برجام94

 لزوم توجه به حوزه‌های دارای مزیت نسبی در تولید و آموزش علوم انسانی اسلامی با تأکید بر حوزه مطالعات انقلاب اسلامی

 






 

 

سرانجام و پس از کشمکش‌های فراوان که حدودا 22 ماه به طول انجامید، در تاریخ 23 تیر 1394 ایران و 5+1  به جمع‌بندی مشترک درخصوص چگونگی برنامه هسته ای ایران رسیدند. بدین ترتیب و در صورت اینکه همه چیز به خوبی پیش رفته باشد، در قبال امتیاز های متقابل، از طرفی جهان حق غنی سازی را برای ایران به رسمیت خواهد شناخت و از طرف دیگر تحریم های ظالمانه علیه ملت ایران لغو خواهند شد.

طی مدت زمانی که مذاکرات در دولت یازدهم به طول انجامید، دو طرف (ایران و غرب به سرکردگی امریکا) تلاش می نمودند تا خطوط قرمز خود را تا حد ممکن حفظ نمایند ولی قاعدتا و به دلیل تفاوت های بنیادین در خط و مشی سیاسی و جهان بینی طرفین، این مسئله امری بسیار دشوار می نمود؛ زیرا خطوط قرمز هرکدام از دو کشور، نافی خطوط قرمز طرف مقابل بود. با این وجود خبرها حاکی از رسیدن مذاکره کنندگان به یک جمع‌بندی مشترک است که باید دید تا چه حد بر خطوط قرمز نظام منطبق هستند.

در ادامه فهرستی از خطوط قرمز ترسیم شده توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی را مرور کرده و طبق جزئیات منتشر شده از متن جمع‌بندی، بررسی می کنیم که تیم ایران تا چه حد توانسته است در رعایت خطوط قرمز موفق باشد:

 

عدم پذیرش محدودیتهای بلند مدت

اهمّ خطوط قرمزى هم که وجود داشته اینها است که من عرض میکنم. ما یک چیزهایى را بهعنوان نقاط اصلى ذکر کردیم؛ مهمترینهایش اینها هستند؛ البتّه غیر از اینها هم چیزهایى هستند.

یکى اینکه آنها اصرار دارند بر محدودیت بلندمدّت؛ ما گفتیم ما محدودیت ده سال و دوازده سال و مانند اینها را قبول نداریم؛ ده سال یک عمر است؛ همهى آنچه ما در این مدّت به دست آوردیم، در حدود ده سال طول کشیده است! بله، سابقهى هستهاى در داخل کشور بیش از اینها است که بعضى اوقات هم گفته میشود در بعضى از بیانات، لکن در آن سالهاى اوّل در واقع کارى انجام نگرفته بود؛ کار اساسى و عمده مال همین حدود ده پانزده سال اخیر است. محدودیت دهساله را ما قبول نداریم؛ ما مقدار سالهاى معینى را که مورد قبول ما است به مجموعهى هیئت مذاکرهکننده گفتهایم که چه مقدار، محدودیت را قبول کردهایم، امّا تعداد سالهاى محدودیت را گفتهایم ده سال و دوازده سال و این چیزهایى که این حضرات میگویند قبول نداریم.

توافق نهایی:

ایران طی مدت 10 سال سانتریفیوژهای IR1 را از دور خارج خواهد کرد. در این مدت ایران ذخایر غنی سازی خود را در نطنز تا حد ظرفیت غنی سازی 5060 سانتریفیوژ نسل یک حفظ خواهد کرد. سانتریفیوژ ها و زیرساخت های اضافی مربوط به غنی سازی در نطنز تحت نظارت مستمر آژانس انبار خواهند شد.

 

2. Iran will begin phasing out its IR-1 centrifuges in 10 years. During this period, Iran will keep its enrichment capacity at Natanz at up to a total installed uranium enrichment capacity of 5060 IR-1 centrifuges. Excess centrifuges and enrichment-related infrastructure at Natanz will be stored under IAEA continuous monitoring, as specified in Annex I.

 

 ایران به نحوی به تحقیق و توسعه در غنی سازی ادامه خواهد داد که منجر به انباشت اورانیوم غنی شده نشود. تحقیق و توسعه غنی سازی طی مدت 10 سال فقط شامل سانتریفیوزهای IRIRIR6، و IR8 خواهد بود و ایران در هیچ فناوری جداسازی ایزوتوپ به منظور غنی سازی اورانیوم فعالیت نخواهد کرد. ایران به آزمایش درباره ی سانتریفیوژهای نسل 6 و 8 ادامه خواهد داد. و آزمایش کردن 30 سانتریفیوژ نسل 6 و 8 را بعد از 8 سال و نیم آغاز خواهد کرد.

 

3. Iran will continue to conduct enrichment R&D in a manner that does not accumulate enriched uranium. Iran's enrichment R&D with uranium for 10 years will only include IR-4, IR-5, IR-6 and IR-8 centrifuges as laid out in Annex I, and Iran will not engage in other isotope separation technologies for enrichment of uranium as specified in Annex I. Iran will continue testing IR-6 and IR-8 centrifuges, and will commence testing of up to 30 IR-6 and IR-8 centrifuges after eight and a half years, as detailed in Annex I.

 

 طبق برنامه ی بلند مدت ایران، این کشور به مدت 15 سال فعالیت های مربوط به غنی سازی را در نطنز و فقط با غنای ارانیوم 3.67درصد ادامه خواهد داد و در فوردو از هرگونه غنی‏ سازی اورانیوم و تحقیق و توسعه غنی‏ سازی اورانیوم و از نگاهداری هرگونه مواد شکافت‏ پذیر خودداری خواهد ورزید.

 

5. Based on its long-term plan, for 15 years, Iran will carry out its uranium enrichment-related activities, including safeguarded R&D exclusively in the Natanz Enrichment facility, keep its level of uranium enrichment at up to 3.67%, and, at Fordow, refrain from any uranium enrichment and uranium enrichment R&D and from keeping any nuclear material.

 

 به مدت 15 سال، هیچ راکتور آب سنگین دیگری و یا انباشت آب سنگین در ایران وجود نخواهد بود. همه آب سنگین اضافی برای صادرات در بازارهای بین‏المللی عرضه خواهد شد.

 

10. There will be no additional heavy water reactors or accumulation of heavy water in Iran for 15 years. All excess heavy water will be made available for export to the international market.

 

 ایران تا 15 سال حق داشتن هیچ تاسیسات آب سنگین دیگری را ندارد و باید آب سنگین مازاد خود را به بازارهای بین المللی بفروشد.

 تا 15 سال ایران نه بازفرآوری خواهد داشت و نه حتی قصد آن را!

 

12.  For 15 years Iran will not, and does not intend to thereafter, engage in any spent fuel reprocessing or construction of a facility capable of spent fuel reprocessing, or reprocessing R&D activities leading to a spent fuel

reprocessing capability, with the sole exception of separation activities aimed exclusively at the production of medical and industrial radio-isotopes from irradiated enriched uranium targets.

 

 ایران به مدت 15 سال وارد بازفرآوری یا ساخت تاسیساتی که قادر به بازفرآوری سوخت مصرفی باشند، یا فعالیت های تحقیق و توسعه‏ی بازفرآوری که منتج به ایجاد قابلیت بازفرآوری سوخت مصرفی شود، نگردیده و پس از این مدت نیز قصد چنین کاری را ندارد، فقط فعالیت های جداسازی با هدف تولید رادیو ایزوتوپ های پزشکی و صنعتی از نمونه های تابش دیده‏ی اورانیوم غنی‏شده را انجام میدهد.

 

12. For15  years Iran will not, and does not intend to thereafter, engage in any spent fuel reprocessing or construction of a facility capable of spent fuel reprocessing, or reprocessing R&D activities leading to a spent fuel

reprocessing capability, with the sole exception of separation activities aimed exclusively at the production of medical and industrial radio-isotopes from irradiated enriched uranium targets.

 

 آژانس به مدت 20 سال بر تمامی فرآیند تولید و ساخت سانتریفیوژها نظارت خواهد داشت.

 

15. Iran will allow the IAEA to monitor the implementation of the voluntary measures for their respective durations, as well as to implement transparency measures, as set out in this JCPOA and its Annexes. These measures include: a long-term IAEA presence in Iran; IAEA monitoring of uranium ore concentrate produced by Iran from all uranium ore concentrate plants for 25 years; containment and surveillance of centrifuge rotors and bellows for 20 years; use of IAEA approved and certified modern technologies including on-line enrichment measurement and electronic seals; and a reliable mechanism to ensure speedy resolution of IAEA access concerns for 15 years, as defined in Annex I.

 

ادامه کار تحقیق و توسعه و ساخت و ساز در زمان محدودیت

در همین مدّتِ محدودیت هم که ما قبول میکنیم، کار تحقیق و توسعه و ساخت و ساز باید ادامه پیدا کند، که این هم از جملهى خطوط قرمزى است که مسئولین محترم روى آن تکیه کردند؛ گفتند ما حاضر نیستیم از تحقیق و توسعه دست برداریم؛ حق با اینها است. در طول این سالهاى محدودیت هم، بایست تحقیق و توسعه ادامه داشته باشد. آنها حرف دیگرى میزنند؛ آنها میگویند شما ده سال دوازده سال یا بیشتر هیچ کارى نکنید، بعد از آن شروع کنید به تولید، شروع کنید به ساخت! که این حرف زور مضاعفى است، حرف غلط مضاعفى است.

توافق نهایی:

برنامه ی بلند مدت ایران شامل محدودیت های مورد توافق و مشخصی بر تمام فعالیت های غنی سازی اورانیوم و فعالیت های مرتبط با غنی سازی شامل محدودیت های مشخص بر فعالیت های خاص تحقیق و توسعه به مدت 8 سال، به شکل تکامل تدریجی و با یک سیر منطقی برای [رسیدن به] مرحله ی بعدی فعالیت های غنی سازی به منظور اهداف کاملا صح آمیز خواهد بود.

 

1. Iran's long term plan includes certain agreed limitations on all uranium

enrichment and uranium enrichment-related activities including certain limitations on specific research and development (R&D) activities for the first 8 years, to be followed by gradual evolution, at a reasonable pace, to the next stage of its enrichment activities for exclusively peaceful purposes, as described in Annex I. Iran will abide by its voluntary commitments, as expressed in its own long-term enrichment and enrichment R&D plan to be submitted as part of the initial declaration for the Additional Protocol to Iran’s Safeguards Agreement.

 

 ایران طبق پروتکل الحاقی، به تمامی تعهدات داوطلبانه خود درخصوص غنی سازی طولانی مدت و برنامه ی تحقیق و توسعه پایبند خواهد بود.

 ایران در هیچ فعالیت ولو در سطح تحقیق و توسعه که به تولید ابزار هسته ای انفجاری مربوط می شود شامل فعالیت های مربوط به متالورژی هم اورانیوم و هم پلوتونیوم شرکت نخواهد داشت.

 

16. Iran will not engage in activities, including at the R&D level, that could contribute to the development of a nuclear explosive device, including uranium or plutonium metallurgy activities, as specified in Annex I.

 

لغو فوری تحریمهای اقتصادی، مالی و بانکی هنگام امضای موافقتنامه و سایر تحریمها در فواصل معقول

ازجملهى نقاط مهم این است: بنده تصریح میکنم، تحریمهاى اقتصادى و مالى و بانکى، چه آنچه به شوراى امنیت ارتباط پیدا میکند، چه آنچه به کنگرهى آمریکا ارتباط پیدا میکند، چه آنچه به دولت آمریکا ارتباط پیدا میکند، همه باید فوراً در هنگام امضاى موافقتنامه لغو بشود؛ بقیهى تحریمها هم در فاصلههاى معقول [لغو بشود]. البتّه آمریکایىها در زمینهى تحریمها یک فرمول پیچیدهى چند لایهى عجیب و غریبى را مطرح میکنند که اصلاً اعماق آن معلوم نیست؛ از انتهاى آن چه در مىآید هیچ معلوم نیست. عرض کردم بنده بیانم بیان صریح است، تعبیرات دیپلماسى را بنده خیلى بلد نیستم؛ آنچه ما میگوییم صریح و همین [است] که گفتیم؛ این مورد نظر ما است.

توافق نهایی:

تمامی تحریم های شورای امنیت و اتحادیه اروپا پس از تاییدیه آژانس در خصوص اجرای تعهدات توسط ایران لغو خواهند شد.

 

18. The UN Security Council resolution endorsing this JCPOA will terminate all provisions of previous UN Security Council resolutions on the Iranian nuclear issue - 1696 (2006), 1737 (2006), 1747 (2007), 1803 (2008), 1835 (2008), 1929 (2010) and 2224 (2015) – simultaneously with the IAEA-verified implementation of agreed nuclear-related measures by Iran and will establish specific restrictions, as specified in Annex V.[1]

 

 تحریم های اتحادیه ی اروپا 8 سال پس از روز پذیرش توافق خاتمه خواهند یافت!

تحریم های ایالات متحده ی امریکا متوقف خواهند شد [و نه منقضی]! ... و صرفا 8 سال پس از روز پذیرش توافق یا بعد از حصول جمع‌بندی نهایی آژانس، امریکا قانونی را پیگیری خواهد کرد که به خاتمه ی تحریم ها یا آماده شدن برای خاتمه ی تحریم ها بیانجامد.

 

21. The United States will cease the application, and will continue to do so, in accordance with this JCPOA of the sanctions specified in Annex II to take effect simultaneously with the IAEA-verified implementation of the agreed nuclearrelated measures by Iran as specified in Annex V.

 

منوط نشدن لغو تحریمها به اجرای تعهدات ایران

یک نکتهى اساسى دیگر اینکه لغو تحریمها منوط به اجراى تعهّدات ایران نیست؛ نمیشود بگویند: شما رآکتور آب سنگین اراک را خراب بکنید، سانتریفیوژها را به این تعداد کاهش بدهید، این کارها را بکنید، آن کارها بکنید، بعد که کردید، بعد آنوقت آژانس بیاید شهادت بدهد، گواهى کند که شما راست میگویید و این کارها را انجام دادهاید، بعد ما تحریمها را برداریم! نه، این را ما مطلقاً قبول نداریم؛ لغو تحریمها منوط به اجراى تعهّداتى که ایران میکند نیست. البتّه لغو تحریم یک مراحل اجرائىاى دارد، ما این را قبول داریم؛ اجرائیات لغو تحریم با اجرائیاتى که ایران به عهده میگیرد، باید متناظر باشند؛ بخشى از این در مقابل بخشى از آن، بخش دیگرى از این در مقابل بخش دیگرى از آن.

توافق نهایی:

 ارجاع شود به مورد شماره  12

 

مخالفت با موکول کردن هر اقدامی به گزارش آژانس

یک نکتهى اساسى دیگر این است که ما با موکول کردن هر اقدامى به گزارش آژانس مخالفیم. ما به آژانس بدبینیم؛ آژانس نشان داده که هم مستقل نیست، هم عادل نیست؛ مستقل نیست زیرا تحت تأثیر قدرتها است؛ عادل نیست [چون ]بارها و بارها برخلاف عدالت حکم کرده و نظر داده. بهعلاوه، اینکه بگویند «آژانس باید بیاید اطمینان پیدا کند که فعّالیت هستهاى در کشور نیست» این یک حرف غیر معقولى است. خب، چهجور میشود اطمینان پیدا کند؟ اصلاً اطمینان پیدا کردن [یعنى چه]؟ مگر تک تک خانهها و وجب به وجب سرزمین کشور را اینها بگردند! چهجورى میشود اطمینان پیدا کرد؟ موکول کردن به این مسئله، نه منطقى است، نه عادلانه است.

توافق نهایی:

ارجاع شود به مورد شماره  12

 

مخالفت با بازرسیهای غیرمتعارف، پرس و جو از شخصیتهای ایران و بازرسی از مراکز نظامی

با بازرسىهاى غیر متعارف هم بنده موافق نیستم؛ پرسوجوى از شخصیتها را هم بههیچوجه قبول ندارم و موافق نیستم؛ بازرسى از مراکز نظامى را هم نمیپذیریم همچنان که قبلاً هم گفتیم؛

توافق نهایی:

بازرسان آژانس تا 25 سال از تمامی معادن اورانیوم ایران بازرسی خواهند داشت.

ایران به آژانس اجازه خواهد داد که بر اجرای اقدامات داوطلبانه فوق الذکر برای دوره های زمانی مربوطه و نیز اجرای تدابیر شفافیت ساز به شرح مندرج در این برجام و پیوست های آن نظارت نماید. این اقدامات شامل: حضور بلندمدت آژانس در ایران؛ نظارت آژانس بر کنسانتره سنگ معدن اورانیوم تولیدی توسط ایران در همه کارخانه های تغلیظ سنگ معدن اورانیوم به مدت 25 سال؛ نظارت و مراقبت در مورد روتورزها و بیلوزهای سانتریفیوژ به مدت 20 سال؛ استفاده از فنآوری های مدرن تائید شده و گواهی شده توسط آژانس از جمله دستگاه سنجش میزان غنی‏سازی به صورت مستقیم، و مهر و موم های الکترونیک؛ و یک سازوکار قابل اتکا برای اطمینان از رفع سریع نگرانی های آژانس در زمینه دسترسی به مدت 15 سال، به شرح مندرج در پیوست 1.

 

مخالفت با زمانهای 15 و 25 سال برای اتمام برخی موضوعات

زمانهاى 15 سال و 25 سال - که مدام میگویند 15 سال براى فلان چیز، 25 سال براى فلان چیز - و این زمانهاى اینجورى را هم ما قبول نداریم؛ مشخّص است، این زمان اوّل و آخرى دارد و تمام خواهد شد.

اینها موارد عمده و مهمّى است که روى آن تکیه داریم؛ البتّه خطوط قرمز فقط اینها نیست؛ دوستان مذاکرهکننده در جریان نظرات ما هستند؛ جزئیات را با آنها در میان گذاشتهایم؛ [البتّه ]جزئیات مورد نظر و آن چیزهایى که بنده وارد میشوم؛ در خیلى از جزئیات هم ما وارد نمیشویم.

توافق نهایی:

 ارجاع شود به موارد 1 تا 8

  ارجاع شود به موارد 17 و 18

 

برخی دیگر از امتیازاتی که ایران به 5+1 داده است:

 ایران مجاز است هر سانتریفیوژ IR1 خراب را فقط با یک سانتریفیوژ از همان نوع جایگزین کند. ایران اجازه دارد سانتریفیوژ های پیشرفته را فقط برای اهدافی که در برنامه جامع اقدام مشترک تعیین شده اند تولید کند. پس از پایان هشت سال، ایران تولید تعداد مورد توافق ماشین ها (سانتریفیوژها) در نطنز را تحت نظارت مداوم آژانس ... آغاز خواهد کرد.

ایران تأسیسات فردو را به یک مرکز هستهای، فیزیک و فنآوری تبدیل خواهد کرد. همکاری بین‏المللی از جمله به شکل سرمایه‏ گذاری‏های مشترک علمی در حوزه‏های تحقیقاتی مورد توافق ایجاد خواهد شد. 1044 ماشین IR-1 در قالب 6 آبشار در یک بال در تاسیسات فردو باقی خواهد ماند. دو عدد از این آبشارها به همراه زیرساخت های مربوطه بدون اورانیوم به چرخش ادامه خواهد داد و از جمله از طریق اصلاح مقتضی زیرساخت‏ها، برای تولید ایزوتوپ‏های پایدار منتقل خواهد شد. چهار آبشار دیگر به همراه کلیه‏ زیرساخت‏های مربوطه به صورت ساکن باقی خواهند ماند. کلیه سانتریفیوژهای دیگر و زیرساخت‏های مرتبط با غنی‏ سازی جمع‏ آوری و تحت نظارت مستمر آژانس به نحو مشخص شده در پیوست 1 انبار خواهد شد.

طی مدت 15 سال و همچنان که ایران به طور تدریجی به سمت رسیدن به استانداردهای بین‏المللی کیفیت برای سوخت تولیدی در ایران حرکت می‏کند، ذخایر اورانیوم خود را به 300 کیلوگرم هگزافلوراید اورانیوم غنی شده تا 67/3 درصد یا معادل آن در سایر اشکال شیمیایی محدود خواهد کرد. مقادیر اضافه بر این میزان بر اساس قیمت‏های بین‏المللی و در عوض دریافت هگزافلوارید اورانیوم طبیعی تحویل داده شده به ایران، به فروش رسیده و به خریدار بین‏المللی تحویل داده خواهد شد، یا به سطح اورانیوم طبیعی رقیق خواهد شد.

ایران برنامه ریزی می کند همه سوخت مصرف شده کلیه راکتورهای هسته ای تحقیقاتی و قدرتی فعلی و آینده خود را برای پسمانداری یا اقدامات بعدی، آنگونه که در قراردادهایی که به نحو صحیح با طرف دریافت کننده منعقد خواهد شد، از کشور خارج کند.

ایران «نقشه راه برای رفع ابهام از مسائل مورد اختلاف حال و گذشته» مورد توافق با آژانس، شامل ترتیباتی برای پرداختن به مسائل مورد نگرانی حال و گذشته‏ی مربوط به برنامه هسته ای‏ ایران مندرج در ضمیمه گزارش مورخ 8 نوامبر 2011 آژانس (GOV/2011/65)، را کاملا اجرا خواهد نمود. اجرای کامل فعالیت هایی که ایران بر اساس این نقشه راه برعهده می گیرد تا 15 اکتبر 2015 تکمیل خواهد شد و متعاقبا مدیرکل تا 15 دسامبر 2015 ارزیابی نهایی خود پیرامون حل و فصل تمامی مسائل اختلافی باقی مانده‏ی گذشته و حال را به شورای حکام ارائه خواهد نمود، و فارغ از صلاحیت شورای حکام، کشورهای پنج بعلاوه یک به عنوان اعضای شورای حکام قطعنامه ای را برای اتخاذ اقدامات لازم، با هدف بسته شدن این موضوع، به شورای حکام ارائه خواهند کرد.

