برجام94

  

  

       رابطه‌ی قطعنامه‌ی 2231 با بیانیه‌ی 6 کشور

س: آیا بیانیه‌ی گروه 1+5 که منضم به قطعنامه‌ی 2231 است، بخشی از قطعنامه است؟

ج: بله.

* قطعنامه‌ی 2231 از 4 بخش تشکیل شده که همگی یک مجموعه و یک واحد محسوب می‌شود. این بخش‌ها عبارتند از: «بندهای مقدماتی»، «بندهای اجرایی»، «پیوست A» (متن کامل توافق جامع مشترک اقدام) و «پیوست B» (بیانیه‌ی گروه 1+5).

* این 4 بخش یک مجموعه‌ی واحد را تحت عنوان قطعنامه‌ی 2231 تشکیل می‌دهد.

* هر 4 بخش قطعنامه از آثار حقوقی یکسان برخوردار است. همان قدر که پیوست A (متن توافق جامع) الزام‌آور است، پیوست B (بیانیه‌ی گروه 1+5) نیز الزام آور است.

* در طول روند مذاکرات، وزیر خارجه‌ی کشورمان خواستار صدور قطعنامه‌ی جدید از سوی شورای امنیت شده بود تا رئیس جمهور و کنگره‌ی فعلی و آتی امریکا را ملزم به اجرای توافق جامع نماید. بنابراین به همان دلیلی که دکتر ظریف معتقد است طبق قطعنامه‌ی 2231، پیوست A قطعنامه برای 1+5 الزام‌آور است، و آنها نباید از تعهدات خود طبق توافق جامع تخطی نمایند، به همان دلیل نیز ایران نمی‌تواند از مفاد پیوست B تخطی نماید.

 

مجوز دسترسی آژانس به حیطه‌ی نظامی ایران

س: آیا آژانس می‌تواند به حیطه‌ی نظامی ایران دسترسی داشته باشد؟

ج: بله. آژانس دست کم از چهار طریق می‌تواند به حیطه‌ی نظامی ایران دسترسی داشته باشد:

* بر اساس بند سوم قطعنامه‌ی 2231 (1)

* بر اساس پروتکل الحاقی

* بر اساس توافق ایران و آژانس در موضوع ابعاد احتمالی نظامی.

* بر اساس سازوکار کار گروه خرید برای نظارت و راستی آزمایی استفاده از تمام اقلام، مواد، تجهیزات و کالاها و فناوری‌های دو منظوره.

 

عناصر حیطه‌ی نظامی ایران

س: حیطه‌ی نظامی ایران در برگیرنده‌ی چه عناصری است؟

ج: توافق جامع و قطعنامه‌ی 2231 به آژانس این امکان را می‌دهد تا به عناصر حیطه‌ی نظامی ایران به شرح زیر دسترسی داشته باشد:

* افراد نظامی

* اسناد نظامی

* اطلاعات نظامی

* تجهیزات نظامی

* اماکن نظامی

 

قطعنامه‌ی 2231؛ مجوز کلی و مطلق برای دسترسی آژانس به حیطه‌ی نظامی ایران

س: دامنه و ابعاد دسترسی آژانس به حیطه‌ی نظامی ایران بر مبنای مفاد قطعنامه‌ی 2231 چگونه است؟

ج: بر اساس مفاد بند سوم قطعنامه‌ی 2231: «ایران باید به طور کامل درخواست‌های آژانس را بر اساس آنچه در گزارش‌های آن بیان شده از طریق همکاری با آژانس برآورده سازد».

* واژه‌های «باید»، «به طور کامل»، «درخواست‌های آژانس» و «گزارش‌های آژانس» دراین بخش از قطعنامه کلیدی است.

* بر اساس این بند از قطعنامه، «همکاری ایران با آژانس» باید «به طور کامل» بوده و این همکاری، مقید و محدود به هیچ قیدی نشده است.

* بر اساس این بند از قعطنامه، «درخواست‌های آژانس» مقید به هیچ امری نشده و می‌تواند هر درخواست آژانس از جمله ورود به حیطه‌ی نظامی (اماکن، افراد، اسناد، اطلاعات و تجهیزات) را شامل شود.

* بر اساس این بند از قطعنامه، «درخواست‌های آژانس» حتی مقید به این که در چارچوب «توافق نامه‌ی پادمان» و یا «پروتکل‌الحاقی» باشد، نیز نشده و این درخواست‌ها می‌تواند فراتر از «نقشه‌ی راه توافق شده میان ایران و آژانس» در باره PMD باشد.

* بر اساس این بند از قطعنامه، «درخواست‌های آژانس» که در گزارش‌های آن آمده، مقید به درخواست‌های مندرج در گزارش‌های پیشین (تا پیش از توافق جامع) نشده است، بلکه ایران موظف است تا درخواست‌های آژانس حتی مواردی را که در گزارش‌های آتی آژانس خواهد آمد، برآورده سازد.

* با توجه به این که مدت زمان اجرای این قطعنامه دست کم 10 سال است، لذا ایران باید طی 10 سال آینده همه‌ی درخواست‌های آژانس در گزارش‌های آتی (حدود 40 گزارش) را برآورده سازد.

* برخی از درخواست‌های آژانس از ایران که در گزارش‌های قبلی آن مطرح شده است، بسیار خطرناک است، از جمله این درخواست‌ها، تقاضای دسترسی به «اسناد و اطلاعات»، «مراکز نظامی»، «افراد نظامی» و «تجهیزات نظامی» است.

 

زمان بسته شدن پرونده‌ی ایران در شورای امنیت

س: آیا بر اساس قطعنامه‌ی 2231، با اجرای مفاد «توافق جامع» و «مفاد این قطعنامه»، پرونده‌ی ایران در شورای امنیت مختومه شده و ایران به طور کامل از دستور کار این شورا خارج خواهد شد؟

ج: خیر.

* به طور قطع و دست کم تا 10 سال آینده ایران هم چنان در دستور کار شورای امنیت خواهد بود.

* براساس قطعنامه‌ی 2231، شورای امنیت متعهد شده است که پس از 10 سال قطعنامه‌ی جدیدی صادر کند که در آن «جمع‌بندی» (conclusion) خود را اعلام نماید.

* «جمع‌بندی» شورای امنیت لزوماً به معنای «مختومه‌شدن موضوع ایران» و «خروج از دستور کار شورای امنیت» نیست، در حالی که چنانچه شورای امنیت می‌خواست به طور واقعی موضوع ایران را مختومه نموده و آن را از دستور کار خارج نماید، باید از واژه‌ی close استفاده می‌کرد.

* پس از توافق جامع، معاون وزیر خارجه‌ی امریکا اعلام نمود 5 عضو دائم شورای امنیت طی نامه‌ای به دبیر کل این سازمان خواستار تمدید 5 ساله‌ی قطعنامه‌ی 2231 شده‌اند که این امر نیز گواهی بر این مدعا است که با «جمع‌بندی» شورای امنیت، موضوع ایران مختومه نخواهد شد.

به این ترتیب حتی پس از 10 سال و در صورتی که طرف مقابل، دوره‌ی زمانی ارجای قطعنامه را تمدید نکند،

* قطعنامه‌ی 2231 لغو نشده است،

* 6 قطعنامه‌ی تحریمی لغو نشده است،

*موضوع هسته‌ای ایران در شورای امنیت مختومه نشده است،

* موضوع ایران از دستور کار شورای امنیت خارج نشده است.(2)

 

لازم‌الاجرا بودن قطعنامه 2231

س: آیا اجرای همه‌ی مفاد قطعنامه‌ی 2231 برای ایران لازم‌الاجرا است؟

ج: بله. به همان دلیل که وزیر خارجه‌ی ایران برای الزام امریکا به اجرای توافق جامع خواستار صدور قطعنامه‌ی شورای امنیت در تأیید این توافق شده و انتظار داشته که مفاد قطعنامه‌ی 2231 امریکا (رئیس جمهور و کنگره‌ی فعلی و آینده) را ملزم به اجرای آن می‌کند، ایران نیز به همان دلیل ملزم به اجرای همه‌ی مفاد قطعنامه‌ای است که با موافقت خود تصویب و صادر شده و عدم تمکین از آن اقدام 5 کشور عضو دائم شورای امنیت علیه ایران را به دنبال خواهد داشت که صدور قطعنامه‌ی تحریمی جدید قطعی‌ترین اقدام آنها و صدور قطعنامه تحت ماده‌ی 42 محتمل‌ترین اقدام آنها خواهد بود.

 

امکان عدم اجرای برخی مفاد قطعنامه‌ی 2231

س: آیا ایران می‌تواند برخی از مفاد قطعنامه‌ی 2231 را اجرا نکرده و از آن سرپیچی نماید؟

ج: خیر (از نظر حقوقی) و بله (از نظر علمی، ولی در ازای هزینه‌ی سنگین نقض قطعنامه‌ی شورای امنیت).

* این قطعنامه با درخواست و موافقت ایران صادر شده است.

* در باره‌ی مفاد قطعنامه‌ی 2231 ایران طرف مشورت 1+5 بوده و قاعدتاً ایران موافقت خود را با مفاد آن از قبل اعلام داشته است.

* تصریح به این امر در مقدمه‌ی قطعنامه که همه‌ی مفاد آن تحت ماده‌ی 25 منشور ملل متحد تصویب شده است که همه‌ی کشورها را ملزم به «پذیرش» و «اجرای» تصمیم‌های شورای امنیت می‌کند.

* از نظر حقوقی و بین‌المللی هیچ توجیهی وجود ندارد که ایران مواردی را که توافق نموده، نقض نماید. قاعده‌ی استاپل در حقوق بین‌الملل نیز می‌گوید: «انکار بعد از اقرار مسموع نیست.».

* هر چند نقض قطعنامه، نقض توافق جامع نخواهد بود، اما این نقض مستلزم آثار و پیامدهای جدی است.

* «نقض توافق جامع»، «نقض توافق دو جانبه» است که منجر به بازگشت تحریم‌های قبلی خواهد شد، اما «نقض قطعنامه»، «نقض توافق بین‌المللی» است که نه تنها بازگشت تحریم‌های قبلی را در پی خواهد داشت، بلکه شورای امنیت تحریم‌های جدیدی را نیز اضافه خواهد نمود.

* در صورت ادامه‌ی نقض قطعنامه توسط ایران، شورای امنیت قطعنامه‌ی دیگری را صادر خواهد کرد که ابتدا ایران را تحت فصل 7 منشور ملل متحد وارد نموده و سپس با استفاده از ماده‌ی 42 منشور، مجوز حمله‌ی نظامی به ایران را صادر خواهد نمود.

 

تداوم تحریم‌های موشکی

س: با صدور قطعنامه‌ی 2231 تحریم‌های موشک‌های بالستیک از بین رفته است؟

ج: خیر.

* طبق توافق ژنو (آذرماه 1392)، باید همه‌ی تحریم‌های مرتبط با هسته‌ای شورای امنیت لغو گردد. از این رو به دلیل این که تحریم‌های موشکی و تسلیحاتی در قطعنامه‌ی 1929 آمده است و با توجه به این که این قطعنامه هسته‌ای است، لذا پس از توافق جامع باید همه‌ی تحریم‌های موشکی و تسلیحاتی لغو می‌شد.

* در قطعنامه‌ی 2231، نه تنها تحریم‌های موشکی و تسلیحاتی لغو نگردید، بلکه تحریم‌های موشکی به مدت 8 سال و تحریم‌های تسلیحاتی به مدت 5 سال ادامه خواهد داشت.

* ادامه‌ی تحریم‌های 8 ساله‌ی موشکی و 5 ساله‌ی تسلیحاتی با موافقت هیأت ایرانی تثبیت شده است.

* اظهارات وزیر خارجه‌ی روسیه در این باره تأسف‌برانگیز است. سرگئی لاورف گفته است: «ما و چین می‌خواستیم تحریم‌های تسلیحاتی لغو شود، اما علی‌رغم حمایت ما، خود تیم ایرانی موافقت کردند که تحریم‌ها تا 5 سال ادامه یابد. درنهایت همکاران ایرانی ما که طبیعتاً در این مورد تصمیم گیرنده‌ی اصلی بودند، موافقت کردند که در این مورد معامله کنند. با توجه به این که ایران با آن موافق بود، طبیعتاً ما و چین از آن حمایت کردیم. در این دوره، تسلیحاتی که به ایران داده می‌شود باید تحت نظارت شورای امنیت سازمان ملل باشد.».

 

تفاوت مفاد قطعنامه‌های 1929 (3) و 2231

س: تفاوت مفاد قطعنامه‌های 1929 (3) و 2231 (4) در موضوع موشکی چیست؟

ج: برای بررسی تفاوت‌های دو قطعنامه در موضوع موشکی مناسب است ابتدا به عبارت‌های انگلیسی هر دو توجه شود تا مقایسه آسان‌تر و کارشناسی‌تر باشد:

1929: iran shall not undertake any activity related to ballistic missiles capable of delivering unclear weapons, including launches using ballistic missile technology,....

2231: irans is called upon not to undertake any activity related to ballistic missile designed to be capable of delivering unclear weapons, including launches such ballistic missile technology....

تشابه:

* عبارت‌هایی که در دو متن بالا زیر آن خط کشیده شده مبین آن است که بخش اعظم نص مفاد قطعنامه‌ی 1929 در قطعنامه‌ی 2231 تکرار شده است.

تفاوت:

* وجود فعل shall در قطعنامه‌ی 1929 و claa upon در قطعنامه‌ی 2231 (توضیحات در بند 9)

* عدم وجود قید برای موشک‌های بالستیک قادر به حمل سلاح‌های هسته‌ای در قطعنامه‌ی 1929 و وجود صفت designed برای این موشک‌ها در قطعنامه‌ی 2231 (توضیحات در بند 10)

* عدم وجود مهلت زمانی برای پایان بخشیدن به ممنوعیت فعالیت موشکی و منوط شدن خاتمه‌ی این ممنوعیت به حل مسئله‌ی PMD در قطعنامه 1929 و وجود مهلت زمانی حداقل 8 سال برای رفع این ممنوعیت و یا گزارش مبسوط آژانس درباره‌ی باقی ماندن همه‌ی مواد هسته‌ای در ایران به صورت صلح‌آمیز در فعالیت‌های هسته‌ای در قطعنامه‌ی 2231.

 

تفاوت یا تشابه مفهومی shall با call upon

س: آیا معنا و مفهوم دو واژه‌ی shall که در قطعنامه‌ی 1929 آمده و واژه‌ی call upon که در قطعنامه‌ی 2231 آمده است، با هم متفاوت است؟

ج: در ادبیات سازمان ملل و شورای امنیت برای انجام و یا عدم انجام کاری توسط یک کشور از واژه‌های shall, call upon و call استفاده می‌شود، اما میان دو واژه‌ی shall, call تفاوت بسیار جدی وجود داشته و الزامی که در فعل shall وجود دارد، در فعل call نیست، اما موضوع در باره‌ی shall و call upon بسیار متفاوت است، چرا که از نظر مفهومی و معنایی تفاوت call upon و chall بسیار کم است و لذا جنبه‌ی الزام و اجبار آن بسیار به shall نزدیک‌تر است تا جنبه‌ی عدم الزام آن به call.

 

بی‌تأثیری وجود واژه‌ی designed

س: آیا وجود واژه‌ی designed در قطعنامه‌ی 2231 دامنه‌ی اختیارات شورای امنیت در موضوع موشکی ایران را نسبت به قطعنامه‌ی 1929 کمتر کرده است؟

ج: خیر.

* ابتدا مناسب است به عبارت‌های هر دو قطعنامه در باره‌ی این موضوع دقت شود:

عبارت قطعنامه‌ی 1929: «موشک‌های بالستیک دارای قابلیت حمل سلاح‌های هسته‌ای» (5)

عبارت قطعنامه‌ی 2231: «موشک‌های بالستیک طراحی شده با قابلیت حمل سلاح‌های هسته‌ای»(6)

* با توجه به این که عبارت «دارای قابلیت» در متن قطعنامه‌ی 2231 هم آمده لذا عملاً واژه‌ی «طراحی شده» نمی‌تواند عمومیت ناشی از عبارت «دارای قابلیت حمل سلاح‌های هسته‌ای» را تحدید کند. چرا که آنچه مهم است «قابلیت» است و قاعدتاً همین امر نیز ملاک طرف مقابل خواهد بود. چنانچه در کنار واژه‌ی «designed»، عبارت «specially» ذکر می‌شد تا حدی زیادی مشکل عمومیت مفاد این بند از قعطنامه رفع می‌گردید و عبارت اصلی چنین می‌شد: «موشک‌های بالستیک طراحی شده‌ی خاص عمل سلاح‌های هسته‌ای».

* نکته‌ی مهم در بی‌تأثیری وجود واژه‌ی designed درمتن قطعنامهی 2231 نسبت به شمول تحریم‌های موشکی نسبت به همه‌ی موشک‌های با قابلیت حمل سلاح هسته‌ای، اظهارات مکرر مقام‌های وزارت خارجه‌ی کشورمان در زمینه‌ی عدم اجرای این بخش از قطعنامه‌ی شورای امنیت است. به عبارت دیگر، اگر واژه‌ی designed در قطعنامه‌ی 2231 توانسته مشکل تحریم موشکی ناشی از قطعنامه‌ی 1929 را حل کند، پس چرا وزیر امور خارجه و معاون ایشان به طور مکرر اظهار می‌دارند که ایران خود را ملزم به رعایت مفاد این بخش از قطعنامه‌ی 2231 نمی‌داند.

 

قطعنامه‌ی 1929 مجوز جنگ داده؟

س: با توجه به این که در بند 9 از قطعنامه‌ی 1929 درباره‌ی موضوع موشکی ایران آمده است: «همه‌ی کشورها باید همه‌ی اقدام‌های لازم (necessary measures) برای ممانعت از انتقال فناوری یا کمک‌های فنی به ایران در رابطه با این فعالیت‌ها (فعالیت‌های مربوط به موشک‌های بالستیک دارای قابلیت حمل سلاح‌های هسته‌ای) را انجام دهند.»، آیا به معنای مجوز حمله‌ی نظامی به ایران است؟

ج: خیر. برای صدور مجوز جنگ توسط شورای امنیت، باید

1. شورای امنیت تهدید یا نقض صلح و امنیت بین‌المللی را احراز کند،

2. قطعنامه‌ای تحت فصل 7 منشور ملل متحد صادر کند و

3. تحت ماده‌ی 42 مجوز حمله را صادر نماید،

در حالی که بر اساس مفاد قطعنامه‌ی 1929

* هیچ یک از موارد سه گانه‌ی بالا توسط شورای امنیت احراز و انجام نشده است، بلکه بر عکس؛

* شورای امنیت نقض صلح و امنیت بین‌المللی را به واسطه‌ی فعالیت‌های موشکی بالستیک ایران احراز نکرده است،

* مفاد قطعنامه‌ی 1929 تحت فصل 7 منشور ملل متحد، بلکه صرفاً محدود به ماده‌ی 41 است،

* در دو قسمت از قطعنامه‌ی 1929 (7) بر عدم استفاده از زور (عدم استفاده از اختیارات ماده‌ی 42) برای اجرای قطعنامه تصریح شده است و

* هنگامی چنین احتمالی (مجوز حمله‌ی نظامی با استفاده از عبارت انجام همه‌ی «اقدامات لازم») موضوعیت پیدا می‌کرد که ابتدا موارد سه گانه‌ی بالا (8) در قطعنامه‌ی 1929 درج می‌شد و سپس بعد از عبارت «اقدامات لازم»، جمله خاتمه می‌یافت، ولی در قطعنامه‌ی 1929 چنین نشده است، بلکه بر عکس، جمله ادامه یافته و منظور از «اقدامات لازم» را صرفاً به اقدام‌های اجرایی محدود نموده است اقدام لازمی که از انتقال فناوری (برای مثال یک ابررایانه) به ایران جلوگیری کند و یا مانع ورود یک کارشناس موشکی خارجی به ایران گردد.

 

رابطه‌ی 6 قطعنامه‌ی قبلی با فصل 7

س: آیا بر اساس 6 قطعنامه‌ی (9) پیشین، ایران تحت فصل 7 منشور ملل متحد (10) بوده است؟

ج: خیر. قطعنامه‌های قبلی فقط تحت ماده‌ی 40 (11) (برای الزام) و یا ماده‌ی 41 (12) (برای وادار سازی) بوده است، زیرا شورای امنیت «عدم تعلیق غنی‌سازی» توسط ایران را تهدید و یا نقض صلح و امنیت بین‌الملل نشناخته بود و لذا قطعنامه‌ها علیه ایران را تحت فصل 7 منشور ملل متحد صادر نکرده بود. تنها و تنها برای این که ایران را ملزم به تعلیق نماید، در قطعنامه‌ی 1696 به «ماده‌ی 40 از فصل هفتم منشور ملل متحد» (13) استناد نموده و سپس برای مجازات و وادارسازی ایران به تعلیق در قطعنامه‌های 1835،1803،1747،1737 و 1929 به «ماده‌ی 41 از فصل هفتم منشور ملل متحد» (14) که تحریم را در بردارد، استناد کرده بود.

 

رابطه‌ی ماده‌ی 41 با فصل 7

س: در صورت صدور قطعنامه‌ی شورای امنیت علیه یک کشور، آیا تفاوتی میان دو روش زیر وجود دارد:

* صدور قطعنامه «براساس ماده‌ی 41 از فصل هفتم منشور ملل متحد»

* صدور قطعنامه «بر اساس فصل هفتم از منشور ملل متحد»؟

ج: بله. مادهی 41 فقط اشعار به الزام برای اعمال تحریم‌ها را دارد، در حالی که فصل 7 علاوه بر شمول ماده‌ی 41، ماده‌ی 42 را نیز در برگرفته و به طور ضمنی مجوز حمله‌ی نظامی را نیز در درون خود دارد.

 

تفاوت ماده‌ی 41 با فصل 7

س: اگر شورای امنیت بنا داشته باشد تا تحت فصل 7 قطعنامه صادر کند، چه باید بکند؟

ج: برای درک بهتر موضوع، شایسته است قطعنامه‌های صادر علیه ایران با قطعنامه‌های اخیر صادره علیه یمن مقایسه شود:

* در قطعنامه‌ی 2201 شورای امنیت علیه یمن آمده است: «وضعیت یمن یک تهدید برای صلح و امنیت بین‌المللی است» (15)

* در قطعنامه‌های 2204 و 2216 شورای امنیت علیه یمن آمده است: «تحت فصل هفتم از منشور ملل متحد»، (16)

در حالی که درباره‌ی ایران؛

* در هیچ یک از قطعنامه‌ها ذکر نشده که «فعالیت‌های هسته‌ای ایران تهدیدی برای صلح و امنیت بین‌المللی است»

* در قطعنامه‌های 1835،1803،1747،1737 و 1929 تصریح شده است: «تحت ماده‌ی 41 از فصل هفتم منشور ملل متحد» (17) قطعنامه را صادر می‌کند و بیان نشده که تحت فصل 7 قطعنامه صادر می‌شود.

* در دو بند قطعنامه‌ی 1929 صریحاً برای جلوگیری از سوء استفاده‌ی امریکا تصریح می‌کند که این قطعنامه مجوزی برای حمله‌ی نظامی نمی‌دهد و لذا حق استفاده از زور وجود ندارد.

 

تفاوت آثار عملی ماده‌ی 41 با فصل 7

س: آیا آثار عملی و حقوقی قطعنامه‌ی شورای امنیت تحت «ماده‌ی 41 از فصل هفتم منشور ملل متحد» با آثار عملی و حقوقی قطعنامه‌ی تحت «فصل هفتم منشور ملل متحد» تفاوت دارد؟

ج: بله. در صورتی که قطعنامه تحت «فصل هفتم منشور ملل متحد» صادر شود، مفاد همه‌ی مواد این فصل از جمله ماده‌ی 41 (تحریم اقتصادی) و ماده‌ی 42 (حمله‌ی نظامی) را دربرمی‌گیرد، در حالی که قطعنامه‌ی تحت «ماده‌ی 41 از فصل هفتم منشور ملل متحد» فقط به تحریم‌های اقتصادی محدود است.

 

دلیل عدم صدور 6 قطعنامه تحت فصل 7

س: چرا شورای امنیت، 6 قطعنامه علیه ایران را تحت «فصل هفتم منشور ملل متحد» صادر نکرده است؟

ج: امریکا و انگلیس در پیش‌نویس قطعنامه‌ها علیه ایران قصد داشتند تا این قطعنامه‌ها تحت فصل 7 صادر شود، ولی روسیه و چین با آن مخالفت نموده و تأکید کرده بودند «عدم تعلیق غنی‌سازی» توسط ایران، موجب تهدید و یا نقض صلح و امنیت بین‌المللی نیست و لذا نمی‌توان قطعنامه را تحت فصل 7 صادر نمود و بر همین اساس تصریح به فصل 7 در قطعنامه‌ها علیه ایران حذف شد.

 

دلیل صدور 5 قطعنامه علیه ایران تحت ماده‌ی 41

س: اگر روسیه و چین با استناد قطعنامه‌های علیه ایران به فصل هفتم منشور ملل متحد مخالفت نمودند، پس چرا با استناد قطعنامه‌ی نخست به ماده‌ی 40 و استناد 5 قطعنامه‌ی بعدی به ماده‌ی 41 موافقت کردند؟

ج: دلیل استناد قطعنامه‌ی نخست به ماده‌ی 40، «الزام» ایران به انجام خواسته‌های سه ‌گانه‌ی آژانس و دلیل استناد 5 قطعنامه‌ی بعدی به ماده‌ی 41، «وادارسازی» ایران به انجام این خواسته‌ها با اعمال «تحریم» علیه ایران بوده است.

 

فعالیت‌ هسته‌ای ایران تهدید امنیت بین‌الملل بوده؟

س: ادعای زیر تا چه اندازه‌ای صحت دارد: «در قطعنامه‌های شش‌گانه به ویژه قطعنامه‌ی 1929، فعالیت‌های هسته‌ای ایران تهدید علیه صلح و امنیت بین‌الملل محسوب شده بود، ولی قطعنامه‌ی 2231 توانسته است تا فعالیت‌های هسته‌ای ایران را از جایگاه تهدید صلح و امنیت بین‌الملل خارج کند»؟

ج: این ادعا به هیچ وجه صحت ندارد، چرا که در هیچ جای قطعنامه‌های پیشین از جمله قطعنامه‌ی 1929، فعالیت‌های هسته‌ای ایران تهدید و یا نقض صلح و امنیت بین‌المللی قلمداد نشده و به همین دلیل قطعنامه‌ها تحت فصل 7 صادر نشده است. تا در قطعنامه‌ی جدید این تهدید رفع شده باشد.

 

2231 مجوز خروج از فصل 7؟!!

س: این گزاره تا چه حد درست است: «با صدور قطعنامه‌ی جدید (2231)، ایران از تحت فصل هفتم منشور ملل متحد خارج شده است»؟

ج: ایران در شش قطعنامه‌ی قبلی تحت فصل 7 نبوده (18) که با صدور قطعنامه‌ی 2231 از ذیل آن خارج شود.

 

مقایسه‌ی 1929 با 2231

س: با توجه به این که جامع‌ترین و کامل‌ترین قطعنامه از مجموعه‌ی قطعنامه‌های شش‌گانه علیه ایران، قطعنامه‌ی 1929 است، چه تفاوت‌ها و چه تشابه‌هایی میان این قطعنامه و قطعنامه‌ی 2231 وجود دارد؟

ج: تشابه:

* ذیل فصل 7 نبودن: هیچ یک از دو قطعنامه تحت فصل هفتم منشور ملل متحد نیست.

