از قربان تا غدیر خم
فَلیُبَلِّغِ الحاضِرِالغائِبَ وَالوالِدِ الوَلَدَ الی یُومِ القِیامَة

هدف از این نوشته بازخوانی فرازهایی از خطبه با شکوهی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز هجدهم ذی الحجه سال دهم هجرت در منطقه ای به نام غدیر ایراد کردند. اما قبل از ورود به متن خطبه لازم می دانیم چند سطری را به خود خطبه و سابقه نقل آن اختصاص دهیم:

واقعه با شکوه و بسیار مهم غدیر، شامل مراحل مقدماتی (قبل از خطبه) و متن خطبه و وقایعى كه همزمان با خطبه اتفاق افتاد و آنچه پس از خطبه به وقوع پیوست به صورت یك روایت مفصل نقل نشده و یا اگر شده به دست ما نرسیده است. آنچه اکنون ما در اختیار داریم نقل های کوتاه و گسترده ای است که حاضرین در آن مراسم باشکوه، دیده یا شنیده اند و بعد نقل کرده اند.

خوشبختانه قسمتهاى مهم این واقعه که بخشهای کلیدی آن است به طور متواتر نقل شده و نیز متن کامل خطبه غدیر که محور اصلی آن همایش بی نظیر بود با اندک اختلافی در الفاظ و نه در محتوا در نُه كتاب از منابع شیعه كه هم اكنون در دست مى باشد و به چاپ هم رسیده با اسناد متصل موجود است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از حمد و ثنای الهی به عنوان مقدمه آن اعلام بزرگ فرمود: خدای متعال به من خبر داده که اگر آنچه را که در مورد علی [علیه السلام] بر من نازل می کند ابلاغ نکنم وظیفه رسالتم را انجام نداده ام

متنی را که ما برای بازخوانی برگزیده ایم متنی است که مرحوم طبرسی (م558 ق) در کتاب الاحتجاج، جلد اول، صفحه 58 از طریق امام باقر علیه السلام نقل کرده است.

 

فهرست تقریبی خطبه غدیر

این خطبه به چاپهای امروزی حدود بیست صفحه است که اگر خواسته باشیم فهرستی اجمالی از مضمون آن البته با توجه به حجم مطالب ایراد شده ارائه دهیم فهرستی شبیه به فهرست زیر خواهد شد:

1.  حمدو ثنای الهی: دو صفحه

2. ابلاغ فرمان الهی مبنی بر اینکه انجام رسالت در گرو اعلام ولایت است: یک صفحه و نیم

3. اعلام امامت ائمه دوازده گانه و ولایت آنها: سه صفحه

4. معرفی شخص علی علیه السلام به عنوان امیرالمومنین و جانشین بلافصل خود: یک صفحه

غدیر

 

5. تاکید بر توجه امت اسلامی به مساله امامت: یک صفحه و نیم

6. اشاره به منافقین و نقشه های آنان و نیز هشدار به امت اسلامی در مورد آنها: سه صفحه

7. بیان اوصاف دوستان و دشمنان اهل بیت علیهم السلام: دو صفحه

8. درباره آخرین امام، حضرت بقیة الله الاعظم علیه السلام: یک صفحه

9. بیانات مقدماتی برای مراسم بیعت مردم با امیرالمومنین علیه السلام: یک صفحه

10. در مورد حلال و حرام، واجبات و محرمات: دو صفحه

11. سخنان پایانی با موضوع بیعت که پس از آن، مراسم رسمی بیعت آغاز شد: دو صفحه

در ادامه بخشهایی از این خطبه سرنوشت ساز را که کمتر مورد بازخوانی و توجه قرار گرفته و یا نیاز به توجه بیشتر دارند گزینش و در حد توان، ترجمه شیوایی از آن ارائه می شود و در مواردی هم که نیاز به شرح و توضیحی بیش از ترجمه وجود دارد توضیحاتی را به آن می افزاییم.

 

بخشهایی از فراز دوم : انجام رسالت در گرو اعلام ولایت

رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از حمد و ثنای الهی به عنوان مقدمه آن اعلام بزرگ فرمود: خدای متعال به من خبر داده که اگر آنچه را که در مورد علی [علیه السلام] بر من نازل می کند ابلاغ نکنم وظیفه رسالتم را انجام نداده ام و بعد این آیه را بر من نازل کرد: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرین‏» (1)

در ادامه فرمود: از جبرئیل خواستم تا از خدا بخواهد مرا از ابلاغ این فرمان به شما معاف کند؛ زیرا من از کمی متقین و کثرت منافقین و نیز مخالفت و خیانت اهل معصیت و حیله های مسخره کنندگان اسلام باخبرم

مردم! من تا کنون در ابلاغ آنچه به من وحی شده هیچ قصور و کوتاهی نکرده ام. سبب نزول این آیه آنهم با این لحن این است که جبرئیل امین سه بار بر من نازل شد و مرا از جانب خدا مامور کرد تا در این محل بایستم و به همگان اعلام کنم که «أَنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ ع أَخِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی وَ الْإِمَامُ مِنْ بَعْدِی الَّذِی مَحَلُّهُ مِنِّی مَحَلُّ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی وَ هُوَ وَلِیُّكُمْ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ» علی فرزند ابوطالب [علیهمالسلام] برادر و وصی من و جانشین و امام بعد از من است؛ جایگاه او نسبت به من مانند جایگاه هارون نسبت به موسی است جز آنکه بعد از من پیامبری نخواهد بود و علی [علیه السلام] بعد از خدا و رسولش ولیّ امر شماست.

نکته: شخصى به حضرت على بن الحسین علیهما السلام عرض كرد: عده ای مى‏گویند بهترین مردم بعد از پیغمبر خدا صلى اللَّه علیه و آله أبو بكر، بعد از او عمر، بعد از او عثمان و در نهایت على علیه السلام است. فرمود: آیا خبر دارى كه از رسول خدا صلی الله علیه و آله به علىّ علیه السلام فرمود: نسبت تو به من، نسبت هارون به موسى است با این تفاوت كه پس از من پیغمبرى نخواهد بود؟ بنابراین کسی در فضیلت به گرد پای علی علیه السلام هم نمی رسد تا چه رسد به اینکه در مقامی برتر از او قرار گیرد.(2)در ادامه فرمود: از جبرئیل خواستم تا از خدا بخواهد مرا از ابلاغ این فرمان به شما معاف کند؛ زیرا من از کمی متقین و کثرت منافقین و نیز مخالفت و خیانت اهل معصیت و حیله های مسخره کنندگان اسلام باخبرم؛ همانهایی که خدا در باره شان فرمود: با زبانهایشان چیزی را می گویند که در دل به آن ذره ای باور ندارند.(3)

این عده بارها و بارها مرا رنجاندند و باعث آزار و اذیت من شدند تا جایی که همراهی و گفتگوهای مکرر علی [علیه السلام]  با من و نیز توجه من نسبت به او را برنتافتند و بر من نام «أُذُن» گذاشتند؛ یعنی کسی که هر حرفی را می شنود. اینجا بود که خداوند در آیه ای پاسخ آنها را داد.(4)

و اکنون اگر بخواهم می توانم نام هر یک از آنها را ببرم و با انگشت به تک تک آنها اشاره کنم و مشخصات آنها را به وضوح بیان کنم تا همه آنها را بشناسند؛ اما به خدا سوگند که من در مورد آنها با نهایت بزرگواری رفتار کرده و از افشای نام و مشخصات آنها صرف نظر می کنم؛ « وَ لَوْ شِئْتُ أَنْ أُسَمِّیَ بِأَسْمَائِهِمْ لَسَمَّیْتُ وَ أَنْ أُومِیَ إِلَیْهِمْ بِأَعْیَانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَ أَنْ أَدُلَّ عَلَیْهِمْ لَدَلَلْتُ وَ لَكِنِّی وَ اللَّهِ فِی أُمُورِهِمْ قَدْ تَكَرَّمْتُ»

نکته:اسم و رسم تمام منافقین و مخالفین و منکرین ولایت بر حضرت معلوم و عیان بود ولی از آنجایی که قصاص قبل از جنایت نارواست و آن حضرت مامور بود تا بر اساس ظاهر افراد با آنها رفتار کند آنها به عامه مردم معرفی نکرد؛ ولی بنابر وظیفه ای که داشت خطر این گروه را به مردم گوشزد کرد؛ هر چند اعضای این گروه و فعالیتعای مخفی آنها بر خواص اهل بصیرت پوشیده نبود. 

در ادامه فرمود: با تمام این اوصاف و نیز با وجود منافقان و مخالفان سر سخت، خداوند مرا از انجام این ماموریت معاف نکرد و با انزال این آیه [ضمن تاکید بر انجام آن ماموریت،] انجام رسالت را در گرو ابلاغ امامت و خلافت علی علیه السلام دانست و در همین آیه، بی اثری تلاش آن عده از بدخواهان و مخالفان را نیز به من نوید داد. « وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس‏» (5)

 ادامه دارد ...

 

پی نوشتها:

1.  سوره مائده آیه 67

2.  معانی الاخبار ص 74

3.  سوره فتح آیه 11

4. سوره توبه آیه 61

5. سوره مائده آیه67


 
[ یک شنبه 22 آبان 1390  ] [ 2:08 PM ] [ عرفان احمدي ] [ نظرات 0 ]
غدیر

 

در بین صحابه و تابعین چه پیش از دوران خلافت ظاهرى امیرالمؤمنین على علیه السلام و چه در عهد خلافت آن جناب و زمانهاى بعد، استدلال به قضیه غدیر و قسم و سوگند خوردن به آن رواج پیدا كرده بود.

عمر در هنگام احتضار و مرگ خود، امر خلافت را بین شش نفر به شورا گذاشت. (حضرت على علیه السلام، عثمان، طلحه و زبیر، سعد و عبدالرحمن بن خوف)

ابوالطفیل گوید، چون این عده شورا تشكیل دادند، مرا به عنوان دربان قرار دادند كه از ورود افراد جلوگیرى نمایم. در این هنگام على علیه السلام، فرمود: من بطور مؤكد بر شما احتجاج و استدلال خواهم نمود به چیزى كه هیچ فرد عربى و غیرعربى از شما نتواند آنرا دگرگون نماید. شما را سوگندى می دهم به خدا كه آیا در میان شما كسى هست كه پیش از من به وحدانیت خدا ایمان آورده باشد؟

فرمود: شما را به خدا سوگند می دهم آیا در میان شما جز من كسى هست كه رسول خدا درباره او فرموده باشد، « من كنت مولاه فعلىّ مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، وانصر من نصره... لیبلغ الشاهد الغائب» همگى گفتند: نه و همگى بر صحت این حدیث شریف مهر تاءیید زدند

همگى گفتند: نه. فرمود: شما را به خدا قسم سوگند می دهم در میان شما كسى هست كه برادرى چون جعفر طیار و عمویى چون حمزه و همسرى چون فاطمه علیها السلام و فرزندانى چون حسن و حسین داشته باشد؟

همگى گفتند: نه. فرمود: شما را به خدا سوگند می دهم آیا در میان شما جز من كسى هست كه رسول خدا درباره او فرموده باشد، « من كنت مولاه فعلىّ مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، وانصر من نصره... لیبلغ الشاهد الغائب».همگى گفتند: نه و همگى بر صحت این حدیث شریف مهر تاءیید زدند.


 
[ شنبه 21 آبان 1390  ] [ 7:22 PM ] [ عرفان احمدي ] [ نظرات 0 ]

رسول خدا صلّى الله علیه وآله در دهمین سال هجرت به همراه قبایل و طوایف مختلف عازم حج گردید. و روز شنبه بیست و چهارم یا بیست و پنجم ذیعقدة الحرام به قصد حج، پیاده از مدینه خارج شد و تمامى زنان و اهل حرم خود را نیز در هودج ها قرار داد و به همراه تمام مهاجرین و انصار و قبایل عرب حركت فرمودند.

پس از آنكه رسول خدا مناسك حج را انجام دادند، به همراه حاجیان كه حدود 124 هزار نفر بودند، قصد بازگشت به مدینه را فرمودند. پیامبر و همراهانشان در روز پنجشنبه هجدهم ذیحجه به غدیر خم رسیدند و آن مكانى بود كه راههاى متعدد (راه مدینه و مصر و عراق) از آنجا منشعب می شد. در این روز جبرئیل امین فرود آمد و از سوى خدا سبحان این آیه را آورد:

« یا ایها الرسول بلغ ما انزل من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمك من الناس ان الله لا یهدى القوم الكافرین» ( مائده/67)؛ اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملا (به مردم) برسان، و اگر چنین نكنى، رسالت او را انجام نداده اى. خداوند تو را از (خطرات) مردم نگاه می دارد؛ خداوند جمعیت كافران را هدایت نمى كند.

امین وحى الهى این آیه را آورد و از طرف خداوند به آن حضرت امر كرد كه على علیه السلام را به ولایت و امامت، معرفى و منصوب فرماید.

در آن هنگام اذان ظهر گفته شد و حضرت نماز ظهر را به جماعت خواندند، پس از اتمام نماز بر محل مرتفعى كه از جهاز شتران ساخته شده بود، قرار گرفتند و با صداى بلند این گونه فرمودند:

«حمد و ستایش مخصوص خداست. از او یارى می خواهیم و به او ایمان داریم و توكل ما به اوست. اى مردم، همانا خداوند مرا آگاه كرده است كه دوران عمرم سپرى شده و به زودى دعوت خداوند را اجابت كرده و به سراى باقى خواهم شتافت...

در این موقع پیامبر صلّى الله علیه وآله فرمودند: الله اكبر! بر اكمال دین و اتمام نعمت و خشنودى خدا به رسالت من و ولایت على علیه السلام بعد از من، سپس مردم به امیرالمؤمنین تهنیت و تبریك گفتند. پیش از همه ابوبكر و عمر بودند كه تبریك گفتند. عمر گفت: به به براى تو اى پسر ابوطالب كه صبح و شام را درك كردى در حالى كه مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن گشتى

بیندیشید و مواظب باشید كه پس از درگذشت من با دو چیز گرانبها كه من در میان شما می گذارم، به خوبى رفتار كنید. آنكه بزرگ تر است كتاب خداست كه یك طرف آن در دست خدا و طرف دیگر آن در دست شماست (كنایه از این كتاب خدا وسیله ارتباط با خداست) و امانت دیگر عترت من می باشد و همانا خداى مهربان مرا آگاه فرمود كه این دو هرگز از یكدیگر جدا نخواهند شد تا كنار حوض بر من وارد شوند. بنابراین از آن دو باز نایستید و كوتاهى نكنید كه هلاك خواهید شد. سپس دست على علیه السلام را گرفت و او را بلند نمود و فرمود: هر كس كه من مولاى او هستم على علیه السلام مولاى اوست و این سخن را سه بار تكرار فرمود. سپس به دعا گشود و فرمود: بار خدایا، دوست بدار آن كس را كه على علیه السلام را دوست بدارد و دشمن بدار آن كس را كه على علیه السلام را دشمن بدارد. یارى فرما یاران او را و خوار گردان، خواركنندگان او را. او را محور و میزان حق و راستى قرار بده.

آنگاه فرمود: این سخن را آنها كه حاضرند به غائبین اطلاع دهند.

هنوز جمعیت پراكنده نشده بود كه جبرئیل رسید و این آیه را ابلاغ كرد:

« الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا » (مائده/3)؛ در این موقع پیامبر صلّى الله علیه وآله فرمودند: الله اكبر! بر اكمال دین و اتمام نعمت و خشنودى خدا به رسالت من و ولایت على علیه السلام بعد از من، سپس مردم به امیرالمؤمنین تهنیت و تبریك گفتند.

پیش از همه ابوبكر و عمر بودند كه تبریك گفتند. عمر گفت: به به براى تو اى پسر ابوطالب كه صبح و شام را درك كردى در حالى كه مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن گشتى.


 
[ شنبه 21 آبان 1390  ] [ 7:20 PM ] [ عرفان احمدي ] [ نظرات 0 ]

سیادت به معنای بزرگی و ریاست بر دیگران است. در لغتنامه معین به معنای سروری، شرافت و بزرگی کسی بر دیگران ترجمه شده است و در مقابل معنای عبد و ذلیل قرار دارد. با لحاظ این معنا چه، کسی هاشمی و علوی باشد یا نباشد، به شرط سروری و ریاست و به اندازه همان بر دیگران سیادت دارد.

 

مجمع البحرین این معنا را تایید می کند:السید الرئیس الكبیر فی قومه المطاع فی عشیرته و إن لم یكن هاشمیا و لا علویا(ج 3 ص71)؛ سید، سرور بزرگ قوم است که مورد اطاعت اهل قومش قرار دارد، چه هاشمی باشد یا نباشد. بنابراین هر کسی که بر گروهی ریاست دارد و مورد اطاعت آنها قرار گرفته است بر آنها سیادت دارد. مثل رهبر بر امت، رییس یک سازمان بر اعضاء آن، و حتی سرپرست یک خانواده بر اهل خانواده و ... معنای دینی سیادت نیز همین است اما معیار سروری و بزرگی در دین  با معیار های اجتماعی غیر دینی متفاوت است. سیادت در دین با انتصابهای الهی معنا پیدا می کند.

«... أَنَّ اللهَ یُبَشِّرُكَ بِیَحْیى‏ مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَیِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِیًّا مِنَ الصَّالِحِینَ» (آل عمران،39)؛ همانا(ای زکریا) خدا مژده مى‏دهد تو را به یحیى، همان كه گواهى دهنده است به كلمه‏اى از خدا! سرور و پیشوا، و پارسائیست خوددار، و پیمبری از شایستگان است.

سیادت در معنای خاص، سیادتی است که نه به دلیل سروری کسی بر دیگران، بلکه به دلیل انتساب به خاندان پیامبر خدا حاصل شده است. در تفاسیر آمده است که: «سیادت، اجماع امت است كه خاص در حضرت هاشم و اولاد هاشم است و از خدا نازل شده است

 

 

سیادت یحیی در این آیه به مقام نبوت او، سروری و ریاستی که پیامبران بر امت خود دارند اشاره دارد. هر کس خداوند سروری و بزرگی او را برای دیگران معین کرده است او بر زیر دستان خود سیادت دارد بنابر اخبار زیادی پنج تن آل عبا بر کل بشریت سروری دارند. لذا حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) اولین سید و حضرت علی(علیه السلام) که دومین مقام در بین پنج تن است، دومین سید عالم است و حتی بر پیامبران اولوالعزم نیز سیادت دارد.

 

اما این معنای عام سیادت است. سیادت یک معنای خاص هم دارد که اتفاقا همین معنا به اراده خداوند علم شده است. سیادت در معنای خاص، سیادتی است که نه به دلیل سروری کسی بر دیگران، بلکه به دلیل انتساب به خاندان پیامبر خدا حاصل شده است. در تفاسیر آمده است که: «سیادت، اجماع امت است كه خاص در حضرت هاشم و اولاد هاشم است و از خدا نازل شده است. علماى نسّابه نیز گفته‏اند: سیادت، بر هاشم مقرر گردید، زیرا حضرت پیغمبر صلّى الله علیه و آله و سلّم فرمود: خداى تعالى از خلایق برگزید عرب را، و از عرب قریش را، و از قریش هاشم را، و او را سید عرب و عجم گردانید و از بنى هاشم مرا و على و فاطمه علیهماالسلام و ذریه ایشان را.»(تفسیر اثنا عشری، ج‏2، ص 89)

این نوع سیادت، هم آزمایشی است برای خلق خدا، هم مصداقی از کوثر است در پاسخ کسی که پیامبر را به دلیل نداشتن فرزند پسر، ابتر خواند. با نشان سیادت تا روز قیامت نسل پیامبر، مشخص و محترمند. به جز نسل پیامبر در دنیا، نسل هیچ بنی بشری مشخص و قابل شمارش و آمار نیستند.

