مهدويت
 
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي به پيام آشنايي بنوازد آشنارا (حافظ)
 
دعای عظم البلا
تقديم به ساحت مقدس مادر آقا صاحب الزمان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها

 

 
 
47482258474085365936.jpg
 
 
 

آيه ي 55 سوره نور : * وَعَدَ اللهُ الَّذينَ آمَنوا مِنْكُم و عَمِلُوا الصّالحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنّهُم في لْاَرضِ  كَماسْتَخْلَفَ الّذيَنَ مِن قَبْلهِم ولَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الّذي ارْتَضي لَهُم و لَيُبَدَّ لَنَّهُمُ مِن بَعِد خَوفِهِم أمْنآً يَعْبُدونَني لا يُشِركونَ بي شَيْئاً ... *

ترجمه: خدا به كساني از شما كه ايمان آورده اند و اعمال شايسته انجام داده اند، وعده داده است كه آنان را در روي زمين جانشين ديگران كند. جانشين آن هايي كه قبل از  اين روي زمين بودند، همان گونه كه مردمي كه پيش از اين بودند را جانشين ديگران  كرد. و استوار مي كند برای ايشان، آن ديني را كه دوست دارند (دين اسلام) و ترسشان را به امنيت تبديل مي كند تا اين كه من را بپرستيد و براي من هيچ  چيزي را شريك نگيرند.

 

جهت مطالعه بیشتر به ادامه مطلب بروید.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 8 تیر 1393  توسط عليرضا

آيت‌الله شيخ محمّدتقي اصفهاني مشهور به آقا نجفي در يك‌صد سال پيش با تتبّع در روايات و احاديث اهل‌بيت(ع)، پنجاه‌وچهار وظيفة مؤمنان در زمان غيبت امام زمان(عج) را در دو جلد بيان مي‌كند.

از زبان آيت‌الله آقا نجفي
آيت‌الله شيخ محمّدتقي اصفهاني مشهور به آقا نجفي در يك‌صد سال پيش با تتبّع در روايات و احاديث اهل‌بيت(ع)، پنجاه‌وچهار وظيفة مؤمنان در زمان غيبت امام زمان(عج) را در دو جلد بيان مي‌كند.


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 خرداد 1393  توسط عليرضا
*ما در درياي زندگي در معرض غرق شدن هستيم؛ دستگيري وليّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسيم. بايد به وليّ عصر (عج) استغاثه کنيم که مسير را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.

* دعاي تعجيل فَرج، دواي دردهاي ما است.

* با وجود اعتقاد داشتن به رئيسي که عينُ الله الناظره است، آيا مي توانيم از نظر الهي فرار کنيم و يا خود را پنهان کنيم؛ و هر کاري را که خواستيم، انجام دهيم؟! چه پاسخي خواهيم داد؟!

* علايمي حتميّه و غير حتميّه براي ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولي اگر خبر دهند فردا ظهور مي کند، هيچ استبعاد ندارد! لازمه اين مطلب آن است که در بعضي علايم، بَداء صورت مي گيرد و بعضي ديگر از علايم حتمي هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق مي افتد.

* انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذيّت دوستان آن حضرت، سازگار نيست!

* مهمتر از دعا براي تعجيل فرج حضرت مهدي (عج)، دعا براي بقاي ايمان و ثبات قدم در عقيده و عدم انکار حضرت تا ظهور او مي باشد.

* افسوس که همه براي برآورده شدن حاجت شخصي خود به مسجد جمکران مي روند، و نمي دانند که خود آن حضرت چه التماس دعايي از آنها دارد که براي تعجيل فَرَج او دعا کنند!

* قلبها از ايمان و نور معرفت خشکيده است. قلب آباد به ايمان و ياد خدا پيدا کنيد، تا براي شما امضا کنيم که امام زمان (عج) آن جا هست!

* اشخاصي را مي خواهند که تنها براي آن حضرت باشند. کساني منتظر فرج هستند که براي خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه براي برآوردن حاجات شخصي خود!

* چه قدر بگوييم که حضرت صاحب (عج) در دل هر شيعه اي يک مسجد دارد!

* هر کس که براي حاجتي به مکان مقدّسي مانند مسجد جمکران مي رود، بايد که اعظم حاجت نزد آن واسطه فيض، يعني فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد.

*حضرت غائب (عج) داراي بالاترين علوم است؛ و اسم اعظم بيش از همه در نزد خود آن حضرت است. با اين همه، به هر کس که در خواب يا بيداري به حضورش مشرّف شده، فرموده است: براي من دعا کنيد!

* راه خلاص از گرفتاري ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات براي فرج وليّ عصر (عج)؛ نه دعاي هميشگي و لقلقه زبان... بلکه دعاي با خلوص و صدق نيّت و همراه با توبه
به امید ظهور یوسف فاطمه(عج) که صد البته نزدیک است.


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

از زبان آيت‌الله آقا نجفي

آيت‌الله شيخ محمّدتقي اصفهاني مشهور به آقا نجفي در يك‌صد سال پيش با تتبّع در روايات و احاديث اهل‌بيت(ع)، پنجاه‌وچهار وظيفة مؤمنان در زمان غيبت امام زمان(عج) را در دو جلد بيان مي‌كند.

اكنون 25 وظيفة اوّل با اندكي تصرّف و تلخيص در پي مي‌آيد:

وظيفة اوّل، غمگين بودن به علّت مفارقت آن‌جناب و مظلوميّت آن حضرت.
در «كافي» از حضرت صادق(ع) منقول است كه فرمود: «كسي‌كه مهموم باشد براي ما و غمناك باشد به جهت مظلوميّت ما، نفس كشيدن او، ثواب تسبيح دارد».

