«وقتي سياستمداران درس اخلاق بدهند، حتما يك جاي كار لنگ است.» اين را عباس عبدي ميگويد. در سومين برگ اقتراح «اخلاق، فصل نخست تغيير»، سراغ او رفتهايم تا به گفتوشنود انتقادي ديدگاههاي او در نسبت اخلاق و سياست بپردازيم. عباس عبدي در اين گفتوگو، اگرچه مردم و ابزارهاي عمومي مانند رسانه را مهمترين ضمانت اخلاقي سياستمداران عنوان ميكند، اما اولويت را به نهاد قانون قايل ميشود و ميگويد: وقتي كه سياست، بنيان قانون را نشانه رود و به جاي آن به اخلاق بپردازد، جامعه را غيراخلاقي ميكند. وي همچنين با اشاره به نقش موثر نهاد دين در اخلاقي كردن جامعه ميگويد: متاسفانه با سياستزده شدن اين نهاد، انجام وظيفه بسط اخلاقي آن به زمين مانده است و فعلا نهاد ديگري هم عهدهدار آن نيست و اين يكي از مهمترين چالشهاي مساله اخلاق در ايران است.
شما از ميان سه الگوي وظيفهگرايي، فضيلتگرايي و فايدهگرايي به كدام الگو در بحث اخلاق و سياست اعتقاد داريد؟ چرا؟
اگر ممكن بود كه به سهولت، يكي از اين سه الگو را در تمامي حوزهها انتخاب و اجرا كرد، در اين صورت، اكنون شاهد بحث درباره ترجيح يكي از آنها بر ديگري نبوديم. ولي به نظر من بايد ميان رفتار اخلاقي در هنگامي كه نتايج و مسووليت آن فقط متوجه شخص است با وقتي كه نتايج و مسووليت آن متوجه جمع است، تفاوت قايل شد. به عبارت ديگر، من يا شما هنگامي كه رفتارمان فقط متوجه خودمان است، ميتوانيم وظيفهگرا يا فضيلتگرا هم باشيم و فايده را ناديده بگيريم. ولي در سياست چنين الگويي كاربرد ندارد. بنابراين گمان ميكنم به جاي بحث انتزاعي بهتر است بر حسب مورد سخن گفت تا سوءتعبير نشود.
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 3 اسفند 1390 ] [ 4:46 PM ] [ امیر قربانی ]