اما سیادت حضرت علی علیه السلام از هر دو جهت است سیادت حضرت علی علیه السلام، از دو راه ثابت و معین است. یکی به دلیل نسبت نزدیک فامیلی است. بعضی گمان می کنند که سیادت تنها به پیامبر و فرزندان آن حضرت متعلق است. در حالی که همه خاندان نسبی پیامبر یعنی هاشم و اولاد او نیز به دلیل انتساب نزدیک به پیامبر سیدند که از جمله آنها حضرت علی علیه السلام است.

این نوع سیادت، هم آزمایشی است برای خلق خدا، هم مصداقی از کوثر است در پاسخ کسی که پیامبر را به دلیل نداشتن فرزند پسر، ابتر خواند. با نشان سیادت تا روز قیامت نسل پیامبر، مشخص و محترمند. به جز نسل پیامبر در دنیا، نسل هیچ بنی بشری مشخص و قابل شمارش و آمار نیستند

 

 

اما سیادت آن حضرت تنها به همین حد محدود نمی شود. او وصی پیامبر و برادر اوست. اگر چه نسبت فامیلی او با پیامبر نسبت عموزادگی است، اما او بنابر برخی آیات قرآن برادر و بلکه همچون جان پیامبر است. وقتی در آیه مباهله به پیامبر خدا فرمان داده شد که با فرزندان، زنان، و نفس خودتان برای مباهله بروید، رسول خدا به عنوان فرزندان، حسنین علیهم السلام و به عنوان زنان، حضرت فاطمه سلام الله علیها و به عنوان نفس خودش حضرت علی را به همراه برد. «فَمَنْ حَاجَّكَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبینَ.»(آل عمران، 61)؛ پس هر كس با تو درباره بندگى و رسالت عیسى(ع) مجادله كرد بعد از علمى كه از مطلب یافتى، به ایشان بگو بیائید ما فرزندان خود، و شما فرزندان خود را، ما زنان خود و شما زنان خود را، ما نفس خود، و شما نفس خود را بخوانیم و سپس مباهله كنیم و دورى از رحمت خدا را براى دروغگویان كه یا مائیم، یا شما، درخواست كنیم.

 

علاوه بر تمامی آیات و روایاتی که دال بر برادری حضرت علی علیه السلام با پیامبر دارند، از آنجا که او بعد از پیامبر بزرگ و سرور عالمیان است او سیادت واقعی بر همگان به جز شخص پیامبر اکرم دارد. بلکه می توان گفت سیادت او از خود اوست و سیادت اولاد او از همسران دیگرش جز حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز از سیادت اوست. اما اولاد ایشان از حضرت فاطمه علیهاالسلام سیدند به سیادت پدر و مادر هر دو و بلکه به سیادت پیامبر اکرم .



 
[ شنبه 21 آبان 1390  ] [ 7:19 PM ] [ عرفان احمدي ] [ نظرات 0 ]

مقدمه

در آخرین سلسله از مقالات تبیین خطبه ی غدیر پس از مقالاتی همچون:

-بیم و امید در خطبه ی غدیر!

-درس پیامبری!

-پیامبر منافقان را می شناخت!

اکنون به بررسی دلایل خود پیامبر (ص) در ابلاغ امامت علی بن ابیطالب (ع) به عنوان امیرالمؤمنین می پردازیم. دلایلی که همواره روشنگر راه مسلمانان و شیعیان خواهد بود.

 

خود پیامبر (ص) دلیل می آورند!

پس از آنکه پیامبر (ص) در غدیر همگان را فراخواندند و غرض خویش را از این اجتماع آمدن جبرئیل آن هم برای سه مرتبه و دستور الهی مبنی بر ابلاغ وحی بیان نمودند فرمودند:

نخستین دلیل بر امامت حضرت علی (ع) آن است که مقام و منزلت ایشان نسبت به پیامبر (ص) همانند هارون به موسی (ع) است و چه کسی است که نداند هارون نسبت به موسی چگونه بود! او برادر و وصی و جانشین و امام پس از موسی بود که هدایت امّت را پس از او و در غیاب او بدست داشت. چگونه است که مردم جایگاه علی (ع) را پس از پیامبر (ص) به درستی فهم نمی کنند؟! ...

 

 

فاعلم کلّ ابیض و اسود أنّ علیّ بن ابیطالب أخی و وصیّی و خلیفتی و الامام من بعدی الذّی محلّه منّی محلّ هارون من موسی إلا انّه لابنی بعدی و هو ولیّکم بعدالله و رسوله و قد انزل الله تبارک و تعالی علّی بذلک آیه من کتابه: أنّما ولیّکم الله و رسوله و الذّین امنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزّکوه و هم راکعون.

 

اعلام می کنم که همه بدانند و سفید و سیاه آگاه شوند که علی بن ابیطالب برادر من و وصی من و جانشین من و امام بعد از من است و مقام او نسبت به من مانند مقام هارون نسبت به موسی است جز آن که پیامبری بعد از من نخواهد آمد و او بعد از خدا و رسول ولی و پیشوای شماست و فرمان را خداوند و تعالی صادر فرموده است. این آیه از کتاب خداست: "این است و جز این نیست، ولی شما خدا و رسول او هستند و آنان که ایمان آورده اند و اقامه ی نماز می نمایند و در حال رکوع زکات می دهند."(مانده/55)

 

حدیث منزلت

بر اساس فرمایشات نبی اکرم (ص) نخستین دلیل بر امامت حضرت علی (ع) آن است که مقام و منزلت ایشان نسبت به پیامبر (ص) همانند هارون به موسی (ع) است و چه کسی است که نداند هارون نسبت به موسی چگونه بود! او برادر و وصی و جانشین و امام پس از موسی بود که هدایت امّت را پس از او و در غیاب او بدست داشت. چگونه است که مردم جایگاه علی (ع) را پس از پیامبر (ص) به درستی فهم نمی کنند؟! ...

 

غدیر

 

آیه ی ولایت!

دومین دلیل پیامبر (ص) آیه ی ولایت از قرآن کریم است که ولی شما خدا و سپس رسول و سپس مؤمنانی است که اقامه ی نماز می کنند و در حال رکوع زکات می دهند. گرچه همگان می دانستند که مصداق این آیه علی بن ابیطالب (ع) است اما پیامبر (ص) باز هم در خطبه ی غدیر حجّت را تمام فرمودند: و علی بن ابیطالب أقام الصلوه و اتی الزّکاه و هو راکع یرید الله عزّ و جلّ فی کل حال؛و علی بن ابیطالب (ع) اقامه ی نماز نمود و در حال رکوع زکات داد و او در هر حال رضای پروردگار را می جوید.

 

افاضه ی حلال و حرام الهی به علی (ع)!

پیامبر (ص) در این خطبه پس از ابلاغ وحی الهی مبنی بر امامت علی (ع) توضیح می فرمایند که حلال و حرام الهی را به علم افاضی به علی (ع) داده اند! پس جز او پس از پیامبر (ص) از حلال و حرام الهی آگاهی ندارد.

لاحلال إلا ما احلّه الله و لاحرام الا ما حرّمه الله، عرّفنی الحلال و الحرام و أنا أفضت بما علّمنی ربّی من کتابه و حلاله و حرامه إلیه؛ حلالی نیست مگر آنچه را که خداوند حلال فرموده و حرامی نیست مگر آنچه را که خداوند حرام فرموده و آنچه را که خداوند از حلال و حرام به من تعلیم فرموده من نیز تمام آنچه خداوند از کتاب خود و حلال و حرامش تعلیم نموده است، من همه را به علی آموخته ام! پیامبر (ص) ما در اینجا تصریح فرموده اند که حلال و حرام تنها توسط شارع مقدس و خود خداوند متعال وضع می شود و حتی به دست خود پیامبر (ص) نیز نمی باشد چه رسد به دست سایر مردم! البته تاریخ پاسخی ندارد که چرا پس از پیامبر (ص) برخی از مردم حلال و حرامهایی را وضع نمودند؟! آیا آنها حتی از پیامبر (ص) نیز بالاتر بودند؟! ...

سپس همه ی حلال و حرام الهی و در یک کلام دین اسلام و احکام الهی را که پیامبر (ص) از خدا آموخته بود به علی (ع) یاد داد و به روح و قلب او افاضه نمود. تعبیر پیامبر (ص) در اینجا تعلیم نیست بلکه همه ی حلال و حرام الهی به علی (ع) افاضه شد و قلب او منوّر به نور اسلام گردید. چه کسی چه او شایسته است که کشتی هدایت را پس از پیامبر (ص) به دست گیرد؟! ...

 

علم علی (ع) ضامن پیشوایی مردم!

پیامبر (ص) تأکید ویژه ای بر روی علم علی بن ابیطالب (ع) دارند: معاشر الناس، ما من علم إلا و قد أحصاه الله فی و کلّ علم علّمت فقد احصیته فی علی امام المتّقین و ما من علم إلا و قد علّمته علیاً و هوالامام المبین؛ ای مردم؛ هیچ علمی نیست مگر آنکه خداوند آن را به من آموخت و هر دانشی که به من آموخته شد من آن را به علی پیشوای پرهیزگاران آموختم و دیگر دانش نیست مگر آنکه به علی تعلیم کرده ام و او پیشوای بزرگ و آشکار شماست!

برای امامت و پیشوایی بر امت باید به علم الهی آگاهی داشت و به فرموده ی پیامبر صدیق و راستگو همه ی آنچه را خداوند به پیامبر تعلیم فرموده بود، پیامبر (ص) همه را در علی (ع) منحصر نمود و دیگر علمی نیست که علی (ع) از آنها غافل باشد. به راستی دیگر چه کسی بود که علوم الهی را از پیامبر (ص) آموخته بود؟! ... جز علی (ع) کس دیگری هم بود؟!...

اگر پیامبر علم خویش را تنها به علی (ع) تعلیم فرمود و در او منحصر نمود چه شد که پس از پیامبر (ص) پیشوایی و امامت میان سایرین تقسیم شد؟! ... تاریخ باید پاسخگو باشد!

سبقت علی (ع) در اسلام و عبادت در پیشگاه الهی تنها شایسته ی اوست و غیر او کسی در این مورد با او برابری نمی کند. روزگاری که دیگران مشغول پرستش بتها بودند او در پیشگاه خداوند متعال سر به سجده می نهاد و به سوی او عبادت می کرد. پس از پیامبر (ص) اما مدعیان دروغگو زیاد بودند و پیامبر (ص) البته همه را می شناخت از همان ابتدا! ...

سبقت در اسلام!

از دیگر دلایل امامت علی بن ابیطالب (ع) سبقت او در اسلام است که کسی به این شرافت مزیِن نیست ثمّ إنّه اوَّل من ءامن بالله و رسوله و هوالذی فدی رسول الله بنفسه و هوالذی کان مع رسول الله و لا أحد یعبد الله مع رسوله من الرّجال غیره؛ علی اول کسی است که ایمان به خدا و رسول او آورد و او برای حفظ جان رسول خدا جانبازی نمود. او اول کسی است که با رسول خدا پروردگار را عبادت می کرد هنگامی که احدی از مردان غیر از او با من خدا را عبادت نمی کرد.

سبقت علی (ع) در اسلام و عبادت در پیشگاه الهی تنها شایسته ی اوست و غیر او کسی در این مورد با او برابری نمی کند. روزگاری که دیگران مشغول پرستش بتها بودند او در پیشگاه خداوند متعال سر به سجده می نهاد و به سوی او عبادت می کرد. پس از پیامبر (ص) اما مدعیان دروغگو زیاد بودند و پیامبر (ص) البته همه را می شناخت از همان ابتدا! ...

 

لیله المبیت!

در همین خرازی که از خطبه ی غدیر آمد، پیامبر (ص) از دیگر فضائل امیرالمومنین را جانبازی او برای حفظ رسول خدا می شمارند. لیله المبیت، آن شب که همه توطئه قتل رسول خدا را چیده بودند، آن شب که شیطان درس آموز کفّار بود، ... در آن شب چه کسی جز علی (ع) جانبازی نمود؟! ...

کسی که جان رسول را مقدم بر خود داشت، هیچ کس به این فضیلت او نیز دست نمی یابد! سراسر خطبه ی غدیر در بیان اوصاف و ویژگی های کسی است که جز او لیاقت و شایستگی جانشینی پیامبر را کسی ندارد و در آن اجتماع عظیم همگان شنیدند و بسیاری بر خود لرزیدند! و تاریخ پس از پیامبر (ص) همه چیز را گواهی می دهد! ...


 
[ شنبه 21 آبان 1390  ] [ 7:18 PM ] [ عرفان احمدي ] [ نظرات 0 ]

مقدمه

خطبه ی غدیر یکی از معتبرترین و پرمحتواترین منابع اصیل اسلامی است که مبانی اصیل اعتقادی را به صورت یک دوره ی فشرده مطرح می نماید؛ اصول خداشناسی و توحید، نبوت، امامت و حتی مباحث معاد و زندگی اخروی. در واقع این خطبه خود درسنامه ی کاملی از همه ی اعتقادات اسلامی است که به صورت مستدل و موثق از زبان پیامبر اسلام (ص) برای همیشه ی تاریخ بیان گردیده است. در سلسله ی مقالاتی می کوشیم برخی از نکات اعتقادی را در ابعاد گوناگون همچون نمی از اقیانوس معارف الهی ارزانی شما دوستان عزیز نماییم. باشد که به فضل عید بزرگ اسلام از پیروان واقعی امیرالمؤمنین علی (ع) باشیم. إن شاءالله

 

توحید و خداشناسی در خطبه ی غدیر:

شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که پیامبر اکرم (ص) در این خطبه به عالی ترین مضامین خداشناسی و توحید اشاره نموده است؛ مفاهیم بلندی که حتی امروز نیز بندرت با همه ی رشد در کسب کمالات و معارف از درک صحیح و عمیق آنها قاصر است. بیان صفات و اعماء الهی در نهایت شگفتی و زیبایی هنری است که به خوبی در تابلوی غدیر خود را نشان می دهد.

امیدواری به رحمت او و خوف از گناهان و عقوبت آن ها. هرگاه انسان در تعادل میان امیدواری و هراسان بودن باشد جا پای قدمهای نبی خود گذارده و می تواند ضامنی برای عملکرد خود داشته باشد و اما اگر از هر طرف پایش لغزید و خوفش زیاد شد بدون امیدواری به فضل و احسان پروردگار، در آن صورت یأس و نومیدی جای خود را به امیدواری می دهد و بر اساس آموزه های قرآنی یأس از رحمت خداوند از کارهای شیطان است

 

 

 خدایی که تنها او شایسته ی ستایش است، پروردگاری که در عظمت یکتا و در وحدانیّت بی همتاست، سلطنت او با عظمت و در اداره ی امور خلایق مقتدر و به همه ی مخلوقات دانا و در همه جا حاضر و ناظر و قدرت او بر همه موجودات غالب است؛ الحمدالله الذی علا فی توحّده و دنی فی تفرّده و جلّ فی سلطانه و عظم فی ارکانه و احاط بکل شیء علماً و هو فی مکانه و قهر جمیع الخلق بقدرته و برهانه. شاید بتوان گفت مجموعه صفاتی که رسول اکرم (ص) از خداوند متعال در این خطبه ی شریف به بیان آنها می پردازند، آینه ی صاف و روشنی از پروردگار به دست می دهد که بنده بداند با چه خدایی روبه رو است! خدایی که در مواجه با او همچون بنی رحمت باید گفت که با علاقه بندگی و اطاعت او را می نماییم و از عذاب او می ترسیم. زیرا او خدایی است که از عذاب او هیچ کس ایمنی ندارد و جور و ستم بر هیچ کس نخواهد فرمود: رغبه فی طاعته و خوفاً من عقوبته لأنّه الله الذی لایؤمن مکره و لایخاف جوره.

 

 

خوف

 

دو اکسیر متناقض!

به راستی ترس و امید، بیم و آرزو دو کفه ی ترازوی وجود ما هستند. همان قدر که مطمئنیم خداوند به بندگان خود جور و ستم روا نمی دارد باید بدانیم که از عذاب گناهانمان ایمنی نخواهیم داشت و همان قدر که از عذاب او هراسانیم به رحمت و لطف بی منتهای کرمش امیدواریم! خوف و رجا دو اکسیر متناقضی که وجودمان را طلا می کند. امیدواری به رحمت او و خوف از گناهان و عقوبت آن ها. هرگاه انسان در تعادل میان امیدواری و هراسان بودن باشد جا پای قدمهای نبی خود گذارده و می تواند ضامنی برای عملکرد خود داشته باشد و اما اگر از هر طرف پایش لغزید و خوفش زیاد شد بدون امیدواری به فضل و احسان پروردگار، در آن صورت یأس و نومیدی جای خود را به امیدواری می دهد و بر اساس آموزه های قرآنی یأس از رحمت خداوند از کارهای شیطان است و "ولا تیئسوا من الرّوح الله." و اگر از آن طرف دیگر، آن قدر آدمی به رحمت خدا امید بست که نافرمانی هایش در محضر الهی را فراموش کرد، فراموش کرد حریم الهی را شکسته و در محضر کسی گناه کرده است که بزرگوار و با کرامت است اما منتقم و خیرالماکرین! در این صورت غرور و تکبر شیطانی آدمی را فرا گرفته است و او را از مسیر مستقیم و صراط واقعی دور می سازد.

 

خوف و رجا، هر دو به جا!

بر این اساس آموزه ی قرآنی و الهی آن است که انسان بکوشد در عین خائف و هراسان بودن از هیبت الهی، به او امیدوار باشد و رحمت و فضل او را دست کم نگیرد!

و چه کسی است که نداند رسول مهربانی همان کسی است که خداوند او را به اسرار توحید و خداشناسی از جمله، راهنمایی و هدایت فرموده است! پس اگر بگوییم خطبه ی غدیر در ابتدا توحید و خداشناسی را می آموزد بی راه نرفته ایم!

 

 

خطبه ی غدیر به خوبی این مطلب را توضیح می دهد: کریم حلیم دو اناه، قد وسع کلّ شیء رحمته و منّ علیهم بنعمه، لایعجّل بانتقامه و لایبادر إلیهم بما استحقّوا من عذابه .... و أشهد أنّه الذی تواضع کلّ شیء لقدرته و خضع کلّ شیء لهیبته ... قاصم کلّ جبّار عنید و مهلک کلّ شیطان قرید؛ بخشنده و بردبار و غفور است، رحمت او همه چیز را فرا گرفته و بندگان را به آفرینش نعمتها منّت نهاده است. به انتقام متمرّدین شتاب نمی فرماید و گنه کاران و ستمکاران را به زودی به عقوبت نمی گیرد و ... شهادت می دهم که هر موجودی در پیشگاه باعظمت او متواضع و فروتن است و هر چیزی در برابر هیبت و قدرتش حقیر و ناچیز است ... او قهّاری است که هر طاغی سرکش را از پای در می آورد و هر شیطان متمرّد را هلاک می گرداند.