فردو به یک مرکز [علمی] فیزیک، هسته ای، و فناوری تبدیل خواهد شد.

ایران همچنان که طی یک دوره ی 15 ساله به مرور به سمت استانداردهای بین المللی برای سوخت هسته ای تولیدی داخلی سوق پیدا می کند، ذخایر اورانیوم غنی شده ی خود خود را زیر 300 کیلو و با غنای نهایتا 3.67درصد به شکل اورانیوم هگزافلوراید و یا به اشکال شیمیایی دیگر حفظ خواهد کرد. مازاد آنها باید طبق قیمت های بین المللی فروخته شوند!

منبع مقاله :
کمیته علمی موسسه فرهنگی هنری راسخون

 



از ادعا تا واقعیت

 






 

بررسی تطبیقی توافق وین و  لوزان و بررسی مستند و مصداقی عبور از خط قرمز نظام در توافق هسته‌ای وین

 

مقدمه:

با فروکش کردن هیجانات اولیه ناشی از جمعبندی توافق جامع هسته ای در وین، اینک وقت آن رسیده است که با دقت، به محتوای توافق و وجود توازن فی مابین داده ها و ستانده ها پرداخته شود تا طبق دستور رهبری معظم انقلاب، این جمعبندی در مجاری قانونی آن مورد بررسی و تصویب قرار گیرد. قبل از پرداختن به این مهم، لازم است ابتدا مروری داشته باشیم به کلیات توافق از دیدگاه عبور از خطوط قرمزی که رهبری معظم در طول مذاکرات ترسیم نموده اند. این خطوط قرمز یا معیارها، تضمین کنندة توازن در داده ها و ستانده ها می باشد.

اگرچه لیست خطوط قرمز اعلامی به بیش از سی عنوان میرسد، اما این نوشتار فقط به مقایسة محتوای متن اعلام شده با آنچه که حضرت آقا خواستار رعایت آنها در متن شده بودند می پردازد. این خواسته ها، هم جنبه های فنی و هم جنبه های حقوقی را پوشش میدهد. علاوه بر جنبه های فنی و حقوقی، خطوط قرمز فرامتنی بسیاری نیز وجود دارد که فعلا به تشریح آنها نمی پردازیم و نیاز به مقالات مستقلی دارد.

توجه داشته باشیم که برای تشریح و مقایسة هر بند از خطوط قرمز با متن توافق یا جمع بندی، فقط تعدادی نمونه از خود متن ذکر شده است. بررسی کامل متن و نقدِ کل متن فعلاً مورد نظر نیست. این نوع بررسی، نیاز به گزارش مستقل دیگری دارد. به عبارت دیگر بررسی کاملِ  حقوقی و فنی و نقاط ضعف و قوت آن، موضوع جداگانه ای بوده و ماموریت این نوشته نیست و احتمالاً یک کتاب خواهد شد.

گزارش زیر، ابتدا لیست خطوط قرمز احصا شده از بیانات رهبری معظم را در دو قسمتِ مربوط به متن یا محتوای توافق و فرامتنی عنوان نموده و سپس به مقایسة معیارها یا خطوط قرمز با متن منتشره از جمعبندیِ وین میپردازد. نتیجه گیری نیز در انتهای گزارش تقدیم میشود.

 

الف- لیست خطوط قرمز مربوط به متن:

اهم خطوط قرمزِ مورد توجه و بررسی به شرح زیر میباشد:

  1. مخالفت با موکول کردن هر اقدامی به گزارش آژانس (راستی آزمائی آژانس)
  2. مخالفت با بازرسی های غیر متعارف،
  3. روابط آژانس بین المللی انرژی اتمی با ایران بصورت متعارف و غیر فوق العاده باشد.
  4.  عدم بازرسی از مراکز نظامی
  5. عدم مصاحبه یا بازجوئی از شخصیتهای ایران
  6. شناسائی حق غنی سازی و رفتار متعارف با ایران
  7. عدم پذیرش محدودیتهای بلند مدت (10 و 12 ساله و بیشتر)
  8.  مخالفت با زمانهای 15 و 25 ساله برای اتمام برخی موضوعات
  9. لغو کلیه تحریمهای اقتصادی، مالی و (نه تعلیق)
  10.  لغو تحریمها هنگام امضای موافقتنامه و منوط نشدن به اجرای تعهدات ایران
  11. ادامة کار تحقیق و توسعه و عدم پذیرش محدودیت
  12. حفظ تشکیلاتی مانند«فردو» که دشمن قادر به تخریب آن نیست و برایش غیر قابل دسترسی است.
  13. حفظ راکتور آب سنگین اراک و تاسیسات تولید آب سنگین اراک و باز فراوری
  14. حفظ تشکیلات نطنز برای غنی سازی صنعتی
  15. تأمین نیاز قطعی کشور در زمینه ظرفیت غنی‌سازی به میزان 190 هزار سو.
  16. عدم کاهش ذخیره و خارج نشدن مواد غنی سازی شده از کشور
  17. شفاف و غیر قابل تفسیر بودن
  18. برگشت پذیر بودن تعهدات ایران

موارد استخراجی از نظرات منتقدین:

  1. تضمین انجام تعهدات طرف مقابل، نظارت بر آن و روش حل اختلاف
  2. عدم تایید رسمی قطعنامه های سازمان ملل که تاکنون تصویب شده است.

 

ب- لیست خطوط قرمز آرمانی و فرامتنی:

  1. دفاع از اقتدار و هیبت جمهوری اسلامی ایران  (در مطلب مستقلی تحت عنوان "شکستن اقتدار و هیبت بین المللی ایران، اولین نتیجة وادادگی هسته ای" بصورت مشروح توضیح داده شده است).
  2. عدم تامین امنیت اسرائیل ( در مطلب مستقلی تحت عنوان "مکتب امام خمینی (ره) و مذاکره نیابتی با صهیونیسم برای توافق هسته ای" بحث کاملی انجام شده است).
  3. عدم مذاکره زیر شبح تهدید ( در مطلب مستقلی تحت عنوان "مذاکره زیر شبح جنگ نیابتی، چگونه سیاستهای دولت یازدهم ما را به جنگ نزدیک کرد" در نشریة نه دی، به صورت مفصل توضیح داده شده است).
  4. حرکت علمی هسته‌ای به هیچ وجه نباید متوقف یا حتی کند شود.
  5. کسی حق معامله بر روی دستاوردهای هسته‌ای را ندارد و کسی هم این کار را انجام نخواهد داد.
  6. مذاکره کنندگان کشورمان نباید هیچ حرف زوری را از طرف مقابل قبول کنند.
  7. عزت، احترام، منافع و پیشرفت ایران باید حفظ گردد.
  8. مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماس‌ها،‌ نشست‌ها و مذاکراتی داشته باشند.
  9. تا دشمنی آمریکایی‌ها و اظهارات خصمانه‌شان درباره ایران ادامه دارد، تعامل با آنها نیز هیچ وجهی ندارد.
  10. این مذاکرات فقط در مورد مسائل هسته‌ای است و لاغیر
  11. رعایت اصل نرمش قهرمانانه
  12. محرمانه نداریم. ضرورت اعلام فکت شیت

 

              ج- مقایسه خطوط قرمز مربوط به متن با متن برجام:

  1. مخالفت با موکول کردن هر اقدامی به گزارش آژانس (راستی آزمائی آژانس)

موارد زیر مستقیماً از متن برجام استخراج شده است. در برخی موارد متن انگلیسی نیز ضرورتاً اضافه شده است:

  • بند 10 مقدمه: "از آژانس بین‏‌المللی انرژی اتمی خواسته خواهد شد تا نسبت به اقدامات داوطلبانه مرتبط با هسته‌ای به نحو مورد توافق در این برجام، نظارت و راستی آزمایی کند. از آژانس درخواست خواهد شد که به طور منظم به شورای حکام و آنگونه که در این برجام مقرر شده است به شورای امنیت اطلاع رسانی کند".
  •  

The International Atomic Energy Agency (IAEA) will be requested to monitor and

verify the voluntary nuclear-related measures as detailed in this JCPOA. The

IAEA will be requested to provide regular updates to the Board of Governors,

and as provided for in this JCPOA, to the UN Security Council

 

 

  • بند 14 بخش C :  "ایران «نقشه راه برای رفع ابهام از مسائل مورد اختلاف حال و گذشته» مورد توافق با آژانس، شامل ترتیباتی برای پرداختن به مسائل مورد نگرانی حال و گذشته‏ مربوط به برنامه هسته‌ای‏ ایران مندرج در ضمیمه گزارش مورخ 8 نوامبر 2011 آژانس (GOV/2011/65)، را کاملاً اجرا خواهد کرد".
  • بند 18 بخش تحریمها: "قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد که برجام را تایید خواهد کرد، ..... همزمان با اجرای اقداماتِ توافق شده‏ مرتبط با هسته‌ای توسط ایران، راستی‏ آزمایی شده‏ توسط آژانس، به نحو مشخص شده در پیوست 5 لغو خواهد کرد".
  • بند 19 بخش تحریمها: "اتحادیه اروپایی همه مفاد «مقررات اتحادیه اروپایی» را....، به نحو مشخص شده در پیوست 5، که توسط آژانس راستی آزمایی شده باشد، لغو خواهد کرد".

بررسی:

1-موارد فوق هیچ تفاوتی با متن لوزان ندارد.

2-لغو تحریمها به گزارش آژانس منوط شده  و با خط قرمز اعلامی هیچ قرابتی ندارد.

 

  1. مخالفت با بازرسی های غیر متعارف
  • بند 15 بخش C: "ایران به آژانس اجازه خواهد داد که بر اجرای اقدامات داوطلبانه فوق الذکر برای دوره‌های زمانی مربوطه و نیز اجرای تدابیر شفافیت ساز به شرح مندرج در این برجام و پیوست‌های آن نظارت کند. این اقدامات شامل: حضور بلندمدت آژانس در ایران؛ نظارت آژانس بر کنسانتره سنگ معدن اورانیوم تولیدی توسط ایران در همه کارخانه‌های تغلیظ سنگ معدن اورانیوم به مدت 25 سال؛ نظارت و مراقبت در مورد روتورزها و بیلوزهای سانتریفیوژ به مدت 20 سال؛ استفاده از فنآوری‌های مدرن تائید شده و گواهی شده توسط آژانس از جمله دستگاه سنجش میزان غنی‏ سازی به صورت مستقیم و مهر و موم‌های الکترونیک و یک سازوکار قابل اتکا برای اطمینان از رفع سریع نگرانی‌های آژانس در زمینه دسترسی به مدت 15 سال، به شرح مندرج در پیوست 1 ".

بررسی:

  1. تفاوتی با لوزان نکرده است. البته بیشتر تشریح شده است.
  2. درخواستهای فوق، فراتر از پروتکل الحاقی است.

 

  1. روابط آژانس بین المللی انرژی اتمی با ایران بصورت متعارف و غیر فوق العاده باشد.
  • بند 13 بخش C: "ایران، منطبق با  اختیارات مربوطه‏ رئیس جمهور و مجلس (پارلمان)، وفق ماده 17 (ب) پروتکل الحاقی به موافقتنامه جامع پادمان خود، این پروتکل را به صورت موقتی اجراء و اقدام به تصویب آن در چارچوب زمانی پیش بینی شده در پیوست 5 کرده، و کد 1/3 اصلاحی ترتیبات فرعی بر موافقتنامه پادمان خود را به طور کامل اجرا خواهد کرد".

بررسی:

  1. خط قرمز رهبری معظم به معنی عدم پذیرش پروتکل الحاقی است. بند فوق صریحاً آنرا پذیرفته است.
  2. کد اصلاحیِ 1/3 نیز یک تعهد اضافه است.
  3. اجرای موقتی و داوطلبانه پروتکل الحاقی مخالف قوانین مصوب مجلس است.

 

  1. عدم بازرسی از مراکز نظامی

الف: پذیرش پروتکل الحاقی به معنی دسترسی به کلیة مراکز مشکوک می باشد. در متن برجام این موضوع تصریح شده است:

  • بند 74 در بخش دسترسی :
  •  

In line with normal international safeguards practice, such requests will not be aimed at interfering

with Iranian military or other national security activities, but will be exclusively for

resolving concerns regarding fulfilment of the JCPOA commitments and Iran's other

non-proliferation and safeguards obligations. The following procedures are for the

purpose of JCPOA implementation between the E3/EU+3 and Iran and are without

prejudice to the safeguards agreement and the Additional Protocol thereto.

 

  • بند 76
  •  

If Iran’s explanations do not resolve the IAEA’s concerns, the Agency may request

access to such locations for the sole reason to verify the absence of undeclared nuclear

materials and activities or activities inconsistent with the JCPOA at such locations.

 

 

ب: مساله PMD تحت عنوان PPI  ( Past and Present Issues of Concern) در بند 66 برجام به شرح زیر آورده شده است:

 

Iran will complete all activities as set out in paragraphs 2, 4, 5, and 6 of the “Roadmap

for Clarification of Past and Present Outstanding Issues”, as verified by the IAEA in its

regular updates by the Director General of the IAEA on the implementation of this

Roadmap.

 

 ج: تعهدات ایران، به نقشة راه توافق شده با آژانس (که قبل از جمعبندی انجام شده) ارجاع داده شده است. در این نقشة راه آورده شده است:

"آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و ایران بر روی ساز و کار جداگانه‌ای که به آن‌ها اجازه می‌دهد موضوعات حل‌نشده باقی ‌مانده را، آنطور که در ضمیمه گزارش 2011 مدیر کل (GOV/2011/65) آمده، پاسخ گویند".

"ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر سر ساز و کار جداگانه‌ای در خصوص موضوع پارچین توافق کردند".

بررسی:

  1. تصریح بر حل مسالة ابعاد احتمالی نظامی فعالیت های هسته ای و تاکید بر ضرورت بازرسی از هر مکانی که نیاز باشد و درخواست شود، به معنی بازرسی از مراکز نظامیِ مشکوک به فعالیتهای هسته ای است.
  2. اگرچه در نقشة راه، آژانس موظف شده است تا پایان سال گزارشی بدهد. اما این به معنی تعهد بر بسته شدن پرونده نیست.
  3. توافق بر سر بازدید از پارچین، یک نمونه از بازدید از مراکز نظامی است.
  4. سخنان آقای اوباما و جان کری بعد از جمعبندی وین، برداشت فوق را تایید میکند. اوباما میگوید:

"در نتيجه اين توافق بازرسان خواهند توانست به هر مکان مشکوک در داخل ايران دسترسي داشته باشند. آژانس بين المللي انرژي اتمي مسئول اين بازرسي هاست. اين آژانس به هر جا و هر زمان که لازم باشد دسترسي خواهد داشت. اين شرط دائمي خواهد بود. آژانس همچنين به توافقي با ايران دست يافته است که دسترسي لازم را براي تکميل تحقيقات خود درباره ابعاد احتمالي نظامي تحقيقات هسته اي ايران در گذشته پيدا خواهد کرد".

جان کری گفته است:

"توافق ایران و آژانس برای پاسخ دادن به مسئله ابعاد احتمالی نظامی، تهران را ملزم می کند که ظرف سه ماه به سوالات درباره پی ام دی پاسخ دهد و این برای کاهش تحریم ها ضروری و بنیادین است و تا زمانیکه ایران توافق را اجرا نکند، تحریم ها علیه این کشور لغو نخواهد شد".

 

  1. عدم مصاحبه یا بازجوئی از شخصیتهای ایران

مورد مشخصی در متن برجام پیدا نشد اما میتواند در چارچوب قبول پروتکل الحاقی و ساز و کار جداگانه ای که در نقشة راه اشاره شده است در خواست شود.

 

  1. شناسائی حق غنی سازی و رفتار متعارف با ایران

بند 4 مقدمه: "اجرای موفقیت آمیز این برجام ایران را قادر خواهد کرد تا به طور کامل حق خود بر انرژی هسته‌ای جهت مقاصد صلح آمیز را طبق مواد ذیربط معاهده عدم اشاعه هسته‌ای و همسو با تعهداتش در آن سند استیفاء کند و در نتیجه با برنامه هسته‌ای ایران همچون برنامه هر دولت دیگر غیر دارنده سلاح‌های هسته‌ای عضو معاهده عدم اشاعه رفتار خواهد شد."

 

Successful implementation of this JCPOA will enable Iran to fully enjoy its right

to nuclear energy for peaceful purposes under the relevant articles of the

nuclear Non-Proliferation Treaty (NPT) in line with its obligations therein, and

the Iranian nuclear programme will be treated in the same manner as that of

any other non-nuclear-weapon state party to the NPT.

بررسی:

مفاد توافق می گوید که فقط پس از اجرای موفقیت آمیز این توافقنامه (که 10 سال طول خواهد کشید)، ایران میتواند مانند سایر کشورهای عضو NPT ، حق استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای ( و نه حق غنی سازی) را داشته باشد. امروز این توافق بصورت حقوقی حق غنی سازی برای ایران قائل نیست اگرچه اجازه داده است تعدادی سانتریفیوژ کهنه داشته باشیم.

 

  1. عدم پذیرش محدودیتهای بلند مدت (10 و 12 ساله و بیشتر)

بند 14 مقدمه: "این قطعنامه شورای امنیت، همچنین لغو تمامی مفاد وضع شده وفق قطعنامه‌های قبلی شورای امنیت از روز اجرا، ایجاد برخی محدودیت‌های خاص و خاتمه بررسی موضوع هسته‌ای ایران توسط شورای امنیت سازمان ملل 10 سال پس از روز توافق برجام را مقرر خواهد کرد".

 

This UN Security Council resolution will also provide for

the termination on Implementation Day of provisions imposed under previous

resolutions; establishment of specific restrictions; and conclusion of

consideration of the Iran nuclear issue by the UN Security Council 10 years after

the Adoption Day.

بررسی:

تاکید بر 10 سال تا خاتمة محدودیتها مخالف معیارها تصریحی نظام است.

 

  1. مخالفت با زمانهای 15 و 25 ساله برای اتمام برخی موضوعات
  • بند 5 بخش A : "ایران بر اساس برنامه بلندمدت خود، برای 15 سال، فعالیت‌های مرتبط با غنی‏ سازی اورانیوم، از جمله تحقیق و توسعه‏ تحت نظارت پادمانی خود را صرفاً در تاسیسات غنی‏ سازی نطنز انجام خواهد داد، سطح غنی‏ سازی اورانیوم خود را تا سقف 67/3 درصد نگه خواهد داشت، و در فردو، از هرگونه غنی‏ سازی اورانیوم و تحقیق و توسعه غنی‏ سازی اورانیوم و از نگاهداری هرگونه مواد شکافت‏ پذیر خودداری خواهد ورزید". 
  • "طی این مدت پانزده سال و همچنان که ایران به طور تدریجی به سمت رسیدن به استانداردهای بین‏‌المللی کیفیت برای سوخت تولیدی در ایران حرکت می‏‌کند، ذخایر اورانیوم خود را ...."
  • بند 15 بخش C : "ایران به آژانس اجازه خواهد داد که بر اجرای اقدامات داوطلبانه فوق الذکر برای دوره‌های زمانی مربوطه و نیز اجرای تدابیر شفافیت ساز به شرح مندرج در این برجام و پیوست‌های آن نظارت کند. این اقدامات شامل: حضور بلندمدت آژانس در ایران؛ نظارت آژانس بر کنسانتره سنگ معدن اورانیوم تولیدی توسط ایران در همه کارخانه‌های تغلیظ سنگ معدن اورانیوم به مدت 25 سال؛ نظارت و مراقبت در مورد روتورزها و بیلوزهای سانتریفیوژ به مدت 20 سال؛ استفاده از فنآوری‌های مدرن تائید شده و گواهی شده توسط آژانس از جمله دستگاه سنجش میزان غنی‏ سازی به صورت مستقیم و مهر و موم‌های الکترونیک و یک سازوکار قابل اتکا برای اطمینان از رفع سریع نگرانی‌های آژانس در زمینه دسترسی به مدت 15 سال، به شرح مندرج در پیوست1 ".
  • "ایران به مدت 15 سال وارد بازفرآوری یا ساخت تاسیسات قادر به بازفرآوری سوخت مصرفی، یا فعالیت‌های تحقیق و توسعه‏ بازفرآوری که منتج به ایجاد قابلیت بازفرآوری سوخت مصرفی شود، نشده و پس از این مدت نیز قصد چنین کاری را ندارد."

بررسی:

تخلف از خط قرمز اعلامی واضح است.

 

  1. لغو کلیه تحریمهای اقتصادی، مالی و بانکی  (نه تعلیق)

بند 5  مقدمه: "این برجام موجب برداشته شدن جامع کلیه تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد و همچنین تحریم‌های چندجانبه و ملی مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران و نیز شامل گام‌هایی برای ایجاد دسترسی در حوزه‌های تجارت، فناوری، مالی و انرژی خواهد شد".

 

This JCPOA will produce the comprehensive lifting of all UN Security Council

sanctions as well as multilateral and national sanctions related to Iran’s nuclear

programme, including steps on access in areas of trade, technology, finance and

energy.

