برجام94

مقدمه

طبق فرمایشات مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی)، مسئله نفوذ همراه با برجام می‌تواند خطراتی را متوجه آینده ایران اسلامی کند و همین امر تلنگری در ذهن مسئولان و مخاطبان ایجاد کرد تا چاره‌ای برای آن بیاندیشند و مسئله نفوذ را در دستور کار سازمانها و جریانهای انقلابی خود قرار دهند. نفوذ موضوعی نیست که در حال حاضر مطرح شده باشد، بلکه با شروع انقلاب و ایجاد چالش در نظم جهانی و نظام سلطه توسط ایران، به عنوان نقطه کانونی و هدف نظام سلطه علیه کشورهای برهم زننده نظم جهانی به کار رفت و به علت شرایط خاص به وجود آمده کنونی در این مقطع برجسته شد. یکی دیگر از دلایلی که باعث شد به مسئله نفوذ پرداخته شود، شکست‌های پی در پی آمریکا و نظام سلطه در جنگ سخت علیه کشورهای هدف و روی آوردن به حوزه جنگ نرم بود.

مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «نظام سلطه را با تمام ابعاد و لایه‌هایش بشناسید و اهداف و راهبردهای واقعی آن را تجزیه و تحلیل کنید و برای رویارویی با آن تمام ظرفیتهای خودتان را به کار گیرید و در این مسیر به وعده‌های خداوند اطمینان داشته باشید.»1

 

تقابل نظام سلطه با دنیای اسلام

نظام غرب دارای ساختاری است که مبتنی بر تقابل، فرآیند مهار، ادغام و در حقیقت نفوذ، اعمال می‌شود. این فرآیند در آمریکا در چند سطح طراحی و اجرا می‌گردد:

 

1ـ سطح سیاست گذاری: شورای امنیت ملی آمریکا، عالی‌ترین سطحی است که مسئله نفوذ را مدیریت و برنامه‌ریزی می‌کند. اکثریت اعضای این شورا نهادهای اطلاعاتی، امنیتی امریکا هستند که بخشی از این شورا را تشکیل می‌دهند. اعضای دیگر این شورا وزارت خارجه، پنتاگون، دفتر برنامه ریزی آمریکا، مشاور امنیت ملی آمریکا (دبیر شورا)؛ رئیس جمهوری و مشاور رئیس جمهور هستند. وجه تمایزی که این شورا دارد؛ این است که مصوبات را بسیار جدی و محکم اجرا می‌کنند و هیچ کوتاهی از سوی آنها در اجرای مصوبات صورت نمی‌گیرد.



طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران
 

 

نویسنده: دکتر رضا سراج





 

مقدمه:

پس از به قدرت رسیدن باراک اوباما، تمامی ظرفیت ها و راهکارهای مواجهه ایالت متحده آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، در یک برنامه پژوهشی و تحقیقاتی مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه این طرح تحقیقاتی قبل از انتخابات سال 1388 انتشار یافت. این گزارش 160 صفحه ای با عنوان "کدام مسیر به سمت ایران" توسط مرکز خاور میانه ای سابان وابسته به موسسه بروکینگز، سه رویکرد را در قالب 9 سناریو مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. از آنجا که طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران مبتنی بر بررسی مذکور می باشد لذا مرور اجمالی آن برای تبیین طرح آمریکا ضروری است.



اهداف پشت پرده تمایل غربی‌ها به رابطه اقتصادی با ایران
 

 

نویسنده: دکتر محمد حسن قدیری ابیانه





 

هیات های تجاری و اقتصادی غربی پی در پی، به ایران سفر می کنند و آمادگی خود را برای گسترش روابط اقتصادی با ایران آعلام می کنند. این وضعیت قابل تأمل و بررسی است. آنها چه اهدافی را در ایران دنبال می نمایند؟

آلوده سازی مهمتر از مهار

جرالد سگال مدیر مطالعات انستیتو بین‏ المللی استراتژیک لندن که در هفته نامه آمریکایی نیوزویک در فروردین ماه 1377 منتشر شده است، عمق سیاست غرب در قبال ایران را نشان می‌دهد. وی می‏گوید:
" ... غرب باید به شیوه‏ای که کمونیسم را مهار و آلوده کرد با سایر دشمنان خود عمل کند .... آلوده سازی، شیوه‏ های فراوانی دارد که تجارت با دشمن و .... از راههای اصلی آلوده‏ سازی جوامع است.... اکنون نیز باید یک استراتژی دوگانه مهار و آلوده ‏سازی در دستور کار باشد... مهار کافی نیست و آلوده ‏سازی مهمتر است. ... خوشبختانه آلوده‏ سازی شیوه‏ های فراوانی دارد که تجارت با دشمن (در کالاهای غیر استراتژیک) و .... از جمله آنهاست ..."(1)
همچنین انستیتو سیاست خاورمیانه واشنگتن، نتیجه مطالعات سال 2000 خود را منتشر نمود و در آن تأکید کرد که:
" ... صادرات کالاهای مصرفی به ایران باید از سر گرفته شود، این کار باعث کم شدن ارز خارجی موجود در ایران خواهد شد ..."(2)
ممکن است تصور شود که سیاست‌های فوق مربوط به دشمنی غرب با ایران در نظام جمهوری اسلامی ایران است. اسناد و مدارک نشانگر آن است که غرب اصولا با ملل مسلمان خصومت داشته است و سیاست خویش علیه مسلمان را حتی در زمان رژیم‌های دست نشانده نیز دنبال می‌کرده و اصولا برای اعمال همین سیاست‌ها بوده است که با کودتا و هزار ترفند و توطئه دیگر، رژیم‌های مزدوری را بر کشورها حاکم می‌کرده است.

تلاش انگلیس برای ترویج فرهنگ مصرف گرایی

فرهنگ مصرف زدگی و تجمل گرایی در جامعه که بسیار گسترده است، در ادارات نیز نمود می‏ یابد. مصرف های بی‏ رویه در ادارات، تجمل گرایی‌ها و تغییر مکرر دکوراسیون‏ ها، نشأت گرفته از این فرهنگ غلط جاری است.
آنتونی پارسونز آخرین سفیر انگلیس در رژیم شاه که پس از 5 سال سفارت و فقط 5 روز قبل از فرار شاه از کشور، ایران را ترک کرد در کتاب خود تحت عنوان غرور و سقوط، متن اظهاراتش را در سال 1974 میلادی (1352 شمسی) خطاب به بازرگانان انگلیس و کسانی که دست اندر کار تجارت و معامله با ایران بودند، چنین به رشته تحریر در آورده است:
".... نخستین کاری که اینجا می‏ کنید این است که تا می ‏توانید کالاهایتان را بفروشید و فقط در صورتی سرمایه ‏گذاری کنید که برای فروش کالایتان چاره ‏ای جز این کار نداشته باشید. اما اگر مجبور باشید در اینجا سرمایه ‏گذاری کنید به میزان حداقل ممکن، سرمایه‏ گذاری کنید و صنایعی را انتخاب کنید که قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنایع مونتاژ که در واقع سوار کردن قطعات صادراتی انگلیسی در ایران است. در این محدوده و با توجه به این نکات، من معتقدم که ایران، یکی از بهترین بازارهایی است که شما می‏توانید برای مصرف کالاهای خود در جهان سوم پیدا کنید."(3)
اظهارات سفیر انگلیس که در اوج روابط حسنه انگلیس با رژیم شاه بیان شده، نشان دهنده ماهیت سیاست انگلیس نسبت به ایران و سایر ملل جهان سوم می‏باشد. مسلماً توصیه مقام‌های انگلیسی به کسانی که مسئولیت طراحی و سازماندهی امور قانون‏ گذاری، اقتصادی، گمرکات، تبلیغات و... ایران را به عهده داشته ‏اند نیز در راستای همین سیاست، برای رشد مصرف گرایی در ایران بوده است. آمریکا نیز همین سیاست را در مورد ایران داشته است.
اما توطئه علیه ملت‌های مسلمان و سایر کشورهای جهان سوم، یک سیاست دیرینه است که آمریکا از سال ها قبل آنرا دنبال می کرده است و طبیعتا انگلستان نیز که در سیاست های استعماری خود، از قرنها پیش به اجرا در آورده بود.

راه موفقیت از دیدگاه سازمان سیای آمریکا

آمریکایی ها در تبلیغات خود، به ویژه در رادیو آزادی، متعلق به سازمان سیا، بارها خود را دلسوز ملت ایران مطرح کرده‌اند و برای آنها اشک تمساح ریخته‌اند و خواستار موفقیت ملت ایران شده‌اند.
برای آشنایی با اینکه آمریکایی‌ها چه راهی را برای کسب موفقیت، به مردم جهان اسلام نشان می‌داده‌اند، نوشته‌ای از محمد حسنین هیکل، نویسنده و روزنامه‏ نگار معروف مصری ذکر می‌گردد. او در زمان جمال عبدالناصر، رهبر فقید مصر، در زمان جنگ جهانی دوم، وزیر امور تبیلغات دولت او بود.
هیکل، ، در کتاب خود تحت عنوان «میان مطبوعات و سیاست» که به فارسی نیز منتشر شده است، مطلبی را به صورت پاورقی در صفحه 187 کتاب به شرح زیر نوشته است:
گزارش کمیته ویژه کنگره آمریکا... در سال 1974 به ریاست سناتور چرچ تشکیل شد و وی مأمور بررسی فعالیت سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) بود.
بخشی از آن به تأسیس مؤسسات مطبوعاتی و انتشاراتی در بسیاری از کشورهای اروپایی و جهان سوم و حتی در خود آمریکا مربوط می‏ شد. از جمله نکته ‏های قابل توجه در این گزارش این بود که مجله «ریدرز دایجست» که بعداً نیز با عنوان «المختار» به زبان عربی منتشر شد، در فهرست مجلاتی ذکر شده بود که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا به انتشار آن کمک کرد و عجب این بود که نخستین شماره عربی آن که در مصر چاپ شد به سردبیری «فواد مصروف» بود... هم او بود که وی را به سال 1944 به کرمیت روزولت (عضو سیا در سفارت آمریکا در مصر) معرفی کرد... سالی که اواخر آن مجله الخبارالیوم منتشر شد و نیز المختار بعد توسط مؤسسه اخبارالیوم منتشر شد.
ارزش هایی هم که المختار ترویج می‏کرد، در دو مورد قابل توجه است:
- اول موفقیت بستگی به شانس دارد و بر حسب اتفاق بدست می‏آید.
- دوم عدالت اجتماعی، مرهون کرم کسانی است که حاضر به دادن اعانه و نیکوکاری باشند.(4)

ابعاد آلوده سازی

باید بررسی کرد که سازمان سیا چه هدفی را از ترویج اعتقاد به شانس به عنوان عامل موفقیت دنبال می‏کند و چرا نزد مردم جهان سوم به تبلیغ شانسی بودن موفقیت می ‏پردازد؟
و اینکه چرا به جای تشکیل یا حفظ حکومتی مردمی و خواستار عدالت و مبارزه با مفاسد و مفسدین، باید عدالت را مرهون کرم داراها دانست و کاری به این نداشت که این داراها، این دارایی‌ها را از کجا آورده‌اند؟!
چرا آمریکا که در تبلیغات داخلی کشور خود، راه موفقیت را "کار، کار، کار" عنوان می‌نماید، اما در کشورهای اسلامی، آنرا به شانس ربط می‌دهد؟ قطعا هدف آمریکا تضعیف فرهنگ کار و ممانعت از موفقیت مسلمانان بوده است.
راستی، آلوده سازی که به قول جرالد سگال، شیوه‌های گوناگونی دارد، از چه راه‌هایی قابل تحقق است. مصرف زدگی و تضعیف فرهنگ کار، فقط بخشی از این آلوده سازی است.
گسترش مفاسد اجتماعی و اقتصادی نیز در حقیقت بخشی از آن است. یکی از طرقی که غرب برای ترویج مفاسد اقتصادی به کار می‌برد، پناه دادن به کسانی است که با ارتکاب دزدی و اختلاس به خارج از ایران فرار می‌کنند. احساس امنیت در صورت فرار به خارج، می‌تواند مشوق و هموار کننده گسترش مفاسد اقتصادی باشد. چرا غربی‌ها، اینقدر در مقابل جریان مبارزه با مفسدین اقتصادی برآشفته شده‌اند و در تبلیغات خود که توسط رادیوهای فارسی زبان آنها صورت می‌گیرد، در صدد خدشه وارد کردن و در حقیقت متوقف کردن مبارزه با مفسدین هستند؟
اصولا چه راه‌های دیگری برای آلوده سازی وجود دارد که به قول جرالد سگال، مهمتر از مهار است.
خلاصه آنکه آنچه را آمریکا در ایران خواستار آن است، آلوده سازی است. نه فقط آنچه را ما آلودگی می‌دانیم، بلکه آنها، نیز سیاست خود را آلودگی و "آلوده سازی" می‌دانند و آن را مکمل مهار محسوب می‌کنند.
غربی ها مایلند با ایران در امور غیر استراتژیک و مصرفی تجارت نمایند اما حاضر نمی شوند در امور زیر بنایی مشارکت کنند.
مراقب نیت آنها باشیم. بدانیم که تجارت با ایران در کالاهای غیراستراتژیک مکمل تحریم ها و مبتنی بر دشمنی با ملت ایران است.
تجارت با آنها باید در امور استراتژیک و زیر بنایی باشد وگرنه باید مراقب فریب کاری و دشمنی آنها باشیم
خداوند در آیه 118 تا 120 سوره آل عمران می‌فرماید:
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از غیر خودتان، (دوست و) همراه مگیرید. (آنان) از هیچ نابکاری در حق شما کوتاهی نمی‌ورزند. آرزو دارند که در رنج بیفتید. دشمنی از لحن و سخنشان آشکار است؛ و آنچه را در سینه‌هاشان نهان می‌دارند، بزرگتر است. در حقیقت، ما نشانه‌های(دشمنی آنان) را برای شما بیان کردیم، اگر تعقل کنید.
هان، شما کسانی هستید که آنان را دوست دارید، و (حال آنکه) آنان شما را دوست ندارند، و شما به همه کتابها(ی خدا) ایمان دارید، و چون با شما برخورد کنند، می‌گویند: "ایمان آوردیم." و چون (با هم) خلوت کنند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را می‌گزند. بگو: "به خشم خود بمیرید" که خداوند به راز درون سینه‌ها داناست.
اگر به شما خوشی رسد آنان را بد حال می‌کند؛ و اگر به شما گزندی رسد بدان شاد می‌شوند؛ و اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، نیرنگشان هیچ زیانی به شما نمی‌رساند؛ یقینا خداوند به آنچه می‌کنند احاطه دارد.

