برجام94

نامه رهبر‌ انقلاب همه ما را به چالش کشاند
 

 






 

گفت‌وگو با اسقف «جان بریسون چین» در آمریکا
رهبر معظم انقلاب اخیرا طی پیامی به جوانان اروپایی و آمریکای شمالی با اشاره به وقایع اخیر در فرانسه و برخی دیگر از کشورهای غربی فرمودند:
«من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمی‌تواند شکاف‌های ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکاف‌ها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا می‌تواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار می‌دهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.»
پیرامون جزئیات این پیام با اسقف «جان بریسون چین» از کلیسای اپیسکوپال واشنگتن و مشاور ارشد کلیسای ملی گفت‌وگوی بین ادیانی واشنگتن، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم. اسقف برسیون چین آذر امسال به عنوان سخنران به کنفرانس جهان علیه خشونت و افراطی‌گری به تهران دعوت شده بود. اسقف بریسون چین در این گفت‌وگو تأکید داشت که بگوید پیام رهبر معظم انقلاب را بلافاصله پس از انتشار مو به مو خوانده و نکات مهمی را در آن دیده است. در ادامه متن این گفت‌وگو را می‌خوانید.


پیام حضرت آیت آلله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران خطاب به جوانان اروپایی و‌آمریکای شمالی را گفتید که ملاحظه کرده‌اید، بفرمایید برداشت اولیه شما به عنوان یک عالم دینی از انتشار این پیام چیست و چرا جوانان مخاطب اصلی این پیام در غرب قرار گرفته است؟

مایه خرسندی و مسرت است که نامه رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران را بخوانم. این موضوع برای من فرصتی است تا بیانات مندرج در نامه آیت‌الله علی حسینی خامنه‌ای را برای جوانان بازگو کنم و بازتاب دهم. آینده جهان به طور مستقیم در دست‌ها، قلب‌ها، ‌ ذهن‌ها و روح‌های جوانان جهان است. چالش بزرگ پیش روی نسل جوان بیش از همه مطالعه صرف در مورد اسلام است. به طوری که ما به عنوان عالمان مذهبی غربی و شرقی باید همگی در ترغیب نسل جوان در جهان به درک تاثیر منفی مدرنیته و سکولاریسم بر فرهنگ‌های جمعی در قرن بیست و یکم همکاری کنیم. بیکاری در سراسر جهان، ‌ فقدان آموزش و نظا‌های اقتصادی ورشکسته یا رو به ورشکستی که به فقر بسیاری کشورها منجر شده، فضایی برای ناامیدی جوانان به آینده فراهم آورده است. فراتر از ناامیدی، چهره غم‌انگیز «تحقیر» پدیدار شده است. تمام این مسائل فرصت جوانان برای تمرکز بر جامعه و مطالعه دینی را سلب کرده است. بسیاری از جوانان تلاش می‌کنند ارزش‌های مشترک اخلاقی، عشق به پروردگار و همسایه و در کل به بشر و پندهای الهی مربوط به زندگی را درک کنند تا نیازهای انسان‌های کم‌اقبال و ضعیف را برآورده سازند. عشق به خدا و همسایه و در کل به بشر هسته اصلی وحدانیت و یکتاپرستی است که همان‌طور که می‌دانیم در مسیحیت و اسلام محورهای اصلی به شمار می‌روند. چالش بزرگ پیش روی ما به عنوان رهبران مسلمان و مسیحی تلاش و همکاری خستگی‌ناپذیر با جوانان چه در اروپا و چه در امریکای شمالی است تا بر ارزش‌های اخلاقی و اصول اخلاقی تمرکز کنند که هر دو این موارد هسته اصلی آموزه‌های پیامبر اسلام و قرآن مقدس و آموزه‌های سایر پیامبران و مسیح را تشکیل می‌دهند.
زندگی در جهان پست‌مدرن و سکولاریسم به چالش جدی ارزش‌های یکتاپرستانه مشترک تبدیل شده است. در صورتی که رهبران جهان به طور جدی با جوانان جهان در مورد هدیه بزرگ ایمان که در قرآن و سایر کتب مقدس آمده، همکاری کنند، میزان خشونت در جهان کاهش خواهد یافت. عبادت، ‌ خواندن متون کتب آسمانی و زندگی در جوامعی که سخنان پیامبر اسلام شنیده شود و مورد استقبال قرار گیرد، اهمیت بسیاری دارد. جوانان جهان در صورت حرکت در چنین مسیری به حافظان شاخه زیتون صلح بدل خواهند شد و می‌توانند در پیشبرد احترام متقابل برای تمام بشریت ایفای نقش کنند. حق با رهبر معظم ج. ا. ایران که تشخیص داد جامعه جهانی برای آینده خود باید بر درک بهتر اسلام در غرب و نیز سراسر جهان تمرکز کند. اسلام دین صلح است... نه دین خشونت، افراط‌گرایی یا نفرت.

چه بخشی از پیام رهبری ایران بیشتر نظر شما را به عنوان یک اندیشمند مسیحی به خود جلب کرد؟

حقیقت دارای قدرتی است که می تواند تهدید افراط‌گرایی اسلامی را ریشه‌کن کند. رهبر ایران به این موضوع در نامه خود اشاره کرد و با پرسیدن پرسش‌های مهم آن را بازتاب داده است. مسلمانان می‌توانند حقیقت را در قرآن مقدس بیابند. آموزه پیامبر اسلام قدرتی دارد که می‌تواند زندگی را برای بهتر زیستن تغییر دهد و پیروانش را در مسیر صلحی جهانی و مقبول همگان تقویت کند. درک این نکته مهم است که اسلام در جهان یکتاپرستی و الهیات تنها نیست. مسیحیت، ‌ اسلام و یهودیت پروردگارشان یکی است و خود را از طریق تاریخ و وحی روح اقدس الهی بر پیامبران و مروجان خود در پیوند با یکدیگر می‌بینند. با تلاش جدی و سخت برای انتقال دانش مربوط به تجربه مثبت اسلام به جوانان، آنها می‌توانند در جهانی بهتر و کم‌خشونت‌تر زیست کنند. اسلام و مسیحیت ارزش‌های مشترکی دارند که خشونت و افراط‌گرایی را نفی می‌کنند. مسیحیت و اسلام می‌توانند در گسترش داستانی بزرگ شریک هم باشند. در جهان امروز ۱.۶ میلیارد مسلمان و ۲ میلیارد مسیحی وجود دارد. تصور کنید قدرت حاصل از مشارکت این دو دین بزرگ چه میزان خواهد بود؛ زمانی که دانشمندان و رهبران مذهبی این دو دین یکتاپرست در کنار هم بایستند و خشونت را به عنوان امری ناپسند و منفور در سنت‌های دینی خود محکوم کنند.
هنگامی که معتقدیم مذهب، متون مقدس، تاریخ، روش عبادت و تجربه خداگرایی یکی است، باید احترام متقابل را در پیش بگیریم. اگر ما به عنوان مسلمان و مسیحی با سنت‌های شرقی و غربی نتوانیم به اتفاق نظر برسیم و از این آموزه استقبال نکنیم که خدا واقعا خدای تمام بشریت، ‌ مذاهب، ملت‌ها و کشورهاست، در قرن بیست و یکم با جهانی پر از خشونت و جنگ رو به رو خواهیم بود؛ ‌ به طوری که تروریست‌هایی که مدعی‌اند مسیحی یا مسلمان هستند، حاکمیت را به دست خواهند گرفت. نبرد برای پایان خشونت نمی‌تواند و نباید تنها بر دوش اسلام و مسلمانان باشد. مسیحی‌ها و مسلمانان باید در تلاشی مشترک به منظور آموزش و دور کردن قلوب جوانان از خشونت با یکدیگر همکاری کنند.

رهبران سیاسی و مذهبی جهان در امریکای شمالی، ‌ اروپا و خاورمیانه چگونه می‌توانند به راهبردی مشترک برای گفت‌وگو و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز مذهب‌های مختلف به منظور ریشه‌کنی افراط‌گرایی برسند؟

بار دیگر به عنایت به محتوای نامه رهبر عالی ایران باید بگویم از صمیم قلب معتقدم بار مسئولیت مبارزه با افراط‌گرایی نباید صرفا بر دوش اسلام و مسلمانان باشد. به دلیل اینکه اسلام و مسیحیت اشتراکات بسیاری دارند. در بررسی روند همکاری اسلام و مسیحیت و نیز همکاری جمعی آنها با دولت‌ها و جامعه مدنی به منظور پایان خشونت، به لحاظ ظاهری اقداماتی صورت گرفته است. اما کافی نیست و اقدامات بیشتری باید صورت گیرد. گفت‌وگوهای بین‌ادیانی بی‌شماری صورت گرفته، ‌ هزاران سخنرانی ایراد شده و صدها کتاب و مقاله در مورد نحوه همکاری جمعی برای ریشه‌کنی تروریسم و افراط‌گرایی نگاشته شده است. اغلب رسانه‌های داخلی امریکایی و جهانی گزارش چندانی از آن منتشر نمی‌کنند. اغلب کار به صورت دستوری و دربرگیرنده «چه چیزی باید انجام شود» و «چه کسی باید آن را انجام دهد» است. اما اغلب در اسلام و مسیحیت این آسیب‌پذیری از سوی عمده رهبران مذهبی وجود دارد که عملا آنچه را که باید برای تغییرات سازنده از طریق اقدام و آموزش برای تغییر صورت دهند، انجام نمی‌دهند. اغلب اسلام و مسیحیت خود را در اختلاف با یکدیگر دیده‌اند.
نامه رهبری جمهوری اسلامی ایران از این جهت اهمیت و ارزش دارد که ایشان پرسش بسیار مهمی را طرح کرده‌اند. اگر ما تنها تمایل داشته باشیم از پرسش ایشان با اقدام مستقیم به منظور ایجاد جهانی بهتر پیروی کنیم، این پرسش پاسخ‌هایی دارد. به این معنا که تبادل اندیشه‌ای جوانان مسلمان ایرانی با جوانان غربی می‌تواند مفید باشد. در واقع، شایسته است تبادل اندیشه‌ای میان غرب و ایران از طریق آنهایی که در هنر، ورزش و پژوهش مشترک در علوم افزایش یابد. در عین حال، گفت و گوی بین ادیانی میان ایران و غرب می‌تواند کمک بزرگی در تحقق این مسیر باشد. اگر ما می‌خواهیم وارونه‌نمایی اسلام توسط کسانی که از مذهب به عنوان ابزاری برای رسیدن به خواسته‌های خود استفاده می‌کنند، پایان یابد، ‌باید به این توصیه‌ها عمل کنیم.

پس از حملات تروریستی پاریس، اسلام‌هراسی در اروپا به ویژه در فرانسه، انگلیس و آلمان و فشار علیه مسلمانانی که افراط‌گرا هم نیستند، افزایش یافته است، نظر شما در مورد این شرایط چیست؟

نخست، پاسخ اولیه به این پرسش این است که چنین رفتاری علیه مسلمانان غیرقابل پذیرش و غیرعادلانه است و سطح جهالت و بی‌اطلاعی از اسلام را اثبات می‌کند که شرم‌آور است. مسیحی‌ها باید با برادران و خواهران مسلمان خود متحد شوند تا چنین رفتاری را محکوم کنند و در ارجاع به موضع‌گیری خود مبتنی بر آموزه‌های کتاب مقدس خود شفاف باشند. دانشمندان و رهبران مذهبی مسیحی و مسلمان باید در مورد باورهای مذهبی گسترده مسیحیت و اسلام صحبت کنند و اختلاف‌های مذهبی خود را که اغلب اختلاف‌برانگیز و غیرسازنده است، کنار بگذارند. آنها باید به عنوان یک صدا در محکومیت تمام اشکال خشونت به نام مذهب سخن بگویند. مسلمانان و مسیحی‌ها اشتراکات بسیاری دارند. نامناسب است که اسلام تنها بماند و به عنوان مذهب خشونت به آن توهین شود. چنین مساله‌ای واقعا غیرقابل پذیرش است. مسیحی‌ها و مسلمانان آرمان مشترکی در تلاش برای تحقق صلح میان تمام مردم جهان دارند.

پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران به جوانان اروپا و امریکای شمالی در شناخت این قشر از اسلام حقیقی و مبارزه با افراط‌گرایی تا چه حد می‌تواند موثر باشد؟

واقعیت این است که رهبر معظم ایران این نامه را به جوانان اروپا و امریکای شمالی نوشتند و این موهبتی الهی و منحصر به فرد بود. ایشان از خرد و هدایت معنوی خود برای مواجهه با مساله‌ای جدی بهره گرفته‌اند. مذهب و رهبران مذهبی در امریکا در خط مقدم مبارزه با نژادپرسی، تبعیض جنسیتی و تلاش برای تاثیرگذاری بر تصمیم‌سازی در سطوح دولتی در مورد عدم جنگ‌طلبی بوده‌اند. مذهب و رهبران مذهبی در امریکا در خطوط مقدم مقابله و محکومیت تولید و به کارگیری تسلیحات هسته‌ای بوده‌اند. رهبران مذهبی در امریکا در خطوط مقدم بوده‌اند و سیاست‌های انرژی کشور را که به محیط زیست آسیب رسانده، به چالش کشیده‌اند و برای حفاظت از منابع طبیعی زمین عزم جدی داشته‌اند.
رهبر عالی ایران این پرسش را مطرح کرده‌اند که چه تعداد از شما قرآن مقدس را خوانده‌اید؟. این مساله را من نیز به عنوان اسقف کلیسا از مردم این طور پرسیده‌ام که چه تعداد از شما کتاب مقدس خود (انجیل) را خوانده‌اید؟ بی‌اطلاعی از کلام پروردگار که در قرآن مقدس و کتب مقدس مسیحیت و سایر متون مقدس آمده، مضحک است و در عین حال ساده‌انگاری و برداشت اشتباه کلام پروردگاری است که از طریق پیامبر اسلام، سایر پیامبران و مسیح منتقل شده است. این شرایط مخرب و خطرناک است که آتش خشونت و افراط‌گرایی را شعله‌ور می‌کند.

در پیام رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران مصادیقی از اشتباهات تلخ غرب علیه جوامع بشری ذکر شده بود از جمله برده داری، ‌استعمار اروپا، ‌ راه اندازی دو جنگ جهانی و این که مورخان و محققان غربی همواره با یک تأخیر چند ده ساله به این اشتباهات اعتراف و ابراز شرمساری می کنند این تجربه تا چه اندازه می تواند از ترویج ادعای اسلام هراسی کنونی جلوگیری کند؟

اسلام یکی از سه دین بزرگ ابراهیمی که آموزه‌های پیامبر اسلام، پیامبران بزرگ و مسیح مطابق سنت‌های یکتاپرستانه در آن وجود دارد. اغلب برداشت اشتباه از ریشه‌های مشترک‌مان به خشونت میان سنت‌های دینی شده و نتیجه آن کشته شدن هزاران نفر به نام خدا و دین بوده است. این مساله غیرقابل پذیرش است. کسی حق ندارد جان انسان دیگری را به نام خدا بگیرد. هیچ کس!. در مورد شرایط کنونی و نحوه مقابله با افراط‌گرایی به منظور ایجاد صلح برای بشریت باید گفت که ایجاد محیطی برای تغییرات مسالمت‌آمیز میان ملت‌ها، کشورها، فرهنگ‌ها و سایر سنت‌های مذهبی امکان‌پذیر است. تاریخ‌های ما باید در محیط‌هایی به اشتراک گذاشته شود که احترام به «دیگری» بر روابط‌مان حاکم باشد. ما می‌توانیم در چنین محیطی زمینه مشترکی بیابیم که در آن همه با هم به منظور مبارزه با خشونت و تروریسمی که به نام خدا شعله‌ور شده، متحد شویم.
تجربه اروپا به لحاظ تاریخی به گسترش استعمارگری مربوط می‌شود. همچنین این تجربه به لحاظ تاریخی از طریق جنگ‌های مذهبی و تحت تعقیب قرار گرفتن سایر ادیان شکل گرفت. در آن دوره اغلب استعمارگری و مذهب شرکای یکدیگر بوده‌اند. تاثیر منفی که بر سایر مذهب‌ها و محیط‌ها داشته، چیزی است که ما در غرب و به ویژه امریکا می‌توانیم آن را درک و در عین حال محکوم کنیم. کشور من به عنوان استعمار بریتانیای کبیر طی سال‌های ۱۶۰۰ تا اواسط ۱۷۰۰ میلادی تحت فشار اقتصادی و سرکوب مذهبی بود. آزادی مطبوعات و آزادی بیان محدود بود. استعمارگری میراث ناکام تمدن بود. در کشورم ما یک انقلاب را تجربه کردیم. جنگ‌‌های متعدد با بریتانیای کبیر خونین و دردناک بود، ‌ اما به تسلط خارجی پایان داد و به سرآغازی برای نگارش قانون اساسی امریکا و اصلاحیه آن انجامید.

به عنوان آخرین سوال بفرمایید به عنوان یک اندیشمند آمریکایی چه بهره‌ای می توان از دین در پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران برای ساختن جهانی بدون خشونت برد؟

اگر ما در غرب بر اساس تجربیات‌مان چیزی هم آموخته‌ایم این است که روح انسان را نمی‌توان نادیده گرفت و نفی کرد. همچنین آموخته‌ایم که جنگ‌ها نشان‌دهنده شکست بشریت هستند. در قرن بیست و یکم، ارزش‌های مذهبی، اصول مذهبی و آموزه‌های اخلاقی برای جهانی که به سوی انحراف و اشتباه رفته است، حرف‌های زیادی برای گفتن دارند.
در پایان باید بگویم نامه رهبر عالی ایران همه ما را به چالش کشاند؛ نه فقط جوانان که مطابق گفته ایشان همه ما باید با نگاهی متفاوت به اسلام بنگریم. همچنین نامه ایشان از تمام ما و نه صرفا جوانان خواست که اشتراک‌گذاری دیدگاه‌ها و عقایدمان را آغاز کنیم و برای ساختن جهانی بهتر، عاری از خشونت و معنوی‌تر با یکدیگر همکاری کنیم. و اگر تمایل و اراده برای همکاری داشته باشیم، می‌توانیم درچنین مسیری گام بگذاریم و این اهداف را محقق کنیم.
منبع مقاله : فارس



وظیفه ما در قبال نامه مقام معظم رهبری
 

 






 


چند روزی از انتشار نامه زهبر معظم انقلاب خطاب به جوانان اروپا و امریکا می‌گذرد ولی هنوز تعداد زیادی از سایت‌های ارزشی و انقلابی نسخه انگلیسی این نامه را در سایت خود بارگذاری نکرده‌اند.
خوب می‌دانیم که هیچ تعمدی در کار نیست و صاحبان این پایگاه‌های اینترنتی حاضرند به یک اشاره جان خود را نیز در راه ولی امر خود تقدیم نمایند ولی نکته این‌جاست که کوتاهی در درک شرایط و بی‌توجهی به مقتضیات زمان گناهی نا بخشودنی است که تا دیر نشده باید برای جبران آن فکری کنیم.
دقیقاً شبیه به زمانی است که فرمانده دستور حمله را صادر می‌کند و ما در سنگر‌های خودمان به خواب رفته‌ایم. بی‌اطلاعی از منطق حاکم بر وب برای کسانی که دست‌اندرکار امور فرهنگی هستند و بعضاً اداره سایت‌های ارزشی و انقلابی را به‌عهده دارند، دقیقاً مانند سربازانی هستند که در سنگر‌های خود به خواب رفته‌اند و این غفلت از آن دسته گناهانی است که بهای سنگینی برای آن پرداخت می‌شود.
و اما این که چرا باید نسخه انگلیسی این نامه که خطاب به جوانان اروپا و امریکا نوشته شده است منتشر و باز نشر شود امری واضح است؛ چراکه آنها فارسی نمی‌دانند و امروزه زبان بین‌المللی دنیا زبان انگلیسی است.
دوستان ما این‌گونه می‌پندارند که چون نویسنده این نامه مهمترین شخصیت جهان اسلام است که البته هست، بنابراین متن این نامه توسط همه رسانه‌های خبری دنیا منعکس می‌شود و همه شبکه‌های خبری بسیج می‌شوند تا محتوا و خبر این نامه را به همه دنیا ارسال نمایند.
باید کمی واقع‌نگر باشیم و بپذیریم که داستان به این سادگی که دوستان ما فکر می‌کنند نیست. این نامه حاوی مطالبی است که اگر به‌خوبی در جهان فعلی منتشر شود ضربه سنگینی بر همه داشته‌های سیاست‌مداران و حاکمان اروپایی و امریکایی وارد خواهد کرد؛ چراکه همه هیمنه و حکومت ابرقدرت‌های فعلی بر پایه جهالت و سطحی‌نگری ملت هایشان بنیان نهاده شده است و این نامه در حکم یک بیدارباش و در حکم یک ندای جهان شمول است که قدرت‌های بزرگ به شدت از آن واهمه دارند.
در طول چند دهه گذشته میلیارد‌ها دلار صرف ساختن هزاران فیلم و هزاران ترفند شده است که اسلام اصیل از دید و از دسترس جوانان دور نگه‌داشته شود و صدها کارشناس روی این پروژه کار کرده‌اند چگونه انتظار دارید که به‌راحتی اجازه دهند که محتوای این نامه که دعوت به شکستن این حصار‌ها ی تبلیغاتی می‌کند در دنیا منتشر شود طبیعی است که از هر تلاشی برای گم‌شدن این نامه در هیاهو‌های تبلیغاتی دریغ نخواهند کرد؛ بنابر این دوستان خواب آلود ما چگونه انتظار دارند که رسانه های متعلق به اردوگاه تبلیغاتی غرب این نامه را منتشر کنند و در خصوص ان اطلاع رسانی کنند.
اگر چه امروزه تعدد و تکثر رسانه‌ها به تیغ دو لبه‌ای تبدیل شده است که یک لبه آن منجر به شکست انحصار خبری و پایان حاکمیت BBC و CNN شده است و عملاً امکان بایکوت و انزوای کامل هیچ پیامی امکان‌پذیر نیست، ولی این به معنای توبه گرگ و گیاه‌خوارشدن گرگ نیست.
بنابراین طبیعی است که انتشار، پیگیری و بازنشر چنین پیامی به‌عهده تمام نیروهای انقلابی و ارزشی در هر کجای دنیا و به هر زبانی است.
در این بین برخی از دوستان ما نیز برای تقویت روحیه و اعلام وفاداری خود اخباری را مبنی بر بازتاب گسترده این نامه منتشر می‌کنند و این در حالی است که کوچک‌پنداری دشمن و بزرگ‌پنداری بی‌منطق خودمان نه تنها هیچ کمکی به ما نمی‌کند بلکه داروی خواب‌آوری است که بر خواب آلودگی ما می‌افزاید.
لازم است از کسانی که در این روزها در شبکه‌های اجتماعی و خصوصاً رسانه‌های جدید به بازنشر این نامه پرداختند، تشکر کنیم. ولی بار دیگر تأکید می‌کنیم مخاطب این نامه در آن‌سوی مرزهاست و این ما هستیم که باید با اشراف کامل بر قواعد حاکم بر رسانه‌های جدید این پیام را به مخاطبانش برسانیم و این امر امکان‌پذیر نخواهد بود مگر با تسلط بر قواعد حاکم بر رسانه‌های جدید.
منبع مقاله : تسنیم



وظیفه سنگین نخبگان و علما برای تحقق نامه رهبری
 

 






 

بررسی نامه‌های تاریخ‌ساز

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام واعظ موسوی

نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا و آمریکا درباره بررسی انگیزه‌های سیاه‌نمایی و اسلام هراسی در غرب و لزوم شناخت بی‌واسطه از اسلام با واکنش گسترده رسانه‌های جمعی و جوامع اروپا و آمریکا همراه بوده است. برای تحلیل ابعاد این نامه گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام سید محمد واعظ موسوی عضو مجلس خبرگان رهبری و یکی از استادان برجسته خارج فقه و اصول انجام شده است.
حجت‌الاسلام واعظ موسوی برای تحقق اهداف این نامه پرمحتوا مسئولیت سنگینی را متوجه نخبگان و فرهیختگان، استادان حوزه و دانشگاه و برنامه ریزان فرهنگی می‌داند. در ادامه متن این گفت‌وگو را می‌خوانید.