 

 

وصف او را کس نتواند!

نبی رحمت و مهربانی در آغاز خطبه ی غدیر در بیاناتی مفصّل به بیان صفات و اسماء الهی پرداختند و مهمترین کلید طلایی را بدست ما دادند: رمز خوف و رجاء و البته خود پیامبر عظیم الشأن اظهار فرمودند که کسی نمی تواند او را وصف نماید و به اسرار آفرینش او از پنهان و آشکارا راه یابد مگر آنکه خود پروردگار، او را راهنمایی فرماید: لایلحق احد وصفه من معانیه و لایجد احد کیف هو من سر و علانیه إلا بما دلّ عزّوجلّ علی نفسه. و چه کسی است که نداند رسول مهربانی همان کسی است که خداوند او را به اسرار توحید و خداشناسی از جمله، راهنمایی و هدایت فرموده است! پس اگر بگوییم خطبه ی غدیر در ابتدا توحید و خداشناسی را می آموزد بی راه نرفته ایم!

 

پایان سخن ...

برخلاف تصور که تنها خطبه ی غدیر به موضوع امامت می پردازد باید دانست که در این خطبه نبی گرامی اسلام یک دوره ی کامل از مبانی و اصول اعتقادی اسلام از توحید و نبوت و امامت و حتی معاد بیان می دارد که به طور فشرده کلیه ی اعتقادات اسلامی را به بهترین وجه و بهترین صورت عرضه نموده است و مسلمان واقعی کسی است که اعتقادات خود را از پیامبر (ص) دریافت دارد!


 
[ شنبه 21 آبان 1390  ] [ 7:17 PM ] [ عرفان احمدي ] [ نظرات 0 ]

از واقعه بسیار مهم غدیرخم دو نکته مورد غفلت قرارگرفته است. یکی آنچه در پیرامون این واقعه رخ داده است و دیگر متن کامل خطبه غدیر که کمتر به ان پرداخته شده و عموم شیعیان از متن کامل آن بی خبرند. در اینجا تنها به مطلب اول اشاره ای خواهد شد.

ابن لیلی کندی می گوید: از زیدبن ارقم (یکی از اصحاب معروف رسول خدا صلی الله علیه و آله) سؤال شد: آیا تو شنیدی که پیامبر در روز غدیر فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه. کسی که من رهبر او هستم پس علی رهبر اوست. زید در پاسخ گفت: نعم قد قالها له اربع مرّات؛ آری شنیدم که پیامبر این سخن را چهار بار درباره او گفت. [1]

 

حوادث قبل از خطبه غدیر خم:

در ذى الحجه سال دهم هجرى پیامبر (ص) تصمیم گرفت به مكه رفته و آخرین حجّ خود را در معیّت مؤمنان بجا آورده و مناسك حج ابراهیم را عملا به آنان بیاموزد، پس از انجام مراسم حج فرشته وحى بر رسول خدا (ص) نازل شد و این آیه را ابلاغ نمود: (یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ‏: اى رسول ما، آنچه راى از جانب پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ كن، چون اگر این عمل راى انجام ندهى، رسالت خدا راى انجام نداده‏اى و خداوند تو راى از شرّ مردم حفظ مى‏كند) [2] آنگاه پیامبر (ص) مردم را در منطقه‏اى به نام (غدیر خم) متوقّف فرمود و درنگ نمود تا سایر مسلمانان نیز به آن منطقه برسند، [3]

پس از آنكه پیامبر (ص) از تحقّق بیعت اطمینان یافت، فرشته وحى بار دیگر نازل شد و ابلاغ كرد: امروز دین شما را برایتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و دین اسلام را به عنوان آیین بر شما پسندیدم

 

جریربن عبدالله می گوید: همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله در حجة الوداع شرکت نمودیم، پس از حج در صحرای غدیر خم رسیدیم پیامبر اعلام نمود که همه برای نماز جمع شوند. همه ما از مهاجر و انصار اجتماع کردیم، رسول خدا در نقطه وسط جمعیت برخاست و فرمود: ایها الناس بم تشهدون؟ ای مردم به چه گواهی می دهید؟ حاضران گفتند: گواهی می دهیم که معبودی جز خدای یکتا نیست. پیامبر فرمود: سپس به چه گواهی می دهید؟ حاضران گفتند: گواهی می دهیم که محمد صلی الله علیه و آله بنده و رسول خداست. پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید: فمن ولیکم؟ ولی و رهبر شما کیست؟ گفتند: ولی ما خدا و رسول اوست. در این هنگام پیامبر دستش را بر شانه علی زد و او را بلند کرد تا بایستد. [4]

و آن روز روزى بسیار گرم و طاقت فرسا بود، پس رسول خدا (ص) دستور داد زیر درختهائى را كه در آنجا بود پاك كنند و دستور داد جهاز شتران را فراهم كرده رویهم بچینند، پس به منادى خویش فرمان داد كه در میان مردم فریاد زند و آنان را گرد آورد، پس همگى گرد آمدند و بیشتر آن مردم از شدت حرارت و گرمى هوا عباهاى خود را بساق پاهاى خود پیچیده بودند، همین كه همگى گرد آمدند حضرت بر آن جهازهاى شتر بالا رفت تا ببلندترین آنها رسید، و أمیر المؤمنین علیه السّلام را نیز پیش خوانده او نیز بر آنها بالا رفت تا در طرف راست آن حضرت ایستاد، سپس خطبه‏اى براى مردم خواند و سپاس خداى را بجا آورده و ثنایش گفت و مردم را تا بآنجا كه در خور استعداد و فهم آنان و میسور آن حضرت بود موعظه فرمود و...[5]

 

وقایع هنگام خطبه غدیر:

خطابه غرّا و مفصلى ایراد نمود كه در طىّ آن پس از حمد و ثناى الهى به وفات قریب الوقوع خود اشاره فرمود و آنها را به پیروى از كتاب خدا و عترت خویش فرا خواند و پس از بر شمردن خصال بى‏همتاى على (ع) او را بر سر دست خود بالا برد و صریحا خطاب به مردم فرمود: اى مردم، آیا من نسبت به مؤمنان از خود ایشان اولى و شایسته‏تر نیستم؟ همه مسلمانان این مطلب را تصدیق نمودند، سپس فرمود: پس هر كس من مولاى اویم، اینك این على مولاى اوست، خداوندا دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن دار... باید از كسانى كه مدّعى هستند ولایت در خطبه‏ غدیر به معناى سرپرستى نیست، بلكه ولایت محبّت است، پرسید: آیا براى ولایت محبّت بیعت لازم است؟! پس از آنكه پیامبر (ص) از تحقّق بیعت اطمینان یافت، فرشته وحى بار دیگر نازل شد و ابلاغ كرد: الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِیناً: امروز دین شما را برایتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و دین اسلام را به عنوان آیین بر شما پسندیدم [6]).[7]

از جمله كسانى كه در بشارت سخن را بدرازا كشاند و بیش از دیگران اظهار شادمانى كرد عمر بن خطاب بود و از جمله سخنان او این بود كه گفت: به به، اى على امروز دیگر تو فرمانرواى من و فرمانرواى هر مرد مؤمن و زن مؤمنه شدى

حوادث بعد از خطبه:

سپس به زیر آمد و آن وقت نزدیك ظهر بود، پس دو ركعت نماز بجا آورده ظهر شد و اذان گوى آن حضرت براى نماز ظهر اذان بگفت، حضرت با ایشان نماز ظهر را خوانده و در خیمه و چادر خود نشست و به على علیه السّلام دستور فرمود: در چادرى برابر چادر او بنشیند، سپس بمسلمانان دستور فرمود: دسته دسته نزد او بروند و منصب جدید او را مژده دهند و بعنوان امارت و فرمانروائى مؤمنین بر او سلام گویند، پس مردمان این كار را كردند، سپس بهمسران خود و زنان دیگر مسلمانان كه همراه او بودند دستور فرمود پیش او بروند و بامارت مؤمنین بر او سلام كنند آنها نیز انجام دادند.

و از جمله كسانى كه در بشارت سخن را بدرازا كشاند و بیش از دیگران اظهار شادمانى كرد عمر بن خطاب بود و از جمله سخنان او این بود كه گفت: به به، اى على امروز دیگر تو فرمانرواى من و فرمانرواى هر مرد مؤمن و زن مؤمنه شدى، و حسان بن ثابت (شاعر معروف آن زمان) نزد رسول خدا (ص) آمده عرض كرد:

اى رسول خدا (ص) آیا بمن اذن میدهى در اینجا شعرى بگویم كه خدا را خوشنود سازد؟ فرمود: بگو اى حسان ... او این اشعار را انشاء كرد:

1- پیغمبرشان در روز غدیر آنان را آواز داد و با چه آواز رسائى فرمود كه همگى شنیدند.

2- فرمود: كیست فرمانروا و صاحب اختیار شما؟ همگى بدون اظهار دشمنى و اختلاف گفتند:

3- خداى تو فرمانرواى ما است و تو صاحب اختیار مائى، و امروز در میان ما نافرمان و مخالفى نخواهى یافت.

4- پس فرمود: اى على برخیز كه من تو را براى امامت و راهنمائى بعد از خودم برگزیدم.

5- پس هر كه من فرمانرواى اویم این على فرمانروا و صاحب اختیار اوست، و شما براى او یاران با وفا و دوستار او باشید. [8]


 
[ شنبه 21 آبان 1390  ] [ 7:16 PM ] [ عرفان احمدي ] [ نظرات 0 ]

سلام بر برپا کننده غدیر، پیامبر مهربانی، حضرت محمد مصطفی

 
صلی الله علیه و آله
 
 

 

سلام بر مولود غدیر و پیشوای مؤمنین حضرت علی مرتضی علیه السلام و سلام بر وارث غدیر، امام منتظر، حضرت مهدی موعود (عج)

 

 

فرهنگ ناب شیعی مان مالامال است از اعیاد و ایام فرخنده ای که هر کدام را شأن نزولی است و هر یک را قداستی.

اعیاد مبعث، قربان، فطر، ولادت مولای متقیان، نیمه شعبان و .... همه و همه روزهای زیبایی است که تقویم شیعیان را آراسته و فرصتهای مناسبی را فراهم آورده تا علاوه بر تجربه ی شادی و نشاط حلال، انس و ارتباطی صمیمانه با پیشوایان دینی ایجاد و به ظهور گذاشته شود.

مهمترین این فرصتها، روز عید غدیر خم است که امام صادق آن را عید الله اکبر یا همان بزرگ ترین عید خدا نامیده اند.

با اندکی مطالعه و بررسی درمی یابیم قرآن منهای علی و دین منهای ولایت، امری ناقص و ناتمام می باشد که بستر هدایت را برای خواننده و پوینده ی خود فراهم نمی کند

اینکه چرا غدیر بزرگ ترین عید است، سوال مهمی است که پاسخ آن حوصله فراوانی می طلبد. به همین مقدار بسنده می کنم که عید ولایت از این رو بزرگ ترین روز است که خدای متعال دین را در آن با ولایت امیرالمومنین علی (علیه السلام) کامل نموده است.

با اندکی مطالعه و بررسی درمی یابیم قرآن منهای علی و دین منهای ولایت، امری ناقص و ناتمام می باشد که بستر هدایت را برای خواننده و پوینده ی خود فراهم نمی کند.

اگر معارف ناب علوی را از مجموعه ی دین حذف کنیم، قادر نخواهیم بود به شیرینی و زیبایی های فراوان و غیرقابل توصیف دین دست یابیم.

عید غدیر فرصتی است برای تقرّب به آستان نورانی و درخشان آن امام همام و تجدید پیمان با آن پیشوای برترین.

امروز ادابی دارد که اصلی ترین ادب در آن توجه دادن یکدیگر به نعمت ولایت است.

الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین و الائمه علیهم السلام

آداب غدیر سرشار از ثواب و فضیلت است.

از اعمالی که پیامبر خدا آن را در بین ما مسلمانان به یادگار گذاشتند مسأله عقد اخوت است.

امسال کاربران تبیانی می توانند به شکل نمادین و مجازی این پیمان و عهد برادری را برقرار کنند و با شرکت در طرح "عقد اخوت مجازی کودکان" به جمع گسترده ی برادران تبیان افزوده شوند.

غدیر میراث ماندگار و مهم پیامبر است. کمترین حرکتی که می توانیم در آن داشته باشیم، مطالعه ی خطابه غدیر می باشد. خطبه ای که ایراد آن بیش از 3 ساعت به طول انجامید و پیامبر عظم الشأن(صلی الله علیه و آله) در آن بارها و بارها علی را برترین و بهترین آفریده ی خدا معرفی کردند.

از طرف خود و همکاران و دوستان خوبم در سایت تبیان این عید فرخنده را به شما کاربران عزیز تبریک و تهنیت عرض می کنم و سربلندی روزافزونتان را از خدای متعال خواستارم. 


 
[ شنبه 21 آبان 1390  ] [ 7:03 PM ] [ عرفان احمدي ] [ نظرات 0 ]

به نام خداوند بخشاینده مهربان

حمد و ثنای الهی

ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بی‌همتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آن که او در مقام خوش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستوده‌ای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمان‌های بلند و گستراننده گستره شده‌ها و فرمانروای مطلق زمین‌ها و آسمان‌هاست و بی‌اندازه پاک و بی‌نهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روح‌القدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزون‌بخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیده‌ای را می‌بیند، و هیچ دیده‌ای را توان دیدار او نیست.

بزرگوار و بردبار و بخشنده‌ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.

در اجرای کیفر مجرمان شتاب نمی‌کند و به عذابی که در خور آنند تعجیل نمی‌نماید. به اسرار نهان و به سویداء سینه‌ها آگاه است و هیچ رازی از او پوشیده نیست و هیچ امر پنهانی او را به اشتباه نمی‌افکند.

بر همه اشیاء، محیط و بر همه چیز، چیره و بر هر نیرویی غالب و بر هر کاری تواناست. نیست مانندی برایش و حال آن که او پدید آورنده همه موجودات است از نیستی. جاودانی که به عدل، پایدار است و خدایی جز او نیست. سرافراز و حکیم و والاتر از آن که به دیده‌ها مشهود گردد ولیکن او هر دیده‌ای را در می‌یابد و بر هر چیز دقیق و آگاه است.

خداوند، بزرگوار و بردبار و بخشنده‌ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.

به دیده هیچ بیننده در نیامده تا وصفش ممکن شود و احدی را از چگونگی پیدا و پنهانش آگاهی نیست مگر به همان مقدار که خود (عزّوجلّ) از خویشتن خبر داده است.

و گواهی می‌دهم او خدایی است که هستی، آکنده قداست اوست و آغازِ بی آغاز و انجام بی فرجام (همه هستی) به نور او احاطه شده است.

فرمانش بی مشورت مستشاری جاری و نافذ است و قضا و تقدیرش بی مدد همکاری، بر کائنات حکومت دارد و در تدبیر امر خلقش، هیچ نقص و بی نظمی نیست.

موجودات را بی آنکه نمونه‌ای از پیش داشته باشد، ابتکار و خلقت فرمود و بدون کمک هیچ یاوری آنها را بیافرید و در این هنگامه نه او را رنجی و نه نیازی به چاره سازی بود. به ایجاد خلق اراده نموده پس خلق، خلعت هستی یافتند و (به نور وجودش) آشکار شدند. پس اوست خدایی که معبودی جز او نیست، آن (خدایی) که به صنع خود، اتقان و استواری داد و در مصنوع خود، حسن و زیبایی نهاد. دادگریست که هرگز ستم نکند و بزرگواریست که کلیه امور به او باز می‌گردد.

و گواهی می‌دهم اوست که هستی در برابر قدرتش فروتن و در مقابل هیبتش سرافکنده و تسلیم است.

اوست سلطان سلاطین و مالک همه ملک‌ها و گرداننده افلاک و فرمانروای مهر و ماه که هر یک تا زمانی مقدّر در کار گردشند. اوست که چادر شب بر رخسار روز کشد و شب را در نور روز فراگیر کند که هر یک شتابان در جستجوی یکدیگرند. اوست شکننده ستمکاران و زورگویان و نابود کننده شیاطین پست و پلید.

از جبرئیل خواستم که از خداوند متعال معافیّت مرا از تبلیغ این مأموریت تقاضا کند؛ ای مردم چون می‌دانستم که در میان مردم پرهیزگاران، اندک و منافقان، بسیارند و از مفسده‌جویی گنه آلودگان و نیرنگ‌بازی آنان که دین اسلام را به تمسخر و استهزاء گرفته‌اند، آگاهی داشتم

نه او را ضدّی است و نه شریکی. یکتای بی نیاز است. نه کسی زاده اوست و نه او زاده کسی و نه احدی همتا و مانند وی است معبودی یکتا و پروردگاری ارجمند است هر چه خواهد کند و اراده‌اش بر جهان فرمانرواست. او بر هر چیز و به شمار همه چیز آگاه است. مرگ و زندگی، نیازمندی و بی نیازی به اراده او و خنده و گریه و منع و عطا به خواست اوست.

ملک و سلطنت، از آن او و ثنا و ستایش، ویژه او و خیر و نیکی به خواست اوست و اوست که بر هر کاری تواناست. شب را در روز، و روز را در شب فرو می‌برد و خدایی جز او نیست. خدایی بس ارجمند و بسی بخشاینده. به خواهش بندگان، پاسخ می‌دهد و صاحب بخشش و عطای بزرگ است. به شمار نَفَس جانداران آگاه و پروردگار پری و آدمی است.

اوست سلطان سلاطین و مالک همه ملک‌ها و گرداننده افلاک و فرمانروای مهر و ماه که هر یک تا زمانی مقدّر در کار گردشند. اوست که چادر شب بر رخسار روز کشد و شب را در نور روز فراگیر کند که هر یک شتابان در جستجوی یکدیگرند. اوست شکننده ستمکاران و زورگویان و نابود کننده شیاطین پست و پلید.

کاری بر او دشوار نیست و ناله فریادخواهان او را به کاری وادار و ناگزیر نمی‌سازد به ستوه نیاورد او را اصرار اصرار کنندگان. نگهبان نیکان و توفیق بخش رستگان و سَروَر جهانیان است و آفریدگان را سزد که به هر حال، در خوشی و سختی و در شدت و راحت سپاس او گویند و ستایش او کنند.

و اینک من، در هر دشواری و راحت و در هر سختی و سستی ستایشگر اویم و به او و فرشتگان و فرستادگان و کتب آسمانیش، ایمان دارم.

غدیر

 

فرمانش را به جان شنوده و فرمان بردارم و در هر کار که او را خشنود و راضی سازد، شتابنده‌ام. به قضا و حکمش سر تسلیم دارم و به اطاعت فرمان‌هایش مشتاق و از عقوبت و مجازاتش سخت در هراسم که اوست خداوندی که از حیله‌اش، ایمن نتوان نشست با آن که از ستمش جای هیچ بیم و نگرانی نیست. اعتراف می‌کنم که بنده اویم و گواهی می‌دهم که او پرورنده و پروردگار من است و آنچه را که به من وحی فرموده، به مردم ابلاغ خواهم کرد. مبادا که به سبب مسامحه در انجام وظیفه تبلیغ، کوبه عذاب حق بر من فرود آید، عذابی که هیچ قدرتی را توانایی دفع آن نباشد که چه بزرگ است نیرنگ او.

