ملاک های انتخاب کاندیداهای اصلح مجلس برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی
1-پرهیز از وعده های پوشالی
تجربه انتخابات گذشته و بر زمین ماندن بسیاری از مطالبات مردم، قرینه عریانی است كه نشان می دهد برای برخی از نامزدهای مجلس، وعده های دروغین آفرینش گلستان به بهای حضور در بهارستان، راحت تر از نوشیدن یك لیوان آب است.
البته باید با آوردن چوب انصاف به زمین قضاوت، عنوان كرد كه بسیاری از كاندیداهای مجلس، در اندیشه ساخت آینده ای بهتر برای شهر و كشور خود هستند و در ضمیر و باطن آنان، اندیشه خدمت رسانی به آحاد جامعه موج می زند اما این سخن اصلاً به این معنا نیست كه همه نامزدهای انتخابات اخیر، با چنین نگاه قابل ستایشی به میدان گزینش آمده اند.
"اشتهار گرایی" و كسب قدرت از معبر صندلی های سبز مجلس، آنقدر وسوسه كننده هست كه برخی از نامزدهای مجلس به گفتمان خودمانی "وعده های سرخرمن" روی بیاورند.
شاید بتوان كم آگاه تلقی كردن مخاطب و دست كم گرفتن شعور عمومی شنونده را از جمله مهم ترین دلایل دادن این گونه وعده های غیر منطقی از سوی نامزدهای انتخابات برشمرد اما اگر گذری اجمالی بر احوالات مردم ایران و حضور هوشمندانه آنان در صحنه های حساس و تاریخ ساز انقلاب اسلامی داشته باشیم، به سهولت درمی یابیم كه شاكله افكار ملت ایران به شمایل هوشمندی استوار است كه به راحتی تفاوت وعده های دروغین و قول های راستین را از یكدیگر تمیز می دهد.
وظیفه انسانی و شرعی نامزدهای انتخاباتی است كه بر مبنای حقیقت و نه بر پایه مجاز، از كیسه وعده ها خرج كنند و اگر این چنین نكنند، قربانی اصلی این گزافه سرایی ها، خود كاندیداهایی هستند كه مردم فهیم ایران، آنان را از دایره انتخاب شدن طرد می كنند.
2-توانایی تحقق وعده های انتخاباتی
نگاه به پشتوانه عملی هر وعده انتخاباتی كه بر زبان رانده می شود از الزامات عقل اندیشی و مصلحت جویی است.
متاسفانه در فضای انتخاباتی ادوار گذشته شاهد بیان گفته هایی از سوی نامزدها بودیم كه به هیچ وجه در ظرف توان و قدرت یك نماینده مجلس نبود.
رسم ناپسند وعده دادن های پرشمار و رنگارنگ باعث شده است كه برخی از مردم مطابق با سخن سرایی های پرطمطراق كاندیداها، انتظار داشته باشند كه با ورود فرد منتخبشان به صحن مجلس، به یكباره كلیه مشكلات عمرانی، بهداشتی و آموزشی شهرشان دگرگون شود.
عدم توازن میان حجم وعده های زبانی با مصداق عملی و عینی شعارهای انتخاباتی، موجب می شود كه افكار عمومی نسبت به نتایج و خروجی انتخابات دلسرد شود.
وقتی حتی نیمی از گفته های كاندیداها در مقام عمل محقق نمی شود، بدیهی است كه مردم در انتخابات بعدی، به بسیاری از كاندیداها نیز به دید یك "حراف فرصت طلب" نگاه كنند و به بیان ساده تر، در آن شرایط همه كاندیداها را با یك چوب می زنند.
عدم توانایی كاندیداها در به منصه ظهور رساندن قول های انتخاباتی، خود به خود موجب كاهش اعتماد مردم به فرآیند پرافتخار انتخابات می شود .
یعنی كاندیدی كه باید به طور طبیعی و منطقی در پرشورتر شدن صندوق های رای، نقش مثبت و موثری ایفا كند، با سخنان غیر عملی و غیر كارشناسی خود، آب در آسیاب دشمن می ریزد.
به بیان دیگر هر فردی، اعم از یك شهروند معمولی یا یك نامزد انتخاباتی كه بخواهد به دستاوردهای انتخابات آزاد ایران كه ازسرمایه خون شهادت حاصل شده است، بی اعتمادی و نا امیدی را تزریق كند، در نتیجه به كل ایدئولوژی نظام خیانت كرده است.
3-تسلیم نشدن كاندیداها در مواجهه با اربابان ثروت
وقتی سخن از نمایندگی خلیفة الله به میان می آید، این واژه مقدس الزامات سنگینی را هم در پی دارد كه یكی از عمده ترین آن ها، ارجح دانستن مصلحت عموم مردم بر منافع اقشار خاص است.