* ذیل ماده‌ی 41 بودن: کل قطعنامه‌ی 1929 تحت ماده‌ی 41 است، ولی در قطعنامه‌ی 2231 همه‌ی تصمیم‌های شورای امنیت تحت ماده‌ی 41 درج شده و برای 10 مرتبه به ماده‌ی 41 استناد شده است.

* الزام‌آور بودن: هر دو قطعنامه‌ برای ایران لازم‌الاجرا است.

تفاوت:

* قطعنامه‌ی 2231 به عدم استفاده از زور برای اجرای مفاد این قطعنامه اشاره‌ای نکرده است، اما در قطعنامه‌ی 1929 بر عدم امکان استفاده از زور برای اجرای مفاد این قطعنامه تصریح شده است. (19)

* خاتمه‌ی قطعنامه‌ی 1929 با اجرای خواسته‌های آژانس (20) و نیز حل مسایل با آژانس میسر است و هیچ مهلت زمانی برای خاتمه‌ی آن تعیین نشده است، در حالی که خاتمه‌ی قطعنامه‌ی 2231 منوط به گذشت دست کم 10 سال خواهد بود. البته بر اساس مفاد این قطعنامه چنانچه آژانس اعلام کند که «همه‌ی مواد هسته‌ای در ایران صلح‌آمیز» است نیز قطعنامه خاتمه می‌یابد، اما این شرط غیر قابل تحقق است و آژانس ابزاری برای حصول آن ندارد، (21) لذا هیچ‌گاه چنین امری محقق نخواهد شد.

 

تا به حال غنی‌سازی در ایران ممنوع بوده؟

س: آیا ادعای زیر صحت دارد: «براساس قطعنامه‌های قبلی، غنی‌سازی در ایران ممنوع بود، ولی قطعنامه‌ی 2231 این ممنوعیت را رفع کرده است»؟

ج: خیر. قطعنامه‌های قبلی علیه ایران؛

* غنی‌سازی در ایران را منع نکرده بود،

* صرفاً خواستار تعلیق سه فعالیت غنی‌سازی، آب سنگین و بازفرآوری شده بود،

* غنی‌سازی ایران را به رسمیت شناخته بود، چرا که صرفاً خواستار تعلیق آن شده و اذعان نموده که پس از حل و فصل مسایل ایران با آژانس، ایران می‌تواند هر سه فعالیت از جمله غنی‌سازی را از سر بگیرد.

در حالی که قطعنامه‌ی 2231، نه تنها غنی‌سازی ایران را مورد شناسایی قرار نگرفته، بلکه بخشی از حقوق هسته‌ای تا ابد از ایران سلب شده (مانند حق بازفرآوری و حق راکتور آب سنگین) و درباره‌ی غنی‌سازی نیز به ایران فقط و فقط اجازه (و نه حق) داده تا ایران این فعالیت را به صورت محدود و برای دوره‌ی زمانی مشخص انجام دهد.

 

مجازات ایران در صورت عدم اجرای 1929؟

س: بر اساس قطعنامه 1929، چنانچه ایران از مفاد این قطعنامه پیروی نکرده و آن را جرا نکند، چه پیامدی متوجه ایران خواهد شد؟

ج: در آخرین بند از قطعنامه‌ی 1929 آمده است: «... چنانچه روشن شود که ایران از قطعنامه‌ی 1803،1747،1737 و این قطعنامه پیروی نکرده است، اقدامات مناسب بیشتر بر اساس بند 41 از فصل 7 منشور ملل متحد را بپذیرد...»، بنابراین با عدم اجرای مفاد قطعنامه‌های پیشین و قطعنامه‌ی 1929، باز هم شورای امنیت اصرار دارد که در چار چوب ماده‌ی 41 با ایران برخورد خواهد کرد و از ماده‌ی 42 علیه ایران استفاده نمی‌کند، ولی در قطعنامه‌ی 2231 چنین تصریحی نیامده و لذا نقض این قطعنامه می‌تواند صدور قطعنامه‌ای تحت فصل 7 را علیه ایران در پی داشته باشد و سپس با گسترش تحریم‌ها ادامه یافته و نهایتاً منجر به صدور مجوز حمله‌ی نظامی تحت ماده‌ی 42 گردد.

 

سازوکار یک جانبه‌ی حل و فصل اختلاف‌ها

س: آیا بر اساس سازوکارهای توافق جامع برای حل و فصل اختلاف‌ها، امیدی به دستیابی ایران به حقوق بدیهی‌ای وجود دارد؟

ج: خیر. سازوکارهای حل و فصل اختلاف در توافق جامع عبارت است از:

1. کمیسیون مشترک، برای حل و فصل اختلاف‌های

* ایران با گروه 1+5 و اعضای آن در اجرای توافق جامع

* ایران و آژانس در اجرای پروتکل الحاقی

* کسب مجوز خرید کالاها و فناوری‌های دو منظوره

2. نشست وزیران امور خارجه ایران با گروه 1+5 و اعضای آن؛ برای حل و فصل اختلاف‌های

* ایران با گروه 1+5 و اعضای آن در اجرای توافق جامع

3. شورای امنیت سازمان ملل متحد؛ برای حل و فصل اختلاف‌های

* ایران با گروه 1+5 و اعضای آن در اجرای توافق جامع

بر اساس موارد مطروحه در توافق، ایران بازنده‌ی از قبل تعیین شده‌ی این سازوکار است، چرا که در:

* کمیسیون مشترک، طرف مقابل ایران 7 رأی و ایران یک رأی دارد. در خوش‌بینانه‌ترین حالت و در شرایط خاص ممکن است روسیه و چین به نفع ایران رأی دهند که در آن صورت هم نتیجه 5 به 3 به ضرر ایران خواهد بود.

* شورای امنیت، طرف مقابل ایران 5 عضو دارای حق وتو هستند و اساساً ایران عضو آن هم نیست.

 

توقف غنی‌سازی در پرتو توافق جامع

س: آیا با اجرای توافق جامع، غنی‌سازی در ایران تداوم خواهد داشت؟

ج: خیر.

* بر اساس مفاد توافق جامع، ایران موظف شده است تا طی 10 سال تمام سانتریفیوژهای نسل یک خود را برچیند. این در حالی است که غنی‌سازی ایران صرفاً با همین نوع از ماشین‌ها انجام می‌شود. از این رو 5060 سانتریفیوژ که طبق توافق می‌تواند غنی‌سازی کنند، فقط در دوره‌ی 10 ساله مجاز به فعالیت هستند و پس از پایان دوره‌ی 10 ساله ایران مجاز نیست هیچ یک از سانتریفیوژهای نسل یک خود را برای غنی‌سازی استفاده نماید.

* هر چند که در توافق آمده هیچ محدودیتی برای غنی‌سازی سانتریفیوژهای نسل 8 پس از دوره‌ی محدودیت وجود ندارد، اما

اولاً؛ حداقل تا پایان سال سیزدهم ایران حق استفاده از این سانتریفیوژها را برای غنی‌سازی ندارد، پس از آغاز سال یازدهم تا پایان سال سیزدهم غنی‌سازی ایران تعطیل خواهد بود و

ثانیاً؛ تا آن زمان (پایان سال سیزدهم) سانتریفیوژهای نسل 8 آمادهی فعالیت صنعتی نخواهد بود، چرا که به دلیل محدودیت‌های توافق جامع بر روی فعالیت‌های تحقیق و توسعه روی این نوع ماشین‌ها، تا آن زمان عملیات تحقیق و توسعه به طور کامل روی آنها انجام نشده و این ماشین‌ها توانایی فعالیت صنعتی غنی‌سازی را نخواهند داشت.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- در بند سوم قطعنامه‌ی 2231 آمده است: «ایران باید به طور کامل بر اساس خواسته‌های آژانس که در گزارش- آژانس آمده است، ... همکاری نماید.»

2- موضوع «ایران» به جای «عدم اشاعه» با عنوان و برچسب دیگری در دستور کار شورای امنیت سازمان ملل باقی خواهد ماند.

3- بند نهم از قطعنامه‌ی 1929 تصریح می‌کند: «شورای امنیت تصمیم می‌گیرد که ایران نباید هیچ یک از فعالیت‌های مربوط به موشک‌های بالستیک که قادر به حمل سلاح‌های هسته‌ای باشد، از جمله پرتاب با فناوری موشک بالستیک انجام داده و کشورها باید همه‌ی اقدامات ضروری به منظور جلوگیری از انتقال فناوری یا کمک‌های فنی به ایران درباره‌ی چنین فعالیت‌هایی را انجام دهند.»

4- بند سوم از پیوست دوم قطعنامه‌ی 2231 تصریح می‌کند: «از ایران خواسته می‌شود تا هیچ فعالیت مرتبط با موشکهای بالستیک طراحی شده با قابلیت حمل تسلیحات هسته‌ای از جمله شلیک هر گونه موشک با استفاده از چنین فناوری‌های مربوط به موشک‌‌های بالستیک را تا زمان گذشت 8 سال از روز پذیرش برجما و یا تا زمانی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارشی ارائه کند که «جمع‌بندی مبسوط» را تأیید کند، بسته به این که کدام یک زودتر اتفاق بیفتاد، انجام ندهد.»

5- ballistic missiles capable of delivering unclear weapons

6- ballistic missile designed to be capable of delivering unclear weapons.

7- در بند ما قبل آخر از بخش مقدمه و آخرین بند اجرایی (بند 37) قطعنامه‌ی 1929.

8- این موارد عبارت است از: «احراز تهدید یا نقض صلح و امنیت بین‌المللی توسط شورای امنیت»، «صدور قطعنامه‌ای تحت فصل 7 منشور ملل متحد» و «صدور مجوز حمله‌ی نظامی تحت ماده‌ی 42 منشور ملل متحد»

9- منظور از قطعنامه‌های شش‌گانه، شماره‌ی 1835،1803،1747،1737،1696 و 1929 است.

10- فصل هفتم منشور ملل متحد در برگیرنده‌ی ماده‌های 39 تا 51 این منشور است.

11- ماده‌ی 40 منشور ملل متحد عبارت است از: «به منظور جلوگیری از وخامت وضعیت، شورای امنیت می‌تواند پیش از آن که بر طبق ماده‌ی 39 توصیه‌هایی بنماید یا درباره‌ی اقداماتی که باید معمول گردد، تصمیم بگیرد، از طرف‌های ذی نفع بخواهد اقدامات موقتی را که شورای امنیت ضروری یا مطلوب تشخیص می‌دهد، انجام دهند. اقدامات موقتی مذکور به حقوق یا ادعاها یا موقعیت طرف‌های ذی‌نفع لطمه‌ای وارد نخواهد کرد. شورای امنیت تخلف در اجرای موقتی را چنان که باید و شاید در نظر خواهد گرفت.»

12- ماده‌ی 41 از منشور ملل متحد عبارت است از: «شورای امنیت می‌تواند تصمیم بگیرد که برای اجرای تصمیمات آن شورا مبادرت به چه اقداماتی که متضمن به کارگیری نیروی مسلح نباشد، لازم است و می‌تواند از اعضای ملل متحد بخواهد که به این قبیل اقدامات مبادرت ورزند. این اقدامات ممکن است شامل متوقف ساختن تمام یا قسمتی از روابط اقتصادی و ارتباطات راه‌آهن، دریایی، هوایی، پستی، تلگرافی، رادیویی و سایر وسایل ارتباطی و قطع روابط سیاسی باشد.»

13- Acting under Article 40 of chapter VII of the Charter of the United Nations.

14- Acting under Article 41 of Chapter VII of the Charter of the United Nations.

15- The situation in Yemen constitutes a threat to international peace and security.

16- با ذکر عبارت «فصل هفتم از منشور ملل متحد»، به طور طبیعی مفاد دو ماده‌ی 41 و 42 مشمول موضوع یمن خواهد بود.

17- با تصریح عبارت «ماده‌ی 41 از فصل هفتم منشور ملل متحد»، به طور طبیعی مفاد ماده‌ی 42 شامل این گونه قطعنامه‌ها نخواهد شد.

18- توضیح این که ایران در قطعنامه‌های شش‌گانه تحت فصل 7 نبوده است، در پاسخ به پرسش‌های پیشین آمده است.

19- در پاراگراف ماقبل آخر بخش مقدمه‌ی قطعنامه‌ی 1929 تصریح شده است: «با تأکید بر این که هیچ چیز در این قطعنامه کشورها‌ را مجبور به اتخاذ اقدامات یا اعمال خارج از عُرف این قطعنامه از جمله استفاده از زور یا تهدید با زور نمی‌کند.»

20- خواسته‌های آژانس در قطعنامه‌ی 1929 عبارت است از: «تعلیق فعالیت‌های غنی‌سازی»، «تعلیق فعالیت‌های آب سنگین»، «تعلیق بازفرآوری» و «اجرا و تصویب پروتکل الحاقی».

21- ابزار آژانس برای انجام مأموریت‌های خود عبارت است از «موافقت‌نامه‌ی پادمان» و «پروتکل الحاقی». موافقت‌نامه‌ی پادمان آژانس را از «عدم انحراف فعالیت‌ها و مواد هسته‌ای» مطمئن می‌سازد و پروتکل الحاقی آژانس را از «عدم وجود مواد و فعالیت‌های هسته‌ای اعلام نشده» مطمئن می‌کند.

 

منبع مقاله : کمیته علمی موسسه فرهنگی هنری راسخون

 



 

1. بر اساس متن برجام «اجرای موفقیت‌آمیز این برجام ایران را قادر خواهد ساخت تا به طور کامل حق خود برای انرژی هسته‌ای جهت مقاصد صلح‌آمیز را طبق معاهده‌ی عدم اشاعه‌ی هسته‌ای... اعمال نماید...». (1).

بنابراین تا پیش از «اجرای موفقیت‌آمیز برجام»، ایران با وجود عضویت در ان پی تی، از حقوق یک عضو عادی این معاهده برخوردار نخواهد بود. این در حالی است که اولاً؛ در همین زمان، ایران بر اساس برجام ملزم به انجام تکالیفی بسیار بیشتر و فراتر از معاهده‌ی ان پی تی است و ثانیاً؛ طرف مقابل به ویژه امریکا در فروردین ماه 1391 (گفتگوهای استانبول 2)، به صراحت بر حقوق ایران در چارچوب ان پی تی اذعان نموده و بر استثنا نبودن ایران نسبت به سایر اعضای این معاهده پیش از شکل‌گیری توافق جامع تأکید نموده است. حال سئوال این است که هیأت ایرانی با چه توجیهی نفی حقوق ایران در چارچوب ان پی تی را طی سندی رسمی پذیرفته و منجز شدن این حقوق را به آینده‌ای نامعلوم و نامشخص (2) موکول کرده است.

 

2. با توجه به این که طرف مقابل در توافق ژنو پذیرفته بود که در گام پایانی توافق جامع «[1+5] به طور جامع تحریم‌های مرتبط با هسته‌ای شورای امنیت سازمان ملل، چند جانبه و ملی را لغو خواهد کرد»، چرا هیأت ایرانی در توافق جامع (برجام) موافقت کرد تا اولاً؛ اتحادیه‌ی اروپایی فقط تحریم‌های «اقتصادی و مالی» هسته‌ای را تعلیق نموده (3) و ثانیاً؛ امریکا فقط اجرای تحریم‌های مالی و اقتصادی ثانویه هسته‌ای را متوقف نموده (4) و ثالثاً؛ شورای امنیت فقط تحریم‌های اقتصادی و مالی هسته‌ای را لغو نماید؟ (5)

 

3. بر اساس برجام و با توجه به اولاً؛ تصریح به این امر که «همه‌ی مفاد و اقوام‌های مندرج در این برجام صرفاً برای اجرای آن میان گروه 1+5 و ایران است و نباید به منزله‌ی ایجاد سابقه برای هیچ دولت دیگری یا برای اصول بنیادین حقوق بین‌الملل و حقوق تعهدات وفق معاهده‌ی عدم اشاعه‌ی سلاح‌های هسته‌ای و سایر اسناد مربوط و هم چنین اصول و رویه‌های شناخته شده‌ی بین‌المللی تلقی گردد» و ثانیاً؛ اذعان به این امر که هیأت ایرانی دست کم از 20 مورد از حقوق ملت ایران تا ابد و برای همیشه صرف‌نظر کرده و دست کم با 24 منفذ و دریچه‌ی برای دسترسی و بازرسی آژانس (بیگانگان و دشمنان) به حیطه‌های نظامی و حساس کشور تا ابد و برای همیشه موافقت نموده است، جمهوری اسلامی ایران رسماً و عملاً به مستثنی بودن ایران نسبت به دیگر اعضای ان پی تی اذعان نموده است (حقوق کمتر و تکالیف بیشتر)، چرا هیأت ایرانی با چنین وضعیتی برای کشور و ملت ایران (استثنا شدن) موافقت نموده است؟

 

4. با توجه به اینکه در برجام تصریح شده: «... محدودیت‌های مشخصِ مورد توافق درباره‌ی فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیوم و فعالیت‌های مرتبط با غنی‌سازی اورانیوم از جمله محدودیت‌های مشخص در فعالیت‌های خاص تحقیق و توسعه برای 8 سال نخست را شامل می‌شود که رشد تدریجی با یک سرعت معقول به سمت مرحله‌ی بعدی فعالیت‌های غنی‌سازی ایران ... را در پی خواهد داشت»، ویژگی‌ها و مؤلفه‌های مرحله‌ی بعدی چیست و در چه زمانی و در چه چارچوبی با طرف مورد توافق قرار گرفته و یا قرار خواهد گرفت؟

 

5. بر اساس برجام، چنانچه آژانس در قالب پروتکل الحاقی خواستار دسترسی به مکانی در ایران باشد، ولی ایران با این دسترسی موافق نبوده و راه‌های جایگزین پیشنهادی ایران نیز نتواند خواسته‌ی آژانس را برآورده کند، آژانس می‌تواند موضوع را به کمیسیون مشترک ارجاع داده و در صورت رأی 5 عضو این کمیسیون (امریکا، اتحادیه‌ی اروپایی، انگلیس، فرانسه و آلمان)، ایران ملزم است دسترسی مورد نظر آژانس را فراهم نماید. چرا هیأت ایرانی با این سازوکار که آشکارا ناقض حاکمیت ملی است موافقت نموده است؟

 

6. بر اساس برجام چنانچه ایران مدعی عدم پای‌بندی طرف مقابل (اعم از گروه 1+5 یا یکی از اعضای آن) به برجام و یا نقض آن باشد، فرآیند رسیدگی به شکایت ایران نهایتاً منجر به بازگشت تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران خواهد شد. با چه توجیهی، هیأت ایرانی چنین سازوکار شگفت‌آور و غیر قابل باوری را پذیرفته است؟

 

7. بر اساس متن برجام، این توافق هیچ پایان و انتهایی ندارد، چرا که برخی از محرومیت‌ها و محدودیت‌ها و نیز بعضی از سازوکارهای نظارت، دسترسی و بازرسی آن ابدی و برای همیشه است. با توجه به این که بر اساس برجام، ایران هنگامی «از حق خود برای انرژی هسته‌ای جهت مقاصد صلح‌آمیز... طبق معاهده‌ی عدم اشاعه‌ی هسته‌ای... برخوردار خواهد بود» که قبل از آن «به طور کامل برجام را به طور موفقیت‌آمیز اجرا کرده باشد»، سئوال این است که با این ترتیبات ایران در چه زمانی خواهد توانست از حقوق خود طبق معاهده‌ی ان پی تی برخوردار باشد؟

 

8. با توجه به اینکه در بخش مربوط به مؤلفه‌های گام پایانی در توافق ژنو (توافق مادر - آذر 1392) که در آن همه‌ی عناصر و محورهای گام پایانی توافق جامع فهرست شده است، هیچ سخنی از «تحقیق و توسعه» نیست، چرا هیأت ایرانی با وجود موضوع «تحقیق و توسعه» در دستور کار مذاکرات توافق جامع موافقت نموده و چرا با پذیرش محدودیت‌ها و محرومیت‌های جدی و سنگین عملاً روند تحقیق و توسعه‌ی غنی‌سازی در کشور را به تعطیلی کشانده است؟ (بر اساس برجام، در موضوع تحقیق و توسعه، ایران فقط اجازه دارد تا درباره‌ی سانتریفیوژهای نسل 6 و 8 به طور مشروط و محدود کار کند. به این ترتیب که از سال 8 ونیم به بعد فقط با زنجیره‌ی سی تایی کار کند، در حالی که زنجیره‌های تولید صنعتی ایران 164 یا 174 تایی است. به عبارت دیگر با زنجیره‌ی سی‌تایی هیچ‌گاه فرآیند تحقیق و توسعه روی این دو ماشین کامل نخواهد شد.)

 

9. در حالی که به ادعای امریکایی‌ها، هدف آنها از مذاکرات هسته‌ای با ایران جلوگیری ایران از دستیابی به سلاح هسته‌ای است و با توجه به اذعان مکرر مقام‌های امریکایی (به ویژه وزیر خارجه و وزیر انرژی) در مقاطع مختلف (به ویژه پس از توافق‌های لوزان و وین)، مبنی بر اینکه برجام، هر چهار مسیر ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای (نطنز، فردو، اراک و فعالیت‌های پنهان) را مسدود کرده و عملاً خواسته‌ی امریکایی‌ها در مذاکرات به طور کامل محقق شده است، پس چرا هیأت ایرانی نتوانسته است تا هدف جمهوری اسلامی ایران از مذاکرات هستهای (تثبیت حقوق هسته‌ای، حفظ دستاوردهای هسته‌ای و از همه مهم‌تر لغو کامل تحریم‌ها) را در مذاکرات محقق نموده و در چارچوب برجام، صرفاً برخی تحریم‌ها (اقتصادی و مالی هسته‌ای) فقط تعلیق شده و یا اجرای آن متوقف شده است؟

 

10. در حالی که مذاکرات هسته‌ای «دو طرف» داشته است: «ایران» و «گروه 1+5»، پس چرا در سازوکار حل و فصل اختلاف میان «دو طرف»، ایران یک رأی و طرف مقابل 7 رأی دارد؟

 

11. در صورتی که طرف مقابل از دادن سوخت مورد نیاز راکتور تحقیقاتی تهران خودداری نموده و یا برای فروش آن شرایط غیر معقول و منطقی مطرح کند، چرا در توافق جامع (برجام) هیچ اشاره‌ای به حقِ اِعمالی ایران برای غنی سازی 20 درصد به منظور استفاده در صفحه‌ی سوخت راکتور تحقیقاتی تهران نشده است؟

 

12. در حالی که طرف مقابل با تعبیه‌ی سازوکار بازگشت‌پذیری فوری و غیر مشروط تحریم‌ها در برجام، ضمن حفظ توافق جامع، ضمانت اجرای کارا و مؤثری را برای خود تدارک دیده است، چرا هیأت ایرانی هیچ سازوکاری برای تضمین اجرای تعهدات طرف مقابل برای جمهوری اسلامی ایران (غیر از الغای توافق) تدارک ندیده است؟ این در حالی است که برخی مقام‌های ایرانی بر توانایی ایران برای لغو توافق جامع در صورت تخلف طرف مقابل تصریح کرده‌اند، ولی طرف مقابل بدون لغو توافق جامع، در داخل همین توافق و با حفظ آن ضمانت اجرا برای خود تعبیه نموده است.

 

13. با توجه به فرمایش روشن، صریح و قاطع فرمانده‌ی کل قوا (20 فروردین ماه 1394) مبنی بر اینکه «به هیچ وجه اجازه داده نشود که به بهانه‌ی نظارت، اینها به حریم امنیتی و دفاعی کشور نفوذ کنند، مطلقاً. مسئولین نظامی کشور به هیچ وجه مأذون نیستند که به بهانه‌ی نظارت و به بهانه‌ی بازرسی و مانند این حرف‌ها بیگانگان را به حریم و حصار امنیتی و دفاعی کشور راه بدهند.»، پس چرا هیأت ایرانی در برجام پذیرفته است در صورتی که 5 عضو کمیسیون مشترک (امریکا، اتحادیه‌ی اروپایی، انگلیس، فرانسه و آلمان) نظر آژانس برای دسترسی و بازرسی از مراکز نظامی و حساس را تأیید کنند، ایران مکلف است حداکثر ظرف 3 روز این دسترسی را فراهم کند. آیا این سازوکار مندرج در برجام مخالفت آشکار، بین و صریح با دستور فرمانده‌ی کل قوا نیست؟

 

14. بر اساس چه مجوز و با چه حقی هیأت ایران، برخی از حقوق ملت ایران (دست کم 20 مورد) را برای همیشه از ملت ایران سلب نموده است؟ برخی از این حقوق سلب شده عبارت است از: حق «طراحی»، «ساخت»، «اکتساب» و «بهره‌برداری» از هر نوع راکتور آب سنگین.

 

15. با توجه اینکه یکی از اهداف اصلی جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات هسته‌ای، لغو همه‌ی قطعنامه‌های شورای امنیت و خروج موضوع ایران از دستور کار این شورا بوده و با عنایت به اینکه تا به حال موضوع ایران تحت فصل منشور ملل متحد نبوده و صرفاً تحت ماده‌ی 41 این منشور بوده و 10 بندِ قطعنامه‌ی 2231 نیز تحت ماده‌ی 41 صادر شده که فقط یکی از این بندها مربوط به لغو تحریم‌ها (به نفع ایران) و بقیه (9 بند دیگر) در برگیرنده‌ی ممنوعیت و محدودیت علیه ایران است، چرا با وجود پذیرش محرومیت از 100 حق ملت ایران و نیز پذیرش 57 منفذ برای دسترسی بیگانگان و دشمنان ملت ایران به حیطه‌های نظامی و حساس در برجام، باز هم قطعنامه‌ای علیه ایران (تحت ماده‌ی 41) ولی این بار با موافقت و استقبال ایران، صادر شده و موضوع ایران از دستور کار شورای امنیت خارج نشده است؟

 

16. در حالی که ایران در برجام محرومیت‌ها و محدودیت‌های سنگین و شدیدی را که بعضاً همیشگی و ابدی است، پذیرفته است (سلب 100 مورد از حقوق، ایجاد 57 منفذ برای دسترسی و بازرسی بیگانگان و دشمنان به حیطه‌های نظامی و حساس) و با توجه به

• باقی ماندن ساختار همه‌ی اتحادیه‌ی اروپایی علیه ایران (باقی ماندن زیرساخت همه‌ی تحریم‌های اتحادیه‌ی اروپایی یعنی تصمیم شماره‌ی 413 این اتحادیه) و

• بقای برخی دیگر از تحریم‌های این اتحادیه (عدم تعلیق بسیاری از تحریم‌ها حداقل تا 8 سال آینده) و با عنایت به

• باقی ماندن ساختار تحریم‌های امریکا (باقی ماندن زیرساخت تحریم‌های کنگره و دستور اجرایی رئیس جمهور) و

• بقای بسیاری از تحریم‌ها امریکا (بقای همه‌ی تحریم‌های اولیه امریکا و نیز بقای همه‌ی تحریم‌های هسته‌ای غیر ثانویه-ی امریکا) و نیز

• عدم ارائه‌ی هیچ تعهدی از سوی امریکا برای لغو، تعلیق و یا حتی توقف تحریم‌های کنگره پس از 8 سال و اکتفای طرف امریکایی به «پیگیری» فرآیند قانونی برای اصلاح برخی تحریم‌های کنگره،

هیأت مذاکره کننده‌ی ایرانی در نظر دارد تا این حجم عظیم از تحریم‌های باقی مانده را که به بهانه‌ی موضوع هسته‌ای بر ملت ایران تحمیل شده است، در قبال چه امتیازهای دیگری به دشمن رفع کند؟

 

مخاطرات تحریمی «توافق جامع»

1- حفظ ساختار تحریم‌ها

2- باقی ماندن فشار

•  در حالی که به اذعان 1+5 با «توافق جامع» مسیر دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای به طور عینی و قطعی بسته می‌شود، اما ساختار و مسیر تحریم‌ها باز می‌ماند.

