات را داشته باشد باید سالانه 20 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کند. و اگر کشور دیگری به جز خودمان بخواهد در صنعت نفت سرمایه‌گذاری کند باید علاوه بر اصل پول، سود و بهره نیز به او بدهیم بنابراین اگر خودمان سرمایه‌گذاری کنیم 20 میلیارد دلار باید هزینه کنیم که با این شرایط 20 میلیارد دلار درآمد برای کشور باقی می‌ماند و اگر سهم 14.5 درصدی نفت را هم کم کنیم حدود 15 میلیارد دلار برای ما باقی می‌ماند. نماینده سابق ایران در اوپک ادامه داد: با این شرایط با 15 میلیارد دلار چه کاری می‌توانیم انجام دهیم و به کدام بخش می‌خواهیم پاسخ دهیم و این نیازهای عظیمی که وجود دارد را می‌توان با 15 میلیارد دلار پاسخگو بود؟(3)

5. عدم برنامه‌ریزی جهت اجرای سیاست‌های برنامه ششم و سیاست‌های اقتصاد مقاومتی

اما اگر سیاست‌های برنامه ششم توسعه را مرور کنیم به مواردی برمی‌خوریم که دقیقاً و صراحتاً مخالف این موضع‌گیری و در تقابل صد درصدی با آن است از آن جمله بند 10 امور اقتصادی که بر تغییر نگاه به نفت و گاز و درآمدهای حاصل از آن، از منبع تأمین بودجه عمومی به «منابع و سرمایه‌های زاینده اقتصادی» تأکید می‌کند. آیا برخوردی که ما با سرمایه‌های خود داریم این است که آنها را بفروشیم و از آن بدتر اینکه آنرا به ثمن بخس در اختیار بیگانگان قرار دهیم. هرگز یک فرد عاقل چنین عملی با سرمایه‌ی خود نمی‌کند. بلکه سعی می‌کند با سرمایه‌ی خود به تولید و کسب‌وکار بپزدازد. همان چیزی که در مورد صنعت نفت و گاز تحت عناوینی چون «تکمیل زنجیره ارزش صنعت نفت و گاز و کاهش شدت انرژی» (بند 11 امور اقتصادی)، «افزایش ارزش افزوده از طریق تکمیل زنجیره ارزش صنعت نفت و گاز و توسعه تولید کالاهای دارای بازدهی بهینه (براساس شاخص شدت مصرف انرژی)» (بند 16 امور اقتصادی)، «دانش بنیان نمودن صنایع بالادستی و پایین‌دستی نفت و گاز با تأسیس و تقویت شرکت‌های دانش‌بنیان برای طراحی، مهندسی، ساخت، نصب تجهیزات و انتقال فناوری به منظور افزایش خودکفایی» (بند 17 امور اقتصادی) به صراحت از آن یاد شده‌است.

سخن پایانی

به نظر می رسد که دولت ما در شرایط حساس کنونی که همه‌ دنیا چشم به اقتصاد ایران و شکوفایی آن دارند، نباید این چنین از نیاز خود به فروش نفت که سرمایه‌ حیاتی این کشور است سخن بگوید. آیا ما محتاج فروش نفت خود هستیم یا بیگانگانی همچون انگلیس و ایتالیا و فرانسه به نفت باارزش ما نیاز مبرم و حیاتی دارند؟ رهبرانقلاب بارها فرمودند باید اقتصاد در جهتی حرکت کند که اگر کشور اراده‌ قطع شیر نفت و صادرات نفت خود را نمود، بتواند با کم‌ترین مئونه‌ای این اقدام را انجام دهد. آیا عملکرد وزارت نفت و مجموعه‌ دولت در راستای این رهنمود دلسوزانه و خیرخواهانه و البته بسیار ضروری برای سرزمین ایران بوده‌ است؟ به نظر دیدبان برای اینکه بخواهیم اقتصادی مقاوم و روبه رشد و متکامل و قوی داشته باشیم، بیش از آنکه به بازیابی سهم خود در بازار نفت اوپک نیاز داشته باشیم، به سرمایه‌گذاری‌های عمده در جهت ایجاد شرکت‌های دانش‌بنیان و ایجاد ارزش افزوده‌ی فراوان از نفت خام و تکمیل صنایع تبدیلی پایین‌دستی نیاز داریم تا بتوانیم از این طریق نه تنها مشکل اشتغال کشور را حل نماییم بلکه با صادرات محصولات با ارزش افزوده‌ی بالا و کارا، اهمیت صادرات نفت خام را در اداره‌ی کشور، کاهش دهیم و زمینه را برای قطع وابستگی از نفت فراهم آوریم. بنابراین کشور به صادرات غیرنفتی نیاز دارد و نه صادرات نفت خام.

پی‌نوشت‌ها:

1. http://www.tasnimnews.com/Home/Single/820380
2. http://www.irna.ir/fa/News/81730880
3. http://www.farsnews.com/13940621000959

منبع مقاله: دیدبان




«تسلیم» برنامه سازش است
 

 






 

آمریکایی‌ها برجام را - بنابه گفته‌ی خودشان- محل ضربه به ما می‌بینند. آن‌ها و دنباله‌روان داخلی‌شان پس از ناکامی در تبدیل مذاکره به نمادی از سازش در بین مردم ایران، به‌دنبال سوءاستفاده از متن برجام هستند تا اگر از آن راه نشد از راه دیگری بتوانند به جمهوری اسلامی ضربه بزنند و یکی از این راه‌ها، سوءاستفاده از "زمینه‌ی برجام" است. سوءاستفاده از «زمینه» یعنی القاء جملاتی نظیر «تحمیل توافق به نظام»؛ یعنی القاء این‌که «آرمان‌ها به بهانه‌‌‌ی واقع‌بینی کنار گذاشته شوند»؛ یعنی «مردم ایران مانند مردم زمان امام حسن علیه‌السلام هستند» و... این جملات امروز در داخل کشور توسط رسانه‌ها و افرادی بیان می‌شوند که با خیال‌پردازی «جام‌زهر» در دوره‌ی مذاکره و «بزک آمریکا» به دنبال سازش بودند. اکنون آن‌ها ‌به دنبال این هستند که بگویند «شرایط، ما را مجبور کرد تا تسلیم شویم و تسلیم شدیم.» باور این جملات در ذهن نیروی مؤمن انقلابی یعنی القاء ناامیدی که گام بزرگی برای نفوذ است. وقتی نیروی «مؤمن که باید آماده به‌کار باشد» تسلیم زهر چنین القائاتی شد، دیگر نمی‌تواند در مقابل دشمنش تحرک لازم را داشته باشد و راه نفوذ باز می‌شود. اما جوان حزب‌اللهی می‌داند که زمینه‌ی رسیدن به این متن چیز دیگری بوده است نه آن‌ چیزی که جریان سازشکار سعی به القاء آن دارد:
۱. شرایط ما از حیث دستاوردهای واقعی تولید شده در کشور آن‌گونه بود که بتوانیم در دیپلماسی، آن‌ها را «تبدیل به منفعت ملّی» کنیم. «[در سال ۹۱] آن روزی که وارد مذاکرات شدیم»، نوزده‌هزار سانتریفیوژ از جمله دارایی‌هایی بود که «دستاورد قابل قبول و مهمّی» به حساب می‌آمد و «احساس کردیم با دست قوی داریم وارد [مذاکره] می‌شویم.(۰۲/۰۴/۹۴)
۲. دشمن ما، آمریکایی‌ها وقتی دستاوردهایی مانند دستیابی به سوخت بیست‌درصد را دیدند «فهمیدند ما بدون وابستگی می‌توانیم به فنّاوری پیشرفته دست پیدا کنیم.» و با ناکارآمد بودن تحریم‌ها ناچار شدند به ایران پیشنهاد بدهند که «می‌خواهیم مسئله‌ی هسته‌ای را حلّ‌وفصل کنیم» و صراحتاً گفتند که علاوه بر «برداشتن تحریم‌ها»، «ایران را به‌عنوان یک قدرت هسته‌ای خواهیم شناخت.»(۰۲/۰۴/۹۴) آمریکایی‌ها به دلیل شرایط داخلی‌شان در داخل و ناکارآمد بودن تحریم‌ها مجبور شدند پای میز مذاکره بیایند.
۳. مردم ما زمینه سوم شرایط مذاکره بودند. رهبر معظم انقلاب فرمودند: «بنده به تک تک این ملّت اعتماد دارم... معتقدم یَدُا...ِ مَعَ الجَماعَه؛ اعتقاد دارم دست خدا است که دارد کار می‌کند. بیست‌ودوّم بهمن را نگاه کنید، در آن سرما، روز قدس را نگاه کنید، در آن گرما با آن دهان روزه؛ چه کسی مردم را می‌آورد در این خیابان‌ها؟... این دست خدا است؛ خدا را می‌بینیم، اعتماد می‌کنیم به این حرکت مردمی.»(۲۰/۰۱/۹۴) مردم را باید این‌گونه شناخت.
۴. برای جمهوری اسلامی هم مذاکره جزیی از مسیر مبارزه و مقاومت بود. هدف مذاکره «عبور هنرمندانه از موانعی که دشمن... ایجاد کرده است.»(۳۰/۰۴/۹۲) «برداشته‌ شدن تحریم» و «به رسمیت شناختن قدرت هسته‌ای ایران» دو هدف از پیش تعیین شده برای مذاکره بود. به همین دلیل است که پس از رسیدن به "برجام" رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های عید فطر به اقرار دشمن بر «گردش صنعت هسته‌اى» اشاره می‌کنند و در دیدار خبرگان با اشاره به یکی دیگر از اهداف مذاکره یعنی لغو تحریم‌ها؛ با اقتدار گفتند اگر این مسأله تعیین تکلیف نشود، «پس معامله‌ای در کار نخواهد بود.»
این چهار عنصر نشان می‌دهد امروز، شرایط نه شرایط تحمیل است و نه اجبار برای پذیرفتن چیزی. در این روزهایی که بسیاری از نقاط غرب‌آسیا را بوی خون و باروت پُر کرده است و عکس‌های آیلان، کودک غرق‌ شده سوری- دل هر انسان پاک‌دلی را به درد می‌آورد، ایران نه تنها، «سرزمین امن منطقه» محسوب می‌شود بلکه مقتدرانه در تحولات آن تلاش می‌کند تا نقش تاریخی خود را برای دفاع از مظلومان انجام دهد. برای ایرانی که «حضور پُرمضمون مردمش در تشییع [غواص‌ها]، یکی از به یادماندنی‌ترین حوادث انقلاب» را رقم می‌زند، برای ایرانی که امروز دیگر کشورها از مقاومتش "الگو می‌گیرند"، برای ایرانی که رهبرش در منطقه و حتی فراتر از منطقه به‌عنوان راهبر محور مقاومت شناخته می‌شود، هیچ اجباری برای پذیرش هیچ چیزی برخلاف «منافع و مصالح ملی» وجود ندارد. نیروی مومن انقلابی با «روحیّه‌ی اسلامیِ مبارز و جهادی»(۱۸/۰۶/۹۴) تلاش می‌کند و می‌داند چه این متن تصویب بشود و چه نشود:
۱. در داخل کشور اقتصاد مقاومتی اولویت است.
۲. در منطقه سیاست‌های ما تغییر نمی‌کند.
۳. مبارزه با استکبار پایان نمی‌پذیرد و آمریکا اتم مصادیق استکبار خواهد بود.
منبع مقاله : Khamenei.ir




دشمن بر می‌گردد!
 

