حضور زنان لبنانی در صفوف گروه‌های مسلح در سوریه

منابع خبری از تشکیل گروه سلفی جهادی از «زنان» لبنانی در طرابلس، شمال این کشور خبر می‌دهند که قرار است، پس از دیدن آموزش‌های لازم نظامی به صفوف گروه «جبهه النصره» در سوریه ملحق شوند و در جنگ علیه نظام سوریه مشارکت داشته باشند.
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش «شیعه نیوز»، در جریان مراسم تشییع شماری از عناصر مسلح گروه تروریستی موسوم به «گروة تلکلخ» در یکی از شهرک‌های شمالی لبنان آنچه نگاه‌ها را به خود جلب کرد، حضور زنان کاملا پوشیده‌ای بود که تفنگ و تیربار با خود حمل کرده و در مراسم مشارکت داشتند.برخی گمان می‌کردند که این زنان مسلح از نزدیکان کشته شدگان هستند که سلاح به دست گرفته‌اند تا اعلام کنند که راه عزیزان خود را در خصوص جهاد در سوریه ادامه خواهند داد.

در میان هیچ‌کس باور نداشت که این زنان هسته اولیه گروه نظامی درحال شکل گیری بودند که اعضای آن را زنان سلفی جهادی تشکیل می‌دادند و گروه خود را «گردان الناصر صلاح الدین» نام نهاده و با هماهنگی گروه‌های سلفی جهای لبنانی که در سوریه در کنار «جبهة النصرة» علیه نظام سوریه درحال جنگ هستند، درصدد اعزام به سوریه می‌باشند.تا چندی پیش تشکیل چنین گروهی موضوعی کاملا محرمانه به شمار می‌آمد، اما اندک اندک پایگاه‌های اجتماعی اینترنتی شروع به انتشار اخبار و تصاویری درباره این گروه کردند.

در این میان نکته مهم این است که دستگاه‌های امنیتی طرابلس و شمال لبنان تحرکات این گروه را زیر دارند، بدون اینکه تاکنون واکنشی در این خصوص از خود نشان داده باشند.گفته شده رهبری این گروه را زنی به نام (م . ص) برعهده دارد و از اهالی یکی از شهرک‌های شمالی لبنان در نزدیکی طرابلس و دارای مدرک کارشناسی پژوهش‌های اسلامی است که ماه‌هاست، درحال تلاش برای تشکیل این گروه جهت ارسال کردن آنها به سوریه است.

اطلاعات رسمی امنیتی موجود تاکید می‌کند که این زن از نزدیکان یکی از سرکردگان گروه‌های تروریستی مسلح در سوریه است که دارای اموال و دارایی‌های بسیار است و طی چند ماه گذشته توانسته 20 زن را به خدمت گرفته و آنها را مجهز به سلاح کند و آنها هم اکنون درحال آموزش نظامی مستمر در بوستان‌های منطقه «السقی» در نزدیکی طرابلس با کمک برخی از گروه‌های مسلح هستند و دو نفر از آنها حدود دو ماه پیش برای مبارزه علیه نظام سوریه راهی این کشور شده و در صفوف گروه‌های وابسته به جبهه النصره حضور و در عملیات‌های آنها مشارکت دارند.

همین اطلاعات در ادامه می‌افزایند که این زنان جهادی در آمادگی کامل بسر می‌برند تا ماموریت‌های امنیتی را در سوریه و لبنان به اجرا بگذارند و فرماندهان امنیتی شمال لبنان از تشکیل چنین گروهی کاملا مطلع هستند و تلاش دارند، با کمک شخصیت‌های محلی مانع تشکیل چنین گروهی و انحلال اعضای کنونی آن شوند.

یکی از مشایخ طرابلس در واکنش به تشکیل چنین گروهی تاکید می‌کند، آنچه در این منطقه درحال روی دادن است، خبر خوشایندی برای اهالی شمال لبنان نمی‌تواند باشد، چون این امر بیانگر انتشار افقی و عمودی افکار سلفی جهادی در میان مردم لبنان به طور عام و اهالی شمال لبنان به طور خاص است و این می‌تواند، این پیام را به مردم لبنان بدهد که لبنان در آینده نزدیک از سوی گروه‌های سلفی جهادی سرزمین جهاد اعلام شده و شاهد حضور گروه‌های جهادی در آن خواهیم بود.