چه ضرورت یا آسیب‌هایی پیش روی اسلام و مسلمانان وجود دارد که مقام معظم رهبری جوانان اروپا و آمریکا را به شناخت بی‌واسطه از اسلام دعوت کردند؟

مقام معظم رهبری با توجه به مسئولیت سنگینی که در رابطه با هدایت و ارشاد جوامع از جنبه های مختلف بر دوش دارند، حتی نسبت به دیگر کشورها به ویژه جوانانی که آینده سازان جهان خواهند بود احساس وظیفه و مسئولیت می کنند. از سوی دیگر با توجه به اینکه غول های رسانه ای غرب درصدد ارائه چهره ای غیر واقعی از اسلام و رهبران معنوی و دینی آن هستند و جوانان اروپا و آمریکا به منبع اصلی و اساسی اسلام ناب یعنی قرآن کریم دسترسی نداشته و از آن بهره نمی‌گیرند، بنابراین مقام معظم رهبری این نامه بسیار پرمحتوا و پرمعنا را با چندین سئوال به جوانان اروپا و آمریکا نوشتند. همان طور که رهبری فرمودند جوانان فطرت پاکی دارند و رهبر معظم انقلاب با بیان وقایع و حقایق تاریخ که با فطرت پاک جوانان قابل دریافت است، توجه جوانان را به وجود اختلافات زیاد و دسیسه هایی علیه اسلام معطوف کردند.
اسلام به عنوان دینی که سر سازش با ظلم و ستم ندارد، به عنوان بزرگ‌ترین مانع در مقابل جنایت جنایتکاران از جمله استکبار جهانی و صهیونیسم قرار دارد و لازم بود مقام معظم رهبری به این وظیفه سنگین و خطیر در این برهه حساس عمل کرده و با تبیین نقش و جایگاه رهبری دینی و تقویت فرهنگ اسلام و رشد و تعالی انسان ها بتوانند همه جهان به ویژه جوانان را به معنویات، اخلاق و اعتقادات جلب کنند و به اوهام و خرافات و شبهاتی که در ذهن آنها به وسیله اتاق فکر استکبار و صهیونیسم از طریق وسایل ارتباط جمعی تزریق شده پاسخ مناسب داده شود و زمینه برای هوشیاری و آگاهی جهانیان مهیا شود.
اسلام همواره به عنوان دین هدایت‌گر انسان‌ها گام برداشته و آخرین دین الهی است، بنابراین از سوی دشمنان بیشترین خطر متوجه آن است. لازم بود مقام معظم رهبری با صلاحدید خود زنگ خطر را نسبت به تلاش استکبار و صهیونیسم در زمینه اسلام هراسی و اسلام ستیزی به صدا در بیاورند و جوانان پاک طینت را به شناخت بیشتر اسلام دعوت کنند تا جلوی این حربه‌های دشمنان گرفته شود.

زمینه سازی برای تحقق اهداف این نامه، بیشتر متوجه چه افرادی در داخل کشور است؟

با نامه عمیقی که مقام معظم رهبری به جوانان اروپا و آمریکا مرقوم داشتند مسئولیت سنگینی بر دوش متدینان به ویژه نخبگان و فرهیختگان مخصوصا استادان حوزه های علمیه و دانشگاه ها بالاخص برنامه ریزان برنامه های آموزشی و فرهنگی در جمهوری اسلامی و همه کشورها نهاده شده است.
حوزه های علمیه، آموزش عالی و آموزش و پرورش باید تمام عزم خود را برای ارتقای اخلاقی، معنوی و علمی جوانان کشورمان مصروف بدارند تا با ساختن جوانان متعهد و متدین، زمینه ارتقای معنوی جوانان کشورهای دیگر را آماده کنند.
باید خوراک تبلیغاتی مناسب از طریق فرهیختگان و نخبگان عرصه های مختلف فرهنگی همراه با اعتقادات دینی تهیه و در سراسر دنیا ترویج شود. با تبیین جایگاه مسلمین و اعتقادات و باورهایی که از اسلام ناب و قرآن کریم دریافت شده و با پیدا کردن فطرت های بشری به ویژه در جوانان که عدالت طلب و حق جو هستند می توان زمینه را برای تعالی و رشد آنها و قرار گرفتن در مسیر ارتقای معنوی فراهم کرد.
مسئولیت نظام و برنامه ریزان این نظام، استادان و بزرگان و فرهیختگان و کسانی که می توانند با قلم و قدم و گفتار، تاثیرگذار باشند در این حرکت بزرگ فرهنگی که مقام معظم رهبری طلایه دار آن هستند بسیار سنگین و مهم است.
به نظر شما چرا مقام معظم رهبری فقط جوانان اروپا و آمریکا را مخاطب نامه خودشان قرار دادند؟ ایشان می‌توانستند مخاطب نامه خودشان را گسترده‌تر ببینند.
با توجه به اشراف و احاطه ای که مقام معظم رهبری به مسائل بین المللی و عرصه های جغرافیایی دارند، نکاتی مورد توجه ایشان بوده که این نامه را به نگارش در آوردند. اگر جوانان اروپا و آمریکا به عنوان جوانانی که با علم و تکنولوژی آشنایی بیشتری دارند در مسیر حق قرار بگیرند زمینه برای آشنایی دیگر جوانان دنیا نسبت به فرهنگ و اندیشه اسلامی مهیا می‌شود.
از سوی دیگر با توجه به اینکه جوانان کشورهای غربی در تیررس مستقیم غول های رسانه ای استکبار و صهیونیسم قرار دارند به عنوان ابزار بدون واسطه استکبار و صهیونیسم هستند، چنانچه حرکتی انجام دهند و خودشان را پیدا کنند و با جریان های انحرافی کشورهای خود مقابله کنند، جوانان دیگر کشورها به آنها تأسی جسته و از آنها حمایت کرده و در کنارشان قرار می گیرند و راحت تر می توان به نتیجه مطلوب دسترسی پیدا کرد.
مقام معظم رهبری با توجه به احاطه ای که دارند جوانان اروپا و آمریکا را مخاطب نامه خودشان قرار دادند که اگر بتوانیم آنها را در مقابل تبلیغات سوء غرب واکسینه کنیم، جوانان سایر کشورها آمادگی بیشتر برای همگرایی و همفکری خواهند داشت.

نوشتن نامه در صدر اسلام و دوران انقلاب اسلامی سابقه درخشانی دارد، آیا می‌توان نامه اخیر مقام معظم رهبری را از شئون ولی امر مسلمین دانست؟

بعد از اینکه پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله) به مدینه هجرت و حکومت اسلام را پایه گذاری کرده بودند و خیالشان از داخل مدینه راحت شده و به اطراف آن احاطه پیدا کرده بودند اقدام به نوشتن نامه به کشورهای دیگر از جمله دو ابرقدرت آن روز یعنی ایران و روم و مناطق دیگر همچون مصر، نجران و طوائف مختلف کردند و آنها را به فرهنگ دینی و اسلامی دعوت کردند، کما اینکه دیگر بزرگان و ائمه اطهار در مسیر ارشاد و هدایت مردم از اطلاع رسانی و دعوت به وسیله نامه از طریق وکلا و فرستادگان خود استفاده کردند.
امام حسین (علیه السلام) بیشترین فعالیت را برای نفوذ بین کوفیان و شامیان با فرستادن نامه انجام دادند که نمونه آن ارسال نامه توسط مسلم ابن عقیل بود. ارتباط تنگاتنگی که آیت‌الله العظمی بروجردی با الازهر و دیگر علما داشتند از طریق نامه انجام می گرفت. در قرن اخیر هم پس از اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) معمار کبیر انقلاب نامه ای به گورباچف نوشتند و وضعیت موجود و آینده شوروی و جهان را مورد بررسی قرار داده و خطر را اعلام کردند و از واقعیاتی پرده برداشتند که برای گورباچف و دیگران مشهود نبود.
مقام معظم رهبری هم با تبعیت از سلف صالح و انبیا و ائمه و حضرت امام، در وضعیت کنونی که استکبار و صهیونیسم به جنگ فرهنگی علیه اسلام اقدام کرده اند و با توهین به ساحت مقدس پیامبر رحمت و مهربانی، فضاحت را به نهایت رساندند، مصلحت را بر این دیدند که با نوشتن نامه، جوانان اروپا و آمریکا را مورد خطاب قرار دهند.
امیدوارم خداوند آثار و برکات ظاهری و باطنی این نامه را هر چه زودتر هویدا کند و به همه کسانی که در این زمینه مسئولیتی بر دوش دارند توفیق انجام وظیفه و عمل به مسئولیت را مرحمت کرده و با بیداری جوانان غرب و سپس جوانان تمام جهان، آینده ای روشن و طلیعه ای برای حکومت جهانی و عدالت گستر مهدوی فراهم شود.

تحلیل شما در مورد تاثیرگذاری این نامه چیست؟

فکر می کنم با توجه به نورانیتی که همواره در کلمات حق وجود دارد و تطبیق کلمات نورانی با فطرت پاک انسانی به ویژه فطرتی که در جوانان، خالص تر و پاک تر از میانسالان و مسن ها است و با توجه به وعده های الهی برای جهانشمول شدن عدالت و حق و محوریت اسلام به عنوان دین کامل و نبوت پیامبر (صلّی الله علیه و آله) به عنوان خانم النبیین، زمینه برای نفوذ واقعیات در افکار و اندیشه ها به ویژه در افکار جوانان غرب که با فرهنگ و تمدن و تکنولوژی آشنایی بیشتری دارند فراهم است.
با توجه به تجربیاتی که در عرصه های مختلف انقلاب ملموس بوده، این بار امید به نتیجه زیاد است، برای اینکه زمینه برای رشد و هدایت و ارشاد تحصیلکردگان و کسانی که با علم و ادب آشنایی بیشتری دارند نسبت به دیگر افراد مهیا است. اینجاست که مقام معظم رهبری با مدیریت و احاطه ای که دارند جوانان را مورد خطاب قرار دادند تا جوانان به عنوان قشری روشن و برخوردار از فطرت پاک، زمینه را برای تاثیرگذاری کلام حق فراهم کنند. امیدوارم با عنایت خداوند و توجه حضرت ولی عصر (عجّل الله تعالی فرجه) این تاثیرگذاری به بهترین نحو و سریع ترین زمان ممکن انجام شود.
منبع مقاله : خبرگزاری مهر



نامه بیدارگرانه رهبر معظم انقلاب
 

 







 