 






 

نفوذ دشمن از دروازه‌های اقتصادی

رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: «شواهد نشان می‌دهد که نظام سلطه پس از پایان مذاکرات و متن برآمده از آن، باز هم دست از فشار بر اقتصاد ایران برنخواهد داشت: «همه‌ی کسانی که ناظر مسائل گوناگون بودند، می‌توانستند حدس بزنند که هدف دشمن، فشار اقتصادی بر کشور است... طراحی‌ها نشان می‌داد که این‌ها می‌خواهند بر روی اقتصاد کشور متمرکز شوند.» (۳/۵/۱۳۹۱)
از سال ۸۸، سلسله‌ی نامگذاری‌های اقتصادی برای سال‌ها شکل گرفت. سه سال بعد نیز رهبر معظم انقلاب در استان خراسان شمالی، «مسأله اصلی کشور را اقتصاد» عنوان کردند. پس از آن و در زمان انتخابات ریاست جمهوری نیز از اقتصاد به عنوان «اولویت اصلی» نام بردند. هفته‌ی گذشته نیز در دیدار با هیأت دولت، مجدداً بر اینکه «مسئله‌ی اقتصاد... اولویّت اساسی است.» تأکید کردند. این تأکیدات نشانگر سه نکته است:

۱. مسأله‌ی اصلی ما در چند سال اخیر آسیب‌های اقتصادی بوده است؛ حتی زمانی که خواسته یا ناخواسته مذاکرات هسته‌ای به «محور بسیاری از تلاش‌ها» تبدیل شد. به همین دلیل، امروز بعد از رسیدن به یک متن هم، دوباره این مسأله مطرح شده است.
۲. رهبر معظم انقلاب در فروردین ۹۲ گفتند: «هفده هجده سال قبل به دولتی که در آن زمان سر کار بود... گفتم کاری کنید که ما هر وقت اراده کردیم، بتوانیم درِ چاه‌های نفت را ببندیم. آقایانِ به قول خودشان "تکنوکرات" لبخند انکار زدند که مگر می‌شود!؟ ... وقتی برنامه‌ی اقتصادی یک کشور به یک نقطه‌ی خاص متصل و وابسته باشد، دشمنان روی آن نقطه‌ی خاص تمرکز پیدا می‌کنند»...
اگر از همان سال‌ها با مدیریت شایسته، به دنبال رفع نواقص اقتصادی خود بودیم، امروز دشمن نمی‌توانست اینگونه از حربه‌ی اقتصادی علیه ما استفاده کند. تکرار و تأکیدات چندباره‌ی رهبر معظم انقلاب اسلامی در این سال‌ها نشان می‌دهد که ایشان هنوز هم از این مسئله ناراضی هستند.
۳. تا این ضعف‌های اقتصادی گریبانگیر ماست، دشمن هم برای ضربه بر ما خود را از مدار اقتصادی خارج نمی‌کند و با استفاده از تاکتیک «ضربه» و «نفوذ»، به دنبال تداوم جنگ اقتصادی است:

ضربه

وال‌استریت ژورنال به تازگی خبر داده که عده‌ای در آمریکا در حال آماده کردن قانونی جهت اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران هستند. آمریکا پیش از آن تلاش‌های فراوان و هزینه‌های زیادی متحمل شد تا به قول خودش، تحریم‌ها علیه ملت ایران را به اجماع برساند و در این راه نیز توانستند بر اقتصاد ما اثر منفی بگذارند. پس از تهیه‌ی "متن فراهم‌شده‌ی هسته‌ای" نیز اوباما گفته است که «تحریم‌های شدید خود را به دلیل حمایت ایران از حزب‌الله، یمن و سوریه، برنامه‌ی موشکی و نقض حقوق بشر حفظ خواهیم کرد.» آن‌ها حتی اگر نتوانند تحریم‌ها را تشدید کنند، اما همین حرکت هم پیام روشنی برای سرمایه‌گذارانی دارد که قصد ورود به بازار ایران را دارند و خواهان ثبات اقتصادی هستند.

نفوذ

چندی پیش اوباما در مصاحبه‌ای گفت: «اگر ایران در تجارت جهانی درگیر شود... بعد از آن برای او پایبندی به رویکرد فعلی ممکن نخواهد بود و تاجران ایرانی در مقابل اقدامات خارج از عرف ایران که تحریم‌ها را بر سر جای خود برمی‌گردانند مقاومت خواهند کرد.» این صحبت‌ها نشانه‌ای از طرح آمریکا برای ایجاد «نفوذ» و «تغییر رفتار» در داخل ایران است. در این‌راستا هم برخی نیز خواسته یا ناخواسته بازیگر داخلی نفوذ شده‌اند. تبلیغ موضوعاتی نظیر کمرنگ کردن «آرمان استقلال»، ضرورت پذیرش خواسته‌های نظام سلطه و... که این روزها کم‌وبیش از سوی برخی می‌بینیم، در جهت تغییر نگرش مردم و در نهایت برای تغییر رفتار آنان است.

ختام

جنگ تحمیلی اقتصادی سال‌هاست که آغاز شده است. وجود حفره‌های موجود در ساختار اقتصادی کشور و تجربه‌ی دشمن در استفاده‌ی از آن‌ها، این هشدار را به ما می‌دهد که دشمن دوباره از دروازه‌های اقتصادی، ورود و نفوذ خواهد کرد. در این میدان نبرد، با حرف نمی‌توان پیروز بیرون آمد. سیاست‌های اقتصاد مقاومتی راهبرد ما برای دفع شر دشمن است و اگرچه سهم دولت در اجرای این سیاست‌ها بسیار مهم است اما این امر به معنای رفع مسئولیت از دیگران نیست. جوان حزب‌اللهی که همیشه به‌عنوان پیشرو حرکت انقلاب بوده و خواهد بود، برای تحقق مطالبه‌ی رهبر معظم انقلاب وظایف مهمی بر عهده‌اش است که شناختن آن وظایف و عمل به آن، راه‌حل عبور از مشکلات اقتصادی خواهد بود.
منبع مقاله: Khamenei.ir




روزنه‌های نفوذ دشمن

 

نویسنده: حسین شمسیان




 

