«ندا» بلند شدن صدا و ظهور آن است و گاهي فقط به صدا اطلاق ميشود.
(راغب، المفردات.)
در اينجا منظور از نداي آسماني، ظاهرا صدايي است كه در آستانه ظهور حضرت مهدي عليه السلام از آسمان شنيده ميشود.
(ر.ك: الغيبه، ص 253، ح 13.)
و همه مردم، آن را ميشنوند.
در روايات، تعبيرهاي «ندا»، «صيحه» و «صوت» بيانگر اين نشانه ظهور است؛ اگرچه ممكن است به نظر رسد
هر يك از آنها، نشانه جداگانهاي باشد كه پيش از ظهور واقع ميشود؛ (همان، ص 289، ح 6.)
لكن به نظر ميرسد كه اينها تعبيرهاي گوناگون از يك حادثه و يا دست كم، اشكال گوناگون يك حادثه است. مراد از همه آنها، همان بلند شدن صدايي در آسمان است؛ ولي به اعتبار اينكه صداي عظيم بيدار باشي است كه همه را متوجه خود ميكند و نيز موجب وحشت عمومي و ايجاد دلهره و اضطراب ميگردد؛ به آن «صيحه»، «فزعه»، «صوت» و «نداء» - كه هر يك بيانگر ويژگي از آن حادثه است. اطلاق ميشود.
اين احتمال نيز وجود دارد كه آنها، سه رخداد جداي از هم باشند كه در يك زمان رخ ميدهند، به اين گونه كه ابتدا صدايي عظيم و هولناك به گوش جهانيان ميرسد و همه را متوجه خود ميكند (صيحه). به دنبال آن، صداي مهيب و هولناكي شنيده ميشود كه دلهاي مردم را به وحشت مياندازد (فزعه). آنگاه از آسمان صدايي شنيده ميشود كه مردم را به سوي مهدي عليه السلام فرا ميخواند (ندا).
رواياتي كه در مورد اين نشانهها از طريق شيعه و سني رسيده فراوان؛ بلكه متواتر است.
(ر.ك: منتخب الاثر، ص 459.)
امام باقر عليه السلام ميفرمايد:
«ينادي مناد من السماء باسْم القايم عليه السلام، فيسْمع منْ بالْمشْرق و منْ بالمغْرب، لا يبْقي راقد الا اسْتيْقظ و لا قايم الا قعد و لا قاعد الا قام علي رجْليْه فزعا منْ ذلك الصوت … و هو صوت جبْرييل الروح الامين.»
«ندا كنندهاي از آسمان، نام قايم را ندا ميكند، پس هر كه در شرق و غرب است، آن را ميشنود. از وحشت اين صدا، خوابيدهها بيدار، ايستادگان نشسته و نشستگان بر دو پاي خويش ميايستند. رحمت خدا بر كسي كه از اين صدا عبرت گيرد و آن را اجابت كند؛ زيرا صداي نخست، صداي جبرييل روح الامين است.» آنگاه ميفرمايد:
«اين صدا، در شب جمعه بيست و سوم ماه رمضان خواهد بود. در اين هيچ شك نكنيد و بشنويد و فرمان بريد. در آخر روز، شيطان فرياد ميزند كه «فلاني مظلومانه كشته شد» تا مردم را بفريبد و به شك اندازد.
(الغيبه، ص 235، ح 13.)
امامصادق عليه السلام ميفرمايد:
«ينادي مناد منْ السماء اول النهار:
الا ان الحق في علي و شيعته.
ثم ينادي ابْليس لعنه الله في آخر النهار:
الا ان الحق في عثمان و شيعته، فعنْد ذلك يرتاب المبْطلون»
(كتاب الغيبه، ص 454، ح 461.)
(در ابتداي روز، گويندهاي در آسمان ندا ميدهد:
آگاه باشيد كه حق با علي عليه السلام و شيعيان او است. پس از آن، در پايان روز، شيطان - كه لعنت خدا بر او باد - از روي زمين فرياد ميكند:
حق با عثمان (ممكن است مقصود سفياني باشد) و پيروان او است. پس در اين هنگام، باطل گرايان به شك ميافتند.» افزون بر اينها، روايات ديگري نيز به همين مضمون وجود دارد كه از مجموع آنها، ميتوان چند نكته را استفاده كرد:
1. (صيحه»، از نشانههاي حتمي ظهور شمرده شده است و شيخ طوسي، نعماني، شيخ مفيد رحمه الله، شيخ صدوق رحمه الله و … به حتمي بودن آن اشاره كردهاند.
(ر.ك: كتاب الغيبه، ص 435، ح 425؛ الارشاد، ج 2، ص 370.)
2. اين صدا از آسمان شنيده ميشود؛ به گونهاي كه همه مردم روي كره زمين - در شرق و غرب - آن را ميشنوند و به خود ميآيند. از برخي روايات استفاده ميشود كه هر جمعيتي آن صدا را به زبان خود خواهد شنيد.
(كتاب الغيبه، ص 266، ح 54؛ كمالالدين و تمام النعمه، ج 2، ص 650، ح 8.)
3. محتواي اين پيام آسماني، دعوت به حق و حمايت و بيعت با مهدي عليه السلام است؛ يا تعبيرهاي:
«ان الْحق في علي و شيعته»
(كتاب الغيبه، ص 435؛ كمال الدين و تمام النعمه، ج 2، ص 652، ح 14.)
و «ان الحق في آل محمد.»
(الصراط المستقيم، ج 2، ص 259.)
4. هم زمان با شنيده شدن اين صدا از آسمان و يا كمي پس از آن، در روي زمين نيز صدايي شنيده ميشود. ندا دهنده شيطان است كه مردم را به گمراهي فرا ميخواند و تلاش ميكند با ايجاد ترديد در مردم، آنان را از حمايت مهدي عليه السلام و اجابت دعوت آسماني، باز دارد.
5. جبرييل، مردم را به حق فرا ميخواند و شيطان و نيروهاي شيطاني و پيروان سفياني به باطل. ظاهر شدن اين نشانه، هم زمان با خروج سفياني و صيحه آسماني است.
(ر.ك: چشم به راه مهدي عليه السلام، ص 286.)
از ظاهر روايات، با توجه به ويژگيهايي كه براي آن بيان شده، فهميده ميشود كه تحقق آن، طبيعي نخواهد بود. خداوند، براي آنكه شروع اين انقلاب جهاني را اعلان كند و به همگان برساند كه انقلابي بزرگ در حال شكل گيري است و حق بودن حضرت مهدي عليه السلام را بنماياند و به ياران و دوستان و علاقهمندان به چنين رستاخيزي خبر بدهد؛ صيحه آسماني را معجزه آسا به گوش همگان ميرساند.
(همچنين ر.ك: كنزالعمال، ح 14، ص 588، ح 39665.)