3- مکانیزم اعتراض به عدم انجام تعهد اروپا و آمریکا ناکارآمد است؛ به دلایل:

•  اثبات عدم رعایت تعهد سخت و ناممکن است

•  مرجع رسیدگی به شکایت خود آمریکا و اروپاست.

•  بدعهدی طرف مقابل اثبات‌پذیر نیست.

4- امکان بازگشت به نقطه اول با داشته‌های کمتر ایران

5- امکان اعمال تحریم‌ها در بسترهای دیگر

6- برنامه وزارت خزانه‌داری آمریکا در خصوص تحریم‌ها بر اساس اظهارات مقامات آمریکا

 

الف- تحریم‌های اتحادیه‌ی اروپا

عدم لغو تحریم‌های اقتصادی - مالی هسته‌ای:

* باقی ماندن زیرساخت تحریم‌های اتحادیه‌ی اروپایی «Decision» که فقط تعلیق می‌شود (بند 16 پیوست 5)

* برخی از این زیرساخت‌ها تا هشت سال بعد حتی تعلیق هم نمی‌شوند.

 

عدم تناظر اقدام‌های ایران با اقدام‌های اروپا

زیرساخت‌هایی که حتی هشت سال بعد نیز تعلیق نمی‌شوند؛ مواردی که از شمول همین تعلیق نیز خارج است و «روز اجرا» تعلیق نمی‌شود و به 8 سال بعد موکول می‌شود، اهمیت فراوان دارد. از جمله:

1- تعلیق توقیف دارایی 224 شخص حقیقی و حقوقی به هشت سال بعد موکول شده است.

 

 

2- تعلیق تحریم سوئیفت در تعهدات اروپا به هشت سال بعد موکول شده است.

3- تعلیق تحریم خدمات و سوخت رسانی به کشتی‌ها و بازرسی محموله‌ی کشتی‌ها و هواپیماهای باری در موارد دلخواه به هشت سال بعد موکول شده است.

4- تعلیق تحریم خدمات تعمیر و نگهداری هواپیماهای باری به هشت سال بعد موکول شده است.

5- تعلیق تحریم اقلام و فناوری با کاربرد دوگانه به هشت سال بعد موکول شده است.

6- تعلیق تحریم فلزات به هشت سال بعد موکول شده است؛ آلومینیوم، فولاد، گرافیت...

7- تعلیق تحریم نرم‌افزار به هشت سال بعد موکول شده است.

8- تعلیق تحریم تسلیحات به هشت سال بعد موکول شده است.

 

ب- وضعیت تحریم‌های آمریکا

• حفظ ساختار تحریم

•  محدود کردن لغو «کلیه‌ی تحریم‌های هسته‌ای» در توافق ژنو به فقط توقف موقت تدریجی اجرای برخی «تحریم‌های اقتصادی ومالی هسته‌ای» در توافق جامع

•  عدم لغو کلیه‌ی تحریم‌های اقتصادی و مالی هسته‌ای:

- فقط توقف موقت اجرای برخی تحریم‌های اقتصادی و مالی ثانویه‌ی هسته‌ای

- حفظ کلیه‌ی تحریم‌های اولیه (حتی اقتصادی و مالی هسته‌ای)

- عدم تعهد آمریکا به لغو تحریم‌های اقتصادی و مالی هسته‌ای ثانویه‌ی کنگره‌ی آمریکا (حتی پس از 8 سال)

•  عدم همزمانی اقدامات ایران با اقدامات آمریکا

•  مشروط شدن اقدام‌های آمریکا به انجام تعهدات ایران و راستی آزمایی و تأیید آژانس.

•  آمریکا در روز انتقال (8 سال دیگر) صرفاً وعده‌ی پیگیری (Seek) فرایند قانونی خاتمه یا اصلاح برخی تحریم‌های کنگره را داده است.

تحریم‌های باقیمانده آمریکا که حتی در تحریم‌های ثانویه هسته‌ای نیز موقتاً هم متوقف نمی‌شود؛ شامل:

 

1- دستورهای اجرایی رئیس جمهور

• فقط چهار دستور اجرایی و بخشی از یک دستور دیگر خاتمه خواهد یافت.

•  اشخاصی که در لیست تحریم هسته‌ای 1382 و تحریم ثانویه هسته‌ای می‌مانند (حتی بعد 10 سال): بانک‌های انصار و مهر

•  شرکت تایدواتر

•  سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

•  بنیاد تعاون سپاه

•  قرارگاه خاتم‌الانبیاء

•  دانشگاههای امام حسین، بقیه‌الله، مالک اشتر

•  توقیف دارایی دولت و نهادهای مالی ایران از جمله بانک مرکزی

•  هر بانک و شرکت غیر آمریکایی که تحت کنترل اشخاص آمریکایی (حقوقی و حقیقی) قرار گیرید، ملزم به قطع روابط تجاری و مالی با ایران است.

 

2- تحریم‌های وزارت خزانه‌داری

•  تحریم چرخه دلار علیه ایران: کماکان تراکنش و نقل و انتقال‌های دلاری برای اتباع و بانک‌ها و نهادها و دولت ایران ممنوع خواهد بود.

•  تحریم روابط با بانک مرکزی و بانک‌های ایران

i. قانون Patriot : ممنوعیت هرگونه تراکنش بانک‌های آمریکایی با بانک‌هایی که در منطقه اول پولشویی قرار دارند.

ii. مقررات اجرایی خزانه‌داری 2011: ایران از مصادیق منطقه‌ی اول پولشویی است.

iii. بند A 1245 NDAA: بر اساس این تحریم قانون NDAA وضع شده است. که در بند A آن تصریح شده است که ایران در منطقه اول پولشویی قرار دارد.

 

3- تحریم‌های کنگره

a. تحریم اولیه در همه ابعاد و تحریم ثانویه اقلام و فناوری با کاربرد دوگانه، موشکی و ...

b. تحریم ثانویه تراکنش‌های نفتی

i. اگر پول نفت به حساب بانک‌های خارجی واریز شود، مشمول همان تحریم‌های ثانویه سابق خواهد ماند.

c. اجازه برداشت از منابع توقیفی بانک مرکزی به دادگاه امریکا.

d. تحریم ثانویه حواله وجوه نفت به کشورهای ثالث

e. تحریم ثانویه محدود شدن مصرف وجوه نفت به خرید صرفاً اقلام مصرفی خرید از کشور

4- برنامه وزارت خزانه‌داری آمریکا در خصوص تحریم‌ها بر اساس اظهارات مقامات آمریکا

a. جلوگیری از تبدیل تعلیق به لغو

b. تشدید تحریم‌های ثانویه به بهانه حمایت از تروریسم

c. طراحی و اجرای تحریم‌های غیر رسمی (تجربه قیمت نفت)

d. کاهش مدیریت شده تحریم‌ها با هدفگذاری نرخ ارز به جای بودجه و تولید کشور

 

پی نوشت‌ها:

1- «اجرای موفقیت‌آمیز این برجام ایران را قادر خواهد ساخت تا به طور کامل حق خود برای انرژی هسته‌ای جهت مقاصد صلح‌آمیز را طبق معاهده‌ی عدم اشاعه‌ی هسته‌ای و هم سو با تعهدات ایران در آن سند اعمال نماید و در نتیجه با برنامه‌ی هسته‌ای ایران هم چون برنامه‌ی هر دولت دیگر غیر دارنده‌ی سلاح‌های هسته‌ای عضو معاهده‌ی عدم اشاعه رفتار خواهد شد.»

2- مبنا و معیار و نیز مرجع  تشخیص و ارزیابی «موفقیت‌آمیز بودن اجرای برجام» مبهم و نامشخص است.

3- بر این اساس، همه‌ی تحریم‌های غیرمالی و غیر اقتصادی هسته‌ای وهمه‌ی تحریم‌های غیر هسته‌ای اتحادیه‌ی اروپایی باقی خواهد ماند.

4- بر این اساس، همه‌ی تحریم‌های غیر مالی و غیراقتصادی هسته‌ای و همه‌ی تحریم‌های اولیه‌ی هسته‌ای وهمه‌ی تحریم‌های اولیه و ثانویه‌ی غیرهسته‌ای باقی خواهد ماند.

5- بر این اساس، بخش قابل توجهی از تحریم‌های شورای امنیت از جمله تحریم‌های هسته‌ای، تحریم‌های موشکی و تحریم‌های تسلیحاتی باقی خواهد ماند.

 

منبع مقاله : کمیته علمی موسسه فرهنگی هنری راسخون

 



 

بازنمایی برجام؛ «واقعیت‌ها»، «حقیقت‌ها» و «پیامدها»


 








 

مقدمه

بر اساس آنچه که از اظهارات مقام‌های عالی‌رتبه مشخص می‌شود این است که هدف ایران از ورود به «مذاکرات با 1+5» و دستیابی به «توافق جامع»، «لغو تحریم‌ها» و «تثبیت حقوق هسته‌ای» بوده است. بررسی تطبیقی آنچه که پس از پایان مذاکرات و دستیابی به برجام محقق شده با آنچه که پیش از مذاکرات مد نظر مسئولان عالی‌رتبه‌ نظام (دو هدف پیش گفته) بوده است، چشم‌انداز روشن‌تری از داده‌ها و ستانده‌های ایران، سنجش ادعای بازی برد - برد و وضعیت ایران در آینده‌ی پیش رو به دست خواهد داد. با تأمل در مفاد این گزارش، این واقعیت روشن می‌شود که ایران در قبال دریافت جایزه‌ی کاهش برخی از تحریم‌ها و اجازه‌ برای انجام چند فعالیت مشخص، محدود و مشروط هسته‌ای، مکلف شده است تا اولاً؛ از 100 حق ملت ایران صرف نظر کرده و ثانیاً؛ از 11 مجموعه از دستاوردهای هسته‌ای ملت ایران دست کشیده و آنها را از دسترس خارج نموده و ثالثاً؛ 57 منفذ و دریچه برای نفوذ، دسترسی و بازرسی بیگانگان و دشمنان به حیطه‌های نظامی و حساس کشور باز کرده است که هر یک از این منافذ می‌تواند مجوزی برای ده‌ها و یا صدها مورد بازرسی و دسترسی مد نظر آژانس باشد.

خلاصه:

* بر اساس برجام، جمهوری اسلامی ایران از 100 حق ملت ایران صرف‌نظر کرده است.
• حداقل 20 مورد از حقوقی که جمهوری اسلامی ایران از آن انصراف داده، برای ابد و همیشگی است.
• حداقل 18 مورد از حقوقی که جمهوری اسلامی ایران از آن انصراف داده، بدون هیچ سقف زمانی است.
• 40 مورد از حقوقی که جمهوری اسلامی ایران از آن انصراف داده، دست کم برای مدت 15 سال است.
• 16 مورد از حقوقی که جمهوری اسلامی ایران از آن انصراف داده، دست کم برای مدت 10 سال است.
* بر اساس برجام، جمهوری اسلامی ایران دست‌کم 57 دریچه و منفذ برای دسترسی و بازرسی بیگانگان به حیطه‌های نظامی و حساس فراهم کرده است.
• حداقل 24 مورد از منافذ بیگانگان به حیطه‌های نظامی و حساس برای ابد و همیشگی است.
• حداقل 8 مورد از منافذ بیگانگان به حیطه‌های نظامی و حساس برای مدت 15 تا 20 سال است.
• حداقل 20 مورد از منافذ بیگانگان به حیطه‌های نظامی و حساس دست کم برای مدت 10 سال است.
* بر اساس برجام، جمهوری اسلامی ایران دست کم از 11 مجموعه از دستاوردهای هسته‌ای کشور صرف‌نظر کرده است.
• از جمله دستاوردهای هسته‌ای از دست رفته، خارج شدن حدود 9700 کیلوگرم مواد غنی شده از دسترس جمهوری اسلامی ایران است.
• نابودسازی قلب راکتور آب سنگین اراک با تزریق بتن در داخل منفذهای مجتمع‌های سوخت از جمله دیگر دستاوردهای هسته‌ای از دست رفته است.

الف. دستاوردهای ایران از اجرای توافق جامع

یکم، حوزه‌ی هسته‌ای

اساس و بنیان «توافق جامع» بر «نفی حقوق ایران» (1) است. در چارچوب «توافق جامع»، «منجزشدن» حقوق ایران، (2) به «آینده‌ای نامشخص» موکول و به «احراز شروطی مبهم» منوط شده است. (3) از این رو هر آنچه در چارچوب توافق جامع به ایران داده شده ناشی ازاجازه‌ی چند کشور قدرتمند و موافقت آنها با برخورداری محدود، مشروط و موقت ایران از برخی دستاوردهای هسته‌ای است. به عبارت دیگر ستانده‌های ایران در چارچوب «توافق جامع» ناشی از اذعان طرف مقابل به «حق ایران» نیست، بلکه این یافته‌ها مرهون «لطف طرف مقابل در حق ایران» است.

1. اجازه‌ی غنی‌سازی حداکثر تا سطح 3/67 درصد، حداکثر با ظرفیت 5060 دستگاه سانتریفیوژ از نوع lR1 فقط در سایت نطنز حداکثر با سقف زمانی 10 سال (تا سال 1404)
2. اجازه برای صرفاً حفظ حداکثر 696 دستگاه سانتریفیوژ IR1 در سایت فردو (4)
3. اجازه‌ی نگهداری حداکثر 300 کیلوگرم مواد غنی شده تا سطح 3/67 درصد
4. اجازه‌ی آغاز نصب زیرساخت ضروری برای نصب سانتریفیوژ IR8 در سایت نطنز، پس از سال دهم (5)
5. اجازه‌ی تولید معدود، (6) محدود (7) و مشروط (8) سانتریفیوژ IR1
6. اجازه‌ی تولید محدود (کمی و کیفی) (9) سانتریفیوژهای IR6 و IR8 از آغاز سال نهم تا پایان سال نهم
7. اجازه‌ی تولید مشروط (10) و معدود (11) فقط سانتریفیوژهای IR6 و IR8 پس از سال دهم (12)
8. اجازه‌ی مشروط (13) مونتاژ نهایی سانتریفیوژهای تولیدی (IR6 و IR8) فقط در سایت نطنز.
9. اجازه‌ی انجام آزمایش بر روی سانتریفیوژ IR6 صرفاً با یک ماشین و پس از 8 سال و نیم از پذیرش برجام با زنجیره‌ی سی تایی (تا 15 سال فقط در سایت نطنز)
10. اجازه‌ی انجام آزمایش بر روی سانتریفیوژ IR8 صرفا با یک ماشین و پس از 8 سال و نیم از پذیرش برجام با زنجیره‌ی سی‌تایی (تا 15 سال فقط در سایت نطنز)
11. اجازه‌ی جایگزینی محدود (14) و مشروط (15) سانتریفیوژهای IR1 صدمه دیده یا خراب شده در سایت نطنز با سانتریفیوژهای IR1 موجود در انبار
12. اجازه‌ی مشروط (16) باز طراحی و بازساخت راکتور آب سنگین اراک (برای تبدیل آن به راکتور آب سبک به گونه‌ای که بتواند با آب سنگین نیز برای خنک کنندگی کار کند)
13. اجازه‌ی مشروط (17) و محدود (18) برای ساخت سوخت مورد نیاز راکتورهای تهران و اراک



سناریوی نفوذ

 







 

اشاره:

مقام معظم رهبری در دیدارهای مختلف با مردم و مسئولان، به ویژه دیدار با اعضای مجمع جهانی اهل بیت (علیهم‌السلام) و همچنین در بیست و یکمین مجمع سراسری فرماندهان و مسئولین سپاه در اواخر شهریور، هسته مرکزی تغییر سیاست‎ها و راهبردهای آمریکایی‌ها در قبال جمهوری اسلامی ایران را از استراتژی تقابلی انفعالی به تعاملی ایجابی، سناریوی باز طراحی و باز مهندسی شده‌ی «تلاش برای نفوذ به ساختارهای سیاسی، اقتصادی و به ویژه فرهنگی» دانسته، به همه مردم و مسئولان برای پایش و مراقبت از تحرکات و اقدامات دشمنان انقلاب اسلامی در این راستا علی‌الخصوص از طریق مذاکرات و توافق هسته‌ای به عنوان ابراز و بهانه جدید برای نفوذ بطئی، حساب شده و پنهان هشدار دادند. معظم‌له فرمودند ما تمام راه‌های نفوذ دشمنان به جمهوری اسلامی ایران را قاطعانه بسته و خواهیم بست. حال سؤال این است که ابعاد این نفوذ چیست و چگونه می‌توان از آن رمزگشایی کرد؟
در این راستا سردار سپهر، معاون محترم هماهنگ کننده نمایندگی ولی فقیه در سپاه طی سخنانی در جمع هادیان سیاسی ویژه کشوری در تاریخ 94/6/26 به واکاوی ابعاد و زمینه‌های تغییر سیاست‌ها و راهبردهای آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران و سطوح و پیشران‌های سناریوی نفوذ پرداخت که مخاطبان گرامی برای دسترسی به این بخش از سخنرانی وی می‌توانند به گاهنامه سخن هادی شماره (161) مراجعه نمایند. اما بخش دوم سخنرانی که در خصوص روش‌های تغییر در سیاست‌ها و تصمیم‌های نظام در بستر این سناریو است، با توجه به استنادات مناسب به آیات و روایات اسلامی در تکمیل این بحث برای بهره‌مندی هادیان سیاسی و مخاطبان عزیز تقدیم می‌شود.
در این راستا، اداره تحلیل و هدایت معاونت سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه طرح سخنرانی با عنوان «روش‌های تغییر سیاست‌ها و تصمیم‌های نظام در سناریوی نفوذ» را که مشتمل بر تحلیل و سخنرانی ایشان است، برای بهره‌مندی مسئولان و هادیان سیاسی در گردهمایی‌ها و نشست‌هایی که در رده‌های سپاه و بسیج برگزار می‌شود، تهیه و تقدیم می‌نماید.

 

روش‌های تغییر سیاست‌ها و تصمیم‌های نظام در سناریوی نفوذ

سه راهبرد اصلی آمریکا در ایران

نگاهی به تاریخچه مناسبات آمریکا با جمهوری اسلامی ایران و همچنین مروری بر ضد استراتژی‌هایی که در دوران رؤسای جمهوری مختلف این کشور در مقابل راهبرد تقویت مؤلفه‌های قدرت ملی نظام اسلامی اتخاذ و عملیاتی شده، نشان می‌دهد که تمام دولت‌های آمریکا، ورای نگاه حزبی و سلیقه سیاسی، سه راهبرد کلان طراحی و سیاست‌گذاری شده در مراکز و پشت صحنه قدرت اصلی در این کشور در قبال نظام جمهوری اسلامی را در دستور کار سیاست‌خارجی و اجرایی خود داشته‌اند؛

1- تغییر ساختار و رژیم جمهوری اسلامی ایران
2- تغییر رفتار نظام اسلامی که خود از طریق دو بخش وادار کردن تصمیم‌گیران اصلی نظام به عقب‌نشینی از اصول انقلابی و تلاش مجدانه دائمی برای همراه کردن مردم با آنچه که فرایند تعامل با نظام جهانی به رهبری تفکر لیبرال دموکراسی نامیده می‌شود.
3- مهار و کنترل نظام و کشور برای ممانعت از توسعه و پیشرفت در جوانب مختلف

روش‌های تغییر ساختار

نظام سلطه جهانی به رهبری آمریکا از بدو پیروزی انقلاب اسلامی همواره تلاش کرده با ابزار و شیوه‌های مختلف ولو با رهیافت تغییر سیاست‌ها، راهبردها، برنامه‌ها و تاکتیک‌ها، دکترین کلان‌اش، یعنی تغییر رژیم جمهوری اسلامی ایران را محقق سازد.
پس از 11 سپتامبر و حمله آمریکا به عراق، بازار گمانه‌زنی‌ها و تحلیل‌ها برای حمله به ایران از سوی رسانه‌های غربی و برخی از دنباله‌های آنها در داخل داغ بود. در بحبوحه این موضوع که تقریباً با بحث علنی شدن برنامه هسته‌ای ایران مصادف شد، چند سناریو از آن زمان در رابطه با برخورد با برنامه هسته‌ای ایران و به طور کلی با ایران مطرح شد که برخی از این سناریو‌ها عبارتند از؛

 

الف) تهاجم نظامی؛

یکی از سناریو‌ها یا راهبردهای آمریکا در قبال ایران اسلامی از بدو انقلاب تا ‌کنون توسل به حمله نظامی بوده است. این سیاست بویژه در دوران بوش به طور جدی از سوی نومحافظه‌کاران جمهوریخواه دنبال می‌شد که هنوز هم آمریکایی‌ها تهدید به روی میز بودن گزینه نظامی را کنار نگذاشته، مرتب مقامات کنونی آمریکایی گزینه نظامی در برخورد با ایران را به رخ می‌کشند. در حالی که در عمل کاربردی نداشته است. به هر حال، این تفکر که مشکل ایران را می‌توان از طریق حمله نظامی حل کرد، در مقامات آمریکا وجود دارد. مسئله هسته‌ای ایران هم در درون همین تفکر قرار می‌گیرد.
البته سناریو یا راهبرد حمله نظامی به ایران همواره در آمریکا با مخالفان جدی هم مواجه بوده که اعتقاد داشته و دارند که گزینه نظامی در مورد ایران کارآمد نیست؛ زیرا اولا عملی نیست؛ ثانیاً هیچ یک از اهداف آمریکا را برآورده نمی‌کند. آنها استدلال می‌کردند به فرض به تأسیسات هسته‌ای ایران هم حمله کنیم، فقط می‌توانیم برنامه هسته‌ای را به تأخیر بیاندازیم. در مقابل، ایران تصمیم می‌گیرد که برنامه هسته‌ای خود را تشدید کرده و بر خلاف خواسته ما که می‌خواهیم ایران بمب نسازد، با توجه به اقدام ما و تهدیدهای امنیتی که احساس می‌کند، چه بسا به سمت ساخت بمب هم برود و این باعث عوض شدن استراتژی آمریکا می‌شود.

 

ب) انزوای بین‌المللی؛

تلاش برای منزوی کردن ایران از دیگر ابزارهای آمریکا برای رسیدن به اهدافش بوده است. آمریکایی‌ها معتقدند ایران را باید همیشه منزوی کرد و نگذاشت به عنوان یک کشور عادی در عرصه بین‌المللی با کشورهای دیگر تعامل داشته باشد.

 

ج) تحریم‌های اقتصادی؛

تحریم‌ها، سومین راهبرد آمریکایی‌ها بود که از زمان بوش شروع و در زمان اوباما تشدید شد. در دوره اول اوباما، تصمیم تشدید تحریم‌ها اتخاذ شد و به سال 88 و انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری منتهی گردید که آمریکایی‌ها حساب می‌کردند آن چیزی که ما می‌خواهیم زمینه‌اش در ایران آماده هست، یعنی روی مردم فشار بیاورند تا آنها اعتراض کنند و رژیم را تغییر دهند و جمهوری اسلامی ایران سرنگون شود. اما نه در آن موقع به دلیل عبور مقتدرانه نظام اسلامی از فتنه عمیق 88 و نه در شرایط فعلی که نظام به مراتب قوی‌تر شده، این سؤال مطرح می‌شود که آیا واقعاً تحریم‌ها تأثیرگذار بود؟ باید بگویم نه؛ زیرا هیچ کدام از اهدافی را که آمریکایی‌ها در نظر داشتند برآورده نکرد. در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شود؛
1- یکی از آن هدف‌ها این بود که تأسیسات هسته‌ای و توان ایران از بین برود، اما تأسیسات ده برابر شد پس تأثیری نداشت.
2. مردم قرار بود شورش کنند نشد و جواب نداد.
3- نفوذ منطقه‌ای ایران را می‌خواستند کم کنند که بیشتر شد و حمایت ایران از متحدان منطقه‌ای خود افزایش پیدا کرد و سوریه هم به آن اضافه شد، پس اصلاً تحریم‌ها تأثیری نداشته است. البته منظور از بی‌تأثیری این بود که اهداف و استراتژی‌های آمریکا از تحریم‌ها محقق نشد و الا در مسائلی مثل گرانی کالاها و... اثرگذار بوده است.
4- مهم‌ترین مسئله‌ای که آنها دنبال می‌کردند این بود که مردم را در مقابل حکومت قرار دهند. در حالی که امروز برخی از مقامات و رسانه‌های آمریکایی معتقدند که این اقدامات سبب شد ایرانی‌ها نسبت به ما بدبین شوند و بگویند آمریکایی‌ها ما را تحت فشار قرار می‌دهند یا به گفته آمریکایی‌ها به جای این که رژیم را مجازات کنیم، مردم ایران را مجازات کردیم در صورتی که ما برای نفوذ به ایران به مردم نیاز داریم.
در هر صورت ایجاد موانع بیشمار بر سر راه نظام نوپای جمهوری اسلامی نظیر؛ تجزیه‌طلبی‌های اوائل انقلاب، طراحی و کمک مستقیم و غیرمستقیم به اجرای کودتاهای گوناگون برای ارتباط نظام اسلامی و تحمیل جنگ هشت ساله از طریق وادارسازی صدام برای حمله نظامی با حمایت قدرت‌های بزرگ روز دنیا تا بازگشایی جبهه جنگ نرم فرهنگی علیه ارزش‌های اسلامی و دینی و استحاله سیاسی و فکری و فرهنگی مسئولان و جوانان و مردم تا فتنه‌انگیزی در سال‌های 78 و 88 برای رسیدن به این هدف و راهبرد کلان بوده است.
در طول این 35 سال غرب به محوریت آمریکا به هر اقدامی دست زده است تا از کمترین تغییر هم در نظام اسلامی فروگذار نکند و یا لحظه‌ای از تفکر به آن دکترین باز نایستاده باشد، اما اگر نتوانسته به هدف خود دست پیدا نماید، به دلیل فراهم نبودن شرایط و ضعف جدی در گسستن سلسله زنجیره استوار و محکم مؤلفه‌های قدرت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در سطوح گوناگون داخلی، منطقه‌ای و جهانی به محوریت هدایت‌های داهیانه رهبران الهی نظام اسلامی از امام خمینی (رحمه الله) تا خلف صالحش امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) بوده است.
رویکرد جدید آمریکایی‌ها به باز مهندسی و بازطراحی سناریوی نفوذ از طریق گشایش در مباحث مذاکرات هسته‌ای، نشان می‌دهد که آنها در پرتو همان سیاست کلان به نوعی می‌خواهند از طریق تعامل و نزدیک شدن به ایران از طریق خطوط دیپلماسی رسمی، پنهان و عمومی به تدریج زمینه را برای عملیاتی کردن کلان استراتژی مهار و تغییر ماهیت انقلابی ایران فراهم نمایند.

 

روش‌های تغییر رفتار مردم

1- تغییر باور مردم، تغییر افکار و اندیشه مردم، تغییر رفتار مردم و تصرف اراده ملی و هدایت آن
وَ قَالَ فِرْعَوْنُ یا أَیهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیرِی فَأَوْقِدْ لِی یا هَامَانُ عَلَى الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلَى إِلهِ مُوسَى وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکَاذِبِینَ‌. (سوره قصص آیه 38).

 

جنگ نرم‌افزاری برای انحراف افکار عمومی

1- صحنه‌سازی فرعون به وسیله ساختن برج معروفش برای بیرون کردن موسی از میدان
2- جلب افکار توده‌ها و منحرف ساختن مردم و اغفال آنان
3- تضعیف رهبر دینی مردم با تهمت فرعون و نسبت دروغگویی به موسی (علیه السلام)
فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْماً فَاسِقِینَ‌. (سوره زخرف آیه 54)

 

استخفاف عقول برنامه همیشگی سران گمراهی و مستکبران

1- تحمیق مردم و تغییر باورهای آنان برای استخفاف عقول ملت‌ها.
2- اطاعت از مستکبران در اثر تغییر باورها.