وظيفة دوم؛ منتظر فرج و ظهور آن حضرت بودن.
در جلد دوم «كمال‌الدّين وتمام‌النّعمـ↨» از امام محمّد تقي(ع) منقول است كه فرمودند: «قائم ما آن مهدي‌ است كه واجب است در زمان غايب بودن او انتظار او را داشتن و او سومي از اولاد من است...»
و از حضرت امير‌المؤمنين(ع) روايت شده است كه: «افضل عبادت‌ها، انتظار فرج است.»1
و در حديث ديگر از حضرت صادق(ع) منقول است كه: «هر مؤمني بميرد در حالي‌ كه منتظر ظهور آن‌جناب باشد، مثل آن است كه در خيمة حضرت قائم(ع) بوده باشد».2

وظيفة سوم، گريه كردن در دوري آن‌ حضرت و به جهت مصيبت آن‌جناب.
در كمال‌الدّين از حضرت صادق(ع) روايت شده است كه فرمودند: «به‌خدا قسم غايب مي‌شود امام شما زماني از روزگار و آزموده مي‌شوند تا آنكه گفته مي‌شود، مرد و از دنيا رفت يا به ‌كدام وادي رفت و هر آينه ‌چشم‌هاي مؤمنان بر او گريان مي‌شود.»3
و از حضرت رضا(ع) مروي است كه: «هر مؤمني ياد كند مصيبت ما را ـ يعني مصيبت پيغمبر(ص) و هر يك از ائمه را ـ پس گريه كند يا كسي را به جهت ظلمي كه بر ما شده بگرياند، روز قيامت با ما و در درجة ما است.»

وظيفة چهارم، به امر امام، تسليم و مقيّد باشد و در امر ظهور عجله نكند.
يعني چون و چرا در امر ظهور آن‌جناب نكند و آنچه از جانب آن‌ حضرت مي‌رسد، صحيح و مطابق با حكمت بداند كه در كمال‌الدّين از حضرت امام محمّد تقي(ع) روايت شده است كه فرمود: «امام بعد از من، پسر من علي است. امر او، امر من است و قول او، قول من و طاعت او، طاعت من و امام بعد از او پسر او حسن است، امر او، امر پدر اوست و قول او، قول پدرش و طاعت او، طاعت پدرش.» آنگاه ساكت شدند. راوي گويد، پرسيدم: يابن رسول‌الله! پس امام بعد از حسن كيست؟ حضرت گرية شديدي كردند، آنگاه فرمودند: «امام بعد از امام حسن عسكري، پسر او قائم منتظَر است.» گفتم: يا بن رسول‌الله! چرا او را قائم گويند؟ فرمود: «براي آنكه قائم مي‌شود بعد از آنكه ذكر او مرده باشد و بيشتر قائلان به امامتش مرتد شوند.» گفتم: چرا او را منتظَر ناميدند؟ فرمود: «به‌جهت آنكه روزهاي غيبت او بسيار باشد و زمان غايب بودنش، دراز مي‌شود. پس، مخلصان، انتظار خروج او [را] كشند و شك‌كنندگان او را انكار كنند و منكران به ‌ذكر او استهزاء كنند و كساني‌كه وقت براي ظهورش معيّن كنند، دروغ‌گو باشند و عجله‌شوندگان هلاك شوند و تسليم‌شوندگان نجات يابند.»4

وظيفة پنجم، به مال خود، آن حضرت را صله كنند.
در «كافي» از حضرت صادق(ع) نقل شده كه فرمودند: «هيچ چيز نزد خدا محبوب‌تر از صرف نمودن مال، براي امام نيست و به درستي كه خداوند در عوض يك‌درهم كه مؤمن از مال خود به صرف امام برساند، به اندازة كوه احد در بهشت به ‌او عطا مي‌فرمايد.» آنگاه فرمود: حق‌تعالي در قرآن كريم فرموده: «مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً و َاللهُ يَقْبِضُ و َيَبْسُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛ كيست آن كس كه به [بندگان] خدا وام نيكويى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بيفزايد و خداست كه [در معيشت بندگان] تنگى و گشايش پديد مى‏آورد و به سوى او بازگردانده مى‏شويد.»5 سپس فرمود: به خدا قسم اين آيه به خصوص در صله كردن امام به مال نازل شد.»6
در «بحارالانوار» از «كامل‌الزّياراة»، ص 319 نقل شده است كه امام موسي كاظم(ع) فرمودند: «هر كس نتواند به ‌زيارت ما بيايد؛ بايد صالحان از دوستان ما را زيارت كند تا ثواب زيارت ما برايش نوشته شود و هر كس نتواند ما را صله كند، بايد نيكان از دوستان ما را صله كند تا ثواب صله كردن ما برايش نوشته شود.»

