مهدويت
 
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي به پيام آشنايي بنوازد آشنارا (حافظ)
 
دعای عظم البلا
تقديم به ساحت مقدس مادر آقا صاحب الزمان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها
اگر امام زمان (عج) ظهور کرد و همان زمانی که امام ظهور کرد قیامت نشد ، امام زمان (عج) چگونه بین ما زندگی خواهد کرد ؟ آیا همه ما را راهنمایی خواهد کرد ؟

قرار نيست بلافاصله بعد از ظهور امام زمان(ع) قيامت بر پا شود تا اين سؤال پيش آيد كه اگر قيامت نشود، حضرت چه خواهد كرد.
طبق روايات وقتي امام زمان(ع) ظهور كرد و ظالمان و ستمكاران را نابود كرد و حكومت عدل و معنويت و امنيت را تشكيل داد اين حكومت ساليان بسيار طولاني ادامه خواهد يافت و مردمان بسياري از اين حكومت و دوران طلايي زندگي بهره‌مند خواهند شد و بعد از آن قيامت خواهد شد؛ يعني، دولت امام مهدي(ع)، آخرين حكومت و دولت خواهد بود. اما نه كوتاه و زودگذر بلكه ابتدا حضرت مهدي(ع) خود حكومت مي‌كند و بعد از يك عمر طبيعي، رحلت مي‌كند، ولي حكومت را امامان ديگر ـ كه زنده شده و به دنيا برگشته‌اند ـ ادامه مي‌دهند و مردم از نعمت حكومت امام معصوم ساليان طولاني استفاده مي‌كنند.
البته ممكن است اين فكر از يك روايت ايجاد شده باشد؛ زيرا احاديث متعددي از پيامبر(ص) وارد شده كه مي‌فرمايد: «حتي اگر يك روز هم از عمر دنيا باقي باشد، خداوند آن روز را به قدري طولاني مي‌كند كه امام زمان ظهور كند».
بايد دقت كرد كه روايت حالت تاكيد و حتمي بودن ظهور را مي‌رساند؛ يعني، مطمئن باشيد كه ظهور واقع مي‌شود، نه اينكه واقعاً يك روز قيام مي‌كند و بعد در همان روز قيامت مي‌شود!! اين كار حكيمانه‌اي نيست كه هزاران سال انتظار همه پيامبران در يك روز 24 ساعته تمام شود.
بنابراين حضرت بعد از ظهور سال‌ها بين مردم زندگي و آنان را هدايت و راهنمايي مي‌كند. مردم نيز تحت تعليم امام، به مراتب بالاي بندگي و انسانيت نائل مي‌شوند.


 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 خرداد 1393  توسط عليرضا
امام زمان

پس از آن که جهانیان آمادگی پذیرش حکومت عدل الهی را پیدا کردند و شرایط از هر جهت برای ظهور حضرت فراهم شد، امام مهدی (عج) قیام می کنند و خود را به جهانیان معرفی اسلامی دعوت می کنند. از آنجا که سردمداران مستکبر در چنان شرایطی موقعیت خود را در خطر خواهند دید، علی رغم رفتار بزرگوارانه و استدلال های روشنگرانه امام علیه السلام باز جهت حفظ حکومت ظالمانه خود در مقابل آن حضرت صف آرایی می کنند و به هیچ وجه حاضر به پذیرش حق نمی شوند. در نتیجه، نبرد شدید حق و باطل به وجود می آید و به کمک یاران با اخلاص و فداکار امام مهدی (عج) تمام سردمداران ظلم و تعدی نابود و یک حکومت واحد جهانی بر اساس تعالیم عالیه اسلامی در سرتاسر عالم مستقر می شود که در سایه آن، بشریت طعم شیرین عدالت و امنیت و آسایش واقعی... را می چشند. در مورد اوصاف حکومت آن حضرت که از طریق حاکمیت احکام اسلام به وجود خواهد آمد، توصیفات زیادی در متون دینی وارد شده است. در این جا به اختصار به چند مورد از آن ها اشاره می گردد:

گسترش عدالت:

برقراری عدل و قسط در عالم و ریشه کن ساختن بیداد و تبعیض، از ویژگی های اصلی حکومت حضرت مهدی (عج) است. به این ویژگی در بسیاری از رهنمودهای ائمه اطهار علیهم السلام اشاره شده است. در این زمینه، امام رضا علیه السلام می فرمایند: خداوند متعال توسط حضرت مهدی (عج) زمین را از هر ستمی پاک خواهد ساخت. ... آن حضرت وقتی قیام کردند میزان عدل و داد را در میان مردم مستقر می نماید و به گونه ای به کارها رسیدگی می کند که احدی جرات تعدی و ظلم به دیگری را نخواهد کرد. 1

امنیت کامل:

امام زمان (عج) با سیاستی که در پیش خواهند گرفت، در مدت بسیار کوتاهی امنیت و صلح و صمیمیت را در تمام زمینه ها تحقق خواهند بخشید. علی علیه السلام در این باره می فرمایند: وقتی که قائم ما قیام کنند، کینه ها از دل های مردم بیرون می رود... امنیت به گونه ای گسترش پیدا می کند یک زن، علی رغم به همراه داشتن اشیاء گران قیمت فاصله بین عراق تا شام را به تنهایی طی خواهد کرد. بدون این که کوچک ترین ترسی در دل داشته باشد2 و امام صادق علیه السلام در توصیف آن دوران می فرمایند: به اندازه ای امنیت ایجاد خواهد شد که حتی وحوش و حیوانات درنده نیز در امان خواهند بود و هیچ خطری آن ها را تهدید نخواهد کرد. 3

امام رضا علیه السلام می فرمایند: خداوند متعال توسط حضرت مهدی (عج) زمین را از هر ستمی پاک خواهد ساخت. ... آن حضرت وقتی قیام کردند میزان عدل و داد را در میان مردم مستقر می نماید و به گونه ای به کارها رسیدگی می کند که احدی جرات تعدی و ظلم به دیگری را نخواهد کرد

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 خرداد 1393  توسط عليرضا

این تعبیرى كه در قرآن دارد با همه معناهاى گوناگونى كه آقایان مى‏كنند. به نظر بنده یك معناى بالاتر است، البته ما باز هم ریزه‏خوار سر سفره آن ها هستیم و هر چه داریم از خاندان نبوت و ائمه علیهم‏السلام داریم. این كه خدا مى‏فرماید: (بقیّة‏الله خیرٌ لكم) بعد مى‏فرماید: (ان كنتم مؤمنین) ان كنتم مؤمنینش را چه جور معنا مى‏كنید؟ ان كنتم مؤمنین یعنى چه؟ بقیّة الله خیر لكم ان كنتم یعنى چه؟ یعنى وجود آقا براى غیرمؤمنین خیر نیست.

