محمد محمدیان تبریزى
با اینکه بیشتر مسلمانان صحت‏ حدیث غدیر و اعلام ولایت امیرمؤمنان على - علیه السلام - را پذیرفته ‏اند و غالبا آن را از احادیث قطعى و متواتر مى ‏دانند، باز گروهى چنین مى ‏پرسند: اگر واقعا حادثه غدیر خم اتفاق افتاده و بسیارى نیز شاهد آن بوده ‏اند، چرا شخص امیرمؤمنان - علیه السلام - براى اثبات حقانیت ‏خود هرگز از آن بهره نگرفت؟
در باور این گروه عدم استشهاد حضرت به حدیث غدیر نشان‏ دهنده این حقیقت است که یا واقعه ‏اى به نام غدیر در تاریخ تحقق نیافته، یا بر فرض تحقق بر امامت ‏حضرت دلالت نداشته است.
در پاسخ این مطلب باید گفت: اگر حدیث غدیر را از احادیث قطعى و متواتر ندانیم، باید بپذیریم که در میان احادیث پیامبر اکرم(ص) و مطالب تاریخى مورد قطعى و متواتر وجود ندارد؛ علاوه بر این، این ادعا که امیرمؤمنان(ع) براى اثبات حقانیت‏ خود به حدیث غدیر استناد نکرده، خود شاهد بى ‏اطلاعى و نا آگاهى گوینده آن است.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

امامت در لغت به معناى پیشوایى و رهبرى است و هر کسى که متصدى رهبرى گروهى شود ((امام)) نامیده مى شود خواه در راه حق باشد یا در راه باطل. چنانکه در قرآن کریم, واژه ((ائمه الکفر)) درباره سران کفار بکار رفته است, و کسى که نماز گزاران به او اقتدا مى کنند ((امام جماعت)) نامیده مى شود.
اما در اصطلاح علم کلام, امامت عبارت است از: ((ریاست همگانى و فراگیر بر جامعه اسلامى در همه امور دینى و دنیوى)). و ذکر کلمه ((دنیوى)) براى تاکید بر وسعت قلمرو امامت است, و گرنه تدبیر امور دنیوى جامعه اسلامى, جزیى از دین اسلام است .
از دیدگاه شیعه, چنین ریاستى هنگامى مشروع خواهد بود که از طرف خداى متعال باشد, و کسى که اصالهً (و نه به عنوان نیابت) داراى چنین مقامى باشد معصوم از خطا در بیان احکام و معارف اسلامى و یز مصون از گناهان خواهد بود. و در واقع, امام معصوم همه منصب هاى پیامبر اکرم (ص) بجز نبوت و رسالت را دارد و هم سخنان او در تبیین
حقایق و قوانین و معارف اسلام, حجت است و هم فرمانهاى وى در امور مختلف حکومتى, واجب الاطاعه مى باشد.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

در غدیر حدود صدهزار تن از مسلمانان حضورداشتند و مشاهده‏کردند که پیامبر با جملاتى رسا و بدون کمترین ابهام على(ع) راهدایتگر امت، سرپرست و زمامدار مسلمانان و جانشین خود معرفى‏فرمود. نخستین تبریک گویان به على(ع) عمربن خطاب و ابوبکربودند (۱) . پس از رحلت پیامبر(ص) در حالى که هنوز پیکر مقدس‏رسول خدا(ص) دفن نشده بود مردم در پایمال کردن حق على(ع) پیش‏تاختند که گویا پیرامون منزلت على(ع) کمترین سخنى از هیچ کس‏نشنیده‏اند و پیامبر آن سخنان را در تاکید بر جایگاه‏على(ع)بیان نکرده است. امروز نیز این کج روى براى بسیارى باقى است.اما آیا مى‏توان در کوشش پیامبر براى معرفى جایگاه على(ع)تردید کرد؟ آیا رسول خد(ص) از بیراهه روى مردم پس از خود باخبر نبود؟ در صورت اطلاع، چه تدابیرى اندیشید تا رویدادهایى که‏مى‏دانیم پیش نیاید؟این وقایع به چه سبب تحقق یافت؟
شک نیست که رسول خدا(ص) از همه آن مسایل با خبر بود. او حتى‏در روزهاى پیش از رحلت، فرمود: بزودى فتنه‏ها همچون امواج‏تاریک شب (به سوى امت من) روى مى‏آورد. آن حضرت پیش بینى‏هاى‏فراوان دیگرى نیز کرده که منافقان بیشتر آن را خنثى ساختند.چه بسا به سبب همان تاکیدها و پیش بینى‏ها بود که منافقان‏ورزیده (۲) مدینه بیشتر از قبل مانع اجراى فرمانهاى حضرت شدند. بدین ترتیب، باید به فراموشى سپردن غدیر را به عواملى دیگرمربوط دانست که این گفتار بدان مى‏پردازد.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

