برجام94

بررسی راه‌های نفوذ آمریکا از طریق توافق
 

 






 

اوّل باید دست دشمن را بخوانیم

از جمله مسائل این روزهای رسانه های داخلی، بحث نفوذ دشمن به کشور از طریق توافق هسته ای است. بحثی که رهبر معظم انقلاب برای اولین بار آن را در دیدار با اعضای مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام و اتحادیه رادیو و تلوزیون های اسلامی مطرح کردند. در این دیدار ایشان یکی از وظایف پیروان اهل بیت را این گونه تبیین کردند: "اوّل باید دست دشمن را بخوانیم، بدانیم چه‌کار میخواهد بکند؛ بعد بنشینیم برنامه‌ریزی کنیم و با اهداف دشمن مبارزه کنیم ... نقشه‌ی این دشمن در این منطقه عمدتاً بر دو پایه استوار است... یکی عبارت است از ایجاد اختلاف دوّمی عبارت است از نفوذ ... میخواهند در کشورهای اسلامی و در کشورهای این منطقه، یک نفوذی به‌وجود بیاورند که تا ده‌ها سال ادامه داشته باشد. امروز آمریکا آبروی گذشته را در این منطقه ندارد؛ میخواهند این را بازسازی کنند. در ایران هم نیّتشان این است. آنها به خیال خودشان، در این جریان مذاکرات هسته‌ای -این توافقی که حالا نه در اینجا هنوز تکلیفش معلوم است، نه در آمریکا؛ نیّت آنها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور".(1)
در این نوشته سعی مان بر این است که راه ها و دریچه های نفوذ احتمالی دشمن را در سه بخش سیاسی، فرهنگی و اقتصادی برشمریم. البته به این سه دسته می توان نفوذ امنیتی را نیز اضافه کرد که آمریکایی ها سعی داشتند از طریق مصاحبه با دانشمندان هسته ای، بازدید از مراکز نظامی، بخش های موشکی قطعنامه 2231 ... به آن دست یابند. ولی با تذکرهای مکرر رهبر معظم انقلاب به فرماندهان نظامی و امنیتی مبنی بر راه ندادن دشمن به حریم و حصار امنیتی و هوشیاری مسئولان امر در این زمینه و از طرفی نداشتن اطلاعات در مورد توافق محرمانه میان ایران و آژانس در این نوشته مجالی برای پرداختن به آن نیست.

دریچه های نفوذ سیاسی

ایجاد گسست میان دولت و ملت

از آنجایی که آمریکایی ها از براندازی نظامی و باصطلاح سخت نظام جمهوری اسلامی ایران ناامید شده اند، براندازی نرم را دنبال می کنند و در واقع سعی می کنند در روند تصمیم سازی ما تاثیر گذاشته و از ایران یک شیر بی یال و دم بسازند. در این راستا از راهبردهای مختلفی برای نفوذ در روند سیاسی ایران بهره می برد. از مهمترین آن ها تلاش برای ایجاد گسست میان ملت و حکومت جمهوری اسلامی از طریق ایجاد نارضایتی بوسیله تحریم های اقتصادی است. که بیش از هر چیز نامگذاری حکیمانه امسال را می رساند. آن ها سعی می کنند با تاثیرگذاری مخرب در معیشت مردم، آن ها را علیه دولت بشورانند و به مردم القاء کنند سختی هایی که در معیشت شما بوجود آمده است بدلیل اتخاذ سیاست های نادرست رهبران شما است. آمریکا قصد دارد با ایجاد دوقطبی های چرخیدن سانتریفیوژ یا استقلال و اقتصاد مردم را وادار کند تا به دولت فشار بیاورند تا در سیاست های استکبار ستیزانه اش تجدید نظر کند. این دو قطبی ها احتمالا در آینده به موارد حقوق بشر، اقتصاد و مسائل منطقه هم تعمیم خواهد یافت.
نمونه این سیاست را می توان در پیام نوروزی اوباما مشاهده کرد. آن جا که می گوید: "رهبران شما اگر نتوانندبا توافقی منطقی موافقت کنند ایران را در مسیر امروزی خود نگه خواهند داشت. راهی که ایران و ایرانیان را از بخش بزرگی از دنیا منزوی کرده است، دشواری‌های زیادی برای خانواده‌های ایرانی به بار آورده است، و بسیاری از جوانان ایرانی را از کار و فرصت‌هایی که شایستگی آنها را دارند محروم کرده است. از طرف دیگر، اگر سران ایران با توافقی منطقی موافقت کنند این موضوع می‌تواند به مسیری بهتر بیانجامد: مسیر فرصت‌های بهتر برای مردم ایران، تجارت و رابطه بیشتر با جهان، سرمایه‌گذاری‌های خارجی بیشتر و فرصت‌های شغلی از جمله برای جوانان ایرانی، تبادلات فرهنگی بیشتر و فرصت‌هایی برای سفر دانشجویان ایرانی به دیگر کشورها، همکاری‌های بیشتر در زمینه‌هایی مانند علوم و فن‌آوری و نوآوری." (2) وی در تلاش است تا این پیام را به مخاطب ایرانی القاء کند که شما گذشته خوبی داشتید و دارای تمدن کهنسالی هستید ولی اگر رهبران شما سیاست هایشان را عوض نکنند آینده خوبی نخواهید داشت.

تاسیس دفتر مستقل حافظ منافع آمریکا در ایران

در حال حاضر آمریکا دفتر حافظ منافع مستقلی در ایران ندارد. کشور سوئیس به عنوان نماینده وی کارهای کنسولی آن را در سطح پایین انجام می دهد. آمریکا احتمالا مترصد فرصتی است تا خلا حضور دیپلماتیک خود در ایران را جبران کند و دفتر حفاظت از منافع مستقلی برای خود در ایران تاسیس کند. تجربه تاریخی نشان داده است حضور جاسوس های دیپلمات نمای آمریکایی در هر کشوری خطرات امنیتی زیادی را به آن متحمل خواهد کرد. نمونه بارز آن فعالیت های جاسوسی سفارت آمریکا در تهران بود در ماه های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی بود که سر انجام با اقدام انقلابی دانشجویان خاتمه یافت. البته همین جا باید به این نکته اشاره کرد که از انگلیسی ها هم نباید غفلت کرد که درست در آستانه انتخابات مجلس وارد تهران شدند و سفارت خود را بازگشایی کردند.

کمک به جریان غرب گرا برای رسیدن به کرسی های قدرت

به احتمال بسیار زیاد آمریکا برای کامل کردن تکه های پازل سیاست نفوذ در ایران از هیچ تلاشی برای به قدرت رسیدن جریان واداده غربگرا فروگذار نخواهد کرد. برای آمریکا و غربگرایان داخلی پیروزی در انتخابات آتی مجلس بسیار مهم خواهد بود. این نکته را حتی معصومه ابتکار معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان محیط زیست در مصاحبه با بی بی سی اذعان کرد و گفت: توافق هسته ای به اصلاح طلبان و میانه روها قدرت و اهرم بیشتری در میان گروههای سیاسی داخل ایران می دهد.(3) از اینرو به نظر می رسد آمریکا در ماه های آتی گشایش های اقتصادی کوتاه مدتی در کشور فراهم می کند تا موقعیت این جریان را ارتقا دهد و پیروزی آن را تضمین کند. رفت و آمدهای سمبلیک هیئت های سیاسی و اقتصادی اروپایی را نیز در همین چارچوب می توان تحلیل کرد.

کشاندن مذاکرات به مسائل غیر هسته‌ای

یکی دیگر از راهبردهای آمریکا برای نفوذ در ایران کشاندن مذاکرات به مسائل دیگر از جمله مباحث منطقه ای و حقوق بشر است. اعضای تیم مذاکره بارها گفته اند که آمریکایی ها در خلال مذاکرات مسائل منطقه ای از جمله سوریه و یمن را پیش می کشند ولی ما به آن ها می گوییم فقط در مسئله هسته ای مذاکره می کنیم. رهبر معظم انقلاب در خطبه های عید فطر فرمودند: "ما با آمریکا در مورد مسائل گوناگون جهانی و منطقه‌ای مذاکره‌ای نداریم؛ در مورد مسائل دوجانبه مذاکره‌ای نداریم؛ گاهی در موارد استثنائی مثل این مورد هسته‌ای، بر اساس مصلحت، مذاکره کرده‌ایم؛ این مورد هم فقط نبوده است، قبل از این هم مواردی بوده است که من در سخنرانی‌های عمومی قبلی به آنها اشاره کرده‌ام. سیاستهای آمریکا در منطقه با سیاستهای جمهوری اسلامی 180 درجه اختلاف دارد. " با اینکه هنوز حسن نیت آمریکایی ها برای ما اثبات نرسیده و سرانجام جمع بندی مذاکرات هسته ای در دو کشور مشخص نیست عده ای در داخل همسو با آمریکا تلاش می کنند با بزک کردن چهره استکبار، مذاکرات هسته ای را فتح الفتوح خوانده و نظام را مجبور به مذاکره با آمریکا در مسائل دیگر بکنند.

ایجاد دو دستگی در جامعه

آمریکا برای نفوذ در سیاست داخلی ایران تلاش می کند طبق سیاست های خودش افراد جامعه را به دسته های مختلف تقسیم کند. از سویی عده ای را که مخالف رابطه با آمریکا هستند را تندرو و افراطی خطاب می کند تا در فضای سیاسی داخلی، آنها را خلع سلاح کند و قدرت نفوذ را از آنها بگیرد و از سویی دیگر عده ای دیگر را تجدید نظرطلب یا جوانانی که آینده می خواهند خطاب می کند. دیدار هیئت های اروپایی با فتنه گران را در همین چارچوب می توان تحلیل کرد.

دریچه های نفوذ فرهنگی

تهاجم فرهنگی بنابر گفته رهبر معظم انقلاب بیش از آنکه به پوشش و لباس جوانان مربوط باشد به طرز تفکر ما مربوط است. دشمن تلاش می کند تا مختصات تفکری ما را تغییر دهد و به ما القاء کند که شما توانایی مدیریت کشورتان را ندارید و الگویی که برای اداره آن انتخاب کرده اید کارآمد نیست. شما باید از الگوی لیبرال دموکراسی ما پیروی کنید. هدف آنها از تحریم های اقتصادی القاء همین سیاست بود که متاسفانه عده ای در داخل هم آن را تکرار کردند و گفتند ما به جز آبگوشت بزباش و قورمه سبزی در هیچ تکنولوژی صنعتی نسبت به جهان برتری نداریم.
یکی دیگر از سیاست های مدنظر آمریکایی ها در حوزه فرهنگ آوردن مظاهر ارزش ها و فرهنگ غربی به جامعه است. مک دونالد گرچه در ظاهر یک فست فود ساده به نظر می رسد اما نماد سبک زندگی آمریکایی است. هنگامی که مک دونالد به ایران بیاید ارزش های آمریکایی را هم با خود خواهد آورد. آنها می خواهند با ترویج مظاهر تمدن غربی در کشور کم کم ارزش های اسلامی را به حاشیه ببرند و بگویند مردم ایران دیگر خسته شده اند.
آوردن رسانه های جریان استکبار ماننند بی بی سی به محیط ایران را می توان یکی دیگر از راهبردهای نفوذ در دوران بعد از توافق هسته ای نامید.

دریچه نفوذ اقتصادی

به نظر می رسد با توجه به ضعف اقتصادی ما، بیشتر از زمینه های سیاسی و فرهنگی، نفوذ در اقتصاد آسان تر بدست آید. رفت و آمدهای مکرر هیئت های اقتصادی خارجی پس از جمع بندی وین این نگرانی را بوجود آورده است که مبادا اقتصاد کشورمان را به بهانه آوردن سرمایه گذاری خارجی و حل مشکلات به دست غربی ها بسپاریم و تولید داخلی را زمین بگذاریم. اگر در تعامل با شرکت های اقتصادی خارجی دقت و تامل به کار بسته نشود، شریان اقتصادی کشور از دستمان در خواهد رفت و اهرم فشاری خواهد بود در دست آمریکایی ها تا در مواقع لزوم ازآن علیه ما استفاده کنند و سیاست هایشان را به ما تحمیل کنند. این نگرانی هنگامی بیشتر می شود که علی رغم گفته های دولت مبنی بر بکارگیری سیاست اقتصاد مقاومتی در حوزه اقتصاد داخل بیش از آن که به درون کشور امید بسته باشد به آمدن سرمایه خارجی و حل مشکلات از طریق آن دل بسته استو نگرانی در آنجا بیشتر می شود که دولت یازدهم برای سردمداران تحریم ملت ایران همانند انگلیس و فرانسه فرش قرمز پهن کرد.

نتیجه گیری

به نظر می رسد مسئله‌ی هم اندازه یا حتی مهم تر از بررسی برجام، شناخت راهبردهای نفوذ دشمن در ارکان سیاسی، فرهنگی و اقتصادی باشد. اگر چه نفوذ دشمن در کشور بحث تازه ای نیست ولی نباید اجازه داد برجام وسیله ای برای تاثیرگذاری دشمن در روند تصمیم سازی کشور باشد، باید از سو استفاده جناحی از توافقی که هنوز سرنوشتش معلوم نیست جلوگیری شود تا مبادا جریان واداده غربگرا در فضای سیاسی تفوق یابد. در حوزه اقتصادی نیز باید با به کارگیری تجربه دوران تحریم، شرکت هایی که بدقولی کردند، شناسایی کرد و در قراردادهای اقتصادی آنها را در اولویت قرار نداد تا اختیار اقتصادی ما به دست آنها نیافتد.