منبع:تسنیم به نقل از روزنامه لبنانی السفیر

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 11 مرداد 1394  ] [ 1:26 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

حیله جدید وهابیون علیه شیعیان تغیر عبارت لا فتی الا علی و..

گروه‌های وهابی مصر در جديدترين اقدام ضدشيعی گردنبندهای را توزيع كرده‌اند كه در آن‌ها عبارت «لا فتی الا علی و لا سيف الا ذوالفقار» به «لا نبی الا علی» تغيير پيدا كرده تا چنين وانمود كنند كه شيعيان، امام علی(ع) را پيامبر خود می‌دانند.

به گزارش براثا، گروه‌های وهابی مصر كه به شدت در حال مبارزه با تشيع هستند در جديدترين اقدام ضدشيعی خود، "لا فتی الا علی و لا سیف الا ذوالفقار" (هیچ جوانمردی همچون علی(ع) و هیچ شمشیری چون ذوالفقار نیست) را به عبارت "لا نبی الا علی" (هیچ پیامبری جز علی نیست) تغيير داده تا چنين وانمود كنند كه شيعيان، امام علی(ع) را پيامبر خود می‌دانند.

وهابيان گردنبندهای چينی را كه عبارت «لا نبی الا علی» بر روی آن نوشته شده است را با هدف تخريب چهره دين مبين اسلام در اين كشور توزیع می‎كنند.
بر همين اساس، عبارت «لا نبی الا علی» بر صدها مدال و نشان افتخار ساخت چينی درج شده است .

«ناصر رضوان» هماهنگ کننده ائتلاف فرزندان صحابه در گفتگو با روزنامه الوطن گفت: این گردنبندها پس از کشف و ضبط تفنگ‏‌های اسباب بازی که با فشار دادن دکمه روی آن عبارت "عايشه را بكشيد" را به عربی تكرار می کند به بازارهای مصر رسیدند.

وی مسئولان مصری را مقصر ورود این گردنبندها عنوان کرد و گفت: ائتلاف فرزندان صحابه همانطور که نسبت به ورود تفنگ های اسباب بازی به مسئولان و تاجران مصر هشدار داد این بار نیز نسبت به مقابله با گردنبندها هشدار جدی می دهد.


ادامه مطلب
[ یک شنبه 11 مرداد 1394  ] [ 1:26 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

شهادت یک نوزاد شیر خوار در بحرین:"هدی سید نعمه"

به گزارش خبرگزاری اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ منابع موثق اعلام کردند :"هدی سید نعمه" نوزاد یازده ماهه از اهالی منطقه "ابو قوه" براثر استنشاق گازهای سمی شلیک شده از سوی نیروهای آل خلیفه به شهادت رسید.

این منابع همچنین گفتند :گروهی از مردم بحرین نیز در جریان تظاهراتی که به منظور همبستگی با زندانیان سیاسی بحرین برگزار شده بود، مجروج شدند.

در این تظاهرات مردم خواستار آزادی زندانیان بخصوص کادر پزشکی شدند. تظاهرات کنندگان همچنین با محکوم کردن سربازان اشغالگر سعودی خواستار بیرون رفتن نیروهای آل سعود از کشورشان شدند.

این تظاهرات مسالمت آمیز مانند همیشه با سلاح های ساچمه ای و گازهای اشک آور به شدت سرکوب شد و عده زیادی از مردم نیز مجروح شدند.

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 11 مرداد 1394  ] [ 1:25 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

فعال شدن دوباره مثلث مرگی که شیعیان را هدف قرار می دهد

به گزارش «شیعه نیوز»، یک مقام امنیتی آگاه در گفتگو با منابع عربی اظهار داشت: تعداد بسیار زیادی از تروریست های وهابی گروهک القاعده و بقایای رژیم منحل شده بعث وارد شهرهای "لطیفیه و یوسفیه" واقع در جنوب بغداد شده اند و اینها همان هایی هستند که خانواده های شیعی را به راحتی سر می برند و تاکنون افرادی از 12 خانواده شیعی قربانی این جنایات شده اند.

وی افزود: شهر لطیفیه واقع در 35 کیلومتری جنوب بغداد پس از نفوذ تروریست ها و عمال حزب بعث و انجام عملیات های تروریستی بر علیه خانواده های شیعه به شهر ارواح شبیه شده است، تا کنون و در طی دو هفته 270 خانواده شیعی از خانه هایشان بیرون رانده شده و آواره شده اند و پس از سرقت وسایل، منازل به آتش کشیده شده است.