 

  • بند 31 بخش تحریم: "منطبق با زمان بندی مشخص شده در پیوست 5، اتحادیه اروپایی و دولتهای عضو آن اجرای (Implementation) اقدامات قابل اعمال نسبت .... را متوقف خواهد کرد. منطبق با زمان بندی تعیین شده در پیوست 5، ایالات متحده برخی نهادها و افراد موردنظر را از فهرست SDN و برخی نهادها و افراد مورد نظر را از فهرست Foreign Sanctions Evaders خارج خواهد کرد که تفصیل آن در پیوست 2 و ملحقات آن آمده است"
  • بند 17 بخش C: "ایران با کانال خریدی که جزئیات آن در این برجام، به شرح مندرج در پیوست 5، آمده و مورد تایید قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل خواهد بود همکاری کرده و مطابق آن عمل خواهد کرد".
  • .....

بررسی:

  1. برجام موجب لغو تحریمها یعنی لغو حقوقی کلیه قوانین نمی شود بلکه فقط فعلاً برداشته میشود.
  2. برجام فقط تحریمهای مربوط به برنامة هسته ای را در بر دارد و نه کل تحریمها را.
  3. فقط اجرای تعهدات اروپا متوقف می شود نه لغو تحریمها

 

  1. لغو تحریمها هنگام امضای موافقتنامه ( نه مرحله ای، نه بعداً) و سایر تحریمها در فواصل معقول و منوط نشدن لغو تحریمها به اجرای تعهدات ایران
  • بند 18 بخش تحریمها: "قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد که .... همزمان با اجرای اقداماتِ توافق شده‏ مرتبط با هسته‌ای توسط ایران، راستی‏ آزمایی شده‏ توسط آژانس، به نحو مشخص شده در پیوست 5 لغو خواهد کرد".
  • بند 19 بخش تحریم: "اتحادیه اروپایی همه مفاد «مقررات اتحادیه اروپایی» را....که توسط آژانس راستی آزمایی شده باشد، لغو (تعلیق) خواهد کرد."
  • بند 20 بخش تحریم: "اتحادیه اروپایی 8 سال پس از روز توافق برجام یا زمانی که آژانس به نتیجه‏ گیری گسترده‏‌تر رسیده باشد که تمام مواد هسته‌ای در ایران در فعالیت‌های صلح آمیز باقی می‌ماند، هرکدام که زودتر حاصل شود، تمامی مفاد «مقررات اتحادیه اروپایی» را که تحریم‌های مرتبط با عدم اشاعه را اجرایی می‌سازد، از جمله فهرست‌های اسامی، لغو خواهد کرد".
  • بند 21 بخش تحریم: "ایالات متحده منطبق با این برجام اعمال تحریم‌های مشخص شده در پیوست 2 را با اثربخشی همزمان با اجرای اقداماتِ توافق شده‏ مرتبط با هسته‏‌ای توسط ایران به نحو مشخص شده در پیوست 5، که توسط آژانس راستی آزمایی شده باشد، متوقف ساخته (Cease) و به این توقف ادامه خواهد داد".
  • بند 22 بخش تحریم: "هشت سال پس از روز توافق، یا در زمانی که آژانس به نتیجه گیری گسترده‌تر خود مبنی بر اینکه مواد هسته‌ای در ایران در فعالیت‌های صلح آمیز باقی می‌ماند، هرکدام که زودتر باشد، ایالات متحده اقدام قانونی مقتضی را برای لغو، یا تغییر به منظور اجرایی کردن لغو تحریم‌های مشخص شده در پیوست 2 در خصوص دستیابی به اقلام و خدمات مرتبط با هسته‌ای برای فعالیت‌های هسته‌ای مندرج در این برجام، منطبق با رویکرد ایالات متحده نسبت به سایر دولت‌های غیردارنده‏ سلاح هسته‌ای تحت معاهده عدم اشاعه پی خواهد گرفت".
  • بند 24 بخش تحریم: "اتحادیه اروپایی، کشورهای آلمان، انگلیس و فرانسه و نیز ایالات متحده فهرست کامل و جامعی از تحریم‌ها یا اقدامات محدودیت ساز مرتبط با هسته‏‌ای را مشخص می‏‌کنند و آنها را منطبق با پیوست 5 برخواهد داشت (Lift)."
  • بند 25 بخش تحریم: "چنانچه قانونی در سطح ایالتی یا محلی در ایالات متحده مانع از اجرای لغو تحریم‏‌های مشخص شده در این برجام شود، .... ایالات متحده به طور فعال، مقامات در سطح ایالتی یا محلی را تشویق خواهد کرد که تغییرات در سیاست ایالات متحده منعکس شده در لغو تحریم‏‌های وفق این برجام را در نظر داشته و از اقداماتی که با این تغییر در سیاست همخوانی ندارد، خودداری کنند".
  • بند 31 بخش تحریمها: "منطبق با زمان بندی مشخص شده در پیوست 5، اتحادیه اروپایی و دولتهای عضو آن اجرای اقدامات قابل اعمال نسبت به افراد و نهادهای فهرست شده، از جمله بانک مرکزی ایران و سایر بانک‌ها و موسسات مالی ایرانی را به نحو تفصیل یافته در پیوست 2 و ملحقات آن اجرای تحریمها را متوقف خواهد کرد. منطبق با زمان بندی تعیین شده در پیوست 5، ایالات متحده برخی نهادها و افراد موردنظر را از فهرست SDN و برخی نهادها و افراد مورد نظر را از فهرست Foreign Sanctions Evaders خارج خواهد کرد که تفصیل آن در پیوست 2 و ملحقات آن آمده است".
  •  قبول بازگشت پذیری تحریمها:  "ایران موافقت کرد در صورت عدم اجرای توافقنامه فراگیر با کشورهای 1+5  تحریم های بین المللی طی مدت 65 روز از سر گرفته شوند".
  • ......

بررسی:

  1. تحریمهای سازمان ملل، اروپا و آمریکا بعد از راستی آزمائی فقط تعلیق یا برداشته (Lift) میشود نه لغو در هنگام امضای توافق.
  2. جالب است که در لوزان، لغو تحریمهای هسته ای اروپا بدون راستی آزمائی بوده و در وین راستی آزمائی اضافه شده است.
  3. تحریمهای اروپا و آمریکا بعد از 8 سال یا تایید آژانس که تمام مواد هسته ای ایران در فعالیتهای صلح آمیز باقی خواهد ماند لغو میشود.
  4. دولت آمریکا حتی نسبت به تحریمهای ایالات هم تعهدی نمیدهد و تنها آنها را تشویق (Encourage) به اجرای توفق میکند!!
  5. تعهدات طرف مقابل در مورد تحریمها برگشت پذیر است و ما اینرا تصریحاً قبول کرده ایم.
  6.  برای خرید اقلامِ با کاربر دوگانه، بایستی از یک کمیسیون اجازه بگیریم. یعنی هزاران خرید بایددر صف بررسی بمانند و این موضوع به معنای تحریم جدید است

 

  1. ادامه کار تحقیق و توسعه و عدم پذیرش محدودیت
  • بند 3 بخش A : "تحقیق و توسعه غنی‏ سازی ایران با اورانیوم برای مدت 10 سال شامل صرفاً ماشین‌های IR-4، IR-5، IR-6 و IR-8 به نحو تشریح شده در پیوست 1 خواهد بود".
  • "ایران به نحو مشخص شده در پیوست یک در سایر فناوری‏‌های جداسازی ایزوتوپ برای غنی‏ سازی اورانیوم وارد نخواهد شد."
  • "ایران به تست دستگاه‏‌های IR-6 و IR-8 ادامه خواهد داد و در میانه سال هشتم، تست تا سی دستگاه ماشین IR-6 و IR-8 را به نحو مشخص شده در پیوست 1 آغاز خواهد کرد".
  • بند 4 بخش A : "از پایان سال هشتم و به نحو مندرج در پیوست 1، ایران آغاز به ساخت تعداد مورد توافقی از دستگاه‌های سانتریفیوژ IR-6 و IR-8 بدون روتورز کرده و تمامی دستگاه‌های تولید شده را در نطنز، تا زمانی که بر اساس برنامه بلندمدت ایران مورد نیاز واقع شوند، تحت نظارت مستمر آژانس انبار خواهد کرد".
  • بند 5 بخش A : "ایران بر اساس برنامه بلند مدت خود، برای 15 سال، ... در فردو، از هرگونه غنی‏ سازی اورانیوم و تحقیق و توسعه غنی‏ سازی اورانیوم و ..... خودداری خواهد ورزید". 
  • بند 16 بخش C : "ایران به فعالیت‌هایی که به توسعه تجهیزات انفجاری هسته‌ای می‌تواند منجر شود، شامل فعالیت‌های متالورژی اورانیوم و پلوتونیوم به نحو مشخص شده در پیوست 1، از جمله در سطح تحقیق و توسعه، مبادرت نخواهد کرد".
  • بند 32 بخش G: "فقط تستهای مکانیکی بر روی دو دستگاه از هر نوع از سانتریفیوژهای IR-2m,IR-4,IR-5,IR-6, IR-6s, IR-7 , IR8 انجام خواهد شد".
  •  

Mechanical testing on up to two single centrifuges for each type will be carried out only

on the IR-2m, IR-4, IR-5, IR-6, IR-6s, IR-7 and IR-8.

 

  • بندهای 33 تا 43 بصورت خلاصه میگوید:

"امکان ادامة کار با آبشار 164 تائی از نوع  IR-2m  و IR-4 تا نوامبر 2015، ادامة تست IR-4 تا 10 ماشین برای 10 سال! اماکن تست فقط یک عدد IR-5 در طول 10 سال، تست فقط یک عدد IR-6 و یک عدد IR-8 شروع تست تا 30 عدد یک سال و نیم قبل از ده سال! و....."

بررسی:

  1. هم اکنون ایران 1008 عدد IR-2m دارد که مراحل تست را پشت سر گذاشته است. بذل و بخشش برای اجرای تست یک آبشار تا نوامبر امسال بی معنی است.
  2. برنامة ارائه شده برای تحقیق و توسعه تنها نامی از تحقیق و توسعه دارد. تست یک عدد از هر نوع آنهم فقط اجازة تست مکانیکی و... تنها شکلی از تحقیق و توسعه خواهد داشت و عملاً تبلیغاتی است. بعد از ده سال که دنیا مثل برق پیشرفت کرده است، ما در ابتدای کار هستیم.

 

  1. حفظ تشکیلاتی مانند«فردو» که دشمن قادر به تخریب آن نیست و برایش غیر قابل دسترسی است.

بند 6 از بخش A :

  • "ایران تأسیسات فردو را به یک مرکز هسته‌ای، فیزیک و فنآوری تبدیل خواهد کرد.... 1044 ماشین IR-1 در قالب 6 آبشار در یک بال در تاسیسات فردو باقی خواهد ماند. دو عدد از این آبشارها به همراه زیرساخت های مربوطه بدون اورانیوم به چرخش ادامه خواهد داد و  از جمله از طریق اصلاح مقتضی زیرساخت‏‌ها، برای تولید ایزوتوپ‏‌های پایدار منتقل خواهد شد. چهار آبشار دیگر به همراه کلیه‏ زیرساخت‏‌های مربوطه به صورت ساکن باقی خواهند ماند. کلیه سانتریفیوژهای دیگر و زیرساخت‏‌های مرتبط با غنی‏ سازی جمع‏ آوری و تحت نظارت مستمر آژانس به نحو مشخص شده در پیوست 1 انبار خواهد شد."

بررسی:

  1. فردو تبدیل به یک دکور شده است. چرخش دو آبشار بدون اورانیوم و چهار آبشار ساکن یعنی چه؟
  2. جمع آوری زیر ساختهای 2000 سانتریفیوژ دیگر و انتقال این سانتریفیوژها به انبار روباز نطنز یعنی چه؟
  3. مرکز هسته ای و فیزیک زیر زمین یعنی چه؟

 

  1. حفظ رآکتور تحقیقاتی اراک و تاسیسات تولید آب سنگین اراک و باز فرآوری
  • بند 8 بخش B : "ایران مبادرت به باز طراحی و بازساخت یک راکتور تحقیقاتی آب سنگین مدرنیزه شده در اراک بر اساس طراحی اولیه مورد توافق و در قالب یک همکاری بین‌المللی که طراحی نهایی آن را نیز تصدیق خواهد کرد، که با استفاده از سوخت غنی شده تا 3.67 درصد فعالیت خواهد کرد".
  • بند 10 بخش B: "به مدت 15 سال، راکتور آب سنگین دیگر یا انباشت آب سنگین در ایران نخواهد بود. همه آب سنگین اضافی برای صادرات در بازارهای بین‏‌المللی عرضه خواهد شد."
  • بند 12 بخش B: "ایران به مدت 15 سال وارد بازفرآوری یا ساخت تاسیسات قادر به بازفرآوری سوخت مصرفی، یا فعالیت‌های تحقیق و توسعه‏ بازفرآوری که منتج به ایجاد قابلیت بازفرآوری سوخت مصرفی شود، نشده و پس از این مدت نیز قصد چنین کاری را ندارد".
  • بخش راکتور تحقیقاتی آب سنگین اراک در ضمیمة یک: "کاهش قدرت به 20 مگاوات، حذف قلب رآکتور فعلی و نابودی آن بصورتی که مجدداً قابل استفاده نباشد"،
  •  ارائة مشخصات فنی خاص و پیشنهاد تعیین یک کارگروه برای کمک به ایران که خود مسولیت طراحی و ساخت را بر اساس طراحی پایة ضمیمه شده به عهده خواهد داشت.

بررسی:

  1. رآکتور آب سنگین اراک با پیشرفت 5/89 درصد در قبل از توافق ژنو، دوسال است که تعطیل شده است.
  2. هیچ تضمین، زمانیندی  وساز و کار مشخصی برای باز طراحی و باز ساخت آن وجود ندارد. پیشنهاد ایجاد کارگروه بدون تعهد همکاری قطعی ارائه شده است. ممکن است 10 سال هم طول بکشد. به عبارت دیگر باید با داشتن رآکتور آب سنگین خداحافظی کرد.
  3. قلب راکتور فعلی نابود می شود.
  4. مشخصات فنی یا پارامترهای طراحی پایة ارائه شده بایستی توسط متخصصین دقیقاً بررسی شود. استفاده از سوخت غنی شدة 67/3  درصد به معنی اینست که راکتور آب سبک است و تمام نوشته ها بازی با کلمات است. آنچه که بنظر میرسد اینست که مشابه این طراحی فعلا وجود ندارد و ممکن است سالها بعد بگویند جواب نمی دهد.
  5. تا 15 سال هیچ راکتور آب سنگین دیگری نمیتوانیم داشته باشیم.
  6. تجهیزات تولید آب سنگین فعلی هیچ استفاده ای در راکتور بازطراحی شده نخواهد داشت لذا بصورت دکور و حداکثر فقط برای فروش آب سنگین به دنیا باقی خواهد ماند.

 

  1. حفظ تشکیلات نطنز برای غنی سازی صنعتی
  • بند 2 بخش هسته ای: "ایران، در 10 سال آغاز به از رده خارج کردن سانتریفیوژهای IR-1 خود خواهد کرد. طی این دوره، ایران ظرفیت غنی‏ سازی خود در نظنز را حداکثر تا ظرفیت غنی‏ سازی اورانیوم تعداد 5060 سانتریفیوژ IR-1 نصب شده نگه خواهد داشت."
  • "سانتریفیوژهای اضافی و زیرساخت‏‌های غنی‏ سازی مربوطه در نطنز تحت نظارت مستمر آژانس به نحو مشروح در پیوست 1 انبار خواهد شد".
  • بند 5 مقدمه:  "ایران بر اساس برنامه بلندمدت خود، برای 15 سال، فعالیت‌های مرتبط با غنی‏ سازی اورانیوم، از جمله تحقیق و توسعه‏ تحت نظارت پادمانی خود را صرفاً در تاسیسات غنی‏ سازی نطنز انجام خواهد داد، سطح غنی‏ سازی اورانیوم خود را تا سقف 67/3 درصد نگه خواهد داشت".

بررسی:

  1. اگرچه سایت نطنز بعنوان تنها سایت غنی سازی باقی می ماند اما چند محدودیت خواهد داشت:

الف: تعداد سانتریفیوژهای نصب شده از 16000 به 5000 کاهش می یابد.

ب: سانتریفیوژهای پیشرفته فعلی (1008 سانتریفیوژ IR-2m) جمع خواهد شد وفقط نسل قدیمی و عقب افتاده کار خواهد کرد

ج: زیر ساختهای تمام 11000 سانتریفیوژ از جا کنده و نابود خواهد شد.

د: با وجود حفظ سقف 300 کیلو گرم اورانیوم غنی شده، چرخش سانتریفیوژها جنبة تشریفاتی خواهد داشت.

ه: این روند به مدت 15 سال ادامه خواهد داشت.

 

  1. تأمین نیاز قطعی کشور در زمینه ظرفیت غنی‌سازی به میزان 190 هزار سو.
  • باقی ماندن 5060 سانتریفیوژ از نوع IR-1 به معنی ظرفیت 5000 سو میباشد که در مقابل 190000 سو در حد نمایشی تلقی میشود.
  • قرار بود تا اصولا راجع به میزان غنی سازی خودمان تصمیم بگیریم نه دشمن، اما متن توافق ژنو ایران را مجبور کرد تا در مورد سقف غنی سازی تسلیم طرف مقابل گردد.

 

  1. عدم کاهش ذخیره و خارج نشدن موارد غنی سازی شده از کشور

بند 7 بخش A :

  • "طی این مدت پانزده سال و ...، ذخایر اورانیوم خود را به 300 کیلوگرم هگزافلوراید اورانیوم غنی شده تا 67/3 درصد یا معادل آن در سایر اشکال شیمیایی محدود خواهد کرد. مقادیر اضافه بر این میزان بر اساس قیمت‏‌های بین‏‌المللی و در عوض دریافت هگزافلوارید اورانیوم طبیعی تحویل داده شده به ایران، به فروش رسیده و به خریدار بین‏‌المللی تحویل داده خواهد شد،
  • کلیه اکسید اورانیوم باقی مانده غنی شده بین 5 تا 20 درصد به منظور استفاده در راکتور تحقیقاتی تهران به سوخت تبدیل خواهد شد."

بررسی:

  1. کاهش ذخائر مواد غنی شده به معنی اینست که همان 5000 سانتریفیوژ نطنز هم بصورت نمایشی در حال چرخش بوده و سوختی که تولید میشود فقط برای فروش است. یعنی ما حداکثر یک صنعت هسته ای با بهره وری کم و آنهم برای صادرات و آنهم با مقادیر اندک داریم.
  2. کاهش ذخائر یعنی ما اصلا برای سرگرمی و نمایش سایتهای غنی سازی راه انداخته ایم.

 

  1. شفاف و غیر قابل تفسیر بودن

کلمات متعددی در متن وجود دارد که ابهام دارد مثلا در بند 14 و ذیل بحث اقدامات اعتماد ساز از واژه

 taking necessary action  استفاده شده است که می تواند دستاویز بازرسی از مراکز نظامی و یا بازجویی دانشمندان هسته ای شود

 

  1. بازگشت پذیر بودن تعهدات ایران

در مقاله ای تحت عنوان "خط قرمزی بنام بازگشت ناپذیری، آیا ایران در لوزان تعهدات بازگشت ناپذیر داده است"، 37  مورد از موارد بازگشت ناپذیری که ایران در زمین های حقوقی، سیاسی- امنیتی، فنی- تجهیزاتی، علمی-تحقیقاتی و نیروی انسانی داده است برشمردیم. با کمال تاسف، در توافق جامع تمام آن موارد به جای خود باقیست. برخی از این موارد به شرح زیر است:

  1. قبول عدم حقوق در چهارچوب NPT و تایید عمل در چهارچوب توافق ژنو و اکنون توافق جامع
  2. تایید تلویحی قانونی بودن قطعنامه های سازمان ملل تحت عنوان قبول ارضای همة آنها
  3. به رسمیت شناختن و قانونی پنداشتن بلوکه شدن پولهای دزدیده شده از ایران در بانکهای بین المللی
  4. قبول و به رسمیت شناختن کلیه تحریمهای بین المللی در زمینه های غیر هسته ای (تروریسم، حقوق بشر، نظامی و ...) با پذیرش لغو فقط تحریمهای هسته ای
  5. به رسمیت شناختن اصل وجود نگرانی و ضرورت اعتماد سازی برای دشمن. لذا قبول راستی آزمائی و سپس تعلیق یا لغو تحریمها
  6. از بین بردن کلیة اورانیومهای غنی شده در سطح 20%.
  7. تعطیلی رسمی پروسة باز فرآوری
  8. اخراج اغلب دانشمندان و پیشکسوتان هسته ای (سیاست اعمالی)
  9. منحل کردن بسیاری از شرکتهای قدرتمند همکار در مسائل هسته ای (سیاست اعمالی)
  10. حذف و بیکار کردن و عملا اسقاط 14000 سانتریفیوژ (شامل 1000 سانتریفیوژ باقی ماندة بیکار در فردو) به مدت 15 سال. تجهیزاتی که اگر به مدت چند سال کار نکند، خود بخود غیر قابل بازیابی میشود.
  11. عدم تولید سوخت با غنای بالای 67/3 %  و انجام ساز و کارهای فیزیکی جهت جلوگیری از عدم افزایش غنی سازی
  12. کاهش ذخایر اورانیوم غنی شده به سطح 300 کیلو گرم
  13. تبدیل تاسیسات فردو بصورتی که حداقل برای 15 سال دیگر برای غنی سازی بکار نرود و از بین بردن زیر ساختهای 2000 سانتریفیوژ
  14. از بین بردن زیر ساختهای ده هزار سانتریفیوژ در نطنز
  15. حذف واز جا کندن کلیه سانتریفیوژهای پیشرفته و کار فقط با همان نسل اول (مدل قدیمی و از رده خارج شده در جهان) در همان تعداد محدود توافق شده (5060 عدد).
  16. بازرسی ها به کلیة زنجیرة تامین گسترش می یابد (همه اطلاعات و عملیات از صفر تا صد زیر نظر دشمنان قرار می گیرد).
  17. بازرسی ها به معادن، کارخانة اورانیوم به مدت 25 سال و پایگاههای ساخت سانتریفیوژ (که متوقف خواهند شد) به مدت 20 سال گسترش خواهد یافت و اطلاعات کامل دست دشمن است.
  18. تعطیلی راکتور اراک و اجازه برای باز طراحی آن (که البته طراحی آن سالها طول خواهد کشید و معلوم نیست کی و چگونه  ساخته خواهد شد و اگر همه چیز درست باشد چه چیزی از آب در خواهد آمد!!).
  19. هسته اصلی راکتور فعلی اراک  نابود می شود.