2- ترویج اباحه‌گری، فساد اخلاقی، مشروبخواری و مواد مخدر
وَ إِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیةً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا فَحَقَّ عَلَیهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِیراً. (سوره اسراء آیه 16)
1- در بسیاری از جوامع ناسالم شهوت پرستان، سردمداران تباهی و دیگران تابع و پیرو آنها هستند.
2- این افراد بعلت غرق در عیش و نوش و فساد همیشه در مقابل پیامبران و رهبران الهی می‌ایستند و این‌ها ریشه اصلی فساد هستند.
3- بعلت مخالفت آنان با اوامر و نواهی الهی آن جامعه هلاک و در هم کوبیده خواهد شد.
إِنَّمَا یرِیدُ الشَّیطَانُ أَنْ یوقِعَ بَینَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیسِرِ وَ یصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ. (سوره مائده آیه 91)
1- شراب و قمار میان شما کینه و دشمنی ایجاد می‌کند.
2- شراب و قمار شما را از یاد خدا و اقامه نماز باز می‌دارد.
3- شراب و فمار (برد و باخت و پرستش بت‌ها و طاغوت) شیطان را بر شما مسلط می‌‌‌کند.
4- شراب‌خواری زمینه گناهان زیادی را فراهم می‌سازد.
5- شراب خوار در اطاعت شیطان است نه در اطاعت خداوند.


3- مشروعیت زدایی از نظام و شبهه افکنی
قرآن در چهار سوره به داستان سامری، مشروعیت زدایی آیین موسی (علیه‌السلام) و شبهه‌افکنی دشمنان اشاره فرموده (بقره، نساء، طه، اعراف)
1- بعضی از دشمنان آیین توحیدی و منافقان مرگ موسی (علیه‌السلام) را شایعه نمودند و با زبردستی سامری، اکثریت بنی‌اسرائیل به بت‌پرستی روی آوردند.
2- دشمنان و جمعیت اغواء شده با مشروعیت زدایی آیین موسی (علیه‌السلام) تا مرز کشتن جانشین رهبری (هارون) پیش رفتند و جامعه توحیدی را در ضعف و اقلیت قرار دادند.
3- قدرت شبهه افکنی و اغواء بنی‌اسرائیل توسط سامری تا آنجا پیشرفت که می‌گفتند موسی (علیه‌السلام) به جای کوه طور باید به سراغ گوساله سامری می‌آمد و از او فرمان می‌گرفت.


4- ایجاد بی‌ثباتی سیاسی و بحران‌زایی در کشور در سطوح مختلف
5- ایجاد اختلاف و شکاف میان مسئولان عالی نظام و مردم

 

اختلاف و تفرقه، راز سقوط ملت‌ها و دولت‌ها

وَ لاَ تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَینَاتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ. (سوره آل عمران آیه 105).
1- سِرّ ذلت و خواری هر ملت در اختلاف و نفاق است.
2- کسانی که اختلاف کنند و وحدت نداشته باشند سرزمین آنان برای همیشه جولانگاه بیگانگان و قلمرو حکومت استعمارگران خواهد شد.
3- اختلاف و تفرقه موجب عذاب بزرگ الهی است.


6- انحراف ذهن مردم از دشمن اصلی
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِینَ یلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ وَ لْیجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ‌. (سوره توبه آیه 123)
1- پرداختن به دشمن نزدیک‌تر لازم است (دشمن اصلی)
2- خطر دشمن نزدیک از خطر دشمنان دورتر بیشتر است.
3- رها کردن دشمن نزدیک ممکن است موجب در هم کوبیدن کانون اصلی اسلام شود.
4- دشمنان اصلی باید همواره از مؤمنین احساس شدت و خشونت نمایند.


7- تحریف و تغییر شعارهای اصلی دینی و انقلابی
إِنَّ الَّذِینَ یلْحِدُونَ فِی آیاتِنَا لاَ یخْفَوْنَ عَلَینَا أَ فَمَنْ یلْقَى فِی النَّارِ خَیرٌ أَمْ مَنْ یأْتِی آمِناً یوْمَ الْقِیامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ. (سوره فصلت آیه 40)
1- کسانی که نشانه‌های حق را تحریف می‌کنند و با ایجاد شک و فساد عقاید و ایمان مردم را به آتش می‌کشند طعمه آتش خواهند شد.


8- تبدیل مردم به ناراضی‌ها، معارضین و معاندین
9- تقویت تفکر انحرافی بنام اسلام و مسلمانان میانه رو

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا ینْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِیصُدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ فَسَینْفِقُونَهَا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یغْلَبُونَ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ یحْشَرُونَ‌. (سوره انفال آیه 36)
صرف هزینه‌های کلان کفاره برای جلوگیری از گسترش اسلام ناب
1- نیروهای اهریمنی استعمارگر طرفداران ظلم، فساد، ستمگری و حامیان مذاهب خرافی و باطل می‌باشند و برای پیشرفت اهدافشان سرمایه‌های خود را هزینه می‌کنند.
2- اگر مؤمنان در صفوف متشکل همانند مجاهدان در راه خدا مقاومت کنند می‌توانند همه این نقشه‌ها را نقش بر آب کنند و حسرت این سرمایه‌ها را به دلشان بگذارند و سرانجام جمعشان را به دوزخ بفرستند.


10-تقویت فضای تساهل و تسامح در ابعاد زندگی فردی و اجتماعی
11- توسعه جامعه مدنی
12- برقراری دیپلماسی خط 2
13- تقویت تفکر پیروی از معیارها و ارزش‌های لیبرالیستی
14- آزادی عبادت

1- هر گونه آزادی عبادت یا اختیار معبود غیر الهی توسط هر فردی یا جمعی از انسانها ممنوع است.
2- هر گونه بت‌پرستی و هوا پرستی و تسلیم در برابر حاکمان جبار ممنوع است.
3- طاغوت‌ها، بتها و شیطانها هستند که انسانها را از راه خدا و عبادت او باز می‌دارند.
4- مراد از (گوش دادن به حرف و پیروی کردن از بهترین آن) گوش دادن به قرآن و غیر قرآن و پیروی کردن از قرآن است که از عبادت‌های بزرگ است.


15- مشروعیت بخشی انتخابات آزاد و بدون قید و شرط‌های نظارتی، دینی و انقلابی
16- تفسیر و تأویل مبانی دینی بر اساس چارچوب‌های دمکراسی مانند شوراها و مشورت در امور و تصمیمات جمعی و یا تابعیت از اکثریت

وَ إِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنْ یتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ یخْرُصُونَ‌. (سوره انعام آیه 116)
1- یکی از عوامل اصلی گمراهی بشر پیروی از اکثریت غیر رشید و غیر رهبری شده است.
2- اکثریت یا اقلیت بودن نمی‌تواند ملاک حق باشد.
3- بسیاری از گناهان و مفاسد در طول تاریخ بعلت تبعیت از آراء اکثریت می‌باشد.
4- یکی از شگردهای کفار، فریب مسلمانان از این طریق بود.
قرآن کریم معیار گزینش را انتخاب اکثر معرفی نمی‌کند زیرا می‌فرماید:
الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ. (سوره زمر آیه 18)
مؤمنین حقیقی کسانی هستند که سخنان را می‌شنوند و بهترین آن را مورد عمل قرار می‌دهند.


17- تخریب و تضعیف انقلابیون مسلمان به نام مبارزه با افراط گرایی و با شعار و ادعای اصلاح طلبی
وَ إِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ‌. (سوره بقره آیه 11)
در تفسیر نمونه «ذیل این آیه شریفه» به ویژگی‌های آنها اشاره می‌کند که نخستین داعیه آنها اصلاح طلبی است در حالی که مفسد واقعی همان‌ها هستند. امروزه هم دشمنان اسلام با بهره‌گیری از عناوینی همانند اصلاح طلبی و دفاع از حقوق بشر، دمکراسی و .... تمام توان خود را برای گمراهی ملت‌های آزاده به کار می‌گیرند.


18- تقویت سکولارها، اسلام لیبرالی و سنت گرایان میانه رو
19- بی‌تفاوت کردن مردم نسبت به وظایف مهم دینی

الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاَةَ وَ آتَوُا الزَّکَاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ. (سوره حج آیه 41)
چهار وظیفه مهم مسلمانان (رمز پیروزی یاران خداوند و تداوم قدرت آنها)
1- نماز سمبل پیوند با خالق
2- زکات رمزی برای پیوند با خلق
3- و 4- امر به معروف و نهی از منکر پایه‌های اساسی ساختن یک جامعه سالم


20- گمراه سازی مردم با پوشاندن حق و آمیختن آن با باطل
یا أَهْلَ الْکِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَ تَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ. (سوره آل عمران آیه 71).
1- اهل کتاب (یهود و نصاری) حق را با باطل می‌آمیزند تا دیگران را گمراه سازند.
2- اهل کتاب راست و دروغ را مخلوط کرده و مردم را به اشتباه می‌اندازند.
3- امام علی (علیه‌السلام) در خطبه 5 نهج‌البلاغه درباره مخلوط شدن حق و باطل می‌فرماید: اگر حق با باطل پوشیده نمی‌شد، زبان دشمنان یاوه گو از آن بریده می‌شود، اما قسمتی از حق و قسمتی از باطل را می‌گیرند و با هم در می‌آمیزند. تنها کسی نجات خواهد یافت که وعده نیک از سوی خدا به آنها داده شده است.

 

روش‌های تغییر رفتار نظام

1- عدم تبعیت مسؤلان و مدیران از رهبری و نداشتن همسویی و همگرایی فکری و رفتاری با رهبری بویژه در ابعاد مدیریتی، فرهنگی، سیاست خارجی و اقتصادی

اطلاعت از رهبری در کلام وحی:

وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لاَ تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ‌. (سوره انفال آیه 46)
1- اطاعت از خدا و رهبری واجب است.
2- پراکندگی و نزاع ممنوع است.
3- اختلاف و نزاع مجاهدان در برابر دشمنان ممنوع است. زیرا موجب تضعیف اطاعت از خدا و رهبری می‌شود.
4- اگر سستی کنید هیبت و عظمت و قدرت شما از بین می‌رود.
5- در برابر حوادث سخت اگر استقامت کنید خدا با شماست.
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَی‌ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً. (سوره نساء آیه 59).
1- اطاعت از خدا و رسول و اولی الامر و نمایندگان اولی‌الامر واجب است.
2- هرگاه در چیزی نزاع و اختلاف داشتید از آن‌ها داوری و هدایت بطلبید.
3- شرط ایمان به خدا و رسول و روز رستاخیز تبعیت از آنان است اگر عاقبتی نیکوتر می‌خواهید.


2- ضعف و عدم ایستادگی و مقاومت مسؤلان و مدیران ارشد کشور در برابر زیاده خواهی‌های نظام سلطه و نهایتاً فراهم نمودن زمینه نفوذ دشمنان.

اهداف دراز مدت یهود (اهل کتاب)

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تُطِیعُوا فَرِیقاً مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ یرُدُّوکُمْ بَعْدَ إِیمَانِکُمْ کَافِرِینَ. (سوره آل عمران آیه 100)
ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر از گروهی از اهل کتاب که کارشان نفاق افکنی و شعله‌ور ساختن آتش کینه و عداوت است اطاعت کنید شما را پس از ایمان، به کفر باز می‌گردانند.

قرآن هشدار می‌دهد به مسلمانان

1- تحت تأثیر سخنان مسموم دشمن واقع نشوید
2- اجازه نفوذ به آن‌ها را ندهید
3- به وسوسه‌های آن‌ها ترتیب اثر ندهید
4- دشمن به وسوسه‌های خود آنقدر ادامه می‌دهد که آتش عداوت بین شما برافروخته شود.
5- آنقدر دشمن نفوذ خواهد کرد تا به کلی از اسلام و ایمان بیگانه شوید.


3- پذیرش تعهدات گسترده دولت مردان از موضع ضعف در مقابل قدرتهای سلطه‌گر در زمینه‌های هسته‌ای، دفاعی، سیاسی، اقتصادی، حقوق بشر و مسائل منطقه و جهان اسلام

توجیحات افراد سست ایمان برای ارتباط از موضع ضعف با بیگانگان

فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یسَارِعُونَ فِیهِمْ یقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِیبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ یأْتِی بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نَادِمِینَ‌. (سوره مائده آیه 52)
1- کسانی که ایمانشان متزلزل و نسبت به خداوند سوء ظن دارند از موضع ترس و ضعف که نکند حادثه‌ای برای ما اتفاق بیافتد و نیاز به کمک دشمنان داشته باشیم برای دوستی با آن‌ها از یکدیگر پیشی می‌گیرند.
2- به فرض اینکه چنین احتمالی باشد آیا احتمال پیروزی مسلمین در کار نیست؟


4- نفوذ و تأثیرگذاری نظام سلطه در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری مسؤلان نظام بویژه در قوه مجریه
5- تضعیف مقبولیت نظام در به صحنه آوردن مردم و بسیج عمومی
6- فراهم نمودن زمینه‌های تشکیل شورای اسلامی ناکارآمد، غیر انقلابی وغیر ارزشی.
7- جلوگیری از شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی در منطقه و جهان
8- تضعیف قدرت منطقه‌ای ج. ا. ا و شکست محور مقاومت در منطقه
9- تحول سیاسی منفی در هویت استکبار ستیزی نظام اسلامی و ابراز تمایل دوستی با دشمنان

جمع میان محبت خدا و محبت دشمنان در یک دل ممکن نیست.

لاَ تَجِدُ قَوْماً یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ یوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ وَ أَیدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ یدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلاَ إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‌. (سوره مجادله آیه 22).
1- اگر براستی مؤمن هستند باید از دوستی با دشمنان خدا پرهیز کنند و ادعای مسلمانی نکنند.
2- اگر محبت خویشاوندان هر چند پدران، فرزندان و برادران رو در روی خداوند قرار گرفت باید از آنان پرهیز کنند.
3- بارزترین نشانه محبت و دوستی با خداوند دشمنی با دشمنان اسلام است.
4- رستگاری فقط در حزب خداوند است نه در حزب شیطان.


10- تضعیف توان دفاعی و تسلیحاتی کشور و بنیه امنیتی نظام

امنیت پیش نیاز توسعه اقتصادی است

وَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هذَا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ قَالَ وَ مَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ. (سوره بقره آیه 126)
حضرت ابراهیم نخست تقاضای امنیت و سپس درخواست مواهب اقتصادی می‌کند و این خود اشاره‌ای مهم به این حقیقت است که تا امنیت در شهر یا کشوری حکم فرما نباشد فراهم کردن توسعه اقتصادی و رفاه ممکن نیست.


11- تضعیف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نهادهای تحت امر رهبری
12- وادادگی و ترس مسؤلان و کارگزاران نظام از قدرت‌های خارجی به علت تحریم اقتصادی نظام سلطه

مشرکان و دشمنان اسلام موجب رونق کسب و کار و تجارت مسلمانان نمی‌شوند
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلاَ یقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هذَا وَ إِنْ خِفْتُمْ عَیلَةً فَسَوْفَ یغْنِیکُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ. (سوره توبه آیه 28)
1- افراد کوته بین اظهار می‌داشتند اگر پای مشرکان از مسجدالحرام قطع شود. کسب و کار و تجارت مسلمانان از رونق می‌افتد و فقیر و بیچاره می‌شوند.
2- برای حل مشکلات اقتصادی مسلمانان به کفار و مشرکان تکیه نکنید و ارتباطات با آنان را قطع کنید.
3- اگر با کفار و مشرکان قطع رابطه کردید خداوند شما را به خود کفایی و استقلال اقتصادی می‌رساند.

 

توسعه و رونق اقتصادی فقط در سایه ایمان و تقوا

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یکْسِبُونَ‌. (سوره اعراف آیه 96)
1- اگر مردمی که در شهر و روستا زندگی می‌کنند ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند برکات آسمان و زمین را بر آن‌ها می‌گشاییم (شکوفایی اقتصادی)
2- ولی اگر حقایق دین را تکذیب کنند. (دوری جستن از آرمانهای الهی و دینی) آنان به کیفر اعمالشان مجازات خواهند شد (رکود اقتصادی و بی‌بهره شدن از مواهب مادی و معنوی)

 

تنگناهای اقتصادی و معیشتی به خاطر دین ستیزی است

لَقَدْ کَانَ لِسَبَإٍ فِی مَسْکَنِهِمْ آیةٌ جَنَّتَانِ عَنْ یمِینٍ وَ شِمَالٍ کُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّکُمْ وَ اشْکُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَیبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ * فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَیهِمْ سَیلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَّتَیهِمْ جَنَّتَینِ ذَوَاتَی أُکُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَی‌ءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِیلٍ* (سوره سبأ آیه 15 و 16)
1- برای قوم سبأ در محل سکونتشان دو باغ عظیم و گسترده و شهری پاک و پاکیزه از طرف خداوند قرار داده شد تا خداوند را شکر گزاری نمایند (رفاه اقتصادی و رفاه بهداشتی)
2- اما بعلت رویگردانی از خداوند، دین ستیزی و غفلت از تکالیف دینی در رفاه اقتصادی و معیشتی و رفاه بهداشتی آنان با سیل‌های ویرانگر نابود شد.


13- فراهم نمودن زمینه تقویت دیپلماسی خط ا و خط 2 توسط مسؤولان و کارگزاران نظام
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَکُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ الْکُفَّارَ أَوْلِیاءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ‌. (سوره مائده آیه 57)
دوستی با اهل کتاب و مشرکان و کسانی که آیین شما را به یاد استهزاء و بازی می‌گیرند ممنوع و آنان را تکیه گاه خود انتخاب نکنید.
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءَکُمْ مِنَ الْحَقِّ یخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِیاکُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُمْ إِنْ کُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَاداً فِی سَبِیلِی وَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِی تُسِرُّونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَیتُمْ وَ مَا أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ یفْعَلْهُ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِیلِ. (سوره ممتحنه آیه 1)
1- ای مؤمنین دشمن و دشمن خویش را دوست قرار ندهید.
2- هر گونه اظهار محبت به آن‌ها ممنوع است.
3- دشمنان به رسول و خدا کافر شده‌اند.
4- اگر شما طالب جهاد در راه خدا هستید یا اظهار محبت به دشمنان سازگار نیست.
5- بعضی از شما رابطه مخفیانه با دشمن دارید و خداوند به آن‌ها آگاه است. (تُسِرُّونَ إلَیهِم)
6- بدترین انحراف مؤمنین آگاه شدن دشمنان از اسرار مسلمانان است.
دشمنان اسلام فقط به دنبال منافع درون گروهی خود هستند به آنان اعتماد نکنید.
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا الْیهُودَ وَ النَّصَارَى أَوْلِیاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ یتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لاَ یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ. (سوره مائده آیه 51)
1- یهود و نصاری دو طایفه دوست و هم پیمان هستند تا زمانی که منافع خودشان و دوستانشان مطرح است هرگز به مؤمنین و مسلمانان نمی‌پردازند.
2- هرکس از شما طرح دوستی و پیمان با آن‌ها بریزد از نظر تقسیم‌بندی اجتماعی و مذهبی جزء آن‌ها محسوب خواهد شد. (وَ مَن یتَوَّلَهُم مِنکُم فَإنَّهُ مِنهُم)


14- دو قطبی کردن فضای عمومی جامعه
وَ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِرَاراً وَ کُفْراً وَ تَفْرِیقاً بَینَ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِرْصَاداً لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَیحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَى وَ اللَّهُ یشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ. (سوره توبه آیه 107)
1- ایجاد تفرقه و دو دستگی میان صفوف با مسلمانان ادعای تأمین منافع مسلمانان
2- تضعیف و از رونق انداختن پایگاه اصلی رهبری و مؤمنین (مسجد پیامبر (صلی‌الله‌علیه و آله وسلم))
3- ایجاد مرکز و کانون برای کسانی که اعتقاد قلبی به خدا و رهبری مسلمین ندارند. تا از این پایگاه نفاق، برنامه‌های تفرقه‌انگیز خود را عملی ساخته و موجبات تضعیف رهبری دینی و نظام اسلامی را فراهم سازند.
4- رهبری و پیروان واقعی آن نباید به سوگند و ادعای دشمنان و منافقان اطمینان نمایند زیرا خداوند گواهی می‌دهد که آنها دروغگو هستند.


15- اختلاف و افتراق قوای سه گانه کشور در مسائل مهم، راهبردی و نقاط عطف انقلاب و نظام اسلامی.

 

اختلاف و تفرقه، راز سقوط ملت‌ها و دولت‌ها

وَ لاَ تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَینَاتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ‌. (سوره آل عمران آیه 105)
1- نتیجه فوری اختلاف و نفاق، ذلت و خواری است.
2- سرزمینی که جولانگاه بیگانگان و قلمرو حکومت استعمارگران قرار گیرد بدلیل اختلاف و تفرقه خواهد بود.


16- تضعیف محبوبیت رهبری در بین خواص، نخبگان و آحاد مردم
خداوند در قرآن به تضعیف رهبری جریان حق توسط دشمنان اشاره می‌کند
1- حریم شکنی و قداست زدایی از رهبر جبهه حق
( یا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا یأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ کَانُوا بِهِ یسْتَهْزِءُون.) (سوره یس آیه 30)
2- توطئه بر ضد رهبری جریان حق
وَ یقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِکَ بَیتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَیرَ الَّذِی تَقُولُ وَ اللَّهُ یکْتُبُ مَا یبَیتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ کَفَى بِاللَّهِ وَکِیلاً.) (سوره نساء آیه 81)
3- تهدید رهبری جریان حق به منظور به انفعال کشاندن وی
(قَالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّکَ یا شُعَیبُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَکَ مِنْ قَرْیتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنَا قَالَ أَ وَ لَوْ کُنَّا کَارِهِینَ‌). (سوره اعراف آیه 88)
4- تهدید حضرت نوح (علیه‌السلام) به دست برداشتن از عقاید و آرمان‌های الهی خود
(قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ‌). (سوره شعراء آیه 116)


17- استحاله خواص و نخبگان

 

هشدار خدا به خواص

وَ کَیفَ تَکْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلَى عَلَیکُمْ آیاتُ اللَّهِ وَ فِیکُمْ رَسُولُهُ وَ مَنْ یعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِی إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ. (سوره آله عمران آیه 101)
1- این آیه در حقیقت اشاره به این است که اگر مردم عادی گمراه شوند زیاد جای تعجب نیست، تعجب در این است که افرادی که پیامبر و رهبری را درمیان خود می‌بینند و دائماً از سوی ایشان با عالم وحی در تماس هستند و حقایق دینی را دریافت می‌کنند و حقانیت رهبری را درک می‌کنند.
2- خواص اگر گمراه شوند مقصر اصلی خود آنها هستند.
3- مجازات خواص بعلت تضعیف شدید رهبری و نظام اسلامی در مقایسه با افراد عادی بسیار دردناک خواهد بود.


18- تقویت جریان‌های واگرا، واداده، اصلاح طلب و تفکرات سیاسی معاند و مخالف انقلاب در بدنه قوای سه گانه
19- مشروعیت زدایی از نظام و رهبری
20- تحریف شخصیت امام خمینی (قدس‌سره)

21- به رسمیت شناختن آمریکا بعنوان کدخدا و ابر قدرت بلامنازع توسط دولتمردان و خواص واداده.

 

پرهیز از دوستی با دشمن

لاَ یتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ یفْعَلْ ذلِکَ فَلَیسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَی‌ءٍ. (سوره آل عمران آیه 28)
1- افراد با ایمان نباید به جای مؤمنان، کافران و دشمنان را دوست بدارند.
2- افراد با ایمان نباید به جای مؤمنان، کافران و دشمنان را سرپرست قرار دهند.
3- هر کس چنین کند هیچ رابطه‌ای با خداوند ندارد.


22- توقف و از بین بردن صنعت هسته‌ای کشور و کند شدن پیشرفت و حرکت علمی کشور
1- بزرگترین مؤلفه قدرت در شرایط جاری نظام بین‌الملل دانش، فن‌آوری و سرمایه‌های علمی است
2- بر اساس تفاسیر بعضی آیات و روایات متعدد مهمترین مؤلفه قدرت حکومت جهانی امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و زمینه سازان ظهور امام (عجل‌الله تعالی‌فرجه و الشریف) دست یافتن آنان به علوم و دانش‌های مختلف است.


23- بی‌تفاوتی و سستی سران سه قوّه و سران ارشد نظام در مبارزه با فساد
وَ إِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیةً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا فَحَقَّ عَلَیهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِیراً. (سوره اسراء آیه 16)
فسق و فساد و مخالفت با خدا موجب هلاکت و در هم کوبیدن ملت‌ها و سقوط حکومت‌ها می‌شود.
وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یدْعُونَ إِلَى الْخَیرِ وَ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. (آل عمران 104)
1- فراخوان الهی برای امر به معروف و نهی از منکر فردی و حکومتی
2- رستگاری فردی و اجتماعی در سایه احیای این فریضه الهی است.


24- عدم پشتیبانی بعضی از مسؤولان و کارگزاران نظام از بیداری اسلامی و بی‌اعتقادی به آن
رهبر معظم انقلاب در بیانات خود در خطبه‌های نماز عید فطر 94 فرمودند: چه این متن (برجام) تصویب بشود و چه نشود ما از حمایت دوستانمان در منطقه دست نخواهیم کشید.