موضوع باعث تاسف این است که نیروهای امنیتی زمانیکه در عملیات های موسوم به ثأر الشهدا مشغول پاکسازی زندان های تاجی و ابوغریب بودند از لطیفیه و ورود تروریست ها به آن غفلت کرده اند، منطقه ای که رابط اصلی میان بغداد و استان های جنوبی و مرکزی از جمله کربلا و نجف می باشد.

این مقام امنیتی در ادامه عنوان داشت: مردم عراق و نیروهای امنیتی این کشور، مناطق لطیفیه و یوسفیه را مثلث مرگ می نامند زیرا به محلی برای تجمع تروریست های وهابی و بقایای حزب بعث تبدیل شده است کسانیکه در طی سالهای 2004 تا 2007 یعنی در زمان اشغال عراق توسط آمریکا، در طی عملیات های مختلف صدها شیعه را کشتند به نحوی که خیابان ها را می بستند و مردم را از ماشین ها بیرون می کشیدند و مرتکب قتل های دسته جمعی می شدند و یا اینکه آنها را به داخل باغ هایی می بردند و پس از سر بریدنشان، فیلم مربوط را منتشر می کردند تا جوی از رعب و وحشت در میان مردم ایجاد کنند.

وی تاکید می کند این اقدامات در نتیجه اظهارات ضد شیعی برخی از تریبون های فتنه از جمله سخنان چند روز پیش احمد علوانی افزایش یافته است. در حال حاضر درگیری های سختی میان نیروهای امنیتی عراق در این منطقه و تروریست ها وجود دارد. شایان ذکر است که ترویست های وهابی پس از کشتن 22 نفراز دو خانواده شیعه در لطیفیه، درجنایتی شبیه به آن و در منطقه یوسفیه به دو خانواده شیعه 5 و 6 نفره در خانه هایشان حمله کرده و همگی آنها را کشتند.

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 11 مرداد 1394  ] [ 1:25 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

حمایت منافقین از جنایت وهابیت در مرزهای كشور

گویا ابلیس همه‌ی جنود خود را برای ضربه زدن به حق بسیج كرده است. وقتی همه‌ی فرقه‌ها و ادیان ضاله دست در دست هم علیه شیعه فعالیت می‌كنند؛ بدون درگیری بین خودشان؛ چه چیزی به اذهان خطور می‌كند؟ چگونه است كه اینها در اصل با هم دشمنند اما در مقابله با مذهب شیعه متحدند؟ چرا هیچ درگیری بین آنها دیده نمی‌شود؟

وهابیتی كه امروز همچون غده‌ی سرطانی در حال رشد است؛ چگونه توانست اهل سنت را فریب دهد و در مدارس آنها به تدریس شبانه و مخفی مشغول شود؟[1]

منافقین و وهابیت

وقتی «تقی الدین السبكی» از بزرگان شافعی[2]؛ بنیانگذار وهابیت را تكفیر می‌كند و بسیاری دیگر از علمای دیگر فرقه‌های اهل سنت؛ حساب او را از خود جدا می‌دانند چگونه است كه وهابیت مورد حمایت مخفی اهل سنت قرار می‌گیرد؟

امروز برادران اهل سنت باید بدانند «این وهابیهاى پست بیخبر از خدا بسان خنجرند كه همیشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته‏‌اند»[3]. «وهابى را اهل سنت هم قبولشان ندارند، نه اینكه ما قبول نداریم، همه برادرهاى ما آنها را قبول ندارند»[4].

امروز اخباری را مشاهده می‌كنیم كه دست خونین منافقین رانده شده را در شهادت مرزبانان ایران نشان می‌دهد. اخباری كه می‌گوید منافقین با وهابیانی كه خود را مسئول این كشتار اعلام كردند، در ارتباط می‌باشد.[5]

امروز سرکرده منافقین با صدور بیانیه‌ای از کشتار ۱۷ تن از سربازان مرزبانی جمهوری اسلامی ایران ابراز خشنودی كرد. مریم رجوی، تنها یک روز پس از حادثه خونین شهادت ۱۷ تن از مرزبانان به دست وهابیت، با صدور بیانیه‌ای ضمن محکوم‌کردن مجازات تعدادی از عناصر تروریست و شرور در زاهدان، خواستار تشکیل پرونده و ارجاع آن به شورای امنیت شد! سرکرده منافقین که سربازان شهید نیروی انتظامی را عناصر سرکوبگر جمهوری اسلامی نامید، ضمن حمایت از اقدام جنایتکارانه وهابیت، خواستار همدردی مردم با خانواده ۱۶ شرور اعدامی روز گذشته شد.[6]

این منافقین همانهایی هستند كه سرهای مردم را «در مقابل زنان و فرزندانشان در سر سفره افطار گوش تا گوش بریدند»[7] و از این جهت شبیه وهابیانی هستند كه مردم را در سوریه سلاخی می‌كنند.

