این شکوه در خطبه ای دیگر بدین صورت بیان شده است:
خدایا! برای پیروزی بر قریش و یارانشان از تو کمک می خواهم که پیوند خویشاوندی مرا بریدند، و کار مرا دگرگون کردند، و همگی برای مبارزه با من در حقی که از همه آنان سزاوارترم، متحد گردیدند و گفتند: «حق را اگر توانی بگیر، و یا اگر تو را از حق محروم دارند، با غم و اندوه صبر کن، و یا با حسرت بمیر!» به اطرافم نگریستم دیدم که نه یاوری دارم و نه کسی از من دفاع و حمایت می کند، جز خانواده ام که مایل نبودم جانشان به خطر افتد، پس خار در چشم فرو رفته، دیده بر هم نهادم، و با گلوی استخوان در آن گیر کرده، جام تلخ را جرعه جرعه نوشیدم و در فرو خوردن خشم در امری که تلخ تر از گیاه حنظل، و دردناک تر از فرو رفتن تیزی شمشیر در دل بود شکیبایی کردم.۳۳
آن حضرت در سخنرانی دیگری درباره ویژگی های رهبر اسلامی بر نکته هایی تأکید میورزد که نشان می دهد دیگران این خصوصیات را نداشته اند:
ای مردم! سزاوارترین اشخاص به خلافت، آن کسی است که در تحقق حکومت نیرومندتر، و در آگاهی از فرمان خدا داناتر باشد تا اگر آشوب گری به فتنه انگیزی برخیزد، به حق بازگردانده شود، و اگر سرباز زد با او مبارزه شود. به جانم سوگند! اگر شرط انتخاب رهبر، حضور تمامی مردم باشد هرگز راهی برای تحقق آن وجود نخواهد داشت.۳۴





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

پژوهش حاضر درصدد بررسی این پرسش مهم است که آیا در ماجرای سقیفه که دوباره یا کمی بیشتر پس از واقعه غدیر رخ داد و گروه های رقیب درباره جانشینی رسول خدا(صلی الله علیه وآله) گفت و گو کردند، به حدیث غدیر استناد شد یا خیر؟ پس از تبیین اجمالی این دو حادثه تأثیرگذار در تاریخ اسلام و بیان مشابهت ها و تفاوت های آن دو، به منظور نزدیک شدن به هدف پژوهش، گزینه های متصوّر درباره رخداد یا عدم رخداد واقعه غدیر و نیز فرض های عدم استناد به غدیر در سقیفه، مطرح و تجزیه و تحلیل خواهد شد. هم چنین در این مقاله، در مورد استنادات شیعه مبنی بر رخداد واقعه غدیر و نیز تبیین شیعی جانشینی پیامبر(صلی الله علیه وآله) بحث شده است.
در تاریخ صدر اسلام دو حادثه مهم رخ داده است که در وقایع پس از خود، بهویژه دسته بندی درونی نظام اسلامی تأثیر به سزایی داشته و هر دو مورد در ماه های پایانی عمر پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) واقع شده است. این دو حادثه عبارت اند از: ۱ واقعه غدیرخم در هیجدهم ذیحجه سال دهم هجرت، ۲ ماجرای سقیفه بنی ساعده در اوایل سال یازدهم هجرت. این دو حادثه، شباهت ها و تفاوت هایی دارند که به آن ها اشاره می کنیم:





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

یکی از شبهاتی که در زمینه حدیث غدیر مطرح می‌شود این است که علت واقعه غدیر، شکایت عده‌ای از سپاه یمن از امیرالمؤمنین علیه السلام بوده است. در پاسخ به این شبهه مقاله‌ای به صورت مفصل و استدلالی تنظیم شده است و اکنون خلاصه و چکیده آن را از نظر شما می‌گذرانیم.
در ابتدا باید گفت که مطرح کنندگان این شبهه جزو علمای طراز اول اهل سنت محسوب نمی‌شوند چرا که خود دانسته‌اند که اشکالات متعددی بر این فرضیه مترتب است که راه فراری از آن نیست.
ثانیاً این شبهه از قدیم مطرح شده است و علمای تشیع به صورت مفصل به آن جواب داده‌اند من جمله علامه میر حامد حسین رضوان الله تعالی علیه در کتاب شریف عبقات الانوار.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