فرمان الهی

نیست معبودی جز او که دستورم داده و اعلام کرده که: «اگر در ابلاغ آنچه اینک بر تو فرو فرستاده‌ام کوتاهی کنی، در حقیقت، به هیچ یک از وظایف رسالت و ابلاغ من عمل نکرده‌ای» و هم او – تبارک و تعالی – حفظ و نگهداری مرا در برابر مخالفان تعهد و تضمین کرده و او مرا کفایت کننده‌ای بزرگوار است. و اینک این است آن پیام که بر من نازل فرموده: بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم، یا أیُّها الرَّسولُ بَلِّغ ما أنزلَ إلَیکَ مِن ربک (فی عَلیٍ) و إِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَک وَاللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاسِ. ای مردم! من در ابلاغ آنچه که بر حق بر من فرو فرستاده است، کوتاهی نکرده‌ام و هم اکنون سبب نزول آن آیه را برایتان باز خواهم گفت: فرشته وحی خدا - جبرئیل- سه بار بر من فرود آمده و از سوی حق تعالی، پروردگارم، فرمان داد تا در این مکان به پا خیزم و سپید و سیاه مردم را رسماً آگاهی دهم، که علی بن ابی‌طالب، برادر و وصی و جانشین من و امام پس از من است که نسبتش به من، همان نسبت است که هارون به موسی داشت، با این تفاوت که رسالت به من خاتمه یافته است و بعد از خداوند و رسولش، علی، ولیّ و صاحب اختیار شماست و پیش از این هم خداوند در این مورد آیه‌ای دیگر از قرآن را نازل فرموده:

«إنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکوةَ وَ هُم راکِعونَ.»

علی بن ابی‌طالب، همان کسی است که نماز به پای داشت و در حال رکوع، به نیازمند، صدقه داده است و او در هر حالی رضای خدا را می‌جوید.

از جبرئیل خواستم که از خداوند متعال معافیّت مرا از تبلیغ این مأموریت تقاضا کند؛ ای مردم چون می‌دانستم که در میان مردم پرهیزگاران، اندک و منافقان، بسیارند و از مفسده‌جویی گنه آلودگان و نیرنگ‌بازی آنان که دین اسلام را به تمسخر و استهزاء گرفته‌اند، آگاهی داشتم؛ همان‌ها که خداوند، در قرآن کریم، وصفشان کرده است:

«یَقُولُونَ بِألسِنَتِهِم ما لَیسَ فی قُلُوبِهِم وَ یَحسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِندَاللهِ عَظیمً.» هنوز آن آزارها که این گروه بارها بر من روا داشتند، از خاطر نبرده‌ام، تا آنجا که به دلیل ملازمت و مصاحبت فراوان علی با من و توجهی که به او داشتم، به عیبجویی من برخاستند و مرا زودباور که هر چه می‌شنود، بی‌اندیشه می‌پذیرد، خواندند تا آنکه خداوند عزّوجلّ، این آیه را نازل فرمود:

«وَ مِنهُمُ الَّذینَ یُؤذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أذُنٌ قُل أذُنُ خَیرٌ لَکُم یُؤمِنُ بِاللهِ وَ یُؤمِنُ لِلمُؤمِنینَ.»

غدیر

 

من هم اکنون می‌توانم یک یک از این گروه را به نام و نشان، معرفی کنم؛ لیکن به خدا سوگند که من در مورد این افراد بزرگوارانه رفتار کرده و می‌کنم.

 

ای مردم! بدانید که خداوند، علی بن ابی‌طالب را ولیّ و صاحب اختیار شما معیّن فرموده و او را امام و پیشوای واجب‌الاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و پیروان ایمانی ایشان و بر هر بیابانی و شهری و بر هر عجم و عربی و هر بنده و آزاده‌ای و بر هر صغیر و کبیری و بر هر سیاه و سپیدی و بر هر خداشناس موّحدی، فرض و واجب فرموده و اوامر او را مطاع و بر همه کس نافذ و لازم‌الاجرا مقرر فرموده است. هر کس با علی (علیه السلام) به مخالفت برخیزد، ملعون است و هر کس که از او پیروی نماید، مشمول عنایت و رحمت حق خواهد بود.

ولی اینها همه خدای را از من راضی نمی‌سازد مگر آنکه وظیفه خود را در مورد مأموریتی که از آیه شریفه «یا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما أنزِلَ إِلَیکَ ...» یافته‌ام، به انجام برسانم.

'حال که چنین است پس ...'

 

اعلام رسمی ولایت

ای مردم! بدانید که خداوند، علی بن ابی‌طالب را ولیّ و صاحب اختیار شما معیّن فرموده و او را امام و پیشوای واجب‌الاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و پیروان ایمانی ایشان و بر هر بیابانی و شهری و بر هر عجم و عربی و هر بنده و آزاده‌ای و بر هر صغیر و کبیری و بر هر سیاه و سپیدی و بر هر خداشناس موّحدی، فرض و واجب فرموده و اوامر او را مطاع و بر همه کس نافذ و لازم‌الاجرا مقرر فرموده است. هر کس با علی (علیه السلام) به مخالفت برخیزد، ملعون است و هر کس که از او پیروی نماید، مشمول عنایت و رحمت حق خواهد بود.

مؤمن کسی است که به علی (علیه السلام) ایمان آورد و او را تصدیق کند. مغفرت و رحمت خداوند شامل او و کسانی است که سخن او را بشنوند و نسبت به فرمان او مطیع و تسلیم باشند.

ای مردم! این آخرین بار است که مرا در این موقعیّت، دیدار می‌کنید، پس گوش فرا دارید و به سخنانم دل سپارید و دستور پروردگارتان را فرمان برید.

ای مردم! علی(علیه السلام) را برتر از همه بدانید که گذشته از من، از هر مرد و زنی، برتر و والاتر است. (بدانید) که خداوند، به خاطر ماست که به جهانیان، روزی می‌دهد و آفرینش بر پای و برقرار است؛ هر آن کس که این سخن مرا انکار کند، ملعون و ملعون و مغضوب و مغضوب درگاه حق است.

خداوند عزّوجلّ، پروردگار و ولیّ و صاحب اختیار و خداوندگار شماست و گذشته از او و پیامبرش – محمّد (صلی الله علیه و آله) – همین من که اکنون به پا خاسته و با شما سخن می‌گویم سپس بعد از من علی(علیه السلام) به امر خدا بر شما سمت ولایت و صاحب اختیاری دارد و پس از او امامت و پیشوایی تا روز واپسین و تا آن هنگام که خدا و پیامبرش را دیدار خواهید کرد، در ذرّیه و نسل من که از پشت علی(علیه السلام) هستند، قرار خواهد داشت.

مؤمن کسی است که به علی (علیه السلام) ایمان آورد و او را تصدیق کند. مغفرت و رحمت خداوند شامل او و کسانی است که سخن او را بشنوند و نسبت به فرمان او مطیع و تسلیم باشند.

جز آنچه خداوند، حلال کرده، حلال نیست و جز آنچه خداوند حرام فرموده حرام نیست و پروردگار، هر حلال و حرامی را به من معرفی کرده است و من نیز تمام آنچه خداوند از کتاب خود و حلال و حرامش، تعلیم نموده است، به علی(علیه السلام) آموخته‌ام.

ای مردم! دانشی نیست که خداوند به من تعلیم نکرده باشد، و من نیز هر چه که تعلیم گرفته‌ام به علی(علیه السلام)، این امام پرهیزگاران و پارسایان آموخته‌ام و دیگر دانشی نیست مگر آنکه به علی(علیه السلام) تعلیم کرده‌ام و اوست امام و راهنمای آشکار.

عید غدیر

 

ای مردم! مبادا که نسبت به او راه ضلالت و گمراهی سپرید و مبادا که از او روی برتابید و مبادا که از ولایت و سرپرستی او و از اوامر و فرمان‌هایش به تکبّر، سر باز زنید. اوست که هادی به حق و نابود کننده باطل است و از ناپسندیده‌ها بازتان می‌دارد. اوست که در راه خدا از سرزنش هیچ کس، پروا نمی‌کند و اوست نخستین کسی که به خدا و پیامبرش ایمان آورد و جان خویش را فدای رسول الله کرد، در آن هنگامه‌ها که هیچ کس در کنار پیامبر باقی نماند، همچنان از او حمایت کرده و تنها رها ننمود و هم او بود که در آن روزگار که کسی را اندیشه پرستش و اطاعت خدا نبود، در کنار پیامبر، پروردگار خود را پرستش و عبادت می‌کرد.

 

ای مردم! علی را برتر و والاتر از هر کس بدانید که خدایش از همه، والاتر و برتر دانسته است! و به ولایت او تمکین کنید که خدایش به ولایت بر شما منصوب فرموده است.

ای مردم! علی(علیه السلام)، امام و پیشوا از جانب حق تعالی است و خداوند توبه منکران ولایت او را هرگز نخواهد پذیرفت و هرگز آنان را مشمول عنایت و مغفرت خویش، قرار نخواهد داد و خداوند، بر خود حتم و لازم فرموده که با آن کسانی که از فرمان علی(علیه السلام) سر بپیچند، چنین رفتار کند و پیوسته تا جهان، باقی و روزگار، در کار است، ایشان را در شکنجه و عذابی سخت و توان فرسا معذّب دارد. پس مبادا که از فرمانش معصیت کنید که به آتشی گرفتار خواهید شد که آدمی و سنگ، هیزم آنند و برای کافران فراهم گردیده است.

ای مردم! همه پیامبران پیشین و رسولان نخستین، مردم را به آمدن من بشارت داده‌اند. من، خاتم پیامبران و رسولان خدایم و بر همه خلق آسمان‌ها و زمین‌ها حجّت و برهانم، هر کس در این امر، تردید کند، همچون کفّار جاهلیّت نخستین است و هر کس در سخنی از سخنان من شک نماید، در حقیقت، به تمام سخنان من شک کرده است و چنین کس، مستحق بلا و مستوجب آتش خواهد بود.

ای مردم! علی(علیه السلام) و آن پاکان از فرزندانم، ثقل اصغرند و قرآن، ثقل اکبر است، که هر یک، از دیگری خبر می‌دهد و هر کدام، دیگری را تأیید و تصدیق می‌کند؛ میان این دو ثقل و این دو امر گرانقدر، جدایی نخواهند بود تا آنکه، قیامت در کنار حوض، به من برسند. ایشان امنای حق در میان خلق و فرمانروایان او بر روی زمین‌اند.

ای مردم! خداوند متعال با این فضیلت‌ها که بر من، مرحمت فرموده، بر من منّت نهاده و احسان کرده است (آری) خدایی جز او نیست و تا جهان، برقرار و روزگار پایدار است در هر حال ستایش و سپاس من، ویژه اوست.

جز آنچه خداوند، حلال کرده، حلال نیست و جز آنچه خداوند حرام فرموده حرام نیست و پروردگار، هر حلال و حرامی را به من معرفی کرده است و من نیز تمام آنچه خداوند از کتاب خود و حلال و حرامش، تعلیم نموده است، به علی(علیه السلام) آموخته‌ام.

ای مردم! علی(علیه السلام) را برتر از همه بدانید که گذشته از من، از هر مرد و زنی، برتر و والاتر است. (بدانید) که خداوند، به خاطر ماست که به جهانیان، روزی می‌دهد و آفرینش بر پای و برقرار است؛ هر آن کس که این سخن مرا انکار کند، ملعون و ملعون و مغضوب و مغضوب درگاه حق است.

هان. آگاه باشید که این سخنان را، به یقین، جبرئیل از سوی حق تعالی به من خبر داده و گفته است که: «هر کس با علی(علیه السلام) به عداوت و دشمنی برخیزد و ولایت و محبت او را در دل نگیرد، لعنت و خشم مرا نسبت به خود، فراهم کرده است»؛ پس هر کس باید که در کار خود بنگرد که برای فردای خود، چه آماده نموده است؛ پس باید که از مخالفت با علی(علیه السلام) سخت بر حذر باشید و مبادا که پس از ثابت قدمی، پایتان بلغزد که خداوند به هر چه کنید، آگاه است.ای مردم! علی(علیه السلام) همان کس است که خدا در کتاب مجید خود، به عنوان 'جنب الله' از او یاد کرده و از زبان مبتلایان به دوزخ، فرموده است: 'یا حَسرَتا عَلی ما فرَّطتُ فی جَنبِ الله.'ای مردم! در قرآن به تدبر و تفکر، نظر کنید و در درک و فهم آیات آن بکوشید، و به محکمات آن توجه کنید و از متشابهاتش، پیروی نمایید.

به خدا سوگند، غیر از این مرد که هم اکنون دست او را گرفته و او را بر کشیده‌ام هرگز دیگری نیست که بتواند دستورات قرآن را برای شما روشن کند و تفسیر آیات آن را بیان نماید، همین مردی که اکنون بازوی او را گرفته‌ام و به شما اعلام می‌کنم که:

غدیر

 

هر کس را من مولا و سرپرست و صاحب اختیارم، علی(علیه السلام) مولا و سرپرست و صاحب اختیار اوست؛ این مرد، علی بن ابی‌طالب است، برادر و وصی من است، که فرمان دوستی و ولایت او از جانب حق متعال بر من نازل گردیده است.

 

ای مردم! علی(علیه السلام)، امام و پیشوا از جانب حق تعالی است و خداوند توبه منکران ولایت او را هرگز نخواهد پذیرفت و هرگز آنان را مشمول عنایت و مغفرت خویش، قرار نخواهد داد و خداوند، بر خود حتم و لازم فرموده که با آن کسانی که از فرمان علی(علیه السلام) سر بپیچند، چنین رفتار کند و پیوسته تا جهان، باقی و روزگار، در کار است، ایشان را در شکنجه و عذابی سخت و توان فرسا معذّب دارد.

ای مردم! علی(علیه السلام) و آن پاکان از فرزندانم، ثقل اصغرند و قرآن، ثقل اکبر است، که هر یک، از دیگری خبر می‌دهد و هر کدام، دیگری را تأیید و تصدیق می‌کند؛ میان این دو ثقل و این دو امر گرانقدر، جدایی نخواهند بود تا آنکه، قیامت در کنار حوض، به من برسند. ایشان امنای حق در میان خلق و فرمانروایان او بر روی زمین‌اند.

به هوش باشید که من، آنچه لازم بود، گفتم. به هوش باشید که مطلب و مقصود را ابلاغ کردم و به گوش شما رساندم. توضیح دادم که این امر، به دستور خداوند بود و من نیز از سوی او (عزّوجلّ) به شما ابلاغ نمودم. به هوش باشید که عنوان (امیرالمؤمنین) بر کسی جز برادر من روا نیست و این سمت و مقام و فرمانروایی بر مسلمانان، پس از من، برای هیچ کس جز وی مجاز و حلال نیست.

 

معرفی علی بن ابیطالب (علیه السلام)

«رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در این هنگام، بازوی علی(علیه السلام) بگرفت و او را بالا برده و به مردم نشان داد، تا آنجا که پاهای وی، محاذی زانوی پیامبر اكرم می‌رسید و پس از آن، به سخن ادامه داد»:

ای مردم! این علی(علیه السلام)، برادر و وصی من و مخزن علم و خلیفه و جانشین من است بر امّت. علی(علیه‌السلام) مفسّر قرآن، کتاب خداست اوست که مردم را به حق دعوت می‌کند و اوست که به هر چه موجب رضا و خشنودی خداست، عمل کننده است.

اوست که دشمنان حق، در پیکار و ستیز و به فرمانبرداری و اطاعت از خدا، سخت‌کوش و باز دارنده مردمان از معاصی و نافرمانی‌هاست. اوست خلیفه و جانشین رسول خدا، اوست امیر مؤمنان و پیشوا و هادی خلق خدا. اوست که به امر خدا قاتل 'ناکثین' و 'قاسطین' و 'مارقین' است. (پیشگویی پیامبر اكرم)

(ای مردم!) آنچه می‌گویم به فرمان پروردگارم می‌گویم و این خواست و دستور حق است که هیچ سخنی از او، به دست من تغییر و تبدیل نپذیرد؛ حال می‌گویم: خداوندا! هر کس که علی(علیه‌السلام) دوست می‌دارد، دوست بدار و هر کس که با وی دشمن است، دشمن دار. خداوندا! هر کس که علی(علیه السلام) انکار کند، لعنت کن و آن کس که پذیرای حق او نباشد، به خشم و غضب خود، گرفتار ساز.

پیامبرتان، بهترین پیامبر و وصیّ او بهترین وصیّ و پسرانش بهترین اوصیاءاند.

ای مردم! ذریّه و نسل هر پیامبری از صلب خود اویند امّا ذریّه و نسل من از صلب علی(علیه السلام) هستند.

ای مردم! علی(علیه السلام) را برتر از همه بدانید که گذشته از من، از هر مرد و زنی، برتر و والاتر است. (بدانید) که خداوند، به خاطر ماست که به جهانیان، روزی می‌دهد و آفرینش بر پای و برقرار است؛ هر آن کس که این سخن مرا انکار کند، ملعون و ملعون و مغضوب و مغضوب درگاه حق است.

خداوندا! اگر اکنون، علی(علیه السلام)، ولیّ تو را به خلافت و جانشینی خود معیّن کردم و امری که موجب اكمال دین و اتمام نعمت تو بر این مردم است، بیان کردم، همه و همه به فرمان تو بود اینک تو پسندیده‌ای برای ایشان و فرمودی: «وَ مَن یَبتَغِ غَیرَ الإسلامِ دیناً فَلَن یُقبَلَ مِنهُ وَ هُوَ فی الآخِرة مِنَ الخاسِرینَ.»خداوندا! تو را گواه می‌گیرم و کافیست گواهی تو که من به وظایف تبلیغ و رسالت خود عمل کردم.

 

اهمیّت مسأله امامت

ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(علیه السلام) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ، جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

ای مردم! این علی(علیه السلام) است که مرا بیش از هر کس یاری کرده و از همه بر من سزاوارتر است. از تمام مردم به من نزدیکتر و از همه کس، نزد من محبوب‌تر و گرامی‌تر است.

خداوند عزّوجلّ و من از او راضی و خشنودیم. آیه‌ای در قرآن مُشعِر به رضایت حق از بندگان، نازل نشده مگر آن که در شأن علی(علیه السلام) است و هر جا که خداوند مؤمنین را مخاطب قرار داده، در درجه نخست، نظر به او داشته است. آیه مدحی نیست مگر آنکه در مورد اوست و بهشتی که در سوره « هَل أتی علی الانسان» یاد شده، برای اوست، و در نزول آن دیگری جز او منظور نشده و دیگری جز او مدح و ستایش نشده و دیگری جز او مدح و ستایش نشده است.

ای مردم! علی(علیه السلام)، ناصر دین خدا و حامی پیامبر خداست، اوست پارسای پرهیزگار و طیّب و طاهر و رهنما و ره یافته.

پیامبرتان، بهترین پیامبر و وصیّ او بهترین وصیّ و پسرانش بهترین اوصیاءاند.