 

کارشکنی جبهه جهانی نفاق علیه بیداری اسلامی

هُمُ الَّذِینَ یقُولُونَ لاَ تُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى ینْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنَّ الْمُنَافِقِینَ لاَ یفْقَهُونَ‌. (سوره منافقون آیه7)

1- دشمنان پیامبر و رهبری اسلام در انجمن‌های سری خود تصمیم گرفتند کمک‌های مالی خود را از رسول خدا قطع کنند تا مسلمانان از اطراف پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) پراکنده شوند و اسلام توسعه پیدا نکند.
2- مهمترین مؤلفه قدرت رهبری دینی توسعه اسلام و مسلمانان است که دشمنان از آن بیم دارند.
الزامات کلی مشارکت نیروهای انقلابی در مقابله با نفوذ و اختلاف افکنی آمریکا
1- ایجاد نگرش، درک و گفتمان واحد نسبت به اهداف و راهبردهای نظام سلطه در بین گروه‌های مرجع در سپاه شامل فرماندهان، روحانیون، اساتید، مربیان، مبلغین، هادیان سیاسی و کارکنان و آحاد پاسداران و بسیجیان
2- یک صدایی گروه‌های مرجع سپاه در نقاط عطف انقلاب با قدرت تحلیل و درک صحیح حوادث و موضع‌گیری روشن و شفاف در چارچوب رسالت پاسداری از انقلاب و عمل کردن به توصیه‌های مرجعیت فکری و سیاسی سپاه
3- توسعه و تعمیق سطح نفوذ و اطاعت‌پذیری آحاد پاسداران و بسیجیان از آموزش تا بکارگیری در عرصه‌های مختلف و مأموریتهای سخت، نیمه سخت و نرم
4- مشاوره و توانمند سازی فرماندهان، مدیران، روحانیون و مربیان در عرصه مقابله با نفوذ و اختلاف افکنی دشمنان انقلاب
5- نیازسنجی، شناخت خلاء‌ها، آسیب‌پذیری‌ها و تحلیل محیطی و تشخیص نیازهای سپاه و آحاد پاسداران در مقابله نفوذ و اختلاف افکنی دشمنان انقلاب در عرصه پاسداری از انقلاب.
6- تعمیق باورهای دینی، بصیرت نافذ و ولایتمداری آحاد پاسداران و بسیجیان
7- تقویت حس تنفر نسبت به استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و صهیونیسم جهانی
8- جلوگیری از ایجاد ترس و خود باختگی در برابر ابرقدرتها در آحاد پاسداران و بسیجیان
9- جلوگیری از هر گونه اقدام که موجب تضعیف سپاه در عرصه‌های پاسداری از انقلاب می‌شود و استحکام داخلی و کارآمدی سپاه و بسیج
10- تقویت مدیریت نرم افزاری تهدیدات، بحرانها و فتنه‌های پیش‌رو
11- عمق بخشی داخلی با تقویت سازوکار‌های قدرت بسیج کنندگی نظام از طریق سازمان بسیج مستضعفین
12- عمق بخشی خارجی، با حمایت از جبهه مقاومت در سوریه، لبنان، فلسطین و پشتیبانی از بیداری اسلامی در یمن، بحرین و حمایت از دولت اسلامی عراق در مبارزه با گروه‌های تکفیری، تشکیل و تقویت هسته‌های مقاومت اسلامی در جهان اسلام
13- آرمان خواهی واقع نگر در نقاط عطف انقلاب و در حوادث مهم کشور
14- تشکیل و فعال سازی قرارگاههای مقابله با اهداف نرم افزاری دشمنان استکباری و همچنین ایجاد ساختار و سازوکارهای مورد نیاز در این مهم
15- نقد سیاستها و مطالبه‌گری از مسئولین نظام و ارائه پیشنهادات اصلاحی و تکمیلی در عرصه‌های مختلف
16- فعال‌سازی همه ظرفیتهای دستگاههای فرهنگی، علمی و آموزشی، سایبری و تبلیغی مرتبط با سپاه و بسیج در عرصه مبارزه با اهداف استکباری (سازمان تبلیغات اسلامی، اوقاف، ائمه جمعه و جماعات مساجد، هیئتهای مذهبی و مؤسسات فرهنگی مردم نهاد، طلاب و اساتید حوزه‌های علمیه)
17- ایستادگی بر مواضع انقلاب اسلامی
18- تلاش برای تولید قدرت رهبری در عرصه‌های رسالتی سپاه و بسیج با تأکید بر توسعه و تقویت بسیج و...
19- تبیین ضرورت وحدت و جلوگیری از دو قطبی شدن جامعه
20- تبیین نقش منافقان و مرجفون (جوسازان و کسانی که تبلیغات سوء در جامعه می‌نمایند) در شرایط جاری (حکم آنان در حکومت نبوی کشتن بود. اُخِذوا و قُتِّلِوا تقتیلا. آنان را گرفته و جداً به قتل رسانید. (احزاب 91 و 60))
21- تقویت نهاد روحانیت و مساجد، هیئتهای مذهبی و مؤسسات فرهنگی ارزشی
22- تبیین نقش ولایت مطلقه فقیه و مصداق آن (ولی فقیه) در حفظ نظام، ارتقاء ارزشها و آثار و برکات آن در تداوم انقلاب و ناامید ساختن دشمنان انقلاب اسلامی
23- شفاف سازی اهداف دیپلماسی خط 1 و خط 2 و دیپلماسی عمومی آمریکا و نظام سلطه برای نخبگان و آحاد مردم
24- ارائه شاخص‌های انتخاب نمایندگان خبرگان و مجلس شورای اسلامی به نخبگان، خواص و مردم
25- تولید امید و نشاط در پاسداران و بسیجیان و یادآوری تحقق وعده‌های الهی و نصرفت و پیروزی در برابر دشمنان.

منبع مقاله :
کمیته علمی موسسه فرهنگی هنری راسخون




 

 



مفهوم شناسی نفوذ

در کتب لغت شناسی، نفوذ به معنای اثر کردن در چیزی، داخل شدن در چیزی، تاثیر گذاشتن بر کسی و راه یافتن پنهانی در گروه یا جایی آمده است. از سوی دیگر، معادل انگلیسی نفوذ، واژه (Influence) به کار می‌رود که در لغت به معنی کنش یا قدرتی است که یک نتیجه‌ای را بدون اعمال آشکار زور یا بدون اعمال مستقیم فرمان، تولید می‌کند و اصطلاحا عبارت از اعمالی است که مستقیم یا غیرمستقیم باعث تغییر در رفتار یا نظرات دیگران می‌شوند.

نفوذ را می‌توان رابطه میان بازیگرانی دانست که به موجب آن، یک بازیگر، بازیگران دیگر را وادار می‌کند تا به طریقی که خواست خود آنها نیست، عمل کنند. پول، غذا، اطلاعات، دوستی، مقام و تهدید، از جمله وسایلی‌اند که فرد به کمک آنها در رفتار دیگران نفوذ می‌کند. بنابراین، توانایی فرد برای تغییر دادن رفتار دیگران بدون داشتن موقعیت رسمی و فراگرد اثرگذاری بر افکار، رفتار، یا عواطف شخص دیگر را نفوذ گویند.

نفوذ، شکلی از قدرت است؛ اما متمایز از کنترل، اجبار، زور و مداخله. نفوذ، پاسخ رفتاری نسبت به اعمال قدرت و یا به عبارت دیگر، نتیجه‌ای است که از طریق به کارگیری قدرت حاصل می‌شود. در تعاریف، از «نفوذ» به عنوان مکانیسمی برای اثرگذاری بر دیگران استفاده شده است. اگر شخصی بتواند دیگری را متقاعد کند که عقیده‌اش را درباره یک یا چند موضوع تغییر دهد، رفتاری را انجام دهد و یا از انجام آن خودداری کند و به محیط پیرامون خود، به شکلی خاص بنگرد، در حقیقت نفوذ، تحقق یافته و «قدرت»، به کار گرفته شده است.

 

الگوی تحلیلی

بعضی از دانشمندان علوم سیاسی با عاریه گرفتن از مفاهیم و اصطلاحات علمی سایر رشته‌ها، در صددند مفاهیم و مناسبات قدرت و نفوذ یک یا چند واحد سیاسی با ضریب قدرت مختلف و متفاوت بر یکدیگر را توضیح بدهند. از جمله این مفاهیم، نفوذ عمودی و افقی در علوم مربوط به مباحث روانشناسی و آبرسانی در کشاورزی است. این دسته از سیاست ورزان رابطه مبتنی بر نفوذ در بین واحدهای سیاسی و کشورها با یکدیگر را به دو نوع عمودی و افقی تقسیم می‌کنند. نفوذ و قدرت عمودی و افقی مناسبات مخصوص خود را دارد و تاثیرات متفاوتی بر بازیگران عرصه روابط بین الملل و قدرت بر جای می‌گذارد.

در نفوذ عمودی، که بیشتر سخت افزارانه و حالتی آمرانه دارد، کشورهای قدرتمند به دنبال آنند که برتری خود را از طرق مختلفی همچون جنگ و قدرت نظامی، اعمال فشار و تحریم و تهدید نشان دهند. در هرحال هرچیزی برای این کشورها وسیله‌ای برای برتری و سلطه گری به شمار می‌آید. درواقع، یکسوی رابطه قدرت طلبی و در سوی دیگر تسلیم شدن، وجود دارد. در نفوذ عمودی که اعمال قدرت از بیرون به داخل است، به کارگیری اپوزیسیون در نظام سیاسی هدف هم یکی از راههای نفوذ و قدرت به شمار می‌آید. در نهایت در این الگو، اعمال قدرت از طریق بهره گیری منابع قدرت سخت و نیمه سخت صورت می‌گیرد.

اما در ارتباط با نفوذ افقی، که وجه نرم افزارانه آن غالب است، بازیگران به دنبال جلب اعتماد و افزایش قدرت از این طریق هستند، به یکدیگر اعتماد دارند و احساساتشان را فاش می‌کنند. در الگوی ارتباط افراد ابزارهای مذاکره، انواع دیپلماسی و ارتباطات، سبک زندگی، ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی و ... برای تعیین ارتباط گیری استفاده می‌شود.

نکته مهمی که لازم است در اینجا به آن توجه داده شود، تغییر ماهیت نفوذ در شرایط امروز است. برخی از تحلیلگران حوزه قدرت و امنیت، اعتقاد دارند به دلیل وضعیت جدیدی که متاثر از روند توسعه دنیا به وجود آمده، تحول در منابع و پایه‌های قدرت، منجر به تحول در الگوهای نفوذ شده است. درواقع، کشورهای قدرتمند درراستای فراهم سازی زمینه‌های نفوذ خود در واحدهای سیاسی هدف، از اعمال الگوی عمودی به الگوی افقی عزیمت کرده‌اند. راهبرد و سناریوی جدید آمریکا در شرایط پسا برجام در همین چارچوب الگو قابل بررسی است.

 

چرایی رویکرد آمریکا به نفوذ از طریق مذاکره

پس از اشاره مختصر به چیستی نفوذ، سؤال مهم، چرایی نفوذ در قبال جمهوری اسلامی ایران است. امریکا پس از 37 سال رویارویی با ملت ایران و پیشبرد «راهبرد تقابل»، اکنون به دنبال تبدیل این راه‌های «تعامل» و عادی سازی رابطه با ایران از طریق مذاکره است؟

به نظر می‌رسد نقل نکته‌ای از یکی از مصاحبه‌های خانم رایس، وزیر امور خارجه امریکا در دولت پسر به درک این مطلب می‌تواند کمک کند. خانم رایس که در آن مقطع با صراحت دنبال خاورمیانه جدید بود، پس از تلاش‌های مختلف، سوال مهمی در مورد چرایی شکست سیاست‌های کاخ طی 27 سال گذشته در قبال جمهوری اسلامی (تا زمان وی) طرح کرد. دور از ذهن نیست که مبتنی بر نگاهی، امریکایی‌ها به یک بازنگری اساسی در سیاست خارجی خود و چگونگی مواجهه با ایران پرداخته و به این جمع بندی رسیدند که راهبرد قطع رابطه با ایران و تقابل همه جانبه جمهوری اسلامی، نه تنها موجبات فروپاشی نظام اسلامی در ایران را فراهم نساخت، بلکه برعکس این نوع راهبرد، تضعیف ایالات متحده امریکا از یک طرف و تقویت و قدرت یابی جمهوری اسلامی از طرف دیگر را در پی داشت. بنابراین شکست‌های پیشین امریکا از زمان قطع رابطه با ایران در سال 1358 تاکنون، دلیل اصلی تغییر راهبرد از «تقابل» به «تعامل» است.

تغییر راهبرد مبتنی بر نفوذ امریکا به عنوان یک ضرورت، خروجی برخی از اتاق‌های فکر و مراکز مطالعاتی راهبردی این کشور طی سال‌های گذشته است. به عنوان نمونه در سال 2007 میلادی یک سال قبل از روی کار آمدن اوباما، مقاله‌ای در فصلنامه واشنگتن پست تحت عنوان «استراتژی برد ـ برد امریکا برای تعامل با ایران» منتشر شد. براساس چنین نگرش جدیدی بود که آقای اوباما شعار «تغییر» را برای انتخابات خود برگزید و پس از ورود به کاخ سفید، برای عادی سازی رابطه با ایران ابراز تمایل کرد.

درواقع، اوباما دنبال پیاده کردن الگوی اسلاف پیشین خود در ایران است. وی برای قانع سازی مخالفان خود اذعان کرد به رغم این که با برخی از سیاست‌های ریچاد نیکسون و دونالد ریگان مخالفم اما الگوی مبارزاتی آنها در مقابله با چین و شوروی سابق را درست می‌دانم و می‌خواهم آن را در قبال ایران به کار بندم. برخی از دلایل و زمینه‌های رویرد امریکا و دشمنان انقلاب به نفوذ از طریق مذاکره را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

 

الف) دلایل نفوذ

سیر مذاکرات طولانی ایران و 5 + 1 و توافق هسته‌ای وین شکل نوینی از فضای حاکم در نظام بین الملل را نشان داد. تلاش جدی دولتمردان آمریکایی برای دستیابی توافق با ایران و رویکرد جدید آنها به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران و تلاش برای تعمیم آن به حوزه‌های غیر هسته‌ای، مؤید تغییر در ماهیت و منابع قدرت و همچنین تغییر در ساختار نظام بین الملل است.

غرب به رهبری آمریکا در راستای مهار انقلاب اسلامی از زمان ریاست جمهوری کلینتون و با طراحی «مارتین ایندایک» و «آنتونی لیک» که نفوذ قابل توجهی در شورای امنیت ملی (NSC) آمریکا داشتند، محدودیت‌های استراتژیکی بی‌شماری را علیه ج. ا. ا تدوین و بسیج کردند که هسته بنیادین آن مبتنی بر «رویکرد فشار برای تغییر رفتار ج. ا.ا» بود. اما نتیجه و تجربه غرب از پیمودن صرف این رویکرد در سال‌های اخیر برخلاف انتظار آنها بود که نشانه‌ها و مستندات آن در اظهارات اوباما در مصاحبه با «نیویورک تایمز» و همچنین سخنرانی در «دانشگاه آمریکن» بعد از توافق هسته‌ای وین کاملاً هویدا است.

عدم تغییر رفتار ایران به رغم محدودیت‌های استراتژیک و افزایش فرصت‌ها و دارایی‌هایی را که در ایران در سطح داخلی و منطقه‌ای جز اعترافاتی بود که اوباما و دیگر مقامات آمریکایی پس از توافقات مکرر به آن اشاره داشته‌اند. شناسایی این نقاط کلیدی در تغییر محاسبات غرب در برابر ایران و تدوین هماوردی انقلاب اسلامی می‌تواند به کارگیری شود. از این رو، می‌توان به چند عامل و مزیت اصلی که سبب تغییر راهبردی سیاست‌های آمریکایی‌ها و رویکرد آنها به مذاکره البته با هدف نفوذ شد، اشاره کرد؛

 

1ـ ناکامی در پیشگیری از فروپاشی رژیم تحریم‌های سخت و بی‌سابقه علیه ایران؛ سومین تغییر رفتار در غرب و تلاش برای مذاکره با ایران، پیشگیری از فروپاشی رژیم تحریم‌های سخت و بی فایده ‌علیه ایران است. این متغیر مهم در سازه تحلیلی ـ رفتاری غرب در 3 سطح خرد، میانی و کلان در مؤلفه‌هایی به قرار ذیل می‌باشد: یک ـ مقاومت ملت ایران در برابر تحریم و شکست ناپذیری در تحریم‌ها و عدم تحقق شکاف دولت ـ ملت و شورش مردمی (اظهارات جان کری در شورای روابط خاورمیانه آمریکا در تاریخ 3 مرداد 94)، دو ـ سازگاری اقتصاد ایران با شرایط تحریم با توجه به مدل اقدام مقاومتی (اظهارات جان کری در جلسه پرسش و پاسخ سنا در تاریخ 3 مرداد 94)، سه ـ شکست اجماع علیه ایران و عدم همراهی پایدار هم پیمانان آمریکا در تداوم رژیم تحریم‌های سخت علیه ایران با توجه به چالش‌ها و نیازهای اقتصادی آنان (اظهارات اوباما در گفتگو با نیویورک تایمز در تاریخ 24 تیر 94).

 

2ـ اثبات ناکارآمدی گزینه نظامی علیه اقتدار و شکست ناپذیری ج. ا. ایران؛ این ناکارآمدی و ایجاد قدرت بازدارندگی ج. ا.ا که در سال‌های اخیر با توجه به بومی سازی و ارتقای صنایع دفاعی و بلوغ و توانمندی متحدان استراتژیک انقلاب اسلامی در سطح منطقه ایجاد شده، صورتی واقع بینانه در غرب پیدا کرده است. در تبیین این موضوع باید گفت یکی از عواملی که زیرساخت مناسبات بین المللی غرب به ویژه امریکا را شکل می‌دهد، رقابت نظامی و تکنولوژیکی است. این رقابت است که تا حدی پتانسیل رویارویی‌ها و تحریم‌ها و گفتگوها و توافق‌ها و رقابت‌ها و معامله‌ها را تعیین می‌کند. می‌دانید ارزیابی‌هایی که کارشناسان نظامی صهیونیستی و آمریکایی انجام داده‌اند، اگرچه توانمندی‌های ایران به ویژه در حوزه دفاعی و نظامی با آمریکا به لحاظ کمیت و کیفیت برابر نیستند، اما در موقعیتی قرار دارد که بتواند برای سامانه‌های جنگ نوین الکترونیکی امریکایی خطرساز شود. به عبارت دیگر جنگ با ایران به معنای یک عرصه برای به نمایش گذاشتن تکنولوژی برتر آمریکایی نیست، چرا که ارتش آمریکا به خوبی می‌داند که در این جنگ در معرض ایجاد اختلال در رادارها و سامانه‌های جی پی اس خود قرار می‌گیرد و حتی ممکن است هواپیماهای بدون سرنشین نتوانند از طریق ماهواره با پایگاه‌های خود ارتباط بگیرند. به این معنا آمریکا از فعالیت‌های اطلاعاتی و الکترونیک محروم خواهد ماند. این درحالی است که این تجهیزات پشتوانه رکن اساسی طرح‌های جنگی آمریکا در جنگ‌های امروزی را شامل می‌شود. به عنوان مثال غیر ممکن  است که آمریکا بتواند بدون سامانه جی پی اس از سامانه‌های موشکی دوربرد خود استفاده کند. تنها راه استفاده از تجهیزات در این شرایط استفاده از سامانه‌های لیزری یا دوربینی خواهد بود و این نیز مستلزم استفاده از بمب افکن‌ها یا هواپیماهای بدون سرنشین و پرواز آنها در نزدیکی هدف خواهد بود که خطرات دفاع هوایی ایران آن را تهدید می‌کند.

از سوی دیگر، «آنتونی کوردزمن» تحلیلگر مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی واشنگتن در یکی از پژوهش‌های خود با اشاره به توانایی ایران در دفاع از خودنوشت، ایران قدرتمندترین نیروی نظامی در منطقه خلیج فارس است. وی با اشاره به نیروی نظامی ایران در زمان شاه مخلوع نوشت، درست است که ایران در زمان سقوط شاه در سال 1979 و به هنگام قطع مناسبات با آمریکا مشکلاتی در تجهیز ارتش خود به سلاح‌های روز داشت ولی بی‌تردید ایران هم‌اکنون قدرت نظامی نخست منطقه خلیج فارس است. این تحلیلگر آمریکایی می‌افزاید، ایران 540 هزار نیروی رزمنده، بیش از 350 هزار سرباز ذخیره، 1600 تانک پیشرفته، 1500 خودروی رزمی (زرهی)، 3200 واحد توپخانه‌ای، 306 جنگنده، 50 بالگرد تجهیز شده، 3 فروند زیردریایی، 59 کشتی جنگی (ناو) و 10 کشتی جنگی برای انتقال نیرو به دریا دارد. وی می‌افزاید، علاوه بر این، ایران قادر است دست به حمله‌هایی بزند که اثرات و نتایجی راهبردی در منطقه دارد که با امکانات و توان نظامی خودش متناسب است، به طوری که می‌تواند نقاطی در ساحل خلیج ]فارس[ و خلیج عمان را هدف قرار بدهد و از جزایر خود در بندرعباس در نزدیکی تنگه هرمز نیز به عنوان پایگاهی دریایی و هوایی بهره ببرد.

اگر تنها بخواهیم اعتراف و اذعان دیگران که با حدس و گمان توانمندی‌های جمهوری اسلامی ایران را تحلیل می‌کنند، در اینجا ذکر بکنیم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد. اما از باب نمونه، اشاره به تحلیل آنها مناسب است. پایگاه خبری المحیط می‌نویسد: تاوان حمله به ایران به شدت سهمگین خواهد بود. آیا ژنرال‌های آمریکایی و اسرائیلی نتایج آن را تاب می‌آورند؟ همچنین روزنامه «الشروق» کشور جزایر گزارشی با عنوان «برگ‌های برنده و واکنش سهمگین ایران به حمله احتمالی آمریکا ـ اسرائیل» نوشت: از آنکه وارد جزئیات طرح‌های جنگی ]دفاعی[ جمهوری اسلامی ]ایران[ برای مقابله با تجاوز احتمالی بشویم، در ابتدا به موقعیت نظامی و امکانات ژئواستراتژیک و سیاست‌هایی که به ایران امکان می‌دهد از برگ‌های بازی استفاده کند باید پرداخت. الشروق پس از اشاره به این موقعیت‌ها می‌افزاید: علاوه بر این به فن آوری پیشرفته‌ای می‌پردازیم که ایران را قادر ساخته است تا قدرتی نظامی در منطقه باشد که نه تنها با آن از خود دفاع کند بلکه بتواند با قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای و در رأس آنان با آمریکا و رژیم صهیونیسم مقابله کند. این روزنامه الجزایری در پایان با اشاره به قدرت موشکی ج. ا. ا نوشت: سامانه موشکی ایران است در دقایق نخست درگیری، تمام قسمت‌های ناوگان دریایی آمریکا را در خلیج فارس متلاشی و به کشتی و ناو جنگی تبدیل کند.

 

3ـ شکست‌های آمریکا در منطقه غرب آسیا به موازات تثبیت قدرت منطقه‌ای ایران؛ اولین تغییر سیاست‌ها و راهبردها در رفتار آمریکایی‌ها و غربی‌ها از تقابل به تعامل و از طریق تلاش برای مذاکره با ایران اسلامی، مجموعه شکست‌ها و ناکامی‌های امریکا در تحقق طرح خاورمیانه بزرگ و روزافزون نفوذ و قدرت این کشور در منطقه استراتژیک غرب آسیا و شمال آفریقا (خاورمیانه) نگاهی به روندهای سیاسی و امنیتی منطقه نشان می‌دهد تحولات هیچ کدام از کشورهای منطقه، مطابق خواست و سیاست‌های راهبردی ایالات متحده جلو نرفته است. آمریکایی‌ها مرکز ثقل این ناکامی‌ها را جمهوری اسلامی می‌دانند. این شکست‌ها در کنار تثبیت نفوذ و قدرت منطقه‌ای ایران به رغم ایجاد موانع راهبردی از سوی غرب، چاره‌ای جزء رویکرد به مذاکره برای غرب و آمریکا باقی نگذاشتند. غرب در قالب الگوهای عملگرایانه خود پذیرفته است که حل منازعات غرب آسیا جز با مشارکت جمهوری اسلامی ایران مقدور نیست و معادلات منطقه‌ای بدون حضور ایران شکل نمی‌گیرد. غرب به این باور رسیده است که کشش و جاذبه قدرت نرم افزاری ایران در منطقه، تنگنای گفتمانی بیشماری در آنها ایجاد کرده است و تنها تداوم رویکرد فشار و تهدید، اهداف راهبرد مهار آنها را در عرصه میدانی محقق نمی‌کند. این تغییر محاسبه، به قدری عمیق بوده است که حتی برخی از محافل تحلیلی و تئوری‌های آمریکایی از لزوم مشارکت آمریکا با ایران برای مبارزه و کنترل داعش سخن می‌گویند.

 

4ـ بلوغ و بالندگی دانش و تجربه ایرانیان در عرصه فناوریهای نوین؛ نقطه اوج اذعان آمریکا در این مورد به ویژه دانش هسته‌ای، اظهارات وزیر خارجه این کشور در جلسه استماع کمیته امور خارجه و نمایندگان آمریکا مبنی بر اینکه «ما نمی‌توانیم با بمباران دانش ایران را از بین ببریم»، بوده است. امروزه فرآیند هسته‌ای جایگاه یک منبع قدرت گفتمانی را برای ج. ا.ا ایجاد کرده است که این امر مهم جز با سیاست دوراندیشانه رهبری نظامی اسلامی برای راه اندازی نهضت علمی و اراده جوانان خلاق ایرانی به دست است.

 

ب) زمینه‌های نفوذ

چه زمینه‌ها و بسترهایی در داخل وجود دارد که طمع دشمنان انقلاب به ویژه آمریکا را برانگیخته تا از طریق مذاکره به موفقیت فرایند نفوذ به ساختارهای مختلف کشورمان امیدوار باشند؟ تلاش برای پاسخ دقیق به این پرسش که البته بخش عمده آن در گرو تتبعات و تحقیقات میدانی در رصد روزنه‌های نفوذ و رخنه از سوی مسئولان و مردم در تمام ابعاد و حوزه‌هاست، می‌تواند در فرایند مقابله با نفوذ هم موثر باشد. مقام معظم رهبری در دیدار با فرمانده و کارکنان نیروی دریایی سپاه فرمودند: اگر خاکریز شما قابل نفوذ باشد، نفوذ می‌کنند. در همین راستا به نظر می‌رسد استکبار به این نتیجه رسیده است که زمینه‌هایی برای نفوذ به ساختارهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی ایران در داخل، چه در خود ساختارها و چه در کارگزاران آنها وجود دارد که به فرایند نفوذ امید بسته است. از سوی دیگر، دشمنان انقلاب پس از سال‌ها فهمیده‌اند که فرایند نفوذ، جاده یک طرفه نیست و تاثیرگذاری، زمانی میسر است که بسترها و زمینه‌هایی در داخل کشور هدف وجود داشته باشد. در این رابطه می‌توان برخی زمینه‌ها و خاکریزهایی را که به زعم دشمن قابل نفوذ هستند، مورد شناسایی و پایش ویژه و حتی ترمیم قرار داد:

 

1ـ حضور ساده اندیشان و سهل گیران در عرصه قدرت؛ رهبر معظم انقلاب در دیدار با فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی سپاه پاسداران، موضوعات مطرح شده درباره رابطه با آمریکا را به فراست، ساده لوحانه و ساده اندیشانه دانستند و آن را به معنای زمینه نفوذ و باز کردن راه تحمیل تعبیر نمودند. اما در مقابل برخی در تلاشند به جامعه اینگونه القا کنند که دشمن به دنبال کسب اعتماد است، با ما دشمنی ندارد و موضوعات پیش آمده سوء تفاهمی ساده بین ایران و غرب است؛ باید به غرب اعتماد کرد و تنها در این صورت است که آنها راضی شده و مسائل به سادگی حل می‌شوند! خطری که این روزها در سایه ساده لوحی برخی با آنها رو به رو هستیم، عبارت است از نوعی تحریکات به ظاهر صلح آمیز و بعضاً دوستدار ایجاد بستر گسترده‌تر برای مبادلات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی که می‌توند مقدمات تهاجم تمام عیار نظام اسلامی را فراهم نمایند. محور آسیب‌پذیری در اینجا به مسئولیت ناپذیری یا عملکرد غیرمسئولانه برخی مدیران و مسئولانی برمی‌گردد که نگاه تقلیل گرا به مساله داشته و یا اساسا به عمق تضاد دیدگاه راهبردی که بین جمهوری اسلامی ایران و غرب و آمریکا وجود دارد پی نبرده‌اند.

 

2ـ اتخاذ برخی رویکردها در سیاست خارجی؛ یکی از شاخص‌های رفتاری دولت یازدهم به رویکرد سیاست خارجی و گزینش دیپلمات‌های خاص برای این حوزه برمی‌گردد. آقای روحانی چه در زمان تبلیغات انتخاباتی در سال 92 و چه در زمان ریاست جمهوری همواره به گشایش و گسترش فضای تعامل بین ایران و جهان تاکید و راه کار حل بسیاری از مسائل داخلی به ویژه ساماندهی اقتصادی را منوط به ارتباط با بیرون دانسته و می‌داند. این موضوع دولت واشنگتن را به طمع انداخته تا با استفاده از اهرم‌های فشار فراهم شده در توافق برجام، به اهداف خود از طریق مذاکره فکر کند. البته این ورد هم از کوته بینی آنها و عدم شناخت سلسله مراتب تصمیم گیری سایسی در نظام مبتنی بر ولایت فقیه ناشی می‌شود که اولا دولت یازدهم اقدامی نمی‌کند که عزت مردم ایران پایمال منافع آمریکایی‌ها شود، ثانیا تصمیم گیر اصلی برای تغییر در سیاست خارجی نظام مقام معظم رهبری است که سه اصل عزت، حکمت و مصلحت را به عنوان مبانی تصمیم گیری نظام اسلامی در حوزه سیاست خارجی اعلام کرده‌اند.