همین گونه است که فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمودند: هر که از علی جدا شود از من جدا شده (من فارق علیا فقد فارقنی) این اتحاد نشان دهنده عصمت و بی خطا بودن حضرت علی علیه السلام می‌باشد چرا که اطلاق این فرمایش، ما را متذکر می‌سازد که هیچگاه از علی علیه السلام نمی‌توان جدا شد چرا که به معنای جدایی از پیامبر  اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است و این زمانی معنی می‌دهد که آن شخص معصوم و بی خطا باشد.
نکته بسیار مهم در این نقل این است که بریده از این اعتراض و از سخنان پیامبر دریافت که گویی از اسلام خارج شده و لذا از پیامبر خواست که دوباره بر اسلام با ایشان بیعت کند. بریده متوجه شده بود که اعتراض او در واقع اعتراض به پیامبر است و اعتراض به پیامبر اعتراض به خدا و موجب خارج شدن از اسلام است.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

امام اميرالمؤمنين(ع) در يكى از روزهاى جمعه كه مصادف با روز عيد غدير بوده است، خطبه اى ايراد مى كند كه با حمد و ثناى الهى و با كلمات و جملاتى پر معنا و شهادت به وحدانيت ذات اقدس اله و بيان برخى از صفات ثبوتيه و سلبيه او، شروع مى شود، و پس از تشريح اهميت نبوت و رسالت، و بيان اين كه گواهى به نبوت، قرين اعتراف به لاهوتيت خداست، به بيان مسئله امامت و مقام امامان(ع) مى پردازد و درباره جايگاه واقعى ائمه، خلقت و نشأت وجودى آنها و ديگر ويژگى هايشان سخن مى گويد.

در ادامه به نقش پراهميت خود مى پردازد و در كنار حجت ظاهر، شاهدى ديگر را بر حقانيّت خود مطرح مى فرمايد. پس از آن، اهميت روز جمعه و عيد غدير را خاطر نشان مى سازد و فلسفه روز جمعه و اعمال مستحب آن را بيان مى نمايد. آنگاه به ارتباط توحيد، نبوت و ولايت و دين با يكديگر اشارت مى كنند و آثار و ثمرات معرفى ولىّ، در واقعه غدير را به تفصيل بيان كرده و با تعابيرى بلند به تفسير آن مى پردازد. پس از آن نصايح و پندهاى ارزشمندى مى دهد و با استناد به آيات قرآن مردم را به اطاعت خدا و رعايت تقوا و دورى از گناه تشويق مى نمايد.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در یک شنبه 22 آبان 1390    نظرات 0

از آنچه در آغاز سخن آورديم و پس از اين اندكى مشروحتر بدان خواهيم پرداخت و نصوص بسيار آن را خواهيد ديد، روشن است كه در آن روز در اينكه جمله من كنت مولاه فعلى مولاه سرپرستى، توليت امور، امامت و پيشوايى را مى رساند، كسى ترديد نكرد. البته روشن است كه واژه مولى بار معنايى گسترده اى دارد،68 امّا از معانى مختلف آن جز آنچه را كه ياد شد، در اين مورد نمى توان مراد كرد.واژه مولى در ادب عربى

پژوهش در متون كهن ادبى، لغوى و تفسيرى نشانگر آن است كه يكى از معانى روشن مولى سرپرست شايسته تر براى تصرّف در امور و زعامت و ولايت است. برخى از موارد را مى آوريم:

ابو عبيده معمر بن مثنى، در تفسير آيه پانزده سوره حديد (مأواكم النار هى مولاكم) نوشته است:

اولى بكُمْ.69و اين تفسير را با شعرى از ادب جاهلى استوار كرده است. شعرى كه مورد استشهاد قرار گرفته است اين است:

فـغـدت كلا الفرجين أنـّه مولى

المخافة خَلْفُها و أمامُها





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در یک شنبه 22 آبان 1390    نظرات 0

حديث غدير از مشهورترين و بلند آوازه ترين احاديث نبوى است، كه بسيارى از محدثان و عالمان بر استوارى بلكه تواتر آن تأكيد كرده اند؛ ابن كثير مى گويد:و صدر الحديث من كنت مولاه فعلى مولاه متواتر اتيقّن ان رسول الله(ص) قاله.57

علاّمه امينى حديث غدير را ازصدوده تن از صحابيان گزارش كرده است و آنگاه در پايان تأكيد كرده است كه گزارش او تمام آن چيزى نيست كه وجود دارد.