با این كه وجود امام زمان براى همه خیر است براى كل ممكنات . چه حسابى است كه حضرت بارى تعالى اینجا مى‏فرماید: (بقیّة الله خیر لكم ان كنتم مؤمنین). این را اگر بخواهید بشكافید ... البته چندین معنا شده. یكى از معانى‏اش را اشاره مى‏كنم آقایان تفسیرها را ببینید ان كنتم مؤمنین چند گونه معنا شده ؛ مهم‏ترین آن درك است یعنى كأنه اگر شما بفهمید كه این وجود مبارك است ان كنتم مؤمنین نه قید است براى نفس خیریت زیرا كه وجود بارى تعالى وجودش خیر مسلم است؛ چه شما قبول بكنید چه نكنید. همچنین وجود حضرت هم خیر است، ولى فهمش براى ما مهم مى‏باشد. در چه صورت من مى‏توانم وجود مبارك آقا را خیر ببینم؟ آن موقعى كه درك بكنم كه وجود آقا چقدر براى من ضرورت دارد.

حتى در یك روایت هم حضرت فرمود آقایان، شیعیان ما، فجعلوا لِقائمنا سهما؛ حضرت فرمود: یك سهمى هم براى امام زمان(عج) بگذارید. لا اله الا الله چه تعبیرى حضرت به كار مى‏برد؛ براى امام زمان(عج) هم سهم بگذارید؛ یعنى بفهمید كه امام زمان چه كسى است. اگر چنین كارى كردید، سهمى قرار دادید. خدا مى‏فرماید:«لو عَلِمَ اللَّه مِنْ نیْتَكُمْ ذلك؛»اگر خدا از نیت شما آن را دانست خدا كه مى‏داند كنایه از خارجیت شى‏ء است. اگر در نیت شما چنین باشد چه بسا خدا عمر شما را طولانى كند كه «جَعلكم الله من اَعْوانِه و اَنصارِه» این تكلیف ما را روشن كرده كه ما چطور مى‏توانیم جزء یاران آقا باشیم.

وجود آقا امام زمان براى غیر مؤمنین خیر نیست.

مهم است كه درك این مطلب را آدم بكند كه وجود مبارك آقا براى ما یك وجودى است كه دایره مدار هستى ما بوده، حیات ما بوده، وجود حقیقى این عالم مرتبط به حضرت است؛ «بیمنه رزق الورى و بوجوده ثبتت الارض والسماء» واقعیت وجود من این است: من كسى نیستم، وابسته به وجود حقیقت آقا هستم چرا؟ براى این كه او كدخداى عالم طبیعت است به قول حكماى پهلویون ـ آن‏ها این تعبیر را مى‏كنند ـ این وجودى كه آن را تعبیر مى‏كنند، به كدبانو، كدبانو و كدخداى عالم طبیعت یا به قول فلسفه ارسطو كه تعبیر مى‏كند به عقل فعال، این‏ها هر كدام به لسان خودشان حرف مى‏زنند. حكما و عرفا تعبیر مى‏كنند به كلمة القدسیة الهیة.

اما تمام این‏ها را بگذارید كنار، به زبان انبیا بگوئیم، به زبان اولیاى دین؛ یعنى حجة‏الله بگویم كه حضرت امام هادى علیه‏السلام فرمود: اسم آقا را نبرید. طرف عرض كرد یابن رسول‏اللّه پس ما چه بگوییم حضرت فرمود به این تعبیر او را بخوانید: حجةُ آل محمد صلوات الله علیهم. عنایت داشته باشید چه مى‏خواهم بگویم؛ واقعیت این است كه این وجود مبارك یك وجودى است كه وجود تمام این عالم وابسته به وجود اوست. حالا من نمى‏خواهم العیاذ بالله تعبیر بكنم به چیزى كه خداى نخواسته یك جورى برداشت بشود. خوب بعضى‏ها مى‏گویند شما آن قدر امام‏ها را بالا مى‏برید كه كأنه العیاذ بالله ایشان را جاى حضرت رُبوبى مى‏گذارید.

 

نه ما نمى‏خواهیم این كار را بكنیم؛ چرا كه خودشان هم افتخار مى‏كنند كه بنده خدا هستند، ولى گفتند «نَزِّلُونا عَنِ الرُبوبیة و قولوا فِینا ما شِئْتُم» قربانشان بشوم فرمود: از مرحله الوهیت بیایید پایین آن وقت هرچه خواستید بگویید همین هم است، ما كه مى‏گوییم وجود این عالم، حیات این عالم، قدرت این عالم و مظهر تمام این كمالات در وجود مبارك آقاست بله یكى از عزیزان داشتند به حرم حضرت معصومه( علیها‏السلام) مى‏رفتند كه آمد جلو به من فرمود: فلانى این آیه شریفه كه خدا مى‏فرماید: (قل ادعوالله او ادعوا الرحمن ایّاما تدعوا فله الاسماء الحسنى) خدا را بخوانید به اسماء حسنایش منظور چیست؟ این اسماء الحسنى كه مى‏گویند مظهرش خود ائمه هستند، ائمه مظهر صفات جمالى حضرت بارى تعالى هستند، قدرت مى‏خواهید امام زمان را ببینید، كمالات حضرت بارى تعالى را مى‏خواهید یا صفات جمالى در وجود مبارك امام است .