گفتاری از حجت الاسلام دکترعبدالحسین خسروپناه
نامه مقام معظم رهبری به جوانان اروپا و آمریکای شمالی، از یک جهت در راستای همان نامه حضرت امام خمینی(رحمت الله علیه) است که به گورباچف داشتند. مستحضر هستید که امام راحل نامه ای به گورباچف نوشتند و در واقع او را هشدار دادند که نسبت به اسلام و توحید، شناخت و گرایش بیشتری پیدا کند. حضرت آقا هم در این نامه جوانان اروپا و آمریکای شمالی را مورد خطاب قرار دادند.
تفاوت این دو نامه در این است که مخاطب امام(رحمت الله علیه) در آن نامه، یک شخصیت سیاسی بود ولی مخاطب در این نامه جوانان هستند. آن هم از این جهت که آینده ملت و سرزمین شان در دست آنهاست و در واقع به تعبیر حضرت آقا ایجاد حس حقیقت جویی در قلبهایشان زنده تر و هوشیارتر است. با توجه به چنین احساسی حضرت آقا جوانان را مورد مخاطب قرار داد.
هدف اصلی از نگارش این نامه این بود که به جوانان هشدار دهند که خودتان در مورد اسلام مطالعه کنید و تأکید هم کردند که نمی خواهیم بگوئیم اسلامی که ما معرفی می کنیم را بپذیرید بلکه به سراغ اسلام بروید و از طریق منابع اصیل و مأخذ دست اول آن‌را بشناسید. اسلام را از طریق قرآن و زندگی پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله) بشناسید. اگر از این طریق پیش بروند طبیعتاً بهتر می فهمند که مثلاً آیا اسلام دین خشونت یا دین محبت است؟ آیا دین عقل و منطق و استدلال یا دین تحجر است؟
حضرت آقا در این نامه به نکته ای تأکید دارند که بسیار زیباست؛ معظم له علاوه بر اینکه سؤالاتی را مطرح کردند تا وجدان عمومی جوانها بیدار شود، تأکید می کنند که چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی به حاشیه رانده شود. راجع به این موضوع فکر کنید. آیا تاکنون خودتان مستقیماً به قرآن مراجعه کردید؟ آیا تعالیم مسلمانان را مطالعه کردید؟ آیا جز رسانه ها پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کردید؟ و ....
حضرت آقا تأکید کردند که درباره انگیزه سیاه‌ نمایی گسترده علیه اسلام پرسش کنید. چرا سران شما در غرب علیه اسلام سیاه نمایی می کنند؟ حضرت آقا این پرسشها را به عنوان یک عالم دینی و مجتهد و مرجع تقلید مطرح کردند تا ذهن و نگاه جوانها، نگاه جدیدی شود تا از بیداری برخوردار شوند ولی جالب این است که به آنها هشدار می دهد که اجازه ندهید که این واقعیت پویا و اثرگذار در دنیای امروز با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید که ریاکارانه، تروریستهای تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند.
حضرت آقا خواستند با این نامه نگرش جدیدی در جوانان غرب ایجاد کنند. چون بخش قابل توجهی از جوانان غربی دنبال حقیقت هستند و می توان بدون تعصب با آنها برخورد کرد و آنها را به راه راست هدایت کرد و تأثیرپذیری عقلانی و منطقی شان می تواند نسبت به بعضی از متحجران منحرفی که اسلام را این گونه به انزوا می کشاند، بالاتر باشد.
نمی توان بازخورد رفتاری انقلابی از این جوانان انتظار داشت، ولی می توان بازخورد بسیار خوب معرفتی داشته باشد. چون الان رسانه ها در غرب با اتحادی که دارند به شدت انسانها را تسخیر می کند و حقایق را برعکس جلوه می دهند. با این نامه حضرت آقا یک نگاه بیدارگرانه ای برای این جوانها پیدا می شود. البته معتقدم نباید این نامه را پایان کار دانست. این نامه یک آغازنامه ای است که شخصیتهای مختلف باید کمک کنند تا آن‌را به نتیجه نهایی برسانند.
مثلاً در معرفی اسلام به جوانان اروپایی و آمریکای شمالی تلاش شود و مطالبی در سایتهای مختلف به زبان انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و ... منتشر شود تا اسلام را از طریق رسانه های مدرن منتقل کنند و جوانان را به سمت اسلام سوق دهند. ما متأسفانه کمتر از این طریق اسلام را معرفی کردیم. باید فرمایشات اهل بیت(علیهم السلام) به زبانهای مختلف نشر پیدا بکند. به این شکل به نظرم آثار فراوان تری از این نامه حاصل می شود. لازم است منابع دست اول ترجمه شود. اگرچه برخی از منابع مانند قرآن، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه ترجمه شدند ولی فرمایشات ائمه(علیهم السلام) و پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله) هم باید به صورت کامل ترجمه شود و به صورت موضوعی و دسته بندی در اختیار علاقه مندان قرار گیرد.
هدف حضرت آقا از دعوت به مطالعه منابع دست اول این است که حس آزاداندیشی جوانان غربی را برانگیزانند. منظور این است که نه با تفسیر ما، اسلام را بشناسید و نه با تفسیری که الان استعمارگران دارند اسلام را معرفی می کنند که نوعی اسلام هراسی به وجود آورده است. خود جوانان به دنبال منابع دست اول بروند تا ببینند قرآن، روایات و سیره و سنت پیامبر(صلّی الله علیه و آله) چه می خواهد بگوید. اگر از این طریق اسلام را بشناسند طبیعی است که در مقابل هجمه های منحرفین می توانند مقاومت کنند و جلوی انحرافات فکریشان گرفته شود.
علت خطاب مقام معظم رهبری تنها به جوانان اروپا و آمریکای شمالی این بود که منشأ اسلام هراسی، در این مناطق است. مجموعه اروپا(شرقی، غربی و شمالی) گرفتار این آسیب و معضل است و بسیاری از انحرافاتی که الان درباره اسلام شکل گرفته از سوی همین منطقه است.
منبع مقاله :
مهر



نامه‌ای با لحن پدرانه
 

 






 


گفت‌وگو با دیوید اسمیت
پدر دیوید اسمیت از کشیش‌های مطرح استرالیایی است که کلیسای او محل رفت و آمد آزادگانی است که از ظلم جریان‌های صهیونیستی نالان هستند و همین باعث شده تا بارها کلیسای او مورد حمله صهیونیست‌ها قرار بگیرد.
با او در جریان کاروان زائران صلح سوریه آشنا شدیم و چند روز پیش پس از انتشار نامه مقام معظم رهبری به جوانان اروپا و آمریکای شمالی در توئیتر خود از این نامه یاد کرده بود.
تصمیم گرفتم با او مکاتبه کنم و نظرش را بپرسم؛ در نگاه اول نامه را عالی توصیف کرد و حاضر شد گفت‌وگویی کتبی را با وی داشته باشیم.
آنچه در ادامه می‌آید، متن گفت‌وگو با پدر دیوید اسمیت است:


نظر شما درباره نامه آیت‌الله خامنه‌ای در نگاه اول چیست؟

من فکر می‌کنم نامه عالی و به موقع بود؛ لحن نامه پدرانه و به دور از تقابل است و امیدوارانه می‌تواند در انسانی نشان دادن ایران در ذهن جوانان غربی کمک کند. مسیری که آیت‌الله خامنه‌ای برای بیان نامه انتخاب کرده درست و عاقلانه است.

نامه آیت‌الله خامنه‌ای به جوانان اروپا و آمریکای شمالی در حالی صادر شده که ایشان جوانان را این گونه خطاب کرده‌اند «حس حقیقت‌جویی را در قلب‌های شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم»؛ نظر شما درباره این خطاب چیست؟

فکر می‌کنم که این خطاب درست و عاقلانه است؛ این یک مساله اساسی است که ما خرد جوانان‌مان را قبل از این که کاملا تحت تلقین و تعلیم سیستم قرار بگیرد خطاب قرار دهیم.
اندیشه‌های رادیکالی و خودسرانه همیشه از دانشگاه‌ها سرچشمه می‌گیرد؛ این جایی است که تغییر می‌تواند آغاز شود و این کاملا مناسب برای آیت‌الله خامنه‌ای است که درخواست تجدیدنظر خود را از این مسیر هدف‌گذاری کند.

این روزها در غرب بسیاری در تلاش برای گسترش اسلام‌هراسی هستند؛ به نظر شما تاثیر این نامه در این باره چه خواهد بود؟

به واقع درست می‌گویی؛ منافع تعیین شده عده‌ای بر پایه گسترش اسلام‌هراسی و اختلاف مردم بر اساس طایفه و مذهب طرح‌ریزی شده است.
من اطمینان دارم بدون در نظر گرفتن مطالب عالی نامه، لحن پدرانه و غیرتقابلی نامه آیت‌الله خامنه‌ای می‌تواند در ارائه چهره انسانی از ایرانیان و در کل مسلمانان در ذهن جوانان غرب تاثیرگذار باشد.
وقتی که ماشین پروپاگاندا فعال است مردم در دیدن حقیقت کور می‌شوند. بعضی اوقات یک نسل طول می‌کشد تا غبار پروپاگاندا پاک شود

آیت‌الله خامنه‌ای در نامه خود از محققان و تاریخ‌نگاران غربی این سوال را پرسیده‌اند که چرا وجدان عمومی در غرب پس از دهه‌ها یا قرن‌ها بیدار می‌شود؛ درباره این بخش از نامه چه نظری دارید؟

این متاسفانه درست است؛ وقتی که ماشین پروپاگاندا و تبلیغات فعال است مردم در دیدن حقیقت کور می‌شوند و بعضی اوقات یک نسل طول می‌کشد تا غبار پروپاگاندا پاک شده و به کناری برود.

من می‌دانم که شما دارای دوستانی در میان روحانیون مسلمان هستید؛ نظر شما درباره تاثیر رسانه‌ها در نشان دادن چهره غیرحقیقی از اسلام چیست؟

من معتقدم منافع هدف‌گذاری شده بسیاری وجود دارد که شعله‌های آن در تفرقه بین مسیحیان و مسلمانان، مسلمانان و یهودیان، اروپایی‌ها، ایرانی‌ها و عرب‌هاست.

البته در پایان حقیقت در میانه این اتفاقات خواهد درخشید اما سوال این است که چه میزان خرابی به بار خواهد آورد و چه میزان زندگی و حیات در این بین از دست خواهد رفت؟

به نظر شما آیا می‌توان مسلمانان را در نشان دادن چهره غیرحقیقی از اسلام مقصر دانست؟
من جامعه مسلمانان را برای گسترش این تفرقه هرگز سرزنش نمی‌کنم؛ من احساس می‌کند که در حقیقت جوانان مسلمان بسیاری وجود دارد که عصبانی‌اند که موجبات دردسر در این کشور(استرالیا) و جاهای دیگر را فراهم می‌کنند با این حال این عصبانیت بی‌دلیل نیست.

نظر شما درباره اثر نامه آیت‌الله خامنه‌ای در بازگشت جوانان به دینداری چیست؟

این آن چیزی است که ما امیدواریم و برای آن دعا می‌کنیم.

پس از حوادث اخیر فرانسه مقامات مذهبی مسلمان و مسیحی استفاده نادرست از آزادی بیان برای توهین به مقدسات مذاهب را محکوم کردند همانگونه که پاپ بیان کرد؛ البته آنها تروریسم را محکوم کردند؛ نظر شما درباره نقش مذاهب در توقف توهین به مذاهب چیست؟

من فکر می‌کند پاپ نشان داد که در این بحث رهبری قابل تحسینی داشته است همانگونه که از زمان تصدی مقام پاپی در زمینه‌های دیگر نیز این مسئله را نشان داده است.
من به واقع معتقدم تنها رهبران مذهبی هستند که می‌توانیم از آنها برای ایجاد هر گونه پیشرفتی در این مسیر(جلوگیری از توهین به مقدسات ادیان) انتظار داشته باشیم؛ سیاستمداران ما به ناچار در بازی قدرت فرورفته‌اند و نمی‌توانند حتی اگر بخواهند از حقیقت سخن بگویند.
موسسات مذهبی ما نیز به سیستم‌ها گره خورده‌اند اما آنها هنوز کمی استقلال دارند و هنوز دارای ارزش‌ها و وجدانی هستند و این در واقع آنجایی است که امید من به من دروغ می‌گوید [و نمی‌توانم به موسسات مذهبی اعتماد کامل داشته باشم].