پی‌نوشت‌ها:

1) جرالد سگال مدیر مطالعات انستیتوى بین المللى استراتژیک لندن در هفته نامه آمریکایى نیوزویک در فروردین ماه 1377 بر مطلب مذکور تاکید کرده بود.
2) روزنامه کیهان مورخ 1380/1/18 به نقل از گزارش گروه مطالعات ریاست جمهورى انستیتو سیاست خارجى واشنگتن به نقل از اینترنت به آدرس
www.Washingtonninstitute.org/pubs/psg.pdf//:P
3) پارسونز، آنتونى، غرور و سقوط، ترجمه منوچهر راستین، تهران، انتشارات هفته، چاپ اول 1363، صفحه 30.
4) میان مطبوعات و سیاست، حسنین هیکل، ترجمه محمد کاظم موسایى، انتشارات شرکت الفبا، تهران، چاپ اول، زمستان 1364، صفحه 187.

منبع مقاله : خبرگزاری فارس




دریچه‌های نفوذ آمریکا به ایران
 

 

نویسنده: محمدجواد اخوان





 

رهبر معظم انقلاب ‌اسلامی دوشنبه در دیدار میهمانان اجلاس مجمع جهانی اهل‌بیت (ع) و اجلاس اتحادیه‌ی رادیو و تلویزیون‌های اسلامی، با اشاره به نیت شوم دشمنان سلطه‌گر برای بازگشت و نفوذ در ایران اسلامی فرمودند: «نقشه‌ی دوم دشمن نفوذ است. می‌خواهند در کشورهای اسلامی و در کشورهای این منطقه، یک نفوذی به ‌وجود بیاورند که تا ده‌ها سال ادامه داشته باشد. امروز آمریکا آبروی گذشته را در این منطقه ندارد. می‌خواهند این را بازسازی کنند. در کشور ما هم قصدشان همین است. در ایران هم نیت‌شان این است. آن‌ها به خیال خودشان، در این جریان مذاکرات هسته‌ای (این توافقی که حالا نه در اینجا هنوز تکلیفش معلوم است، نه در آمریکا؛ هم اینجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول، هم آنجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول) نیت آن‌ها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به‌طور قاطع خواهیم بست. نه نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آن‌ها را، نه حضور سیاسی آن‌ها را، نه نفوذ فرهنگی آن‌ها را. با همه‌ی توان (که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است) مقابله خواهیم کرد. اجازه نخواهیم داد.» با توجه به اهمیت مقابله با این سناریوی راهبردی نظام سلطه، در این نوشتار کوشیده خواهد شد به‌طور مختصر، برخی محورها و منافذ رخنه‌ی دشمن مورد بررسی قرار گیرد.

1. تغییر ذائقه‌ی فرهنگی- اجتماعی

نخستین محوری که نظام سلطه برای رخنه به فضای داخلی جامعه‌ی ایران بدان امید بسته است، حوزه‌ی سبک زندگی و تغییر ذائقه‌ی فرهنگی جامعه است. فضاسازی‌های رسانه‌ای که برای حضور نمانام‌هایی همچون «مک‌دونالد» در روزهای پسابرجام انجام گرفت، در همین راستا می‌توان ارزیابی کرد. فراموش نکنیم که آمریکا پیش‌تر هم از چنین نمانام‌هایی برای اعلام حضور در کشورهای بلوک شرق استفاده کرده است. چنان‌که برژینسکی در توصیف چگونگی نفوذ و فروپاشی شوروی می‌گوید: «ما نه روی قدرت سیاسی و نه روی قدرت نظامی و اقتصادی تکیه کردیم، ما تنها از طریق فرهنگ و استفاده‌ی مؤثر از رسانه‌ها توانستیم به این هدف برسیم. رسانه‌هایی که به‌صورت هدفمند و متمرکز بر نفوذ به درون شوروی به راه انداخته شدند.»[1]

2. بزک کردن آمریکا

دیگر مسیر رخنه‌ی دشمن را در سناریویی می‌توان مشاهده کرد که هرچند مدت‌ها در دستور مستکبران و عناصر وابسته بدان‌ها بوده، اما در دو سال اخیر شدت یافته و آن «بزک کردن چهره‌ی آمریکا» است. سیاهه‌ی جنایات آمریکا در ایران و دیگر کشورهای به‌اصطلاح کمتر توسعه‌یافته، چیزی نیست که بتوان با اغماض با آن مواجه شد، اما جریان متمایل به غرب در داخل کشور با تطهیر و بزک کردن این چهره، سعی می‌کند این سیاهه‌ی ننگین را با رنگ پاک کند. به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، «عده‌ای سعی نکنند چهره‌ی آمریکا را بزک کنند، آرایش کنند، زشتی‌ها و وحشت‌آفرینی‌ها و خشونت‌ها را از چهره‌ی آمریکا بزدایند در مقابل ملت ما، به‌عنوان یک دولت علاقه‌مند، انسان‌دوست معرفی کنند؛ اگر سعی هم بکنند، سعی‌شان بی‌فایده است.»
بر همین اساس است که اوباما در 19 مردادماه 1394 بیان می‌دارد: «در داخل ایران باید گذار صورت بگیرد، حتی اگر تدریجی باشد. گذاری که طی آن درک شود که شعار مرگ بر آمریکا و انکار هولوکاست توسط رهبران ایران و تهدید اسرائیل به نابودی و دادن اسلحه به حزب‌الله (گروهی که در فهرست تروریستی قرار دارد) و کارهایی از این دست، از ایران در چشم بخش اعظم جهانیان، کشوری طردشده می‌سازد.»[2]

3. حضور سیاسی دیپلماتیک

محور دیگری که احتمالاً مدنظر کاخ سفید برای رخنه به محیط ایران است، جبران خلأ حضور مستقیم سیاسی از طریق احیای دفتر مستقل حافظ منافع آمریکاست. همان‌گونه که می‌دانیم، در حال حاضر آمریکا دفتر حافظ منافع مستقلی در تهران ندارد و از طریق سفارت سوئیس برخی خدمات کنسولی را در سطحی حداقلی دنبال می‌کند. آمریکا و جریان سلطه‌پذیر به این بهانه که دفتر متقابل ایران در آمریکا مستقل است، به‌دنبال احیای این دفتر در تهران هستند. سابقه‌ی تاریخی نشان می‌دهد که حضور دیپلمات‌های آمریکایی در هر نقطه از جهان با دخالت‌های آشکار و پنهان آن‌ها همراه خواهد بود. البته در کشور ما ایران نیز پیشینه‌ی سفارت سابق آمریکا در تهران در شکل‌دهی به کودتای 28 مرداد و نیز جاسوسی و دخالت‌های خسارت‌باری که در یک سال پس از انقلاب رخ داد، نشان می‌دهد که باید نگرانی‌های به‌مراتب بیشتری برای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران داشت.

4. حمایت از جریان غرب‌گرا و سلطه‌پذیر

دیگر محمل رخنه‌ی دشمن، در حمایت از جریان غرب‌گرای داخلی است. اعترافات صریحی که این روزها از کاخ سفید در لزوم حمایت از جریان غرب‌گرای داخل ایران به‌عنوان آخرین نقطه‌ی امید نظام سلطه شنیده می‌شود، چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. هرچند این جملات را برخی مسئولان غربی برای اقناع رقبای خود برای پذیرش برجام به زبان می‌آورند، اما گویای واقعیات بسیاری درباره‌ی پشت‌صحنه‌ی سناریو نفوذ آمریکا به ایران است.
پیتر هارل از پژوهشگران اندیشکده‌ی «مرکز امنیت آمریکایی جدید» به مقامات کاخ سفید چنین تجویز می‌کند: «آمریکا باید یک استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند. آمریکا در این موضوع که قبل از انقضای توافق هسته‌ای، شاهد اصلاحات سیاسی در ایران باشد، یک منفعت و علاقه‌ی زیادی دارد. آمریکا باید با سرمایه‌گذاری کردن روی توافق هسته‌ای، به ترویج اصلاحات در ایران کمک کند تا تعامل بیشتر مؤسسات غیردولتی آمریکایی و بین‌المللی و نهادهای جامعه‌ی مدنی در ایران تسهیل شود و نیز (واشنگتن) به باقی ماندن در کنار فعالانی در ایران که به‌دنبال اصلاحات سیاسی در کشور هستند، ادامه دهد.»[3]
توماس فریدمن در روزنامه‌ی «نیویورک‌تایمز» می‌نویسد: «اوباما این توافق را می‌خواست تا نیروهای عمل‌گرا در ایران را هدف تقویت قرار دهد.» و البته جان کری نیز چنین لب به اعتراف می‌گشاید: «اگر کنگره این توافق را رد کند، ظریف و روحانی در داخل با مشکل جدی مواجه می‌شوند.»

5. منسی کردن شیطان بزرگ

در دو سال اخیر، بعضاً مشاهده می‌شود که عده‌ای تلاش می‌کنند با تفکیک نظام سلطه به دو جریان مختلف، بخشی از سلطه‌گران را موجه جلوه داده و دشمنان جمهوری اسلامی ایران را به موجودی حقیر همچون رژیم صهیونیستی تقلیل دهند. علاوه بر آنکه چنین تفکیکی اساساً صحیح نیست، باید گفت این تلاش‌ها برای به فراموشی سپرده شدن شیطان بزرگ با برجسته‌سازی شیطان‌های کوچکِ متحد آن، دنبال می‌شود. آشکارا می‌توان گفت منافع رژیم صهیونیستی و آمریکا در یک امتداد است و تغییر دولت‌ها و انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات‌متحده نیز تاکنون نتوانسته از این پیوند عمیق بکاهد. بنابراین این ادعا که آمریکا (به‌ویژه دولتمردان کنونی آن) از صهیونیست‌ها جدا هستند، خود نوعی مسیر برای رخنه‌یابی سلطه‌گران است.

6. تعامل راهبردی با غرب در موضوعات غیرهسته‌ای

رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های عید فطر امسال فرمودند: «همان‌طور که بارها تکرار کردیم، ما با آمریکا در مورد مسائل گوناگون جهانی و منطقه‌ای مذاکره‌ای نداریم. در مورد مسائل دوجانبه مذاکره‌ای نداریم. گاهی در موارد استثنایی مثل این مورد هسته‌ای، براساس مصلحت، مذاکره کرده‌ایم. این مورد هم فقط نبوده است، قبل از این هم مواردی بوده است که من در سخنرانی‌های عمومی قبلی به آن‌ها اشاره‌ کرده‌ام.
سیاست‌های آمریکا در منطقه با سیاست‌های جمهوری اسلامی 180 درجه اختلاف دارد.» همان‌طور که روشن است، زمانی که اهداف و منافع طرفین خصوصاً در محیط منطقه‌ای، در تضاد کامل قرار دارد، چگونه می‌توان مسیر تعامل را کارآمد دانست و بدان اتکا کرد؟ با این ‌حال و به‌رغم آنکه هنوز تأمین اهداف ملت ایران از مذاکرات هسته‌ای در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، عده‌ای مصرانه تلاش می‌کنند مسیر تعامل و مذاکره با آمریکا در موضوعات غیرهسته‌ای همچون تحولات منطقه را بگشایند. در مقابل آمریکا نیز به‌شدت به چنین فضایی نیازمند است و تلاش خواهد کرد به بهانه‌های گوناگون، از برخی غفلت‌ها سوءاستفاده کرده و تعامل با سلطه‌گران را عادی‌سازی کند.

7. حضور اقتصادی

برخی خوش‌باورانه تصور می‌کنند در دوره‌ی پسابرجام، با سرازیر شدن سرمایه و فناوری غرب به‌سوی ایران، گشایش اقتصادی فوق‌العاده‌ای رخ خواهد داد. بسیاری از صاحب‌نظران واقع‌بین، در تحقق چنین حالتی تردید جدی دارند و معتقدند حضور اقتصادی غرب در دوره‌ی پسابرجام بیشتر در سطح بازار مصرف کالاهای غربی و نیز حضور برندهای مصرفی غرب همچون فروشگاه‌های زنجیره‌ای و... خواهد بود. تأملی در سفر چند هیئت دیپلماتیکی که در هفته‌های اخیر از تهران دیدن کردند نیز مؤید همین ادعاست که بیشتر به‌دنبال بازاریابی برای کالاهای خود بوده‌اند تا سرمایه‌گذاری و انتقال فناوری، خصوصاً در حوزه‌های راهبردی و تأثیرگذار در پیشرفت کشور. البته این سطح از حضور اقتصادی غرب، منافع دیگری را نیز دنبال می‌کند و آن وابسته‌سازی بازار و ذائقه‌ی مصرف‌کننده‌ی ایرانی به کالای غربی، کنترل از راه دور بازار و گردش پول در اقتصاد ملی ایران و نیز داشتن فرصت‌های بالقوه برای دخالت در اقتصاد ایران است.

8. دخالت در انتخابات

کشور ما امسال با دو رویداد مهم سیاسی و سرنوشت‌ساز مواجه است و برآوردها نشان می‌دهد چشم طمع دشمن بار دیگر این دو انتخابات را هدف گرفته است. بی‌تردید اگر روند رخنه‌ی تمام‌عیار فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دشمن تاحدی با موفقیت همراه شود، غرب می‌تواند امیدوار باشد که میوه‌های این سناریو در اسفندماه 94 چیده شود. از این‌رو لازم است آحاد ملت و نهادهای ذی‌ربط درخصوص تلاش جریان سلطه‌پذیر و گرادهندگان به دشمن برای رخنه در حاکمیت، حداکثر هوشیاری را به خرج دهند.

فرجام سخن

در نهایت می‌توان گفت اکنون نظام سلطه با تمام قوا «پشت دروازه‌های نظام اسلامی» به کمین نشسته است و مترصد فرصتی است تا از فضای دوره‌ی پسابرجام حداکثر استفاده را نموده و به جامعه و کشور ما نفوذ کند. این رخنه‌ تمام‌عیار است و کوچک‌ترین غفلت می‌تواند لطمات جبران‌ناپذیری را به‌همراه داشته باشد. در چنین شرایطی، حفظ انسجام ملی و روشنگری درباره‌ی سناریوی شوم دشمن می‌تواند در آشفته کردن این کابوس آمریکایی مؤثر واقع شود.

پی‌نوشت‌ها:

[1] ر.ک: رنجبران، داود، 1388، جنگ نرم، تهران، ساحل اندیشه‌ی تهران، ص11.
[2]http://mic.com/obama
[3]http://asipress.ir/vdci5wa3.t1aqw2bcct.html

منبع مقاله : برهان




غرب و سناریوی دودستگی و نفوذ

 






 

نگاهی به بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدارهای گذشته‌ی خود بعد از توافق، نشان‌دهنده‌ی این است که ایشان بر روی چند موضوع تمرکز ویژه‌ای داشته‌اند: نخست مسئله‌ی انذار از ایجاد دودستگی توسط غرب در جامعه و دوم انذار نسبت به تلاش غرب به رهبری آمریکا برای نفوذ به فضای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در کشور. با تمرکز بر این دو مورد از یک‌سو و مصادیق دیگر، سه سناریوی غرب بعد از توافق را به‌صورت گذرا مرور می‌کنیم و دو راه‌حل مواجهه با آن‌ها را بررسی می‌نماییم‌.