در الغدير فهرست بلندى از اقوال تابعيان نيز آمده است كه حديث غدير را نفى كرده اند. عالم جليل القدر و مدافع نستوه ولايت مير حامد حسين هندى نيز كه بخش بزرگى از اثر بى مانندش عبقات الأنوار را ويژه حديث غدير ساخته است و سند حديث را به تفصيل گزارش كرد، در نقد ديدگاه كسانى كه به عدم تواتر حديث باور دارند بتفصيل تمام سخن گفته و نااستوارى اين ديدگاه را روشن ساخته است.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در یک شنبه 22 آبان 1390    نظرات 0

از جمله احاديث مهم و شايان تدبّر و توجه در چاره انديشى درباره آينده امت، احاديثى است كه تعداد جانشينان رسول اللّه(ص) را رقم مى زند. اين احاديث كه فراوان نقل شده و با طرق مختلف و در نقلهاى گونه گون و صحيح آمده است،35 نشان مى دهد كه خلفاى رسول اللّه(ص) دوازده نفرند. يكى از نقلها چنين است:

لايزال الدين قائماً حتى تقوم الساعه أو يكون عليك أثنا عشر خليفه كلهم من قريش.36و نقل ديگرى از آن بدين گونه است:

عن جابر بن سمرة قال: كنت مع أبى عند النبى(ص) فسمعتهُ يقول: بعدى إثنا عشر خليفه، ثم أخفى صوته. فقلت لأبى: ما الذى اخفى صوته؟

قال، قال: كلّهم من بنى هاشم.37و در نقلى ديگر:

يكون من بعدى اثناعشر أميراً.38

با اين گفته ها، رسول اللّه(ص) چه چيزى را نشان داده اند؛ از واقعيتى كه رخ خواهد داد سخن گفته اند و يا از حقيقتى كه بايد باشد؟ و يا در واقعِ تاريخ و در آينه زمان، خلفاى خود را نشان داده است ـ يعنى هر آن كه بر اين مسند تكيه زند ـ يا آنكه رسول اللّه(ص) بر اين حقيقت تنبّه داده و كرده است كه پيشوايان پس از من دوازده نفر بايد باشند و نه جز آنها و تا فرجام روزگار همين است و بس.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در یک شنبه 22 آبان 1390    نظرات 0

احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى مى گويد: در منزل امام هشتم على بن موسى الرضا(ع) نشسته بودم، جمع بسيارى نيز در منزل حضرت گرد آمده بودند كه گفتگو در باره روز غدير آغاز شد; بعضى از افراد وجود روز غدير را در صدر اسلام منكر شدند و بعضى آن را از شعائر اسلامى مى دانستند. در اين هنگام، على بن موسى الرضا(ع) فرمود: پدرم از جدم جعفر بن محمد چنين نقل مى كرد:

آسمانيان روز غدير را بهتر از زمينيان مى شناسند، خداوند در بهشت برين ساختمان بزرگى را به خود اختصاص داده است; اين ساختمان از آجرهاى نقره و طلا ساخته شده، در آن صد هزار گنبد از ياقوت سرخ و صد هزار گنبد از ياقوت سبز وجود دارد، خاك و گل هاى به كار گرفته شده در اين قصر از مشك و عنبر است، در آن چهار جوى (يا رودخانه) به چشم مى خورد كه در هر يك از آنها خمر و آب زلال و شير و عسل جريان دارد; در اطراف اين جويبارها درختان انبوهى از ميوه هاى مختلف روييده، بر روى آنها پرندگانى پرواز مى كنند كه بدنشان از لؤلؤ و پرهايشان از ياقوت است; آنها با پرواز خويش صداهاى دلنوازى ايجاد مى كنند.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در یک شنبه 22 آبان 1390    نظرات 0

امير مؤمنان(ع) در قسمت آخر خطبه فرمود: رحمت خدا بر شما اى مسلمانان، بعد از برگشت از اين اجتماع بزرگ امروز [غدير] را عيد بگيريد: [و با انجام امور ذيل آن را بزرگ بشماريد].

الف) نعمت را بر افراد خانواده و خويشاوندانتان گسترش دهيد و نيكى و بخشش پيشه كنيد. (16)

ب) به برادران دينى خويش به قدر توان نيكى و بخشش كنيد. (18و17) وج) خداى را در برابر نعمتهايى كه به شما ارزانى داشته، شكرگزار باشيد.

د) كنار يكديگر جمع شويد تا خداوند اجتماع شما را فراگير و گيراتر سازد.

ه) به يكديگر نيكى كنيد تا خداوند به شما الفت و مهربانى بيشتر عنايت كند. و ) نعمت هاى الهى را به يكديگر تبريك و تهنيت گوييد همان طور كه خداوند [در اين روز] با اعطاى اجر و ثوابى بيش از ديگر اعياد به شما تهنيت مى گويد. بعد فرمود: كمك هاى مالى به ديگران در امروز (غدير) به اموالتان بركت مى بخشد و بر عمرتان مى افزايد: مهربانى به ديگران سبب رحمت و عنايات حق خواهد شد.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در یک شنبه 22 آبان 1390    نظرات 0


  • تعداد صفحات :6
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
POWERED BY RASEKHOON.NET