آیا چیز بیشتری هست که بخواهید درباره نامه آیت‌الله خامنه‌ای اضافه کنید؟

تنها می‌خواهم بگویم که من فکر می‌کنم این یک ابتکار خلاقانه و دارای شجاعت در بیان بود که توسط آیت‌الله خامنه‌ای صورت گرفت.
دعای من همراه او خواهد بود و امیدوارم که او و پاپ و دیگر رهبران جهان در سرتاسر گیتی بتوانند در واقع راه را برای دوران جدیدی که در آن حقیقت و صداقت از پول و قدرت ارزشمندتر است، هموار کنند.
منبع مقاله : فارس



نامه رهبری محرکِ شناخت اسلام در جهان
 

 






 

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام غرویان

نامه مقام معظم رهبری به جوانان اروپا و آمریکا که در اوج محبت و صمیمیت برای جلوگیری از خطر اسلام هراسی و اسلام ستیزی و نیز هدایت جوانان غرب به شناخت بی‌واسطه و مستقیم از فرهنگ و اندیشه اسلامی به نگارش در آمده بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها و جوامع غرب داشته است.
برای تحلیل چرایی صدور این نامه گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام محسن غرویان یکی از استادان برجسته حوزه علمیه و عضو هیئت علمی جامعه المصطفی العالمیه داشته‌ایم.
ایشان ضمن بیان اهمیت و تأثیرگذاری نامه مقام معظم رهبری در جوامع غرب، این پیام را ضربه بزرگی بر تفکر افراطی داعشی‌ها و گروه‌های تروریستی دیگر می‌داند. در ادامه متن این گفت‌وگو را می‌خوانید.

نامه‌نگاری سران در اسلام چه سابقه‌ای دارد؟

وقتی نامه مقام معظم رهبری به جوانان اروپا و آمریکا را از رسانه‌ها شنیدم و مطالعه کردم، به یاد نامه حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) به گورباچف افتادم. حضرت امام آن نامه را به بلوک شرق و سوسیالیسم و کمونیسم نوشتند، مقام معظم رهبری به بلوک غرب و آمریکا و اروپا نامه نوشتند.
این نامه نگاری‌ها از شئون ولی امر مسلمین جهان و ولی فقیه است، همچون پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله) که در آغاز حکومت اسلامی، دعوت‌نامه‌هایی به هرقل پادشاه روم، خسروپرویز پادشان ایران و سران آن روز نوشتند و آنها را به دین اسلام دعوت کردند. یعنی روش نامه‌نویسی سیره پیامبر اسلام و امام خمینی بود که مقام معظم رهبری انجام دادند.

چرا مقام معظم رهبری، جوانان را در این نامه مخاطب خودشان قرار دادند؟

بله خطاب نامه مقام معظم رهبری به جوانان است. این نشان می دهد که جوانان در روی کره زمین نسل ارزشمندی هستند، چون آینده جهان در دست آن‌هاست و مقام معظم رهبری جوانان آمریکا و اروپا را دعوت و هدایت کردند، ما هم باید اهمیت بیشتری به جوانان کشور خودمان و جهان بدهیم. از این نظر، نامه مقام معظم رهبری به جوانان خیلی اهمیت دارد.
ایشان زمینه هدایت پذیری را در جوانان بیش از سایر قشرها دیدند، برای اینکه فطرت جوانان پاک است و غرض ورزی‌های سیاسی ندارند یا کمتر دارند، از این رو جوانان را بر اساس فطرتشان مورد خطاب قرار دادند.

به نظر شما مهمترین بخش نامه مقام معظم رهبری به جوانان اروپا و آمریکا در کدام محور است؟

در دنیای امروز، غرب و صهیونیست‌ها حمله‌ها و هجمه‌های زیادی به اسلام دارند و مقام معظم رهبری در این نامه یک سئوال مهم پرسیدند که مگر اسلام چه می‌گوید یا چه هدفی را تعقیب می‌کند که این همه مورد هجمه قرار می‌گیرد؟ ایشان این سئوال را از عقل و فطرت جوانان پرسیدند تا آنها را به مطالعه بیشتر اسلام وادار کنند. به نظر من این نامه در زمان خوبی نوشته و ارسال شد، برای اینکه غرب با تبلیغات دروغین و سوء استفاده سعی می‌کند چهره اسلام را تخریب بکند و ایشان از همین فرصت استفاده کردند و ذهن و عقل جوانان را به مطالعه بیشتر در مورد اسلام و روش زندگی پیامبر گرامی اسلام وادار کردند.
در حال حاضر اسلام ستیزی در دنیا اوج گرفته، ولی باید به این نکته مهم و کلیدی توجه داشت که هر چه اسلام ستیزی اوج می گیرد، اسلام گرایی هم بیشتر می شود و افراد زیادی به اسلام توجه و گرایش پیدا می کنند. به نظر من این نامه می تواند یک محرک خوبی برای شناخت بیشتر اسلام و اسلام گرایی در سطح جهان به ویژه در اروپا و آمریکا باشد.

مقام معظم رهبری می‌توانستند تمام جوانان دنیا را مورد خطاب دهند، چرا جوانان اروپا و آمریکا را مخاطب خودشان قرار دادند؟

بله. مقام معظم رهبری از بین همه جوانان دنیا، جوانان آمریکا و اروپا را انتخاب کردند و مخاطب خودشان قرار دارند، برای اینکه این کشورها نقش بیشتری در معادلات جهانی و مسائل علمی و سیاسی دارند و مقام معظم رهبری به این نکته توجه فرمودند و این نامه را نوشتند.

رهبر معظم انقلاب در این نامه سئوال مهمی پرسیدند که چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد. به نظر شما چرا این گونه است؟

برای این است که تفکر اسلامی با منافع مادی دنیای غرب سازگاری ندارد. در اسلام فقط مادیات لحاظ نمی شود بلکه حیات معنوی و جهان آخرت و حیات پس از مرگ لحاظ می شود، ولی الان غلبه تفکر در غرب، تفکر دنیوی است و این دو فرهنگ و فلسفه با هم نمی‌سازد.
درست است که در مسیحیت نگاه معنوی وجود دارد ولی عملا آنچه که در بیرون این دین اتفاق می افتد توجه بیشتر به فرهنگ مادیت و زندگی دنیوی است، از این نظر فرهنگ و تفکر اسلامی با تفکر مادی در دنیای غرب بالفعل اصطکاک دارد، بنابراین تفکر اسلامی با اهداف فلسفه ماتریالیستی که در غرب دنبال می‌شود سازگاری ندارد.

وقتی عده‌ای با حمایت سیاستمداران غرب و برخی کشورهای منطقه دست به جنایات هولناک می‌زنند، اسلام هراسی در ذهن جوانان اروپا و آمریکا ممکن است غیرقابل تصور نباشد. تحلیل شما چیست؟ آیا نامه مقام معظم رهبری می‌تواند خلاء شناخت واقعی اسلام را در جوانان اروپا و آمریکا پر کند؟

به نکته خوبی را اشاره کردید. الان متاسفانه گروه‌های تروریستی و داعش، جنایات و آدم کشی‌ها و خشونت‌هایی که انجام می‌دهند به نام اسلام و الله تمام می‌شود. مقام معظم رهبری با نوشتن این نامه خواستند به دنیا بفرمایند که اسلام این نیست که اینها معرفی می کنند بلکه اسلام دین دعوت و هدایت و دین پرسش و پرسشگری و پاسخ منطقی است. «قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ» در قرآن داریم که برهان و منطق روش اسلام است و ما در اسلام، اصل را بر خشونت و آدم کشی و تکفیر نگذاشته‌ایم.
اسلام دین خشونت و آدم کشی و سربریدن نیست؛ اسلام دین دعوت و رحمت است. مقام معظم رهبری با نوشتن این نامه عملا نشان دادند که ما با اسلام منطق و تفکر و عقلانیت و معرفت و آگاهی را دعوت کنیم و به نظر من نامه ایشان ضربه بزرگی بر تفکر افراطی داعشی‌ها و گروه‌های تروریستی دیگر هم محسوب می‌شود.
منبع مقاله : خبرگزاری مهر



درسى در حوزه دیپلماسى با غرب
 

 

نویسنده : دکتر سعدالله زارعی





 

نامه‌ای برای نجات و تحول
نامه رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به «عموم جوانان در اروپا و آمریکای شمالی» از نوع نامه یک شخصیت سیاسی نیست چه اینکه یک شخصیت سیاسی به جای جوانان در فراسوی مرزهای کشور خود، سیاستمداران همطراز را مورد خطاب قرار داده و با استفاده از ادبیات رایج دیپلماسی سعی می‌کند، دیگران را به درستی مواضع خود متقاعد کرده و یا نادرستی مواضع طرف مقابل را گوشزد نماید. اما در نامه اخیر حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای -دامت برکاته- نشانی از واژگان دیپلماتیک نیست اگرچه در رعایت نزاکت سیاسی در اوج خود قرار دارد. از طرف دیگر در این نامه «درستی مواضع خود» مورد تأکید قرار نگرفته اگرچه درباره آن تردید نیز روا داشته نشده است کما اینکه «نادرستی مواضع طرف مقابل» مورد تأکید قرار نگرفته هر چند در این باره نیز نشانی از تردید دیده نمی‌شود. از این رو می‌توان گفت پیام کوتاه رهبری بیش‌تر دعوت به ادراک حقیقت است. حقیقتی که با تبلیغات متراکم رسانه‌ای و سیاسی تا حد زیادی از دسترس مخاطب دور شده است. این حقیقت در عین حال وجود دارد و بطور جدی ارزش ادراک دارد.
پرداختن به همه زوایای این نامه بدیع از حوصله یک یادداشت فراتر است. این قلم سعی می‌کند با تحلیل ساختار نامه کمکی به شناخت درونی این رخداد مهم فرهنگی و بین‌المللی بنماید.
نامه رهبر معظم انقلاب اسلامی با توضیح درباره چرایی صدور آن، مخاطب اصلی آن و ظرف زمانی خاصی که نامه در آن منتشر گردیده است، شروع می‌شود و در واقع در همان آغاز کار تکلیف مخاطب را با متنی که پیش رو دارد مشخص می‌کند و مانع از سوء تعبیر و سوء تفاهم مخاطب می‌گردد. از نظر شیوه نوشتاری، این پیشرفته‌ترین سبک به حساب می‌آید در متون پیشرفته امروزی باید مستقیم سراغ اصل مطلب رفت.