سناریوهای غرب بعد از توافق:

سناریوی اول؛ همسویی مردم و شکاف در نخبگان هدف بلندمدت آمریکایی‌ها؛

یکی از مهم‌ترین اهداف غرب، که اتفاقاً برنامه‌ریزی دقیقی برای عملی کردن آن در پس پرونده هسته‌ای ایران نیز وجود داشته، ایجاد شکاف در کشور بین گروه‌های سیاسی مختلف و در لایه عمیق‌تر بین گروه‌های اجتماعی بوده است. مسئله هسته‌ای به‌عنوان مسئله‌ای که نزدیک به 12 سال بین ایران و غرب در سطوح مختلف ردوبدل شده است، برای غرب و به‌زعم او از پتانسیل فراوانی برای دست یازیدن به این مهم برخوردار است. به نظر کارشناسان همین موضوع سبب شد تا رهبر معظم انقلاب سال را با همدلی و هم‌زبانی نام‌گذاری کنند. گویا مشخص بود که جامعه ایرانی درگیر موضوعی خواهد شد که امکان ایجاد دودستگی در آن را فراهم خواهد کرد. و با توجه به احتمال امضای توافق بین ایران و E3+3 آن موضوع، نیز توافق هسته‌ای بود. نگاهی به سیاست‌های شفاهی و عملی آمریکایی‌ها در روزهای بعد از توافق نشان می‌دهد که بر روی این سیاست خود به‌شدت تمرکز کرده‌اند. کنار هم قرار دادن این سیاست‌ها نشان‌دهنده شبیه به پر کردن پازل‌های یک معما است.

سناریوی دوم؛ بزرگنمایی بخش‌هایی امنیتی توافق توسط آمریکایی‌ها؛

آمریکایی‌ها تلاش دارند تا با تفسیرهای متناقض و برخی بزرگنمایی‌ها، تفسیرهای متفاوتی از متن توافق ارائه دهند که این تفسیرها سبب ایجاد اختلافات در داخل کشور شود. و اتفاقاً بندهایی که پیرامون مسائل امنیتی ایران هست مورد تفسیرهای متفاوت و شاذ آن‌ها قرار می‌گیرد و از منظر آن‌ها چون نسبت به این موضوع در کشور حساسیت وجود دارد، لذا وحدت کشور آسیب‌پذیر شده و دودستگی ایجاد می‌شود.
یکی از این تفاسیر به رأی موضوع ممنوعیت فعالیت‌ها، خریدوفروش موشک‌های با قابلیت‌های خاص است که مندرج در قطعنامه 2231 شورای امنیت ملل متحد بوده. علی‌رغم اینکه متن قطعنامه کاملاً روشن بوده و ایران را از انجام کار بر روی موشک‌های بالستیک منع نکرده و مستقیماً ذکر شده است که «از ایران خواسته می‌شود» که این اقدامات را انجام ندهد، اما آمریکایی‌ها اصرار دارند که بند مورد نظر را این‌گونه تفسیربه‌رأی کنند که طبق این قطعنامه «ایران از هرگونه به اشتراک‌گذاری فناوری موشکی، خرید فناوری موشکی، تبادل فناوری موشکی و کار بر روی موشک‌ها منع شده است.» آمریکایی‌ها به تعبیر وزیر خارجه این کشور اصرار دارند که تفسیر کنند که «ایران ذیل بند 41 که تحت فصل 7 منشور و الزام‌آور است نمی‌تواند این کار را انجام دهد و همان ادبیات (که در قطعنامه 1929 شورای امنیت که ایران را از فعالیت‌های موشکی ممنوع می‌کرد)، را هم دارد.»
به نظر می‌رسد این تفسیر‌به‌رأی‌های مقامات آمریکایی، علی‌رغم تلاش برای راضی کردن تندروهای جنگ‌طلب این کشور و مجاب کردن مخالفین داخلی، هدفی فراتر از آن نیز دارد و آن تشکیک در فضای داخلی ایران نسبت به این توافق به‌عنوان «توافقی منافی با امنیت ملی کشور» است.

سناریوی سوم؛ ورامتنی جلوه دادن مذاکره

سیاست دیگر آمریکایی‌ها ورامتنی جلوه دادن توافق است. آن‌ها تلاش می‌کنند با پیوند دادن سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی به توافق، جامعه و متحدان منطقه‌ای ایران را نسبت به سیاست‌های تهران مبنی بر مذاکره که گفته می‌شود صرفاً در خصوص مسئله هسته‌ای بوده، دچار شک و شبهه کرده، و به این گزاره التقاطی رهنمون کنند که سیاست استکبارستیزی جمهوری اسلامی دستخوش دگرگونی شده است. لذا هم به تعبیر خود، ایران را مهار خواهد کرد و با پذیرش و جا افتادن چنین مسئله‌ای این ایده را نهادینه می‌کند که ایران عامل بسیاری از ناامنی‌ها در منطقه محسوب می‌شود و هم جامعه ایران را دچار سرخوردگی کنند تا این ایده القا شود که سیاست‌های اصولی جمهوری اسلامی دستخوش تغییر شده است.

راه‌کارها

نخست؛ نگاهی چندلایه و عمیق‌تر به تحولات پساتوافق

تاریخ یک ملت سرشار از اتفاقاتی است که آن ملت از زوایای مختلف به آن می‌نگرد، اما ماندگارترین آن حوادث، آن‌هایی هستند که رویکرد به آن‌ها با چندلایه عمیق‌تر از روزمرگی است. تحلیل لایه‌های عمیق کمک می‌کند که ارتباط بین حوادثی که به‌ظاهر بی‌ارتباط با هم نیستند، مکشوف و منجر انباشت تجربه تاریخی آن ملت شود. چون موضوع بحث ما در اینجا پیرامون هسته‌ای است، در لایه‌های ابتدایی چنین به نظر می‌رسد که نگرانی‌ها از مسئله هسته‌ای ایران غرب را به این نتیجه رسانده که این موضوع را مختومه کرده و «صلح و امنیت را برای جهان» به ارمغان آورد. در اینجا به‌هیچ‌وجه بحث بر سر این موضوع نیست که آیا توافق «خوب» است یا «بد». بلکه موضوع مورد بحث این است که به این مسئله باید با رویکردی با توجه به تمام شرایط نگریست. برای مثال بایستی به این موضوع دقت داشت که علت تلاش برای ورامتنی جلوه دادن توافق توسط غرب به رهبری آمریکا چیست، تأکید چندباره مقامات آمریکایی نسبت به شرایط داخلی ایران و لزوم تغییر در آن به چه سبب است، علت برجسته نشان دادن قسمت‌ها امنیتی توافق توسط آمریکایی‌ها چیست و ... .

دوم؛ حفظ وحدت

رهبر معظم انقلاب در دیدار رمضانی کارگزاران نظام پیش از رسیدن به توافق به برخی نکات اشاره کردند که با گذشت روزهای بیشتر از این توافق پی به برخی از سیاست‌های آمریکا که پیش‌تر توسط ایشان هشدار داده بودند، می‌بریم، ایشان در بخشی از فرمایشات اشاره کردند:
«طرف مقابل ما، یعنی دولت کنونی و مدیریت کنونی آمریکا، به این توافق احتیاج دارد؛ این هم یک‌طرف دیگر قضیه است؛ این‌ها نیاز دارند به این؛ یک پیروزی بزرگی برای آن‌ها محسوب می‌شود اگر بتوانند به آن مقصود خودشان در اینجا برسند. این در واقع پیروزی بر انقلاب اسلامی است؛ پیروزی بر ملّتی است که داعیه‌ی استقلال دارد؛ پیروزی بر کشوری است که می‌تواند الگوی کشورهای دیگر باشد؛ دستگاه مدیریت آمریکا به این [توافق] نیازمند است. همه‌ی بگومگوها و چک‌وچانه‌ها و بدعهدی‌ها و تقلب‌هایی که حضرات می‌کنند، بر محور این دو موضوع می‌چرخد.»[1]
به همین سبب رهبر معظم انقلاب فرمودند:
«ملت ایران باید متحد باشد. از این قضایای هسته‌ای و غیرهسته‌ای و مانند این‌ها، دودستگی درست نشود که هر دسته یک‌جور بگویند - بالاخره یک کاری است دارد انجام می‌گیرد، مسئولانی دارد، دنبال می‌کنند؛ ان‌شاءالله آنچه منافع ملی است تشخیص بدهند و دنبال آن باشند- بین مردم نباید دودستگی به وجود بیاید.» رهبر معظم انقلاب با علم به سیاست‌های مورد نظر آمریکا در ادامه فرمودند «دشمن این را می‌خواهد. الآن هم اگر کسی تعقیب کند این سخن‌پراکنی‌های بیگانگان را، این رادیو-تلویزیون‌ها و این وبگاه‌هایی که از طرف آن‌ها دارد همین‌طور مرتب توسعه پیدا می‌کند و مرتب هم دارند مطلب می‌دهند، دنبال این هستند که بین مردم دودستگی ایجاد کنند؛ نگذارید دودستگی بشود؛ وحدت را حفظ کنید، با هم باشید.»[2]

پی‌نوشت‌ها:

[1]. http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=30069
[2]. http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=30354

منبع مقاله : برهان



 

 



گام‌های راهبردی آمریکا برای نفوذ در ایران
 

 

نویسنده: عبدالله مرادی*





 

گفتمان جمهوری اسلامی به‌عنوان یک الگوی هویتی و ارزشی متفاوت، همواره در مقابل گفتمان نظام سلطه قرار داشته است. پس سیاست مهار و مدیریت ایران با چشم‌انداز حداکثری تغییر نظام همواره در دستور کار آمریکا قرار داشته است. این موضوع البته در مقاطعی با رویکرد سخت نظامی و در مقاطعی مانند فتنه‌ی ۸۸ با استفاده از الگوی براندازی نرم، پیگیری شده است. بر همین اساس، نباید انتظار داشت که حتی پس از توافق هسته‌ای نیز ایالات‌متحده به روند دشمنی و سیاست‌های مبتنی بر مهار، نفوذ، تغییر رفتار و براندازی نظام جمهوری اسلامی خاتمه دهد، بلکه به‌عکس، شواهد نشان می‌دهد که نظام سلطه مترصد فرصتی است تا از فضای سیاسی و اقتصادی ناشی از برجام حداکثر استفاده را ببرد و طراحی‌های خود را علیه جمهوری اسلامی ایران تعمیق بخشد. درست به همین دلیل رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدار امروز خود با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (۲۵ شهریور) با اشاره به نیت شوم دشمنان سلطه‌گر برای بازگشت و نفوذ در ایران اسلامی فرمودند: «در زمینه‌ی سیاسی نیز بیگانگان به‌دنبال نفوذ در مراکز تصمیم‌گیری و اگر نشد، نفوذ در مراکز تصمیم‌سازی هستند که در صورت تحقق این توطئه، جهت‌گیری‌ها، تصمیمات و حرکت عمومی کشور، بر اساس خواست و اراده‌ی بیگانگان، تنظیم و اجرایی خواهد شد.»
همه‌ی گام‌های این مبارزه‌ی راهبردی نفوذ برای این صورت می‌گیرد که آمریکا بتواند از فضای به‌وجودآمده، به تغییر در معادله‌ی قدرت و سیاست داخلی ایران برسد؛ امری که هرچند در اظهارات علنی مقامات آمریکایی به آن اشارتی می‌شود، اما در واقع بیش از هر چیزی بر آن حساب و تمرکز کرده‌اند که این فضا، مقدمه‌ی نفوذ و سپس براندازی جمهوری اسلامی باشد، نه مقدمه‌ی پذیرش این کشور به‌مثابه‌ی یک قدرت هسته‌ای. پیتر هارل، از پژوهشگران اندیشکده‌ی «مرکز امنیت آمریکایی جدید»، به مقامات کاخ سفید چنین تجویز می‌کند: «آمریکا باید یک استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند تا تعامل بیشتر مؤسسات غیردولتی آمریکایی و بین‌المللی و نهادهای جامعه‌ی مدنی در ایران تسهیل شود. واشنگتن باید به باقی ماندن در کنار فعالانی در ایران، که به‌دنبال اصلاحات سیاسی در کشور هستند، ادامه دهد.»۱ در واقع برجام و افزایش تعامل با ایران از دید آن‌ها بیش از آنکه به‌معنای راه یافتن ایران به جامعه بین‌المللی باشد، به‌معنای راه یافتن آمریکا به درون ایران است.۲ با توجه به این توضیحات می‌توان فرایند و هدف‌گذاری این نفوذ را در این موارد تشریح نمود:

1. تغییر در دستگاه محاسباتی نظام

تلاش برای تغییر ادراک و اخلال در دستگاه محاسباتی تصمیم‌گیری و یا تصمیم‌سازی نظام جمهوری اسلامی از جمله رویکردهایی بوده است که همواره در کوران حوادث سیاسی، توسط نظام سلطه علیه ایران مورد استفاده قرار گرفته است. این رویکرد در نگرش راهبردی نظام سلطه به‌ویژه معطوف به مقاطعی است که آن‌ها احساس می‌کنند در برخی از قسمت‌های ساختار سیاسی کشور اشتیاقی جهت تعامل با غرب وجود دارد. لذا عمده‌ی تمرکز این رویکرد بر دولتمردان سیاسی است و اساساً با استفاده از مجموعه‌ای از رویکردهای سخت و نرم، تلاش می‌کند نخبگان سیاسی کشور را در مسیر اهداف غرب هدایت کند و استحاله‌ی نظام را رقم بزند. نظام سلطه برای پیشبرد این روند، از طرح فروپاشی شوروی برای جمهوری اسلامی ایران بهره می‌گیرد که سابقه‌ی به‌کارگیری آن را می‌توان در اواسط دهه‌ی هفتاد شمسی نیز ملاحظه کرد. بر این مبنا، تلاش کرده‌اند رویکرد نخبگان سیاسی کشور را با اعمال فشارها و تهدیدات فزاینده به‌سویی تغییر دهند که آنان احساس کنند «هزینه‌ی» تقابل با غرب و ایستادگی بر آرمان‌های انقلاب اسلامی، بسیار بیشتر از «فایده‌های» آن است. همین ایده و وجود گروه‌های سیاسی برانداز داخلی با سابقه‌ی انقلابی، زیربنای پروژه‌ی انقلاب رنگی نیز به‌شمار می‌آید؛ امری که مقام معظم رهبری با شناخت روند برنامه‌ریزی‌های نظام سلطه، بیان داشتند: «تنها امید دشمنان این است که انقلاب به دست کسانی به شکست برسد که خود در انقلاب نقش داشتند.»۳
بنابراین همان‌طور که در دوران مقاومت برای افزایش دارایی‌های چانه‌زنی در پرونده‌ی هسته‌ای، تحریم‌های اقتصادی و فتنه‌های داخلی سیاسی برای تغییر ادراک سیاسی و سرگشتگی ساختار تصمیم‌گیری کشور طراحی شد، در دوران پس از برجام (در صورت تصویب) نیز گزینه‌های افزایش فشارهای منطقه‌ای، تغییر ذائقه‌ی فرهنگی و چماق تحریم‌ها، همان کارکرد تغییر ادراک را پیگیری می‌کند. هدف آن است که جمع‌بندی مسئولان جمهوری اسلامی به این‌سو معطوف گردد که در صورت ارزش‌مداری در سیاست داخلی و خارجی، با فشارهای خارجی زیاد و احتمال گسترش اعتراضات داخلی مواجه خواهند شد.