 

موارد زیر از نظرات منتقدین استخراج شده است:

  1. تضمین انجام تعهدات طرفهای مقابل، نظارت بر آن و روش حل اختلاف
  • بند 9 مقدمه: "کمیسیون مشترکی متشکل از گروه 1+5 و ایران به منظور نظارت بر اجرای این برجام تشکیل خواهد شد و وظایف پیش بینی شده در این برجام را ایفا خواهد کرد. کمیسیون مشترک به موضوعات ناشی از اجرای این برجام رسیدگی کرده و مطابق با مفادی که در پیوست مربوطه شرح داده شده است، عمل خواهد کرد".
  • بند 36 ساز و کار رفع اختلافات: "چنانچه ایران معتقد باشد که هر یک یا کلیه گروه 1+5 تعهدات خود را رعایت نکرده‌اند، ایران می‌تواند موضوع را به منظور حل و فصل به کمیسیون مشترک ارجاع کند؛ به همین ترتیب، چنانچه هر یک از اعضای گروه 1+5 معتقد باشد که ایران تعهدات خود را رعایت نکرده است، هر یک از دولت‌های گروه 1+5 می‌تواند اقدام مشابه به عمل آورد".
  • بند 36 ساز و کار رفع اختلافات: "چنانچه موضوع کماکان به نحو مورد رضایت طرف شاکی فیصله نیافته باشد و چنانچه طرف شاکی معتقد باشد که موضوع، مصداق «عدم پایبندی اساسی» می‌باشد، آنگاه آن طرف می‌تواند موضوع فیصله نیافته را به عنوان مبنای توقف کلی و یا جزئی اجرای تعهداتش وفق برجام قلمداد کرده و یا به شورای امنیت سازمان ملل متحد ابلاغ کند که معتقد است موضوع مصداق «عدم پایبندی اساسی» بشمار می‌آید".
  • بند 37 سازو کار رفع اختلافات: "شورای امنیت سازمان ملل متحد می‌بایست منطبق با رویه‌های خود در خصوص قطعنامه‌ای برای تداوم لغو تحریم‌ها رای گیری کند. چنانچه قطعنامه فوق الذکر ظرف 30 روز از تاریخ ابلاغ به تصویب نرسد، سپس مفاد قطعنامه‌های سابق شورای امنیت سازمان ملل متحد مجدداً اعمال خواهند شد، مگر اینکه شورای امنیت سازمان ملل متحد به نحو دیگری تصمیم گیری کند".

بررسی:

  1. تصور بر اینست که تصویب یک قطعنامة واحد در سازمان ملل و لغو تحریمهای هسته ای، کشورهای 5+1 را مجبور به تبعیت از این قطعنامه خواهد کرد. در صورتیکه این یک برداشت کاملا اشتباه از ساز و کارهای داخلی آمریکا میباشد. هیچ قانون بین المللی نمی تواند آمریکا را مجبور به اجرا کند مگر اینکه یک قدرت اجرائی بالاتر از آمریکا وجود داشته باشد که ندارد. علت اینکه کشورهای ضعیف مجبور به تبعیت از شورای امنیت هستند اینست که ضمانت اجرائی سازمان ملل، همان قدرت های بزرگ هستند. اگر خودشان نخواهند چه کسی آنها را مجبور میکند؟
  2. فرض کنیم آمریکا یا اروپا به تعهداتش عمل نکرد، ما به چه کسی مراجعه میکنیم؟ به خودشان؟ یعنی ابتدا به کمیسیون مشترکی که شش نفرشان خودشانند (و حداکثر چین و روسیه رای ممتنع داشته باشد) و اگر نشد به سازمان مللی که باز اکثریت خودشانند. آیا این عاقلانه است؟

 

  1. عدم تایید رسمی قطعنامه های سازمان ملل که تاکنون تصویب شده
  • بند  14 مقدمه:" گروه 1+5 پیش‏ نویس قطعنامه‏‌ای تایید کننده‏ این برجام را برای تصویب به شورای امنیت ارائه خواهد کرد".
  •  

The E3+3 will submit a draft resolution to the UN Security Council endorsing

this JCPOA

  • بند  1 مقدمه:" این برجام بازتاب یک فرآیند گام به گام بوده و مشتمل بر تکالیف متقابل به نحو مندرج در این سند و پیوست‌های آن می‌باشد که قرار است توسط شورای امنیت مورد تأیید قرار گیرد"
  •  

This JCPOA, reflecting a step-by-step approach, includes the reciprocal

commitments as laid down in this document and the annexes hereto and is to

be endorsed by the United Nations (UN) Security Council.

 

  • بند 34 برنامه اجرائی: "روز نهایی شدن، تاریخی است که در آن مذاکرات این برجام بین گروه 5+1 و ایران جمع‏ بندی شده، و بی درنگ به دنبال آن، قطعنامه‏‌ای که این برجام را تایید می‌کند به شورای امنیت سازمان ملل برای تصویب بدون تأخیر تسلیم خواهد شد."

بررسی:

  1. تاکنون ایران هیچیک از قطعنامه های سازمان ملل را به رسمیت نشناخته است. با رفتن به شورای امنیت، خودمان با دست خودمان همه را پذیرفته ایم.
  2. بدون اینکه ایران متن توافق شده یا جمع بندی را بپذیرد، سازمان ملل میخواهد قطعنامة جدیدی را صادر کند. اگر متن جمعبندی مورد موافقت ایران قرار نگرفت آیا قطعنامة جدید معتبر است؟ اگر باشد که 100% به ضرر ایران است.

 

د- نتیجه گیری:

  1. از 18 مورد خط قرمز مربوط به متن و محتوای توافقنامه، فقط دو عنوانِ شفاف سازی و احتمالاً و احتیاطاً مصاحبه با دانشمندان و شخصیتها رعایت شده  است ( اگرچه در چارچوب پروتکل الحاقی این موضوع نیز امکان پذیر است).   16 مورد دیگر نه تنها از خطوط قرمز رد شده اند بلکه درست در مقابل آن ایستاده اند.
  2. در مقایسه با توافق ژنو و لوزان، عقب نشینی هایی نیز مانند تحقیق و توسعه صورت گرفته است.
  3. 12 خط قرمز فرا متنی نیز تماماً رعایت نشده است و نیاز به بحث مبسوطی در مورد آنها میباشد.
  4. در متن خلاصه ای که وزارت خارجه قبل از بیانیه به رسانه ها داده بود جملة زیر به چشم میخورد:

"الزام بر ممنوعیت فعالیت موشکی کشورمان از جمله در حوزه موشک های بالیستیک به محدودیت هایی در حوزه موشک های طراحی شده برای سلاح هسته ای که جمهوری اسلامی ایران هیچگاه به دنبال آن نبوده و نخواهد بود، تبدیل خواهد شد"؛

اگر این واقعیت داشته باشد، خطای دیگری مبنی بر مذاکره و توافق خارج از بحث هسته ای انجام شده است.

منبع مقاله :
کمیته علمی موسسه فرهنگی هنری راسخون

 

 



بررسی فردو و تحریم سوئیفت در توافق وین





 



 

اين يادداشت تلاش خواهد کرد با شفاف سازي بندهاي مختلف اين برنامه، عملکرد تيم مذاکره کننده در ميزان تامين منافع ملت ايران را ارزيابي کرد و قضاوتي منصفانه و منطبق با واقعيات موجود و به دور از هيجانات سياسي روزهاي پس از توافق را در اختيار بگذارد.

هر چند تيم مذاکره کننده ايران تاکيد داشت مذاکرات لوزان غيرالزام آور است و صرفا چرک نويسي بيش نيست با اين  حال با انتشار متن ترجمه توافق نهايي مشخص شده است، نه تنها توافقات لوزان در متن توافق نهايي قيد شده است بلکه تيم ايراني در برخي موضوعات تعهدات بيشتري را نيز پذيرفته است.

 

در بند 5 و 6 برنامه جامع مشترک اقدام آمده است:

5. ايران بر اساس برنامه بلندمدت خود، براي 15 سال، فعاليتهاي مرتبط با غني سازي اورانيوم، از جمله تحقيق و توسعه تحت نظارت پادماني خود را صرفا در تاسيسات غني سازي نطنز انجام خواهد داد، سطح غني سازي اورانيوم خود را تا سقف 67/ 3 درصد نگه خواهد داشت، و، در فردو، از هرگونه غني سازي اورانيوم و تحقيق و توسعه غني سازي اورانيوم و از نگاهداري هرگونه مواد شکافت پذير خودداري خواهد ورزيد.

6. ايران تاسيسات فوردو را به يک مرکز هسته اي، فيزيک و فنآوري تبديل خواهد نمود. همکاري بين المللي از جمله به شکل سرمايه گذاري هاي مشترک علمي در حوزه هاي تحقيقاتي مورد توافق ايجاد خواهد شد. 1044 ماشين IR-1 در قالب شش آبشار در يک بال در تاسيسات فردو باقي خواهد ماند. دو عدد از اين آبشارها به همراه زيرساختهاي مربوطه بدون اورانيوم به چرخش ادامه خواهد داد و از جمله از طريق اصلاح مقتضي زيرساخت ها، براي توليد ايزوتوپ هاي پايدار منتقل خواهد شد. چهار آبشار ديگر به همراه کليه زيرساخت هاي مربوطه به صورت ساکن باقي خواهند ماند. کليه سانتريفيوژهاي ديگر و زيرساخت هاي مرتبط با غني سازي جمع آوري و تحت نظارت مستمر آژانس به نحو مشخص شده در پيوست 1 انبار خواهد شد.

 

5. Based on its long-term plan, for 15 years, Iran will carry out its uranium enrichment-related activities, including safeguarded R&D exclusively in the Natanz Enrichment facility, keep its level of uranium enrichment at up to 3.67%, and, at Fordow, refrain from any uranium enrichment and uranium enrichment R&D and from keeping any nuclear material. 

6. Iran will convert the Fordow facility into a nuclear, physics and technology centre. International collaboration including in the form of scientific joint partnerships will be established in agreed areas of research. 1044 IR-1 centrifuges in six cascades will remain in one wing at Fordow. Two of these cascades will spin without uranium and will be transitioned, including through appropriate infrastructure modification, for stable isotope production.  The other four cascades with all associated infrastructure will remain idle. All other centrifuges and enrichment-related infrastructure will be removed and stored under IAEA continuous monitoring as specified in Annex I.

 

در لوزان درباره فردو چه توافقي صورت گرفته بود؟

فردو يک کارخانه غنيسازي با استفاده از سانتريفيوژ براي توليد UF6 غني شده تا سقف 20 درصد و توليد UF6 غني شده تا سقف 5 درصد ميباشد.

اين تأسيسات که براي اولين بار در سال 2011 عملياتي شد، براي جاي دادن 2 هزار و 976 سانتريفيوژ در 16 آبشار ميباشد که تاکنون 4 آبشار فعال شده و به طور مساوي بين واحد يک و واحد دو تقسيم شدهاند، طراحي شده است.

تا امروز تمامي سانتريفيوژهايي که نصب شده و مشغول به کار هستند، از نوع ماشينهاي IR-1 هستند البته تعدادي از ماشينهاي نسل دو نيز نصب شدهاند که راهاندازي نشدند.

بر اساس بيانيه مشترک ظريف – موگريني و همچنين برگه اطلاع رساني که بلافاصله توسط وزارت امور خارجه در اختيار رسانه هاي داخلي و خارجي قرار گرفته و علاوه بر آن بر اساس برگه اطلاع رساني کاخ سفيد درباره فردو توافق شده است:

    1. فوردو از يک سايت غني سازي به يک مرکز هسته اي، فيزيک و فن آوري تبديل خواهد شود (بيانيه ظريف – موگريني)

    2. در اين مرکز همکاري بين المللي در حوزه هاي تحقيق و توسعه ي مورد توافق مورد «تشويق» قرار خواهد گرفت. (بيانيه ظريف – موگريني)

    3. مواد شکافت پذير در فوردو نخواهد بود.(بيانيه ظريف – موگريني)

    4. ايران موافقت کرده تا به مدت دستکم 15 سال در تأسيسات فردو غنيسازي اورانيوم انجام ندهد.(فکت شيت آمريکا)

    5. ايران به مدت دستکم 15 سال هيچ مواد شکافتپذيري در فردو نخواهد داشت. (فکت شيت آمريکا)

    6. تقريبا دو سوم سانتريفيوژها و زيرساختهاي فردو حذف خواهد شد. سانتريفيوژهاي باقيمانده نيز اورانيوم غني نخواهد کرد.(فکت شيت آمريکا)

    7. تمامي سانتريفيوژها و زيرساختهاي مربوطه تحت نظارت آژانس بينالمللي انرژي اتمي قرار ميگيرد.(فکت شيت آمريکا)

    8. فعاليتهاي هستهاي ايران در تمامي تأسيسات هستهاي از جمله نظنز، فردو، اصفهان و اراک ادامه خواهد يافت. .(برگه اطلاع رساني وزارت خارجه ايران)

    9. بيش از 1000 ماشين سانتريفيوژ و تمامي زيرساخت آنها در فردو حفظ و نگهداري خواهند شد که از اين ميان دو آبشار سانتريفيوژ در چرخش خواهند بود.(برگه اطلاع رساني وزارت خارجه ايران)

    10.  نيمي از تأسيسات فردو با همکاري برخي از کشورهاي (1+5) به انجام تحقيقات پيشرفته هستهاي و توليد ايزوتوپهاي پايدار که مصارف مهمي در صنعت، کشاورزي و پزشکي دارد، اختصاص پيدا ميکند. .(برگه اطلاع رساني وزارت خارجه ايران)

 

خطوط قرمز درباره فردو چه بود؟

نکته مهم درباره فردو در برنامه جامع مشترک اقدام اين است از تعداد 1000 سانتريفيوژ نسل اول که در فردو نگهداري خواهد شد تنها يک آبشار (164 سانتريفيوژ) به يکديگر متصل است. اين موضوع از آن جهت اهميت دارد که براي فرآيند غني سازي هر سانتريفيوژ نمي تواند به تنهايي غني سازي کند و بايد در يک آبشار 164 تايي قرار بگيرد. اما نکته قابل تامل و مضحک آن است که ايران اجازه ندارد به آن يک آبشاري که قرار است که در فردو شکل بگيرد گاز تزريق کند. با اينکه هزار دستگاه در فردو مي چرخد اما طي 15 سال يک گرم هم اروانيوم غني شده در اين تاسيسات توليد نمي شود

اين در حالي است که رهبر معظم انقلاب 16 تيرماه 1393 در ديدار مسئولان نظام بر حفظ مهيت غني سازي تاسيسات فردود تاکيد کردند. ايشان در اين باره گفتند: روى «فردو» تکيه ميکنند، چون غير قابل دسترسى است براى آنها؛ ميگويند جايى که ما نميتوانيم به آن ضربه بزنيم، نبايد داشته باشيد! اين خندهآور نيست؟

مقام معظم رهبري همچنين 20 فروردين 1393 در ديدار با مديران و دانشمندان انرژي هستهاي در بيان خطوط قرمز نظام در مذاکرات به 6 مورد اشاره داشتند که در اين بين 3 مورد به صورت مستقيم به موضوع فردو مرتبط ميشود.

    الف) کسي حق مداخله روي دستاوردهاي هستهاي را ندارد.

    ب) مسئولان بايد در مورد دستاوردهاي هستهاي تعصب داشته باشند.

    ج) مذاکره کنندگان کشورمان نبايد هيچ حرف زوري را از طرف مقابل قبول کنند.

يکي ديگر از خطوط قرمزي که از سوي تيم مذاکره کننده درباره فردو رعايت نشده است عدم پذيرش محدوديتهاي بلند مدت است.

درحالي که تيم مذاکره کننده ايران با محدوديت 15 ساله درباره فردو موافقت کرده است، آيت الله خامنه اي در ديدار مسئولان نظام در دوم تيرماه سال جاري فرموده بودند:

آنها اصرار دارند بر محدوديّت بلندمدّت؛ ما گفتيم ما محدوديّت ده سال و دوازده سال و مانند اينها را قبول نداريم؛ ده سال يک عمر است؛ همهى آنچه ما در اين مدّت به دست آورديم، در حدود ده سال طول کشيده است! بله، سابقهى هستهاى در داخل کشور بيش از اينها است که بعضى اوقات هم گفته ميشود در بعضى از بيانات، لکن در آن سالهاى اوّل در واقع کارى انجام نگرفته بود؛ کار اساسى و عمده مال همين حدود ده پانزده سال اخير است. محدوديّت دهساله را ما قبول نداريم؛ ما مقدار سالهاى معيّنى را که مورد قبول ما است به مجموعهى هيئت مذاکرهکننده گفتهايم که چه مقدار، محدوديّت را قبول کردهايم، امّا تعداد سالهاى محدوديّت را گفتهايم ده سال و دوازده سال و اين چيزهايى که اين حضرات ميگويند قبول نداريم.

 

سوئیفت 8 سال دیگر تعلیق می شود!

در ميان ضمائم منتشر شده در جمع بندي ايران و 1+5  ضميمه پنجم يکي از مهمترين بخش ها به نظر مي رسد، به نحوي که اين جمعبندي توافق جامع به گامهاي اجرايي اشاره کرده و با بررسي دقيق آن مي توان به اتفاقي که براي تحريم هاي عليه ايران  در بخش مربوط به روز اجرا به تعهدات اروپا و آمريکا درباره تحريمها اشاره شده است. اين بخش از متن توافق به دليل داشتن ارجاعات متعدد به داخل متن به سختي مطالعه ميشود.

در تشريح تعهدات اتحاديه اروپا آمده است:

 

16.The European Union will Terminate the provisions of Council Regulation (EU) No 267/2012 and suspend the corresponding provisions of Council Decision 2010/413/CFSP specified in Sections 1.1.1-1.1.3; 1.1.5 -1.1.8; 1.2.1 -1.2.5; 1.3.1, 1.3.2 (in so far as it concerns Articles 16 and 17 of Council Decision 2010/413/CFSP) and 1.3.3; 1.4.1 and 1.4.2; 1.10.1.2 (in so far as it concerns Articles 39, 43, 43a of Council Regulation (EU) No 267/2012) of Annex II. EU Member States will terminate or amend national implementing legislationas required.

 

اتحاديه اروپا به مصوبه 267/2012 شوراي مقررات خاتمه ميدهد و مقررات متناظر در مصوبه 2010/413/ CFSP را تعليق ميکند.

اما براي درک اينکه اروپا چه تعهداتي را انجام ميدهد بايد به بندهاي مشخص شده در بند فوق رجوع شود.

 

تحريمهاي اشاره شده عبارتند از:

    1.1.1: ممنوعيت و مجوز تراکنش مالي به و از ايران

    1.1.2: تحريمهاي فعاليتهاي بانکي

    1.1.3: تحريمهاي بيمهاي

    1.1.5: تحريمهاي مالي پشتيبان تجارت با ايران

    1.1.6: تحريم گرنتها و کمک ها و قرضهاي مالي

    1.1.7: تحريم اوراق قرضه دولتي ايران

    1.1.8: تحريم هاي خدمات مرتبط با فعاليت هاي فوق

    1.2.1: تحريم واردات نفت و گاز از ايران

    1.2.2: تحريم واردات محصولات پتروشيمي

    1.2.3: تحريم هاي صادرات تجهيزات کليدي براي بخش هاي نفت و گاز و پتروشيمي

    1.2.4: تحريمهاي سرمايه گذاري دربخشهاي نفت و گاز و پتروشيمي

    1.2.5: تحريمهاي خدمات مرتبط با فعاليت هاي فوق

    1.3.1: تحريم هاي مرتبط با کشتيراني و کشتي سازي

    1.3.2: تحريم هاي مرتبط با بخش حمل و نقل

    1.3.3: تحريم هاي خدمات مرتبط با هريک از دسته هاي فوق

    1.4.1: تحريمهاي طلا و فلزات گران بها و الماس و اسکناس و مسکوکات

    1.4.2: تحريمهاي خدمات مرتبط با هر يک از دسته هاي فوق

 

نکات مربوط به تعهدات اتحاديه اروپا در روز اجراي توافق:

 

-        در ميان بندهاي مشخص شده براي تعليق و خاتمه دادن بند 1.1.4 وجود ندارد. اين بند مربوط به چيست؟ با مراجعه به بند مربوطه در پيوست دوم که درباره تحريمهاست خواهيم ديد:

 

۱.۱.۴: Sanctions on financial messaging services

 

تحريم خدمات پيامرساني مالي (خدماتي مانند سوئيفت)

به عبارت ديگر اتحاديه اروپا تحريم مربوط به سوئيفت را در روز اجراي توافق تعليق يا لغو نميکنند. بلکه برداشته شدن اين تحريم به روز انتقال يعني 8 سال بعد موکول شده است.