«حقا كه این وارثان ابى سفیان و ابى لهب و این رهروان راه یزید روى آنان و اسلاف خویش را سفید كرده‏‌اند»[8].

پی‌نوشت:

[1] زاهدان پرس (پایگاه خبری تحلیلی استان سیستان و بلوچستان)

[2] مقدمه الدرر المضیئة فی الردّ علی ابن تیمیه

[3] صحیفه امام، ج‏20، ص 350

[4] صحیفه امام، ج ‏15، ص 455

[5] سایت خبری تحلیلی مشرق

[6] پایگاه اطلاع‌رسانی هابیلیان (خانواده ۱۷۰۰۰ شهید ترور کشور)

[7] صحیفه امام، ج ‏21، ص 326

[8] صحیفه امام، ج‏20، ص 350

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 11 مرداد 1394  ] [ 1:25 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

واطلاعیه یکی از مراجع در این رابطه

عبدالرحمن دمشقیه، کارشناس وهّابی که درسال۱۹۷۲میلادی از ازهرلبنان بدلیل عمل منافی عفّت ”لواط “اخراج شده است چندی پیش کارنامه ی سیاه اعمال خویش راباتوهین به حضرت زهرا(س) تکمیل نمود.

به دنبال اهانت یکی ازنواصب به ساحت مقدس حضرت زهرا (سلام الله علیها ) که انعکاس گسترده ای در سایتهای عربی و مخصوصا در شبکه توییتر داشته است، حضرت آیت الله روحانی در محکومیت این جسارت شنیع، بیانیه ای را صادر نمودند.

بسمِ اللهِ الرَحمنِ الرحیمِ

خداوند متعال می‌فرماید:

﴿إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآَخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِیناً﴾.

با دلی آکنده از درد خبردار شدم که شخصی به نام عبدالرحمن دمشقیه، جایگاه رفیع صدیقه طاهره (علیها آلاف التحیة و الثناء) را مورد اهانت قرار داده، و در این جسارت عظیم از هیچ اقدام و سخن زننده‌ای فرو گزار نکرده، و هیچ اعتنایی هم به اعتقادات صدها میلیون‌ مسلمان نسبت به جایگاه شریف و منزلت والای آن حضرت (علیهاالسلام)، ننموده است.

من با توجه به مسئولیت شرعی خود، از تمام مسلمانان جهان ـ به خصوص سران دولت‌های اسلامی و علما ی جهان اسلام ـ می‌خواهم در قبال این ناصبی که به حریم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و امیرالمومنین (علیه السلام) تجاوز کرده است، موضع صریح و قطعی اتخاذ کنند، در غیر این صورت، با سکوت خود، همگی در جرم و گناه آشکار او شریک‌ هستند؛ واقعا نمی‌دانم وقتی حرمت دختر پیامبرشان هتک شده است، آنان با چه رویی می‌خواهند با پیروان سایر ادیان مواجه شوند؟ پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) پیش چشم همه جهانیان مورد اهانت قرار می‌گیرد و آنان هیچ حرکتی نمی‌کنند؟ با وجودی که اگر این اتفاق برای یکی از دختران خودشان می‌افتاد لحظه ای از پای نمی‌نشستند و نمی‌دانم با چه زبانی در روز قیامت پاسخگوی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خواهند بود؟ زمانی که آن حضرت (صلی الله علیه و آله) امتش را فرامی‌خواند و درباره سکوت شرم آور و موضع‌گیری حقیرشان در برابر هتک حرمت ساحت سیدة النسا ء العالمین (علیهاالسلام) از آنان بازخواست می‌کند؟

در پایان ضمن عرض تسلیت به ساحت مقدس حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا له الفداء) لازم می دانم که بگویم: این ناصبی خبیث مهدور الدم است ـ و جان او و افرادی که جسارت او را تایید کرده اند، هیچ ارزش و مقداری ندارد ـ مگر آنکه فورا از جنایت شنیع خود به درگاه الهی، و پیامبرش و صدیقه طاهره، و همه مسمانان عذر بخواهند. و سیعلم الذین ای منقلب ینقلبون.

