مهدويت
 
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي به پيام آشنايي بنوازد آشنارا (حافظ)
 
دعای عظم البلا
تقديم به ساحت مقدس مادر آقا صاحب الزمان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها

براستی می دانید شب قدر چیست؟

 

4bzo_شب_قدرچیست.jpgخداى تعالى در شب قدر حوادث یک سال را تقدیر می کند و زندگى، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چیزهایى دیگر از این قبیل را مقدر می ‏سازد که فرشتگان به امر پروردگار، آن را انجام می دهند و شیطان در این شب بیرون نمی‌آید تا صبح آن طلوع کند.

 

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 20 تیر 1393  توسط عليرضا

نرم افزار قضاوتهاي شگفت انگيز حضرت علي(ع)

به گزارش وب سایت محبان مهدی (عج) قضاوتهاى محيرالعقول و معجز گونه حضرت على عليه السلام آنچنان اعجاب برانگيز است كه پس از قرن ها، هنوز انديشمندان و نوادر عالم از اين درخشش هاى الهى، انگشت حيرت به دندان گرفته و در شگفتى فرو رفته اند. الحق كه على شخصيتى بود كه غير از خدا و رسولش، كسى او را نشناخته و هيچ پرواز كننده اى به قله فضل و كمال او راه نيافته است.

nf4w_قضاوتهاي_شگفت_انگيز_حضرت_علي(ع)-.jpg


او تنها بشرى بود كه: در كعبه زاده و گشت به محراب حق شهيد.
اين كتاب، ترجمه كتاب قضاء اميرالمومنين على بن ابيطالب تاليف: علامه بزرگوار، مجاهد خستگى ناپذير آيه الله حاج شيخ محمد تقى تسترى دام ظله مى باشد.
براي راحتي مطالعه، اين کتاب توسط انجمن گفتگوی ديني به صورت مالتي مديا و بدون نياز به نصب آماده شده و  تقديم می گردد.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 17 تیر 1393  توسط عليرضا

«زیارت آل‌یس» هدیه امام زمان(عج) به محبانش

زیارت «آل‌یس» اوج ولایت‌پذیری است، در این زیارت به زیبایی بیان می‌شود p85z_هدیه_امام_زمان(عج)_به_محبانش.jpgملاک خوشبختی اطاعت از اهل بیت است و خوشبخت‌‌ترین انسان‌ها در دنیا، برزخ و قیامت کسانی هستند که که مطیع اهل بیت باشند و به هر مقدار که مخالفت کند، بیچاره می‌شود.

 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 17 تیر 1393  توسط عليرضا
دشمنان حضرت مهدی(ع) در روز های پایانی
 
 

اگر یادی از بازی های بچگی تان بکنید، حتماً به خاطر می آورید که آن زمان ها هم همیشه دزدی بود تا در کنار آن پلیس معنا پیدا کند و یا گرگی بود تا بره های کوچک تنها را بخورد. وجود نیروی خیر و شر همیشه ی تاریخ در کنار هم بوده و با هم معنا پیدا می کرده است.در آخرالزمان هم که برای خودش عالمی است، دشمنانی که سربازان ابلیس لعین هستند، آخرین دست و پاهای خود را برای زنده ماندن می زنند و به اصطلاح مقاومت می کنند هر چند که تلاش آنها بی نتیجه باشد.

 

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 17 تیر 1393  توسط عليرضا

 

یکى از داستانهایى که علماء و افراد مورد اطمینان نقل کرده اند و به عنوان یک حادثه قطعى ، در عصر خود شهرت یافت ، داستان ((ابوراجح ))است .


ابو راجح از شیعیان مخلص شهر حله (یکى از شهرهاى عراق که در نزدیک نجف اشرف واقع شده ) و سرپرست یکى از حمامهاى عمومى حله بود، از این رو بسیارى از مردم او را مى شناختند.


در آن عصر، فرماندار حله شخصى به نام ((مرجان صغیر))بود، به او اطلاع دادند که ابو راجح حمامى از بعضى از اصحاب منافق رسول خدا (ص ) بدگوئى مى کند، فرماندار دستور داد او را آوردند، آنقدر او را زدند که در بستر مرگ افتاد، حتى آنقدر به صورتش مشت و لگد زدند که دندانهایش ‍ کنده شد، و زبانش را بیرون آوردند و با جوالدوزى سوراخ کردند، و بینى اش را بریدند و با وضع بسیار دلخراشى ، او را به عده اى از اوباش ‍ سپردند، آنها ریسمان برگردان او کرده و در کوچه ها و خیابانهاى شهر حله مى گرداندند، بقدرى خون از بدن او بیرون آمد، و به او صدمه وارد شد که دیگر نمى توانست حرکت کند، و کسى شک نداشت که او مى میرد، و بعد فرماندار تصمیم گرفت او را بکشد، ولى جمعى از حاضران گفتند: او پیرمرد فرتوت است ، و به اندازه کافى مجازات شده و خواه و ناخواه بزودى مى میرد، بنابراین از کشتن او صرف نظر کنید، بسیار از فرماندار خواهش ‍ کردند، تا اینکه فرماندار او را آزاد کرد.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 12 تیر 1393  توسط عليرضا


من «سعید چندانی»، 12 ساله هستم که حدود یک سال و هشت ماه به سرطان مبتلا بودم و دکترها جوابم نموده بودند.
 15روز قبل، شب چهارشنبه که به «مسجد جمکران» آمدم، در خواب دیدم نوری از پشت دیوار به طرف من می آید که اول ترسیدم، بعد خود را کنترل نموده و این نور آمد به بدن من تماسی پیدا کرد و رفت و نور آنقدر زیاد بود که من نتوانستم آن را کامل ببینم.

 بیدار شدم و باز خوابیدم تا صبح که از خواب بیدار شدم، دیدم بدون عصا می توانم راه بروم و حالم خیلی خوب است تا شب جمعه در مسجد جمکران ماندیم و در شب جمعه، مادرم بالای سرم نشسته بود و به تلاوت قرآن مشغول بود، احساس کردم کسی بالای سر من آمد و جملاتی را فرمود که من باید یک کاری را انجام دهم، سه مرتبه هم جملات را بیان کرد.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 12 تیر 1393  توسط عليرضا

دانشجویی مسلمان و ایرانی در آمریکا تحصیل می کرد، حسن اخلاق و برخورد اسلامی او موجب شد که یکی از دختران مسیحی آمریکایی به او محبت خاصی پیدا کرد، در حدی که پیشنهاد ازدواج با او نمود.

دانشجو به او گفت: اسلام اجازه نمی دهد که من مسلمان با تو که مسیحی هستی ازدواج کنم مگر اینکه مسلمان شوی، دانشجو به دنبال این سخن کتابهای اسلامی را در اختیار او گذاشت، او در این باره تحقیقات و مطالعات فراوانی کرد و به حقانیت اسلام پی برد و مسملان شد و با آن دانشجو ازدواج کرد.


 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 12 تیر 1393  توسط عليرضا
(تعداد کل صفحات:6)      1   2   3   4   5   6