وظيفة ششم، صدقه دادن به قصد سلامت آن‌ ذات، چنانچه در «نجم الثّاقب»، ص 442 ذكر فرموده‌اند.
وظيفة هفتم، شناختن صفات آن حضرت و در هر حال عزم بر ياري آن ‌جناب داشتن و در فراقش ندبه و زاري كردن.7
وظيفة هشتم، طلب كردن معرفت آن‌ حضرت از ذات اقدس الهي و خواندن اين دعا كه در كتاب كافي و كمال‌الدّين از حضرت صادق(ع) روايت شده است: «اللهمّ عرّفني نفسك، فانك إنْ لم تُعرّفني نفسك لم اعرف نبيّك، اللهمّ عرّفني رسولك فانّك إن لم تعرّفني رسولك لم اعرفْ حجّتك، اللهمّ عرّفني حجتك فانّك انْ لم تعرّفني حجتك ضللتُ عن ديني.»8
وظيفة نهم، مداومت نمودن به خواندن اين دعا كه از حضرت صادق(ع) روايت شده است: «يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلّب القلوب ثبّت قلبي علي دينك.»9
وظيفة دهم، اگر بتواند به نيابت آن حضرت قرباني كند، چنانچه در «نجم‌الثّاقب» آمده است.
وظيفة يازدهم، نبردن نام اصلي آن حضرت كه نام حضرت رسول‌الله است. [ضرورت دارد] شيعيان، آن حضرت را به لقب ياد كنند؛ مثل: قائم، منتظَر، حجّت، مهدي و امام غايب و در اخبار متعدّد، فرموده‌اند كه بردن نام آن حضرت در زمان غيبت جايز نيست.10
وظيفة دوازدهم، برخاستن به جهت احترام نام آن بزرگوار به ‌خصوص اسم «قائم»، چنانچه در ص 444 نجم‌الثّاقب آمده است.
وظيفة سيزدهم، به هر ميزان كه ممكن است براي جهاد با دشمنان در ركاب آن‌ جناب، اسلحه مهيّا كند.
در بحارالانوار از كتاب «الغيبـ↨ نعماني» منقول است كه حضرت صادق(ع) فرمود: «بايد مهيّا نمايد هر يك از شما براي ظهور حضرت قائم، آلت حربي اگر چه يك تير باشد، اميد است همين كه اين نيّت را داشته باشد، حق تعالي او را از اصحاب و ياران او قرار دهد.»

وظيفة چهاردهم، در مهمّات به آن حضرت متوسّل شود و عريضة توسّل بيندازد. چنانچه در جلد 22 بحار منقول است.
وظيفة پانزدهم، در دعا كردن، خدا را به حقّ آن حضرت قسم دهد و آن جناب را شفيع قرار دهد، چنانچه در كمال‌الدّين منقول است.
وظيفة شانزدهم، بر دين قويم ثابت باشند و دنبال صداها و مزخرفاتي كه از هر گوشه‌اي برمي‌خيزد، نروند؛ زيرا تا خروج سفياني و صيحة آسماني بلند نشود، ظهور امام(ع)، واقع نمي‌شود.
در جلد 52 بحارالانوار به نقل از «غيبت شيخ طوسي» از حضرت امام رضا(ع) روايت شده است: «سه ندا از آسمان بلند مي‌شود كه همه كس مي‌شنود و اين نداها در ماه رجب ظاهر مي‌شود. اوّل، الا لعنة الله علي الظّالمين. دوم؛ ازفة ‌الازفة يا معشر المؤمنين. سوم؛ مي‌بينيد بدني محاذي خورشيد و ندا مي‌شود: اين است امير‌المؤمنين كه به تحقيق براي هلاك كردن ظالمان برگشته است.» و در جلد دوم كمال‌الدّين منقول است: «اوّل كسي كه با امام زمان(عج) بيعت مي‌كند؛ جبرئيل است. آنگاه يك پاي [خويش را] بر بيت‌الله [الحرام] مي‌گذارد و يك پاي بر بيت‌المقدّس و ندا مي‌كند به ندايي كه همة خلايق مي‌شنوند: أَتَى أَمْرُ اللهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ».

وظيفة هفدهم، معاشرت و رفت و آمد بسيار با مردمان روزگار او را از ياد امام زمان(عج) باز ندارد.
در جلد اوّل كمال‌الدّين از امام محمّد باقر(ع) روايت شده است كه فرمودند: «مردم! زماني مي‌آيد كه امام غايب مي‌شود. خوشا به حال آنها كه بر امر ما ثابت باشند. در آن زمان، كمترين ثوابي كه براي آنها در نظر مي‌گيرند؛ اين است كه خداوند آنها را ندا مي‌فرمايد كه اي بندگان من! به سرّ من ايمان آورديد و حجّت غايب مرا تصديق كرديد. بشارت باد شما را به نيكويي ثواب، از شما قبول مي‌كنم اعمال خوب را و عفو مي‌كنم اعمال بد شما را و مي‌آمرزم گناهان شما را و به بركات شما باران مي‌بارم بر بندگانم و دفع بلا از آنها مي‌كنم، اگر شما نبوديد بر آنها عذاب مي‌فرستادم.»
در ادامه، راوي پرسيد كدام عمل، افضل اعمال مؤمن در آن زمان است و پاسخ شنيد: «نگاه داشتن زبان و ماندن در خانة خود»؛ يعني بدون ضرورت با مردم دنيا معاشرت و رفت و آمد نكند، كه او را از ياد امامش باز دارد.

وظيفة هجدهم، ذكر صلوات خاصّة آن حضرت؛ آن‌چنان كه در كتاب‌هاي بحارالانوار، «مكارم‌الاخلاق» و «جما‌ل‌الاسبوع» آمده است.
صلواتي كه در صفحة 284 مكارم‌الاخلاق از شيخ طبرسي نقل شده، ‌بدين شرح است: «اَللهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللهُمَّ اِنَّ رَسُولَكَ الصّادِقَ الْمُصَدَّقَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ قالَ اِنَّكَ قُلْتَ ما تَرَدَّدْتُ في شَيءٍ اَ نَا فاعِلُهُ كَتَرَدُّدي في قَبْضِ رُوحِ عَبْدِي الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَاَكْرَهُ مَسآئَتَهُ اَللهُمَّ فَصَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجَّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ وَالْعافِيَةَ وَالنَّصْرَ وَلا تَسُؤْني في نَفْسي وَلا في اَحَدٍ مِنْ اَحِبَّتي.»