- بند ديگري که در بخش تعهدات اتحاديه اروپا در روز توافق مورد اشاره قرار نگرفته است، بند 1.9.1 از ضميمه دوم (تحريمها) است. اين بند ميگويد:

 

۱.۹.۱: Asset freeze and visa ban measures applicable to:

۱.listed Iranian banks and financial institutions, including the Central Bank of Iran;

۲.listed persons, entities and bodies related to the oil, gas and petrochemical sectors;

۳.listed persons, entities and bodies related to shipping, shipbuilding and transport;

۴.other listed persons, entities and bodies not related to proliferation-sensitive nuclear-, arms-and ballistic missile-related activities;

۵.listed persons, entities and bodies related to proliferation-sensitive nuclear-, arms-and ballistic missile-related activities; and

۶.entities and individuals listed by the UN Security Council,

 

اين بند مربوط به داراييهاي بلوکه شده مربوط به ايران در کشورهاي اروپايي است. در نتيجه در روز اجراي توافق داراييهاي بانک مرکزي، شرکت ملي نفت و نهادهاي وابسته، شرکت کشتيراني و نهادهاي وابسته و افراد و نهادهايي که در فعاليتهاي موشکي و اشاعهاي فعال هستند، آزاد نميشود.

- تحريمهاي مرتبط با فناوريهاي و اقلام حساس و مواد خاص مورد استفاده در فعاليتهاي هستهاي، نرمافزارها و تسليحات که در بندهاي 1.5.1، 1.6.1، 1.7.1، 1.8.1 از ضميمه دوم مورد اشاره قرار گرفته است، تا روز انتقال باقي ميمانند.

- از ميان تحريمهايي که قرار است در روز توافق از سوي اتحاديه اروپا برداشته شود، برخي تعليق و برخي خاتمه مييابد. بر اساس متن فوق الذکر تحريمهاي اشاره شده از بند 1.1.1 تا 1.3.3 تعليق ميشوند. اين تحريمها مرتبط با مصوبه شوراي تصميمگيري اروپا بوده (2010/413/CFSP) و تنها تعليق ميشود. اين تحريمها شامل تحريمهاي بانکي، تراکنشهاي مالي، بيمه،اوراق قرضه، خريد نفت و گاز و محصولات پتروشيمي، تحريمهاي کشتيراني  و حمل و نقل ميشود. تنها تحريمي که خاتمه مييابد تحريم فلزات گرانبها است که به مصوبه شوراي مقررات اتحاديه اروپا (No 267/2012) مرتبط ميشود.

در مجموع ميتوان ادعاهاي دولت در زمينه رفع تحريمها را مخدوش دانست.

منبع مقاله :
کمیته علمی موسسه فرهنگی هنری راسخون

 

 



گزارش مستند از تناقضات و اشکالات متن توافق وين

 








 

پس از 22 ماه مذاکره و انتشار دو متن توافق که با هياهوي فراوان همراه بود، نوشته اي که جمع بندي نام دارد به عنوان توافق جامع خوانده مي شود و براي آن جشن هاي خلوت اما پر سروصدا در رسانه هاي دولتي برگزار مي شود در حالي که تا بيش از تصويب در مجلس شوراي اسلامي هيچ اعتبار قانوني ندارد و بر همين مبناست که وقتي رييس جمهور در مرقومه جديدي اين نوشته را موفقيت بزرگ مي خواند رهبر فرزانه انقلاب روال بررسي را به دولت گوشزد مي کند تا مشخص شود که اين متن يک توافق با رعايت نرمش قهرمانانه است يا هر آن چيز ديگري که بايد دلواپس آن بود.

اگر از جمله بسيار نگران کننده رييس تيم مذاکره کننده هسته اي ايران، جواد ظريف بگذريم که در جمع خبرنگاران گفت: « تا صبح امروز متن نهايي را در اختيار نداشتم» و اميدوار باشيم که تيم ديپلماسي ايران نيز در نگارش متن دخيل بوده اند! اشکالات حقوقي جدي به متن توافق وارد است که با توجه به اتمام فرصت تيم هاي ديپلماتيک براي اصلاح اشکالات متن، متاسفانه چاره اي جز ردّ توافق را براي مجلس باقي نمي گذارد.

ساختار کلي توافق موجود، همان بيانيه مطبوعاتي لوزان است که به تعبير ظريف، فقط يک چرک نويس بود و از آن بدتر آن که، همان فکت شيت آمريکايي که آقاي ظريف آن را يک بازي سياسي طرف آمريکايي مي دانست که استفاده داخلي دارد و به هيچ وجه نبايد به آن توجه کرد مو به مو در متن و ضمايم توافق جامع مشاهده مي کنيم. گويي که ظريف مي دانست که در صورت اطلاع دلسوزان منافع ملي از متن فکت شيت که بيانگر واقعيت متن بيانيه لوزان بود، حقيقت ماجرا مبني بر اين که متن هاي توافق شده در واقع ديکته هاي آمريکايي است که نوشته مي شود برملا مي شد. براي همين در صفحه توئيتر خود به پرهيز از توجه به متن فکت شيت آمريکا تاکيد مي کرد و عليرغم دستور تصريحي رهبر انقلاب، فکت شيت ايراني را هيچ گاه منتشر نکرد.

در اين نوشتار به گوشه اي از اين اشکالات غيرقابل برگشت مي پردازيم که مطابق ساختار متن توافق تدوين شده است. ساختار متن برنامه جامع مشترک اقدام که خلاصه آن، «برجما» است اما با اصطلاح «برجام» شناخته مي شود شامل چند قسمت است: مقدمه، هسته اي، تحريم ها، طرح اقدام، ساز و کار حل اختلاف و 5 ضميمه که مجموعا 159 صفحه است. نکته قابل ذکر اين که عليرغم تفاوت در متن ترجمه وزارت خارجه از توافق جامع با متن اصلي، کليه نقل ها از متن توافق، از ترجمه اي که در سايت وزارت امور خارجه ايران منتشر شده استفاده شده است:

 

مقدمه

کميسيون مشترکي متشکل از گروه 1+5 و ايران به منظور نظارت بر اجراي اين برجام تشکيل خواهد شد و وظايف پيش بيني شده در اين برجام را ايفا خواهد کرد. کميسيون مشترک به موضوعات ناشي از اجراي اين برجام رسيدگي کرده و مطابق با مفادي که در پيوست مربوطه شرح داده شده است، عمل خواهد کرد.

از آژانس بين‏المللي انرژي اتمي خواسته خواهد شد تا نسبت به اقدامات داوطلبانه مرتبط با هستهاي به نحو مورد توافق در اين برجام، نظارت و راستي آزمايي کند. از آژانس درخواست خواهد شد که به طور منظم به شوراي حکام و آنگونه که در اين برجام مقرر شده است به شوراي امنيت اطلاع رساني کند. کليه قواعد و مقررات مربوطه آژانس در خصوص حفاظت از اطلاعات توسط کليه طرف‏هاي دخيل به طور کامل رعايت خواهد شد.

 

1- همان گونه که از دو پاراگراف بالا مشخص است دو مکانيزم نظارتي جداگانه يکي کميسيون مشترک 8 نفره اي است که 5 نفر از غرب در آن حضور دارند و ديگري مکانيزم نظارتي آژانس است.

اين قطعنامه شوراي امنيت، همچنين لغو تمامي مفاد وضع شده وفق قطعنامههاي قبلي شوراي امنيت از روز اجرا، ايجاد برخي محدوديتهاي خاص و خاتمه بررسي موضوع هستهاي ايران توسط شوراي امنيت سازمان ملل 10 سال پس از روز توافق برجام را مقرر خواهد کرد.

 

2- جناب آقای روحاني در نطق اعلام جمع بندي مذاکرات، دستيابي به 4هدف را عنوان نمود:

• هدف اول، حفظ و ادامه توانمندي هستهاي، فناوري هستهاي و حتي فعاليت هستهاي

• هدف دوم، لغو تحريمهاي غلط، ظالمانه و ضد انساني

• هدف سوم، لغو کليه قطعنامههايي که از ديد ما قطعنامههاي غيرقانوني در شوراي امنيت سازمان ملل بود

• و هدف آخر، خروج پرونده ايران از آژانس انرژي اتمي

اگر از عدم تحقق سه هدف اوليه در توافق موجود عبور کنيم و توضيح آنرا به يادداشت تفصيلي ديگري واگذار کنيم، مطلب تاسف برانگيز در مورد تحقق هدف چهارم است.

در متن، به صورت تصريحي بر وجود پرونده ايران در دستور کار شوراي امنيت سازمان ملل براي 10ساله آينده اشاره شده است که اين بند، در تضاد با هدف چهارم مطرح شده توسط رییس جمهور محترم است؛ گو اين که ایشان پيش از تبريکات تکراري بعد از توافق هاي ظاهري، حتي يک بار متن توافق را مطالعه نکرده است.

همان طور که مطابق متن، اين اطلاع رساني و گزارش دهي آژانس به شوراي حکام و شوراي امنيت که «بطور منظم» صورت مي گيرد و با توجه به اين که اين دو شورا، هر 3ماه يکبار تشکيل جلسه مي دهند يعني در طول اين ده سال، 40بار پرونده ايران در شوراي حکام و شوراي امنيت بررسي خواهد شد اما با آن که پرونده ايران سال هاست در دستور کار شوراي امنيت سازمان ملل قرار دارد ايران هيچ گاه اين موضوع را به رسميت نشناخته بود و آن را محکوم مي کرد اما به لطف! اين توافق جامع، ايران بررسي 40باره پرونده خود در طول 10سال آينده را کاملا قانوني مي داند.

نکته تاسف بار ديگر اين که در متن لاتين، کلمه conclusion براي بررسي موضوع هسته اي ايران توسط شوراي امنيت استفاده شده است در حالي که اين کلمه توسط وزارت خارجه، «پايان دادن» معنا داده شده است اما واژه «جمع بندي» نيز براي معادل اين کلمه لاتين استفاده مي شود که اميدواريم اين کلمه نيز مانند بسياري از کلمات ديگر متون توافق هاي قبلي، از روي سادگي مسوولين ايراني نوشته نشده باشد که محل مناقشه دشمن قسم خورده ايران واقع شود.

کليه مفاد و اقدامات مندرج در اين برجام صرفاً براي اجراي آن بين گروه 1+5 و ايران ميباشد و نمي‏بايست به منزله‏ ايجاد رويه براي هيچ دولت ديگري، يا براي اصول بنيادين حقوق بينالملل و حقوق و تعهدات وفق معاهده‏ عدم اشاعه هستهاي و ساير اسناد مربوطه و همچنين اصول و رويه‏هاي شناخته‏ شده‏ بينالمللي تلقي شود.

 

3- جملات تحقيرآميزي که در پاراگراف بالا وجود دارد بيانگر تعهداتي فراپروتکل و رفتاري کاملا استثنايي با ايران است و تاکيد شده است که در هيچ جاي ديگري اين تعهدات وجود نخواهد داشت که اين اتفاق خلاف خط قرمز تصريحي رهبر انقلاب است.

اتحاديه اروپايي، کشورهاي گروه 1+5 و ايران در چارچوب اين برجام، به نحو مقتضي در زمينه مصارف صلح آميز انرژي هسته‏اي همکاري کرده و در طرحهاي مربوط به همکاريهاي هستهاي صلح آميز که مشترکاً توسط  طرفين تعيين ميشوند، از جمله از طريق مشارکت آژانس، تعامل خواهند کرد.

 

4- تکرار کلمات مبهم در مورد تعهدات طرف غربي نقدي بود که بارها توسط منتقدين توافق ژنو و لوزان به آن اشاره شد اما متاسفانه هنوز کلمات «همکاري» و «تعامل» هيچ تعريفي از سازوکار برنامه زمان بندي، محل اجرايي شدن و ... را مشاهده نمي نماييم. در حالي که در متن اصلي براي همه تعهدات ايران ارجاع به ضميمه و ارائه توضيحات مفصل درمتن ضميمه فراوان است.

طرح بلندمدت ايران شامل برخي محدوديت‏هاي مورد توافق در مورد همه‏ فعاليت‏هاي غني‏ سازي اورانيوم و فعاليتهاي مرتبط با غني‏ سازي اورانيوم، از جمله برخي محدوديتهاي مشخص در برخي فعاليتهاي خاص تحقيق و توسعه، براي هشت سال نخست و به دنبال آن، با يک ضرباهنگ معقول، تکامل تدريجي به سمت مرحله‏ بعدي فعاليت‏هاي غني‏ سازي‏ ايران براي اهداف منحصراً صلح‏ آميز، به نحو موصوف در پيوست 1 خواهد بود.

 

5- همان طور که گفته شد اين متن، مطابق چارچوب لوزان نوشته شده است و تغييراتي که نسبت به آن ايجاد شده است همگي بر شدت فشار عليه ايران افزوده است که مثال آن را در همين پاراگراف مي توان مشاهده نمود.

در حالي که تا به حال، محدوديت ها، صرفا منوط به فعاليت هاي غني سازي بود اما با اضافه نمودن دو کلمه ساده «مرتبط با»، محدوديت هاي ايران به تمام فعاليت هاي پيش از غني سازي، از ابتداي زنجيره تا فعاليت هاي پس از آن افزايش يافت. يعني بجز کليه فعاليت هاي مرتبط با غني سازي هسته اي، استخراج سنگ معدن اورانيوم و تبديل هاي مختلف براي آغاز فرآيند غني سازي و همچنين توليد پيل سوختي و فرآوري و انباشت زباله نيز شامل محدوديت هاي شديد گشت. اين محدوديت ها به معناي از بين رفتن دستاوردهاي هسته اي ايران است که به عنوان عبور از يکي ديگر از خطوط قرمز شناخته مي شود.

تحقيق و توسعه غني‏ سازي ايران با اورانيوم براي مدت 10 سال شامل صرفاً ماشينهاي IR-4، IR-5، IR-6 و IR-8 به نحو تشريح شده در پيوست 1 خواهد بود و ايران به نحو مشخص شده در پيوست يک در ساير فناوري‏هاي جداسازي ايزوتوپ براي غني‏ سازي اورانيوم وارد نخواهد شد. ايران به تست دستگاه‏هاي IR-6 و IR-8 ادامه خواهد داد و در ميانه سال هشتم، تست تا سي دستگاه ماشين IR-6 و IR-8 را به نحو مشخص شده در پيوست 1 آغاز خواهد کرد.

 

6- در دو پاراگراف بالا شاهد هستيم که محدوديت ها به تحقيق و توسعه (R&D) نيز کشيده شده است در حالي که در همه تفکرات دنيا بخصوص نزد ليبرال¬نماها، تجاوز سياست به ساحت علم، مذموم شمرده مي شود. اما در اين توافق شاهد هستيم که در يک بند، محدوديت 8ساله و در بند ديگري، محدوديت 10ساله براي تحقيق و توسعه در نظر گرفته شده است؛ آن هم محدوديت 8ساله نخست که شايد 8ساله هاي بعدي هم در راه باشد. غير از آن که، تناقض در متن يک توافق بين المللي که توسط حقوقدان ها! تدوين شده است مايه تاسف است اين محدوديت در تحقيق و توسعه نيز بارها در کلام رهبر انقلاب به عنوان يک قرمز جدي مطرح شده است.

مي توان اين اصرار غربي ها بر محدوديت و تاکيد رهبر انقلاب بر انجام تحقيق و توسعه را در اين دانست که با توجه به همه محدوديت هاي چند ساله در فعاليت هاي غني سازي، در صورت وجود زمينه دانشي و ارتقاي آن، بازگشت به جايگاه واقعي در فضاي علمي و تکنولوژيک روز، با سرعت بسيار بالاتري رخ خواهد داد اما توقف و محدوديت در آن، باعث قديمي شدن و از بين رفتن همين دانش کسب شده توسط ايران را دارد بخصوص که ايران، عليرغم همه تحريم هاي علمي و صنعتي، توانست متکي بر ظرفيت بومي به اين سطح پيشرفته از دانش هسته اي دست پيدا کند.

ايران، در 10 سال آغاز به از رده خارج کردن سانتريفيوژهاي IR-1 خود خواهد کرد. طي اين دوره، ايران ظرفيت غني‏ سازي خود در نظنز را حداکثر تا ظرفيت غني‏ سازي اورانيوم تعداد 5060 سانتريفيوژ IR-1 نصب شده نگه خواهد داشت. سانتريفيوژهاي اضافي و زيرساخت‏هاي غني‏ سازي مربوطه در نطنز تحت نظارت مستمر آژانس به نحو مشروح در پيوست 1 انبار خواهد شد.

 

7- کارنامه ديپلماتيک دولت در زير پا گذاشتن خطوط قرمز نظام و رهبري در اين بند نيز به چشم مي خورد. اگر از خط قرمزي که مقام معظم رهبري در سال هاي گذشته مبني بر تامين 190هزار سو غني بگذريم که طبق اين توافق، حداکثر 6هزار سو غني سازي قابل انجام است، ايشان در ديدار با مسولان نظام در روز دوم تيرماه سال جاري فرمودند: «ما برخلاف اصرار امريکاييها محدوديتهاي بلند مدت 10، 12 ساله را قبول نداريم و مقدار سالهاي مورد قبول محدوديت را به هيئت مذاکره کننده گفتهايم.» اما باز شاهد هستيم که محدوديتي 10ساله در متن توافق گنجانده شده است.

از پايان سال هشتم و به نحو مندرج در پيوست 1، ايران آغاز به ساخت تعداد مورد توافقي از دستگاههاي سانتريفيوژ IR-6 و IR-8 بدون روتورز کرده و تمامي دستگاههاي توليد شده را در نطنز، تا زماني که بر اساس برنامه بلندمدت ايران مورد نياز واقع شوند، تحت نظارت مستمر آژانس انبار خواهد کرد. يکي از دردناک ترين بخش هاي توافق جامع، عبارت بالاست که با سکوت و لبخندهاي مکرر قهرمان هسته اي! حتي با حضور نمايشي دکتر صالحي در مذاکرات، به شعور علمي دانشمندان ايراني توهين مي کند. باز از ترجمه غلط وزارت خارجه صرفنظر کرده و درج روتورز بجاي روتورها(Rotors)  را اشکال تايپي در نظر مي گيريم. اما امکان ساخت سانتريفيوژ بدون روتور آن يعني فقط ساخته پوسته دستگاه که حتي قدرت چرخش هم ندارد. واقعا کسي در خيابان هاي وين نبود که اين موضوع ساده را فرياد بزند تا شايد کسي از بالکن صداي او را بشنود. البته فروختن امتياز ساخت يک ماشين که موتور آن نصب نشود به کساني که نَه با دانش هسته اي و مقدمات علم مکانيک آشنايي دارند و نه حتي مباني دانش ديپلماسي را مي شناسند، کار دشواري نيست.

نکاتي که در اين يادداشت بصورت بسيار فشرده و اشاره اي بيان شد فقط به 4 بند از 37 بند توافق جامع پرداخته شده است که در صورت امکان، تحليل ادامه توافق نگاشته خواهد شد.

منبع مقاله :
کمیته علمی موسسه فرهنگی هنری راسخون

 



ارزیابی استراتژیک برجام و قطعنامه‌۲۲۳۱

 

نویسنده: دکتر حسن عباسی






 

داده ها و ستانده ها و پیامدهای استراتژیک در توافق وین

دکتر حسن عباسی در یادداشتی اختصاصی در خصوص مذاکرات هسته ای و توافق وین معتقد است که امریکا پروژه های با عنوان SSR را برای درهم شکستن مقاومت جامعه در ایران طراحی نموده اند که دولت یازدهم با در پیش گرفتن فرمول برد-برد مسیر را برای عملیاتی نمودن این پروژه باز نموده اند و پس از تصویب قطعنامه‌ ۲۲۳۱، که محصول توافق وین و نشست‌و برخاست منتج‌شده به «برجام» می‌باشد، اکنون پروژه‌ی SSR به‌طور اتوماتیک عملیاتی شده است؛ زیرا تعامل گسترده‌ غرب با اقتصاد ایران، دروازه‌ SSR را به روی ایران گشوده، و از سوی دیگر مهار توان هسته‌ای ایران در دست غرب، اهرم فشار و زمینه‌ی بهانه‌جویی را برای او محفوظ داشته است.



نگاه کلان به مذاکرات هسته‌اي

 

نويسنده: محمدحسين وزارتی



 

تحليلی بر موضع‌گيری رهبر معظم انقلاب پس از جمع‌بندی مذاکرات هسته‌ای
پس از اعلام جمع‌بندي مذاکرات هسته‌اي 23 ماهه جمهوري اسلامي ايران با گروه 5+1 درباره پرونده سيزده‌ساله هسته‌اي ايران، رهبر معظم انقلاب در پاسخ به نامه‌ي رييس‌جمهور محترم و نيز خطبه‌ها و همچنين ديدار مسئولين نظام و سفراي کشورهاي اسلامي در عيد فطر ضمن اعلام سياست‌هاي کلي نظام در خصوص ادامه مبارزه با استکبار و سياست‌هاي جمهوري اسلامي در منطقه به بيان نظرات تکميلي خود درباره اين موضوع پرداختند که در اين بين چند نکته قابل تأمل است:

1- تشکر از تيم مذاکره‌کننده:

رهبر معظم انقلاب پس از پايان مذاکرات، تشکر خود را از تيم مذاکره‌کننده بيان داشتند و گفتند:

«چه اين متني که تهيّه شده است، در مجاري قانوني پيش‌بيني‌شده‌ي خود تصويب بشود و چه نشود، اجر آنها محفوظ است.»