برخلاف آنچه دشمن می‌کوشد به عنوان واقعیت ایران اسلامی نشان دهد، مردم در ضرورت دشمنی با آمریکا و ستیز با مستکبرانی که هم و غمشان نابودی انقلاب اسلامی و ثمره خون فرزندان آنهاست، کمترین تردیدی ندارند. این واقعیت را دشمن بهتر از هرکسی می‌داند چون بارها و بارها از مردم سیلی خورده و به فضل خدا خواهد خورد. اما همه تلاش آنها این است که این خط نادرست را با به‌کارگیری دستگاه رسانه‌ای خود در داخل و خارج کشور، به جامعه و در مدلی بالاتر به مدیران نظام القا کنند و اینگونه وانمود کنند که مردم از حمایت انقلاب خویش دست برداشته‌اند! آنها می‌کوشند رای مردم در هر انتخابات را با این نگاه ارزیابی کرده و آن را در همین مضمون نادرست تحلیل و تفسیر کنند و روی ابر آرزو‌های خام خویش پرواز کنند! خیالی خام و سودایی ناتمام که به فضل الهی هرگز محقق نشده است.
اما با اینکه هم امام راحل عظیم‌الشان و هم رهبر عزیز انقلاب بر وفاداری و ایستادگی مردم بر سر اصول انقلاب صحه گذاشته و از آن تجلیل کرده‌اند، باید گفت این تنها یک روی سکه - و البته روی مهم آن - است و لاجرم همه ماجرا نیست و دشمن را از تلاش- مذبوحانه - برای نفوذ در صف به هم فشرده مردم ناامید نکرده و نمی‌کند. روی دیگر این سکه، تلاش آنها برای نفوذ در مسئولان و از آن طریق نفوذ در شبکه مدیریتی کشور است. عده‌ای با شنیدن و خواندن این سخنان، بلافاصله چهره در هم کشیده و ناراحت می‌شوند که چرا برخی مسئولان کشور را نفوذی قلمداد کرده و زحمات آنها را نادیده می‌گیرید!؟ اما اساسا سخن بر سر این نیست که دشمن عوامل خود را به داخل کشور گسیل کرده یا با ترفندهای متعارف و معمول از آنها در شبکه مثلا جاسوسی خود بهره می‌گیرد! برعکس مراد این است که تا حد ممکن راه‌های نفوذ دشمن در بین مسئولان بسته شده و روزنه‌ای که آنها بدان دل بسته‌اند کور شود. رهبر انقلاب در دیدار اخیر خود با هیئت دولت، صراحتا به خطر نفوذ دشمن اشاره کردند و فرمودند: «اینها درصدد نفوذند، درصدد رخنه کردنند؛ این رخنه از جاهای مختلفی ممکن است باشد؛ مواظب باشید. یک وقت آدم خبر می‌شود که فرض بفرمایید فلان سازمان آمده یک بخشی از مجموعه‌ فرهنگی ما را ... به یک شکل خاصّی دارد هدایت می‌کند؛ این را آدم می‌فهمد، بعد که نزدیک می‌شود می‌بیند کار خطرناکی و کار بزرگی است امّا آدم توجّه نداشته؛ اینها رخنه است؛ در زمینه‌های گوناگون؛ در زمینه‌های اقتصادی، در رفت ‌و آمدها، در همه‌ دستگاه‌ها...» در این مدل از پروژه نفوذ، کسانی هدف قرار می‌گیرند که علی‌الظاهر- و البته باطنا نیز- هیچ وابستگی به دشمن ندارند، نه مستقیم نه غیرمستقیم. نه از کسی و جایی فرمان می‌گیرند و نه نسبت به آرمان‌های انقلاب اظهار پشیمانی می‌کنند، اما نقاط ضعف و معایبی در کارشان هست که دشمن از آنها به عنوان پل پیروزی استفاده می‌کند و از آن طریق به داخل شبکه مدیریتی کشور نفوذ می‌کند. در این مسیر علل و موضوعات مختلفی قابل شرح و طرح است:
یکی از اصلی‌ترین نشانه‌های این مدل‌ها، نادیده گرفتن دشمنی دشمنان و فراموشی خیانت‌ها و خباثت‌های آنان در حق مردم است. اینکه یک مقام مسئول در نظام جمهوری اسلامی، آمریکا را دشمن نداند و در قول و فعل به این باور باشد که آمریکا هم کشوری است مثل سایر کشورها و می‌توان با او مثل فلان کشور همسایه یا فلان کشور آفریقایی مراوده داشت، آغاز انحراف و نقطه شروع پروژه نفوذ است. این فرایند لزوما به فرمان آمریکا شکل نگرفته اما فارغ از علت و ریشه این باور غلط، باید آن را مهم‌ترین رخنه نفوذ دانست. در همین دیدار اخیر حضرت آقا فرمودند: «یک نکته‌ای را من ... در ذهنم هست که جزو نگرانی‌های من است، جزو دغدغه‌های بنده است و آن این است که ما توجّه کنیم به هدف‌هایی که دشمنان صریح جمهوری اسلامی در ذهن خودشان دارند می‌پرورانند و کارهایی که می‌خواهند انجام بدهند. مسلّم است که دشمنی‌های دشمنان جمهوری اسلامی از اوّل انقلاب تا حالا کاسته نشده؛ ... همان کارهایی که از روز اوّل انقلاب می‌کردند، امروز هم می‌کنند؛ منتها خب کارها تطوّر پیدا کرده، شیوه‌های کاری آنها تحوّل پیدا کرده... یک‌وقت یک‌جور دشمنی می‌کردند، ضربه می‌زدند، حالا با ابزار دیگری، با وسیله‌ دیگری؛ این را نباید از نظر دور داشت... ممکن است اظهارات آنها جور دیگری باشد امّا واقعیت‌های خارجی همان دشمنی را نشان می‌دهد و شاخص‌های دشمنی است؛ منتها با شیوه‌های خاصّ خودش... عمده این است که فراموش نکنیم که در مقابل ما یک جبهه‌ای وجود دارد - جبهه دشمن- که بنای بر دشمنی دارد... (قرار داریم)» صراحت این سخنان - که پیش‌تر نیز بارها و بارها از سوی ایشان مورد تاکید قرار گرفته بود- حاکی از جدی بودن خطر دشمن و هشدار درباره خطر غفلت از دشمنی دشمنان قسم‌خورده نظام است.
اما ممکن است افرادی به دشمنی دشمن اذعان داشته و حتی آن را ابراز کنند اما در عمل، جدول دشمن را تکمیل کنند! چگونه!؟ می‌دانیم و بارها هم ثابت شده که دشمن درصدد ناامید کردن مردم از آینده است، درصدد اثبات ناتوانی ایرانی در اداره کشور است، درصدد اثبات این نکته است که هر پیشرفت و ترقی و رفاهی، تنها و تنها از مسیر کرنش در برابر غرب و گردن کج کردن پیش آمریکا می‌گذرد. می‌دانیم که اصلا، اصلی‌ترین نبرد ما با آنها در همین ساحت قابل ارزیابی است که ما مدعی برافراشتن پرچم تمدن توحیدی هستیم که مقابله با ظلم و غارتگری لازمه آن است و آنها درصدد به پایین کشیدن این پرچمند. حال اگر مسئولی رسما و علنا اعلام کند که متوجه دشمنی آمریکا هست ولی در عمل مردم را از توان داخلی ناامید کند، گشایش را در لبخند آمریکا خلاصه کند، اقتصاد مقاومتی و تامین زیرساخت‌های حیاتی به دست مردم را در حد شعار بپذیرد اما نه تنها هیچ اقدام عملی برای تحقق آن نکند بلکه همه راه‌ها را به سوی آن مسدود کند، قطعا و بی‌تردید، دشمن‌شناسی‌اش به کار نیامده و مواضعش نقطه امید دشمن برای نفوذ به حساب می‌آید. مسئولی که در عمل و تصمیم‌گیری معتقد باشد خودکفایی شعار و آرزویی غیرقابل تحقق است، یا جرات نداشته باشد که از امکان تمدن‌سازی و ایفای نقش مدیریتی ایران در جهان آینده سخن بگوید و تصمیماتش به گونه‌ای باشد که صنعت و دانش و تمدن و فرهنگ ایرانی و اسلامی ما را در برابر تمدن غرب حقیر و ناچیز قلمداد کند و به دنبال همه چیز در آن سوی آب‌ها بگردد و آمریکا را ابرقدرت مطلق‌العنان در همه عرصه‌های تمدنی بداند و ناچار به اقتضائات این باور مسموم تن دهد، عملا همه ابزارهای نفوذ دشمن را پذیرفته و بهترین سرپل برای گسیل باور مسموم «ما نمی‌توانیم» قلمداد می‌شود و عملا جدول دشمن را تکمیل می‌کند. رهبر انقلاب در خصوص هوشیاری و پرهیز از این لغزش فرمودند: «این را مطلقاً همه‌ مسئولین مختلف ... دستگاه‌های اقتصادی، دستگاه‌های فرهنگی توجّه داشته باشند که ما در داخلِ نقشه‌ طرّاحی شده‌ دشمن قرار نگیریم و بازی نکنیم؛ که فلان تصمیمی که ما می‌گیریم، چه در زمینه‌ سیاست، چه در زمینه‌ اقتصاد، چه در زمینه‌ تجارت، چه در زمینه‌ فرهنگ، کمک بکند به آن بسته‌ تعیین‌شده‌ دشمن که برای خودشان هست.»
اما گروه سومی داریم که ظاهری موجه‌تر و رفتاری باورپذیرتر و در عین حال خطرناک‌تر دارند! اینها کسانی هستند که ممکن است دشمنی آمریکا را قبول داشته باشند، معتقد باشند ایرانی مسلمان توان و عرضه همه کاری دارد و می‌تواند در همه عرصه‌ها نقش‌آفرینی کند، اما با محاسبات و مناسبات - به ظاهر منطقی- به این باور رسیده‌اند که ما -علی رغم میل باطنیمان- توان رقابت و رویارویی با ابرقدرت‌ها و ارائه مدلی نوین و تمدنی اسلامی به جهان را نداریم، پس بهتر است همچون شهروندی سر به زیر و سر به راه، به کنجی خزیده و از ادعاها و آرمان‌های خود دست برداریم! چرا که آرمان‌های ارزشمندمان با واقعیت‌های موجود تناسبی نداشته و ما ناگزیریم که به واقعیت تن دهیم! نبرد ذهنی این دسته، جدال «آرمان» و «واقعیات» است. جدال خطرناکی که براساس آن که نشات گرفته از «عقل محاسب غربی» است، نه تنها اصل انقلاب اسلامی،که قیام و بعثت انبیاء الهی در برابر طاغوت‌های زمانشان، از اساس امری خطا و بر خلاف واقعیات و بدیهیات عقلی تلقی می‌شود و نباید در آن راه پای می‌نهادند! بارزترین نقطه انحرافی ذهن این گروه «ایمان نداشتن به غیب» و فراموشی امداد‌های غیبی است، آنها در عین مسلمان بودن، همه چیز را صرفا در چارچوب «دو دو تا چهارتای مادی» محاسبه می‌کنند و هیچ وزن و سهمی برای اراده الهی و نصرت و یاری او قائل نیستند. قطعا اگر این گزاره به عنوان اعتقاد این افراد به آنها یاد‌آوری شود، برآشفته می‌شوند و آن را از اساس رد می‌کنند! اما اینجا سخن از باور است نه گفتار. تردیدی نیست که هر مسلمان مومن و باورمند به غیب هم برای امور خود محاسبه می‌کند و با تدبیر و برنامه‌ریزی آن را به پیش می‌برد، اما تفاوت اینجاست که مومن، افزون بر توان ظاهری و مادی خود، به نصرت الهی هم اعتقاد و بالاتر از آن اعتماد دارد و برای آن حساب ویژه‌ای باز می‌کند. مومن، با عقل و خرد جمعی برنامه‌ریزی می‌کند، به نظر دیگران اهمیت می‌دهد و خود را در دانش آنها شریک می‌کند، در مقام عمل، سختکوش‌ترین فرد از بین همگنان خود است، خواب و آسایش را بر خود حرام می‌کند، کمر همت می‌بندد و از رفاه و آرزو‌های خود چشم می‌پوشد تا گره‌ای از کار مردم باز کند و در همه این لحظه‌ها نصرت الهی را می‌طلبد. اما افراد این گروه اخیر، حال فکر کردن ندارند، حوصله حرکت جهادی و شب بیداری ندارند، خسته‌اند! و چون چنینند با محاسبه‌ای فوری به این نتیجه می‌رسند که «ما نمی‌توانیم»! البته آنها همه این تسلیم و ذلت‌پذیری را در قالب توجیهات زیبا و به ظاهر منطقی و طرح دوگانه «آرمان- واقعیت» ابراز می‌کنند تا امکان نقد را از مخالفان سلب و عوام را با خود همراه کنند. رهبر عزیز انقلاب درباره نسبت آرمان‌ها و واقعیات در ماه مبارک رمضان اخیر فرمودند: «یک ‌عدّه‌ای تبلیغ می‌کنند و وانمود می‌کنند که آرمان‌خواهی مخالف واقع‌گرایی است؛ نه آقا، آرمان‌خواهی مخالف محافظه‌کاری است، نه مخالف واقع‌گرایی. محافظه‌کاری یعنی شما تسلیم هر واقعیتی - هرچه تلخ، هرچه بد- باشید و هیچ حرکتی از خودتان نشان ندهید؛ این محافظه‌کاری است. معنای آرمان‌گرایی این است که نگاه کنید به واقعیت‌ها و آنها را درست بشناسید؛ از واقعیت‌های مثبت استفاده کنید، با واقعیت‌های سلبی و منفی مقابله کنید و مبارزه کنید. این معنای آرمان‌گرایی است. چشمتان به آرمان‌ها باشد.»
منبع مقاله: کیهان



 

 



سلطه آمریكا و مسئله روزنه‌های نفوذ
 

 

نویسنده: مسعود شهیدی




 