2. تقویت شبکه‌ی حامیان غرب در داخل

این مشروط‌سازی و محدودسازی سیاست داخلی کشور، به‌طور مستقیم منجر به تقویت جناح‌های سیاسی غرب‌گرا خواهد شد و گام بعدی طرح بازسازی‌شده‌ی فروپاشی شوروی در ایران است. در واقع همه‌ی این اقدامات با هدف تهی کردن ساختار نظام از محتوای ارزشی آن صورت می‌گیرد. همان‌گونه که این تصور باطل در دوران اصلاحات نیز به وجود آمد و در همان زمان نیز رهبر معظم انقلاب با اشاره به وجود یک طرح همه‌جانبه‌ی آمریکایی برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی، چنین بیان داشتند: «این طرح، طرح بازسازی‌شده‌ای است از آنچه که در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اتفاق افتاد. به نظر خودشان می‌خواهند همان طرح را در ایران اجرا کنند. دشمن این را می‌خواهد.»۴
اما به‌هرصورت آمریکا در قالب الگوی نفوذ، تلاش می‌کند تا طرح بازسازی‌شده‌ی فروپاشی شوروی را در جمهوری اسلامی نیز پیگیری نماید. بر همین اساس، اندیشکده‌ی «بنیاد دفاع از دموکراسی» در گزارشی صراحتاً به این موضوع اشاره می‌کند که «در توافق هسته‌ای، این جنبه‌ی مثبت وجود دارد که شاید این توافق برایمان تنها ده سال زمان به‌منظور نابود ساختن حکومت ایران خریده باشد. با در نظر داشتن این مسئله، این مدت‌زمان باید به‌طور کارآمد مورد استفاده قرار گیرد. تکرار موضع ایالات‌متحده درباره‌ی تضمین فروپاشی پرده‌ی آهنین، یک نقطه‌ی آغاز محسوب می‌شود. آنچه در فاصله‌ی سال‌های ۸۰-۱۹۷۹ در لهستان اتفاق افتاد، یک نمونه‌ی برجسته قلمداد می‌شود. اعتصاب سال ۱۹۸۰ در کارخانه‌ی کشتی‌سازی لنین در گدانسک، در نهایت به فروپاشی امپراتوری شوروی منجر شد. ایالات‌متحده می‌بایست از فضای به‌وجودآمده از مذاکرات هسته‌ای با ایران استفاده کرده و شبکه‌ی حامیان غرب در ایران را فعال کند تا از این طریق، تغییرات سیاسی در ایران به وجود آورد. در واقع توافق هسته‌ای کنونی، فرصت منحصربه‌فردی را برای تمرکز بر تغییر ایران به دست می‌دهد.»۵ این همان موضوعی است که می‌توان در گفتار دولتمردان آمریکایی از جمله باراک اوباما و جان کری نیز مشاهده کرد. جان کری در دوم مرداد گذشته در شورای روابط خارجی آمریکا، با اظهار اینکه آمریکا نسبت به آینده‌ی ایران حساب باز کرده است، بیان داشت: «من نمی‌دانم تا ۱۵ سال دیگر چه اتفاقی می‌افتد، جز اینکه می‌دانم اتفاقات زیادی در کشورها رخ خواهد داد.»۶

3. تغییر ذائقه‌ی فرهنگی

شاید بتوان یکی از مهم‌ترین راه‌های نفوذ را، نفوذ در حوزه‌ی «فرهنگ» جامعه و به‌ موازات آن، زمینه‌سازی برای تغییر ذائقه‌ی فرهنگی جامعه دانست. همان‌گونه که «جوزف نای» با خوشحالی از شلوارهای جین آبی جوانان شوروی یا پخش سریال‌های آمریکایی در تلویزیون نیکاراگوئه در حین تضاد با حکومت آمریکا و آهنگ و شوهای تلویزیونی، به‌عنوان اثرات و منابع قدرت نرم آمریکا یاد می‌کرد،۷ اینک نیز همان الگوی فرهنگی برای تغییر ارزش‌های فردی و سبک زندگی جامعه‌ی ایرانی به کار می‌رود. این تهدیدات نرم‌افزاری که رهبر انقلاب از آن‌ها تحت عنوان «ناتوی فرهنگی» نام برده‌اند، برای کسب قدرت سیاسی با ابزار تخریب اخلاق، مصرف‌گرایی، بی‌اعتنایی به هویت ملی، دلبستگی به ارزش‌های آمریکایی و... اعمال می‌شوند. این شکل از تهدیدات در کوتاه‌مدت در قالب مسائلی چون مهاجرت نخبگان و تنش‌های سیاسی به‌شکل اغتشاش در مشروعیت، انسجام و ظرفیت نظام‌های سیاسی به‌عنوان مؤلفه‌های نرم امنیتی، بروز می‌کند، ولیکن در بلندمدت با تغییر در ذائقه‌ی عمومی جامعه، به تزلزل اساسی در آن مؤلفه‌های نرم امنیتی و تغییر در جهت‌گیری‌های کلان یک جامعه می‌انجامد. به نظر می‌رسد یکی از اولین گام‌ها در فرایند تغییر ذائقه‌ی فرهنگی، اخبار حضور و فعالیت مک‌دونالد در کشور است. نمادسازی مبتنی بر مک‌دونالد، تعبیری جز پذیرش سبک زندگی آمریکایی ندارد.
نتیجه‌ی این سه رویکرد آن است که فضای افکار عمومی و سیاست داخلی کشور به‌شدت مشروط می‌گردد؛ چراکه در واقع مشروط‌سازی فضای سیاسی داخل کشور و جهت‌دهی به انتخاب مردمی، دو نتیجه‌ی طبیعی در پی خواهد داشت: اولاً تغییر در ادراک سیاسی تصمیم‌گیران نظام و ثانیاً هموارسازی برای قدرت یافتن نخبگان غرب‌گرا.

پی‌نوشت‌ها:

*دانشجوی دکترای روابط بین‌الملل
۱. هارل، پیتر، باید به‌دنبال ترویج اصلاحات سیاسی در ایران پساتوافق باشیم/ ارتباط با نهادهای غیردولتی و مدنی ایران باید تقویت شود، به نقل از مؤسسه‌ی مطالعات آمریکا، قابل رؤیت در:
۳ http://asipress.ir/vdci۵wa۳.t۱aqw۲bcct.html
2. محمدی، مهدی، هشدارهای امنیت ملی در فضای پساتوافق، روزنامه‌ی وطن امروز، ۲۶ مرداد ۱۳۹۴.
۳. بیانات رهبر معظم انقلاب در دانشگاه علم و صنعت، ۲۴ آذر ۱۳۸۷.
۴. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران، ۱۹ تیر ۱۳۷۹.
5. Weinthal, Benjamin, Analysis Iran Nuclear agreement wont improve Human Rights, Foundation for Defense of Democracies, ۲۳ jul ۲۰۱۵, available in: http://www.defenddemocracy.org/media-hit/benjamin-weinthal-analysis-iran-nuclear-agreement-wont-improve-human-rights
۶. http://www.state.gov/secretary/remarks/۲۰۱۵/۰۷/۲۴۵۲۵۳.htm
Obama Barak, we are prepared to use all elements of our power to secure our interests in the middle east, Al Shargh Awsat, available in: http://english.aawsat.com/۲۰۱۵/۰۵/article۵۵۳۴۳۴۲۲/obama-we-are-prepared-to-use-all-elements-of-our-power-to-secure-our-interests-in-the-middle-east
7. جوزف نای، قدرت نرم، ترجمه‌ی محمد حسینی‌مقدم، فصلنامه‌ی راهبرد، شماره‌ی ۲۹، پاییز ۱۳۸۲.

منبع مقاله : Khamenei.ir




تکلیف شناسی امروز جامعه اسلامی
 

 






 

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع اعضای مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام و اتحادیه ی رادیو و تلویزیون های اسلامی (26/5/94)، ازجمله مسائل مهمی است که باید مورد توجه و تحلیل قرار گیرد. دو محور اصلی سخنان معظم له بود که در هر بخش ایشان به برخی از مهم ترین مسائل کنونی جهان اسلام در آن زمینه اشاره کردند. اما آنچه بیش از همه در این سخنرانی باید مرکز توجه قرار گیرد، آن است که رهبر معظم انقلاب اسلامی دو برنامه اختلاف افکنی و نفوذ را سیاست های استکبار جهانی برای منطقه غرب آسیا معرفی کردند و با بیان این که آمریکا در رأس نظام استکباری عالم که دشمن حقیقی اسلام و ملت های مسلمان است، تلاش دارد که از طرق مختلف در ایران اسلامی و کل منطقه نفوذ بیابد و مهم ترین وظیفه همه ما در شرایط کنونی، شناخت برنامه و سیاست دشمن و مقابله با آن است. ایشان در همین زمینه به سیاست های آمریکا و دیگر کشورهای مستکبر عالم در منطقه غرب آسیا اشاره کردند و راه مقابله با این سیاست ها را بیان نمودند. نگاهی به بیانات معظم له در این دیدار نشان از آن دارد که مهم ترین محورهای این بیانات به شرح زیر است:

1. اهداف ائمه اطهار در مجاهدت ها و تلاشهایشان: زنده نگه داشتن اسلام و معارف اسلامی، اقامه ی احکام الهی، مجاهدت فی سبیل الله، مبارزه ی با ظلم و ظالم.
2. وظیفه اصلی امروز ما: شناخت نقشه استکبار و مبارزه با آن.
3. آمریکا مصداق عینی و اتم استکبار و دشمن اصلی اسلام و مسلمین است.
4. دو برنامه اصلی استکبار در منطقه غرب آسیا: ایجاد اختلاف و نفوذ.
5. آمریکا عامل اصلی ایجاد گروه های تروریستی مانند داعش و جبهة النصره.
6. ما با دشمنان، با استکبار سرِ آشتی نداریم و با برادران مسلمان بنای بر دشمنی و عداوت نداریم.
7. ما در حمایت از مظلوم نگاه به مذهب طرف مقابل نمی کنیم.
8. تشدید اختلافات در دنیای اسلام (چه از سوی شیعه و چه سنی)، ممنوع است.
9. هر کسی با اسرائیل مبارزه کند و رژیم صهیونیستی را بکوبد و مقاومت را تأیید کند، ما از او حمایت می کنیم.
10. در حالی که اکثریت قاطع مردم منطقه ما مسلمان هستند، رسانه های منطقه، راه دشمنان و مستکبران را می روند.
11. امید به آینده: آینده قطعاً متعلّق به اسلام است.
12. لزوم توجه به نقش جوانان مجاهد و آگاه.

در شرایطی که ایران اسلامی به عنوان مرکز مقاومت اسلامی و مرکزیت مقابله با دسیسه های استکبار در جهان اسلام، از سوی مستکبران، موضوع نقشه ها و دسیسه های فراوان است، اما به لطف خدای متعال امنیت و پیشرفت و امید در ایران اسلامی نسبت به کشورهای منطقه غرب آسیا از وضعیتی مثال زدنی برخوردار است، دو اتفاق فرهنگی و سیاسی بسیار مهم در هفته ای که گذشت در ایران اسلامی رخ داد. اول مسأله برگزاری اجلاس سالانه مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام در تهران و دیگری برگزاری مجمع اتحادیه ی رادیو و تلویزیون های اسلامی بود که هر دو گروه مذکور در هفته ای که گذشت با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار داشتند و معظم له در این دیدار، بیانات بسیار مهمی را ایراد فرمودند. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی ازجمله مسائل مهمی است که باید مورد توجه و تحلیل قرار گیرد.
توجه به محورهای اصلی بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در این دیدار حاکی از آن است که ایشان علاوه بر بسیاری از نکات قابل توجه، بر 12 محور اصلی تأکید داشتند. این 12 محور به شرح زیر است:


1. اهداف ائمه اطهار در مجاهدت ها و تلاش‌هایشان: زنده نگه داشتن اسلام و معارف اسلامی، اقامه ی احکام الهی، مجاهدت فی سبیل الله، مبارزه ی با ظلم و ظالم

در ابتدای این دیدار، رهبر معظم انقلاب اسلامی با ذکر این نکته که مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام به واسطه انتساب به اهل بیت رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم، موظف است که به شیوه و راه آن بزرگان پایبند باشد و برای پایبندی باید راه آن ها را به خوبی شناخت، به بیان 4 مجاهدت و تلاش اصلی اهل بیت پرداختند که عبارتند از: زنده نگه داشتن اسلام و معارف اسلامی، اقامه ی احکام الهی، مجاهدت فی سبیل الله، مبارزه ی با ظلم و ظالم.
از این جهت وظیفه اصلی منادیان راه اهل بیت باید تداوم راه صحیح آن بزرگان باشد و نباید تلاش های مذهبی و یا تلاش برای احیاء امر اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به گونه ای صورت گیرد که به اهداف اصلی آنان و راه صحیح آن ها صدمه ای وارد شود. به همین منظور است که میزان قرابت و یا دوری گروه ها و افراد از اهل بیت را نه با شعار و سر و صدای آن ها بلکه با میزان مطابقت آن ها با اهداف و برنامه های اهل بیت باید شناخت. اهل بیت رسول خدا تلاش می کردند که اولا اسلام ناب و حقیقی زنده نگه داشته شود و به دست همگان برسد، ثانیا تلاش آن ها معطوف به اقامه احکام الهی و اجرای اسلام بود. آنان در این راه مجاهدت و ایستادگی می کردند و با ظالمان ستیزه می کردند و از مظلومان حمایت می کردند. کسانی که چنین روحیه ای ندارند، نمی توانند ادعای ارتباط با اهل بیت عصمت و طهارت داشته باشند. شایان توجه است که نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک حکومت در دنیای کنونی به نهایت درجه تلاش خویش را کرده است که در این چارچوب عمل کند و به لطف خدای متعال تا کنون موفق نیز عمل کرده است.


2. وظیفه اصلی امروز ما: شناخت نقشه استکبار و مبارزه با آن
رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از این نکته اصلی خاطرنشان ساختند که دشمنان اسلام در شرایط کنونی علیه امت اسلامی برنامه هایی دارند که باید آن برنامه ها را شناخت و آن ها را خنثی کرد. وظیفه مجاهدت صرفا به معنی مبارزه مسلحانه نیست بلکه در هر زمان و مکانی باید وظیفه خود را بشناسیم و بر اساس آن عمل کنیم. به بیان ایشان: «امروز به نظر ما مصداق مجاهدت که در مقابل ما مسلمانها، ما پیروان اهل بیت قرار دارد، عبارت است از مبارزه ی با نقشه های استکبار در منطقه ی اسلامی؛ امروز بزرگ ترین مجاهدت این است. با نقشه های استکبار باید مبارزه کرد. این نقشه ها را باید اوّل شناخت، اوّل باید دست دشمن را بخوانیم، بدانیم چه کار می خواهد بکند؛ بعد بنشینیم برنامه ریزی کنیم و با اهداف دشمن مبارزه کنیم. فقط هم حالت دفاع و انفعال نیست. مبارزه اعم است از دفاع و هجوم؛ یک وقت لازم است انسان در مواضع دفاعی قرار بگیرد، یک وقت هم لازم است در مواضع هجومی قرار بگیرد؛ در هر دو حالت، هدف عبارت است از مبارزه ی با برنامه های استکبار که دشمن اساسی و اصلی است در این منطقه؛ و هم در کلّ منطقه ی اسلامی، به خصوص در این منطقه ای که غرب آسیا است.»