نامه در همان ابتدا موضوع بحث را مشخص می‌گرداند: «سخن من با شما درباره اسلام است و بطور خاص درباره تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه می‌گردد» پس از این، نامه به یک شگرد کهنه و در عین حال مکرر که امروز علیه اسلام بکار گرفته می‌شود، اشاره می‌نماید: «تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد» نامه سپس بدون آنکه به تطویل بگراید و یا درصدد بیان فهرست‌ها و جزئیات باشد به موضوعاتی اشاره می‌کند که در خود غرب بطور مکرر و البته با تأخیر به آن اعتراف شده است: «تاریخ اروپا و آمریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است. محققین و مورخین شما از خونریزی‌هایی که بنام مذهب بین کاتولیک و پروتستان یا به اسم ملیت و قومیت در جنگ‌های اول و دوم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی می‌کنند» در واقع در این بخش از نامه از یک طرف به سیستماتیک بودن جریان «القاء هراس علیه اسلام» اشاره شده و تصادفی تلقی کردن آن مردود شمرده شده و از طرف دیگر با ظرافت زیاد این جریان را افشا کرده و به جوانان یادآور می‌شوند این شگرد و روند همان روندی است که امروز در خود غرب مقالات زیادی علیه آن منتشر گردیده و اسناد فراوان آن منتشر گردیده است البته با تأخیری چند ده ساله! در این نامه به ناموجه بودن این تأخیر و مسئولیت امروزی برای افشای این روند به اختصار اشاره گردیده است: «از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود» و «چرا در موضوع مهمی همچون شیوه برخورد با فرهنگ و اندیشه اسلامی از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری می‌شود؟»

نامه سپس فلسفه ایجاد موج تقابلی علیه اسلام را مورد اشاره قرار می‌دهد و جوانان را دعوت به کاوش در این مورد می‌کند: «مگر چه معانی و ارزش‌هایی در اسلام، مزاحم برنامه قدرت‌های بزرگ است و چه منافعی در سایه تصویرسازی غلط از اسلام تأمین می‌گردد؟» در واقع نامه به این نکته اشاره می‌کند که ملت‌ها نه تنها نباید با موج اسلام ستیزی همراهی کنند بلکه باید گریبان اسلام‌ستیزان را بگیرند و انگیزه‌های غیر اعلامی آنها را دریابند.
نامه در ادامه و در نیمه راه وارد «راه حل» می‌شود «سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین بدست آورید»، «منطق سلیم اقتضا می‌کند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن می‌گریزانند و می‌ترسانند چیست و چه ماهیتی دارد»، «اسلام را از منابع اصیل و مآخذ دست اول آن بشناسید»، «با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن صلی‌الله علیه و آله و سلم آشنا شوید» و «این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید».
نامه در بخش راه حل بدون آنکه وارد مباحث پیچیده فلسفی و کلامی شود و در برگیرنده «پیشداوری» هایی در این زمینه باشد، راهی را معرفی و جوانان را به پیمودن آن دعوت کرده است. دعوت یک رهبر روحانی از جوانان برای «شناخت مستقیم» و «شناخت بی‌واسطه» و یافتن راه از متن اصلی «قرآن» بطور مستقیم و تحلیل مستقیم «زندگی پیامبر» خیلی جذاب است. رهبران ادیان در اروپا و آمریکا نه تنها به این شناخت مستقیم و مراجعه بی‌واسطه به متن مقدس و زندگی پیامبر مسیحیان دعوت نمی‌کند بلکه اساساً چنین مراجعه‌ای را موجب انحراف از دین دانسته و با تعالیم انجیل و مسیح علیه‌السلام در تضاد معرفی می‌کند. کاتولیک‌ها بخصوص روی مقدس و غیرقابل بحث بودن تعالیم کلیسا و کشیش‌ها تأکید می‌ورزند و تصور خلاف از آن را برنمی‌تابند. حالا جوانان غرب در حالی که در تبلیغات رسمی، اسلام را مظهر خشونت و تحمل‌ناپذیری و استبداد رأی یافته از زبان یک رهبر سرشناس اسلامی می‌شنود که: «من اصرار نمی‌کنم که برداشت من یا هر تلقی دیگری از اسلام را بپذیرید». این بخش از نامه یک تیر خلاص موثر به تبلیغات ضداسلامی زده و سعه‌صدر اسلام و رهبران اسلام را در معرض دید و داوری جوانان اروپا و آمریکا قرار داده است. این نزاکت اخلاقی- اجتماعی در جامعه‌ای که به نام مقدس بودن آزادی هر اندیشه‌ای در حوزه اجتماعی و نه دینی روا شمرده شده از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در این نامه می‌فرمایند چرا پیشداوری؟ به متن اصلی بدون تفسیرها و تاویل‌های جانبدارانه یا مردود‌انگارانه مراجعه کنید. این روش در عین حال حساب گروهک‌هایی که به نام دین و با ظاهر دینی تصویر خاصی از اسلام را فراروی جهانیان قرار می‌دهند، مشخص می‌گرداند. البته پر واضح است که مراد رهبری هرگز این نیست که قرآن به مفسر نیاز ندارد و در نهایت هر کس با مراجعه به متن قرآن و زندگی پیامبر می‌تواند به همه حقایق باریک‌تر از موی آن پی ببرد و به یک اسلام‌شناس تبدیل شود. اینجا صحبت بر سر تصور اولیه و جمعبندی است که اگر این تصویر اولیه توام با «تصدیق» باشد و اجمالا پذیرفته شود که اسلام آن چیزی که از رسانه‌های غرب معرفی می‌شود، نیست، راه برای ورود محققانه به آن که در اینجا نیاز جدی به علما و اندیشمندان رخ می‌نماید، هموار می‌گردد.
در بخش دیگری از نامه از جوانان خواسته شده که از به دام افتادن اجتناب نمایند: «اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیت سد عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بی‌طرفانه را از شما سلب کنند»، «هر یک از شما می‌تواند به قصد روشنگری خود و محیط پیرامونش پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکاف‌ها بسازد» و «تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش‌روی شما قرار می‌دهد».
این بخش از نامه یک جنبه مهم روانشناسی دارد و بر بستر روانشناسی جوان استوار می‌باشد در عین حال بن‌مایه‌های اصلی این روانشناسی شخصیتی در تعالیم اسلامی قرار دارد. گروه سنی مورد خطاب ‌نامه، همان جوانانی هستند که در لسان ‌روایی‌ ما از آنان به «وزیر» یاد شده است دوره‌ای که باید آنان را در مباحث مهم اجتماعی به حساب آورد، از آنان مدد گرفت و به آنان به گونه‌ای که مناسب یک «انسان توانا» است کمک کرده در واقع از بعد روانشناسی اجتماعی، نامه به آنان می‌گوید «شما می‌توانید» و «چنین مسئولیتی دارید». این در حالی است که روانشناسی اجتماعی غرب برای این قشر و این دوره سنی روی عنصر «خوش‌باش» و «مطالبه‌گری مادی» تاکید دارد. در واقع رهبری با استخدام روشی اسلامی در مواجهه با یک پدیده مهم در غرب، روشی نو که حتما برای آنان از جذابیت زیادی برخوردار است، معرفی کرده است.
در یک جمعبندی کوتاه می‌توان گفت از جهت ساختاربندی، نامه ادبیاتی بسیار ساده و دلنشین دارد و با دعوت و توضیحی عزت‌مندانه آغاز می‌شود و با دعوتی عزت‌مدارانه به پایان می‌رسد و در لابلای آن از یک سو از رسانه‌ها و روند اسلام‌ستیز با اشاره به اعترافاتی که در خود غرب وجود دارد، سلب صلاحیت شده و پس از آن یک دعوت ساده ولی جذاب مطرح شده است «بیایید خود به آنچه علیه آن در غرب تاخت‌ و تاز می‌شود، قضاوت و داوری کنید». نامه از حیث روانشناسی فردی و اجتماعی در اوج خود قرار دارد و به جای بهره‌گیری از ادبیاتی گزنده، تحکم‌آمیز و توام با پیشداوری به نرمی دعوت به «پرسشگری» شده است، از غرب بپرسید که چرا به یک دین حمله می‌کند بدون آنکه درباره متن واقعی آن سخنی به میان آورد و از خود اسلام بپرسید چه می‌گوید و چرا این همه جنجال سیستماتیک را علیه خود به وجود آورده است. نامه‌ پر است از ادبیات سلب و ایجاب، سوال و جواب، اشکال و راه‌حل و منطق و استدلال و در عین حال پرهیز از سوالات چند لایه‌ فلسفی و کلامی. این روش نامه‌نگاری، متن را بسیار جذاب کرده و پذیرش دعوتی که در متن آن نهفته است را آسان گردانیده است.
منبع مقاله :
کیهان



تحلیل چرایی نامه رهبر انقلاب به جوانان غربی
 

 






 

پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به جوانان اروپا و آمریکای شمالی، واکنش‌های متعددی را در رسانه‌ها و محافل آکادمیک به دنبال داشت. این که چرا ایشان نامه ای با این مضمون را به جوانان غربی نوشته اند محل تأمل این نوشتار کوتاه است که در قالب چند نکته مورد بررسی قرار گرفته است:

1. از 1945 تا 1990 یعنی دوران جنگ سرد، رقابتی جدی میان آمریکا و شوروی حاکم بود. پس از فروپاشی قطب چپ، غربی ها و بویژه آمریکایی ها برنامه هایی جدید برای تسخیر کامل جهان و خصوصا منطقه غرب آسیا طراحی کردند. از بین رفتن رقیبی که او را خطرناکترین عامل تهدید زندگی مردم تصویر کرده بودند باعث شد تا مشکلات داخلی کشورهای غربی نیز امکان مطرح شدن پیدا کنند و این برای غرب یک تهدید داخلی جدی بود از همین رو نیازمند ایجاد رقیبی دیگر برای ایجاد هراس و پیشبرد اقدامات خود در جهان و کشورهای خود بودند.
2. اسلام به عنوان قدرتی نوظهور، این رقیب جدید بود. از همین رو تلاش برای «اسلام هراسی» دوچندان شد اما به چند دلیل از جمله این که کشورهای اسلامی از نظر جغرافیایی دور بودند و نیز توان نظامی قدرتمندی نداشتند این هراس آفرینی موثر نیفتاد تا این که با ایجاد عملیات برجهای دوقلو در سال 2001 خطر اسلامگرایان برای مردم غرب، «باورپذیرتر» شد!
3. از طرفی بروز آموزه های زیبای اسلام، هویت و قدرت یافتن مسلمانان و زندگی دهها مهاجر مسلمان در غرب که بر اساس آمارهای خود غربی ها، کمترین میزان جرم و بیشترین خدمات اجتماعی را داشتند، باعث شده بود تا رشد اسلام در غرب نیز به یک خطر جدی برای ابرقدرتها بدل شود که باید بنحوی کنترل می شد.
4. پروژه «چارلی ابدو» حلقه دیگری از همین ماجراست با این تفاوت که غربی ها در ماجرای یازده سپتامبر علاوه بر «ایجاد فشار بر مسلمانان ساکن غرب» و «ایجاد هراس از اسلام برای انسان غربی»، «دست اندازی به کشورهای اسلامی» را نیز در دستور کار خود داشتند ولی به نظر می رسد که در این پروژه، - گرچه احتمال این دست اندازی منتفی نیست- دو هدف داخلی مذکور مد نظر می باشند که به جلوگیری از رشد اسلام کمک شایانی خواهد کرد.
5. در مقابل پروژه اسلام هراسی همواره چند رویکرد در میان مسلمانان وجود داشته است. یک جریان که اتفاقا کمرنگ هم نبوده کاملا منفعلانه شروع به عقب نشینی کرده و بعضا تا جایی پیش رفته که سخن از حذف آیات جهاد از قرآن به میان آورده است! البته طبعا اقداماتی که سعی داشته اند حقیقت رحمانی دین اسلام و سیره نبوی را معرفی کنند قابل ستایش اند.
6. در ماجرای این مجله اما شرایط تبلیغاتی طراحی شده توسط غرب به نحوی شکل گرفت که مسلمانان ساکن غرب به یکباره تحت فشاری سنگین و انفعالی بزرگ قرار گرفتند تا جایی که حتی اعتراضات مسلمانان ساکن غرب به چاپ مجدد کاریکاتور موهن کمرنگ بود!
7. غربی ها و خصوصا فرانسوی ها چنان سر و صدایی راه انداختند که همه را به انفعال کشاند! جالب اینجاست که بدانیم در میان کشورهای اروپایی، انگلستان و فرانسه بیش از همه سابقه استعمار کشورهای مختلف را دارند. دست فرانسویان به خون میلیونها مسلمان و غیرمسلمان آلوده است و فقط در کشوری مثل الجزایر، مردمان مظلوم آن دیار 1.5 میلیون شهید تقدیم کردند تا توانستند استعمار فرانسوی را از کشورشان بیرون کنند! در سال‌های اخیر نیز همراهی با آمریکایی ها در کشتار مردم عراق و افغانستان را در کارنامه دارند.
8. درباره ذهنیت مردمان ساکن غرب نیز باید بدانیم که جامعه غربی و خصوصا نسل جوان آن که پیشتاز جنبش 99 درصد نیز بود، نسبت به عملکرد اقتصادی، فرهنگی و سیاسی غرب بدبین و بی اعتماد است گرچه متاسفانه بدلیل اسلام هراسی گسترده صورت گرفته، گرایش او به اسلام با سرعت کمی رخ می دهد و هیچ مکتب جایگزین دیگری هم برای آنها وجود ندارد.
9. رهبر معظم انقلاب با درک این مساله و فهم این معنا که این نسل از شرایط موجود خسته است و آمادگی روحی و فکری شناخت اسلام را داراست آنان را به راهکاری که بتواند تصویر ذهنی درستی را در ذهن شان ایجاد کند سوق دادند تا شاید در چند دهه آینده حتی اگر گرایش گسترده به اسلام اتفاق نیفتد، زمینه اصلاح رفتار غربی ها با مسلمانان مهیا بشود.
10. فراموش نکنیم که این نامه علاوه بر تغییر موضع انفعال به تهاجم و سوال از جنایات غرب است، دعوت به دیدن حقیقت اسلام است و نباید از آن تعبیر به دعوت برای مسلمان شدن کرد چرا که می تواند حساسیت مذهبی مسیحیان پرتعداد غرب را برانگیزاند. متاسفانه رسانه های غربی که این نامه را پوشش دادند نیز عمدتا تاکید بر این معنا کردند تا از آثار آن بکاهند.
11. به نظر می رسد در ذیل این نامه نگاری چند فرصت نیز نهفته است: باید زمینه گفتگو با مخاطب غربی را بیش از گذشته ایجاد کرد و این صرفا به معنای تولیدات به زبان انگلیسی نیست! باید مناسب ذائقه و شرایط او، تولیدات به زبانهای غربی داشت که پرداختن عمیق تر به موضوعات مطرح شده در این نامه خود راهگشاست. بعلاوه، ارائه آموزه های ناب دین در قالب های متنوع نیز شایسته است که بیش از گذشته مورد توجه باشد.
12. ارتباط با «مسلمانان ساکن غرب» به عنوان بلندگوهای انتقال این پیام و تامین محتوایی آنان، از اولویت های شرایط کنونی است. دانشجویان ایرانی خارج کشور نیز فرصتی مغتنم اند.
13. تبیین موضع شفاف در قبال جریانات تکفیری که بهانه اسلام هراسی هستند و نیز اسرائیلی های خونریز که در غرب نیز منفور هستند، نیز می تواند به ایجاد تصویر ذهنی صحیح از مسلمانان کمک نماید. بنظر می رسد ارسال پیام های مردمی و دانشجویی و به زبان خود دانشجویان خطاب به این جوانان با مفاهیم همین نامه اقدامی موثر است.