رهبر معظم انقلاب اسلامی ضمن تبیین دو استراتژی دشمن در قالب اختلاف افکنی و نفوذ در دیدار با اعضای مجمع جهانی اهل بیت(ع) - مورخ ۱۳۹۴/۰۵/۲۶-، در دیدار با در دیدار رئیس جمهور و اعضاى هیئت دولت‌ - مورخ ۱۳۹۴/۶/۴- نیز برای چندمین بار بر ضرورت درک دشمنی پایان ناپذیر صهیونیستها و آمریکایی‌ها و ضرورت هوشیاری در مقابل نفوذ پیچیده و تدریجی دشمن تاکید فرمودند. باید این دشمنی و این نفوذ را که متاسفانه هنوز برای برخی از کارگزاران و دولتمردان ما به درستی شناخته شده نیست با زبان‌های مختلف تبیین نمود.
تاریخ دویست ساله کشور ما، آیینه بسیار روشنی است که می توان در آن دشمنی قدرت‌های جهانی و نفوذ آنها در ارکان کشور را به خوبی مشاهده کرد. اگر این تاریخ مورد مطالعه قرار گیرد شیوه‌های نفوذ، راه‌های نفوذ، عوامل نفوذ، ابزارهای نفوذ، روزنه‌های نفوذ و نتایج و تبعات نفوذ شناخته می‌شود و از تکرار حوادث تلخ و ناگوار گذشته پیشگیری می‌شود. هدف اصلی دشمن از نفوذ در کشور مهمی مثل ایران، اثرگذاری بر تصمیمات و موضع‌گیری‌های مسئولین، نخبگان و رسانه‌ها و از طریق آنها اثرگذاری بر شعارها و آرمان‌های مردم است تا شاید راه تسلط دوباره بر ایران برایش فراهم شود. هرگز نباید گمان کرد که نفوذ دشمن در یک نظام اجرایی محدود به عواملی مثل جاسوس‌های حرفه‌ای یا مزدورانی است که با چهره‌های ظاهراً موجه، در جایگاه‌های حساس کشور نفوذ می‌کنند. البته از این عوامل تاکنون در سطوح مختلف دستگاه‌ها وجود داشته و بعضاً دستگیر شده و در آینده نیز در معرض چنین آفاتی قرار داریم، اما آنچه مهمتر از این جاسوس‌های رسمی است، مسئولین هستند که ندانسته و ناخواسته در جدول دشمن قرار گرفته و از روی ساده‌لوحی، خطای محاسبه یا هواهای نفسانی پازل دشمن را تکمیل می‌کنند. آنها نه جاسوس‌اند و نه حقوق‌ بگیر ولی عملکرد آنها و موضع‌گیری‌های آنها در نقشه طراحی شده دشمن قرار می‌گیرد. اینگونه افراد که در طول سی و پنج سال گذشته هم در بین مسئولین هم در بین نخبگان و هم در بین صاحبان رسانه و قلم بسیار بوده‌اند اگر فقط مواضع و عملکرد خود را با مواضع و عملکرد رسمی آمریکا مقایسه کنند به سادگی می‌توانند موارد مشابه را مشاهده کنند. این کار دشواری نیست، ولی متاسفانه از آن غفلت می‌ورزند. مردم نیز به سادگی می‌توانند مواضع مسئولین را با مواضع دشمن مقایسه کنندواگر مشابهت‌هایی دیدند به آنها هشدار دهند و اگر هشدارها موثرواقع نشد مطمئن شوند که سهو و خطایی در کار نیست و از روی عمد مواضع دشمن تقویت می‌شود که در این صورت دیگر نمی‌توان به چنین افرادی اعتماد نمود. یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در موضع‌گیری‌های مسئولین و نخبگان باید مورد توجه قرار گیرد، موضع‌گیری آنها نسبت به دشمن است. برخی مسئولین، نخبگان و رسانه‌های ما موضع نرم و دوستانه در مقابل تهدید یا تحقیرها و درشت‌گویی‌های دشمن دارند و حتی سعی در تبرئه و بزک کردن دشمن می‌کنند. این افراد دانسته یا ندانسته، خواسته یا ناخواسته مثل عامل دشمن در داخل کشور عمل می‌کنند. این یک مسئله ساده نیست که بتوان از آن چشم‌پوشی کرد. اگر دشمن نیروهای مزدوری را در داخل کشور ما به کار می‌گرفت از آنها چه انتظاری داشت، طبیعی است که اولین انتظار این بود که چهره کریه او را برای مردم زیبا جلوه می‌دهند و انگیزه مردم برای مقابله را کاهش داده آنها را به تردید وادارند. در کلیه نظام‌های دنیا این عمل یک عمل خائنانه محسوب می‌شود و نوعی خلع سلاح کردن روانی مردم در مقابل دشمن است. حاصل عمل کسی که از روی آگاهی و با برنامه و دستور دشمن خانه‌ای را آتش می‌زند چه تفاوتی دارد با کسی که از روی خطا و بی‌دقتی آن خانه را آتش می‌زند. حساسیت ملی نسبت به اینگونه افراد غافل و این گونه موضع‌گیری‌های آنها باید روز به روز افزایش یابد. مذاکرات هسته‌ای اگر چه پایان یافته اما باید دید در مرحله عمل آیا تحریم‌ها برداشته می‌شود یا نه، اما ساده لوحی است اگر کسی گمان کند این گفتگوها و لبخندها معنایش این است که دشمنی آمریکا با ما پایان یافته و از این پس آمریکا چشم طمع از سرزمین ما برخواهدداشت.
اگر هر فرد عادی، علت دشمنی آمریکا با ایران را مورد مطالعه قرار دهد به سادگی خواهد فهمید که دشمنی آمریکا اصلا ارتباطی با مسائل هسته‌ای ندارد و مسائل هسته‌ای بهانه‌ای بوده برای ترساندن ایران، محدود کردن توانایی‌های ایران و محدود کردن اثرگذاری ایران بر منطقه و زمینه‌سازی برای نفوذ کردن در داخل ایران و یارگیری از آن برای انجام تغییرات در ایران. علت اصلی دشمنی آمریکا برمی‌گردد به لقمه چرب و نرمی که ملت ایران از حلقوم آمریکا بیرون کشیده و سی سال است او را در حسرت بلعیدن دوباره این لقمه بی‌‌قرار کرده است. ایران از هر نظر یکی از گرانبهاترین سرزمین‌های جهان برای قدرت‌های استکباری بوده است.
دو نقطه از نقاط استراتژیک جغرافیای جهان‌ یعنی تنگه هرمز و جزایر تنب کوچک و بزرگ در اختیار ایران است. هر قدرتی این دو نقطه را در اختیار داشته باشد می‌تواند بر سرنوشت جهان تاثیر بگذارد. خلیج فارس شریان حیات صنعت و اقتصاد جهان است. یک چهارم نفت دنیا از خلیج فارس خارج می‌شود و ایران 1295 کیلومتر مرز آبی با این شاهراه آبی دارد و این یعنی خلیج فارس در اختیار ایران است.
عظیم‌ترین منابع نفت و گاز دنیا در اطراف خلیج فارس است و این آبراه شاهرگ حیاتی تمدن غرب است. دو میلیارد مسلمان جهان به عنوان بزرگترین جمعیت دینی دنیا در شرق و غرب و شمال و جنوب ایران قرار دارند و حکومت شاه درست مثل حکومت رژیم اشغالگر قدس یک ژاندارم برای کنترل این جمعیت بود.
انقلاب معجزه‌آسای امام خمینی(ره) این منطقه را که صد در صد در اختیار آمریکا و اسرائیل بود و همه منافعش را طی پنجاه سال متعلق به خود می‌دانستند، نه تنها از قبضه قدرت آنها خارج کرد بلکه به عنوان یک رقیب قدرتمند در مقابل آنها قرار گرفت. یک ابرقدرت یکه‌تاز در دنیا چنین جسارتی را نمی‌تواند ببخشد و تا وقتی دوباره این سلطه را به دست آورد، آرام نخواهد گرفت. دشمنی آمریکا ارتباطی به اشتباهات احتمالی دولت‌ها و مجلس‌ها در طول این سی سال ندارد و ارتباطی به لبخند زدن یا لبخند نزدن مسئولین ندارد.
دشمنی آمریکا ارتباط با حدود بیست میلیون بشکه نفت دارد که هر روز از خلیج فارس باید خارج شود و سرنوشت آن دردست ایران قرار گرفته است. دشمنی آمریکا ارتباط با متحول شدن دو میلیارد مسلمان جهان از اندونزی تا لیبی و مراکش دارد که قبلا تحت سلطه آمریکا بوده‌اند و امروز تحت تاثیر ایران اسلامی فریاد استقلال‌طلبی و آزادی‌خواهی با ظهور بیداری اسلامی سر می‌دهند. این دو عامل را اگر با هم جمع کنیم معنایش این است که سرنوشت قدرت‌ها و ابرقدرت‌های غربی به اراده مسلمانان گره خورده و این برای غرب غارتگر قابل تحمل نیست. این ریشه اصلی دشمنی آمریکا است نه موضوع هسته‌ای که با حل و فصل آن دشمنی خاتمه یابد.
مسئله هسته ای ایران از هشت سال قبل برای آمریکا حل شده بود و آقای برژینسکی در مصاحبه‌ای گفت: همانطور که چین هسته‌ای را ابتدا قبول نمی‌کردیم و بعد مجبور شدیم قبول کنیم، ایران هسته‌ای را هم باید قبول کنیم. آقای اوباما پنج ماه پس از ریاست جمهوری اول خود طی سخنرانی که در دانشگاه الازهر مصر ایراد کرد، گفت: «همه کشورها از جمله ایران می‌توانند از توانایی هسته‌ای صلح‌آمیز بهره‌مند باشند.»
او طی پیامی که از طریق سلطان قابوس در اواخر دولت قبل فرستاد اعلان کرد حاضر است تحریم‌ها را بردارد و حقوق هسته ای ایران را به رسمیت بشناسد. آنها به خوبی دریافته‌ بودند که حمله نظامی و تحریمها توان آن را ندارند که ملت ایران تسلیم کنند.
اگر فتنه 88 اتفاق نمی‌افتاد و برخی سران فتنه به آمریکا نامه نمی‌دادند و آنها را به تشدید تحریمها تشویق نمی‌کردند در همان سال‌ 88 مسئله هسته‌ای ایران با هزینه‌ای بسیار کمتر حل و فصل شده بود و نیازی به این همه امتیازدهی نبود.
باید پذیرفت که وقتی در منطقه صدها بمب اتمی وجود دارد و وقتی آمریکا هزارها بمب اتمی دارد بودن یا نبودن یک بمب برای آمریکا اهمیتی ندارد که بخواهد خود و پنج قدرت جهانی را ده سال معطل آن کند. مگر با یک بمب اتم چه تغییری می‌توان در معادلات جهانی ایجاد کرد. مسئله اصلی خصومت آمریکا ریشه‌دارتر و مهم‌تر و حیاتی‌تر از یک بمب است. بمب یک بهانه برای ایجاد وحشت در افکار عمومی دنیا بود، آنها می خواهند سلطه بر سرزمین‌های اسلامی ومنابع آنها و بازار آنها و نفت آنها در صد ساله آینده برایشان تضمین شود و ایران مانع این غارتگری است.
متاسفانه برخی از مسئولین به علت ضعف نفس و اشتباه در محاسبه و تحلیل آمریکا را ارباب جهان و خود را رعیت این دهکده می‌دانند و صراحتاً می گویند باید رضایت ارباب را جلب کنیم تا او امتیازات یک رعیت را به ما بدهد و بتوانیم مثل ترکیه زندگی کنیم. آرمان‌ بزرگ آنها ترکیه است. آنها هنوز باور نکرده‌اند فصل تازه‌ای از تاریخ آغاز شده که اسلام با دو میلیارد جمعیت و یک فرهنگ زنده و پویا و عظیم‌ترین منابع اقتصادی حرف اول را در آن خواهد زد و آمریکا و قدرت‌های غربی هیمنه ابرقدرتی خود را از دست خواهد داد و در سراشیب بحرانم‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی متلاشی خواهند شد.
بازی کردن در جدول دشمن، قرار گرفتن در نقشه دشمن، تکرار کردن مواضع دشمن، دوستی کردن با دشمن، دشمن را به خانه خود راه دادن، عوامل دشمن را جاه و مقام دادن، منافع ملت را حاتم‌وار به دشمن بخشیدن و نظام ارباب رعیتی را به عنوان نظم جهانی پذیرفتن خطاهای بزرگ و جبران‌ناپذیری است که برخی از مسئولین و نخبگان و رسانه‌های ما مرتکب آن می‌شوند.
انگیزه بسیاری از آنها وطن‌فروشی و خیانت نیست بلکه در عمق وجودشان خود را رعیت و آمریکا را ارباب می دانند و مرعوب و مجذوب و مفتون آمریکا و اروپا هستند. دویست سال است این خودباختگی در مقابل غرب بخشی از تفکر دولتمردان، روشنفکران و نخبگان ما را فرا گرفته و هنوز هم ادامه دارد.
سیدحسن نقی‌زاده که از فعالان صدر مشروطیت است در سرمقاله مجله کاوه در شماره 36 سال 1399 قمری که در برلین منتشر می‌شد حرف اول خود و همفکرانش را اینگونه بیان کرد: «وظیفه اول همه وطن‌پرستان ایران قبول و ترویج تمدن اروپا بلاشرط و بلاقید و تسلیم مطلق شدن به اروپا و اخذ آداب و عادات و کل اوضاع فرنگستان است. ایران باید ظاهراً و باطناً و جسماً و روحاً فرنگی‌‌مآب شود تا پیشرفت کند.»
این تفکر و این نگاه ارباب و رعیتی سبب شد نقی زاده در زمان رضاشاه به عنوان وزیر دارایی حکومت پهلوی قرار داد ننگین 1932 را که تمامی اختیار و حاکمیت و مالکیت نفت ایران را برای مدت 60 سال در اختیار بریتانیا قرار می‌داد به آسانی امضا کند و آن را یک خدمت بزرگ به ایران به حساب آورد.
امام خمینی در مورد مهندس بازرگان و نهضت آزادی‌ که همین دیدگاه ارباب و رعیتی را داشتند و این روزها به عنوان الگوی مسئولان و نخبگان و رسانه‌ها مورد تحلیل قرار می‌گیرند، فرموده‌اند:
«اگر خدای متعال عنایت نفرموده بود و مدتی در حکومت باقی مانده بودند... ملت عزیز ما اکنون در زیر چنگال آمریکا و مستشاران او دست و پا می‌‌زد و اسلام عزیز چنان سیلی از ستمکاران می‌خورد که قرنها سربلند نمی‌کرد.»(1) باید دولت و ملت دست به دست هم دهند و راه نفوذ آمریکا و راه بازگشت آمریکا را سد کنند.