3. آمریکا مصداق عینی و اتم استکبار و دشمن اصلی اسلام و مسلمین است
نکته مهمی که باید به آن توجه داشت این است که برخی ساده لوحان تصور می کردند که به واسطه مذاکرات هسته ای و برجامی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب تکلیف آن چه در ایران و چه در آمریکا هنوز مشخص نشده است، آمریکا دست از دشمنی با ملت ایران و اسلام عزیز برداشته است. برخی از بدخواهان نیز تلاش می کنند چنین جلوه دهند که ایران اسلامی دیگر نباید آمریکا را دشمن خود بداند و باید به سمت عادی سازی روابط خویش با آمریکا پیش برود. این تصور غلط شاید در ذهن برخی دیگر نیز شکل گرفته باشد که باید نسبت به عواقب این تصور خطرناک و ساده لوحانه به آن ها تذکر داده شود. چه برجام هسته ای به توافقی منجر شود و چه به جایی نرسد، آمریکا دشمن اصلی ملت ایران و سردمدار استکبار و مصداق عینی آن است و بهترین شاهد آن نیز بیانات کنونی مسؤولان آمریکایی است که به صراحت بیان می دارند که حتی اگر توافق صورت بگیرد نیز گزینه نظامی و حمله نظامی علیه ایران اسلامی را دور از دست و ذهن خود نمی دانند و حتی به صراحت بیان داشته اند که از توافق احتمالی آتی برای بهبود اطلاعات خویش برای حمله نظامی به ایران اسلامی بهره خواهند برد.
این شواهد آشکار، مصداق آیه شریفه 118 سوره مبارکه آل عمران است که می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِکُمْ لایَأْلُونَکُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الْآیاتِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُون» آری این بغض و کینه آن هاست که از کلام آن ها قابل شناخت است و دشمنی و بغض و کینه ای که در دل نسبت به نظام اسلامی دارند خیلی شدیدتر است.
به همین دلیل است که رهبر معظم انقلاب اسلامی به صراحت بیان داشتند: «دشمن که ما می گوییم، به یک موجود خیالی و توهّمی اشاره نمی کنیم. مراد ما از دشمن عبارت است از نظام استکبار؛ یعنی قدرتهای استکباری؛ قدرتهایی که حیاتشان متوقّف بر سلطه ی بر دیگران است... اگر یک مصداق خارجی هم بخواهیم برایش مشخّص کنیم، رژیم ایالات متّحده ی آمریکا است. مظهر کامل نظام سلطه، رژیم ایالات متّحده ی آمریکا است. بعضی های دیگر هم البتّه هستند، منتها از همه عینی تر، واضح تر و روشن تر، رژیم ایالات متّحده ی آمریکا است؛ که از اخلاقیّات انسانی هیچ بهره ای ندارند، در انجام جنایت - همه جور جنایتی - هیچ ابایی ندارند و این جنایت و این فشار و این خشونت را هم خیلی راحت در زیر لبخند، در زیر الفاظ متعارف، الفاظ خوب و زیبا پنهان می کنند. مظهر آن این است. بنابراین دشمن که می گوییم یعنی این.»


4. دو برنامه اصلی استکبار در منطقه غرب آسیا: ایجاد اختلاف و نفوذ
رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیان اهداف و برنامه های دشمن در منطقه غرب آسیا خاطرنشان ساختند که دو هدف ایجاد اختلاف و در عین حال نفوذ، اصلی ترین برنامه های دشمن است. «نقشه ی این دشمن در این منطقه عمدتاً بر دو پایه استوار است - البتّه شعب زیادی دارد لکن عمده این دوتا است - یکی عبارت است از ایجاد اختلاف، دوّمی عبارت است از نفوذ. این، اساس نقشه ی دشمن در این منطقه است: ایجاد اختلاف؛ اختلاف بین دولتها و بعد اختلاف بین ملّتها، که خطرناک تر از اختلاف دولتها، اختلاف ملّتها است؛ یعنی دلهای ملّتها را نسبت به یکدیگر چرکین کنند و عصبیّت بیافرینند؛ با نامهای مختلف؛ حالا یک وقت مسأله ی پان ایرانیسم و پان عربیسم و پان ترکیسم و این حرفها بود، یک روز هم مسأله ی سنّی و شیعه و تکفیر و مانند این ها است؛ به هر عنوانی که بتوانند، ایجاد اختلاف کنند. این یک قلم از کارهای این ها است که به شدّت دارند روی این کار می کنند... نقشه ی دوّم دشمن نفوذ است؛ می خواهند در کشورهای اسلامی و در کشورهای این منطقه، یک نفوذی به وجود بیاورند که تا ده ها سال ادامه داشته باشد. امروز آمریکا آبروی گذشته را در این منطقه ندارد؛ می خواهند این را بازسازی کنند. در کشور ما هم قصدشان همین است؛ در ایران هم نیّتشان این است. آن ها به خیال خودشان، در این جریان مذاکرات هسته ای - این توافقی که حالا نه در اینجا هنوز تکلیفش معلوم است، نه در آمریکا؛ هم اینجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول، هم آنجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول - نیّت آن ها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به طور قاطع خواهیم بست؛ نه نفوذ اقتصادی آمریکایی ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آن ها را، نه حضور سیاسی آن ها را، نه نفوذ فرهنگی آن ها را؛ با همه ی توان - که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است - مقابله خواهیم کرد؛ اجازه نخواهیم داد.»
حال که برنامه اصلی دشمن اختلاف افکنی و نفوذ کردن در منطقه است، دلسوزان اسلام و کسانی که برای آینده این منطقه نگران هستند باید با این برنامه دشمن مقابله کنند، یعنی از اختلاف استقبال نکنند و در برابر آن بایستند و با نفوذ و سلطه یابی دشمن در کشور خود و در منطقه مخالفت کنند. این دو راهبرد دشمن و راه کارهای مقابله با آن از چنان اهمیتی برخوردار است ک شایسته است در فرصت موسع و مجزایی مورد تحلیل قرار گیرد.


5. آمریکا عامل اصلی ایجاد گروه های تروریستی مانند داعش و جبهة النصرة
نکته مهم دیگر در این سخنرانی آن بود که رهبر معظم انقلاب خاطرنشان ساختند که آمریکایی ها به صراحت اعتراف کرده اند که در ایجاد گروه های تروریستی مانند داعش و جبهة النصرة دخالت داشته اند که هدف اصلی آن ایجاد درگیری در داخل جهان اسلام و کشتار مسلمانان به اسم اختلافات مذهبی بوده است: «البتّه متخصّص این کار انگلیس ها بودند؛ آن ها در ایجاد اختلاف مذهبی تخصّص دارند و آمریکایی ها هم از آن ها یاد گرفتند و با همه ی وجود، امروز دارند کار می کنند. این گروه های تکفیری که مشاهده می کنید، همه ساخته ی دست این ها هستند. ما این را البتّه از چند سال پیش گفتیم، بعضی ها تردید داشتند امّا امروز خود آمریکایی ها دارند اعتراف می کنند؛ اعتراف می کنند که داعش را آن ها به وجود آوردند، اعتراف می کنند که آن جبهة النّصره را آن ها به وجود آوردند، تکفیری ها را آن ها به وجود آوردند؛ خودشان درست کردند و یک عدّه مسلمان ساده لوح اگرچه صادق، گول این ها را خوردند؛ مهم این است. این چیزی که برای ما خیلی عبرت آموز است و باید به آن توجّه کنیم، این است که گاهی انسان صادق النّیّه به خاطر عدم بصیرت، داخل نقشه ی دشمن کار می کند؛ این اتّفاق افتاد.»


6. ما با دشمنان، با استکبار سرِ آشتی نداریم و با برادران مسلمان، بنای بر دشمنی و عداوت نداریم
بیان صریح سیاست جمهوری اسلامی ایران در باب آشتی ناپذیری با استکبار و دوستی با مسلمانان جهان از دیگر محورهای بیانات معظم له بود که ایشان در این باره خاطرنشان ساختند: «اعتقاد ما پایبندی به اصول و مبانی است. ما می گوییم بایستی اصول محفوظ بماند. امام بزرگوار ما به برکت پایبندی به اصول بود که توانست انقلاب را پیروز کند و انقلاب را حفظ کند و جمهوری اسلامی را ثبات ببخشد؛ پابند به اصول بود. یکی از اصول، «اَشِدّآءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَمآءُ بَینَهُم» است. ما با دشمنان، با استکبار سرِ آشتی نداریم و با برادران مسلمان بنای بر دشمنی و عداوت نداریم؛ بنای بر دوستی و رفاقت و برادری داریم؛ چون معتقدیم باید اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ و رُحَماءُ بَینَهُم بود؛ این درس امام بزرگوار ما است؛ این خط مسلّم جمهوری اسلامی است.»


7. ما در حمایت از مظلوم، نگاه به مذهب طرف مقابل نمی کنیم
یکی دیگر از محورهای اصلی بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در این دیدار، بیان حقانیت سیاست جمهوری اسلامی و رفتار مطابق با گفتار آن بود که ایران اسلامی همان طور که به وحدت دعوت می کند، به آن عمل نیز می کند و در سیاست های منطقه ای خویش نیز صراحتا چنین عمل کرده است: «ما در حمایت از مظلوم نگاه به مذهب طرف مقابل نمی کنیم و نکردیم؛ خطّ امام بزرگوار این بود. امام همان رفتاری را که با مقاومت شیعه در لبنان داشت، همان رفتار را با مقاومت سنّی در فلسطین هم داشت؛ بدون هیچ تفاوتی. ما همان حمایتی را که از برادرانمان در لبنان کردیم، از برادرانمان در غزّه هم کردیم؛ بدون هیچ تفاوتی. آن ها سنّی بودند، این ها شیعه اند. مسأله برای ما، دفاع از هویّت اسلامی است، حمایت از مظلوم است، مسأله ی فلسطین است؛ امروز در رأس مسائل منطقه ی مسلمانها، مسأله ی فلسطین است؛ این برای ما مسأله ی اصلی است. در دشمنی هایمان هم فرق نمی کند؛ امام بزرگوار مبارزه کرد با محمّدرضای پهلوی که شیعه بود به حسب ظاهر؛ همان طور مبارزه کرد با صدّام حسین که سنّی بود به حسب ظاهر. البتّه نه او شیعه بود، نه این سنّی؛ هر دویشان از اسلام بیگانه بودند امّا ظاهر این سنّی بود، ظاهر او شیعه بود. امام با هر دوی این ها یک جور مبارزه کرد. مسأله، مسأله ی سنّی و شیعه و مذهب و مانند این ها نیست؛ مسأله مسأله ی اصول اسلام است: کونوا لِلظّالِمِ خَصمًا وَ لِلمَظلُومِ عَونًا؛ این دستور اسلام است. این راه ما است؛ این خطّ ما است.»


8. تشدید اختلافات در دنیای اسلام (چه از سوی شیعه و چه سنی)، ممنوع است
متأسفانه شاهد آن هستیم که گروه هایی از شیعیان و گروه هایی از اهل سنت به اشتباه بر طبل اختلاف می کوبند و اصرار دارند که به مصالح کلی جهان اسلام بی توجهی کنند و با تشدید اختلافات در دنیای اسلام، زمینه کشتار و تفرقه را فراهم آوردند و متأسفانه در این راه به سمت و سویی می روند که دشمنان اصل اسلام خواهان آن هستند. سیاست جمهوری اسلامی همیشه این بوده است که تشدید اختلاف در دنیای اسلام چه از سوی شیعه صورت گیرد و چه از سوی سنی، کاری خطا و نادرست است. به تعبیر رهبر معظم انقلاب: «تشدید اختلافات در دنیای اسلام، ممنوع است. ما با رفتارهایی که بعضی از گروه های شیعه انجام می دهند که موجب اختلاف می شود، مخالفیم. ما صریحاً گفته ایم که با اهانت به مقدّسات اهل سنّت مخالفیم. یک عدّه ای از این طرف، یک عدّه ای از آن طرف، بر آتش دشمنی ها می افزایند و آن ها را تشدید می کنند؛ خیلی هایشان هم نیّتهایشان نیّتهای خوبی است، لکن بصیرت ندارند. بصیرت لازم است؛ باید دید نقشه ی دشمن چیست. نقشه ی دشمن در درجه ی اوّل ایجاد اختلاف است... ما تشیّعی را که مرکز و پایگاه تبلیغاتش لندن است قبول نداریم؛ این تشیّعی نیست که ائمّه (علیهم السّلام) آن را ترویج کردند و آن را خواستند. تشیّعی که بر پایه ی ایجاد اختلاف، بر پایه ی تمهید و صاف کردن جادّه برای حضور دشمنهای اسلام است، این تشیّع، تشیّع نیست؛ این انحراف است. تشیّع، مظهر تامّ اسلام ناب است، مظهر قرآن است. ما از کسانی که کمک به وحدت می کنند حمایت می کنیم، با کسانی که ضدّ وحدت عمل می کنند مخالفت می کنیم، از همه ی مظلومان دفاع می کنیم.»


9. هر کسی با اسرائیل مبارزه کند و رژیم صهیونیستی را بکوبد و مقاومت را تأیید کند، ما از او حمایت می کنیم
یکی دیگر از محورهای اصلی بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در این دیدار، تأکید بر سیاست اصول انقلاب اسلامی در حمایت از مقاومت و دفاع از آرمان فلسطین بود: «ما از مقاومت در منطقه دفاع می کنیم؛ از مقاومت فلسطین - که یکی از برجسته ترین فصول تاریخ امّت اسلامی، در طول این سالها مقاومت فلسطین است - دفاع می کنیم. هر کسی با اسرائیل مبارزه کند و رژیم صهیونیستی را بکوبد و مقاومت را تأیید کند، ما از او حمایت می کنیم؛ انواع حمایتهایی که برای ما ممکن باشد؛ همه جور حمایتی که برای ما ممکن است، از هر کسی که با رژیم صهیونیستی مقابله کند، خواهیم کرد. از مقاومت حمایت می کنیم، از تمامیّت ارضی کشورها حمایت می کنیم؛ از همه ی کسانی که در مقابله ی با سیاستهای تفرقه افکنانه ی آمریکا ایستادگی می کنند حمایت می کنیم؛ با همه ی کسانی که این تفرقه افکنی را به وجود می آورند طرفیم و مقابلیم.»