تشکر و قدرداني رهبر معظم انقلاب از آن جهت حائز اهميت است که با انتشار متن جمع‌بندي و ضمائم آن، برخي از انتقاد سالم تجاوز کرده و به فضاي تخريب و اختلاف و دودستگي دامن زدند. البته نگاه نقادانه به اين جمع‌بندي با توجه به بدعهدي طرف مقابل کاملاً طبيعي است اما در اين بين، برخي مجددا و علي‌رغم توصيه و تأکيدات رهبر معظم انقلاب به‌خصوص در ديدار با مسئولين نظام، باز هم تيغ انتقاد خود را به نحوي به سمت تيم مذاکره‌کننده برده‌اند که گويي متن جمع‌بندي جز با خيانت آنها آماده نشده است. اين رويکرد دقيقاً برخلاف حکمت و مصلحت بوده و در مسير ريل‌گذاري شده رهبر معظم انقلاب قرار ندارد.
از طرفي هم برخي از اين ابراز تشکر رهبر معظم انقلاب از زحمات تيم مذاکره‌کننده را مترادف تأييد نتيجه مذاکرات مي‌دانند که اين نگاه هم اشتباه است. حضرت آيت‌الله‌العظمي امام خامنه‌اي در ديدار رمضاني امسال خود با مسئولين نظام گفتند:

«من از همه‌ي تواني که در اختيارم هست استفاده خواهم کرد براي کمک به دولت؛ دولت را تأييد مي‌کنم، حمايت مي‌کنم، مثل همه‌ي دولت‌هاي گذشته… همه‌ي دولت‌هايي که بعد از انقلاب سر کار آمدند، دولت‌هاي منتخب مردمند و بنده در همه‌ي اين دوره‌ها - آن‌وقتي که مسئوليّت داشتم - از همه‌ي اين دولت‌ها حمايت کردم. همه‌ي دولتها هم نقاط مثبتي دارند، [هم] نقاط منفي‌اي دارند؛ هيچ دولتي نيست که بگويد من همه‌ي نقاطم مثبت است يا کسي بگويد همه‌ي نقاطش منفي است؛ نه، مثبت و منفي مخلوط است.»

2- تأکيد بر طی‌کردن مسير قانونی:

پس از اعلام جمع‌بندي مذاکرات در وين، برخي توقع داشتند رهبر معظم انقلاب موضع حمايتي و يا انتقادي آشکاري اتخاذ کنند، در حالي که هنوز مسير قانوني و ساز و کار مشخص‌شده براي اين توافق به انتها نرسيده است. امام جواد عليه‌السلام مي‌فرمايند: « إظهارُ الشَّيءِ قَبلَ أن يُستَحکمَ مَفسَدَةٌ لَهُ؛ آشکار کردن چيزي پيش از استوار شدن، مايه‌ي تباهي آن است. » (تحف العقول ص  457)
تأکيد رهبر معظم انقلاب بر طي‌شدن مسير قانوني از دو جهت قابل تأمل است:
الف) به دليل بدعهدي و نقض عهد‌هاي فراوان از طرف مقابل و به‌خصوص آمريکا، اين جمع‌بندي بايد کاملا ارزيابي و به‌اصطلاح، «چکش‌کاري» شود تا راه سوءاستفاده را براي طرف مقابل ببندد.
ب) نگاهي به گذشته و حال در تاريخ جمهوري اسلامي نشان مي دهد که سبک رهبري و سياست‌گذاري کلان حضرت آيت‌الله‌العظمي امام خامنه‌اي، همچون بنيانگذار جمهوري اسلامي، حضرت امام خميني، براي تصميم‌گيري درباره‌ي مهم‌ترين مسائل کشور، طي‌شدن فرايندهاي قانوني و استفاده از ظرفيت عقل جمعي بوده است. از سال 1383 که پرونده‌ي هسته‌اي ايران به جريان افتاد، تاکنون سه دولت مسئوليت رسيدگي به اين پرونده را برعهده داشته‌اند. سه دولت با رويکردها و تاکتيک‌هاي متفاوت و بعضا متضاد که هرکدام روش‌هاي خود را در چارچوب خطوط قرمز براي ورود به اين پرونده لحاظ کرده‌اند. در طول همين مدت هم، مسائل آن در مقاطع مختلف با عنايت به خطوط اصلي، ملاحظات، رويکردها و روش‌هاي دولت‌هاي برآمده از رأي مردم پس از طي‌شدن فرايند قانوني به جمع‌بندي و تصميم‌گيري رسيده است. سيره‌ي رفتاري رهبر معظم انقلاب در اين زمينه نشان مي‌دهد که نه مثل برخي بايد ذوق‌زده بود و نه مانند برخي ديگر براي اصول انقلاب فاتحه خواند! بلکه بايد تا پايان يافتن و قوام پيدا کردن مسأله پيچيده‌ي مذاکرات هسته‌اي، در تحليل‌ها و نقدهاي‌مان نيز اين ملاحظه را رعايت کرد.

3- پرهيز از دودستگی:

رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسئولين نظام و سفراي کشورهاي اسلامي در روز عيد فطر فرمودند: «ملت ايران نيز بايد متحد باشد و قضاياي هسته‌اي نبايد زمينه‌ساز دودستگي در کشور شود.» در اين زمينه بايد گفت که يکي از مهم‌ترين حربه‌هاي دشمنان انقلاب اسلامي، تبديل فرصت‌هاي جمهوري اسلامي ايران به تهديد عليه خودش است. نمونه‌ي بارز آن را مي‌توان پس از انتخابات سال 88 مشاهده نمود که چطور مشارکت بالاي 85 درصدي مردم در انتخابات که بايد سکوي پرتاب جمهوري اسلامي در معادلات بين‌المللي و منطقه‌اي مي‌شد، موجب مخدوش کردن چهره‌ي نظام اسلامي شد. بايد از پسِ اين رخدادها و فتنه‌ها درس بگيريم که چگونه از فرصت‌هاي‌مان در جهت پيشبرد اهداف انقلاب اسلامي گام برداريم. بايد مراقب بود که مسأله‌ي ما در مذاکرات، حل پرونده‌ي هسته‌اي است نه يارکشي انتخاباتي و نه دعواهاي سياسي و حزبي.

4- نگاه روندنگر به پرونده‌ی هسته‌ای:

نگاه کلان و روندنگر يکي از نقاط مهم در سخنان رهبر معظم انقلاب بوده است؛ چنانچه ايشان در خطبه‌هاي عيد فطر فرمودند:

«ده سال، دوازده سال است که شش دولت بزرگ جهانى -که از لحاظ ثروت اقتصادى و غيره، جزو کشورهاى مقتدر دنيا محسوب مي‌شوند- اينها نشسته‌اند در مقابل ايران، با هدف اينکه ايران را از پيگيرى صنعت هسته‌اى خودش باز بدارند ... نتيجه‌[اش] اين شد که اين شش قدرت، امروز ناچار شدند که گردش چند هزار سانتريفيوژ را در کشور تحمّل کنند؛ ناچار شدند ادامه‌ى اين صنعت را در کشور تحمّل کنند؛ ناچار شدند ادامه‌ى تحقيقات و توسعه‌ى اين صنعت را تحمّل کنند.»

بنابراين نگاه نقطه‌اي، مقطعي و فنّي صرف موجب مي‌شود که در تحليل اين مسأله به خطا برويم. براي تحليل پرونده‌اي با اين زواياي پيچيده که شامل مرور زمان هم شده است، اندکي بايد بيشتر تأمل و تحمل کرد و با نگاهي کلي به روند پرونده هسته‌اي کشور، منصفانه داده‌ها و ستانده‌ها را بررسي و قضاوت کنيم.
رهبر معظم انقلاب ضمن آنکه هشدار دادند که بايد راه خدعه‌هاي طرف مقابل بسته شود، راه حل مشکلات را در وحدت آحاد مردم دانستند. و مگر نه اين است که فرمايشات اين روزهاي رهبري و توجه به آن‌ها چراغ راه امت مسلمان ايران است؟!
منبع مقاله : Khamenei.ir

 

 



 لزوم توجه به حوزه‌های دارای مزیت نسبی در تولید و آموزش علوم انسانی اسلامی با تأکید بر حوزه مطالعات انقلاب اسلامی
 

 

گفت‌وگو با دكتر علی‌اكبر ولایتی






 

بعد از مذاکرات وین، دو موضوع به تبع آن در صدر اخبار رسانه‌های داخلی و بین‌المللی مورد تحلیل قرار گرفت. یکی آنکه بعد از انجام توافق، سیاست‌های منطقه‌ای ایران نیز تغییر می‌کند، و دیگر آنکه از توان تسلیحاتی و موشکی ایران کاسته خواهد شد. رهبر معظم انقلاب، در خطبه‌های نماز عید سعید فطر، به هر دوی این موضوعات اشاره داشته و در این زمینه بیاناتی فرمودند. با دکتر علی‌اکبر ولایتی، مشاور مقام معظم رهبری در امور بین‌الملل، درباره‌ی این موضوعات و فضاسازی رسانه‌ای رسانه‌های غربی در این زمینه به گفت‌وگو نشستیم.

* رهبر معظم انقلاب در بخشی از خطبه‌های نماز عید سعید فطر، به موضوع مذاکرات هسته‌ای اشاره کرده و فرمودند: «چه این متن تصویب بشود و چه نشود، به حول و قوّه‌ی الهی، اجازه‌ی هیچ‌گونه سوءاستفاده‌ای از آن داده نخواهد شد.» به نظر می‌رسد طرف مقابل به دنبال فضاسازی رسانه‌ای برای سوءاستفاده و رسیدن به اهداف خود است. این مسئله شامل چه موارد و مصادیقی می‌شود؟
به نظرم از همان ابتدا هم می‌شد حدس زد که طرف غربی و مخصوصا آمریکایی ها مانند همیشه به دنبال سوءاستفاده‌ از فضا و متن مذاکرات هستند. یکی از آن موارد این است که این طور تبلیغ بکنند که بالاخره این فشارها در حوزه‌ی اقتصادی مؤثر واقع شد و ایران به پای میز مذاکره آمد. البته خودشان هم می‌دانند که این حرف دروغ است برای اینکه بعد از انقلاب اسلامی، ایران همواره مورد تحریم واقع شده است. از همان ابتدا آمریکایی‌ها از حربه‌ی تحریم برای حصر اقتصادی ایران استفاده کردند. شاید ذکر این نکته هم مهم است که این تحریم‌ها اگرچه سختی هایی برای ما داشته و منکرش نمی‌شویم، اما در عین حال، تمرینی بوده برای اعتماد به نفس بیشتر و تلاش در جهت خودکفایی و کم کردن وابستگی به خارج. بدون تردید پیشرفت‌های نظامی و دفاعی ما که به برکت استعداد و توانمندی‌ اساتید ، جوانان و نخبگان انجام شده، یکی از ثمرات مثبت تحریم‌ها و در نتیجه‌ی اتکا به خود بوده است. شاید اگر ما تحریم نمی‌شدیم، به این درجه از خودکفایی هم نمی‌رسیدیم. برای اینکه یک موقع یک امری سهل و آسان در اختیار انسان قرار می‌گیرد و انسان نمی‌آید که خودش را به زحمت بیاندازد و از مراتب اولیه شروع بکند به ساختن یک وسیله‌ی دفاعی مثل موشک، تانک یا هواپیما و سعی می‌کند ساده‌ترین و دم دست‌ترین گزینه را انتخاب کند. اما تحریم‌ها موجب شد که ما خودمان در بعضی از صنایع از ابتدا ساختن را آغاز نماییم.

قضیه‌ی هسته‌ای موجب شد تحریم‌ها علیه ایران سخت‌تر بشود. در نتیجه ما هم به دنبال یافتن راه‌کارهای جدید افتادیم. یکی از آنها هم افزایش میزان صادرات غیرنفتی بود. زمانی  مصوبه‌ی مجمع تشخیص مصلحت نظام این بود که ما به تدریج به سمتی برویم که وابستگی بودجه‌ی جاری کشور را از نفت کم کنیم و تا حدی به صفر برسانیم، اما این تا زمانی که تحریم‌ها شکل نگرفت عملیاتی نشد. ولی شاهد بودیم که در سال ۹۳ میزان صادرات غیرنفتی ما بیش از هر زمانی نسبت به قبل افزایش یافته بود. ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی توسط رهبر معظم انقلاب هم در حقیقت کمک می‌کند که ما بتوانیم در شرایط تحریم، روی پای خود بایستیم و همچنان رو به جلو حرکت کنیم که باید با جدیت بیشتری دنیال شود.
در عین حال فضای تحریم، سختی‌هایی هم مانند جنگ هشت ساله  به‌ دنبال داشته است .  در جنگ هم کسی به ما حتی فشنگ نمی‌داد. من خودم در زمان وزارت خارجه شاهد بودم به زحمت از بعضی کشورها می‌توانستیم مهمات تهیه کنیم. حتی سی فروند از موشک‌های «اسکاد بی» را با مشکلات فراوان  توانستیم با همکاری وزارت خارجه و وزارت دفاع از لیبی، کره‌ی شمالی یا جاهای دیگر بگیریم و در نهایت خودمان به سمت تولید و ساخت آنها حرکت کردیم.
بنابراین مشخص است این گزاره که تحریم‌ها موجب شد ایران پای میز مذاکره بیاید، لافی بیش نیست. اگر فشار آنها تأثیر داشت، امروز ایران نباید حتی یک سانتریفیوژ ‌می‌داشت در حالی‌که می‌بینیم برای اولین بار در شورای امنیت سازمان ملل تصویب می‌شود که یک کشوری مانند ایران، پنج شش هزار سانترفیوژ فعال داشته باشد و فرآیند غنی‌سازی را انجام بدهد. این البته آن حد مورد انتظار و ایده‌آل ما نیست ولی همین‌قدر که تولید مواد رادیواکتیو غنی‌سازی شده برای ما از سوی سازمان ملل به رسمیت شناخته می‌شود، نفس این امر یک دستاورد مهمی است و این جز در سایه‌ی مقاومت به دست نیامده است. برای همین است که پای میز مذاکرات با قدرت و نه از سر ترس یا وادادگی حاضر شدیم، کمااینکه رهبر معظم انقلاب هم تعبیر شجاع و غیور را برای تیم هسته‌ای ایران به کار بردند.
سوءاستفاده‌ی دیگری که ممکن است بکنند این که بگویند باب مذاکرات ایران با آمریکا باز شده است، در حالی‌که از همان ابتدا رهبر معظم انقلاب در دیدارهای علنی یا جلسات خصوصی با مسئولین دولتی فرمودند که این مذاکرات صرفا در موضوع هسته‌ای است و لاغیر. کمااینکه پیش از این هم بنا به ضرورت، مذاکرات موردی انجام داده‌ایم. نمونه‌اش مذاکره‌ی ایران و آمریکا در زیر چتر سازمان ملل متحد در رابطه‌ی با موضوع افغانستان و مسئله‌ی طالبان بود و یا مذاکرات ما درباره‌ی مسئله‌ی عراق که باز هم تحت پوشش سازمان ملل متحد انجام شد. اخیرا نیز آمریکایی‌ها به دلیل احتیاجی که به کمک ایران دارند، تمایل دارند در بعضی از موضوعات منطقه‌ای مثل سوریه و یا یمن با ایران وارد مذاکره شوند اما هیچ‌کس از مقامات رسمی ایران مأذون نیست از سوی مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در رابطه‌ با مسائل منطقه‌ای یا مسائل دوجانبه با آمریکایی‌ها صحبتی بکند. زیرا نشان داده‌اند که نمی‌شود به آنان اطمینان کرد  پس یقینا مذاکره با آمریکا برای ایران محلی از اعراب ندارد.
 

* مقامات آمریکایی این طور وانمود می‌کنند که بعد از مذاکرات وین و نگارش متن جمع‌بندی، توان دفاعی ایران کاسته شده است، آیا این گزاره درست است؟
ببینید با صراحت عرض می‌کنم که جمهوری اسلامی ایران  به هیچ ‌وجه در مواضع دفاعی خودش کوتاه نخواهد آمد و هر نوع موشکی که صلاح بداند (غیر از موشک‌هایی که کلاهک هسته‌ای می‌تواند حمل بکند) چه با سوخت مایع و چه با سوخت جامد؛ چه با برد کوتاه و چه با برد بلند می‌سازد.

در این زمینه سیاست فرماندهی کل قوا، مقام معظم رهبری همانطور که بارها اعلام کرده‌اند این است که در حوزه‌ی دفاعی اجازه دخالت به هیچ کس داده نمی‌شود که برای ما تعیین بکند که چه چیزی داشته باشیم و چه چیزی نداشته باشیم. مثل آنچه که در دیتون به بوسنی‌ها تحمیل کردند. در قرارداد دیتون که در زمان کلینتون تصویب شد مشخص کردند که حکومت بوسنی می‌تواند چند کامیون نظامی، چند تا توپ و خمپاره‌انداز، و چند تا تفنگ و فشنگ و چقدر مهمات داشته باشد. یعنی کاملا برایش مشخص کردند. اما ایران چون به لحاظ تسلیحاتی و نظامی خودکفا است، به‌طور مستقل تصمیم می‌گیرد و کسی نمی‌تواند برایش دیکته بکند که شما چه سلاحی داشته باشید و چه چیزی نداشته باشید. هر چه که اقتضائات دفاعی جمهوری اسلامی ایران باشد، همان را تصمیم می‌گیرد و می‌سازد؛ چه ساخت موشک، چه ساخت هواپیمای جنگنده، چه ضدهوایی و تانک و ابزار زرهی دیگر.
بنابراین در حوزه‌ی دفاعی و موشکی ولو اینکه آنها اظهاراتی را داشته‌اند، اما به هیچ وجه ایران نه اجازه می‌دهد که آنها از مراکز نظامی ما بازدید بکنند و نه اجازه می‌دهد در اینکه چه نوع سلاح دفاعی ایران داشته باشد دخالت کنند. ایران غیر از ساخت سلاح هسته‌ای که بنا به فتوای مقام معظم رهبری (مدظله العالی) حرام دانسته شده است و غیر از سلاح‌های کشتار جمعی که هیچ وقت ایران به کار نبرده مثل بمب‌های شیمیایی، در ساخت مابقی آنها تردیدی به خودش راه نمی‌دهد. موشک‌هایی مانند شهاب و سجیل و ... هم هیچ‌گاه برای حمل کلاهک هسته‌ای ساخته نشده‌اند و بنابراین شامل بندهای توافقی پیش‌نویس وین نمی‌شوند.
 

* برخی افراد و رسانه‌ها به دنبال فضاسازی جدیدی هستند تا اینگونه وانمود کنند که سیاست‌های منطقه‌ای ایران بعد از انجام این توافق تغییر می‌کند...
سیاست‌های ایران به هیچ وجه تغییری نمی‌کند. حمایت جمهوری اسلامی ایران از مبارزان منطقه با محور خط مقاومت همان هست که بوده، بلکه تقویت هم می‌شود. جمهوری اسلامی ایران مصمم است که به دولت و مردم عراق در مبارزه با تروریسم، چه تروریست‌های افراطی و چه تروریست‌های میانه (به تعبیر آمریکایی‌ها) کمک کند.
بنابراین ایران در مقابل توسعه‌ی پدیده‌ی تروریسم در منطقه که توسعه‌اش به ضرر همه‌ی کشورها از جمله ایران و حتی کشورهای  غربی است (منتها خودشان متوجه نیستند)، و برای کمک به مردم عراق، سوریه و لبنان و یمن از هیچ کمکی دریغ نمی‌کند.

اعتقاد ما بر این است که این یک وظیفه انسانی و اسلامی است. مضافا اینکه مقابله با تروریسم در خارج از مرزها، در حقیقت به نوعی دفاع از تمامیت ارضی و حیات سیاسی جمهوری اسلامی ایران نیز به شمار می‌آید. شما نمی‌توانید در رابطه با آنچه که در کشورهای همسایه و اطراف شما می‌گذرد بی‌تفاوت باشید و  بنشینید تا دشمن به سراغ‌تان بیاید. ما باید جلوتر حرکت کنیم و در یک کار و هدف مشترک منطقه‌ای، مبارزه با تروریسم، مبارزه با دخالت آمریکا و بیگانکان در امور منطقه را به پیش ببریم. این جزو وظایف و اقدامات استراتژیک جمهوری اسلامی ایران است.
 

* رهبر معظم انقلاب در دیدار کارگزاران در روز عید فطر فرمودند که مسئولان نظام به مصالح و منافع ملی توجه بکنند و با توجه به آن، متن وین را جمع‌بندی بکنند. ملاک این بررسی منافع ملی و اینها چه چیزهایی هست؟ یا اینگونه سئوالم را بپرسم که آیا ممکن است جمهوری اسلامی ایران به توافق بد به دلیل یک مصلحتی رضایت بدهد؟
به هیچ وجه! توافق بد یک امری است که هیچ شخص و مسئول عاقلی زیر بار آن نخواهد رفت. چندی پیش مقام معظم رهبری (مدظله العالی )  هم اعلام کردند این حرف آمریکایی‌ها که دنبال توافق خوب هستند، حرف درستی  است و ما هم همین را قبول داریم. منتها آنها دنبال مقاصد توسعه‌طلبانه‌ی خودشان هستند و ما دنبال حفظ منافع ملی خودمان. آنها گفتند زیر توافق بد نمی‌روند؛ از نظر آنها بد یک تعریفی دارد و از نظر ما بد تعریف دیگری. در این کلمه به ظاهر مشترک هستیم اما هر کدام یک چیزی را قصد می‌کنیم. ما می‌گوییم توافق بد توافقی است که اولا هسته‌ای را از ما بگیرد دوم: ما را در توسعه و تحقیق یعنیR&D محدود کند، سوم: در امکانات دفاعی ما تاثیر سوء بگذارد، چهارم: ما را از اینکه تبادلات آزاد اقتصادی و مالی با دنیا داشته باشیم محروم نماید، پنجم: ما را محروم بکند از ارتباطات علمی، تکنولوژیکی و فناوری با جاهای دیگر دنیا و دیگر آن که در رابطه با آینده‌ی ایران که یک آینده‌ی رو به جلو و پیشرفت است مانع ایجاد بکند. توافق بد یک چنین مشخصاتی را دارد.