پی‌نوشت‌ها:

1. http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=30524
2. http://www.aparat.com/v/cY5E4 و http://www.asriran.com/fa/news/388372
3. http://www.entekhab.ir/fa/news/222359

منبع مقاله : دیدبان




راه‌های نفوذ دشمن در بیان حضرت علی(ع)
 

 

نویسنده: دکتر فرزاد جهان بین





 

1- بهانه‌های عامه پسند

یکی از اقدامات اساسی دشمنان در پیش برد اهداف خویش، تمسک به بهانه های عامه پسند است تا از طریق همراه نشان دادن خود با عموم مردم بتوانند اهداف خود را پی بگیرند. حضرت علی(ع) در خطبه 194 بعد از این نکته که من از منافقان بر شما می‌ترسم به بیان ویژگیهای اهل نفاق می پردازند.از جمله مهمترین ویژگیهای منافقان آن است که که خود را حامی و دلسوز مردم نشان می دهند و از این رو «در هر دلى راهى، و بر هر اندوهى اشک ها مى ‏ریزند. اما مساله اینجاست که در آغاز، راه را آسان اما سپس در تنگناها به بن بست مى‏کشانند». به عبارتی راه حل ها در بسیاری مسائل لزوما آسان نیستند و حل مساله نیازمند سخت کوشی و تحمل رنجهای فراوان است. به عنوان نمونه امام علی(ع) در خطبه 26 می فرمایند که «انسان ضعیف هیچ گاه نمی تواند ظلم را از خود دور کند و حق جز با جدیت به دست نمی آید.» اما در مقابل به تعبیر حضرت علی(ع)، شیطان که مصداق کامل آن معاویه است(نامه 44) راه دستیابی به اهداف را آسان نشان می دهد و چنین وانمود می کند که اگر موضوع حکمیت پذیرفته شود مسائل حل خواهد شد و در واقع به جای بیان حقیقت،«وصف مى‏ کنند امّا فریب مى ‏دهند»

2- ایجاد شبهه

شبهه چیزی است که شبیه به حق است. امام علی(ع) می فرماید: «شبهه را از این رو شبهه نام نهادند که شباهت به حق دارد اما برای دوستان خدا، نوری که آنان را در تاریکی های شبهه راهنمایی کند، یقین آن ها است، و راهنمای آن ها، مسیر هدایت است، ولی دشمنان خدا، گمراهی شان آنان را به شبهات دعوت می کند.»
ایشان در خطبه 54 می فرمایند که نقطه عزیمت فتنه ها از آنجایی است که هواهای نفسانی مورد متابعت قرار می گیرد و پشت بند آن تئوری سازی و بدعت صورت می گیرد.(انما بدء وقوع الفتن اهوائ تتبع و احکام تبتدع). به بیان ایشان اگر حق و باطل صریحا از هم جدا بودند اشتباهی در تشخیص رخ نمی داد اما مساله آنجایی است که فرد قدری از حق و قدری از باطل را به هم می آمیزد و اینجاست که شیطان، چیرگی می یابد.(فلو انّ الباطل خلص من مزاج الحقّ لم یخف علی المرتادین و لو انّ الحقّ خلص من لبس الباطل انقطعت عنه السن المعاندین و لیکن یؤخذ من هذا ضغث و من ذاک ضغث فیمزجان فحینئذ یشتبه الحقّ علی اولیائه) ایشان در تعبیر بلندی می فرمایند که «الناس اعداء ماجهلوا؛ مردم دشمن چیزی هستند که نمی دانند.» در چنین شرایطی که حق و باطل درهم می آمیزند افراد بی بصیرت به خاطر فهم اشتباه به عنوان ابزاری در دست دشمنان قرار می گیرند و ناخواسته و با نیت حق مداری به عنوان عاملان عده ای که تعمداً حق و باطل را درهم آمیخته اند، عمل می کنند.
حضرت علی علیه السلام در این خصوص به خوارج فرمودند: «ثم انتم شرار الناس و من رمی به الشیطان مرامیه و ضرب به تیهه؛ شما بدترین مردم هستید. شما تیرهایی هستید در دست شیطان که از وجود پلید شما برای زدن نشانه خود استفاده می کند.» و به وسیله شما مردم را در حیرت و تردید و گمراهی می افکند.
علاوه بر خوارج، از دیدگاه حضرت علی(ع) طلحه و زبیر نیز با استفاده از جهالت مردم بصره توانستند شورش به‌پا کنند. امام علی(ع) در این باره خطاب به مردم بصره می فرماید: «سرزمین شما به آب نزدیک است و از آسمان دور، عقل هایتان سبک و افکار شما سفیهانه است، پس هدف خوبی برای تیراندازانید و لقمه چربی برای مفتخواران و صیدی برای صیادان! »

3- فریب افکار عمومی

حضرت علی(ع) در خطبه 200 می فرمایند: «وَاللهِ ما معاویة بأدهَی مِنِّی، وَلکِنَّهُ یَغدرُ وَ یَفجرُ. وَ لَولا کرَاهیّة الغَدر لَکُنتُ مِن أدهَی النّاس، وَ لکِن کُلُّ غُدرة فُجرةٍ، وَ کلُّ فُجرةٌ کفَرَة. «وَ لِکلّ غَادِر لِواءٌ یُعرَفُ بِهِ یَومَ القِیامَة؛ سوگند به خدا! معاویه از من سیاستمدارتر نیست، اما معاویه حلیه‎گر و جنایتکار است، اگر نیرنگ ناپسند نبود من از زیرکترین افراد بودم. ولی هر نیرنگی گناه، و هر گناهی نوعی کفر و انکار است، روز رستاخیر در دست هر حیله‎گری پرچمی است که با آن شناخته می‎شود.»
در خطبه 40 با اشاره به مساله مکر و فریب دشمنان می فرمایند: « لَقَدْ أَصْبَحْنَا فِی زَمَانٍ قَدِ اِتَّخَذَ أَکْثَرُ أَهْلِهِ اَلْغَدْرَ کَیْساً وَ نَسَبَهُمْ أَهْلُ اَلْجَهْلِ فِیهِ إِلَى حُسْنِ اَلْحِیلَةِ مَا لَهُمْ قَاتَلَهُمُ اَللَّهُ قَدْ یَرَى اَلْحُوَّلُ اَلْقُلَّبُ وَجْهَ اَلْحِیلَةِ وَ دُونَهَا مَانِعٌ مِنْ أَمْرِ اَللَّهِ وَ نَهْیِهِ فَیَدَعُهَا رَأْیَ عَیْنٍ بَعْدَ اَلْقُدْرَةِ عَلَیْهَا وَ یَنْتَهِزُ فُرْصَتَهَا مَنْ لاَ حَرِیجَةَ لَهُ فِی اَلدِّینِ؛ ما در زمانى زندگى مى‏کنیم که بیشتر مردمش بیوفایى و غدر را گونه ‏اى کیاست مى‏شمرند و نادانان نیز، چنین مردمى را زیرک و کارگشا مى‏خوانند. اینان چه سودى مى‏برند؟ خدایشان نابود کناد، مردم کار افتاده و زیرکى هستند که مى‏دانند در هر کارى چه حیلت سازند، ولى امر و نهى خداوندى سد راه آنهاست. اینان با آنکه راه و رسم حیله‏گرى را مى‏دانند و بر انجام آن توانایند، گرد آن نمى‏گردند. تنها کسانى که از هیچ گناهى پروایشان نیست، همواره منتظر فرصت‏اند تا در کار مردم حیلتى به کار برند.»
ایشان در این خطبه بیان می دارند که اهل حق با اینکه می توانند اما برای پیشبرد کار خود هیچگاه متوسل به خدعه نمی شوند اما کسانی که تقید ندارند مبادرت به مکر و فریب می کنند.
به عنوان نمونه طلحه و زبیر که قصد شورش داشتند و عزم بصره در سرشان بود به دروغ گفتند که برای زیارت به مکه می روند. امام علی(ع) در این باره در خطبه 4 می فرمایند: «مَا زِلْتُ اءَنْتَظِرُ بِکُمْ عَوَاقِبَ الْغَدْرِ وَ اءَتَوَسَّمُکُمْ بِحِلْیَةِ الْمُغْتَرِّینَ حَتَّى سَتَرَنِی عَنْکُمْ جِلْبابُ الدِّینِ وَ بَصَّرَنِیکُمْ صِدْقُ النِّیَّةِ؛ من همواره در انتظار غدر و مکر شما مى بودم و در چهره شما نشانه هاى فریب خوردگان را مى دیدم . شما در پس پرده دین جاى کرده بودید و پرده دین بود که شما را از من مستور مى داشت ؛ ولى صدق نیت من پرده از چهره شما برمیافکند و قیافه واقعى شما را به من می نمود.»

4- تبلیغات و جوسازی

یکی دیگر از شگردهای همیشگی اهل باطل، جوسازی و تبلیغات منفی و خالی کردن دل مومنین و مجاهدین است. حضرت علی(ع) در اینباره می فرماید: «للحق دوله و للباطل جوله؛ حق ماندگار هست اما باطل اهل جولان دادن است.»
بر این اساس امیرمومنان می فرمودند: «ای مردم! در طریق هدایت از کمی افراد وحشت نکنید زیرا مردم در اطراف سفره ای اجتماع کرده اند که مدت سیری آن کوتاه و گرسنگی آن طولانی است.»
امام علی(ع) از تبلیغات دشمنان به رعد و برق تعبیر می کند و تأکید می کند که آنان از طریق ایجاد سرو صدا هم می خواهند به نتیجه برسند اما باید دانست که باطل محکوم به فنا است .«قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذین الامرین الفشل و لسنا نرعد حتی نوقع ولانسیل حتی نمطر؛ بازیگران کارزار جمل، رعد و برق ها به راه انداختند و بالاخره با آن همه هیاهو و خروش، شکست خوردند ولی ما برای تهدید دیگران رعدآسا نمی خروشیم تا شکست دشمن تهدید عملی برای آنان گردد و تا باران سیل آور نبارانیم سیلی به راه نمی اندازیم».
حضرت علی(ع) در نامه 44 به زیاد بن ابیه یکی از راههای نفوذ معاویه به عنوان شیطان را «ربایش عقل» می دانند. ایشان در این نامه می نویسند: «اطلاع یافتم که معاویه براى تو نامه‏ اى نوشته تا عقل تو را بلغزاند، و اراده تو را سست کند. از او بترس که شیطان است، و از پیش رو، و پشت سر، و از راست و چپ به سوى انسان مى ‏آید تا در حال فراموشى، او را تسلیم خود سازد، و شعور و درکش را بر باید. آرى ابو سفیان در زمان عمر بن خطّاب ادّعایى بدون اندیشه و با وسوسه شیطان کرد که نسبى را درست مى‏کند، و نه کسى با آن سزاوار ارث مى ‏شود. ادّعا کننده چونان شترى بیگانه است که در جمع شتران یک گله وارد شده تا از آبشخور آب آنان بنوشد که دیگر شتران او را از خود ندانسته، و از جمع خود دور کنند. یا چونان ظرفى که بر پالان مرکبى آویزان و پیوسته از این سو بدان سو لرزان باشد.»
دشمنان تلاش می کنند تا باظاهر فریبی ها چشمها را خیره کنند و عقلها را بربایند و فرد به جای اینکه با تعقل به تمام جوانب مساله بیندیشد، فریب ظاهر را بخورد.

5- ایجاد اختلاف و تفرقه

امام علی(ع) در خطبه 122 یکی از راههای تاثیرگذاری و نفوذ شیطان را تبدیل جماعت به تفرقه می دانند. حضرت علی(ع) در خطبه 127 تاکید می کنند که به اکثریت التزام داشته باشید و از تفرقه بپرهیزید چرا که کسانی که عموم مردم جدا می شوند نصیب شیطان می گردند همچنانچه گوسفند جداشده از گله نصیب گرگ می گردد. بر این اساس و با توجه به این اهمیت، امام علی (ع) می فرمایند: هرکس مردم را به تفرقه فراخواند، اورا بکشید. هرچند در زیر عمامه من پنهان شده باشد.

6- استفاده ابزاری از مقدسات

یکی از شیوه های دشمنان استفاده ابزاری از مقدسات بوده است. استفاده معاویه در جنگ صفین از قرآن برای فریب یاران امام علی(ع) نمونه ای از این شیوه است. حضرت علی(ع) پس از فتنه تحکیم، در نامه ای به معاویه نوشت: «ثم انک قد دعوتنی الی حکم القرآن و لقد علمت انک لست من اهل القرآن و لاحکمه ترید؛ تو مرا به حکم قرآن دعوت کردی در حالی که اهل قرآن نیستی و حکم او را نمی خواهی»
با توجه به آنچه گفته شد لازم هست جامعه به حدی برسد که در مقابل این شیوه های نرم دشمنی، واکسینه شود.به همین منظور برخی ویژگیها می باید در فرهنگ جامعه تقویت و نهادینه شود.در این بخش به دو مورد از مهمترین این ویژگیها اشاره می گردد:

عوامل شخصیتی:

تفحص در بیانات نورانی امیر مومنان علی(ع) نشان می دهد که دارا بودن برخی ویژگیهای شخصیتی و تلاش برای ملکه کردن آنها در وجود آدمی مانع در غلطیدن در اشتباهات و تنگناها می گردد. به عنوان نمونه می توان به روایت بسیار مهم زیر اشاره کرد. امام علی (ع) در این روایت به چهار ویژگی کلیدی اشاره کرده و می فرمایند:
«من استطاع أن یمنع نفسه من أربعه اشیاء فهو خلیق بأن لاینزل به مکروهٌ أبداً قیل: وما هنّ یا أمیرالمؤمنین! قال: العجله واللجاجه والعُجب والتّوانی؛ هرکس بتواند نفس خود را از چها رصفت بازدارد و این امر جزء خلق او گردد، هیچ گاه واقعه ناخوشایندی متوجه او نخواهدشد. پرسیده شد که آن چهارصفت کدام است؟ فرمودند:
1- عجله: بدون تأنّى و دقت، تصمیم‏ گیرى کردن و یا کارى را انجام دادن و یا حرفی را زدن.
2- لجاجت: اصرار و پافشارى ناحق، در مسأله‏ اى که خلاف آن ثابت است اما فرد نمی خواهد از موضع خود کوتاه بیاید.
3- مغرورشدن و خودشگفتى: انسان، نقص‏ ها و ضعف‏ هاى خود را ندیده و محاسنش را بزرگ بشمرد.
4- کاهلى و سستى: کار امروز را به فردا افکندن و تأخیر انداختن.»
یکی از این 4 ویژگی که در راس ویژگی‌ها نیز قرار گرفته است، عجله و عدم تأمل و دقت است. امام علی(ع) در پاسخ خوارج نهروان فرمود: «اینکه می گویید چرا میان خود و ایشان (اهل شام) در تحکیم مهلت دادی (تا کار به اینجا رسید باید بگویم) مهلت دادم تا جاهل تحقیق کند و عالم استوار باشد و … تا مبادا برای شناختن حق عجله کنند و از گمراهی نخست (که بدون تأمل و تحقیق به مخالفت و جنگ با ما کوشیدند) پیروی کنند»
همین امر سبب می شود که انسان نتواند با نگاه جامع همه اطراف مساله را مورد توجه قرار دهد و لذا با نوعی بخشی نگری در فهم حق دچار اشتباه می گردد. امام علی(ع) فرمود: «آگاه باشید که میان حق و باطل فاصله ای نیست مگر به قدر چهار انگشت. وقتی معنای این سخن را از امام علی(ع) پرسیدند، حضرت انگشت‌های خود را به هم چسباند و بین گوش و چشمش قرار داد و فرمود باطل آن است که بگویی شنیدم و حق آن است که بگویی دیدم.»
بر این اساس اکتفا به شنیده ها موجب تشخیص خطا می گردد. دومین ویژگی، لجاحت است.در حدیثی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله می‏‌خوانیم: «إِیَّاکَ‏ وَ اللَّجَاجَهَ فَإِنَّ أَوَّلَهَا جَهْلٌ وَ آخِرَهَا نَدَامَه؛ از لجاجت‏ بپرهیزید که آغازش جهل و پایانش پشیمانی است.‏»
امیرالمومنین علی علیه السلام در سفارشی به فرزند بزرگوارشان امام مجتبی علیه السلام می‌فرمایند: «إِیَّاکَ‏ أَنْ‏ تَجْمَحَ‏ بِکَ مَطِیَّهُ اللَّجَاج‏؛ حذر کن از این‌که مرکب لجاجت، سرکشانه تو را به‌سوى مهلکه‌ها برد.»
درسوره انعام آمده است: «پاره‌ای از آن‌ها به (سخنان) تو، گوش فرامی‌دهند ولی بر دل‌های آنان پرده‌ها افکندهایم تا آن را نفهمند و در گوش آن‌ها، سنگینی قرار داده‌ایم و (آن‌ها به قدری لجوجند که) اگر تمام نشانه‌های حق را ببینند، ایمان نمی‌آورند تا آنجا که وقتی به سراغ تو می‌آیند که با تو پرخاشگری کنند، کافران می‌گویند: این‌ها فقط افسانه‌های پیشینیان است».
در این آیه اشاره به وضع روانی بعضی از مشرکان شده که در برابر شنیدن حقائق کمترین انعطاف از خود نشان نمی‌دهند و در حقیقت تعصب‌های کورکورانه جاهلی و فرورفتن در منافع مادی و پیروی از خوی و هوس‌ها آن چنان بر عقل و هوش آن‌ها چیره شده که گویا در زیر پرده‌ای قرار گرفته است نه حقیقتی را می‌شنوند و نه درک صحیح از مسائل دارند.
این ویژگی شخصیتی باعث می‌گردد که فرد در مقابل پذیرش حق کرنش نشان ندهد و آرام آرام با نوعی تلقین که از جهت روانشناختی در وی صورت می گیرد گمان می کند که حق همان است که وی باور دارد.