آنچه بخواهید خدا در اختیار امام قرار داده . همه ما عقیده مان این است كه اگر امام غیر از این باشد ما او را امام نمى‏دانیم. امام قدرت تمام این عالم است. منتها بنده یك جلسه‏اى داشتم با آقایى كه از آفریقا آمده بود به نام ملا اصغر كه اخیرا فوت كرده است. خیلى موجه بود در كشور آفریقایى و نماینده مراجع در زمان گذشته بود و ایشان آمدند ایران، دیدارى داشتند با آقایان و ضمنا به من گفتند: آقا ایشان هم مى‏خواهد با شما یك دیدارى داشته باشد و سؤالاتى دارد. گفتم مانعى ندارد یك جلسه‏اى گذاشتند براى بحث، من یادم نمى‏رود یكى از سؤالات ایشان همین بود كه بفرمایید امام زمان علیه‏السلام كه مى‏گویند در پرده غیبت هست خوب آیا در پرده غیبت بودن بیشتر نفعش به جامعه مى‏رسد یا اگر بنا بود محضرش شرفیاب مى‏شدیم؟ خوب این چیست كه حضرت فرموده من پشت پرده غیبت هستم، وجود من هم پشت پرده غیبت مانند خورشید است پشت ابر؛ حضرت فرمود كه همین طور كه آفتاب پشت ابر هم بى‏نفع نیست، من هم به همین گونه‏ام.

بعد ایشان فرمود من مطالعات عمیقى درباره ولى امر(علیه‏السلام) دارم ایشان ادعا كرد حالا من نمى‏دانم تا چه اندازه این ادعایش درست بود او مى‏گفت: من هزار تا كتاب در این باره مطالعه كردم، او مى‏گفت با این حال من درباره غیبت امام زمان قانع نشدم؛ كه حضرت پشت پرده غیبت باشد.

 

برگرفته از سخنرانی حضرت آیت الله علوی گرگانی

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 26 خرداد 1393  توسط عليرضا

چرا امام زمان علیه‏ السلام را “قائم” مى‏ نامند؟

یکى از القاب مشهور امام زمان(علیه‏السلام) قائم است(۱) که به معناى ایستاده و برپا دارنده است، اما چرا به حضرت این لقب را داده‏اند، دو نوع روایت داریم:

۱ـ به ایشان قائم مى‏گویند به خاطر این ‏که پس از فراموش شدن نامش قیام مى‏کند.(۲)

در روایت دیگرى امام جواد(علیه‏السلام) مى‏فرماید:

به ایشان قائم مى‏گویند، زیرا او پس از این ‏که نامش به کلى متروک شد و اکثر کسانى که امامتش را قائل بوده‏اند از عقیده خود برگشته و مرتد شده‏اند به پا مى‏خیزد.(۳)

۲ـ در برخى از روایات هم لقب قائم را بعد از شهادت امام حسین(علیه‏السلام) بیان مى‏فرماید؛ زیرا ملائکه از خداوند پرسیدند که چه کسى انتقام امام حسین(علیه‏السلام) را مى‏گیرد، خداوند حضرت مهدى(علیه‏السلام) را به آنها نشان داد، در حالى که در حال ایستاده نماز مى‏خواند «بذلک القائم انتقم منهم» که در این روایت لقب قائم، قیام در نماز و قیام براى انتقام خون امام حسین(علیه‏السلام) لحاظ شده است.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 26 خرداد 1393  توسط عليرضا
پیش از ایشان عده زیادی عمرهای طولانی داشتند درباره حضرت نوح (ع) قرآن می فرمایند ایشان فقط 950 سال در میان یاران خودش حکومت کرد و عمرشان 2500 سال بود.

عصر شیعه ـ مهدویت و وجود مبارک امام عصر (عج) آنهم در پس پرده غیبت در طول تاریخ مورد پرسش ها و گاه شبهه افکنی های دوست و دشمن قرار گرفته است. سوالاتی درباره چرایی غیبت، فلسفه انتظار، عمر طولانی حضرت حجت (عج) و ... که البته روایات و سخن ائمه معصوم (ع) پاسخ آنها را به روشنی می دهد. از این رو در گفتگویی با حجت الاسلام محمدجواد مروجی طبسی، مولف کتبی چون "موسوعه ائمه (ع)" و "بامداد بشریت به برخی از این دست سوالات پاسخ داده شده است که در ذیل می آید:

یکی از مهمترین سوالاتی که درباره مهدویت و منجی آخرالزمان (عج) مطرح می شود به راز عمر طولانی امام عصر (عج) و چگونگی زیستن انسانی طی این همه سال باز می گردد، آیا پاسخی برای این سوال وجود دارد؟
بنابر تعبیر پیامبر (ص) و ائمه معصوم (ع) امام عصر (عج) غیبتی طولانی دارند و این غیبت مستلزم آن است که بگوییم از زمان ولادت حضرت حجت (عج) در سال 255 هجری تا آن روزی که ایشان از پس پرده غیبت بیرون بیایند یک عمر طولانی خواهند داشت. در این میان، زمان ولادت و غیبت ایشان که مشخص است اما اینکه غیبت کبری از روزی که آغاز شده تا روزی که حضرت قائم (عج) ظهور کنند چند سال به طول می انجامد مشخص نیست.
حال این سوال می شود که آیا این طول عمر امری عادی است یا امری محال؟ آیا محال عقلی است یا محال عادی؟
از ابوعلی سینا معروف است که هر چه به شما گفته می شود در میزان سنجش قرار دهید و دریابید با واقعیت تطابق دارد یا خیر.
باید توجه داشت که مسئله طول عمر حضرت حجت (عج) شاید عادتا محال است و عمر طبیعی انسان در شرایط امروزی بیش از 120 سال نیست اما اگر بخواهیم عمر ایشان را با موازین روایی که بسیار قطعی است و هیچ شکی در آنها نیست بسنجیم، در می یابیم عمر ایشان اگرچه بر حسب عادت محال است اما عقلا محال نیست.
چراکه پیش از ایشان عده زیادی عمرهای طولانی داشتند درباره حضرت نوح (ع) قرآن می فرمایند ایشان فقط 950 سال در میان یاران خودش حکومت کرد و عمرشان 2500 سال بود...
یا حضرت آدم (ع) عمر طولانی دارند که در روایات به این مهم تصریح شده است، یا انبیایی که فعلا زنده هستند مثل حضرات خضر (ع)، الیاس (ع) و عیسی (ع) که چند هزار سال است که زنده اند و در زمان امام عصر (عج) از آسمان پایین می آیند.
سلمان فارسی نیز 400 سال عمر کرده است از این رو امکان عمر طولانی انسان وجود دارد شاید برای همه نه اما برای بعضی چرا.
از انسان که بگذریم و سراغ جنیان یعنی ابلیس برویم می بینیم که عمر او از قبل از خلقت آدم بوده و تا روز ظهور امام عصر (عج) زنده است و در قرآن این مهم تصریح شده است.
پس هم در تاریخ و هم در روایات قطعی تصریح شده که امام عصر (عج) عمر طولانی دارند و پیامبر (ص) فرمودند: اگر عمر دنیا یک روز باشد خداوند آنقدر آن روز را طولانی می کند تا فرزندم مهدی (عج) ظهور کند.