آنچه که به صورت اولیه می‌دانیم این است که دستورالعمل مذاکره‌کنندگان ما همین هست که تن به مواردی  ندهند که موجب توافق بد برای کشور و منافع ملی ما بشود. ملاک مراجع قانونی که در داخل کشور این جمع‌بندی را بررسی می‌کنند نیز همین است که این ویژگی‌های منفی را نداشته باشد. لیکن  بالاخره در گفتگوها موضوع بده و بستان وجود دارد، یعنی در گفتگوهای سیاسی بین کشورها یا مجامع یا طرف‌های عضو۱+۵، توافق خوب این هست که ما تلاش کنیم حداکثر منفعت را در این تبادلات و در این توافقنامه‌ها برای ملت ایران داشته باشیم و به یک جمع بندی مثبتی برسیم. بدین ترتیب بنده بار دیگر تاکید می‌کنم که به هیچ ‌وجه جمهوری اسلامی ایران زیر بار توافق بد نمی‌رود. این ملاک کلی کسانی است که این متن را بررسی می‌کنند که ببینند تصویب نمایند یا تصمیم دیگری اتخاذ کنند.
 

* جمع‌بندی شما از عملکرد تیم مذاکره کننده چیست؟
اعضا تیم هسته ای و آقای دکتر ظریف را  بنده سی‌وچند سال است که می‌شناسم. ایشان با آن صلاحیت‌های خودش هم به لحاظ تدین، هم پایبندی به نظام جمهوری اسلامی ایران، و هم به لحاظ کارایی، در طول سال‌های بعد از انقلاب رشد داشته است. در بسیاری از مقاطع حساس کشور از جمله مذاکرات ۵۹۸ و مذاکراتی که در رابطه با کشورهای منطقه داشتیم، جزء همکاران ما بوده است. اعضا تیم مذاکره کننده هم سال‌های طولانی در وزارت امور خارجه فعال بوده‌اند  و جزء مجرب‌ترین نیروهای بین‌المللی کشور بوده و هستند و هر کار و تلاشی را که می‌توانستند بکنند انجام داده‌اند. اگر کاری هم محقق نشده، یقینا بیش  از این نمی‌توانستند انجام بدهند و  بنده که در این حوزه سال‌های طولانی فعالیت داشته و دارم تیم دیپلماتیک دیگری هم نمی‌شناسم که از این‌ها قوی‌تر باشند و  در انتخاب این گروه، انتخاب اصلح صورت گرفته است.
در عین حال، بدون تردید عملکرد این تیم دارای نقاط قوت و ضعف  هم هست ضمن آنکه  خود آنها هم مدعی نیستند که متنی که توافق کرده‌اند، ایده‌آل و بدون اشکال است. خوی مذاکرات و توافق نیز همین‌گونه است. توافق این‌گونه نیست که ما برویم یک چیزی را به طرف مقابل بگوییم و آنها هم قبول بکنند. باید بنشینیم، بحث بکنیم، چانه بزنیم و به یک حد وسط برسیم تا دو طرف به نوعی از آن رضایت داشته باشند. ای بسا به یک جایی می‌رسیم که آن طرف یک چیزی به مصلحتش هست و ما یک چیز دیگر، اما باید طوری به تفاهم برسیم که مرضی‌الطرفین باشد.

این متن اخیر را هم که من بررسی اولیه کردم، بدون اشکال نیست، نقطه‌ضعف‌هایی دارد اما در این تردیدی ندارم که آنها همه‌ی سعی و تلاش خودشان را برای احقاق حقوق و منافع ملی ایران به کار برده‌اند.
 

* عملکرد رسانه‌ای آمریکایی‌ها را بعد از توافق چگونه ارزیابی می‌کنید؟
بعضی از اینها همان طرح‌های شیطانی خودشان را دارند. یعنی از رسانه به عنوان یک اسلحه علیه رقبا و مخالفین خودشان بهره می‌برند. خود رسانه یا جنگ رسانه‌ای یک بخشی از امکاناتی است که دشمن برای مقابله با ما در اختیار دارد. آنها امکانات رسانه‌ای‌شان از ما بیشتر است فلذا گاهی حرف‌هایی هم در رسانه‌های آنها زده یا نوشته می‌شود که مورد اعتراض طرف ایرانی قرار می‌گیرد. یعنی این را به‌عنوان ابزار استفاده می‌کنند و بیش از اینکه هدفشان این باشد که یک مطلب عادلانه و حقی را ترویج کنند دنبال این هستند که از این ابزار در جهت منافع خودشان استفاده کنند.
 

* بر این اساس، فعالان رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران خوب است چه پیامی را در فضای کنونی دنبال کنند؟
جمهوری اسلامی ایران بدون تردید کارایی‌اش در صحنه‌ی بین‌المللی کارایی بالایی است و کمتر از بعضی از اعضای ۱+۵ نیست. در منطقه که هیچکدام از کشورهای ۱+۵ اقتدار جمهوری اسلامی ایران را ندارند و  جمهوری اسلامی ایران نقطه قوت‌های فراوان و بی‌شماری را در اختیار دارد. جمهوری اسلامی ایران می‌تواند تصمیم بگیرد که این موافقنامه را تایید یا رد بکند. یعنی آنهایی که مشورت می‌کنند اگر به این نتیجه رسیدند که این مصلحت نیست، ردش می‌کنند و این اقتدار را دارند که رد کنند. اگر هم دیدند به مصلحت ملی هست تاییدش می‌کنند. بنابراین فعالان رسانه‌ای یادشان نرود که جمهوری اسلامی ایران یک کشور مقتدر و تأثیرگذار در صحنه بین‌المللی است که حرف اول را در منطقه می‌زند. در تاریخ معاصر سابقه ندارد که یک کشوری در حد و اندازه جمهوری اسلامی ایران (که البته از نظر ما ظرفیت جمهوری اسلامی ایران خیلی بالاتر از این هست که تا به حال نشان داده شده)، در یک طرف میز مذاکره باشند و شش کشور قوی که قوی‌ترین کشورهای دنیا هستند در طرف دیگر باشند. در عین حال، ایران هیچ‌گونه احساس کمبود یا هراسی از مذاکره‌ی با این قدرت‌ها نداشته باشد.
یقینا این موضوع و قدرت و توانایی  نیز ملهم از تفکر انقلاب اسلامی و ایجاد روحیه‌ی خودباوری و عزت نفس است که با رهبری حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) و با اقتدار و درایت در حال حرکت و توسعه است و بر اقتدار جمهوری اسلامی ایران روز به روز افزوده می گردد.


منبع مقاله : Khamenei.ir



 



نویسنده: سید عبدالرسول علم الهدی

 

چه نکاتی در تائید مصوبه برجام وجود دارد؟

خدا را شکر که جامعه ایران امام دارد تا در دو راهی تصمیم گیری راه نجات را در حرف آخر ببیند. اکنون که با نامه‌ای تاریخی، نقطه عطف یک ملت در پیشرفت خود مشخص شد لازم است چالش‌های اساسی پیش روی با تمرکز بر نکات خاص نامه برنامه‌ریزی شود تا مکر شیطان به خودش برگردد. تحلیل گفتمان این نامه نیز می‌تواند راه اساسی دیگری در فهم اندیشه‌های اصلی انقلاب اسلامی باشد. در این نوشتار کوتاه سعی بر فهمی دقیق از نکات خاص آن داریم. 

در این نامه که برآمده از اندیشه‌ای توحیدی است، برائت از مشرکین متبلور بوده و نهایت امر نیز به امید نصرت الهی منوط شده[1] و به بیان دیگر اصل انقلاب اسلامی و تلاش‌ها برای پیشرفت جمهوری اسلامی ایران به بهانه نصرت دین الهی اشاره شده است.

اشاره به یک تصمیم حساس برای یک ملت در آنجایی است که از عبرت آموز بودن این مسئله (مذاکرات هسته‌ای و برجام) برای جمهوری اسلامی یاد می‌شود. خصوصا اینکه ولی فقیه، در سال 92 نیز مهم‌ترین دستاورد مذاکرات هسته‌ای را اثبات خباثت‌های آمریکایی‌ها برای ملت ایران عنوان کردند.

 

اما چند نکته در مورد برائت از مشرکین و دشمنی آمریکا:

1. دشمنی آمریکا تمام نشدنی است: پس اساسا چهره آمریکا تغییر ناپذیر است.

2. علت اصلی خصومت آمریکا، انقلاب اسلامی ایران در مبارزه با ظلم، استکبار و طرفداری از مظلوم است. پس آب ایران هیچ وقت با جوی آمریکا یکی نمی‌شود.

3. رفتار و گفتار منافقانه آمریکا: در مذاکرات دوساله هسته‌ای و خصوصا بعد از توافق ژنو که 55 تحریم جدید با بهانه‌های دیگر برای ایران وضع کرد.

4. قدرت درونی و پایدار ایران، آنان را در ادامه راهشان مأیوس می‌کند: ادامه راه آمریکا نیز فشار بر ایران در عقب نشینی‌های مکرر و مضاعف است.

 

اما از این نامه فهمیده می‌شود که متن برجام تأیید نشد بلکه مسیر دولت برای برداشتن تحریم‌ها تأیید شد، زیرا:

1. آنچه که مشخص است رهبر معظم انقلاب مصوبه شورای عالی امنیت ملی در تاریخ 19 مرداد 94 را تأیید کردند و از مصوبه طرح مجلس به عنوان شاهد استفاده کردند.

2. ولی فقیه نسبت به متن برجام سه مرتبه هشدار دادند که دارای نقاط مبهمی است.

3. هشدار ولی فقیه نسبت به ضعف‌های ساختاری متن برجام و خسارت‌های بزرگ برای آینده کشور: «با این حال محصول مذاکرات که در قالب برجام شکل گرفته است دچار نقاط ابهام و ضعف‌های ساختاری و موارد متعددی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظه به لحظه،‌ می‌تواند به خسارت‌های بزرگی برای حال و آینده‌ی کشور منتهی شود.»

4. استناد به متن مذاکرات و نه تفسیرهای طرف مقابل در نقاط مبهم برجام

5. رفع تحریم‌ها از باب رفع ظلم بر ملت ایران تأیید شد[2].

 

و اما محتوای شرط‌های نه گانه چیست؟ اجازه بدهید به پیام پنهان این شرط‌ها نگاه کنیم:

شرط اول: به نظر می‌رسد در این شرط، عبور از یک خط قرمز در مورد گام به گام بودن تعهدات طرفین در متن برجام اشاره شده؛ بنابراین ایشان هشدار در مورد تضمین دقیق حقوقی برداشته شدن تحریم‌ها را لازم دانسته و هرگونه اظهارنظری در خصوص حفظ ساختار تحریم‌ها را نقض برجام می‌داند.

شرط دوم: با هشدار خاص نسبت به اعمال هر تحریمی با هر بهانه‌ای خصوصا بهانه تروریسم و حقوق بشر و از سوی هر کدام از دولت‌های طرف مذاکره، دستور لغو برجام به دولت با استناد به یکی از بندهای مصوبه مجلس داده شد. یعنی بازی پلیس خوب و بد در مذاکرات و بازی تحریم‌های با بهانه دیگر، مورد قبول نیست. همان طور که آقای عراقچی در گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم در تاریخ 29 مهر 94 نیز اشاره کردند، این شرط که هر تحریمی به هر بهانه‌ای باشد، از طرف مقام معظم رهبری وضع شده و دولت تابع است.

شرط سوم: نوسازی کارخانه اراک و معامله اورانیوم تنها در صورتی انجام می‌شود که آژانس پرونده حال و گذشته موسوم به pmd را خاتمه دهد. در غیر این صورت نمی‌توان این دو قسمت از تعهدات ایران که به نظر آمریکایی‌ها دستاورد بزرگی برای آنهاست را اجرا کرد.

شرط چهارم: ضمن تأکید بیش از پیش بر تضمین‌های قرارداد با دیگران بر حفظ ماهیت آب سنگین اراک تأکید می‌شود.

شرط پنجم: تدریجی انجام شدن معامله اورانیوم غنی شده داخلی با کیک زرد و نه با اورانیوم غنی نشده خارجی، مورد تأکید قرار داده شده است.

شرط ششم: در طول 15سال باید در پیشرفت هسته‌ای به 190هزار سو رسیده و در ضمن نگرانی‌هایی در مورد ضمائم برجام در این مورد وجود دارد. بنابراین جوجه قسم های آقای دکتر صالحی را آخر پاییز 15سال باید شمرد.

شرط هفتم: توجه به بهره‌برداری از همه ظرفیت‌های ممکن در برجام برای تحقیق و توسعه در طول هشت سال

شرط هشتم: تأیید دیپلمات های ایرانی با توجه به اشاره ایشان به مذاکرات و نه تفسیرهای طرف مقابل نسبت به نقاط مبهم متن برجام

شرط نهم: ایجاد یک هیئت در شورای عالی امنیت ملی که شورایی فراجناحی است برای پیگیری هوشمندانه مصوبات و تعهدات طرف مقابل

هرچند در آخر نیز ولی فقیه اساسا برون رفت از وضعیت موجود و پیشرفت ایران را در قدرت درونی و اقتصاد مقاومتی و توجه به تولید ملی می‌داند و نه هیچ چیز دیگری؛ به رئیس جمهور و دولت ایشان نیز تذکر می‌دهد که بعد از رفع تحریم‌ها دوباره اقتصاد نفتی راه نیفتد و از واردات بی رویه و خصوصا ورود کالاهای آمریکایی جلوگیری شود.

 

پی‌نوشت‌ها:
[1] به همین دلیل با اطمینان می‌توان گفت که پاداش الهی برای این نقش آفرینی‌های مسئولانه، مشتمل بر نصرت و رحمت و هدایت ذات حضرت حق خواهد بود ان‌شاءالله، زیرا وعده‌ی نصرت الهی در برابر نصرت دین او تخلف ناپذیر است.
[2] رفع تحریم‌ها هر چند از باب رفع ظلم و احقاق حقوق ملت ایران کار لازمی است، لیکن...

منبع: فرهنگ نیوز

 



نویسنده: صادق قربانی

چرا شروط نه‌گانه مقام معظم رهبری در تأیید مشروط برجام باید رعایت شود؟

حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای مدظله‌العالی چهارشنبه گذشته در نامه‌ای به حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس‌جمهور، شروط مهمی برای اجرای برنامه جامع اقدام مشترک طرح کردند.

این شروط که علاوه بر شرایط نه‌گانه مجلس شورای اسلامی و ملاحظات ده‌گانه شورای عالی امنیت ملی است، شروطی هستند که رعایت کردن آن‌ها برای جبران «نقاط ابهام و ضعف‌های ساختاری» و جلوگیری از «خسارت‌های بزرگ برای حل و آینده کشور» ضروری است.

هریک از این 9 بند، علاوه بر ابعاد سیاسی، دارای ابعاد فنی و حقوقی است که باید برای جلوگیری از سوءاستفاده از سند برجام هریک به بهترین نحو عملیاتی شوند.

در ادامه این بندها به صورت خلاصه مورد بررسی قرار گرفته‌اند:

 

1) از آنجا که پذیرش مذاکرات از سوی ایران اساساً با هدف لغو تحریم‌های ظالمانه اقتصادی و مالی صورت گرفته است و اجرایی شدن آن در برجام به بعد از اقدام‌های ایران موکول گردیده، لازم است تضمین‌های قوی و کافی برای جلوگیری از تخلف طرف‌های مقابل، تدارک شود، که از جمله‌ آن اعلام کتبی رئیس‌جمهور امریکـا و اتحادیه‌ اروپا مبنی بر لغو تحریم‌ها است. در اعلام اتحادیه‌ی اروپا و رئیس‌جمهور امریکا باید تصریح شود که این تحریم‌ها به‌کلی برداشته شده است. هرگونه اظهاری مبنی بر این‌که ساختار تحریم‌ها باقی خواهد ماند، به منزله‌ نقض برجام است.

این شرط دو بخش دارد، یکی لزوم تعهد مکتوب طرف مقابل برای رفع تحریم‌ها و دوم خودداری طرف مقابل از هرگونه اظهارنظری در مورد باقی ماندن ساختار تحریم‌ها.

در مورد بخش اول باید گفت، در هر مذاکره‌ و معامله‌ای به خصوص زمانی که طرف مقابل سابقه‌ای منفی و پرتخاصم داشته باشد، یک اصل همواره باید مد نظر قرار گیرد و آن اینکه تعهدات طرفین باید بر اساس «راستی‌آزمایی» و نه «اعتماد» باشد.

یکی از موارد مورد مناقشه در سند برجام، مقدم بودن تعهدات ایران بر تعهدات طرف مقابل است، به این معنی که رفع تحریم‌ها تنها زمانی صورت می‌گیرد که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تائید کند که ایران تمام‌ گام‌های اعلام‌شده در توافق هسته‌ای را برداشته است. از همین رو ضروری است که ابتدا ایران به اطمینان برسد که تحریم‌ها برداشته خواهند شد و ثانیا اینکه رفع تحریم‌ها به معنی پایان ساختار تحریم‌هاست.

طرف مقابل هفته گذشته در روز موسوم به «روز تصویب» بیانیه‌هایی را صادر کرد و آن‌ها را به صورت قانون درآورد. دولت می‌گوید مصوبه شورای اتحادیه اروپا و دستور اجرایی رئیس‌جمهور آمریکا در حقیقت همین ضمانت مکتوب است.

در چند ماه گذشته در مواضع مقامات آمریکایی و مطالب منتشر شده در رسانه‌های غربی نشانه‌هایی از احتمال تلاش آن‌ها برای نگه داشتن سایه تحریم‌ها بالای سر ایران وجود داشته است، از جمله این تلاش‌ها تکرار جمله‌هایی از این دست است که ساختار تحریم‌ها حفظ شده و غرب می‌تواند به سادگی تحریم‌ها را بازگرداند.

با توجه به ساز و کار ضعیفی که برای بازگشت تحریم‌ها در برجام تعبیه شده که عملا دست بالا را برای بازگشت تحریم‌ها به طرف مقابل می‌دهد، طرف مقابل هم باید ضمانتی مکتوب برای رفع تحریم‌ها ارائه دهد و هم نباید اجازه داد که طرف مقابل حتی به زبان تهدید بازگشت تحریم‌ها را مطرح کند؛ چراکه در غیر اینصورت حتی در نبود تحریم‌ها، احساس ناامنی اقتصادی ناشی از احتمال بازگشت آنی تحریم‌ها، می‌تواند آثار روانی حصر اقتصادی را حفظ کند و به بی‌اعتمادی در بازار سرمایه منجر شود.

نگاهی به بیانیه‌های مکتوب اتحادیه اروپا و آمریکا هم نشان می‌دهد که در این اسناد هرچند طرف مقابل تعهد رفع تحریم‌ها را اعلام کرده، اما تحریم‌ها قرار نیست لغو شود، بلکه اغلب موارد تعلیق خواهند بود.

این مسئله در دستور العمل اجرایی شماره 2015/1862 شورای اروپا از طریق «تعلیق» مفاد مربوطه تصمیم 2010/413 شورا و خروج اسامی مربوطه از لیست تحریمی دستور العمل 2012/267 شورای اتحادیه اروپا اجرایی می‌شود. در بیانیه جان کری وزیر خارجه آمریکا هم که در روز تصویب صادر شده و در حقیقت دستورالعمل رفع تحریم‌های آمریکا است، عبارت لغو به کار نرفته، بلکه «توقف اجرا» استفاده شده است؛ البته این موردی است که به اصل برجام بازمی‌گردد که در آن تحریم‌ها در عمل چه از سوی شورای امنیت، چه اروپا و چه آمریکا در یک دهه اول تعلیق می‌شوند و لغو آن‌ها به پایان دوره اصلی برجام موکول شده است.

 

2) در سراسر دوره‌ی هشت‌ساله، وضع هرگونه تحریم در هر سطح و به هر بهانه‌ای (از جمله بهانه‌های تکراری و خودساخته‌ی تروریسم و حقوق بشر) توسّط هر یک از کشورهای طرف مذاکرات، نقض برجام محسوب خواهد شد و دولت موظّف است طبق بند 3 مصوّبه‌ی مجلس، اقدامهای لازم را انجام دهد و فعّالیّتهای برجام را متوقّف کند.

یکی از هشدارهایی که پیش از این از سوی کارشناسان مطرح شده و حتی برخی از نمایندگان کنگره آمریکا هم اقدامات عملی‌ای را در راستای آن انجام داده‌اند، بهانه‌تراشی‌های جدید و بازگرداندن تحریم‌هایی است که تاکنون به بهانه پرونده هسته‌ای اعمال می‌شدند.

مقامات آمریکایی از همین حالا در موضع‌گیری‌هایشان اعلام کرده‌اند که همچنان ایران را به بهانه حمایت از گروه‌های مقاومت و همچنین مسئله نقض ادعایی حقوق بشر، تحت فشار قرار خواهند داد.

هرچند در بند 26 از بخش هسته‌ای برنامه جامع اقدام مشترک اعلام شده است که اتحادیه اروپا و آمریکا نباید تحریم‌های رفع‌شده در توافق را به بهانه‌های دیگر بازگردانند، اما ادبیات به کار رفته در مورد واشنگتن دارای ابهاماتی است که بعدها می‌تواند به محل مناقشه تبدیل شود.

در این بند اشاره شده است که «دولت ایالات متحده» و نه آمریکا به عنوان یک حاکمیت، آن هم براساس «چارچوب نقش مشخص رئیس‌جمهور و کنگره» از بازگرداندن تحریم‌ها خودداری خواهد کرد. یک برداشت از این نگارش می‌تواند این باشد که اگر کنگره با آرای بیش از دو سوم تحریم‌های تازه‌ای را علیه ایران تصویب کرد و رئیس‌جمهور به دلیل بی‌اثر شدن حق وتو نتوانست مانع آن شود، کاخ سفید می‌تواند مدعی شود که برجام را نقض نکرده است.