10. در حالی که اکثریت قاطع مردم منطقه ما مسلمان هستند، رسانه های منطقه راه دشمنان و مستکبران را می روند
از محورهای اصلی بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی که خطاب به اتحادیه رادیو و تلویزیون های اسلامی صورت گرفت این بود که در حالی که اکثریت قاطع مردم منطقه ما مسلمان و خواهان اجرای اسلام هستند و در زندگی خویش نیز اسلام را اجرا می کنند، رسانه های همین منطقه از اسلام و شیوه اسلامی در عمل خود تبعیت نمی کنند، بلکه تابع مستکبران عالم هستند. در چنین شرایطی است که این اتحادیه اهمیت زیادی پیدا می کند: «این اتّحادیّه، بسیار مهم است. امروز در کشورهای مسلمان، لااقل هفتاد درصد یا هشتاد درصد مردم پایبند به مبانی دینی و اعتقادات اسلامی اند؛ شما نگاه کنید کشورهای اسلامی را؛ مردم پایبندند؛ مردم دینشان را قبول دارند. این رادیو تلویزیون ها که باید نماینده ی خواست مردم باشند، چقدر در کشورهای اسلامی پایبندیِ به دین از خودشان نشان می دهند؟ این فاصله خیلی عجیب است؛ این شکاف عجیبی است... امروز استکبار، یک امپراتوری عظیم رسانه ای درست کرده؛ اخبار را به میل خودشان تحریف می کنند، پنهان می کنند، دروغهایی را بیان می کنند، سیاستها را از این طریق القا می کنند؛ آن وقت مدام هم می گویند که ما بی طرفیم. این رادیوی انگلیس ادّعا می کند که ما بی طرفیم؛ دروغ می گویند، چه بی طرفی ای؟ این ها درست در میدان سیاستهای استکباری و استعماری حرکت می کنند،... در مقابله ی با این امپراتوری خطرناک و این مافیای عظیم رسانه ای که امروز در اختیار سرمایه داران و کمپانی های آمریکایی و صهیونیستی است، یک کاری باید انجام داد. این کاری که شما دارید می کنید، شروع یک حرکت است؛ این حرکت را بایستی دنبال کرد، باید تقویت کرد، روزبه روز باید تشدید کرد، شرکا و همراهانتان را باید اضافه کنید.»


11. امید به آینده: آینده قطعاً متعلّق به اسلام است
مسأله مهم دیگری که در پایان این سخنرانی از سوی رهبر معظم انقلاب بیان شد، امید به آینده و دوری از یأس است. این بیان نه از جهت یک تلقین غیرواقعی بلکه به عنوان یک تحلیل برآمده از واقعیت ها صورت گرفت و معظم له بیان داشتند: «ان شاءالله آینده ی خوبی در انتظار است. من به شما عرض بکنم، علی رغم رجزخوانی هایی که استکبار می کند و تلاش فراوانی که از لحاظ مالی و نظامی و سیاسی و امنیّتی، استکبار و همراهان استکبار و دنباله های استکبار انجام می دهند، در این منطقه و در کلّ دنیای اسلام، آینده قطعاً متعلّق به اسلام است؛ روزبه روز ان شاءالله عزّت اسلام بیشتر خواهد شد، قدرت اسلام بیشتر خواهد شد.»


12. لزوم توجه به نقش جوانان مجاهد و آگاه
و آخرین نکته ای که معظم له به اختصار به بیان آن پرداختند اما محوری مهم از تحلیل سیاسی اوضاع روز جهان اسلام و کشور ما را تشکیل می دهد، مسأله لزوم اتکاء به جوانان مجاهد و آگاه است. رهبر معظم انقلاب شرط موفقیت اهداف اسلامی را مجاهدت ذکر کردند و در این مجاهدت، جوانان نقشی اساسی دارند: «البتّه لازم است مجاهدت بشود و انسانهای مجاهد، مردان و زنان مجاهد، جوانان مجاهد در همه ی دنیای اسلام، بحمدالله زیادند، قدر آن ها را باید بدانیم، شعارهایمان را، حرکتهایمان را، کلماتمان را، فعّالیّتهایمان را باید در این جهت قرار بدهیم و یقیناً خدای متعال کمک خواهد کرد. اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت اَقدامَکُم.»
منبع مقاله : تسنیم




گزینه نفوذ، نقشه جدید آمریکا
 

 

نویسنده: رضا رحمتی*





 

در یک برآورد از رویه‌ی غرب و به‌خصوص مقامات آمریکایی، برخی از لایه‌های پنهان اهداف غرب از مذاکره با ایران بیشتر مشهود می‌شود. همان‌طور که جمهوری اسلامی برای مذاکره، اهدافی را تعیین کرده بود، غرب به رهبری آمریکا نیز اهدافی را برای مدیریت جمهوری اسلامی و مهار آن مد نظر قرار داده بود که جلوگیری از «استقلال کشور به‌عنوان یکی از شاخص‌های انقلاب»، «تقویت شبکه‌ی حامیان غرب در ایران و ایجاد دودستگی در جامعه‌ی ایران»، «جلوگیری از نفوذ بین‌المللی ایران»، «جلوگیری از تبدیل شدن ایران به‌عنوان یک الگوی جدید نظام سیاسی»، از جمله‌ی آن‌ها است.
با اندک تأملی در رفتار و گفتار مقامات آمریکایی بعد از جمع‌بندی وین، به‌وضوح می‌توان این موضوع را مشاهده کرد که نگاه آنان به گفت‌وگوی با ایران، چیزی فراتر از صرفا مذاکرات هسته‌ای است. در حقیقت همان‌طور که پیش از این نیز گفته شد، مذاکرات هسته‌ای، ماهیت ژئوپلتیک و جهانی دارد. آن‌چنان‌که رهبر معظم انقلاب نیز در بیانات خود در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت علیهم‌السلام، با اشاره به بستن راه نفوذ آمریکایی‌ها فرمودند:
«آ‌ن‌ها به خیال خودشان، در این جریان مذاکرات هسته‌ای، این توافقی که حالا نه در اینجا هنوز تکلیفش معلوم است، نه در آمریکا... نیّت آن‌ها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به طور قاطع خواهیم بست؛ نه نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آنها را، نه حضور سیاسی آنها را، نه نفوذ فرهنگی آنها را؛ با همه‌ی توان -که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است- مقابله خواهیم کرد؛ اجازه نخواهیم داد. در منطقه هم همین‌جور؛ در منطقه هم آن‌ها می‌خواهند نفوذ ایجاد کنند؛ حضور برای خودشان دست‌وپا کنند و اهداف خودشان را در منطقه دنبال کنند.»
نخست؛ تلاش برای نفوذ در سیاست‌های داخلی ایران
اندیشکده‌ی «مرکز امنیت آمریکای جدید» در گزارش اخیر خود صراحتا به این موضوع اشاره می‌کند که ایالات متحده می‌بایست از فضای به‌وجودآمده از مذاکرات هسته‌ای با ایران استفاده کرده و شبکه‌ی حامیان غرب در ایران را فعال کند تا از این طریق، تغییرات سیاسی- فرهنگی در ایران به‌وجود آورد. این همان موضوعی است که می‌توان در گفتار دولتمردان آمریکایی از جمله باراک اوباما و جان کری نیز مشاهده کرد. بنابراین آمریکایی‌ها به دنبال ایجاد فضایی برای نفوذ در عرصه‌ی سیاسی کشور و یا تغییر در روندهای سیاسی و تصمیم‌گیری کشور هستند. برای دستیابی به این هدف نیز از سیاست‌هایی چون ایجاد دودستگی یا دوگانه‌سازی استفاده می‌کنند. خطاب قرار دادن عده‌ای به عنوان «مستعد»۱، «تجدیدنظرطلب»، «نسل جوان» در اظهارات اوباما، یا «جوانانی که آینده می‌خواهند»۲، و همچنین قلمداد کردن مخالفین رابطه با آمریکا با عنوان «تندروها» در اظهارات جان کری۳، از همین دست دوگانه‌سازی‌ها و ایجاد شکاف در جامعه‌ی ایران است.
نمود بارز و ترجمان این سیاست را نیز می‌توان در اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا چند روز بعد از مذاکرات وین، در ۱۹ مردادماه (۱۱ آگوست ۲۰۱۵) در مصاحبه با وب‌سایت مایک «Mic» مشاهده کرد. وی بیان داشت «در داخل ایران باید گذار صورت بگیرد، حتی اگر تدریجی باشد. گذاری که طی آن درک شود که شعار مرگ بر آمریکا و انکار هولوکاست توسط رهبران ایران، و تهدید اسرائیل به نابودی و دادن اسلحه به حزب‌الله، گروهی که در فهرست تروریستی قرار دارد، و کارهایی از این دست، از ایران، در چشم بخش اعظم جهانیان، کشوری طردشده می‌سازد.»۴
باراک اوباما ادامه داد: «به شما قول می‌دهم در لحظه‌ای که رژیم ایران از این نوع گفتار و رفتار دست بردارد، بلافاصله در چشم جهانیان نفوذ و قدرت بیشتری پیدا خواهد کرد. امید من این است که چنین اتفاقی بیفتد. چنین امری نیازمند تغییر در سیاست و رهبری ایران است. تغییر طرز فکر در زمینه رویکرد ایران به بقیه جهان و رویکردشان به کشورهایی مثل ایالات متحده.»۵
همچنین اظهارات جان کری در کمیته‌ی روابط‌خارجی سنا، اظهاراتی به‌طور خاص در جهت نیل به این نیات است. جان کری در دوم مردادماه (۲۴ ژولای ۲۰۱۵) در شورای روابط‌خارجی آمریکا در پاسخ به سؤال «ریچارد هاس» مبنی بر اینکه آیا شما معتقدید در این پانزده سال تغییر فاحشی در رفتار ایران صورت می‌گیرد، با اظهار اینکه آمریکا نسبت به آینده‌ی ایران حساب باز کرده بیان داشت «من نمی‌دانم تا ۱۵ سال دیگر چه اتفاقی می‌افتد جز اینکه می‌دانم اتفاقات زیادی در کشورها رخ خواهد داد.»۶
دوم؛ تلاش برای تغییر رفتار ایران در قبال تحولات منطقه
آمریکایی‌ها در فضای بعد از جمع‌بندی وین، همچنین دو موضوع مهم دیگر را نیز مورد پیگیری قرار داده‌اند، نخست تلاش برای گره‌زدن مسائل منطقه‌ای به جمع‌بندی وین، و دوم نفوذ در منطقه و تلاش برای تغییر رفتار ایران در منطقه. بر همین اساس باید گفت:
غربی‌ها و آمریکایی‌ها به شدت علاقه‌مندند تا ناامنی‌های منطقه‌ی غرب آسیا (که اتفاقا خود عامل به وجودآورنده‌ی آن‌ها محسوب می‌شوند) را به‌عنوان یکی از پیوست‌های این مذاکرات قلمداد کرده و توافق احتمالی را به خیال خود، به مثابه «اخذ مجوزها و تضمین‌های امنیتی ایران به آمریکا در قبال منطقه» نشان دهند. این همان گزاره‌ای است که طی روزهای اخیر به کرات توسط مقامات غربی، به‌خصوص مسئولین آمریکایی و انگلیسی بر آن اصرار شده است، به‌گونه‌ای که وزیرخارجه‌ی انگلیس، وزیرخارجه‌ی آمریکا و حتی رئیس‌جمهور این کشور نیز در روزهای اخیر بر آن پافشاری کرده‌اند.
برای مثال، فیلیپ هاموند، وزیرخارجه‌ی انگلیس در مصاحبه با شبکه سعودی الحدث طی اظهاراتی اظهار داشت: «روشن است که صداهایی در داخل ایران وجود دارد، اما ما امیدواریم که با بازگشت ایران به تعامل با جامعه بین‌الملل، با تبدیل شدن به بازیگری با نقش بیشتر در جامعه‌ی بین‌الملل، در این مسیر شاید رفتارش در منطقه را اصلاح کند.»۷ وزیرخارجه‌ی آمریکا نیز در کنفرانس خبری مشترک خود در تاریخ ۱۱ مرداد ماه با وزیرخارجه‌ی مصر (قبل از سفر به منطقه‌ی خلیج فارس) در بخشی از سخنان ضدایرانی خود اظهار داشت: «ایران در فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده‌ی منطقه دست دارد.»۸ همچنین وی بعد از اتمام جلسات با همتایان خود در حاشیه‌ی جنوبی خلیج فارس اظهار داشت: «وزرای شرکت‌کننده در این نشست بر این نکته اتحاد نظر دارند، زمانی که توافق هسته‌ای ایران اجرا شود به امنیت دراز مدت منطقه کمک می‌کند.»۹
دیوید کامرون، نخست‌وزیر انگلیس نیز در اظهاراتی بعد از مذاکرات وین بیان داشت: «ما خواستار تغییر در نگرش ایران در موضوعاتی مانند سوریه و یمن و تروریسم در منطقه و تغییر در رفتار (ایران) هستیم.»۱۰
به‌همین دلیل رهبر معظم انقلاب در بیانات خود در خطبه‌های نماز عید فطر، به این نکته اشاره کرده و فرمودند: «چه این متن تصویب بشود و چه نشود، ما از حمایت دوستانمان در منطقه دست نخواهیم کشید... نکته‌ی بعدی این است که با این مذاکرات و با متنی که تهیّه شده است، در هر صورت سیاست ما در مقابل دولت مستکبر آمریکا هیچ تغییری نخواهد کرد. همان‌طور که بارها تکرار کردیم، ما با آمریکا در مورد مسائل گوناگون جهانی و منطقه‌ای مذاکره‌ای نداریم... سیاست‌های آمریکا در منطقه با سیاست‌های جمهوری اسلامی ۱۸۰ درجه اختلاف دارد.»
از سویی دیگر، یکی دیگر از سیاست‌های غرب که در روزهای اخیر بیشتر رخ نمایانده، تلاش برای جلوگیری از «نفوذ منطقه‌ای ایران و تبدیل شدن این کشور به یک الگو در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی» است. آمریکایی‌ها به شدت از نفوذ منطقه‌ای گفتمان انقلاب اسلامی هراسناکند. برای جلوگیری از گسترش گفتمان انقلاب اسلامی، سناریوی «اختلاف‌افکنی» و «دوگانه‌سازی» را از دیر باز مد نظر قرار داده‌اند. از یک‌سو با ترویج دوگانه‌های برساخته‌ای چون «شیعه و سنی» یا «عرب و عجم»، یک جنگ مذهبی و قومیتی در منطقه راه انداخته‌اند و از دیگر سو غرب آسیا را بازار مصرف تسلیحات خود کرده و چرخ صنعت تسلیحاتی خود را بدین‌گونه می‌چرخانند.
در یک نگاه کلان، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت، آمریکایی‌ها به‌زعم خود به برخی از اهداف‌شان در منطقه رسیده باشند، اما نفوذ منطقه‌ای ایران در میان‌مدت و بلندمدت برای مقامات واشنگتن تبدیل به یک کابوس شده است. این همان موضوعی است که چندی پیش، نشریه‌ی آتلانتیک هم به آن اشاره کرده و چنین نوشته بود: « «حالا با گذشت این سال‌ها، روشن شده است که تحلیلگران جنگ‌طلب و توجیهاتی که آن‌ها شکل داده بودند، کاملا غلط بوده است. مداخله در عراق، دست آمریکا در برابر ایران را تقویت نکرد. بلکه، اهرمی ژئوپلیتیک در برابر ایالات متحده، در اختیار ایران قرار داد و حتی این کشور را قادر ساخت تا بدون آنکه بهایی بپردازد، جان نیروهای آمریکایی را بگیرد. همان طور که آسوشیتدپرس گزارش کرده، نفوذ ایران در منطقه به سطح بی‌سابقه‌ای رسیده است. درسی که در زمینه سیاست خارجی باید از این موضوع گرفت، این نیست که جنگ‌طلب‌ها اشتباه می‌کردند، هرچند که می‌کردند. این هم نیست که قدرت گرفتن ایران، آمریکا را در معرض خطر قرار داده است... درسی که باید گرفت، این است که آمریکایی‌ها توان خود برای تدوین راهبردی کلان و پیش‌بینی نتایج مداخلات خارجی در گذر زمان را به میزان بسیار زیادی دست بالا گرفته‌اند.»۱۱