منبع مقاله : بولتن نیوز

ترجمه: ترجمه انگلیسی | ترجمه عربی | ترجمه فرانسوی | ترجمه آلمانی
نسخه موبایل: دانلود با کیفیت پایین | دانلود با کیفیت بالا
جدول خلاصه پیام: دریافت
نمودار درختی پیام: دریافت
نماهنگ: با توجه به پهنای باند اینترنت خود، می‌توانید این فیلم را با کیفیت‌های مختلف زیر دریافت نمایید:
کیفیت خوب و فرمت Mp4 و با حجم 46.8 MB
کیفیت متوسط و فرمت Mpeg و با حجم5.4 MB
کیفیت پايين و فرمت Flv و با حجم 17.8 MB
مناسب برای تلفن همراه و فرمت 3gp و با حجم 1.8 MB




اسلام را چگونه به جوانان غربی معرفی کنیم؟
 

 

نویسنده: سید عبدالرسول علم الهدی





 

تحلیل معنایی پیام امام خامنه‌ای به جوانان اروپا و آمریکای شمالی
بعد از دو دهه اسلام‌هراسی در دنیای غرب، تقریبا دو سال از شکل‌گیری پدیده ای برای نمایش واقعیات تبلیغات اسلام هراسی یعنی داعش می گذرد. هم اکنون دنیای غرب در شوک سرایت این ویروس از کشورهای عربی به کشورهای خود است. این شوک ضد اسلام که بار اول با سقوط برج های دوقلو در نیویورک اتفاق افتاد، هم اکنون زندگی را برای مسلمانان در اروپا و خصوصا فرانسه سخت کرده است.
در این اوضاع، رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به جوانان جوامع غرب، نامه ای از سر دلسوزی و برای بیداری از شوک و گذر از مارپیچ های سکوت ایجاد شده توسط غول‌های رسانه ‌ای، می زند و ایشان را به سؤال از گذشته و امروز تمدن خویش و روبرو شدن با متن اصیل اسلام یعنی قرآن و سیره اخلاقی پیامبر اکرم دعوت می کند. به نظر می‌ رسد این دعوت به سوال و دعوت به مواجهه با متن اصیل اسلام، محوری ترین پیام این نامه باشد.
اما سؤال از چه و برای چه؟
سه سؤال با محور وجدان جمعی و آگاهی جمعی مطرح می شود.
سه سؤال با محور چرایی تقابل حاکمان تمدن غرب با فرهنگ و تمدن اسلامی مطرح می شود.
چهار سؤال با محور مواجهه مستقیم با آموزه های اسلام مطرح می شود.


اسلام را چگونه به جوانان غربی معرفی کنیم؟

به نظر می رسد ولی فقیه سعی در توجه جوانان بر یک حقیقت دارند و آن این که بین تصویر رسانه ای از اسلام با واقعیت خارجی فاصله زیادی هست که فقط با مواجهه مستقیم شما با اسلام حقیقت معلوم می شود. در این دهکده جهانی، هم رسانه ها می توانند موجب نزدیکی انسان ها به یکدیگر شوند و هم موجب دور شدن ایشان از هم شوند، زیرا وقتی انسان ها از پنجره رسانه به واقعیت ناشناخته نگاه می کنند در حقیقت، داوری آن رسانه از واقعیت خارجی را قبول کردند و وقتی غول های رسانه ای با پشتوانه سیاسی و اقتصادی خود، حصارهای واقعیت را مشخص می کنند، آن وقت رسانه های کوچک با قرائتی متفاوت از پدیده، اساسا دیده نمی شوند یا برای فرار از انزوا به سکوت یا همراهی پناه می برند. انسان ها هم برای فرار از انزوا یا آنچه که جریان اصلی اطلاعات می دانند سکوت کرده یا خود را همراه نشان می دهند. این واقعیت خودسانسوری انسان ها در زندگی است.
خودسانسوری که شاید بتوان تعبیر دیگری از «از خود بیگانگی»[1] مارکس در نظر گرفت، نه تنها انسان ها را در دالان های تنهایی و خودکم بینی گرفتار می کند بلکه برای همیشه درهای حقیقت را به روی عقل می بندد. «(و حقیقت و مفهوم گفتار او را درک نمی‌کنند. این کافران، در واقع) کر و لال و نابینا هستند؛ از این رو چیزی نمی‌فهمند!»[2] (البقرة/171)
اما رهبر معظم انقلاب جوانان را از میان آدم های غربی جدا می کند، زیرا امیدی برای وجود حسّ حقیقت یابی در قلب آنها دارد که می تواند به اصلاح جامعه آینده غرب بیانجامد، امیدی که در سیاستمداران آگاه وجود ندارد.


اسلام را چگونه به جوانان غربی معرفی کنیم؟

مقام معظم رهبری جوانان را به مواجهه مستقیم با قرآن و سیره اخلاقی پیامبر دعوت می کند، زیرا قرآن با جان های حقیقت یاب ارتباط گرفته و کسانی را که سعی بر پرهیز از ظلم و فساد دارند، هدایت می کند.[3] و سیره پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) پر است از رحمت و بخشش و کرامت، آنچنان که اعرابی خسته را بر روی پای خویش می خواباند و به عیادت یهودی خاکستر ریز در کوچه ها، می رفت. او اهل عفو خطاکاران و اهل سخت گیری بر ظالمان و عهدشکنان بود.
اما باید دقت کرد که پارازیت هایی می تواند در فهم اسلام ناب از سوی جوانان غربی وجود داشته باشد که با تلاش جوانان انقلاب اسلامی قابل رفع خواهد بود. تاریخ اسلام نگارش شده در برخی منابع و بعضی تفسیرهایی که از قرآن کریم وجود دارد، شاید به قرائت های گروه های تکفیری و افراطی از اسلام نزدیک باشد، برای همین مقام معظم رهبری ضمن عدم اصرار بر قرائت خویش(شیعه انقلاب اسلامی) ایشان را دعوت به تفکر در اسلام به دور از اهداف آلوده می کند. در اینجا وظیفه جوانان انقلابی برای برقراری ارتباط در حوزه های عمومی سایبری در مواجهه مستقیم با جوانان تمدن غربی برجسته می شود تا اسلام را در همان منطق حقیقت یابی، به ایشان معرفی کنند.


پي‌نوشت‌ها:

[1] Alienation
[2] ... صُمٌّ بُكْمٌ عُمْی فَهُمْ لَا یعْقِلُونَ
[3] ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَیبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ«البقره/2» آن کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد؛ و مایه هدایت پرهیزکاران است.

منبع مقاله : فرهنگ نیوز



سه عامل پشت پرده‌ی اسلام‌هراسی
 

 






 

گفت‌وگو با دکتر کوین برت
دکتر کوین بَرت، استاد دانشگاه و پژوهشگر آمریکایی، هم از لحاظ پژوهشی و هم از لحاظ شخصی، به آموزه‌های اسلامی علاقه‌مند است. وی یکی از بنیان‌گذاران اتحاد مسلمانان، یهودیان و مسیحیان برای افشای حقیقت ۱۱ سپتامبر است. دکتر برت به‌شکل گسترده‌ای در سرتاسر آمریکا، کانادا و برخی کشورهای اروپایی، و در کالج‌ها و دانشگاه‌های مهمی چون سان‌فرانسیسکو، پاریس و ویسکانسین مدیسن تدریس کرده است. نوشته‌های دکتر بَرت به‌عنوان یک نویسنده‌ی پُرکار و تحلیل‌گر سیاسی، همواره در داخل و خارج از آمریکا مورد توجه بسیار قرار داشته است.


به نظر شما، چرا آیت‌الله خامنه‌ای شخصاً اقدام به نوشتن نامه برای آگاه کردن جوانان اروپا و آمریکای شمالی کرده‌اند و چرا مخاطبان این نامه، جوانان این مناطق بوده‌اند و سیاست‌مداران آن‌ها مخاطب قرار نگرفته‌اند؟

رهبر معظم ایران، آیت‌الله خامنه‌ای تشخیص دادند که علی‌رغم قدرت زیاد از حد پروپاگاندیست‌های سازمان‌دهی‌شده، تعداد روزافزونی از شهروندان غربی در حال بیدار شدن از واقعیت کاذبی هستند که در آن زندانی شده‌اند. اگرچه افراد در تمام سنین، در حال فرار از گرداب توهم هستند، اما تعداد جوانانی که به دنبال واقعیت‌اند، بسیار بیشتر است. چنان‌که خود رهبر می‌فرمایند: «من حس حقیقت‌جویی را در قلب‌های شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم.»
واقعیت این است که جوانان عموماً نسبت به بزرگ‌ترهایشان، ذهن بازتری دارند. همچنین جوانان با شور و حرارت به دنبال یافتن معنای زندگی، ایفای نقش در آن، هدفی برای وجود و راه خوبی برای زیستن در پرتو اهداف زندگی هستند. کنجکاوی بی‌حدوحصر و انرژی لجام‌گسیخته‌ی جوانان از سویی می‌تواند آن‌ها را به دردسر بیندازد و از سوی دیگر می‌تواند آن‌ها را به کشف حقیقت عمیق‌تری رهنمون سازد که از تصور بزرگ‌ترهایشان نیز خارج است. هرکس که بخواهد به تعالی بشر و جهان بشری کمک کند، معمولاً با جوانان موفق‌تر خواهد بود تا با بزرگ‌ترهایی که اغلب به نقطه‌ای رسیده‌اند که به جست‌وجوی خود درباره‌ی معانی عمیق‌تر پایان داده‌اند و به نقشی که زندگی برای آن‌ها در نظر گرفته است قانع‌اند.