محمد صادق حسینی روحانی
۹ رمضان ۱۴۳۳ هـ ق.

لازم بذکرست عبد الرحمن دمشقیه،از کارشناسان شبکه های ماهواره ای وهّابی بشمار می آید که چندی پیش با دعوت هاشم زهی ( هاشمی ) مدیر شبکه ی فارسی زبان وهّابی ” کلمه ” و با تعریف و تمجید وی به عنوان یکی از بزرگان اهل سنت وارد این شبکه شد واین باعث رو کردن دست وی توسّط فعّالان شیعه شد و تصویری از سند اخراج وی از الازهر لبنان بدلیل عمل شنیع ” لواط

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 11 مرداد 1394  ] [ 1:24 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

تا به حال نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟

تا به حال نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟
يوم الهدم يعني روز ويران کردن ...
در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ، وهابيان به سرکردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني را بيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور پرداختند.
هم چنين قبر ابراهيم فرزند پيامبر اکرم – صلي الله عليه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنين مادر حضرت اباالفضل العباس – عليه السلام – و قبر عبدالله پدر پيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق – عليه السلام – و بسياري قبور ديگرپرداختند . ضريح فولادي ائمه بقيع را که در اصفهان ساخته شده بود و روي قبور حضرات معصومين امام مجتبي ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – عليهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما اين اولين حمله آنان به مدينه نبود . آنان در سال 1221 هجري نيز يک بار ديگر به مدينه هجوم برده ، پس از يک سال و نيم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشياي گرانبهاي حرم پيامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – و تخريب و غارت قبرستان بقيع نمودند .

طبق نقل تاريخي آن ها در اين حمله چهر صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها و حدود يکصد قبضه شمشير با غلاف هاي مطلا به طلاي خالص و تزيين شده به الماس و ياقوت و ... به يغما بردند . و اين نيز نخستين حمله آنان به مقدسات اسلامي نبود . صلاح الدين مختار نويسنده و مورخ وهابي در کتاب "تاريخ امملکه العربيه السعوديه کما عرفت" بخشي از افتخارات وهابيت در حمله به کربلاي معلي را چينن شرح مي دهد : در سال 1216 اميرسعود در رأس نيروهاي بسياري از مردم نجد و حبوب و حجاز و تهامه و نواحي ديگر به قصد عراق حرکت نمود و در ماه ذي القعده به شهر کربلا رسيد و آن را محاصره کرد . سپاه مذکور باروي شهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند . بيشترمردم را در کوچه و بازار و خانه ها به قتل رسانيدند و نزديک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند ، سپس در محلي به نام ابيض گرد آمدند . خمس اموالرا خود سعود برداشت و بقيه را به هر پياده يک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد .(چون به نظر آنها جنگ با کفار بود)

عثمان بن بشر از ديگر مورخان وهابي درباره حمله به كربلا چنين مي نويسد: "… گنبد روي قبر (يعني قبر امام حسين عليه السلام) را ويران ساختند و صندوق روي قبر را كه زمرد و ياقوت و جواهرات ديگر در آن نشانده بودند، برگرفتند و آنچه در شهر از مال و سلاح و لباس و فرش و طلا و نقره و قرآن هاي نفيس و جز آن‌ها يافتند، غارت كردند و نزديك ظهر از شهر بيرون رفتند در حالي كه قريب به 2000 تن از اهالي كربلا را كشته بودند."

جالب اين جاست كه مورخ مزبور نام كتاب خود را "عنوان المجد في تاريخ نجد" گذاشته و از اين وقايع به عنوان نشانه‌هاي مجد و شكوه و عظكت وهابيت ياد كرده است!
اما اين فقط شيعيان و اماكن مقدسه آن‌ها نبودند كه وهابيان آثار مجد و شكوه خود را در آن به نمايش گذاشته‌اند، مكه مكرمه و طائف نيز از حملات آنان در امام نماند. "جميل صدقي زهاوي" در خصوص فتح طائف مي نويسد: "طفل شيرخواره را بر روي سينه مادرس سر بريدند، جمعي را كه مشغول فراگيري قرآن بودند كشتند، چون در خانه‌ها كسي باقي نماند، به دكان‌ها و مساجد رفتند و هر كس بود، حتي گروهي را كه در حال ركوع و سجود بودند، كشتند. كتاب‌ها را كه در ميان آن‌ها تعدادي مصحف شريف و نسخه‌هايي از صحيح بخاري و مسلم و ديگر كتب فقه و حديث بود، در كوچه و بازارافكندند و آنها را پيمال كردند."