بصیرت و عمق بینی

یکی از منابع بینش انسان، عقل می‌باشد. حضرت علی(ع) در اهمیت تعقل بیان می‌دارد: عقل تو را کفایت کند که راه گمراهی را از رستگاری نشانت دهد.
از ویژگی‌های تفکر صحیح توجه به تمام اطراف و جوانب مسائل است. برخی در مواجهه با مسائل نگاه جزءنگرانه دارند و لذا مسأله‌ای را مورد توجه قرار می‌دهند اما از ده‌ها چیز دیگر که توجه به همه‌ی آن‌ها می‌توانست در نتیجه‌ی تحلیل تأثیر بگذارد، غفلت می‌کنند. به عبارتی بینش، نگاه همه‌جانبه، دقیق و عمیق است که از لایه‌های بیرونی می‌گذرد و به درون راه می‌یابد و آن سوی حادثه‌ها را می‌کاود و به فرآیند متناسب می‌رسد.
در ارتباط با تعقل یک نکته‌ی بسیار مهم قابل توجه است: داده‌هایی که بر اساس آن تجزیه و تحلیل صورت می‌گیرد، باید داده‌های معتبری باشند. امام علی(ع) در تمثیلی زیبا، فاصله‌ی حق و باطل را به اندازه‌ی چشم تا گوش معرفی می‌نمایند. امام صادق(ع) نیز در تفسیر آیه‌ی شریفه‌ی «والینظر الانسان الی طعامه» می‌فرمایند که انسان نیک بنگرد که علمش را از چه کسی می‌گیرد. استناد به داده‌های ظنی و یا ناقص موجب دستیابی به تحلیل‌های ناقص و غلط خواهد شد.
امام علی(ع) با توجه به همین مطلب در خصوص دانایان می‌فرمایند: «این دانایان کسانی هستند که با چشم عقل به هستی می‌نگرند و نگاه‌شان از این جهان محسوس عبور می‌کند و به جهان نامحسوس می‌رسد و در نتیجه همراه و همخانه‌ا‌‌ی که این راه به آن منتهی می‌شود را می‌بینند».
در ادامه به یکی از کلمات قصار حضرت علی(ع) در نهج البلاغه که خطاب به کمیل بن زیاد فرموده است اشاره می کنم.
«وَ مِنْ کَلاَمٍ لَهُ ع لِکُمَیْلِ بْنِ زِیَادٍ اَلنَّخَعِیِّ قَالَ کُمَیْلُ بْنُ زِیَادٍ أَخَذَ بِیَدِی أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع فَأَخْرَجَنِی إِلَى اَلْجَبَّانِ فَلَمَّا أَصْحَرَ تَنَفَّسَ اَلصُّعَدَاءَ ثُمَّ قَالَ یَا کُمَیْلَ بْنَ زِیَادٍ إِنَّ هَذِهِ اَلْقُلُوبَ أَوْعِیَهٌ فَخَیْرُهَا أَوْعَاهَا فَاحْفَظْ عَنِّی مَا أَقُولُ لَکَ اَلنَّاسُ ثَلاَثَهٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِیٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِیلِ نَجَاهٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ اَلْعِلْمِ وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَى رُکْنٍ وَثِیقٍ یَا کُمَیْلُ اَلْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ اَلْمَالِ اَلْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ اَلْمَالَ وَ اَلْمَالُ تَنْقُصُهُ اَلنَّفَقَهُ وَ اَلْعِلْمُ یَزْکُوا عَلَى اَلْإِنْفَاقِ وَ صَنِیعُ اَلْمَالِ یَزُولُ بِزَوَالِهِ یَا کُمَیْلَ بْنَ زِیَادٍ مَعْرِفَهُ اَلْعِلْمِ دِینٌ یُدَانُ بِهِ بِهِ یَکْسِبُ اَلْإِنْسَانُ اَلطَّاعَهَ فِی حَیَاتِهِ وَ جَمِیلَ اَلْأُحْدُوثَهِ بَعْدَ وَفَاتِهِ وَ اَلْعِلْمُ حَاکِمٌ وَ اَلْمَالُ مَحْکُومٌ عَلَیْهِ یَا کُمَیْلُ هَلَکَ خُزَّانُ اَلْأَمْوَالِ وَ هُمْ أَحْیَاءٌ وَ اَلْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِیَ اَلدَّهْرُ أَعْیَانُهُمْ مَفْقُودَهٌ وَ أَمْثَالُهُمْ فِی اَلْقُلُوبِ مَوْجُودَهٌ هَا إِنَّ هَاهُنَا لَعِلْماً جَمّاً وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَهً بَلَى أَصَبْتُ لَقِناً غَیْرَ مَأْمُونٍ عَلَیْهِ مُسْتَعْمِلاً آلَهَ اَلدِّینِ لِلدُّنْیَا وَ مُسْتَظْهِراً بِنِعَمِ اَللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ بِحُجَجِهِ عَلَى أَوْلِیَائِهِ أَوْ مُنْقَاداً لِحَمَلَهِ اَلْحَقِّ لاَ بَصِیرَهَ لَهُ فِی أَحْنَائِهِ یَنْقَدِحُ اَلشَّکُّ فِی قَلْبِهِ لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَهٍ أَلاَ لاَ ذَا وَ لاَ ذَاکَ أَوْ مَنْهُوماً بِاللَّذَّهِ سَلِسَ اَلْقِیَادِ لِلشَّهْوَهِ أَوْ مُغْرَماً بِالْجَمْعِ وَ اَلاِدِّخَارِ لَیْسَا مِنْ رُعَاهِ اَلدِّینِ فِی شَیْ‏ءٍ…»

توصیه حضرت علی(ع) به کمیل

کمیل بن زیاد نخعى گوید: امیر مؤمنان، على بن ابى طالب، دست مرا گرفت و از شهر بیرون برد. چون به صحرا رسیدم آه بلندى کشید و فرمود: «اى کمیل، دلها چونان ظرف هایند و بهترین آنها نگهدارنده ‏ترین آنهاست. پس، هر چه مى‏گویم به خاطر بسپار. مردم سه دسته ‏اند، عالمى ربّانى و آموزنده‏اى که درراه راست گام برمى‏دارد و سه دیگر همج الرّعاع. یعنى کسانى که از پى هر آواز مى‏روند و با وزش هر باد به چپ و راست میل مى‏کنند. از فروغ دانش بهره‏ ور نشده ‏اند و به رکن استوارى پناه نجسته ‏اند. اى کمیل، علم بهتر از مال است. علم تو را نگه مى‏دارد و تو باید مال را نگه دارى. مال به هزینه کردن کاسته مى‏شود و حال آنکه، از علم هر چه انفاق کنى، افزونتر شود و آنچه به مال پرورده شود با زوال مال زوال مى‏یابد.اى کمیل بن زیاد، شناخت فضیلت علم، رکنى از ارکان دین است که باید بدان گردن نهاد. به علم است که آدمى، تا هنگامى که زنده است به اطاعت پروردگارش پردازد و پس از مرگش نام نیک او بر جاى ماند. علم، حاکم است و مال،محکوم.اى کمیل، مرده ‏اند آنان که گنجوران مالند، هر چند، به ظاهر زنده‏ اند، ولى عالمان تا جهان برپاى است برجاىند. اجسادشان از میان مى‏رود، ولى آثارشان در دلها موجود است. بدان که در اینجا [اشاره به سینه خود فرمود] علمى گرد آمده است، اگر براى آن عاملانى بیابم. آرى، یکى را یافتم که نیکو در مى‏یافت ولى امین نبود. زیرا دین را وسیله رسیدن به دنیا ساخته بود و با نعمت خدا بر بندگان خدا برترى مى‏فروخت. و مى‏خواست به حجّت علم، اولیاى خدا را مغلوب سازد.یا کسى است که پیرو حاملان علم است، ولى در شناخت رمز و راز علم بصیرتش نیست، در اولین شبهه که بر او عارض مى‏شود، شک و تردید در دلش شراره مى‏افروزد. نه این و نه آن. یا کسى است که سخت خواستار لذت است و در شهوات،عنان گسیخته و شیفته جمع مال و اندوختن آن. اینان، هیچیک، پاسدار دین نباشند…»
امام علی(ع) در این روایت یکی از گروههایی که نمی توانند حامل علم علی(ع) باشند را مردمی می دانند که در مقابل صاحبان حق خاضعند اما چون عمیق نیستند و بصیرت ندارند در اولین شبهه که بر او عارض مى‏شود، شک و تردید در دلش شراره مى ‏افروزد. این دسته با همان گروه سوم که حضرت از آنها در ابتدای روایت به “همج رعاع” تعبیر می کند و ویژگی برجسته شان باهر بادی به آن سو حرکت کردن است یک ویژگی مشترک برجسته دارند و آن نداشتن عمق است و دلیل این امر را می توان در این امر جست که: « لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ اَلْعِلْمِ وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَى رُکْنٍ وَثِیقٍ؛ از فروغ دانش بهره‏ ور نشده‏ اند و به رکن استوارى پناه نجسته‏ اند.»
ایشان در جریان جنگ جمل و در پاسخ به تردید فردی که در میانه جنگ بین امیر مومنان علی(ع) و طرف مقابل به تردید افتاده بود و می پرسید که: «أیمکن أن یجتمع زبیر و طل حه و عایشه علی باطلٍ؟؛ آیا ممکن است طلحه و زبیر و عایشه بر باطل اجتماع کنند؟»
حضرت علی(ع) در پاسخ جمله ای فرمود که به تعبیر دانشمند سنی مذهب مصری، دکتر «طه حسین» پس از قرآن، هیچ کلامی از بشریت بدین پایه محکم و والا گفته نشده است. فرمودند: «إنک لملبوس علیک. إن الحق و الباطل، لا یعرفان بأفدار الرجال،إعرف الحق تعرف أهله و إعرف الباطل تعرف أهله؛ همانا حقیقت بر تو اشتباه شده است. به درستی که حق و باطل را با میزان قدر و شخصیت افراد نمی توان شناخت.اول حق را بشناس تا اهل آن را بشناسی و باطل را نیز او بشناس،‌ اهل آن برایت آشکار می‌گردد.»
منبع مقاله : خبرگزاری فارس




از طرح خاورمیانه بزرگ تا پروژه نفوذ
 

 






 

گزارشی تحلیلی از تغییر فاز در پروژه‌های شیطانی آمریکا در منطقه

در میانه‌ی قرن بیستم، ریچارد نیکسون، سی وهفتمین رئیس‌جمهور آمریکا، یعنی همان کسی که روابط حسنه‌ای با رژیم پهلوی داشت و ارتش محمدرضا در آستانه‌ی ورود او به ایران، در تاریخ ۱۶ آذر ۱۳۳۲، دانشجویان دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران را به رگبار بست، در بیان اهمیت جهان اسلام و به‌طور خاص منطقه‌ی غرب آسیا چنین گفته بود: «جهان اسلام در قرن بیست‌ویکم، مهمترین میدان‌های زورآزمایی سیاست آمریکا است.»
فروپاشی شوروی، به‌عنوان مهمترین رقیب استراتژیک آمریکا، موجب شد تا به باور استراتژیست‌های آمریکایی، از آن پس، «تهدید سبز» (جهان اسلام) جایگزین «تهدید سرخ» (شوروی) شود. به‌همین علت بود که در ابتدای دهه‌ی ۹۰ میلادی، آمریکا به بهانه‌ی جنگ عراق و کویت، وارد منطقه‌ی خلیج فارس شد. بوش پدر، چنین اقدامی را در راستای ایجاد «نظم نوین جهانی» نامید.
شش سال بعد از حمله‌ی آمریکا به عراق برای کمک به کویت، شیمون پرز، نخست‌وزیر رژیم نحس صهیونیستی، صحبت از «خاورمیانه‌ی جدید» کرد. شش سال بعد از پرز، حالا نوبت بوش پسر بود که وارد معرکه شده و فاز دیگری از نقشه‌ی کلان نظام سلطه را عیان کند. مقامات آمریکایی در حقیقت ابایی نداشتند از اینکه صراحتا بگویند هدفشان از حضور در منطقه، دخالت در امور داخلی کشورهاست. اما هنوز، «فیلمنامه»ی آن‌ها کامل نشده بود. این فیلمنامه نیازمند یک «گره داستانی» تمام عیار و یک «سکانس» جذاب برای همذات پنداری بیشتر با «قهرمان داستان» داشت. حادثه‌ی یازده سپتامبر ۲۰۰۱، همان سکانس جذاب برای حضور قهرمان داستان بود.

