يكي از اثرات نيك انقلاب مشروطه حضور زنان در بزرگ ترين حركت اجتماعي بود كه منجر به تولد واژه مردم در مقابل دولت و حذف عنوان رعايا و ايجاد ملت در كنار هيات حاكمه مستبد شد. ملت ايران به عنوان تصميم گير سرنوشت خود متولد شد، اما همين ملت نخستين قرباني خود را در قانون اساسي ذبح كرد.
وقتي زنان كه تا انقلاب مشروطه نيمه كاملاً پنهان اهالي كشور بودند در تقسيم بندي جمعيتي به اندروني و بيروني تقسيم مي شدند تا جايي كه در ساخت و ساز منازل هم اين جدايي جنسيتي وجود داشت، مي بينيم كوبه هاي در منازل به زنانه و مردانه تقسيم شده بودند. اما زنان پا به پاي مردان در انقلاب كوشيدند و نخستين ثمره را در قانون اساسي ديدند كه در رديف مجانين قرار گرفتند و دوباره خانه نشين شدند. حضور زنان در جامعه فرمايشي كه به وسيله دربار سال ها بعد از انقلاب مشروطه صورت گرفته بود حاصل مبارزه زنان اين دوره نبود، زنان تا انقلاب سال هاي 56 و57 به جرات مي توان گفت، مركز ثقل راهپيمايي كه منجر به پيروزي انقلاب شد بودند.
نگاهي به تصاوير باقي مانده از اين دوره و فيلم هايي كه از راهپيمايي ها باقي مانده است انسجام و كثرت حضور زنان را مي رساند. قانون اساسي جمهوري اسلامي نوشته شد. فصل سوم در حقوق ملت، در اصل 19، مردم ايران را از هر قوم و قبيله يي داراي حقوق مساوي فرض كرد و در اصل 20، همه افراد اعم از زن و مرد يكسان در حمايت قانون قرار گرفتند، طرفه اينكه اصل 21 قانون اساسي كلاً به حقوق زنان پرداخت، در بند نخست اين اصل، ايجاد زمينه هاي مساعد براي رشد شخصيت زن و احياي حقوق مادي و معنوي مورد توجه قرارگرفت. قانون اساسي جمهوري اسلامي با اين حمايت از زنان، راه جديدي را پيش پاي آنان قرار داد، در ديگر اصول هم جز اصل 115 محدوديتي براي زنان قائل نشد. آنچه در اصل 115 منشاء اختلاف است ورود واژه رجال مذهبي و سياسي، در اين اصل است، هرچند اين واژه به باور بعضي با ابهامي روبه رو است و مي گويند رجال موضوع اصل 115، به معناي جنسيت نيست و