 

شبهه ای مطرح است که امام عصر (عج) در سرداب سامرا یعنی جایی که از انجا غیبت کرده اند زندگی می کنند، آیا دلیل برای این مسئله وجود دارد؟ چه پاسخی می توان به طراحان این سوال داد؟
زندگی در سراب شبهه ای است که دشمنان اهل بیت (ع) رواج می دهند؛ سرداب سامرا منزل امامین عسکریین (ع) بوده است و سرداب غیبت هم متصل به قبر این امامان بزرگوار (ع) است.
ماجرای سرداب این بود که در زمان عباسیان به خیال اینکه امام عصر (عج) را می توان در منزل جدشان پیدا کنند و ایشان را بکشند و ایشان را یافتند و آخرین جایی که دشمن ایشان را دید آنجا بود اما این به معنای این نیست که سرداب منزل و محل سکونت آن حضرت (عج) است. اگرچه در دوران غیبت صغری مکان سکونت ایشان مشخص بود اما در دوران غیبت کبری مشخص نیست ممکن است ایشان حتی در منازل و مهمانی های ما حاضر شوند.
بنابراین هیچ روایت و سخنی مبنی بر مکان زندگانی ایشان در دوران غیبت نداریم و حتی در ایام حج و حضور ایشان در عرفات، حضرت حجت (عج) به طور ناشناس اعمال را به جا می آورند در حالی که در آنجا حضور دارند.
اگرچه ایشان ولادتشان در سامرا بوده و بعد هم مدتی در مدینه زیسته اند اما در دوران غیبت کبری اصلا این موضوع مشخص نیست.
اما بنابر روایات، در دوران ظهور محل حکومت قائم عصر (عج) مسجد کوفه و محل زندگانی ایشان مسجد سهله است که الان در دو کیلومتری مسجد کوفه واقع شده است.

 

یاران امام عصر (عج) چه کسانی هستند؟ آیا تنها به همان 313 تن اشاره شده در روایات محدود می شود یا اشخاص دیگری نیز در این جرگه جای می گیرند؟
یاران امام عصر (عج) آنقدر وضعیتشان گسترش یافته و زیاد است که نمی توان آنها را به 313 نفر محدود کرد ایشان از دوران غیبت صغری یار داشته اند و تا دوره ظهور هم خواهند داشت.
از یاران کنونی ایشان حضرت خضر (ع) است دیگری حضرت الیاس (ع) است و از یاران دیگر ابدال هستند که 30 نفرند و مشخص نیست که چه کسانی را شامل می شوند، در روایات آمده که این 30 نفر از یاران و خادمان امام مهدی (عج) هستند که امام (عج) با این 30 نفر انس دارند، در روایت داریم که هر یک از این 30 نفر از دنیا برود خداوند یک نفر را جایگزین آنها می کند و تا عصر ظهور این گروه 30 نفری امام (عج) را همراهی می کنند.
گروه دیگر یاران 313 نفری هستند که 50 نفرشان بانوان هستند و باقی مرد یعنی تمام 313 نفر مرد نیستند علاوه بر این عده ای از یاران حضرت مهدی (عج) در دو گروه 400 نفر مرد و 400 نفر زن از آسمان فرود می آیند.
از یاران امام عصر 13 نفر زن هستند که فعلا در قید حیات نیستند که بعضی از آنها در دوران حیات پیامبر (ص) در غزوات شرکت می کردند و امام صادق (ع) تعدادشان را تصریح کرده اند.
اما گروه عمده یاران حضرت (عج) کسانی هستند که از دنیا رفته اند یعنی کاری کرده اند که جز یاران حضرت (عج) هستند و بنابر روایت این ها رجعت می کنند یعنی تا فرد مومن محض نباشد زنده نمی شود اینها می آیند تا رنگ حکومت امام عصر (عج) را ببینند.
گروه آخر سایر مردم هستند چراکه در دوران ظهور همه دشمن ایشان نیستند و عده ای موید و یاور حضرت (عج) هستند.
پس ما اگر بخواهیم یاران امام عصر (عج) را در نظر بگیریم به 313 نفر محدود نمی شود بلکه این 313 نفر فرماندهان لشکر بزرگ امام عصر (عج) هستند در روایات نام برخی از آنها آمده که البته باز هم تاکید صد درصدی روی انها نیست.

قدس آنلاین



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 26 خرداد 1393  توسط عليرضا

 