یازده سپتامبر یک فرصت بزرگ برای شیطان

شب همان حادثه‌ی یازده سپتامبر، در ساعت هشت و سی دقیقه، جورج بوش، از دفتر خود در کاخ سفید، مقابل دوربین رفت و در سخنرانی خود پرده از استراتژی آمریکا در سال‌های آتی برداشت: «امروز هزاران نفر توسط شیطان کشته شدند... تروریست‌ها توانستند بزرگ‌ترین ساختمان ما را نابود کنند ولی آن‌ها هیچ آسیبی به اصول ما نمی‌توانند بزنند، ارتش ما قوی و آماده است، آمریکا به این دلیل مورد حمله قرار گرفت که ما فانوس دریایی درخشانی برای آزادی و فرصت در جهان هستیم... برای ما تفاوتی بین تروریست‌ها که این اعمال را انجام دادند و کسانی که به آن‌ها پناه دادند وجود ندارد.» نیم ساعت پس از آن، جلسه‌ی شورای امنیت ملی آمریکا با حضور بوش برگزار شد. او صراحتا اعلام کرد که این حادثه یک «فرصت بزرگ» برای آمریکا است. فرصتی که کشورهای دیگر باید انتخاب کنند آیا «با ما هستند یا علیه ما؟»جورج بوش در کنفرانس مطبوعاتی خود در فوریه‌ی ۲۰۰۲ صراحتا اعلام کرد: «تاریخ یک فرصت استثنایی را به ما داده است تا از آزادی دفاع کنیم. ما این فرصت و لحظه را به چنگ آورده‌ایم و عمل خواهیم کرد. من از منافع خودمان دفاع خواهم کرد. من از مردم آمریکا دفاع می‌کنم. «کاندولیزا رایس، وزیرخارجه‌ی وقت ایالات متحده آشکارا بیان کرد که» سیاست‌خارجی ما به‌طور قطع یک سیاست‌خارجی مداخله‌گرا است و این سیاست برخاسته از منافع ملی ماست و نه برخاسته از منافع جامعه‌ی موهوم بین‌المللی.» این چنین بود که ارتش آمریکا در سال ۲۰۰۱ به افغانستان، و سپس در سال ۲۰۰۳ به عراق به بهانه‌ی جنگ با تروریسم حمله کرد تا همچنان خود را «بازیگر نقش اول» این داستان نمایش دهد.

طرح خاورمیانه‌ی بزرگ

یک سال بعد از حادثه‌ی یازده سپتامبر، کالین پاول، وزیرخارجه‌ی وقت آمریکا، پرده از برنامه جدید این کشور به بهانه مبارزه با تروریسم در منطقه‌ی غرب آسیا برداشت: «طرح خاورمیانه‌ی بزرگ». رهبر انقلاب در همان ایام درباره‌ی آن فرمودند: «مسأله‌ی خاورمیانه‌ی بزرگ، یک آرزوی آمریکایی است. خاورمیانه‌ی بزرگی که آن‌ها می‌گویند، یعنی کشوری بزرگ در خاورمیانه به مرکزیت اسرائیل. البته منظور آن‌ها این نیست که یک دولت واحد تشکیل شود؛ نه، همین دولت‌هایی که در مرزهای جغرافیایىِ کنونی قرار دارند، باشند؛ منتها دولت‌هایی که توی مشت آمریکایی‌ها باشند؛ مردم به‌ظاهر آن‌ها را انتخاب کرده باشند، اما آمریکایی‌ها خواسته باشند.» (۲۷/۱۲/۸۳) اما هنوز چند سال از اجرای این طرح نگذشته بود، که این طرح با شکست مواجه شد. آمریکایی‌ها که تا پیش از این تصور می‌کردند روند دموکراسی‌سازی در منطقه، منجر به تقویت «شبکه‌ی حامیان غرب» خواهد شد، حالا به‌وضوح مشاهده کردند که به «پاشنه‌ی آشیل» شان (۲۵/۶/۹۴) تبدیل شده است. در عراق که آمریکا امیدوار به روی کار آمدن احزاب و اشخاص لائیک و سکولار بود، قدرت به دست اسلامگراها و مخالفان سیاست‌های آمریکا افتاد. بیداری اسلامی در تونس و مصر نیز موجب سرنگونی دو متحد قدیمی آمریکا یعنی بن علی و مبارک شد. شکست‌های پی در پی غرب در سوریه و فلسطین و لبنان و یمن، در کنار نهضت بیداری اسلامی‌ای که در چند سال اخیر به راه افتاد، عملا عرصه را برای مقامات آمریکایی و شکست طرح خاورمیانه‌ی بزرگ مهیا کرد.

تغییر استراتژی

نظام سلطه، چاره‌ای جز تغییر استراتژی نداشت. تغییری که از «اقدام سخت» به سمت «اقدام نرم» باید انجام میشد. «پروژه‌ی نفوذ»، همان اقدام نرم آمریکا برای شرایط جدید منطقه است. «نفوذ» در کنار ایجاد «اختلاف» در میان دولت‌ها و ملت‌ها، راهکار جدید آمریکا برای بازگشت و حضور در منطقه است. واضح است که پروژه‌ی نفوذ، بیش از هر چیزی توسط «بازیگران داخلی» متمایل به غرب انجام خواهد شد. آنچنان ‌که چندین سال پیش، دیک چنی، معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده به صراحت اعلام کرد که «دولت آمریکا خود را متعهد به حمایت از کسانی می‌نماید که در راه اصلاحات در خاورمیانه‌ی بزرگ فعالیت مینمایند.»
منبع مقاله : Khamenei.ir




تغییرات فرهنگی پساتوافق؟
 

 

نویسنده: داوود صلاحی





 

رهبر معظم انقلاب در دیدار خود با میهمانان مجمع جهانی اهل‌بیت علیهم السلام درباره نقشه نفوذ بیگانگان در کشورهای اسلامی سخن گفتند و فرمودند:
«نقشه‌ی دوّم دشمن نفوذ است؛ می‌خواهند در کشورهای اسلامی و در کشورهای این منطقه، یک نفوذی به وجود بیاورند که تا ده‌ها سال ادامه داشته باشد. امروز آمریکا آبروی گذشته را در این منطقه ندارد؛ می‌خواهند این را بازسازی کنند. در کشور ما هم قصدشان همین است؛ در ایران هم نیّتشان این است. آن‌ها به خیال خودشان، در این جریان مذاکرات هسته‌ای -این توافقی که حالا نه در اینجا هنوز تکلیفش معلوم است، نه در آمریکا؛ هم اینجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول، هم آنجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول- نیّت آن‌ها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به‌طور قاطع خواهیم بست؛ نه نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آن‌ها را، نه حضور سیاسی آن‌ها را، نه نفوذ فرهنگی آن‌ها را؛ با همه‌ی توان -که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است- مقابله خواهیم کرد؛ اجازه نخواهیم داد.» (26/5/94)
واقعیت تاریخی نشان داده است که استعمارگران هر مقدار که بتوانند سلطه و نفوذ خود را در کشورها حفظ کنند کوتاه نمی‌آیند و اگر در جایی مجبور به ترک عرصه می‌شوند از سر ناچاری است. آمریکا نیز پس از جنگ جهانی دوم و ظهور به‌عنوان یک ابرقدرت، کوشیده است به استعمار کشورها به‌اندازه‌ای که می‌تواند بپردازد و ایران را به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک یکی از اهداف خود به شمار آورده است.

آمریکا همواره به دنبال نفوذ در ایران بوده است

با پیروزی انقلاب اسلامی نفوذ سیاسی و رسمی آمریکا در ایران خاتمه پیدا کرد، اما رژیم ایالات‌متحده همواره به دنبال نفوذ در ایران و باز کردن جای پای خود در کشور بوده است که از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون تا حد مقدور ادامه یافته است. به دلیل تغییر حکومت شاهنشاهی و استقرار نظام مردمی و انقلابی در ایران و پس از اعلام قطع رابطه سیاسی ایالات‌متحده با ایران در فروردین 59، و نیز به دلیل ایستادگی و قاطعیت امام راحل (ره) و قاطبه مسئولان در برابر آمریکا، این کشور دستاویز رسمی برای نفوذ در ایران نداشت. لذا تنها چاره و راهی که می‌توانست استفاده شود تمسک به نیروهای داخلی متمایل به غرب و طرفدار منافع آمریکا بود که بعضاً در بدنه حاکمیت هم حضور داشته و مسؤولیت‌هایی را به عهده داشتند.
تصمیم چند سال اخیر نظام برای مذاکرات هسته‌ای و نشستن نمایندگان ایران و آمریکا در پای میز مذاکره، فرصت مناسبی فراهم آورد تا آمریکا با همکاری نیروهای داخلی همسو با خود چنین وانمود کند که انقلاب اسلامی ایران تسلیم نظام سلطه شده و پس از اصرار چندین ساله بر عدم مذاکره، حاضر به مذاکره با قدرت‌های جهانی شده است. البته تأکید چندباره رهبر معظم انقلاب بر محدود بودن این مذاکرات در سطحی دیپلماتیک (وزرای خارجه) و در موضوعی خاص و فنی (ابعاد غنی‌سازی هسته‌ای و رفع تحریم‌ها) راه را بر این تلقی بست که مذاکرات جنبه ایدئولوژیک و اعتقادی دارد و به اصول و مبانی انقلاب برمی‌گردد.
اما پس از حصول توافقی میان وزرای خارجه ایران و گروه 5+1 که هنوز به توافقنامه تبدیل نشده و آینده آن مشخص نیست، مجدداً تلاش‌ها و حرف‌وحدیث‌ها شدت گرفت و برخی از گروه‌های سیاسی و رسانه‌های وابسته با آن‌ها می‌کوشند این توافق را آشتی ایدئولوژیک (یا درواقع تسلیم ایدئولوژیک) نظام جمهوری اسلامی با آمریکای سلطه‌گر و استکباری وانمود کنند و با بزک کردن چهره خبیث و جنایتکار آمریکا، راه ورود و نفوذ او را به کشور هموار کنند.

تغییرات فرهنگی پساتوافق؟

در ماه‌های اخیر، عده‌ای از تغییرات فرهنگی در فضایی که نام پساتوافق بر آن نهاده‌اند سخن به میان می‌آورند و حتی معتقدند دستاوردهای فرهنگی توافق هسته‌ای – حتی اگر این توافق به تصویب هم نرسد – بیشتر از تأثیرات اقتصادی و سیاسی آن است و حتی نفس مذاکره هم نشان از آن دارد که راه برای آشتی با آمریکا باز است و می‌توان به ‌روزی فکر کرد که سفارت آمریکا در ایران نیز بازگشایی شود. رسانه‌هایی نیز این سخنان را با آب‌وتاب و تیترهای درشت نقل کردند و از آن استقبال نمودند تا فضای ذهنی و فرهنگی جامعه و افکار عمومی را چنین سازمان‌دهی و جهت‌دهی کنند که مدیران عالی جمهوری اسلامی از شعارهای خود دست کشیده و با نظام حاکم بر جهان کنار آمده‌اند. در بیرون از مرزهای کشور هم رسانه‌های وابسته به دستگاه استکبار در این تنور می‌دمیدند تا بر افکار مردم ایران تأثیر بیشتری بگذارند.
رهبر معظم انقلاب در 6 تیرماه امسال در دیدار با خانواده شهدای هفتم تیر درباره این شیطنت‌ها هشدار دادند و فرمودند:
امروز کشور به شناخت دشمن [نیاز دارد]. دشمن را بشناسیم؛ دشمنان جهانی که خودشان را به‌وسیله‌ی انواع و اقسام اقلام آرایشیِ رسانه‌ای و تبلیغاتی بزک می‌کنند و در مقابل چشم قرار می‌دهند، بشناسیم؛ آمریکا را بشناسیم. ... آن کسانی که امروز سعی می‌کنند از این هیولا - که سیاست‌های آمریکایی و سیاست‌های بعضی از دنباله‌روان آمریکاست - یک چهره‌ی موجهی معرفی کنند، این‌ها دارند خیانت می‌کنند؛ این‌ها دارند جنایت می‌کنند. این کسانی که این حقیقت روشن را کتمان می‌کنند، این دشمنی خباثت‌آلود را در زیر پرده‌های توجیه می‌پوشانند، این‌ها دارند خیانت می‌کنند به این ملّت. کشور ما و ملّت ما احتیاج دارد دشمن را بشناسد، عمق دشمنی را بفهمد.»
همان‌گونه که ذکر شد جریانی که می‌کوشد راه را برای بازگشت آمریکا به کشور باز کند از ابتدای انقلاب فعال بوده و مخصوص دوره اخیر نیست. بیانات رهبر معظم انقلاب در این خصوص را می‌توان در مقاطع زمانی مختلف و نیز در سخنان امام خمینی (ره) مشاهده کرد. نمونه همین بیانات در 28 بهمن سال 92 نیز ایراد شده است:
«یک عده سعی نکنند چهره‌ی آمریکا را بزک کنند، آرایش کنند، زشتی‌ها و وحشت‌آفرینی‌ها و خشونت‌ها را از چهره‌ی آمریکا بزدایند در مقابل ملت ما، به‌عنوان یک دولت علاقه‌مند، انسانْ‌دوست معرفی کنند. ...چطور می‌شود این چهره را با بزک و آرایش تغییر داد در مقابل چشم ملت ایران؟»
با نظر به این هشدارهای رهبر معظم انقلاب به‌روشنی می‌توان اهمیت نفوذ فرهنگی استکبار و نیز خطیر بودن فرهنگ‌سازی در خصوص نفوذ استکبار در کشور و عبور از مرزهای اعتقادی و مبانی فکری و ارزشی نظام اسلامی را درک کرد و ضرورت جلوگیری از این فضاسازی رسانه‌ای را فهمید. اما نفوذ فرهنگی دقیقاً بر کدام بخش از ارزش‌های نظام اسلامی متمرکز شده است؟

ورود مک‌دونالد به کشور؟

بعد از پایان مذاکرات وین، رسانه‌ها خبر از فراخوان شرکت «مک‌دونالد» برای راه‌اندازی نمایندگی خود در ایران خبر دادند[1] و سایت این شرکت رسماً فرم اشتراک خود را برای ایران منتشر کرد.[2] ورود نمادها و برندهای شناخته‌شده غربی مانند مک‌دونالد که تجربه آن در دوران مشرف به فروپاشی شوروی موفق عمل کرده و نشان‌دهنده شوق وافر مردم شوروی به حضور آمریکا در کشور خود تعبیر شده است یک نفوذ فرهنگی محسوب می‌شود؛ خصوصاً وقتی رسانه‌ها بر موج آن سوار می‌شوند. نمونه‌های فراوانی از گزارش‌ها و مستندهای رسانه‌های بیگانه مشاهده شده که با نمایش تصاویری از افرادی که تقید زیادی به ارزش‌های اسلامی یا انقلابی ندارند، کوشیده‌اند از پایان انقلاب اسلامی سخن بگویند.
درحالی‌که این نمادها روبناها و مظاهر سطحی هستند و لزوماً به معنای عبور مردم از ارزش‌های نظام شمرده نمی‌شوند. تمرکز اصلی دشمن که باید آن را نفوذ فرهنگی غرب به شمار آورد، تغییر روحیه و رویکرد انقلابی در میان مردم و مسئولان و به فراموشی سپردن ماهیت تمدنی، اخلاقی، فرهنگی و فکری آمریکا و نظام سلطه و نیز استحاله ماهیت و هویت اسلامی و شعارهای دین‌مدارانه و خداباورانه انقلاب است.
لذا رهبر معظم انقلاب به‌درستی دست بر گزینه استکبارستیزی و افشا کردن چهره غیرانسانی آمریکا گذاشته‌اند و از این طریق نفوذ فرهنگی دشمن را که سایر مظاهر نفوذ بر آن متکی و مبتنی است خنثی می‌کنند.*