پی‌نوشت‌ها:

* دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل
۱. http://mic.com/obama
۲. http://www.state.gov/secretary/remarks/2015/07/245253.htm
۳. http://www.state.gov/secretary/remarks/۲۰۱۵/۰۷/۲۴۵۲۵۳.htm
۴. http://mic.com/obama
۵. http://mic.com/obama
۶. http://www.state.gov/secretary/remarks/۲۰۱۵/۰۷/۲۴۵۲۵۳.htm
۷. https://www.tabnak.ir/fa/news/۵۲۲۱۸۳/
۸. http://www.iribnews.ir/NewsText.aspx?ID=۶۳۰۲۱۴
۹. http://www.khabaronline.ir/detail/۴۴۲۹۳۰/root/World
۱۰. http://www.theguardian.com/world/۲۰۱۵/jul/۱۷/cameron-we-will-not-relax-pressure-on-iran
۱۱. http://www.theatlantic.com/international/archive/۲۰۱۵/۰۱/how-foreign-policy-hawks-empowered-iran/۳۸۴۵۰۰

منبع مقاله :
Khamenei.ir




مفهوم شناسی نفوذ

در کتب لغت شناسی، نفوذ به معنای اثر کردن در چیزی، داخل شدن در چیزی، تاثیر گذاشتن بر کسی و راه یافتن پنهانی در گروه یا جایی آمده است. از سوی دیگر، معادل انگلیسی نفوذ، واژه (Influence) به کار می‌رود که در لغت به معنی کنش یا قدرتی است که یک نتیجه‌ای را بدون اعمال آشکار زور یا بدون اعمال مستقیم فرمان، تولید می‌کند و اصطلاحا عبارت از اعمالی است که مستقیم یا غیرمستقیم باعث تغییر در رفتار یا نظرات دیگران می‌شوند.

نفوذ را می‌توان رابطه میان بازیگرانی دانست که به موجب آن، یک بازیگر، بازیگران دیگر را وادار می‌کند تا به طریقی که خواست خود آنها نیست، عمل کنند. پول، غذا، اطلاعات، دوستی، مقام و تهدید، از جمله وسایلی‌اند که فرد به کمک آنها در رفتار دیگران نفوذ می‌کند. بنابراین، توانایی فرد برای تغییر دادن رفتار دیگران بدون داشتن موقعیت رسمی و فراگرد اثرگذاری بر افکار، رفتار، یا عواطف شخص دیگر را نفوذ گویند.

نفوذ، شکلی از قدرت است؛ اما متمایز از کنترل، اجبار، زور و مداخله. نفوذ، پاسخ رفتاری نسبت به اعمال قدرت و یا به عبارت دیگر، نتیجه‌ای است که از طریق به کارگیری قدرت حاصل می‌شود. در تعاریف، از «نفوذ» به عنوان مکانیسمی برای اثرگذاری بر دیگران استفاده شده است. اگر شخصی بتواند دیگری را متقاعد کند که عقیده‌اش را درباره یک یا چند موضوع تغییر دهد، رفتاری را انجام دهد و یا از انجام آن خودداری کند و به محیط پیرامون خود، به شکلی خاص بنگرد، در حقیقت نفوذ، تحقق یافته و «قدرت»، به کار گرفته شده است.

 

الگوی تحلیلی

بعضی از دانشمندان علوم سیاسی با عاریه گرفتن از مفاهیم و اصطلاحات علمی سایر رشته‌ها، در صددند مفاهیم و مناسبات قدرت و نفوذ یک یا چند واحد سیاسی با ضریب قدرت مختلف و متفاوت بر یکدیگر را توضیح بدهند. از جمله این مفاهیم، نفوذ عمودی و افقی در علوم مربوط به مباحث روانشناسی و آبرسانی در کشاورزی است. این دسته از سیاست ورزان رابطه مبتنی بر نفوذ در بین واحدهای سیاسی و کشورها با یکدیگر را به دو نوع عمودی و افقی تقسیم می‌کنند. نفوذ و قدرت عمودی و افقی مناسبات مخصوص خود را دارد و تاثیرات متفاوتی بر بازیگران عرصه روابط بین الملل و قدرت بر جای می‌گذارد.

در نفوذ عمودی، که بیشتر سخت افزارانه و حالتی آمرانه دارد، کشورهای قدرتمند به دنبال آنند که برتری خود را از طرق مختلفی همچون جنگ و قدرت نظامی، اعمال فشار و تحریم و تهدید نشان دهند. در هرحال هرچیزی برای این کشورها وسیله‌ای برای برتری و سلطه گری به شمار می‌آید. درواقع، یکسوی رابطه قدرت طلبی و در سوی دیگر تسلیم شدن، وجود دارد. در نفوذ عمودی که اعمال قدرت از بیرون به داخل است، به کارگیری اپوزیسیون در نظام سیاسی هدف هم یکی از راههای نفوذ و قدرت به شمار می‌آید. در نهایت در این الگو، اعمال قدرت از طریق بهره گیری منابع قدرت سخت و نیمه سخت صورت می‌گیرد.

اما در ارتباط با نفوذ افقی، که وجه نرم افزارانه آن غالب است، بازیگران به دنبال جلب اعتماد و افزایش قدرت از این طریق هستند، به یکدیگر اعتماد دارند و احساساتشان را فاش می‌کنند. در الگوی ارتباط افراد ابزارهای مذاکره، انواع دیپلماسی و ارتباطات، سبک زندگی، ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی و ... برای تعیین ارتباط گیری استفاده می‌شود.

نکته مهمی که لازم است در اینجا به آن توجه داده شود، تغییر ماهیت نفوذ در شرایط امروز است. برخی از تحلیلگران حوزه قدرت و امنیت، اعتقاد دارند به دلیل وضعیت جدیدی که متاثر از روند توسعه دنیا به وجود آمده، تحول در منابع و پایه‌های قدرت، منجر به تحول در الگوهای نفوذ شده است. درواقع، کشورهای قدرتمند درراستای فراهم سازی زمینه‌های نفوذ خود در واحدهای سیاسی هدف، از اعمال الگوی عمودی به الگوی افقی عزیمت کرده‌اند. راهبرد و سناریوی جدید آمریکا در شرایط پسا برجام در همین چارچوب الگو قابل بررسی است.

 

چرایی رویکرد آمریکا به نفوذ از طریق مذاکره

پس از اشاره مختصر به چیستی نفوذ، سؤال مهم، چرایی نفوذ در قبال جمهوری اسلامی ایران است. امریکا پس از 37 سال رویارویی با ملت ایران و پیشبرد «راهبرد تقابل»، اکنون به دنبال تبدیل این راه‌های «تعامل» و عادی سازی رابطه با ایران از طریق مذاکره است؟

به نظر می‌رسد نقل نکته‌ای از یکی از مصاحبه‌های خانم رایس، وزیر امور خارجه امریکا در دولت پسر به درک این مطلب می‌تواند کمک کند. خانم رایس که در آن مقطع با صراحت دنبال خاورمیانه جدید بود، پس از تلاش‌های مختلف، سوال مهمی در مورد چرایی شکست سیاست‌های کاخ طی 27 سال گذشته در قبال جمهوری اسلامی (تا زمان وی) طرح کرد. دور از ذهن نیست که مبتنی بر نگاهی، امریکایی‌ها به یک بازنگری اساسی در سیاست خارجی خود و چگونگی مواجهه با ایران پرداخته و به این جمع بندی رسیدند که راهبرد قطع رابطه با ایران و تقابل همه جانبه جمهوری اسلامی، نه تنها موجبات فروپاشی نظام اسلامی در ایران را فراهم نساخت، بلکه برعکس این نوع راهبرد، تضعیف ایالات متحده امریکا از یک طرف و تقویت و قدرت یابی جمهوری اسلامی از طرف دیگر را در پی داشت. بنابراین شکست‌های پیشین امریکا از زمان قطع رابطه با ایران در سال 1358 تاکنون، دلیل اصلی تغییر راهبرد از «تقابل» به «تعامل» است.

تغییر راهبرد مبتنی بر نفوذ امریکا به عنوان یک ضرورت، خروجی برخی از اتاق‌های فکر و مراکز مطالعاتی راهبردی این کشور طی سال‌های گذشته است. به عنوان نمونه در سال 2007 میلادی یک سال قبل از روی کار آمدن اوباما، مقاله‌ای در فصلنامه واشنگتن پست تحت عنوان «استراتژی برد ـ برد امریکا برای تعامل با ایران» منتشر شد. براساس چنین نگرش جدیدی بود که آقای اوباما شعار «تغییر» را برای انتخابات خود برگزید و پس از ورود به کاخ سفید، برای عادی سازی رابطه با ایران ابراز تمایل کرد.

درواقع، اوباما دنبال پیاده کردن الگوی اسلاف پیشین خود در ایران است. وی برای قانع سازی مخالفان خود اذعان کرد به رغم این که با برخی از سیاست‌های ریچاد نیکسون و دونالد ریگان مخالفم اما الگوی مبارزاتی آنها در مقابله با چین و شوروی سابق را درست می‌دانم و می‌خواهم آن را در قبال ایران به کار بندم. برخی از دلایل و زمینه‌های رویرد امریکا و دشمنان انقلاب به نفوذ از طریق مذاکره را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

 

الف) دلایل نفوذ

سیر مذاکرات طولانی ایران و 5 + 1 و توافق هسته‌ای وین شکل نوینی از فضای حاکم در نظام بین الملل را نشان داد. تلاش جدی دولتمردان آمریکایی برای دستیابی توافق با ایران و رویکرد جدید آنها به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران و تلاش برای تعمیم آن به حوزه‌های غیر هسته‌ای، مؤید تغییر در ماهیت و منابع قدرت و همچنین تغییر در ساختار نظام بین الملل است.

غرب به رهبری آمریکا در راستای مهار انقلاب اسلامی از زمان ریاست جمهوری کلینتون و با طراحی «مارتین ایندایک» و «آنتونی لیک» که نفوذ قابل توجهی در شورای امنیت ملی (NSC) آمریکا داشتند، محدودیت‌های استراتژیکی بی‌شماری را علیه ج. ا. ا تدوین و بسیج کردند که هسته بنیادین آن مبتنی بر «رویکرد فشار برای تغییر رفتار ج. ا.ا» بود. اما نتیجه و تجربه غرب از پیمودن صرف این رویکرد در سال‌های اخیر برخلاف انتظار آنها بود که نشانه‌ها و مستندات آن در اظهارات اوباما در مصاحبه با «نیویورک تایمز» و همچنین سخنرانی در «دانشگاه آمریکن» بعد از توافق هسته‌ای وین کاملاً هویدا است.

عدم تغییر رفتار ایران به رغم محدودیت‌های استراتژیک و افزایش فرصت‌ها و دارایی‌هایی را که در ایران در سطح داخلی و منطقه‌ای جز اعترافاتی بود که اوباما و دیگر مقامات آمریکایی پس از توافقات مکرر به آن اشاره داشته‌اند. شناسایی این نقاط کلیدی در تغییر محاسبات غرب در برابر ایران و تدوین هماوردی انقلاب اسلامی می‌تواند به کارگیری شود. از این رو، می‌توان به چند عامل و مزیت اصلی که سبب تغییر راهبردی سیاست‌های آمریکایی‌ها و رویکرد آنها به مذاکره البته با هدف نفوذ شد، اشاره کرد؛

 

1ـ ناکامی در پیشگیری از فروپاشی رژیم تحریم‌های سخت و بی‌سابقه علیه ایران؛ سومین تغییر رفتار در غرب و تلاش برای مذاکره با ایران، پیشگیری از فروپاشی رژیم تحریم‌های سخت و بی فایده ‌علیه ایران است. این متغیر مهم در سازه تحلیلی ـ رفتاری غرب در 3 سطح خرد، میانی و کلان در مؤلفه‌هایی به قرار ذیل می‌باشد: یک ـ مقاومت ملت ایران در برابر تحریم و شکست ناپذیری در تحریم‌ها و عدم تحقق شکاف دولت ـ ملت و شورش مردمی (اظهارات جان کری در شورای روابط خاورمیانه آمریکا در تاریخ 3 مرداد 94)، دو ـ سازگاری اقتصاد ایران با شرایط تحریم با توجه به مدل اقدام مقاومتی (اظهارات جان کری در جلسه پرسش و پاسخ سنا در تاریخ 3 مرداد 94)، سه ـ شکست اجماع علیه ایران و عدم همراهی پایدار هم پیمانان آمریکا در تداوم رژیم تحریم‌های سخت علیه ایران با توجه به چالش‌ها و نیازهای اقتصادی آنان (اظهارات اوباما در گفتگو با نیویورک تایمز در تاریخ 24 تیر 94).

 

2ـ اثبات ناکارآمدی گزینه نظامی علیه اقتدار و شکست ناپذیری ج. ا. ایران؛ این ناکارآمدی و ایجاد قدرت بازدارندگی ج. ا.ا که در سال‌های اخیر با توجه به بومی سازی و ارتقای صنایع دفاعی و بلوغ و توانمندی متحدان استراتژیک انقلاب اسلامی در سطح منطقه ایجاد شده، صورتی واقع بینانه در غرب پیدا کرده است. در تبیین این موضوع باید گفت یکی از عواملی که زیرساخت مناسبات بین المللی غرب به ویژه امریکا را شکل می‌دهد، رقابت نظامی و تکنولوژیکی است. این رقابت است که تا حدی پتانسیل رویارویی‌ها و تحریم‌ها و گفتگوها و توافق‌ها و رقابت‌ها و معامله‌ها را تعیین می‌کند. می‌دانید ارزیابی‌هایی که کارشناسان نظامی صهیونیستی و آمریکایی انجام داده‌اند، اگرچه توانمندی‌های ایران به ویژه در حوزه دفاعی و نظامی با آمریکا به لحاظ کمیت و کیفیت برابر نیستند، اما در موقعیتی قرار دارد که بتواند برای سامانه‌های جنگ نوین الکترونیکی امریکایی خطرساز شود. به عبارت دیگر جنگ با ایران به معنای یک عرصه برای به نمایش گذاشتن تکنولوژی برتر آمریکایی نیست، چرا که ارتش آمریکا به خوبی می‌داند که در این جنگ در معرض ایجاد اختلال در رادارها و سامانه‌های جی پی اس خود قرار می‌گیرد و حتی ممکن است هواپیماهای بدون سرنشین نتوانند از طریق ماهواره با پایگاه‌های خود ارتباط بگیرند. به این معنا آمریکا از فعالیت‌های اطلاعاتی و الکترونیک محروم خواهد ماند. این درحالی است که این تجهیزات پشتوانه رکن اساسی طرح‌های جنگی آمریکا در جنگ‌های امروزی را شامل می‌شود. به عنوان مثال غیر ممکن  است که آمریکا بتواند بدون سامانه جی پی اس از سامانه‌های موشکی دوربرد خود استفاده کند. تنها راه استفاده از تجهیزات در این شرایط استفاده از سامانه‌های لیزری یا دوربینی خواهد بود و این نیز مستلزم استفاده از بمب افکن‌ها یا هواپیماهای بدون سرنشین و پرواز آنها در نزدیکی هدف خواهد بود که خطرات دفاع هوایی ایران آن را تهدید می‌کند.