وظيفة نوزدهم، فضايل و كمالات آن حضرت را ذكر كردن؛ زيرا كه آن جناب وليّ‌نعمت و واسطه در جميع نعمت‌هاي خداوند است كه به ما مي‌رسد و طبق فرمودة امام سجاد(ع) كه در صفحة 422 مكارم‌الاخلاق ذكر شده، يكي از راه‌هاي شكر وليّ‌نعمت، گفتن فضايل و كمالات اوست.
وظيفة بيستم، اظهار كردن اشتياق واقعي به زيارت جمال مبارك امام زمان(ع).
چنانچه در جلد اوّل كمال‌الدّين وتمام‌النّعمه آمده است، حضرت امير‌المؤمنين(ع) به سينة خود اشاره مي‌كردند و آه مي‌كشيدند و اظهار شوق به لقاي امام دوازدهم را داشتند.

وظيفة بيست و يكم، مردم را به سوي معرفت آن جناب و خدمت به آن بزرگوار دعوت كردن.
در كافي از سليمان ‌بن ‌خالد، مروي است كه به حضرت صادق(ع) عرض كردم: مرا اهل بيتي است و آنها سخن مرا مي‌شنوند. آيا آنها را به سوي اين امر دعوت كنم؟ امام در پاسخ فرمودند: بلي! خدا در كتاب خويش مي‌فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ؛11 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خودتان و كسانتان را از آتشى كه سوختِ آن مردم و سنگ‌هاست؛‏ حفظ كنيد.»

وظيفة بيست و دوم، صبر داشتن در مقابل سختي‌ها و آزار دشمنان دين و سرزنش آنها در زمان غيبت امام زمان(عج).
در جلد اوّل كمال‌الدّين از حضرت سيّد‌الشّهداء(ع) روايت شده كه فرمود: «هر مؤمني كه در زمان غايب بودن امام دوازدهم، بر اذيّت و تكذيب دشمنان صبر كند؛ به منزلة كسي است كه با كفّار در خدمت رسول‌الله(ص) جهاد كرده باشد.»

وظيفة بيست و سوم، هديه كردن ثواب اعمال صالح خود مانند قرائت قرآن و غيره به امام زمان(ع).
وظيفة بيست و چهارم، داشتن طلب زيارت آن حضرت.
وظيفة بيست و پنجم، دعا كردن به وجود مبارك آن بزرگوار و طلب كردن فتح، نصرت و ظهور آن جناب از خداوند.
در توقيع شريفي از آن حضرت روايت شده است كه فرمودند: «براي تعجيل در فرج من بسيار دعا كنيد، چرا كه گشايش و شادماني شما در آن است».12
و از حضرت امام حسن عسكري(ع) مروي است كه فرمود: «اين دعا باعث ثبوت بر ايمان است».13

گردآوري: گروه اينترنتي تاجريان
منبع: ماهنامه موعود شماره 118
----------------------------------------

پي‌نوشت‌ها:
1. تحف العقول، ص 201.
2. بحارالانوار، ج 52، ص 125.
3. كمال‌الدّين و تمام‌النّعمه، ج 2، ص 347.
4. همان، ص 378.
5. سورة بقره (2)، آية 245.
6. اصول كافي، ج 1، ص 537.
7. نجم‌الثّاقب، ص 424.
8. كمال‌الدّين وتمام ‌النّعمه، ج 2، ص 342.
9. همان، ص 352.
10. اصول كافي، ج 1، ص 332.
11. سورة تحريم (66)، آية 6.
12. احتجاج، ج 2، ص 284.
13. كمال‌الدّين و تمام‌النّعمه، ج 2، ص 384.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 27 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

مهدی‌یاوران جوان – قسمت اول

 

 

 

جوانی، شورانگیزترین لحظات زندگی و دلپذیرترین فرصت‌های حیات انسانی است كه خاطر ات و مخاطرات شیرین آن همچون رنگین كمانی زیبا و شگفتی‌آفرین از جلوه‌های عشق و معرفت، شور و شیدایی و رشد و شكوفایی در آسمان خاطرات همگان نقش می‌زند. فصلی است برای شكفتن غنچه‌های كمال و معرفت و موسمی است برای جوشش زلال ایمان و معنویت.

 

جوانان، جوانه‌های سرسبز و شاداب و شكوفه‌های زیبا و دلپذیر درخت زندگی و حیات انسانی‌اند كه در دنیای پیچیده امروز، صحنه‌های تلخ و شیرین زندگی را از زلال نگاه ساده و صمیمی و افق آرمانی خویش تجربه می‌كنند تا آرام آرام وارد دنیای بزرگی و بزرگ‌ترها شوند. در این میان جوان مؤمن بر آن است تا شوریدگی جوانی را با شوق ایمان و عرفان در هم آمیزد و سرّ زندگی خویش را با عبادت و نیایش و پویایی خویش را با طراوت امید وتلاش همچنان زنده و پرحرارت نگه دارد.

با توجه به جایگاه مهم جوان و جوانی؛ آموزه‌های دینی همواره بر این موقعیت تأكید فراوانی كرده و بدان توجه نموده است.

 

گام‌های نخست، نگاهی به مبدأ

 

آنگاه كه جوان نخستین گام‌ها را در مسیر می‌نهد، آوای خوش فطرت، او را به جست‌و‌جوی آگاهانه آفریدگار می‌خواند و در پس این كنكاش است كه بارقه‌های الهی قلب او را به نور یگانه پرستی روشن می‌سازد. و از اینجاست كه او به دنبال تقویت این بینش ارزشمند، گام‌های استوارتری بر‌می‌دارد.