پی‌نوشت‌:

1- صحیفه امام (ره)، جلد 20، صفحه 479 (مورخه 30 بهمن 1366)

منبع مقاله: روزنامه رسالت




راه های مقابله با شیوه‌های نفوذ غرب از دیدگاه امام خمینی (ره)
 

 

 

 

 

 

 

 

امام خمینی (ره) به عنوان مصلحی درد آشنا با توجه به شناخت دقیقی که از غرب و استعمار آن داشتند راه حلهای مقابله با آن را نیز تعیین فرموده اند و در این راه نیز گامهای عملی را در راه سازندگی و حرکت امت اسلامی برداشتند چنانچه توسط همین رهنمودها بود که امت اسلامی ما به حرکت در آمد.

 

غرب و توجه به غرب در نگاه امام خمینی (س)

به اعتقاد امام غرب و تیرگی و ظلمت است. مادی و شیطانی است و توجه به آن نیز موجب خروج از نور به ظلمات و مادی شدن معنویات و خروج از ملیت و استقلال و اسلامیت است.

چنانچه می فرمایند:
"اینهایی که توجهشان به غرب ... اینها در ظلمات فرو رفته اند و اولیاء شان طاغوت است. واقعیات پیش آنها در سطح و تیرگی هستند که اینها اولیاء شان طاغوت است. از نور مطلق، از هدایت از استقلال، از ملیت، از اسلامیت اینها را بیرون می کند و وارد می کند در ظلمت ها. "
صحیفه نور. جلد 9 صفحه 63- 59
از طرفی دیگر امام تفاوت فرهنگ اسلامی و غربی را چنین می فرماید:
"آنچه در اسلام مطرح است اموال نیست، مادیات نیست ، معنویات است. اگر انسان ساخته شود همه چیز بصورت معنویت در می آید یعنی مادیات هم بصورت معنویت در می آید. اگر چنانچه قشرها شیطانی باشند... معنویات هم بصورت مادیات در می آید، فانی در مادیات می شود. "
صحیفه نور - جلد 7- صفحه 59

 

شیوه های نفوذ غرب در کشورهای شرقی
 

الف) مطالعه جهات مختلف ممالک شرق:

توجه غربیها به ممالک شرقی پس از رنسانس و انقلاب صنعتی بیشتر به دلیل جنبه های استعماری و داعیه سرمداری پیشرفت از جانب آنان و عقب افتادگی کشورهای شرقی بوده است. غربیها برای تحقق این امر ابتدا به مطالعه کارشناسانه ای دست زده و براساس اطلاعات بدست آمده اقدام به نفوذ و استعمار پرداختند.

به همین سبب امام خمینی (س) می فرمایند:
"در طول بیش از سیصد سال که اجنبی ها راه پیدا کردند به شرق مشغول شدند در همه جا جهات شرق، در جهات مادی در جهات معنوی در روحیات گروه های مختلفی که در شرق موجود است مطالعات دقیق کرده اند و بررسی ها و به اینجا رسیدند که اولا در شرق یک ممالک غنی هست از حیث مخازن زیرزمینی و همینطور روی زمینی از قبیل مراتع بزرگ و غنی جنگل های بسیار زیاد و غنی و مخازن نفتی که مطلع هستید و سایر مخازن که بسیاری از آنها را شاید الان هم خود شرقی ها مطلع نیستند. "
صحیفه نور - جلد 6 صفحه 201

 

ب: ایجاد تفرقه در میان قشرهای مختلف:

"پس از اطلاع و آگاهی غربیها از امکانات و شرایط حاکم بر کشورهای شرقی و مطالعه روحیات مردم به این نتیجه رسیدند که انسجام و وحدت اجتماعی را از میان ببرند. لذا اقدام به جداسازی قشرها نمودند به همین سبب امام خمینی (س) می فرمایند:

مطالعاتی هم در روحیات مردم داشتند و به اینجا رسیدند که اگر بخواهند این مخازن را تصاحب کنند باید چه بکنند فکر کردند که اگر چنانچه اینها با هم باشند، اگر همه ممالک شرقی با هم باشند و اجتماع داشته باشند امکان ندارد که به مخازن اینها ست بیابند پس باید قشرها را از هم جدا کرد. "
صحیفه نور - جلد 6- صفحه 201
"اینکه خارجی ها، کارشناسهای اجانب، انهایی که می خواستند این مملکمت ها را غارت کنند. عنایت زیادشان به دو جبهه بوده است: یکی جبهه روحانیون. یکی جبهه دانشگاهها.
چون این دو قوه می توانست در مقابل اینها بایستد. آن ترتیبی که با فشار بخواهند روحانیت را از بین ببرند. این ترتیب نشد، تغییر دادند وضع را و شروع کردند تبلیغات ضد روحانیت که جدا کنند روحانیت را از دانشگاه و مردم، بطوریکه روحانیون بدبین بودند به دانشگاهی ها و دانشگاهی ها بدبین بودند به روحانیون و این نقشه ای بود برای اینکه قشرهای موثر را از هم جدا کنند و همه را از ملت جدا کنند تا بتوانند اینها کاری انجام بدهند و آنها بهره برداری خودشان را از این کشور بکنند. "
صحیفه نور. جلد 7. صفحه 25

 

ج) سرکوب قدرتهای مؤثر:

مطالعات استعمارگران غربی برای شناساسی منابع و مخازن و تصمیم آنان به دستیابی بر آن با ایجاد تفرقه در میان اقشار دارای موانعی بود که در برابر آنان قرار داشت لذا از میان بردن این قوای موثر و سدهای محکم یکی از مسائلی بود که پیگیری نمودند.

در همین زمینه امام خمینی (س) فرموده اند:
"کارشناسهای اینها فهمیده بودند که این دو تا قوه اگر چنانچه در مملکت شرق باشد باید آنها دستشان را از شرق بشویند، یکی قوه اسلام قدرتش در شرق باشد و قدرت اسلام حکومت کند نمی گذارند که بیایند آنها هر چه ما داریم ببرند و هر چه از نیروی انسانی و غیر انسانی داریم از بین ببرند. یکی هم روحانیت که اگر این طایفه باشند مردم چون با اینها همراه هستند نمی گذارند که آنها به منافعشان برسند. "
صحیفه نور. جلد 7. صفحه 206
در ارتباط با مبارزه استعمار غرب با روحانیت نیز فرموده اند:
"اینها با تجربه و با عینیت در جاهای مختلف دیدند که قدرت روحانیت می تواند جلوی آنها را بگیرد. قضیه تنباکو در زمان مرحوم میرزا به اینها فهماند که با یک فتوای یک آقایی که در یک ده در عراق زندگی می کند، یک امپراطوری را شکست داد. "
صحیفه نور. جلد 8. صفحه 27

 

د. به استخدام در آوردن دانشگاه در جهت استعمار

پس از سیاست تفرقه و جدایی اقشار مختلف کشورهای شرقی و کوبیدن قوای موثر دانشگاه به عنوان مهمترین عاملی که در سازندگی این کشورها نقش اساسی را بر عهده دارد به خدمت استعمار در آمد. امام خمینی (س) می فرمایند:

"بالاترین چیزی که دشمن کشورهای مستضعف و کشورهای اسلامی از طرف مخالفین با بشریت انگشت رویش گذاشتند، دانشگاه است برای اینکه آنها خوب می دانند که اگر دانشگاه در خدمت آنها باشد یعنی همه کشور در خدمت آنهاست "
صحیفه نور. جلد 14. صفحه 278
برای آنکه دانشگاه در استخدام آنان در آید ابتدا دانشگاه را در مقابل دین قرار دادند پس با تبلیغات بسیار، در دانشجویان گرایش غربی ایجاد کردند بعلاوه تعلیمات دانشگاهی در حدی معین و مانع از پیشرفت و خودکفائی قرار داده شده بود.
امام خمینی (س) می فرمایند:
"روی هم رفته برای رسیدن به آمال خودشان دانشگاه را در مقابل دین قرار دادند، دین را در مقابل دانشگاه، یعنی علما را در مقابل دانشگاهی قرار دادند و دانشگاهی را مقابل علما "
صحیفه نور. جلد 5. صفحه 100
"این مراکز تعلیم و تربیتی که اینها درست کرده اند از دانشگاه گرفته تا پائین اینها باز استعماری است. یعنی اولا یک حد معین دارد که از این حد نمی گذارند بالاتر اینها بروند. ثانیا وسایل درست می کنند موانع متعدد درست می کنند برای اینکه اینها عقب بمانند "
"دانشگاه را به صورتی در آوردند که اشخاصی که از آنجا خارج می شوند به درد همان ها بخورند. آنقدر تبلیغات کردند از غرب، از جلو رفتن به طرف غرب آنقدر تبلیغات کردند که جوانهای ما را در دانشگاه غربی بار آوردند. "
سخنرانی امام خمینی به تاریخ 21/3/58
امام خمینی (س) دلیل عقب افتادگی دانشگاه را سابقه رشد نیافته آن می دانند که می فرمایند:
"ما 50 سال است دانشگاه داریم و قریب 30 و چند سال است دانشگاه داریم لکن چون خیانت شده است رشد نکرده، رشد انسانی ندارد "
صحیفه نور. جلد 4. صفحه 284

ه. از میان بردن خود باوری و اعتماد به نفس مردم کشورهای شرقی
پس از تلاشهای استعماری فوق مهمترین مسئله مردم بودند که در این زمینه تبلیغ کردند که مردم نیروها و استعداد خودی را تحقیر نمایند و بازار مصرف و خرید کالاهای آنان در میان کشورهای شرقی رونق یابد.
امام خمینی (س) در این مورد فرموده اند:
"لیکن مردم را جوری بار آورده اند که سلب اطمینان کردند از خودشان، استقلال فکری ما را گرفتند و ما در فکر واندیشه و در روح وابسته شدیم. یک بچه را از آن کودکی که بوده است در دامن مادرش و تا رفته است به دبستان و تا رفته است در دانشگاه هر جا رفته تبلیغات جوری بوده است که این را وابسته بار آورده، اعتقادش این شده که به غیر ارتباط با خارج نمی شود کاری کرد "