از سوی دیگر، «آنتونی کوردزمن» تحلیلگر مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی واشنگتن در یکی از پژوهش‌های خود با اشاره به توانایی ایران در دفاع از خودنوشت، ایران قدرتمندترین نیروی نظامی در منطقه خلیج فارس است. وی با اشاره به نیروی نظامی ایران در زمان شاه مخلوع نوشت، درست است که ایران در زمان سقوط شاه در سال 1979 و به هنگام قطع مناسبات با آمریکا مشکلاتی در تجهیز ارتش خود به سلاح‌های روز داشت ولی بی‌تردید ایران هم‌اکنون قدرت نظامی نخست منطقه خلیج فارس است. این تحلیلگر آمریکایی می‌افزاید، ایران 540 هزار نیروی رزمنده، بیش از 350 هزار سرباز ذخیره، 1600 تانک پیشرفته، 1500 خودروی رزمی (زرهی)، 3200 واحد توپخانه‌ای، 306 جنگنده، 50 بالگرد تجهیز شده، 3 فروند زیردریایی، 59 کشتی جنگی (ناو) و 10 کشتی جنگی برای انتقال نیرو به دریا دارد. وی می‌افزاید، علاوه بر این، ایران قادر است دست به حمله‌هایی بزند که اثرات و نتایجی راهبردی در منطقه دارد که با امکانات و توان نظامی خودش متناسب است، به طوری که می‌تواند نقاطی در ساحل خلیج ]فارس[ و خلیج عمان را هدف قرار بدهد و از جزایر خود در بندرعباس در نزدیکی تنگه هرمز نیز به عنوان پایگاهی دریایی و هوایی بهره ببرد.

اگر تنها بخواهیم اعتراف و اذعان دیگران که با حدس و گمان توانمندی‌های جمهوری اسلامی ایران را تحلیل می‌کنند، در اینجا ذکر بکنیم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد. اما از باب نمونه، اشاره به تحلیل آنها مناسب است. پایگاه خبری المحیط می‌نویسد: تاوان حمله به ایران به شدت سهمگین خواهد بود. آیا ژنرال‌های آمریکایی و اسرائیلی نتایج آن را تاب می‌آورند؟ همچنین روزنامه «الشروق» کشور جزایر گزارشی با عنوان «برگ‌های برنده و واکنش سهمگین ایران به حمله احتمالی آمریکا ـ اسرائیل» نوشت: از آنکه وارد جزئیات طرح‌های جنگی ]دفاعی[ جمهوری اسلامی ]ایران[ برای مقابله با تجاوز احتمالی بشویم، در ابتدا به موقعیت نظامی و امکانات ژئواستراتژیک و سیاست‌هایی که به ایران امکان می‌دهد از برگ‌های بازی استفاده کند باید پرداخت. الشروق پس از اشاره به این موقعیت‌ها می‌افزاید: علاوه بر این به فن آوری پیشرفته‌ای می‌پردازیم که ایران را قادر ساخته است تا قدرتی نظامی در منطقه باشد که نه تنها با آن از خود دفاع کند بلکه بتواند با قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای و در رأس آنان با آمریکا و رژیم صهیونیسم مقابله کند. این روزنامه الجزایری در پایان با اشاره به قدرت موشکی ج. ا. ا نوشت: سامانه موشکی ایران است در دقایق نخست درگیری، تمام قسمت‌های ناوگان دریایی آمریکا را در خلیج فارس متلاشی و به کشتی و ناو جنگی تبدیل کند.

 

3ـ شکست‌های آمریکا در منطقه غرب آسیا به موازات تثبیت قدرت منطقه‌ای ایران؛ اولین تغییر سیاست‌ها و راهبردها در رفتار آمریکایی‌ها و غربی‌ها از تقابل به تعامل و از طریق تلاش برای مذاکره با ایران اسلامی، مجموعه شکست‌ها و ناکامی‌های امریکا در تحقق طرح خاورمیانه بزرگ و روزافزون نفوذ و قدرت این کشور در منطقه استراتژیک غرب آسیا و شمال آفریقا (خاورمیانه) نگاهی به روندهای سیاسی و امنیتی منطقه نشان می‌دهد تحولات هیچ کدام از کشورهای منطقه، مطابق خواست و سیاست‌های راهبردی ایالات متحده جلو نرفته است. آمریکایی‌ها مرکز ثقل این ناکامی‌ها را جمهوری اسلامی می‌دانند. این شکست‌ها در کنار تثبیت نفوذ و قدرت منطقه‌ای ایران به رغم ایجاد موانع راهبردی از سوی غرب، چاره‌ای جزء رویکرد به مذاکره برای غرب و آمریکا باقی نگذاشتند. غرب در قالب الگوهای عملگرایانه خود پذیرفته است که حل منازعات غرب آسیا جز با مشارکت جمهوری اسلامی ایران مقدور نیست و معادلات منطقه‌ای بدون حضور ایران شکل نمی‌گیرد. غرب به این باور رسیده است که کشش و جاذبه قدرت نرم افزاری ایران در منطقه، تنگنای گفتمانی بیشماری در آنها ایجاد کرده است و تنها تداوم رویکرد فشار و تهدید، اهداف راهبرد مهار آنها را در عرصه میدانی محقق نمی‌کند. این تغییر محاسبه، به قدری عمیق بوده است که حتی برخی از محافل تحلیلی و تئوری‌های آمریکایی از لزوم مشارکت آمریکا با ایران برای مبارزه و کنترل داعش سخن می‌گویند.

 

4ـ بلوغ و بالندگی دانش و تجربه ایرانیان در عرصه فناوریهای نوین؛ نقطه اوج اذعان آمریکا در این مورد به ویژه دانش هسته‌ای، اظهارات وزیر خارجه این کشور در جلسه استماع کمیته امور خارجه و نمایندگان آمریکا مبنی بر اینکه «ما نمی‌توانیم با بمباران دانش ایران را از بین ببریم»، بوده است. امروزه فرآیند هسته‌ای جایگاه یک منبع قدرت گفتمانی را برای ج. ا.ا ایجاد کرده است که این امر مهم جز با سیاست دوراندیشانه رهبری نظامی اسلامی برای راه اندازی نهضت علمی و اراده جوانان خلاق ایرانی به دست است.



جزییاتی درباره تخریب صنعت بومی ایران

 






 

آمریکا بر اساس توافق، رآکتور اراک را با بتن پر می‌کند

مذاکرات ایران با 1+5 در وین، به ایستگاه پایانی رسید و طرفین به مذاکرات وین، رضایت دادند. متن مذاکرات به همراه 5 پیوست درباره جزئیات فنی و اجرایی در همان روز نهایی شدن مذاکرات، منتشر شد.
در ماده دو (B) پیوست اول مذاکرات وین، توضیحات و جزئیاتی درباره بازطراحی رآکتور آب‌سنگین اراک منتشر شده است، جزئیاتی که نشان می‌دهد اگرچه رآکتور آب‌سنگین اراک در جای خود قرار دارد، لکن دیگر آب‌سنگین نام ندارد بلکه فنّاوری جدیدی است که توسط غرب وارد می‌شود و عملاً دانشمندان هسته‌ای نقشی در این بازطراحی ندارند و فنّاوری وارداتی است.

 

داستان تلخ بتن‌ریزی در قلب رآکتور آب‌سنگین اراک

دراین‌ بین، آنچه از همه تلخ‌تر است، از کار افتادن هسته رآکتور آب‌سنگین اراک با بتن است. بر اساس بند سوم ماده دوم پیوست اول، هسته یا دیگ رآکتور اراک، می‌بایست برای اطمینان طرف غربی از عدم استفاده میله‌های سوخت، با بتن پر شود.
Iran will not pursue construction at the existing unfinished reactor based on its original design and will remove the existing calandria and retain it in Iran. The calandria will be made inoperable by filling any openings in the calandria with concrete such that the IAEA can verify that it will not be usable for a future nuclear application. In redesigning and reconstructing of the modernized Arak heavy water research reactor, Iran will maximise the use of existing infrastructure already installed at the current Arak research reactor.

ترجمه وزارت خارجه:

ایران به ساخت‌وساز رآکتور ناتمام موجود بر مبنای طرح اولیه ادامه نخواهد داد و کالندریای موجود را خارج کرده و آن را در ایران نگهداری می‌کند. تمام کانال‌های کالندریا با بتن به‌گونه‌ای پر می‌شوند که برای کاربرد هسته‌ای غیرقابل استفاده باشد و آژانس بتواند غیرقابل استفاده بودن آن را راستی آزمایی کند. برای مدرن کردن و بازسازی رآکتور آب‌سنگین اراک، ایران بیشترین استفاده را از زیرساخت‌های موجود در رآکتور آب‌سنگین اراک خواهد داشت.

جزییاتی درباره تخریب صنعت بومی ایران
جزییاتی درباره تخریب صنعت بومی ایران

بر اساس اظهارنظر نمایندگان و کارشناسان، کالندریا یا همان هسته رآکتور آب‌سنگین اراک، از شاهکارهای بومی – صنعتی جوانان ایرانی بوده است که بر اساس مذاکرات وین، با بتن پر می‌شود.

 

آمریکا اجازه حضور ایران در فناوری بازطراحی رآکتور اراک را هم نمی‌دهد

بر اساس بند نهم در پیوست اول مذاکرات وین، با اینکه جمهوری اسلامی ایران قبول کرده است رآکتور آب‌سنگین اراک را تغییر بدهد یا به قول دیپلمات‌ها و دکتر صالحی، مدرن کند، غرب و در رأس آن‌ها، آمریکا، اجازه ورود ایران در موضوعات تحقیقاتی و آزمایش‌های اولیه برای ساخت رآکتور بازطراحی شده را هم نمی‌دهند و عملاً تمامی آزمایش‌ها در کشور ثانویه به‌جز ایران انجام خواهد گرفت و حتی این آزمایشات در داخل ایران هم انجام نمی‌گیرد.

The redesigned reactor will use up to 3.67 percent enriched uranium in the form of UO 2with a mass of approximately 350 kg of UO2 in a full core load, with a fuel design to be reviewed and approved by the Joint Commission. The international partnership with the participation of Iran will fabricate the initial fuel core load for the reactor outside Iran. The international partnership will cooperate with Iran, including through technical assistance, to fabricate, test and license fuel fabrication capabilities in Iran for subsequent fuel core reloads for future use with this reactor. Destructive and nondestructive testing of this fuel including Post-Irradiation-Examination (PIE) will take place in one of the participating countries outside of Iran and that country will work with Iran to license the subsequent fuel fabricated in Iran for the use in the redesigned reactor under IAEA monitoring.

ترجمه وزارت خارجه:
راکتور بازطراحی شده اورانیوم غنی‌شده 3.67 درصد در ترکیب شیمیایی دی‌اکسید اورانیوم، با جرم حدود 350 کیلوگرم در بارگذاری اول قلب با سوختی که توسط کمیسیون مشترک بررسی و تائید شده است به کار خواهد برد.
مشارکت بین‌المللی با همکاری ایران سوخت اولیه راکتور را در خارج از ایران خواهند ساخت. مشارکت بین‌المللی از طریق کمک‌های فنی به ایران در ساخت و تست سوخت مورداستفاده در بارگذاری‌های آتی این راکتور و اعطای پروانه توانایی ساخت سوخت در ایران همکاری خواهند کرد. تست‌های مخرب و غیر مخرب این سوخت‌ها ازجمله تست‌های بعد از تابش‌دهی توسط یکی از کشورهای مشارکت‌کننده در خارج از ایران انجام خواهد گرفت و آن کشور با ایران کار خواهد کرد تا بتواند پروانه ساخت سوخت در ایران را متعاقباً برای بارگذاری‌های آتی راکتور بازطراحی شده تحت نظارت آژانس انجام دهد.

 

رآکتور آب‌سنگین اراک حاصل نبوغ جوانان ایرانی است و این رآکتور بومی است، ازآنجا که ساختار کلی همه راکتورها مشابه همدیگر است لذا اگر ما به فناوری ساخت این رآکتور 40 مگاواتی به‌طور 100 درصد دسترسی پیدا کنیم و این رآکتور به بهره‌برداری برسد قادر خواهیم بود دیگر راکتورهای قدرت موردنیاز کشور را هم در داخل و با فناوری بومی تولید کنیم که این مهم باعث مخالفت می‌شود؛ سوخت رآکتور قدرت بوشهر یا نیروگاه اتمی بوشهر اورانیوم غنی‌شده زیر 5 درصد بوده و سیستم خنک‌کننده آن آب سبک است که به آن رآکتور آب سبک هم می‌گویند اما سوخت موردنیاز رآکتور آب‌سنگین اراک اورانیوم طبیعی بوده و سیستم خنک‌کننده آن آب‌سنگین است.

هم‌چنین قدرت رآکتور آب‌سنگین اراک 40 مگاوات بوده و تحقیقاتی است و برای تولید رادیو ایزوتوپ‌های موردنیاز در پزشکی و صنعت از آن استفاده می‌شود درحالی‌که نیروگاه اتمی بوشهر 1000 مگاوات بوده و برای تولید برق است.
در اراک دو تأسیسات وجود دارد یکی تأسیسات آب‌سنگین است که فقط آب‌سنگین تولید می‌کند و دیگری رآکتور آب‌سنگین IR-40 است که باقدرت 40 مگاوات کار می‌کند (همان راکتوری که سیستم خنک‌کننده آن آب‌سنگین است).
تأسیسات آب‌سنگین صرفاً آب‌سنگین مصرفی رآکتور 40 مگاواتی را تولید می‌کند و البته آب‌سنگین مصارف زیادی در عرصه پزشکی، کشاورزی، تحقیقاتی، صنعتی و... دارد.[1]

پی‌نوشت‌:

[1] - www.yjc.ir/fa/news/5159748

منبع مقاله : مشرق نیوز

 




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  8 |  9 |  10 |