ای مردم! ذریّه و نسل هر پیامبری از صلب خود اویند امّا ذریّه و نسل من از صلب علی(علیه السلام) هستند.

 

شیطان

 

خطر انحراف و کار شکنی

 

ای مردم! شیطان به حسادت، آدم را از بهشت بیرون کرد، پس مبادا که نسبت به علی(علیه السلام) حسد ورزید که اعمالتان یکسره باطل شود و به لغزش و انحراف درافتید؛ که آدم صفوت الله تنها به سبب یک معصیت، به زمین فرو افتاد؛ پس بر شماست که مراقب احوال خویشتن باشید. شما که در میانتان، دشمن خدا نیز هست.

(ای مردم!) جز شقیِ واژگون بخت کسی با علی(علیه السلام) کینه نمی‌ورزد و جز پارسای پرهیزگار، مِهر علی(علیه السلام) در دل نمی‌گیرد و جز اهل ایمان و مخلصان بی ریا به علی(علیه السلام) ایمان نخواهند آورد و به خدا سوگند سوره «وَالعَصر إِنَّ الإِنسانَ لَفی خُسرٍ ...» در شأن علی(علیه السلام) نازل شده است. ای مردم! خدا را گواه می‌گیرم که در انجام وظایف رسالت فروگذار نکردم و بر پیامبر، جز ابلاغ فرمان حق، وظیفه‌ای دیگر نیست.

به خدا سوگند، غیر از این مرد که هم اکنون دست او را گرفته و او را بر کشیده‌ام هرگز دیگری نیست که بتواند دستورات قرآن را برای شما روشن کند و تفسیر آیات آن را بیان نماید، همین مردی که اکنون بازوی او را گرفته‌ام و به شما اعلام می‌کنم که:

هر کس را من مولا و سرپرست و صاحب اختیارم، علی(علیه السلام) مولا و سرپرست و صاحب اختیار اوست؛ این مرد، علی بن ابی‌طالب است، برادر و وصی من است، که فرمان دوستی و ولایت او از جانب حق متعال بر من نازل گردیده است.

ای مردم! نسبت به خداوند آنچنان که شایسته است پرهیزگار باشید مبادا که جزء مسلمانی دیده از جهان فرو بندید.

ای مردم! به خدا و پیامبرش باور آرید و به نوری که با او نازل شده ایمان آورید، پیش از آنکه خشم خدای شما را فرو گیرد و به مجازات، رخسارتان به عقب باز گردانده شود.

ای مردم! من این ولایت را به عنوان امامت و ارث تا روز قیامت، در ذریه و نسل خود قرار دادم و با این کار وظیفه‌ای را که به آن مأمور بودم، به پایان بردم تا بر هر حاضر و غایب و بر هر کس که شاید در این انجمن بوده و یا در این اجتماع حضور نداشته است و حتی بر آنان که هنوز از مادر متولد نشده‌اند، حجّت تمام باشد.

ای مردم! این نور از جانب حق تعالی در من سرشته شده و بعد از آن در طینت علی(علیه السلام) و سپس در نسل او قرار داده شده تا آنگاه که نوبت به امام قائم، مهدی(عج) رسد و اوست که سرانجام، حق خدا و حقوق ما را از خواهد ستاند؛ که خداوند عزّوجلّ ما را بر تمام مقصران و دشمنان و مخالفان و خائنان و معصیت کاران و ستمگران حجت قرار داده است.

ای مردم! به شما اعلام خطر می‌کنم، به هوش باشید که من فرستاده خدا به سوی شمایم و پیش از من رسولانی آمده و رفته‌اند، آیا اگر من نیز از جهان بروم و یا کشته شوم، به راه پیشینیان خود، باز می‌گردید؟! ولی هر آن کس که به عقب باز گردد و به جاهلیت اسلاف خود روی کند، زیانی به خداوند نخواهد رساند، امّا پروردگار، سپاسگزاران را پاداش نیکو مرحمت خواهد کرد.

ای مردم! بدانید که علی(علیه السلام) همان کسی است که متّصف و موصوف به سپاسگزاری و شکیبایی است و پس از او فرزندان من که از صلب اویند، به این صفات مزیّن و ممتازند.

ای مردم! مسلمانیِ خود را بر خداوند منّت منهید، که موجب خشم و غضب پروردگار بر شما گردد و عذابی از سوی او به شما رسد، زیرا که حق در کمین است.

ای مردم! چیزی نمی‌گذرد که پس از من امامان و سردمدارانی پدید آیند که خلق را به آتش و دوزخ فراخوانند اما این گروه را در روز قیامت یار و مددکاری نخواهد بود.

ای مردم! خدا و پیامبرش از این کسان، متنفّر و بیزارند.

ای مردم! اینان و پیروان و یارانشان، جملگی، در پست‌ترین دوزخ گرفتار خواهند شد، و چه بد جایگاهی است دوزخ، برای این گروه که به تکبر گراییده‌اند. هشدار باشید که اینان همان 'یاران صحیفه' اند (اما هر یک از شما باید که در نامه اعمال خود بنگرد گر چه مردم جر تنی چند، نامه عمل خود را از یاد برده‌اند).

ای مردم! من این ولایت را به عنوان امامت و ارث تا روز قیامت، در ذریه و نسل خود قرار دادم و با این کار وظیفه‌ای را که به آن مأمور بودم، به پایان بردم تا بر هر حاضر و غایب و بر هر کس که شاید در این انجمن بوده و یا در این اجتماع حضور نداشته است و حتی بر آنان که هنوز از مادر متولد نشده‌اند، حجّت تمام باشد. باید که ماجرای امروز را حاضران به غائبان گزارش کنند و پدران به فرزندان تا واپسین روز خبر دهند. گر چه مدتی نخواهد گذشت که (عده‌ای) این امر را با غصب و ستم، از آنِ خود قرار خواهند داد و خدا آن غاصبان را لعنت کند و از رحمت خود، دور و مهجورشان سازد و در چنین حال، سزاوار این عذاب گردند که فرمود:

«سَنُفرِغُ لَکُم أیُّهَا الثَّقَلانَ یُرسَلُ عَلَیکُما شُواظٌ مِن نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنتَصِران.»

ای مردم! خداوند شما را به حال خود رها نخواهد کرد تا آنکه پاک و پلید از یکدیگر ممتاز گردند و خدا شما را بر اسرار پنهان، آگاهی نداده و نخواهد داد.

ای مردم! سرزمینی نیست مگر آنکه خداوند، مردم آن را در اثر تکذیب حق، هلاک کرده و چنانکه خود به این معنی اشاره فرموده است: «وَ کَذلِکَ نُهلِکَ القُری وَ هِیَ ظالِمٌَ»به هوش باشید که عنوان (امیرالمؤمنین) بر کسی جز برادر من روا نیست و این سمت و مقام و فرمانروایی بر مسلمانان، پس از من، برای هیچ کس جز وی مجاز و حلال نیست.

و این علی(علیه السلام) امام و پیشوای شما و ولیّ و صاحب اختیار شماست. که خداوند، در مورد او تهدیدها و وعده‌ها کرده و خدا وعده‌های خود را انجام خواهد داد.

غدیر

 

ای مردم! پیش از شما، اکثر مردم نخستین به گمراهی رفتند و خداوند ایشان را هلاک نمود و هم اوست هلاک کننده گروه‌هایی که از این پس می‌آیند، همچنانکه فرمود: «ألَم نُهلِکِ الأوَّلینَ، ثُمَّ نُتبِعُهُمُ الاخِرینَ، کَذلِکَ نَفعَلُ بِالمُجرِمینَ، وَیلٌ یَومئذٍ لِلمُکَذِّبینَ.»ای مردم! خداوند، مرا به پاره‌ای از امور امر کرده و از پاره‌ای دیگر نهی فرموده است و من نیز علی(علیه‌السلام) را به آن امور، امر و نهی کرده‌ام؛ پس در حقیقت، او اوامر و نواحی حق را از پروردگار خود اخذ نموده است؛ پس باید که به فرمان او گوش کنید تا از سلامت برخوردار گردید و دستورش را به اجرا گذارید تا به راه هدایت رفته باشید و از آنچه نهی می‌کند حذر کنید تا به رشد و کمال رسید و خویشتن را بدانگونه که خواست اوست، باز سازید و مبادا که راه‌های دیگر شما را از پیمودن راه و رویه او باز دارد.

ای مردم! صراط مستقیم خداوند منم و شما به رعایت آن مأمور شده‌اید و پس از من، علی(علیه‌السلام) و سپس فرزندانم که از صلب اویند امامان و پیشوایان شمایند که خلق را به راه راست هدایت می‌کنند و پیوسته روی به سوی حق دارند.

(پس از آن سوره حمد را تا پایان تلاوت کرد و به ادامه سخن پرداخت:)

ای مردم! این سوره (حمد) در شأن من و علی(علیه السلام) و فرزندانش فرود آمد و شامل ایشان می‌گردد همچنین مخصوص آنهاست، ایشان، اولیای خدایند که نه خوفی در دل دارند و نه اندوهی آزارشان دهد، بدانید که حزب الله پیروز است و در برابر، دشمنان علی، گروهی اهل شقاق و نفاق و کینه ورزانی متجاوز و برادران اهریمنند که به منظور فریب و نیرنگ، سخنان بی مغز و آمیخته به رنگ و ریا با یکدیگر نجوا می‌کنند.

 

معرفی دوستان و دشمنان

ای مردم! دوستداران علی(علیه السلام) و فرزندانش، مردمی اهل ایمانند که خداوند در کتاب خود از آنان بدینگونه یاد کرده است:

«لا تَجِدُ قَوماً یُؤمِنونَ بِاللهِ وَالیَومِ الاخِرِ یُوادُّونَ مَن حادَّ اللهَ وَ رَسُولَهَ ... » (سوره مجادله، آیه 22) دوستداران علی و فرزندانش کسانی هستند که در دل‌هایشان ایمان نوشته شده ، و مدد نموده خداوند ایشان را به وسیله فرشته‌ای از سوی خودش و او وارد فرماید ایشان را در باغ‌هایی‌ که جاریست از زیر آنها نهرهایی و برای همیشه در آنجا می‌مانند. خداوند از ایشان راضی و ایشان از خداوند خشنودند.

ایشان حزب خدایند و آگاه باشید که حزب خدا رستگارانند!

خداوند عزّوجلّ در توصیف ایشان چنین فرموده است:

«الَّذینَ آمَنُوا وَ لَم یَلبَسُوا ایمانَهُم بِظُلمٍ أولئِکَ لَهُمُ الأمنُ وَ هُم مُهتَدُونَ.»

و نیز می‌فرماید: «اینان در امن و امان، به بهشت داخل شوند و فرشتگان با فروتنی، سلامشان دهند و گویند: پاک و پاکیزه‌اید شما؛ پس جاودانه در بهشت ساکن شوید.»

آگاه باشید دوستان ایشان کسانی هستند که خداوند در توصیفشان در جای دیگر فرماید:

«ایشان، در امن و سلامت و بی حساب به بهشت وارد می‌شوند.»

(ای مردم!) جز شقیِ واژگون بخت کسی با علی(علیه السلام) کینه نمی‌ورزد و جز پارسای پرهیزگار، مِهر علی(علیه السلام) در دل نمی‌گیرد و جز اهل ایمان و مخلصان بی ریا به علی(علیه السلام) ایمان نخواهند آورد و به خدا سوگند سوره «وَالعَصر إِنَّ الإِنسانَ لَفی خُسرٍ ...» در شأن علی(علیه السلام) نازل شده است.

و در مورد دشمنان ایشان فرموده است:

«آگاه باشید دشمنان آنها کسانی هستند که به دوزخ در می‌افتند و غریو جهنم را که می‌جوشد و می‌خروشد و صدایی که از سوخت و سوز آن برمی‌خیزد، می‌شنوند.»

خداوندا! هر کس که علی(علیه‌السلام) دوست می‌دارد، دوست بدار و هر کس که با وی دشمن است، دشمن دار. خداوندا! هر کس که علی(علیه السلام) انکار کند، لعنت کن و آن کس که پذیرای حق او نباشد، به خشم و غضب خود، گرفتار ساز.

و نیز در قرآن آمده:

«کُلَّما دَخَلَت أمَّ?ٌ لَعَنَت أختَها .»

همچنین درباره دشمنان آنها فرموده است:

«کُلَّما ألقِیَ فیها فَوجُ سَألَهُم خَزَنَتُها ألَم یأتِکُم نَذیرٌ، قالوا بَلی قَد جاءَنا نَذیرٌ فَکَذَّبنا وَ قُلنا ما نَزَّلَ اللهُ مِن شَیءٍ إِن أنتُم إِلّا فی ضَلالٍ کَبیرٍ .»

آگاه باشید که دوستداران علی(علیه السلام) و فرزندانش به غیب ایمان دارند و از پروردگار خود در خشیت و هراسند. این گروه را اجر و پاداشی عظیم خواهد بود.

ای مردم! میان دوزخ و بهشت، تفاوتی بزرگ است.

دشمن ما همان است که خداوند او را مذمّت و لعنت فرموده و دوستدار ما مورد مدح و ستایش و محبّت پروردگار است.

ای مردم! من، منذر و ترساننده‌ام و علی هادی و رهنماست.

ای مردم! من، پیامبرم و علی، وصی من است.

 

مهدی موعود

 

معرفی حضرت مهدی (عج)

 

آگاه باشید البتّه! آخرین امام زمان قائمِ 'مهدی' است.

آگاه باشید او یاری کننده دین خداست.

آگاه باشید او انتقام گیرنده از ستمکاران است.

آگاه باشید او گشاینده دژهای استوار و ویرانگر قلعه‌های مستحکم است.

آگاه باشید او نابود کننده طوایف مشرک است.

آگاه باشید او منتقم خون‌های ناحق ریخته اولیاء خداست.

آگاه باشید او حامی دین خداست.

آگاه باشید او جرعه‌نوش دریای ژرف حقایق و معانی است.

آگاه باشید او معرِّف هر صاحب فضیلتی است به برترینش و هر نادان بی فضیلتی است به نادانیش. آگاه باشید او برگزیده خدا و منتخب پروردگار عالم است.

آگاه باشید او وارث همه دانش‌ها و محیط به همه علوم است.

آگاه باشید او خبر دهنده شئون خداوند و مراتب ایمان است.

آگاه باشید او رشید و رهسپار صراط مستقیم و استوار است.

آگاه باشید او آن کسی است که امور خلایق به او واگذار شده است.

آگاه باشید او آن کسی است که گذشتگان به ظهور وی بشارت داده‌اند.

آگاه باشید او حجّت پایدار خداوند است که حجّت دیگری بعد از او نیست؛ زیرا حقّی نیست، که با او نباشد و نوری نیست که همراه او نباشد.

(ای مردم!) جز شقیِ واژگون بخت کسی با علی(علیه السلام) کینه نمی‌ورزد و جز پارسای پرهیزگار، مِهر علی(علیه السلام) در دل نمی‌گیرد و جز اهل ایمان و مخلصان بی ریا به علی(علیه السلام) ایمان نخواهند آورد و به خدا سوگند سوره «وَالعَصر إِنَّ الإِنسانَ لَفی خُسرٍ ...» در شأن علی(علیه السلام) نازل شده است.

آگاه باشید اوست آنکه کسی بر او پیروز نمی‌شود و کسی را در برابر او نصرت نتوان کرد.

آگاه باشید که او ولّی خداست در گستره زمین و فرمانروای حق است در میان خلایق و امین خداست در پیدا و پنهان.

 

طرح مسئله بیعت

ای مردم! آنچه لازم بود به شما فهماندم و برایتان توضیح دادم و این علی(علیه السلام) است که پس از من، تعلیم و تفهیم شما را به عهده خواهد گرفت. آگاه باشید از شما می‌خواهم که پس از پایان خطابه (به نشان قبول و تمکین) نخست با من و سپس با علی(علیه السلام)، دست بیعت دهید و میثاق خود را استوار کنید.

بدانید که من به خداوند تعهّد سپرده‌ام و علی(علیه السلام) در برابر من تعهّد و بیعت نموده است و من، اکنون، از سوی حق تعالی از شما می‌خواهم که با علی(علیه السلام) بیعت کنید و بدانید که هر کس بیعت خود را بشکند، به زیان خویش اقدام کرده است:  «فَمَن نَکَثَ فإِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ.»

 

حج

ای مردم! حج و صفا و مروه از شعائر الهی است.

«فَمَن حَجَّ أوِ اعتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیهِ أن یَطَّوَّفَ بِهِما.»

ای مردم! حج خانه خدا کنید که هیچ خاندانی نیست که به آن خانه وارد شود مگر آنکه بی نیاز گردد و هیچ خانواده‌ای از این خانه، رخ نتابیده، مگر آنکه به فقر و تهیدستی گرفتار آمده است. ای مردم! مؤمنی نیست که در آن موقف کریم بایستد مگر آنکه خداوند از معاصی گذشته او چشم‌پوشی می‌کند. پس آنگاه که حجَّش تمام شد زندگی و اعمال را از نو آغاز می‌کند.

ای مردم! زائران خانه خدا از سوی حق تعالی، مدد و نصرت می‌شوند و هزینه سفرشان در دنیا جبران و نیز اندوخته روز واپسین ایشان خواهد شد که خداوند، پاداش نیکوکاران را تباه نخواهد فرمود.

ای مردم! خانه خدا را با اعتقاد کامل و با دقت و فهم درست زیارت کنید و مباد که بدون توبه و ترک گناهان گذشته خود، از آن مواقف شریف باز گردید.

من سخن خود را مجدداً تأکید می‌کنم که: نماز را به پای دارید و زکات بدهید، امر به معروف و نهی از منکر کنید اما بدانید که سرآغاز هر امر به معروف و نهی از منکری این است که فرامین مرا بپذیرید و حاضران، آن را به غائبان، اطلاع دهید و به اطاعت از اوامر من وادارشان کنید. و از مخالفت با آنها بر حذرشان سازید؛ زیرا که اینها دستور خداوند عزّوجلّ و فرمان من است، و بدانید که بدون امام معصوم (و بی معرفت او) امر به معروف و نهی از منکر امکان پذیر نیست.

باید که ماجرای امروز را حاضران به غائبان گزارش کنند و پدران به فرزندان تا واپسین روز خبر دهند. گر چه مدتی نخواهد گذشت که (عده‌ای) این امر را با غصب و ستم، از آنِ خود قرار خواهند داد و خدا آن غاصبان را لعنت کند و از رحمت خود، دور و مهجورشان سازد.

ای مردم! اقامه نماز و پرداخت زکات، باید بر طبق دستور پروردگار و به همان روش که او فرمان داده است، به عمل آید و چنانچه با گذشت زمان، کوتاهی کنید یا مسائل و معارف دین را فراموش نمائید، این علی(علیه السلام) ولیّ و سرپرست شما، مبیّن آن معارف و احکام برای شماست. همان که خداوند عزّوجلّ، او را پس از من برای شما منصوب کرده و هم امامانی که به جانشینی من و او از سوی حق تعالی تعیین گردیده‌اند، پاسخگوی مسایل و مشکلات شما خواهند بود و بر آنچه نمی‌دانید آگاهتان خواهد کرد.