 

3ـ ایجاد فضای جدید تعاملی ایران با جهان؛ سخن از مذاکره و رابطه نیاز به بستری دارد که آن را توجیه عقلانی نماید. دامن زدن رسانه‌ها در داخل و خارج به این که دنیای امروز دنیای تعامل و رابطه است و تنها با پیوستن به موج جهانی تعامل است که کشورها قادر خواهند بود مشکلات و معضلات داخلی خود را حل نمایند، در زمینه سازی برای مذاکره موثر بوده است.

 

4ـ دلدادگان به غرب و وادادگان در برابر غرب؛ افراد و جریان‌های سیاسی که جاده صاف کن اندیشه‌های غربی و سبک زندگی غربی و مدیریت غربی در داخل هستند، بزرگترین سرمایه غرب در نفوذ به حساب می‌آیند. طرح نظرات همسو با غرب و تئوری پردازی برای تعامل با غرب از اقدامات گروه برای زمینه سازی نفوذ در داخل است. نمونه گویای استحاله و زمینه سازی نفوذ از منظر تاریخی «نیکیتا خروشچف»  نخست وزیر اتحاد جماهیر شوروی است که با مطرح کردن طرح «هم زیستی مسالمت آمیز» درواقع روند شکست یکپارچگی و اقتدار ایدئولوژیک را در حزب کمونیست کلید زد. پیش از آن، تز شوروی گسترش انقلاب جهانی با سیاق منشور حزب کمونیست بود اما طرح چنین موضوعاتی بدون در نظر گرفتن مقدمات و جوانب آن، موجب شد تا امپراطوری شرق متلاشی شده و به موزه‌های تاریخ سیاسی اظهارات و مواضع برخی مسئولین کشور از جمله در پوشش شعار «تعامل سازنده» با دنیا نیز اگر به مراقبت دیده بان انقلاب توجه نشود، می‌تواند بسترهایی مورد نظر و دلخواه دشمن را فراهم نماید. محترمانه معیارهای ظالمانه جاری در جهان، توسط جریان طرفدار تعامل و تنش زدایی در کشور مبنی بر این که برای پیشرفت نظام باید از شعارهای انقلابی و آرمان گرایی‌مان دست کشید، با نظام جهانی کنار و در چارچوب استانداردهای آن قرار گرفت، بخشی از زمینه‌سازی برای نفوذ است. درحالی که این دقیقاً برخلاف نگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی است که معتقد بودند نظامات ظالمانه فعلی جهان باید اصلاح شود و هیچ ساز و کاری که استکبار به رهبری آمریکا طراح آن است، نباید مورد پذیرش قرار گیرد و مهره‌های وابسته به آمریکا برای عملی کردن پروژه نفوذ، فضایی را طراحی کردند که تحریم‌ها بر اساس آن شکل گرفت، سپس اینگونه وانمود کردند که فشار اقتصادی، نتیجه ایستادگی سرسختانه در مقابل نظام جهانی است و چنانچه با سیاست تعامل سازنده با دنیا گفتگو کنیم، تحریم‌ها نیز برداشته می‌شوند. به عبارت دیگر، اگر تحریم‌ها فشار روانی در جامعه ایجاد نمی‌کرد و پیاده نظام استکبار نمی‌توانست فشار اقتصادی در مسئله رابطه ما با نظام جهانی گره بزند در نتیجه جریان استحاله طلب نیز در داخل نظام قادر نبود عرض اندام نماید.

 

اهداف و انگیزه‌های آمریکا از مذاکره برای نفوذ

آمریکایی‌ها از مذاکره با جمهوری اسلامی ایران چه اهدافی را دنبال می‌کنند؟ مذاکره در راهبرد و سناریوی نفوذ از چه جایگاهی برخوردار است؟ مذاکره چگونه به معبر و منفذی برای نفوذ تبدیل می‌شود؟

بررسی اسناد سیاسی و بررسی‌های مطالعاتی اتاق فکرهای آمریکایی نشان می‌دهد که از آنجایی که آمریکایی‌ها از براندازی نظامی و به اصطلاح سخت نظام جمهوری اسلامی ایران ناامید شده‌اند، براندازی نرم را دنبال می‌کنند و درواقع سعی می‌کنند در روند تصمیم سازی ما تاثیر گذاشته و از ایران یک شیر بی یال و دم بسازند. در این راستا ازراهبردهای مختلفی برای نفوذ در روند سیاسی ایران بهره می‌برد. مذاکره یکی از اصلی‌ترین بسترهای راهبرد و سیاست نفوذ آمریکا در ساختارهای جمهوری اسلامی به شمار می‌آید. براین اساس می‌توان به برخی از اهداف و انگیزه‌های آمریکایی‌ها از اصرار بر مذاکره و مقاومت در برابر موانع داخلی خودشان در چند سطح اشاره کرد:

 

الف ـ اهداف منطقه‌ای مذاکره

از جمله سطوح سناریوی نفوذ آمریکایی‌ها در شرایط پسا برجام، منطقه تعیین کننده غرب و شمال آفریقاست که با بیداری اسلامی آغاز شده در آنها از سال 2011 تاکنون، بر اهمیت سیاسی استراتژیک آنها به دلیل تحول پارادایمی در ضدیت با سیاست‌های امپریالیستی امریکا و صهیونیست شده و کاخ سفید احساس می‌کند تمام سرمایه گذاری‌هایش در این حوزه بیهوده بوده و باید با سیاست اسلامی منطقه را ترک نماید. البته در منطقه نیز با سیاست‌های سخت از جمله حمایت و پشتیبانی گروهکهای تروریستی نظیر داعش خواستند جلوی بیداری اسلامی را بگیرند اما موفق نبودند. لذا دشمنان نیز احساس کردند از راه مذاکره با ایران اسلامی به عنوان کشوری که در جبهه مقاومت منطقه دارای اهداف تعیین کننده‌ای است می‌توانند سیاست‌های خود را در منطقه با هزینه‌ کمتری پیش ببرند. بنابراین می‌توان گفت امریکایی‌ها از این مذاکرات با ایران در منطقه چند هدف اساسی را دنبال می‌کنند؛

 

1ـ مدیریت رفتار منطقه‌ای ج. ا.ا؛ با توجه به مطالعات و مقالاتی که خروجی اتاق فکرهای امریکا به شمار می‌آیند، می‌توان گفت دولت آمریکا برای پی بردن به اهداف آینده ایران و همچنین به موجب جلوگیری از برنامه هسته‌ای کشورمان حاضر به مذاکره با ایران شده است. در بحبوحه آغاز به کار دولت یازدهم و طرح زمزمه‌های مذاکرات هسته‌ای، «فارن پالیسی» در مقاله‌ای به قلم «ویلیام لوئرز» به تحریر گزارشی با عنوان «پروژه ایران» و مقاله «مایکل سینگ» از اندیشکده واشنگتن پرداخت. وی می‌نویسد مقاله «مایکل سینگ» تحت عنوان «گام‌های بعدی در رابطه با ایران» به بررسی گزارش اخیر «پروژه ایران» که در صدد تشویق مقامات آمریکا به انجام مذاکرات برآمده پرداخته است. اگرچه من با برخی از تحلیل‌های مقاله سینگ موافق نیستم، اما انجام مذاکرات با ایران را به صلاح آمریکا می‌دانم. «سینگ» در مقاله خود تأکید می‌کند که آمریکا باید ایران را کماکان در فشارهای سیاسی قرار دهد. وی همچنین آمریکا را به انجام مذاکرات، قرار دادن خط قرمز علیه ایران و افزایش قدرت نظامی خود تشویق می‌کند. این درواقع موضع کنونی دولت آمریکا محسوب می‌شود. گزارش «پروژه ایران» بیان می‌کند که باقی نگه داشتن فشارهای سیاسی علیه ایران برای دستیابی به توافقات هسته‌ای بسیار مهم است. این گزارش تأکید می‌کند آمریکا تنها زمانی باید تحریم‌های خود را متوقف کند که ایران تضمین نماید هیچ گونه اقدام متقابلی علیه این کشور انجام نخواهد داد. تجربه نشان می‌دهد که برای پی بردن به راهبردهای ایران، دولت آمریکا باید حتما با این کشور وارد مذاکره شود. آمریکا به منظور افزایش منابع خود باید از اهداف و برنامه‌های ایران باخبر گردد. «سینگ» معتقد است آمریکا باید از این تحلیل‌های گزارش «پروژه ایران» استفاده کند تا بتواند دریابد که آیا ایران برای حفظ قدرت خود درصدد دستیابی به توافقات هسته‌ای است، آیا این کشور قصد مقابله با بحران‌های کشورهای همسایه را دارد و آیا در صدد بازسازی خسارات ناشی از تحریم‌ها است. آمریکا با در دست داشتن اطلاعات بیشتر می‌تواند عملکرد بهتری را در مقابل ایران داشته باشد. بنابراین تصمیم سازان فکری و راهبردی با تأکید بر اهمیت راهبرد دیپلماسی، قصد دارند دولت آمریکا را مجاب نمایند از طریق انجام مذاکرات به اهداف سیاسی ایران پی ببرد تا بتواند از پیشبرد برنامه‌های هسته‌ای این کشور جلوگیری نماید.

 

2ـ شکست سازش ناپذیری؛ دوم اینکه با اعمال این فشار و تسلیم نمودن ایران در قبال خواسته‌های امریکا در مسائل منطقه به ملتهای دیگر نشان دهد که حتی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی که به مدت 36 سال در مقابل امریکا و استکبار جهانی، راست قامت ایستاده و سر تسلیم فرود نیاورده بالأخره و نهایتاً کدخدائی امریکا را پذیرفته و با امریکا سازش نموده است؛ تا دیگر یک الگوی موفق در مقاومت و سازش ناپذیری برای سایر ملت‌ها مطرح نباشد. این اهدافی است که امریکا برای خروج از باتلاق خود ساخته در منطقه تحت عنوان «تغییر رفتار جمهوری اسلامی» و «خروج این نظام از انزوا و بازگشت به جامعه جهانی» علناً مطرح می‌کنند؛ و این خیال خامی است که در مغز علیل سیاستگذاران و دولتمردان امریکایی در حال افول می‌گذرد.

 

3ـ ایجاد ناامیدی در ملت‌های منطقه؛ غربی‌ها به ویژه آمریکایی‌ها در صددند با شکستن اعتبار و الهام بخشی انقلاب اسلامی، در منظر ملت‌های به پا خاسته با تاسی از انقلاب اسلامی، این ناامیدی را ترویج کنند که علیرغم قول و اطمینانی که مقام معظم رهبری داده که این نظام نه تنها هرگز ملتهای تحت تاثیر منطقه را رها نکرده و تنها نخواهد گذارد و بر سر حقوق آنها با هیچ کس معامله نخواهد کرد، جمهوری اسلامی خلاف این وعده عمل کرده و آنها را از حمایت‌های این نظام مأیوس نماید.

 

4ـ ایجاد بازار پرسودی از صادرات تسلیحاتی به منطقه؛ به نظر می‌رسد اتخاذ دیپلماسی هسته‌ای با ایران در حاکمیت اوباما بیش از منافع ظاهری در حوزه دیپلماسی، نفع حقیقی و بیشتری برای آنها داشته است. این منفعت حقیقی، سود میلیاردها دلاری حاصل از فروش تسلیحات آمریکایی به کشورهای منطقه خاورمیانه است. به عبارت دیگر، توافق قطعی با ایران هدف اصلی نیست. توافق واقعی «منافع جانبی» است که حین فرایند مذاکره با ایران به دست می‌آید و بسیار هم منافع بزرگی است. میزان فروش جت‌های جنگی، بالگردها، موشک‌ها و سایر مهمات در بازارهای منطقه‌ای که از تسلیحات آمریکایی اشباع شده سر به فلک کشیده و همه اینها به پشتوانه ناامنی حاصل از دیپلماسی ظاهری با ایران روی داده است. واشنگتن در صف معاملات دفاعی خود اکنون رژیم صهیونیستی، عربستان و سایر کشورهای عرب خلیج فارس را به صف کرده و همه اینها به پشتوانه ترس این کشورها از حل و فصل هسته‌ای احتمالی با ایران روی داده است. اوایل ماه جاری میلادی، وقتی اوباما میزبان مقامات کشورهای عرب خلیج فارس در واشنگتن شد، دستور کار اصلی از بین بردن ترس اعراب از توافق هسته‌ای با ایران بود. در کنفرانس کمپ دیوید، اوباما به این کشورها اطمینان داد مذاکرات هسته‌ای با ایران هیچ تهدید امنیتی برای آنها ندارد. وی همچنین وعده داد مقادیر بیشتری تسلیحات پیشرفته به آنها بفروشد و البته همه اینها تحت عنوان «کمک» به «دفاع» آنها صورت گرفت. اکنون آمریکا قرار است هواپیماهای اف 35، بمب های سنگر کوب، بالگردهای سیهاک، موشک‌های هدایت شونده، موشک‌های دفاعی و سامانه‌های راداری مربوطه را به کشورهای سلطنتی خلیج فارس بفروشد. پس دور از ذهن نیست که بخشی از منشور چند وجهی اهداف آمریکا از مذاکره و دیپلماسی هسته‌ای اوباما با ایران را ایجاد بازار پرسودی از صادرات تسلیحاتی به منطقه تحت عناوین و بهانه‌هایی چون «کمک» و «دفاع» بدانیم.

 

5ـ کشاندن مذاکرات به مسائل غیرهسته‌ای؛ یکی دیگر از اهداف و انگیزه‌های آمریکا برای مذاکره با ایران، تلاش برای شکست و سست کردن خط قرمز نظام در خصوص کشاندن مذاکرات به مسائل دیگر از جمله مباحث منطقه‌ای و حقوق بشر است. اعضای تیم مذاکره بارها گفته‌اند که آمریکایی‌ها در خلال مذاکرات مسائل منطقه‌ای از جمله سوریه و یمن را پیش می‌کشند ولی ما به آن‌ها می‌گوییم فقط در مسئله هسته‌ای مذاکره می‌کنیم. رهبر انقلاب در خطبه‌های عید فطر فرمودند: «ما با آمریکا در مورد مسائل گوناگون جهانی و منطقه‌ای مذاکره‌ای نداریم؛ در مورد مسائل دوجانبه مذاکره‌ای نداریم؛ گاهی در موارد استثنائی مثل این مورد هسته‌ای، براساس مصلحت، مذاکره کرده‌ایم؛ این مورد هم فقط نبوده است، قبل از این هم مواردی بوده است که من در سخنرانی‌های عمومی قبلی به آنها اشاره کرده‌ام. سیاستهای آمریکا در منطقه با سیاستهای جمهوری اسلامی 180 درجه اختلاف دارد. «با اینکه هنوز حسن نیت آمریکایی‌ها برای ما اثبات نرسیده و سرانجام جمع‌بندی مذاکرات هسته‌ای در دو کشور مشخص نیست عده‌ای در داخل همسو با آمریکا تلاش می‌کنند با بزک کردن چهره استکبار، مذاکرات هسته‌ای را فتح الفتوح خوانده و نظام را مجبور به مذاکره با آمریکا در مسائل دیگر بکنند.

 

ب- اهداف فرهنگی آمریکا از مذاکره

تهاجم فرهنگی بنابر گفته رهبر انقلاب بیش از آنکه به پوشش و لباس جوانان مربوط باشد به طرز تفکر ما مربوط است. دشمن تلاش می‌کند تا مختصات تفکری ما را تغییر دهد و به ما القاء کند که شما توانایی مدیریت کشورتان را ندارید و الگویی که برای اداره آن انتخاب کرده‌اید کارآمد نیست. شما باید از الگوی لیبرال دموکراسی ما پیروی کنید. هدف آنها از تحریم‌های اقتصادی القاء همین سیاست بود که متاسفانه عده‌ای در داخل هم آن را تکرار کردند و گفتند ما به جز آبگوشت بزباش و قورمه سبزی در هیچ تکنولوژی صنعتی نسبت به جها برتری نداریم.

 

1ـ آوردن رسانه‌های جریان استکبار؛ استقبال از رسانه‌های خارجی مانند بی بی سی به محیط توان یکی دیگر از راهبردهای نفوذ در دوران بعد از توافق هسته‌ای نامید. چنین اقدامی هموار کردن به نفع دیپلماسی عمومی آمریکا و نفوذ آنان در عرصه افکار عمومی به حساب می‌آید.

 

2ـ تغییر اعتقادات فکری و ذائقه فرهنگی جامعه؛ از منظر فرهنگی که یکی از مهمترین دغدغه‌های دلسوزان نظام است، دشمن در صدد تزریق کمکی بزرگ به جاده صاف کنان جریان نفوذ است. این جریان با استفاده از مترجمان، داستان نویسان وشاعران درصدد است ذائقه فرهنگی مردم را تغییر دهد و برای اثبات این مدّعا فقط لازم است سری به ویترین کتاب فروشی‌ها زده شود. دورنمایه آثاری که متاسفانه در برخی از این آثار مشاهده می‌شود ترویج دهنده سبک زندگی سکولار نئولیبرال است، یعنی حتی این درونمایه، ترویج دهنده سبک زندگی سولار لیبرال هم نیست! چرا که سکولار لیبرال‌ها در سبک زندگی خود معتقد به برخی چارچوب‌های اخلاقی هستند و احکام اخلاقی داشتند مانند «لاک» و «کانت» که جهان را بدون معنا تفسیر نمی‌کردند اما مقصود آنها از معنای زندگی، بُعد بورژوا و لیبرالی بود. در همین دیدار فرماندهی معظم کل قوا با نیروی دریایی، تغییر محاسبات مسئولان و تغییر بنیان‌های اعتقادی و فکری مردم به ویژه جوانان از اهداف نفوذ نظام سلطه در ساختارهای سیاسی و فرهنگی و اقتصادی ذکر شده است.

 

3ـ آماده شدن بسترهای سبک زندگی غربی؛ یکی دیگر از سیاست‌های مدنظر آمریکایی‌ها در حوزه فرهنگ آوردن مظاهر ارزش‌ها و فرهنگ غربی به جامعه است. مک دونالد گرچه در ظاهر یک فست فود ساده به نظر می‌رسد اما نماد سبک زندگی آمریکایی است. هنگامی که مک دونالد به ایران بیاید ارزش‌های آمریکایی را هم با خود خواهد آورد. آنها می‌خواهند با ترویج مظاهر تمدن غربی در کشور ارزش‌های اسلامی را به حاشیه ببرند و بگویند مردم ایران دیگر خسته شده‌اند. همچنین تغییر و ترویج رفاه و راحت طلبی ولو از طریق وابستگی و تبدیل آن به بخشی از زیست ملی یا سبک زندگی می‌تواند زمینه ساز نفوذ محسوب گردد.

 

ج ـ اهداف سیاسی آمریکا از مذاکره

 

1ـ بازگشایی مسیر نفوذ به منظور تحمیل اراده سیاسی؛ مقام معظم رهبری در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت فرمودند: «نیت آنها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راهرا به طور قاطع خواهیم بست؛ نه نفوذ اقتصادی امریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آنها را، نه حضور سیاسی آنها را، نه نفوذ فرهنگی آنها را؛ با همه توان که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است مقابله خواهیم کرد؛ اجازه نفوذ نخواهیم داد.» بنابراین «استراتژی نفوذ»، مهم‌ترین برنامه دشمن برای پیشبرد اهدافش در قبال انقلاب، نظام و ملت ایران در دوره بعد از برجام است. بر همین اساس باید گفت، دوره بعد از برجام، مهم‌تر از خود برجام است و باید این استراتژی را به خوبی شناخت و با شناخت درست نقشه امریکا، تمامی راه‌های نفوذ را بر دشمن بست. معظم له سهیم بودن نفوذ امنیتی و اقتصادی با نفوذ سیاسی و فرهنگی را مهمتر دانست و بعد سیاسی نفوذ در مراکز تصمیم سازی و تصمیم گیری را هدف دشمن برشمردند.

 

2ـ ایجاد معبری برای تغییر محاسبات مسئولان؛ اساسا از مهمترین راه‌های نفوذ دشمنان تلاش و ایجاد گسست میان ملت و حکومت جمهوری اسلامی از طریق ایجاد نارضایتی به وسیله تحریم‌های اقتصادی است که بیش از هر چیز نامگذاری حکیمانه امسال را از سوی رهبر حکیم انقلاب می‌رساند. آن‌ها سعی می‌کنند با اصرار به مذاکره به مثابه شاهراه نفوذ، با تاثیرگذاری مخرب در معیشت مردم، آن‌ها را علیه نظام بشورانند و به مردم القاء کنند سختی‌هایی که در معیشت شما به وجود آمده است به دلیل اتخاذ سیاست نادرست رهبران شما است. آمریکا قصد دارد با ایجاد دوقطبی‌های چرخیدن سانتریفیوژ یا استقلال مردم را وادار کند تا به دولت فشار بیاورند تا در سیاست‌های استکبار ستیزانه اش تجدیدنظر کند. دوقطبی‌ها احتمالا در آینده به موارد حقوق بشر، اقتصاد و مسائل منطقه هم تعمیم خواهد یافت. نمونه سیاست را می‌توان در پیام نوروزی اوباما مشاهده کرد. آن جا که می‌گوید: «رهبران شما اگر نتوانند توافقی منطقی موافقت کنند ایران را در مسیر امروزی خود نگه خواهند داشت. راهی که ایران و ایرانیان از بخش بزرگی از دنیا منزوی کرده است، دشواری‌های زیادی برای خانواده‌های ایرانی به بار آورده است و بسیاری از جوانان ایرانی را از کار و فرصت‌هایی که شایستگی آنها را دارند محروم کرده است. از سوی دیگر، اگر سران ایران با توافقی منطقی موافقت کنند این موضوع می‌تواند به مسیری بهتر بیانجامد و فرصت‌های بهتر برای مردم ایران، تجارت و رابطه بیشتر با جهان، سرمایه گذاری‌های خارجی یا ایجاد فرصت‌های شغلی از جمله برای جوانان ایرانی، تبادلات فرهنگی بیشتر و فرصت‌هایی برای سفر دانشمندان ایرانی به دیگر کشورها، همکاری‌های بیشتر در زمینه‌هایی مانند علوم و فن آوری و نوآوری. «در متن این سیاست تغییر محاسبات مسئولان هم ملاحظه می‌شود».

 

3ـ شکستن چهره استکبارستیزی جمهوری اسلامی؛ اگرچه آمریکایی‌ها در وضعیت پساتوافق، لینی را در دیپلماسی هسته‌ای نسبت به رفتار گذشته در پیش گرفته‌اند و در سیاست‌های اعلامی خود دم از تعامل با ایران می‌زنند، اما قطعا رویکرد آمریکا در مذاکره با جمهوری اسلامی با رویکرد ساختارشکنانه و به قصد شکستن ابهت جمهوری اسلامی در میان نهضت‌های اسلامی و مقاومت در منطقه و جهان و نزول اعتبار ماست و این برای جمهوری اسلامی هزینه‌های فراوانی در جهان خواهد داشت؛ چرا که خواسته‌های آمریکایی‌ها از ایران در قبال مذاکره بخشی با هویت جمهوری اسلامی گره خورده است و هرگونه کوتاه آمدن از آنها خدشه دار کردن تصویر آن هویت انقلابی و اسلامی که ایران را به موقعیت امروز رسانده است. مقام معظم رهبری در یکی از بیاناتشان در این مورد به درستی ذات دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران اشاره می‌کنند که «مسئله مسئلۀ هسته‌ای نیست؛ باید همه به این توجّه داشته باشند. این نیست که ما خیال کنیم دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران به خاطر مسئلۀ هسته‌ای است؛ نه، مسئله مسئلۀ دیگری است؛ ]مسئله این است که[ ملت ایران به خواسته‌های آمریکا نه گفت، ملّت ایران گفت آمریکا علیه ما هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. اینها با موجودیت جمهوری اسلامی مخالفند، با نفوذ و اقتدار جمهوری اسلامی مخالفند. همین اواخر یکی از سیاستمداران و از عناصر فکری آمریکا گفت ـ و گفتۀ او پخش شد، این مسئلۀ پنهانی هم نیست ـ که ایران چه اتمی باشد، چه اتمی نباشد، خطرناک است. این شخص صریحاً گفت نفوذ و اقتدار ایران ـ به قول خودشان هژمونی ایران ـ در منطقه خطرناک است؛ ایرانی که امروز از اعتبار برخوردار است، از احترام برخوردار است، از اقتدار برخوردار است. آنها با این دشمنند، با این مخالفند. آن روزی اینها راضی می‌شوند که ایران یک ملّت ضعیف، کنارمانده، منزوی، بی اعتبار و بی احترام باشد؛ مسئله مسئلۀ هسته‌ای نیست».

 

4ـ تقویت جریان غرب گرا؛ از جمله پیشران‌های نفوذ غربی‌ها با استفاده از روند جریانات غرب گرا، در حوزه انتخابات تعریف می‌شود. برای آمریکا و غربگرایان داخلی پیروزی در انتخابات آتی مجلس بسیار مهم خواهد بود. این نکته را حتی معصومه معاون رئیس جمهور و رئیس سازمن محیط زیست در مصاحبه با بی بی سی اذعان کرد و گفت: توافق هسته‌ای به اصلاح طلبان و میانه روها قدرت و اهرم بیشتری در میان گروههای سیاسی داخل ایران می‌دهد. البته خانم وندی شرمن هم اخیرا در یکی از دانشگاه‌های کشورش به اینکه برخی در ایران دوست دارند اجرای برجام قبل از انتخابات آینده باشد تا بتوانند ازآثار آن در انتخابات به نفع جریان سیاسی خود استفاده نمایند، اشاره داشت. در هر صورت، مذاکره در راستای اثرگذاری بر این حوزه و به نوعی مدیریت جریان‌های طرفدار تفکر غرب و انسجام بخشی به آنها برای حضور در مراکز تصمیم سازی سیاسی در آینده در دستور کار آمریکایی‌ها قرار گرفت.

 

5ـ گرفتن اهرم بسیج اجتماعی از طریق تابوشکنی سوژه‌های هویتی؛ مشکل اساسی غرب و امریکا با جمهوری اسلامی ایران هویت فکری مستقل و دینی آن است که در ساحت نظام سازی سیاسی نیز توانست الگوی ولایت فقیه را از متن دین استخراج و در پرتو آن نظام نوین موفقی در حوزه‌های مختلف در منظر چشم دنیا به ویژه جهان اسلام قرار دهد. لذا آمریکایی‌ها در ذیل مذاکره می‌خواهند با تابوشکنی ازمولفه‌های هویت بخش نظام اسلامی همچون استکبار ستیزی، مقاومت اسلامی، بسیج اجتماعی و مدیریت جهادی، تصویری خنثی از جمهوری اسلامی ایران به دنیا نشان بدهند و تبلیغ نمایند که هر الگویی در لیبرال دموکراسی محکوم به شکست است.