نويسنده: عليرضا تاجريان
دوران زندگي قائم (عج) را مي توان به سه دوره زير تقسيم کرد:
1- دوره ي کودکي (از سال 255 تا 260 هـ ق)
2- دوره ي غيبت صغري (از سال260 تا 329 هـ ق)
3- دوره ي غيبت کبري (از سال 329 هـ ق شروع شده و تاکنون ادامه دارد).
دوران کودکي حضرت مهدي (عج) از هنگام تولد آن حضرت شروع و تا زماني که پدر بزرگوارشان حضرت امام حسين عسگري (ع) به شهادت رسيدند، ادامه داشت. در دوران کودکي نيز محل مهدي (عج) مخفي بود و برخي از اصحاب ايشان را مي ديدند.
شايد سئوالي که در اينجا مطرح شود، اين است که راز مخفي داشتن ولادت و محل زندگي حضرت مهدي(عج) به چه دليل بوده است؟
براي پاسخ به اين سئوال بايد نگاهي به دوران قبل از ولادت حضرت مهدي (عج) داشته باشيم:
رواياتي که در مورد ولادت حضرت مهدي (عج) از پيامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) نقل شده بود، کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبار، نگراني هايي پديد آورد. در اخبار و احاديث نقل شده بود که از امام حسن عسکري ( ع ) فرزندي تولد خواهد يافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود.
اخبار و رواياتي که در مورد حضرت مهدي (عج) نقل شده بود، معتصم عباسي، هشتمين خليفه عباسي را به وحشت انداخت و او را به اين انديشه واداشت که بايد از تولد نوزدان جلوگيري کرد و حتي مادران بيگناه را کشت تا نور امامت خاموش شود و آخرين منجي عالم، حضرت مهدي (عج) را به دنيا نيايد.
از اين رو به دستور خليفه عباسي، جاسوسان و مراقباني چند گماشتند و حتّي قابله هايي را مأمور کردند تا داخل خانه امام عسکري عليه السلام را زير نظر بگيرند. ليکن خداوند، که در هر حال، نور هدايت را پاينده مي دارد، اين بود که خدا به اراده خويش، دوران بارداري مادر مهدي (عج) را پنهان ساخت. بعد از تولد مهدي (عج)، خداوند بزرگ در مورد او نيز همان کاري را کرد که درباره حضرت موسي (ع) کرد، چرا که دشمنان مهدي (عج) همان روش و سياست فرعونيان را دنبال مي کردند و درصدد بود تا از ولادت آخرين نوازدي که منجي عالم است، جلوگيري کنند و اگر آن کودک متولد شد، او را از ميان بردارند.
حال مي توانيم به اين سئوال که راز مخفي داشتن ولادت و محل زندگي حضرت مهدي (عج) به چه دليل بوده است؟ پاسخ دهيم؛ علت اين که دوران حمل و سپس تولد حضرت مهدي (عج) و محل زندگي آن حضرت از مردم نگه داشته شد و جز تعداد معدودي از نزديکان، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکري (ع) او را نمي ديدند، اين بود که اراده خداوند بر آن قرار گرفته بود که اين کودک به دنيا بيايد و دست جباران و ستمگران دستگاه عباسي به او نرسد تا از خطري که او را تهديد مي کرد، درامان ماند پس مشيت و حکمت الهي بر اين تعلق گرفت که مهدي (عج) را از نظرها پنهان نگهدارد، تا دست دشمنان از وي کوتاه گردد تا واسطه فيوضات رباني، بر اهل زمين سالم ماند.
در دوران کودکي آن حضرت در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر مبارکشان که پدر بزرگوارشان حيات داشتند، شيعيان خاص به حضور حضرت مهدي ( ع ) مي رسيدند. در روايات آمده است که روزي چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها معرفي کند تا او را بشناسند و امام حسن عسکري (ع)چنان کرد و آنان کودکي را ديدند که بيرون آمد، همچون پاره ماه شبيه به پدر خويش.
امام عسکري فرمود : پس از من، اين پسر امام شماست و خليفه من است در ميان شما، امر او را اطاعت کنيد، از گرد رهبري او پراکنده نگرديد، که هلاک مي شويد و دينتان تباه مي گردد. اين را هم بدانيد که شما او را پس از امروز نخواهيد ديد، تا اينکه زماني دراز بگذرد. بنابراين از نايب او، عثمان بن سعيد اطاعت کنيد.
امام حسن عسکري (ع) بدين شکل، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت کبري، مهدي (عج) را به جماعت شيعيان معرفي کرد و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت.
حضرت مهدي ( ع ) پنهان مي زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکري (ع) در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجري ديده از جهان فرو بست. در اين روز بنا به سنت اسلامي، مي بايست حضرت مهدي (عج) بر پيکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد، تا خلفاي ستمگر عباسي جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند و يا بدخواهان آن را از مسير اصلي منحرف کنند و وراثت معنوي و رسالت اسلامي و ولايت ديني را به دست ديگران سپارند.
در اين زمان مردم ديدند کودکي همچون خورشيد تابان با شکوه هر چه تمامتر از سراي امام بيرون آمد، جعفر کذاب عموي خود را که آماده نماز گزاردن بر پيکر امام بود به کناري زد و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد.
بيرون آمدن حضرت مهدي ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد. کارگزاران و مأموران معتمد عباسي به خانه امام حسن عسکري (ع ) هجوم بردند، اما هر چه بيشتر جستند کمتر يافتند و در چنين شرايطي بود که براي بقاي حجت حق تعالي، امر غيبت امام دوازدهم پيش آمد و جز اين راهي براي حفظ جان آن «خليفه خدا در زمين » نبود.

غيبت صغري
بعد از آنکه پدر بزرگوار حضرت مهدي (عج) ديده از جهان فرو بست، غيبت صغري حضرت مهدي (عج) نيز آغاز شد. مدت غيبت صغري بيش از هفتاد سال به طول نينجاميد و در اين مدت مردم از طريق نايبان خاص پاسخ نامه و سئوالات خود را از امام دوازدهم جويا مي شدند.
نايبان خاص که به محضر مهدي (عج) مي رسيدند و به نواب اربعه معروفند: عبارتند از :
1) عثمان بن سعيد عمري
2) محمد بن عثمان بن سعيد عمري
3) حسين بن روح نو بختي
4) علي بن محمد سمري
دوره غيبت صغري را مى‏توان دوران آمادگى براى غيبت كبرى دانست.

غيبت کبري
غيبت کبري بعد از غيبت صغري آغاز شد و تاکنون ادامه دارد. در اين دوران ارتباط مستقيم با حضرت مهدي (عج) قطع شد و مردم موظف شدند در امور خود به نواب عام يعنى فقهاء و آگاهان به احكام شرع مراجعه كنند.
سئوالي که در اينجا مطرح مي شود، اين است که چرا از همان ابتداي امر، غيبت کبري حضرت مهدي (عج) آغاز نشد؟
در پاسخ بايد گفت که اگر غيبت كبرى يكباره و ناگهان رخ مى‏داد ممكن بود موجب انحراف افكار شود و ذهنها آماده پذيرش آن نباشد اما به تدريج و در طول مدت غيبت صغرى ذهنها آماده شد و بعد غيبت كامل آغاز گرديد و نيز ارتباط با امام توسط نواب خاص در دوران غيبت صغرى و همچنين شرفيابى برخى از شيعان به خدمت امام قائم (عج) در آن دوره مساله ولادت و حيات آن گرامى را بيشتر تثبيت كرد و اگر غيبت كبرى بدون اين مقدمات شروع مى‏شد شايد اين مسائل تا اين حد روشن نمى‏بود و ممكن بود براى برخى ايجاد ترديد و اشكال نمايد خداى متعال به حكمت‏خويش غيبت امام زمان (عج) را - همانطور كه از پيش پيامبر اکرم (ص) خبر داده بودند - به دو گونه قرار داد غيبتى خفيفتر طى مدتى كوتاه‏تر جهت آمادگى براى غيبت كامل كه آن (غيبت صغرى) است و پس از آن غيبت‏بزرگ و طولانى كه آن (غيبت كبرى) است تا بدين ترتيب پيروان اهل بيت (عليهم السلام) بر ايمان و پيروى خويش استوار و ثابت قدم بمانند و اعتقاد قلبى خود را نسبت‏به امام خويش از دست ندهند و در انتظار او و فرج الهى بسر برند و در مدت غيبت‏ به دين الهى تمسك جويند و خودسازى كنند و به وظايف مذهبى خود عمل نمايند تا فرمان الهى در مورد ظهور و قيام امام عصر (عج) در رسد و به سعادت و نجات كامل نائل آيند.
دوران غيبت کبري در واقع دوران امتحان و سنجش ايمان و عمل مردم است؛ در اين مدّت طولاني است که بزرگترين مرحله آزمايش و امتحان، در دار طبيعت و سنجش ايمان و عمل خلق وجود دارد، تا معلوم گردد در خلال اين روزگاران، در هر نقطه از جهان،چگونه استفاده مي برند و چه نتيجه اي مي گيرند و افراد در برابر احساس وظيفه چه مي کنند و علّت به وجود آمدن چه اعمال و حوادثي و آثار و افکار و رفتاري مي شوند...