 

احکام الهی

آگاه باشید! حلال و حرام خدا، بیش از آن است که بتوانم یک به یک برشمارم و معرفی نمایم؛ چون چنین است، در یک کلام می‌گویم که به حلال‌ها امر می‌کنم و از حرام‌ها نهی می‌نمایم و به منظور توضیح و تبیین آنها، مأمور شده‌ام که از شما بیعت گیرم و دست تعهد و پیمان بفشارم که آنچه از سوی حق تعالی درباره امیرالمؤمنین، علی(علیه السلام) و امامانی که از نسل من و علی(علیه السلام) به جهان خواهند آمد، پذیرفته باشید. و مهدی(عج)، قائم امامان و قاضی به حق تا روز واپسین خواهد بود.

ای مردم! هر عمل حلالی که به شما معرفی کردم و هر کار حرامی که از آن نهی نمودم، از گفته خود باز نمی‌گردم و آن را تغییر نخواهم داد. این امر را به خاطر بسپارید و هرگز فراموش مکنید و به دیگران نیز سفارش کنید، مباد احکام مرا دگرگون سازید.

آگاه باشید من سخن خود را مجدداً تأکید می‌کنم که: نماز را به پای دارید و زکات بدهید، امر به معروف و نهی از منکر کنید اما بدانید که سرآغاز هر امر به معروف و نهی از منکری این است که فرامین مرا بپذیرید و حاضران، آن را به غائبان، اطلاع دهید و به اطاعت از اوامر من وادارشان کنید. و از مخالفت با آنها بر حذرشان سازید؛ زیرا که اینها دستور خداوند عزّوجلّ و فرمان من است، و بدانید که بدون امام معصوم (و بی معرفت او) امر به معروف و نهی از منکر امکان پذیر نیست.

 

قرآن و فقه

 

تنها راه هدایت

 

ای مردم! این قرآن است که امامان پس از علی(علیه السلام) را از فرزندان و از نسل او معرفی کرده و من نیز به شما توضیح دادم که علی از من و من از اویم. خداوند در کتاب خود فرموده است:

«وَ جَعَلَها کَلِمَةً باقِیَةً فی عَقِبِهِ.»

و این علی(علیه السلام) امام و پیشوای شما و ولیّ و صاحب اختیار شماست. که خداوند، در مورد او تهدیدها و وعده‌ها کرده و خدا وعده‌های خود را انجام خواهد داد.

و من نیز گفتم: 'تا آن زمان که دست تمسک به دامن این دو امر گرانسنگ (یعنی کتاب خدا و عترت و خاندان من) زده‌اید، هرگز به گمراهی و ضلالت دچار نخواهید شد.'

ای مردم! تقوا را پیشه خود کنید و به قیامت بیندیشید که خداوند متعال فرمود:

«إِنَّ زَلزَلةَ السّاعَةِ شَیءٌ عَظیم.»

ای مردم! به مرگ بیندیشید و از حساب و میزان و محاکمه در پیشگاه پروردگار جهانیان غافل مباشید و ثواب و عقاب و پاداش و کیفر رستاخیز را از خاطر مبرید، که هر کس نیکی کند، پاداش یابد و هر کس دامن به بدی آلوده سازد، بهره‌ای از بهشت نخواهد داشت.

 

بیعت گرفتن

ای مردم! شما را از آن حد فزون‌تر است که بتوانید یک یک، با من دست بیعت دهید در حالی که به فرمان خدا، مأمورم که از زبان هر یک از شما اعتراف گیرم که منصب فرمانروایی و امارت بر مؤمنان را که برای علی(علیه السلام) قرار داده‌ام پذیرفته‌اید و نیز (مأمورم که) در مورد قبول امامت و ولایت امامانی که از نسل من و صلب علی(علیه السلام) می‌باشند، اقرار و بیعت گیرم. حال که چنین است، همگان یک صدا و به زبان، بگویید: (ای رسول خدا!) آنچه که در ولایت و رهبری مطلق علی(علیه السلام) و امامان پس از وی که از صلب اویند از جانب حق تعالی به ما ابلاغ کردی، شنیدیم و در برابر آن مطیع و تسلیمیم و به آن امر راضی و خشنودیم! اینک ما به دل و جان و به زبان و دستمان، نسبت به قبول ولایت با تو بیعت می‌کنیم و پیمان می‌بندیم که با این اعتقاد، زندگی کنیم و با آن بمیریم و تا آن زمان که سر از خاک برداریم، به آن پایبند بوده و هرگز در آن تغییر و تبدیلی ندهیم و شک و تردیدی ننماییم و از سر پیمان خود برنخیزیم و از خدا و پیامبرش و امیرالمؤمنین، علی(علیه السلام) و فرزندانش حسن و حسین و امامان دیگر که از صلب علی(علیه السلام) به جهان آیند، فرمان بریم.

ای مردم! فضایل و امتیازات علی بن ابیطالب و قدر و منزلتش نزد خداوند، که در کتاب خدا نازل شده، بیشتر از آن است که بتوانم در یک جلسه برایتان برشمرم؛ پس هر کس که از مناقب و فضایل او نزد شما مطلبی گوید، از او بپذیرید.

ای مردم! هر کس از خدا و پیامبر او و از علی(علیه السلام) و امامان و پیشوایانی که معرفی کردم، فرمان بَرَد، به رستگاری بزرگی نایل آمده است.(رستگاری بزرگ چیست؟)

ای مردم! مقام و منزلتی که حسن و حسین نزد خدا و رسول او دارند، گوشزدتان کرده و ابلاغ نموده و متوجهتان ساختم که این دو تن سرور جوانان اهل بهشتند و بعد از من که جدّ ایشانم و بعد از علی(علیه السلام)، منصب امامت خواهند داشت.

و (ای مردم!) بگویید: «در این امر، مطیع خدا و پیامبرش و علی(علیه السلام)، و حسنین و امامان پس از ایشانیم. تو (ای پیامبر) در مورد ولایت امیرالمؤمنین از دل و جان با ما عهد و میثاق بستی؛ از کسانی که توفیق مصافحه یافتند به دست، و از آنها که توفیق این کار نیافتند، از زبانشان بیعت گرفتی. پیمان نمودیم که دیگری را به جای این امر نگیریم و دل و جانمان به جانب دیگر روی ننماید. خدا را در این کار شاهد گرفتیم او به شهادت، کافی است و تو نیز (پیامبر) و همچنین همه مطیعان فرمان حق از حاضر و غائب و فرشتگان و جنود خدا و همه بندگان او را همگی را گواه و شاهد این امر کردیم و خدا از هر شاهدی بزرگتر است.»

ای مردم! صراط مستقیم خداوند منم و شما به رعایت آن مأمور شده‌اید و پس از من، علی(علیه‌السلام) و سپس فرزندانم که از صلب اویند امامان و پیشوایان شمایند که خلق را به راه راست هدایت می‌کنند و پیوسته روی به سوی حق دارند.

ای مردم! چه می‌گویید؟ خداوند، هر آوازی را می‌شنود و از سرّ و پنهان همه آگاه است. (بدانید) آن کس که به راه هدایت رود، به سود خود رفته و آن کس که به گمراهی گراید، تنها به زیان خویش اقدام کرده است. چرا که دست خدا فوق هر دستی و قدرتش برتر از هر قدرتی است.

ای مردم! از خدا بترسید و پرهیزگاری پیشه کنید و پیمان خود را با علی(علیه السلام) امیرالمؤمنین و با حسنین و امامان دیگر که کلمه طیبه باقیه‌اند، استوار نمایید. هر که در این امر، مکر پردازد خدایش به هلاکت در افکند و آن کس که بر عهد خود پای فشرده خدایش رحمت کند.

«فَمَن نَکَثَ فَإِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ... .»

غدیر

 

ای مردم! آنچه به شما گفتم، بازگویید و بر علی(علیه السلام)، با عنوان رسمی امیرالمؤمنین سلام دهید. بگویید: «پروردگارا دستورت را شنیدیم و اطاعت کردیم تا از مرحمت و مغفرت تو بهره‌مند شویم که بازگشت همه به توست» و بگویید:

«سپاس خدای را که به این امر ما را هدایت و دلالت فرموده و اگر راهنمائیمان نمی‌کرد، ما، خود، به راه هدایت دست نمی‌یافتیم.»

ای مردم! فضایل و امتیازات علی بن ابیطالب و قدر و منزلتش نزد خداوند، که در کتاب خدا نازل شده، بیشتر از آن است که بتوانم در یک جلسه برایتان برشمرم؛ پس هر کس که از مناقب و فضایل او نزد شما مطلبی گوید، از او بپذیرید.

ای مردم! هر کس از خدا و پیامبر او و از علی(علیه السلام) و امامان و پیشوایانی که معرفی کردم، فرمان بَرَد، به رستگاری بزرگی نایل آمده است.(رستگاری بزرگ چیست؟)

ای مردم! رستگاران، کسانی هستند که در بیعت با علی(علیه السلام) و پذیرش ولایت او و در ادای سلام بر وی به عنوان امیرالمؤمنین، مبادرت و سبقت جویند، اینان در بهشتِ نعمت‌ها متنعّم خواهند بود.

ای مردم! سخنی گویید که موجب رضای خدا باشد: «فَإِن تَکفُرُوا أنتُم وَ مَن فِی الأرضِ جَمیعاً فَلَن یَضُرَّ اللهَ شَیئاً.»خداوندا! مردان و زنان با ایمان را بیامرز و کافران را به غضب خود گرفتار ساز و ستایش، خدای راست که پروردگار جهانیان است.

(در این هنگام مردم، فریاد برآوردند:)

فرمان خدا و پیامبر خدا را شنیدیم و با دل و زبان و دست مطیع و فرمانبرداریم. چون سخنان پیامبر، تمام شد، مردم بر گِرد آن حضرت و امیرالمؤمنین(علیه السلام) سخت ازدحام کردند و هر کس می‌خواست با ایشان، مصافحه و بیعت کند.

گویند نخستین کسی که موفق به مصافحه و بیعت شد، ابوبکر بود و پس از وی عمر و سپس عثمان بیعت کردند و به دنبال ایشان باقی مهاجران و انصار و دیگر مردمان، اقدام به بیعت کردند تا آنگاه که وقت نماز مغرب رسید. پیامبر در آن شب، نماز مغرب و عشا را پیوسته و در یک زمان به جای آورد.

در روایت است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) با هر گروه که به عنوان بیعت، مصافحه می‌کرد، می‌گفت: «ألحَمدُللهِ الَّذی فَضّلَنا عَلی جَمیعِ العالَمینَ؛ ستایش خدای را که ما را بر همه جهانیان امتیاز مرحمت فرمود.»


 
[ شنبه 21 آبان 1390  ] [ 7:02 PM ] [ عرفان احمدي ] [ نظرات 0 ]
غدیر

 

فرشته ها در عید غدیر چه می کنند؟غدیر

 

 

من در روز عید لباس نو می پوشم

غدیر

 

کوچه ، محله و مدرسه را تزیین می کنم

غدیر

 

به دیدن سادات می روم

غدیر

 

با یکی از هم کلاسیها و یا دوستانم پیمان برادری می بندم

غدیر

 

غدیر

 

یک شعر یا یک حدیث در مورد حضرت علی(علیه السلام)حفظ می کنم

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند:

هر کس علی(علیه السلام) را دوست داشته باشد مومن است

در روز عید غدیر

بر ما علی شد امیر

امیر مومنین است

امام اولین است

غدیر

 

به دیدار اقوام ، آشنایان و دوستان می روم و عید را به آنها تبریک می گویم

غدیر

 

از بزرگتر ها عیدی میگیرم و به کوچکترها عیدی می دهم

غدیر

 

این عید را به چهارده معصوم(علیهم السلام)تبریک می گویم

غدیر

 

و از خوشحالی به بالا می پرم و خدا را شکر می کنم که مرا از دوستاران حضرت علی(علیه السلام)قرار داده است

 

برای سلامتی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)دعا می کنم و آرزو می کنم

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)در روز عید غدیر ظهور کند


 
[ شنبه 21 آبان 1390  ] [ 6:58 PM ] [ عرفان احمدي ] [ نظرات 0 ]
غدیر

 

1)  چهارده قرن با غدیر/ محمد باقر انصاری، انتشارات دلیل ما، 1378.

این کتاب مروری است بر نتایج واقعه غدیر از قرن اول اسلام تا آغاز قرن پانزدهم و کوشش هایی که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و امامان علیهم السلام و به پیروی از ایشان شیعیان در راه نشر آن انجام داده اند. عناوین فصل های هفده گانه کتاب از این قرار است:

غدیر و سقیفه در چهارده قرن/ اتمام حجت خداوند تعالی با غدیر/ اتمام حجت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم با غدیر/ اتمام حجت حضرت زهرا علیهاالسلام با غدیر/ اتمام حجت امیرالمؤمنین علیه السلام با غدیر/ اتمام حجت ائمه علیهم السلام با غدیر/ احتجاج اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم با غدیر/ استدلال اصحاب و طرفداران امیرالمؤمنین علیه السلام با غدیر/ اتمام حجت زنان با غدیر/ اقرارهای مخالفین غدیر/ تاریخچه علمی سند حدیث غدیر/ تاریخچه علمی متن حدیث غدیر/ میراث مکتوب غدیر/ شعر و ادبیات غدیر/ غدیر در دعاها و زیارات/مسجد غدیر/ عید و جشن غدیر.

 

2)  حساس ترین فراز تاریخ/ جمعی از دبیران مشهد، آفاق، 1376.

این کتاب دوره نسبتا کاملی درباره غدیر است و به تحلیل واقعه غدیر و بازتاب آن در اسلام پرداخته است. عناوین بخش های کتاب از این قرار است:

پیش گفتار؛ داستان غدیر؛ اهمیت غدیر در تاریخ؛ غدیر در کتاب خدا؛ عید غدیر؛ صحنه تاریخی غدیر؛ مؤلفان اسلامی و حدیث غدیر؛ نظر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در تأمین بقای دین؛ امواج غدیر؛ فلسفه اجتماعی بحث غدیر؛ نمونه ای از سخنان حضرت علی علیه السلام ؛ کلمات بزرگان و نویسندگان درباره امیرالمؤمنین علیه السلام .

 

3)  شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم در غدیر خم/ سیدمحمدتقی نَقَوی، مؤسسه تحقیقاتی فرهنگی جلیل، 1374.

این کتاب شامل مقدمه و سپس شرح خطبه در 74 قطعه و خاتمه ای شامل توضیح پی آمدهای غدیر است. مطالب مهم کتاب چنین است:

واقعه غدیر خم، اسناد حدیث غدیر، روات حدیث غدیر از صحابه و علما و دانشمندان، واقعه غدیرخم، مناقب و امتیازات مخصوص به امیرالمؤمنین علیه السلام ، امام و امامت و خصائص امام زمان علیه السلام ، پنجاه آیه در حق علی علیه السلام ، داستان حارث بن نعمان، نزول آیه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ» و توضیحی اجمالی درباره وقایع بعد از غدیر.

 

4)  معنای مولا/ جواد محدثی، مرکز پژوهش های فارسی غدیر، 1375.

در این کتاب پس از ترسیمی از واقعه غدیر و پیام آن معنای «مولا» و کاربرد آن در طول تاریخ و در غدیر و پس از غدیر بررسی شده است. سپس بحثی ادبی در مورد معنی کلمه «مولا» آمده است. نویسنده در اثباتِ این که مراد «از مولا»، «اولی» است، سیزده قرینه و شاهد از ماجرای غدیر آورده و در پایان تفسیر کلمه «مولا» در حدیث بیان شده است.

 

5)  سیری در الغدیر/ محمد امینی، نشر فقاهت، 1370.

فرزند برومند علامه مصلح، امینی کبیر(ره)، با ابتکاری جالب، یازده جلد کتاب الغدیر پدر را در یازده فصل، خلاصه کرده و تشنگان غدیر ولایت را از راه میان بر، به سرچشمه رسانده است.در این خلاصه نویسی، بحثهای رجالی،کارشناسی و تخصصی نیامده تا خواننده بهتر و سریعتر به غدیر برسد.

 

6)  غدیر در آیینه کتاب/ محمد انصاری، انتشارات دلیل ما، 1379.

این اثر، کتاب نامه غدیر همراه با مشخصات کتاب شناسی است. در این کتاب ابتدا مقدمه مفصلی شامل تاریخچه کتاب های تألیف شده درباره غدیر آمده و طی آن کتاب نامه های غدیر معرفی شده و آمارهای متعددی درباره کتب مستقل تألیف شده درباره غدیر به دست داده شده است. در چاپ اول این مجموعه 267 کتاب چاپی و خطی مستقل درباره غدیر به چهار زبان فارسی، عربی، اردو و انگلیسی معرفی شده است و تصاویر جلد کتاب ها نیز در کنار آنها آمده است. در چاپ دوم تعداد 147 عنوان جدید به کتب چاپ اول اضافه شده و مجموعا 414 کتاب در 8 زبان معرفی شده و افزون بر زبان های قبلی، آثار ترکی آذری و ترکی استانبولی و بنگالی و نروژی نیز به آنها اضافه شده است. در چاپ دوم هم چنین اطلاعات تازه ای درباره بعضی از کتب گذشته و نیز تصویر تعداد دیگری از کتاب ها آمده است. کتاب ها بر اساس حروف الفبا تنظیم شده است.

 

7)  عبقات الأنوار فی إمامة الأئمة الأطهار (حدیث الغدیر)/ میرحامدحسین کنتوری لکنهویی، 1369.

در این کتاب ـ که از کتب بی نظیر در زمینه غدیر است ـ در مورد سند و متن و واقعه غدیر و استدلال به آن و پاسخگویی به شبهات سخن رفته و در اصل در پاسخ گفته های صاحب کتاب تحفه اثناعشریه است. قسمت مربوط به حدیث غدیر از کتاب عبقات الأنوار در ده جلد تحقیق شده است. جلد اول تا هفتم درباره سند حدیث و سه جلد بقیه درباره دلالت حدیث است.این کتاب شامل دو قسمت است: 1. بحث در سند حدیث غدیر از زمان صحابه و تابعین و شاگردان تابعین تا عصر مؤلف، از شیعه و اهل سنت، که به همراه مباحث رجالی و سندشناسی بسیار مفصل تنظیم شده است؛ 2. متن حدیث غدیر و دلالت آن بر ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام و پاسخگویی به شبهات دشمنان و هم چنین دیگر جوانب حدیث غدیر به طور مفصل.

 

8)  فیض القدیر فیما یتعلق بحدیث الغدیر / عباس قمی، مؤسسه در راه حق، 1365.

این کتاب ارزشمند چکیده کتاب "عبقات الانوار" می باشد که توسط مرحوم حاج شیخ عباس قمی(ره)، این محدث کارآشنا، خلاصه گردیده است.

 

9) الغدیر و المعارضون/ سید جعفر مرتضی عاملی، 1375.

این کتاب جوانب مختلف تاریخی و اجتماعی و گاهی کلامیِ غدیر را تحلیل کرده است. برخی از مباحث این کتاب چنین است:

غدیر و امامت، رویداد ابدی، راه گشای حلال، خلافت یا امامت، امامت در جلوه انسان و زندگی، اعتراض کنندگان و جواب از آنها، نصوص صریح در امامت اهل بیت علیهم السلام به خصوص امیرالمؤمنین علیه السلام ، قریش در کلمات امیرالمؤمنین علیه السلام و امرا در سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم .

 

10) الغدیر فی الإسلام/ محمد رضا فرج اللّه حلفی نجفی، مطبعة الراعی، نجف، 1362 ق.

کتاب "الغدیر فی الإسلام" از کتب بی نظیر در موضوع غدیر است که جوانب مختلف مسئله را به صورت علمی و فنی بررسی کرده است و منابع کتاب، همه از اهل سنت و 83 مورد است. در ابتدای کتاب تقریظ پنج نفر از علما و مراجع بزرگ زمان مؤلف آمده است: سید ابوالحسن اصفهانی، شیخ محمدحسین کاشف الغطاء، سید محسن حکیم، شیخ محمدعلی اردوبادی و شیخ محمدرضا مظفر. عناوین فصل های کتاب چنین است:

غدیر نزد اهل لغت و غیر آنان؛ غدیر در قرآن؛ نگاهی به حدیث غدیر؛ شهادت کسانی که حدیث غدیر را از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم شنیده اند؛ غضب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بر کسانی که از امیرالمؤمنین علیه السلام شکایت کردند و نص بر ولایت آن حضرت؛ معنی کلمه مولا؛ جواب یک اشکال، که صاحب اختیار بودن علی بن ابی طالب علیه السلام دلیل بر سزاوار بودن او در خلافت می شود یا نه؛ بی توجهی عامه به حدیث غدیر و یا خودداری آنان از این حدیث و استدلال به آن؛ روز غدیر از نظر اهل بیت علیهم السلام که شامل مستحبات و حالات ائمه علیهم السلام در این روز است.

 


 
[ شنبه 21 آبان 1390  ] [ 6:58 PM ] [ عرفان احمدي ] [ نظرات 0 ]
امام علی

 

عید إکمال دین و اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام فرخنده باد.

 

 

موسم عید آمد و دل ها پر از شوق و شعف

 

از برای عاشقان عشق علی باشد هدف

بشتابید ای عزیزان گر محب حیدرید

بهر بیعت با امیرالمومنین سوی نجف

 

 

امام على علیه السلام: امروز (عید غدیر) روز بس بزرگى است؛ در این روز گشایش رسیده و منزلت (كسانى كه شایسته آن بودند) بلندى گرفت و برهان‏هاى خدا روشن شد و از مقام پاك با صراحت ‏سخن گفته شد و امروز روز كامل شدن دین و روز عهد و پیمان است.

      

         عید غدیر آمد و دل ها اسیر شد                                              مست از ولای حیدر و عشق امیر شد 

       ای دل بگیر ذکر علی را شبانه روز                                               از ذکر دلربای تو آقا که سیر شد؟

 

******

 

 مقصود خدا و مصطفی حاصل شد                                   ای اهل ولا نمازتان کامل شد

 

  در گوش جهان بانگ ولایت پیچید                                     تا آیه اکملت لکم نازل شد

 

غدیر، بارها اتفاق افتاده بود.

غدیر، نه تنها در حجه‏الوداع پیامبر، که بارها رخ داده بود؛ در دعوت «عشیره الاقربین»، در «لیله المبیت»، در غزوه «خندق».

غدیر، نه تنها در حجه‏الوداع پیامبر، که بارها شنیده شده بود؛ در «حدیث منزلت»، در حدیث «شهر علم»، در آیه‏هاى ولایت.

غدیر، تنها روزِی بعد از روز بعثت نیست؛ غدیر روز اسلام است؛ از صبح تا شب، تمام دقیقه‏هایش منطبق‏اند بر دقیقه‏هاى روز بعثت.

در روز غدیر، دینِ حق کامل شد

اندیشه ی پَست دشمنان باطل شد

چون ماه فراز دست خورشید آمد

فرموده ی "اکملتُ لکُم" نازل شد

مقام معظم رهبری:

مسأله‌ى غدیر با این مضمون والا متعلق به همه‌ى مسلمانهاست، چون به معناى حاكمیت عدل، حاكمیت فضیلت و حاكمیت ولایت‌اللَّه است. اگر ما هم بخواهیم حقیقتاً از متمسكین به ولایت امیرالمؤمنین باشیم، باید خودمان و محیط زندگیمان را به عدل نزدیك كنیم.  

 *****

ما که از جور خوارج خسته ایم                              با علی عقد اخوت بسته ایم

     ما مرید ذوالفقار حیدریم                                    تا جهان باقیست یار رهبریم

در سر ما نیست جز عشق ولی                              یا علی و یا علی و یا علی

 

 

عیدالله الاكبر بر تمام عاشقان و پیروان راستین مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام خجسته باد.

در خم غدیر از خداوند قدیر

بر ختم رسل بشارت آورد بشیر

چون امر ولایت علی شد اعلام

اسلام كمال یافت در عید غدیر

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله:

ولایت على بن ابیطالب علیه السلام ولایت‏خداست، دوست داشتن او عبادت خداست، پیروى كردن او واجب الهى است و دوستان او دوستان خدا و دشمنان او دشمنان خدایند، جنگ با او، جنگ با خدا و صلح با او، صلح با خداى متعال است.

 

 

    

 

 

 

 

غدیر، یک کلمه نیست، یک برکه نیست؛ یک دریاست؛ رمزی است بین خدا و انسان.

***

 

 

امام خمینی (ره):

 

غدیر آمده است که بفهماند که سیاست به همه مربوط است، در هر عصری باید حکومتی باشد با سیاست، منتها سیاست عادلانه که بتواند به وسیله آن اقامه صلوة کند، اقامه صوم کند، اقامه حج کند، اقامه همه معارف را بکند.

 

چیست تفسیر غدیر خم؟ بگو        با زبان عاشقی، بی گفت و گو

 چیست تفسیر غدیر خم؟ علی         عشق را، مولا؛ عدالت را، ولی

    چیست تفسیر غدیر خم؟  امید        مژده ی رحمت به امت، بوی عید

*****

مهر تابان ولایت شد نمایان در غدیر

باز بخشید این بشارت، خلق را جان در غدیر

«هر که من مولاى اویم این على مولاى اوست»

این ندا پیچید در گوش بزرگان در غدیر

خاطر اهل ولا زین گفته شد امیدوار

ناامید از رحمت حق گشت شیطان در غدیر

 

امام باقر علیه السلام:

شیطان دشمن خدا چهار بار ناله كرد: روزى كه مورد لعن خدا واقع شد و روزى كه به زمین هبوط كرد و روزى كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله مبعوث شد و روز غدیر.

 

مقام معظم رهبری:    ولایت معنای ظریفی دارد که عبارت است از پیوستگی، پیوند، در هم پیچیدن و در هم تنیدگی.

 

تا نور نشسته بر لبان تو علی        تا عشق بود چراغ جان تو علی

 آن صحنه و آن حماسه روز غدیر      خاریست به چشم منكران تو علی

 

امام صادق علیه السلام:

شگفتا از آنچه على بن ابى طالب علیه السلام با آن مواجه شد! او با ده هزار شاهد و گواه(در روز غدیر) نتوانست‏حق خود را

بگیرد، در حالى كه هر شخص با دو شاهد حق خود را مى‏گیرد.

 

کودکان به حج رفته مدینه از غدیر، تبریک و شادباشی شناختند و علی ماند و مسئولیت این قوم و علی ماند مولاییِ مردمی کم‏حافظه...

در فصل خطر امیر را گم نکنید

آن وسعت بی نظیر را گم نکنید

تنها ره جنت از علی می گذرد

ای همسفران غدیر را گم نکنید

 

 

غدیر، یک تاریخ است؛ تاریخى که ابتدایش مدینه است، میانش کربلا و انتهایش ظهور.

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله در خطبه روز غدیر :

حاضرین به غایبین برسانند که آخرین امامان، «مهدی» است که از صلب علی علیه السلام می‌باشد.

 

 

  گفت پیغمبر: علی نور خداست                      بعد من، او پیشوا و مقتداست

 

 

      حرف حق این است و در آن شبهه نیست         هم علی حق است و هم حق با علیست

      عشق را در قلب خود دعوت کنید                     با علی، نور خدا، بیعت کنید


 
[ شنبه 21 آبان 1390  ] [ 6:55 PM ] [ عرفان احمدي ] [ نظرات 0 ]
عید خون همان «عید اضحی»، به معنی قربانی کردن است. در سرزمین مِنی با قربانی گوسفند، «مَنْ» به «ما» تبدیل می شود؛ زیرا فلسفه عمل حج گذار و قربانی کننده این است که او با تمسک به حقیقت «ورع» گلوی دیوِ طمع را می برد و آنچه از قربانی به خدای سبحان می رسد، گوشت و خون نیست، بلکه روح کردار و جان عمل (تقوا) است و حاجی وارث ابراهیم خلیل الرحمن علیه السلام است که اسماعیل نفسش را به قربانگاه می برد و آن را ذبح می کند و به لقاء الله می رسد. این سخن رهبر فقیدمان است که فرموده است:
«عید سعید قربان، عیدی است که انسانهای آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمی می اندازد. قربانگاهی که درس فداکاری و جهاد در راه خدای بزرگ را به فرزندانِ آدم و اصفیاء و اولیاء می دهد.»(1)
قربانی در مِنی مقدمه رسیدن به غدیر است؛ چرا که اگر هوای نفس در مِنی قربانی نشود، در غدیرخم تسلیم حق شدن مشکل است و حضرت ابراهیم علیه السلام با ذبح اسماعیل مسلمانان را بیمه کرد که به جای فرزندانشان، گوسفند قربانی کنند و حضرت محمد صلی الله علیه و آله بشریت را بیمه کرد که به جای پیروی از ناحق از حق که همان علی است،(2) تبعیت کنند. و این چنین از پیوند قربان با غدیر، دین کامل شد.
و در فضیلت این ایام همین بس که امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام فرموده است:
«إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ زُفَّتْ أَرْبَعَةُ أَیَّامٍ إِلَی اللَّهِ کَمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ إِلَی خِدْرِهَا قیلَ ما هذِهِ الاْیّامُ قالَ: یَوْمُ الاْءَضْحَی وَ یَوْمُ الْفِطْرِ وَ یَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ یَوْمُ الْغَدِیرِ وَ إِنَّ یَوْمَ الْغَدِیرِ بَیْنَ الاَْضْحی وَ الْفِطْرِ وَ الْجُمُعَةِ کَالْقَمَرِ بَیْنَ الْکَوَاکِبِ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی نَجَافِیهِ اِبْرَاهِیمُ الْخَلِیلُ مِنَ النَّارِ فَصَامَهُ شُکْرا للَّهِ وَ هُوَ الْیَومُ الَّذِی اَکْمَلَ اللَّهُ بِهِ الدِّینَ فِی اِقَامَةِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله عَلِیّا اَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ عَلَما وَ اَبَانَ فَضِیلَتَهُ وَ وَصَاءَتَهُ فَصَامَ ذَلِکَ الْیَوْمَ وَ اِنَّهُ لَیَوْمُ الْکَمَالِ وَ یَوْمُ مَرغَمَةِ الشَّیْطَانِ وَ یَوْمُ تَقَبُّلِ اَعْمَالِ الشِّیعَةِ وَ مُحِبِّی آلِ مُحَمَّدٍ؛(3)
در هنگام قیامت، چهار روز را آرایش کرده نزد خدای سبحان می آورند؛ چنان که عروس را [در شب زفاف] به حجله می برند. از حضرت پرسیده شد: این ایام کدام اند؟ فرمود: روز قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدیر است. و روز «غدیر» بین روزِ فطر و روز جمعه مثل ماه است در میان ستارگان. آن روزی است که حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام از آتش نجات پیدا کرد و روزه گرفت و از خدا تشکر کرد. روز غدیر روزی است که خداوند به وسیله آن دین را کامل کرد و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله علی علیه السلام را به عنوان امیرالمؤمنین معرفی کرد و فضائل وی را برشمرد و جانشین بودن وی را [از طرف خدای سبحان به همگان] اعلام کرد و به میمنت این روز، روزه گرفت؛ چرا که روز کمال است و روز ناامیدی شیطان و روز قبولی اعمال شیعیان و دوستداران آل محمد صلی الله علیه و آله است.»

جلوه های ویژه عید غدیر از منظر
امام رضا علیه السلام
در فرهنگ غنی اسلامی، عید غدیر از ویژگی خاصی برخوردار است و از ایام الله شمرده شده است. در این روز، نعمت ولایت بر بشریت ارزانی داشته شد. بنابراین، به میمنت این روز فرخنده و مبارک، دستور عبادات و انجام مراسم مخصوص از ناحیه معصومین علیهم السلام صادر شده است.
در اینجا یکی از برنامه هایی را که توسط حضرت رضا علیه السلام اجرا شده است، بیان می کنیم:
«فیاض بن محمد گفته است: در سال 256 (ه .ق) در روز غدیر خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم. جمعی از خواص شیعیان منزل آقا بودند. حضرت آنان را برای افطار نگه داشت. سپس دستور داد تا غذا، گندم، صِلِه (پول)، لباس، کفش و حتی انگشتر برای خانواده های آنان ببرند. با ارسال هدیه و کادو شادی را به خانه های آنها برد و اوضاع و احوال آنان را تغییر داد و با این بذل و بخششها، آنها را خوشحال کرد تا آنان وسائل کهنه را کنار بگذارند و یادآوری کرد که اینها به میمنت فرا رسیدن روز غدیر است.»(4)

آداب و اعمال مربوط به عید غدیر
از جمله آداب و اعمال و جلوه های ویژه در روز غدیر چنین است:
1. غسل؛
2. روزه؛
3. نماز؛
4. زیارت؛
5. احسان و نیکی به مؤمنین؛
6. اظهار شادی و سرور؛
7. عقد اُخوّت.

روزه
از جمله عباداتی که در شمار مستحبات مؤکد قرار دارد، روزه عید غدیر است. در این خصوص امام صادق علیه السلام فرموده است:
«ثواب روزه این روز، معادل روزه شصت ماه است.»(5)
«روزه عید غدیرخم در نزد خدای سبحان، معادل یکصد حج و یکصد عمره پذیرفته شده است.»(6)
«همه انبیاء به جانشینان خود سفارش می کردند که روز تعیین جانشین را روزه بدارند.»(7)
«روزه روز غدیرخم، کفاره شصت سال است.»(8)

نماز
امام صادق علیه السلام فرموده است:
«کسی که نیم ساعت قبل از ظهر، [در روز عید] دو رکعت نماز شکر بگذارد و در هر رکعت ده مرتبه سوره حمد، ده بار سوره قل هو الله احد، ده بار سوره انا انزلناه فی لیلة القدر و ده بار آیة الکرسی بخواند، نمازش نزد خدای متعال برابر است با هزار حج و عمره و هر حاجتی چه دنیوی و چه اخروی از خداوند بخواهد، به آسانی و در کمال سلامتی بر آورده اش خواهد کرد.»(9)

زیارت
یکی از جلوه های ویژه در عید غدیر زیارت بارگاه شریف حضرت علی علیه السلام است. ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه السلام اهمیت زیارت مرقد مطهر امام علی علیه السلام و بزرگداشت روز غدیر و اظهار شادی و سرور این روز را چنین توصیف فرموده است:
«هر کجا که هستی سعی کن روز غدیر در کنار قبر مطهر حضرت علی علیه السلام حاضر شوی؛ زیرا در این روز خداوند سبحان گناهان شصت ساله اهل ایمان را می بخشد.
این روز، روز پوشیدن لباسهای نو و روز بیرون آوردن لباسهای کهنه از بدن است. این روز، روز زینت است. هر که خود را به مناسبت فرا رسیدن روز غدیر مهیا کند و تزیین کند؛ خداوند گناهان کوچک و بزرگ او را می بخشد و فرشته ای را مأموریت می دهد تا سال آینده برای او حسنه بنویسد و مقام و منزلت او را بالا ببرد و اگر در طول این مدت بمیرد، شهید محسوب می شود و اگر زنده بماند، سعادتمند است.
این روز، روز تبسم با مردم با ایمان است. هرکه در روز غدیر لبخند بر لبانش داشته باشد، خدا در روز قیامت با رحمت واسعه اش به او نگاه می کند و حاجات او را برآورده می سازد و برای او در بهشت قصری از دُرّ سفید بنا می کند و چهره اش را مسرور و شاداب می گرداند.»(10)

زیارت امین الله
این زیارت از جمله زیارات مطلقه است؛ به این معنی که برای زیارت همه ائمه علیهم السلام این زیارت را می شود خواند. و مفصّل آن در مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی آمده است.

احسان و نیکی
یکی دیگر از جلوه های ویژه روز عید غدیر، احسان و نیکی به دیگران، از جمله به خانواده و برادران دینی است. در این خصوص، امیر بیان حضرت علی علیه السلام چنین سفارش کرده است:
«معاش خانواده تان را توسعه دهید! به برادرانتان نیکی کنید! شکر گزار نعمتهای الهی باشید! با خوشحالی و چهره شاداب همدیگر را ملاقات کنید! انفاق یک درهم در این روز، مساوی است با دویست هزار درهم. هر که در این روز مؤمنی را افطاری دهد، مانند کسی است که ده «فئام» را افطار داده باشد.
شخصی از امیرالمؤمنین پرسید «فئام» چیست؟ حضرت فرمود:
هر فئام عبارت است از دویست هزار نبی، صدیق و شهید. پس اگر فردی چند نفر از اهل ایمان را افطار دهد، چه پاداشی خواهد داشت! برای چنین فردی من از جانب خدا ضامن می شوم که دُچار فقر و کفر نشود.»(11)

دعا در شب عید غدیر
یکی از آداب شب عید غدیر، دعا خواندن است و دعا وسیله ارتباط مخلوق با خالق است و سبب توجه و عنایت خدای مهربان با بنده خاضع و محتاج خود می شود؛ چرا که خودش فرموده است:
«قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُم»؛(12)
«[ای پیامبر!] بگو اگر دعا و درخواست شما نباشد، خدا به شما توجه نخواهد کرد... .»
در فرازی کوتاه از دعای شب عید غدیر چنین می خوانیم: «اَللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ رَسُولِکَ وَ عَلِیٍّ وَلِیِّکَ وَ الْاَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ حُجَجِکَ فَاَثْبِتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ وَ مُولاةِ اَوْلِیَائِکَ وَ مُعَادَاةِ اَعْدَائِکَ مَعَ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ الْاَخِرَةِ تَجْمَعُهُمَا لی وَ لِاَهْلِی وَ وُلْدِی وَ اِخْوَانِیَ الْمُؤْمِنینَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَی ءٍ قَدِیرٌ؛(13) خدایا! به حق محمد رسولت و به حق علی ولیّت و امامان بعد از او که حجت تو هستند، قلبم را بر دین خود و دوستی دوستانت و دشمنی دشمنانت ثابت بفرما! و خیر دنیا و آخرت را به من و خانواده ام و فرزندان و برادران با ایمانم عطا بفرما! که تو بر هر چیز توانایی.»