اکبراسد علیزاده
پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله در طول دوران رسالت، پیوسته به موضوع جانشینى بعد از خود اشاره کرده و به صورت مکرر آن را امرى مربوط به خدا دانسته است.
صرف نظر از کتب تفسیر و تاریخ و حدیث‏شیعه که بر انتصابى بودن امام از سوى خداوند تصریح و تاکید دارند، این مطلب را مى‏توان به روشنى از کتب اهل سنت نیز اثبات نمود.
طبرى مى‏نویسد: پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله پس از گذشت ۳ سال از آغاز بعثت، از سوى خداوند مامور شد که دعوت خویش را آشکار سازد، و آیه «و انذر عشیرتک الاقربین‏» (۱) در این مورد نازل شد. پیامبر، سران بنى هاشم را جمع کرد و فرمود: «من خیر دنیا و آخرت را براى شما آورده‏ام. خداوند به من امر کرده است که شما را به آن دعوت کنم. کدام یک از شما مرا در نشر این آیین یارى مى‏کند تا برادر و وصى و جانشین من در میان شما باشد؟» حضرت سه مرتبه این سخن را تکرار نمود و در هر بار تنها على‏علیه السلام آمادگى خود را اعلان کرد. در این موقع پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: «ان هذا اخى و وصیى و خلیفتى فیکم; (۲) او برادر و وصى و جانشین من در میان شماست.»





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

رسول خدا(ص) در مدینه اعلام کرد که در مراسم حج شرکت خواهد نمود و مسلمانانى که معذور نیستند, در این مراسم شرکت کنند.
پیامبر اسلام(ص) ۵ روز مانده به آخر ذى القعده, همراه جمعیتى انبوه از مسلمانان مدینه و تازه مسلمانان اطراف مدینه, از مدینه به سوى مکه حرکت کرد. بیش از صد هزار نفر از مدینه عازم مکه شدند. خانواده پیامبر(ص) نیز همراه آن حضرت بود. رسول خدا(ص) دستور داد کاروان کم تر در منازل بین راه توقف کند و به علت گرما, شب ها به راه خود ادامه دهد و در روزها به استراحت بپردازد.
مسیر سفر حجه الوداع از مدینه به مکه
با توجه به این که پیمودن راه مکه ـ مدینه ۱۱۷ ساعت طول مى کشد و در هر ساعت مسافتى حدود ۴ کیلومتر را مى توان با شتر پیمود, و از مدینه تا ((رابغ)) ۶۶ ساعت راه و از رابغ تا مکه ۵۱ ساعت راه است و بین جحفه تا مکه تقریبا ۴۰ مرحله است(۱); رسول خدا(ص) روز یکشنبه در ((یلملم)) و شب در ((شرف السیاله))(سیاله) بود و نماز مغرب و عشا را همان جا خواند. پیامبر(ص) در روز دو شنبه, نماز صبح را در ((عرق الظبیه)) خواند و روز را در ((روحا)) منزل گزید و از آن جا, به ((منصرف)) رفت و نماز عصر را آن جا خواند. پیامبر(ص) شب در متعشى بود و نماز صبح روز بعد را در ((اثابه)) خواند و روز سه شنبه را در ((عرج)) بود.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

کمال السیّد
ترجمه: جواد محدّثى
نوشته حاضر، ترجمه اثرى ادبى و تاریخى از نویسنده معاصر، آقاى «کمال السیّد» است، که با نام «الطریق الى غدیر خم» منتشر شده است.
هم ترسیمى است از موقعیت جغرافیایى منطقه غدیر خم، هم ترسیم صحنه‏هایى از تاریخ اسلام که حضرت محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله چه در هنگام هجرت به مدینه و چه در سال حجّه‏الوداع، از این منطقه گذشته و آن‏جا درنگ کرده و سخن گفته‏است، بویژه تعیین جانشین خودکه در غدیر خم انجام گرفته‏است.
در میانه راه بین مکّه و مدینه، نزدیکى هاى «جحفه» منطقه «غدیر خم» قرار دارد. غدیر خم سر راه کاروان ها بود. رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نیز هنگام هجرت تاریخى خود به مدینه در ماه ربیع‏الاوّل از آن گذر کرد. در بازگشت از حجّه‏الوداع در روز هیجدهم ذى‏حجّه سال دهم هجرى نیز در آن‏جا توقّف کرد و از همان‏جا، این سرزمین جغرافیایى، وارد تاریخ شکوهمند اسلام شد.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