سخنرانی امام خمینی (س) در تاریخ 8/3/58
 

و. جلوگیری پیدا شدن انسان و از میان بردن انسانهای مفید
امام خمینی (س) در این مورد می فرمایند:
"این نیروهای انسانی که از دست ما رفته است این از همه چیزها بالاتر بود. جنایاتی که سلسله پهلوی در جامعه ما کرد، شاید هیچ جنایتی بالاتر از این نبود که نیروهای فعاله انسانی ما را یا از بین بردند یا فعالیت آنها را خنثی کردند برای مدتهای زیاد. آنهایی که باید به این ملت خدمت کنند مثل علمای اعلام و اشخاص روشنفکر اینها را در زندان بردند، و 10 سال، 15 سال و 5 سال در زندان اینها را بردند. صرف نظر از آن زجرهائی که به اینها کردند، آن خلاف انسانیت هائی که با این اولیاء خدا کردند این نیرو را هدر دادند یعنی نیروئی که باید در جامعه فعال باشد. اگر مدرس است، عده ای را تربیت بکند. اگر محصل است خودش تربیت بشود. اگر
فعالیت های سیاسی دارد، فعالیت سیاسی بکند، فعالیت های مذهبی دارد. فعالیت های مذهبی بکند. تمام اینها را اینها به هدر دادند. "
صحیفه نور. جلد 5. صفحه 10
"اینها می بینند یک انسان وقتی در یک ملت پیدا بشود می تواند که مجرای امور را از آن طریقی که آنها می خواهند برگرداند، آن چیزی که آنها می خواهند بگذارد بشود، کوشش کردند نگذارند انسان پیدا بشود. "
صحیفه نور. جلد 3. صفحه 11
"تا انسان استقلال فکری نداشته باشد،
نمی تواند یک فرد مفید باشد. و اینها می خواستند فرد مفید پیدا نشود، اصلا اینها از انسان می ترسیدند. "

ز. خارج ساختن زنان از شخصیت واقعی و سازنده:

زن در پایه ریزی و ساخت و بقای جامعه انسانی در سه نقش همسری، مادری و زن بودن اساسی ترین و برترین جایگاه را داراست. یکی از روشهایی که غربیها برای فلج نمودن جوامع شرقی بکار گرفتند، خارج ساختن زن از جایگاه طبیعی اش بود.

"کشف حجاب قضیه ای نبود که اینها بخواهند برای خانمها خدمت بکنند. اینها می خواستند که برای این طبقه هم با زورآزمایی و با فشار، این قشر را هم نابود کنند. آن مآثری که اینها دارند آن خدمت هایی که این قشر می خوا هند به ملت بکنند. آن خدمت های ارزنده ای که بانوان ما عهده دار آن هستند. آن از دستشان گرفته بشود و نگذارند اینها آن خدمت اصیلی که باید بکنند و آن ربیت بچه ها که بعدها مقدرات مملکت به دست آنهاست اینها نگذارند که این خدمت انجام گرفته بشود. بچه ها در دامن اینها تقوا پیدا کنند، در دامن اینها تربیت اسلامی بشوند، تربیت ملی بشوند و بعد در دبستانها که آمدند و بعد در دبیرستانها که رفتند نتوانند آنها با تبلیغاتی که آنجا می کنند... نتوانند اینها را برگردانند.
البته شغل برای زن، شغل صحیح برای زن هیچ مانعی ندارد لکن نه آنطوری که آنها می خواستند آنها نظرشان به این نبود که زن یک اشتغالی پیدا بکند نظرشان به این بود که زن را مثل مردها هم، زن ها را و مردها را از آن مقامی که دارند منحط کنند نگذارند یک رشد طبیعی از برای قشر زن پیدا بشود یا یک رشد طبیعی از برای قشر مرد، نگذارند بچه های ما تربیت صحیح بشود و لهذا از آن اول جلویش را گرفتند. "
صحیفه نور. جلد 6. صفحه 183- 182

 

راه‌های مقابله و درمان:

امام خمینی (رض) به عنوان مصلحی درد آشنا با توجه به شناخت دقیقی که از غرب و استعمار آن داشتند راه حلهای مقابله با آن را نیز تعیین فرموده اند و در این راه نیز گامهای عملی را در راه سازندگی و حرکت امت اسلامی برداشتند چنانچه توسط همین رهنمودها بود که امت اسلامی ما به حرکت در آمد. در این قسمت از مقاله به ارائه رهنمودهای عملی ایشان پرداخته ایم:

 

1- به خود آمدن و شخصیت خودی یافتن (بازگشت به خویشتن)

"ملتی که بخواهد سر پای خود بایستد .... لازم است که اول بیدار بشود.

در طول تاریخ، در این سده های آخر کوشش شده است که ملتهای جهان سوم خواب باشند. غافل باشند و توجهشان به خصیت خودشان نباشد و شخصت خودشان را اصلا وابسته به غیر بدانند. این قضیه از سالهای بسیار طولانی بوده است و هی دائما رشد کرده است تا این اواخر به رشد تمام رسیده بود. من یک قصه شنیدم که مال شاید صد سال پیش از این باشد. از شیخ ما مرحوم آیت الله حائری رحمة الله علیه نقل شد که من بچه بودم و یک جلسه ای درست کرده بودند، مردم جمع شده بودند آنجا و این لامپا را گذاشته بودند، یک پله هایی درست کرده بودند و آن لامپا را گذاشته بودند آنجا، آن بالا، مردم تازه می دیدند او را چراغشان قبلا چراغ های غیر از آن ترتیب بوده و یک نفر فرنگی هم آنجا بود این هر چند دقیقه یا چند وقت یک دفعه از این پله ها می رفت بالا و آن ماشه لامپا را حرکت می داد این یک قدری نورش می رفت بالا مردم صلوات می فرستادند بعد می آمد پائین یک قدری می ماند و مردم مشغول تماشا بودند. "
صحیفه نور. جلد14. صفحه 4- 1
"آنهایی که این صنعت های بزرگ را درست کردند آنها هم انسانهای یک سر و دو گوشی هستند که مثل سایر انسانها، منتها قبل از ما بیدار شدند و ما را خواب کردند قبل از اینکه ما بیدار بشویم آنها بیدار شدند و هم خودشان را صرف این کردند که ایادی خودشان مستقیما یا به غیر مستقیم ما را غافل کنند ما را خواب کنند و به ما تزریق کنند به اینکه شما نمی توانید حکومت کنید، شما نمی توانید یک صنعتی داشته باشید. "
صحیفه نور. جلد14. صفحه 4-1

 

2. شعار همراه با عمل راهگشاست

"اگر ما از این خواب بیدار نشویم هر چه فریاد بزنیم فایده ندارد. شعارها فایده ندارد. آن شعاری فایده دارد که از روی علم باشد و توجه البته در یک انقلابی و در یک نهضتی اولش شعارهاست که این نهضت را به پیش می برد و اگر این شعارها نباشد انقلاب نمی تواند پیش ببرد بعد از اینکه انقلاب پیروز شد باید عمل کرد. باید توجه کرد به اینکه ما نباید همیشه دستمان دراز باشد....

ما که می خواهیم وابسته نباشیم باید اول بیدار بشویم به اینکه ما خودمان هم شخصیت داریم ما می توانیم کار انجام دهیم. "
صحیفه نور. جلد14. صفحه 4- 1

 

3. خروج از غربزدگی و پیدا نمودن مفاخر خودی

"اگر بخواهید مستقل باشید ... از این تقلید غرب باید دست بردارید تا در این تقلید هستید آرزوی استقلال را نکنید، تا این نویسنده های ما همه حرف هایشان غربی است این را دست از آن برندارند امید نداشته باشند که ملتشان مستقل بشود ...

ماها الان خودمان را گم کردیم، مفاخر خودمان را الان گم کردیم مآثر خودمان را گم کردیم تا این گم شده پیدا نشود شما مستقل نمی شوید. "

 

4. اتکاء به خدا موجب فرو ریختن خوف و ترس ماست

"اگر بخواهید کشور شما یک کشور مستقلی باشد که دیگران نتوانند در آن دخالت بکنند از خودتان باید شروع کنید. تمام خوف و ترسهایی که انسان دارد از دشمن برای این است که خودش را می بیند. اگر چنانچه دید که خدا هست در کار، برای خدا دارد کار می کند نمی ترسد برای اینکه مقدرات دست اوست. این استقلالی که خدا داده به ما اگر عنایت خدا نبود کی می توانستیم اینکار را بکنیم ... .

اگر عنایت خدا نبود شما چطور می توانستید دست امریکائی که دنیا را دارد می بلعد از کشورتان بیرونش کنید.... از قراری که شنیدم رئیس جمهور امریکا گفته است که ایران ما را تحقیر کرد. این اول کار است ایران تا آخر شما را تحقیر خواهد کرد. "
صحیفه نور. جلد 18. صفحه 215

 

5. بازگشت به اسلام و قرآن

"ما خودمان فرهنگ غنی داریم، فرهنگ ما طوری است که فرهنگ ما صادر شده است به خارج که آنها گرفتند از ما ... فرهنگ مسلمین غنی ترین فرهنگها بوده و هست مع الاسف مسلمین نتوانستند از آن استفاده کنند.

اسلام همه چیز را برای مسلمین آورده است، همه چیز، قرآن در آن همه چیز است لکن مع الاسف ما استفاده از آن نکرده ایم و مسلمین مهجورش کردند، یعنی استفاده ای که باید از آن بکنند نکردند. باید مردم را توجه داد، گرایش داد به اسلام و قرآن ...
صحیفه نور. جلد 6. صفحه 220- 218
مسلمانها باید خودشان را پیدا بکنند یعنی بفهمند که خودشان یک فرهنگی دارند، خودشان یک کشوری دارند، خودشان یک شخصیت دارند. اینک در ذهن جوان های ما کرده اند که باید مثلا فلان مکتب در اینجا پیاده بشود.
مکاتب شما چیزی نیست اینها همین تعلیماتی است که ابرقدرتها در ایران پیاده کرده اند. آنها یک همچو فرهنگی را برای ما درست کردند که ما از خودمان بیخود بشویم و آنها تمام چیزی که ما داریم و حیثیتی که ما داریم ببرند. باید ما برگردیم به حال اول اسلام، باید مسلمین برگردند به همان حال که با جمعیت کم غلبه کردند بر همه قدرتها، مسلمین با داشتن این همه ذخائر و با داشتن این همه مکنت ها و با داشتن این همه جمعیت، مع الاسف اینها را چون تکه تکه کردند بعد از جنگ عمومی، عثمانی را تکه تکه کردند و هر جا را دادند دست یک نوکری ازنوکرهای خودشان که حالا این گرفتاریها پیدا شده است مسلمین باید یکپارچه بشوند و با ابرقدرت ها مقابله کنند و هیچ ابرقدرتی همنمی تواند با آنها مقابله کند ما الان با جمعیت کمی که داریم، ما سی و پنج میلیون جمعیت داریم در صورتی که حریف های ما میلیارد جمعیت دارند، ما با جمعیت کم عازم این شدیم که مقابله کنیم و هیچ بنا نداریم به اینکه پیروز شویم ما بنا داریم به تکلیف عمل کنیم ما مکلفیم که با ظلم مقابله کنیم. "
صحیفه نور. جلد 6. صفحه 201
"هیچ ملتی نمی تواند استقلال پیدا کند الا اینکه خودش، خودش را بفهمد، مادامیکه خودشان را گم کردند و دیگران را به جای خودشان نشاندند استقلال نمی توانند پیدا کنند.
کمال تاسف است که کشورما که حقوق اسلامی و قضای اسلامی و فرهنگ اسلامی دارد، این فرهنگ را، این حقوق را نادیده گرفته است و دنبال غرب رفته است، غرب در نظر یک قشری از این ملت جلوه کرده است که گمان می کنند غیر از غرب هیچ جای دیگر هیچ خبری نیست و این وابستگی فکری، وابستگی مغزی به خارج منشاء اکثر بدبختی های ملتهاست و نیز ملت ماست.
در هر امری که پیش می آید، از باب اینکه مغزهای آنهایی که در راس بودند به طوری بار آمده بوده است که از خودشان بکلی منحرف و قبله شان غرب شده بود.