دعای روز عید غدیر
برای روز عید غدیر دو دعای مفصل نقل شده است که فرازی از یکی از دعاها را در اینجا می آوریم:
«...اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا أَمَرُوا بِطَاعَتِکَ وَ نَهَوْا عَنْ مَعْصِیَتِکَ وَ دَلُّوا عِبَادَکَ عَلَی وَحْدَانِیَّتِکَ.
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِیِّکَ وَ نَجِیبِکَ وَ صِفْوَتِکَ وَ أَمِینِکَ وَ رَسُولِکَ إِلَی خَلْقِکَ وَ بِحَقِّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ یَعْسُوبِ الدِّینِ وَ قَائِدِ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ الْوَصِیِّ الْوَفِیِّ وَ الصِّدِّیقِ الاْءَکْبَرِ وَ الْفَارُوقِ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ وَ الشَّاهِدِ لَکَ وَ الدَّالِّ عَلَیْکَ وَ الصَّادِعِ بِأَمْرِکَ وَ الْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِکَ لَمْ تَأْخُذْهُ فِیکَ لَوْمَةُ لَائِمٍ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَنِی فِی هَذَا الْیَوْمِ الَّذِی عَقَدْتَ فِیهِ لِوَلِیِّکَ الْعَهْدَ فِی أَعْنَاقِ خَلْقِکَ وَ أَکْمَلْتَ لَهُمُ الدِّینَ مِنَ الْعَارِفِینَ بِحُرْمَتِهِ وَ الْمُقِرِّینَ بِفَضْلِهِ مِنْ عُتَقَائِکَ وَ طُلَقَائِکَ مِنَ النَّار... .
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی عَرَّفَنَا فَضْلَ هَذَا الْیَوْمِ وَ بَصَّرَنَا حُرْمَتَهُ وَ کَرَّمَنَا بِهِ وَ شَرَّفَنَا بِمَعْرِفَتِهِ وَ هَدَانَا بِنُورِهِ. یَا رَسُولَ اللَّهِ، یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْکُمَا وَ عَلَی عِتْرَتِکُمَا وَ عَلَی مُحِبِّیکُمَا مِنِّی أَفْضَلُ السَّلَامِ مَا بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَار...؛(14)
معاش خانواده تان را توسعه دهید! به برادرانتان نیکی کنید! شکر گزار نعمتهای الهی باشید! با خوشحالی و چهره شاداب همدیگر را ملاقات کنید! انفاق یک درهم در این روز، مساوی است با دویست هزار درهم. هر که در این روز مؤمنی را افطاری دهد، مانند کسی است که ده «فئام» را افطار داده باشد.
...خدایا! درود بفرست بر محمد و آل محمد! چنان که آنان به طاعت تو امر کردند و از معصیت تو باز داشتند و بندگانت را به یگانگی تو راهنمایی کردند.
خدایا! به حق محمد، پیامبرت و بنده یگانه و برگزیده و امینت و فرستاده تو به سوی خلقت و به حق امیرالمؤمنین، پیشوای دین و رهبر سفیدرویانِ مشهور، وصی، وفادار، راستگوی بزرگ، جداکننده، حق از باطل، گواه تو، راهنمای به سوی تو ـ آن که با صدای بلند فرمان تو را اعلام و در راه تو جهاد کرد و در مورد توبه سرزنشِ ملامت گران توجه نکرد ـ از تو می خواهم بر محمد و آل محمد درود بفرستی و در این روزی که پیمانِ امامت ولی خود را بر گردن مردم نهادی و دین را برایشان کامل کردی، مرا از کسانی قرار دهی که حرمت او را شناخته و به فضل و برتری اش اعتراف دارند؛ آنان که از آتش رهایشان کردی... .
سپاس خدایی را که ارزش این روز را به ما شناساند و نسبت به حرمت آن بصیرت به ما داد و به وسیله آن ما را گرامی داشت و با شناخت آن شرافتمان بخشید و با نور آن راه را به ما نشان داد. ای رسول خدا! ای امیرمؤمنان! تا شب و روز باقی است، برترین سلام من بر شما و خاندان شما و دوستداران شما باد!»

 
[ شنبه 21 آبان 1390  ] [ 6:49 PM ] [ عرفان احمدي ] [ نظرات 0 ]

خدا را شاهد مى‏گیرم كه شنیدم رسول خدا صلى‏الله ‏علیه‏ و ‏آله‏ فرمود: على بهترین كسى است كه او را جانشین خود در میان شما قرار مى‏دهم. على امام و خلیفه بعد از من است، و دو فرزندم و نه تن از فرزندان حسین پیشوایان و امامانى پاك و نیك هستند. اگر از آنها اطاعت كنید، شما را هدایت خواهند نمود، و اگر مخالفت ورزید، تا روز قیامت بلاى تفرقه و اختلاف در میان شما حاكم خواهد شد.

 


 
[ شنبه 21 آبان 1390  ] [ 2:39 PM ] [ عرفان احمدي ] [ نظرات 1 ]

شهید مطهرى و واقعه غدیر


 


 

بهترین تعبیر درباره استاد شهید مطهرى، كلام امام خمینى  - رضوان الله علیه - است: « شهید بزرگوار و متفكر و فیلسوف و فقیه عالی مقام مرحوم آقاى حاج شیخ مرتضى مطهرى - قدس سره - ... كه در اسلام ‏شناسى و فنون مختلفه اسلام و قرآن كریم كم نظیر بود ... در عمر كوتاه خود اثرات جاویدى به یادگار گذاشت كه پرتوى از وجدان بیدار و روح سرشار از عشق به مكتب بود. او با قلمى روان و فكرى توانا در تحلیل مسائل اسلامى و توضیح حقایق فلسفى با زبان مردم و بى ‏قلق و اضطراب به تعلیم و تربیت جامعه پرداخت. آثار قلم و زبان او بى‏استثنا آموزنده و روان ‏بخش است و مواعظ و نصایح او كه از قلبى سرشار از ایمان و عقیدت، نشات مى‏گرفت، براى عارف و عامى سودمند و فرح زاست... .»

نظر استاد شهید مطهرى درباره هر مساله اسلامى، آینه اسلام ناب محمدى(ص) است كه با دلیل استوار و عبارات رسا و زیبا بیان كره است. عمده مباحث استاد درباره غدیر، در كتاب پر برگ و بار «امامت و رهبرى‏» ذكر شده است . به مناسبت عید غدیر به نقطه نظرات این اسلام شناس شهید و مرزبان فرهنگ علوی می پردازیم.


 

غدیر و آینه تبلیغ

استاد مطهری، در بحث «امامت در قرآن‏» به آیات مورد استدلال شیعه، توجه كرده و بعد از ذكر و شرح آیه «انما ولیكم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزكوة و هم راكعون.‏» (مائده/ 55) به تفسیر آیه تبلیغ پرداخته و مى‏نویسد:

«... از آیاتى كه در این مورد در سوره مائده وارد شده یكى این آیه است: یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ( مائده/‏67) اینجا لحن، خیلى شدید است: اى پیامبر! آنچه را كه بر تو نازل شد تبلیغ كن و اگر تبلیغ نكنى رسالت الهى را تبلیغ نكرده‏اى.

مفاد این آیه آنچنان شدید است كه مفاد حدیث «من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میتة جاهلیة‏.» اجمالا خود آیه نشان مى‏دهد كه موضوع آنچنان مهم است كه اگر پیغمبر تبلیع نكند، اصلا رسالتش را ابلاغ نكرده است.

سوره مائده به اتفاق شیعه و سنى، آخرین سوره‏اى است كه بر پیغمبراکرم نازل شده و این آیات، جزء آخرین آیاتى است كه بر پیامبر نازل شده یعنى در وقتى نازل شده كه پیغمبر(ص) تمام دستورات دیگر را در مدت سیزده سال مكه و ده سال مدینه گفته بوده و این، جزء آخرین دستورات بوده است. شیعه سؤال مى‏كند: این دستورى كه جزء آخرین دستورهاست و آنقدر مهم است كه اگر پیغمبر آن را ابلاغ نكند، همه گذشته‏ها كان لم یكن [هیچ و پوچ] است چیست؟ یعنى شما نمى‏توانید موضوعى نشان بدهید كه مربوط باشد به سال هاى آخر عمر پیغمبر و اهمیتش در آن درجه باشد كه اگر ابلاغ نشود هچ چیز ابلاغ نشده است. ولى ما مى‏گوییم آن موضوع، مساله امامت است كه اگر نباشد، همه چیز كان لم یكن است، یعنى شیرازه اسلام از هم مى‏پاشد. به علاوه شیعه از كلمات و روایات خود اهل تسنن، دلیل مى‏آورد كه این آیه در غدیر خم نازل شده است.» (1)


 

غدیر و آیه اكمال دین

شهید مطهرى آیه اكمال را این چنین تفسیر مى‏نماید:

«در همان سوره مائده، آیه« الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا» (مائده/‏3)؛ امروز دین را به حد كمال رساندم و نعمت را به حد آخر، تمام كردم، امروز است كه دیگر اسلام را براى شما به عنوان یك دین پسندیدم، نشان مى‏دهد كه در آن روز، جریانى رخ داده كه آن قدر با اهمیت است كه آن را مكمل دین و متمم نعمت ‏خدا بر بشر شمرده است و با بودن آن، اسلام، اسلام است و خدا این اسلام را همان مى‏بیند كه مى‏خواسته و با نبودن آن، اسلام، اسلام نیست. شیعه به لحن این آیه كه تا این درجه براى این موضوع اهمیت قائل است استدلال مى‏كند و مى‏گوید: آن موضوعى كه بتواند نامش مكمل دین و متمم نعمت و آن چیزى باشد كه با نبودنش، اسلام، اسلام نیست، چه بوده است؟ مى‏گوید ما مى‏توانیم موضوعى را نشان بدهیم كه در آن درجه از اهمیت‏ باشد ولى شما نمى‏توانید. به علاوه روایاتى هست كه تایید مى‏كند این آیه هم در همین موضوع [غدیر خم] وارد شده است.» (2)

 

مراد از «الیوم‏» چه روزى است؟

درباره این كه مقصود از«الیوم‏» در آیه اكمال دین، چه روزى است، استاد مطالبى پر بار و پر دامنه (3) عرضه مى‏دارد و به نقد و بررسى آراء در این موضع مى‏پرازد. او بعد از ذكر و نقد آراء دیگر (1- روز بعثت 2- روز فتح مكه ‏3- روز قرائت ‏سوره برائت) به بیان و استدلال شیعه پراخته و مى‏گوید:

«... استدلال شیعیان یكى از جنبه تاریخى است كه مى‏گویند وقتى ما مى‏بینیم در لفظ آیه: "الیوم اكملت لكم دینكم" این مطلب نیست كه «امروز» كدام روز است، به تاریخ و شان نزول ها مراجعه مى‏كنیم در نتیجه مى‏بینیم [كه روایات] نه یكى، نه دو تا و نه ده تا بلكه به طور متواتر مى‏گوید: این آیه در روز غدیر خم نازل شد كه پیغمبر(ص)، على(ع) را به جانشینى خودش نصب كرد.  ولى آیا قرائنى كه در خود آیه هست، همین را كه تاریخ تایید مى‏كند، تایید مى‏نماید یا نه؟ [مى‏بینیم كه تایید مى‏كند] آیه این است: "الیوم یئس الذین كفروا من دینكم"؛ امروز( یا بگوییم آن روز) كافران از دین شما مایوس شدند. این را ما ضمیمه مى‏كنیم به یك سلسله آیات دیگرى در قرآن كه مسلمین را تحذیر مى‏كند، مى‏ترساند و مى‏گوید كافران دائما نقشه مى‏كشند و دوست دارند كه شما را از دینتان برگردانند و علیه دینتان اقدام مى‏كنند... از طرف دیگر مى‏بینیم در آن آیه مى‏گوید ولى امروز دیگر مایوس شدند، از امروز دیگر فعالیت كافران علیه دین شما به پایان رسید "فلا تخشوهم" دیگر از ناحیه آنها بیمى نداشته باشید "واخشون" از من بترسید! ...

پس معنى" الیوم یئس الذى كفروا من دینكم فلا تخشوهم واخشون" این است كه دیگر كافرهاى بیرون جامعه اسلامى [از این كه دین شما را از بین ببرند] مایوسند، از ناحیه آنها دیگر خطرى براى عالم اسلامى نیست، از من بترسید، یعنى از خودتان بترسید. اى جماعت مسلمین! بعد از این اگر خطرى باشد آن است كه خودتان با نعمت اسلام بد عمل بكنید، كفران نعمت ‏بكنید، آن استفاده‏اى را كه باید ببرید نبرید، در نتیجه، قانون من در مورد شما اجرا شود: "ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم." از این روز، دیگر خطرى از خارج، جامعه اسلامى را تهدید نمى‏كند[ زیرا، امام و حافظ نظام، تعیین شد] خطر از داخل تهدید مى‏كند.» (4)


 

تواتر حدیث غدیر

استاد، یكى از ادله شیعه در امامت را تواتر حدیث غدیر شمرده و مى‏نویسد:

«... [خواجه نصیر] مى‏گوید:" و لحدیث الغدیر المتواتر"؛ حدیث غدیرى كه متواتر است. متواتر در علم حدیث اصطلاحى است. تواتر یعنى [مقدار نقل خبر] فوق تبانى [بر دروغ] باشد. شیعه مدعى است كه نقل خبر غدیر در حدى است كه ما احتمال تبانى هم در آن نمى‏توانیم بدهیم و بگوییم مثلا چهل نفر از صحابه پیغمبر تبانى كردند بر یك دروغ! خصوصا كه بسیارى از ناقلان این خبر، جزء دشمنان على(ع) بوده یا از طرفداران ایشان شمرده نشده‏اند... .» (5)

شهید مطهرى درباره این قسمت از روایت غدیر كه «من كنت مولاه فهذا على(ع) مولاه‏» معتقد است كه حتى شاید سنی ها هم نتوانند انكار كنند كه متواتر است. (6)


 

حدیث غدیر در منابع تاریخى

در نظر استاد، گذشته از كتب روایى، حدیث غدیر  در بسیارى از كتب تاریخى هم ذكر شده است كه آن كتب از منابع معتبر و مهم تاریخ شمرده مى‏شوند:

" قدیمی ترین كتاب تاریخى اسلام از كتاب هاى تاریخ عمومى اسلامى و از معتبرترین كتاب هاى تاریخ اسلامى كه شیعه و سنى آن را معتبر مى‏شمارند كتاب تاریخ یعقوبى است. مرحوم دكتر آیتى هر دو جلد این كتاب را ترجمه كرده‏اند، كتاب بسیار متقنى است و در اوایل قرن سوم هجرى نوشته شده است. ظاهرا بعد از زمان مامون و حدود زمان متوكل نوشته شده است. این كتاب كه فقط كتاب تاریخى است و حدیثى نیست، از آن كتاب هایى است كه داستان غدیر را نوشته است. كتاب هاى دیگرى كه آنها را هم اهل تسنن نوشته‏اند نیز حادثه غدیر خم را ذكر كرده‏اند." (7)


 

غدیر در آیینه شعر

ادبیات و به ویژه شعر، آیینه تمام نماى فرهنگ جامعه است و حضور مساله‏اى در ادبیات هر زمانى، نشانه مطرح بودن آن مى‏باشد. و غدیر در همه قرن ها در ادب و فرهنگ مردم حضور داشته است. استاد درباره توجه علامه امینى در الغدیر به این مساله مى‏نویسد: " (الغدیر) از جنبه ادبى هم استفاده كرده است، چون در هر عصرى هر مطلبى كه در میان مردم وجود داشته باشد، شعرا آن را منعكس مى‏كنند... [علامه امینى] مى‏گوید اگر مساله غدیر مساله‏اى بود كه به قول آنها مثلا در قرن چهارم به وجود آمده بود، دیگر در قرون اول و دوم و سوم، شعرا، این همه شعر، درباره‏اش نگفته بودند. در هر قرنى ما مى‏بینیم كه مساله غدیر، جزء ادبیات آن قرن است. بنابراین، چگونه مى‏توانیم این حدیث را انكار كنیم؟!" (8)


 

شرح حدیث غدیر

استاد، این حدیث را كه حدیث هدایت و روشنایى است؛ این چنین ذكر و شرح مى‏كند:

هنگامى كه به غدیر خم كه نزدیك جحفه (10) است رسیدند، قافله را متوقف و اعلام كردند كه مى‏خواهم درباره موضوعى با مردم صحبت كنم. (این آیه‏ها نیز در آنجا نازل شد.) بعد دستور داد كه منبرى برایش درست كردند. از جحاز شتر و چیزهاى دیگر، مركز مرتفعى ساختند. حضرت رفت ‏بالاى آن و مفصل صحبت كرد:

"الست اولى بكم من انفسكم؟ قالوا: بلى. آنگاه فرمود: من كنت مولاه فهذا على مولاه." بعد از این بود كه این آیه نازل شد: "الیوم یئس الذین كفروا من دینكم فلا تخشوهم واخشون الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى..." اینها را در كتاب هایى مثل الغدیر یا ترجمه‏هاى آن نوشته‏اند. (11)

این مطلب گذری بود بر نظرات استاد شهید مرتضی مطهری (ره) که نسبت به امامت و عید غدیر بیان کرده بودند.


 

پى‏نوشت ها:

1-   ، چاپ دوم 1364 ش، صص 61 - 62.

2- امامت و رهبرى، صص 62 -63.

3- مطالب استاد در 20 صفحه ذكر شده است: امامت و رهبرى، صص 118 -137.

4- امامت و رهبرى، صص 132 -137.

5- همان، صص 104 - 105.

6- همان، ص‏113.

7- امامت و رهبرى، ص 130.

8- امامت و رهبرى، ص 101.

9- حجة الوداع در سال آخر عمر حضرت رسول، دو ماه مانده به وفات ایشان، رخ داده است. وفات حضرت رسول در بیست و هشتم صفر یا به قول سنی ها در دوازدهم ربیع الاول اتفاق افتاده است. در هجدهم ذى الحجه به غدیر خم رسیدند. مطابق آنچه كه شیعه مى‏گوید حادثه غدیر خم دو ماه و ده روز قبل از وفات حضرت روى داده و مطابق آنچه كه سنی ها مى‏گویند این حادثه دو ماه و بیست و چهار روز قبل از رحلت ‏حضرت رسول اتفاق افتاده است. ( این مطلب از استاد شهید است).

10- ... جحفه، میقات اهل شام است ‏یعنى وقتى افراد از راه شام كه شمال غربى [مكه] مى‏شود مى‏آمدند، پس از پیمودن اندكى از راه به جحفه مى‏رسیدند. پیغمبراكرم(ص) آنجا را میقات قرار دادند براى مردمى كه از آن راه مى‏آیند. غدیر خم، نزدیك جحفه است و محلى بوده كه مسلمین در بازگشت از مكه وقتى به آن نقطه مى‏رسیدند متفرق مى‏شدند، اهل مدینه به مدینه مى‏رفتند و دیگران نیز به شهرهاى خود. ( این مطلب هم استاد شهید است.)

11- امامت و رهبرى، صص 130 - 132 و صص 84 - 85.


 
[ جمعه 20 آبان 1390  ] [ 8:07 PM ] [ عرفان احمدي ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  

درباره وبلاگ

نويسندگان
آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 57380 نفر
كل مطالب : 92 عدد
تعداد کل نظرات : 2 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : سه شنبه 17 آبان 1390 
آخرین بروز رسانی : جمعه 27 آبان 1390 
امکانات وب