سال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز می گشت، گروه انبوهی که تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه می کردند تا این که به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند.
نیم روز هیجدهم ذی الحجه بود که ناگهان پیک وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله  نازل شد و از جانب خدا پیام آورده که: «ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نکنی رسالت او را ابلاغ نکرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد کرد» پیامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بیابان بی آب و در زیر آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبری از جهاز شتران برای پیامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روی به مردم کردند. ابتدا خدای را سپاس فرموده و از بدیهای نفس اماره به او پناه جست و فرمود: ای مردم بزودی من از میان شما رخت بر می بندم، آنگاه می افزاید چه کسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه یک سخن می گویند خدا و پیامبر داناترند.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

غدیر دریایى از معارف است. فقه، فرهنگ، کلام، اخلاق و تفسیر، همه را دارد؛ ولى دریغ که گوهرهایش تا کنون استخراج نشده است، هر چند دستان سخاوتمند امواج غدیر گاه دانه‏هاى گرانبهایى را به ساحل‏نشینانش ارزانى داشته است.
در این نوشتار بر آنیم نگاهى به فقه غدیر افکنیم، پیش از ورود به بحث توجه به چند نکته ضرورى مى‏نماید:
.۱ مراد از فقه غدیر اعمال مستحب این روز است. روایات سى و شش عمل را در این روز مستحب شمرده‏اند که ما آنها را به ترتیب حروف الفبا ارائه مى‏کنیم.
.۲ این تعداد حکم براى یک روز نشان از اهمیت، حساسیت و عظمت آن دارد. در اسلام براى هیچ روزى، هر چند بسیار مهم و مقدس، این تعداد حکم ارائه نشده است. در برخى از روزهاى مهم مانند فطر و قربان، عرفه و مباهله اعمال متعددى مستحب شمرده شده، ولى اگر همه آنها را به یکدیگر ضمیمه کنیم، با مستحبات غدیر برابرى نمى‏کنند.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

وضعیت جغرافیایی منطقه غدیر در طول تاریخ تغییراتی داشته است، به‏خصوص آن‏که در مسیر سیل بوده و شکل آن به راحتی تغییر یافته است. جنبه‏های طبیعی منطقه از زمان پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم تا کنون تغییراتی به این شرح داشته است:
ـ در نزدیک آبگیر غدیر چشمه آبی است که پس از جاری شدن به سمت غدیر آمده و در آن می‏ریخته است. این چشمه گاهی کم‏آب یا خشک می‏شده و گاهی بر اثر عوامل طبیعی مسیرش از غدیر عوض می‏شده و به سمت دیگری می‏رفته است.
ـ در اطراف چشمه درختانی سرسبز و انبوه وجود داشته است. گاهی بر اثر سیلاب‏ها این درختان از بین می‏رفته و در سال‏هایی که آبِ چشمه کم بوده یا خشک می‏شده، درختان نیز سرسبزی خود را از دست می‏دادند و می‏خشکیدند.
ـ کنار آبگیر درختان صحرایی کهنسالی بوده که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در سایه آنها سخنرانی فرموده است. این درختان نیز بر اثر عمر زیاد خشکیده‏اند و سیل نیز در از بین رفتن آنها مؤثر بوده است.
ـ خود آبگیر از نظر عمق و طول و عرض در سالیان متمادی که سیل از روی آن عبور کرده دگرگونی‏های بسیاری کرده، ولی محل اصلی آن تغییری نکرده است.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

عاتق بن غیث بلادی از علمای اهل سنت، سفر خود را به منطقه غدیر خم در سال ۱۳۹۳ ق و مشاهدات جغرافیایی خود را چنین توصیف می‏کند:
از «جُحفه» به «قَصر عُلْیا» آمدم. در آن‏جا شخصی از اهل منطقه را دیدم و درباره «چشمه غدیر خم» سؤال کردم. او به درختان خرمایی در سمت مشرق اشاره کرد و گفت: آنجا «غُرَبَه» است و منظورش همان غدیرخم بود که امروزه گاهی به این نام خوانده می‏شود. هشت کیلومتر پس از قصر عُلیا به غدیرخم رسیدم که از شرق رابِـغ ۲۶ کلیومتر است. آبگیری در سمت غربی دشت هست که حدود ۱۵۰ درخت خرما کنار آن است. این دشت قبلاً «خَرّار» نام داشته و سیل در آن جاری می‏شده، ولی هم‏اکنون تپه هایی در آن ایجاد شده که مانع سیل است. در سمت شرقی این آبگیر دشت «خانِق» است که آب کوه‏های «شِراء» از ۲۵ کیلومتری در آن جاری می‏شود و به این آبگیر می‏ریزد که باعث بقای این آبگیر تاریخی شده است. این آبگیر همیشه پرآب است و هر قدر خشک‏سالی باشد خشک نمی‏شود.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0


  • تعداد صفحات :6
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
POWERED BY RASEKHOON.NET