حکمت غيبت
علت غيب حضرت مهدي (عج) يکي از رازهاي الهي است که نمي توانيم با فکر و علم محدود بشري به آن پي ببريم اما مي توان با توجه به روايات و احاديثي که از ائمه اطهار (ع) نقل شده است، تا حدودي با حکمت غيبت آشنا شد. اما قبل از آنکه به اين بحث بپردازيم بايد به دو نکته اشاره داشته باشيم :
نکته اول اينکه غيب موقت رهبران الهي از ميان مردم، در امت هاي پيشين نيز سابقه داشته است؛ موسى بن عمران عليه السلام چهل روز از امت‏خود غايب شد و در ميقات به سر برد (اعراف/142). حضرت مسيح عليه السلام به مشيت الهى از ديدگاه امت‏خويش پنهان گرديد، و دشمنان قادر به كشتن او نگشتند (نساء/158). حضرت يونس عليه السلام مدتى از قوم خود غايب گشت (صافات/140).
نکته دوم، اصل دانستن علت غيبت نيست، بلکه مهم اين است بدانيم در عصر غيبت چه بايد کرد؟
حضرت قائم(عج) در نامه اي به سفيرش محمد بن عثمان اين چنين مي نويسد:
« اما در مورد علت غيبت، خداي تبارک و تعالي مي فرمايد: اي کساني که ايمان آورده ايد! هرگز نپرسيد از مسايلي که اگر فاش شود شما را اندوهگين سازد ... هر يک از پدران من، بيعتي از طاغوت هاي زمان به گردن داشتند ولي به هنگامي ظهور خواهم نمود که بيعت احدي از طاغوت ها به گردنم نباشد.
اما کيفيت انتفاع مردم از وجود من در زمان غيبت همانند انتفاع آنان از خورشيد است هنگامي که ابرهاي تيره آن را بپوشاند، من امان براي اهل زمين هستم، همان طور که ستارگان امان براي اهل آسمان است.
در مورد مسائلي که به شما سودي نخواهد داشت پرسش نکنيد و در مورد آنچه براي شما بيان شده، خود را به زحمت نيندازيد و در رابطه با تعجيل فرج، بسيار دعا کنيد که فرج شما نيز به آن بسته است و سلام بر کسي که از هدايت پيروي کند.»
با توجه به نکاتي که اشاره شد، مي توان در حد فکر بشري حکمت هاي زير را براي علت غيبت حضرت مهدي (عج) ذکر کرد:

حکمت اوّل: آزمايش مردممردم در عصر غيبت در بوته آزمايش الهي قرار مي گيرند و مراتب استواري آنان در ايمان و اعتقاد سنجيده مي شود.
امام موسي بن جعفر عليه السّلام فرمودند: «هنگامي كه پنجمين فرزند امام هفتم غائب شد مواظب دين خود باشيد و مبادا كسي شما را از دين خود خارج كند. اي پسر من! صاحب الامر ناچار غيبتي خواهد داشت به طوري كه گروهي از مؤمنين از عقيده برمي‌گردند. خدا به وسيلة غيبت، بندگانش را امتحان مي‌كند».

حکمت دوم: آزادي از بند بيعت با طاغوت‌هاي زمان
حسن بن فضال مي‌گويد علي بن موسي الرضا (ع) مي‌فرمايد: «گويا شيعيانم را مي‌بينم كه هنگام مرگ دومين فرزندم (امام حسن عسكري) در جست‌وجوي امام خود همه‌جا را مي‌گردند امّا او را نمي‌يابند». عرض كردم: «چرا يا ابن رسول الله؟» فرمود: «براي اينكه امامشان غائب مي‌شود». عرض كردم: «چرا غائب مي‌شود؟» فرمود: «براي اينكه وقتي با شمشير قيام نمود بيعت احدي بر گردنش نباشد».

حکمت سوم: حفظ جان امام
بايد توجه داشت که آخرين حجت معصوم الهى براى تحقق بخشيدن به آرمانى بزرگ (گسترش عدل كلى و به اهتزاز درآوردن پرچم توحيد در جهان) در نظر گرفته شده است، و اين آرمان نياز به گذشت زمان و شكوفايى عقل و دانش بشر و آمادگى روحى بشريت دارد، تا جهان به استقبال موكب آن امام عدل وآزادى رود. طبيعى است كه چنانچه آن حضرت پيش از فراهم شدن مقدمات در ميان مردم ظاهر شود، سرنوشتى چونان ديگر حجت‏هاى الهى (شهادت) يافته و قبل از تحقق آن آرمان بزرگ ديده از جهان برخواهد بست. به اين حكمت، در روايات نيز اشاره شده است.
امام باقر عليه السلام فرمود: براى حضرت قائم - عجل الله تعالى فرجه الشريف - غيبتى است قبل از ظهور. راوى از علت آن پرسيد، امام فرمود: «براى جلوگيرى ازكشته شدن‏»