سرزدن اين قبيل امور از پيروان محمد بن عبدالوهاب شگفت نيست! تابعان كسي كه همه مسلمانان را كافر و مشرك مي دانست و مكه و مدينه را قبل از آنكه به دست وهابيان بيافتد، دارالحرب و دارالكفر!مي دانست. در كتاب "الدررالسنيه" مي خوانيم:

"وي - محمد بن عبدالوهاب – از صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و اله نهي مي‌كرد و از شنيدن آن ناراحت مي‌شد. صلوات فرستنده را اذيت مي‌كرد و به سخت‌ترين وجه مجازات مي نمود.

حتي او دستور داد مرد نابيناي متديني را كه مؤذن بود و صوت خوشي داشت، چون به حرف او گوش نداده، بر پيامبر صلوات فرستاده بود، به قتل رسانند. بسياري از كتب مربوط به صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و آله را به آتش كشيد و به هريك از پيروانش اجازه مي داد قرآن را مطابق فهم خود تفسير كند."

محمد بن عبدالوهاب به نوبه‌ي خود در اعتقادات پيرو"ابن تيميه حنبلي" است، كه در قرن هشتم هجري مي‌زيسته است، از ابن تيميه عقايد جالبي نقل شده است. از جمله اينكه او خدا را جسم مي‌دانست! براي ذات مقدس خداوند دست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود! ابن بطوطه جهانگرد معروف در سفرنامه‌ي حود مي گويد: "ابن تيميه را بر منبر مسجد جامع دمشق ديدم كه مردم را موعظه مي‌كرد و مي‌گفت: خداوند به آسمان دنيا مي‌آيد، همان گونه كه من اكنون فرود مي‌آيم! سپس يك پله از منبر پائين مي‌آمد!"
عقايد او آنچنان سخيف و بي‌مقدار بود كه خود اهل سنت وي را به زندان افكندند و در رد او كتب متعددي را به رشته تحرير درآوردند.

اين قطره‌اي كوچك از مرداب اعتقادات و عملكرد وهابيان در طول اين ساليان است. در طول اين دوران دانشمندان زيادي چه شيعه و چه سني به نقد عقايد وهابيت دست زده‌اند و به شبهات گوناگون آنان پاسخ داده‌اند. يكي از شبهات آنان مسأله‌ي بناء بر قبور است. آن‌ها ساختن بنا اعم از مسجد يا غير آن را بر قبر حرام مي‌دانند. در اين نوشتار سعي مي كنيم پاسخي مناسب به شبهه‌ي مذكور بدهيم. نخست آنكه: اين شبهه‌ي آنان را صريح آيه‌ي 21 سوره كهف دفع مي‌نمايد، كه در خصوص ماجراي اصحاب كهف از قول مومناني كه مي‌خواستند ياد اصحاب كهف را گرامي دارند مي فرمايد: لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا (بي ترديد بر روي قبور آنان مسجدي بنا مي كنيم) دوم آنكه: هنگام ظهور اسلام و در دوران فتوحان اسلامي بناهايي بر قبور انبياء گذشته وجود داشت. از جمله مي‌توان به قبر حضرت داوود و حضرت موسي در بيت المقدس اشاره نمود. جالب اينجاست كه خليفه دوم كه طبق نظر اين آقايان از صحابه است و معصوم، خود براي انعقاد پيمان صلح به بيت المقدس رفت و پس از تسلط بر آن شهر، اقدامي در راستاي از بين بردن اين قبور به عمل نياورد…

اما به راستي قومي كه در تاريخ نه چندان طولاني خود، چنان كه از زبان مورخين خودشان شنيديم قرآن‌ها را در خيابان‌ها لگد مال ساختند و در قتل عام پيروان علي عليه السلام و ساير خلفا فرقي نگذاشتند و مجد خود را در غارت و قتل جستجو مي كردند، شايستگي اين را دارند كه مخاطب يك استدلال قرآني و يا حتي تاريخي قرار گيرند؟!

 


ادامه مطلب