6. ایستادگی در برابر تهدیدات غرب

و تا این وابستگی مغزی و فکری از بین نرود، رشد حقیقی پیدا نمی شود و شما نمی توانید مستقل بشوید، شما اگر بخواهید از همه وابستگی ها خارج شوید، اول این وابستگی مغزی را، قلبی را کنار بگذارید گمان نکنید که هرچه آنها دارند خوب هست، اگر یکی فرض کنید که یک پیشرفتی داشته باشد در صنعت به این دلیل این نیست که پیشرفت دارد در فرهنگ، گاهی اشتباهات مال همین جاهاست که آنکه مثلا فرض کنید فلان طیاره را درست می کند به خورد ما اینطور می دهند که همه چیزش اینطوری است و حال آنکه نیست اینطور فرهنگشان مثل فرهنگ ما نیست، علم حقوقشان مثل ما نیست. علومشان مثل ما نیست علم فلسفه شان مثل ما نیست، طب هم از شرق اخذ کرده اند. کتب شرقی در دانشگاه های آنجا تا آن اواخر، شاید حالا هم باشد تدریس می شده است، ما اگر بخواهیم از این بیچارگی بیرون برویم باید این وابستگی مغزی را کنار بگذاریم، باید دانشگاه های ما یک دانشگاه هایی باشد که تا مدتها زحمت بکشند این جوانها را از آن حال سابق رژیم شاهنشاهی بر گرداند به یک حال سالم رژیم اسلامی.

باید زحمت بکشند، جوانهای ما هم باید جدیت کنند در این معنا که خودشان را گم کردند، پیدا بکنند، تا اسم غرب می آید، خودشان را نبازند. شما دیدید که در مقابل غرب ایستادید، آنهم در آن چیزی که غرب جلو افتاده است، در نظامی، در تجهیزات عرض می کنیم که با سلاح و امثال ذلک، شما در مقابل اینها که زورمند بودند ایستادید و با دست خالی هم ایستادید و پیش بردید اگر قبلا به ما می گفتند که ما می خواهیم یک حرفی بزنیم که امریکا خوشش نیاید، می ترسیدیم، سابق هم اینطور بود که اگر یک مساله ای می شد تا سفیری که اینجا داشتند، لکن شما دیدید که قیام کردید و در مقابل قدرتهای بزرگ ایستادید و حریف خودتان را در عین حالیکه همه جدیت داشتند که باشد، عقب زدید، معلوم شد می شود مقابل غرب ایستاد می شود حتی جلوی. "
صحیفه نور. جلد 11. صفحه 184
"شما دانشجوهای عزیز خودتان در صدد این باشید که از غربزدگی بیرون بیائید، این گمشده خودتان را پیدا کنید گمشده شما خودتان هستید، شرق خودش را گم کرده، شرق باید خودش را پیدا کند. آنها در صددند که با هر ترتیب شده است خودشان را به ما تحمیل کنند و شما باید مقاومت کنید. شمایی که می خواهید مستقل باشید، می خواهید آزاد باشید همچو خودتان سر پای خودتان ایستاده باشید، باید همه قشرها در این مملکت، همه قشرها بنای بر این بگذارند که خودشان باشند. باید کشاورزها بنای بر این بگذارند که خودشان از زمین روزی خودشان را بیرون بیاورند و مملکت را خودکفا بکنند و باید کارخانه های ما خودکفا بشوند و باید صنایع را خود این مردم، خود این توده های مردم صنایع را رشد بدهند و باید دانشگاهها خودکفا بشوند که احتیاج به دانش غرب نداشته باشند. "
صحیفه نور. جلد11. صفحه 185
وظیفه شرعی و الهی است که کاری کنید که وابسته به غیر نباشید.

سخنرانی 6/10/58

"کشوری که تمام جهات و حیثیت خودش را از دست داده است. ملت آن کشور برای جبران آنچه که از دست داده باید همه با هم اقدام بکنند. دولت یا قشر واحدی نمی تواند کاری صورت بدهد. این مرحله ای است که همه باید متحد شوند و مسائل زیادی هم است و بسیاری از آن اساسی است مساله فرهنگ یکی از آن مسائل مهمی است که ایران به آن مبتلا است. چرا که فرهنگ ایران را یک فرهنگ استعماری کردند و مغزهای جوان ما را به طرف غرب سوق داده بودند.

 

7. سعی و تلاش برای خودکفایی و بی نیازی

"ما امروز اگر بخواهیم با این قدرت بزرگ مواجه باشیم و در این میدان شکست نخوریم احتیاج به چند امر داریم یکی اینکه اقتصاد خودمان را طوری کنیم که خودکفا باشیم که اولش قضیه زراعت است.

مزرعه ها، کشتزارها با فعالیت همه جانبه قشرهای مختلف کشت می شوند. شما می دانید که اگر یک مملکتی در اقتصاد مخصوصا این رشته اقتصاد که نان مردم است، در این احتیاج به خارج پیدا کند و یک احتیاج مبرمی که نتواند خودش اداره کند خودش را و باید او را اداره کند این وابستگی آنهم در این رشته موجب این می شود که ملت ایران مملکت ایران تسلیم بشود به دیگران. اگر امریکا موفق بشود در این مطلبی که الان پیش آورده است که همه قدرتها را دور خودش جمع کند و حصر اقتصادی بکند نسبت به ایران، انشاءا... موفق نمی شود. لکن ما باید طرف احتیاط را بگیریم اگر خدای نکرده موفق بشود و ایران را در حصر اقتصادی از جهات مختلف قرار بدهد که یک جهتش هم همین قضیه خواربارهایی است که ما احتیاج به او داریم. خوب ما قاعدتا نمی توانیم دیگر مقاومت کنیم و این یک ضربه ای است که به نهضت ما می خورد که ضربه به اسلام است. پس تکلیف همه ماها است که هر کس به حد مقداری که قدرت دارد در این امر کوشش کند. در امر زراعت. در امر دامداری هم دولت باید کمک کند و هم مردم باید به هم کمک کنند و هم کار بکنند مردم باید مشغول کار بشوند. یک مملکتی است که احتیاج به نیروی کار دارد اگر این نیرو به خدمت دیگری کشیده شود این موجب این می شود که نتوانند این حاجتی که ملت دارد. برآورده کنند پس در راس همه چیزها این است که یک کشوری راجع به ارزاقش محتاج نباشد به خارج، راجع به گوشتش و راجع به نانش و راجع به اینطور چیزهایش محتاج نباشند. "

4/10/58 سخنرانی

 

8. تربیت نوباوگان به صورت صحیح.

"اگر نوباوگان در مراکز آموزش تربیت صحیح شوند و حیله های استعمار به دیگران و احساس و توطئه های همه جانبه آنان را لمس کنند در دانشگاه برای عمال استعمار توفیق کمتری حاصل می شود و لهذا در دبستانها و دبیرستانها و قبل از هر دو به دانشگاهها در ساختن جهاز استعماری شرق و غرب برای حدود به دانشگاه اهمیت خاصی احساس می کنند. از این رو است که باید دستگاه های آموزشی متعهد و دلسوز برای نجات کشور اهمیت ویژه ای در حفظ نو پایان و جوانان عزیزی که استقلال و آرزوی کشور در آینده منوط به تربیت صحیح آنان است قائل باشند و نیز این مرد است که نقش معلمان و اساتید در تربیت و تهذیب دانش آموزان و دانشجویان به عنوان اساسی ترین و موثرترین نقش. مطرح می گردد و همه دیدید که گرایش آنان، به شرق و غرب برای کشورمان چه فاجعه ها آفرید و دانشگاه را به صورت دژ محکمی برای خدمت به شرق و غرب در آورد و اکثریت قاطع غرب و شرق زدگان این مملکت را به عنوان فارغ التحصیلان تحویل جامعه داد. اکنون به معلمان متعهد و مسئول دبستانی و دبیرستانی است تا با کوشش خود جوانانی را تحویل دانشگاهها دهند که با آگاهی از انحرافات گذشته دانشگاه بر فرهنگ غنی و مستقل اسلامی ایرانی تکیه کنند و بر اساتید متعهد است تا به باز شدن دانشگاه ها در صورت مشاهده انحراف و گرایش جوانان به یکی از دو قطب قدرت و مکر آنان را به توطئه ها و شیطنت ها آگاه کنند و جوانانی متعهد نسبت به مصالح کشور و اگاه به اهداف اسلام تحویل جامعه دهند و مطمئن باشند که با این خدمت به استقلال و آزادی کامل میهن عزیزشان تضمین خواهند شد. "

منبع: صحیفه نور. جلد 15 . صفحه 161

 

 



اجرای اقتصاد مقاومتی مانع اصلی نفوذ اقتصادی
 

 

نویسنده: علی عرب صالحی نصرآبادی





 

تبیین بیانات رهبر معظم انقلاب پیرامون نفوذ اقتصادی
مقام معظم رهبری در دیدار اخیر با فرماندهان سپاه فرمودند: «در زمینه‌های اقتصادی، چشم‌های بینای مسئولین اقتصادی بایستی باز باشد و مواظب باشند که [دشمنان] نفوذ اقتصادی پیدا نکنند؛ چون نفوذ دشمن پایه‌ی اقتصادِ محکم را متزلزل می‌کند.1»
«سیاست درهای باز» که بعد از «توافق برجام» در کشور حاکم شده است، اگر به‌درستی مدیریت نشود منجر به واردات گسترده انواع کالاها و تحمیل قراردادهای یک‌طرفه خواهد شد که نتیجه آن افزایش بیکاری، نابودی تولید داخلی، وابستگی کشور به خارج و آسیب‌پذیر شدن اقتصاد ایران است که در تضاد با سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی است. مقام معظم رهبری با صراحت می‌فرمایند: «استقلال سیاسی و فرهنگی منوط به استقلال اقتصادی است.2»
هیجان‌زدگی بخش‌های مختلف فعال در اقتصاد کشور و تغییر آنی روابط استراتژیک اقتصادی، وابستگی شدید به فناوری‌های غربی و باز کردن درهای کشور به بهانه انتقال این تکنولوژی‌ها از مخاطراتی است که از سوی اقتصاددانان و فعالان اقتصادی به‌عنوان راه‌های نفوذ اقتصادی آمریکا و کشورهای غربی مطرح می‌شود. توصیه اکثر کارشناسان اقتصادی به مسئولان این است که این حوزه‌ها را با دقت رصد کنند و از رفتن زیر قراردادهایی که در بطن خود نوعی وابستگی را به کشور تحمیل می‌کند، خودداری کنند.3
در دوران تعامل باید مراقب بود تا اقتصاد کشور بر اساس اصل «استقلال اقتصادی» با دنیا ارتباط برقرار کند و مانند گذشته خارجیان تنها اجراکننده پروژه‌های پرسود اقتصادی در ایران نباشند و در کنار آن واردات فناوری و انتقال تکنولوژی نیز رخ دهد. به‌عنوان مثال بخش نفت و گاز کشور به سرمایه‌گذاری خارجی نیازمند است، در این بخش باید به‌گونه‌ای قرارداد نوشت که اگر یک فاز «پارس جنوبی» در اختیار پیمانکار خارجی قرار گرفت همراه با این کار، انتقال تکنولوژی رخ دهد و فازهای باقیمانده به کمک متخصصان داخلی اجرایی شود. دوران پساتحریم باید با نگاه بلندمدت و درس از گذشته مانع نفوذ اقتصادی شد و پایداری و مقاوم‌سازی اقتصاد ایران در مقابل شوک‌های خارجی حفظ شود. برای جلوگیری از آسیب‌پذیری اقتصاد، تولید کالای استراتژیک و اساسی در داخل لازم است و واردات این نوع کالا در تضاد با اقتصاد مقاومتی است.
اقتصاد ایران نباید مثل اقتصادهای نفتی کشورهای حوزه خلیج فارس تنها بازار مصرفی و «اقتصاد عربی» باشد یعنی اقتصادی وابسته به نفت و متکی به واردات از خارج شود؛ در این کشورهای نفتی عربی با وجود داشتن چندین دهه نفت، از داشتن توانایی انتقال تکنولوژی به دیگر کشورها در این صنعت محروم هستند.