 

بسی روشن است كه پیروی از آموزه‌های سفیران خداوند و جانشینان آنها، چراغی فروزان فرا راه او خواهد بود، تا این استواری را با استقامت تمام استمرار بخشد.

آموزه‌هایی كه در جهت روشن ساختن فلسفه زندگی و شناخت هدف‌های اساسی آن و نیز پدید‌ آوردن نشاط و امیدواری به آینده‌ای بهتر برای تداوم زندگی راهنمایی‌های ارجمندی را در دسترس نهاده است.

 

در این گام‌های نخستین است كه جوان در پس اندیشه در مبدأ آفرینش زیرساخت‌های شناخت هدف آفرینش را نیز در نهاد خود شكل می‌دهد تا در پرتو این دو باور، زندگی را بر شیوه‌ای سالم و دل‌پذیر سامان بخشد.

بی‌گمان در این مرحله حساس، عقل و فطرت سالم با یاری خواهی از آموزه‌های دینی ـ آیات قرآن و سخنان معصومان علیهم السلام ـ راه را بر رهروان هرچه روشن‌تر ساخته، او را برای رسیدن به كمال مطلوب آماده می‌سازد.

 

اندیشه سالم حكم می‌كند ـ افزون برآنچه اشاره شد ـ گذر از راه‌های ناپیموده، نیازمند راهنمایان رهیافته است. آنان كه هم راه را می‌شناسند و هم مقصد را.

 

اینان در این مرحله می‌توانند در آشنایی جوان با ویژگی‌های جهان بینی مذهبی و هدایت اندیشه و تأملات مذهبی او، و نیز كامل كردن ساختار فكری او در بینش توحیدی و توانمند ساختن او در برابر شبهه‌های مربوط، نقش اثر گذاری داشته باشند که زندگی رهیافتگان سرشار از این راهبری‌هاست.

 

یگانه‌پرستی در آینه تاریخ

 

عفیف كندی گوید: «در زمان جاهلیت به قصد خرید لباس و عطریات برای خانواده‌ام به مكه رفتم. بر عباس‌بن عبدالمطلب ـ كه تاجر بود ـ وارد شدم». روزی در مسجدالحرام نشسته و به كعبه نگاه می‌كردیم، آفتاب در وسط آسمان بود. جوانی روی به كعبه ایستاد، پسری آمد و در طرف راست او ایستاد بعد بانویی آمد و در پشت سر آنها ایستاد. جوان به ركوع رفت آن دو نیز به ركوع رفتند، جوان سر از ركوع برداشت آن دو نیز سر برداشتند، او به سجده رفت آن دو نیز به سجده رفتند.

 

به عباس گفتم: «این كار بزرگی است». عباس گفت: «بلی كار بزرگی است. می‌دانی این جوان كیست؟ او محمد بن عبدالله پسر برادرم است و آن پسر، علی فرزند برادرم ابوطالب است و آن بانو، خدیجه دختر خویلد، همسر محمد است. برادرزاده‌ام می‌گوید: «پروردگار آسمان‌ها و زمین است كه او را به این دین مأمور نموده است. به خدا سوگند در روی زمین، این دین به جز این سه نفر پیرو ندارد».1

و این سرآغاز راه است. تا فرجام به کجا انجامد؟

این راه همچنان ادامه دارد....

 

پی نوشت :

1- ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج3، ص546؛ ن.ك: ابن عبدالله بن عبدالبر، الاستیعاب، ج 3، ص1090.

 

به نقل از : پایگاه مهدویت



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 27 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

مهدی‌یاوران جوان - قسمت دوم

 

دین‌شناسی و دین‌داری

جوانی، دلپذیرترین لحظات زندگی و شورانگیزترین فرصت‌های حیات انسانی است كه خاطرات و مخاطرات شیرین آن همچون رنگین كمانی زیبا و شگفتی‌آفرین از جلوه‌های عشق و معرفت، شور و شید ایی و رشد و شكوفایی در آسمان خاطرات همگان نقش می‌زند. فصلی است برای شكفتن غنچه‌های كمال و معرفت و موسمی است برای جوشش زلال ایمان و معنویت.

جوان، هنگام گذر در مرحله یگانه‌پرستی، خود را نیازمند آگاهی‌های هر چه بیشتر درباره دین می‌بیند. از این رو به دنبال شناخت مبانی اعتقادی در بینش اسلامی گام می‌نهد. او در این مسیر همواره به دنبال كشف رازهای آفرینش است و برای پاسخ به نیازهای فطری و درونی خود به دنبال اثبات هدفمند بودن نظام آفرینش و زندگی خویش است.

رفته رفته در این دوره، جوان، حوزه دین‌شناسی را به دین‌داری نزدیك و نزدیكتر می‌كند تا جایی كه دین داری او به طور كامل منطبق بر دین‌شناسی می‌گردد و این دو نه فقط در عرصه فكر و اندیشه كه عرصه رفتار و كردار را نیز به طور كامل زیر نفوذ خود قرار می‌دهد به گونه‌ای كه رفتارهای دینی او بر اساس فهمی آگاهانه از دین صورت می‌گیرد.

روشن است كه كمال این مرحله بدان است كه پس از تعمیق‌‌بخشی به باورهای اساسی، در برابر هرگونه شبهه و كژی، پاسخ‌های درخور و روشنی در نهاد خود شكل داده باشد.

بی‌ترید در این مرحله سرمشق از رهیافتگان، نقش بسیار ارزنده‌ای در رسیدن به مقصد دارد كه از جمله آنها هدایت و تقویت جوشش فكری و تكاپوی درونی جوان در كشف رازهای آفرینش و قانونمند بودن هستی است. چنان‌كه روحیه توكل و پدیدآوردن باورهای قلبی به حكمت پدیده‌های آفرینش با مطالعه در آموزه‌های اسلام و منابع معتبر از دیگر راه‌های گذر سالم از این مرحله به شمار می‌آید.