پی‌نوشت‌ها:

[1]. برای نمونه بنگرید به:
http://www.yjc.ir/fa/news/5265289
http://7sobh.com/content
[2]. http://www.aboutmcdonalds.com/mcd/franchising/franchise_application.html?intlFranchCountry=Iran

منبع مقاله : برهان




بررسی راه‌های مقابله با نفوذ سیاسی آمریکا در ایران
 

 






 

دشمنان اسلام و ایران از آغازین روزهای پیروزی نهضت شکوهمند امام خمینی(ره) تاکنون بنا بر خوی استکبارگرایانه خویش، همواره و به انحاء مختلف، در صدد یافتن مسیرهای نفوذ به بنیان مرصوص این انقلاب الهی و استحاله گفتمان حق طلبانه آن هستند. از مفاد اسناد محرمانه به دست آمده در لانه جاسوسی آمریکا، این واقعیت ملموس چهره عیان نمود که جهان سلطه، حضور مؤثر حکومتی مردمی و مبتنی بر ارزش های دینی را در دنیای گرفتارآمده به دام لیبرالیسم و کمونیسم نمی پسندد، لذا تمام توان خود را مصروف داشتند تا اگر بتوانند جلوی خیزش ملت به رهبری مرجعیت عالیقدر را بگیرند و یا با جلب همکاری عناصر خودفروخته و لیبرال مسلک، بخشی از جریان های انقلابی را آلوده به لوث وجود آنان کنند تا در روز مبادا، منافع استراتژیک غرب در ایران محفوظ بماند و چنان چه امکان کودتا و تغییر در ارکان اصلی حاکمیت فراهم شد، این نقشه خائنانه با یاری عوامل نفوذی شان تحقق یابد. برای عملیاتی نمودن این سیاست خصمانه، مستکبران و اذناب آن ها همه ابزارهای لازم را در نظر گرفتند و آگاهی از منافذی که می تواند به کم رنگ شدن آرمان های مورد حمایت مستضعفان و در نهایت اضمحلال نظام بیانجامد را در اولویت برنامه های اجرایی مرتبط با دیپلماسی عمومی، نظامی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و... قرار دادند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی طیّ دیدار اخیر با میهمانان اجلاس مجمع جهانی اهل بیت «علیهم السلام» در این خصوص فرمودند: «آمریکایی ها می خواهند از توافقی که هنوز نه در ایران و نه در آمریکا تکلیفش و رد یا قبول شدنش معلوم نیست، وسیله ای برای نفوذ در ایران بسازند اما ما این راه را قاطعانه بسته ایم و با همه توان بالای خود، اجازه نفوذ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و یا حضور سیاسی در ایران را به آمریکایی ها نمی دهیم.»
در این مقاله کوتاه با بررسی و آسیب شناسی حوزه سیاست، راه های نفوذ آمریکا از این طریق را به اختصار تبیین خواهیم نمود.
کاخ سیاه استکبار برای پیشبرد و تسهیل نفوذ سیاسی در ایران، نقشه های متعددی ترسیم نموده است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف) تطمیع عناصر سیاسی

این راهبرد همیشگی دشمن در تطمیع و تسلط بر پندار و رفتار کارگزاران، با بهره گیری از ابزار «ضعف نفس و ایمان» برخی سیاسیون، مجرای عمل می یابد. به عنوان مثال؛ غرور و خودشیفتگی مفرط «ابوالحسن بنی صدر» باعث شد تا او به وعده های واهی، فریفته گردد و در تقابل با امام و امت، نخستین دوره ریاست جمهوری را به سرانجامی تلخ اما عبرت آموز مبدّل سازد و یا در دوره مجلس ششم، شاهد بودیم که چگونه داعیه داران یک خط سیاسی با انجام تحصن و نگارش نامه های موهن، در میدان رسانه ای جبهه معاندان انقلاب، به نقش آفرینی پرداختند. هم چنین، وقوع حوادث تأسف بار در فتنه آمریکایی 88 و عملکرد آکنده از ابهام بعضی خواص، نمادی آشکار از تحقق همین رویکرد نفوذ سیاسی ارزیابی می گردد.

ب) تئوری تحریم و مذاکره

جمهوری اسلامی به واسطه پای فشردن بر ارزش های مکتبی، در میادین گوناگون مورد هجمه جهانخواران بوده و هست. حربه نخ نمای تحریم، راهکاری دیرآشنا برای مهار قدرت رو به تزاید ایران می باشد و دشمنان با اتخاذ روش دوگانه «تحریم و مذاکره»، هدف واحدی را پیگیری می کنند که در رأس آن، نفوذ به ارکان اقتدار کشور و رفع خطر تعمیق روزافزون فرهنگ ظلم ستیزی و انقلابی گری است.
یا نگاهی گذرا به روند مذاکرات ایران و غرب در موضوعات مختلف به ویژه پرونده هسته ای، این مطلب در اذهان شکل می گیرد که مقوله «تحریم و مذاکره» متناسب با کسب توفیقات ملت ما در داخل و خارج، به دستمایه ای جدّی برای جلوگیری از تداوم روند مثبت پیشرفت در این جامعه ایمانی، تبدیل شده است.

ج) اختلاف افکنی

سیاست دیرینه «تفرقه انداز و حکومت کن» اگرچه آبشخوری انگلیسی دارد ولی امروز در ردیف اصلی ترین راهبردهای سیاست خارجی آمریکا برای شکست استحکام درونی دولت های مخالف نظام سلطه به کار گرفته می شود. این که صدها رسانه سمعی و بصری فارسی زبان با هزینه های هنگفت مالی و راهبری عوامل وابسته به صهیونیسم بین الملل، کوچکترین زوایای رفتار سیاستمداران ما را مورد تأمّل قرار داده و بر آتش تنازعات داخلی و اختلافات معمول اجرایی می دمند، ریشه در این نگاه وحدت شکنانه و تفرقه افکنانه ایالات متحده دارد. هدایت مطالبات صنفی و تلاش برای دامنه دار شدن برخی از مصادیق آن ها، تأکید هدفمند بر تفاوت های فرهنگی و مذهبی با اشاعه این نظریه دروغین که جماعتی از اقلیت های ایرانی در تنگنا هستند و طرح مباحث کذبی از قبیل عدم رعایت اعلامیه حقوق بشر و...، در شمار عناوین مندرج در کارنامه شیطان بزرگ است.

د) حمایت از اقدامات ساختارشکنانه

مبنایی ترین سیاست آمریکایی ها در جنگ نرم با نظام دینی ما، توسعه رفتارهای ساختارشکنانه و ترویج نگرش های عداوت آمیز نسبت به اصل مترقی ولایت فقیه است. دشمنان عزت مسلمین به خوبی می دانند که پایداری این حاکمیت ولایی، به تداوم حیات فقه حکومتی در قامت رسای «ولایت فقیه» بستگی دارد و تا زمانی که دیده بان بصیر انقلاب با پشتوانه اعتقاد راسخ ملت به وعده لایتخلّف الهی در سپردن زعامت زمین و زمان به مستضعفان و تیزبینی و درایت کم نظیر معظمٌ له، توطئه های ریز و درشت سردمداران جبهه کفر را نقش بر آب می کنند، آنان نخواهند توانست افکار شوم و پلیدشان را اجرایی نمایند لذا مشاهده می کنیم که محور منازعات دولت های استکباری با ایران اسلامی، تلاش مستمر و البته بی فایده در جهت تخریب چهره ممتاز و بی بدیل رهبری امت اسلام است. پشتیبانی مداوم از نشریات زنجیره ای و تضعیف نهادهای قانونی کشور مانند: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شورای نگهبان، قوه قضائیه و... که در صیانت از اصل انقلاب و دستاوردهای آن دارای مسؤولیت خطیری هستند، جزء لاینفک برنامه بلند مدت نظام سلطه در ایران طیّ سه دهه گذشته است و اتخاذ چنین سیاستی را نمی توان از هدف گذاری غرب برای تعبیر خواب آشفته براندازی نظام جمهوری اسلامی با انجام اقدامات ساختارشکنانه، جدا دانست.

ه‍) شبهه آفرینی و شایعه سازی

از قدیمی ترین راهکارهای شیطانی برای ملکوک نمودن چهره نهضت های اصیل مردمی و رهبران آن ها، «شبهه افکنی و شایعه سازی» است. در تاریخ معاصر؛ منافقین کوردل با بهره مندی از این روش مذموم به ترور شخصیت بزرگان انقلاب پرداختند و سپس با ترور فیزیکی عناصر خدوم و گرانقدری همچون شهیدان بهشتی، رجایی، باهنر و... بر صفحات ننگین کتاب قطور جنایات شان افزودند.
با گسترش فضای مجازی و امکان دسترسی آحاد مردم به امواج مخرب بنگاه های دروغ پراکنی و شبکه های اجتماعی، تهدیدات فراوانی از ناحیه شبهه افکنان و شایعه سازان به وجود آمده که مستلزم تمهید تدابیر لازم و عاجل توسط مسؤولان امر در تنویر افکار عمومی و پاسخگویی سریع و متقن به شبهات مطروحه می باشد.
به یقین، تا «مبارزه با صهیونیست ها» به عنوان اصلی لایتغیّر در نظام سیاسی ما مورد تأکید و توجه است، این عداوت و کینه توزی های استکبار جهانی، هیچگاه به پایان نخواهد رسید پس باید به تأسی از معیار قرآنی «وَ لَن یَجْعَلَ الله لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» و رهنمودهای عالمانه رهبر حکیم و فرزانه مان، همیشه به هوش باشیم و با شناخت و تبیین راه های نفوذ آمریکا، حامیان تروریسم دولتی رژیم نامشروع و کودک کش صهیونی را در رسیدن به امیالشان، ناکام بگذاریم. ان شاء الله.
شرکت کنندگان در مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صبح روز چهار شنبه 25 شهریور ماه با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا دیدار کردند و مطابق اولین خبرهای منتشرشده از این دیدار، رهبر معظم انقلاب در این دیدار بر مسائل مهم سیاسی و اهداف دشمن در برهه کنونی و وظایف مهم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این زمینه تاکید نمودند.برخی از مهمترین محورهای بیانات معظم له مورد توجه قرار می گیرد:
1. وظیفه اصلی نخبگان انقلابی کشور، مستحکم کردن پایه های انقلاب و فکر انقلابی است.
2. خطر نفوذ دشمن: نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی، خطرناک تر از نفوذ اقتصادی و امنیتی است.
3. به دنبال هضم ایران در مقابل اراده مستکبرین هستند.
4. بیداری مسؤولان و انقلابیون، باعث ناکامی و نا امیدی دشمن خواهد شد.
در سخنرانی های اخیر رهبر معظم انقلاب به خصوص پس از جمع بندی مذاکرات هسته ای و شکل گرفتن چیزی که به نام برجام هسته ای خوانده می شود، رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها و بارها بر مساله نفوذ دشمن و شیوه ها و رفتارهای دشمن برای نفوذ، سخن به میان آورده اند. شاید کمتر موضوعی را بتوان یافت که رهبر معظم انقلاب در 6 یا 7 سخنرانی متوالی به صورت مکرر در مورد خطر آن، چنین مطالبی را گوشزد کرده باشند و با اصرار فراوان بر جلب توجه مسؤولان و دلسوزان کشور به آن تاکید داشته باشند.
همان طور که رهبر معظم انقلاب چندین بار متذکر شده اند، هنوز تکلیف برجام هسته ای در ایران و در آمریکا نهایی و مشخص نشده است اما آنچه مشخص است این است که دشمن در فضای کنونی پس از برجام به دنبال نفوذ در ایران اسلامی و بسط سلطه خویش در کشور و حضور در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی های کشور و از میان بردن استقلال و آزادی کشور است. این امر را از خلال تذکرات چندین و چند باره رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره خطر نفوذ دشمن و این که دشمن به بهانه برجام و با سوء استفاده از آن به دنبال چنین راهبرد خطرناکی است، می توان دریافت. رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان خویش در جمع خبرگان و سخنرانی قبل و بعد از آن نیز بر این مساله تاکید کردند اما این بار در جمع فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، یکی از محورهای اصلی بیانات ایشان، همین مساله نفوذ و تلاش دشمن برای نفوذ بوده است.
شرکت کنندگان در مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صبح روز چهار شنبه 25 شهریور ماه با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا دیدار کردند و مطابق اولین خبرهای منتشر شده از این دیدار، رهبر معظم انقلاب در این دیدار بر مسائل مهم سیاسی و اهداف دشمن در برهه کنونی و وظایف مهم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این زمینه تاکید نمودند.
البته هنوز (ظهر روز چهارشنبه) خبر کامل و مشروح بیانات معظم له در این دیدار منتشر نشده است اما از آنجا که مخاطبان محترم این نشریه نیازمند توجه به برخی از مهمترین محورهای بیانات معظم له در این دیدار هستند، به اختصار هرچه تمامتر و بر اساس اخبار مختصر منتشرشده از این دیدار، برخی از مهمترین محورهای بیانات معظم له مورد توجه قرار می گیرد:
1. وظیفه اصلی نخبگان انقلابی کشور، مستحکم کردن پایه های انقلاب و فکر انقلابی است
یکی از محورهای اصلی بیانات معظم له خطاب به سران سپاه و همه انقلابیون و دلسوزان انقلاب اسلامی آن بوده است که وظیفه اصلی خود را مستحکم کردن پایه های انقلاب و فکر انقلابی در کشور بدانند و خاطرنشان ساخته اند: باید پایه های انقلاب و فکر انقلابی را بسیار مستحکم کرد. این وظیفه ی اساسی نخبگان سپاه و همه ی نخبگان انقلابی کشور است.
2. خطر نفوذ دشمن: نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی، خطرناک تر از نفوذ اقتصادی و امنیتی است
بخش مهم دیگری از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در باب خطر نفوذ دشمن و برنامه آنها برای نفوذ همه جانبه در ایران بود. ایشان در این باره خاطرنشان ساختند: امروز نفوذ دشمن یکی از تهدیدهای بزرگ برای این کشور است. نفوذ اقتصادی و امنیتی در مقابل نفوذ فکری، فرهنگی و سیاسی، اهمیت کمتری دارد. البته مسئولان گوناگون از جمله سپاه، جلوی نفوذ امنیتی را با کمال قدرت می گیرند. چشمان بینای مسئولان اقتصادی باید در مقابل نفوذ اقتصادی باز باشد.
دشمن برای نفوذ فرهنگی سعی می کند باورهایی که جامعه را سرپا نگه داشته دگرگون، مخدوش و در آنها رخنه ایجاد کند. برای نفوذ سیاسی سعی می کنند در مراکز تصمیم گیری و اگر نشد در مراکز تصمیم سازی نفوذ کنند. وقتی یک کشور این گونه تحت نفوذ سیاسی قرار گرفت، حرکت و جهت گیری های آن کشور طبق اراده ی مستکبرین خواهد بود? .
3. به دنبال هضم ایران در مقابل اراده مستکبرین هستند
ایشان با خاطر نشان ساختن تلاش دشمن برای هضم ایران اسلامی در برابر خواست و اراده مستکبران عالم، خاطر نشان کردند که امروز مخالفان و دشمنان نظام اسلامی در عین اعتراف به قدرت و نفوذ و اثر گذاری منطقه ای جمهوری اسلامی ایران، به افرادی از جمهوری اسلامی صریحاً می گویند روحیه انقلابی را این قدر دنبال نکنید و جزء جامعه جهانی شوید. این یعنی کاری کنید که از قدرت بیافتید تا شما را ببلعیم و در نقشه های چند کشور مستکبر و زورگو حل شوید.
مطابق این بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی، دشمنان نظام اسلامی از این طریق به دنبال آن هستند که برخی از افرادی که در نظام اسلامی قرار دارند را به مخالفت با انقلابی گری وادارند و از این طریق انقلاب و انقلابی گری در ایران را به حاشیه برانند. در چنین احوالی، وظیفه این افراد که مخاطب دشمن هستند و دشمن به مخالفت آنها با انقلابی گری امید بسته است آن است که با صراحت در انقلابی گری و بیان صریح مواضع انقلابی امام و رهبری، دشمن را از خود نا امید کنند و زمینه نفوذ دشمن و یا سست شدن اراده انقلابی در کشور را از میان ببرند. بر همین اساس رهبر معظم انقلاب در سخنرانی های قبلی خود به مسؤولان کشور متذکر شدند که باید به صراحت و با بیان انقلابی با دشمنان ملت مواجه شوید. اگر این افراد تحت تأثیر وساوس شیطانی دشمن فریب بخورند و تصور کنند که می توان انقلابی گری را افراطی گری خواند و به اسم مقابله با افراط، انقلابی گری را از کشور زدود، در واقع به خود و کشور آسیب وارد می کنند و البته جمهوری اسلامی ایران به حول و قوه الهی و با تدبیر رهبری حکیمانه ای که خدای متعال روزی این مردم کرده است، از این برهه عبور خواهد کرد. ان شاءالله.
4. بیداری مسؤولان و انقلابیون باعث ناکامی و نا امیدی دشمن خواهد شد
نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت این است که آینده از آن نظام اسلامی است. زمینه نفوذ دشمن و امکان سوء استفاده او از این زمینه به این معنی نیست که ناامید و یا نسبت به آینده بدبین باشیم، مهم آن است که مسؤولان کشور و انقلابیون و دلسوزان انقلاب، فعال و بیدار و همدل باشند. به تعبیر رهبر معظم انقلاب: اگر ما بیدار باشیم، امید دشمن ناامید خواهد شد. وعده می دهند که ایرانِ چند سال دیگر، این ایران نیست. نباید گذاشت این فکر و امید شیطانی در دل دشمن پا بگیرد.
منبع مقاله : تسنیم