 

د ـ اهداف اقتصادی مذاکره

به نظر می‌رسد با توجه به ضعف اقتصادی ما، بیشتر از زمینه‌های سیاسی و فرهنگی، نفوذ در آن آسان‌تر به دست آید. آمریکا و غرب به جای فشار اقتصادی سیاست ادغام سازی اقتصاد ایران در  اقتصاد بین المللی و به جای محدودسازی اقتصادی آزادسازی هدفمند اقتصادی را در دستور کار سیاستهای نفوذ اقتصادی خود قرار داده‌اند. رفت وآمدهای مکرر هیئت‌های اقتصادی خارجی پس از وین موجد همین نگرانی بوده و در راستای نفوذ اقتصادی قابل بررسی است. لذا به توصیه مقام معظم رهبری مبادا اقتصاد کشورمان را به بهانه آوردن سرمایه‌گذاری خارجی و حل مشکلات به دست غربی‌ها بسپاریم و تولید داخلی را زمین بگذاریم. اگر در تعامل با شرکت‌های اقتصادی خارجی دقت و تامل به کار بسته باشیم شریان اقتصادی کشور از دستمان درخواهد رفت و اهرم فشاری خواهد بود در دست آمریکایی‌ها در مواقع لزوم از آن علیه ما استفاده کنند و سیاست‌هایشان را به ما تحمیل کنند. این نگرانی هنگامی بیشتر می‌شود که علی رغم گفته‌های دولت مبنی بر بکارگیری سیاست اقتصاد مقاومتی، برای ساماندهی حوزه اقتصاد داخلی به آمدن سرمایه‌های خارجی و حل مشکلات ازطریق آن بیشتر از اتکا و امید بستن به درون کشور بسته شود و دولت برای سردمداران تحریم ملت ایران همانند انگلیس و فرانسه فرش قرمز پهن نماید.

 

1ـ ورود سرمایه‌های خارجی؛ مساله مهم دیگر که ارتباط مستقیمی با فرهنگ دارد، باز کردن خطوط ویژه بر موضوع ورود سرمایه‌های خارجی به کشور است، زیرا سرازیر شدن بدون ملاحظه سرمایه خود می‌تواند به تحرک جریان نفوذ به صورت فوق العاده بیفزاید. با کمال تأسف پیوسته این توهم به جامعه می‌شود که بدون آمدن سرمایه خارجی، شرایط کشور دچار تغییر نمی‌شود درحالی که مشکل ما عدم سرمایه‌های خارجی نیست، بلکه رابطه و نسبتی است که نظام اسلامی با سرمایه خارجی دارد. سرمایه‌ای که با هدف غارت منابع و استعدادها به کشور بیایند قطعا زمینه نفوذ فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی فراهم خواهند کرد. روزنه نفوذ در اقتصاد یعنی وخیم تر شدن شرایط اقتصادی به میزان کاسته شدن از استقلال اقتصادی. وقتی شرکت‌های خارجی وارد کشور شوند به تک تک افراد به عنوان نیروی کار و بازار زنده برای فروش کالاهایشان می‌نگرند و وفور کالاهای غربی، فرهنگ و سبک زندگی ما را به تدریج تغییر خواهد داد. امروز، خوشحالی و استقبال از شرکت‌های خارجی پشت کردن به اقتصاد مقاومتی و لبخند زدن به استثمار است. اگر پیش نیاز زندگی راحت اقتصادی، وابستگی است، کشورهای نظیر پرو، هایئتی و بنگلادش اکنون باید بهترین کشورهای دنیا بودند.

 

2ـ گشایش‌های اقتصادی کوتاه با طعم بهره برداری سیاسی؛ به احتمال بسیار زیاد آمریکا برای فراهم کردن تکه‌های پازل سیاست نفوذ در ایران از هیچ تلاشی برای به قدرت رسیدن جریان واداده غرب فروگذار نخواهد کرد. از این رو، به نظر می‌رسد آمریکا در ماه‌های آتی گشایش‌های اقتصادی مدتی در کشور فراهم می‌کند تا موقعیت این جریان را اتقا دهد و پیروزی آن را تضمین کند. آمدهای سمبلیک هیئت‌های سیاسی و اقتصادی اروپایی را نیز در همین چارچوب می‌توان تحلیل کرد.

 

نتیجه گیری

در شرایط پس از توافق هسته‌ای بین ایران و کشورهای غربی 1 + 5، آنچه هم اندازه یا حتی مهمتر از بررسی برجام به نظر می‌رسد، شناخت راهبردها و راهکارهای نفوذ دشمنان در ارکان سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نظام اسلامی از طریق مذاکره و طراحی الگو و هندسه مقابله و مبارزه با آن است.

از جمله راهکارهای دشمن برای آماده سازی زمینه نفوذ، بحث مذاکره و شکستن مولفه‌های مقاومت و حساسیت مسئولان، نخبگان و مردم است. تمام تلاش دیده بان بیدار انقلاب اسلامی در ماه‌های اخیر این است که به مسئولان و نخبگان و توده مردم هشدار و آماده باش بدهند که این مذاکرات هسته‌ای ابزار و بهانه‌ای برای نفوذ دشمن قرار نگیرد و مردم هوشمند و مسئولان مقاوم بار دیگر این سیاست آمریکا و غرب را با ناکامی و شکست مواجه گردانند و اجازه ندهند بر جام وسیله‌ای برای تاثیرگذاری دشمن در روندهای تصمیم سازی و تصمیم گیری کشور باشد.

در این راستا، لازم است با نصب العین قرار دادن شعار سال مقام معظم رهبری تلاش شود از دو قطبی سازی جامعه، تغییر محاسبات مسئولان و تغییر ذهنیت اعتقادی و فکری جوانان و سو استفاده جناحی از توافق هسته‌ای در عرصه انتخابات آتی جلوگیری شود تا مبادا جریان واداده غربگرا در فضای سیاسی تفوق یابد. در حوزه اقتصادی نیز باید با به کارگیری تجربه دوران تحریم، شرکت‌هایی که بدقولی کردند، شناسایی و در قراردادهای اقتصادی آنها را از لیست اولویت خارج کرد. اما آنچه مهمتر است و به دغدغه ویژۀ مقام معظم رهبری تبدیل شده، نفوذ فرهنگی است. باید ارگان‌های فرهنگی و هنری متعدد و متنوع نظامی اسلامی با هم افزایی در مقابل دشمنی که آمده است از طرق مختلف و متنوع ارزشهای ملت نستوه و انقلابی ایران عزیز را دستکاری نماید ایستادگی نموده، ترفندهای آنها را خنثی سازند. دشمن و نفوذش در این عرصه پنهانی و تدریجی است و خود این امر مبارزه و مقابله را تخصصی، پیچیده و سخت می‌نماید.

 

منبع مقاله : کمیته علمی موسسه فرهنگی هنری راسخون

 



مقدمه

طبق فرمایشات مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی)، مسئله نفوذ همراه با برجام می‌تواند خطراتی را متوجه آینده ایران اسلامی کند و همین امر تلنگری در ذهن مسئولان و مخاطبان ایجاد کرد تا چاره‌ای برای آن بیاندیشند و مسئله نفوذ را در دستور کار سازمانها و جریانهای انقلابی خود قرار دهند. نفوذ موضوعی نیست که در حال حاضر مطرح شده باشد، بلکه با شروع انقلاب و ایجاد چالش در نظم جهانی و نظام سلطه توسط ایران، به عنوان نقطه کانونی و هدف نظام سلطه علیه کشورهای برهم زننده نظم جهانی به کار رفت و به علت شرایط خاص به وجود آمده کنونی در این مقطع برجسته شد. یکی دیگر از دلایلی که باعث شد به مسئله نفوذ پرداخته شود، شکست‌های پی در پی آمریکا و نظام سلطه در جنگ سخت علیه کشورهای هدف و روی آوردن به حوزه جنگ نرم بود.

مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «نظام سلطه را با تمام ابعاد و لایه‌هایش بشناسید و اهداف و راهبردهای واقعی آن را تجزیه و تحلیل کنید و برای رویارویی با آن تمام ظرفیتهای خودتان را به کار گیرید و در این مسیر به وعده‌های خداوند اطمینان داشته باشید.»1

 

تقابل نظام سلطه با دنیای اسلام

نظام غرب دارای ساختاری است که مبتنی بر تقابل، فرآیند مهار، ادغام و در حقیقت نفوذ، اعمال می‌شود. این فرآیند در آمریکا در چند سطح طراحی و اجرا می‌گردد:

 

1ـ سطح سیاست گذاری: شورای امنیت ملی آمریکا، عالی‌ترین سطحی است که مسئله نفوذ را مدیریت و برنامه‌ریزی می‌کند. اکثریت اعضای این شورا نهادهای اطلاعاتی، امنیتی امریکا هستند که بخشی از این شورا را تشکیل می‌دهند. اعضای دیگر این شورا وزارت خارجه، پنتاگون، دفتر برنامه ریزی آمریکا، مشاور امنیت ملی آمریکا (دبیر شورا)؛ رئیس جمهوری و مشاور رئیس جمهور هستند. وجه تمایزی که این شورا دارد؛ این است که مصوبات را بسیار جدی و محکم اجرا می‌کنند و هیچ کوتاهی از سوی آنها در اجرای مصوبات صورت نمی‌گیرد.

 

2ـ سطح راهبردی: برای اجرای این مصوبات سطحی پایین‌تر از سطح شورای امنیت ملی آمریکا؛ یعنی سطح راهبردی عهده‌دار مسئولیت می‌شود که در این سطح نیز دو وزارتخانه به خصوص وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا مشغول فعالیت هستند.

در سطح راهبردی، چهار سازمان، ساختار اصلی وزارت خارجه آمریکا را تشکیل می‌دهند. یکی از مهمترین معاونتهای وزارت خارجه آمریکا، معاونت دیپلماسی عمومی و امور عمومی است. یکی از زیرمجموعه‌های این معاونت، اداره کل آموزشی و فرهنگی است که اداره سصت موسسه را به عهده دارد و به عنوان قرارگاه فرماندهی این موسسات شناخته می‌شود. این شصت موسسه دارای شبکه عملیاتی هستند که از این شبکه، 100 نهاد دیگر فعالیت می‌کنند که بخشی از این 100 نهاد، توسط ایرانی‌های مخالف نظام اسلامی مقیم آمریکا که به نفع آمریکا و علیه ایران فعالیت می‌کنند، اداره می‌گردد.

مهمترین سندی که ایران می‌تواند مدعی شود سند امنیت ملی و راهبردی است که برای مهار دنیای اسلام و جمهوری اسلامی ایران مطرح می‌کند.

 

راهبرد دشمن در مهار دنیای اسلام

منظور از مهار دنیای اسلام، عربستان، اردن، ترکیه، پاکستان و افغانستان نیست، بلکه محور مقاومت است که در دستور کار مهار قرار گرفته تا به نظم نوین جهانی بپیوندد و در آن ادغام گردد.

راهبرد مهار دنیای اسلام در سه محور حقوق بشر، آزادی و تروریسم تعریف شده است، ضمن اینکه می‌توان هسته‌ای را هم در مورد ایران اضافه کرد و به عبارتی وظیفه همه این محورها، راه کار اجرایی مهار دنیای اسلام است.

 

اهداف دشمن در مهار دنیای اسلام

 

1ـ تغییر اذهان: پس از ورود آمریکا به عراق و پذیرش شکست، آنها به این نتیجه رسیدند که حضور در جهان اسلام به شیوه سخت، بسیار پرهزینه است و نهایتا تغییراتی ایجاد کردند. اولین، جامع‌ترین و اساسی‌ترین سند راهبردی را از سال 2003 به بعد تحت عنوان تغییر اذهان منتشر کردند، قرا شد این سند 81 صفحه‌ای در فاصله زمانی 2003 تا 2023 و به مدت بیست سال، عملیاتی گردد.

آنها در سال 2003 نسخه‌های راهبردی را به صورت انگلیسی منتشر کردند اما در سال 2005 به علت اینکه به دنبال شبکه سازی اجتماعی بودند نسخه عربی آن را نیز منتشر و از سال 2012 به بعد نسخه فارسی را نیز اضافه نمودند. نکته اساسی قابل توجه این است که؛ سند تغییر اذهان، اولین سندی است که صحبت تعامل و مذاکره بر موضوع هسته‌ای ایران رای مهار دنیای اسلام را مطرح می‌کند.

 

2ـ تغییر مسیر: خانم آلبرایت و آقای ریچارد آرمیتاژ «تغییر مسیر» را از اصول کلی حاکمیت آمریکا معرفی کردند و عقلای دو حزب و وفاداران ارزشهای لیبرالی طی جمع بندی صورت گرفته، سندی با عنوان تغییر مسیر را که دو سال به طول انجامید ارائه دادند. همچنین از اعضای ایرانی این کار گروه، می‌توان به ولی نصر پسر سید حسین نصر اشاره کرد.

براساس آنچه در این سند مطرح گردیده است؛ آنها معتقدند نباید اجازه الگو شدن ایران را به علت تقابل با غرب داد.

نکته اساسی دیگری که می‌توان در این سند به آن اشاره کرد؛ حوزه جنگ نرم است، آنها به این نتیجه رسیده‌اند که در صورت عدم موفقیت در حوزه جنگ سرد باید به سمت جنگ نرم حرکت کرد و راه ورود به جنگ نرم تعامل می‌باشد و اولین و مهمترین راه در موضوع تعامل با ایران موضوع هسته‌ای است.

 

3ـ تسلیم اراده‌ها: در سال 2010 وزارت خارجه آمریکا یک طرح واره نفوذ در سه حوزه نخبگان، حکومت و عموم مردم ارائه کردند. همچنین تغییرات آب و هوایی را نیز با عنوان منشاء تهدیدات امنیتی ذکر کرده‌اند. در این طرح واره‌ هدف اصلی آمریکایی‌ها تمرکز بر روی نخبگان ایرانی است به گونه‌ای که آنها 20 درصد از تمرکز خود را در حوزه مردم، 20 درصد حاکمیت و 60 درصد دیگر را بر روی نخبگان عملیاتی کرده‌اند.

 

دست یابی به آموزش آمریکایی

آنها به این نتیجه رسیده‌اند که برای حضور پایدار و دراز مدت در دنیای اسلام نباید از نیروی نظامی به صورت گسترده استفاده کرد و باید به دنبال راه کم هزینه‌تری بود. از این رو «تربیت اندیشمندان آینده جهان اسلام» را کلید زدند و طوری وانمود کردند که جهان اسلام با مظاهر سیاسی غرب مشکل دارد ولی مظاهر علمی و فناوری غرب را به شدت تحسین می‌کند.

به طوری که طبق نظرسنجی موسسه گالوپ 78 درصد از افراد جهان اسلام از جمله ایرانی‌ها، علم و فناوری آمریکا را به شدت تحسین می‌کنند، یعنی اگر با ساختارهای سیاسی، امنیتی و اجتماعی نظام سلطه مشکلاتی وجود داشته باشد اما با دستاوردهای علمی و فناوری مشکلی وجود ندارد و باید راه تعامل باز گردد.

آنها از همین روزنه ورود پیدا کردند و شروع به فعالیت و تربیت در حوزه‌های علمی فناوری و نخبگان کردند. این همکاریها نیاز به یک نقطه شروعی دارد و آن نقطه شروع می‌تواند ورود زبان انگلیسی به کشورهای جهان اسلام باشد، اما مشکلی که وجود داشت عدم آشنایی کشورهای اسلامی به زبان انگلیسی بود که پس از صرف بودجه‌های بسیار بالا، زبان انگلیسی را در دنیای اسلام ترویج دادند تا نقطه نفوذی برای حضور در جوامع اسلامی فراهم گردد.

 

مبادله

از این برنامه و در طول مدت 9 سال (1994 تا 2003) و تربیت هفتصد هزار نفر، آنها موفق شدند 1500 نفر از تربیت یافتگان خود را در سمت وزیر مشاهده کنند. همچنین بودجه‌ای را که آقای کالین پاول در سال 2003 برای این برنامه آموزشی در نظر گرفت 245 میلیون دلار بود.

با توجه به موفقیتی که آنها از راه آموزش به دست آورده بودند، اوباما در دومین سخنرانی خود بعد از برجام تصریح کرد که می‌توان در ایران از طریق موارد ذیل تغییر ساختار و ماهیت ایجاد کرد:

1ـ مبادلات تجاری

2ـ مبادلات دانشجویی

 

اهداف تبادل:

1ـ تربیت رهبران جهان

2ـ ایجاد مراکز آموزشی زبان انگلیسی

3ـ مشارکت بخش خصوصی

 

روند آمریکا در حوزه نخبگان

در پی انتشار سندی در سال 2015 ورود به حوزه نخبگان آغاز گردید:

در بخشی از این سند آمده است: ما در حال به دست گرفتن ابتکار عمل برای ایجاد روابط با جوانان جهان، شناسایی رهبران آینده در دولت، کسب و کار و جامعه مدنی، اتصال آنها به یکدیگر و مهارتهای مورد نیازشان برای رشد کردن هستیم. ما برنامه‌های جدید تبادلات میان جوانان آمریکایی و افریقایی تا جنوب شرقی آسیا را ایجاد کردیم و باعث موفقیت رهبران جوان شدیم، ما در حال افزایش تبادلات تحصیلی در خود هستیم.

 

سفر هیئات آمریکایی به ایران

زمانی که همه ذهن‌ها و نگاهها به سمت برجام دوخته شده بود، سفری از سوی نمایندگان آمریکا به ایران صورت گرفت و در آن سفر دیداری با وزیر علوم و سپس از دانشگاهها و مراکز علمی اصلی ایران انجام شد. به طوری که در طول 10 روز سفر هیئات علمی آمریکا به ایران از همه موسسات قابل توجه علمی بازدید به عمل آمد.

 

بیانیه هیئات آمریکایی

در تاریخ 3 مردادماه و پس از بازگشت هیئات علمی به آمریکا، مسئول تیم اعزامی آمریکا، آقای آلن گودمن گزاری در مورد سفرشان به ایران، ارائه نمود که گزارش خود را با این عنوان شروع می‌کند:

ایران را با این دید برای دیگران روایت می‌کند که ترافیک تهران یک مقدار بهتر از قبل شده است و غیرمستقیم القاء می‌کند که با روی کار آمدن دولت جدید، باید امیدوار بود تا ترافیک روان‌تر گردد البته منظور او از ترافیک تهران، ترافیک خودروهای تهران نیست بلکه ترافیک رفت و آمدهایی است که قرار است اتفاق بیافتد و نفوذ را روان تر گرداند.

ـ پیشانی اقدامات ما با کشورهایی که ارتباطات کامل سیاسی نداریم دیپلماسی آموزشی است و این رابطه را قبلا با چین و ویتنام شروع کردیم و همچنین با کوبا و میانمار نیز ادامه دادیم و الان نیز نوبت ایران است تا رابطه برقرار کنیم.

 

آلن گودمن چه کسی است؟

این فرد مدت کوتاهی معاون هماهنگ کننده CIA بود. همچنین وی در زمان کارتر مسئولیت مرکز برآوردهای خارجی وزارت خارجه آمریکا را به عهده داشت. او اولین نفری بود که گفتگوهای آمریکا با شوروی و مسئله تنش زدایی با چین را آغاز کرد.

برای اولین بار بود که آلن گودمن به ویتنام رفت و موضوعی را با عنوان: «ما کاری به روابط سیاسی نداریم و به دنبال روابط آموزشی هستیم» را مطرح کرد. درصورتی که این فرد تا به حال هیچ پروژه علمی به غیر از پروژه در حوزه CIA ارائه نداده است. اکنون هم موسسه آموزش بین الملل که ریاست آن را برعهده دارد از موسساتی است که توسط CIA هدایت می‌گردد.

 

موسسه آموزش بین الملل

طی گزارشی توسط موسسه آموزش بین الملل در حوزه ایران در سال 2014، حدود 10194 نفر از دانشجویان ایرانی مشغول به تحصیل در دانشگاههای آمریکایی، تحت پوشش و تربیت این موسسه هسند که از این تعداد 40 درصد در رشته علوم انسانی، 45 درصد در رشته‌های فنی و بقیه دانشجویان در دیگر رشته‌ها مشغول به تحصیل می‌باشند. درآمد مالی به دست آمده از دانشجویان ایرانی 262 میلیون دلار است و درواقع به دور از بحث درآمد زایی که برای آمریکا داشته است اگر یک درصد از این دانشجویانی که با تفکرات آنها پرورش یافته‌اند به ایران برگردند یعنی اینکه 100 نفر از این طیف دانشجویان را وارد سیستم ایران کرده‌اند.

 

پیشنهاد آلن گودمن

1ـ به جای اینکه آمریکا در حوزه سخت با ایران مبارزه کند وارد حوزه نرم شود تا اگر زمانی که نیرویی تربیت شد و وارد دانشگاهها گردید، حداقل سی سال این نیرو اهداف ما را دنبال خواهد کند و احتمالا از این طریق به مناصب حاکمیتی نیز دست پیدا کند.

2ـ آلن گودمن به رئیس دانشگاه الزهرا پیشنهاد می‌دهد تا این دانشگاه در سال 2030 به عنوان سه دانشگاه برتر جهان در حوزه زنان معرفی گردد. اما اگر این دانشگاه در حوزه زنان اسلامی دارای پیشرفت‌هایی شود آیا باز هم این پیشنهاد مطرح خواهد شد؟! آیا مقابل آن نخواهند ایستاد و موضع نخواهند گرفت؟

 

اهداف راهبردی موسسه آموزش بین الملل

یکی از نهادهای پوششی برای پیشبرد نفوذ در کشورهای هدف موسسه آموزش بین الملل می‌باشد که برای تحقق نفوذ، اقدامات ذیل را در دستور کار دارد:

1ـ چاپ کتاب با نگاه آمریکایی در کشوف هدف

2ـ تربیت دانشجویان و تلاش برای کسب رتبه‌های علمی و هیئت علمی دانشگاهها

این اهداف از هدفهای پایین دستی این موسسه است و آنها از این طریق به دنبال انتخاب رهبران اصلی از بین آنها می‌باشند.

 

اصلاحات در حوزه

موسسه رند در سال 2003 پس از انتشار سندی با عنوان «دنیای اسلام پس از 11 سپتامبر» مطرح می‌کند که اشتباه ما این بود که فقط در دانشگاهها نفوذ کرده و حوزه را فراموش کردیم.

همچنین مطرح می‌کند یکی از دلایلی که تا به حال باعث دوام ایران گردیده منبع تامین نیرویی دو گانه است. منابع آکادمیک و حوزوی باعث شده تا ایران برای تامین نیروی خود از آن استفاده کند. به همین منظور سندی با عنوان اصلاحات در حوزه و مسجد را مطرح می‌کنند.

 

پیشنهاداتی در مورد مهار دنیای اسلام:

1ـ شبکه سازی از افراد معتدل

2ـ توهین به افراد افراطی

3ـ آموزش به عنوان میدان نبردحیاتی

4ـ تقویت اصلاحات حوزه

5ـ اصلاحات مسجد

6ـ اسلام مدنی

پس از طرح این موضوع بود که در سال 2003 به فکر تفرقه بین شیعیان افتادند تا بتوانند شیعه را از یکپارچگی خارج سازند. تا بالاخره پس از سالها فعالیت گروههای انحرافی در سال 2014 بحث تشیع انگلیسی و فعالیت‌های تفرقه افکنانه آنها مطرح شد که به طور مستمر به توان خود افزوده است و در مواجهه خود با تشیع بسیار جدی عمل می‌کند.

 

موسسه NED

موسسه ned قرارگاه فرماندهی براندازی در تمام کشورهای مخالف آمریکاست. همچنین این موسسه تنها سازمانی است که تحت نظارت مستقیم کنگره و رئیس جمهوری اداره می‌شود و هدف این موسسه هدایت ایران به سمت نظم نوین جهانی است. این موسسه از طریق بورسیه کردن دانشجویان نخبه ایرانی دعوت از آنها به زبان فارسی، اهداف خود در ایران را دنبال می‌کند و ارتباط افراد با ساختار حاکمیتی آمریکا را تسهیل می‌کند.

پس از انقلاب متوسط کادرسازی جهت تقویت سازمانها در ایران 10 هزار نفر بود که پس از تسخیر سفارتخانه آمریکا توسط جوانان انقلابی ناگهان تربیت نیرویی آنها از 10 هزار نفر به 38 هزار نفر افزایش پیدا کرد. این در حالی است که ممکن است بین آنها هم افرادی باشند تا سیاستهای آنها را دنبال نکنند، اما به هر شکلی از این افراد نیروهایی تربیت می‌شوند تا به عنوان هیئت علمی معرفی گردند. کما اینکه در سال 1380 از 16 نفر دانشجوی رتبه اول کنکور 12 نفر به خارج رفتند و فقط یک نفر از آنها به ایران برگشت. هر فردی که در سیستم دانشگاهی دچار اختلاف گردید بلافاصله سر از موسسه ned درآورد و یک دوره سه ماهه را می‌گذراند. بعنوان نمونه علی افشاری از عناصر افراطی و معارض نظام جمهوری اسلامی ایران سر از این موسسه درآورده است.

 

اعضای موسسه NED

حسین بشیریه: اولین فرد ایرانی پس از انقلاب که عضو موسسه ned شد و پس از او نیز افرادی مانند مصطفی ملکیان به این موسسه پیوستند.

فرانسیس فوکویاما: عضو هیئت رئیسه موسسه ned و نظریه پایان تاریخ

آذر نفیسی: مدیر کل دانشجویی یکی از دانشگاهها و شبکه نیروی انسانی دانشجویان در ایران بود و در حال حاضر در کنار فوکویاما مشغول به فعالیت است.

جالب تر اینکه متاسفانه در درون دانشگاه‌ها برخی از اساتید وظیفه ارتباط دهی بین نهادهای آمریکایی و اروپایی را برعهده گرفته و در پوشش کمک به رشد علمی دانشجویان با شناسایی نیروهای نخبه و مستعد زمینه ارتباط آنان را به صورت شبکه‌ای با این نهادهای مجری نفوذ و شکار نخبگان، فراهم می‌کنند. علاوه بر این برخی از مسئولان نیز با پوشش اردوهای دانشجویی خارج از کشور خواسته یا ناخواسته موجب ارتباط گیری وی یا شوق پیوستن به این شبکه‌های مافیایی شکار نخبه و نفوذ، به نفع دشمن می‌شوند.

 

پی‌نوشت:

1. کنفدراسیون دانشجویان اروپا در سال 90.

منبع مقاله : کمیته علمی موسسه فرهنگی هنری راسخون

 



 

از مک دونادیزه شدن فرهنگ تا کشف نقشه استرتژیک علمی کشور

 

1. تعبیر قرآنی «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیطَانِ» ناظر به مسئله نفوذ گام به گام شیطان است. (المیزان جلد 8 صفحه 42)؛ «خطوه» در اصطلاح عرب، به جای پای باقی مانده در برف یا شنزار اشاره دارد و در صورتی که فرد به آن «جای پا» «اعتماد» کند و در جای آن قدم بگذارد پای او در برف یا شنزار فرو رفته و متوقف می‌شود. خطوه از روشهای فریب شیطان است که مرحوم علامه طباطبایی آن را به «نفوذ گام به گام شیطان» تفسیر نموده است. هر چند بر اساس آیه شریفه «قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَکْراً»، مکر شیطان در پازل مکر الهی است اما یکی از پیچیده‌ترین انواع «مکر» شیطان، «خطوه» و «نفوذ تدریجی، مرحله‌ای و گام به گام» است.

 

2. نفوذ در ادبیات «پسابرجام» یک واژه بدیع، متفاوت، پیچیده، متضلع و از جهتی «جدیدالصدور» در فضای سیاسی فرهنگی کشور است که رهبرمعظم انقلاب با تولید ادبیات نظری نو، به چارچوب مفهومی جدید برای آن می‌اندیشند؛ این نفوذ شامل 2 قسم است:

1-2) نفوذ از طریق، مسیر، مجرا، معبر و ممشای برجام و متون سه‌گانه «توافق وین»، «قطعنامه 2231» و «نقشه راه Road Map آژانس انرژِی اتمی و ایران». در برابر این قسم از اقسام نفوذ باید به استراتژی «خوانش نقادانه متن برجام» جهت بررسی دقیق اشکالات متون سه‌گانه فوق که مکرراً توسط رهبر انقلاب تأکید شده است توجه نمود. (تأکید رهبر انقلاب در پاسخ به نامه رئیس جمهور و خطبه‌های نماز عید فطر).