دین‌داری در آینه تاریخ

پیشوایان دین به هر مناسبتی یكتاپرستی و دین‌داری را بزرگ می‌داشتند. به گونه‌ای كه كسانی كه دقت بیشتر به پرستش خداوند داشتند در چشم ایشان محبوب‌تر بودند.

«مسمع‌بن عبدالملك‏» ‌‏گوید: در«سرزمین مِنا‏» نزد امام صادق علیه السلام مشغول خوردن انگور بودیم، فقیری آمد و از امام كمك خواست، امام خوشه انگوری به او داد، او نپذیرفت و گفت: «اگر پول هست ‏بدهید». امام فرمود: «خدا برایت ‏برساند.»

فقیر رفت و برگشت، همان خوشه انگور را خواست. امام فرمود: «خدا برایت‏ برساند.» و چیزی به او نداد. فقیر دیگری آمد، امام سه حبه انگور به او داد. او گرفت و گفت: «سپاس خدای را كه پروردگار جهانیان است و مرا روزی عطا كرد».

امام هر دو دست را پر از انگور كرد و به او داد، فقیر گرفت و گفت: «سپاس خدای را كه پروردگار جهانیان است».

امام فرمود: بایست، و از غلام خود پرسید: «چقدر پول همراه داری؟» گویا بیست درهم داشت، آنها را نیز به فقیر داد، فقیر گفت: «سپاس خدای را، خداوندا! این نعمت از توست، تو یكتائی و شریكی برای تو نیست».

امام فرمود: بمان و پیراهنی كه در بر داشت در آورد و به او داد و فرمود بپوش.

فقیر پوشید و گفت: «سپاس خدای را كه به من لباس داد و مرا پوشانید»، و به امام رو كرد و گفت: «خدا به تو جزای خیر دهد».

«مسمع‏» می‌‏گوید: به نظر می‌‏آمد كه اگر این بار هم امام را دعا نمی‌‏كرد و فقط به شكر و سپاس خدا می‌‏پرداخت امام باز به او چیزی می‌‏داد و همچنان ادامه پیدا می‌‏كرد.۱

و این است سنت رهیافتگان در دینداری و ارج نهادن به دینداران.

این راه همچنان ادامه دارد.

پی‌نوشت

۱. محمدبن یعقوب كلینی، الكافی، ج۴، ص۴۹.

به نقل از : پایگاه مجازی مهدویت



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 27 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

او بنام «حسين بن روح» بود و کنيه اش «ابوالقاسم» و در لقب به «نوبختي» شهرت داشت.

در جامعه تشيع آن روزگار، شخصيت پرآوازه، انديشمند و معروف بود و پيش از افتخار تصدي نيابت خاص، وکيل دومين سفير حضرت
مهدي عليه السلام جناب محمد بن عثمان بود، هم به املاک او نظارت داشت و هم رابط ميان او و بزرگان شيعه در نقاط مختلف کشور
پهناور اسلامي بود و از اين راه دستورات و تعليمات اهل بيت عليهم السلام و اخبار نهاني را به آنان مي رسانيد.

به همين جهت، هنگامي که شيعيان ديدند دومين نايب امام عصر عليه السلام او را امين مي شناسد و به او اعتماد مي کند و به
فضيلت و دينداري او گواهي مي نمايد و او را شايسته وکالت خويش مي نگرد، به تدريج اعتماد همگي به او فزوني يافت و مرود توجه
همگان قرار گرفت.

او شخصيت والايي بود که به خردمندي و فرزانگي و رشد فکري وديني شهرت بسزايي داشت و موافق و مخالف بر اين واقعيت گواهي
مي دهند، تا جايي که اهل سنت نيز او را تکريم و احترام مي نمودند.

اين امتيازات و شرايط و ويژگيها براي «جناب حسين بن روح» پايگاه پرشکوه مردمي و موقعيت بلندي بخشيده بود که همه مردم،
با وجود راه و روش مختلف و هدف و مذهب متفاوت و در سطوح گوناگون به او بهاي بسيار مي دادند و به ديده احترام مي نگريستند.

پيش از رحلت دومين نايب خاص، فرماني از جانب امام عصر عليه السلام صادر گرديد که به موجب آن، جناب «محمد بن عثمان»
دستور يافت تا «حسين بن روح» را

بجاي خويش معرفي کند و چنين کرد.

او آنگونه که مي بايد اعلان کرد که جانشينش پس از رحلت، حسين بن روح خواهد بود و بدين منظور، بزرگان شيعه را گرد آورد و
ضمن بياناتي، از جمله فرمود: «اگر من از دنيا رفتم حسين بن روح جانشين من است چرا که دستور يافته ام او را بجاي خويش
برگزينم، از اين رو در زندگي خود به او مراجعه کنيد و در کارها به او اعتماد ورزيد.» [1] .

و نيز هنگامي که ساعتهاي واپسين عمر او فرا رسيد، انبوهي از سرشناسان و بزرگان شيعه کنار بسترش گرد آمدند و آن جناب
خطاب به آنان گفت: «اين ابوالقاسم، حسين بن روح نوبختي جانشين من است و ميان شما و حضرت صاحب الأمر عليه السلام سفير و وکيل
و مورد اطمينان و امين است.

از اين رو در کارهايتان به او مراجعه کنيد و در کارهاي مهم خود به او اعتماد نماييد. من اين فرمان را دريافت داشته بودم
و آن را به شما دوستداران اهل بيت رسانيدم.» [2] .