واکاوی سناریوی گام‌به‌گام نفوذ به ایران
 

 

نویسنده: مسعود ندافان





 

کاخ سفید برای رخنه به ایران چه در سر می‌پروراند؟

از آغاز تأسیس جمهوری اسلامی ایران در گستره‌ی جغرافیایی ژئواستراتژیک غرب آسیا، دشمنان این مرزوبوم با آگاهی از تضادهای گفتمانی و نبردهای اندیشگانی در جهان‌بینی الهی و غیرالهی، تمام تلاش خود را با کاربست عوامل داخلی و فشارهای خارجی معطوف بر تضعیف و براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران کردند که این هدف نهایی محور استکبار به رهبری آمریکا، به حول و قوه‌ی الهی تاکنون با شکست مواجه شده است.
پس از مذاکرات هسته‌ای میان جمهوری اسلامی ایران و کشورهای 1+5 شرایط حاکم به سمت‌وسویی سوق پیدا کرد که برخی از ناظران سیاسی آن را گام‌های آغازین برای «تغییر» و کاهش سطح منازعه و تخاصم میان رهبران محور مقاومت و محور استکبار تعبیر کردند، درحالی‌که تغییرات اساسی در شناخت، نگرش و اهداف طرفین صورت نگرفته است، زیرا تضادهای بنیادین تفکری میان طرفین حاکم به‌عنوان نماینده‌ی مظلومان جهان و حامی مستکبران گیتی است که هیچ‌گاه امکان همسوی جهت‌گیری را فراهم نخواهد ساخت.

آمریکا؛ دشمن همیشگی

رهبر معظم انقلاب‌ اسلامی در دو مقطع زمانی (قبل و بعد از اعلام جمع‌بندی مذاکرات هسته‌ای)، یک محور مشترک اعلامی و اعمالی جمهوری اسلامی ایران را در مقابل استکبار بیان داشتند. ایشان در دیدار جمعی از دانشجویان در ماه مبارک رمضان فرمودند: «مبارزه با استکبار و نظام سلطه براساس مبانی قرآنی، هیچ‌گاه تعطیل‌پذیر نیست و امروز آمریکا کامل‌ترین مصداق استکبار است. به مسئولان مذاکره‌کننده نیز گفته‌ایم که فقط در موضوع هسته‌ای حق ‌دارید مذاکره کنید و با اینکه طرف آمریکایی گاهی مسائل منطقه، از جمله سوریه و یمن را پیش می‌کشد، مسئولان ما می‌گویند در این مسائل مذاکره نمی‌کنیم. مبارزه با استکبار جزء مبانی انقلاب و از کارهای اساسی است. بنابراین، خودتان را برای ادامه‌ی مبارزه با استکبار آماده کنید.» و از سوی دیگر در بیانات اخیر خود در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل‌بیت (ع) و اتحادیه‌ی رادیو و تلویزیون‌های اسلامی، خط مسلم جمهوری اسلامی را پایبندی بر اصول ثبات‌بخشی دانستند که یکی از این اصول «اَشِدّآءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَمآءُ بَینَهُم» است. «ما با دشمنان، با استکبار سرِ آشتی نداریم و با برادران مسلمان بنای بر دشمنی و عداوت نداریم. بنای بر دوستی و رفاقت و برادری داریم، چون معتقدیم باید اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ و رُحَماءُ بَینَهُم بود. این درس امام بزرگوار ماست.» بنابراین مبارزه با آمریکا (مصداق کامل استکبار) نه تعطیل‌پذیر است و نه سر آشتی با آن داریم و این سیاست همیشگی جمهوری اسلامی ایران است.

پروژه‌ی نفوذ در کشور

پس از اعلام جمع‌بندی مذاکرات هسته‌ای در وین، گمانه‌زنی‌ها پیرامون دوران پساتوافق و ترسم فضای پیشرو در میان افکار عمومی با وجود بررسی برجام در نهادهای تصمیم‌گیر و نامشخص بودن تصویب یا عدم تصویب آن آغاز شد.
فضای ایده‌آل آمریکایی‌ها از دوران پساتوافق سویه‌های «فرصت‌محور» با شبیه‌سازی الگوی شوروی است؛ به‌نحوی‌که بسیار از کارشناسان سیاسی حامی استکبار مانند پیتر هارل، عضو ارشد اندیشکده‌ی «مرکز امنیت آمریکایی جدید»، الگوی رفتاری ایالات‌متحده در برابر جمهوری اسلامی در شرایط بعد از توافق را این‌گونه پیشنهاد دادند که «آمریکا باید یک استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند.
آمریکا به این موضوع که قبل از انقضای توافق هسته‌ای، شاهد اصلاحات سیاسی در ایران باشد، علاقه‌ی زیادی دارد.» ترجمان این عبارت‌ها در گفتار رئیس‌جمهور آمریکا نیز تکرار شد و باراک اوباما گفت: «این توافق به‌معنای آشتی راهبردی ایران و آمریکا نیست.» و در بیان تفسیری این گفتار، در گفت‌وگوی دیگری اظهار داشت: «باید در داخل ایران گذار صورت بگیرد، حتی اگر تدریجی باشد. گذاری که در آن درک شود که شعار مرگ بر آمریکا و انکار هولوکاست توسط رهبران ایران و تهدید اسرائیل به نابودی و دادن اسلحه به حزب‌الله (گروهی که در فهرست تروریستی قرار دارد) و کارهایی از این ‌دست، از ایران در چشم بخش اعظم جهانیان، کشوری طردشده می‌سازد.» و با بیانی صریح و رسا، هدف نهایی خود را پس از تفاهم لوزان و جمع‌بندی وین اعلام داشت که «من به‌نحوی غریزی استراتژی‌ای را که پرزیدنت نیکسون و ریگان در دوران جنگ سرد علیه شوروی داشتند، درک می‌کنم و ما همان راهی را می‌رویم که با شوروی سابق رفتیم.» و «مذاکرات ما با شوروی در نهایت به سود آمریکا تمام شد و با ایران نیز همان نتیجه را خواهد داشت. این مذاکرات به امن‌تر شدن آمریکا و اسرائیل می‌انجامد.» بنابراین دشمنان نظام اسلامی برای تحقق اهداف خود پروژه‌ی «نفوذ» را در دستور کار خود قرار داده‌اند؛ پروژه نفوذ در ساحت سیاسی در سه سطح تمرکز یافته است.

1. تصویرسازی وارونه از دشمن

اولین گام برای نفوذ در لایه‌های تفکری یک نظام، تغییر نگاه حامیان آن نسبت به مؤلفه‌های غیریت‌ساز گفتمان خودی با گفتمان رقیب یا دشمن است. دشمن با آگاهی از سویه‌های مختلف تضاد گفتمانی سعی می‌کند که این مؤلفه‌ها را تقلیل بدهد و تصویر ترسیمی خود را متفاوت از واقعیت به افکار عمومی نشان بدهد. از سوی دیگر، در تکمیل این پازل برخی از عوامل داخلی به بزک کردن چهره‌ی دشمنان نظام اسلامی می‌پردازند تا انتقال تصویرسازی وارونه از دشمن به‌طور کامل رخ بدهد.

2. گسست گفتمانی؛ مذاکرات نامحدود

گام بعدی برای ایجاد نفوذ، ارسال پیام‌های گسست در دال‌های مرکزی گفتمان انقلاب ‌اسلامی است. دشمن سعی می‌کند با ابزارهای رسانه‌ی، این پیام را به مردم کشور و حامیان انقلاب‌ اسلامی در جهان مخابره کند که مبارزه با استکبار پایان ‌یافته است و جمهوری اسلامی در موضوعات دیگر نیز خواهان گفت‌وگوست. هرچند برخی افراد در داخل کشور آگاهانه یا از روی بی‌بصیرتی در مسیر آنان گام برمی‌دارند؛ به‌نحوی‌که برخی از مسئولین از شکست تابو مذاکره، امکان بازگشایی سفارت آمریکا در تهران و آمادگی برای گفت‌وگو در مسائل دیگر سخن می‌گویند.
مهم‌ترین اثرگذاری گسست گفتمانی در حوزه‌های میکروپالیتیک قدرت و فرهنگ که با یکدیگر برهم‌کنش ساختاری دارند، بروز و ظهور می‌کند. مسئله‌ی اصلی عرصه‌ی سیاست خرد (میکروپالیتیک) تأثیری است که بر زندگی سیاسی دارد و سطح کنش سیاسی، صرفاً معطوف به نظام سیاسی نیست، بلکه تمام عرصه‌های زندگی، از جمله خیابان، سوپرمارکت، ورزشگاه، سینما، دانشگاه و... است. از سوی دیگر، در ارتباطی مستقیم با آن لایه‌ی فرهنگ قرار می‌گیرد که عناصر هویت‌بخش مذهبی و ملی شکل‌دهنده‌ی آن است. بنابراین دشمن در تلاش است با القای گسست گفتمانی، زمینه‌سازی برای غلبه‌ی فرهنگ غربی در کشور را فراهم کند.

3. گرادهندگان به دشمن

آخرین حلقه‌ی تکمیلی برای نفوذ، حضور جریان غرب‌گرا در ساختار قانونی کشور است. این جریان سیاسی برای بسترسازی پروژه‌ی نفوذ، خواهان حضور در کرسی‌های مجلس شورای اسلامی است و تمام تلاش خود را برای بهره‌گیری از نیروهای سیاسی قدیمی و جدید در اسفندماه سال جاری تجمیع کرده است و پالس‌هایی می‌دهد مانند تیتر یک روزنامه‌ی اصلاح‌طلب پس از اعلام جمع‌بندی مذاکرات در وین با عنوان «پیروزی بدون جنگ» که برگرفته از تیتر کتاب خاطرات ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور پیشین آمریکاست که چگونه ایالات‌متحده از رهگذر مذاکرات و توافق اتمی با شوروی، زمینه‌های فروپاشی از درون را فراهم کرد. پالس دیگری که معصومه ابتکار در این مصاحبه با بنگاه سخن‌پراکنی بی‌بی‌سی داده است نیز در عین‌ حال جالب ‌توجه است. وی توافق هسته‌ای ایران و گروه 1+5 را اهرم قدرت اصلاح‌طلبان در داخل فضای سیاسی ایران معرفی کرده و به‌طور تلویحی بیان داشته است که غربی‌ها و به‌ویژه کنگره‌ی آمریکا با مخالفت با توافق، این اهرم قدرت را از اصلاح‌طلبان که همسو با سیاست غرب در ایران عمل می‌کنند، می‌گیرد.