از این رو است که آمریکا نیز باید مانند دیگر اعضای 1+5، به عنوان یک کشور و نه یک دولت مستقل از کنگره در نظر گرفته شود، چراکه دولت باراک اوباما به عنوان نماینده یک حاکمیت وارد مذاکرات شده است، نه صرفا قوه مجریه.

این موضوع در مورد اتحادیه اروپا هم صدق می‌کند و از حالا باید تأکید کرد که هرگونه بازگشت تحریم‌ها به بهانه جدید «نقض کلان» برجام به شمار آمده و در آن صورت دولت بر اساس مصوبه مجلس به اجرای برجام پایان می‌دهد.

 

3) اقدامات مربوط به آنچه در دو بند بعدی (تعهدات مربوط به رآکتور اراک و کاهش ذخایر اورانیوم) آمده است، تنها هنگامی آغاز خواهد شد که آژانس، پایان پرونده‌ی موضوعات حال و گذشته (PMD) را اعلام نماید.

تنظیم برجام و توالی اقدامات به نحوی است که هرآنچه به ایران وعده داده شده، وابسته است به انتشار دو گزارش آژانس؛ یکی گزارش مربوط به ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای ایران و دیگری گزارش مربوط به تعهدات عمدتا کمی مندرج در برجام.

یکی از استدلال‌هایی که در دفاع از سپردن قضاوت به آژانس مطرح می‌شود، این است که آنچه یوکیا آمانو باید گزارش کند، مواردی ملموس است از جمله کاهش شمار سانتریفیوژها، اصلاح رآکتور اراک و کاهش ذخایر سوخت و اصولا آژانس نمی‌تواند گزارشی خلاف واقع در مورد آن‌ها منتشر کند.

این استدلال تا حدی در مورد گزارش دوم صادق است، اما اوضاع در مورد گزارش نخست‌ آژانس که مربوط به مسئله PMD است، متفاوت است. مسئله ابعاد احتمالی سال‌هاست از سوی غرب به عنوان ابزاری برای فشار به ایران به کار رفته و هرچند ایران بارها به سوالات آژانس پاسخ داده، اما این نهاد هر بار سوالات تازه‌ای را روی میز آورده است، به نحوی که برخی از کارشناسان در برهه‌ای این روند را یک روند بی‌پایان توصیف کردند

حتی در مواردی مانند مسئله مریوان، که غلط بودن ادعاهای آژانس به روشنی مشخص شد، آژانس از مختومه اعلام کردن همین یک مورد هم خودداری کرد و از پذیرش دعوت مکرر ایران برای بازدید از این ممنطقه، طفره رفت.

این سابقه نشان می‌دهد که آژانس اگر بخواهد، می‌تواند در موعد 15دسامبر/24 آذر که بر اساس نقشه راه مورد توافق قرار است گزارش نهایی خود در مورد ابعاد احتمالی را منتشر کند، باز هم با مطرح کردن بهانه‌های تازه ختم بررسی این پرونده را به بعد موکول کند.

در آن صورت، اگر ایران پیش از ختم پرونده، تعهدات میدانی خود که مسئله خروج قلب رآکتور اراک و انتقال اورانیوم به خارج از کشور بازگشت‌ناپذیرترین آن‌ها هستند را انجام داده باشد، نه فقط امکان از سر گیری عادی فعالیت‌هایش را از دست داده، بلکه آژانس مرتبا این گزارش را به عنوان اهرم فشاری برای تکمیل سریع‌تر دیگر تعهدات به کار خواهد گرفت.

در این حالت معقول‌ترین اقدام این است که ایران تعهدات غیرقابل بازگشت خود را به بعد از انتشار این گزارش موکول کند، تا هم راه برگشت داشته باشد و هم بتواند برعکس حالت فوق، از آن برای فشار به آژانس استفاده کند تا به بهانه‌گیری بیشتر روی نیاورد.

بنابراین اجرای این تعهدات باید به بعد از موعد انتشار نهایی گزارش آژانس در مورد ابعاد احتمالی است، موکول شود تا بتوان با خیالی آسوده‌تر این اقدامات غیرقابل بازگشت فوری را انجام داد.

 

4) اقدام در مورد نوسازی کارخانه‌ی اراک با حفظ هویّت سنگین آن، تنها در صورتی آغاز خواهد شد که قرارداد قطعی و مطمئن درباره‌ی طرح جایگزین و تضمین کافی برای اجرای آن منعقد شده باشد.

و

5) معامله‌ی اورانیوم غنی‌‌شده‌ی موجود در برابر کیک زرد با دولت خارجی در صورتی آغاز خواهد شد که قرارداد مطمئن دراین‌‌باره همراه با تضمین کافی منعقد شده باشد. معامله و تبادل مزبور، باید بتدریج و در دفعات متعدّد باشد.

همانطور که در بند قبل عنوان شد، در میان تعهدات ایران برخی از آن‌ها بیش از بقیه غیرقابل بازگشت هستند. اصلاح رآکتور و کاهش ذخایر اورانیوم از آن جمله‌اند؛ 1) قلب رآکتور اراک که خارج و با بتون پر می‌شود عملا از بین می‌رود و ساخت یک قلب جدید برای رآکتور حتی از نمونه کنونی امری زمان‌بر خواهد بود؛ 2) با تصمیم دولت کاهش ذخایر اورانیوم غنی‌شده از 10 تن به 300 کیلوگرم هم از طریق مبادله اورانیوم غنی‌شده با اورانیوم خام با کشوری دیگر انجام خواهد شد که در این مورد هم اورانیومی که از کشور خارج شده دیگر قابل بازگشت نیست و غنی‌سازی دوباره اورانیوم به این حجم هم بسیار زمان‌بر خواهد بود.

این در حالی است که در مورد دیگر تعهدات ایران، از جمله مسئله کاهش شمار سانتریفیوژها و تغییر کاربری سایت غنی‌سازی فردو، میزان بازگشت‌ناپذیری تا این حد نیست، چراکه در مورد سانتریفیوژها دستکم دستگاه‌ها همچنان در اختیار ایران خواهند بود (هرچند به هنگام انتقال احتمالا بخشی از آن‌ها تخریب خواهند شد) و در مورد فردو هم اگر از گازهایی که مجاری سانتریفیوژ را آلوده می‌کنند استفاده نشود، می‌توان تقریبا به سادگی غنی‌سازی اورانیوم را از سر گرفت.

مسئله اراک و کاهش ذخایر اورانیوم از یک بعد دیگر هم متفاوت از مجموعه تعهدات ایران هستند و آن هم نقش گسترده طرف خارجی در اجرایی شدن آن‌هاست. آنطور که اعلام شده، اصلاحات در اراک را کنسرسیوم مشترک ایران، چین و آمریکا انجام می‌دهد و ذخایر اورانیوم هم با روسیه مبادله می‌شود.

این دو ویژگی موجب می‌شود که دقت در نحوه اجرای موارد مربوط به اراک و ذخایر اورانیوم اهمیتی دوچندان پیدا کند. اگر آنطور که در نامه رهبری تعیین شده، اجرای این تعهدات بر اساس قراردادهایی سفت و سخت انجام نشود، بدعهدی طرف مقابل می‌تواند در آینده ایران را با مشکل مواجه کند.

از این رو لازم است که در مورد اول، قرارداد و زمانبندی‌ای روشن برای بازطراحی، ساخت و نصب قلب رآکتور وجود داشته باشد و در مورد دوم هم قرارداد و زمانبندی روشنی در مورد نحوه خروج اورانیوم غنی‌شده و دریافت اورانیوم طبیعی وجود داشسته باشد، ضمن اینکه مبادله اورانیوم به صورت محموله به محموله انجام شود تا راه هرگونه مانع‌تراشی احتمالی بسته شود.

 

6) مطابق مصوّبه‌ی مجلس،‌ طرح و تمهیدات لازم برای توسعه‌ی میان‌مدّت صنعت انرژی اتمی که شامل روش پیشرفت در مقاطع مختلف از هم‌اکنون تا پانزده سال و منتهی به 190 هزار سو است،‌ تهیّه و با دقّت در شورای عالی امنیّت ملّی بررسی شود. این طرح باید هرگونه نگرانی ناشی از برخی مطالب در ضمائم برجام را برطرف کند.

و

7) سازمان انرژی اتمی، ‌تحقیق و توسعه در ابعاد مختلف را در مقام اجرا به‌گونه‌ای سامان‌دهی کند که در پایان دوره‌ی هشت‌ساله هیچ کمبود فنّاوری برای ایجاد غنی‌سازیِ مورد قبول در برجام وجود نداشته باشد.

یکی از مهمترین اسناد ذیل برنامه جامع اقدام مشترک، سندی موسوم به برنامه درازمدت غنی‌سازی و تحقیق و توسعه غنی‌سازی ایران است. قرار است در این سند مسیر «تکامل تدریجی» توان غنی‌سازی ایران مشخص شود.

از جمله مواردی که احتمالا جزو «نگرانی‌های ناشی از برخی مطالب در ضمائم برجام» است، لزوم به اشتراک‌گذاری این برنامه با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و فراتر از آن، بررسی این برنامه از سوی کمیسیون مشترک است.

در بند 52 از برنامه جامع اقدام مشترک آمده است که این برنامه «به عنوان بخشی از اظهاریه اولیه پروتکل الحاقی» از سوی ایران به آژانس ارائه خواهد شد و تهران متعهد خواهد بود که توان غنی‌سازی خود را منطبق با آن پیش ببرد. در پانویس برجام هم آمده است که تهران به آژانس اجازه می‌دهد که این برنامه را با کمیسیون مشترک برجام به اشتراک بگذارد.

کمیسیون مورد اشاره در برجام، تشکیل شده است از ایران، روسیه، چین، آمریکا، فرانسه، انگلستان، آلمان و اتحادیه اروپا؛ ترکیبی که اکثریت در آن همواره با طرف غربی است.

هرچند در برجام اشاره‌ای نشده است که این برنامه غنی‌سازی ایران باید از سوی کمیسیون تائید شود، اما ذکر مواردی چون «سیر معقول» افزایش میزان غنی‌سازی، دست طرف مقابل را برای تفسیر به‌ رأی باز گذاشته است.

علاوه بر این، در میان اظهارات مقامات آمریکایی نیز موضع‌گیری‌های مبنی بر اینکه واشنگتن حتی پس از پایان توافق، با افزایش سریع و قابل توجه توان هسته‌ای ایران مخالفت می‌کند، به چشم می‌خورد.

از همین رو لازم است که از حالا تکلیف چشم‌انداز غنی‌سازی ایران در سال پانزدهم که قرار است محدودیت‌های غنی‌سازی به طور کامل برداشته شوند، با نظارت شورای عالی امنیت ملی مشخص شود.

طبیعی است که برای رسیدن به اهداف مشخص شده در این سند، باید ظرفیت و زیرساخت لازم هم وجود داشته باشد که این مسئله نیازمند پیشرفت متناسب برنامه تحقیق و توسعه ایران از جمله در زمینه عملیاتی کردن نسل جدید سانتریفیوژهای ایران است.

 

8) توجّه شود که در موارد ابهام سند برجام، ‌تفسیر طرف مقابل مورد قبول نیست و مرجع، متن مذاکرات است.

همانطور که در بند فوق هم اشاره شد، برجام حاوی نقاطی است که با ابهاماتی مواجه است که می‌تواند موجب شود تا طرف مقابل دست به تفسیر به رأی بزند و تلاش کند برداشت خود از متن را به ایران تحمیل کند.

مثلا در بحث افزایش توان غنی‌سازی ایران، آنچه در متن آمده است، «افزایشی معقول» است، که این نه یک مفهوم کمی که مفهومی قابل تفسیر است.

از همین رو باید با شناسایی این نقاط و با توجه به آنچه در طول مذاکرات مورد توافق قرار گرفته، تفسیرهای مشخصی از آن‌ها داشت که بعدا طرف مقابل نتواند از آن علیه تهران استفاده کند.

یک موضوع مهم دیگر که از حالا باید روشن شود، مصادیق مسئله «نقض کلان» برجام است که به بر هم خوردن توافق منجر خواهد شد. لازم است که ایران از اکنون برای طرف مقابل مشخص کند که چه اقداماتی می‌تواند به بر هم خوردن توافق منجر شود و کدام اقدام طرف مقابل با چه پاسخی از سوی ایران مواجه می‌شود.

 

9) وجود پیچیدگی‌ها و ابهام‌ها در متن برجام و نیز گمان نقض عهد و تخلّفات و فریب‌کاری در طرف مقابل بویژه آمریکا، ایجاب میکند که یک هیئت قوی و آگاه و هوشمند، برای رصد پیشرفت کارها و انجام تعهّدات طرف مقابل و تحقق آنچه در بالا بدان تصریح شده است،‌ تشکیل شود. ترکیب و وظایف این هیئت باید در شورای عالی امنیّت ملّی تعیین و تصویب شود.

از آنجا که برجام یک پروژه ملی و نه صرفا دولتی است، لازم است که روند اجرایی شدن آن نیز تحت نظارت یک مرجع فراقوه‌ای قرار گیرد. حتی در آمریکا نیز چنین وضعیتی شکل گرفته و دولت ملزم شده است که به صورت دوره‌ای گزارش‌هایی را در مورد روند اجرایی توافق و همچنین میزان پایبندی ایران به تعهداتش، به کنگره ارائه کند.

از همین رو تشکیل کمیته‌ای تحت نظر شورای عالی امنیت ملی که احتمالا بررسی میزان پایبندی طرف غربی به تعهداتش، مشخص کردن موارد احتمالی نقض عهد و حتی نحوه هزینه‌کرد منابع حاصل از برجام می‌تواند جزو وظایفش باشد، ضروری به نظر می‌رسد.

منبع: فارس

 

 



 فرمان 9‌ ماده‌ای
 

 






 

تحلیلی بر نامه رهبر معظم انقلاب به رئیس‌جمهور درباره شروط و الزامات اجرای برجام
برجام، یکی از مهم‌ترین توافق‌های بین‌المللی است که دارای نکات و ظرایف فراوانی است. این توافق پس از بررسی قانونی در مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی و با تأیید توسط مقام معظم رهبری به صورت مشروط پذیرفته شد و روند قانونی آن به اتمام رسید. نامه‌ای که مقام معظم رهبری خطاب به رییس جمهور نوشتند (۱۳۹۴/۰۷/۲۹)، حاوی نکات بسیار دقیقی است که در ادامه برخی از آنها را مرور خواهیم کرد.

1- از تمامی کسانی که دوره فشرده دوساله مذاکرات هسته‌ای را با جدیت دنبال و به هر طریقی به پیشبرد این روند کمک کردند، باید تشکر کرد. در این دوره، تیم مذاکره‌کننده سعی در نشان دادن نقاط مثبت برجام داشت و منتقدین نیز نقاط ضعف این توافق را برجسته می‌کردند، اما کمیسیون ویژه برجام در مجلس توانست با بررسی مستدل و منطقی، گزارش کاملی از پیامدها و نتایج برجام منتشر کند. این کمیسیون پس از 40 روز بررسی کارشناسانه و استفاده از مشاوران باسابقه و مذاکره‌کنندگان قبلی و فعلی این گزارش را تهیه کرد و رییس و اعضای این کمیسیون تلاش زیادی برای تبیین دقیق نقاط ضعف و قوت برجام داشتند.

2- نکاتی که توسط مقام معظم رهبری خطاب به رییس جمهور مطرح شده، نکات جدیدی نیستند. ایشان از شروع مذاکرات این نکات و خطوط قرمز را مطرح کرده بودند و همواره بر این نکات تأکید داشتند. لغو تحریم‌های اروپا و آمریکا، عدم تصویب تحریم‌های جدید، حل شدن مسئله PMD و عدم ارائه گزارش‌های دوپهلو از سوی آژانس، حفظ آب سنگین اراک، تبادل اروانیوم غنی‌شده، برنامه‌ریزی برای رسیدن به 190 هزار سو و تحقیق و توسعه هشت بندی است که رهبری مجددا بر آن تأکید کرده‌اند. ایشان در سخنرانی‌های دو سال گذشته بارها این مسائل را مطرح کرده بودند و این نشان می‌دهد که ایشان امر جدیدی را مطرح نکرده‌اند.
تنها دو نکته جدید در میان نامه رهبر انقلاب به چشم می‌خورد که آن دو نکته نیز با توجه به بی‌اعتمادی به آمریکا مطرح شده است؛ نکته اول مربوط به تفسیر از برجام است؛ باید توجه داشت که هنوز سه ماه بیشتر از برجام نگذشته که مقامات آمریکایی می‌خواهند تفسیرهای عجیب و غریب خود را به ایران و دیگر کشورها القا کنند و بر این تفاسیر اشتباه خود نیز اصرار دارند و رهبری در این حوزه با یک برنامه بسیار دقیق و عالی این ترفند آمریکایی‌ها را خنثی کرده‌اند و آن‌هم مرجع بودن مذاکرات در هنگام ابهام در یک مسئله است؛ یعنی، اگر در هنگام اجرای یکی از بندهای برجام اگر ابهامی پیش بیاید، نباید به تفسیر آمریکا مراجعه کرد و تنها متن مذاکرات و حرفی که آمریکایی‌ها و تیم مذاکره‌کننده ما در مذاکرات زده‌اند، ملاک است نه تفسیرهای بعدی. نکته دیگر مشخص کردن هیئتی برای نظارت بر اجرای برجام است که وظایف و اعضای این هیئت از سوی شورای عالی امنیت ملی مشخص می‌شود.

3- خطاب نامه مقام معظم رهبری به حجت الاسلام حسن روحانی است و در دو سال گذشته وزارت خارجه مسئولیت مذاکرات هسته‌ای را بر عهده داشته است و می‌توان گفت که وظیفه اصلی اجرای برجام و رفع نقاط ضعف این توافق بر عهده دولت است. در نهایت باید گفت که دولت باید بیشترین تلاش را در اجرای دقیق نکاتی که مقام معظم رهبری مطرح کرده‌اند، از خود نشان بدهد و تلاش کند که هرچه بیشتر منافع ملی کشور را محقق کند.

4- امت حزب‌الله، دلسوزان و منتقدین باید توجه داشته باشند که نامه مقام معظم به رییس جمهور به عنوان فصل‌الخطاب در مسئله برجام تلقی می‌شود و پس از این نامه بایستی هر فرد و نهادی به خوبی وظایف خود را انجام دهد و دولت نیز باید نقاط ضعف و قوت این توافق را در هنگام اجرا در نظر بگیرد. منتقدین نیز بایستی به نکاتی که مقام معظم رهبری مطرح کرده‌اند، توجه ویژه‌ای داشته باشند و آن را به عنوان معیار و تراز در نظر بگیرند و اجرای این نکات را از دولت طلب کنند و به حاشیه‌های برجام کمتر مراجعه کرده و رئوس مطالبی که مقام معظم رهبری مطرح کرده‌اند را به عنوان نکات اصلی در جامعه مطرح کنند.

5- یکی از مباحث کلانی که طی ماه‌های اخیر مقام معظم رهبری مطرح کرده‌اند بحث نفوذ دشمن و راه‌های این نفوذ است. ایشان در سخنرانی در جمع فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی سپاه در تاریخ 1394/07/15 با اشاره به مذاکرات اخیر هسته‌ای فرمودند:
«در این مذاکرات، طرف مقابل، تلاش داشت، از هر فرصتی برای نفوذ استفاده کند و حرکتی بر خلاف منافع ملی کشور انجام دهد، البته مذاکره کنندگان ایرانی، حواسشان جمع بود، اما بالاخره آمریکایی‌ها در جاهایی فرصت پیدا کردند.»
ایشان در سخنان دیگری در تاریخ 1394/06/25 می‌فرمایند:
«نفوذ اقتصادی و امنیتی البته خطرناک است و پیامدهای سنگینی دارد اما نفوذ سیاسی و فرهنگی دشمن، خطر بسیار بالاتری است که همه باید مراقب آن باشند.»
این دو فراز از بیانات ایشان نشان می‌دهد که نفوذ سیاسی و فرهنگی بسیار مهم است و در مذاکرات اخیر نیز نفوذهایی هر چند کم از طریق دشمنان در کشور ما اتفاق افتاده است، اما باید توجه داشت که برجام تنها راه و روش نفوذ در کشور نیست و قطعا در ادامه راه، آمریکا تلاش زیادی برای نفوذ فرهنگی و سیاسی در کشور ما خواهد داشت و مسئولین و مردم باید به تلاش‌های آینده آمریکا توجه زیادی داشته باشند و راه‌های خنثی‌سازی این نفوذها را به خوبی شناسایی کنند و راه‌حل‌هایی برای این جنگ فرهنگی به کار بگیرند.

6- بیشترین تلاش مقام معظم رهبری و دیگر مسئولین این است که برجام با کمترین هزینه به اجرا درآید و بیشترین منافع ملی برای کشور به دست آید. بر همین اساس، باید رسانه‌ها و افراد صاحب‌قلم به این نکته توجه داشته باشند که در جامعه دوقطبی ایجاد نکنند و طوری وانمود نکنند که میان مسئولین شکافی وجود دارد. رسانه‌های منتقد نیز باید توجه داشته باشند که باید بیشتر نقاط قوت برجام را مطرح کرده و دولت را در اجرای هر چه بهتر این توافق یاری دهند و سعی کنند کشور در آرامشی مثال‌زدنی به سمت اجرای برجام حرکت کند.

منبع مقاله : مشرق نیوز





تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  8 |  9 |  10 |