روايت است که دومين نايب خاص امام عصر عليه السلام دوست گرم و پرمهري بنام «جعفر بن احمد» داشت و با او بسيار نشست و
برخاست مي نمود.

اين دوستي به جايي رسيده بود که آن جناب، در اواخر زندگي اش جز غذايي که در خانه اين دوست فراهم مي شد چيزي ميل نمي کرد
و بسياري از شيعيان با آگاهي بر اين دوستي در اين انديشه بودند که جعفر بن احمد، سومين نايب خاص امام عصر عليه السلام و
جانشين دوست خود خواهد بود، اما حضرت مهدي حسين بن روح نوبختي را به سفارت برگزيد.

جالب است که «جعفر بن احمد» با وجود ارتقاء مقام حسين بن روح هرگز رفتار و عملکرد دوستانه و صميمانه خويش را با او
تغيير نداد بلکه همانگونه، که در





خدمت دومين نايب امام عصر عليه السلام تا آخر کار، در کمال مهر و وفا ايستاد، به خدمت سومين نايب نيز کمر همت بست.
همواره در مجلس او حضور مي يافت و او را مخلصانه در راه انجام وظايف و به دوش کشيدن بار گران مسئوليتهايش ياري مي کرد. و تا
آخرين لحظات زندگي «جناب نوبختي» در خدمت او ايستاد، تا سرانجام سومين نايب خاص نيز پس از 21 سال خدمت به حق و عدالت، در سال
326 هجري جهان را بدرود گفت.

 


[1] غيبت طوسي، ص 227.

[2] مدرک ياد شده.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 26 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

در روایات مهدوی ، از جوانان بسیار سخن به میان آمده است .

مولایمان علی (ع) می فرمایند :

یاران اصلی قائم (عج) همگی جوان هستند و سالخورده در میان آنان اندک است ، به سان سورمه در چشم یا نمک در طعام ، باز هم کمتر .

{بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۳۳}

در حدیثی دیگر آمده است که سید هاشمی که از فرزندان امام حسن (ع) است با دوازده هزار سوار به حضرت مهدی (عج) می چیوندد ، جوان است .

{ملاحم ابن طاووس، ص ۷۷}

امام صادق (ع) نیز می فرمایند :

در حالی که جوانان شیعه ، در پشت بام ها خوابیده اند ، ناگهان آنها را گروه گروه در یک شب و بدون وعده قبلی نزد حضرت می آورند. آنگاه همگی صبحگاه نزد حضرت گرد می آیند .

{بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۸}

جالب است بدانید که در حدیثی از امام حسن (ع) روایت شده است :

... خداوند عمر حضرت مهدی (عج) را در روزگار غیبت طولانی می گرداند . پس از آن با قدرت بی پایانش او را با چهره جوانی کمتر از ۴۰ سال ظاهر می کند .

{کمال الدین ، ج ۱ ، ص ۳۱۵}



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 26 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا
توجه به شور نشاط جوانان به قدری در روایت اسلامی مورد توجه است که حتی تشکیل حکومت جهانی حضرت مهدی(علیه السلام) بر نیروی فراوان و با نشاط جوان تکیه دارد. به عنوان نمونه به روایاتی در این ضمینه توجه می کنیم:

1- ابا صَلَت هِروی از امام رضا(علیه السلام) در مورد علامت حضرت مهدی(علیه السلام) در زمان قیام سؤال می کند، حضرت می فرماید:

«عَلامَتُهُ اَن یَکونِ شیخِ السِن شابَ المَنظَر حَتی انَ الناظِرَ الیهِ لَیَحسَبَ اِبن اربَعینَ سنَة اَو دُونها. و اَن مِن علامَتِهِ اَن لا یهرُمُ بِمُرُورِ الاَیامِ وَ اللیالی حتی یَأتیَ اَجَلُهُ»

نشانه و علامت حضرت این است که از نظر سن پیر ولی از نظر ظاهر جوان است به حدی که اگر کسی به او توجه کند او را در سنین 40 و یا کمتر می یابد و نشانه او این است که به گذشت روزها و شبها پیر نمی شود تا زمانی که وقت رحلتش فرا رسد. رهبر این جامعه جهانی جوان با تمام نشاط و قدرت جوانی است گرچه عمر دراز بر او گذشته باشد.

2- در جریان شب قیام امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:

بیَنا شِبابَ الشیعَة عَلی ظُهورِ سُطوحِهِم نیامً اذاً تَوافُوا اِلی صاحِبِهِم فی لَیلَةَ واحِدَةٍ علی میعادٍ فَیُصَبحُونَ بمکةِ)

جوانان شیعه پشت بام های خویش در خوابند که ناگهان ندای صاحب خود در یک شب بدون وعده قبلی پاسخ می دهند و صبح در مکه حضور دارند

3- امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در خصوص یاوران امام عصر(علیه السلام) می فرمایند:

«اَصحابَ المَهدی شَبابَ لاکهُولَ فیهِم اِلا مَثل کحلِ العَینِ و الملحِ فی الزادِ وَ اَقَلُّ الزّاد المِلح

یاران مهدی(علیه السلام) جوانند و پیری در آنها نیست مگر مثل ثرمه چشم و یا به اندازه نمک در زاد و توشه سفر که معمولاً نمک کمترین وسیله سفر است.

چنین نسل جوانی اداره تحت عنایات و قدرت حضرت مهدی(علیه السلام) به عهده خواهند داشت و کفر و ستم و بیداد را از صحنه زمین محو می کند.

یکی از امتیازات منحصر به فرد شیعه داشتن امامان معصوم و رهبران فکری جوان است. هیچ جریان فکری و هیچ نهضت علمی، فرهنگی و راهبری در طول حیات انسان، مانند جریان و نهضت شیعه رهبرانش جوان نبوده و نیستند. میانگین سن ائمه (علیه السلام) 25 سال است.