نتیجه‌گیری

با وجود آنکه فرجام برجام در هاله‌ای از ابهام تصویب یا عدم تصویب است، دشمن درصدد است که دامنه‌ی این رخداد را فقط به حوزه‌ی هسته‌ای محدود نکند و اثرگذاری آن را به‌صورت نفوذ در ساختار سیاسی و فرهنگی فراهم سازد. در همین راستا، رهبر معظم انقلاب فرمودند: «در این جریان مذاکرات هسته‌ای -این توافقی که حالا نه در اینجا هنوز تکلیفش معلوم است، نه در آمریکا؛ هم اینجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول، هم آنجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول- نیت آن‌ها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور.
ما این راه را بستیم و این راه را به‌طور قاطع خواهیم بست. نه نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آن‌ها را، نه حضور سیاسی آن‌ها را، نه نفوذ فرهنگی آن‌ها را. با همه‌ی توان (که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است) مقابله خواهیم کرد. اجازه نخواهیم داد.» اولین گام، جلوگیری از نفوذ جریان غرب‌گرا در ساختارهای سیاسی کشور مانند مجلس شورای اسلامی است. بنابراین جریان‌های سیاسی برای زیست در سپهر سیاست جمهوری اسلامی ایران باید مختصات مواضع سیاسی خود را نسبت به گذشته آشکارتر سازند و مرزبندی دقیق خود را با جریان برانداز اعلام کنند. مسلماً «مذاکره‌ی ملی» در پرتو توبه‌ی فتنه‌گران رخ خواهد داد و نه در بستر فراموش‌سازی عاملان آن. از سوی دیگر، گام بعدی پس از «نرمش قهرمانانه»، اتخاذ استراتژی «عقلانیت جهادی» برای مبارزه‌ی تعطیل‌ناپذیر با استکبار جهانی است.
منبع مقاله :
برهان




درس‌های تاریخی از شیوه‌های نفوذ دشمن
 

 

نویسنده: آرش خلیل‌خانه





 

شاید برخی بر این باور بوده و هستند که با حل برخی از مناقشه‌ها، بویژه رسیدن به توافق هسته‌ای میان ایران و ۶ قدرت جهانی ... که به طور طبیعی نتیجه آن باید کاسته شدن از فشارها، لغو تحریمها و گسترش روابط بین‌المللی در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی و البته اجتماعی و فرهنگی باشد، زمینه دشمنی‌های این قدرتها در سایه تعاملات جدید کاسته خواهد شد. اما واقعیت آن است که اینک قدرتهای استعمارگر به دنبال حربه‌ها و راه‌های نفوذ جدید و جایگزینی هستند تا فرصت از دست داده را جبران کنند.
رهبر معظم انقلاب به درستی با توجه به این مسأله و تاریخچه رفتاری و سیاسی این قدرتها و در رأس آنها ایالات متحده آمریکا و آموزگار پیر او- انگلیس- تأکید فرمودند که «آمریکایی‌ها می‌خواهند از توافقی که هنوز نه در ایران و نه در آمریکا تکلیفش و رد یا قبول شدنش معلوم نیست، وسیله‌ای برای نفوذ در ایران بسازند، اما ما این راه را قاطعانه بسته‌ایم و با همه‌ توان بالای خود، اجازه‌ی نفوذ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی یا حضور سیاسی در ایران را به آمریکایی‌ها نمی‌دهیم.»
آنچه اکنون برای درک بهتر این فرمایش رهبر معظم انقلاب باید بدان توجه کرد، شناخت راه‌های نفوذ دشمن، تاریخچه این نفوذ در گذشته و حال و گذرگاه‌های احتمالی رخنه در آینده است، ضمن اینکه فرمایش معظم‌له گویای آن است که نفس این توافق، اگر چه راه برخی از مداخله‌ و جنگ افروزی‌ها را بسته، اما خود به ذات می‌تواند دستاویزی برای دشمن باشد تا راه‌های جدیدی را به داخل ایران بگشاید و هموار کند.
برای درک بهتر این موضوع گذری بر تحلیل علی لاریجانی درباره راه‌های نفوذ دشمن در کودتای 28 مرداد خالی از لطف نیست.
به گفته رئیس مجلس شورای اسلامی، آمریکا و انگلیس چندین سرمایه را در تحقق کودتای 28 مرداد به کار گرفتند که در توفیق آنها نقش اساسی داشت که از آن جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد: کارشناسان خبره و مسلط به امور ایران، ایجاد شبکه اطلاعاتی قوی در بین مردم و اقشار مختلف از طریق نیروهایی که ارتباطات قوی با سفارتخانه‌های خارجی برقرار کرده بودند، برنامه کمک اقتصادی اصل چهار ترومن که در قالب آن مستشاران و جاسوسان آمریکایی به شمار زیاد وارد ایران شدند، ایجاد ساختارهای فرهنگی و علمی در ایران و در کنار اینها اعمال فشارهای اقتصادی و تحریمهای شدید علیه دولت مصدق.

گسست ملت و دولت

هدف نهایی از همه این ابزارها و راهکارها ایجاد گسست بین ملت و دولت یا ملت و نظام است. به بیان دیگر ایجاد نارضایتی و ناامیدی عمومی در بین یک ملت نسبت به حکومت خود از طریق اعمال فشارهای عمده اقتصادی و سخت کردن معیشت مردم است تا دولت یک کشور را ناکارآمد و ناتوان جلوه دهند.
این ایجاد گسست در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی نیز به روشهای مختلفی القا یا ایجاد می‌شود؛ به عنوان مثال القای نبود آزادی بیان و رعایت حقوق بشر، آزادی‌های سیاسی و حزبی، و فقدان آزادی‌های اجتماعی و مدنی.
دشمن در این سالها همواره تلاش کرده تا جمهوری اسلامی ایران را به سلب آزادی‌های اجتماعی متهم کند، از هجمه علیه حجاب در جامعه اسلامی ایران گرفته تا تعریف غربی از حقوق و آزادی‌های زن در اجتماع و قیاس جامعه ایران با معیارهای خود و شعار علیه نبود آزادی بیان و رسانه در کشوری مثل ایران و وجود محدودیت و استبداد در مورد فعالیت احزاب و چهره‌های سیاسی خاص که البته همسو یا دارای گرایشهای فکری نزدیک به غرب هستند.

ابزارهای نوین نفوذ

از سوی دیگر شاید برخی از ابزارهایی که در کودتای 28 مرداد به کار آمریکا و انگلیس آمد، امروز دیگر زمینه اعمال نداشته باشند.
شبکه اطلاعاتی دشمن را امروز از جاسوسان و خرابکارهای حرفه‌ای و نفوذی گرفته تا شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای موبایلی و اینترنتی تشکیل می‌دهند که صدها یا حتی میلیونها کاربر ایرانی را در فضای تقریبا بدون مهار و نظارت این شبکه‌ها نادانسته پای کار می‌آورند و پس از گذر از فیلترها و کارشناسان خبره اطلاعاتی دشمن، اطلاعاتی به ظاهر بی‌اهمیت، اما بسیار ارزشمند را در اختیار آنها قرار می‌دهد.
دیگر نیازی نیست که برادران رشیدیان در بازار یا علی جلالی و فرخ کیوانی معروف به«سیلی و نرورن» یا مستشارانی چون «هایمن» و «زینر» تهییج، خط دهی، جمع‌آوری اطلاعات و برقراری رابطه میان اقشار و افراد را با سفارتخانه‌های خارجی در ایران فراهم کنند. شبکه‌ها و ابزارهای گسترده و رنگارنگ موجود آنچه را دشمن نیاز دارد با سرعت شبکه جهانی اینترنت برای آنها در آن سوی دنیا فراهم می‌آورد و القائات آنها را در ذهن جوان ایرانی در این شبکه‌ها و از دل ارتباطات لجام گسیخته و به ظاهر بی نظم آنها در ذهن او جای می‌دهد.

شبکه‌های استحاله

شبکه‌های ماهواره‌ای به ظاهر خانوادگی نیز در پوشش برنامه‌های رنگارنگ و پرتعداد سرگرمی و با به کارگیری نرم نفوذ فرهنگی در حال تغییر چهره خانواده ایرانی و فرهنگ و ارزشهای غالب بر آن هستند و شبکه‌های خبری حرفه‌ای با امکانات گسترده و عظیم خط فکری و جریان سیاسی ذهنی مخاطبان ایرانی خود را هدف قرار داده و به آن سو می‌دهند.
نفوذ و راهیابی مظاهر زندگی غربی و مارکهای مد و علایم تجاری معرف این سبک نیز از دیگر معابر رخنه فرهنگی و معنوی غرب در جوامع از جمله ایران است، از این روست که هنوز اتفاقی نیفتاده، شرکتی چون مک دونالد آمادگی خود را برای اعطای نمایندگی در ایران در صورت رفع موانع اعلام می‌کند و در کمال تعجب ده‌ها هزار تقاضا نیز در هفته اول در سایت این شرکت ثبت می‌شود.
در کنار این همه شبکه، جاسوسان نرم نیز به نحو مؤثری به کار گرفته می‌شوند، جاسوسانی که نه شبیه مردان پالتو پوش «ک گ ب» یا کلاه مخملی‌های سازمان سیا که به ظاهر چهره‌های فرهنگی موجه مانند روزنامه نگار، وبلاگ نویس یا حتی محقق هستند. افرادی مانند جیسون رضاییان که ریشه‌‌ای ایرانی هم دارد و در قالب خبرنگاری که به گفته غربی‌ها، علایق و گرایشهای ایرانی هم داشته، به کشورمان اعزام می‌شوند تا شبکه‌ای ارتباطی را در جامعه رسانه‌های ایران از افراد متمایل به غرب و ناراضی با مدیران خود در واشنگتن از جمله افرادی مانند آلن ایر سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه آمریکا برقرار کنند. به راستی چرا ایالات متحده آمریکا باید سخنگوی خود را یک مستشرق کاملاً مسلط به زبان محاوره‌ای و کوچه و بازاری ایران انتخاب کند؟
پاسخ ساده است، افرادی چون آلن ایر، جیسون رضاییان، رکسانا صابری، پیمان افشار، ساتیار امامی و ده‌ها فعال رسانه‌ای دیگری که ارتباطات آنها با این شبکه در 6 سال گذشته کشف شده، به ظاهر چهره‌های وجیهی هستند که می‌توانند با قشر نخبه و تأثیرگذار در ایران رابطه برقرار کنند.

جنگ نرم سخت‌تر است یا جنگ سخت؟

امیر محبیان (رئیس مرکز پژوهشی راهبردی آریا) در این بار می‌گوید: نفوذ در جوامع دیگر به منظور تأثیرگذاری به دو گونه صورت می‌گیرد؛ نخست به صورت سخت‌افزاری كه معمولاً در قالب نفوذ‌های امنیتی دسته بندی می‌شود و دیگری به صورت نرم افزاری كه بیشتر خصلتهای فرهنگی دارد.
در روشهای فرهنگی، گاه زمینه سازی از طریق القای قدرت فرهنگ خودی و ضعف فرهنگ هدف است و گاه در روشهای زیست است؛ یا آنچه كه لایف استایل می‌نامند.
اقشار هدف هم كه مجرای نفوذ تلقی می‌شوند؛ باید دارای خصایل ویژه‌ای باشند. نخست بشدت تأثیرپذیر از فرهنگ نفوذ گر یا به عبارتی مقهور آن و دیگری تأثیرگذار در جامعه هدف و فرهنگ غرب برای نفوذ در جوامع جهان سومی معمولاً روشنفكران غربزده راهدف می‌گیرند؛ زیرا هم مقهور فرهنگ غربند و هم در جایگاه تاثیر گذاری ویژه در جامعه خویشند.
رسانه‌ها هم به همراه سینما می‌توانند به عنوان دو ابزار قابل اتكا برای نفوذ به كار روند. زیرا یكی، داده‌های ذهنی را بر پایه برنامه‌ها به اذهان تزریق می‌كند و دیگر قوه خیال را به نحو مطلوب سامان بخشیده و فانتزی‌ها را مدیریت می‌كند.
واگذاری بورسیه‌ها، اعطای جوایز رنگ و وارنگ و نشانهای شوالیه که این سالها به سینما‌گران، نویسندگان، روزنامه‌نگاران و دانشگاهیان ایران به بهانه‌های مختلف، اما با معیاری واحد یعنی آنها که فرهنگ و جامعه و تمدن امروز ایرانی را به چالش کشیده‌اند یا زوایایی سیاه از آن را تصویر کرده‌اند، دادن بورسیه‌های و فرصتهای تحقیقاتی برای کارکردن از نزدیک روی این نخبه‌ها که گرایشهای غربی دارند و سفرهایی که گاه و بیگاه سفارتخانه‌های غربی برای همین گروه به اصطلاح نخبه ترتیب می‌دهند، در همین راستا تعریف می‌شوند.
ارتباط با سفارتخانه‌ها نیز دیگر از کانال دلالانی چون «فرخ کیوانی» و «علی جلالی» صورت نمی‌گیرد، امروز کاترین اشتون، مسؤول سابق سیاست خارجی اتحادیه اروپا یا هیأت پارلمانی اروپا زیر گوش نهادهای رسمی و مخفیانه در سفارتخانه‌های اتریش یا یونان با عوامل فتنه ملاقات می‌کنند.

نفوذ سیاسیون غرب گرا

راهبرد دیگر غرب، نفوذ دادن چهره‌های سیاسی نزدیک به خود یا جریانهایی است که مستعد جذب به داخل ساختار سیاسی نظام هستند.
از این روست که شدید ترین هجمه‌ها پس از فتنه 88 علیه جمهوری اسلامی ایران در مورد لغو امتیاز برخی از این دست احزاب و دستگیری و محاکمه سیاسیون دخیل در حوادث سال 88 صورت می‌گیرد و دولتمردان آمریکایی و اروپایی به خود اجازه می‌دهند که درباره انتخابات در ایران و الزامات آن سخنرانی کنند.

اشتبا‌ه‌هایی که باید عبرت شوند

یکی از عواملی که سبب موفقیت کودتای 28 مرداد و نتیجه گرفتن دشمن از همه عوامل نفوذ خود شد، اشتباه‌هایی بود که دولت مصدق در حوزه داخلی مرتکب شد.
مصدق برای حفظ قدرت در دستان خود در روزهای حذف مجلس به این شعار روی آورده بود که ملت باید درباره ارکان نظام اظهار نظر کند و هر قوه ای را که خود انتخاب می‌کند، می‌تواند حذف کند و از این مسیر به دنبال رفراندوم برای سلب قدرت از مجلس بود.
امروز هم باید مراقب بود که تضعیف جایگاه مجلس یا شورای نگهبان می‌تواند این فرصت را به دشمن بدهد که نفوذی‌های خود را در شاخه‌های تصمیم‌گیری کشور وارد کند و این خطر بزرگی است که بدون تردید هیچ دولتی در ایران مایل به انجام آن نیست.
منبع مقاله : قدس آنلاین




مقدمه

طبق فرمایشات مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی)، مسئله نفوذ همراه با برجام می‌تواند خطراتی را متوجه آینده ایران اسلامی کند و همین امر تلنگری در ذهن مسئولان و مخاطبان ایجاد کرد تا چاره‌ای برای آن بیاندیشند و مسئله نفوذ را در دستور کار سازمانها و جریانهای انقلابی خود قرار دهند. نفوذ موضوعی نیست که در حال حاضر مطرح شده باشد، بلکه با شروع انقلاب و ایجاد چالش در نظم جهانی و نظام سلطه توسط ایران، به عنوان نقطه کانونی و هدف نظام سلطه علیه کشورهای برهم زننده نظم جهانی به کار رفت و به علت شرایط خاص به وجود آمده کنونی در این مقطع برجسته شد. یکی دیگر از دلایلی که باعث شد به مسئله نفوذ پرداخته شود، شکست‌های پی در پی آمریکا و نظام سلطه در جنگ سخت علیه کشورهای هدف و روی آوردن به حوزه جنگ نرم بود.

مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «نظام سلطه را با تمام ابعاد و لایه‌هایش بشناسید و اهداف و راهبردهای واقعی آن را تجزیه و تحلیل کنید و برای رویارویی با آن تمام ظرفیتهای خودتان را به کار گیرید و در این مسیر به وعده‌های خداوند اطمینان داشته باشید.»1

 

تقابل نظام سلطه با دنیای اسلام

نظام غرب دارای ساختاری است که مبتنی بر تقابل، فرآیند مهار، ادغام و در حقیقت نفوذ، اعمال می‌شود. این فرآیند در آمریکا در چند سطح طراحی و اجرا می‌گردد:

 

1ـ سطح سیاست گذاری: شورای امنیت ملی آمریکا، عالی‌ترین سطحی است که مسئله نفوذ را مدیریت و برنامه‌ریزی می‌کند. اکثریت اعضای این شورا نهادهای اطلاعاتی، امنیتی امریکا هستند که بخشی از این شورا را تشکیل می‌دهند. اعضای دیگر این شورا وزارت خارجه، پنتاگون، دفتر برنامه ریزی آمریکا، مشاور امنیت ملی آمریکا (دبیر شورا)؛ رئیس جمهوری و مشاور رئیس جمهور هستند. وجه تمایزی که این شورا دارد؛ این است که مصوبات را بسیار جدی و محکم اجرا می‌کنند و هیچ کوتاهی از سوی آنها در اجرای مصوبات صورت نمی‌گیرد.



طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران
 

 

نویسنده: دکتر رضا سراج





 

مقدمه:

پس از به قدرت رسیدن باراک اوباما، تمامی ظرفیت ها و راهکارهای مواجهه ایالت متحده آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، در یک برنامه پژوهشی و تحقیقاتی مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه این طرح تحقیقاتی قبل از انتخابات سال 1388 انتشار یافت. این گزارش 160 صفحه ای با عنوان "کدام مسیر به سمت ایران" توسط مرکز خاور میانه ای سابان وابسته به موسسه بروکینگز، سه رویکرد را در قالب 9 سناریو مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. از آنجا که طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران مبتنی بر بررسی مذکور می باشد لذا مرور اجمالی آن برای تبیین طرح آمریکا ضروری است.



اهداف پشت پرده تمایل غربی‌ها به رابطه اقتصادی با ایران
 

 

نویسنده: دکتر محمد حسن قدیری ابیانه





 

هیات های تجاری و اقتصادی غربی پی در پی، به ایران سفر می کنند و آمادگی خود را برای گسترش روابط اقتصادی با ایران آعلام می کنند. این وضعیت قابل تأمل و بررسی است. آنها چه اهدافی را در ایران دنبال می نمایند؟

آلوده سازی مهمتر از مهار

جرالد سگال مدیر مطالعات انستیتو بین‏ المللی استراتژیک لندن که در هفته نامه آمریکایی نیوزویک در فروردین ماه 1377 منتشر شده است، عمق سیاست غرب در قبال ایران را نشان می‌دهد. وی می‏گوید:
" ... غرب باید به شیوه‏ای که کمونیسم را مهار و آلوده کرد با سایر دشمنان خود عمل کند .... آلوده سازی، شیوه‏ های فراوانی دارد که تجارت با دشمن و .... از راههای اصلی آلوده‏ سازی جوامع است.... اکنون نیز باید یک استراتژی دوگانه مهار و آلوده ‏سازی در دستور کار باشد... مهار کافی نیست و آلوده ‏سازی مهمتر است. ... خوشبختانه آلوده‏ سازی شیوه‏ های فراوانی دارد که تجارت با دشمن (در کالاهای غیر استراتژیک) و .... از جمله آنهاست ..."(1)
همچنین انستیتو سیاست خاورمیانه واشنگتن، نتیجه مطالعات سال 2000 خود را منتشر نمود و در آن تأکید کرد که:
" ... صادرات کالاهای مصرفی به ایران باید از سر گرفته شود، این کار باعث کم شدن ارز خارجی موجود در ایران خواهد شد ..."(2)
ممکن است تصور شود که سیاست‌های فوق مربوط به دشمنی غرب با ایران در نظام جمهوری اسلامی ایران است. اسناد و مدارک نشانگر آن است که غرب اصولا با ملل مسلمان خصومت داشته است و سیاست خویش علیه مسلمان را حتی در زمان رژیم‌های دست نشانده نیز دنبال می‌کرده و اصولا برای اعمال همین سیاست‌ها بوده است که با کودتا و هزار ترفند و توطئه دیگر، رژیم‌های مزدوری را بر کشورها حاکم می‌کرده است.

تلاش انگلیس برای ترویج فرهنگ مصرف گرایی

فرهنگ مصرف زدگی و تجمل گرایی در جامعه که بسیار گسترده است، در ادارات نیز نمود می‏ یابد. مصرف های بی‏ رویه در ادارات، تجمل گرایی‌ها و تغییر مکرر دکوراسیون‏ ها، نشأت گرفته از این فرهنگ غلط جاری است.
آنتونی پارسونز آخرین سفیر انگلیس در رژیم شاه که پس از 5 سال سفارت و فقط 5 روز قبل از فرار شاه از کشور، ایران را ترک کرد در کتاب خود تحت عنوان غرور و سقوط، متن اظهاراتش را در سال 1974 میلادی (1352 شمسی) خطاب به بازرگانان انگلیس و کسانی که دست اندر کار تجارت و معامله با ایران بودند، چنین به رشته تحریر در آورده است:
".... نخستین کاری که اینجا می‏ کنید این است که تا می ‏توانید کالاهایتان را بفروشید و فقط در صورتی سرمایه ‏گذاری کنید که برای فروش کالایتان چاره ‏ای جز این کار نداشته باشید. اما اگر مجبور باشید در اینجا سرمایه ‏گذاری کنید به میزان حداقل ممکن، سرمایه‏ گذاری کنید و صنایعی را انتخاب کنید که قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنایع مونتاژ که در واقع سوار کردن قطعات صادراتی انگلیسی در ایران است. در این محدوده و با توجه به این نکات، من معتقدم که ایران، یکی از بهترین بازارهایی است که شما می‏توانید برای مصرف کالاهای خود در جهان سوم پیدا کنید."(3)
اظهارات سفیر انگلیس که در اوج روابط حسنه انگلیس با رژیم شاه بیان شده، نشان دهنده ماهیت سیاست انگلیس نسبت به ایران و سایر ملل جهان سوم می‏باشد. مسلماً توصیه مقام‌های انگلیسی به کسانی که مسئولیت طراحی و سازماندهی امور قانون‏ گذاری، اقتصادی، گمرکات، تبلیغات و... ایران را به عهده داشته ‏اند نیز در راستای همین سیاست، برای رشد مصرف گرایی در ایران بوده است. آمریکا نیز همین سیاست را در مورد ایران داشته است.
اما توطئه علیه ملت‌های مسلمان و سایر کشورهای جهان سوم، یک سیاست دیرینه است که آمریکا از سال ها قبل آنرا دنبال می کرده است و طبیعتا انگلستان نیز که در سیاست های استعماری خود، از قرنها پیش به اجرا در آورده بود.

راه موفقیت از دیدگاه سازمان سیای آمریکا

آمریکایی ها در تبلیغات خود، به ویژه در رادیو آزادی، متعلق به سازمان سیا، بارها خود را دلسوز ملت ایران مطرح کرده‌اند و برای آنها اشک تمساح ریخته‌اند و خواستار موفقیت ملت ایران شده‌اند.
برای آشنایی با اینکه آمریکایی‌ها چه راهی را برای کسب موفقیت، به مردم جهان اسلام نشان می‌داده‌اند، نوشته‌ای از محمد حسنین هیکل، نویسنده و روزنامه‏ نگار معروف مصری ذکر می‌گردد. او در زمان جمال عبدالناصر، رهبر فقید مصر، در زمان جنگ جهانی دوم، وزیر امور تبیلغات دولت او بود.
هیکل، ، در کتاب خود تحت عنوان «میان مطبوعات و سیاست» که به فارسی نیز منتشر شده است، مطلبی را به صورت پاورقی در صفحه 187 کتاب به شرح زیر نوشته است:
گزارش کمیته ویژه کنگره آمریکا... در سال 1974 به ریاست سناتور چرچ تشکیل شد و وی مأمور بررسی فعالیت سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) بود.
بخشی از آن به تأسیس مؤسسات مطبوعاتی و انتشاراتی در بسیاری از کشورهای اروپایی و جهان سوم و حتی در خود آمریکا مربوط می‏ شد. از جمله نکته ‏های قابل توجه در این گزارش این بود که مجله «ریدرز دایجست» که بعداً نیز با عنوان «المختار» به زبان عربی منتشر شد، در فهرست مجلاتی ذکر شده بود که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا به انتشار آن کمک کرد و عجب این بود که نخستین شماره عربی آن که در مصر چاپ شد به سردبیری «فواد مصروف» بود... هم او بود که وی را به سال 1944 به کرمیت روزولت (عضو سیا در سفارت آمریکا در مصر) معرفی کرد... سالی که اواخر آن مجله الخبارالیوم منتشر شد و نیز المختار بعد توسط مؤسسه اخبارالیوم منتشر شد.
ارزش هایی هم که المختار ترویج می‏کرد، در دو مورد قابل توجه است:
- اول موفقیت بستگی به شانس دارد و بر حسب اتفاق بدست می‏آید.
- دوم عدالت اجتماعی، مرهون کرم کسانی است که حاضر به دادن اعانه و نیکوکاری باشند.(4)

ابعاد آلوده سازی

باید بررسی کرد که سازمان سیا چه هدفی را از ترویج اعتقاد به شانس به عنوان عامل موفقیت دنبال می‏کند و چرا نزد مردم جهان سوم به تبلیغ شانسی بودن موفقیت می ‏پردازد؟
و اینکه چرا به جای تشکیل یا حفظ حکومتی مردمی و خواستار عدالت و مبارزه با مفاسد و مفسدین، باید عدالت را مرهون کرم داراها دانست و کاری به این نداشت که این داراها، این دارایی‌ها را از کجا آورده‌اند؟!
چرا آمریکا که در تبلیغات داخلی کشور خود، راه موفقیت را "کار، کار، کار" عنوان می‌نماید، اما در کشورهای اسلامی، آنرا به شانس ربط می‌دهد؟ قطعا هدف آمریکا تضعیف فرهنگ کار و ممانعت از موفقیت مسلمانان بوده است.
راستی، آلوده سازی که به قول جرالد سگال، شیوه‌های گوناگونی دارد، از چه راه‌هایی قابل تحقق است. مصرف زدگی و تضعیف فرهنگ کار، فقط بخشی از این آلوده سازی است.
گسترش مفاسد اجتماعی و اقتصادی نیز در حقیقت بخشی از آن است. یکی از طرقی که غرب برای ترویج مفاسد اقتصادی به کار می‌برد، پناه دادن به کسانی است که با ارتکاب دزدی و اختلاس به خارج از ایران فرار می‌کنند. احساس امنیت در صورت فرار به خارج، می‌تواند مشوق و هموار کننده گسترش مفاسد اقتصادی باشد. چرا غربی‌ها، اینقدر در مقابل جریان مبارزه با مفسدین اقتصادی برآشفته شده‌اند و در تبلیغات خود که توسط رادیوهای فارسی زبان آنها صورت می‌گیرد، در صدد خدشه وارد کردن و در حقیقت متوقف کردن مبارزه با مفسدین هستند؟
اصولا چه راه‌های دیگری برای آلوده سازی وجود دارد که به قول جرالد سگال، مهمتر از مهار است.
خلاصه آنکه آنچه را آمریکا در ایران خواستار آن است، آلوده سازی است. نه فقط آنچه را ما آلودگی می‌دانیم، بلکه آنها، نیز سیاست خود را آلودگی و "آلوده سازی" می‌دانند و آن را مکمل مهار محسوب می‌کنند.
غربی ها مایلند با ایران در امور غیر استراتژیک و مصرفی تجارت نمایند اما حاضر نمی شوند در امور زیر بنایی مشارکت کنند.
مراقب نیت آنها باشیم. بدانیم که تجارت با ایران در کالاهای غیراستراتژیک مکمل تحریم ها و مبتنی بر دشمنی با ملت ایران است.
تجارت با آنها باید در امور استراتژیک و زیر بنایی باشد وگرنه باید مراقب فریب کاری و دشمنی آنها باشیم
خداوند در آیه 118 تا 120 سوره آل عمران می‌فرماید:
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از غیر خودتان، (دوست و) همراه مگیرید. (آنان) از هیچ نابکاری در حق شما کوتاهی نمی‌ورزند. آرزو دارند که در رنج بیفتید. دشمنی از لحن و سخنشان آشکار است؛ و آنچه را در سینه‌هاشان نهان می‌دارند، بزرگتر است. در حقیقت، ما نشانه‌های(دشمنی آنان) را برای شما بیان کردیم، اگر تعقل کنید.
هان، شما کسانی هستید که آنان را دوست دارید، و (حال آنکه) آنان شما را دوست ندارند، و شما به همه کتابها(ی خدا) ایمان دارید، و چون با شما برخورد کنند، می‌گویند: "ایمان آوردیم." و چون (با هم) خلوت کنند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را می‌گزند. بگو: "به خشم خود بمیرید" که خداوند به راز درون سینه‌ها داناست.
اگر به شما خوشی رسد آنان را بد حال می‌کند؛ و اگر به شما گزندی رسد بدان شاد می‌شوند؛ و اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، نیرنگشان هیچ زیانی به شما نمی‌رساند؛ یقینا خداوند به آنچه می‌کنند احاطه دارد.

پی‌نوشت‌ها:

1) جرالد سگال مدیر مطالعات انستیتوى بین المللى استراتژیک لندن در هفته نامه آمریکایى نیوزویک در فروردین ماه 1377 بر مطلب مذکور تاکید کرده بود.
2) روزنامه کیهان مورخ 1380/1/18 به نقل از گزارش گروه مطالعات ریاست جمهورى انستیتو سیاست خارجى واشنگتن به نقل از اینترنت به آدرس
www.Washingtonninstitute.org/pubs/psg.pdf//:P
3) پارسونز، آنتونى، غرور و سقوط، ترجمه منوچهر راستین، تهران، انتشارات هفته، چاپ اول 1363، صفحه 30.
4) میان مطبوعات و سیاست، حسنین هیکل، ترجمه محمد کاظم موسایى، انتشارات شرکت الفبا، تهران، چاپ اول، زمستان 1364، صفحه 187.

منبع مقاله : خبرگزاری فارس





تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  8 |  9 |  10 |