پرواضح است كه نباید از كاندیدی كه سراپا وامدار الطاف گرو های وابسته به مكنت است و با دلگرمی و حمایت آنان به كرسی مجلس جلوس می كند، متوقع بود كه در دوره نمایندگی اش، محنت توده را رنج خویش به حساب آورد.
زمانی خانه پارلمان از پای بست ویران می شود كه تعداد نمایندگان گروه های متمكن افزون تر از نمایندگان كارگران و پیشه وران باشد.
تجربه چنین مجلس "كاپیتالیستی" در نظام لیبرال دموكراسی آمریكا و البته نتیجه فاجعه بار فعلی آن نیز مشهود و قابل عبرت است.
وقتی سناتورها و منتخبان مجلس نمایندگان در ایالت متحده، خود در زمره اشراف محسوب شده و با رانت هم پیاله های خود نیز به جایگاه سیاسی نایل می شوند، واضح است كه طبقات فقیر این كشور وقتی مشاهده می كنند كه هیچ نماینده ای برای انعكاس دغدغه های آنان وجود ندارد، قیام گسترده "وال استریت" را برای اضمحلال كل نظام ترتیب دهند.
در واقع، نتیجه و پیامدهای وصل شدن مطلق نمایندگان مردم به مثلث زور و زر و تزویر در جامعه آمریكا، می تواند برای بسیاری از ملل گوناگون نیز آموزنده و پندآفرین باشد.
متاسفانه در خاك ایران اسلامی هم كم نیستند كاندیداهایی كه در پشت پرده با اربابان ثروت متصل هستند و فرامین گردانندگان و سرمایه گذاران ستادهای انتخاباتی شان را مو به مو اجرا می كنند.
"نمك گیر شدن" كاندیدای مجلس شورای اسلامی و راه یابی همان فرد به پارلمان، تاثیر منفی و مستقیم خود را بر روی سرنوشت مردم برجای می گذارد و حتی در یك بازه زمانی كوتاه مدت، هزینه جبران الطاف سرمایه داران، نه از جیب آن نماینده كه از كیسه مردم تامین خواهد شد.
حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در همین راستا و در توصیف كاندیداهای اصلح عنوان كردند: مردم باید كسانی را انتخاب كنند كه به كانون های ثروت و قدرت متصل نباشند؛ كسانی باشند كه واقعا مردم اینها را بخواهند؛ بر طبق وجدانشان، بر طبق دینشان و بر طبق وظایف انقلابی شان عمل كنند.
سخن صریح آن كه باید هوشیار بود كه اگر صدای دنده های ترك خورده فقرا، مجالی برای انعكاس در مجلس نمایندگان مردم نیابد، فریاد پابرهنگان از منفذی دیگر و به شكلی دیگر سر بر می آورد!
4-عدم تخریب و ترور شخصیت كاندیداهای دیگر
همچو روز روشن است كه "ضعف شخصیتی" عمده دلیلی است كه یك نامزد انتخاباتی، كاندیدای دیگر را به تیغ تحقیر و توهین می خواند.
اثبات حقانیت وعده ها با خرد كردن كاندیدای دیگر حاصل نمی شود، بلكه كارنامه گذشته كاندیداها، معیار غیر قابل كتمانی است كه مردم در گزینش خود به آن اتكا می كنند.
حتی آیتالله العظمی زنجانی، یكی از مراجع عظام تقلید در خصوص حفظ اخلاق انتخاباتی، پا را فراتر از توصیه نهادند و تخریب كاندیدا را حرام اعلام كردند.
"تخریب دیگران و غیبت كردن از آن ها در انتخابات شرعا حرام است. با بداخلاقی، تندی و خراب كردن دیگران كار درست نمیشود .كاندیداها اگر هنر دارند خود را عرضه كنند و از تخریب دیگران بپرهیزند زیرا تخریب دیگران و غیبت كردن حرام است."
در هر حال، جدای از نتایج انتخابات 12 اسفند، باید عنوان كرد كه پذیرفته شدن در صندوق های اخذ رای، همواره به معنای قبول شدن در آزمون اخلاق انتخاباتی نیست.
چه بسا كاندیدی در پیشگاه مردم برای نمایندگی مجلس مقبول نیفتد اما اگر در پروسه انتخابات، كیسه بیت المال را صرف شانتاژ سیاسی نكرد و زبانش را جز به راستی نچرخاند، آنگاه به طور قطع در آزمون "اخلاق انتخاباتی" در پیشگاه خداوند و مردم سرافراز بیرون آمده است.