مسائل اساسی اقتصاد ایران

اقتصاد ایران از چندین دهه قبل با معضلات بنیادین همراه بوده است و در دوران تحریم نیز برخی تشدید شد و در برخی موارد مانند اتکا به سیستم مالیاتی تغییراتی رخ داد که مثبت بود. به‌طور کلی اقتصاد ایران با چند مسئله کلان به‌صورت مستمر درگیر بوده است:
تورم بالا و دورقمی: از مشکلات دائمی در اقتصاد ایران، تورم دورقمی در طی چند دهه‌ی پیاپی است، درحالی‌که بیش از 90 درصد کشورهای دنیا در حال حاضر تورم تک‌رقمی دارند و این مسئله حل‌شده است. متوسط نرخ بیکاری نیز در 20 سال اخیر 5/12درصد بوده است.
وابستگی به نفت و خام فروشی: مهم‌ترین منبع درآمد ارزی دولت نفت و مشتقات وابسته به آن است و قیمت این نوع کالا در بازار همیشه در نوسان است و وابستگی به آن، سبب ناپایداری و عدم مقاوم شدن اقتصاد می‌گردد.
بهره‌وری پایین، اسراف و فرهنگ مصرف‌گرایی: از دیگر معضلات کشور است و رشد اقتصادی پایین ثمره مجموع این مشکلات است.
قاچاق گسترده کالا: سالانه 20 میلیارد دلار کالا قاچاق می‌شود،70 درصد قاچاق از مبادی رسمی است که قابل کنترل است و تعرفه گمرکی گوناگون و نبود اشتغال در مرزنشینان عامل قاچاق است.
فرار مالیاتی گسترده در کشور: عدم شفافیت در اطلاعات اقتصادی و نبود بانک اطلاعاتی جامع سبب فرار مالیاتی شده است و توان مالیات‌ستانی دولت از همه بخش‌های اقتصادی پایین است.
عدم بهبود فضای کسب‌وکار: رتبه بهبود فضای کسب‌وکار 130 در بین 189 کشور دنیا است که ناشی از عوامل نهادی و اداری است و مربوط به تحریم نیست. پیچیده و طولانی بودن دریافت مجوز کسب‌وکار در ایران خود مانعی بزرگ در راه اقتصاد مقاومتی است.
نظام بانکداری سرمایه‌داری و غیرکارآمد و نقدینگی بالا در اقتصاد: وجود تعداد شعب متعدد و مستغلات بانکی زیاد به همراه 100 هزار میلیارد تومان معوقات بانکی و شش هزار موسسه مالی غیرمجاز همه ناشی از سیستم ناکارآمد بانکی و نظام پولی معیوب کشور است. تخصیص غیر بهینه منابع مالی و وجود بیش از 800 هزار میلیارد تومان نقدینگی که در خدمت تولید نیست، بر مشکلات اقتصاد کشور می‌افزاید و قانون موقت عملیات بانکی بدون ربا که در سال 1362 برای اجرا در پنج سال تصویب شده هنوز تغییر نکرده و نیاز به تحول در نظام بانکی مشهود است.
اقتصاد دولتی و عدم خصوصی‌سازی صحیح: به‌جای خصوصی‌سازی شبه‌دولتی شده است و اقتصاد ایران با مردمی شدن فاصله زیادی دارد.
نظام توزیع واسطه‌محور: بخش خدمات بیش‌ازاندازه بزرگ است و نظام توزیع نیز تا رسیدن به مصرف‌کننده نهایی بسیار هزینه‌بر و تورم‌زا است و ارزش محصول تولیدی به‌جای رسیدن به دست صاحب اصلی، در خدمت واسطه‌هاست.
راه‌حل مسائل: استفاده از ظرفیت‌های اقتصاد ایران و تشکیل ستاد رصد اقتصاد مقاومتی
اقتصاد ایران جزء بیست اقتصاد بزرگ دنیاست و ایران کشوری با 165 میلیون هکتار وسعت با اقلیم چهار فصل دارای جنگل و دریا است و دارای ظرفیت‌های بزرگ بدون استفاده است که شناسایی و استخراج این ظرفیت‌ها می‌تواند در اجرای بهتر اقتصاد مقاومتی کمک نماید. ظرفیت‌های بزرگی در ابعاد مختلف وجود دارد که برای نمونه به چند مورد اشاره می‌گردد:
* ظرفیت نیروی انسانی متخصص و جوان: از جمعیت 78 میلیون نفری ایران،29 میلیون نفر نیروی کار (شاغل یا آماده) وجود دارد که 70 هزار نفر استاد دانشگاه و 4 میلیون نفر ظرفیت دانشجویی از جمله ظرفیت‌های سرمایه انسانی قابل توجه است.
* وجود جاذبه‌های گردشگری فراوان و امکان استفاده از ظرفیت اکوتوریسم، توریسم سلامت و توریسم زیارت
* موقعیت استراتژیک جغرافیایی، ظرفیت کشورهای همسایه برای دیپلماسی اقتصادی (همسایگی با 15 کشور با فرهنگ نزدیک)، تسلط بر تنگه هرمز (گلوگاه بیش از 30 درصد انرژی جهان)، دسترسی به آب‌های آزاد، قرار گرفتن در مسیر شرق به غرب جهان، قرار گرفتن در مسیر شمال به جنوب، حدود دو هزار کیلومتر ساحل آب‌های آزاد از ظرفیت‌های جغرافیایی ایران است.
* منابع طبیعی و معدنی مانند 600 میلیارد مترمکعب ذخایر نفت و گاز، منابع معدنی گسترده در سطح کشور ما با دارا بودن نزدیک 68 نوع ماده معدنی، 37 بیلیون تن ذخایر کشف‌شده و 57 بیلیون تن ذخایر بالقوه، در جایگاه پانزدهم کشورهای غنی از حیث دارایی‌های معدنی به شمار می‌آید که تاکنون تنها از چهارده درصدِ منابع زیرزمینی کشور استفاده شده است.
با شناسایی این ظرفیت‌های عظیم در اقتصاد ایران، می‌توان اقتصاد بدون نفت و مستحکم و دارای توان تحریم شکن را اجرایی نمود.

لزوم تشکیل ستاد فعال رصد اقتصاد مقاومتی

سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی پس از گفتمان شدن نیاز به عملیاتی دارند و مقام معظم رهبری تشکیل ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی را پیشنهاد دادند و فرمودند: «این ستاد باید در دولت تشکیل شود و با مشخص کردن وظایف هر یک از دستگاه‌ها و پیگیری و زمان‌بندی فعالیت‌ها، یک تحرک عظیم ایجاد کند.4»
در ابتدای پیروزی انقلاببرای جلوگیری از آسیب احتمالی از تحریم آمریکا «ستاد بسیج اقتصادی» به دستور شورای انقلاب تأسیس شد. این ستاد چند بخش داشت، بخشی از آن مربوط به روش‌های تبلیغاتی و سیاسی بود که باید در مقابل فشارهای روانی تحریم تدابیری اتخاذ می‌کرد و بخش دیگر مربوط به حوزه اقتصاد بود. این ستاد تجربه مفیدی برای تشکیل ستاد اقتصاد مقاومتی است. وقتی دشمن برای رصد تحریم نهاد ویژه دارد لزوم تشکیل این ستاد دوچندان می‌شود.
تحریم‌های مالی، بانکی، نفتی و تجاری شورای امنیت، امریکا و اتحادیه اروپا به‌صورت تحریم‌های فراگیر5 و تحریم‌های هدفمند 6 علیه اقتصاد کشورمان به بهانه پرونده هسته‌ای وضع شده‌اند. تحریم‌های امریکا توسط نهاد ریاست جمهوری، کنگره و ایالت‌های این کشور به کمک «اداره‌ی کنترل دارایی‌های خارجی» (OFAC7) که زیرمجموعه وزارت خزانه‌داری آمریکا است، نظارت و رصد می‌شود. این نهاد نقش پیشنهاددهنده و نقش نظارت‌کننده بر تحریم‌ها دارد، دولت آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم، نقض حقوق بشر، تجارت مواد مخدر، سلاح‌های کشتارجمعی و صدور مجوز برای تجارت با دولت و اشخاص تحریم شده این نهاد را به وجود آورده است. به‌طور کلی هر آورده و هر سرمایه که وارد آمریکا بشود توسط این اداره مورد کنترل قرار می‌گیرد. علاوه بر این وظیفه یک وظیفه اختصاصی هم دارد و بر تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه دولت‌ها نظارت و رصد می‌کند. به‌جز وزارت خزانه‌داری، وزارت بازرگانی آمریکا نیز عهده‌دار نظارت بر تحریم‌ها است.
بنابراین برای تحریم‌شکنی و اجرای اقتصاد مقاومتی در مقابل دشمن باید این ستاد به‌صورت فعال وارد شود و در حوزه‌های مختلف اقتصاد کشور را سامان دهد تا مانع نفوذ اقتصادی بیگانگان شود.

پي‌نوشت‌ها:

1. مقام معظم رهبری در دیدار اخیر با فرماندهان سپاه؛ 25/6/1394
2. اگر استقلال اقتصادی یک جامعه‌ای تحقق پیدا نکرد ـ یعنی در مسئله اقتصاد نتوانست خودش تصمیم بگیرد و روی پای خود بایستد ـ استقلال سیاسی این کشور تحقق پیدا نمی‌کند؛ و اگر استقلال سیاسی یک جامعه‌ای تحقق پیدا نکرد، بقیه حرف‌ها، جز حرف، چیز دیگری نیست. تا یک کشور اقتصاد خود را قوی نکند، پایدار نکند، متکی به خود نکند، مستقل نکند، نمی‌تواند از لحاظ سیاسی و فرهنگی و غیره تأثیرگذار باشد... کشور ما به اقتصاد قوی و پایدار احتیاج دارد. بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع کارگران کارخانجات تولیدی داروپخش، 10/2/1390
3. http://www.hemayatonline.ir/mobile/detail/8522
4. بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت 4/6/1394 و بیانات در دیدار خبرگان 12/ 6/ 1394‌
5. Comprehensive sanctions
6.Targeted Sanctions
7. The Office of Foreign Assets Control

منبع مقاله :
برهان





تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 |  4 |