اين وسيله براي مكان هايي طراحي شده كه آب آشاميدني سالم وجود ندارد و يا در دسترس نيست .
به كمك اين وسيله شما ميتوانيد ادرار خود و يا حيوانات را تبديل به آب آشاميدني قابل خوردن كنيد.
شايد الان كه سيراب پاي كامپيوتر خودتون نشستيد با خودتون بگين هرگز از آب بدست اومده از اين وسيله نمي نوشين ولي در بياباني كه آب طلاست بي شك نظرتان تغيير خواهد يافت . 
براي استفاده از اين وسيله 3 مرحله بايد توسط شما صورت گيرد :
1- ادرار
2- قرار دادن وسيله در بين پاهايتان و تلمبه زدن با كليك هاي بقل هاي وسيله
3- نوشيدن آب گواراري حاصل از ادرار
براي تبديل ادرار به آب بايد فرايند هايي همچون از بين بردن بو ، از بين بردن رنگ و از بين بردن ميكروب ها ي موجود در اونه كه براي همه ي اين فرايند ها در اين وسيله فكر شده .
تبديل فاضلاب و ادرار به گونه اي در تصفيه خانه هاي بزرگ در گذشته نيز انجام ميشده اما در اين طرح مبتكر خلاقي به نام Leonardo Manavella اومده و اين فرايند رو در قمقه اي همراه شما ايجاد كرده كه در نوع خوش خارق العاده است .
خِش خِش پا
!
اي گوشِ دل من به گل آهنگ
صدايت
وي ناي وجودم به تمنّاي
نوايت
*
چون بانگ پرندين تو از دور
برآيد
مستانه دَوَد در رگ من خون
صدايت
*
با قافله ي صبح بيا همره
خورشيد
تا جان بدمد در تن ما بانگ
درايت
*
بر چشمه ي مهتاب زده، هاله ي
ابرست
يا ريخته بر مرمرِ تن زلف
رهايت؟
*
گر مژده ي دامم بدهي، دانه
نخواهم
پرواز کنم همچو کبوتر به
هوايت
*
طرحي ز سر زلف تو بر شانه ي من
بود
هر نسترني ريخت به ديوار
سرايت
*
چون برگ درختان ز نسيمي
بخروشد
در گوش من آيد به گمان خشِ خشِ
پايت
*
دارم همه شب دست دعا سوي
سماوات
کز چشم حسودان بسپارم به
خدايت
*
ما را به سحر ياد کن اي همسفر
شب
جان و دل يک قافله محتاج
دعايت
*
چشمم به در و سينه ي من خانه ي
مهرت
گوش دل من هم به گل آهنگ
صدايت
*
در شام سيه از مه و پروين خبري
نيست
اي ظلمت شب! ديده ي من سوي
سُهايت
*
اي عمر گرانمايه! تو را قدر
شناسم
يک لحظه نپوشم نظر از ثانيه
هايت
!
*
گر در پي نامي به هنر دست
برآور
خود دشمن حاسد کند انگشت
نمايت
!
مهدی سهیلی