سه عامل پشت پرده‌ی اسلام‌هراسی

آیت‌الله خامنه‌ای نیز در نامه‌شان اشاره می‌کنند که جوانان، آینده‌ی ملت‌ها و جهان را در دست دارند. آن‌ها مجبورند تا با اشتباهات عظیم بزرگان خود زندگی کنند و آن‌ها هستند که زمان دارند تا آن اشتباهات را جبران کرده و جهان را به سمت‌وسوی بهتری هدایت کنند.
در این مورد که چرا نامه در این برهه از زمان نوشته شده است هم باید بگویم موج هیستریک اسلام‌شناسی که با مسئله‌ی «شارلی‌ابدو» شروع شد و تعصب مضحک سیاست‌مداران و روزنامه‌نگاران غربی، رهبر معظم را برآن داشته است تا مستقیماً به‌سراغ مردم غرب و به‌خصوص به‌سراغ جوانان بروند که احتمالاً بیش از سایر اقشار به این پیام دل خواهند بست.

به نظر شما، چه ارزش‌هایی در اسلام وجود دارد که مخالف اهداف قدرت‌های بزرگ است و سران جبهه‌ی استکبار به دلیل واهمه‌ای که از تقابل با این ارزش‌ها دارند، اسلام را هدف گرفته‌اند؟

به نظر من، کسانی از مسیحیان و یهودیان که حاضر نیستند به رسالت حضرت محمد (ص) اذعان کنند، یک تمایل طبیعی به دشمنی با اسلام دارند؛ چراکه ادعای اسلام به در بر داشتن حقیقت با تصویر ذهنی آن‌ها و در واقع با دل‌بستگی متکبرانه‌ی آن‌ها به آیین وحیانی پیشین، همخوانی ندارد.
با این حال، مسلمانان به‌طور کلی از مسیحیان و یهودیان و آیات و پیامبران آن‌ها محافظت کرده‌اند و بسیاری از آن‌ها چهره‌های متعالی در قرآن هستند و مسلمانان از هم‌زیستی با مردم سایر ادیان استقبال می‌کنند. بنابراین واقعاً دلیلی وجود ندارد که احساسات مسیحیان و یهودیان، امروز تعارض جدی با اسلام ایجاد کند. ادیان بزرگ می‌توانند هم‌زیستی مسالمت‌آمیز داشته باشند.
به اعتقاد من، دشمنی قدرت‌های جهانی با اسلام، نه به‌خاطر دل‌بستگی‌شان به مسیحیت یا یهودیت، که به دلیل دشمنی آن‌ها با نفس دین و دیانت است. آن‌چنان‌که ویلسون در یکی از کتاب‌های خود توضیح می‌دهد که نخبگان غربی تقریباً دو قرن است به الحاد گرایش دارند و این نخبگان، آگاهانه مشغول مهندسی اجتماعی با هدف از بین بردن دین و ارزش‌های همراه آن بوده‌اند؛ چراکه آن ارزش‌ها مانع دستیابی حاکمان به هدفشان در اعمال کنترل بیشتر بر جوامع و تبدیل آن‌ها و کل نژاد بشر به بردگان شست‌وشوی‌ مغزی‌شده است.
همه‌ی ادیان بزرگ عدم دل‌بستگی به خواسته‌های دنیوی و عدم همکاری یا حتی مقاومت در برابر قدرت‌های دنیوی را آموزش می‌دهند. از ابراهیم علیه‌السلام گرفته که در برابر شرک‌ورزی نخبگان قبیله‌اش مقاومت کرد تا موسی علیه‌السلام که شورش بردگان در برابر فرعون را هدایت کرد و عیسی مسیح علیه‌السلام که در برابر دولتمردان دنیامدار رومی و عبری ایستاد تا حقیقت را برای الیگارشی فاسد زمان خود توضیح داد.
در این میان، به چند دلیل، اسلام به‌خصوص برای فراعنه‌ی امروز ترسناک است. اول این که نزدیک به دو میلیارد نفر، با تکیه بر احکام آن، زندگی می‌کنند و جمعیت مسلمانان به‌سرعت در حال رشد است. توده‌ی بزرگی از مردم که پنج بار در روز نماز می‌خوانند، ماه رمضان روزه می‌گیرند و تلاش می‌کنند تعهدات اخلاقی اسلام را رعایت کنند، تهدیدی نه تنها برای حاکمان خاص این یا آن کشور و بانک یا شرکت‌های بزرگ یا بوروکراسی، که برای کل سیستم تجاری-بوروکراتیک که اساسی کاملاً مادی دارد و براساس ربا بنا شده است، محسوب می‌شوند.
در مرحله دوم، مسلمانان بر روی باارزش‌ترین ذخایر نفت جهان زندگی می‌کنند. قدرت‌های دنیا متکبرانه باور دارند این ثروت افسانه‌ای، مانند هرچیز دیگری در جهان، ارث پدری‌شان است. از آنجا که اسلام یک منبع انسجام اجتماعی برای مردمی که سرزمین‌شان تحت تاخت‌وتاز و اشغال قرار گرفته است محسوب می‌شود و از آنجا که قرآن به مسلمانان می‌آموزد در برابر متجاوزان که به زمین‌های شما حمله و شما را بیرون می‌اندازند از خانه‌هایتان، مقاومت کنید و از آنجا که همچنین می‌آموزد مرگ در راستای مقاومت در برابر ظلم و ستم، افتخار بزرگی است و همچنین وسیله‌ای است برای رسیدن به درجه‌ای بالا در بهشت، طبیعی است که قدرت‌های استکباری دنیا در برابر اسلام و مسلمانان برافروخته شوند.
عامل سوم، نگاهبانی موفق اسلام از ارزش‌های خانواده است. از آنجا که مسلمانان هنوز هم خانواده‌هایی نسبتاً قوی دارند، کنترلشان سخت‌تر است. اشخاص منفرد را می‌توان به کار برای شرکت‌های بزرگ واداشت؛ جایی که آن‌ها مجبور به پرداخت مالیات هستند، باید به قوانین احترام بگذارند و همیشه تحت‌نظرند. در حالی که اعضای خانواده‌ها اغلب با هم در شرکت‌های مستقل، مانند مزارع یا کسب‌وکارهای کوچک همکارند؛ جایی که خارج از ساختار قدرت دولت-شرکت قرار دارد. همچنین خانواده یک منبع وفاداری است که با دولت و شرکت، دو ابزار اصلی نخبگان قدرت، رقابت می‌کند.

به نظر شما، روایت‌های غیرصادقانه‌ی غربی‌ها از بسیاری موضوعات و خصوصاً اسلام، تا چه حد در شکل‌گیری آشوب‌های اجتماعی در غرب نقش داشته است؟ آیا می‌توان جنبش وال‌استریت را معلول چنین روایت‌های کذبی دانست؟

به‌طور کلی، دو نوع جنگ تبلیغاتی برای ایجاد هرج‌ومرج اجتماعی مورد استفاده‌ی نخبگان غربی قرار می‌گیرد؛ طوری‌که به حفظ و ارتقای قدرت آن‌ها صدمه‌ای نزند. اولی جنگ فرهنگی است: جنگ علیه خانواده. هالیوود، صنعت تلویزیون و به میزان کمتر، روزنامه‌نگاری و نشر، همه بخشی از این جریانِ تخریبِ کنترل‌شده‌ی ارزش‌های خانواده هستند.
دوم تعیین دشمنان خارجی برای تولید قربانی، ایجاد نفرت گسترده و خشونت واقعی یا نمادین است. در ایالات متحده‌ی آمریکا، اهداف اصلی داخلی، ترویج نفرت قومی نسبت به بومیان آمریکا و برده‌های آفریقایی (آفریقایی-آمریکایی‌ها) بوده است، در حالی که دشمن تعیین‌شده‌ی خارجی به مرور زمان تکامل یافت؛ با بریتانیایی‌ها شروع شد و به مکزیکی‌ها رسید و سپس به اسپانیایی‌ها، فیلیپینی‌ها، کوبایی‌ها، آلمانی‌ها، ژاپنی‌ها، کره‌ای‌ها، چینی‌ها، روس‌ها و امروز مسلمانان.
تبلیغات حاکمان می‌گوید: «تا می‌توانید، خود را در لذت‌های مادی غرق کنید، در شرکت‌های بزرگ کار کنید تا هزینه‌ی زندگی مادی خود را تأمین کنید، از مردمی با نژادها، رنگ‌ها، زبان‌ها، ملیت‌ها یا مذاهب دیگر، نفرت داشته باشید، سؤال نپرسید و به دنبال معنی یا عدالت نباشید.» جنبش اشغال وال‌استریت شامل بسیاری از مردم، به‌ویژه جوانان بود که تازه به رویه‌ی پنهان تبلیغات حاکمیت پی برده بودند.

به نظر شما، نامه‌ی آیت‌الله خامنه‌ای چه تأثیری بر جامعه‌ی غربی برجای خواهد گذاشت؟

من امیدوارم و انتظار دارم که نامه‌ی آیت‌الله خامنه‌ای الهام‌بخش بسیاری از جوانان غرب باشد تا به فهم صحیحی از اسلام دست یابند و تبلیغات رسانه‌های غرب که اسلام را به‌عنوان یک دین متعصب، خشن، فرقه‌گرا و تاریک‌اندیش به تصویر می‌کشد، زیر سؤال برود. این نامه همچنین ممکن است غربی‌ها را برانگیزد تا سؤال‌های جدی درباره‌ی این موضوع بپرسند که در واقع چه کسی مسئول تروریسمی است که رسانه‌ها به مسلمانان نسبت می‌دهند.
من به‌خصوص تحت تأثیر این جمله‌ی مقام رهبری قرار گرفتم که فرمودند: «اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به‌عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند.» تصور من این است غربی‌هایی که نامه را می‌خوانند، از یکدیگر خواهند پرسید: «ایشان در مورد چه چیزی صحبت می‌کنند؟» کسی پاسخ خواهد داد: «آیا شما نمی‌دانستید که آمریکا و متحدانش داعش را ایجاد کرده‌اند و ممکن است هنوز هم از آن حمایت کنند؟ و حتی جو بایدن (معاون رئیس‌جمهور آمریکا) نیز به این موضوع اعتراف کرده است.» دیگری خواهد گفت: «بله و سازمان سیا کمک کرد القاعده ایجاد شود تا با روس‌ها در افغانستان بجنگد.» فرد دیگری اضافه خواهد کرد: «آیا شما درباره‌ی معماران و مهندسان حقایق یازده سپتامبر چیزی نشنیده‌اید و کتاب‌ها و فیلم‌هایی که ادعا می‌کنند یازده سپتامبر کار داخل بود را نخوانده و ندیده‌اید؟» این‌ها گفت‌وگوهایی هستند که غربی‌ها به‌شدت به آن نیاز دارند و من از آیت‌الله خامنه‌ای تشکر می‌کنم که این شجاعت را داشتند تا با این بیانیه، به آغاز چنین گفت‌وگوهایی کمک کنند.
منبع مقاله :
پایگاه حفظ و نشر آثار امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی)




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  8 |  9 |  10 |