شیعه با این پیشینه چشم به دولتی دوخته است که امام و یارانش جوان هستند. دولت جوان و تشکیل شدن حکومت جهانی جوانان، از معارف عمیق شیعه است. دولت امام مهدی(عج) زیبایی های فراوان و جلوه های بی بدیلی دارد که تاکنون هیچ مشابهی برای آن دیده نشده است. رهبر جوان، یاران جوان و رجعت جوانان تنها از مؤلفه های حکومت امام زمان(عج) است. روایات بسیار فراوانی داریم که حضرت بقیه الله روحی فداه هنگامی که ظاهر می شود بین سی الی چهل ساله به نظر می رسد، از آنجا که در ده ها حدیث از غیبت طولانی آن حضرت گفتگو شده است و هرگز مقصود این نیست که سن واقعی آن حضرت کمتر از چهل وپنج باشد؛ بلکه بر حسب آنچه مردم از سیمای مبارک آن حضرت تصور می کنند، جوان باطراوات و شادابی است که بین سی الی چهل می باشد
.منبع:مجمع جوانان انقلاب اسلامی- مجا

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 26 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

1. معرفت

2. محبت

3. اطاعت

4. فعالیت

برداشت نادرست از انتظار:

در مورد انتظار دو دیدگاه وجود دارد: یکی انتظار سازنده: به این معنا که انتظار به معنای نا خشنودی از وضعیت موجود و تلاش برای رسیدن به وضعیتی مطلوب است. در مقابل دیدگاه سلیم، که برداشت انحرافی وجود دارد؛ که انتظار به معنای دست روی دست گذاشتن و قانع بودن به وضع موجود و عدم کوشش برای تحقق وضعی برتر است تا خود حضرت ظهور نموده و کارها اصلاح نماید. باید اذعان داشت که حرکت امام زمان(عج) مانند دیگر امور جهان روال طبیعی دارد و بنا نیست همه ی امور به صورت معجزه باشد. بنابراین قیام آن حضرت نیز نیازمند زمینه سازی و آمادگی است. بایستی تلاش کنیم و زمینه را برای ظهور فراهم کنیم.

آسیب شناسی جوانان در عصر غیبت:

با توجه به ضرورت مباحث مهدویت، بکار بستن نیروهای جوانی در این راه از انتظارات امام زمان(عج) است. البته اگر در این فرصت لغزشی هم صورت پذیرد از چشم امام زمان (عج) مخفی نمی ماند. اگرچه سیمای برخی جوانان در تابلوی آخر الزمان منفی بیان شده است. اما روزنه های امید زیادی به سوی جوانان باز است و می توانند، تصویر مثبت و زیبایی را از خود به جهانیان ازائه دهند. در مصاف تاریخی حق و باطل دو مدل جامعه وجود دارد:

یکی جامعه موجود آخرالزمان، با منفی ترین نمره ای که میگیرد و دوم آرمان شهر زیبای ظهور، با بالاترین نمره ای که می توان فکر کرد.

عصر آخر الزمان و آرمان شهر ظهور، جامعه ی آرمانی آرزوهای فرد است. در روایاتی که چهره ی آخر الزمان و سیمای انسان های آن عصر را ترسیم می کند، برای برخی از افراد و نسل جوان آفاتی را یاد آور شده اند. در روایتی از حضرت علی در این رابطه منتقل شده است: جوانان، غنا(موسیقی و طرب) و مشروبات را حلال می شمارد. (بحارالانوار، ج 52، ص 181) همچنین از پیامبر (ص) نقل شده است:

چگونه می شود حال شما، هنگامی که جوانان شما به فسق و فجور بگرانید و بدتر از آن.( بحارالانوار، ج 52، ص 181) با تمام مشکلات عصر غیبت، باید توجه داشت امام مهدی(عج) انسانهای عالم را سرپرستی می کند و هرکس استعداد هدایت داشته باشد، تحت توجهات او هدایت می شود؛ حتی در برابر جبهه ی باطل. با این وجود یکی از زیبایی های و جلوه های مهم و محبت حضرت –که دعای او باشد- بدرقه ی راه همه ی عالم، خصوصا جوان ها است. از آنجا که جوان بطور فطری شیفته ی نیکی و فضیلت می باشد؛ منحرفان اخلاقی و طرفداران ولنگاری نمی توانند با این ام فطری به مقابله برخیزند. به همین دلیل با دسیسه های فراوان دست به گسترش امور ضد ارزش زده و منکرات را معروف و معروفات را منکر قلمداد می کنند تا با تغییر ظاهر مسائل، جوانان را فریفته و از ارزش های اصیل انسانی دور کنند.

از دیگر سو، جوانی دوران طغیان، ‌شورش، بی قراری و تند رویی است اگرچه انسان ها در سنین مختلف طعمه ی احساسات و تمایلات نفسانی قرار میگیرند ولی خطر طغیان احساسات برای نسل جوان از سایر طبقات بیشتر احساس می شود. البته اگر جوانی آلوده به گناه می شود یکی از زیباترین و بهترین فرصت های دینی را پیش روی خود دارد که با ورود به آن جبران آلودگی می کند.

پس همانا دقت در رفتار و کردار و ترک معصیت و حرمت گذاشتن به حریم جوانی است و این خواسته ی امام زمان(عج) است. جوانی که با ترک شهوات و امیال نفسانی طریق اطاعت را پیش می گیرد پرواز خویش را آغاز کرده و از ملائک نیز پیشی می گیرد.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 26 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا
(تعداد کل صفحات:3)      1   2   3