مصادیق نفوذ از طریق متن برجام شامل موارد زیر است:

الف) نفوذ استراتژیک (کشف نقشه آتی علمی کشور)

ب) نفوذ صنعتی (کشف ابعاد پیشرفت صنعتی کشور از طریق کنترل اقلام دوگانه که شامل 300 قلم از اصلی‌ترین نیازهای صنعت کشور است و در دست گرفتن نبض صنعت با مدیریت اقلام صنعتی، طبعاً کنترل اقلام دوگانه مهندسی، کشور را قفل می‌کند)

ج) نفوذ اطلاعاتی (با تعبیه حفره‌های امنیتی متعدد در متن برجام)

د) نفوذ نظامی (به بهانه راستی آزمائی آژانس در موضوع PMD و بازدید از مراکز حساس نظامی کشور)

هـ) نفوذ دفاعی (با از بین بردن ساختارها و زیرساختارهای بازدارندگی دفاعی کشور در قطعنامه 2231)

و) نفوذ اقتصادی (با حفظ قوانین و زیرساختهای تحریمها در متن برجام، ورود گروه‌های مختلف اقتصادی با هدف افزایش واردات و وابستگی اقتصادی)

ز) نفوذ امنیتی ( از طریق کاهش حساسیتهای امنیتی و عادی سازی دسترسی به مراکز حساس نظام)

ح) نفوذ ژئوپلتیک (متن توافق هسته‌ای جزئی از چارچوب ژئوپلتیک آمریکا در منطقه و بخشی از طراحی منطقه‌ای غرب است، مقابله با بیداری اسلامی و جریان مقاومت، تسلط به کشورهای در حال مبارزه در منطقه و حتی کشورهای ضد استکباری آمریکای لاتین بخشی از این طراحی است)

ط) نفوذ محاسباتی (از طریق اختلال در دستگاه محاسباتی که اندراج در نظام بین‌الملل را برای حل مشکل آب پیشنهاد می‌دهد و به گران‌فروشی توافق بد منجر می‌شود)

ی) نفوذ اجتماعی (از طریق نمایش وجهه آمریکا به عنوان یک کشور صلح طلب و تأمین کننده رفاه)

ک) نفوذ گفتمانی (تخطئه شعار مرگ بر آمریکا، به حاشیه راندن استراتژی اقتصاد مقاومتی و نگاه به درون)

2-2) نفوذ به عنوان تبعات و نتایج برجام که صرف نظر از خود برجام اهمیت و حتی اولویت «التفات و توجه» ویژه دارد و در ادامه به مصادیق آن در 5 عرصه فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و اطلاعاتی اشاره خواهیم کرد. البته هر چند مسأله نفوذ اعمِّ از برجام است ولی باید به مسأله اخصّ یعنی «برجام» به مثابه هسته‌ اصلی نفوذ التفات کرد.

 

3. با توجه به آنکه نفوذ در ادبیات فضای متأخر کشور، معنای گسترده‌تر و موسع‌تر از معانی امنیتی و اطلاعاتی سابق دارد باید چهار پروژه زیر در پروسه و زنجیره الف) فهم عمیق معانی نفوذ و نیز ب) کشف دقیق مصادیق آن و همچنین ج) اصطیاد و استنباط صحیح غایات دشمن در این مرحله از تاریخ انقلاب اسلامی به درستی طی شود تا نقشه جامعی از 1- بستر‌ها و زمینه‌های نفوذ، 2- علل و عوامل نفوذ، 3- اهمیت و غایات نفوذ، 4- ابزارهای نفوذ و 5- موانع حرکت دشمن در پروژه نفوذ داشته باشیم.

پروژه اول: ترمینولوژی (مفهوم‌شناسی) نفوذ از طریق برجام و مسائل پسابرجام

پروژه دوم: متدلوژی (روش‌شناسی) نفوذ

پروژه سوم: اپیستمولوژی (معرفت‌شناسی) نفوذ و کشف بایدها و نبایدهای جبهه خودی در برابر جبهه معارض

پروژه چهارم: اپیدمولوژی (فراگیرسازی) پروژه نفوذ

 

4. ساحات نفوذ و عرصه‌های مانور دشمن حداقل در 5 عرصه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و اطلاعاتی - امنیتی قابل تقسیم است. فصل مشترک (قدر متقین) و فصل مقوم (وجه ممیزه) هر ساحت و عرصه باید شناسایی و برای آن تدبیر شود اجمالاً باید دانست:

الف) نفوذ اقتصادی با ابزار ظاهری تجارت و بازرگانی و ورود کالاهای آمریکایی و باز شدن پای شرکتهای آمریکایی با هدف تشدید وابستگی اقتصادی کشور به شریان جهانی اقتصاد و هضم شدن در اقتصاد کاپیتالیستی طراحی شده است. مثال‌های دیگر شامل موارد زیر است:

* اشراف به زنجیره تأمین قطعات صنعتی جهت اعمال تحریم‌های جدید در صنعت

* تسلط به مدیریت اقتصادی با بکارگیری اهرم تحریم پس از بررسی میزان حساسیت ایران در هر موضوع تحریم

* به حاشیه راندن راهبرد کلان اقتصاد مقاومتی

ب) نفوذ سیاسی از طریق عادی سازی و قبح شکنی از نشست و برخاست با آمریکایی‌ها و به قدرت رساندن جریان غربگرا و لیبرال از طریق انتخابات با هدف دموکراتیزه کردن لیبرالیسم در کشور ایران دنبال می‌شود. موج جدید حمله به شورای نگهبان، متفاوت از امواج قبلی و در واقع گام اول پروژه نفوذ سیاسی است. در کنار این موارد می‌توان به بحث درباره افتتاح دفتر حافظ منافع آمریکا و یا تشکیل پرونده‌های جدید حقوق بشری اشاره نمود.

به نفوذ اجتماعی و فرهنگی در ادامه تفصیلاً خواهیم پرداخت.

 

5. از حیث مخاطب‌شناسی، نفوذ در طبقه نخبگانی و خواص سیاسی (طبقه الیت) با نفوذ در طیف تودگانی و عامه مردم تفاوت‌های محتوایی و شکلی (کالبدی) دارد. در مخاطب متفاوت، لایه‌ها، سطوح، و فازهای نفوذ و نیز مبدأ و مقصد نفوذ تفاوت می‌کند. هر چند روش‌های مرتبط با این دو طیف مخاطب گاهی متداخل، گاهی متباین، گاهی عام و خاص من وجه و گاهی عام و خاص مطلق است.

 

6. نفوذ در لایه‌های نخبگانی نوعاً از جنس گزاره‌های هستی شناسانه (آنتولوژیک) و انگاره‌هایی است که نگرش به جهان و عوامل مؤثر بر پدیده‌ها و رخدادها را شکل می‌دهد. مثلاً پذیرش و یا رد مفهوم توکل به خدا و یا اعتقاد به آنکه رزق ما در دست خداست یا کفار (امریکا) یک نگرش هستی شناسانه است. طبعاً دستکاری در گزاره‌های هستی شناسانه، نتایج معرفت شناسانه (اپیستمولوژیک) در رفتار و واکنش‌های نخبگان بدنبال خواهد داشت. معطل ماندن ظرفیتهای اقتصاد کشور و در انتظار گشایش خارجی بودن به جای جدی گرفتن اقتصاد مقاومتی، هنوز هم از اصلی‌ترین خطرات و تهدیدات کشور است. رعد و برق بی‌باران در اقتصاد، نسل آینده را دچار مشکلات عدیده‌ای خواهد کرد.

شیوه اساسی نفوذ در لایه‌های خواص انقلابی، ایجاد «انگاره‌های آلترناتیو (جایگزین)» (Alternative approaches) است. نخبه‌ای که تا دیروز به مفهوم «مقاومت» و انگاره «ایستادگی» مومن و باورمند بوده اکنون «مچ انداختن با استکبار» را غلط و مدل‌های مقاومت را بن بست می‌داند. تعامل و مذاکره برای او نه یک وسیله بلکه هدف میانی و یا غایی می‌شود واساساً برای استکبار و شیطان، مصداق امروزی و خارجی سراغ ندارد. طراحان نفوذ به شیوه «مدلاسیون مذاکرات هسته‌ای» (مدل‌سازی از نتایج مذاکره) به نخبگان «القا» و یا «تلقین» می‌کند که همین مسیر، در سایر گره گاه‌ها و گلوگاه‌ها تنها مسیر موفق است.

 

7. نفوذ در توده‌های مردم و عموم جامعه نوعاً در لایه‌های کارکردی (functional) و موضوعی (Topical) است. این لایه معطوف به لایه نمادها و رفتارهای مردم است، رفتارهایی که توسط باور تغییر شکل یافته توسط خواص مورد اشاره در بند قبل تأیید، تبلیغ و یا ترویج می‌شود.

دشمن بعد از مدلاسیون و مدل‌سازی و پیروزی نمایی برای خواص غرب‌گرا، غرب اندیش، غرب باور و یا غرب پرست به تغییر ذائقه تودگانی و تصرف ساحات شیوه زیستن و سبک زندگی مردم (Life Style) وارد خواهد شد. تجلی فرهنگی نفوذ با نمادهای سبک زندگی آمریکایی (American Life Style) از طریف مک دونالدیزاسیون و کوکاکولانیزاسیون، آغاز فروپاشی سیاسی و اجتماعی انقلاب اسلامی است که مصادیق این پروژه به غایت خطرناک، ترویج نمادهای اصلی آن که بعضا نمادهای فرهنگ مصرفی آمریکایی هستند نظیر «مک‌دونالد» و «کوکاکولا»، «والت دیزنی» و «باربی» است. (در ادامه توضیح خواهیم داد.)

 

8. نفوذ از جهتی معطوف به 3 فاز الف: بینشی (شناخت) ب: گرایشی (عواطف و امیال) و ج: کنشی (رفتار) است فلذا مکر و برنامه دشمن گاهی ناظر به عواطف و امیال و گرایشات مردم و گاهی معطوف به شناخت و بینشهای خواص و یا مردم است و البته گاهی ناظر به رفتارها، نمادها و کنش‌های افراد است. مثلاً از مصادیق نفوذ سیاسی ناظر به بینش‌های دولتمردان: پل زدن از مسأله هسته‌ای (با القای دروغ موفقیت معامله هسته‌ای و برجام) به مسائل منطقه‌ای در راستای سیاستهای مقاومت زدایی و اسلام ستیزی آمریکاست و یا از نمونه‌های نفوذ فرهنگی ناظر به گرایشات مردم، ایجاد علقه در ضمیر ناخودآگاه مردم (با تأکید بر طبقه ثروتمندان و اشراف) به سمت نمادهای مصرفی و تبرّجی سبک زندگی آمریکایی و اروپایی- مسیحی است.

 

9. روشها و ابزارهای نفوذ عمدتاً شامل بر سه روش امتحان پس داده الف) تطمیع، ب) تهدید و ج) تبلیغ است. روش‌هایی که حتی توسط معاویه، یزید و ابن زیاد آزمایش شده و امتحان پس داده است. در روش اول (تهدید)، دشمن، و دنباله‌های داخلی او، مردم را از جنگ احتمالی می‌ترسانند و تنها راه برداشته شدن سایه شوم جنگ را تعامل با شیطان و استکبار (وادادگی و کوتاه آمدن) می‌دانند.

دشمن و رسانه‌های متکثر و دنباله‌های داخلی او برای آنکه روش تهدید کارگر افتد اجازه نمی‌دهند دو حرف اساسی زیر شنیده شود:

اولاً: بازخوانی تجربه تاریخی ملت ما و عقل و خردبشری اثبات می‌کند که دشمن غدار در صورت احساس ضعف در طرف مقابل خود، به تهاجم و حمله مصمم‌تر می‌شود. جریان نفوذ اجازه نمی‌دهد ملت به این تجربه واضح بیاندیشد که اساساً و اتفاقاً وادادگی عامل تشجیع دشمن و در مقابل مقاومت عامل بازدارندگی است.

ثانیاً: دشمن و جریان نفوذ اجازه نمی‌دهد که به مردم توضیح داده شود که قطعنامه 2231، موانع جنگ را برداشته و نه سایه جنگ را. اگر فقط و فقط متن قطعنامه 2231 برای مردم خوانش شود، افرادی که تحصیلات ابتدایی هم دارند می‌فهمند کشور به جنگ نزدیک شده و قدرت دفاعی کشور در صورت اجرای این قطعنامه خطرناک، آسیب اساسی می‌خورد.

به طور خلاصه، روش «تهدید» زمانی کارآمد و کارآست که «تهدید شونده» بترسد.

جریان نفوذ از روش تطمیع نیز بهره می‌برد القای دروغ آنکه «اگر پولهای بلوکه شده آزاد شود وضعتان خوب خواهد شد» گزاره‌ی مکرر تکرار شونده جریان نفوذ است.

استفاده از روش تبلیغ نیز با حجم رسانه‌های پوشش دهنده‌ی افکار دشمن از اوضح واضحات است. در برابر روش تبلیغ، لازم است ماهیت افکار دشمن از میان حرفهای پر بغض او نشان داده شود. قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَ مَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ (سوره مبارکه آل عمران، آیه شریفه 118) در واقع نفوذکنندگان با هدف نسخ (براندازی و محو نظام اسلامی) اما از روش مسخ (استحاله هویتی) بهره می‌برد.

 

10. نفوذ فرهنگی که بروز شده پروژه «ناتوی فرهنگی» در شرایط پسابرجام است احتمالاً خطرناک‌ترین بخش پروژه نفوذ باشد. تصویر صف بستن مردم در شوروی سابق در برابر فروشگاه‌های مک دونالد برای خوردن سیب‌زمینی سرخ کرده آمریکایی! و انعکاس رسانه‌ای آن همزمان از طریق ماهواره‌ها، یکی از عوامل موثر در فروپاشی رژیم کمونیستی بود. دشمن تمایل دارد تصاویری از این صف‌ها از میادین اصلی تهران به دنیا مخابره کند تا این صف‌ها را نماد پشیمانی از انقلاب‌اسلامی جلوه دهد.

اگر مانع بزرگ پروژه جهانی سازی آمریکایی، ایران جسور و پیشرفته است باید این جسارت و پیشرفت با هم شکسته شود و چه فرصتی بهتر از برجام و پسابرجام.

نفوذ فرهنگی از طریق جهانی سازی فرهنگ آمریکایی در زیست بوم ایران اسلامی و جهانی شدن فرهنگ لیبرالیستی و اومانیستی را می‌توان گسترش و حاکمیت فرهنگی خاص در پهنه جهانی دانست که این فرهنگ در پروسه‌ای خاص و با استفاده از ابزارهای مناسب، اندیشه خود را به کل دنیا و از جمله ایران صادر می‌کند.

بسیاری از متفکران مطالعات فرهنگی معتقدند که جدای از رقابت درون تمدنی در غرب بر سر پروژه جهانی شدن، این شاخصه‌های فرهنگ آمریکایی است که توانسته است در پروسه بعد از جنگ جهانی دوم خود را مطرح کرده و پس از فروپاشی شوروی خود را با استفاده از امکانات بی‌مانند تکنولوژیک آمریکا، از رسانه‌ها گرفته تا میلیتاریسم خشن آمریکایی، به تقریباً تمامی نقاط هدف تسری دهد تا جایی که فرانسوی‌ها نیز از تهاجم فرهنگی آمریکا گله می‌کنند.

1) فراموشی خدا 2) مصرف‌گرایی افراطی 3) حاکمیت رسانه‌ها 4) فروپاشی خانواده و 5) پوچی ناشی از بحران هویت را می‌توان پنج مؤلفه اصلی جهانی شدن فرهنگی در این دوره تلخ تاریخی دانست.

مصرف‌گرایی، سیستم و نظامی اجتماعی و تاریخی است که با انقلاب صنعتی در غرب و همچنین با گسترش و فراگیری کاپیتالیزم جهانی که با این انقلاب و همچنین با انقلاب فرانسه در قرن هجدهم به وقوع پیوست و دامنه آن در طول زمان به نقاط مختلف دنیا گسترش یافت، همزاد است.

آنچه در این پروسه اتفاق افتاد این بود که در اثر ماشینی شدن تولید، مازاد تولید زیادی بوجود آمده بود که بایستی این مازاد تولید به فروش می‌رسید و اصطلاحاً مصرف می‌شد.

از اینرو، استراتژی‌هایی توسط سرمایه‌داران برای ترغیب توده‌های مردم به مصرف پیگیری شد که مشهورترین آن تبلیغات است.

مصرف‌گرایی تا آنجا پیش رفت که پا به پای کاپیتالیسم تبدل به فرهنگ هژمون و ایدئولوژی شد و ذائقه مردم را آنطور که می‌خواست ساخت و اجتماعی کرد تا همه مردم به عنوان مصرف کننده، در خدمت انباشت سرمایه باشند، و برای این منظور، ترغیب آنان به مصرف بیش از نیازهای معمولی معیشتی یکی از کلیدی‌ترین ترفندها بود.

لذا در اینجا قبل از اینکه حتی کالایی ساخته شود، نیاز آن در مردم ساخته شده است و مردم منتظر آن هستند و وظیفه اصلی رسانه‌های غربی، تولید این نیاز است.

فرهنگ مصرفی که اوج آن را می‌توان در فرهنگ آمریکایی مشاهده نمود، با استفاده از ابزارهای مؤثر رسانه‌ای که ایالات متحده در اختیار دارد، امروزه کمابیش سایه خود را در همه کشورها انداخته است.

مسابقه بر سر مصرف بیشتر و فرهنگ مصرفی، الگوهای هویت‌یابی را نیز در جهان امروز تحت تأثیر خود قرار داده است و عناصر فرهنگ‌های سنتی را با چالشی بنیادین مواجه نموده است و خود تبدیل به هویتی جدید برای مردم شده است.

برجسته‌ترین وجه آمریکایی شدن جهان و فرافکنی فرهنگ آمریکایی در پروژه جهانی شدن را می‌توان در تولید، توزیع و مصرف محصولات آمریکایی در سراسر دنیا دانست.

مک‌دونالد که از نظر نظریه‌پردازانی همچون «جورج ریتزر» عالی‌ترین درجه عقلانیت در جهان مدرن است، یکی از کلیدواژه‌های جهانی شدن به سبک آمریکایی است که در ظاهر تنها یک رستوران است و کارکرد ظاهری‌اش سیر نمودن مردم و کمک به بقای آنان است.

مک دونالد بزرگترین رستوران زنجیره‌ای غذای آماده (Fast Food) جهان است که روزانه به 68 میلیون مشتری در 119 کشور جهان سرویس می‌دهد. این رستوران در واقع چیزی بیش از یک رستوران معمولی با کارکردهای مشخص هر رستوران دیگر است.

مک دونالد در واقع نمادی از آمریکایی شدن و سبک زندگی آمریکایی و بطور کلی نمادی از وسترنیزاسیون، لیبرالیزاسیون و تجلی نظامات مدرنیته به سبک آمریکایی است.

در واقع در پشت این کارکردهای ظاهری رستورانی مک دونالد، مفاهیم مصرف‌گرایی و سبک زندگی آمریکایی نهفته است.

مک دونالد کنش‌های انسانی را یکدست و استاندارد می‌کند و همه را به یک شکل در می‌آورد. در واقع، شاید آن زمان که در اواخر دهه چهل میلادی این رستوران افتتاح شد و از قضا در همان دوره زمانی اعضای آلمانی مکتب فرانکفورت در ایالات متحده زندگی می‌کردند، هیچکدام نمی‌توانستند پیش‌بینی کنند که این رستوران بعد از چند دهه موضوع همان نقد فرهنگی مدرنی خواهد بود که آنان بنیان گذاشتند.

سیر صعودی فتح سنگر به سنگر کشورهای جهان توسط مک دونالد از ابتدای تأسیس آن تاکنون بی‌سابقه بوده است.

این سیر در بعد از فروپاشی شوروی در اواخر دهه هشتاد و اوایل نود به اوج خود رسید و همچنان که ولفگانگ بکر (Wolfgang Becker) در فیلم خداحافظ لنین (Good Bye, Lenin) نشان داده است، اولین چیزی که به عنوان سمبل آمریکا به اروپای شرقی جدا شده از کمونیسم رسید، مک دونالد بود.

بنابراین بیراه نخواهد بود اگر مک دونالد را یکی از سمبل‌های اصلی گسترش فرهنگ مصرفی آمریکایی در جهان بدانیم.

سمبلی که فتح سنگر به سنگر تمامی کشورها را در دستور کار خود قرارداده است.

با این شرح، سوال اصلی اینجاست که در برابر پروژه خطرناک مک دونالدیزاسیون و انتقال سبک زندگی مصرفی آمریکایی چه باید کرد؟

در جواب این سوال مهم، 4 پاسخ راهبردی وجود دارد:

الف) تکرار پربسامد مبانی انقلاب با ادبیات عقلانی، خواص پسند و عوام فهم

ب) پیگیری بی رودربایستی مطالبات امامین انقلاب از دولت‌ها

ج) تاکید مستدل بر منافع و برکات مقاومت

د) تبلیغ نکات کارآمد سبک زندگی دینی و اسلامی و آرامش ناشی از آن این چهار راهکار فوری‌ترین وظیفه تبلیغی نیروهای انقلاب در برابر جریان نفوذ فرهنگی و فکری است.

 

11. بعد از شکست پروژه کودتای مخملی و رنگی در کشورهای غیر همسو با غرب (و رسوایی مدل ایرانیزه شدن آن کودتا در فتنه 88)، اولویت سرویس‌های اطلاعاتی غربی که مشغول عملیات براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران هستند، پیشبرد پروژه «دموکراسی‌های هدایت شده» است. آمریکاییها ابایی ندارند که از هدف‌گذاری میانی «تأثیر بر انتخابات مجلس ایران» در نتیجه مذاکرات هسته‌ای سخن بگویند و برخی ناشی‌گری‌های برخی مقامات دولتی (نظیر درد دل وزیر خارجه ایران با آمریکاییها) مؤید این برنامه مشترک غرب و غربگراهای داخلی است.

اگر «دموکراسی هدایت شده» نیاز به تیم رسانه‌ای «بزک آمریکا» دارد، مقابله با جریان نفوذ نیاز به پادزهر «افشای حقیقت و ماهیت آمریکا» دارد.

پادوهای رسانه‌ای بزک آمریکا، با دوگانه «اوبامای خوب - نتانیاهو بد» به غسل تعمید رییس جمهور دموکرات آمریکا مشغولند و دروغ پربسامد «همصدایی مخالفان برجام با اسراییل» را همزمان با کتمان سند استراتژیک منتشر شده صهیونیستها تکرار می‌کنند. سندی که از رضایت تام و تمام مقامات امنیتی و نظامی اسراییل از توافق وین می‌گوید.

 

12. نفوذ فرهنگی شامل نفوذ در کشف نقشه استراتژیک علمی جمهوری اسلامی نیز می‌شود. در این مرحله اطلاعات به ظاهر بی‌اهمیت از پیشرفت‌های حوزه‌های High-Tech مورد توجه قرار می‌گیرد که در این باره سخن فراوان است.

 

13. خطر نفوذ «توهم» نیست بلکه نفوذ، «اسم رمز» و «ابَر استراتژی» آمریکا در مدیریت شرایط فعلی در جهت براندازی نظام اسلامی است که از 1) اسناد امنیت ملی و راهبردی، 2) مواضع دولتمردان و مقامات آمریکایی، 3) راهبردهای نهادهای امنیتی و اطلاعاتی دیگر آمریکا نظیر شورای امنیت ملی و 16 نهاد اطلاعاتی و 4) توصیه‌ها و گزارش‌های اتاق‌های فکر و اندیشکده‌های دولتی و غیردولتی آمریکایی استخراج شده است. مثلاً تغییر تاکتیک ایالات متحده از «تقابل و تعارض» به «تعامل و ارتباط» پیشنهاد اتاق فکر وزارت خارجه آمریکا به اوباما بوده است. آن کسی که نشانه‌های آشکار نفوذ را نمی‌بیند یا دچار توهم است و یا خود در این نفوذ نقش ایفا می‌کند.

هر چند دبّه سیستماتیک در DNA آمریکائیهاست اما این بار آمریکاییها و صهیونیستها از «میز مذاکرات»، «کلاس دیکته» ساختند و حالا نوبت زنگ انشاء است. انجام عملیات «نفوذ»، دیکته ایست که معلمان غرب در گوش شاگردان خود می‌خوانند.

 

14. آمریکایی‌ها دلایل متعددی برای تغییر تاکتیک دارند. آنها حداقل به 6 دلیل زیر به استراتژی نفوذ پناه آورده‌اند:

1. تحریمها و تهدیدات نظامی و عملیات اطلاعاتی مانع از پیشرفت دانش و فناوری هسته‌ای ایران نشد.

2. تحریمها، عملیات اطلاعاتی و سیاستهای نرم‌افزاری، ثبات سیاسی ایران را به هم نریخت و مردم در مقابل نظام قرار نگرفتند و پروژه فتنه 88 نیز به شکست کامل انجامید.

3. تحریمها، دیپلماسی هوشمندانه و سیاستهای منزوی سازی، حمایتها و فعالیتهای موفق منطقه‌ای ایران را متوقف نکرد.

4. تحریمها و ایران هراسی باعث مهار ایدئولوژی الهام بخشی ایران و عمق استراتژیک آن نگردید.

5. تحریمها و شدیدترین سیاستهای سخت‌گیرانه مانع از پیشرفت ایران در زمینه تسلیحاتی و موشکی نشد.

6. گزینه نظامی در جنگ نیابتی نظیر جنگ سوریه و عراق و حتی یمن با شکست مواجه شد.

 

15. فرآیند نفوذ (Trend)، دارای سه عنصر اساسی ورودی (lnput) و خروجی (Output) و بازخورد (Feedback) خواهد بود. خروجی این فرایند برای آمریکا حداقل در هفت عرصه آشکار خواهد شد:

1) نفوذ و جدایی بین ایران با جنبش‌های اسلامی و گروههای مقاومت

2) نفوذ در بین رهبران و نخبگان مؤثر در بیداری اسلامی و ناامیدسازی آنان.

3) درگیرسازی جمهوری ‌اسلامی برای همکاری در حل بحرانهای منطقه‌ای (تبدیل کردن ایران به شریکی میانه رو و سازنده در مسائل منطقه‌ای)، ایران در این حالت، دشمن را نه متخاصم بلکه حداکثر رقیب خود می‌پندارد.

4) نفوذ برای کم رنگ شدن مبارزه با استکبار در منطقه از طریق تبلیغ گسترده کوتاه آمدن ایران به عنوان مظهر و سمبل مقاومت

5) فایده‌مند جلوه دادن همکاری منطقه‌ای به جای تقابل و تعارض

6) تبدیل مدل مذاکرات هسته‌ای به جایگزینی برای مبارزه و مقاومت (جایگزینی دیپلماسی وادادگی و مذاکره به جای مقاومت و مبارزه)

7) مدیریت رفتار ایران از طریق اعطای نقش‌های تعریف شده در منطقه (غرب مایل است با ایرانِ پیش‌بینی‌پذیر و حرف گوش کن تعامل کند، نه ایران انقلابی و غیرقابل پیش‌بینی که از محو اسرائیل سخن می‌گوید)

در این راستا لازم است تا توجه کنیم که برای مقابله با نفوذ از طریق برجام بایستی از قدرت مدیریت رهبری، هوشیاری اَحاد مردم و نقش طبقه نخبه در آگاه شدن و آگاه نمودن جامعه و زیرکی در برابر حیله‌های رنگارنگ و متلون بهره برد.

 

منبع مقاله : کمیته علمی موسسه فرهنگی هنری راسخون

 




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  8 |  9 |  10 |