در عصر غيبت به چه کساني بايد مراجعه کرد؟
بايد توجه داشت که پيوند امام (ع) با مردم قطع نشده و نخواهد شد، در عصر غيبت نيز، اين ارتباط برقرار است. براي آنکه بهتر به اين نکته پي ببريم، مثال «خورشيد ابرآلود» را مي آوريم:
در برخي روايات از امام قائم (عج) در دوران غيبت تعبير به خورشيدي شده است که در پس ابرها قرار دارد.
مثال خورشيد ابرآلود که براي امام غايب آورده اند، به درستي صدق مي کند: خورشيد، چه آشکار باشد و چه در پس ابر، خورشيد است، و همه ي آثار وجود و فعليّتهاي تأثيري او بر قرار است. نهايت هنگامي که در پس ابر است، پرتو طلايي رنگ او، به چشمها نمي رسد، امّا ديگر اثرها و تأثيرهاي او در جريان و مستدام است.
بنابراين در عصر غيبت نيز ارتباط مردم با امام عصر (عج) قطع نشده است.
«هنگامي که در دوران غيبت کبري شيعيان ارتباط مستقيم با آن حضرت ندارند بايد به چه کسي مراجعه کنند و وظائف ديني خود را از چه کسي بپرسند و به آن عمل کنند؟»
اين سئوالي است که اسحاق بن يعقوب از حضرت مهدي (عج) پرسيده است و امام قائم (عج) در پاسخ اين سؤال فرموده اند:
« ... وَ أمّاالْحَوادِثُ الْواقِعَةِ فَارْجِعوا فيها إلي رُُواةِ أحاديثِنا، فَإنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيْکُمْ وَ أنا حُجَّة اللهِ ...؛ در حوادث به راويان احاديث ما مراجعه کنيد که آنها حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر شما هستم».
راهنماي مردم در عصر غيبت، نائب امام است. مسلمين در اين عصر نيز بي سرپرست رها نشده اند. و طبق قاعده لطف کلامي- که در امامت به آن استدلال مي شود- نائب امام، به جاي امام قرار دارد. و احياء و اجراي احکام قرآن، و رهبري شعار قرآن، و تشکيل دادن جامعه قرآني، به عهده اوست و نائب امام در هر عصر،عالم بزرگ آن عصر است، عالم نمومه امام (عالم ربّاني) و جامع همه شرائط لازم.
بنابراين در زمان نيابت عامه، نايب عام امام (عج)، که همه شرايط نيابت عامه را دارا باشد، در راس جامعه قرار مي گيرد و مردم به او مراجعه مي کنند و او به نيابت از حضرت مهدي (عج)، صاحب «ولايت شرعيه» است.
«ولي فقيه» در اصل همان نايب عام امام (عج) است که شايستگي نيابت عام آن حضرت را داراست و چنين فردي مي تواند به جانشيني از امام قائم (عج) زمام امور را در دست بگيرد.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 28 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

اسامى ، اوصاف ، القاب حضرت مهدى علیه السلام

مرحوم ثقة الاسلام نورى در بیان اسماء شریفه امام عصر (علیه السلام)، با استناد به آیات و روایات و کتب آسمانى پیشین و تعبیرات راویان و تاریخ نگاران تعداد یکصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(علیه السلام)ذکر مى کند و مدّعى است که در این مقام، از استنباط هاى شخصى و استحسان هاى غیر قطعى خوددارى نموده است که در غیر این صورت چندین برابر این اسماء و القاب، قابل استخراج از کتب مختلفه بود. که از آن جمله است:
محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شرید صاحب، غائب، قائم، منتظر و… . «نجم الثاقب، از صفحه ۵۵ تا ۱۳۲٫»
کنیه هاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم کنیه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح که مرحوم نورى ابو ابراهیم، ابوالحسن و ابوتراب را نیز از کنیه هاى ایشان شمرده است.
در اینجا به ذکر پاره اى عناوین و صفات که در ضمن زیارتهاى مختلفه و ادعیه مربوط به حضرت مهدى (علیه السلام) مورد تصریح قرار گرفته است اشاره داریم، با این امید که دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را که غالباً از لسان معصومین(علیهم السلام) در ضمن این دعاها و زیارتها براى امام دوازدهم(علیه السلام)بر شمرده شده براى مان روشن تر سازد.
قابل ذکر اینکه تمام این عناوین و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(علیه السلام)وارد گردیده، اگرچه بسیارى از آنها در مورد سایر امامان بزرگوار اسلام(علیهم السلام)نیز مى تواند مصداق داشته باشد.
دیگر اینکه، آنچه ذکر مى شود نه به ادّعاى اسم یا لقب آن حضرت، بلکه به عنوان بهرهورى از تعابیر موجود در نصوص زیارت و دعاست، اعم از اینکه واژه اى مفرد یا جمله اى توصیفى باشد.
بقیّة اللّه: باقیمانده خدا در زمین.
خلیفة اللّه: جانشین خدا در میان خلایق.
وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى که اولیاى حق رو به او دارند.
باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى که خدا جویان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى کنند.
داعى اللّه: دعوت کننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستین هدایت الى اللّه.
سبیل اللّه: راه خدا، که هرکس سلوکش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاکت نخواهد داشت.
ولى اللّه: سر سپرده به ولایت خدا و حامل ولایت الهى، دوست خدا.
حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن کس که براى هدایتِ در دنیا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى کنند.
نور اللّه: نور خاموشى ناپذیر خدا، ظاهر کننده همه معارف و حقایق توحیدى، مایه هدایت رهجویان.
عین اللّه: دیده بیدار خدا در میان خلق، دیدبان هستى، چشم خدا در مراقبت کردار بندگان.
سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقیمانده نسل پیامبران.
خاتم الاوصیاء: پایان بخش سلسله امامت، آخرین جانشین پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم).
علم الهدى: پرچم هدایت، رایت همیشه افراشته در راه اللّه، نشان مسیر حقیقت.
سفینة النّجاة: کشتى نجات، وسیله رهایى از غرقاب ضلالت، سفینه رستگارى.
عین الحیوة: چشمه زندگى، منبع حیات حقیقى.
القائم المنتظر: قیام کننده مورد انتظار، انقلابى بى نظیرى که همه صالحان چشم انتظار قیام جهانى اویند.
العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.
السیف الشاهر: شمشیر کشیده حق، شمشیر از نیام بر آمده در اقامه عدل و داد.
القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سیاه فتنه و جور.
شمس الظلاّم: خورشید آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمین.
ربیع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شکوفایى انسان، فصل اعتدال خلایق.
نضرة الأیّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاریخ.
الدین المأثور: تجسّم دین، تجسید آیین بر جاى مانده از آثار پیامبران، خودِ دین، کیان آیین، روح مذهب.
الکتاب المسطور: قرآن مجسّم، کتاب نوشته شده با قلم تکوین، معجزه پیامبر در هیئت بشرى.
صاحب الأمر: دارنده ولایت امر الهى، صاحب فرمان و اختیاردار شریعت.
صاحب الزمان: اختیار دارِ زمانه، فرمانده کل هستى به اذن حق.
مطهّر الأرض: تطهیر کننده زمین که مسجد خداست، از بین برنده پلیدى و ناپاکى از بسیط خاک.
ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گیتى.
مهدى الامم: هدایتگر همه امّت ها، راه یافته راهنماى همه طوایف بشریت.
جامع الکَلِم: گردآورنده همه کلمه ها بر اساس کلمه توحید، وحدت بخش همه صفها.
ناصر حق اللّه: یاریگر حقِ خدا، یاورِ حقیقت.
دلیل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.
الثائر بأمر اللّه: قیام کننده به دستور الهى، بر انگیخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غیر خدا به امر خدا.
محیى المؤمنین: احیاگر مؤمنان، حیاتبخش دلهاى اهل ایمان.
مبیر الکافرین: نابود کننده کافران، درهم شکننده کاخ کفر، هلاک کننده کفار.
معزّ المؤمنین: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ایمان.
مذلّ الکافرین: خوار کننده کافران، درهم شکننده جبروتِ کفر پیشگان.
منجى المستضعفین: نجات دهنده مستضعفان، رهایى بخش استضعاف کشیدگان.
سیف اللّه الّذى لاینبو: شمشیر قهر خدا که کندى نپذیرد.
میثاق اللّه الّذى أخذه: پیمان بندگى خدا که از بندگان گرفته شده.
مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مرکز پیدایش زمان.
ناموس العصر: نگهدارنده زمان، کیان هستى دوران.
کلمة اللّه التامه: کلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.
تالى کتاب اللّه: تلاوت کننده کتاب خدا، قارى آیات کریمه قرآن.
وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پیمان تخلّف ناپذیر الهى.
رحمة اللّه الواسعة: رحمت بى پایان خدا، لطف و رحمت بى کرانه پروردگار رحمت گسترده حق.
حافظ اسرار رب العالمین: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.
معدن العلوم النبویّه: گنجینه دانش هاى پیامبرى ـ خزانه معارف نبوى.
نظام الدین: نظام بخش دین.
یعسوب المتقین: پیشواى متقین.
معزّ الاولیاء: عزت بخش یاران.
مذلّ الأعداء: خوار کننده دشمنان.
وارث الانبیاء: میراث بر پیامبران.
نور ابصار الورى: نور دیدگان خلایق.
الوتر الموتور: خونخواه شهیدان.
کاشف البلوى: بر طرف کننده بلاها.
المعد لقطع دابر الظلمه: مهیّا شده براى ریشه کن کردن ظالمان.
المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بین بردن کژیها و نادرستى ها.
المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف کردن ستم و تجاوز.
المدّخّر لتجدید الفرائض و السنن: ذخیره شده براى تجدید واجبات و سنن الهى.
المؤمّل لاِحیاء الکتاب وحدوده: مورد امید براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.
جامع الکلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.
السبب المتصل بین الأرض و السماء: واسطه بین آسمان و زمین، کانال رحمت حق بر خلق.
صاحب یوم الفتح و ناشررایة الهدى: صاحب روز پیروزى و بر افرازنده پرچم هدایت.
مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضایت و درستکارى.
الطالب بدم المقتول بکربلا: خونخواه شهید کربلا.
المنصور على من اعتدى علیه وافترى: یارى شده علیه دشمنان وافترا زنندگان.
المضطرّ الّذى یجاب اذا دعى: پریشان و درمانده اى که چون دعا کند دعایش مستجاب شود

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

آشنایی با امام زمان (عج)

آنچه در این بخش میخوانید:

1.       شناسنامه حضرت ولیعصر (عج الله)

2.       آشنایی با پدر و مادر امام عصر (عج)

3.       شخصیت ظاهری و معنوی نرجس خاتون

4.       خواستگاری و مجلس عقد اولّیه نرجس خاتون علیه السلام

5.       خواب عجیب نرجس خاتون علیها الاسلام

6.       ماجرای مسلمان شدن نرجس خاتون در خواب

7.       چگونگی ولادت با سعادت حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه و شریف)

8.       عقیقه و اطعام به جهت میلاد حضرت مهدی (عج)

 

منبع : کتاب آشنایی با امام زمان (عج) و حکومت جهانی آن حضرت

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 21 فروردین 1393  توسط عليرضا

براي حضرت مهدي دو غيبت است، يکي صغرى وديگر کبرى. در اين مورد رواياتي از ائمه اطهار عليهم السلام وارد شده است. غيبت صغرى: غيبت صغرى، از ميلاد امام تا وفات نايب چهارم وانسداد نيابت خاصه مي باشد. در اين مدت هفتاد وچهار سال سفرائي رابط ميان ايشان وشيعيان بودند که امام را ملاقات مي کردند - وچه بسا ديگراني هم بودند که حضرتش را ديدار مي کردند - وبه خدمتش شرفياب مي شدند، وتوقيعاتي از حضرتش در پاسخ مسائل مختلف ومباحث گوناگون براي شيعيان حضرتشان از طريق ايشان بدانان مي رسيد. غيبت كبرى: غيبت كبرى، بعد از غيبت صغرى است وتا زماني مي باشد که حضرتش با شمشير قيام کند. در برخي از توقيعات آمده است که در غيبت كبرى کسي امام را نمي بيند وهر کس تا قبل از خروج سفياني وصيحه



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 21 فروردین 1393  توسط عليرضا

شيخ صدوق در کمال الدين، کليني در کافي وشيخ طوسي در کتاب الغيبه با الفاظ مشابه ونزديک به هم از بشر بن سليمان برده فروش که از نسل ابوايوب انصاري ويکي از دوستان امام دهم ويازدهم، وهمسايه



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 21 فروردین 1393  توسط عليرضا
(تعداد کل صفحات:3)      1   2   3